بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بیرحمی که هی میان میشینن رو دوش آدم و میگن:
«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌
«بچه داری، شوهر همکاری نمیکنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جملهی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بیخیال لاغر شدن!
🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»
راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅
هر بار که رژیم رو ول میکردم، میرفتم سراغ یکی از بهونههام و باهاش خودم رو توجیه میکردم:
«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»
«مگه میشه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»
«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»
ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:
تا کی میخوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت میخواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالشهای فانتزی لاغر شدن باشی؟
و همونجا بود که فهمیدم…
💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب میکرد بهجای حرکت!
تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:
🌪️ شناسایی بهونهها
🧠 بررسی ریشههای ذهنیشون
🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون
اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونههات بندازی…
آمادهای با هم یکییکی خطشون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونهی شماره یک: وقت ندارم!
این یکی رو که دیگه همهمون استادیم توش!
«وای من سر کارم»،
«بچه دارم»،
«صبح تا شب تو ترافیکم»
یا حتی:
«اصلاً وقت نمیکنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫
ولی بذار یه سؤال بپرسم:
واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اونقدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟
🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز میکنی، نه اینکه بندازیش ته لیست.
خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:
نگاهم به خودم.
🧬 بهونهی شماره دو: ژنمون اینجوریه!
آه… ژن عزیز!
چاقی ارثیه…
ما خانوادگی همینیم…
مامانمم لاغر نمیتونه بشه…
پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷♀️
درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اونقدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!
😏 اگه ژنتیک همهچیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟
مشکل اصلی، عادتهای فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل میشه، نه فقط ژن!
یک مطالعه مهم که در مجله بررسی های طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان میدهد که ژنهای مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آنها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان میکند که بیشتر تأثیرات ژنها را می توان از طریق اصلاح فرمول های پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.
🍩 بهونهی شماره سه: نمیتونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم
بیاین با هم صادق باشیم…
قرمهسبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بویدارِ داغ…
کی میتونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤
ولی واقعاً برای لاغری قراره همهی خوشیهای دنیا رو حذف کنیم؟
نه عزیز دل!
ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:
🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت میگذره، نه تو بشقابت!
وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.
تو یاد میگیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.
جالبه نه؟ 😊
🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!
تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:
ذهنم نمیخواد تغییر کنم.
چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…
و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونهها رو میسازه تا ما رو همونجا که هستیم نگه داره.
🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچوقت تغییر نمیکنی.
✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومتها رو بشناسی و یکییکی ازشون عبور کنی.

🎯 پیشنیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانهها
راستش اون روزها اصلاً نمیدونستم که یکی از مهمترین قدمهای لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهمتر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!
قبلاً هرجا میرفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی میدادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزشهای عجیبغریب که باید مو به مو اجراش میکردم.
هیچکسی ازم نپرسید:
«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»
فقط میگفتن: «این برنامهس. انجامش بده و حرف نزن!»
اما وقتی کمکم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیلهای واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…
احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.
دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفتهشده هست.
تا قبل از اون، همیشه فکر میکردم خدا یا خانوادهم باعث چاقی منن.
انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.
اما وقتی آگاهیم بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجاتبخش رو فهمیدم:
پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار میکنیم.
و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم میاومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟
ولی خدا بهم لطف کرد…
قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علتها.
و همین کشفها، کمکم ترسهامو کم کرد، بهونههامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشنتر بشه.
ماهها گذشت.
من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمولهای پنهان چاقی در ناخودآگاه.
تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بیاینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.
کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.
و اون نشونهها بهم گفتن:
✅ «درست اومدی! راهت همینه!»
انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.
چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچوقت موفق نشده بودم.
همهاش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سالها مثل سایه همراهم بودن.
اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، میتونم با اطمینان بگم:
💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونهای براش نمیمونه!
من؟
یه نمونهی زندهم برای تمام بهانه برای لاغر نشدنهایی که آدمها میارن:
- از بچگی چاق بودم.
- بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
- ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
- چربیهام قدیمی و سفت و لجباز بودن.
- کارم پشت میزه.
- اهل تحرک نیستم.
- هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
- غذام هم مثل همهی آدمهای چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.
ولی ذهنم رو تغییر دادم…
و بهونهها رو کنار گذاشتم.
❗ هر کسی که هنوز میگه “من نمیتونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.
و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامهای جواب نمیده!
اما اگه بهونههاتو بریزی دور، ذهن تو آماده میشه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکسهاشون توی آلبوم «شگفتیسازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.
ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.
و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.
🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.
اگه نفس میکشی، یعنی میتونی لاغر بشی.
به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…
✍️ تمرین آموزشی 📖
مهمترین پیشنیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک میکند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدنهای خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.
🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدنهایی که در گذشته باعث شدهاند برای رسیدن به اهدافتان اقدام نکنید، فهرست کنید.
🎭 بهانهها دو نوعاند:
۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربیهام قدیمیه» و…
✨ حالا بنویس:
- کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
- برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانعکننده برای مقابله باهاش بنویس.
- احساست رو درباره زمانی که لاغر میشی توصیف کن.
- تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگیت ایجاد میشه رو هم بنویس.
📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.
📻 رادیو لاغری
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 331 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام روز چهاردهم من
منم همیشه بهانه م این بود که تو خانواده چاقی بدنیا آمدم و پرخوری رفته تو گوشت و خون من و چون پدرو مادر من بالای صد کیلو بودند منم مثل همونا میشم
یعنی فکر میکردم و به خودم القا میکردم که من هر کاری ام کنم ژنتیکی چاقم جالبه دیگران هم همینو بهم میگفتند و بهانه افتاده بود دستم و هی میخوردم و خودمو اینجوری توجیه میکردم
بعد از سرطان هم علت چاقیم رو میتداختم گردن کورتون هایی که بهم تزریق میکردند و شنیده بودم کورتون چاق میکنه و به هر کسی هم میگفتم میگفت حق داری دیگه طفلک و تایید میکرد که کورتون چاق میکنه اینم یه توجیه دیگه برای پرخوری هام بود
مادرم پدرم فوت شدند میانداختم گردن غمی که دارم و پرخوری عصبی م تو اون مدت
با همسرم و خانواده همسرم حرفم میشد رو مخم میرفتند یا با پسرم دعوام میشد میانداختم گردن اونا که اعصابمو خورد میکنند
خلاصه همش دوست داشتم از گردن خودم باز بشه و دنبال مقصر تو بیرون بودم
ولی الان میدونم همش تقصیر خودم بوده خودم با لذت خوردم و اینم نتیجه عملکرد منه
الآنم با لذت میخوام بخورم ولی ایندفعه میخوام با آگاهی ذهنی در کنارش لاغر بشم با لذت و آرامش
و هر روز دارم لاغر میشم از دیدن خودم تو آینه تعجب میکنم که با چه سرعتی رو به تناسبم چقدر سایزم تغییر کرده چقدر میلم و هوس هام تغییر کرده
دیشب مثلا به یکی دو لیس بستنی اکتفا کردم و بقیه شو دادم همسرم خورد
شام دیشب یه لقمه کباب کوبیده بود که با همسرم نصفش کردم و با هم خوردیم هم لذت بردم و هم تو مسیر لاغری با ذهنم بدون عذاب بدون رژیم بدون ورزش و براحتی آب خوردن
نشان های دریافت شده
منم بهانه های زیادی رو سالهای سال با خودم حمل میکنم اینکه ژنتیکیه چاقیم چون زیاد میخوابمچون فعالیت ندارمچون صبا دیر پا میشمچون از بچگی تپل بودم.
تمرین گام دوم
بهانه هایی که در گذشته داشته اید و مانع حرکت شما برای رسیدن به اهداف شده است را شرح دهید.
هدف : لاغری و سبک غذایی سلامت بهانه ها:بهانه هایی از این دست که چون الان فصل امتحانات است پس عادیست که از استرس زیاد بیشتر غذا بخورم؛ یا چون اراده ندارم پس نمی توانم لاغر شوم، حتما باید باشگاه بروم، حتما باید رژیم خاصی از متخصص خاصی دریافت کنم، رژیم غذایی سلامت هزینه ی زیادی دارد، سالم غذا خوردن سخت است، من بی تحرک هستم و تحرک و ورزش سخت است، حالا مگر چند بار این رستوران می آییم، یک روز بیش از حد غذا خوردن که هزار روز نمی شود و…همچنین از طرفی بهانه هایی از جنس ترس از موفقیت! مثل اینکه اگر لاغر بشوم و زشت بشوم چه؟!لاغری ممکن است خطرناک باشد!لاغری ممکن است باعث شود کم بنیه شوم اگر لاغر بشوم و بگویند تپل بودی بهتر بود چه؟!و…
بهانه هایی که در گذشته مانع از اقدام شما برای لاغری شده اند را بنویسید.
بهانه های احساسی و منطقی به طور کلی۱.ترس از لاغر شدن ۲.احساس تنبلی برای ادامه ی مسیر سالم بودن۳.احساس عدم لیاقت برای لاغری( چون فکر میکردم باید حتما رژیم غذایی از متخصص دریافت کنم یا به باشگاه خاصی بروم)۴. کار و امتحانات باعث می شود استرس داشته باشم پس حق دارم پرخور باشم !۵.لاغری سخت است چون لاغرها باید تحرک زیاد داشته باشند و تقریبا اصلا غذا نخورند!۶.حالا در ایام نوروز، تعطیلات یا مهمانی هستیم و اشکالی ندارد، از بعد از تعطیلات شروع می کنم!۷.حالا همین یک لقمه ی اضافه که اشکالی ندارد!۸.الان خسته هستم و حال پیاده روی ندارم!۹.اگر این غذا را که تعارف شده بر ندارم ممکن است ناراحت بشوند!و…
رد بهانه ها:۱. لاغر شدن ترس ندارد، این همه آدم سالم و لاغر وزیبا! ۲.من وظیفه دارم برای سلامتی خودم وقت بگذارم و به خودم توجه کنم، هر چقدر که ادامه بدهم به این مسیر، تنبلی کم کم از بین می رود و ساختن عادات خوب زمان می برد پس بهتر از عجول نباشم( گاهی تنبلی من از عجول بودنم نشات میگیرد و با خودم میگویم حالا که زود نمی رسم پس بیخیال!)۳.من لایق وزن متناسب و سلامتی هستم، سلامتی و وزن متناسب حق طبیعی من است! و اصلا متناسب بودن طبیعی است نه چاقی!۴.غذا وسیله ی کنترل احساسات و هیجانات نیست وقتی استرس دارم می توانم نفس عمیق بکشم، قدم بزنم، آب بنوشم، با خانواده صحبت کنم، کتاب بخوانم، به موسیقی گوش بدهم، مدیتیشن کنم؛ به جای اینکه همیشه سراغ یخچال را بگیرم از این بعد تمرین می کنم ذهن آگاه رفتار کنم، کم کم و پیوسته.۵.دلیل لاغر بودن غذا نخوردن و ورزش طاقت فرسا نیست! مهمترین گام ذهن آگاهی و باور به لاغری است!۶.هر روز و هر لحظه وظیفه ی مراقبت از خودم را دارم و از همین لحظه از بدن و سلامتی ام بهتر مراقبت می کنم، قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود! اتفاقا یک روز هزار روز می شود! پس چه بهتر که حواس جمع باشم و از فرصت ها برای بهتر شدن استفاده کنم.۷. کاملا تفکر یک لقمه بیشتر، اشکال دارد! وقتی سیر هستم لزومی ندارد که یک لقمه بیشتر غذا بردارم.۸. وقتی خودم دوست دارم پیاده روی کنم و می دانم که حتما حتی با ۱۰۰ قدم درجا زدن در خانه بهتر، حالم می شود پس بهانه بی بهانه!۹. می توانم بگویم ممنون و الان میل ندارم؛ در ضمن من مسئول تمام احساسات دیگران نیستم در وهله ی اول باید از خودم مراقبت کنم بعد احساسات دیگران.
خیلی ممنون از شما
نشان های دریافت شده
سلام به دوست خوبم چقدر خوب تمرین را انجام دادید. من در انجام تمرینات کمی گیج شده بودم ولی با خوندن کامنت شما دقیقا متوجه شدم که منظور تمرین چی هست سپاسگزارم دوست خوبم
سلام و خداقوت
استاد ممنون از اینهمه اطلاعات مفیدتون که در اختیار ما قرار میدهید خدا براتون سلامتی و طول عمر بده
نشان های دریافت شده
سلام من چاقی گذشته خودرا به گردن تیروید کم بودن سوخت وسازبدن ویا ارثی بودن که پدرومادرم چاق بودن منم ازانها ارث بردم همیشه دوست داشتم پرخوری کنم ولی ادم تنبل وبی حس وحال بودم زیاداهل تحرک نبودم باشگاه میرفتم ولی هیچ تاثیری نداشت اگرازدکتربرنامه میگرفتم کامل اجرانمیکردم زیرابی میرفتم میخوردم بعدعذاب وجدان میومدسراغم دوباره وزن برمیگشت ولی به لطف خدا دیگه چاق نیستم وخیلی خوشحالم وازخدای خودم ممنونم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز فوق العاده بود ممنون از اینکه دانش و آگاهی تونو در اختیار ما میزارید.
نشان های دریافت شده
با سلام
پریا :خداوند را شاکرم که مرا به این دوره فوق العاده هدایت کرد و مطمئنم در مسیر حمایت خواهد کرد.
بهانه هایی که در گذشته داشتم زیاد بودن مثلا چاقی خودم را ارثی میدانستم و اینکه خدا منو اینجوری آفریده ،یکی دیگر از بهانه های ذهن من خوشمزه بودن غذا های مادرم بود که نمیتوانستم مقاومت کنم یا دلیل دیگری داشتم که من اراده ندارم یا بزرگتر شدم رژیم میگرم الان سن رشد هستم و به همین بهانه ها بیشتر پرخوری میکردم .در سال های گذشته های بهانه هآیی مثل من آب هم بخورم چاق میشم یا من چون مشکلات هورمونی دارم چاق هستم را بهانه میکردم.
بهانه های مانع من برای اقدام به لاغری میشدن زیاد هست مثلا فعلا سنم کمه ول کن ،وای من عاشق غذام میمرم اگه غذا نخورم یا مثلا کنکور و مدرسه را بهانه میکردم .حس و حال ،شرایط روحی همه چیز برای من بهانه ای بود برای تغییر نکردن .خلاصه کوچک تریم چیز ها تا بزرگترین چیز هارو بهانه میکردم ،
خیلی از بهانه مثل ارثی بودن چاقی واقعا فقط یک بهانه ای بیش نبود زیرا هزاران مثال نقض هست که خیلی ها با پدر مادر چاق بازم متناسب هستند یا بهانه خواست خدا اولا مگر میشود خدا جز خیر برای بنده خودش چیز دیگری بخواهد و اینکه خداوند همش مرا به مسیر های درست ذهنی از اول هدایت میکرد که این خود نشان دهنده خواست خدا در تغییر و بهبود وضعیت من بوده است .
دیگر بهانه که مشکلات هورمونی هست که خب منطقی اگر بخوام به این قضیه نگاه کنم اول اینکه من در ابتدا ی چاقی که اصلا مشکلات هورمونی نداشتم و طی مسیر چاقی اکتسابش کردم و درواقع فورمول های نادرست ذهنی و رفتار نادرست باعث این قضیه شد و دوم با این وجود بازم افراد زیادی را میشناسم که مشکلات هورمونی دارن ولی متناسب هستند.
و اینکه دست پخت خوشمزه مادر عزیزم هم یک بهانه برای فریب خودم بود وگرنه تو بر اساس نیاز بدنت و به اندازه بدنت بخور و لذت ببر به حای اینکه پرخوری کنی و اصلا به سیر بودنت توجه نکنی .
بهانه های احساسی مثل انگیزه نداشتن یا پست مار نداشتن یا نا امید بودن هم که زائده ذهنم برای حفظ وضعیت من در نقطه امن و مانع شدن از تغییر بود وگرنه بار ها در زمینه های سخت تر ثابت کردم چقدر میتوانم با انگیزه و توانا باشم و هستم .
امروز تمام این بهانه را خنثی و به سطل زباله ذهنم انداختم و مطمئنم که آینده بسیار روشن و من صد درصد نتیجه میگرم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز از خوندن کامنتت بسیار لذت بردم و میدانم که دیگر هیچ جای بهانه ای ندارم و امیدوارم در این مسیر موفق و پیروز باشیم.
نشان های دریافت شده
سلام و روز بخیر بر استاد عزیزم
این بار سوم هست که دوره صدگام رو شروع کردم ولی هربار که فایل هارو نکاه میکنم انگار بار اول هست که دارم گوش میدهم برایم لذتبخش هست
استاد در مورد بهانه آوردن که فرمودین اگر رایگان باشه مثلا فردی بگه خوب نیست لازم میدونم بگم که من دوره لاغری خریداری کردم فوق العاده بوده تا الان ولی باید بگم که اولین فایل رایگانی که در سایت بود ومن مشتاقانه نکاه کردم برایم از بهترینها بود وبرایم حکمکلید ورود به این سایت شد و بیشتر نجواهای ذهنی من صحبتهای همون روز شما هست پس هیچ بهانه ای وجود ندارع که بگم من لاغر نمیشم
مقصر چاقی فقط خودم هستم
بهانه هایی که در گذشته داشتم برای لاغر نشدن تمامش مطالب وافکار اشتباهی بوده که من خودم وارد ذهنم کردم و بر اثاث همون افکار رفتار کردم و نتیجه اون چاقی و اضافه وزن بوده
زیاد کربو هیدرات میخورم ورزش نمیکنم سنم گذشته ارث من چاقی هست از قبیل این بهانه ها در حالی که به هیچ عنوان صحیح نبوده ومن باید بهانه هارو پاک کنم گذشته تموم شده و آینده معلوم نیست چی میشه در خال حاضر شرایط رو قبول کنم ودر جهت لاغری پیش برم من به چاقی عادت کرده بودم و بهونه داشتم برای خودم
اطراف من پر هست از افراد متناسب ی که هیچ ذهنیتی برای لاغری یا چاقی ندارن و فقط زندکی میکننن ودرحد نیاز بدن خودشون غذا میخورن من همش دارم به این موضوع فکر میکنم چرا باید ما باهم فرق داشته باشیم تمام ارگان های بدن ما یکی هست خداوند مهربان در آفرینش بندگانش هیچ اشتباهی نمیکند واین خودمان هستیم که در جسم خود با ذهن غلط اشتباه رو وارد میکنیم پس باید افکار درست رو وارد کنیم تا ماهم مثل بقیه افراد متناسب از شرایط لذت ببریم
من با ورود به سایت لاغری دیگر نه تنها از دست خودم ناراحت نیستم بلکه دلم هم برای خودم میسوزه که چرا با اشتباهات گذشته خودم به جسمم آسیب زدم دیگه هیچنگرانی ندارم و ایمان به این راه و افکار درست برایم متناسب شدن رو رقم میزنه
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با عرض سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم و دوستان متناسبم.
بهانه بی بهانه
افراد موفق کسانی هستند که بهانه ای برای نرسیدن به آرزوهاشون ندارن .
آرزوی من تناسب اندام است و مهم ترین دلیل نرسیدن من دلایلی هست که برای چاق بودن دارم .
من پرخوری عصبی دارم .
من غذاهای اضافه رو می خورم اسراف نشه.
من باید کنار خانواده باشم و غذا بخورم .
و…..
اولین گام برای اینکه بتونم به موفقیت برسم اینه که دلایل چاقی خودم رو بشناسم و به خودم ثابت کنم که این یک باور اشتباه هست و یک بهانه برای نرسیدن .
از وقتی با این سایت فوقالعاده آشنا شدم و با ذهن و افکار اشتباه خودم دلایل زیادی پیدا کردم برای چاقی و همین بهانه ها منو تا حالا از تناسب اندام محروم کرده .
حالا که دلایل چاقی رو شناختم، میدونم من مقصر چاقی خودم هستم چون هر چی شنیدم رو باور کردم و انتظاری در من بوجود آورد و باعث چاقی من شد.
حالا که من مقصر چاقیم هستم میدونم که من هم می تونم تناسب اندام رو به خودم هدیه کنم .
هر بار که رژیم گرفتم و موفق نشدم باعث شد یک دلیل برای لاغر نشدن پیدا کنم ولی نشد یکبار بگم راه و روش اشتباهه .
پس شروع کردم به بهانه ساختن تا خودم رو تبرئه کنم .
اما حالا دیگه نه .
میدونم هیچ بهانه ای دیگه وجود نداره .
همه ی بهانه ها رو استاد داشتن ولی لاغر شدن ،پس من می تونم متناسب بشم .
بهانه های مختلف مثل ارث، بی تحرکی ،غذاها ،سحرخیزی . اینا همه فقط و فقط بهانه است و فرمول اشتباه .
اگر نفس می کشم پس قابلیت لاغر شدن دارم .
مهم ترین نکته اینه که باید با همین شرایط بهترین زندگی رو خلق کنم و در کنارش به تناسب اندام برسم .
بزگترین اشتباه اینه که همهچی رو تعطیل کنم تا متناسب بشم و بعد زندگی و اینکار باعث میشه روز به روز حالم خراب بشه و از تناسب اندام هم نتیجه نگیرم .
نکته ی بعدی اطمینان به مسیرم هست .
اینکه کاری نباید انجام بدم و فقط باید چاقی و دلایلش رو از ذهنم پاک کنم ،شاید منو به شک بندازه که آیا نتیجه می گیرم یا نه اینم به این خاطر هست که من تا حالا با رژیم و ورزش متناسب شدم و کاری انجام دادم و این فرمول رو در ذهنم ایجاد کردم که تا کاری نکنم و رنجی نبرم از تناسب خبری نیست .
ولی استاد و دوستان این کارو انجام دادن و من با دیدن اونها به این باور می رسم که شدنی هست .
حتی من در خودم تغییرات زیادی دیدم و ایمان دارم شدنی هست .
نکته ی مهم زندگی اینه که هر چیزی رو شنیدید باور نکنید ،همین باور کردن عامل اصلی چاقی من شده .
از وقتی با سایت آشنا شدم دیگه هر چیزی رو باور نمی کنم و خداروشکر می کنم که ذهنم آسوده تر شده .
بهانه ها رو کنار میذارم و به لطف خدا شگفتی ساز می شوم.
استاد عزیز و گرامی بسیار از لطف و مهربانی شما سپاسگزارم 🙏🌼
در پناه حق باشید .
نشان های دریافت شده
سلام من هم تنبل بودم برالاغری همش دوست داشتم فقط بخورم اگه باشگاه میرفتم همش مینالیدمای بدنم ضعیفه ای بی حسم نمیدونم تیرویددارم سوخت وسازبدنم پایینه حتی برا زندگی همش مینالیدم نمیتونم حس وحال ندارم وهمیشه افسرده بودم همش دنبال یه ره راحت بودم بخودم سختی ندم ولی بلطف خدای مهربان واشنایی با لاغری باذهن باعث شده روزبه روزحالم بهترشده