بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بیرحمی که هی میان میشینن رو دوش آدم و میگن:
«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌
«بچه داری، شوهر همکاری نمیکنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جملهی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بیخیال لاغر شدن!
🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»
راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅
هر بار که رژیم رو ول میکردم، میرفتم سراغ یکی از بهونههام و باهاش خودم رو توجیه میکردم:
«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»
«مگه میشه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»
«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»
ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:
تا کی میخوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت میخواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالشهای فانتزی لاغر شدن باشی؟
و همونجا بود که فهمیدم…
💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب میکرد بهجای حرکت!
تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:
🌪️ شناسایی بهونهها
🧠 بررسی ریشههای ذهنیشون
🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون
اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونههات بندازی…
آمادهای با هم یکییکی خطشون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونهی شماره یک: وقت ندارم!
این یکی رو که دیگه همهمون استادیم توش!
«وای من سر کارم»،
«بچه دارم»،
«صبح تا شب تو ترافیکم»
یا حتی:
«اصلاً وقت نمیکنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫
ولی بذار یه سؤال بپرسم:
واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اونقدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟
🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز میکنی، نه اینکه بندازیش ته لیست.
خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:
نگاهم به خودم.
🧬 بهونهی شماره دو: ژنمون اینجوریه!
آه… ژن عزیز!
چاقی ارثیه…
ما خانوادگی همینیم…
مامانمم لاغر نمیتونه بشه…
پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷♀️
درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اونقدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!
😏 اگه ژنتیک همهچیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟
مشکل اصلی، عادتهای فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل میشه، نه فقط ژن!
یک مطالعه مهم که در مجله بررسی های طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان میدهد که ژنهای مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آنها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان میکند که بیشتر تأثیرات ژنها را می توان از طریق اصلاح فرمول های پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.
🍩 بهونهی شماره سه: نمیتونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم
بیاین با هم صادق باشیم…
قرمهسبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بویدارِ داغ…
کی میتونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤
ولی واقعاً برای لاغری قراره همهی خوشیهای دنیا رو حذف کنیم؟
نه عزیز دل!
ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:
🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت میگذره، نه تو بشقابت!
وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.
تو یاد میگیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.
جالبه نه؟ 😊
🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!
تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:
ذهنم نمیخواد تغییر کنم.
چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…
و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونهها رو میسازه تا ما رو همونجا که هستیم نگه داره.
🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچوقت تغییر نمیکنی.
✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومتها رو بشناسی و یکییکی ازشون عبور کنی.

🎯 پیشنیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانهها
راستش اون روزها اصلاً نمیدونستم که یکی از مهمترین قدمهای لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهمتر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!
قبلاً هرجا میرفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی میدادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزشهای عجیبغریب که باید مو به مو اجراش میکردم.
هیچکسی ازم نپرسید:
«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»
فقط میگفتن: «این برنامهس. انجامش بده و حرف نزن!»
اما وقتی کمکم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیلهای واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…
احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.
دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفتهشده هست.
تا قبل از اون، همیشه فکر میکردم خدا یا خانوادهم باعث چاقی منن.
انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.
اما وقتی آگاهیم بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجاتبخش رو فهمیدم:
پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار میکنیم.
و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم میاومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟
ولی خدا بهم لطف کرد…
قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علتها.
و همین کشفها، کمکم ترسهامو کم کرد، بهونههامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشنتر بشه.
ماهها گذشت.
من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمولهای پنهان چاقی در ناخودآگاه.
تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بیاینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.
کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.
و اون نشونهها بهم گفتن:
✅ «درست اومدی! راهت همینه!»
انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.
چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچوقت موفق نشده بودم.
همهاش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سالها مثل سایه همراهم بودن.
اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، میتونم با اطمینان بگم:
💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونهای براش نمیمونه!
من؟
یه نمونهی زندهم برای تمام بهانه برای لاغر نشدنهایی که آدمها میارن:
- از بچگی چاق بودم.
- بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
- ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
- چربیهام قدیمی و سفت و لجباز بودن.
- کارم پشت میزه.
- اهل تحرک نیستم.
- هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
- غذام هم مثل همهی آدمهای چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.
ولی ذهنم رو تغییر دادم…
و بهونهها رو کنار گذاشتم.
❗ هر کسی که هنوز میگه “من نمیتونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.
و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامهای جواب نمیده!
اما اگه بهونههاتو بریزی دور، ذهن تو آماده میشه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکسهاشون توی آلبوم «شگفتیسازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.
ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.
و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.
🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.
اگه نفس میکشی، یعنی میتونی لاغر بشی.
به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…
✍️ تمرین آموزشی 📖
مهمترین پیشنیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک میکند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدنهای خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.
🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدنهایی که در گذشته باعث شدهاند برای رسیدن به اهدافتان اقدام نکنید، فهرست کنید.
🎭 بهانهها دو نوعاند:
۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربیهام قدیمیه» و…
✨ حالا بنویس:
- کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
- برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانعکننده برای مقابله باهاش بنویس.
- احساست رو درباره زمانی که لاغر میشی توصیف کن.
- تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگیت ایجاد میشه رو هم بنویس.
📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.
📻 رادیو لاغری
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 331 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

پاسخ تمرین – شناسایی بهانهها
۱. بهانههای احساسی من
من خیلی وقتها در گذشته با همین بهانههای کوچک و ساده، مسیر لاغری رو عقب انداختم. مثلاً میگفتم:
«حوصله ندارم الان بهش فکر کنم.»
«فعلاً حسش نیست، بذار از فردا شروع میکنم.»
«الان سرم شلوغه، بذار یه وقت دیگه.»
«من که همیشه همینجور بودم، حالا چه فرقی میکنه.»
این بهانههای احساسی به ظاهر بیضرر بودن، اما مثل موریانه به آرامی انگیزههامو خوردن. هر بار که بهشون گوش میدادم، لاغری یه قدم از من دورتر میشد.
دلیل منطقی برای مقابله با این بهانهها:
واقعیت اینه که هیچوقت شرایط صددرصد آماده نمیشه. هیچ روزی نمیاد که همهچی مرتب و بیدغدغه باشه.
همون روزی که میگم «فعلاً حسش نیست»، همون بهترین فرصت برای شروعه. لاغری ذهنی نیاز به انرژی اضافه یا شرایط خاص نداره؛ فقط میخواد همین الان، همینجا، چند دقیقه با ذهنم همراه بشم.
هر بار که به بهانه «حوصله ندارم» گوش دادم، خودمو سنگینتر، ناراضیتر و دورتر از خواستههام دیدم. پس الان میفهمم که «شروع کردن» خودش انرژی میسازه، نه منتظر انرژی بودن.
بهانههای منطقی من
این بخش برای من پررنگتر بود چون بهونههایی آوردم که ظاهرشون خیلی منطقی و قانعکننده بود:
«بارها تلاش کردم و نشد، پس این بار هم فرقی نمیکنه.»
«سنم بالا رفته، دیگه بدنم مثل جوونیهام جواب نمیده.»
«چربیهام قدیمیه، سالهاست باهامه، سخت از بین میره.»
«بدنم مشکل داره، متابولیسمم کنده، من فرق دارم با بقیه.»
این بهانهها همیشه باعث میشدن حس کنم مسیر بستهست و حتی اگه شروع کنم باز به همون نقطه شکست برمیگردم.
دلیل منطقی برای مقابله با این بهانهها:
واقعیت اینه که تلاشهای قبلی من روی ذهنم نبوده؛ همهش روی بدنم فشار آوردم: رژیم، ورزش سخت، محرومیت. طبیعیه که بدنم مقاومت کرده. ولی لاغری ذهنی متفاوته، چون ریشهها رو در ذهن تغییر میده.
سنم هم بهونه نیست؛ ذهن هیچوقت پیر نمیشه. تغییر باورها محدودیت سنی نداره. خیلیها توی سنهای بالاتر تغییرات بزرگی ساختن.
حتی چربیهای قدیمی هم وقتی باورهای من تغییر کنه، مثل برف زیر آفتاب آب میشن. پس هر بهانهای که ظاهراً منطقی به نظر میاد، در اصل فقط ترفند ذهن هست . ترفند ذهن، مقاومته که نمیخواد تغییر کنه.
احساس من وقتی لاغر میشوم
وقتی خودمو لاغر میبینم، یک آرامش عمیق سراسر وجودمو پر میکنه. انگار باری که سالها روی شونههام بوده برداشته میشه. حس سبکی مثل پرواز دارم، حس میکنم بدنم دوباره همون انعطاف و زیبایی طبیعی خودش رو پیدا کرده.
وقتی لباسهام آزادانه روی تنم میشینن، دیگه لازم نیست مدام نگران پنهان کردن شکم یا پهلوهام باشم. نگاه کردن به آینه از یک شکنجه به یک لذت تبدیل میشه.
علاوه بر این، احساس اعتمادبهنفس و آزادی برمیگرده. لاغری برای من فقط ظاهر نیست؛ یعنی برگشتن به خود واقعیام، به هویتی که زیر لایههای چربی و بهانهها پنهان شده بود. اون لحظه حس میکنم میتونم هر کاری در دنیا انجام بدم.
وقتی خودمو در حالت لاغر میبینم، اول از همه یه حس سبکی عجیب توی وجودم جاری میشه. انگار یه بار سنگین که سالها روی شونههام بود، به یکباره برداشته شده.
دیگه لازم نیست با هر حرکت، با هر قدم، با هر نفس کشیدن، اون بار اضافه رو حس کنم. بدنم تبدیل میشه به یک وسیلهی آزاد و رها برای زندگی کردن، نه یک زندان.
وقتی جلوی آینه میایستم، دیگه چشمهام دنبال نقصها و پنهانکاریها نمیگرده.
برای اولین بار، آینه دوست منه، نه دشمنم. نگاهم به خودم پر از مهربونیه، پر از افتخار. با خودم میگم: «این منم، این همون منی بودم که همیشه توی رویاهام میدیدم و حالا واقعی شده.»
این لحظه برای من مثل یک جشن بزرگه.
احساس لاغری فقط در جسمم نیست؛ یک آرامش روحی عمیق هم باهاش میاد. اضطراب همیشگی در مورد غذا، وزن و نگاه دیگران محو میشه.
به جای اون، یک حس آزادی مطلق وارد وجودم میشه. آزادی از قضاوت، آزادی از محدودیت، آزادی از جنگ با خودم. این آزادی به من بال میده، حس میکنم میتونم توی زندگی پرواز کنم، میتونم هر جایی برم و هر کاری انجام بدم، بدون اینکه بدنم مانعم بشه.
یک لحظهی خیلی خاص هم برام هست: وقتی لباس مورد علاقهام رو میپوشم. اون لباسی که همیشه دوست داشتم ولی نمیتونستم تنم کنم.
حالا وقتی میپوشمش، بدنم مثل یک تابلوی زیبا جلوه میکنه. حس میکنم دوباره با دنیای مد، رنگها و زیباییها آشتی کردم. دیگه نیازی نیست دنبال لباسهای گشاد و پوششی باشم؛ میتونم آزادانه انتخاب کنم.
اما شاید قشنگترین احساس، اعتماد به نفس تازهایه که با لاغری در من زنده میشه. این اعتماد به نفس از ظاهر نمیاد، از درون میجوشه. چون میدونم تونستم یک کار بزرگ انجام بدم؛ تونستم ذهنم رو تغییر بدم و یک رویا رو واقعی کنم. این حس به من یادآوری میکنه که «من قدرت خلق زندگی دلخواهم رو دارم».
وقتی لاغرم، حتی سادهترین کارها برام لذتبخش میشن:
راه رفتن بدون خس خس ریه ها .
دویدن بدون نفسنفس زدن.
نشستن روی صندلی بدون احساس تنگی.
نشستن روی صندلی ماشین بدون اینکه ماشین خیلی پایین بره .
بدون اینکه بخوام دستم رو به جایی بگیرم بلند شدن
عکس گرفتن بدون استرس.
رفتن به جمع دوستان با سر بالا و بدن نگرانی .
اون موقع زندگی فقط آسونتر نمیشه؛ شیرینتر، سبکتر و پر از لذت میشه.
نشان های دریافت شده
با درود zary Ahmadi
اگر بهانه داری لاغر نمی شی پیش نیاز لاغری با دهن فقط یک چیزه
اموزشی که از این بخش گرفتم اینه که : این بهانه ها هستند جلوی موفقییت ما را می گیرند نه تنها مانع لاغر شدن مون می شوند بلکه در همه موارد حتی تو روابطمون هم تاثیر پذیرند و این بهانه ها عوامل بیرونی نیستند بلکه از درون بر می خیزند و از جایی که ذهن دوست داره در جای امن باقی بماند از تغییر کردن خوشش نمی اید برای همین بهانه های جور وا جور می آرد که ذهن را از تغییرات منصرف کند و دلیلی که بعضی از افراد موفق و به اهداف خودشون می رسند و بعضی هیچوقت به آن نمی رسند از وجود همین بهانه هاست افراد موفق بهانه را سریع با منطق رد می کنند اما ناموفق ها تسلیم بهانه ها می شوند اما برای آنهایی که تسلیم بهانه می شوند باید راه حل پیدا کرد مثلا وقتی بهانه سراغتون می اید آن را بنویسیم و راجع به آن با ذهنمون گفتگو کنیم و با منطق ان را رد کنیم که هیچ جای شکی در ذهن ما باقی نموند با شناسایی بهانه ها و رهاکردن آنها با منطق به رشد و آگاهی می رسیم و ما را در راه رسیدن به اهدافمون همرایی بیشتری می کند
بهانه ها دو نوع هستند.منطقی و احساسی
بهانه های احساسی مثل: من وقت ندارم. هم باید به کارهای خونه برسم باید به کسب و کارم برسم و حتی به مسافرت هایم برسم این بهانه ها همه از درون سرچشمه می گیرند و از آن یک قول تو ذهنمون می سازند که بدجوری سرمون شلوغه در حالی که می شه طوری برنا مه ریزی کرد که در روز برای چند دقیقه ایی هم که شد ذهنمون را با روش لاغری مشغول کنیم و این عمل خودش یعنی این که هیچ
چیزی مانع کار من نمی شه و می تونیم با این کار ذهن را یواش یواش در مسیر لاغری تقویت کنیم
بهانه های منطقی مثل : سالها دنبال رژیم. ورزش و خیلی روش های دیگه برای لاغری بودم و به جایی که می خواستم هیچوقت نرسیدم
بهانه ها زیاد هستند : مثل: سن رفته بالا ، ذهن بهانه می آرد که سنی از تو گذاشته تا کی می خواهی دنبال لاغری باشید ،فایده ای نداره، ول کن ، یعنی در واقع می گه ناتوانی بخاطر سنت .چون از کودکی آموزش دیدیم وقتی سن بالا می ره سوخت و ساز می اید پایین بدن ضیعف و ناتوان می شه و به راحتی تغییرات انجام نمی شه و همین باورها در ناخودآگاه مانع تغییر می شه در حالی که تغییر کردن ذهن به سن و سال ربطی نداره در هر سنی که باشید ذهن توانایی تغییر را داره
وارد شدن به این مسیر خود نشانه ایی است که می تونیم تغییر کنیم و حاضر شدیم تغییرات جدیدی در خود ایجاد کنیم و اگر بخواهیم موفق بشیم خودمون را اسیر ترس ها و بهانه ها نکنیم تمام آنهایی که موفق می شوند در شرایط استثنایی نیستند یا از هوش و استعداد خارق العاده ایی برخوردار نیستند بلکه آنها یاد گرفته اند چطوری از ترس ها و بهانه ها به رشد و آگاهی برسند . و اینطور نیست که الان فکر کنید که من دیگه بهانه ایی نخواهم داشت :نه! بهانه ها همیشه هستند و به شکلهای مختلف ظاهر می شوند و این ما هستیم که باید آنها را ردیابی کنیم و با دلیل و منطق آنها را رها کنیم در واقع با شناسایی بهانه ها به رشد و آگاهی می رسیم نه اینکه به شکست و ناامیدی مثلا سن رفته بالا و تغییرات سخته ، در حالی که تغییرات ذهنی به سن و سال ربطی نداره ،یا اگر بارها تلاش کردی و به نتیجه نرسیدی چون از طریقه ذهن نبوده و فقط فشار رو جسم بوده به نتیجه نمی رسیدیم ،و این روش با تموم روشها فرق داره چون از درون تغییرات ایجاد می شه و همین زندگی که الان داریم از ذهنی است که قبلا برنامه ریزی شده و اکنون با تغییرات جدید که ذهن را در مسیر لاغری تربیت می کنیم در آینده با آن زندگی خواهیم کرد
یا استرس :همه مردم درگیر استرس هستند کم یا زیاد ،فرقی نداره ،مهمه اینه که درگیر استرس هستند. پس آدمهای لاغر «چرا لاغر هستند» یعنی آنها اصلا استرس ندارند !؟«امکان نداره »پس منطق می گوید استرس مانع لاغری نمی شه .مثلا: عروسم دو بچه کوچک داره یکی دوساله و یکی هشت ماه در طول روز کلی استرس داره ولی همچنان لاغر حتی لاغرتر از قبل یا شغل پسرم دکتر جراح مغز و اعصاب کودکان ،و استرس بالابی داره می شه ساعتها تو اتاق عمل مشغول جراحی باشه و با این همه استرس در تناسب هست
عادتهای فکری و رفتاری که از خانواده به ما منتقل شده و ذهن ما را آلوده کرده ما با اموزش در این مسیر یاد می گیریم که ذهنمون را از بهانه ها و ترس های بی مورد تمیز و شفاف کنیم یاد می گیریم تسلیم بهانه های ذهنی نشیم
تغییراتی که با لاغر شدن تو جسم و زندگی مون ایجاد می شود؟ زمانی که لاغر هستم در توی ابرها پرواز می کنم شاد خوشحال سبک بال با همه چی زیباتر بر خورد می کنم با زندگی ،با روابطم ،با مشترییهایم، با خوابم ،با غذا خوردنم، همه جی زیباست از لباس پوشیدنم ،از نگاه کردن به خودم در آن فرمی که دوست دارم.
در واقع پیش نیازه واقعی لاغری با ذهن خداحافظی با تمام بهانه هاست تا زمانی که بهانه ها مارا کنترل داشته باشند هیچ روشی نتیجه نخواهد داد تا بهانه های ذهنی حل نشه هیچ تغییر جسمی پایدار نخواهد بود در صورتی پایدار خواهد بود که ذهن و جسم با هم هماهنگ باشند در اینصورت است لاغری به صورت طبیعی در ما جریان پیدا می کند بدون زور و اجبار و استرس همراهست همرا با آرامش خوشحالی و سبکی خدایا شکرت که در مسیرم
استاد سپاس بی پایان از شما
نشان های دریافت شده
به نام خدا
بهانه آوردن از کارهای ذهن ماست ، ذهن دوست نداره که ما تغییر کنیم و پیشرفت کنیم ، دوست نداره هیچ سختی به خودش بده و عادتهای جدیدی در ما شکل بگیره و میخواد به هر طریق جلو رشد و پیشرفت ما رو بگیره و بهانه های مختلف میاره.
لاغر شدن هم یک تغییر محسوب میشه ، ما سالها به پرخوری و رفتارهای چاق کننده و چاقی عادت کردیم و برای ذهن لاغر شدن یک تغییر بزرگ و سخته و به همین خاطر به دنبال بهانه های مختلف میگرده تا خودش رو توجیه کنه.
من هم سالها برای چاق بودنم دلایل و بهانه های مختلف داشتم.
بزرگترین دلیل من ارثی بودن چاقی توی خانواده بود و همیشه به خاطر این ارث از خداوند گله داشتم که آخه این چجور ارثی بود که به من دادی.
دلایل دیگه هم داشتم ، مثل سوخت و ساز بدنم کمه.
من به خاطر ازدواج و بارداری چاق شدم.
من برنج و نون دوست دارم و برنج و نون چاق کننده هستند و من نمیتونم نخورم.
من تیروئید کم کار دارم و این بیماری باعث اضافه وزنم شده.
ولی من دیگه چاقی رو ارثی نمیدونم چون ارث به چیزی گفته میشه که قابل تغییر نباشه و من سالها چاق شدن و لاغر شدن رو تجربه کردم.
برای سوخت و ساز هم باید بگم که هیچ دلیل علمی برای پایین بودن سوخت و ساز بدن من وجود نداره و اصلا روشی برای اندازه گیری سوخت و ساز نیست.
در مورد ازدواج و بارداری هم افراد زیادی هستند که هم ازدواج کردند و هم چند مورد بارداری داشتند ولی متناسب هستند .
برنج و نون هم نمیتونه بهانه ای برای چاقی باشه چون برنج و نون غذای افراد زیادی هست که متناسب هستند.
تیروئید هم نمیتونه دلیل اضافه وزن زیاد باشه چون افراد زیادی با وجود داشتن این بیماری هیچ گونه اضافه وزنی ندارن.
هیچ بهانه ای برای چاقی من و لاغر نشدنم وجود نداره ، من باید بپذیرم که من فرد توانمندی هستم که بارها اقدام به لاغری کردم و موفق هم شدم ولی راهی رو که در پیش گرفته بودم اشتباه بود و لاغری من ماندگار نشد و من دوباره چاق شدم ولی به لطف خداوند من به مسیر درست هدایت شدم و فهمیدم که من نباید در بیرون از خودم دنبال دلیل چاقیم باشم ، دلیل چاقی من درون من و در ذهن منه که باید اون رو تغییر بدم .
من چاقی خودم رو قبول میکنم و سعی در تغییر اون دارم و نه خداوند و نه هیچ کس دیگه رو مقصر چاقیم نمیدونم ، ایمان دارم که در مسیر درست قرار گرفتم و به زودی لاغری ماندگار رو تجربه میکنم و ازش لذت میبرم.
من با وارد شدن به این مسیر به آرامشی عمیق رسیدم که به من اطمینان میده که خوب جایی اومدی ، نگران نباش ، به زودی به هدفت میرسی ، زندگی کن و از زندگی لذت ببر .
من یاد گرفتم که منتظر لاغری نباشم و حتی از چاقی خودم لذت ببرم و خودم رو به خاطر گذشته سرزنش نکنم و نگران آینده نباشم ، میدونم که لحظه حال مقدسه و من باید در این لحظه باشم و اگه لحظه حال من خوب باشه من به هر خواسته ای دست پیدا میکنم که یکی از اونها لاغری و تناسبه.
من در ابتدای مسیر تناسب اندام آرامش وصف نشدنی پیدا کردم و چون نگران نیستم ، زندگی شادتری نسبت به قبل دارم و میدونم که با رسیدن به تناسب شادی من دوچندان میشه ، اعتماد به نفسم زیاد میشه ، ارتباطم با خداوند و اطرافیان بهتر میشه ، از پوشیدن لباسهای سایز دلخواهم لذت خواهم برد ، با اعتماد به نفس در جمع حضور پیدا میکنم و ……..
نشان های دریافت شده
سلام خانم فرزانه عالی نوشتی من که لذت بردم .. قلمی توانا داری … عالیه دوست عزیز …
اینکه بدونیم اگرتلاش می کنیم می خونیم می نویسیم گوش می دیم و لی لاغر نمیشیم یا خوب لاغر نمیشیم دلیلش فقط باورهای ذهنی شناسایی نشده اس باید اونقدر ادامه بدیم تا ذهن متقاعد بشه دیگه هیچ بهانه ای برای متناسب شدن از بیرون وجود نداره اونوقت تسلیم میشه … اونوقت به خودش ثابت میشه که برای لاغر شدن نیاز به هیچ کارخاص و هیچ حرکت فیزیکی خاص و هیچ خوراکی بخصوصی نیست بلکه فقط باید روی تغییر باورها کار کرد ولاغیر
خب من احساس میکنمبهانه هام بیشتر احساسیه، یعنی من کلا مثل مثالی که تو ویدیو گفته شد فردی که چاق بوده بیخیال موقعیت شغلی شده، من کل زندگیم رو با همین طرز فکر زندگی کردم، یعنی هیچکدوم از کارایی که دوست دارمانجام ندادم خودمو محروم کردم از تفریح و تجربه های جدید با خودم گفتم من هنوز لاغر نشدم، انگار کلا یه باور شده برام هرکار میخوام کنم یه صدایی تو سرم میگه نه ببین تو هنوز چاقی، و برای مقابله باهاش نمیدونم چیکار باید کنم میدونم یه عادت ۱۰ ۱۵ ساله یهو شکسته نمیشه و نمیتونم با خودم بگمببین فلانیم چاقه ولی فلان تفریحو میکنه فلان کلاس موسیقی رو میره، حس میکنم برای شکستن این چرخه باید یه کار دیگه انجام بدم، اولش کلاس نقاشی به فکرم افتاد چون یکی از علایق بچگیم بوده، ولی از وقتی به فکرش افتادم مضطرب شدم انگار خارج از نقطه امن منه و انجامش گناهه، امیدوارم بتونم این چرخه رو بشکونم شاید کمک کننده باشه برای لاغری و آروم کردن ذهن.
احساسم درباره زمانی که لاغرشم: حس آزادی بینهایت و اعتماد به نفس، حس میکنم اگه لاغر شم دیگه هرکاری میتونم بکنم
تغییراتی که با لاغر شدن تو جسم و زندگیم ایجاد میشه: اول اینکه میتونم سفر کنم و لباس هایسایزم بخرم، میتونم احساس سبکی کنم و بعد میتونم به پولدار شدن و ثروتمند شدن فکر کنم، چون دوست دارم انقدر غنی باشم که همه جای دنیارو سفر کنم و خاطراتش رو در ذهنم ثبت کنم
بنام پرودگار جهانیان
سلامی گرم به استاد عطار روشن عزیز و همراهان ❤️🔥
بهانه بی بهانه
مدتی است که بخاطر بهانه های مختلف از سایت دورشدم
بهانه هایی که خودمم نفهمیدم چجوری منو گیج کرد
چون بچها از مدرسه تعطیل شدن ومن دیگه وقت ندارم
چون اینترنت ضعیفه چون تمرکز ندارم و….😓
من فکر میکنم بهانه ها همون حرفهای شیطان رجیم هست ک نمیخاد ما کاری ک درسته رو انجام بدیم و با جور کردن بهانه ما رو از هدف هایی ک باعث سعادت و کمال میشه دور میکنه 👹
پس همین لحظه به تمام بهانه هایی ک برام آورد و در آینده خواهد آورد میگم ساااکت شو 😤😡بسه
و با آرامش و یاد خداوند میگم 😃
من هدفی دارم مقدس و با یاری خداوند هر لحظه بدون هیچ بهانه ای در مسیر زیبای لاغری قدم برمیدارم
بهانه های من برای لاغر نشدن
لاغر شدن سخته
برای لاغر شدن حتما باید تلاش کرد
من نمیتونم برم کلاس ورزشی
چاقی ما ارثیه با ارث نمیشه جنگید
چاقی طبیعیه
غذا خوردن و کم تحرکی باعث چاقی
بچه دارشدن باعث چاقی
من وقت ندارم برای لاغر شدن
و…..
مقابله با بهانه ها 🧐
لاغر شدن خیلی آسونه من چند ماه پیش با همین مطالب سایت لاغر شدم و همونطوری هم موندم و بازم میتونم ب راحتی با تمرین و استمرار لاغر بشم 😍
برای لاغر شدن احتیاج ب تلاش فیزیکی نیست من بدون هیچ تلاش و تحرکی تونستم لاغر بشم و بمونم 🥰
چاقی من ارثی نیست اگر ارثی بود غیر قابل تغییر بود اما من بارها در زندگی لاغر و چاق شدم و همچنین اگر ارثی بود باید بین همه افراد خانواده یکی بود و خواهرم خیلی متناسب هست و برادرم خیلی چااق🤐
طبیعت هر انسان لاغری هست خداوند مارو لاغر خلق کرده و لاغری در من جریان داره مثل آب روان من خودم با خلق افکار چاقی سنگ جلوی این آب روان گذاشتم
طبیعیه ک من لاغر باشم سالم و شاد باشم و خودم رو دوست داشته باشم 😇
برای تامین انرژی بدن هر انسانی باید غذا بخوره و غذا خوردن یک امر طبیعیه و همه افراد لاغر و چاق به غذا نیاز دارند 😊
باردارشدن و زایمان هیچ ربطی ب چاقی نداره دوستان و آشنایان زیادی رو میشناسم ک مثل دوران مجردی هنوز لاغرهستند و چندتا بچه دارن 👌
گوش دادن به فایلها و نوشتن تمرین ها وقت چندانی نمیبره و من میتونم هر روز به راحتی انجامشون بدم و یک قدم ب سمت هدف خودم بردارم 😎
من تجربه این مسیر زیبا رو داشتم با ایمان و تمرکز بیشتر ادامه میدم ک قطعا کلید موفقیت فقط صبر و استمرار هست
من اصلا آدم قبل نیستم و خیلی خیلی زیاد بهتر شدم و از اون عاطفه ی خسته و بدون اعتماد بنفس و ناراضی تبدیل به انسانی شاد سبک زیباتر با اعتماد بنفس و آرامش بیشتر شدم و خیلی خیلی خوشحالم 🤩🤩💖
اما هنوز جای کار دارم هنوز میخام اینجا باشم هنوز هم احتیاج دارم ک تمرین کنم تا بهتر عمل کنم
باید بگم ک در این مدت ۵ ماهه ک من نیومدم سایت ب کلی زندگی من تغییر کرده از بند چاقی تا حد خیلی زیادی راحت شدم از افکار مسموم چاقی از تمام عذاب وجدان ها از تمام خوردن نخوردن ها راحت شدم
هر گز در این مدت ورزش نکردم رژیم و هیچی هیچ و نزدیک هدفم هستم اما میخام خود هدف رو تجربه کنم
و مطمئنم ک بزودی میتونم و میرسم 💓
از خداوند متعال و استاد عطار روشن عزیز خیلی سپاسگزارم 🙏
لاغری با ذهن استارت ۱۴۰۴/۰۵/۲۱:بهانهبهانه وقت ندارم :بله دقیقا درسته این بهانه به دلیل این هست که لاغر شدن و به وزن واندام ایدال رسیدن اونقدر ها برای من تو اولویت قرار نگرفته بود و انگیزه محکم و جدی برای انجامش نداشتم و همیشه به زمان دیگه ای موکولش میکردم وهر روشی و کمتر از یک روز ادامه نمیدادم البته نمیگم از قبلها دور بلکه حدود یک ساله اینجوری شده بودم هر روز دلم میخواست لاغر بشم ولی به روش های گوناگون دیگه متوسل میشدم و ادامه اشم نمیدادم وانگیزه جدی نداشتم بیشتر میتونم بگم بهانه من تو این گزینه وقت ندارم نبود بلکه نداشتن انگیزه بودبهانه دوم زنتیک :بله ما توی خانواده ژنتیک چاقی داریم ولی خواهر و برادرم دیدم بارها تونستن لاغربشن و حتا جلوی چاقشدنشونو بگیرن حالا به درست یا غلط ولی تونستم خودشونو لاغر کنن حتا خودمم بارها تونستم لاغر بشم پس اینکه بگم ژنتیک مانع لاغر شدنم میشه این کاملا بهانه غیر معقولانه ای هست و ردش میکنمبهانه سوم:نمیتونم غذا های خوشمزه کنار بزارم راستش طعم غذا وخوردن فراوانش به من لذت میده و حالم خوبه و یه جور سرگرمی و شادی و خوشحالی باخودش واسه ام به همراه داره لحظه ای که درحال خوردنشم این شاید بالاترین بهونه ای من برای شروع نکردن روش های رژیم کم خوری و تغذیه ای برای لاغر شدن بوده ، چون نمیخواستم این لذت و از خودم جدا کنم واسه همینم اومدم توی لاغری با ذهن که این بهونه ام از بین ببرم شاید دارم با این بهونه خودمو توجیه میکنم و فرار میکنم از وزن ایده ال همه چاقیمو به غذا های خوشمزه ای دوست داشتنی نسبت میدم و اونا رو عامل چاقی و ناتوانیم در لاغر شدن و رسیدن و دیدن اندام ایده ال و وزن ایده الم میدونمچه قشنگه این شعار تناسب فکری:مهم اینه چی تو ذهنت میگزره، نه تو بشقابتبله کلی بهونه برای شروع نکردن داشتم ، وسواس فکری داشتم . اما خدا روشکر الان اینجام و تصمیم قاطع ام گرفتم و دیگه کاری به بهونه ها برای لاغر نبودنم ندارم ، مهم اینه اراده کردم و ادامه میدم با عشق و انگیزه و اطمینان و اعتماد به خودم که من هم میتونم شگفتی ساز خودم باشم
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این
قدم اول: بهانه برای لاغر نشدنهایی که در گذشته باعث شدهاند برای رسیدن به اهدافتان اقدام نکنید، فهرست کنید.
🎭 بهانهها دو نوعاند:
۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربیهام قدیمیه» و…
✨ حالا بنویس:
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
بهانه بی بهانه 😊
از این لحظه به بعد من خودمو مسئول چاقی و کل زندگیم میدونم و خودمو هر جوری که هستم و هر شرایطی که دارم میپذیرم و از این شرایط نهایت لذت و استفاده رو می برم خدایا شکرت ❤️
تمرین اول: من تا قبل آشنایی م با لاغری با ذهن تا دلتون بخواد بهانه داشتم برای لاغر نشدن :
بهانه احساسی: دنیا دو روز بخور، دنیا ارزش نداره وقتی هست بخور، دیگه گیرت نمیاد بخور، همین یک بار بخور عجله ای نیست حالا لاغر میشی بخور، این همه چاق توام یکی مثل همه بخور، امروز غم داری بخور و …
بهانه منطقی: مشکلات هورمونی ، تنبلی تخمدان ، وراثت ، عدم تحرک، خوردن کربوهیدرات ، نخوردن پروتئین و…
تمرین دوم: تا قبل از ورود به این مسیر هر دو بهانه مانع لاغر شدن من میشد مخصوصا بهانه منطقی چون همه دکترا بهم گفته بودن چاقی و شکم برآمده کاملا طبیعیه برای کسی که تنبلی تخمدان داره و همش بهم می گفتن تنبلی تخمدان سوخت و ساز پایین میاره و خیلی سخت لاغر میشی منم این حرفارو باور کرده بودم و خودمم یک باورهای قبلی داشتم مثل سنم بالا رفته و وراثت چون من آدمی بودم که اگه می خوردم یک هفته ای چاق و اگه نمی خوردم بازم یک هفته ای لاغر میشدم بخاطر همین هیچ وقت از چاقی نمی ترسیدم تا اینکه مامانم و داداشم ترس از چاق شدن با این حرف که سن ت بالا بره دیگه یک هفته ای چاق و لاغر نمیشی به عمه هات رفتی چاق میشی و منم کم کم باور کردم و چاق و چاق تر شدم تا اینکه در این مسیر قرار گرفتم و کلا بهانه های منطقی من دود هوا شد چون به چشم خودم دیدم که هیچکدوم عامل چاق شدن من نبودن عکس من در شگفتی سازان هست اگه دقت کنید شکمی برآمده دارم ولی الان تنها جایی م که خیلی خوب و سریع جواب داد شکمم هست که کاملا تخت شده و خودم لذت میبرم از دیدنش شکمی که با حرف دکتر سالها مانع لاغریش شدم.
ولی متاسفانه هنوز درگیر بهانه احساسی هستم مخصوصاً وقتایی که ناراحتم یا ناامیدم همش یکی بهم میگه این دنیا ارزششو نداره بخور به خودت سخت نگیر و منم گولشو می خورم و همین باعث پرخوری م میشه.
تمرین سوم: احساسم وقتی که لاغر میشم اصلا قابل وصف نیست احساس زیبایی، اعتماد به نفس ، مهم بودن، افتخار، سبکی ، خوش هیکلی ، شادمانی، موفقیت، شجاعت ،قوی بودن
تمرین چهارم: تغییراتی که لاغری توی زندگی م میده :
روابط عالی با اطرافیان، امیدواری، لذت از زندگی، راحت انجام دادن کارام، اعتماد بنفس بالا، با افتخار به خودم نگاه می کنم
تغییرات در جسمم: سبک بالی، زیبایی، پوست صاف و شفاف ، نداشتن کمر درد و بیماری
مطمنم با ادامه دادن مسیر و تکرار و تمرین بهانه های احساسی و هم از بین میره😊
خدایا شکرت❤️
سلام .
یکی از بزرگ ترین دلیل های شکست خوردن ما در خیلی از خواسته هامون به دلیل بهانه های که از سر تنبلی یا این که نخوایم از محدود امن خودمون خارج بشیم انجام نمیدیم و تازه یه ورژن بهتر از خودمون نوع زندگی مونو میدونیم اگه تلاش کنیم بلند بشیم میرسیم بهش ولی خب هی دنبال بهانه میگردیم که انجام ندیم که مبادا باعث بشه زجر بکشیم .
یه فیلمی بود افرادی بودن درگیر اعتیاد شده بودن میکشیدن هم عذاب آور بود نمینمیکشیدن هم عذاب میکشیدن تک تک اون افراد میدونستن پاکی چه حس خوبی داره چقدر سلامتی آزادی احترام داری همه تغییرات مثبت و میدونستن ولی دنبال بهانه بودن که انجامش ندن و بودن آدم های که بلند شدن خواستن برسن به اون چیزی واقعا دلشون میخواد بهانه هارو کنار گذاشتن ارام آرام قدم برداشتن بعد شروع کردن به دویدن و اوج گرفتن و پرواز کردن😍
من یادمه اولین بار که با استاد آشنا شدم تمرینات و انجام دادم گوش میدادم ذوق میکردم مینوشتم ذوق میکردم جوری شده بود یه آهنگ هم دیگه توی گوشیم نبود فقط فقط ۱۲ گام و دانلو کرده بودمو گوش میدادم مینوشتم و هیچ بهانه برا انجام ندادنشون نداشتم تازه دنبال بهانه میگشتم تا از بقیه کار هم بزنم از اون کار های که اصلاواجب نبودن و سودی برام نداشتن تا بتونم فایل گوش بدم .
و نتیجه گرفتم فوقالعاده بود و بعد لاغری که بهش رسیدم بارداری و مادر شدن و تجربه کردم .و الان بیشتر از یک سال دارم با بهانه های خودم برای لاغر نشدن زندگی می کنم .
بهانه مثل این که فلانی رو ببین چقدر چاقه تو که چیزیت نیست .
لاغر بشی زشت میشی .حالا یه امشب و بخور یه لقمه یه قاشق که چیزی نیست.
هنوز این همه غذا میخوری بدنت ضعیف کم بود ویتامین داری نخوری ببین چی میشی .بچه کوچولو دارم وقت نمیکنم شبا خوابم میاد .بزار یکم دیگه الان حسش نیست. الان متوجه نمیشم استاد چی دارن میگن یا الان نمیتونم نظر خودمو اونجوری که دلم میخواد ثبت کنم .من یه بار ۱۲ گامو انجام دادم الان دیگه اثر نداره .
و یه عالمه بهانه برا خوردن داشتم .بخور سهم توعه نخوری تموم میشه .دخترم نخورد بزار من بخورم فیلم بدون خوراکی که نمی چسبه بیکار شدم چیکار کنم بخورم .
و یه نکته جالبی که تازگیها راجب خودم بهش رسیدم
اینه که من از نبودن غذا میترسم در حالی که هیچ وقت گشنگی بخاطر نداشتن مواد غذایی نکشیدم میترسم از نبودن چیزی که توی جهان فراوانی و این بهانه این ترس و هم میخوام مدیریت کنم میخوام به خودم به ذهنم بگم
پریسا تو در همه حال زیبایی همین الان هم زیبای خاصی وقتی لاغر هم بودی خیلی خوشگل بودی یادته یه بار ۱۰ کیلو کم کردی چقدر چشم هات بزرگ تر شدن صورتت کشیده شد دیگه غبغب نداشتی دیگه شکم نداشتی همه اون لباس قدیمی هات که دوستشون داشتی چقدر راحت اندازت شده بودن یادته چقدر لذت میبردی از خودت 😍بلند شو تو بازم میتونی بهش برسی❤️🔥
خدایا شکرت که بهانه خودمو که همچون زنجیری دور خودم پیچیده شده بود تا مانع پرواز من بشه رو پیدا کنم و میشکنم ایم زنجیر اسرات رو و پرواز میکنم و به اوج میرسم🥹❤️
به نام یگانه هستی بخش
با سلام خدمت استاد ودوستان عزیز
بهانه هایی که من از اول چاقی یادم میاد
الان خیلی چاق نیستی اتقدر ادمها هستن از تو چاق ترن .
حالا این بار زیاد بخوری اشکال نداره از دفعه بعد کمتر بخور .تو بارداری باید بیشتر بخوری چاقیت به خاطر اونه .الان هرچی هوس کردی رو باید بخوری چون بچه هوس کرده .اگه ضعیف بشی بچه ضعیف میشه .تو الان باید زایمان کنی باید جون داشته باشی .تو تازه زایمان کردی باید انرژی از دست رفته ات برگرده .تو داری بچه شیر میدی باید شیرت مقوی باشه .بچه ازم انرزی زیاد میگیره نمیتونم فکر لاغری باشم .دارن بجه شیر میدم نمیتونم فکر لاغری باشم .بچه غذاشو نخورده حیف بریزیش گناه داره خودت بخورش .اون نخورد اشکال نداره خودت بخور شیر میشه بهش شیر میدی .امروز خیلی خسته شدم باید بیشتر بخورم تا خستگیم دربیاد .حالا اعصابم خورده حوصله ندارم فکر لاغری باشم .الان دورهمیم بیخیال لاغری .الان یه شام وناهار درست وحسابی پختم نمیشه یه دلی از عزا در نیاورد .من چاقیم به خاطر دارو هست پس کاریش نمیتونم بکنم .چاقیم به خاطر تیروییدم هست من چیکار کنم .من چون دارم دارو میخورم نمیتونم لاغر بشم .من چون چربی شکمی دارم اصلا مخاله اب بشه .من چون چاقیم مال قبل هست و سلولیت شده دیگه کاریش نمیتونم بکنم .من اصلا نمیتونم چپکم غذا بخورم .من نمیتونم با چایی چیزی جز شیرینی وشکلات بخورم .من اگه اخرشب یه لیوان شیروبیسکویت نخورم خوابم نمیبره .من الان مسافرتم بیخیال لاغری من الان خوابم میاد فایل گوش نمیدم من امروز خیلی کار داشتم وقت نکردم تمرینهای لاغری انجام بدم .من امروز مهمون داشتم نمیتونم تمرین انجام بدم من الان با بچه ام دعوام شده حوصله تمرین انجام داون ندارم .من هنوز نتیجه نگرفتم پس دیگه فایده نداره بیخیال .من چون دیروز تمرین انجام ندادم وکلا تو این هفته خیلی عالی نبودم پس دیکه فایده نداره ادامه دادن بیخیال لاغری .این هفته نمیتونم از هفته ی دیگه تمرین رو شروع میکنم و یه دنیایی از این بهانه ها هست که هر چی بیشتر فکر کنم بیشتر به خاطرم میاد انا کافی بود جواب من به هر کدوم از این بهانه ها یک نه بود اونوقت اصلا روال زندگی ورفتارم عوض میشد واین همه بهانه ایی اصلا وجود خارجی نمیداشت 🌹
نشان های دریافت شده
سلام استاد
من تمرین این قسمت رو نوشتم و خیلی طولانیه و یک بار رفت و مجبور شدم وقتی نوشتم این بار کپی کنم حالا هر کار میکنم کپی بیاد روی این صفحه
نمیاد و توی مرور گر هم امتحان کردم چکار کنم؟؟
سلام و درود
وقتی بخوای متنی رو از جای دیگه به بخش نظرات منتقل کنی باید ابتدا متن رو از اون محل کپی کنی و سپس با نگه داشتن انگشت در محل نوشتن نظرات گزینه های مختلف نمایش داده میشه که باید past رو انتخاب کنید تا متنی که از جای دیگه کپی کردی در این بخش وارد بشه و بتونی ارسال کنی.
نشان های دریافت شده
کاملا متوجه ام اما چنین گزینه ای نمیاد برام و فقط جایگذاری میاد
روی اون میزنم نمیاره
و متن رو هم اگه که از بخش چسباندهای های گوشیم میارم بیرون وضربه میزنم بازم برام نمیاره
چون منوی گوشی شما فارسی است گزینه جایگذاری رو نشون میده که همون کار رو انجام میده
اگه جایگذاری رو می زنی و نمی یاده پس مشکل در مرحله اول که کپی کردن هست می باشد.
ممکنه متن رو از چای دیگه کپی نکرده باشید.
به هر حال این مساله مربوط به سایت نیست و در گوشی شما داره انجام میشه.
پیشنهاد میکنم از کسی که واردتر هست به کار کردن با گوشی راهنمایی بگیرید.