بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بیرحمی که هی میان میشینن رو دوش آدم و میگن:
«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌
«بچه داری، شوهر همکاری نمیکنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جملهی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بیخیال لاغر شدن!
🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»
راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅
هر بار که رژیم رو ول میکردم، میرفتم سراغ یکی از بهونههام و باهاش خودم رو توجیه میکردم:
«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»
«مگه میشه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»
«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»
ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:
تا کی میخوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت میخواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالشهای فانتزی لاغر شدن باشی؟
و همونجا بود که فهمیدم…
💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب میکرد بهجای حرکت!
تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:
🌪️ شناسایی بهونهها
🧠 بررسی ریشههای ذهنیشون
🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون
اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونههات بندازی…
آمادهای با هم یکییکی خطشون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونهی شماره یک: وقت ندارم!
این یکی رو که دیگه همهمون استادیم توش!
«وای من سر کارم»،
«بچه دارم»،
«صبح تا شب تو ترافیکم»
یا حتی:
«اصلاً وقت نمیکنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫
ولی بذار یه سؤال بپرسم:
واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اونقدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟
🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز میکنی، نه اینکه بندازیش ته لیست.
خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:
نگاهم به خودم.
🧬 بهونهی شماره دو: ژنمون اینجوریه!
آه… ژن عزیز!
چاقی ارثیه…
ما خانوادگی همینیم…
مامانمم لاغر نمیتونه بشه…
پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷♀️
درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اونقدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!
😏 اگه ژنتیک همهچیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟
مشکل اصلی، عادتهای فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل میشه، نه فقط ژن!
یک مطالعه مهم که در مجله بررسی های طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان میدهد که ژنهای مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آنها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان میکند که بیشتر تأثیرات ژنها را می توان از طریق اصلاح فرمول های پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.
🍩 بهونهی شماره سه: نمیتونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم
بیاین با هم صادق باشیم…
قرمهسبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بویدارِ داغ…
کی میتونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤
ولی واقعاً برای لاغری قراره همهی خوشیهای دنیا رو حذف کنیم؟
نه عزیز دل!
ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:
🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت میگذره، نه تو بشقابت!
وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.
تو یاد میگیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.
جالبه نه؟ 😊
🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!
تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:
ذهنم نمیخواد تغییر کنم.
چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…
و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونهها رو میسازه تا ما رو همونجا که هستیم نگه داره.
🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچوقت تغییر نمیکنی.
✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومتها رو بشناسی و یکییکی ازشون عبور کنی.

🎯 پیشنیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانهها
راستش اون روزها اصلاً نمیدونستم که یکی از مهمترین قدمهای لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهمتر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!
قبلاً هرجا میرفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی میدادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزشهای عجیبغریب که باید مو به مو اجراش میکردم.
هیچکسی ازم نپرسید:
«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»
فقط میگفتن: «این برنامهس. انجامش بده و حرف نزن!»
اما وقتی کمکم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیلهای واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…
احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.
دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفتهشده هست.
تا قبل از اون، همیشه فکر میکردم خدا یا خانوادهم باعث چاقی منن.
انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.
اما وقتی آگاهیم بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجاتبخش رو فهمیدم:
پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار میکنیم.
و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم میاومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟
ولی خدا بهم لطف کرد…
قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علتها.
و همین کشفها، کمکم ترسهامو کم کرد، بهونههامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشنتر بشه.
ماهها گذشت.
من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمولهای پنهان چاقی در ناخودآگاه.
تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بیاینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.
کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.
و اون نشونهها بهم گفتن:
✅ «درست اومدی! راهت همینه!»
انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.
چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچوقت موفق نشده بودم.
همهاش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سالها مثل سایه همراهم بودن.
اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، میتونم با اطمینان بگم:
💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونهای براش نمیمونه!
من؟
یه نمونهی زندهم برای تمام بهانه برای لاغر نشدنهایی که آدمها میارن:
- از بچگی چاق بودم.
- بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
- ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
- چربیهام قدیمی و سفت و لجباز بودن.
- کارم پشت میزه.
- اهل تحرک نیستم.
- هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
- غذام هم مثل همهی آدمهای چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.
ولی ذهنم رو تغییر دادم…
و بهونهها رو کنار گذاشتم.
❗ هر کسی که هنوز میگه “من نمیتونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.
و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامهای جواب نمیده!
اما اگه بهونههاتو بریزی دور، ذهن تو آماده میشه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکسهاشون توی آلبوم «شگفتیسازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.
ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.
و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.
🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.
اگه نفس میکشی، یعنی میتونی لاغر بشی.
به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…
✍️ تمرین آموزشی 📖
مهمترین پیشنیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک میکند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدنهای خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.
🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدنهایی که در گذشته باعث شدهاند برای رسیدن به اهدافتان اقدام نکنید، فهرست کنید.
🎭 بهانهها دو نوعاند:
۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربیهام قدیمیه» و…
✨ حالا بنویس:
- کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
- برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانعکننده برای مقابله باهاش بنویس.
- احساست رو درباره زمانی که لاغر میشی توصیف کن.
- تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگیت ایجاد میشه رو هم بنویس.
📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.
📻 رادیو لاغری
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 331 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام استاد عزیزم و دوستان همگام
بهانه بی بهانه چه زیبا گفتید واقعا تمام زندگی را با همین بهانه ها گذراندیم و توجیه کردیم خطاها تنبلی ها و عدم آگاهی خودمان را الان میگویم چرا زودتر یاد نگرفتی چطور باید با مشکلاتت روبرو شوی همیشه بهانه ای برای خودم ایجاد میکردم .
بخور تا تازه است به به
بخور تا تموم نشده دیگه گیرت نمیاد
بخور حالا از فردا دوباره رژیمی نمیتونی بخوری
ای بابا حالا انگار چقدر زنده ای که هی رژیم و نخوردن
ته تهش مرگه دیگه بیخیال بزار لذت ببرم فعلا
ای بابا دو روز دیگه پیر میشی کلی درد و مرض دیگه حسرت میخوری چرا جوون بودم نخوردم و همش رژیم بودم پس الان بخور
خوب حالا یه فیلم بزاریم میخوایم غذا بخوریم
خوب تخمه و میوه بعد شام پای فیلم اصلا مگه میشه نباشه
فیلم دیدن بدون خوردن که حال نمیده
خوب خدا به هر کی یه نقصی داده هیشکی کامل نیست منم ایرادم چاقیمه دیگه
من سه قلو آوردم واسه همین طبیعیه چاق باشم
من فعالیت و کارم زیاده جون ندارم باید بخورم
ای وای قندخونم افتاده فشارم پایینه یه چیز شیرین بخورم
و هزاران هزار بهانه دیگه که بین همه ما چاقها مشترکند ولی من تک تک این بهانه ها رو به یاری خدا و آگاهی های استاد خوبم به فراموشی میسپارم من توانایی تغییر کردن و دارم من در مسیر تناسب اندام قرار دارم من افکارم رو در مدرسه لاغری با ذهن درست پرورش میدم استاد من اومدم که بمونم کمکم کنید بهم انگیزه بدید لطفا دوستان من و تنها نزارید کمکم کنید ممنونم
سلام و درود
از اینکه در سرزمین لاغرها همراه ما هستید خوشحالم
افرادی که به این سایت هدایت میشوند با پای خودشون نیومدند بلکه دعوت شدند
همه ما از طرف خداوند به این سایت دعوت شدیم تا توانایی خود برای تغییر کردن در تمام جنبه های زندگی را تجربه کنیم.
در سرزمین لاغرها همه حمایت میشویم.
قطعا استاد همینطور است زبانم قاصر است از سپاسگزاری خداوند برای این آگاهی و لطف شما استاد بزرگوار خدایا با تمام وجود شکرت
سلام استاد عزیز روز شما بخیر و شادی
من واقعا این فایل را با تمام وجود گوش کردم چقدر ما به خاطر اینکه در زمان حال زندگی نمیکنیم و همیشه ذهن خود را به خاطر اتفاقات گذشته سرزنش میکنیم در عذاب هستیم ، چون اتفاقی که افتاده دیگر نمیشود تغییر داد وما همیشه به خاطر این فکرها خود را عذاب دادیم و خواهیم داد از آینده هم کسی خبر ندارد که چه اتفاقی خواهد افتاد . و برای بهانه آوردن این ذهن منفی باف است که مقاومت میکند برای لاغر شدن و هر کار دیگر چون تغییر برای هرکس دارای ترس است که خواهد شد چون کار روتیم که باشد اصلا استرس نداری و مثل کپی کردن است و کار راحت است و اصلا برای پیدا کردن راه حل نباید فکر کنی برای همین ذهن ما هم برای تغییر چاقی به لاغری مقاومت میکند و بهانه ای مختلف میاورد که ما را از انجام دادن این کار منصرف کند وقتی که ذهن با متناسب شدن آشنا شد و کار به قولی روی غلطک افتاد دیگر ذهن منفی بافی و بهانه نمیاورد و کار به سرعت انجام خواهد شد .من کتاب کنترل ذهن وراج را دوبار خواندم و نتایج زیر را نت برداری کردم برای دوستان مینویسم انشااالله موثر واقع شود این موارد درتمام زندگی ما کاربرد خیلی خوبی دارند اگر به انها عمل کنیم من دیدم برای متناسب شدن هم خیلی مفید است پس آن را با دوستانم به اشتراک گذاشتم .چون واقعا ذهن و مغز دو چیز مجزا از هم هستند .
تمرینات کنترل ذهن وراج :
1- از زوایه گویی فاصله استفاده کنید و از ضمیر تو با ذهن ناخودآگاه خود صحبت کنید مثلا زهرا تو می توانی
2- تصور کن به دوستی درباره آن موضوع نصیحت میکنی آن را به خودت بگو
3- چشم اندازت را وسیع کن و به مشکلات بزرگتری که قبلا داشتی و آن را به راحتی پشت سر گذاشتی فکر کن که اصلا دیگه به آن فکر نمیکنی
4- تجربه برای متناسب شدن را به چشم یک چالش ببین نه تهدید شدن تا به راحتی ان را بپذیری
5- واکنشی که جسمت نشان میدهد به شکل دیگری تفسیر کن به عنوان مثال تناسب اندام خیلی فایده های زیاد برای من دارد
6- تجربه متناسب سازی را عادی سازی کن یعنی فقط تو نیستی که این تجربه را از سر میگذرانی و از واژه تو برای خودت استفاده کن
7- در ذهنت در زمال حال سفر کن یعنی بعد از یکسال و چند ماه دیگر چه احساسی در مورد تغییرات پیش آمده خواهی داشت
8- زاویه دیدت را عوض کن یعنی دید منفی باف خود را کنار بگذار و مثبت اندیش باش
9-تمام صحبتهای دیگران را از زاویه پشه روی دیوار تصور کن که فقط از دور نظاره گر است و وارد مباحثی و صحبتها نمی شود و خیلی آرام و بی سرو صدا کار خودش را انجام می دهد و اصلا به نظر دیگران اهمیت نمی دهد
11-احساسات و افکارت را بنویس و به مدت 15 الی 20دقیقه در مورد افکار منفی باف بنویس و خود را رها کن از این منفی بافها و اگر توانستی برای آنها دلایل مثبت بیاور
12-موضع یک نفر سوم شخص و بی طرف را برای خودت بگیر ، کسی که خیر تمام طرف های درگیر را میخواهد که این کار باعث کاهش احساسات منفی در شما خواهد شد
13- به خداوند توکل و اعتماد کامل داشته باش که ذهنت را تحت کنترل در بیاوری و فکرهای عبث و بیهوده نکنی
14-آیینی را برای کنترل ذهن وراج خودت اجرا کن مثل دعا کردن – مراقبه – مثبت اندیشی و صحبت با ذهن وراج منفی باف
ممنون از استاد عزیز که برای متناسب شدن اطلاعات خود را دراختیار افراد چاق میگذارند که انشاالله به زودی به سرزمین لاغرها وارد شوندو همگی متناسب باشیم و در سلامتی و تندرستی و دلی شاد عمری را سپری کنیم . بازم ممنون
سلام خدای مهربونم
خداوندا برای بودن در مسیر بینهایت سپاس
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
بهونه من برای لاغریم چی بود
من از کودکی لاغر بودم و تا بلوغ مادرم بهم میگفت مقوا و خیلی لاغر بودم و وقتی به سن بلوغ رسیدم اولین بهونه و باورم برای چاقی در من ایجادشدو بلوغ اولین بهونه من برای چاقیم بود و این بهونه منو چاق کردو زیاد خوردنمو انداختم گردن بلوغ ولی بازم به سختی تونسم وزنمو بیارم پایین و رسیدم به مرحله بهونه بعدی برای چاقی و اون ازدواج بود وبعد بارداری چون بهونه و توجیه دیگه ای نداشتم پس برای توجیه خودم ودیگران این بهترین بهونه بود که من ازدواج کردم و یار باردار شدم برای همین چاق شدم تا این که رفتم سر کار و باز چاقی بیشترم رو انداختم گردن پشت میز نشینی و کارمندی در صورتی که الان که فکر میکنم با همکارام همش چیپس و پفک میگرفتیم و میزاشتیم تو کشو و همش در حال خوردن بودیم و نمیخواستیم چاق شیم !!!
و خلاصه بهونه های خوردن قرص باعث چاقیمه و یا کم تحرکی و یا بالارفتن سن و یا این که حس ورزش ندارم پس چاق میشم
و نکته مهم اینه که اگر دلیل بیاریم برای چاقیمون هیچ وقت لاغر نمیشیم
وقتی ما عادت کنیم به این رنج و عذاب و تحمل کردن این شرایط باعث موندن در چاقیس
پس به اندازه ای که به این مسیر ایمان پیدا کنیم و اطمینان کنیم ادامه میدیم و ادامه دادن رمز موفقیت فقط ادامه دادنه
من اول که با دوره های رایگان اشنا شدم به این ایمان رسیدم که میتونم از این دوره به نتیجه برسم درسته این فایها رایگانه ولی سرشار از اطلاعات نابی است که در هیچ جا اونا رو پیدا نمیکنیم و نظر شخصی من اینه که خب این همه اطلاعات در اختیار ما رایگان گذاشتن استاد خب دیگه بچه بازی و بهونه اوردن که نه اینا فیلمه و اینا واقعی نیست و هزاران بهونه دیگه برای چیه
من به نتیجه رسیدم از دوره های رایگان 15کیلو کم کردم و بعد تونستم دوره های وردود به سرزمین لاغرها رو تهیه کنم به لطف خدا و با تخفیف استاد در عید 1400تونستم به این سرزمین شگفت انگیز هدایت بشم من اونسال پولم گذاشته بودم برا مسافرت ولی سریع دوره رو خریدم و به شکر خدا پول مسافرتم هم جور شدو به مسافرت هم رفتیم چون من خواستم و دوره های دیگه رو هم میخوام و میدونم به اونا هم میرسم
چرا راحت ترین راه را انتخاب میکنیم و حرف دیگران رو گوش میکنیم و باور میکنیم و چون این حرفها رو گوش میکنیم وباورهامون نسبت به مساعل مختلف تغییر میکنه در نهایت زندگیمون نیز تغییر میکنه و شده این زندگی که دارم و این اندامی که دارم
پس من دیگه بهونه نمیارم و شروع کردم و ادامه میدم و به این مسیر اطمینان کامل و 100در 100دارم
یک دفه یه حسی بهم گفت بیام و در اوقات بیکاری علاوه بردوره ها دوباره این فایلها رو گوش کنم تا بیشتر در مسیر باشم و ادامه بدم و فقط مهمه که در مسیر باشم و ادامه بدم
خداوندا برای این مسیر زیبا و لذت بخش بی نهایت سپاس
در پناه خدا باشید
سلام خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی
من امروز احساس خیلی خوبی دارم و فکر میکنم ک برای دلم و خواسته دلم ارزش قائل شدم ، من از اواسط فروردین کمسیر رو دوباره شروع کردم دلم میخواست ک اینبار برای هر فایل حتما دیدگاه بنویسم و ادامه بدم ، الان تقریبا ی ماه گذشته و من برای مسیر لاغری دیدگاهی ننوشتم ، هر روز گامی برمیدارم و برای خودم توی دفتر مثل همیشه یاداشت میکنم ولی توی سایت ثبت نمیکردم ، وهر بار بهونه ولی هر روز گفتگوی ذهنی داشتم و میگفتم باز ننوشتی باز داری میری جلو و هیچبهایی برای این همه فایل ارزشمند ومفید پرداخت نمیکنی حتی بهایی ب اندازه ثبت ی دیدگاه ، و خلاصه گرچه ک ادامه میدادم ولی دلم راضی ب اینجور ادامه نبود ، تا اینکه روز جمعه استوری بازگشت استاد ب اینستا رو دیدم و خیلی خوشحال شدم اخه من همیشه کلی از لایوها و استوری های استاد استفاده میکردم ، خلاصه یکی از استوری های استاد بهانه بی بهانه بود و منم همونجا گفتم ببین هر بار اینمسیرو بدون ثبت دیدگاه رفتی ومشکلی همنداشتی ولی اینبار حالا چی شده هم ذهنت همدلت دارن بازی در میارن و میگن ک باید ثبت کنی بس بهونه بی بهونه ، و از شنبه باز برگرد اول وهر چند ک اونجام ذهن عجولم گف این همه اومدی جلو ی ماهه داری گوش میدی باز برگردی از اول خب از این ب بعد دیدگاه بنویس ولی من مصمم بودمک از جلسه اول دیدگاه داشته باشم و خلاصه دیروز ک شنبه بود استارت اغاز رو زدم ولی خب دیروز تا اخر وقت هی کار برا خودم تراشیدمو دیدگاه ننوشتم و باز ی سری افکار میومد ک آیا میتونم تا اخر دوره ادامه بدم و دیدگاه ثبت کنم نکنه باز وسطا ولش کنم وبیخیال شم ولی صب ک زود بیدار شده بودم اولین کارم رو با ثبت دیدگاه برای فایل مقدمه شروع کردم وچقد سرحال شدم و چقد از ته دل راضی وخوشحال وحس خوب بهم دست داد، من مدت ها با این فکرا ک شاید نتونم دیدگاه خوب بنویسم شاید کسایی ک میخونن بگن اینا چیه نوشته ، اومده زندگی نامه اینجا مینویسه و شاید من از فایل درک درست نداشته باشم و …… افکاری ک توشون خودمو قضاوت میکرد و نهایت ب این میرسبدم ک چیزی ننویسم ، من توی دوره ی رسیدن ب ارزوها با قدرت ذهن تقریبا برای تمام فایل ها دیدگاه ثبت کردم ولی اونجا باورم این بود ک من دوره رو خریدم و از فایل هاش استفاده میکنم ومیتونم چیزی بنویسم ولی اینجا اون جرعت و اعتماد رونداشتم و میگفتم من چون فایل های اصلی تناسب رونخریدم بش شاید نتونم دیدگاه ودرک خوبی داشته باشم ، ولی خب امروز اینکارو انجام دادم و خیلیم خوشحالم چون ب خودم گفتم من از همین فایلا تونسم چندین سایز و وزن کم کنم بس من الان تونستم ک این فایل ها و اموش های لاغری رو تا حدودی درک کنم .
امروز ک این فایل بهونه بی بهونه رو اومدم گوش بدم دیدم ک بیست فروردین ماه توی این فایل برای دوست هم مسیرم شیرین جان حتی در دیدگاهشون پاسخی هم نوشتم ، ولی اونقد بهونه برا خودم تراشیدم ک برای خودم دیدگاه ثبت نکردم و رد شدم ؛
ولی امروز اولین دیدگاهمو با جدیدت ثبت کردم و ی جورایی انگار دلم اروم گرفت ، و بعد اومدم سراغ این فایل بهونه بی بهونه ، تا وقتی ک من نفس میکشم جسمم قدرت و توانایی رسیدن ب تناسب و لاغری رو داره و هیچ بهونه ای نیست و تمام و کمال مسئول چاقی و اضافه داشتن خودم هستم ، سال های سال با کلی بهونه خودمو چاق نگه داشتم و گفتم من ژنتیکی چاقم ، ب مامانم کشیدم ، من معدم بزرگه و سبز نمیشم ، سوخت و سازم کمه ، من تنبلم و تحرکم کمه ، زیاد میخورم و …… اینها همه دلیل و بهونه هایی بود ک من از بچگی داشتم و خودمو همیشه ژنتیکی بچه تپل و پر میدونستم ک محکوم ب چاقیه و قراره مثل مامانش ومامان بزرگش چاق بشه ، ولی با قرار گزفتن در مسیر لاغری من متوجه شدم ک اونها فقط بهونه بودن تا من به تناسبی ک طبیعت جسمم هست رو نداشته باشم و هر روز بیشتر ازش دور شم ، من عادت کرده بودم ب رنج چاقی و دیگه برای خودم هیچ راه خلاصی از این رنج نمیدیدم ، چون راه های زیادی رو هم امتحان کرده بودم ولی نتیجه ای ک میخواستم رو نگرفته بودم ، دیگه ب خودم میگفتم چاقی همیشه با من هست و نمیتونمکاریش بکنم فقط گاهی در مراسمی ومناسبتی یا شرایطی میتونم با سختی دادن ب خودم یکم وزن و سایز کم کنم و دوباره چاقی سرنوشت همیشگی منه ، و هر بار با هر روشی لاغر میشدم انتظار برگشت خیلی سریع ب شرایط قبل ( چاقی ) رو از خودم داشتم ، چون من هم مثل استاد سالقه ی چاقیم از بچگی بود برای همون کلی دلیل برای چاقیم داشتم . البته در دوران بچگی مامانم تلاش میکرد کمنو چاق کنه تا به مادرشوهرض ثابت کنه ک بدون شیر خودش ( چون خودش شیر نداشت ) هم میتونه منو یه بچه ی تپل و سالم ( ب باور خودش ک سلامتی رو تو تپلی میدید) بکنه ؛ من سالها تحت اموزش چاقی از اطرافیانم بودم و کلی اطلاعات چاقی جمع کردم و ناخواسته عمل کردم ونتیجه شده چاقی ؛ چه اونوقتی ک باورهای سلامتی و زیبایی رو با چاقی میدونستم ب سمت چاقی حرکت کردم چه اونوقتی ک از چاقی ترسیدم و بهش توجه کردم و دست پا زدم ک بیشتر چاق نشم ، در حال حرکت به سمت چاقی بودم ، و الان تنها راهش اموزش لاغریه و همون طور ک با اموزش سالها چاق شدم الانم هر لحظه ک نفس میکشم میتونم ب سمت لاغری و تناسب برم و خیلی راحت و اسون مثل همون راه چاقی میتونم اینبار اگاهی لاغری داشته باشم و متناسب و لاغر بشم ؛
ی نشونه هم امروز منو خیلی خوشحال کرد، شهر من یه شهر سردسیر هست و تقریبا ما ۷-۸ ماه از سالو هوای خنک و سرد داریم ک هنوزم مثلا امروز یه هوای خنک رو ب سردی داریم ک بخاریمون روشنه ، من امروز یکم قبل ظهر کمد لباسها رو سامان دهی میکردم ک یه تعداد از لباس های ضخیم زمستونی رو بردارم و لباس بهاری بیارم دم دست ، جا ب جا کردم و بعد اتمام کارم ، خواستم لباسامو عوض کنم ک دستم رف رو شلوارک جین خونگی ک پارسال اواخر تابستون بخاطر خنکی هوا جمع کرده بودم واز دم دست برداشته بودم ، گفتم اینو بپوشم با این تبشرتم سته ، اونوقتا یکم برام کیپ بود و دکمه اش کامل میچسبید ،بدون هیچ فکری و یاد اوری مثلا تنگی ، من اونو برای پوشیدن انتخاب کردم و وقتی تن زدم از ذوق میخواستم بپرم هوا، خیلی برام ازاد شده بود و خیلی راحت دکمه و زیپش بسته میشد و حتی جای ازاد داشت و این خیلی برام نشونه خوبی بود، الان ک حدود ی ماهه جدی شروع کردم و از دیروزم تصمیم با ثبت دیدگاه بود ، خیلی برام ذوق و شور داشت این نشونه و خواستم ک اینجا بنویسم تا برای خودمم ب یادگار بمونه وچراغ ونور برای مسیرم
نشان های دریافت شده
سلام بر اقای عطاررروسن که زندگی افرد چاق واقعاروشن کرده ازجمله من
تویی چندین سال اگه کسی نویسندگی یاشعرگفتن باهر چی که به مرو امکان استفاده برای زمان اینده داشت ورمان پابان نداشت شاید هزار با به خودم میگفتم این افردا نمردن اون رنده هستن جون نامشون تاابد تکرارمیشه وازشون یادمیشه
خوش به حالشون من جیزی برای به یاداوردن دیگران ندارم رسالت من چی فقط بیا به دنیا جاق بشم وبعد ازاین همه رژیمهایبی کیفیت فقط بمیرم تموم شه چندروزپیش توقسمت رایگان من یی متنی رو نوشتم که بودن تواون قسمت چطوردر مسبر من تاثیر داشت ومن توستم با بودن درانجا بهانه افرادی که میکن توقسمت ریگان امکان نداره لاغربشی چون پول ندادی رو ازبین بردم
امروزکه دارماین دیدگاه مینویسم یی بهانه دیگه رو هم ازبین میبرم اون سن وسالم زیاده نمتونم لاغربشم من سن ۵۷ ساله که از دید جوانان که وار میشن زیاده تراز سن این افرادهست من خواستم وخدا کمکم کرد تا حالا خوب پیشرفتم تازه توقسمت فعالان خدود۱ ماه هست که نفراول هستم توقسمت فنی هم ۱ ماهی هست که اولم برای اصلا اول بودن تواون قسمت مهم نیست شکرخدا دارم یادمیگرم پس سن من زیاده نمتونم یادبگیرم رو هم ازبهانه های این مسیر ازبین بردم یی سری میگن من پادرد دارم سنم زیاده درد نمی زاره لاغر بشم بازمن هم پادرد دارم سنم زیاده نباید لاغر بشم ولی شکرخدا دارم وزن کم میکنم
توهر دوره که من شرکت میکردم توماه ۳ شروع مکافات بود چون هرچی تلاش کرده بودم شروع به برگشت میکرد وهمیشه ازماه ۳ هردوره وفتی استپ وزنی شروع میشد زنک خطر به صدا درمیمد که خودم اماده کنم برای یی شکست دیگه ولی دراین مسبرماه سوم تازه دارم شروع به کم کردن وزنم رو میبینم کم هست ولی هست پس این بهانه رو هم از لیست بهانه خط زدم پس رسالت من این بوده که به این شکل به انجام رسوندم خدایا شکرت
خدا پشت وپنا هتون یا حق حق نگه دارتون
سلام سلام ، بزرگترین بهونه ای من پر خوریم وبا سرعت خوردن هست ، همینطور بیشتر مواقع بدونه اینکه اجازه بدم حس گرسنگی کنم غذا میخورم ، پر خوری و ولع هم توی اکثر افراد چاق شایع هست پس پرخوری مساوی با تصویر ذهنی چاق توی ذهنمون نقش بسته ، برای لذت بردن ذهنیم انقدر میخوردم که حس رضایت کنم فارق از اینکه توجهی به حس سیری معده و رفع نیاز خوردن داشته باشم
اومدم این دوره این رفتارهای ناصحیح حل کنم ، خیلی هم شنیدم کم بخور و حس گرسنگی داشتع باش تا لاغر بشی ، اما آیا تمام افرادی که لاغر هستن همیشه گرسنه ان که تونستن لاغر باشن؟ آیا اونا به عمد نمیخورن یا به دیدما افراد چاق کم میخورن که لاغر بمونن و گرسنه بودنو به خودشون ترجیح میدن ؟
اما نه
اکثر آدمای که لاغر اندام هستن هیچ وقت نمیگن هنوزم گشنمه اما چون میترسم چاق بشم به خودم گرسنگی میدم
به عنوان مثال یادمه برادر زادم که لاغره میگفت واقعا نمیتونم زیاد بخورم واندازه ای که میخورم دیگه سیرم وخیلی های دیگه …
ذهنشون درست برنامه ریزی شده برای خوردن و جسمشون این اجازه و داره که درست عمل کنه سوخت و سازش باعث بشه که همیشه خوش اندام باشن و مطمعا تصویری که از خودشون دارن یه اندام مناسب با مقدار خوردن به اندازه اس
چیزی به اسم ولع در خوردن ندارن
منم اینجام که مثل اونا حتا بهتر از اونا ذهنمو برنامه ریزی کنم
از بهونه وحسرت خوردن وحس ناتوانی در لاغر شدن و درست غذا خوردن خسته شدم من باید بتونم موفق بشم چون انتخاب شدم
نشان های دریافت شده
سلام و عرض ادب
یادم میاد تو آینه نگاه نمیکردم چون از خودم فراری بودم
باگریه و زاری و التماس از خدا میخواستم تا راهی جلوی پام بذاره
به شدت افت فشار پیدا میکردم
از چاقی رنج میبردم و همه رو مقصر میدونستم
بهانههای الکی که هربار میووردم و حالمو بدتر میکرد
دیشب که تو مهمونی دوستم بودم
وحرف از چاقی شد
نجوای ذهنی من شروع کرد که توام بگو سبک میشی ببین
بعدش باهات همدردی میکنن و میدونی که تو تنها نیستی
باخودم گفتم مگه من این همه تمرین نکردم مگه من این همه رو خودم کار نکردم
پس از حرفهای خودش برعلیه خودش استفاده کردم
به دوستم گفتم عزیزم من تو دوره ای شرکت کردم که اولین پیامدش رفع استرس و آرامش ذهنی بود
الان خیلی تغییر کردم
و بجای گفتن حرفای منفی از احساس خوبم صحبت کردم از شرایط جدیدکه تو زندگیم رقم زدم صحبت کردم
و کلی حالم بهتر شد
حالا یاد گرفتم که ورودی های ذهنم رو کنترل کنم
فرشته درونم از طریق احساسم خیلی عالی با من ارتباط برقرار میکنه
همین الان که شام خوردم
بعد ی مقدار مناسب فوری احساسمو شناختم
یهو یادم اومد من الان یه فرد جدید هستم
باید بهترین خودم باشم
نباید بهانه های الکی بیارم چیزهایی که وجود دارن هیچ وقت باارزش تر از خودم نیستن
و این من هستم که حیف هستم
واز گفتن چند تا جمله الهام بخش بدون آوردن بهونه موفق شدم تا ورودی ذهنم رو کنترل کنم و بهترین رفتار و واکنش غذایی از خودم داشته باشم
الان بیشتر درک میکنم در شرایط مختلف چجوری عمل کنم تا شگفتی رو ببینم
وهمین ضرب المثل خواستن توانستن است
صدق میکنه
فقط کافی من بخام تا به یاری و لطف خداوند اون اتفاق بیوفته
و دوست دارم همین جمله رو انقدر تکرار کنم تا الگو باشه برام تو زندگیم
نگاه من اگه نگرش من خواستن باشه توانستن خودش میاد
وفقط کافی تا از خدا بخام و خداوند اونقدر مهربون و بخشنده است که منو در اون شرایط قرار میده حالا یکیش خرید دوره های آموزشی این سایت هست
مخصوصاً موفقیت مالی وخیلی دوست دارم تا تهیه ش کنم و میدونم که من موفق میشم تا همه ی مراحل دوره رو هم بخرم و موفق بشم
بی نهایت سپاسگزارم استاد 🙏🥲🌼
الهی سپاسگزارم ازت 🙃🥀🕊️🥲
سلام استاد عزیز
الان که فکر میکنم من اول یک بهانه داشتم برای لاغر نشدن اینکه منم مثل مادرم که 130 کیلو بود نباشم اصلا دوست نداشتم مثل اون چاق باشم با اینکه من بسیار دختر خوش هیکلی بودم ولی همیشه ترس چاق شدن داشتم همون که شما گفتنید انتظار چاقی را داشتم از سن 18 سالگی گفتم رژیم بگیرم تا همینطور خوش هیکل بمونم ولی دقیقا از وقتی که رژیم گرفتم وزنم بالا رفت یعنی دقیقا من برعکس ژنتیک خودم عمل میکردم ژنتیک من میگفت این دختر خوش هیکلی ولی ذهنم میگفت نه این چاقی رو میخواد همین شد که الان در این سن 45 کیلو اضافه وزن دارم بعد از اون هم همه روشهای لاغری رو امتحان کردم ولی هیچکدوم رو دوم نیاوردم دیگه تو جملات تاکیدی میگفتم من با لذت و شادی لاغر میشوم که با خوندن نظر یک نفر در یک سایت مثبت نگری به اینجا هدایت شدم چون از خدا خواستم بعد که کلی رژیم گرفتم فهمیدم که اینها همش اشتباهه من با عذاب چاق نشدم که حالا با عذاب لاغر بشم میدونستم یه راهی داره که همونطور که چاق شدم لاغر بشم دختر خاله ام لاغر بود و همیشه میگفت من هیچ وقت چاق نمیشم و کم هم میخورد نه از روی آگاهی کم بخوره خود به خود سیر میشد انگار ذهنش بهش میگفت کافیه سیر شدی من دیگه بهانه ای ندارم و هیچ حرفی را باور ندارم بابت لاغری هیچ راهی برای لاغری وجود نداره جز ذهن من همه راهها رو رفتم هیچکدوم نتیجه نداد الان هم دوست دارم دوره شرکت کنم ولی پولش ندارم امیدوارم خدا کمکم کنه تا تو دوره شرکت کنم ولی الان از فایلهای رایگان استفاده میکنم تا ذهنم بفهمه که من دستشو خوندم بهانه بی بهانه …بهانه ای برای لاغر نشدن وجود نداره واقعا نداره مطمئنم نداره
لاغری آسانترین و لذتبخش ترین کار دنیاست
سلام دوست عزیز
ابهت اطمینان میدم ک بهترین مسیر زو انتخاب کردی و این انتخاب از سمت خداست
من از همین مسیر استفاده کردم و فایلا روگوش دادم و کلی تغییر در سایز و وزنم و زندگیم داشتم ، درسته ک دوره ها خیلی کامل تر هستن و قطعا و یقینا یهتره ک دوره ها رو تهیه کنیم چون من چند دوره ای ک تهیه کزدم واقعا عالی وکامل یودن و نتیجه هاشدر زندگیم کاملا مشهوده ولی این ب این معنا نیست ک فایلاهای رایگان کاربردی نیستن و تاثیری ندارن، درست برعکس این ایمان و اطمینان ب مسیره ک نتیجه عالی و فراتر از انتظار رو پیش میاره ،من ب عنوان کسی ک مدت هاست در این سایت هستم و از فایلا استفاده میکنم بهت اطمینان میدم ک عالین و اگه متعهدانه ادامه بدین حتما نتیجه خیلی خوبی رومیگیرین و اینجوری مشتاق تر هم
میشین برای تهیه دوره ها ، ادم اصلا سیراب نمیشه در این مسیر ،
امشب مپ باز تصمیم گرفتم ک این دوره روتکراز کنم و اومدم اولین فایل گوش دادم وبرحسب عادت تا اونجایی ک برام امکان داشته باشه دیدگاه هازو میخونم هر چند ک خودم در ثبت دیگاه در سایت تنبلی میکنم وفقط برا خودم مینویسم ولی دوست داشتم اینجا برای شما ی کوتاه اطمینان بدم ک بهترین مسیر روانتخای کزدین و انشالله خیلی زود دوره هارو هم بتونین تهیه کنین ، نوشتن دیدگاه هم خیلی عالیه و امیدوارم منم بتونم اینکارو ب طور مداوم انجام بدم ، چون خودم خیلی چیزها از دیدگاه های دوستان یاد گزفتم وبرای منم کاربردی بوده ویا ب فرمولونگرشی پی بردم
براتون آرزوی موفقیت وتناسب وارمش. رو دارم
نشان های دریافت شده
سلام به استادم
ممنونم از اين فايل عالي
زندگي همه چاق ها رو توي اين چند دقيقه به تصوير كشيديد
بهانه هايي كه داريم
خود من هر روز به همسرم ميگفتم چون تو هر روز ميري سر كار و تحرك داري لاغر هستي و همه اش دنبال اين ميگشتم كه ببينم چرا سوخت و ساز بدن او بالاست
آخه همسرم قاتل بستني و شيريني جات هست….يعني يه جوري بستني ميخوره كه من ميديدم حالم بد ميشد…انقدر كه زياد ميخوره…ولي براي اينكه نخوره نميخريم زياد …ولي اگر توي خونه باشه امونش نميده تا تمومش كنه
خلاصه الان دو سالي ميشه كه هي آدماي مختلف كه لاغر هستن و متناسب هستن رو زير نظر دارم و ميبينم اونا اصلا به خودشون سختي نميدن توي غذا خوردن
يكي از دوستانم كه خيلي خيلي لاغر هست و من خيلي دوست دارم لاغريش رو هميشه زير نظر داشتم چي ميخوره و چيكار ميكنه
متوجه شدم كه اون هرگز وقتي سير هست چيزي نميخوره …فقط سه وعده غذا رو ميخوره اونم خيلي كم …ميانوعده و تنقلات اصلا نميخوره …هر چي جلوش بزاري ميگه نه مرسي نميتونم
هميشه برام سوال بود چطوري ميشه نتونه غذا بخوره ….تا اينكه ديشب داشتم توي سايت شما ميچرخيدم و فايل ميديدم يه كاسه ميوه خورد شده گذاشتم جلوم و دونه دونه برميداشتم و ميخوردم از يه جايي به بعد متوجه شدم عهههه چرا احساس ميكنم سير شدم انگار كلي غذا خورده بودم …بعد گفتم عههه اين تغييرات توي ذهن من داره رخ ميده…و بعد ياد اين دوستم افتادم كه بعد از خوردن غذا اصلا هيچي نميخوره و ميگه نميتونه
خلاصه كه مسيري كه توش هستم نويد روزهاي عالي رو برام داره و سپاسگذارم ازتون
سلام ب استاد با اراده و محبوب عزیزم
خب من همین دیشب مچ ذهنمو گرفتم خواهرم میخواست بره سرکار
کم مونده بود بگم آره برو تازه لاغرم میشی
یهو ب خودم اومدم و نگفتم
چقد میخ کوب شده در ذهنم ک تحرک باعث لاغری میشه
در صورتی ک این حرف کاملا اشتباه
شمام تو این قسمت گفتین و تاکیید کردین که الان اصلا تحرک آنچنانی ندارین و لاغرم هستین
الان من باشگاه میرم ورزشمم سنگین یعنی خیلی به بدن فشار میاد
ولی چون همسرم اعتقادی نداره ب راهکارای ذهنی مجبورم باشگاه رو برم تا باهاش درگیر نشم
چون قبل اینکه باشگاه برم خیلی غر میزد سرم ک چرا نمیری و اینا
من سختم نبود باشگاه رفتن پارسالم رفته بودم و به محض ول کردن چاق تر شدم وزنم رف بالاتر
به دلیل عید و جا ب جایی خونمون چند ماهی فاصله افتاده بود بین باشگاهم
الانم ی انرژی خوبی هس تو باشگاه خوشم میاد عادت کردم نرم حس بدی پیدا میکنم
در کل سعیمو میکنم ک بگم من فقط برای سلامتی و خوش فرم شدن بدم میرم یعنی میرم ک شکل بدنم ک قراره با لاغری با ذهن لاغر بشه رو فرم بدم قشنگ ترش کنم هم تو اجتماعم و دوست پیدا کردمو میگمو میخندم دیگه این تلقین رو ندارم ک ورزش منو لاغر میکنه
میگم بدن من ورزشو دوس داره چونکه باعث میشه جوون تر بمونم کلا هر فوایدی ک ورزش داره دیگه
بغیر از لاغری
بعدشم ک بعد وارد شدن به این سایت مطمان شدم دلیل چ من ۱۰۰درصد فقط از ذهن من بوده
الانم ک ی ریزه جمع تر شدم فقط ب خاطر داشتن اطلاعات جدیدی ک ب ذهنم دادم و خیلی جا دارم خیلی فایل ها هست ک باید گوش بدم و برام تکرار بشه
مهم اینه من دیگه افتادم تو مسیر لاغری پس نتایج کاملا شگفت انگیزی در انتظار من خواهد بود
واقعیت تا قبل آشنایی تصویر ذهنی لاغری من خیلی سخت در ذهنم شکل میگرف ولی الان خیلی بهتر شدم
یکی دیگه از باورهایی ک هست میگن قهوه یا چای سبز سوخت و ساز رو بالا میبرند
برا همین همیشه قبل از باشگاه قهوه تلخ میخوردم بدون شکر
ولی من باشکر دوس دارم
جدیدا زیاد رغبتی ندارم ک بخورم بخورمم طبق عادته
چون بهانه سوخت سازی ک پایین باشه یخوایم با چیزی خوردن مثل قهوه اونو بالا ببریم وجود نداره
و این فرمول از ذهن ما کاملا رد شدس و ما هممون ب ی اندازه در بدنمون سوخت و ساز داریم
لاغری اسان ترین کار دنیاست
سبکی بهترین حس دنیاست
الهی ب امید تو😍🥰
نشان های دریافت شده
سلام زينب جان
با نظر ت موافقم كه چقدر توي باشگاه به بدنمون فشار مي آريم ..چقدر باوراي غلط توي كله مون كردن كه قهوه سوخت و ساز رو بالا ميبره …من پارسال كه رژيم كتوژنيك رو داشتم و باهاش فست هم ميگرفتم …توي زمان فست فقط قهوه و چايي ميخوردم …بعد از چند ماه اختلالات هورموني رو توي بدنم مشاهده كردم ….در اين حين درباره خواص ماتچا تي هم خونده بودم و شروع كردم به خوردن ماتچا تي هر روز …نگو كه اونم كلي روي هورمون هاي بدن هم تاثير ميگذاشت…سرتو درد نيارم كلا قهوه و ماتچا رو گذاشتم …با اينكه خيلي هر دوتاشو دوست دارم جدا از اينكه سوخت و ساز رو بالا بياره يا نه …اما چون ديدم تغييراتي توي بدنم ايجاد كرده ، ترك كردم هر دو رو تا الان كه چندين ماه هيچ كدوم رو نخوردم احساس ميكنم اون اتفاقات توي بدنم رفع شدن …
برا آرزوي سلامتي و موفقيت و متناسب شدن رو دارم