0

اعتیاد به غذا؛ دشمن خاموش تناسب اندام (گام ۱۰)

اعتیاد به غذا
اندازه متن

تا حالا شده یه کاری رو با کلی ذوق و انگیزه شروع کنی، اما بعد یه مدت، اون کار برات تکراری و خسته‌کننده بشه؟ 😑 با این حال، نمی‌تونی ترکش کنی؟ انگار یه نیرویی هست که هی تو رو وادار به ادامه‌ش می‌کنه؟

اگه این حس برات آشناست، باید بدونی اسم این پدیده می‌تونه «اعتیاد» باشه. مخصوصاً وقتی پای خوردن وسطه، یه نوع خاصی از اون شکل می‌گیره به اسم: اعتیاد به غذا 🍩🍕🍟

اعتیاد به غذا یعنی چی؟ 🤔🍫

اعتیاد به غذا یعنی وقتی یه نفر دیگه نمی‌تونه جلوی خودشو بگیره و هی می‌خوره، حتی وقتی واقعا گرسنه نیست.

این فقط یه اشتهای زیاد یا پرخوری ساده نیست، یه رفتار تکرارشونده و خارج از کنترله که آدمو به سمت خوردن می‌کشونه… حتی وقتی دلش نمی‌خواد بخوره! 😣

و حالا جالب‌ترین قسمت ماجرا! 😳👇

تحقیقات علمی، مخصوصاً مطالعه‌ای از دانشگاه Yale درباره نقش مغز در مقیاس اعتیاد به غذا نشون داده که مغز بعضی از افراد، نسبت به بعضی غذاها (مثل شیرینی، چیپس، فست‌فود یا بستنی) درست مثل مغز یه معتاد به مواد مخدر واکنش نشون می‌ده!

یعنی چی؟

یعنی خوردن یه قاشق بستنی یا یه تیکه شکلات می‌تونه همون قسمت‌هایی از مغز (مراکز پاداش یا reward system) رو فعال کنه که مواد مخدری مثل کوکائین یا هروئین فعال می‌کنن! 😱🍩

این یعنی اعتیاد به غذا یه موضوع جدی و علمیه، نه فقط یه بهونه برای پرخوری.

اعتیاد یعنی وقتی بدن و ذهن یه آدم برای ادامه زندگی عادی‌ش به یه ماده یا یه رفتار خاص وابسته می‌شن. حالا اگه اون ماده یا رفتار در دسترس نباشه، بدن و ذهن شروع می‌کنن به نشون دادن علائم محرومیت یا همون خماری. 😵

شاید شنیدن اصطلاح اعتیاد به غذا برات اولش خوشایند نباشه، چون خب ما همین‌جوری هم کلی قضاوت و برچسب از جامعه بابت چاقی شنیدیم… حالا یکی دیگه هم اضافه بشه؟ 😔

ولی بیاین صورت مسئله رو پاک نکنیم… چون این “اعتیاد به غذا” واقعاً وجود داره، واقعاً ذهن و جسم ما رو درگیر می‌کنه، و اگه درست بهش نگاه نکنیم، فقط عمیق‌تر و ریشه‌دارتر می‌شه!

اعتیاد به غذا

اعتیاد به غذا: پنهان، رایج و تشویق‌شده! 😳🍟

نکته عجیبه ماجرای اعتیاد به غذا اینه که برعکس اعتیاد به مواد مخدر که تو همه‌ی دنیا باهاش برخورد قانونی می‌شه، واسه این یکی نه‌تنها مجازاتی وجود نداره، بلکه کاملاً آزاد، دردسترس و حتی تحسین‌شده‌ست! 😅

یعنی چی؟ یعنی کافیه یه دور توی شهر بزنی…

رستورانا، شیرینی‌فروشی‌ها، فست‌فودها، بیلبوردها، حتی استوری‌های اینستاگرام و تبلیغات تلویزیون…

همه‌چی شده ویترینِ غذاهایی که مغز آدم رو وسوسه می‌کنه 🤤

🍩 اون‌ور یه معتاد باید قاچاقی بره دنبال مواد، اینجا یه فردی که معتاد به غذاست، فقط کافیه گوشی‌شو دربیاره، چندتا کلیک کنه، غذا دم در خونشه!

و حالا چرا اعتیاد به غذا این‌قدر خطرناک‌تره؟

  • 🔹 چون هیچ‌کس به چشم یه اعتیاد واقعی بهش نگاه نمی‌کنه
  • 🔹 چون پنهان و نرمال جا زده می‌شه
  • 🔹 چون کسی جلودارش نیست و از هر طرف تشویق می‌شی به بیشتر خوردن

و وقتی چاق می‌شیم، تازه زنجیره عوارض شروع می‌شه:

  • ❗ فشار خون بالا
  • ❗ دیابت نوع دو
  • ❗ بیماری‌های قلبی
  • ❗ مشکلات مفصلی
  • ❗ و حتی اختلالات روانی مثل اضطراب، افسردگی و اعتمادبه‌نفس پایین 😔

همه‌ی اینا فقط به‌خاطر اینه که مغزمون یه مسیر شرطی‌شده رو پیدا کرده:

  • «ناراحتی؟ بخور!»
  • «استرس داری؟ بخور!»
  • «حوصله‌ت سر رفته؟ بخور!»
  • «حتی خوشحالی؟ جشن = خوردن!» 🎉🍰

📚 مطالعات علمی (مثل تحقیق منتشرشده در Frontiers in Psychology) نشون می‌ده که اعتیاد به غذا از لحاظ اثرگذاری روی مغز، به‌طرز شگفت‌انگیزی شبیه اعتیاد به مواد مخدره.

یعنی مغز ما نسبت به قند، چربی و نمک دقیقاً همونجوری واکنش می‌ده که به کوکائین یا نیکوتین می‌ده! 😱

پس دیگه وقتشه که این اعتیاد پنهان رو جدی بگیریم… چون اگه بهش آگاه نشیم، یه عمر اسیرش می‌مونیم!

تنوع مواد غذایی = تنوع مواد اعتیادآور 🤯🍕

وقتی به اعتیاد به غذا به‌عنوان یه نوع اعتیاد واقعی نگاه کنیم، تازه می‌فهمیم که دنیای غذا چقدر پر از محرک‌ها و وسوسه‌هاییه که مثل مواد مخدر عمل می‌کنن.

فکر کن! 🤯

اگه مواد مخدر رو چند مدل بیشتر نیست (مثلاً الکل، نیکوتین، کوکائین و…)

ولی تو دنیای غذا؟

  • هزاران مدل شیرینی
  • صدها نوع چیپس و پفک
  • بستنی‌هایی با طعم‌های عجیب و غریب
  • سس‌های چرب و ترکیب‌های فوق‌العاده اعتیادآور 😋

🔻 این یعنی چی؟

یعنی تنوع مواد غذایی اعتیادآور خیلی بیشتر از مواد مخدره!

و ترکیب این تنوع با راحتی در دسترسی باعث شده سرعت چاقی تو دنیا مثل موشک بره بالا 🚀

اما یه سوال مهم:

اگه ما تو دوره‌های تناسب فکری می‌گیم غذا ذاتاً عامل چاقی نیست، پس چرا الان داریم از «مواد غذایی چاق‌کننده» صحبت می‌کنیم؟ 🤔

جواب اینه:

🍔 تا زمانی که یه فرد معتاد به غذا، از ته دل باور داره که “غذا باعث چاقی منه”

و در عین حال احساس می‌کنه نمی‌تونه جلوی خوردنشو بگیره… اون‌وقت تنوع بالا و دسترسی آسون به این غذاها = زمین خوردن دوباره و دوباره 😞

🧠 یعنی مشکل اصلی درون ذهن ماست، نه توی خود غذا!

برای همینه که خیلیا با وجود همین دنیای رنگارنگ و وسوسه‌گر، همچنان متناسب و سالم زندگی می‌کنن.

✅ پس نکته کلیدی اینه:

اول باید اون “ذهنیت چاق‌کننده” نسبت به غذا اصلاح بشه که این فرایند با استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز به خوبی انجام میشه.

گسترش چاقی

چطوری چاقی تبدیل شد به اعتیاد به غذا؟ 😳🍩

یه زمانی، غذا خوردن یعنی چی؟ یعنی فقط وقتی بدنمون نیاز داشت، یه چیزی می‌خوردیم. به اندازه، ساده، بدون دردسر.

ولی یواش‌یواش این رفتار طبیعی، تحت تأثیر کلی باور اشتباه و آموزش نادرست، رفت زیر خاک و یه چیز دیگه جاشو گرفت: اعتیاد به غذا.

🍕 از کجا شروع شد؟

از جایی که کارخونه‌های مواد غذایی، با طراحی بسته‌بندی‌های جذاب، اندازه‌های مصرف شخصی، تنوع بالا و کلی تبلیغ رنگارنگ، مغز و ذائقه‌ ما رو نشونه گرفتن. اونم نه با یه تیر، با یه ارتش کامل! 😅

🎯 ما هم که هنوز ته‌مون یه غارنشین حریصه، وارد فروشگاه یا مهمونی که می‌شیم، چشم‌مون شکار می‌کنه، دست‌مون می‌خره، ذهن‌مون مجوز می‌ده و معده‌مون همه‌چی رو جا می‌ده!

و اینطوری بود که کم‌کم، اعتیاد به غذا مثل یه ویروس پنهان، بینمون پخش شد.

👪 از خونه شروع شد

وقتی مامان‌بابا برای اینکه بچه‌شون “قوی‌تر” بشه، هی بهش غذا دادن، وقتی برای اینکه ساکت شه، با شیرینی و پفک سرگرمش کردن، وقتی جایزه‌ها شد خوراکی و نوشابه،

یه ذهن کوچیک یاد گرفت که:

📌 غذا = عشق 📌 غذا = شادی 📌 غذا = پاداش 📌 غذا = فرار از درد

🎉 حالا بزرگ‌تر که شدیم، چی شد؟

تا یه ذره ناراحت می‌شیم، می‌ریم سراغ یخچال،‌ تا استرس داریم، یه چیزی باید بخوریم.

خوشحالیم؟ بزن بریم بیرون، یه چیزی بخوریم، دورهمی، سینما، سفر، تفریح = خوردن خوردن خوردن 😵‍💫

🎯 نکته اینجاست که:

هیچ‌کس نمیاد ما رو بابت این رفتار “بازخواست” کنه! نه قانون، نه خانواده، نه جامعه

برعکس! همه جا داره بهمون می‌گه: “بخور! خوش بگذره!”

و اینطوری، اعتیاد به غذا شد تنها اعتیادی که نه تنها ممنوع نیست، بلکه تشویق هم می‌شه! 😶‍🌫️

🧠 تازه تحریکات حسی هم به کمکش اومدن

صدای ترد چیپس، بوی نون داغ، رنگ شیرینی‌ها، بافت خامه، طعم قهوه…

و این یعنی: حتی اگه گرسنه هم نباشی، مغزت می‌خواد بخوره! 🤯

قانون اساسی چاقی
لاغری با ذهن
اعتیاد آسان چاقی

راه نجات چیه؟ قانون‌های شخصی برای رهایی از اعتیاد به غذا 👇

تحقیقات نشون داده با تمرین ذهن‌آگاهی، تصویرسازی ذهنی، و تغییر باورها درباره غذا می‌تونیم اعتیاد به غذا رو کنترل و حتی درمان کنیم.

مغز انعطاف‌پذیره. یعنی همون‌طور که یاد گرفته با غذا حال خوب کنه، می‌تونه یاد بگیره با چیزهای دیگه هم حال خوب کنه 🧠🌱

پس بیاین با هم یه تصمیم بگیریم:

از امروز، من مسئول رابطه‌م با غذا هستم. نه تبلیغات، نه خاطرات کودکی، نه عادت‌های غلط.

✨ اما اگه می‌خوای این تغییر رو سریع‌تر و اصولی‌تر تجربه کنی، بهترین قدم استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغزه.

این دوره مثل یه نقشه عملیه که بهت کمک می‌کنه فرمول‌های اشتباه ذهنی‌ت رو بازنویسی کنی، craving یا همون ولع غذایی رو کنترل کنی، و به آزادی واقعی از اعتیاد به غذا برسی.

این بار، تنها نیستی… این دوره همراه توئه برای شروع یه زندگی تازه. 🌈

✍️ تمرین آموزشی | گام عملی برای شناسایی اعتیاد به غذا 🍩

حالا که متن و ویدیوی آموزشی این جلسه رو دیدی، وقتشه دست‌به‌قلم بشی و خودت رو در آینه رفتارهای غذایی‌ات ببینی.
لطفاً به سوالات زیر توی بخش نظرات جواب بده 👇

  • فکر می‌کنی اعتیاد به غذا چطوری به شکل پنهان اما جدی وارد زندگی ما شده؟ آیا واقعاً چاقی می‌تونه یه نوع اعتیاد باشه؟
  • چه وقت‌هایی تحت تأثیر تبلیغات، مهمونی، خانواده یا اطرافیانت، بی‌دلیل و بی‌نیاز غذا خوردی؟ مثال بزن!
  • نظرت درباره تأثیر مکان‌هایی مثل رستوران‌ها، اپلیکیشن‌های سفارش غذا، یا تبلیغات تلویزیونی در گسترش اعتیاد به غذا چیه؟
  • تا حالا شده چون پول غذا رو دادی، خودتو مجبور به خوردن کل غذا کنی؟ یا چون سهم تو بوده، تا تهش رو بخوری؟ بنویس چی باعث این رفتار شده 🧠

🎥 از ویدیوی آموزشی ایده بگیر و یه تمرین مخصوص به خودت طراحی کن!
اون تمرین رو هم توی بخش نظرات با ما به اشتراک بذار تا بقیه هم ازش استفاده کنن 💬🧡

👇 منتظرم که تمرینت رو توی بخش نظرات ببینم!  📝💬🧠

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 184 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=10289
332 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۷ ۲۳:۲۲
      مدت عضویت: 2392 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 516 کلمه

      گام‌ دهم

      سلام دوستان و استاد عطارروشن

      زمانیکه بچه بودم فکر میکردم اعتیاد فقط به سیگاره ،زیاد میشنیدم طرف سیگاریه ،اعتیاد داره ،نمیدونستم آدم به هر چیزی میتونه معتاد بشه ،از همون دوران خیلی از سیگار کشیدن ترسیدم‌،خانواده مون اصلا سیگاری نداشتیم و توجهی بر سیگاری ها نداشتم و هیچ وقت علاقه ای به سیگار نداشتم،پارسال که آخرین سفرمو رفته بودم کوبا و کوبا مهد سیگارهای برگ اصله ،یک روز تور مزرعه توتون گردی داشتیم که باید تا مزرعه چندین ساعت با لیدرها با اسب میرفتیم،اونجا که رسیدیم پر از توریستهای کشورهای مختلف بودن که همگی در حال تماشا کردن مزرعه پر از برگ توتون بودن وخریدن سیگارهایی که همونجا توسط کارگرها پیچیده میشد،برام جالب بود،همیشه توی فیلم های وسترن دیده بودم که کابویی ها سوار اسب هستن با یه سیکار برگ کنار لبشون،دقیقا اون صحنه فیلمها برام‌ تداعی میشد، به اصرار همسفرام منم یه پک به سیگار زدم ولی انقدر سنگین بود که چندین دقیقه سرفه میکردم ،اتفاقا تعدادی هم به عنوان سوغاتی برای آشناهاییکه سیگاری بودن آوردم ولی خودم هیچ وقت خوشم نیومد وعلاقه ای نداشتم،،اونجا مهد سیگار برگ بود وهیچ محدودیتی براشون نبود،ولی تو یه سفرم به روسیه ،محدویت سیگار کشیدن در معابر عمومی داشتن و در کل سطح شهر سن پتدرزبورگ جاهای مخصوص سیگاری ها با سطل زباله وجود داشت که همگی اونجا جمع میشدن

      در مورد خوردن خوراکی ها قبلا مورد علاقه هایی داشتم ،چونکه ممنوعیت برای خوردن داشتم همیشه احساس ضعف وناتوانی داشتم در مقابل نخوردنشون ،خدارو شکر از پارسال که در دوره ها هستم و مخصوصا با گذروندن دوره تکاملم در درک و فهم این متد و بودن در دوره پیشرفته،نگرشم به غذاها تغییر کرد و در حال حاضر هیچ اعتیادی به غذاها و خوراکی ها ندارم و جدیدا متوجه شدم دیگه تو فکر خوراکی ها نمیرم یا کم پیش میاد،قبلا آزادی خوردن نداشتم حالم بد میشد یا اگرم میخوردم عذاب وجدان میگرفتم ولی الان آزادی عمل وانتخاب دارم و ولعی ندارم ،انگار تمام اون کششم برای منع از خوردن بوده،الان که خیالم راحت شده دیگه بهشون فکر نمیکنم وخدارو شکر ۳ سالی هست که زیاد رستوران میرم و رستوران رفتن برام طبیعی شد و به غذاها به چشم سیر کنندگی نگاه میکنم ،البته که با لذت میخورم نه ترس واین لذت بخشه که چشم و دلم سیر شده ،یادمه پارسال اوایل دوره که بلد نبودم چطور رفتار کنم ،از غروب منتظر بودم ببینم گرسنه میشم یا نه؟ بعد فکر میکردم حالا که گرسنه شدم‌ میوه بخورم یا غذا؟ به مرور و با تکرار و بودن در محیط سایت ،درهایی برایم باز شد ،آگاهی ها زیاد شد ،چند روز پیش فایل ،چاقیو برای خودمون طبیعی نکنیمو گوش کردم و دیدم واقعا هر چیزی که در ذهن من طبیعی شد به اون دچار شدم و اینو مرتب به خودم میگم که طبیعی نیست چاق باشم ،طبیعیش اینه که متناسب باشم وانقدر میخوام در مسیر لاغری با ذهن بمونم و تکرار کنم و کانون توجهمو بذارم براش که روح آفرینندگی درونم فقط در راه لاغر کردن من اقدام کنه ،سالها روح آفرینندگیم با توجهاتم روی چاقی بوده و الان وقتشه که تغییر مسیر بده وبیاد در جاده سلامتی تناسب و حال خوب  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۲ ۱۸:۴۷
      مدت عضویت: 2392 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,122 کلمه

      روز ۲۳ تکرار 

      سلام و درود به دوستان همراهم و استاد عطارروشن

      چاقی اعتیاد آسان است مراقب باشید

      هر جایی که قوانینی باشه نظم هم خواهد بود من این مسئله رو تو خونه خودم متوجه شدم ،قبلا به دلایلی  من مدیریت قوی تو خونم نداشتم و کم کم خودم عادت کردم و افرادی هم که با من زندگی میکردند به بی قانونیه منزلم عادت داشتن

      هر کسی هم وارد خونه من میشد مثل خواهرا یا بچه هاشون آزاد بودن که هر کاری دلشون میخواد انجام بدن و اصلا مشخص نبود تو خونه من کی صاحب خونه بود و کی مهمان

      این جریانات ادامه داشت تا ۴ سال پیش که من وارد دوره های ذهنی شدم و آرام آرام متوجه شدم من اعتماد بنفس و اقتدار  روبرو شدن با رفتارهای دیگرانو ندارم که اونم بخاطر رفتارهای قبل خودم بوده

      وقتی من احساس مدیر بودن تو خونم نداشتم هر کسی به خودش اجازه میداد ریئس خونه من باشه و کم کم زمام امور از دستم خارج شده بود

      تا اینکه ۳ سال پیش که متوجه شدم من اعتمادبنفس روبرو شدن با خانواده خودمو ندارم و اونها هم عادت کرده بودن  هر جوری دوست دارن با من برخورد کنن 

      از ۳ سال پیش که به خودم آگاه شدم آرام آرام اقتدار درونیم بیدار شد و شروع کردم به ابراز وجود و دوست داشتم قوانین هرج و مرج خونمو تغییر بدم 

      گرچه اطرافیانم بسیار با من برخورد شدیدی داشتن و دلشون نمیخواست از آزادی که تو خونه من داشتن کم بشه ولی من ادامه دادم و جهان هم به خلوت تر شدن خونم کمک کرد

      و الان خدارو شکر خیلی همه چیز بهتر از قبل شده هر چند تصمیمات جدی تری برای خودم و زندگیم دارم ولی از اون هرج و مرج قبلی خبری نیست اونم بخاطر قوانینی بود که وضع کردم

      قبلا من برای مسئولیت های خونه  بشدت تحت فشار بودم ولی الان مسئولیت های عمومی خونمو تقسیم کردم و اجازه نمیدم کسی از سکوتم سوءاستفاده کنه و رفتارهای جدید من باعث شده هر کسی هر چیزی دلش خواست بمن نگه و مراقب رفتارهای خودشون باشن 

      که اینهارو مدیون تمریناتی هستم  که برای بالا بردن احساس ارزشمندی و عزت نفسم انجام دادم که الان شاهد خونه منظم تری هستم ،پس قوانین باعث میشه جلوی هرج و مرج گرفته بشه 

      این نظم و تمیزیو تو بعضی از کشورها میبینی اونم بخاطر قوانین محکمیه که در اون هست و حتما اجرا میشه که باعث شده افراد با اون قوانین زندگی کنن و عادت های منظم تری داشته باشن

      حالا تو بحث چاقی چونکه قوانینی براش وجود نداره افراد میتونن هر چقدر دوست دارن از مواد غذایی مصرف کنن، با توجه به نوع دیزاین و بسته بندی خوراکی ها اعتیاد به خوردنشون هم بیشتر شده

      مثلا من  به دیزاین خوشگل غذاها و خوراکی ها بسیار علاقمندم ،الان هم به وفور رستوران ها و کافی شاپ ها در حال سبقت گرفتن هستن در مدرن تر شدن و زیباتر شدن که همه اینها اصلا بد نیستن اگر ما بلد باشیم چه رفتارهایی داشته باشیم 

      مثلا امروز که من و دوستم بیرون بودیم و چندین تا کار داشتیم و انجام دادیم موقع نهار رفتیم رستوران ،از اونجاییکه  سالاد مورد علاقه من سزاره و وقتیکه این سالادو میخورم کاملا سیر میشم بدلیل مرغ های سوخاری که در اون استفاده میشه ، ترجیح دادم غذای اصلی سفارش ندم ولی دوستم از کم غذا سفارش دادن بدش میاد و گفت غذای اصلی هم سفارش بده

      اتفاقا  خود ایشون هم تو دوره لاغری هستن و میدونه من اضافه بر نیازم نمیخورم و خودش هم همین رفتارو داره ،بهش گفتم‌ من فقط سالاد میخورم اگر سیر نشدم از غذای شما میخورم ولی مطمئن بودم سیر میشم 

      بلخره من سالاد سفارش دادم و ایشون هم‌ غذای خودشونو و در ادامه نون سیر هم‌ سفارش دادن ،منکه فقط سالاد خوردم و یه نون تست سیر و وقتی احساس سیری کردم دیگه ادامه ندادم ،حتی غذای دوستم و سالاد هم اضافه اومد،بهش گفتم نیازی نیست غذای اضافه سفارش بدیم ما که دیگه میدونیم حجم خوردنمون  چجوریه 

      اگر به همین راهی که میریم ادامه بدیم دیگه درگیر چی بخورم چی نخورم نخواهیم بود ،هر خوراکی دوست داریم میخوریم و وقتی سیر شدیم ادامه نمیدیم ،به همین راحتی ،کاری که ما سالها بلد نبودیم انجامش بدیم ،چونکه انجامش ندادیم یادش نگرفتیم‌ و الان انقدر برامون سخته که از خوردن دست بکشیم‌ ،یعنی دوست داریم انقدر به خوردن ادامه بدیم‌ که از سنگینی شکم نتونیم راه بریم ،مجبور بشیم دکمه شلوارمونو باز کنیم 

      انگار همش ولع خوردن داریم و دوست نداریم سیر بشیم که اونم مربوط میشه  به عادت هایی که از بچگی به ما تزریق شد و خوردن شد جزء کارهای لذت بخش برامون 

      مثلا دیشب که دخترم و همسرش منزل ما بودن ،من میوه گذاشته بودم،انار دون کرده بودم  ،حتی چغندر باغ خودمونم پخته بودم ولی اصلا بهشون اصراری نکردم که حتما باید میوه بخورن میدونستم این لطف و محبت نیست این ضربه زدن بهشونه و میوه ها ،انار و چغندر دست نخورده موند 

      چند روز پیش که دیدم دوستم داره کابینتو میگرده و هی غر میزد که چرا پاستیل هامون تموم شده و دلش پاستیل میخواست بهش گفتم‌ گرسنت شده؟ گفت نه ،گفتم پس برای چی دنبال پاستیل میگردی ؟ گفت دلم یه چیز آب نبات طور میخواد ،گفتم واسه چی ؟ گفت همینجوری دلم میخواد 

      کاملا میفهمیدم که یه فرمول براش روشن شده که اون شکلی دنبال یه خوراکی شیرین میگشت ،هر چند من نمیگم نباید پاستیل خورد من خودم هم میخورم ولی اون مدل بیقراری برای خوردن پاستیل برام جالب بود ، بهش گفتم هر وقت میخوایی یه رفتاریو انجام بدی از خودت بپرس آیا این رفتار  تخریبم میکنه یا ترمیم ،اونوقت میتونی تصمیم بگیری با توجه به اینکه چاقی ایشون بیش از حد زیاده و باید بیشتر بسمت ترمیم حرکت داشته باشه تا بسمت تخریب و در انتها بهش گفتم به اندازه کافی خودتو تخریب کردی لطفا یکمی بفکر ترمیم خودت باش 

      مسئول چاقی خودمون ، خودمون هستیم و باید بپذیریم‌ ،بپذیریم‌ که خالق چاقی خودمون بودیم ،خالق بودن را بپذیریم بجای قربانی بودن رو و سالها از قربانی بودنمون منفعت بردیم و خودمونو از بار سنگین مسئولیت چاقی بیرون آوردیم 

      اینکه سالها خودمونو قربانی چاقی  دیدیم و مدام غر زدیم که چرا چاق شدیم ؟ چرا لاغر نمیشیم؟ این چه زندگیه ؟ چرا خدا خواسته که من چاق بشم ؟ این چه جهان هرج و مرجیه 

      تمام این اتفاقاتو خودم آفریدم ،اضافه وزنم مال خودمه ،بچه ی خودمه ،خودم به دنیاش آوردم ،منیکه تونستم چاقیو آفرینش کنم پس میتونم لاغری هم آفرینش کنم ،کافیه باور کنم و بیام تو مسیر تغییر ،این جهان به هر کسی هر چیزیو که بخواد و باورش کنه میده ،کافیه باورهاشم بسازیم‌ که راحتر هدایت بشیم در مسیرش

      منکه خدارو شکر نزدیک به ۲ ساله تصمیم گرفتم از اعتیاد به چاقی رها بشم و قدم در مسیر زیبای لاغری با ذهن گذاشتم که پر از آگاهیه و هر روز کمی به هدفم نزدیکتر و از چاقی دورتر میشم ،سپاسگذار خداوند هستم برای هدایتم به این متد عالی   

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 26
گردونه هدایا گردونه هدایا