0

گام ۱۰: چاقی، اعتیاد آسان است

اعتیاد
اندازه متن

است که فرد در ابتدا با ذوق و اشتیاق آن را انجام می دهد اما رفته رفته از تکرار آن خسته و ناراحت می شود اما قادر به تکرار نکردن آن نیست.

اعتیاد چیست؟

اعتیاد (همچنین: خوگری) حالتی، که در آن شخص به علت روانی یا مصرف مواد شیمیایی، طبیعی دچار ضعف اراده در کنترل تکرار اعمال خود می‌شود هرچند ضعف اراده فی نفسه بیماری نیست ولی به علت عوارضی که بر سیستم عصب مرکزی شخص ایجاد شده به عنوان بیماری فرض می‌شود.

این بیماری یا ایجاد اختلال در کنترل بر سیستم رفتار – پاداش، باعث تکرار آن رفتار می‌گردد.

گسترش اعتیاد

اعتیاد یک بیماری اصلی، پیش رونده و كشنده است.

این عارضه، نوعی ارتباط تسکین دهنده با یک مادۀ روان گردان یا تأثیرگزار بر ذهن و یا رفتاری که ما را در برابر ميل بیش از حد، ناتوان می کند می باشد.

اعتیاد به عنوان حالتی که در آن بدن انسان برای انجام فعالیت های عادی خود به یک ماده یا یک رفتار خاص وابسته می شود تعریف شده است. زمانی که که ماده مورد نیاز در اختیار بدن قرار نمی گیرد یا انجام رفتاری که شخص معتاد بدان وابسته شده است امکان پذیر نمی باشد، نتیجه کار بروز علائم خماری يا محروميت است.

با مطالعه تعریف اعتیاد، اولین موضوعی که برای من جلب توجه کرد شباهت رفتار یک معتاد با رفتار خودم در زمانی که چاق بودم است.

فرد معتاد به مصرف مواد مخدر اعتیاد دارد و من به مصرف مواد غذایی اعتیاد داشتم.

شاید برای شما خوشایند نباشد که علاوه بر برچسب های متفاوتی که به خاطر چاقی به شما خورده است اینبار برچسب اعتیاد به مصرف مواد غذایی به شما زده شود، اما پاک کردن صورت مساله منجر به نادیده گرفتن مساله نمی شود.

چاقی اعتیاد آسان و خطرناک

چاقی عوارض مختلفی دارد که چه بسا شاید خطرناک تر از هر نوع اعتیاد دیگری است.

فردی که به مواد مخدر اعتیاد دارد خیلی بیشتر از فردی که به مواد غذایی اعتیاد دارد تحت فشار برای ترک کردن است،  و این آزادی رفتار فردی که اضافه وزن دارد اعتیاد او را خطرناکتر از هرنوع اعتیاد دیگری می کند.

افراد معتاد برای دور هم جمع شدن باید دنبال مکان مخفی و در از چشم عموم باشند درحالی که افراد چاق در بهترین مکان ها به صورت آشکار یکدیگر را ملاقات و در معرض اعتیاد بیشتر به چاقی قرار می گیرند.

افراد معتاد همواره از سمت خانواده و جامعه ترغیب به ترک کردن و حتی تهدید به محاکمه میشوند درحالی که افراد چاق همواره در معرض تشویق و ترغیب برای چاق تر شدن هستند.

فرد معتاد برای تهیه مواد مورد نیاز باید به مکان خاص و فرد خاصی مراجعه کنید اما فرد چاق همیشه در چند قدمی موادی است که آنها را عامل چاقی خود می داند.

هر روزه فرصت ابتلا به اعتیاد چاقی بیشتر و امکان ابتلا به آن افزایش می یابد.

امروزه فقط با چند کلیک در موبایل می توانید به هر نوع مواد غذایی به هر اندازه دسترسی داشته باشید.

حتی دیگر نیاز نیست برای تهیه غذا از خانه خارج شوید. غذا را نه تنها در خانه بلکه در هر مکانی در شهر یا اطراف شهر باشید به کمترین زمان ممکن به دست شما می رسانند.

اعتیاد چاقی

تنوع مواد اعتیادآور چاقی

اگر چاقی را نوعی اعتیاد آسان در نظر بگیریم تنوع مواد غذایی که منجر به چاقی یا همان اعتیاد به مصرف بی رویه می شود بسیار بیشتر از تنوع مواد مخدر است.

نکته نگران کننده اینکه ترکیب تنوع بی نهایت مواد غذایی با آسان شدن دسترسی به آنها سبب افزایش سرعت چاقی در جهان شده است.

شاید این سوال در ذهن شما ایجاد شود که چرا در این نوشته از غذا بعنوان مواد چاق کننده نامبرده شده است. چرا که در بسیاری از محتوای سایت تناسب فکری تاکید شده است که غذا، عامل چاقی نیست یا قدرت چاق کنندگی ندارد.

به این نتجه توجه کنید: تا زمانی که در ذهن فرد چاق، خوردن غذا عامل چاقی باشد و از طرفی فرد چاق عقیده داشته باشد قادر به کنترل اشتهای خود نیست بنابراین افزایش تنوع مواد غذایی و آسان شدن دسترسی به مواد غذایی متواند زمینه ساز گسترش چاقی باشد.

چون از قبل در ذهن فرد چاق،‌ نگرش چاق کننده بودن غذاها وجود دارد. درحالی که با توجه به همه گستردگی تنوع مواد غذایی و آسان شدن دسترسی به مواد غذایی همچنان انسان های زیادی در جهان در وضعیت تناسب اندام و سلامتی کامل زندگی می کنند.

پس موضوع مهم در ابتدا نگرشی است که درباره چاقی و عوامل ایجاد کننده آن در ذهن افراد ایجاد شده است و سپس تنوع و سهولت دسترسی به مواد غذایی از اهمیت برخوردار می شود.

آزاد بودن اعتیاد چاقی

همانطور که می دانیم نظام طبیعت وکائنات براساس نظم و قانون خاصی آفریده شده است.

از طرفی جهان مادی هم توسط سردمداران آن بر اساس یکسری قوانین مشترک بین المللی مانند قانون منع برده داری یا قاچاق مواد مخدر و … مدیریت می شود.

نهایتا این که هر کشوری برای خودش قوانین داخلی وضع نموده که بعضی هدایت کننده (محدوده فعالیتها را مشخص میکند) و نوع دیگر آن باز دارنده (حد و مرز وممنوعیت ها را مشخص میکند تا افراد دچار انحراف نشوند).

مانند جرم بودن فروش مواد روان گردان، شیشه و ماری جوانا و هروئین و …

دلیل وضع این قوانین و کلا هر قانونی:

اولا : منفعت فردی آن ( اعتیاد و عوارض دنبال آن)

دوما: منافع جامعه و زندگی اجتماعی (فرضا فرد معتاد به شیشه ممکن است ناخواسته مرتکب قتل انسانی دیگر و به این ترتیب تهدیدی برای مردم و مضر به حال جامعه محسوب می شود)

عدول از قوانین متضمن دخالت دولتها و نهایتا مجازات (نقدی حبس و جانی و…) را بدنبال دارد.

درحال حاظر در جامعه بسیاری از رفتارهای غلط غذایی افراطی از نوع اعتیاد حاد وجود دارد که بسیار خطرناکتر از اعتیاد مذموم پذیرفته شده در اجتماع است و تهدیدی از ناحیه دولت و حکومت برای انجامش وجود ندارد.

آری پرخوری اعتیاد و اپیدمی همه گیر و خانمان برانداز اکثریت قریب به اتفاق افراد جوامع امروزی است.

گسترش چاقی

چگونه چاقی به اعتیاد تبدیل شد

انسان ها از پیش فرض های خودشون برای غذا خوردن (براساس نیاز و به مقدار موردنیاز) تحت تاثیر آموزشها و رفتارها و باورهای غلطشون فاصله گرفتند.

تنوع مواد غذایی و نوع بسته بندی و تعیین میزان و مقدار بسته بندی فردی و تبلیغات توسط کارخانجات تولید مواد غذایی با نشانه گرفتن و تحریک ذائقه انسان شدت پیدا کرد.

فراوانی و قابل دسترس بودن مواد غذایی برایمان که بقول بزرگی «ما همان غار نشینان وحشی و حریصی هستیم که هر آنچه ببینیم شکار میکنیم» و فرضا وقتی وارد هایپر می شویم هرآنچه ببینیم می خریم و می خوریم و می خوریم و می خوریم باعث رشد و گسترش سریع چاقی در جهان شده است.

خوردن زائد بر نیاز و پرخوری عمل قبیحی نیست و در مهمانی ها، پذیرایی با تنوع مواد غذایی و در رستوران ها تنوع منو غذایی مهر تاییدی به این عمل زده شده است درحالی که باید پرخوری در اذهان عموم کاری بسیار ناپسند جلوه داده شود.

عادت دادن بچه ها توسط والدین به این اعتیاد با اصرار کردن و جایزه دادن به خوردن بیشتر و تشویق برای سلامتی و قویتر شدن کودکانمان و خلاصه سر گرم کردنشان هنگام بهانه گیری و … باعث نفوذ چاقی به سنین پایین تر شده است.

سرگرم شدن و تفریح کردن با خوردن، با وجود سیری و عدم حس نیاز جسمی با رفتن به رستوران، گردش، سفر، رفتن به سینما، تجمعات خانوادگی و … همه باعث ایجاد فرمول ذهنی خوردن برابر با شادی و سرگرمی است شده است.

پناه آوردن به مواد غذایی (همانند اعتیاد به مصرف ماده ای خاص) جهت فراموشی عصبانیت، خشم، شکست و آرام گرفتن یکی از عوامل رشد و گسترش اعتیاد چاقی در بین انسانها شده است.

تحریک پذیری بر اساس حواس پنج گانه (دیدن، شنیدن، بوییدن، لمس کردن و چشیدن) بی توجه به علت خوردن، رفتن پی آن و خوردن و خوردن به روند گسترش چاقی سرعت بخشیده است.

و در نهایت نبود هیچ مجازات و ضمانت اجرایی در پی این اعتیاد (پرخوری) از طرف خانواده ، جامعه و دولت ها سبب شده است که نه تنها کسی با چاقی برخورد نکند بلکه به شکل گسترده ای مورد حمایت و تشویق برای اعتیاد به چاقی قرار بگیریم.

قانون اساسی چاقی
لاغری با ذهن
اعتیاد آسان چاقی

وضع قوانین رهایی از اعتیاد چاقی

حال که دانستم برای پرخوری هیچ خط قرمزی و قانونی و ممنوعیتی وجود ندارد و پرخور اعتیاد و مجرمی آزاد و خطرناک برای امانتش یعنی جسمش که آن را پارکینک انواع بیماری های خطرناک (دیابت فشار خون و قلبی و عروقی و…) قرار داده و به خواست پروردگاردش مبنی بر هدف از خلقتش (شادی و احساس عالی) توجهی ننموده و الهامات فرشته درونش را (تحت الامر شیطان ومنفی درونش وپیوندش با آن) نادیده گرفته است.

بایستی خود سریعا قانون ومحدودیتی برایش وضع کنم به این ترتیب که:

۱- درصورت گرسنگی واقعی و به اندازه نیاز جسمی ام بخورم و به محض سیر شدن تحت الامر ذهنی ام و فرمان سیری مغزم دست از غذا بکشم و ضمنا لقمه هایم را شمرده شمرده و با آرامش بخورم و از غذا خوردنم نهایت لذت راببرم..👌🏻👌🏻🌺

۲- اصراری به زیاده خوردن خودم و دیگران مبنی بر امتحان کردن تمام گزینه های سر میز نداشته باشم و از دیگران هم توقع تعارف کردن و اصرار خوردن بیشتر برای خودم نداشته باشم👌🏻🌺

۳-توجه کمتری به مواد غذایی داشته باشم، یعنی تمام گزینه های سر میز را دور خودم نچینم و سعی کنم با یک نوع آن در حد نیاز جسمی سیر شوم.👌🏻🌺

۴- برای لذت و سرگرمی و جهت فرار از فشار و استرس چیزی نخورم و با چیز های زیبا و قشنگ دیگر مثل پیاده روی در هوای پاک و یا رقصیدن و ورزش و یا تماشای یک فیلم و یا حتی با هم صحبتی با یک دوست پشت تلفن و… خودم را شاد کنم و احساسم را خوب کنم👏💃🌺👌🏻

۵- به علت خوردن خارج از احساس گرسنگی ام (دیدن نون خامه ایی یا بوی کیک و شیرینی) فکر کنم و از خودم بپرسم، قبل از خوردن آن چیز که «چرا من میخوام اینو بخورم» بعد اگر گرسنه نبودم نخورم و و از نخوردنم لذت ببرم

۶- یادم باشه که من در جاده تندرستی و لاغری ثبت نام کردم و عضو کمپین حفاظت از بدن پاک هستم.

هنگام خوردن اگر خواستم زیاده روی کنم به یاد هیکل زیبایم در ایستگاه آخر نوار زمان لاغری که چشمانم (هر روز با مرورش) غرق اشک شوق لاغری میشود بیفتم و دست از خوردن بکشم و بدانم که من در زمره افراد متناسب هستم و خداوند انتهای کوچه اغوشش را جهت رساندنم به آرزویم باز کرده تا بشوم (احسن الخالقین) آن چه هدفش از خلقتم است.

(نوشته مریم عزیز در بخش نظرات)

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای انجام تمرین این جلسه آموزشی بعد از خواندن نوشته این جلسه و تماشای ویدیو آموزشی به سوالات مطرح شده به صورت انشایی در قسمت نظرات پاسخ دهید.

  • نظر شما درباره شباهت چاقی و اعتیاد چیست؟
  • مواردی را در زندگی خود شرح دهید که به راحتی توسط اطرافیان یا رسانه ها ترغیب به خوردن بیشتر شده اید.
  • به نظر شما تبلیفات مواد غذایی و مکان های توزیع غذا چه تاثیری بر گسترش اعتیاد چاقی می گذارد؟
  • مواردی را از رفتار خود پیدا کنید که تحت تاثیر عامل بیرونی ترغیب به بیشتر خوردن شده اید.

بعنوان مثال بخاطر پرداخت پول غذا هرطور شده کل غذا رو خوردید یا بخاطر اینکه سهم خودت بوده سعی کردی همه اون ماده غذایی رو بخوری.

  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

منتظر خوندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.99 از 132 رای

https://tanasobefekri.net/?p=10289
279 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نادیا همتی
      1403/04/19 17:02
      مدت عضویت: 62 روز
      امتیاز کاربر: 3215 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 51 کلمه

      با سلام به نام الله یکتا 

      من به خودم قول میدم حتما قبل از خوردن هرچیزی از خودم بپرسم چرا می خوام این رابخورم ؟

      فقط تا زمانی که مغزم پیغام سیری را داد بخورم و نه به هر علت دیگری 

      برای بدنم ارزش قائل بشم و پرخوری نکنم و غذای بی کیفیت نخورم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار servehchopani_1
      1403/04/13 00:31
      مدت عضویت: 1495 روز
      امتیاز کاربر: 1355 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      به نام خداسلام استاد گرامی ودوستان سایت تناسب فکری گام دهم: چاقی اعتیاد آسان است وقتی فردی رفتاریا عادتی رو برای خوردن پیدا کند به اون اعتیاد پیدا می‌کند وما به آدم های معتاد شباهت داریم اونا به مواد مخدر اعتیاد دارند مابه مواد غذایی اعتیاد داریم اگر بیایم این اعتیاد رو ترک کنیم باید دراین سایت تناسب فکری باشیم وبا تمرین تکرار قدم بردارم واگر فکر کنیم نباید در موادغذایی زیادروی کردچون همیشه در دسترس قرار دارند به اندازه بدن خودمان مصرف کنیم چون همیشه فراوانی هست ومن اصلا گول تبلیغات نمیخورم واصلا شکر خدا در غذاهم زیادروی نمیکنم. وهر وقت میل به غذا داشتم میخورم چون بدنم رو دوست دارم وبه آن احترم میزارم واز خداوند واستاد گرامی سپاسگزارم بابت این مسیر زیبا وشگفت انگیز. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      1403/04/07 07:42
      مدت عضویت: 43 روز
      امتیاز کاربر: 1480 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 496 کلمه

      به نام خداوند جان و دل 

      سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان 

      بریم سراغ چاقی و اعتیاد :انسان معتاد و انسان چاق اعتماد به نفس ندارند دائم خودشون رو سرزنش میکنند دائم خود خوری میکنند از حضور در اجتماع ترس دارند قدرت اظهار وجود ندارند خودشون را دوست ندارند همش دنبال توجیه هستند که مغز خودشون را بخاطر رنج کار اشتباه خود آرام کنند بزرگوار من مثال اعتیاد و چاقی راخوب درک میکنم چون پدرم سالیان زیاد معتاد بود و خودم سالیان چاق بودم و این دو نوع انسان همیشه گوش نشین منزوی دنبال توجیه الکی خود خوری لذت نبردن از زندگی هستند و واقعا اعتیاد به چاقی مانند اعتیاد به مواد مخدر نابود کننده انسان و ارزش های انسانی هست امیدوارم یک روز اعتیاد به چاقی هم حدی گرفته شود و واقعا تجربه زندگی لاغری عالی و عالی هست خدا را شکر 

      قسمت دوم تمرین بارها شده در مهمانی ها یا توسط اعضای خانواده تشویق شدیم به بیشتر خوردن مثلا اینو ببین چقدر خوشمزس اینو ببین چه عطر بویی داره موز بردار سیب بخور همین یک دونه بیشتر برادار بابا بخور تعارف نکن حالا خونه ما میایی رژیم نگیر بعدا رژیم بگیر این ها و هزاران هزار حرف دیگه که باعث نابودی ما و ترغیب به پرخوری و در نهایت اعتیاد به چاقی را دارد.

      قسمت سوم:تاثیر تبلیغات مواد غذایی با رنگ و لعاب و تعریف ابدارش واقعا باعث ترغیب انسان میشه مثلا تو تلویزیون میبینی طرف دهنشو باز می‌کنه چنان میخوره و به به چه چه می‌کنه که انگار اصلا لذت دیگه ای جز خوردن تو دنیا وجود ندارد و آدم ترغیب و تشویق به خوردن میشه میگه بزار سفارش بدم امتحان کنم و اینور اونور خلاصه که تاثیر تبلیغات بسیار زیاد هست.

      قسمت چهارم: واقعا بارها شده من در رستوران گفتم خب پولشو دادم باید تا ته بخورم یا این سهم من هست اگه الان نخورم نگه دارم برای بعد بقیه می‌خورند یا اگه الان نخورم سرد میشه و از دهن میوفته و این طور حرفها خلاصه مثلا امشب ما میخواییم بریم عروسی ولی تو ذهنم به جای لذت بردن از عروسی همش اینکه فراموش بخورم یا بیارم میوه و شیرینی چی به هرحال که من اون ساعت نمیتونم بخورم زشت نیست اگه با خودم بردار بیارم بعدا بخورم چرا رشته پس همون موقع همشو بخورم در حالی که میتونم بگم بابا یه میوه شیرینی دیگه خودت هر موقع خواستی برو از بیرون بخر بخور کلا دویست هزار تومانم نمیشه یا نهایتا یک پرس غذا تو شهر ما کباب یا جوجه تهش پانصد ششصد هزار میخواد بشه دیگه هر موقع خواستی برو بخر بخور هر موقع که واقعا دلت به اون مواد غذایی احتیاج داشت و حس کردی که لازمه بخوری اون موقع بخور نه فکر این باشی که پول میدم و فلان و بهمان.

      من از حالا هر موقع خواستم پرخوری کنم با خودم شباهت های پرخوری و اعتبار را بازگو میکنم و سعی میکنم که ذهن خودمو با دلایل منطقی از پرخوری جلو گیری کنم خدایا شکرت بابت این سایت عالی خدایا شکرت بابت همه چیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلی
      1403/04/06 15:35
      مدت عضویت: 505 روز
      امتیاز کاربر: 2275 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 357 کلمه

      به نام خدا

      خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری قرار داد تا با یادگیری آن به  سمت متناسب شدن، حرکت کنم.

      این گام خیلی خوب بود. یعنی عالی بود. بیشتر دغدغه ماها همینه. به مواد غذایی اعتیاد پیدا کردیم. شبیه معتادها. البته معتاد به مواد، راه سختی رو باید بگذرونن. ولی مواد غذایی به راحتی در دسترس ماست. کافیه درب یخچال رو باز کنیم و دست ببریم و شکممون رو پُر کنیم از مواد غذایی. 

      من همیشه با دیدن هر کلیپ، رفتار متناسب ها رو بررسی می کنیم. متناسب ها هر چیزی رو نمی خورن. اگه یه لیوان آب میوه بخورن، با دیدن سفره غذا، بی میل هستن شام و ناهار رو نمیخورن. تنقلات اصلا نمیخورن یا خیلی کم میخورن. چیپس و پفک و پفیلا برای چاقهاست. متناسب ها چند تا دونه میخورن. چاقها به هر مواد غذایی و خوراکی اعتیاد دارن. یادمه چند سال پیش با یه اتوبوس که همه مسافر جمکران و قم بودیم، عازم شدیم. اون زمان من متناسب بودم و فقط برای شام یه وعده غذایی همراهم بود. وقتی مادرم گفت خوراکی همراه خودت داشته باش، من گفتم یک ساعت و نیم رفت و یک ساعت و نیم برگشت، خوراکی نمی خواد. یه آقا پسر ۱۷ یا ۱۸ ساله همراه ما بود که به شدت چاق بود شاید حدود ۹۰ وزنش بود شاید هم بیشتر. این آقا پسر هر ۱۵ دقیقه پفک و چیپس میخورد. من به شدت حالم بد میشد این آقا پسر رو میدیدم. هر بار به خودم می گفتم، قطعا چاقی این آقا به خاطر مصرف بی رویه مواد خوارکی هست. هنوز هم من، چیپس و پفک رو چند ماه یک بار به صورت تفریحی میخورم. قطعا اگر من رفتارهای چاقی بیشتری داشتم وزنم بالای ۸۰ بود. هیچ وقت رفتار غذایی افراد چاق رو نمیپسندم. بیشتر اضافه وزن من به خاطر تلقینات اشتباه بقیه بوده. اینکه برنج چاقت می کنه. تحرک نداری یا بعد اینکه باشگاه رو کنار گذاشتی، چاق شدی. البته ولع هم نسبت به غذا داشتم. اگر الان خوب نتیجه گرفتم، ولع ام خیلی کم شده و همین مدت کم کلی تغییر کردم. تمام سعیم رو می کنم کنار چایی از خرما و گاهی اوقات شکلات استفاده نکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار yas
      1403/03/28 01:09
      مدت عضویت: 149 روز
      امتیاز کاربر: 55 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 997 کلمه

      به نام خداوند آسمان آبی 

      اردیبهشت ماه امسال رفتیم مسافرت به شهری کوهستانی بسیار مناظر زیبایی داشت اما چون کوهستانی بود اکثر تابلو ها “خطر ریزش کوه ” یا اخطار پیچ تند میدادند یا اخطار شیب زیاد جاده بود قسمتی دیگر که منطقه محافظت شده ای بود مسیر کنار رودخانه بود که تابلو خطر سیلاب بود .

      به نکته خیلی خوبی اشاره کردین که تا بحال زیاد دقت نکردم اکثر تبلیغات مواد غذایی را اگر ببینید همگی متناسب اند و یک میز غذا های رنگارنگ آماده است اما تا به حال ندیدم یک بشقاب کامل پلو بخورند یا کیک و چای بخورند فقط د رحد چای ریختن در فنجان دیدم . تا بحال جایی ندیدم چاقی را اعتیاد خطرناکی بدانند ولی اگر بدانند معتادی به مواد مخدر با نگاهی دیگر تو را می بینند . مثلا اگر به چاقی بگی اعتیاد تو از اعتیاد به مواد مخدر بدتر است قطعا میخندد . کمی که تحلیل کردم فکر میکنم اعتیاد چاقی خطرناک تر از اعتیاد به مواد است به این دلیل که ما خودمان چاقی را به ذهنمان دعوت کردیم و پذیرفتیم که چاق هستیم و به طور متوالی در حال تمدید این افکار و عادات اشتباه هستیم اما اعتیاد به مواد فقط یک مدت مغز به دلیل ترشح دوپامین فراوان اعتیاد پیدا میکند و ساختار مغزی تغییر می کند که بعد از ترک و مراقبه ممکن نیست کسی برگردد من زیاد نشنیدم که برگردد اما اگرم برگردد دلیلش ناخودآگاه فرد است که هنوز درگیرش است ، چاقی از خودآگاه شروع می شود اما کم کم با تمدید رفتار ها در ناخودآگاه حک می شود  .

       اعتیاد یعنی تکرار ممتد یک کار که فرد از آن لذت می برد اما به طور افراطی انجام می دهد و باعث آسیب به خود میشود و قارد به کنترل اراده خود نخواهد بود  مثل فردی که بازی ویدیویی اعتیاد دارد و بعد از مدتی به چشم ها آسیب می رسد و هرچقدر بخواهد کنارش بگذارد نمیتواند چون قادر به کنترل اراده خود نیست. درست مثل چاقی من اعتیاد دارم به خوردن چیزی شیرین کنار چای اما یکبار پرسیدم واقعا میل دارم ؟ قطعا نه چون از انجام آن کار لذت میبرم و قادر به کنترل اراده خودم نیستم . بنظرم اعتیاد به هرچیزی باعث میشه به طور افراطی انجام بشه و روی ناخودآگاه ما تاثیر خواهد گذاشت اگر بخوام دقیق تر اعتیاد چای خوردنم را بررسی کنم من اهمیت نمیدم چه چیزی قرار است با چای میل کنم فقط باید شیرین باشد و اگر نباشد چای نمیخورم مثلا هرجا به من چای تعارف کنند اگر همراه با نقل یا شیرینی یا بیسکوئیت باشه میخورم اگر نباشد به هیچ وجه نگاه چای هم نمیکنم من با تمام این رفتار ها یاد معتادی میوفتم که میگه فقط به من مواد بدید مهم نیست کجاست فقط میخواد مواد بگیره لحظاتی که تحریک میشم با چای و کیک اون لحظه هیچی جز چای و کیک تو ذنم نیست و نمیتونم جای دیگه تمرکز کنم مثلا به هیچ وجه نمیتونم وقتی درس میخونم همراهش چای و کیک بخورم حتما باید سر صبر باشه و اون لحظه که متوجه طعم خوشمزه میشم با حالت هجوم و حمله بیشر کیک میخورم.

       خانواده ما وقتی کلیپ آشپزی از درست کردن دسر میبیند برای همدیگر میفرستند و قرار میزارند یک روز درست کنند و اکثر اوقات درست میکنند . وقتی تبلیغ رستورانی میبینیم میگیم دفعه بعدی بریم اینجا فلان غذاش رو فلانی تو استوریش تعریف کرده . یا سالی که ساندویچ یک متر و فلافل سلف سرویس ترند شد من بچه تر بودم اما یادم می آید آن سال ما بسیار از این غذا ها خریداری میکردیم بطوری که چندین شب به سلف سرویس میرفتیم یا مثلا مادربزرگم علاقه زیادی به نان تازه دارد و هر غروب باید بعنوان عصرانه میل کند به من تعارف میکند و منم مجبور میشم بخورم و کم کم کنارش ماست و سبزی اضافه می کند بوی سبزی تازه و باعث میشود بیشتر بخورم یا گاهی میل به غذا ندارم اما مادرم به شدت اصرار می کند باید بخوری وگرنه از حال میری . یا گاهی میل به شیرینی ندارم اما اصرار دارم بخورم یا مهمانی میرویم یکم میخورم و میرم کنار ناگهان همه میگن نه بیا ببین چه غذای خوشمزه ایه دیگه کیمیتونی اینطور غذایی بخوری یا میگن همین یک شبه بیا کاش میشد اون لحظه داد زد و گفت بابا من سیر شدم کافیه!

       یکم عجیبه اما رسانه و تبلیغات زیاد روی من تاثیری ندارد تا حالا پیش نیومده برم چیزی را امتحان کنم چون فلان بلاگر توی استوری تبلیغ کرده اصلا من اینستاگرام و … اینجور محیط ها را ندارم چون رسانه فقط برای تحریک و تاثر بر اذهان عمومی است که بتواند همسو با جهت های خودشان کنند و سود ببرند و چرا من باید خودم را قربانی سود دیگران کنم ؟! یک چیزی که چند روز اتفاق افتاد در این رابطه اینه که با دوستام به کافه جدیدی رفتیم که دوستم بسیار مجذوب محیط آنجا و نوع منو آنجا شده بود و میگفت من دیگه همیشه میام اینجا یا میگفت فردا ناهار هم میام اینجا شنیدم فلان غذاش خیلی خاصه ، خواستم بگم دیزاین چقدر تاثیر روی مشتری دارد یا نوع سرویس دهی گارسون ها که با احترام برخورد کنند و صحبت کنند حتی روانشناسی رنگ هم در جذب مشتری و حتی اشتهای مشتری هم تاثیر دارد و هرچقدر این رفتار بیشتر باشد در اطراف فرد ، فرد بیشتر ترغیب میشود. 

       اگر تنقلات دلم نخواد اما یهو دست خواهرم ببینم میگم نکنه جا بمونم؟ حمله ور میشم . یا وقتی قرار است چای بخورم به موارد شیرینی که در خانه داریم فکر میکنم و ناگهان یاد فلان چیز میوفتم . یا شاید نوشابه نخوام اما اگر کسی با لذت بخورد و بگوید خنک بود قطعا میخوام امتحان کنم یا همه درحال عصرانه خوردن هستند و میل ندارم اما ناگهان همه میگن به به چقدر فلان دسر خوشمزه است یا اگرم چیز ینگم میگم نکنه جا بمونم میرم و میخورم یا شام را خوردم سیر شدم ناگهان میگن فلان غذا خیل یخوشمزه بود خوردی؟ میگم نه میگن بیا برات بریزم خیلی خوشمزه است و مجبور میشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      1403/03/03 15:18
      مدت عضویت: 508 روز
      امتیاز کاربر: 1315 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 476 کلمه

      بزرگی هست در عالم خدا نام که دل با یاد او می گیرد آرام 

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم مسیر 

      تعریف اعتیاد:به حالتی که بدن انسان برای انجام فعالیت

      هایی عادی خود به یه ماده یا یک رفتار خاص وابسته 

      میشه زمانی که ماده مورد نظر یا رفتار که فرد معتاد بهش 

      وابسته است امکان پذیر نیست ،نتیجه اش میشه علائم 

      خماری یا محرومیت.

      بله همین طور که استاد گفتند و دوستان هم نظر داده 

      بوداند ،من هم موافقم که کاملا افراد چاق رفتارشون شباهت 

      به افراد معتاد داره منتها افراد معتاد به مواد مخدر معتاده 

      که منع میشه از همه جا همه کس ولی ما با رفتارمون که 

      معتاد غذا شدایم اویل این اعتیاد ما مورد تشویق و حمایت 

      قرار گرفتیم و هیچ منعی ام نداشتیم  و در دسترسی اسان به 

      همه چیز و همه جا داریم ،و دلایل مختلفی هم براش 

      میاریم و خودمون رو راضی میکنم ،به نظر من تمام این 

      تبلیغات مواد خوراکی تمام هدفشون برای آدمایی چاق

      هست و خیلی خوب کسایی که دنیا رو کنترل می کنن 

      میدونن این قضیه رو که افراد چاق هست که با بو کردن  ،

      با لمس کردن ،با دیدن ،با  حس چشایی با سرما ،با گرما 

      ،تحریک میشه و می خواد گه چیزی بخوره ،وگرنه ادمی که 

      افکار متناسبی داره فقط زمانی چیزی میل میکنه که بدنش 

      به انرژی نیاز داره .

      من قبلا این طور بودام که مثلا عصر بود گرسنه ام بود عصرانه 

      تا دلت بخواد خورده بودم که حس فشار شکمم حس کرده 

      بودام و بعد چند دقیقه مثلا همسرم میومدن خونه یا بستنی 

      اوره بود یا میوه ،یا تنقلات ،بارها و بارها این اتفاق افتاده 

      برام که با اینکه سیر بودام ،من اصلا نمی تونستم جلوی 

      خودم رو بگیرم و شروع میکردم به خوردن تا موقعی که تموم 

      بشه یا مثلا خونه خودمون شام خوردایم ،می رفتیم جایی 

       شب نشینی ،اصلا چیزی به اسم میل ندارم نمی تونم،نبود 

      همه رو می خوردم ،ولی به لطف خدا الان نمی گم صد درصد 

      ۹۰درصد رفتام درست شده ،تحریک دیگه خیلی کم میشم

      وقتی  سیرم اصلا چیزی میل نمی کنم ،یا زمانی که بخوام 

      برم مهمونی یا چیزی میل نمی کنم تا توی مهمونی بتونم

      هر چی دوست دارم بخورم ،یا اگر سیر رفتم مهمونی چیزی 

      نمی خورم واقعا خیلی خوشحالم که توی این مسیرم خدایا 

      شکرت. پیامبر عزیزمون می فرمایند که ریشه  تمام بدیها از

      جهل است ،کسی که میزنه کسی رو میکشه ،یابه کسی تجاوز 

      می کنه یا اعتیاد به مواد مخدر داره یا اعتیاد به مواد غذایی

      داره ریشه اینا همه از جهل و نادانی ،یه جمله ی هست که 

      میگن ،شما بد نیستید ،شما بلد نیستید ،واقعا همین طوره 

      ما یاد نگرفته ام آموزش ندیدایم که چطور باید با مواد غذایی 

      رفتار کنیم به جایی که شکر گزار باشیم بابت این همه نعمت 

      اینو می بینیم وای ترس از برنج داریم ،ترس از گوشت ترس از

      روغن به جایی اینکه خوشحال و شکر گزار باشیم ،وحشت 

      زده و نا سپاسیم همیشه ما باید قدر دان خداوند مهربان 

      باشیم بابت تمام نعمت هاش که به ما داده و به خاطر 

      حضور در این مسیر ،خدایا ممنونم .

      با تشکر از استاد عزیز ودستان هم مسیر .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا
      1403/01/30 10:17
      مدت عضویت: 630 روز
      امتیاز کاربر: 9045 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 580 کلمه

      سلام

      واقعا من دیروز این رو تجربه کردم اعصابم خورد بود 

      و بیش از حد تمایل ب خوردن در من بود 

      جوری ک واقعا اذیت میشدم با اینک تلاشمم میکردم ک اون موضوع رو در ذهنم حل کنم 

      اماهمش مواد غدایی انگار ب قول استاد داشتند من رو صدا میکردند ومن واقعا اینرو  لمس کردم ک واقعا زمانی ک عصبیم معتاد ب مصرف مواد غذایی برای ارام شدن بر ای شاد کردن خودم برای فرار از اون احساسات شدم 

      وامروز ب این فایل برخوردم واین رو هدایت پروردگار میدونم 

      چاقی واقعا اعتیاد اسان هس من هر موقع میرم خونه مادر بزرگم و خب ناهار خوردم برای عصر میرم مادربزرگم ازم ناراحت میشه تو هیج وقت خونه من هیچی نمیخوری

       ومن زمانی ک واقعا حالم خوبه حسم خوبه اوکیم ولی اگه عصبی باشم یا احساساتی از این قبیل مثل دیروز میخورم واقعا خسته میشم از اون صدایی ک تو سرم همش دعوت میکنه ولی دیروز با اون همه صدا باز من خیلی جااها موفق شدم واین مسیر رفته رفته بهتر خواهد شد و میتونم از پسش بربیام 

      فقط باید بدونم ک اون صدا اون پیشنهاد ذهن هس و اگاه باشم برای این

      من اویل ازدواجم ک واقعا میل نداشتم نمیخوردم واون موقع از نظر من طبخ غذایی مادرشوهرم خیلی چرب وچیلی بود وواقعا اینطور بود روغن از خورشتهات میچکید ومن اصلا میدیدمش چهار ستون بدنم میلرزید اما ی حرفهایی میزدند ی ناراحتی میکردند ک من ب اجبار میخوردم 

      ولی از ی جایی ب بعد نخوردم چیزی ک دوس نداشتم 

      خیلی از ماها میریم مهمونی ب خاطر اینک زشته بده چی میگن میایم چیزی رو ک علاقه ای نداریم میخوریم اینم از کمبود عزت نفس میاد 

      یادمه در یکی از مهمونی چیزی رو خوردم ک تا یه هفته داشت حالم بهم میخورد و واقعا معده درد گرفتم تا جایی دکترم رفتم چن ماهم دردش کشیدم وتصمیم گرفتم هیچ وقت چیزی رو ب خاطر دیگران نخورم 

      اما متاسفانه در مهمونی اگه میل نداشته باشم واون چیز مورد علاقه من باشه میخورم مثل بربری شیرینی

      ب قول استاد اعتیاد اسان 

      نمیدونم کی انقدر همه چیزمو  گره زدم بخوردن 

      و واقعامن میپذرم ک معتاد هستم اره گفتنش هم قلبمو ب درد میاره اما من میپذیرم اعتراف میکنم 

      و مسئولیت رهایی ازش رو ب عهده میگیرم و میدونم هیچ کس جز خودم نمیتونه ب داد خودم برسه 

      این رفتارها از اون زمانی شروع میشه ک ما احساسات دورنیمون میترسیم عیب میدونیم ونقاب میزنیم و فرار میکنیم 

      چرا خب اره من الان عصبیم ناراحتم فلانم 

      چرا بترسم چراوحشت کنم چرا بخوام فرار کنم 

      چرا عصبیم چن ی حس ی فکری هس اون عصبانیت خودمو ببینم مثل اینک ی مامان با بچش حرف میزنه ببین چقدر اروم میشی 

      شاید ما بپذیریم خیلی چیزهارو 

      جنگ نمیکنیم فرار نمیکنیم 

      من خیلی خیلی فرق کردم 

      در گذشته تا ناراحت میشدم باید کلی شیرینی میخوردم تا حدی ک کارم ب سرم اینها میکشید خوشجالم ک اونها گذشته باید اینهارو رو حل کنم

       وقتی ی فرد معتاد بخواد ترک کنه خیلیا حمایتش میکنند اما من ب جای حمایت 

      تحقیر شدم 

      ب جای حمایت

       مسخره شدم 

      اما من ادامه میدم ب خاطر خودم من خودمو سالها نداشتم دنبال دیگران بودم 

      اما الان ب این نتیجه رسیدم نگرد نیس اونی ک دنبالشی

       خودتی 

      روی  هیچ کسی حساب باز نکن ادمها خیلی راحت عوض میشن همونی ک میترسی میشن همونیک انتظار نداری میشن 

      جای همه اونها خودت برای خودت باش

       این باعث میشه خلاهای دونیت پر بشه 

      واین ی مسیره ومن ادامه میدم 

      میپذیرم دیروز اشتباه کردم و این رو هم میپذیرم ک من درمسیر یادگیری هستم

       من خیلی فرق کردم خیلی

       اینها هم تغییر خواهند کرد اروم باش عزیزم من تلاش تورو میبینم ب تو افتخار میکنم و دوست دارم

      وب تو افرین میگم 

      و از خدای خودم ممنونم ک منو ب این مسیر هدایت کرد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Reza
      1403/01/24 12:41
      مدت عضویت: 497 روز
      امتیاز کاربر: 20426 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 703 کلمه

      پذیرفته شدن خیلی از مسائل در زندگی که به عمومیت در اومده که دلیل خیلی از اونها را نمیدونیم ولی خودکار داریم انجام میدیم.

      مانند تعیین کردن مقدار مواد غذایی و زمان استفاده که در روز باید مصرف کنیم که مورد نیاز بدن هست و یا اینکه چند ساعت در روز باید خوابید و بدن نیاز به استراحت داره و یا مقدار آبی که باید در روز مصرف شود و از کلمه باید به معنی اجبار استفاده شده 

       بخاطر تکراری که سالها برامون انجام شده مورد تاییدمون قرار گرفته و به عنوان اصل و درست بودنش مورد قبولمون قرار گرفته 

      مثالی دیگه بزنم 

      خوردن صبحانه بر تموم ادمها توصیه شده که هر چقدر هم سنگین تر بهتر که باعث انرژی اول روز میشه و سرحال شدنه 

      مثال باحال تری بزنم که چندین بار باهاش برخورد کردم ولی زیاد بهش توجه نمیکردم ولی برام همیشه سوال بود 

      همسرم علاقه زیادی به نوشیدن اب داره و براش تعریف شده که حتما باید در طول روز اب بنوشه که مفید هست چندین بار اتفاق افتاده که یادش رفته و یکدفعه یادش اومده که من امروز اب ننوشیدم و باید حتما اب بنوشه و تا سرحد اجبار اب مینوشه تا جایی که دل درد میگیره و قبل از اینکه بخواد اب بنوشه متوجه هستم که اصلا نیازی نداره ولی اون تعریفی که براش ایجاد شده باعث میشه که این کار را انجام بده با اینکه براش توضیح دادم که بدن خودش اونچه که بخواد درخواست میکنه ولی باز بر طبق تعریف هاش عمل میکنه و کلا ماها پذیرفتیم که یک سری کارها را باید انجام بدهیم بدون اینکه به دنبال دلیلش باشم بخاطر بهانه سهولت و راحتی در کارها و اینکه اگر نادرست بود این همه ادم انجدم نمیدادند و اینکه روال طبیعی هست 

      مثل زمانهایی که سیر بودیم ولی بخاطر اینکه زمان نهار و یا شام هست و فقط با یک دلیل ساده که دعوت میشدیم به غدا خوردن مثل این تعریفات

       برکت سفره از بین میره 

      حالا بیا یه لقمه بخور جا باز میکنی 

      اصلا حالش به دورهم بودنه 

      و موقعی که با این روش جواب نمیداد تهدید شروع میشد 

      برکت خدا حیف میشه 

      الان نخوری دیگه خبری از غذا نیست 

      مثالهایی از احادیث و پیامبران برامون زده میشد و از همان استارت اجبار در ما نهادینه شد و به پذیرش تغییر پیدا کرد 

      پذیرش به نظر من کاری که با میل باطنی انجام بدهی و اگه شرایطی پیش بیاد که نتونم انجامش بدهم انگار یه چیزی از درونم کم شده 

      ولی پذیرفته شدن معنی همرنگی پیدا کرده انجام یک سری کارها که قابل قبول دیگران باشیم و با تکرار انها روتین ما شده و هر روزی هم بخواهیم خارج از این روتین باشیم برای خودمان سخت هست چون در ذهن قبولش کردیم و حالا میخواهیم خارج از ذهن انجام دهیم که درداور میشه بخاطر اینکه میگیم نمیشه و از ما گذشته!!!!!

      یک سری علائم هم به قول شما برای ما تعریف شده ولی اینقدر بر روی این علائم تاکید شده که از خود علائم تاثیرگذاریش بیشتر شده و بدون اینکه ایا درست هست و یا نیست اقدام به اجرا میکنیم 

      اگر پول بیشتر میخواهی کار فیزیکی و زمان بیشتر تعریف شده 

      آسونی با سختی بدست میاد 

       قاروقور شکم گشنگی 

      دویدن برابر هست با خستگی 

      ۳۰ سال کار کردن و در نهایت شاید بتونی به ارامش برسی 

      و پذیرا شدیم زمانی فارغ از توجه به احساسات دیگران و بر طبق خواسته های دیگران شروع به زندگی برای خودم کردم

       مدتی تنها برای خودم زندگی کردم و بهترین دوران زندگیم بود چون به خود شناسی رسیدم برای خودم میخندیم و شاد بودم هر موقع میخواستم میخوابیدم و بیدار میشدم هر زمانی که میخواستم غذا میخوردم فارغ از اینکه چه نظری دیگران به من دارند اونچه که دوست داشتم را انجام میدادم و دنیایی متفاوت داشتم ولی از یه جایی به جاده خاکی زدم و حرف ها روم تاثیر گذاشت و به لطف خدا مدتی هست باز در مسیر الهی قرار گرفته ام با نیروی خدا خیلی جاها خواستم و تلاش کردم که خودم باشم و طبق الهامات الهی رفتار کنم ولی بخاطر اینکه چی میشود و شرایطش نیست دیگران چه فکری میکنند و حرفهایی که زده میشد بهم بخاطر اینکه فکر میکردم با خودم بودن انگشت نما میشوم و از خودم دور شدم و حالا بعد گذشت سالها یکسال بیشتر هست خودم شده ام و هر روز به خدایم نزدیک تر 

      خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abirozeh
      1402/12/20 21:47
      مدت عضویت: 1575 روز
      امتیاز کاربر: 1504 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 244 کلمه

      با سلام ودرود 

      شباهت فرد معتاد وفرد چاق بسیار زیاده ..هر دو به یه سری کارها اعتیاد دارن فرد معتاد به کشیدن مواد مخدر وافیونی وبه دنبال اون اوضاع حس خماری ونیاز به دلیل تحریک ذهن …وهزینه ی لذت وپاداش که جای خیلی بحث وگفتگو هست که یه فرد چطور معتاد میشه…البته به نظرم خیلی شبیه افرادی هستند که به خوردن مواد غذایی معتاد شدن 

      دنیا اصلا انگار هیچ کس به چاقی اونقد اهمیت نمیده 

      چون صنعت عذا ودارو خیلی بزرگ وگنده شده ومافیا داره ..وقتی دارم تلویزیون بی مصرفشان رو میبینم که داره چیپس وپفک وسس وکتاب لقمه وبیسگوییت وکیک وخودم عصرانه با بیسکویت وسس مایونز وهزاران تبلیغ دیگه خوب متوجه میشم که صنعت تبلیغات اصلا دلش برای مردم ومخصوصا چاقها وکودکان نمیسوزه …واین ما هستیم که باید به فکر خودمون باشیم وقوانین خودمون رو داشته باشیم…همین هایپر مارکت ها وفروشگا های بزرگ باعث میشه ما چشممون به همه ی مواد خوراکی بخوره وازشون برداریم…وبچه های من وقتی میرن فروشگاه بیشتر میرن سمت قفسه ی خوراکی‌ها..

      وما باید قدر سلامتیمون رو بدونیم ..وهر چی‌زی رو به بهانه ی حیفه …گناهه..دیگه مواد غذایی گرونه..خراب میشه…بخور دیگه عیده..مهمونیه ..عروسیه…اینا رو دیگه ذهنم به من نگه وگول نخورم ..

      خودم قدرت رو به دست بگیرم .وبرام مهم باشه که منم یه معتادم ولی فرد معتاد در جامعه پذیرفته نیست ولی چاقی مشکلی نداره ..وانسان رو به سمت نابودی میکشه هر دو ومضره برا سلامتی ..وبه امید خدا با ماندن در سایت تناسب فکری من از این اعتیاد دوری میکنم ..

      سپاس فراوان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      1402/11/28 17:20
      مدت عضویت: 370 روز
      امتیاز کاربر: 10520 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,711 کلمه

      به نام خداوند مهربان🥰🙏🏻🙏🏻🙏🏻 

      باسلام به استاد عزیز ودوستان همراهم ✋😍

      گام ۱۰:چاقی ،اعتیاد آسان 🤔

      چاقی وهر رفتاری که باعث عادت ما میشه در ابتدا با ذوق و اشتیاق آن را انجام می دهیم واما رفته رفته از تکرار آن خسته و ناراحت می شویم اما قادر به تکرار نکردن آن نیستیم

      اعتیاد چیست ؟حالتی که در آن شخص به علت روانی ویا مصرف مواد شیمیایی، طبیعی، دچار ضعف اراده در کنترِل تکرار اعمال خود میشود هر چند ضعف اراده فی نفسه بیماری نیست ولی به علت عوارضی که بر سیستم عصبی مرکزی شخص ایجاد شده به عنوان بیماری فرض میشود این بیماری ایجاد اختلال در کنترل بر سیستم رفتار _پاداش ،باعث تکرار آن رفتار می گردد 

      در جامعه اعتیاد به مواد مخدر  یک بیماری اصلی ،وپیش رونده کشنده  است .وفرد رو مقصر می دونیم که به سمت مواد میره و زشت وقبیح می دونیم ولی این نگرش در مورد چاقی در جامعه وجود نداره در صورتی که چاقی هم رفتار وعادتهای تکرار شونده ای که باعث شده تا فرد سلامتی خودشو به خطر بندازه و زمان مرگش جلوتر از مرگ طبیعی اتفاق بیفته 

      واز طرف جامعه چاقی وزیاد خوردن وپر خوری زشت وقبیح نیست بلکه از نظر ساخت ثروت بیشتر در صنایع غذایی بسیار مورد تشویق هم میشه و افرادی که با صنایع غذایی سر کار دارند مثل رستورانها وسوپرها و فروشگاهها همه همه در حال تبلیغ برای افراد چاق هستن تا بیشتر ترغیب به خریدن وخوردن شوند انگار افراد چاق هیپنوتیزم میکنن تا به اهداف خودشون برسن وقتی افراد برای خودشون سلامتشون هدفی ودستور عمل مختص به خودشون نداشته باشن به راحتی تومعه میشن برای رسیدن دیگران به اهدافشون  برای چاق تر شدن تمام امکانات با تمام احترام در جامعه و خانواده مهیا است برای چاق شدن بیشتر راه آسون تر ولی برای افراد معتاد به موادمخدر نه جایی برای این کار هست نه امکانات خوبی از طرف جامعه در نظر گرفته شده ونه احترامی وعزتی براشون هست وبه راحتی مواد در دست رس نیست چون اعتیاد در جامعه پذیرفته نیست ولی چاقی از طرف جامعه پذیرفته هست 

      در صورتی که هم فرد معتادوهم فرد چاق در حال صدمه زدن به سلامتیشون هستن وهردو از نظر ذهنی دچار اختلال هستن فرمولهای اشتباه دارن ولی ترک مواد مخدر از طرف جامعه خیلی مورد توجه هست ولی ترک چاقی این طور نیست حتی اگر فرد چاق شروع به لاغری می کنه از طرف دیگران زیاد تشویق ومورد حمایت قرار نمی گیرن چون چاقی طبیعی شده وخود فرد رو مقصر نمی دونن و تقصیر گردن ژنتیک و عوامل بیرونی می دونن پس چاقی در جامعه پذیرفته شده که بعضی افراد باید در جامعه چاق باشن واین طبیعتشونه و کاری هم نمیشه کرد 

                         نکته مهم مهم مهم 👌👌👌

      تا زمانی که در ذهن فرد چاق و کل جامعه در مورد چاقی این باشه که خوردن غذا عامل چاقی هست و  فرد چاق عقیده داشته باشد قادر به کنترل اشتهای خود  نیست بنابراین افزایش تنوع مواد غذایی و آسان شدن دسترسی به مواد غذایی می تواند زمینه ساز گسترش چاقی باشد 

      چون از قبل در ذهن فرد چاق ،نگرش چاق کننده بودن غذا ها وجود داردودرحالی با توجه به گستردگی تنوع مواد غذایی،و آسان شدن دسترسی به مواد غذایی همچنان انسانهای زیادی در جهان در وضعیت تناسب اندام و سلامتی کامل زندگی می کنند

       از همه مهم تر نگرش ما باعث چاقی ویا لاغری ماست بعد تبلیغات غذایی واطلاعات،و فراوانی و گستردگی ودر دست رس بودن مواد غذایی برای کسی چاقی رو به همراه میاره، که باور کنه چاق میشه و اونها باعث چاق تر شدن میشن

       پس منی که انتظارم لاغری شده هیچ چیز بیرونی باعت چاق در من نمیشه من چاقی رو ترک کرده و لاغری رو یاد گرفته ودر مسیر سلامتی هستم هیچ تبلیغات غذایی ودر دست رس بودن و فراوانی آنهابرمن تاثیری نداره منهم مثل افراد لاغر که در این جامعه هستن، زندگی می کنم ودر سلامت جسمم هستم  خدایا سپاس گذارم 

      چگونه چاقی به اعتیاد تبدیل شد !

      • انسانها از پیش فرض های خودشون برای غذا خوردن (براساس نیاز وبه مقدار مورد نیاز بدن ) هست ،تحت تاثیر آموزشها ورفتار ها و باورهای غلطشون فاصله گرفتند 
      • وقتی باور هاشون عوض شداون وقت کارخانجات وصنایع غذایی در کل جهان از طریق تبلیغات و تنوع غذایی و نوع بسته بندی و تعیین میزان و مقدار بسته بندی وغیره ذائقه انسانی رو تحریک کرده ونشانه گرفتن،
      • و خوردن اضافه بر نیاز وپر خوری رو عمل قبیحی ندانسته ودر مهمانی ها وپذیرای ها با تنوع مواد غذایی ودر رستورانهای وغیره …… درحالی که باید پر خوری در اذهان عموم کاری بسیار ناپسند جلوه داده شود برعکس شده 
      • عادت دادن بچه ها توسط والدین به این اعتیاد با اصرار کردن وجایز دادن به خوردن بیشتر و تشویق برای سلامتی وقوی تر شدن باعث نفوذ چاقی از سن پایین تر شده 
      • پناه آوردن به خوردن( همانند اعتیاد ) جهت فراموش کردن عصبانیت ،خشم،شکست و آرامش گرفتن یک از عوامل رشد و گسترش اعتیاد چاقی در انسانها شده 
      • تحریک پذیری بر اساس حواس پنچ گانه (دیدن ،شنیدن ،بوییدن ،لمس کردن، چشیدن ،)
      • بی توجهی به علت خوردن ،وتحریک شدن از طریق حواس پنچ گانه رفتن پی خوردن خوردن خوردن واما داشتن نگرش چاقی نسبت به خود باعث چاق تر چاق تر شدن 
      • در نهایت هیچ مجازات و ضمانت اجرای در قبال اعتیاد چاقی از طرف خانواده و جامعه وجود نداره و کسی با چاقی بر خورد نمیکنه متاسفانه روز به روز در حال گسترش خودش در جامعه شده وخیلی هارو به کام بیماری و جدایی و افسردگی ودر نهایت مرگ زود رس کشانده 

      حالا که در جامعه ضمانت اجرایی وقانونی برعلیه چاقی نیست خودم برای خودم مقررات سلامتی تعیین می کنم 

      اولین قانون ،قانون اصلی من درموردلاغری این است که از توجه کردن به  زیاد در مورد چاقی که در من احساس بد ایجاد می کنه رو کنار گذاشته و باورم ونگرشمو لاغری کرده حالا که نگرشم لاغری شده چند تا کار برای خلق لاغری ماندگار انجام میدم 

      ۱.هروز در سایت لاغری هستم تا ذهنمو پر از اطلاعات لاغری کنم 

      ۲.هروز انتظارم ولیاقتم و باورم از خودم لاغری باشه 

      ۳.افکار لاغری رو در ذهنم گسترش بدم وهر موقع افکار چاق کننده وارد افکار م شد توجه نکنم وبی محلی نسبت بهش داشته باشم 

      ۴.رفتارهامو وعادت هامو تغییر بدم اونم کم کم 

      الف.در صورتی که گرسنه هستم غذا بخورم 

      ب.با آرامش اول به غذا نگاه کنم و سپاس گذارش باشم وبعد با مزه کردن آرام آرام بخورم وبه نقطه سیریم توجه کنم 

      ج.اصرار به زیاد خوردن دیگران نداشته باشم وبه اسرار دیگران برای خواندن نه بگم 

      ه.قدرت رو به خودم بدم نه غذاها ومکان های خاص وزمانهای خاص

      د.برای باهم بودن ولذت بردن وبرای فراموش کردن مشکلات به غذا روی نیارم 

      و.هرگز از منبع تغذیه ی ذهنم ( که سایت تناسب فکری) فاصله نگیرم 

      تمرین 

      به نظر شما درباره شباهت چاقی و اعتیاد چیست ؟ 

      در هر دو مورد خود فرد مقصر چاقی یا اعتیادش هست و مسولیت به گردن خودشه وهر زمان این موضوع رو قبول کرد وحرکت کنه برای ساخت سلامتی موفق خواهد شد ودر هر دو موضوع باید از ریشه این مسئله حل بشه،وریشه در هردو مورد ذهن افراد هست که چه اطلاعات و باورهای روبه شکل  فرمولهای ذهنی جایگزین کردن رو شناسایی کرده و تغییر داده تا در راستای سلامتی حرکت کنن و

      هر دو موضوع باعث بیماریها می شودودر کل باعث افسردگی ،ومرگ زود هنگام،هردو فرد رو به نابودی می کشه 

      مواردی پیدا کنید که از طرف افراد و جامعه ترغیب شده اید به خوردن ؟خیلی برای من پیش میاد وهروز من ترغیب به خوردن میشم به ساعت که نگاه می کنم ساعت های بخصوصی که از کودکی تا حالا ساعتهای خوردن شناخته شده اند، من ترغیب به خوردن میشم تا راحت شده و کارم رو در اون ساعت که خوردن بوده رو به نحو احسن انجام داده باشم وهر گاه تلویزیون روشن می کنم با دیدن تبلیغات خوراکیها ترغیب به خوردن وخریدن میشم 

      هر وقت چشمم به ترشی تازه می افته ترغیب به خوردن بیشتر میشم 

      هر وقت همسرم خونه هست ترغیب به خوردن چای بیشتر میشم تا در کنار او احساس باهم بودن کنم 

      هر وقت مهمانی به خونه ی ما میاد یا مهمانی میرم ترغیب به خوردن بیشتر میشم  

      به نظر شما تبلیغات مواد غذایی ومکان های توزیع غذا چه تاثیر ی بر گسترش اعتیاد چاقی کرده؟

       خیلی بیشتر و راحت تر وسریع تر روند چاقی رو افزایش داده ما قبلا می خواستیم به خرید بریم تنها فکرمون خرید کردن مورد نظرمون بود وکمتر مغازه های غذاهای آماده وشیرینیهای یک نفر بود وما زیاد به فکر خوردن نبودیم و الان تا از در خونه کمی دور میشی و نزدیک مرکز خرید میشی کل خوراکها از انواع غذاها آماده وانواع شیرینیها که براحتی آدمو ترغیب به ریزه خواری های بی موردمیکنن وسوق  میدن به سمت اعتیاد پیدا کردن به خریدن وخوردن و آدم اگه یک بار هم شده تجربه کنه و خاطره خوبی از اون داشته باشه مثل اعتیاد مواد هر بار اون مغازه رو ببینه ترغیب به خوردن خریدن میشه و بدونه این که توجه کنه به رفتارش چون ذهنش به سمت اعتیاد چاقی رفته و متوجه رفتارش نیست واین کار میکنه 

      این کار ذهن چاق برای پاداش گرفتن هست

      مواردی که به خاطر این که پول غذا رو داده ام ترغیب به خوردن شدم 

      مثل وقتی رستوران میریم این موضوع بولد میشه که حیف چقدر پولش دادم باید تا آخرش بخورم یا عروسی می ریم من اصلا میوه نمی خورم تا بتونم غذامو کامل بخورم چون اگه میوه بخورم میلی به غذا نخواهم داشت به همین خاطر فقط غذامو میخورم ولی این طرز فکر هست که حیف پول دادیم  و باید  همش  بخورم یا وقتی غذاداخل دیس می موند مادرم می گفت  دولقمه س حیف بریزیم دور من هم می خوردم چون ثواب داشت ودنبال ثواب بودن من باعث شد راه اشتباه برم نه فقط در مورد خوردن در موارد زیادی این اشتباه کردم وبه خودم ستم کردم مثل  فلانی گناه داره برم کمکش کنم چقدر باعث شد تازه با صحبت کردن و غیبت کردن و دور شدن از اصلم مواجه شوم وباعث احساس بد در من شد وباعث توجه نکردن به داشتن اهداف در من  شد ولی حالا تجربه کسب کردم هر کجا به من گفتن فلان کار ثواب داره باید اول به احساسم توجه کنم ببینم اگه با انجام اون کار احساس خوبی کنم پس برام ثواب داره و خوبه وغیر این بود حس بد و سرزنش در من ایجادشد وباعث غیبت وغیره در من شد رها کرد و انجام ندم

      بهترین ثواب در زندگی داشتن احساس خوب در مسیر زندگی کردن هست و حتما نباید کار خاصی انجام داد 

      احساسات خوب= اتفاقات خوب 

      سپاس فراوان از استاد عزیزم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻❤

      خدایا به امید تو 🙏🏻🙏🏻🙏😇

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الی
      1402/11/24 12:38
      مدت عضویت: 175 روز
      امتیاز کاربر: 6390 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 406 کلمه

      به نام خالق هستی خدای مهربانم 

      سلام به استاد عزیزم .

      سال های قبل که با خواهر گرم صحبت بودیم همیشه مشکل من این بود که چرا نمیتونم لاغر بشم دنبال راه حل برای چاقی من بودیم .مادرم حرف از،اعتیاد یه آقای تو اقوام که چقدر به کمپ های ترک اعتیاد میره و در آخر باز شروع میکنه به مصرف مواد مخدر .

      اونجا بود که به مادر و خواهرم گفتم من اون آقا رو درک میکنم مادرم گفت وااااای خدا نکنه زبونتو گاز،بگیر این چه حرفیه میزنی من اونو با چاقی خودم مقایسه میکردم همیشه میگفتم من هیچ وقت رژیمم رو تا آخر  ادامه نمیدم اونم چند وقت ترک میکنه بعد دوباره شروع میکنه همیشه فکر این که اعتیادچاقی مثل اعتیاد مواد مخدر هست رو باور داشتم اما راه حالی نداشتم براش همیشه حرف این که کسانی که مواد مخدر رو ترک میکنن آدم‌های با اراده ای هستند .و حالا از،زبان استاد عزیز،اقای،روشن شنیدم که چاق ها آدم‌های با اراده ای هستند با ارادترینن. و باورم به این هست که من از،اعتیاد چاقی رهایی پیدا میکنم .

      یادمه وقتی خونه پدر بزرگم میرفتیم منتظر بودیم تا مادربزرگم بهمون بگه دخترااا بدوید و بیاید سفره آماده کنیم وقتی شروع میکردیم به کشیدن غذا پدر بزرگم برامون غذا می‌کشید تو بشقاب هامون و حرفش این بود هر کس به اندازه خودش بگه چقدر غذا میخواد .آخ آخ بسته بابابزرگ من بیشتر نمیتونم بخورم .همیشه بهمون میگفت هر کس غذاشو نخور میریزم تو جیب لباسش که بعدا بخوره مام بچه و زود باور تا آخر غذا رو تو خونه پدر بزرگم به اجبار می‌خوردیم تا این که بزرگ شدیم و این حرف تو خاندان ما مونده و همه باید آخر سفره بشقابش تمیز،و بدون باقی مانده غذا باشه.

       و از،رستوان ها و جمع های،دوستانه که نگم براتون که وقتی هزینه غذایی رو پرداخت میکنیم باید تا آخر استفاده کنیم شده به جونمون ضرر برسونیم اما غذا نمونه چون اونام میخوان بریزن دور پس بهتر بخوریم 🤪🤪🤣🤣تازه به این فکر میکنم میبینم مگه ما سطل زباله هستیم اونا نریزند دور و ما بریزم تو معدمون .خدا بیامورزه همسرم یه عمه ای داشت همیشه اصرار می‌کرد تورو جون فلانی بخور والا نخوری میخوام بریزم برای جوجه هااا🤣🤣🤣پس سعی کنیم خوراک جوجه هارو ازشون نگیریم تا اونام غذا داشته باشن .

      خدارو شاکرم که من رو تا گام دهم یاری کرد و ادامه میدم تا تا تا بتونم حال خوبی داشته باشم برای همیشه 

      تشکر از،استاد عزیز،که زحمت این فایل هارو کشیدن و ما رو به آگاهی میرسونن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      1402/11/11 09:51
      مدت عضویت: 315 روز
      امتیاز کاربر: 7610 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 328 کلمه

      با سلام ،واقعا این که پرخوری به اعتیاد شباهت داره درسته،تمام آدمای معتاد برای رسیدن به آرامش و حذف دردهای بدنی و ذهنی به کشیدن مواد مخدر روی میارن،دقیقا مثه پرخوری عصبی که وقتی از چیزی ناراحتی و فکرت مشغوله برای آرام کردن خودت به خوردن روی میاری .

      من بجز چند سال اخیر بقیه عمرم رو لاغر بودم و در زمان لاغری افرادی بودند در فامیل که طرز فکر معیوب و وحشتناکی داشتند و فکر میکردن که من برای جمع کردن پول و از روی خساست چیزی نمی‌خورم ،در صورتی که خبر داشتن من از مشکلات معده رنج میبرم و برای کم کردن این مشکل کم می‌خوردم و به این کم خوری عادت کرده بودم.اونا با گفتن اینکه چه عروس کم خرجی ،خوش بحال شوهرش و دنیا ارزش نداره و اینجور حرفا گاها توی رودربایستی مجبورم میکردن چیزایی بخورم که بعدا با معده درد و ترش کردن معده می گذشت.

      یه حرف جالبی که آقای عطار روشن گفتین در مورد رستورانها،اینکه همیشه به خوردن ترغیبت می‌کردن و واقعا بعضی وقتا علی رغم اینکه سیر شده بودیم برا پولی که بابت غذا دادیم و اینکه دیگه این غذای دست خورده بدرد کس دیگه ای نمیخوره به زور اضافی غذا رو میخوردیم! 

      اما الان خدا رو شکر فرهنگ مردم و رستورانها عوض شده و با دادن  ظرف یکبار مصرف میتونی غذای اضافی خودت رو ببری و این بنظرم کمک بزرگی هست که رستوران دارها برای جلوگیری از زیاده خوری در حق مشتری ها میکنن و واقعا ازشون سپاسگزارم.

      ویا حتی رستورانهای سلف سرویسی که با نوشتن متن های از قبیل اینکه به اندازه نیازت غذا برا خودت بکش،دارن فرهنگ سازی می کنند و جلوی زیاده خوری و اسراف رو میگیرن و با این پیام به جورایی هشدار میدن به مردم برای حفظ سلامتیشون .

      درست مثل تابلو شنا ممنوع لب ساحل !

      من مطمئنم تا چند سال دیگه  ،این یک هشدار عامیانه میشه که جلوی اکثر رستورانها می بینیم.

      به امید اینکه علاوه بر تبلیغات وسیع مواد غذایی، کنترل و خویشتن داری رو هم تبلیغ کنن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار امنه سالاری
      1402/10/18 19:57
      مدت عضویت: 258 روز
      امتیاز کاربر: 1680 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 258 کلمه

      سلام وخسته نباشید بخاطر فایلهای ارزشمندتون…..گام 10چاقی اعتیاد آسان است….. اعتیاد به خاطر ادامه وتکرار واستمرار کردن اون عامل بوجود میاد حال اون عامل میخواد چاقی باشه یا مواد مخدر……ورفتار هر دوشنبه تقریباً شبیه به هم هست هردو از ذهن دستور میگیرند واین بر اثر تکرار وعادت به اش وابستگی پیدا میشه. فرد معتاد در مواد مخدر و من چاق در در خوردن غذا ها و هر دو تاشون خطرناک هستند وهردو برای جسم مون مناسب نیستند و آسیب میرسونندوما در برابرشان قدرتی نداریم  چون از مغز و ذهن ما به ما دستور میرسه که بخور و یا برو مواد استفاده کن چون حالم خوب نیست یا چون گرسنه ام ضعف کردم واین دستور از ذهن میاد و این رفتارها از همون افکار نادرست و الگوهای نادرست وباورهای اشتباهی هست که در مورد غذا در مورد مصرف مواد مخدر گفته شده است و واقعا خیلی خوب ذکر کردید چاقی اعتیاد آسان است و من به این درک رسیدم که اگر فکر و ذهن درست کار کند اعتیادی هرگز صورت نمیگیرد و من هر وقت که گرسنه بشم میخورم وبه حد نیاز بدنم ووقتی سیر شدم هرگز نخورم و به آنچه آموختم عمل کنم باشد که روزی من هم از این اعتیاد چاقی رها یابم به شرطی که در این مسیر بمانم و راه صحیح تعغییر کردن در تمام امور زندگیم رو بیاموزم استاد بزرگوار صمیمانه از شما متشکرم و امیدوارم همیشه موفق و پیروز و تندرست باشید که این سایت رو راه اندازی کردید و از خداوند مهربونم سپاسگزارم که منو به این مسیر هدایت کرد…یاحق وحق نگهدارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا رحمانی
      1402/10/14 00:32
      مدت عضویت: 238 روز
      امتیاز کاربر: 650 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      بنام خدای زیبایی ها

      بازهم خدا را شاکرم که توانستم یک قدم دیگر در این مسیر بردارم.

      چاقی هم یک اعتیاد هست اعتیادی که اصلا برای جلوگیری از آن تلاشی نشده چاقی هم مثل موارد های مختلفی که تابلوهای آنها رادر سطح شهر زیاد میبینیم واخطار برای آنها داده شده تابلویی دیده نشده چاقی یک امر خیلی معمولی و ساده مطرح شده در صورتی که این امر خیلی از خطرها را داخل خودش نهاده که مهترین آنها کم شدن عمرمان است ولی ما افراد چاق در قبال خودمان و خانوادیمان مسئولیم وباید این زنجیر را هر چه زودتر پاره کنیم اگر همان گونه که مادرم که چاق هست و آموزش لاغری رو در من پروش میداد با رفتار های درست خود در امر لاغری من الان لاغر بودم .ولی اون نمیدانست و نکرد ولی منی که از خطرهای چاقی  میدانم و میتوانم با رفتارهای درست پا در راه لاغری بزارم و خانواده خودم را در این راه بکشانم مسئولم و باید راه درست لاغری را به آنها بیاموزم.من قوی تر از قبل ادامه میدهم 💪و جا داره از شما استاد عزیز تشکر کنم که یک قدم دیگر همراه ما بودین😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار امنه سالاری
      1402/10/12 21:35
      مدت عضویت: 258 روز
      امتیاز کاربر: 1680 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 257 کلمه

      سلام وخسته نباشید بخاطر فایلهای ارزشمندتون…..گام 10چاقی اعتیاد آسان است….. اعتیاد به خاطر ادامه وتکرار واستمرار کردن اون عامل بوجود میاد حال اون عامل میخواد چاقی باشه یا مواد مخدر……ورفتار هر دوشون تقریباً شبیه به هم هست هردو از ذهن دستور میگیرند واین بر اثر تکرار وعادت به اش وابستگی پیدا میشه. فرد معتاد در مواد مخدر و من چاق در خوردن غذا ها و هر دو تاشون خطرناک هستند وهردو برای جسم مون مناسب نیستند و آسیب میرسونندوما در برابرشان قدرتی نداریم  چون از مغز و ذهن ما به ما دستور میرسه که بخور و یا برو مواد استفاده کن چون حالم خوب نیست یا چون گرسنه ام ضعف کردم واین دستور از ذهن میاد و این رفتارها از همون افکار نادرست و الگوهای نادرست وباورهای اشتباهی هست که در مورد غذا در مورد مصرف مواد مخدر گفته شده است و واقعا خیلی خوب ذکر کردید چاقی اعتیاد آسان است و من به این درک رسیدم که اگر فکر و ذهن درست کار کند اعتیادی هرگز صورت نمیگیرد و من هر وقت که گرسنه بشم میخورم وبه حد نیاز بدنم ووقتی سیر شدم هرگز نمیخورم و به آنچه آموختم عمل کنم باشد که روزی من هم از این اعتیاد چاقی رها یابم به شرطی که در این مسیر بمانم و راه صحیح تعغییر کردن در تمام امور زندگیم رو بیاموزم استاد بزرگوار صمیمانه از شما متشکرم و امیدوارم همیشه موفق و پیروز و تندرست باشید که این سایت رو راه اندازی کردید و از خداوند مهربونم سپاسگزارم که منو به این مسیر هدایت کرد…یاحق وحق نگهدارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/09/30 10:29
      مدت عضویت: 454 روز
      امتیاز کاربر: 13270 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 800 کلمه

      سلام استاد 

      خداراشاکرم که درتاریخ 1402/09/30 این فایل را گوش دادم 

      درافراد چاق با پذیرفتن اینکه من برای همیشه چاق خواهم بود دیگر تلاش زیادی برای لاغر شدن انجام نمیدهند و با بالارفتن سن آنها دچار انواع بیماریها و عوارض آن خواهند بود و وقتی که از طرف دکتر متخصص به آنها هشدار داده شود که اگر رعایت نکنی درمدت زمان کمی شما با انواع بیماریهای قلبی ودیابت و…دچار میشوید و بعد نهایتا صدای زنگ خطر مرگ برای شما بصدا درخواهد آمد کمی رعایت میکنند که بتوانند جلوی چاقی را بگیرند ولی چون با افکار چاقی خود را به هیچ وجه اصلاح نگردند تا پایان عمر چاق خواهند بود و یا بیماری از دنیا خواهند رفت .

      چاقی فقط به خود فرد آسیب نمیزند خانواده و اطرافیان افراد چاق را نیزدرگیر مشکلات بیماری – هزینهای درمان – نگهداری و حمایت از آنها میکندکه این بسیار جای تامل و فکر کردن دارد چون الان ما درجوانی دچار این چاقی هستیم و باید بدانیم سرنوشت ما اگر چاقی را مهار نکنیم هم چنین خواهد شد .

      لاغری علاوه برسلامتی – داشتن اعتماد به نفس بالا- قطع زنجیره چاقی به نسل بعد از خود – شخصیت داشتن – احترام به خود – موفقیت درتمام زمینه ها – بهتر شدن سبک زندگی – ارتباط با دیگران – خیلی چیزهای زیادی را برای افراد چاق به ارمغان خواهد آورد . 

      چاقی هیچ وقت از سوی خانواده – جامعه- دولت به افراد هشدار داده نمیشود و هیچ وقت سمینارها و یا گفتگوهایی در مدارس برای کودکان و نوجوانان برگزار نمیشود که درمورد مضرات چاقی و عوارض آنها صحبت شود . در مورد مضرات اینترنت و فضای مجازی بارها یرنامه هایی برگزار شده است ولی برای چاقی شاید به صورت نصیحت در لابه لای صحبتها گفته شود وچون چاقی درجامعه و عموم مردم یک امر طبیعی است وخانواده ها زیاد اهمیت نمیدهند خانواده ها به فرزندان خود درمورد دوست ناباب – اعتیاد به سیگار و مواد مخدر – بسیار هشدار داده و از فرزندان خود مواظبت میکنند ولی هرگز درمورد چاقی به آنها تذکر داده نمیشود و حتی آنها را تشویق و ترغیب میکنند به چاقی بیشتر .

      چاقی یک نوع اعتیاد است که هرگز با این اعتیاد مبارزه نشده است . شما درهیچ کجای جهان تابلوی خطر چاقی را ندیده اید که هشدار بدهند .و جالبه درهیچ تبلیغاتی بابت خوردن مواد غذایی از افراد چاق استفاده نمیشود و از افراد متناسب استفاده میکنند چون افراد متناسب درحال تکرار عادتی هستند که هرگز خودشان درطول زندگی انجام نمیدهند اینها اتفاقی نیست و جامعه با تبلیغات مواد خوراکی – رستورانها با تبلیغات بیشتر برای انواع ساندویچ ها – زیاد شدن انواع مغازه فسفودها در جامعه- و…. هیچ اشتباهی برآنها وارد نیست چون جامعه هرروز به سمت چاقی بیشتر پیش میرود و سن چاقی درجامعه روبه کاهش است .

      چاقی یک اعتیادی است که درجامعه از اول پذیرفته شده و بعد به راحتی میتوان پرخوری را انجام داد ومحدودیتی ندارد ولی اعتیاد حتی مصرف سیگار در بعضی از جاها محدودیت دارد ولی اعتیاد چاقی درجمع افرادی هستند که با تشویق و ترغیب- تهدید- تعارف – و اصرار افراد چاق را مجبور به خوردن بیشتر میکنند این درحالی است که افراد چاق نمی توانند درمقابل اصرار افراد دیگر مقاومت کنند و با خوردن بیشتر مهر تاییدی بر چاقی خود میزنند .

      پس مواظب چاقی خود باشیم . باید آنقدر لاغری درذهن ما مهم و حیاتی باشد که هرروز به دنبال یادگیری لاغری دراین سایت باشیم چون تاثیر بسیار مهم ابتدا برخود و نسل آینده ما خواهد داشت . چاقی هیچ محدودیتی ندارد ولی برتمام جوانب زندگی ما انسانهاتاثیر دارد

      • نظر شما درباره شباهت چاقی و اعتیاد چیست؟ هردو به روح و سلامتی انسان اثرات مخربی دارد هردو اعتماد به نفس را درانسان تضعیف میکند  فقط چاقی طبیعی شده ولی اعتیاد از نظر عموم مردم کار ناپسندی است 
      • مواردی را در زندگی خود شرح دهید که به راحتی توسط اطرافیان یا رسانه ها ترغیب به خوردن بیشتر شده اید. درمجالس عروسی – دورهمیها – و از طریق فضای مجازی و شرکت در کانالهای آشپزی 
      • به نظر شما تبلیفات مواد غذایی و مکان های توزیع غذا چه تاثیری بر گسترش اعتیاد چاقی می گذارد؟ 100% انسان را ترغیب به خوردن بیشتر میکند و بعد از خوردن سرزنش و تخریب شروع میشود 
      • مواردی را از رفتار خود پیدا کنید که تحت تاثیر عامل بیرونی ترغیب به بیشتر خوردن شده اید. خیلی از موارد به خاطر پول دادن و به خاطر باور اینکه اگر غذایی را اسراف کنیم گناه بزرگی مرتکب میشویم اگر کاملا” هم سیر بودیم غذا را به زور خوردیم 
      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید. ار این ویدئو آموختم که چاقی هم نیاز به هشدار دارد و یک اعتیاد بسیار خطرناکی است که درنظر مردم زشت نیست ولی عوارض بسیاری را دربردارد حتی شاید خیلی بیشتر از اعتیاد به مواد مخدر مثل سیگار و انواع مواد مورفونی و اعتیاد آور 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار افسر
      1402/09/05 16:31
      مدت عضویت: 335 روز
      امتیاز کاربر: 2650 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      باعرض سلام خدمت استاد عزیز                           شباهت اعتیاد با چاقی این است که هر دو به چیزها و کارهایی که به مرور تکرارمیشود عادت میکنیم و این باعت معتادی ما میشود و من همیشه قبلا موقعه خورد ن باید تمام چیزهای داخل ظرفم را میخوردم چون فکر من این بود که همه چیز داخل ان را باید تمام کنم و فکر بعد از ان را اصلا نمیکردم و بعضی وقت ها که بیرون غذا میخوردیم من غذاهای زیادی میخوردم چون اول بابت خوشمزه بودن ان دوم  بابت ان  پول داده بودم و برای خودم هم میگفتم بخور مگه چند ماه یگبار که بیشتر نیست هر روز که نمیخوری  و این ذهن من بیشتر به من تلقین خوردن. را یاد میداد واین ذهن من همیشه موفق بود و چیزهایی که به ضرر و زیان من بود بیشتر نشان میداد انشاالله بتونم به کمک ذهن خود تلقین های خوبی را انجام دهم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Susan behrad
      1402/08/23 17:03
      مدت عضویت: 1201 روز
      امتیاز کاربر: 6595 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,204 کلمه

      بنام خداوندمهربان 

      سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن 

      گام ۱۰:چاقی اعتیاد آسان است. 

      اعتیاد یک حالتی است که فرد به علت روانی یا استفاده کردن مواد شیمیایی، طبیعی دچار ضعف اراده خودش در کنترل تکرار اعمال خودش می شود. 

      حالا این ضعف اراده، بیماری نیستش اما بخاطر عوارضی که به سیستم عصب مرکزی فرد بوجود می آورد مانند یک بیماری بشمار می آید. 

      این بیماری با بوجود آمدن اختلال در کنترل بر سیستم رفتار-پاداش باعث ادامه دار اون رفتار می شود. 

      اعتیاد بیماری اصلی هستش که بخاطر ادامه دادن وتکرار کردن 

      پیش رفته و کشنده می شود. 

      وقتی بخواهیم اعتیاد را تعریف کنیم شباهت اون با رفتار خودمان که دچار چاقی هستیم می شود.

       چون بدن فردی که بخاطر انجام دادن فعالیت‌های عادی خودش با یک ماده یا یک رفتار مخصوص وابسته بشه تعریف می شود. وقتی اون ماده که نیاز بدن است در اختیار قرار نگیره یا با انجام دادن رفتاری که فرد معتاد به اون وابسته است امکان نداشته باشه نتیجه اش ایجاد علائم خماری یا محرومیت هستش. اون فرد به استفاده کردن مواد مخدر اعتیاد پیدا می کند و افراد چاق به موادغذایی اعتیاد پیدا می کنند. 

      واین اعتیادی که ما برای موادغذایی پیدا کردیم خطرناک‌تر از هر نوع اعتیاد هستش چون اولش ما با لذت وشادی انجامش می دهیم و روز به روز دچار چاقی می‌شویم واین اعتیاد در تمام جنبه های زندگیمان اثر گذار می شود. 

      ما هر موقع که تصمیم گرفتیم که شروع کنیم به ترک این اعتیاد ولی نشده. 

      من خودم اولش نمی دانستم که من هم معتاد هستم اون هم اعتیاد به مواد غذایی. ولی حالا در این گام فهمیدم که من بدون اینکه بفهمم معتاد شده بودم در حالی که از معتاد ها بشدت بدم می آمد نگو که خودم هم به موادغذایی اعتیاد پیدا کرده بودم. 

      حالا فرق من، چاق با فرد معتاد در این است که چاقی من تخریبش خیلی زیاد تراز اعتیادی که اون فرد به موادمخدر دارد. 

      چون این اعتیاد تمام زندگیمان را تحت الشعاع قرار داده و این خودش یک نوع اعتیادی بود که ما به راحتی پذیرفته بودیم. 

      این اعتیاد داشتن به موادغذایی را اصلآ برایش اهمیت قائل نیستند که بخواهند برایش راه کاری را قائل شوند مانند موادمخدر. 

      افرادی که به موادمخدر اعتیاد دارند بخاطر اعتیادشان باید دور از چشم مردم باشند و در سوراخی بچپند تا به توانند اون مواد را استفاده کنند. 

      ولی افرادی که چاق هستند و به موادغذایی اعتیاد دارند خیلی خوشحال در یک مکان زیبا و شکوه مند وبا افتخار مشغول به مصرف موادغذایی می کنند و خیلی هم شاد و خوشحال از کار خودشان لذت می برند و این اعتیاد به موادغذایی روز به روز داره گسترش پیدا می کند. و سن چاقی داره هر روز کمتر و کمتر می شود و به فرزندان کوچک هم سرایت می کند. 

      حالا برای سیگار کشیدن محدودیت قرار داده‌اند مانند بیمارستان‌ها. رستوران‌ها. و خیلی از اماکن عمومی دیگر، اما برای چاقی اصلآ محدودیتی وجود ندارد حتی تشویق هم می کنند. 

      افراد چاق وقتی می خواهند جایی بروند اولین کارشان گشتن به دنبال غذاخوری. رستوران. سوپرمارکت‌ هستند که مبادا گشنه بمانند. 

      وخیلی ها بخاطر این اعتیاد همیشه تعارفاتی به همدیگر می کنند که چرا نمی خوری حالا یه چیزی بخور تعارف نکن. حالا یه بار اومدی اون هم می خواهی نخوری. و این را احترام به مهمان می دانیم و حالا که در این مسیرزیباقرارگرفتم می فهمم که اعتیاد خیلی سنگینی داشتم و حالا دارم ترک می کنم. 

      چند هفته قبل دخترم اسباب کشی داشت من که اون جا بودم و کمک می کردم خانواده شوهرش هم بودند دو روز ما اون جا بودیم وکمک می کردیم من شبها اصلآ میل به خوردن شام نداشتم و نمی خوردم و برادر شوهرش گفتند که تو چرا نمی خوری تو همیشه چیزی نمی خوری این همه کار کردی گرسنه نشدی و من گفتم که اصلآ اشتها ندارم میلم نمیکشه که چیزی بخورم ووقتی خودم رو اینطوری می بینم که خیلی راحت بخوردن غذا نه می گویم بدون اینکه چشمم دنبالش باشه یا بخوام فیلم بازی کنم می گویم میل ندارم خیلی خوشحال میشم و به خودم افتخار می کنم و خیلی عالی دارم دراین مسیر زیبا پیش میروم و از این تغییرات فوق العاده خودم خوشحال هستم و در یک مسیر زیبا و پر از شگفتی قدم گذاشتم و جلو می روم و شکرگزار خداوندمتعال هستم که من رو به این سایت هدایتم کرد خدایا شکرت.

       واین طبیعت رفتار یک انسان طبیعی است ودرست ترین راه برای تمام انسانها هستش اگه بخواهد به چاقی اهمیت بدهد ولی با تأسف باید گفت که هیچ کس به چاقی اهمیت نمی دهد درست است که خیلی‌ها از چاقی متنفر هستند اما وقتی اعتیاد پیدا کردند دیگه نمی توانند جلوگیری کنند چون هیچ کس نمی داند که قدرت تخریب چاقی چند برابر موادمخدر است. 

      وما ها که از کودکی چاق هستیم این چاقی روبه ما آموزش دادند و ما یاد گرفتیم و حالا نباید تقصیر را به گردنشان بیاندازیم چون آنها هم اطلاعات و آگاهیهایی کافی و درستی نداشتند چون همه چاقی را قبول کردند و طبیعت بدنشان می دانستند. 

      وخیلی ها هستندکه فرزندانشان را تشویق بخوردن می کنند و سرشان را با خوردن گرم می کنند 

      دختر خودم هميشه وقتی می خواست به پسرش غذا بدهد تلویزیون را باز می کرد تا بتواند سرش را گرم کند تا راحتتر بهش غذابدهد و حالا که دوازده سالش شده عادت کرده و هر موقع که بخواهد غذا بخورد باید تلویزیون رو باز کنه و غذایش را بخورد با این که دخترم تلاش می کرد که غذای زیادی بهش بده. شربت‌های اشتها آور بهش می داد تا اشتهاش زیاد بشه و کمی تپل بشه ولی اصلآ موفق نشد چون حالا هم قدش بلند شده وهم اندام متناسبی داره و می دانم که این نوه من هم ذهنش و هم فکرش درست کار می کنه چون هرموقع که گرسنه باشه می خوره و وقتی سیر بشه اصلآ دیگه لب به غذا نمی زند 

      و حالا می فهمم که فکر وذهن درست کار کند اصلآ اعتیادی صورت نمی گیرد ما باید هر موقع که گرسنه باشیم بخوریم و وقتی سیر شدیم دست از خوردن برمی‌داریم و اون هم باید به اندازه نیاز بدنمان غذا بخوریم 

      چون هیچ فرد متناسبی حرص و ولع به خوردن ندارد و همیشه به اندازه نیاز بدنشان غذا مصرف می کنند ولی ما که معتاد به موادغذایی داشتیم نمی توانستیم جلوی خودمان را بگیریم. 

      وحالا بودن دراین سایت به ما یاد داد و می‌دهد که آگاهانه رفتار کنیم و افکار درستی داشته باشیم چون راهی که ما در پیش گرفته ایم بهترین و درست ترین راه است. 

      حالا وقتی دیدگاه دوستان را میخونم می بینم خیلی ها می نویسند که خیلی به فرزندانشان اصرار می کردند که غذاهایشان را کامل بخورند اما اصلآ یادم نمیاد که به بچه هام اصرار کنم که‌ حتما باید غذاهایشان را بخورند فقط یک بار می گفتم که بیاید غذا بخورید اگه می اومدن  میخوردن اگه  نمی آمدند سفره را جمع می کردم واصلا اصرار نمی کردم 

      وحالا فهمیدم که کار درستی انجام می دادم چون حالا هر دو فرزندم متناسب هستند واز این بابت خوشحال هستم و اون هم بخاطر این بود که خودم چاق بودم و نمی خواستم اون ها هم چاق باشند. 

      وحالا اینجا هستم تا آگاهی و اطلاعات درستی را دریافت کنم و از این اعتیاد خانمانسوز دور شده و فاصله بگیرم 

      استاد واقعا ممنون ومتشکرم که اول خودتان به آگاهی رسیدیدو بعد ماهارا آگاه کردی قدردان زحماتتان هستیم 

      وبخاطر هدایت شدنم به این مسیر شکرگزار خداوندمتعال هستم خدایاشکرت یا حق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      1402/08/21 08:06
      مدت عضویت: 404 روز
      امتیاز کاربر: 1311 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 667 کلمه

      به نام خداوندم که عاشق او هستم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات اعتیاد به چاقی 

      • نظر شما درباره شباهت چاقی و اعتیاد چیست؟
      • من در گذشته به عمق فاجعه پی نبرده بودم اما با این فایل ارزشمند فهمیدم در چه  ام بزرگی گرفتار شده ام .
      • من همیشه دلم به احوالات افراد معتاد میسوخت و با تمام وجودم برایشان غصه میخوردم و دلم می‌خواست بتوانم برای نجاتشان کاری بکنم غافل از اینکه خودم هم یک معتاد هستم اما نمیبینم و متوجه نیستم .
      • افراد چاق شباهت زیادی به افراد معتاد دارند .هر دوی آنها بر اساس باورهای اشتباهشان یک رفتار اشتباه را تکرار و تکرار کرده اند و در نهایت نتیجه این تکرارها تبدیل شده به وابستگی و اعتیاد
      • معتادان به مواد مخدر و افیون عادت کرده اند
      • چاقها به خوردن های متعدد مواد غذایی  عادت کرده اند
      • هر دوی آنها قدرت را به عوامل بیرونی داده اند و خودشان را خوار و حقیر کرده اند
      • مواردی را در زندگی خود شرح دهید که به راحتی توسط اطرافیان یا رسانه ها ترغیب به خوردن بیشتر شده اید.
      • من علاقه زیادی به دنبال کردن برنامه های میتر تستر ها بودم و وقتی غذاها و خوردنهای با اشتیاق و ولع آنها را می‌دیدم به راحتی به بیشتر خوردن ترغیب میشدم
      • به نظر شما تبلیفات مواد غذایی و مکان های توزیع غذا چه تاثیری بر گسترش اعتیاد چاقی می گذارد؟
      • به نظر منی که همیشه با توجه به رنگ و لعاب مغازه ها و بنرها و تبلیغات و ویترین و شیک بودن مغازه و میزان تمیزی مغازه برای خرید اقدام میکردم تاثیر به سزایی دارد .
      • کلا تبلیغ و ویترین و ظاهر من را بیشتر مشتاق به امتحان و تست محصولات یک مغازه می‌کرد. 
      • و هر چقدر این تبلیغات بیشتر ،خرید و مصرف مواد غذایی بیشتر می‌شد.
      • یک سری تبلیغات هم اینترنتی صورت می‌گرفت و در اینستا و اسنپ و سایر اپلیکیشن‌ها انواع و اقسام تبلیغات از خوراکی ها و مکان‌های توزیع خوراکی ها انجام می‌شد و ما را تشویق به مصرف آن موادغذایی می‌کردند. 
      • و با هر ترفند تبلیغاتی و افکتهای تصویر برداری ما را قانع می‌کردند حتی برای یکبار هم که شده از آنها خرید کنبم .
      • و هر چقدر تعداد این تبلیغات گسترده تر میشود تحت تاثیر قرار دادن ذهن‌های مختلف هم برای خرید و مصرف موادغذایی بیشتر می‌شود و اعتیاد چاقی در جامعه گسترده تر میشود.
      • مواردی را از رفتار خود پیدا کنید که تحت تاثیر عامل بیرونی ترغیب به بیشتر خوردن شده اید.
      • من کلا همیشه تحت تاثیر عوامل درونی و بیرونی بودم .
      • مخصوصا عوامی بیرونی مثلا در خوردن افراطی پیتزا عامل بیرونی دیدن پنیر آب شده روی پیتزا و میزان کش آمدنش و بوی آن باعث می‌شد خیلی پرخوری کنم .
      • و مغازه هایی که در تبلیغات خود مدل پر پنیر پیتزا را گذاشته بودند اولین انتخاب من در خرید پیتزا بودند .
      • یا مثلا شلوغ بودن یک مغازه دلیل بیرونی دیگری بود که من مشتاق باشم محصول آنها را بخرم و تست کنم و کلا در منطقه ما هر مغازه ای تازه افتتاح می‌شود از همان شب های اول اهالی استقبال چشمگیری از آن حرفه می‌کنند و یک رسم جذاب است حالا فرق ندارد چه مارکتی باشد و وقتی تعداد مشتری های آن مغازه بعد از گذشت مدتها ،همچنان زیاد می ماند نشانه و مهر تایید کیفیت محصولات آن مغازه است .
      • مثل بستنی فروشی سر خیابان ما که همیشه خدا کلی آدم صف کشیده اند برای خرید از این مغازه .
      • و همین صف و شلوغی‌ها عامل بیرونی جهت ترغیب من بر خرید خوراکی ار آن مغازه و مصرف آن بود .
      • اصولا دوست ندارم از جاهایی که به ظاهر مغازه خودشان نمی‌رسند و یا به سلیقه مشتری اهمیت نمی‌دهند خرید کنم .
      • برای همین باید همیشه از بهترین و لوکس ترین مغازه ها خرید کنم حالا فرقی ندارد پوشاک باشد یا خوراکی فروشی باشد.
      • خدای مهربانم از تو سپاسگزارم که همیشه هستی و هستی من را رنگ‌آمیزی میکنی .
      • استاد سپاسگزارم برای وقتی که صرف میکنید تا ما بیاموزیم و خوشبختی را زندگی کنیم 
      • خدای خوبم از تو می‌خواهم این اعتیاد چاقی را از وجود همه ما پاک بفرمایی و توفیق زندگی مطلوب و خوشبختی را روزی همه ما قرار دهی الهی آمین 
      • الهی به امید تو 
      •  
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1402/07/18 18:49
      مدت عضویت: 1724 روز
      امتیاز کاربر: 30551 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,241 کلمه

      به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .

      من شاد و پر انرژی به دنبال جستجوی  تحقق رویاهای خودم هستم .

      من عاشق فایل قدیم این گام بودم که ظاهرا استاد اون رو برداشتن اما مطمعنم فایل جدید این گام هم بسیار پر بار و عالی هست 

      در این گام با ربط دادن صفتی  جدید  به نام (اعتیاد ما به مواد خوراکی ) به ما چاق ها چقدر برامون این قضیه  ناراحت کننده و تکان دهنده هست .حقیقتا حالم از هر چی چاقی و چاقها هست بهم میخوره .شاید هم دلم برای همه چاق ها و خودم میسوزه نمیدونم  یا شاید هم نگران تمام افراد چاق هستم و ….

      هرچقدر در این دوره ها شنیدم  با چاقی شخصیتم تخریب شده روابطم بدم شده و ناتوان و افسرده و  بیمار و فلان شدم کافی نبود تا این که  اینجا شنیدم ما چاقها معتاد هستیم یعنی  استاد با موشکافی و نگاه دقیقی که به این قضیه  چاقی و لاغری دارن خیلی راحت ما رو متوجه عمق فاجعه ی چاقی کردند . من همینجا از استاد سپاسگزارم بله من هنوزم کم و بیش گاهی اوقات  اعتیاد به مواد خوراکی رو در وجودم میبینم 

      و می بینم که میخوام خیلی راحت این اعتیاد رو به بچه هام هم منتقل کنم اما اگاهم و هر گز این کار رو نمیکنم .

      من ار زمانی که دچار چاقی شدم چاقی رو نپذیرفتم و همیشه دنبال راهی برای از بین بردن اون بودم و چون راهم نادرست بود به جای از بین بردنش  اون رو در وجودم قویتر میکردم .و اما خیلی از چاق های اطرافم بودند که همیشه  میگفتن بابا بی خیال بزار بخورم مگر چقدر زنده هستم و هیچ وقت به دنبال لاغری نبودن مگر با گذشت زمان در سن بالا به توصیه ی پزشک  مجبور به لاغر شدن کردن..

      چاقی همیشه برای جسم ما عوارضی داره چه ما بخواهیم چه نخواهیم اون چاقی به جسم ما اسیب میزنه و علاوه بر اینکه به خود اون فرد اسیب میزنه بلکه برای اطرافیان هم باعث دردسر  و مشکل  میشه و تاره این چاقی به نسل بعد اون آدم هم اسیب میزنه و اونها رو هم چاق میکنه .

      هیچ وقت در هیچ جامعه و  مکانی دیده نشده که به والدین یاد بدهند که فرزندانشان  چطور با مواد غدایی برخورد کنن که چاق نشن واما  به هر چیز دیگه ای توجه میشه بجز این مورد مثلا بارها در مدارس  همایش میزارن در مورد ریشه کن کردن اعتیاد به مواد مخدر و یا  اعتیاد به فضای مجازی و …. 

      اما  باید آگاه باشیم چاقی اعتیادی آسان  و فراگیر هست از طرف جامعه که هیچ کس به اون توجه نداره مثلا بارها ما والدین  در مورد تربیت بچه ها و انجام اعمال مذهبی و مصرف سیگار و دخانیات و .. به بچه هامون سخت گیری کردیم و نزاشتیم بچه ها در این مسیر های  نادرست بیفتند اما هیچ وقت به دنبال این نبودیم که فرزندانمون رو از چاقی نجات بدیم چون چاقی در ذهن ما چیز خاص و بدی نیست باعث سرافکندگی ما نیست و یا .چون چاقی از طرف جامعه پذیرفته شده هست .ما نگران نشدیم 

      افرادی که دنبال تهییه کردن مواد مخدر هستند و معتاد هستند متوجه هستن که در مکان عمومی و یا در فضای بسته مصرف اون  محدودیت داره اما افراد چاق  هرگز برای مصرف مواد غذایی  محدودیت ندارن و تازه هر چقدر مواد خوراکی بیشتر بخرن و یا در رستورانها بیشتر سفارش بدن از شما بیشتر تشکر میشه و به شما احترام بیشتر گذاشته میشه .

       خیلی جاها هستند در جامعه که انگیزه ی بیشتر در خوردن برای چاق ها به وجود میارن  مثلا ساندویچ بمبی و پیتزا متری و یا همبرگر ستونی و …..و این بزرگ کردن سایز غذاها امتیازی هست که اون رستوران مشتری هاش رو نگه داره  .ما نباید گول این بیشتر کردن سایز مواد خوراکی رو بخوریم چون این ترفندی هست برای چاقتر کردن چاق ها اتفاقا چند وقت پیش جایی بودم و صحبت این بود که انواع  مرغ سوخاری در فلان جا کیلویی به فروش میرسه و خیلی به صرفه هست  و من هم چون بچه ها دوست دارن یه لحظه گفتم چه خوب حتما میرم فلان جا که بخرم در حالی که بچه هام ری اکشن  نشون ندادن و این نشون میده من بازم فریب این حرفها رو خوردم که به دام اعتیاد مواد مخدر خوراکی بیفتم .

      سن چاقی هر  روز کمتر و کمتر میشه و هیچ کس به دنبال منع اون نبست 

      تبلیغات تلویزیونی و یا بیلبوردها  برای مواد غدایی با  افراد لاغر درست میشن  اما مشتری ها اونها افراد چاق هستند .و افراد متناسب رو در حالتی نشون میدن که هرگز خودشون تکرار اون عادت در روز ندادن مثل خوردن چای با بیسکوییت .افراد لاغر این عادت رو ندارن اما چاق ها این عادت رو دارن اینها اتفاقی نیست .

      فردی که اعتیاد داره  برای مصرف مواد مخدر نمیشه همه جا اقدام کنه اما چاق ها در هر مکانی میتونن اقدام کنن و تازه تشویق و ترغیب میشن برای بیشتر خوردن و تهدید میشن برای نخوردن که نخوری ناراحت میشم   افراد معتاد هر گز  ساعتها  وقت نمیزارن که به همدیگه سیگار تعارف کنن اما چاق ها ساعتها وقت میزارن و بهم خوراکی تعارف میکنن.چقدر این اخلاق در خانواده ی ما مرسوم هست که باید به مهمان خیلی  خوراکی و مواد عذایی تعارف کرد و این تعارف زیاد مساوی هست با احترام زیاد به اون شخص مهمان و اما الان دیگه  من دوست ندارم به سبک گذشته زندگی کنم .چون نمیخوام عامل گسترش چاقی و رواج اعتیاد چاقی  باشم 

      من اگر خودم تغییر کنم اطرافیانم هم تغییر میکنن خصوصا فرزندانم . من باید به جای خیلی از نگرانی ها برای اینده ی فرزندانم باید برای چاقی اونها نگران باشم 

      چاقی بدتر از اعتیاد به مواد مخدر ما رو ددرگیر میکنه و همیشه ما تمایل به خوردن مواد خوراکی داریم .

      چاقی همه چیر یک انسان رو مثل سلامتی شخصیت و اعتماد به نفس و سبک زندگی و روابط رو تحت شعاع قرار میده پس با بودن در این مسیر باید ما متوجه نتیجه های عالی اون باشیم 

      حالا که هیچ کس در اطرافم  به فکر وضع قانونهایی  برای رهایی از اعتیاد به مواد خوراکی نیست خودم برای خانوادم و خودم قانون هایی رو میزارم که هرگز فرزندانم و خودم معتاد  به مواد خوراکی نباشیم مثلا :

      شادی در خانواده ی ما دور میز غذا جمع شدن نیست بلکه تماشای یک فیلم مناسب یا یک بازی مهیج  یا یک تفریح بیرون از خونه هست .

      به موقع حوصله سر رفتن من باید کتاب بخونم یا فایل گوش کنم و یا به یک مکانی که دوست دارم برم و لذت ببرم .

      در موقع سیری به راحتی از خوردن لقمه های اضافه دوری کنم چون اونها باعث ضعیف شدن من در مقابل مواد خوراکی میشن .

      هر وقت فرزندانم و همسرم میل به غدا داشتن بخورن و من هیچ وقت هیچ کس رو مجبور به خوردن نباید بکنم .

      من حق تعارف کردن هیچ مواد غذایی رو به هیچ کس حتی مهمان هام  ندارم پس  میزارم راحت خودشون  در صورت نیاز هر چی که میخوان  بردارن .

      من برای تفریح کردن  و سفر کردن به دنبال خوردن و جمع اوری مواد خوراکی نیستم بلکه با عشق به دنبال لذت بردن از اون مکان و فضا و بودن با خودم و بقیه هستم .

      من چاقی رو به نسل بعد انتقال نمیدم من هرگز خودم رو اسیر و وابسته ی مواد عذایی نمیکنم و برای تمرین عملی این قضیه باید منتطر باشم تا به خوبی گرسنه بشم و در اون حالت گرسنگی به اندازه نیازم غدا بخورم .و به محض گرفتن پیعام سیری اون رو رها کنم .

      من فروغ سعی،میکنم از اعتیاد به مواد خوراکی پاک پاک باشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,547 کلمه

      بنام خدای خوبم.

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز.

      من قبل از اینکه حتی به این گام روبرو بشم قبلا به مامانم میگفتم من انگار آدم معتادی که وقتی مواد بهش نمیرسه عصبی میشه و حوصله حرف زدن نداره منم وقتی ۵ دقیقه از وقت غذا خوردنم میگذره اونقدر عصبی میشم که حتی صدای بقیه آزارم میده و وقتی با غذا مواجه میشم اونقدر میخورم که می‌خوام بترکم و بهونه خوبی هم برای خوردنم دارم چون از وقت خوردنم گذشته خیلی اساسی خوردم و داداشم می‌خنده میگه الکی نگو خودتو قانع کنی من وقتی از غذا خوردنم میگذره بدتر بی اشتها میشم و زده میشم و یکی از شباهت چاقی با اعتیاد همین بهانه آوردن و فرار کردن از واقعیت هست آدم معتاد هم وقتی بهش میگی چرا این کارو می‌کنی حالا هر نوع موادی ۹۰ درصدشون میگن که می‌خوایم غم و غصه هامون یادمون بره بعضی ها میگن ما برای فلان درد تفریحی میکشیم یا خیلیا که حسابی درگیر شدن میگن که فلان رفیقم خرابم کرد فلان و بیسار و وقتی بهشون میگی ترک کن خودتو رها کن از این عذاب میگن که من دیگه گرفتار شدم ترک کردنش سخته اگه ترک کنم میمیرم جونی برامون نمیمونه یا اینکه ما که این همه سال مواد کشیدیم اینم چند سال دیگم روش این حرفا و رفتارها در مورد چاقی هم صدق میکنه کسی که چاق شده اولا که دلایل خودشو داره که همش بهانه های ببخشید مزخرف هست مثل ارثی بودن ژن مادری یا پدری داریم سوخت و ساز پایینی داریم متابولسیم بدنمون پایینه و هرچیزی میخوریم به جای انرژی به چربی تبدیل میشه نمی‌دونم دیگه خیلی تحرک نداریم همش کارمون پشت میز هست تیرویید یا استرس رو بهانه خوردنشون میکنم من خودم بهانه خیلی الکی که نیاوردم این بود که بابا من قدم کوتاه وگرنه خیلی نمی‌خورم که چون نما میده چاقیم به همین دلیل هست زمانی که چاق ها منظورم اونایی که چیزی از لاغری با ذهن نمیدونن یا اصلا قصد لاغر شدن ندارن و میخوان این عذاب اندام نامتناسب رو تحمل کنند ازشون میپرسی که چرا لاغر نمیکنی خیلی وزنت رفته بالا میگه یک ماه رژیم گرفتم دیدم جواب نمیده بیخیال شدم بابا ما که این همه سال خوردیم این چند سال دیگه هم بذار چاق بمونیم حداقل با حسرت نخوردن اون چیز تایید که لذت می‌بریم نمیریم خاله خودم همیشه میگه من که چه بخورم چه نخورم چاق هستم لاغرم نمیشم پس میخورم تا به دلم نمونه و زورم بیاد یا بابای خودم با اینکه متناسب هست ولی وقتی بهش میگم نمک نخور زیادی خوب نیست فشار خون میگیری میگه بابا بیخیال پدر بزرگت همیشه خدا‌ روحش شاد می‌گفت که بخورم و بمیرم بهتر از بشینم و ببینم و این ضرب المثل همیشه توی ذهن بابای من مونده چون پدرم زیاد اسم خدابیامرز پدربزرگم رو میارورد و خوردن خودشو قانع میکرد یا یکی از آشناهام همیشه هر زمان ازش بپرسی چرا یکمی وزنت رو پایین نمیاری میگه چاقیم رو دوست دارم باهاش مشکلی هم ندارم در صورتی که نشستن و بیدار شدن براش خیلی سخت هست و وقتی با این صحنه مواجه میشیم و میبینه میگه بخاطر قرص های قند و چربی که میخورم نابود شدم ضعیف شدم و عمرا به چاقی خودش ربطش نمیده و کلا یکی از شباهت های بارز چاقی و اعتیاد همین فرار کردن از واقعیت و زندگی کردن با عذاب هست چاق ها میدونن چاقی بهشون فشار میاره ولی بازم پرخوری میکنند معتادها عاصی شدن از دست این مواد و نابود شدن خودشون رو توی آینه بارها شاهد هستن اما بازم مصرف می‌کنند و از حس و حال اون لحظه لذت میبرن.

      من یادم میاد رژیم بودم از اون رژیم های من درآوردی و حسابی هم وزن کم کرده بودم و رفتیم به یه جشن تولد و وقتی همه کیک میخوردن اونم بعد از خوردن شام منم میگفتم نمی‌خوام بخورم و فردا صبحونه میخورمش میگفتن بابا با یه تکه کیک که دو کیلو اضافه نمیکنی بعدم تو که رژیم بودی شامی نخوردی بخور بابا اون شب رو به خودت زهر نکن یا پارسال به افتتاحیه یک فست فود دعوت شده بودیم با همسرم و غذای که دادن هزینه ای بابتش از ما نگرفتن و یک جور جشن بود که من و همسرم بعد از گرفتن غذا به یک مکان سر سبز رفتیم تا نوش جان کنیم همسرم که شروع به خوردن کرد چون واقعا گرسنه بود و من مقداری از غذا رو خوردم و احساس کردم که سیر شدم اما همسرم بهم گفت نریزی دور همین غذا رو اگه می‌خواستیم پول بدیم نفری فلان قیمت برامون آب میخورد از غذای مفت هم می‌گذری و من با اینکه به شده سیر بودم انگار یکی توی ذهنم می‌گفت هنوز جا داری یکم دیگه بخور و با بی میلی یکمی دیگه هم خوردم و بقیش رو به همسرم دادم و بعد از خوردن متاسفانه تا سه روز حالا تهوع و معده درد شدید داشتم و مدام به شوهرم میگفتم تقصیر تو بود گفتی بخور حیفه و اونم می‌گفت اسلحه که نذاشتم رو سرت فقط گفتم حیفه میتونستی بیاریش خونه و بعدا بخوری یا یادمه رفته بودیم عروسی و یکی از فامیل ها غذای فرزندش اضاف اومد و وقتی دید نمیتونه اونو به خونه ببره یعنی ظرفی نداشت که بریزه داخلش گفت که مجبورم خودم بخورمش حیفه می‌خوایم شاباش بدیم زورم میاد دست نزده ولش کنم من بهش گفتم جا داری میخوری من شام خودمم تا آخر نخوردم آخه خیلی برنجش داخل ظرف زیاد بود داشت با لذت میخورد ولی گفت که آره پولش رو دادم تو هم اضافیش رو بخور مگه چقدر دیگه تو بشقابت مونده تو رستوران هم بری اینقدر پول غذات نمیشه که شاباش دادی یا توی خانواده همسرم شام خورده بودیم و تعارف شیرینی کردن نمی‌دونم دقیقا چه مناسبتی بود فکر میکنم روز مرد بود و من اونقدر برنج و خورشت خورده بودم که علاوه بر بقول شما حس سیری رو متوجه شده بودم به حالت فشار شکم رسیده بودم و جایی برای خوردن شیرینی حتی یک تکه نداشتم و اصرار خانواده همسرم که بابا یه تکه شیرینی هم تو دهن آب میشه بخور پشتش هم آب کن تا بره پایین اینو با حالت خنده هم می‌گفت و من در نهایت با اینکه جا نداشتم خوردم ولی هرچقدر به همسرم اصرار کردن نخورد یعنی شیرینی رو برداشت اما توی بشقاب رهاش کرد و خیلی قاطع به همه گفت من شام خوردم و سیرم و من اون موقع نمی‌دونستم این یعنی ذهن لاغر و خوردن من یعنی ذهن چاق الان که یادآور شدم و مرور کردم متوجه شدم که چقدر با حرفای دیگران ترغیب به خوردن بیشتر و بیشتر شدم.

      تبلیغ هایی که چه توی فضای مجازی الان میشه بلاگرها تبلیغ می‌کنند یا فود بلاگر ها با خوردن های مسخرشون تبلیغ رستوران کسی رو میکنند و چه تبلیغ هایی که توی تلویزیون از انواع تنقلات و خوراکی ها میشه و مثلا بین تماشای فیلمی پیام های بازرگانی های کشور ایران نسبت به کشورهای اروپایی که بیشتر تبلیغ از اندام کمربند و کفش های لاغری هست بیشتر در تبلیغ های داخلی از هایپر مارکت های رنگارنگ گفته میشه و ترغیب برای خریدن با قیمتی مناسب تر از فلان فروشگاه که من زیاد دیدم و چیزی که من برداشت کردم با دیدن این فایل و توجه به اطراف غذا خوردن که هیچ پرخوری هم کار بسیار پسندیده و خوبی هست از دید جامعه و بیشترین ضربه رو به افراد چاقی که اطلاعی از این موضوع اعتیاد پرخوری خود ندارند میزنه اگر پرخوری پسندیده نبود این همه تبلیغ های متعدد چه در فضای مجازی چه در تلویزیون و حتی جدیدا بنرهایی که در بیلبورد های جاده های اصلی و بزرگ راه ها زده میشه و با زدن شدن اسم رستورانی مطرح و شکلی از سرآسپز با ساندویچ یا ظرف غذا در دستش که اتفاقا اون آقا در طرح بنر هم چاق هست توجه خیلی ها رو جلب می‌کنه و خیلی ها ترغیب به رفتن و تست از غذاهای اون رستوران یا فست فود می‌کنه و از نظر من جامعه ای متناسب خیلی زیبا تر از جامعه ای هست که افراد اون به دلیل اعتیاد چاقی و مصرف زیاد جان خود را با مشکلات قلبی چربی و قند خون از دست بدن یا اگه هم از دست ندن زمین گیر میشن که هیچ فرقی با مردن نداره و این تبلیغ هایی که به شدت برای یک فرد چاق بهتر بگم فردی با ذهن چاق وسوسه کننده است تاثیرش روی نسل های دیگر گذاشته میشه به گفته حرف زیبای شما در فایل های گذشته وقتی شخصی خودش متناسب باشه ذهنی متناسب داشته باشه باعث میشه نسل ما بعد خودش رو که شاید صدها نفر باشه از چاقی و اعتیاد چاقی نجات بده مگه ماها که چاق شدیم با حرفای اطرافیان و خانواده ای که ذهن چاق و جسمی چاق تر داشتن به این وضع نرسیدیم این خودش اثبات میکنه که اگر جامعه ای تلاش برای اعتیاد چاقی مانند بقیه مسائل بکنه کشوری شاداب تر و سالم تر خواهد داشت مریضی ها ۹۰ درصدشون از چاقی هست باشگاه های که هزاران چاق میرن فقط به این دلیل که لاغر بشن نه برای سلامتی کشور کره زیباترین اندام ها رو در بین زنان و مردانش میشه مشاهده کنی خصوصا در جوان ها که علاوه بر اینکه اندامی بسیار تراشیده و لاغر دارند خیلی هم در زمینه ورزش فعال هستن و عمر زیادتری طبق آماری که اطلاع دارم دارند شاید در اون کشور هم چیزی به اسم اعتیاد چاقی وجود نداشته باشد اما روش درست زندگی کردن رو بلد هستند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار زینب
        1402/07/26 09:22
        مدت عضویت: 405 روز
        امتیاز کاربر: 6810 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 542 کلمه

        به نام خدای مهربون چاقی اعتیادی آسان اما خطرناک 

        چاقی یه جور اعتیاد ،اعتیاد به یه سری رفتارها و عادت ها که ما رو از تناسب اندام خارج کرده 

        اولین بار وقتی شنیدم چاقی یه جور اعتیاد خیلی بهم برخورد. گفتم همین مونده بود که بهمون عنگ اعتیاد رو هم بزننولی هی که تو این مسیر پیش رفتم فهمیدم آره درست چاقی اعتیاد،اعتیادی که کسی جدیش نمیگیره خانواده ها چیز بدی برای بچه شون نمیبینن و توی جامعه پذیرفته شده 

        برای خیلی چیزا تو جامعه قانون میزارن اما آیا برای چاقی هم قانونی هست که اگر انجامش ندی جریمه بشی این جسمی که خدا در اختیارم قرار داده من مسئولش هستم آیا به اندازه کافی مراقبش هستم ؟

        وقتی پیام دوست عزیز رو در انتهای متن خوندم گفت چرا من برای جسم خودم قانون نزارم باید برای خودم قانون بزارم وقتی میخام یه چیزی رو از روی هوس بخورم به خودم بگم آیا الان واقعا نیاز بدنم؟آیا واقعا گرسنه هستم ؟باید صادقانه به خودم جواب دادم اگر گرسنه هستم که میخورم نوش جونم و لذت میبرم ولی اگر گرسنه نیستم نمی‌خورم و از نخوردنم لذت میبرم یه قانون دیگه ای که باید سعی کنم بهش عمل کنم اینه که برای فرار از استرس و فشار روحی نباید چیزی بخورم باید با تغییر زاویه دیدم با دیدن چیزای زیبا این کارو کنم این یکی از بهترین قوانین به نطرم اگر من اعتیاد بیارم به این موضوع که من با خوردن خودمو آروم میکنم اونوقت تو جاهایی که عصبی میشم و دسترسی به مواد غذایی ندارم نمیتونم آروم بشم ولی اگر این وابستگی رو از خودم جدا کنم ک بگم من هر جایی عصبی شدم فقط وفقط باید با تغییر زاویه ی دیدم و تمرکز بر زیبایی ها خودمو کنترل کنم اونوقت جایی که مواد غذایی هم نباشه من میتونم خودمو کنترل کنم مادر من از وقتی که یادمه چاق بود و من هروقت بهش میگفتم چرا مادر من لاغر نمیکنی میگفت مهم نیست برام دنیا دو روز تا اینکه سنش رفت بالا و زانو و درد و کمر درد امانش رو برید چندین دکتر رفت همشون نظرشون این بود که خیلی وزنت رفته بالا خانوم و مادرم اونجا رژیم رو شروع کرد ۱۵ کیلو هم کاهش وزن داشت ولی من که با این مسیر آشنا بودم میدونستم برمیگرده و همینطور هم شد حالا که بهش میگی لاغر کن میگه من رژیم امتحان کردم فایده نداشت ولی خودم الان میدونم که چقدر استرس بیشتر شده چون بازم زانو دردهاش زیاد شده ولی دیگه اراده ای برام رژیم گرفتن هم نداره شباهتش مثل معتادی میمونه که خیلی درگیر مواد شده و دیگه کاری برای ترک کردن هم نمیکنه آنقدر که غرق در مواد کشیدن شده وقتی بهداین فکر میکنم که چاقی یهداعتیاد که هیچکس جدی نمیگیره و پذیرفته شده بیشتر انگیزه میگیرم که این مسیر رو ادامه بدم چون واقعا برام خیلی خفت بار که عنگ اعتیاد هم بهم زده بشه پس باید متعهد بشم که به قوانینی که برای خودم وضع کردم پایبند باشم  

        شباهت چاقی  با اعتیاد تو چاقی ما به یه سری عوامل بیرونی وابسته هستیم مثل مواد غذاییتو اعتیاد هم به یه عامل بیرونی مثل مواد تو چاقی ما حال خوب رو گره میزنیم به مواد غذایی و خوردنتو اعتیاد هم حال خوب رو گره زدیم به موادتو هر دوتاشون وقتی ما وابسته ی عامل بیرونی هستیم قدرتی در تغییرش نداریم اما وقتی حال خوب رو از درون پیدا می‌کنیم دیگه به هیچ کدوم از این عوامل وابسته نیستیم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 24 کلمه

          سلام و درود
          لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
          با تشکر

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      1402/05/24 17:54
      مدت عضویت: 1102 روز
      امتیاز کاربر: 3747 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,097 کلمه

      به نام خدای مهربان 🦋

      سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی سایت تناسب فکری .

      گام دهم:  چاقی اعتیادی آسان است.

      اعتیاد حالتیه که در اون شخص به خاطر  مصرف مواد شیمیایی طبیعی، دچار ضعف اراده توی کنترل تکرار اعمال خودش میشه،هرچند که این ضعف اراده بیماری نیست،ولی به خاطر اون عوارضی که بر سیستم عصب مرکزی  شخص ایجاد شده، به عنوان  یه بیماری در نظر گرفته میشه.

      این بیماری یا ایجاد اختلال توی کنترل بر سیستم رفتار_ پاداش، باعث تکرار اون رفتار میشه.اعتیاد یک بیماری اصلی، پیش رونده و کشنده است،این عارضه، یه  نوع ارتباط تسکین دهنده با یک ماده روانگردان یا تاثیرگذار بر ذهنه،و یا رفتاریه که ما رو در برابر میل بیش از حد، ناتوان میکنه.

      اعتیاد مثل یه حالتیه که در اون بدن انسان برای انجام فعالیت‌های عادی خودش، به یک ماده یا یک رفتار خاص وابسته میشه،که وقتی هم اون ماده مورد نیاز در اختیار بدن قرار نمی‌گیره، یا انجام اون رفتاری که شخص معتاد بهش وابسته شده، امکان‌پذیر نمیشه،نتیجه اون  باعث علائم خماری یا محرومیت میشه.

      یک فرد معتاد به مصرف کردن مواد مخدر اعتیاد داره،و یک فرد چاق هم به مصرف مواد غذایی اعتیاد پیدا کرده،چاقی عوارض زیادی داره، که حتی شاید خطرناک‌تر از هر نوع اعتیاد دیگه‌ای باشه،

      اونی که به مواد مخدر اعتیاد داره خیلی بیشتر از کسی که به مواد غذایی اعتیاد داره تحت فشار برای ترک کردنه،و این آزادی توی رفتار کسی که اضافه وزن داره، اعتیادش رو خطرناک‌تر از هر نوع اعتیاد دیگه‌ای میکنه.

      افراد معتاد برای دور هم جمع شدن باید دنبال یک جای مخفی و دور از چشم مردم باشن،ولی افراد چاق توی بهترین مکان‌ها، به صورت آشکار همدیگه رو ملاقات می‌کنن، و در معرض اعتیاد بیشتر به چاقی قرار می‌گیرن.

      افراد معتاد همیشه از سمت خانواده و جامعه ترغیب و تشویق به ترک کردن و یا حتی تهدید هم میشن،ولی افراد چاق همیشه در معرض تشویق و ترغیب برای چاق‌تر شدن هستن.

      فرد معتاد برای تهیه مواد مورد نیازش باید به مکان‌های خاصی بره،اما یه فرد چاق همیشه در چند قدمی موادی هست که اونا رو عامل چاقی خودش میدونه.

      هر روز هم داره فرصت مبتلا شدن به اعتیاد چاقی بیشتر، و امکان مبتلا شدن به اون هم افزایش پیدا می‌کنه.و امروزه ما در هر جایی هم که باشیم میتونیم به راحتی به هر نوع ماده غذایی، به هر اندازه که‌‌‌‌‌‌ بخواهیم دسترسی داشته باشیم‌.‌‌‌‌

      اگه چاقی رو نوعی اعتیاد آسون در نظر بگیریم،تنوع مواد غذایی که باعث چاقی یا همون اعتیاد به مصرف بی‌رویه میشه، بسیار بیشتر از تنوع مواد مخدره،

      نکته نگران کننده اینه که ترکیب تنوع بی‌نهایت مواد غذایی، با آسون شدن دسترسی به اونا، باعث افزایش سرعت چاقی در جهان شده،

      تا وقتی که توی ذهن افراد چاق، خوردن غذا عامل چاقی باشه، و از طرفی هم فرد چاق عقیده اش اینه که نمیتونه اشتهاش رو کنترل کنه،پس زیاد شدن تنوع مواد غذایی و همچنین آسون شدن دسترسی به مواد غذایی، میتونه زمینه ساز گسترش چاقی باشه،چون از قبل توی ذهن فرد چاق، نگرش چاق کننده بودن غذاها وجود داره،ولی با توجه به همه این گستردگی  تنوع مواد غذایی و آسون شدن دسترسی به مواد غذایی، همچنان انسان‌های زیادی در جهان در وضعیت تناسب اندام و سلامتی کامل زندگی می‌کنن،پس موضوع مهم اول اون نگرشی هست که درباره چاقی و عوامل ایجاد کننده اون در ذهن افراد ایجاد شده،بعد هم تنوع و آسون شدن دسترسی به مواد غذایی، از اهمیت برخوردار میشه.

      چطور چاقی به اعتیاد تبدیل شد؟؟

      انسان‌ها از پیش فرضهای خودشون برای غذا خوردن که بر اساس نیاز و به مقدار مورد نیازشون بود، تحت تاثیر آموزش‌ها و رفتارها و باورهای غلطشون فاصله گرفتن،

      همچنین تنوع مواد غذایی،نوع بسته‌بندی،تعیین کردن میزان و مقدار بسته‌بندی فردی،و تبلیغات توسط کارخانه‌های تولید مواد غذایی با نشانه گرفتن و تحریک ذائقه انسان ها شدت پیدا کرد.و این فراوانی و قابل دسترس بودن مواد غذایی ما رو حریص کرد که هر آنچه بینیم بخریم و بخوریم،و این باعث رشد و گسترش سریع چاقی در جهان شد،خوردن بیش از حد نیاز و پرخوری عمل زشتی به حساب نمیاد و توی مهمونی‌ها، پذیرایی کردن با تنوع مواد غذایی،و توی رستوران‌ها تنوع منو غذایی،مهر تاییدی به این عمل زده،در حالی که باید پرخوری در اذهان عموم کاری بسیار ناپسند جلوه داده بشه.

      خیلی از والدین هم هستن که با اصرار کردن، جایزه دادن به خوردن بیشتر، تشویق برای سلامتی و قوی‌تر شدن، سرگرم کردن بچه ها هنگام بهانه‌گیری، باعث نفوذ چاقی به سنین پایین‌تر شدن،

      سرگرم شدن و تفریح کردن با خوردن، با وجود سیری و عدم احساس نیاز جسمی با رفتن به رستوران، گردش، سفر، رفتن به سینما، تجمعات خانوادگی،همه این‌ها باعث ایجاد فرمول ذهنی، خوردن برابر با شادی و سرگرمی شده.

      پناه آوردن به مواد غذایی، برای فراموش کردن عصبانیت، خشم، شکست، و آروم شدن هم یکی از عوامل رشد و گسترش اعتیاد چاقی بین انسان‌ها شده،

      تحریک پذیری بر اساس حواس پنجگانه، دیدن، شنیدن، بوییدن، لمس کردن و چشیدن، بدون توجه کردن به علت خوردن، هم به گسترش چاقی سرعت بخشیده.

      و همچنین نبودن هیچ مجازات و ضمانت اجرایی برای این اعتیاد پرخوری از طرف خانواده، جامعه و دولت‌ها باعث شده که نه تنها کسی با چاقی برخورد نکنه،بلکه به شکل گسترده‌ای مورد حمایت و تشویق برای اعتیاد به چاقی قرار بگیریم.

      پس الان که فهمیدم  برای پرخوری کردن  خط قرمز و قانون و ممنوعیتی وجود نداره،و انسان پرخور مثل یک معتاد به مواد مخدر، ویک مجرم آزاد و خطرناک برای امانتش یعنی جسمش هست و داره با پرخوری بدنش رو پارکینگ انواع بیماری‌های خطرناک میکنه، و به خواسته پروردگارش که هدفش از خلقت اون شادی و احساس عالی هست توجهی نمیکنه و الهامات فرشته درونش رو  نادیده میگیره.باید خودم سریعا قانون و محدودیتی برای خودم وضع کنم،باید در صورت گرسنگی واقعی، به اندازه نیاز جسمم بخورم،و به محض سیر شدن، دست از غذا بکشم،از غذا خوردنم لذت ببرم،اصراری به زیاد خوردن خودم و دیگران نداشته باشم،توجه کمتری به مواد غذایی داشته باشم،

      برای لذت و سرگرمی و برای فرار از فشار و استرس، چیزی نخورم، همیشه قبل از خوردن هر چیزی از خودم بپرسم که چرا میخوام اینو بخورم؟؟بعد هم اگه گرسنه نبودم نخورم، و از نخوردنم لذت ببرم،بدونم که من در جاده تندرستی و لاغری ثبت نام کردم و عضو کمپین حفاظت از بدن پاک هستم،هنگام خوردن اگه خواستم زیاده‌روی کنم به یاد اندام زیبای خودم در ایستگاه آخر نوار زمان لاغری بیفتم و دست از خوردن بکشم و بدونم که من در زمره افراد متناسبم،و خداوند انتهای کوچه آغوشش رو جهت رسوندنم به آرزوم باز کرده،تا بشم احسن الخالقین،اون چه هدفش از خلقتم هست.

      چرا باید لاغری با ذهن رو یاد بگیرم؟؟وقتی که اهمیت یک موضوعی در ذهنم پررنگ بشه اونوقت، تمایل بیشتری پیدا می‌کنم برای اینکه به اون موضوع رسیدگی کنم.

      خیلی از افراد هستن که دیگه چاقی رو پذیرفتن و میگن ما دیگه چاقیم، کاریش   نمیشه کرد، ژنتیکه،چند بارم تلاش کردم نشده، اصلاً کسی تا حالا نتونسته لاغر بشه، و پذیرفتن که دیگه همیشه چاق میمونن،باید این موضوع رو بدونم که چاقی یه سری عوارض و مسائلی رو برای فرد چاق به همراه میاره،خیلی از افراد هستن که سال‌های زیادی رو اضافه وزن داشتن،هرگزم به این فکر نکردن که باید لاغر بشن، یا یه فکری واسه خودشون بکنن، جوری هم حرف می‌زدن که همینه دیگه، مگه آدم چند سال زنده است، بزار خوش باشیم،ولی همین افراد وقتی پا به سن میذارن، یا یه مشکلی براشون پیش میاد و به پزشک مراجعه می‌کنن،اولین چیزی که پزشک بهشون میگه اینه که باید وزنت رو بیاری پایین،اونجا تازه با موضوع اهمیت اضافه وزن مواجه میشن،ولی باز به خودشون نمیگرن و کاری نمیکنن،شاید هم یه تلاشی بکنن،ولی وقتی میبینن نتیجه‌ای نمیده،در نهایت فراموش می‌کنن،تا باز مشکلشون جدی‌تر میشه و دوباره تکرار میشه و به پزشک مراجعه میکنن،پزشک هم میگه که باید یه فکری به حال خودت بکنی،هرچقدر اضافه وزنت بیشتر شده، مشکلت بیشتر شده،هر چقدر چاق‌تر بشی، این چاقی داره سرعت مشکلت رو افزایش میده، بدنت رو تخریب می‌کنه،  اونوقت دیگه زنده  نمیمونی،مگر اینکه یه فکری به حال خودت بکنی و وزنتو کم کنی،و این افرادی که سال‌ها به فکر لاغر شدن نبودن و هر وقت هم صحبت از لاغری میشد مسخره می‌کردن،در اون سن بالا و با اون وزن، متعهد میشدن که هر روز پیاده‌روی کنن، مقداری از وزنشون رو کم کنن،تصمیمی که شاید سال‌ها قبل می‌تونستن بگیرن و خیلی راحت‌تر می‌تونستن به نتیجه برسن رو مجبور میشدن با تحمل رنج و سختی فراوان بگیرن،چون دیگه پای مرگ وسط بود،

      چاقی برای خود فرد یه سری عوارض و مشکلات رو به وجود میاره،چه بخواد، چه نخواد.چه به فکر باشه، چه نباشه،بالاخره چاقی گریبانش رو می‌گیره،هر کسی به هر اندازه‌ای که بخواد نسبت به وضعیت چاقی خودش بی‌ تفاوت باشه بالاخره یه روزی میرسه که مجبور میشه برای وضعیت خودش اهمیت قائل بشه و یه کاری رو انجام بده.

      مسئله مهمتر اینه که اون چاقی فقط به خود فرد صدمه نمیزنه، درسته خود فرد رو دچار یه سری مشکلات و مسائل میکنه،اما همه اطرافیان اون فرد رو هم درگیر می‌کنه که باید ازش نگهداری کنن، حمایتش کنن، مراقبت کنن،و  این چاقی و بی‌تفاوتی اون فرد، باعث میشه که نه تنها برای خودش مشکل به وجود بیاد، بلکه برای اطرافیانش هم مشکل ساز میشه،تاثیر بد بعدی اون اینه که به احتمال خیلی زیاد فرزندان، نوه‌ها و زنجیره حیات این خانواده هم با مشکل اضافه وزن مواجه خواهد شد،چون عادت‌ها و نگرش پدر خانواده، مادر خانواده، به فرزندان و اطرافیانش هم منتقل میشه،پس اهمیت لاغر شدن جنبه‌های مختلفی داره،برای سلامتی خودمون لازمه،برای اینکه بتونیم تجربه‌های بسیار متفاوتی در زندگی داشته باشیم لازمه،

      برای اینکه اعتماد به نفسمون رو به دست بیاریم لازمه،برای اینکه نسل خودمون رو اصلاح کنیم، نسل بعد از خودمون رو اصلاح کنیم، واقعا لازمه که بخواهیم زنجیره چاقی رو قطع کنیم.

      اما این موضوعی که بسیار ضروری و مهمه از طرف جامعه، از طرف دولت، از طرف سیستم بهداشت و درمان خیلی مورد توجه قرار نمیگیره و خیلی براش کاری انجام نمیدن،خیلی هشدار داده نمیشه،تذکر داده نمیشه،راهکار داده نمیشه.

      چرا به این شکله،؟؟چون چاقی از نظر عموم جامعه چیز خاصی نیست، یه چیز پذیرفته شدهاست. در حالی که بسیار خطرناک‌تر از هر موضوعیه که جامعه روی اون تمرکز داره و میخواد حلش کنه،ما سال‌ها توی رسانه‌ها، فیلم‌ها، سریال‌ها، دیدیم و شنیدیم درباره پیشگیری از اعتیاد و مبارزه با اعتیاد،که خیلی هم تمرکز روی اینه که اعتیاد رو ریشه کن کنن،اما هیچ وقت در مورد چاقی همچین برنامه‌هایی نیست،همچین برنامه‌ریزی بلند مدت و واکنشی از سوی سران حکومتی، موسساتی که دست‌اندرکارن، همچین برنامه‌هایی برگزار نمی‌شه که با چاقی برخورد کنیم،چرا؟؟چون چاقی پذیرفته است،چاقی یک اعتیاد بسیار آسون، فراگیر و پذیرفته شده از طرف جامعه است.

      خیلی از خانواده‌ها هم مراقبت زیادی از فرزندانشون می‌کنن که دوستای اونا کی هستن، با کی میرن، با کی میان،مواظبن که اونا مبادا به سمت مصرف سیگار برن،یا در مورد مسائل دینی، خیلی مراقبت می‌کنن که چه جور نماز بخونن، چه جور روزه بگیرن،ولی در مورد وضعیت تناسب اون‌ها راهکار و مبارزه‌ای صورت نمیدن،حتی در خیلی از موارد به اقداماتی که فرزندان برای لاغر شدن انجام میدن، و حتی اگه بچه هاشون هم میخوان لاغر بشن واکنش میدن،و یا ناراحت میشن و سرزنششون میکنن که من خسته‌ام، نمی‌تونم،حوصله ندارم برای تو غذای جدا درست کنم،فایده نداره،چند بار می‌خوای رژیم بگیری،تو اهل رژیم نیستی،تو اراده نداری،چرا این برخورد رو با اونا می‌کنن؟؟برای اینکه در مورد چاقی چیز بدی نشنیدن،پذیرفته شده  براشون،هیچ مسئله‌ای نداشتن با وضعیت چاقی فرزندشون و حتی وضعیت چاقی خودشون.

      خیلی موقع‌ها توی اماکن عمومی میبینیم یه سری تابلوها میزنن و اخطارهایی میدن،کنار رودخانه‌ها که شنا ممنوعه، خطر مرگ داره،توی جاده‌ها پیوسته علائم هشدار  دهنده  راهنمایی و رانندگی رو می‌بینیم،خطر سقوط، خطر ریزش کوه، خطر لغزنده بودن جاده ،خیلی جاها هم تابلوهای خطر برق گرفتگی ،خیلی جاها به انسان‌ها هشدار میدن که مراقب باشید اینجا می‌تونه براتون خطرناک باشه،اما هیچ جایی تابلویی نیست برای خطر چاق‌تر شدن، خطر چاق کنندگی، خطر بدتر شدن وضعیت جسمی،چرا ؟؟چون چاقی از طرف جامعه پذیرفته شده است.

      افرادی که می‌خوان مواد مخدر مصرف کنن  باید یه سری مراقبت‌هایی رو انجام بدن، راهکارهایی رو باید بلد باشن تا بخوان به مواد مخدر برسن،یا حتی برای مصرف سیگار هم یه سری محدودیت‌ها هست که هر جایی  نمی‌تونن سیگار مصرف کنن،اما هرگز برای مصرف بی‌رویه مواد غذایی محدودیتی نیست،تازه تشویق هم می‌کنن،مثلاً اگه به یک سوپرمارکت مراجعه کنیم، هر چقدر بیشتر مواد غذایی بخریم، تازه مورد احترام بیشتری هم قرار می‌گیریم،هر چقدر بیشتر از رستوران‌ها غذا سفارش بدیم، هر چقدر غذای بیشتری از رستوران‌ها بخوریم، تازه تشویق بیشتر هم میشیم،تشکر بیشتر از ما میشه،به ما احترام بهتر گذاشته میشه،خدمات بهتری به ما میدن،اغذیه فروشی‌ها، رستوران‌ها، دائماً به فکر اینن که به چه شکل می‌تونن مواد غذایی بیشتری رو به مشتری‌ها  عرضه کنن،یا چالش‌هایی رو ایجاد می‌کنن،چالش خوردن همبرگرهای ستونی، یک متری، پیتزاهای متری،و خیلی دنبال راه‌هایی هستن که انگیزه خوردن بیشتر رو در افراد به وجود بیارن و هیچ وقت هم مورد سرزنش یا نکوهش، یا جریمه یا اخطار قرار نمی‌گیرن و کار بسیار پسندیده و بازاریابی مفیدی هست،کتاب‌ها نوشته شده، دوره‌ها برگزار میشه که چطور افراد رو ترغیب کنن به خوردن بیشتر،به مصرف بیشتر،که چطور مشتری خودت رو نگه داری که هر بار گرسنه شد حتماً سراغ تو بیاد.

       چطور مواد غذایی بیشتری به مشتری بفروشی،چطور اگه مشتری اومد چند قلم سفارش داد شما چند قلم دیگه هم اضافه‌تر به اون بفروش،و خیلی آموزش‌های جهانی داره فروش بیشتر،و هیچ وقت فروشگاه‌ها مورد سرزنش قرار نمی‌گیرن که چرا در جهت بی‌رویه کردن مصرف،یا بیشتر از حد مصرف کردن داری تلاش می‌کنی.

      و چاقی اعتیادیست که بسیار آسون داره در جامعه، در کل دنیا گسترش پیدا می‌کنه،به آرومی و با شادی و لذت، افراد چاق روز به روز دارن چاق‌تر می‌شن،و یه سری افراد دارن به چاق‌ها ملحق میشن، و سن چاقی داره هر روز کمتر و کمتر میشه و این در حالیه که جامعه، هیچ واکنشی نسبت به گسترش چاقی به شکلی که نسبت به مسائل دیگه در جامعه واکنش میده،هیچ واکنشی نسبت به وضعیت چاقی نداره،هیچ محدودیتی نیست،هیچ قانونی وضع نشده،تازه تشویق هم میشه،تبلیغات همه در راستای تحریک افراد چاقه.

      هیچ ماده غذایی برای افراد متناسب تبلیغ نمیشه،و اگه دقت کنیم بازیگران صحنه‌های تبلیغات مواد غذایی، افراد متناسب هستن،اما مصرف کنندگان این محصولات افراد چاقن،چرا افراد چاق رو در صحنه‌های فیلمبرداری محصولات غذایی واردنمیکنن؟؟به خاطر اینکه اگه یه فرد چاقی رو نشون بدن که در حال خوردن فلان ماده غذایی هست که داره تبلیغ میشه،افرادی که اضافه وزن دارن از خوردن اون ماده غذایی خوششون نمیاد، می‌ترسن.

      چرا ؟؟چون اون ماده غذایی با این چاقی در ارتباط قرار می‌گیره و اونا در ذهنشون تصور می‌کنن که خوردن این ماده غذایی باعث چاقی شده ،پس هرگز از افراد چاق در تبلیغات مواد غذایی استفاده نمیشه و همیشه افراد متناسب رو در حالتی نشون میدن که در حال تکرار عادتیه که هرگز خودش نداره.

      و اگر دقت کنیم می‌بینیم، تبلیغاتی که داره خوردن بیسکویت رو با چای تبلیغ می‌کنه،خوردن عصرانه، کیک، کلوچه، بیسکویت، و هر چیزی رو با چای خوردن تبلیغ می‌کنه،افرادی دارن اون صحنه‌ها رو بازی می‌کنن که هرگز خودشون این عادت رو ندارن،هرگز خودشون با چای بیسکویت و کیک نمی‌خورن،اما همه افراد چاق عادت دارن حتماً با چاییشون یه چیزی بخورن،حالا بیسکویته، کیکِ، شکلاتِ، نباتِ.یه چیزی حتماً باید باشه،باید بدونیم که اینا اتفاقی نیست،اینا برنامه‌ریزی‌هاییه برای رشد و گسترش اعتیاد چاقی،اعتیادی که بسیار آسونه،پذیرفته شده است،و جامعه داره تلاش میکنه که چاقی رو گسترش بده.

      در حالی که یه حرکت‌های خفیف و پراکنده‌ای هم صورت می‌گیره که مثلاً یه حرف‌هایی زده بشه که مراقب چاقی باشید،اما در مقابل تبلیغات و تلاشی که صنایع و رستوران‌ها و هر چیزی که مربوط به مواد غذایی و همچنین صنایعی که در جهت لاغری افراد چاق تلاش می‌کنن، این‌ها دائماً دارن تلاش می‌کنن تبلیغات بیشتری داشته باشن،محصولات بیشتری رو بفروشن به افراد چاق،و این در حالیه که هیچ اشتباهی هم بر اونا نیست،هیچ خطایی هم بر اون‌ها وارد نیست، هیچ جریمه‌ای براشون در نظر گرفته نمیشه،چون نگاه کلی جامعه به چاقی یک نگاه دوستانه است،یک اعتیاد دوستانه و پذیرفته شده است که به آسونی داره گریبان افراد جامعه رو می‌گیره که خیلی هم عواقب بدی داره.

      اونی که اعتیاد داره برای مصرف موادش نمیتونه هر جایی اقدام کنه،گوشه گیر و منزوی میشه،چون نمیتونه هر جایی مصرف کنه، نمی‌تونه وسط یک مهمونی عمومی، شروع کنه مواد مصرف کردن،اما همه افراد چاق، هر جایی میتونن اقدام کنن برای چاق‌تر کردن خودشون، برای بی‌روی مصرف کردن مواد غذایی،تازه تشویق هم میشن به بیشتر خوردن،  بهشون اصرار هم میشه که بیشتر بخورن، تهدید هم میشن که اگه نخورید من ناراحت میشم، باید بخوری.و این اعتیادیه که به صورت احترام متقابل داره گسترش پیدا میکنه،هرگز شاید توی مهمونی‌ها مواد مخدر به همدیگه تعارف نکنن، اصرار نکنن که باید سیگار بکشی، باید مواد مصرف کنی،اما به آسونی، ساعت‌ها و هزاران نفر انرژیشون رو صرف تعارف کردن به همدیگه می‌کنن برای بیشتر خوردن.

      پس باید مراقب چاقی باشم،باید لاغر شدن رو یاد بگیرم،باید لاغر شدن برام اینقدر مهم باشه که نه تنها زندگی خودم رو دگرگون کنه،بلکه نسل منو هم تغییر بده،تاثیر روی خانواده بزارم،روی فرزندان و اطرافیانم بزارم،بدون اینکه بخوام بحث کنم،یا اصرار کنم،همین که خودم تغییر کنم، خود به خود اطرافیانم هم با دیدن من تغییر می‌کنن.

      پس چاقی رو جدی بگیرم،شاید در جامعه اهمیتی براش قائل نیستن،اما باید  خیلی بیشتر از اینکه نگران این باشم که فرزندم مبتلا به اعتیاد نشه،یا  اینکه نگران باشم  آینده شغلیش چی میشه،یا اینکه نگران باشم با کی داره رفت و آمد می‌کنه،درسته که این‌ها مهم هستن،ولی خیلی بیشتر از اون برای وضعیت سلامتی و تناسب اندام فرزندم و خودم نگران باشم، و مراقبت کنم و اقدام کنم برای یادگیری لاغری با ذهن.

      همیشه به این فکر کنم که چرا درباره چاقی هیچ محدودیتی اعمال نمیشه،و توی زندگیم حواسم باشه و ببینم که کجاها تابلوهایی زدن که اخطار دادن ویه چیز خطرناکی رو اومدن اعلام کردن که نزدیک نشید، نوار کشیدن، تابلوهای خطر نصب کردن،و مثال پیدا کنم از تمرکز جامعه بر موضوع‌هایی که شاید خیلی هم فراگیر نیست و اهمیت نداره و در مقابل بی‌توجهی جامعه بر موضوع چاقی که اینقدر اهمیت داره و شخصیت و بنیان و رشد و گسترش فکری و نبوغ و خلاقیت و همه چیز فرد رو داغون می‌کنه.

      الان که قدم در مسیر لاغری با ذهن گذاشتم، وقتی که نتایج عالی بگیرم، وقتی ذهنم رو با آموزش‌های صحیح در مسیر متناسب شدن هدایت کنم، و نتیجش رو در جسمم، در روحیم، در احساسم، در اعتماد به نفسم، در جنبه‌های مختلف زندگیم ببینم،اون وقت بیشتر درک می‌کنم که خودم رو از دام چه اعتیادی رها کردم.

      شاید یک فردی رو اگه بفهمن معتاد شده کلی براش ناراحت بشن، دوست داشته باشن بهش کمک کنن،یا اینکه یه فرد معتاد رو ببینن که جسمش داره فرسوده میشه، حالت‌هاش خاصه، بلافاصله متوجه میشن و شاید توی ذهنشون حتی نگاه تحقیرآمیز هم بهش داشته باشن،ولی توی چاقی درسته که فرد به حالت معتاد نمیرسه،به اون حالت خماری نمیرسه،اما خیلی بدتر از اعتیاد به مواد مخدر، فرد رو درگیر خودش میکنه،تمایل ما به خوردن خیلی شدیدتر از تمایل یه فرد به مصرف مواد مخدره،تمایل ذهن چاق به خوردنِ بیشتر،برای تنوع در خوردن،خیلی بیشتر از ذهن یک فرد معتاد برای مصرف مواد مخدره ،چاقی همه چیز آدم رو تحت الشعاع قرار میده،سلامتی، شخصیت، اعتماد به نفس، موفقیت، سبک زندگی، ارتباط با دیگران، همه چیز انسان رو تحت تاثیر قرار میده.

      سپاسگزارم از شما استاد عزیزم🙋🏻‍♀️🙋🏻‍♀️💖💖🌼🌼🦋🦋

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      1402/05/21 14:37
      مدت عضویت: 537 روز
      امتیاز کاربر: 5630 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 113 کلمه

      یادمه چند ساله پیش ک درگیر رژیم و وزن کم کردن بودم،همسرم بهم گفت چرا باید با خوردن وزن کم کنی وقتی کم بخوری یا اصلا نخوری چاق نمیشی و من در جواب بهش گفتم بابا من مثه ی معتادم ک میخوام مصرف نکنم ولی مغزم فرمون میده ک مصرف کن ،حیفه دیگه گیرت نمیاد یا اگه نخوری غذا حیف میشه خدا قهرش میگیره،ولی الان ب لطف خدا یاد گرفتم ک فراوانی مواد غذایی هست و اگر مهمونی و عروسی و عزا و … برم غذا فراوونه واگه اونجا نخورم خودم توی خونه ب راحتی درست میکنم و ب نظرم این باحالترین و زیباترین باوری هست توی این دوره ها یاد گرفتم.الهی شکر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 218 کلمه

      سلام و درود

      سوال اول: استاد عطارروشن به اندازه کافی شباهت های بین اعتیاد و چاقی رو گفتن، اونقدر کامل که جا برای حرف بیشتری نزاشتن ولی منم از خیلس وقت پیش این حس رو داشتم که چاقی و ولع زیاد خوردن یه نوع اعتیاده و شاید خیلی سخت تر از اعتیاد واقعی باشه عواقبش

      سوال دوم: به خونه ی خاله ی مامانم رفته بودیم و ایشون به خاطر مهمون نوازی عالی که داشتن به جای ۵ نفر برای غذا برای ۱۰ نفر غذا میپختن و اصلا توجه به این نمیکردن که چقد خوردی مدام تعارف و اینکه مرگ من بخور نکنه دستپختمو دوست نداری و نظیر این ها

      سوال سوم: در تبلیغات و حتی بسته بندی خوراکی ها با رنگ طرح و تازه و خوشمزه نشون دادن مواد غذایی سعی در تحریک خریدار برای فروش ماده غذایی خود میکند 

      سوال چهارم:خونه ی مامان بزرگم اینکه غذات اضافه بیاد خیلی رفتار زشتیه و خیلی وقت ها مجبور بودم به زور غذا و تا اخرش تموم کنم،خیلی وقت ها به دوستام میگفتم یه غذا بگیریم و اونا قبول نمیکردن و من مجبور میشدم یه غذای کامل برای خودم بگیرم و بدوم اینکه حواسم باشه همه ی اون رو تموم کنم، یا اینکه همیشه بدم میومد از غذام تو کافه چیزی اضافه بیاد به خاطر همین همش رو میخوردم یه وقتایی حتی به زور

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مصی
      1402/04/06 14:02
      مدت عضویت: 404 روز
      امتیاز کاربر: 1311 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 941 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همگام 

      با آگاهی که امروز به لطف خداوند کسب کردم تازه متوجه شدم در چه دام وحشتناکی افتادم و با تمام وجودم از خداوند خواستم که من و تمام دوستان همگامم و همه انسانهای چاق و از دست این مافیاها نجات بده چقدر تاسف باره که عده ای در جهان آمدند و علیه هم نوعان خودشون انواع و اقسام ویروس‌ها و بیماری ها و چاقی و اعتیاد به مواد مخدر و غیره رو ساختن و چقدر تاسف بار تره که انسانهای شریفی بدلیل عدم آگاهی و آموزش لازم در این دامها افتادند و آن خون آشامهای خودخواه شروع کردند به نابودی و دگردیسی نسل بشری ؛وقتی نگاه می‌کنیم کسانی که اعتیاد به مواد مخدر دارند همیشه از ترک اعتیاد گریزان هستند در حالی که از اعتیاد خود به سطوح آمدند و دنبال راه چاره ای برای نجات خود هستند دلیل این گریزان بودن آنها آموزش‌های غلطی است که طی فیلم‌ها و سریال‌ها و جامعه به آنها داده شده که همیشه فرد معتاد را به قل و زنجیر می‌کشند و به تخت می‌بندند و زندانی اش می‌کنند تا پاک شود و ترک کند و این ذهنیت ساخته شده از آموزش‌های غلط یک مقاومت ذهنی در شخص معتاد بوجود می آورد که مانع ترک اعتیاد او می‌شود در رابطه با موضوع اعتیاد چاقی وضع از این هم خرابتر است مواد غذایی به وفور در دسترس است و در جامعه پذیرفته شده است این اعتیاد و حتی تشویق ها هم وجود دارد آموزشی وجود ندارد آگاهی وجود ندارد یعنی به طور مطلق تصور کنید انسانی در وسط قرار دارد و دور تا دور او چاه‌های عمیق کنده شده طوری که نمی‌تواند از هیچ سمتی خودش را نجات دهد در حالی که برای ادامه زندگی و بقای خودش حتما باید از روی این چاه‌ها عبور کند اما او عاجز مانده لاغری با ذهن و آموزش‌های آن ابزار و آموزش ساخت پل را می‌دهد تا بتوانیم از روی این خندقهای بلا عبور کنیم 

      لاغری را در ذهن ما به غول هفت سر دست نیافتنی تبدیل کرده اند در مغز ما حکاکی کرده اند که لاغری مساوی است با نخوردن با ورزش با دارو با جراحی با زجر با فشار و کدام انسانی است که ذهنش رنج و فشار همیشگی را بپذیرد به طور قطع هر رژیم و فشاری دوره ای است و مسلما رها می‌شود این مافیاهای چاقی مدام در حال تحریک افراد چاق برای مصرف بیشتر مواد غذایی هستند مدام در حال آموزش تنها راهکارهای تناسب اندام که همان رژیم و ورزش و …..است هدایت می‌کنند آنها خوب می‌دانند که چه مواد غذایی اعتیاد آوری تولید کرده اند چرا باید ما یکباره هوس چیز شیرین بکنیم آیا چیزی جز این است که ما را معتاد کرده اند؟ آیا غیر از این است که اینها همه برنامه ریزی شده است؟نگاه کنید خودشان ویروس کرونا را ساختند خودشان واکسنش را به زور با ایجاد ترس درمردم تزریق کردند خدا می‌داند چه مافیایی در بین بود در این سال‌ها با ما بازی کردند علاوه بر هزینه های سرسام آور روزانه زندگی  باید هزینه لوازم بهداشتی مثل ماسک و الکل و…. درمان‌های دارویی و رنج بیماری و وحشت هم به زندگی انسان‌ها وارد کردند این نمونه بارز مافیا بود آیا باز هم ما افراد چاق می‌خواهیم خودمان را به خواب بزنیم؟و اجازه بدهیم از ما سو استفاده کنند آیا ما برای این خلق شده ایم ؟

      رسیدن به تناسب اندام نیازمند تناسب فکری است در مسیر تناسب فکری به مرور زمان عادات اعتیاد آور به شکل خود خواسته و راحت کنار گذاشته می‌شود تناسب اندام آن راه زجرآور که سالها به ما یاد داده اند نیست تناسب اندام یعنی همینجا یعنی با آرامش و بدون وحشت بدون محدودیت بدون فشار جسمی به طبیعت جسم خودمون برسیم لاغری آسان‌ترین کار دنیاست اگر و اگر و اگر از راه اصولی خودش که به طور یقین تناسب فکری است اتفاق بیفتد نمی‌دانم چگونه شکر این هدایت را به جا بیاورم الهی شکرت که مرا انتخاب کردی تا در مسیر درست انسانیت قرار بگیرم تا از قربانی شدن نجات پیدا کنم من همیشه دلم برای معتادها میسوخت و دوست داشتم به آنها کمک کنم ولی همسرم میگفت اینها کسانی هستند که اول از هر چیز به بدن خودشان رحم نکرده اند و کسی که به خودش رحم نکرده لیاقت دلسوزی و کمک ندارد و او که خودش به خودش رحم نکرده به دیگران هم رحم نمی‌کند و حقش است امروز فهمیدم من هم دقیقا همینم با مصرف بی رویه مواد غذایی خودم به خودم رحم نکرده ام من هم یک معتادم و چقدر برای خودم تاسف خوردم چقدر حالم بد است همسر من انسان متناسبی است با بدنی ورزشکاری و جذاب او و سایر افراد متناسب همیشه به انسانهای چاق به دید آدمهای خنگ و خرفت نگاه می‌کنند و دیدگاهشان این است که اگر عقل داشت با جسم خودش این کار را نمی‌کرد و چاق نمیشد من در تمام این سالها تلاش کردم از راه‌های مختلف متناسب شوم تا نشان دهم خنگ و خرفت نیستم این سرنوشت من است که چاق باشم گویا میخواستم همسرم و خودم را گول بزنم که این فریب دادن هم فقط از یک معتاد بر می آید و بس 

      خدا را شکر میکنم که امروز به این آگاهی دست یافتم من می‌خواهم تلاش کنم از دام این اعتیاد رها شوم من می‌توانم من قدرت ترک پرخوری را دارم من می‌توانم در برابر فشار جامعه و تشویق به خوردن بگویم میل ندارم من می‌توانم در زمان نیاز بدنم فقط در حد رفع نیاز جسمم از نعمات خداوند بدون ترس و بدون تفکیک مواد غذایی استفاده کنم من هر روز در مسیر تناسب اندام یک گام موفق برمیدارم من شگفتی ساز خودم و دیگران خواهم شد استاد عزیزم ممنونم بخاطر آگاهی های خوب شما الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 339 کلمه

      سلام استاد صبحتون بخیر و پراز شادی 

      سلام همراهان گلم الهی در مسیر لاغری روز ب روز موفق‌تر باشید

      استاد واقعا چقد حرفاتون منطقیو روی حساب هست اره واقعا چرا هیچ کس چاقی رو خطر اعلام نمیکنه چرا انقد این خوردن ها برامون مهم شده….مسافرت میخایم بریم اول ب فکر وعده های غذایمون هستیم …مهمونی میخایم بریم تو فکریم ک چی میخاد درست کنه بخوریم ….مهمون میخاد تنها چیزی ک ب رهنمون میرسه اینه ک وای حالا چند نوع غذا بپزم چی درست کنم ک جدید باشه …انگار کل زندگی ما رو نوع خوردن و مقدار خوردنه تشکیل داده حتی یکبارم ب این فک نمی‌کنیم ک توی مهمونی امشب چ بازی گروهی کنیم ک سرگرم بشیم …

      استاد خداروشکر میکنم ک هیچوقت چاقی برام یه عادت یا حالت عادی نشد و از زمانی ک خودمو یه فرد چاق دیدم همیشه دنبال راههای متناسب شدن بودم و همین خودش جای شکر داره ک هیچوقت نتونستم با چاقی کنار بیام….

      وچقدر استاد دلم میخاد مبحث تناسب اندام توی مدارس مورد بحث قرار بگیره اگه من توانایی تصمیم گیری داشتم صددر صد این قانون رو عملی میکردم…

      استاد ما همیشه در معرض نقاب بودیمو هستیم چ از طرف رسانه ها مغازه ها شرکت ها و همچنین اطرافیان….

      بقول شما استاد تمام این تبلیغ هایی ک انجام میشه همه آدم های متناسب و خوش اندام رو میارن در صورتی ک این خلاف واقعیته و من مطمعنم تمام خانواده های صاحب شرکت های مواد غذایی همه افرادی هستن ک خیلی ب اندام و چهرشون اهمیت میدن ….

      و یه مورد توی اطرافیان ک خودم دیدم این بود ک یکی از اقوام نزدیکم هروقت بحث چاقی و رژیمو خسته شدن از چربی بدن میشد می‌گفت ولکنید انقد خودتونو اذیت نکنید حالا فرض کنید لاغر شدید خب ک چی کجارو میخاید بگیرید….استاد چن ماه بعد خودشو همسرش با رژیم کتوژنیک نزدیک ب ۲۵کیو کم کردن😂😂

      ینی من اون لحظه بود ک نقاب چهرشو دیدم و امروزم توسط شما نقاب چهره ی افراد سودجو رو متوجه شدم ….

      استاد روز ب روز ایمانم ب شما محکم‌تر میشه و خوشحالم ک توی این مسیر زیبا هستم 

      روزوروزگارتون خووووش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 412 کلمه

      سلام به همه تمامی متناسب های این سایت .

      شاید بگین ماکه هنوز متناسب نشدیم خیر شما همینکه در مسیر و جاده لاغری افتادین جزئی از متناسب ها حساب میشین 

      چون دیگه اون افکار قبلی رو دنبال نمیکنید 😊

      خب در مورد اعتیاد به چ 

      من شاید در مطب ها دیدم ک ب دیوار زدن و گفتن چ بلایی سر ادم میاره 

      بقیشم ک همش تو تبلیغات دیدم اونم فقط برای اینکه محصولاتشون رو به فروش برسونن آگاهی رو به مردم میدن 

      من در این نقطه از لاغری با ذهن 

      الان دیگه حس نمیکنم غذا یا خوراکی منو چ میکنه و با خیال راحت و لذت تمام غذامو میخورم 

      و واقعا روز به روز احساس میکنم دارم باریک تر و متناسب تر میشم 

      و حالا ک عید دیگه باشگاهم نمیرم تعطیلم

      دیگه لاغریمو ب باشگاهم ربط نمیدم فقط ب احساسم به غذا ربط میدم 

      تازه تو عید خیلی ادم دسترسیش به شکلات و شیرینی های کوچلو پیدا میکنه و من با خیال راحت هر جا ک مهمونی رفتم خوردم 

      ولی خب ی جا رفتیم من با اینکه گرسنه نبودم وسوسه شدم و چایی و شکلات خوردم ولی خونه بعدی هرچی اصرار کردن نخوردم و گذاشتم تو کیفم فرداش ک گشنه بودم شکلاتمو خوردم ک دلمو بگیره 

      من رفتار اولی رو از سر وسوسه خوردم ولی رفتار دومم رو کاملا آگاهانه انجام دادم 

      و این نشون میده ک چقد رشد و پیشرفت داشتم 

      البته این عید ک از این اشتباه ها میکنم و ما اونجور ک باید حالا گشت گذار همه فامیل نرفتیم 

      و دیگه رو به پایانه این عید بعد اینم شاید هفته ای یکی دو بار دسترسی به شکلات داشته باشم ن هر روز 

      خلاصه با وجود برخی اشتباهاتم 

      من متناسب موندم و متناسب ترم میشم با کار کردن رو ذهنم 

      چون من در جاده لاغری با ذهن هستم😊😊

      در مورد فعالیت در پست های استاد عزیزمم میدونم کند دارم پیش میرم بیشتر ب خاطر اینکه فایل رو جدا گوش میدم و بعد میگم خب امروز چ کامنتی بزارم از طرفی وقتی سوالی پرسیده نمیشه تو فایل من خیلی گیج میشم ک راجب چی بنویسم دقیقا با سوال کردن راحت ترم 

      حالا من سعی میکنم زیاد فاصله نندازم بین گوش کردن فایل و نوشتن کامنت ولی شده برای اینکه بدونم چی بنویسم به فایل مراجعه و نزدیک ب دو س بار گوش دادن ک بدونم چی بنویسم 

      برا همین خیلی طول میکشه کامنت گذاشتنم بعضی وقتا چیزی ب ذهنم نمیرسه برای نوشتن و این ی باوری میده ک کارم نصفه نیمه مونده و من احساس خوبی ندارم بهش☹️

      البته بگما حالا این دوره رو ب پایان برسونم از اول دوباره گوش میدم فایل هارو

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      1401/12/28 11:20
      مدت عضویت: 505 روز
      امتیاز کاربر: 6225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 553 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزيزم

      درباره اينكه گفتيد توي دولت ها اصلا اهميتي داده نميشه به موضوع چاقي ، من دو سه سال پيش فكرم درگير اين شد كه چرا اصلا سازمان غذا و دارو به هم مرتبط هستن؟!!

      بعد متوجه شدم اين دو سازمان بخش زيادي از بودجه كشور رو تامين ميكنند 

      . ارتباط زيادي بين غذاي ناسالم و دارو و درمان پيدا كردم كه جاش نيست كه اينجا بحثش بيشتر بشه… فقط بگم خيلي سياست هاي وجود داره درباره اينكه اصلا چرا اين دو تا سازمان به هم مرتبط هستن

      هر انساني خودش بايد به اين آگاهي برسه و متوجه باشه كه كلاه سرش نره 

      درباره اينكه گفتيد چاقي اطرافيان رو هم درگير ميكنه ، كاملا قبول دارم مادر خودم اضافه وزن داره و بيماري هاي خاصي هم داره و از زماني كه من يادم مياد ايشون اضافه وزن داشتن…و من هر چي بهش ميگم فلان بيماريت به چاقي مربوط ميشه ..به من ميگه اره راست ميگي ولي واقعا نميتونه كاري براي خودش بكنه

      البته خودمم اضافه وزن دارم و بعد از هدايتم به اين پيج متوجه شدم من با تناسب اندامم شايد بتونم به مادرم كمك كنم و من رو الگو خودش قرار بده چون سلامتيش برام مهمه

      رابطه چاقي و اعتياد كه بدون شك همينطوره

      من كاملا باور دارم و خيلي هم درباره اعتياد آور بودن شكر و سيروپ هايي كه در صنعت غذايي اضافه ميشه مطالعه كردم

      حتي سيروپ ذرت اعتياد آوريش از شكر معمولي خيلي بيشتره

      و اينجايي كه من زندگي ميكنم به وفور در مواد غذايي ها از سيروپ ذرت استفاده ميشه

      همبرگر كه نگم براتون مك دونالد يك همبرگر و يك نوشابه روبه اضافه يك سيب زميني سرخ كرده ميده 7-8 دلار…تازه نوشابه رو هم هي ميتوني هي پر كني 

      انقدر همبرگر فروشي اينجا زياده كه نگم براتون 

      همه هم ارزون

      نون بدون شكر به سختي اينجا پيدا ميشه

      توي خيابون دست بيشتر افراد قهوه هاي استارباكس رو ميبيني

      بعد فهميدم اوه ه ه …اينا توش سيرپ ذرت ميريزن يا شكر ميريزن و اينا اعتياد آور ميشه …ميبينم كسايي رو كه توي صف استارباكس وايميستن يك ليوان قهوه ميخرن شايد 5-6 دلار ..و نصفشو ميخوره بقيه شو ميريزه دور

      فكر كردم به اين موضوع

      و فهيميدم مثل معتادي كه پريشونه تا به مواد برسه و وقتي به مواد رسيد و پريشونيش برطرف شد براش مهم نيست بقيه مواد چي ميشه..اينا هم همينطور هستن…خيلي اين مساله برام سوال بود كه چطوري اينا نصف قهوه شونو ميخورن ، بقيه شو ميريزن دور …يا چطوريه كه اينا هر دم بايد قهوه كنار دستشون باشه…و بعد به اين نتيجه رسيدم كه اينا معتاد اون شكر يا سيروپ يا خود اون قهوه هستن…

      اينجا ، شما مواد تشكيل دهنده هر چي رو بخوني يه درصدي شكر توش حتما هست

      روغن كانولا ، روغن آفتابگردون ، روغن ذرت…روغن هايي هستن كه باعث بيماري خود ايمني ميشه …اما هر رستوراني كه ميريم و روغن مصرفيشون رو توي مواد غذايي ميبينم …روغن كانولا يا روغن آفتابگردون هست

      نشاسته ذرت كه توي همه چيز كه قرار غلظت داشته باشه وجود داره

      رنگ هاي مصنوعي كه به وفور

      و هزاران هزار تا چيز ديگه

      سه چهار سال بيشتر هست كه درباره اين چيزا مطالعه ميكنم..و مغزم سوت ميكشه كه چطور سلامتي مردم هيچ ارزشي براي توليد كننده ها نداره

      من فقط متوجه شدم خيلي بايد آگاهانه خريد كنم

      تا الانم خيلي آگاهانه خريد كردم

      ولي چون باورهاي اضافه وزن توي ذهنم بوده سالم خوري به تنهايي نتيجه اي نميداده..

      خدارو شكر كه آگاهي ها داره افزايش پيدا ميكنه در هر زمينه اي

      موفق باشيد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا پوراشرف
      1401/12/23 00:42
      مدت عضویت: 522 روز
      امتیاز کاربر: 3220 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 687 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزم و عاشقان مسیر لاغری با ذهن 

      استاد من یه مدتی رو از سایت دور شرم به خاطر خونه تکونی و .. و این اولش فقط باعث شد که فایلها رو بشنوم و ببینم  اما حالا بعد از چند روز که نبودم میفهمم که چقدر احساس نادلخواهی در من شکل گرفته 

      سایت شما که هر روز میام فایل گوش میدم مطالب میخونم دیدگاه میزارم به آلبوم شگفتی ها سر میزنم و.. اینقدر بهم حس خوب میده که من قبلا شاید چون اون حالت رو تجربه میکردم تغییرات رو حس نمیکردم 

      آنا الان که دور شدم حالا میفهمم که چقدر لحظات ارزشمند و زیبایی رو میگذرونم وقتی اینجام و هر صبح که از خواب پا میشم به سایت میام 

      استاد من الان یه خورده وزن کم کردم و از نگاه کردن به اینه این رو فهمیدم اینکه موانع ذهنی رو با دلایل کاملا صحیح رد کردیم و کمرنگ شدن خیلی بهم حس خوب میده  و دوره در مورد ورزش گذاشتین واقعا کمک بزرگی بهم کرده 

      اول از همه خیلی ازتون سپاسگزارم بابت این فضا ای که ایجاد کردین و خیلی صمیمی و دوست داشتنیه من واقعا با عشق کامنت میزارم انگار اینجا خونمه:)

      و حالاهم میخوام بازم ادامه بدم امیدوارم هر وقت که خواستم بهانه ای برای ادامه ندادن بیارم این کامنت رو ببینم و ادامه بدم و بدونم که وقتی ادامه می‌دم قشنگی ها هم ادامه پیدا میکنن

      به امید خدا این روزا هم جذب مالی داشتم هم کلی اتفاقات عالی دیگه در زمینه روابط و حس خوب و .. برام افتاده 

      گام ۱۰ چاقی اعتیاد آسان است

      نمیدونم چرا این روزا همش نشونه هایی از اعتیاد میبینم  مثلا کسی درمورد اعتیاد حرف میزنه یا فرد معتادی میبینم و …  انشالله که درسش رو بگیرم 

      اول که به فایلتون گوش دادم خیلی درک نکردم که چرا انقدر از خطر اعتیاد به اضافه وزن گفتین 

      ولی حالا که با خودم فکر میکنم اعتیاد به مواد مخدر با اینکه این همه ممنوعیت داره این همه مجازات داره این همه پیشگیری میشه ولی باز هم افراد معتاد زیادن

      و حالا معضل اضافه وزن رو خیلیا دارن ازش رنج میبرن انواع و اقسام بیماری ها رو به خاطر همین اضافه وزن مبتلا شدن آسیب های روحی و روانی زیادی شایع شده و خب هیچکس اهمیت چندانی بهش نمیده و حتی تشویق به اضافه خوری و اشغال خوری هم میشن انسانها 

      یادمه یه بار یکی از معلم هام میگفت سارا اگه با این روند ادامه بدی بعدا میترکی از اضافه وزن 

      اون لحظه خیلی ترسیدم اما بعدش کلا یادم رفت برام طبیعی بود یا فکر میکردم بی عیب هست که فردی اضافه وزن داشته باشه 

      اضافه وزن اسمش روشه 

      اضافه اس نباید باشه زیاد بمونه میگنده  احساسات خوب رو اعتماد به نفس رو انرژی رو کاهش میده  

      و عوارض جسمی داره 

      همونطور  که یه میوه خراب رو نباید توی یخچال نگه داشت نباید وزن اضافه رو هم نگه داشت 

      اضافه وزن یه طبیعت نیست یه روند خلاف طبیعته 

      ما نمیتونیم با اضافه وزن مبارزه کنیم چون خیلی ها خواستن آیت نتیجه رو در  بدنشون تغییر بدن ولی بازم نتیجه شد اضافه وزن 

      چون همیشه با تغییر علت معلول عوض میشه و علت اضافه وزن ما قبول طبیعت بدن با نا متناسب بودن شده

      اهمیت تناسب رو بدونیم

      حتی اگر اضافه وزنمون زیاد نیست یا حتی بچه امون رو پرورش میدیم یاد بگیریم ک چقدر تناسب مهمه چقدر  تناسب با طبیعت ما و آرامش ما هم جهته و نا متناسب بودن ما رو از طبیعت زندگیمون از حقمون دور میکنه   هم خودمون یاد بگیریم هم بچه هامون و نسل آینده امون رو 

      اضافه وزن اعتیادی بدون کمپه و حتی خیلی ها میخوان اون رو طبیعی نشون بدن یا برای فروششون از حس نا دلخواه فرد نامتناسب استفاده کنن و ما میتونیم بدون کمپ متناسب بشیم به شرطی که خودمون رو عوض کنیم 

      موانع رو برداریم 

      بهانه ها رو رد کنیم  دلیل قاطع بیاریم  طبیعت رو  تغییر بدیم ما طبیعتا متناسب بودیم و میتونیم باشیم  

      به لاغری به تناسب اندام به آرام جسمی و روحی مثل نقاشی نگاه کنیم مثل آشپزی مثل خیاطی و هر حرفه دیگه ای 

      اینجا کلاس هنر لاغریه 

      شاگرد باشیم که با همه وجود به آموزه های استادمون دل بدیم و یاد بگیریم و واقعا این هنر جزوی از ما بشه مثل هر هنر دیگه ای

      موفق و پیروز و سالم باشید

      خدایا شکرت ❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محمدرضا
      1401/12/14 10:05
      مدت عضویت: 517 روز
      امتیاز کاربر: 3120 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 400 کلمه

      سلام

      من بعد از دیدن این جلسه و خواندن دیدگاه زیبا و تاثیرگذار مریم عزیز یک الهام درونی بهم رسید که گفتم اینجا بنویسم حتما به امید خدا کمکی میشه برای ادامه راه یه عده که زحمت میکشن و پیامها رو میخونن

      راسش من خیلی عقیده دارم که هر چیزی توی این جهان یک حقی داره که باید اون حقش بهش داده بشه مانند کارگری که میاد توی یک شرکت کار میکنه و حقش اینه که باید حقوقش به موقع پرداخت بشه و فضای کارش هم باید مناسب باشه برای اون کاری که میخواد انجام بده و اینها رو باید صاحب کارش براش تامین کنه 

      در مورد غذا هم دقیقا همینطوره هر غذایی که ما وارد بدنمون میکنیم این غذا یک حقی گردن ما داره و حقش اینه که اولا فضای دستگاه گوارشمون رو برای اون غذا اونقدر پر نکنیم که نتونه درست هضم و جذب و دفع بشه و دوما تا زمانی که این غذا درست هضم و جذب نشده و به روده بزرگ نرسیده اجازه نداریم غذای جدیدی رو وارد دستگاه گوارشمون کنیم و حق غذای قبلی رو که فضای کافی برای هضم و جذب هست رو ازش بگیریم و به حریمش تجاوز کنیم

      به نظر من این حقیست که باید برای هر غذا پرداخت کنیم وگرنه حق اون غذا رو ازش گرفتیم و کسی هم که حق غذای خودش رو نده یعنی لیاقت این رو نداره که به بقیه خواسته هاش برسه چون جهان اجازه نمیده کسی بیشتر از لیاقتش پیشرفت کنه

      جهان میگه درسته که تو حق داری آرزو و خواسته داشته باشی اما وقتی تو نمیتونی حق غذای خودت رو بدی چطور انتظار داری من حق تو رو بدم من چیزی رو بهت میدم که تو به بقیه میدی نه اون چیزی رو که فکر میکنی حقت هست

      دوستان لیاقت خیییییلی مهمه توی همه چیز لیاقت حرف اول رو میزنه توی غذا خوردن به جای اینکه با وسوسه هامون غذا بخوریم باید با احساس لیاقت غذا بخوریم یعنی جوری غذا بخوریم که بعدش احساس لیاقت بکنیم یعنی بعدش ببه خودمون افتخار کنیم که درست و اصولی غذا خوردیم 

       هرگز اون احساس گناهی که بعد از پرخوری یا بی موقع خوری دچارش میشیم رو نباید دست کم بگیریم اون احساس نه تنها غذامون رو به سَم تبدیل میکنه که هرگز اجازه نمیده توی هیچ زمینه دیگری از زندگیمون پیشرفت کنیم

      با سپاس از استاد عطارروشن عزیز و همه دوستان هم مسیرم انشالله که همتون به تک تک آرزوهای قشنگ و مثبتی که دارید برسید🙏🌹❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1401/11/19 12:53
      مدت عضویت: 535 روز
      امتیاز کاربر: 37651 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 358 کلمه

      سلام وظهر بخیر 

      گام ۸ درمورد چاقی اعتیا است 

      در جامعه ما چون نگرش به اعتیاد وتفکر درموردش باعث فکر بد وخال ادم خرابمیده وتصویری که از فرد متعاد در ذهن همه ما ذخیره شده با الودگی کثیفی وافتادن درجوب خلاصه مرک به حالت بده قبول افتاده که این کار در خانواده جلوکیری شه تا مبادا افرادخانواده یک از اعضاش دچارابن ناحجاری اجتماعی نشه .

      ولی درباره  چاقی که اعتیادبدتر  هستش ابن برعکس عمل کرده خانواده وجامعه اون پذریرفتن این مهمان ناخدانده رو.

       .

      خانوادهای ایرانی به فرو متعاد مواد مخدر تعارف  نمکن ولی برای فرد چاق میوه وغذایی اضافی میکشن تو خدا بخور اگه نخوری ناراحت میشم از دهن افتاد میل کنید با احترام مواداعتیادشو برای چاقی بیشتر تعارفش مبکنن 

      من دختر۱۵ ساله بودبرای اولین واخرین باریی دکترکلمه اعتیاد به چاقی وبه من گفت که چاقی یی جوری اعتباد اگه جلوش نگیری اوضاع بدتر میشه من بااین یی گلمه حدود ۱۰ سالی 

      مواظبت بهتری داشتم کمی اضافه داشتم ولی چون دیگه  تکرار نشد.

       فراموسش کرده  بودم تاامروز دباره تو ذهنم یاد اوری شد

      ..ما به مواد غذایی اعتیاد داریم خودمون اسیر مواد غذایی کردیم ولی غافل از اینکه بدونیم مواد غذایی مارو در سلطه خودشون گرفتن

      مواد غذایی بدون اگاهی ما مارو در نگه داری وانبار بیشتر در بدن تشویق میکنه برای انواع مریضی آمدگی هر جور مریضی ما امادیم بو کردیم شنیدی تعریف غذارو  دیدیم ومواد غدایی رو لمس کردیم مواد غوایی و همه همه خوردیم نتیجه ما افراد متعاد به چاقی شدیم .

      شرکتهای غدایی از ما سود بردن برای پر کردن چیب خودشون مارو تشویق به استفاده کردن.

      حالا باید تلاش کنیم تا ازشرش خلا ص بشیم اگه گذشته بود دلیل داشتم نمی دونستم حالا دیگه چه بهونه دارم همه بهونه رو گذاشتم کناری وحال با اموزش ویاد گیری از این قله بالامیریم خودم پیدا میکنم من توی یسرزمین چاقی اسیر افتادم میرم خودم اراسرت نجات میدم

       چون دراسرت بود .

       چون در اسرت بودن من فرزندنم ناراحت میکنه تویی این یی سال گذشته که فرزندانم فعالیت من برای کاهش وزن میبینن تویی چشمشون امید میبینم چون خیلی نگران من بود اون رو هم با وزن مناسبشو اسییر فکردرموردمن بودن با نجات خودم فرزندانم نجات میدم از نگرانی وامید به زندگی در اونها هم  پر رنگ ترمیشه. انشالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/10/27 09:59
      مدت عضویت: 555 روز
      امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,194 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم . 

      چرا برای چاقی محدودیتی قائل نمیشن ؟ 

      چاقی همه چیز و از انسان میگیره . به نظر من علت اصلی که نمیزاره انسانهای چاق با دونستن همه موارد ضرر چاقی بازم رفتار اشتباه خودشون رو تکرار کنند میل و انعطاف  اونها به سمت چاق شدنه . به خاطر اینه که نمیدونند با این کار چقدر به احساس لیاقت خودشون ضربه میزنند . یعنی  هیچ وقت به اونها گفته نشده بر اساس زبان بدنت غذا بخور . 

      یعنی راه لاغری درست به اونها نشون داده نشده که اونها نمیتونند چاقیشون رو کنار بزارن . شاید اگه من این مطلب رو قبل از فایلهای تغییر عادت لاغری با ذهن میشنیدم میگفتم من میخوام اعتیادمو ترک کنم ولی نمیدونم چطور . آخه چطور میشه لاغر شد وقتی لاغری که به ما معرفی کردن فقط زجره . در حالیکه من نمیتونم به خودم فشار بیارم و یا اگه بتونم نهایت یه هفته است. و این فرمول ذهنی که لاغر شدن یعنی زجر دادن به خود لاغر شدن یعنی یه کار سخت و طاقت فرسا لاغر شدن یعنی اعمال زور نمیزاشت از اعتیاد چاقیم فاصله بگیرم . من به وسیله این فرمولها هیچ وقت نمیتونستم از چنگ اعتیاد خودمو نجات بدم و تازه بدتر از اون اگه حتی فقط به گوش دادن روشهای لاغری مثل انواع رژیمها ادامه میدادم و فقط گوش کردن نه انجام دادنش  به طور قطع میتونم بگم به خوردن بیشتر رو می آوردم . 

      چون راه اصلی لاغری رو بلد نبودم .

      بله چاقی برای ما خیلی مضره . اما چیزی که باعث شد در ما اعتیاد به چاقی بمونه راههای غلط لاغری بودن . راههای زجر آوری که چاقی رو برامون آسونتر و لذتبخشتر میکردن . به خدا که اگه هر فرد چاقی به درک فرمول اصلی لاغری با ذهن برسه  دیگه ترک کردن چاقی براش راحت میشه و به راحتی اعتیادشو کنار میزاره . چون هیچ کسی دوست نداره معتاد باشه . حالا به هررفتاری  ولی بلد نیست چجوری نجات پیدا کنه . 

      بله من معتاد به چاقی هستم ولی چند روزه در حال ترکم . چند روزه از نظر ذهنی و عملی هر دو با هم در حال ترکم . تمام مواردی که در فایل  گفتید فرمولهای چاق کننده ای بودن که واقعا نشون میده چقدر دارن برای گسترش چاقی تلاش می کنند . از طرفی این همه مواد غذایی متنوع و رنگارنگ که قشنگ انعطاف وجود یک انسان چاق رو نشونه گرفته و از طرفی اعمال زور و فشار که اتفاقا باید همونا رو ترک کنی باعث چاقی شده . از طرفی کلی فراورده قند و شکر و شیرینی و فست فود و چیپس و پفک و انواع غذاهای فراوری شده و روغن و … تولید کردن و از طرفی گفتن همش  مضره . چاق کننده است رژیم بگیر نخور . محدودش کن  . یعنی با به وجود اومدن اینا و  مشتقاتشون شروع کردن به گسترش اینکه اینا ضرر دارن یعنی همون فلسفه ی سیب ممنوعه و باعث شدن انسان از دو طرف از بهشت آرامش رانده بشه و گرفتار چاقی بشه و از ین دو بدتر تمایل و انعطاف خود فرد چاق یعنی همون شیطان درونی باعث شد از مسیر لاغری به سمت چاقی تغییر جهت بدیم  . 

       خب من الان خوشحالم چون وقتی از طرفی دچار نگرانی از اعتیادم میشم و چاقیم بهم یاداوری میشه  ولی از طرفی با راه لاغری با ذهن حس ترس و نگرانیم از بین میره و میگم خب من دارم تمرین میکنم فرمولهای چاقی رو در دو سطح و چه بسا سه سطح از وجودم پاک کنم . چاقی ذهن چاقی عملی و چاقی عادتی . 

      خب وقتی دارم چاقی رو از این سه سطح پاک میکنم پس از این گفته ها دیگه نمیترسم و نگران نمیشم . اما این حرفا باعث میشن من با تعهد بیشتری در مسیرم قدم بردارم . چون خطر چاقی خطر مرگ رو برام به دنبال داره . این فرمول باعث میشه من دیگه از اون مسیر نرم و البته راه لاغری با ذهن انقدر شیرینه که من دیگه مسیر چاقی رو انتخاب نخواهم کرد .چون راه بهتری پیدا کردم . اگه من تا الان لاغری رو انتخاب نمیکردم به این علت بود که راه لاغریمو پیدا نکرده بودم . ولی الان راه لاغری رو پیدا کردم و خیلی خوشحالم که دارم از اعتیاد چاقی فاصله میگیرم . 

      من در سطح فکری و عملی  دارم از اعتیاد چاقی فاصله می گیرم . 

      فهمیدم دیگه نباید از چاقی ترسید بلکه باید به شناخت رسید که ببینیم چاقی چطور ایجاد شده و چقدر در این فایل خوب توضیح دادید که چطور چاقی از نظر روانی گسترش پیدا کرد که حتی وقتی در تبلیغات از فرد متناسب برای تبلیغ خوردنیها استفاده می کنند چقدر روی روان یه فرد چاق تاثیر میزارن برای اینکه بره و از اون ماده عذایی بخره و اونا رو به پول برسونه و البته خود ما اون رو انتخاب کردیم . وگرنه یک انسان متناسب غیر قابل انعطافه و با این چیزا اصلا تحریک نمیشه و خارج از نیازش نمیخوره . 

      من چیزی که از شخص لاغر وجودم درک کردم اینه من فقط بر اساس زبان بدنم میخورم و هیچ انعطافی هم در اون ندارم . تا گرسنه نشم نمیخورم و  وقتی هم سیر شدم و بدنم بهم نشون داد که سیر شدم دیگه نمیخورم . چون من خارج از این رفتار دیگه هیچ حالی نمیبرم و به جز این رفتار مابقی رفتارها چه کم خوریها و فشارهای جسمی و چه پرخوریها و بازم فشار های جسمی رو از همین حالا با قاطعیت مردود اعلام می کنم . شخصیت لاغر من خیلی قاطعه و من در طی این چند گام تا حدودی شناختمش و دلم میخواد که دیگه بر مبنای این شخصیت زندگی کنم . 

      اما بریم سراغ سوال شما در فایل 

      چرا برای چاقی محدودیتی قائل نمیشیم .

      به نظر من علت همه ی اینا گم کردن راه لاغریه . مردم از راه راست گمراه شدن و جایی ندارن که برن به سمت لاغری پس تنها راهی که می مونه چاقیه . چون در حداقل در چاقی عمر بیشتری می کنند . فردی بود به نام عمو موسی هر وقت یادش میکنم فقط اندوهم براش زیاد میشه . اون سالها چاق بود و وزن بالایی داشت ولی زنده بود وقتی از راه غلط شروع کرد به لاغر کردن و کلی عمل جراحی و کاهش وزن خیلی بالا رو تجربه کرد بعد از ۶ ماه زیر یکی از عملها فوت کرد . علت مرگش چاقی نبود علت مرگش راه غلط لاغری و اعمال زور و فشار به بدن بود . 

      چاقی خیلی مرض بد و کشنده ایه اما به نظر من روشهای علط لاغری دیگه مهر کوبنده ایه برای نابودی بشر و اگه کسی راه صحیح لاغری رو پیدا کنه به خدا که هم از چاقی نجات پیدا می کنه و هم از تمام روشهای لاغری غلط  که به اعتیاد ما دامن زدن .

      تنها راه لاغری برای من  بدن آگاهی و تغییر فرمولهای ذهنیست . من خیلی قشنگ و با آرامی دارم اعتیادمو به افکار چاق کننده و به عادات چاق کننده پاک می کنم و چقدر این راه برای من مفیده چون روح و روان منو اروم کرده . 

      من با عشق به این مسیر ادامه میدم و اعتیاد خودمو به طور کامل از مصرف بیش از حد مواد عذایی و همچنین مصرف کمتر از حد مواد غذایی یعنی چاقی و لاغری غلط جسمی ترک می کنم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سولیکا
      1401/10/24 14:45
      مدت عضویت: 1234 روز
      امتیاز کاربر: 10935 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 829 کلمه

      سلام و درود خدمت استاد و همه حاضرین در این مسیر.

      گام دهم چاقی اعتیاد آسان هست بله چاقی یه جور اعتیاد هست به مواد غذایی که فرد در ابتدا با شادی و شور و اشتیاق شروع می‌کنه به انجام دادنش روز به روز رفتارهای چاق کننده رو انجام میده و روز به روز چاق تر میشه و وقتی با عوارضش برخورد کرد و دید که خیلی این اعتیاد تاثیر گذاشته روی همه جنبه های زندگیش این دفعه تصمیم میگیره اقدام کنه به ترک چاقی ولی میبینه که نمیتونه ترک کنه چون دیگه براش عادت شده مثل معتادی که عادت کرده به مصرف مواد مخدر ولی فرق چاقی‌ با یک فرد معتاد اینکه چاقی تخریبش چند برابر بیشتر از اعتیاد به مواد مخدر هست و همه زندگی رو تحت الشعاع قرار میده و اینکه یه نوع اعتیادی هست که خیلی آسانه و مورد پذیرش جامه و سیستم جهانی هست اعتیادی که کسی براش اهمیتی قائل نیست که بخواد براش راهکار بدن یا مثل مواد مخدر محدودیت قرار بدن یا جلوگیری کنند از پیشرفتش برای همین روز به روز داره گسترده تر میشه و سن چاقی داره کمتر و کمتر میشه و داره به بچه های خردسال هم سرایت می‌کنه.حالا مواد مخدر یا سیگار رو همه جا نمیشه کشید خیلی مکانها هستن که محدودیت گذاشتن برای سیگار کشیدن مثل بیمارستانها و رستورانها و خیلی جاهای عمومی ولی برای چاقی هیچ محدودیتی قرار ندادن در هیچ مکانی حتی مردم رو هم تشویق میکنن به انجام دادنش هر جا میخوای بری حتما کنارش یه غذاخوری یا رستوران قرار دادن و دارن مردم رو تشویق میکنن به مصرف بی رویه مواد غذایی حتی در خونواده ها هم براش احترام قایل میشن دیشب همه برادرام با خونوادشون خونه ما بودن و خوب ما هم تو خونه عروس داریم یکی از زن داداش ام شام نخورد و گفت گرسنه نیستم بقیه بهش اصرار کردن که بخور یا حداقل گوشت بخور یا سالاد بخور یا سوپ اما اون قبول نکرد و گفت که گرسنه نیست و الان با دیدن این فایل یادم افتاد که برای مصرف اعتیاد چاقی چقدر به همدیگه تعارف میکنیم و برامون همراه با احترام میشه که مهمونی که اومده خونمون باید غذاش رو تا ته بخوره که ما ازش راضی باشیم و من هم بهشون گفتم خوب چرا اصرار الکی میکنید نمیخواد بخوره چرا آنقدر اصرار میکنید و اونهام دیگه اصرار نکردن و یکی از رفتارهای متناسب من هم این بود که منم میلم نشد بخورم اصلا یه ذره هم چیزی نخوردم و در اون لحظه به خودم افتخار کردم و گفتم آفرین مسیر درست همیشه تاثیر گذاره و جواب میده و خدارو شکر کردم که مسیر درست رو به من نشون داد تا خیلی راحت بدون اینکه نقش بازی کنم که من نمی‌خوام بخورم یا اینکه چشمم همش به غذا باشه میلی نداشتم برای خوردن شام و خیلی خوشحالم از این تغییراتم که داره با روش درست جواب میده و طبیعی این رفتار درست هست که باید در تمام انسانها باشه ولی متاسفانه کسی به چاقی اهمیت نمیده و نمیدونن که چاقی قدرت تخریبش چند برابر مواد مخدر هست برای فرد چاق و از کودکی به ما چاقی رو یاددادن البته تقصیر اونها هم نیست اونها هم آگاهی نداشتن چون چاقی برای همه پذیرفته شده بود .حتی زن داداشم که با ما زندگی می‌کنه رو هم هر روز میبینم که داره بچه اش رو تشویق می‌کنه به خوردن و داره اون رو با خوردن سر گرم می‌کنه هروقت گریه می‌کنه بهش غذا میده یا هله هوله هروقت اذیت می‌کنه اونو مشغول می‌کنه به چاقی و متاسفانه برادر زاده من الان اکثر وقتها فقط میگه غذا می‌خوام هر نفری که میخواد غذا بخوره اون هم باهاش همراه میشه و این شروع اعتیاد چاقی هست که به مرور با بیشتر شدنش برای فرزند عوارض زیادی به همراه داره هم جسمی و هم روحی و ذهنی که خونواده ها دارن به بچه هاشون یاد میدن.ودیروز ظهر که یکی از آشناهامون اومده بودن خونمون دیدم اون فرد متناسب اصلا نه هیجانی داشت برای خوردن و نه حرص و ولع داشت به خوردن به اندازه نیازش خورد و با اصرار مادرم اصلا لب به غذای اضافه نزد و می‌گفت زیاد نمیتونم بخورم اگه هم بخورم حالت تهوع میگیرم و من گفتم آفرین اینه پیش فرض یک آدم متناسب اما متاسفانه برادر من که چاق هست هر وقت یه مهمونی میریم از ظهرش چیزی نمیخوره برای اینکه جا داشته باشه برای خوردن شام و حتی چند برابر هر روزش میخوره اونم از هر چیز غذا میوه تنقلات و تخمه و وقتی میاد خونه یه لیوان نعنا میخوره بلکه از اون فشار یکم کمتر بشه و فکر می‌کنه که چه ضرری به اون خونواده زده در حالی که به نظر من داره به خودش ضرر می‌رسونه منم قبلاً این جوری بودم اما به لطف خدا از وقتی وارد این سایت شدم نمیتونم اصلا زیاد غذا بخورم یادمه یک بار غذای چرب خورده بودم به اندازه ولی چون خیلی چرب بود من تا فردا نتونستم چیزی بخورم و خوشحالم از این رفتار متناسبم که نتیجه استفاده از روش درست همینه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 490 کلمه

      به نام خالق قانون ها سلام . کدوم رفتارها نشانه اعتیاد به چاقی هست ؟ می گند برای ترک اعتیاد باید بازی و زمین بازی و هم بازی رو ترک کنی هر عاملی که باعث میشه تحریک بشیم به خوردن باید کنار بزاریم پس وقتی عصبانی و کلافه و بی حوصله هستیم که همه شاخه ای از خشم در درجات مختلف بهترین کار این که هیچ کاری نکنیم و خودمون در آیینه نگاه کنیم بدون قضاوت تا اون خشم از بین بره و یک تصمیم درست بگیریم . یه نکته جالب. این که اگه از فرد چاق بپرسی آخرین باری که غذا خوردی کی قشنگ ساعتش دقیق دقیق میگه اما فرد لاغر و متناسب گاها یادش دقیق نیست کی خورده و وقتی ذهن ما مشغول کاری باشه خوردن فراموش میکنه اما اگه کاری نداشته باشه همش به خوردن فکر میکنه . همین تعارف کردن وقتی مهمون میاد باید همه چی تعارف کنی اگه نه نشان از بی احترامی به مهمون تلقی میشه همین انداختن سفره‌ی رنگی از انواع غذا ها و دسرها و سالادها ا نوشیدنی ها که خودش نشانه احترام و بزرگ دونستن مهمان تلقی میشه نشانه دارا بودن این که غذا رو هر چه بیشتر بخوری یعنی دوشت داشتی و قدر دان تلاش های اشپز هستی و این مسئله رو در برنامه کودک ها بارها و بارها به بچه ها به طرق مختلف گفته میشه ، این که از بچگی یاد بهمون دادن که باید غذا تو کامل و تا آخر بخوری باید میوه بخوری باید همه چی بخوری تا قوی و سالم باشی تا بزرگ بشی فلانی رو ببین چقدر قویه یا چقدر بزرگ شده به خاطر این که غذاش تا ته میخوره و بابت نخوردن توبیخ شدیم و جریمه و بالعکس تشویق . اگه میزبان تعارف کنه برنداری زشته بد یا تت‌ وقتی افراد سر سفره مشغول خوردن هستند حتی اگه سیری باید سر سفره بشینی و خودت رو مشغول خوردن کنی و مشغول خوردن نشان بدی تا به مهمان بی احترامی نشه تا راحت غذاش بخوره . به اندازه نیاز غذا خوردن در خانواده ای که عادت به پرخوری دارند باعث نگرانی و نشان مریضی و بیماری و ضعف برعکس پر خوردن اصلا بد نیست و رفتار پسندیده ای هست . در بین مادر ها هرچی بچه تپل تر باشه اون مادر مسئولیت پذیر هست واگه متناسب باشه لاغرموردنی تلقی میشه بچه ،و مادر به درستی وظایفش انجام نداده .و اون موقع که از این دکتر به اون دکتر و گرفتن انواع شربت ها و داروها و ترفندها برای افزایش اشتهای بچه و خوردن و پر خوری  بیشتر و بیشتر .   بهترین راهکار به نظرم ناظر بودن به اعمال خودمون هست این که آگاهانه به کارهایی که انجام میدیم نگاه کنیم ناخودآگاه دست از یک سری کارها میکشیم وقتی که علت اون کارها رو قبلا شناسایی کرده باشیم و بدونیم اشتباه امروز بر خلاف قبل وقتی داشتم رفتارم نگاه میکردم از خوردن شیر به طور کامل دست کشیدم چون سیر شده بودم به خودم افتخار میکنم . یا حق .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه ♥ عادله
      1401/10/15 23:28
      مدت عضویت: 893 روز
      امتیاز کاربر: 5896 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 588 کلمه

      شکرگزار و سپاسگزار خداوند هدایتگر هستم که به من اجازه داد یک فایل هدایتی دیگه ببینم 

      استاد عزیزم خدا قوت و سپاسگزار همیشگی زحمات و راهنمایی های شما هستم

      دوستان عزیز و همراهم درود و سلام و عرض ادب 

      دکتر هلاکویی عزیز همیشه میفرمایند که بدترین نوع اعتیاد، اعتیاد به خیال کردن (به اشتباه میگیم فکر کردن.. چون فکر کردن یک قانونی داره که در خیال کردن قانون وجود نداره و به منتهیِ هرچیزی میشه رفت) و دومین اعتیاد ، اعتیاد به مواد غذایی و سومیش میشه مواد مخدر.

      به مراتب دسترسی و آسانی به اونها ترک نوع اعتیاد هم سخت و سختر میشه. مثلا “خیال کردن” چون تو مغز و ذهنمون و دسترسی بهش نیاز به یک قدم هم نداره آماده و حاضر و همیشه و هر لحظه همراهمون و جامعه کاملا پذیرفتتش مثلا اگه کسی بگه من دائم دارم فکر و خیال میکنم، همش تو فکرم ،،خیلی ها میگن آخه،، بنده خدا و کلی دلسوزی و همدردی میکنن… همدردی در هیچ موردی خوب نیست و باید همدل شد.. و استاد عزیزم نمونه خوبی برای همدلی هستن، چون در همدلی هستش که من اگر میتونم به کمک تو میشتابم و اگر نه از کنار تو رد میشم، چون با همدردی حال هر دوی ما بدتر میشه،، جامعه یک مهر تاییدی هم برای انجام دادن اینکار زده..

       خلاصه،، اعتیاد دوم که به مراتب از اعتیاد سوم هم خطرناکترِ،، اعتیاد به خوردن چون هیچ قانونی منعش نمیکنه ،، بالعکس هرجا رو ببینی میگن بهترین لذت دنیاست،، تشویقتم میکنن ولی برای مواد مخدر اعمال قانونی هست و جرم محسوب میشه .. همه جا و به آسونی در دسترس نیست… 

      بیشترین نوعِ تبلیغات، تبلیغات از نوع خوردن… بیشترین مغازه ها در مراکز شهر از نوع اغذیه هستند… در خانه مهم ترین بخش آشپزخانه خانه است. دلیل خیلی از جمع ها و مهمونی ها خوردن…. یعنی همه جا میشه آثار خوراکی رو دید.. مثل خیال کردن که در هرجا و هر زمان حتی موقع صحبت کردن میتونی به چیز دیگه ای خیال یا فکر کرد در هر جا میتونی بخوری یا ببینیش.. 

      پس کار ما یه مقداری سخته البته در اوایل کار…

      وقتی در هرجا و هر موقعی ذهن میگه بخور و هی فرمان خوردن میده در حدی که به شخصه یه مقداری همین الانشم درگیرم،، ولی درگذشته دیوونم میکرد بخدا.. دائم میگفت بخوررر،، پس یک معتادم..معتاد به مواد غذایی یا خوردن…

      اعتیاد یعنی اینکه یک کاری که در اوایل خوشایند بود و کم استفاده میشد و در طول زمان تبدبل به کار هر روزه آزاردهنده تبدیل شد… و تنها و تنها چارش تغییر کردن از طریق ذهنِ،، یعنی تغییر افکار و باورهاست و حتما و حتما با مدت زمان اعتیاد، شرایطی که در بچگی رشد کردیم، و دلایل و بهانه هایی که با خوردن رفع کردیم،، مرتبطِ … نگاه کنیم به درونمون برای چه دلایل و بهانه هایی خوردیم و چقدر تکرارشون کردیم؟؟ به شخصه که الان 33 سالمه و 20 سالش رو من در هر شرایطی خوردم.. از دیگران و خصوصا خانواده خشمگین و عصبی بودم خوردم فقط در همین یک مورد شاید میلیونها بار من عصبی شدم و به خوردن رو آوردم…. خب جمع کنم و همینطور برای دلایلهای دیگه متوجه میشم که اصلا با یک پروسه کوتاه مدت رو به رو نیستم… مغز هنوز فرمانهاش رو میده تا زمانیکه مملو از اطلاعات درست بشه و وقتی به یه حد نصاب رسید فرمان لاغری صادر میکنه که اینبار باید آگاهانه عمل کرد… ممکن گاهی کم بیاریم گاهی فکر کنیم تغییر نمیکنیم و… اما این روزها با تلاش و آگاهی های درست و روزمره حتما با رسیدن به هدفمون تموم میشه و به نتیجه دلخواهمون «تناسب اندام دلخواهمون» ختم میشه. 

      عادله.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      1401/10/06 12:14
      مدت عضویت: 611 روز
      امتیاز کاربر: 4810 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 570 کلمه

      “  به نام او که، ما نیازمندیم به او ،و او، بی نیاز از ما\”                                         با سلام‌ و خسته نباشید به استاد گرامی و تناسب فکری های عزیز؛

      گام دهم : چاقی،اعتیاد آسان است.

      و باز هم خدای بزرگ را شکر می کنم که به من لطف دارد و کمک میکند تا در راه و مسیر خودم گام بردارم.امروز سه شنبه ۶ دی ۱۴۰۱ من توانستم گام دهم را بر دارم.

      چاقی ارزان ترین و راحت ترین اعتیاد!!!

      کلمه ی اعتیاد به معنای خوگری یا عادت کردن به تکرار مدام یک رفتار یا حرکت که در ابتدا با شور و اشتیاق آن را انجام داده ایم اما به مرور به تکرار آن عادت کرده ایم و نمی توانیم آن را ترک کنیم.اعتیاد انواع مختلفی دارد که البته بعضی از آنها به شدت در نظر مردم زشت و ناپسند می باشد و حتی شامل قانون های منع کننده هم می باشند مانند اعتیاد به انواع مواد مخدر و روان گردان،اعتیاد به سکس،اعتیاد به تماشای فیلم های غیر اخلاقی و ..‌.اما بعضی از اعتیادها وجود دارند که هم نه چندان به چشم می آیند و هم در نظر عموم مردم زشت و ناپسند جلوه نمی کنند مانند اعتیاد به تماشای تلویزیون،اعتیاد به گذراندن وقت در فضاهای مجازی و … .حالا که دقت می کنم متوجه شده ام که چاقی نیز یک نوع اعتیاد می باشد.اعتیادی ارزان،راحت و بدون هیچ قانون منع کنند ه ای برای آن.این جا این سوال پیش می آید که آیا اگر همه چیز آزاد بود و قانونی نداشت مانند منع مصرف و فروش مواد مخدر و روان گردان،باز هم در آن صورت باید بیشتر انسان ها به آن اعتیاد پیدا می کردند؟!یعنی حتما باید از طرف جامعه و دولت در برابر چیزی منع بشویم تا آن کار را انجام ندهیم؟!پس عقلانیت،اختیار و اراده ی انسانی چه می شود؟!من باید خودم برای خودم با اختیار و اراده ی خودم درباره ی اعتیاد به مواد غذایی اقدام کنم و خود را ملزم به اجرای قوانینی که برای خودم در نظر می گیرم کنم و از آن پیروی کنم.قوانین من برای جلوگیری از  اعتیاد به مواد غذایی می تواند شامل کارهای زیر باشد:۱)تا واقعا احساس گرسنگی نکرده ام اقدام به خوردن چیزی نکنم.۲)به هر تعارفی در مورد خوردن مواد غذایی پاسخ مثبت ندهم.۳)خودم اطرافیان را به زور تعارف،مجبور به خوردن نکنم.۴)در صورت میل نداشتن به خوردن هر چیزی خیلی راحت و بدون تعارف بگویم که میل ندارم.۵) در مهمانی ها و مجالس مختلف فقط به فکر خوردن انواع مواد خوراکی نباشم.۶)لذت را از خوردن زیاد و پر خوری کنار بگذارم.                                     ۷) از روی تفریح،سرگرمی،خوشحالی،عصبانیت،استرس،هیجان و بیکاری شروع به خوردن هر نوع مواد غذایی نکنم.می توانم خود را با کارهای دیگری مانند کتاب خواندن،پیاده روی،رقص،صحبت کردن با عزیزان،بازی کردن و خیلی کارهای دیگر به جز خوردن خود را مشغول کرد‌.۸)نه به اعتیاد چاقی و پرخوری.من مسئول هر کیلو اضافه وزنم هستم این من هستم که باید خود را از این اعتیاد خانمان سوز نجات دهم یعنی اعتیاد به چاقی.من می توانم اعتیاد به مواد غذایی و چاقی را با روش لاغری با ذهن کاملا در درون خودم و ذهنم ریشه کن کنم و آن را به لاغری تبدیل کنم.من می توانم لاغر و متناسب شوم، چون لاغری و تناسب اندام حق من است و من لایق آن هستم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار skhlaghe@gmail.com
      1401/09/23 07:45
      مدت عضویت: 1040 روز
      امتیاز کاربر: 3075 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 142 کلمه

      سلام استاد 

      به درستی پر خوری کردن و بد خوری کردن ما اعتیادی است که در طول سالها به وجود امده  ووبا احساسات ما مرتیط هست من وقتی دقیق میشوم میبینم وقتی احساس تنهایی میکنم پیشتر از نظر روحی دنبال خوردن مواد غذایی شیرین هستم 

      وقتی خسته هستم باز می خواهم با خوردن انرژی خودم را افزایش دهم  یا همین ضعف بعد از خواب عصرانه را که نمی دانم از کجا میاید چون با وعده غذایی نهار زیاد فاصله ندارد ولی بعد از بیدارشدن دلت می خواهد چیزی بخوری همه اینها اعتیاد است که با تکرار انها درطول سالیان در ما مقاوم شدن راهکار من در مورد احساس تنهایی این شده که سعی میکنم موسیقی گوش کنم یا یه فیلم ببینم یا کتاب بخوانم در مورد زمان خستگی سعی میکنم اگر بشود کمی استراحت کنم اگر بعد از استراحت احساس گرسنگی کردم چیزی بخورم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      1401/09/06 23:20
      مدت عضویت: 1380 روز
      امتیاز کاربر: 6179 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 622 کلمه

      بنام خدا

      اعتیاد چاقی یک اعتیادذهنیه به فکر رفتاروعمل کرد براساس یک عادت شروع میشه یک زمینه ای باید وجود داشته باشه تا فرد شروع کنه به اعتیاد چاقی واون در جسم هم خودشو نشون  میده چیزی که در ما باعث اقدام کردن میشه رنج کشیدن یاخسته شدن از اون وضعیت هست مثلا وقتی که فشارشکم میگیریم میخوایم که اونوبایم چیزی بر طرف کنیم چون داره فشار میاد ودررابطه باره چیزی خب این فشار هم داره به جسم میاد و وضعیت اون ما ملا قابل مشاهده ودرک هست فردی که ازیه چیزی درد میکشه اول به صورت درونی درد رواحساس میکنه وبعد به صورت کاملا بیرونی ویا فیزیکی اونو احساس می کنه اعتیاد چاقی در بچه های که از بچگی وخرد سالی دچار اضافه وزن میشن هم به همین شکل هست مثلا وقتی بچه بشینه غذا بخوره مادر برای اینکه بخواد وبتونه لیاقت مادر بودن  خودشو اثبات کنه  برای همین حجم بیشتر از نیاز اون بچه رو براش می‌ذاره بچه  اون غذا رو میخوره بچه هم در ک نمیکنه ا حجم غذابه اندازش هست یانه امااون باهربارمواجه شدن تصویر مدام بادیدن اون شروع به خوردن  اون حجم می‌کنه و ادامه میده و اگر کافی نبود در وعده های دیگه اونو جبران کنه واین رومغز داره فرمان میده و به  همین شکل هست که ما چاق شدیم و  هیچکدوم موننمیدونیم چطور چاق شدیم چون تصاویر در ذهن ما تغییر کرده و مابه سمت چاقی حر کت کردیم چاقی در افراد به سه دسته تقسیم میشه اونهایی که درونی و بیرونی  اعتیاد دارن و اونهایی که  فقط درونا اعتیاد دارن دسته اول اونهایی هستن که از درون به خاطر  مر ور افکار ورفتار اشتباه خودشونو مدام سرزنش میکنن اما اقدام نمیکنن و دسته ی دوم که کاملا خسته شدن اما مدام تقلا می کنند  واز هرروشی به نتیجه برسم و دسته ی سوم فقط بهش فکر میکنن وبراشون مهم نیست واین هم یه جورایی نمی‌دونم استنباط من این هست مثل بیماری یه سری واقعا مریضن ونیاز به  در مان جسمی و روحی و ذهنی دارن امایه سری هستن که باید فقط ذهنی مورد در مان قراربگیرن واین در مورد اعتیاد هم همینه یه سری افراد چاق واقعا نیاز به کاهش وزن ذهنی وجسمی دارن  ویک عده فقط نیاز به درمان ذهنی دارن. چون فردی هست که سی چهل وکیلو اضافه داره و باید ذهن وجسمش روتغییربده چون بهش فشار اومده هم از نظر ذهن وهم ذهن اما فردی فقط سه کیلو اضافه داره و میخواد هر طور شده لاغربشه هردوی اونها نیاز به ترک اعتیاد چاقی دارن  ویک فقط ذهنی و دیگری ذهنی وجسمی واون از طریق افکار ورفتاره ودراین بین هم  حرف هاتبلیغات  ورسانه های اجتماعی تصاویر غذاها وبعد در رابطه با تغییر جسم  هم حرف هاوتیلیغات لاغری والاس برای تر ک اعتیاد چاقی همه باعث این میشن که فرد وقتی اقدام می‌کنه ونتیجه نگیره بیشتر در اعتیاد خودش غرفع بشه واین خطر غرق شدن در چاقی خیلی خطرناک تر از غرق شدن  هست چون این به مرور شکل میگیره و باعث مرگ گ فرددر مرور زمان میشه اون رو در مسیر مرگ قرار میده و به صورت کاملا ناخواسته و کسانیکه علاقمندند که چاق بشن وله هر شکلی شده چاق میشن و پشیمان میشن اونها هم اگر ندونن چطور باید لاغربشن اونها هم درمسیر مرگ تدریجی قرارمیگیرن واین یک اعتیاد هست اعتیاد هست که به مرور با قرار گرفتن در اون وتغییر ندادن شرایط باعث میشه که فرد سالیان سال باحودش مواجه بشه بدنش روحش ذهنش وهمهی زندگیش به مرور تخریب بشه و در نهایت مر گ به سراغش بیاد و دقیقاً این درمورد چاقی صدق می‌کنه وکسانی هم که میپذیرم چاق بمونم ویابخوان که چاق بشن دراین مسیر قرارمیگیرن پس باید ذهن مادر میم بشه تا جسم ما از این حالت اعتیاد خارج بشه و اول ازذهن بعد به جسم منتقل بشه 

      باتشکر…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 1 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      1401/08/13 01:10
      مدت عضویت: 1783 روز
      امتیاز کاربر: 20493 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 24 کلمه

      سلام استاد 

      خوبین 

      فایل سی و چند دقیقه هست ولی چهل وچهار زدین پانزده دقیقه آخر بعد پایان صحبت هاتون خالیه فیلم هم خالیه هم صوتی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 6 کلمه

        سلام و درود
        اصلاح شد
        مرسی اطلاع دادی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 17525 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 124 کلمه

      سلام استاد گرامی 

      طبق معمول این  فایل هم  بسیار عالی بود . خیلی لذت بردم چقدر خوب واقعیت‌ها رو عنوان میکنید و باعث میشید ما با چشمان باز مسائلی رو که معمولا پیش رو داریم ببینیم..

      با این آموزشهایی که شما به ما دادید باعث شد که من دیروز به مادر يه پسر سه ساله که سعی می‌کرد بشقاب دوم سوپ رو به بچه بده و بچه نمی‌خورد  بگم که داری با این کارت چاقی رو به بچه یاد میدی  و براش توضیح دادم  ایشون هم قبول کرد  و خیلی خوشحال شد که این آگاهی رو بهش دادم.

      این آگاهی ها نه تنها  به گفته شما به نسل بعدی  ما تاثیر داره ، الان هم میتونیم به اطرافیانمون کمک کنیم تا توی مسیر چاقی نیافتند

      با تشکر فراوان🌺🌺🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار amirali2020110@gmail.com
        1401/09/20 16:19
        مدت عضویت: 1253 روز
        امتیاز کاربر: 12008 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 214 کلمه

        بنام خدا 

        چاقی یک اعتیاد آسان است 

        با گوش دادن این فایل علاوه بر اعتیاد چاقی اعتیاد های دیگه را هم یاد گرفتم 

        من و شاید خیلی های دیگه فکر می‌کردیم فقط اونایی که مواد مصرف می‌کنند اعتیاد دارند در صورتی که خود من چندین اعتیاد تو رفتار خودم شناسایی کردم یکی اینکه حتما هر روز بین ساعت ۳ الی ۴ باید قهوه بخورم فکر میکردم اگه نخورم انرژی برای کارهام ندارم سر حال نبودم ولی الان جند روزه به خاطر مشکل معده دکتر منع کرده و نمیخورم و خیلی هم خوبم 

        قبلا چای با کلوچه یا بسکوییت میخوردم الان چند وقتی هست چای خالی میخورم و خیلی هم خوبه برا خوردن مواد غذایی هم که هیچ قانونی نبود گرسنه بودم میخوردم سیر هم بودم میخوردم تو تفریح تنقلات دور هم میخوردیم تو مراسمات ،تو عروسی ها 

        تو مسافرت‌ها یه ساک پر می بردیم از زمان حرکت شروع می‌شد هیچ قانونی نبود لذتش خوردن بود .

        اما آبان من تو مسافرت گاهی نهار هم نمیخوردم گرسنم نبود شام کم فقط دوست داشتم بگردم تا بخوریم تنقلات اصلا نخوردیم چه لذتی داشت که قانون خوردن را رعایت میکردیم خودم چقدر خوشحال بودم که دارم یواش یواش از دام چاقی این اعتیاد آسان خودم را نجات میدم من که دیگه چیزی نمونده هیچ عجله ندارم و دارم تو مسیرم لذت میبرم .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 143 کلمه

      سلام خدمت استادگرامی ودوستان متناسبم

      چاقی ارزانترین نوع اعتیاد است

      چون هیچ خط قرمزی نداردوبراحتی به بدن مابرمیگرده

      چه نکته عجیب وجالبی فرمودین استاد

      استادوقتی برای باراول فایل اعتیادروگوش دادم 

      دقیقا یه تکون خوردم 

      که چه قدررفتارهایی که انجام میدم براساس اعتیادهست 

      ودیدم بااینکه دوره ی لاغری باذهن رواستفاده کردم

      والان بعدگذشت ۲سال ازورودم به این اطلاعات ناب

      اماهنوزهم رفتاراشتباه دارم 

      والان که برای باردوم به فایل گوش دادم متوجه شدم

      که دقیقا مثل اعتیادهست

      مثلا تاازخواب ظهربیدارمیشم بایدهمراه باچای کیک وکلوچه و چیزی باشه 

      اگربیرون میرم  یه چیزی بخورم .

      ما۴نفریم و

      تاشیرازرفتیم واومدیم ..براساس رفتارهای قبل چیپس پفک و……خریدیم اماجالب بودکه فقط دوتا ازخوراکی هاروخوردیم وبقیه روبرگردوندیم .

      درحالی که قبلا اونهاروکه میخوردیم هیچ دوباره برای برگشتم خریدمیکردیم

      درسته که به اندازه میخورم .اما میبینم اینم یه نوع اعتیاده وبراساس تکرارانجام میشه

      والان شروع کردم که رفتارهایی که بااعتیادچاقی همراهه روپیداکنم وکمرنگ وکمرنگشون کنم 

      البته ماخانوادگی دوره های صدگام استادروداریم انجام میدیم.ومیدونم به نتیجه های عالی میرسیم برای تمام عمرمون🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 28877 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 585 کلمه

      سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامی 

      میخواستم بگم چرا چاقی در کشور ما پذیرفته ست  به نظر من وهمون طور که مستندها رو دیدیم  چاقی برای جامعه کلی منفعت داره در هر قسمت از جامعه نگاه کنیم منفعت مثلا در سینماها هر کسی که چاق ومیره سینما دست خالی که نمیره کلی تنقلات وساندویچ و…می‌خره تا هنگام فیلم دیدم بخورم 

      در ورزشگاه هم همین طور کلی مغازه‌ای مختلف با انواع بوهای خوشمزه انواع تبلیغات خوشمزه وانواع غذا ها ونوشیدنیها مضر در خدمت افراد چاق هستند 

      •  اون روزا تو پارک آرم تهران سالی دوبار نمایشگاه میزدن یکی برای عید وخرید عید ویکی فصل پاییز برای شروع مدرسه ها و چادر می‌زدند که آفتاب بارون اذیت نکنه وقتی از چادر میومدی بیرون هر طرف که نگاه میکردی کلی غذاهای سر راهی بود اون طرف انواع بستنی طرف دیگه انواع ساندویچ اسنک  یه گوشه دیگه انواع پیراشکی و…طرف دیگه انواع عذاها وطرف دیگه انواع شیرینی جات شکلات باذوق و…خلاصه از همه سلیقه ها اونجا میتونستن خرید کنن 
      • ومن چون خونه خواهرم نزدیک بود میرفتیم اونجا 
      • اونجا بود وهمه مجبور بودن استفاده کنن 
      • چاقی برای جامعه منفعت زیادی داره 
      • وقتی انسان چاق زیاد تو جامعه باشه همه میتونن از اونها سود ببرن از جمله پزشکان وسال ورزشی ها و افراد سود جو که نگاه میکنن ببینن الان جامعه به چی نیاز داره اونها هم تولید کنند مثلا نوشابه رژیمی 
      • وقتی میگن نوشابه رژیمی فقط دو کالری داره همه انسانهای چاق به اون رو میارن وبا خیال راحت یک بطری بزرگ اونو در چند ساعت میخورن خوب برابر یه آدامس کالری داره مثل من 
      • من خیلی دیدم که در جاده چالوس هشدار زیاد گذاشتن هشدار خطر غرق شدن هشدار برای افتادن در رودخانه  هشدار برای توربینی آبی وبرق گرفتگی در آب 
      • اما هیچ وقت ندیدم یه هشداری باشه که آدمها رو به خودشون بیاره که بابا این غذایی که میخوری مضر وباعث چاقی بیشتر میشه 
      • من هم اون روزا مادرم خیلی مراقب بود که درس بخونم خیلی مراقب بود هیچ وقت اجازه نمی‌داد به تولد دوستم برم یا به خونه دوستم برم وفقط در مدرسه با هم ارتباط داشتیم ولی هیچ وقت یادم نمیاد گفته باشه که نوشابه نخور پوکی استخوان میاره واینم بگم که اونا خودشون هم هیچ اطلاعی از این مضرات نداشتن 
      • اما من خیلی به دخترم میگفتم الانم گاهی میگم اون عادت داره با هر لقمه ساندویچ سس بزنه میگم مادر برات خوب نیست تورو چاقتر میکنه اما اون عقیده داره بخور لذت شو ببر مگه من چند وقت دیگه زنده هستم 
      • وخدا رو شکر میکنم خدایا هزار هزار بار شکر که منو از میان هشتاد میلون نفر در جامعه ایران انتخاب کردی وهدایت وحمایت کردی ودر این مسیر الهی وشگفت انگیز قرار دادی تا بتونم از این آگاهی‌ها استفاده کنم وبتون جلوی نسل خودم بگیرم که از بعد از من هیچ فرد چاقی بدنیا نیاد و وجود نداشته باشه وخدا رو شکر میکنم که ادامه نسل من همه مطمئنن  متناسب خواهند بود 
      • ومن از استاد عزیزم قدر دانی وتشکر میکنم به توان هزار که این آموزش‌ها رو در اختیار من قرار داده تا ما از نسل کسانی که اعتیاد به چاقی دارن نباشیم 
      • وخدارو شکر میکنم که بچه های من  منو میبینن وخود به خود متناسب میشن ودختر من از هشت سالگی روند چاق شدنش شروع شد ولی خدا رو شکر از زمانی که من دارم از این آگاهی‌ها استفاده میکنم اون روند لاغریش شروع شده وخیلی بیشتر از من نتیجه میگیره واگر در طول ماه به من یکبار بگن تو چقدر لاغر شدی به اون سه بار میگن اونم به شدت زیاد که فلانی تو چقدر لاغر شدی از نصف هم کمتر شدی یکم شکمم آب بشه دیگه عالی میشی 
      •  
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 234 کلمه

      سلام استاد خسته نباشید من دو‌ روز پیش این گام را انجام دادم اما هرچی فکر کردم هیچ مطلبی به ذهنم نیومد که تمرینم رو انجام بدم تا برای خودم اثبات بشه که به درک از اعتیاد چاقی رسیدم امروز دوباره برگشتم و مروری کردم و چیزی که فهمیدم و برام روشن شد جواب این سوال که چرا اینقدر افراد چاق در جامعه داریم؟

      چون هیچ قانونی برای منع قانونی پرخوری و اضافه وزن وجود نداره و مواد غذایی زیاد در دسترس هست چاقی برای جامعه و برای همه افراد آن طبیعی جلوه شده از کودکی عادی جلوه شده و هیچکس متوجه این نیست که ما اعتیاد به چاقی رو از سن کودکی مبتلا شدیم و هیچ منعی برای اون نداشتیم چون خوردن و بهتر بگم زیاد خوردن اولویت همه زندگی افراد جامعه شده در مسافرت مهمونی و میزبانی کردن گردش ختم عروسی ورزش کردن کتاب خوندن فیلم دیدن و و و آخر همه اینها به خوردن ختم میشه و هیچوقت شخصی به جرم پرخوری و چاق شدن دستگیر و بازخواست نشده است و من از امروز به خودم این اطمینان رو میدم که برای رهایی از اعتیاد چاقی و برای بهبود این بیماری قانون گذاری کنم قانون به اندازه خوردن و لذت بردن از اطرافم بدون توجه به خوردن زیاد و حرکت در مسیر لاغری با ذهن و رهایی از پرخوری و به امید روزی که همه با روش لاغری با ذهن آشنا بشن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1401/05/23 19:56
      مدت عضویت: 1724 روز
      امتیاز کاربر: 30551 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,302 کلمه

      سلام و درود بر استاد گرامی 

      این فایل تکان دهنده رو خیلی دوست دارم چون واقعا بر روی من تاثیر میگذاره این فایل هم از همون فایلهای گذشته s استاد هست که پر از تحکم در حرف زدن   هست که واقعا شنونده رو تخت تاثیر قرار میده البته ناگفته نماند موضوع این فایل واقعا جالبه و افراد چاق با این فایل تحت تاثیر قرار میگیرن .

      در این فایل استاد از قوانین در خیلی از موضوعات حرف میزنه مثل قوانین در مدرسه و یا قوانین در خرید و فروش کالا قوانین در هر جامعه و یا قوانین رانندگی و …که همه ای این قوانین برای جلوگیری از اسیب فردی و اجتماعی هستن و اما باید بگم بعضی از موارد هستن که برای اونا قانونی وضع نشده مثلا در مورد مصرف دخانیات قانون خاصی گفته نشده و میبینیم که  برای مصرف بعضی از  دخانیات  مثل سیگار قانون منعی  گفته نشده و میبینیم که  افراد به نسبت مواد مخدر دیگه که آزاد نیستن خیلی بیشتر مصرف میکنن پس یعنی  اگر دولت اون رو منع نکنه مردم هم نباید به فکرخودشون باشن؟؟

      و اما باید این موضوع رو ربط بدیم به چاقی چرا ما این همه افراد. چاق در جامعه داریم ؟؟ چرا ؟؟

      چون مواد غذایی زیاد هست و به وفور در دسترس هست و میبینیم که  تعداد افراد چاق بیشتر از افراد لاغر هست .

      چاقی یک نوع اعتیاد هست اعتیاد به مواد خوراکی که هیچ قانونی برای اون در نظرگرفته نشده و خیلی سریع تر از هر نوع اعتیاد دیگه داره گسترش پیدا می‌کنه اعتیادی که والدین مشتاقانه فرزندانشان به این اعتیاد تشویق میکنن و رهایی از اون سخت و طاقت فرسا هست و این اعتیاد رو در اوج صمیمیت به هم تعارف میکنیم و اعتیادی که در اوج لذت وارد زندگی ما میشه و زندگی رو سخت می‌کنه چاقی ارزانترین نوع اعتیاد هست که هیچ قانونی برای اون وضع نشده .

      پس ما باید قانونهایی رو وضع کنیم که از این اعتیاد رها بشیم .

      واقعا افراد چاق و زندگی اونها درد ناک هست چقدر این افراد به خودشون و بقیه ضربه زدن چقدر زندگی سختی رو دارن چقدر  در معرض انواع خطرها هستن چقدر ازهر نظر زندگی بی کیفیتی و سطح پایینی دارن از نظر سلامتی و روابط و  اعتماد به نفس و ….دیگه این رو تنها نمی‌دونستم که اونها معتاد به مواد غذایی  هم هستن که بازم در این فایل می‌شنوم دیگه با تمام وجودم از چاقی و از پر  خوری متنفرم از این افراد معتاد که کسی   یا حتی خودشون نمیدونن دارن چه بلایی به سر خودشون و بقیه  میارن متنفرم خدایا من خودم کسی بودم که همیشه بچه هام رو یه سمت اعتیاد به مواد خوراکی تشویق کردم و حتی از همسرم و اطرافیانم خواستم که پر خوری کنن چون هزارتا دلیل داشتم همیشه با این نیت که می‌خوام به مهمون هام احترام بزارم اونها رو اصرار در خوردن کردم من همیشه اگر افراد کم خوراک در اطرافم بودن که اعتیاد به مواد خوراکی نداشتن تعجب میکردم و تشویق به خوردنشون میکردم …اما حالا دیگه آگاهم جریان چیه و با تمام وجودم می‌خوام درست رفتار کنم و به نسبت گذشته عالی تر رفتار میکنم اما هنوزم باید یاد بگیرم وقتی سیر هستم دیگه چیزی به زور وارد بدنم نکنم و خودم رو  معتاد به پر خوری نکنم  که در گذشته  باعث زجر و حال بد خودم بودم  و اما ازوقتی در مسیر هستم  انصافا تاحدود زیادی موفق بودم که اعتیاد نداشته باشم همین دیشب با همسرم و بچهام رفتیم بیرون و من چون سر شب  گرسنه بودم خونه شام خوردم اما اونها نخورده بودن و هرکس چیزی سفارش داد اما من خیلی راحت گفتم نمی‌خوام چون سیرم و چیزی  سفارش ندادم  و لب نزدم تا آخر شب پسرم یه ذره ازیه برش پیتزا رو نخواست داد به من و منم خوردم همین و اما لب به بقیه پیتزاها و بستنی و فالوده ها نزدم چون سیر بودم و این روند من رو امیدوار می‌کنه که فروغ تو مدتها هست در مسیر هستی و دیگه اعتیاد نداری تا حدود زیادی پاک هستی یعنی مواد غذایی و میبینی اما نمیخوری یا اگر بخوای در حد رفع هوس برمی‌داری  وزیاده روی نمیکنی  این نشون میده که اعتیاد تو داره کم و کمتر میشه همین امروز ظهر من قبل ناهار دوعدد میوه خوردم و دیگه دلم هیچ نهار نخواست تا دو  ساعت بعد  اما همش  نجوا سی داشتم که میگفت مگه میشه برو بخور  منم برای آرام شدن همون نجوا یکم در حد ذره ای خوردم و کنار گذاشتم و برا همسرم بعدا گذاشتم بازم دلم نخواست و این نشون میده من دارم بدنم رو از هر پرخوری و اعتیادی پاک میکنم  اما اگر یه بار در یه جایی خطا کردم نباید ناراحت بشم به مرور با تکرار رفتارهای درستم اونها در من نهادینه میشن و من خود به خود رفتارهای درستم بیشتر میشن و من یه جسم پاک و سالم متناسب خواهم داشت .

      من واقعا باید به گذشته ی خودم  و رفتارهای نادرستم در گذشته فکر کنم که چقدر باعث تشدید چاقی در خودم و بقیه میشدم و درست در زمانی که من اعتیاد به چاقی داشتم ،میخواستم فرزندانم و همسرم رو هم به این دام بکشم و اونها رو هم گرفتار کنم اگر اونها یکم کمتر غذا میخوردن با هزار ترفند بچه هام رو مجبور به خوردن بیشتر میکردم اگر همسرم می‌گفت جا ندارم با کلی گله و شکایت اون رو مجبور به پر خوری میکردم و چقدر خودم در زجر بودم همیشه برای من همه چیز در خوردن خلاصه میشد اگر یه وعده غذایی کمتر می‌خوردم در وعده ی بعد جبران میکردم و دو برابر می‌خوردم و همیشه نگران وعده ی بعدی غذاییم بودم و همیشه فکرم خوردن بود چقدر سر همین خوردن با بقیه ناراحتی میکردم که چرا به من خوراکیهای بیشتر نمیدن ؟؟

      اما من دیگه فروغ آگاه هستم و می‌خوام برای خوردنم قانون بزارم :

      من بچه هام رو در خوردن اصرار نمیکنم 

      من همسرم  رو در خوردن اصرار نمیکنم 

       برای من با خانواده بودن دور میز مواد مخدر  چاق شدن نباید  باشه 

      من باید در مقابل اصرار های بقیه مواد مخدر بیشتر مصرف نکنم 

      من بقیه رو نباید اصرار به مصرف مواد مخدر بکنم 

      واقعا من  هیچ وقت در زندگیم جز افرادی نبودم که چاقی و بپذیرم و همیشه به دنبال راهی برای رها شدن از اون بودم  اما متاسفانه در جامعه پذیرفته شده هست 

      و اینکه ما این مواد مخدر برای عنوانهای مختلف مصرف میکنم  کار رو خطر ناک تر می‌کنه خود من در گذشته و شاید هنوزم گاهی اوقات مصرف میکردم چون 

      بدن روقوی می‌کنه 

      چون زیاده و اسراف نشه 

      چون بهش علاقه داریم 

      چون خوشمزه هست 

      چون پولش رو دادیم 

      چون حوصلمون سر رفته 

      چون اومدیم تفریح 

      چون در سفر هستیم 

      چون مریض هستیم 

      چون خسته ایم

      چون مشکلات روحی و جسمی داریم مثلا ناراحتم و یا خوشحالیم و یا چون سر درد و معده درد و .. داریم 

      چون میخواییم احترام بزاریم و میزبان  ناراحت نشه 

      چون فقط یه امشبه 

      چون 

      اما دیدگاه ما باید تغییر کنه و بدونید که مادر گذشته  به چاقی اعتیاد داشتیم و ما مسول هر یک گرم چاقی در جسممون هستیم و ایراد کار از خود من هست که عادات و رفتارهای نادرستی دارم نه ایراد از داروهای من هست نه ایراد از جسم من هست نه ایراد از سن و موقعیت من هست من خودم با اعتیاد به مواد خوراکی خودم رو به این روز انداختم .

      من اصلا قبوول ندارم چاقی  من به خاطر کم کاری تیرویید هست مقصرخودم هستم که معتاد به مواد غذایی هستم  من می‌خوام این اعتیاد به چاقی. در جسمم از بین بره برای همین هر روز در مسیر هستم و قدم برمیدارم من چاقی خودم رو الان قبول ندارم و نمیگم این مقدار حق من هست چون …. من انتظار دارم با درست رفتار کردن هر روز لاغر تر و لاغر تر بشم و من هنوز از خودم انتظار جسم زیباتر رو دارم  برای همین نباید پرخوری کنم نباید اعتیاد به مواد خوراکی داشته باشم .

      منم به قول دوستان می‌خوام جسم پاکی داشته باشم که از هر پر خوری و به زور خوردن رها و آزاد باشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار الهام خضرلو
        1401/05/26 07:46
        مدت عضویت: 1783 روز
        امتیاز کاربر: 20493 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 56 کلمه

        سلام فروغ عزیزم 

        واقعا نوشته تون عالی بود .من نوشته ها تون رو میخونم ولذت میبرم

        واقعا تحسینتون میکنم که همواره در مسیر لاغری هستید.

        تعهدتون پشتکارتون قابل تحسین هست .آرام وبا وقار بدون هیچ سروصدایی دارین برای خودتون درین سایت عشق بازی می کنید .

        عاشقتونم از نوشته تونم واقعا لذت بردم خدا حفظتون کنه 

        موفق و شاد باشی عزیزم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فروغ ریاحی
          1401/05/27 15:33
          مدت عضویت: 1724 روز
          امتیاز کاربر: 30551 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 93 کلمه

          سلام الهام جان دوست قشنگ و هم مسیرم 

          چقدر خوشحالم که شما  دوستهای  عالی رو در اطرافم دارم اصلا خوشحالم که همچین فضایی هست که همه با هم  هم فرکانس هستیم و همدیگه رو درک می‌کنیم و به هم عشق میدم واقعا از استاد عطار روشن برای مهیا کردن این فضا سپاسگزارم 

          خوشحالم که کامنت من رو خوندین ولذت بردین حقیقتا من حالم با نوشتن و گوش دادن این فایلها و هر فایلی در این مسیر عالی میشه و آرامش پیدا میکنم 

          براتون ازخدا بهترینا رو با یه جسم عالی و رویایی می‌خوام 

          در پناه خداوند باشین 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار الهام خضرلو
            1401/05/27 23:15
            مدت عضویت: 1783 روز
            امتیاز کاربر: 20493 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            همیاری
            محتوای دیدگاه: 214 کلمه

            ممنونم عزیزدلم 

            اره واقعا خداروشکر که این فضای دلنشین و پاک وپراز احساسات خوب هست وما درین مکان زیبا و رؤیایی جمع شدیم وبه همدیگه فرکانس عشق و آگاهی می‌دیم.

            من دیگه واقعا هیچ دوست بیرون ازاینجا ندارم یا کسی که با من هم فرکانس باشه فقط یکی هست اونم ماهی دو ماهی یه بار حرف میزنیم .

            همه ی دوستان من درین سایت هستند و ندیده عاشق همشون هستم واز مطالب و نظرات عالی و انرژی مثبتی که دارند فقط لذت میبرم و عشق میکنم.

             به نظر من اینجا تنها جایی هست که بچه ها خیلی وقتها درک خودشون واصطلاحات مخصوص خودشون رو به کار می‌برند نه اینکه کپی اصطلاحات استاد رو استفاده کنن و این  یک امتیاز بزرگ برای این سایت هست چون خود استاد هیچ وقت اصطلاحات معمول ومعروف اساتید بزرگ جذب جهانی وایرانی رو به کار نبردند خودشون با زبان مخصوص خودشون بیان کردن مطالب رو ومن همواره به داشتن چنین استادی افتخار میکنم .

            من وقتی کامنتی می خونم زود میفهمم که این لحن حرف زدن یا بیان مطالب از زبان کدوم استاد هست که بچه ها دارن استفاده میکنن .

            در آخر هم از استاد عزیزم 

            وهم فروغ دوست داشتنی و متین و زیبا ممنونم که همواره با تعهدتون به ما هم انگیزه وشور وشوق ادامه دادن میدید .

            خدا حافظ و نگه دارتون باشه .

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mkhnilofar@gmail.com
      1401/05/18 11:10
      مدت عضویت: 930 روز
      امتیاز کاربر: 2786 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 95 کلمه

      سلام وستان عزیز واستاد گرامی امروز که این فایلو گوش میدم در مسافرت هستم همیشه این باوو داشتم تو مسافرت آدم چاق میشه خوب چون خیلی بیشتر ازروزایمعمولی میخوری 

      حالا فهمیدم برای یه معتاد وقتی مواد مخدر دم دست باشه خوب بیشتر مصرف میکنه ایجا همین طور که دارم ردمیشم جعبه شیرینی روی اپن هست شیرینی که همه با لذت خوردیم و خاطره خوبی ازش دارم خوب الان یکی برمیدارم چون دیدم اصلا هم توجه نمیکنم بدنم نیاز داره آیا گرسنه هستم یا نه وقتی یه روز تو مسافرت به خوردنات توجه کنی میبینی همش اعتیاده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1401/04/14 18:43
      مدت عضویت: 1513 روز
      امتیاز کاربر: 6887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 316 کلمه

      سلام 

      چاقی اعتیاد آسان هست . حتی از مواد مخدر هم بدتر .

      چون معتادها هم واسه خودشان قانون دارند که روزی چند وعده وچقدر مصرف کنن اما من چاق چی ؟

      حتی توانایی انجام دادن یک قانون ساده راحت رو هم نداشتم .

      میشه گفت چاقی رویاد نگرفتم بلکه اعتیاد رو یاد گرفتم .

      اعتیادی که با ذوق وشوق بهمون یاد دادن .

      اعتیادی که تشویقی داشت وحس خوب .

      اعتیادی که آشکارا انجام میدادم .

      ومراکز پخش آن هرسال بیشتر وبیشتر میشه 

      اعتیادی که حتی رسانه ها تبلیغات میکردن .

      یادم میاد هروقت بیرون میرفتیم درحدچندساعت . آنقدر وسایل درصندوق ماشین میزاشتیم که جا نمیشد .

      وهروقت میخاستیم در مهمانی نهایت احترام روبه مهمان بزاریم سفره رنگین تری پهن میکردیم .

      هروقت بیمارمیشدم با کلی مواد خوراکی سعی میکردم که خودم رو مشغول کنم .

      هرموقع بی حوصله میشدم میرفتم سریخچال .

      هر وقت بیمارمیشدم به بهانه خوردن قرص و زخم معده کلی غذا میخوردم .

      تازه بدتر از همه اعتیاد به چاقی رو مساوی با سلامتی یاد گرفتم .

      همین چندوقت پیش که خونمون مهمان بود مادرم پیش خانم فامیل از تپل بودن من از بدو نوزادی میگفت و خوشحال بود . یعنی من از همون زمان بارداری مادرم معتاد شدم .

      دیگه کم کم که بزرگترشدم و میخاستن منو ترکم بدم یا خودم بخام یا دکتر تغذیه  بخاد بارژیم ترکم بده نمیشد که نمیشد .

      باز یه آدم معتادبه مواد رو میشه با راه حل فیزیکی ترک داد اما من چاق تصورکنید فقط یک هفته پاهام روببندن به تخت وغذا ندن اونوقت نه تنها رها نمیکردم بلکه حریص میشدم .

      من یادگرفتم چاقی رو . پس منم باید یادبگیرم متناسب شدن رو . ومعتاد به لاغری شوم .

      یه بار تونستم چاق بشم پس یه بارهم میتونم برگردم به حالت قبلم .

      وانجام این کار فقط با قدرت خارق العاده ذهنم انجام میشه .

      من خودم قانون میزارم برای خودم .

      که ازاین به بعد هرگونه افکار وتوجهات به چاقی اکیدا ممنوع .

      وباورهای متناسب شدن رو میسازم تابتونم وارد دنیای شیرین متناسب ها شوم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Labkhande zemestan
      1401/03/29 00:16
      مدت عضویت: 1316 روز
      امتیاز کاربر: 11382 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 966 کلمه

      سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامی و استاد عزیز 

      اعتیاد آسان 

      اولین بار ک این فایلو گوش دادم ی مرور و مقایسه ای کردم خودمو با ی فرد معتاد ب مواد مخدر، و چقد برام عجیب بود و باور نکردی،منم کاملا ب این اعتیاد در ظاهر شیک وآسان  مبتلا بودم،و‌هیچ‌منعی ک نداشتم هیچ کلی هم تشویق میشدم برای مصرف،و مواد هم ک خیلی اسون در دسترس ،یعنی تمام رفتارای منم در مقابل مواد غذایی درست شبیه رفتارهای ی فرد معتاد در مقابل مواد،

      یادم میاد چقد در برابر غذا حریص بودم و وقتی ک مواد غذایی ک از قبل در ذهن خودم با توصیف هایی اونو خوشمزه کرده بودم ضعیف و ناتوان میشدم و هیچ کنترلی برای نخوردنش نداشتم ،من اونقد ب خوراکی ها معتاد بودن ک گاهی ک تو خونه ی خوراکییو نداشتیم و من دلم میخواست با وجود سختی و لباس پوشیدن وفروشگاه رفتن من این کارو انجام میدادم و حتی اگه شبم بود و دلم میخواس اگه میخوابیدم ک تمام فکر و ذکرم میشد اون خوراکی و برای همین بیشتر مواقع ترجیح میدادم برم و اون مواد رو تهیه کنم و مصرف کنم خب ی معتاد ب مواد مخدرم دقیقا همینه حالتش فقط چون اون مواد مخدر براش ی قوانین و محدودیت هایی هس و در جامعه اونو بد میدونیم با ی دید دیگه نگا میکینیم در حالی ک از نظر روحی روانی وذهنی و رفتاری برخورد من با مواد غذایی دقیقا شبیه ی فرد با مواد مخدر بود وهر دو این رفتار اختلال روانیه،یاد وقتایی ک رژیم بودم میوفتم دقیق مث فردی داره توی فیلما دیدم ک برای ترک مواد مخدر داره اقدام میکنه ،حالت پریشون ،عصبی ،مدام فکرش دنبال مواد و بیحال و سردرد ، همین هم نشون دهنده ی اینه ک نمیشه با ذهن ب طور فیزیکی درگیر شد برای ذهن مواد غذایی یا مواد مخدر هر دو یکین یعنی تکرار کردنشون باعث عادت شده وذهن دچار اختلال شده و از حالت عادی وطبیعیش خارج شده  ،و ترک و یهویی و مصرف نکردن و فشار فیزیکی هر دو برای ذهنی ک قبلا کلی باور برای مصرف و توجیح برای مصرف بهش اموزش دادیم و تکرار کردیم سخت و نشدنیه ، من از بچگی از طریق مامانم تشویق ب استفاده مواد غذایی بیش از نیاز بدنم بودم ،و این کار تحت عناوین مختلف انجام میشد ،اینکه بخورم مریض نشم ،قوی بشم ،بخورم چون خوشمزه اس ،بخورم ک بمونه اصرافه و‌گناهه،الان مهمونیه ،الان مسافرته ،الان اومدیم باغ،عیده ،ویا فیلم میبینم باید بخورم حال بده ،عصر بیدار شدم ی چی بخوزم ..،و کلی دلیل های دیگه ک منو تشویق ب خوردن و عادت ب پرخوری میکردواین روند ک مدام تکرار میشه، میشه ی رفتار عادی و بعد از اینکه خودم بزرگ شدم بر اساس رفتار بزرگترها ک دیدم واموزش دیدم منم بقیه رو تشویق ب استفاده بیش از اندازه مواد غذایی میکردم، وقتی با دوستان بیرون میرفتیم ویا گردش ودور همی با اصرار زیااد از دیگران میخواستم ک از مواد غذایی و خوراکی موجود استفاده کنن و هیچوقت فکر نمیکردم ک اینکارم چقد ممکن ب طرف مقابلم با تکرار اسیب بزنه ،

      من هم از همون ی سال قبل اینا ک این فایلو برای اولین بار گوش دادم خیلی قوانین برای خودم در نظر گرفتم 

      اینکه من حق ندارم ک ب کسی تارف مصرف چیزی رو بکنم طرف مقابلم خودش میدونه نیاز بدنش چیه،یعنی بارها شده مهمونی اومده خونه یا بیرون رفتیم با بقیه سعی میکنم ک اگه قرار ب پذیرایی باشه اونارو روی میز بچینیم تا خود فرد تصمیم بگیره ک چی میخوره و خیلی وقتا پیش اومده ک مامانم مدام‌گفته پاشو پذیرایی کن و فلان چیزو تارف کن و اگه هم مجبور شده باشم فقط در خد ی بفرمایید بوده و دیگه کاری نداشتم ک تصمیم طرف مقابل چی بود 

      دوم اینکه برا خودم قانون گذاشتم ک حق ندارم هر تارفی رو قبول کنم وقتی بهم چیزی تارف میشه ی لحظه ب احساس هام و نیاز هام توجه‌کنم ،ایامن الان نیاز ب خوردن چیزی دارم؟؟ایا من الان تصمیم ب خوردن چیزی داشتم ؟ و وقتی ک نیاز نداشتم رد کردم تارفو میگم ک مدتی شاید زمان برد خیلی وقتا برای خودم یاداشت میکردم ک من فلان جا نیاز نداشتم و اون تارفو رد کردم و از موادی ک بهم تارف شد مصرف نکردم و همین کلی برای. من تشویق میشد و لذت میبردم اوایل خب سخت بود اطرافیان برحسب عادت وقتی ک پاسخ رد میدادم اصرار میکردن ولی ب مرور قانع شدن و پذیرفتن ک وقتی میگم نه ،یعنی واقعا نیاز ب مصرف اون ماده ندارم و مث قبل تارف الکی نیس،خب منم مث خیلی از افراد چاق و معتاد ب مواد غذایی همیشه دوس داشتم ک بهم تارف بشه و من بتونم با خیال راحت وبیشتر مصرف کنم و خیلی اسون ب مواد غذایی معتاد بودم 

      سوم مواد غذایی فقط برای تامین نیاز بدن برای تولید انرژی هست و هیچ دلیل دیگه مثل خوشمزه بودن،خوردن برای تفریح،شادی ،ناراحتیوعصبانیت و لذت و ……قابل قبول نیس و من در صورتی از مواد غذایی بالذت استفاده میکنم ک ب اندازه نیاز بدنم باشه و بعد از دریافت پیغام سیری چراغ اخطار و قرمز رو توی ذهنم شروع میکنم ک اینا الاان ممنوعه و تو داری از قوانین لاغری و تناسب تعدی میکنی و زیرپا میزاری و جریمه میشی 

      چهارم خوردن تفریح نیس واگه حوصلت سر رفته میری دنبال ی تفریحی ک در مسیر و همسو با تناسب وخواستت باشه واینجوری هم لذت بخشه و هم کلی خوش میگذره وهم ی جایزه هر چند کوچک برای خودم در نظر میگیرم ،مثل دور زدن یا پیاده روی با فایلای پیاده روی ک کلی حال خوب ب همراه داره و یا گشتن تومراکز خرید 

      تو این مدت گاهی خطا رفتم ولی مسئولیتش روپذیرفتم وب خودم گفتم ک تعدی از قانون داشتی بس باید جبران بشه ،و اینجوری دیگه مدام عذاب وجدان و ناراحتی بیشتر سراغم نمیاد وسعی در جبران و رفتار درست در مواجه های بعدی میشم 

      خدایا شکرت برای این اگاهی های مفید وسازنده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1401/03/09 14:30
      مدت عضویت: 1724 روز
      امتیاز کاربر: 30551 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,060 کلمه

      سلام به تمامی دوستان خوبم 

      من ایمان دارم که میتونم متناسب بشم و بر خلاف گذشته ی خودم چاقی در جسمم رو اصلا طبیعی نمی‌دونم و اون رو  چیز نادرست و عجیب و غیر معقولی  می‌دونم .

      و اما این جلسه در مورد قانون میخواهیم حرف بزنیم ما در تمام جنبه های زندگی مثل درس‌خواندن و خریدن و رانندگی کردن و یا … قوانینی داریم که باید به اونها عمل کنیم قوانین دو دسته هستن قوانین منع کننده وقوانین …

      و دولت با اجرای قوانین منع کننده مانع از اجرای یه سری کارهای خلاف و جرم میشه .

      و اما یه سری کارها  در جامعه هستن که برای اونها  هیچ قانونی وضع نکردن و همچنان مردم در اجرای اونها آزاد هستن مثل فروش دخانیات و مصرف دخانیات و ما می‌بینیم چون برای مصرف  اون قانونی نگذاشتن مردم به راحتی میخرن ومصرف میکنن و اما میبینیم  که برای مصرف مواد مخدر که قانونی در نظر گرفته شده  و به راحتی در اختیار مردم نیست مردم   مثل سبگار  اینقدر راحت و زیاد مصرف نمیکنن.

      پس کی این قانونها  رو تعیین می‌کنه دولت ؟؟ مردم ؟؟یعنی من باید  منتظر بمونم تا دولت بگه این کار جرم هست و مجازات داره تا من مصرف نکنم ؟؟یعنی اگر اون نگه من باید مصرف کنم ؟؟واقعا اگر مواد مخدر دیگه مثل  شیشه هم فروشش مثل سیگار  آزاد میبود ما باید این همه افراد مبتلا به شیشیه  در جامعه پیدا میکردیم ؟؟؟

      واقعا موضوع جالبی هست .

      من یکم با خودم دارم فکر میکنم. یعنی اگر شیشه  هم  آزاد باشه و قانونی برای اون  نباشه ما باید این همه افراد مبتلا داشته باشیم ؟؟یعنی هیچ کس نباید خودش  به فکر خودش باشه ؟؟؟

      حالا یه سوال چرا باید این همه فرد چاق در جامعه باشه ؟؟ سیگار چون راحت دسترس هست خیلی تعداد افراد مبتلا به اون بیشتر از مواد مخدر دیگه هست و به همین دلیل چون مواد غذایی زیاد هست تعداد افراد چاق بسیار بیشتر ازمتناسبها هست . چرا من فکر میکنم با وضع قوانین و یه سری محدودیتها  من باید درست رفتار کنم .

      چاقی اعتیادی هست  که اصلا برای اون جرم و مجازاتی نه تنها در نظر گرفته نشده بلکه افراد رو تشویق به مصرف اون هم میکنن و این اعتیادی هست که خیلی راحت گسترش پیدا می‌کنه و از سن کم والدین  فرزندان رو به این اعتیاد گرفتار و تشویق میکنن و رهایی از اون سخت هست و اگر هر بار ما  به این اعتیاد گرفتار بشیم خیلی سخت از اون رها میشیم اعتیادی که مبتلا شدن به اون نشانه ی احترام هست و بدون سر و صدا و لذت وارد بدن ما میشه و زندگی رو سخت می‌کنه .

      چاقی اعتیادی هست که هیچ قانون و خط قرمزی ندارن 

      چاقی ارزانترین نوع اعتیاد هست .

      بهتر هست برای سلامتی خودمون و فرزندانمون قوانینی وضع کنیم تا اونها رو ازاین اعتیاد رها کنیم  پس باید به رفتار خودمون نگاه کنیم تا رفتارهایی که باعث این اعتیاد میشه رو پیدا کنیم 

      واقعا من تا به اینجای فایل منقلب  شدم و وحشت کردم  من هر بار این فایل رو گوش میدم دگرگون میشم چون یه عمر به من گفتن اعتیاد آدم رو بدبخت می‌کنه بیچاره می‌کنه و دیدم افراد معتاد چه زندگی افتضاحی دارن چقدر حالشون بد و در اوج ذلت  دارن زندگی میکنن که بعضیاشون  واقعا بمیرن بهتره تا زندگی کنن و اما حالا میبینم که استاد داره به راحتی به افراد چاق این لقب رو میده واقعا ، واقعا از ته دلم برای خودم و فرزندانم و تمام افراد اطرافم نگران میشم  که نکنه وارد این دام خانمان‌سوز چاقی بشیم ؟؟؟  و بر ای هر کس که چاق هست از ته قلبم افسوس میخورم و  اما حالا عجیبی دارم از یه طرف دیگه بسیار  خوشحالم که آگاه شدم و این آگاهی های ناب رو دارم که میتونم خودم و هر کس در مسیر این آگاهی ها باشه رو از این اعتیاد نجات بدم واقعا نمی‌دونم چی بگم ؟؟فقط باید بگم وای بر من در گذشته و باید بگم خدایا سپاسگزارم که در این مسیرم و نجات پیدا کردم چون من کسی بودم که در گذشته دقیقا گرفتار همین چاقی بودم و نه تنها خودم گرفتار شده بودم با تمام وجودم تلاش می‌کردم فرزندانم رو هم گرفتار کنم تازه با این نگاه که کارم درسته  و این یه لطف که در حق بچه هام و همسرم میکنم وای بر من در گذشته  با خودم و عزیزانم چه میکردم ؟؟

      همین دیشب در جمعی بودم   که می‌دیدم یه مادر داره با هزار تا ترفند به زور غذا  وارد بدن بچه ای میکنه که بسیار زیبا و خوش اندام بود و اما اون بچه قبول نمی‌کرد بخوره اما مادرش کلی وعده داد و کلی تهدیدش کرد اما اون بچه راضی نشد تازه.  مادرش از من خواست بهش بگم اگر غذا نخوره بزرگ نمیشه و … اما من فقط ناراحت شدم و گفتم تو رو خدا اینطور نکن اجازه بده آزاد باشه و هر طور که نیاز داره بخوره و امروز باشنیدن این فایل برام مرور شد که چقدر این مادر ناآگاهانه داره فرزندش رو گرفتار اعتیاد چاقی  میکنه و تازه بسیار احساس خوب و عالی داره که تونسته به زور چند قاشق بهش غذا بده .من میبینم همین مادر رو که بارها برای آرام کردن فرزندش در موقع گریه از خوراکی استفاده می‌کنه و حتی چندین بار هم تذکر دادم فلانی کارت اشتباه اما اصلا به دنبال این حرفها نیستن  من میبینم که اطرافیانم با تعارفهای بی جا  باعث تشدید چاقی در بدن اطرافیانمون میشن و چقدر از وقتی که این آگاهیها رو پیدا کردم سعی میکنم در رفتارهای خودم با فرزندانم تجدید نظر کنم در رفتارهای خودم با مهمانانم و اطرافیانم تجدید نظر کنم و به هیچ کس دوست ندارم اصرار به خوردن کنم ؟؟ اصلا این کار در ذهن من  تبدیل به یک کار خطر آفرین شده و واقعا  به راحتی زیر بار این کار نمیرم  شاید یه جایی با مهمانی رو در بایستی داشته باشم و یک یا دو  بار اصرار کنم اما از درون ناراحتم که کارم اشتباه هست باید من باعث گسترش این اعتیاد در بین اطرافیانم نباشم و سریع به خودم میام و دیگه انجام نمیدم .

      من عاشق همسر و فرزندانم و خودم هستم پس هرگز ،هرگز،هرگز اونها رو به زور وادار به خوردن هیچ مواد غذایی نمیکنم شاید گاهی اوقات خطاهایی داشته باشم  اما سریع این آگاهیها در گوشم زنگ میخورن و دیگه ادامه نمیدم و به دنبال رفتار درست میکردم و اون رو انجام میدم خدا رو سپاسگزارم برای  این همه آگاهی عالی که در اختیارم هست .

      من واقعا در گذشته تلاش می‌کردم برای مصرف مواد غذایی بیشتر و همیشه حواسم بود که سر  ساعت مواد غذایی مصرف کنم و هیچ وقت دوست نداشتم کسی در خوردن با من شریک بشه  چقدر با خانوادم و اطرافیانم بحث میکردم که چرا مواد غذایی بیشتر رو به من ندادن چقدر به دنبال جاهای جدید برای خوردن بودم و متاسفانه همین آگاهی ها  رو به همسرم و فرزندانم تا حدودی میخواستم انتقال بدم اما خدا رو شکر موفق نشدم و اگر شدم خیلی کم ومقطعی  بود و الان از وقتی در مسیر درست هستم حتی همسرم و فرزندانم متناسب تر شدن من خودم تقریبا سه سال میشه که به دخترم زور نمیگم در خوردن و ایشون کلی ریزش،سایز و وزن  داشته و همه بهش گفتن چقدر لاغر شدی چی کار کردی ؟؟خودش هم دقیق نمیدونه اما من می‌دونم چی شد چون دیگه بهش  در خوردن زور نمیگم. چون تشویق به خوردن نمیکنم چون در اطراف اونها کلی خوراکی خوشمزه نمی‌زارم تا اونها رو ترغیب به خوردن کنم و هزارتا کار دیگه که همش مدیون سایت تناسب فکری هستم حتی همسرم که واقعا لاغر بود اما با آموزشهای چاقی من بعد از ازدواج دیدم  ایشون رو هم چاق تر کردم اما بازم بعد از بودن در سایت تناسب فکری چون دیگه بهش اجبار نمیکنم که چرا نخوردی و ته مانده‌ی ظرفت رو بخور  و …ایشون کلی لاغر تر شده  و پسرم رو هم که خدا رو شکر  به موقع رها کردم  و هنوز اولش بود که باید به اندازه ای که من میگفتم در همون ساعتی که من میگفتم  غذا میخورد اما بسیار همه ازاین عادتهای من ناراحت بودن بچه هام حتی  گریه میکردم و بحثمون میشد اما من روی حرفم می‌موندم و با هزار ترفند غذا به زور وارد بدنشون میکردم اما از وقتی وارد این راه شدم تمام اون کارهای گذشته رو رها کردم اصلا تغییر کردم از درون و بیرون تغییر کردم چقدر روابطم به بچه هام و همسرم بهتر شد چقدر با خودم بهتر رفتار میکنم واقعا خدا رو سپاسگزارم .

      من آگاهانه قوانینی برای منع ترویج چاقی وضع کردم که :

      خوردن به جای شادی کردن نباید باشه 

      سر و صدای بچه هام رو با خوردن آروم نکنم 

      با خانواده بودن دور میز مصرف مواد مخدر نباید باشه 

      به دعوت افراد برای مصرف بیشتر مواد مخدر پاسخ مثبت ندیم .

      به دیگران اصرار  به خوردن مواد مخدر بیشتر نکنم 

      به دنبال ترک اعتیاد خودمون باید باشیم .

      این اعتیاد چند ویژگی داره که از بقیه ی اعتیادها خطرناک تر هست :

      اول اینکه این چاقی  پذیرفته شده هست و اصلا زشت نیست .

      دوم اینکه در دسترس بودن این مواد مخدر هست که بینهایت وجود داره در رنگها وطعم های مختلف هست که کار رو دشوار  می‌کنه .

      سوم اینکه ارتباط دادن این مواد مخدر با موضاعات  مختلف هست .ما مصرف میکنیم برای تفریح کردن ،مصرف میکنیم برای لذت بردن ،مصرف میکنیم برای احترام گذاشتن ،مصرف میکنیم برای کنترل خشم ،مصرف میکنیم برای سرگرم. شدن ،مصرف میکنیم برای قویتر شدن ،و….بینهایت مورد مصرف داره که خطرناک هست 

      من دیدگاهم باید به چاقی تغییر کنه من قبلا فکر میکردم چاقی من به خاطر اشتهای و یا دارو و سن و زایمان و کم تحرکی و مواد غذایی و … هست اما حالا میدانم که در گذشته و شاید هنوزم گاهی اوقات من به چاقی اعتیاد پیدا کردم  و من مقصر هر کیلو اضافه وزنم هستم چون هیچ دارو و قرصی من رو اینقدر چاق نمیکنه و این رفتارهای من هست که باعث چاقی من میشن و من می‌خوام از این اعتیاد پاک بشم و تا حدودی موفق بودم و اما هنوزم باید پاکتر بشم و فقط از طریق ذهنی می‌خوام پاک بشم و به لطف خدا من در شرایطی هستم که نتیجه ی خوبی  گر قدم و دیگه  اصلا برام طبیعی نیست که چاق باشم  و تا ابد چاق بمانم من دیگه برای چاقی خودم هیچ دلیلی نداریم و به لطف خدا نتایج خوبی هم داشتم 

      من به فکر ترک اعتیاد خودم بیشتر از قبل هستم و می‌خوام زندگی جدیدی برای خودم بسازم :

      من به جای پرخوری کردن در مسافرت بیشتر میگردم و از مکانهای جدید لذت میبرم .

      من به جای پرخوری کردن در عید نوروز و دید و بازدید  شادی میکنم و با اطرافیانم ملاقات میکنم .

      من به جای پر خوری کردن در ماه رمضان و محرم با به اندازه خوردن حال بهتری برای ادامه راه خواهم داشت .

      من به جای پرخوری در دور همی و مهمانی از وجود اطرافیانم و مکان جدید لذت میبرم 

      من به جای پرخوری در پارک و باغ و فضا سبز از آسمان زیبا و درختان و صدای پرنده ها و طبیعت لذت میبرم 

      من به جای پرخوری در عروسی و تولد شادی بیشتری میکنم .

      من به جای پرخوری در رستوران و فست فود با به اندازه خوردن احساس قدرت میکنم 

      من به جای پرخوری  در سینما و تاتر از اون فضای شاد لذت میبرم و کلی میخندم .

      من به جای اینکه در مواقع حوصله سر رفتن هام  غذا بخورم از خونه بیرون میرم یا فایل گوش میدم یا مطالعه میکنم .

      من به جای اینکه در هنگام خوشحالی بخورم بیشتر حرف میزنم و یا شادی میکنم 

      من به جای اینکه وقتی جایی از بدنم درد کرد بخورم اول به دنبال درمان اون میرم .

      من به جای اینکه انتقام پول داده رو هر جاییی با خوردن در بیارم از اون هوا و فضا لذت بیشتری میبرم .

      من به جای اینکه به کسی با تعارفهای بیشتر احترام بزارم باهاش هم صحبت میشم و حرفهای آموزنده و خوب میزنم و به ایشون محبت زبانی و یا بدنی میکنم .

      من به جای اینکه غذایی اسراف نشه و بخورم ما بقی  غذا رو داخل کیسه ای میریزم و برای پرنده ها و حیوانات میبرم .

      من به جای اینکه به خانوادم در خوردن اصرار به خوردن نکنم کمتر غذا درست میکنم .

      من به جای اینکه به میزبان احترام بگذارم هرگز غذای اضافی وارد جسمم نمیکنم و خیلی راحت میگم میل ندارم .

      من به جای اینکه هر وعده ی غذایی خودم رو با زیاد خوردن خراب کنم فقط به اندازه نیازم میخورم و لذت میبرم .

      من به جای اینکه بگم این غذا مقوی هست باید بیشتر بخورم با به اندازه خوردن در زمان گرسنگی. خودرو قوی میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      1401/01/01 23:16
      مدت عضویت: 1302 روز
      امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,111 کلمه

      به نام خدایی که انتخابم کرد 

      به زمانبندی خداوند اعتماد دارم 🦋

      سلام و درود دوستان مشتاق یادگیری سالی مملو از عشق و ثروت و سلامتی و سعادت براتون آرزومندم 🍃🌸

      چاقی اعتیاد آسان است مراقب باشید تکرار(۲)

      هر عاملی که به صورت اختلال روانی منجر به رفتار تکراری یا مصرف موادشیمیایی به صورت طبیعی در افراد بشود که کنترل اراده در انجام ندادن آن رفتار تکراری را نداشته باشند و به نوعی دچار ضعف در مقابل آن رفتار تکراری شوند اعتیاد تلقی می گردد .

      اعتیاد یک بیماری کشنده و پیش رونده و بسیار خطرناک است و برای شناخت مسیر لاغری باید از مسیر چاقی خود آگاهی داشته باشیم تا به شناخت بهتری از روند تغییر افکار و جسم خود دسترسی پیدا کنیم .

      در تمام جوامع و حکومتها قوانینی وضع شده است که حدومرز را در جنبه های مختلف زندگی مشخص می کند مثل قوانین اقتصادی یا قوانین دانشگاه و مدارس و رانندگی و قوانین کیفری و املاک و …

      قوانین مثل ریلی برای حرکت یک قطار هستند که برای  پیشگیری از آسیب فردی و جمعی افراد جامعه وضع می شوند .

      قوانین دو دسته هستند هدایت کننده و باز دارنده (منع کننده )

      بازدارنده ها مثل منع قاچاق کالا یا اسلحه و مواد مخدر

      یعنی منع کننده کارهای خطر آفرین .

      ولی همچنان در جوامع موضوعات مهم و خطر آفرینی هستند که هیچ قانونی براشون وضع نشده است .

      مثل مصرف دخانیات ..در چند سال اخیر با یک حرکت فرهنگی گسترده استعمال دخانیات در امکان عمومی ممنوع شد و تا قبل از اون فردی که اعتیاد به مصرف سیگار داشت با قیافه ای حق به جانب در تاکسی یا فروشگاه ها و سینما و …خیلی راحت رفتارش را تکرار می کرد .

      بارها دیدم روی بسته های سیکار تصویر یک ریه سالم و در کنارش ریه آسیب دیده کشیده شده ،صحبت از سرطان شده ولی در نهایت به وفور و با قیمت مناسب در دسترس همگان یافت میشود.

      آیا اگر شیشه و کراک و قرص اکس هم انقدر به وفور و در دسترس و ارزان یافت می شد انقدر مبتلا داشتیم !؟     

      یعنی باید منتظر باشیم تا قوانین برای ما و زندگی و سلامتیمون حدومرز تعیین کنند؟!..یا خودمون آگاهانه به فکر خودمان باشیم ؟!

      چاقی اعتیاد ارزان است به مصرف خوراکی !..

      با انواع تبلیغات رسانه ای تشویق به مصرف بیشتر می شویم همه جا به راحتی و به وفور در انواع طعم و رنگ و با بسته بندی های شکیل یافت می شود به سرعت درجهان گسترش می یابد .

      خانواده ها فرزندان خود را ناآگاهانه برای تفریح و سرگرمی تشویق به خوردن می کنند .

      در دورهمی  و جمع ها مواد غذایی را با اصرار به دیگران تعارف می کنیم و سفره های رنگین و تحریک کننده پهن می کنیم و دوست داریم دیگران هم برای خوردن به ما اصرار کنند و مواد غذایی بیشتری به ما تعارف کنند .

      پول خود را جمع می کنیم تا برای سوپرایز کردن عزیزانمون به رستوران بریم .مواد غذایی مورد علاقه خود را ذخیره می کنیم یا از دید دیگران مخفی می کنیم .در جستجوی بهترین رستوران و کافی شاپ و قنادی هستیم و به دیگران پیشنهاد می دهیم .برای خوردن و گرفتن حق اعتیاد با دیگران می جنگیم 

      اعتیادی که زشت نیست 

      در دسترس بودن و بی نهایت رنگ و طعم دارد  

      ارتباط دادن مواد غذایی با موضوعات مختلف مثلا برای لذت بردن و تفریح می خوریم برای سلامتی و قوی شدن می خوریم برای سرگرمی و یا کنترل خشم و احساسات خود می خوریم.

      چاقی ما به خاطر ژنتیک نیست ارثی نیست به خاطر تیروئید نیست فقط به خاطر اعتیاد به مواد غذایی هست . از نظر پزشکی تیروئید در نهایت ۵کیلو اضافه وزن بیاره ولی افراد چاقی هستند که ۵۰کیلو اضافه وزن دارند و دلیل چاقی خود را تیروئید می دانند .

      موضوع گسترش و شیوع چاقی در جهان خیلی ذهنم را مشغول کرد ما همیشه بعضی از کشورها را پیشرفته می دونیم در صورتیکه چاقی در تمام کشورهای به اصطلاح به روز از نظر دانش علم و تکنولوژی هم در حال گسترش هست و بعید می دونم فردی باشه که از چاق بودنش کاملا احساس رضایت داشته باشه هرچقدر هم انسان موفقی باشی و خودتو کاملا بپذیری درونت خلأیی حس می کنی همان که هست و می خواهی باشی .

      پس موضوع ذهنی هست نوعی اختلال روانی و ربطی به عوامل شرایط بیرونی نداره این همه سال که افرادمعتاد را قضاوت می کردیم نمی دانستیم که خود هم به گونه ای خطرناکتر به مواد غذایی اعتیاد داریم این نوع پذیرش خیلی احساس پذیرش و مسئولیت پذیری بهم میده !… 

      موضوع چاقی و اعتیاد به آن باعث کارآفرینی بسیاری از افراد شده است که دانسته یا نادانسته از افراد دارای اضافه وزن بالا سواستفاده می کنند که اصولا این افراد خودشان متناسب هستند و هیچ شناخت و درکی نسبت به افکار و احساسات افراد چاق ندارند.

      به لطف خداوند از زمانی که با سایت تناسب فکری آشنا شده ام آگاهی های ارزشمندی کسب کردم و امروز به این موضوع آگاه تر هستم منم قبلتر برای سرگرم کردن فرزندانم و یا منصرف کردنشون از دیگر خواسته هاشون بهشون خوراکی می دادم چون از کودکی خودم اینگونه آموزش دیده بودم الآن متوجه یک فرمول ذهنی مخرب دیگرم هم شدم دختر ۴ساله من بسیار متناسب هست و از نظر پزشکی و نمودار زیر خط قرمز هست ومن چند سال اول با رنج و ترس و خشم این بچه را وادار به خوردن می کردم ولی واقعا بدنش قبول نمی کرد تا روزی که در مسیر خودشناسی رشد طبیعی آن را به خداوند و هوشمندی سپردم و رها شدم اما هر زمان بد خلقی کنه میگم تو گرسنه ای چون غذاتو نخوردی !..

      به لطف خداوند مدتی است دیگر در جستجوی روش طبخ غذاهای جدید نیستم همیشه یک مدل غذا درست می کنم و در سفره های رنگین یک مدل غذا انتخاب می کنم و برای تست شاید یک یا دوقاشق از غذای دیگر میل کنم در فروشگاهها کمتر به مسیر تنقلات می روم در رستوران برای ۴نفر به اندازه دونفر غذا سفارش می دهیم غذا خوردنم کمتر وابسته به ساعت شده و برای تقاضا صبورتر شده ام .دیگه میدونم که مغز و معده من باید حجم مصرفی منو مشخص کنه نه پرس رستوران یا بسته بندی های یک نفره کارخانه ای .کمی بیشتر از تفکیک غذایی رها شدم به هیچ عنوان اصرار به خوردن دیگران نمی کنم و انتظار ندارم به من تعارف بشه یک کم بیشتر از خودم میپرسم الآن چرا می خواهم بخورم ؟آیا گرسنه هستم ؟ 

      و کمی از شدت اعتیاد فاصله گرفتم و من تمام مسئولیت چاقی خودم را میپذیرم مسئولیت هر کیلو اضافه وزن با خود من هستش و اگر بخواهم می توانم آگاهانه زندگی کنم با تفکر و البته هماهنگی اش با احساس خوب و رضایتمندی ام از خودم .

      خدایا سپاسگزارم 

      خدایا عااشقتم 

      سپاس از آموزگار و آموزه ها

      دوستان هم مسیری ام در مسیر آزادی و شادی الهی با عشق گام بردارید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1400/12/15 18:43
      مدت عضویت: 1513 روز
      امتیاز کاربر: 6887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      سلام

      منم بااینکه فایل های آموزشی رو هر روزه گوش میدم وانجام میدم گاها در طول روز پیش میاد بنا به دلایل احساسی تحریک به خوردن میشم  روشی که خودم انجام میدم اینه که سریع به خودم میگم این نجوای ذهنی هستش میخواد تو رو از رسیدن به هدفت منصرف کنه مراقب باش .

      بعدش به خودم میگم تناسب اندام برات لذت بخش تره یا چاقی ؟ بعدش خودمو سرگرم میکنم میبینم واقعن گرسنه ام نبود و همه چی یادم میره .

      یکی از کارهایی که میکنم لاغری رو برای ذهنم شیرین میکنم مثلا وقتی فرد متناسبی رو میبنم ذوق میکنم و نگاش میکنم و به زیبایی لاِغریش ولباسی که چقدر با لاغریش زیباتر میشه توجه میکنم و ذهنم متوجه میشه من چی رو دوست دارم و در مواقعی که گرسنگی احساسی برام پیش میاد کنترل ذهنم رو زود دستم میگیرم . 

      یا وقتی لباسی برام گشاد میشه ذوق میکنم وخودمو تحسین میکنم وخنده ته دل میکنم و با این کارم به ذهنم میگم نگاه من از این حالتها خوشم میاد وتو تواین مسیر کمکم کن .

      میام کدگذاری میکنم ذهنم رو

      لاغری مساوی با لذت . شادی .زیبایی.  سرحالی . آرامش . آزادی . اعتماد به نفس . تناسب اندام عالی که همه جا بامنه 

      چاقی مساوی بدبختی . بی حوصلگی . سرزنش . زشت بودن. ناراحتی . عذاب وجدان . محدودیت وبیماری . جسم چاق

      حالا با منه کدوم رو انتخاب کنم .

      طبیعتا ذهنم لاغری رو میخاد چون براش لذت بخشه و بهم درکنترل رفتار کمکم میکنه البته میگم وقتی گرسنه هستم تا مرزسیری میخورم اما وقتی گرسنگی کاذب دارم این راهها رو میرم . وخدا روشکر خوب جواب داد و راضیم ‌ .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار عاطفه ♥ عادله
        1401/10/16 23:22
        مدت عضویت: 893 روز
        امتیاز کاربر: 5896 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 24 کلمه

        سلام دوست عزیزم وقتت بخیر

        سپاسگزارم از اینکه راهکارهای مفید و عالیتون رو با ما هم به اشتراک گذاشتین

        شاد و در مسیر متناسب شدن باشید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rashin.hassas@gmail.com
      1400/12/14 15:56
      مدت عضویت: 932 روز
      امتیاز کاربر: 236 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

                           با نام و یاد خدا

      گام دهم

                 “چاقی ازانترین اعتیاد”

      ما یادگرفتیم یا بعبارتی عادت کردیم هرچی در دسترسمون هست استفاده کنیم  

      تا  زمانی که اجبار نباشه زور نباشه کاری رو انجام نمیدیم 

      وقتی میری دکتر بهت میگه فشارت بالاست مصرف نمکو بیار پایین  دیابت داری قند مصرف نکن و…

      این ممنوعیات هرس و ولع مارو بیشتر میکنه 

      و شاید باعث محدود کردن مصرفمون بشه اونهم به اجبار

      داستان چاقی ما و رژیم هامون هم از این قایده مثتثنا نیست با رژیم برا خودمون ممنوعیت بوجود میاریم ولی درست از زمانی که شروع میکنیم به رژیم وهمون موقع مهمونی دعوت میشیم  مهمون میاد وهزاران اتفاق دیگه که مارو از مسیر خارج کنه و دوباره شروع کنیم به چاق و چاقتر شدن 

      بسیار زیباست که “اعتیاد به چاقی سریعتر از هر نوع اعتیادی گسترش پیدا میکنه”

      “چاقی اعتیادیست که هیچ خط قرمزی ندارد”

      من یک معتادم که باید با اصلاح خودم بتونم به خودم و خانواده و اطرافیانم کمک کنم

      و برای ترک این اعتیاد ناگزیرم قوانینی وضع کنم

      • فقط وفقط در زمان گرسنگی واقعی غذا بخورم
      • بمحض اینکه احساس سیری کردم دست از خوردن بردارم
      • از تعارف کردم مواد غذایی بپرهیزم و به تعارفات دیگران هم با کمال احترام اعتنایی نکنم
      • در زمان استرس و عصبی بودن بجای خوردن از تکنیکهای مفید جایگزین استفاده کنم مانند تنفس عمیق  ،گوش کردن موسیقی شاد ،رقص و..‌
      • هرزمان که گرسنگی احساسی سراغم اومد به خودم یادآوری کنم که بدنم سطل زباله نیست و منی که اشرف مخلوقاتم لایق بهترین ها هستم 
      • من در هر شرایطی باید تصویری ایده آل  از خودم داشته باشم که برای رسیدن به اون تمام تلاشمو بکنم و هر وقت خواستم در دام این اعتیاد بیوفتم به اون تصویر نگاه کنم و به خودم یادآور بشم که راهی تا رسیدن به تناسب اندام باقی نمانده در یک قدمی زسیدن به آرزوهاتی پس خودتو از دام اعتیاد چاقی نجات بده
      • با پیروی از این قوانین بیشتر و بیشتر به خواستم نزدیک میشم
      • \”داشتن اندام زیبا حق منه\”
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      1400/12/11 16:12
      مدت عضویت: 1253 روز
      امتیاز کاربر: 12008 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      بنام خدا 

      چاقی هم یک اعتیاد است مثل مواد مخدر یک فرد چاق هم مثل یک فردی که از مواد مخدر مصرف می‌کند

      اون هم اعتیاد به مواد غذایی دارد و اعتیاد چاقی خیلی خطرناک تر از اعتیاد به مواد مخدر می باشد چرا چون یک فرد چاق می‌تواند به انواع بیماری‌های خطرناک دچار شود .

      ما از این اعتیاد خطرناک در مهمانی ها ،جشن ها ،تفریحها مراسمات ،دورهمی ها زیاد استفاده میکنم و زیاد به هم مواد غذایی را تعارف میکنیم و ذهن مان زیاد درگیر مواد غذایی است که تو تفریحها چی ببرم که بخوریم به جای اینکه از دیدن مناظر زیبا و یا دوستان لذت ببریم به فکر خوردن هستیم .

      کودکان خود را نیز با خوردن مواد غذایی و تنقلات عادت می دهیم ‌

      اما من از وقتی که تو این سایت هستم و از مطالب بی نظیر استفاده میکنم خیلی رفتار غذایی پن تغییر کرده تو همه چی تفریح ،مهمانی مسافرت‌ها کلی تغییر کردم مثلا من دیروز تهران بودم صبح که صبحانه خوردم و حرکت کردیم تا شب هیچ نتونستم بخورم حتی نهار هم نخوردم نه اینکه عمدی نه اصلا گرسنه نبودم بچه ها همه نهار خوردن من نتونستم تا شب که شام خوردم از این رفتار خودم خیلی خوشحال بودم .

      ممنون از شما استاد عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 41760 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 72 کلمه

      سلام استاد گرامی
      ممنونم از پاسختون
      من خیلی به برنج و سیب زمینی علاقه ندارم ،
      یعنی اگه ۷قاشق برنج میخورم دیگه از برنج سیر میشم ولی آره سالاد باشه حتما میخورم و بیشتر خورشتش رو زیاد میکنم،
      فرمودید نسبت به غذاهای دیگه هم اینجوریم من فقط در مورد ماکارونی و دلمه زیاده رویی میکنم یعنی خیلی دیر سیر میشم.
      ولی مشکل اصلیم همون هفته ای یکی دوبار شیرینیجات خریدن عصر هستش که با چای میخورم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 41760 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 181 کلمه

      سلام استاد عزیز
      خسته نباشید
      من دیروز فایل شنیدم و امروز هم یه بار دیگه بهش گوش دادم ،بسیاری از مطالب دوستان رو هم خوندم،
      ولی موضوع خیلی سنگینه ،(اعتیاد)
      کمکم کنید
      الان میخوام بگم یکی از عادتهایی که واقعا شده اعتیاد واسه من اینه،
      هفته ای ۲بار حداقل، میرم شیرینی فروشی ،ما که ۳نفریم ۶عدد به دلخواه خودم که معمولا نفری یه شیرینی خامه ای و یه دونه کیک شیله ای میخرم تا بیام باهاش چای عصر رو بخوریم،
      مشکل اینه واقعا هیچ کاری تو این چند ساله برام به این اندازه لذتبخش نبوده!
      اصلا از غذا خوردن این اندازه لذت نمیبرم ،
      و زیاد نمیخورم.
      بعضی از دوستان در مورد خوردن غذاشون گفته بودند که در حد خفگی میخورن یا تا به سیری کامل نرسن دست نمیکشند،
      من در غذا خوردن اینجوری نیستم ، مثلا برنجم با چشم مشخصه که ۷قاشق نمیشه،میخوام بگم اعتیادم به غذا نیست به شیرینیجات،مثلا ، ۴عدد بامیه و یه عددزولبیا در هفته.
      الان چیکار کنم چه جوری این اعتیاد رو ترک کنم؟
      آیا باید کمش کنم اول ، مثلا هفته ای ۱بار،
      بعد ۲هفته یه بار مثلا؟
      راهنماییم کنید توروخدا 🙁
      ممنونم ازتون
      خدا یار و نگهدارتون باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 78 کلمه

        سلام و درود
        دو موضوع وجود داره
        اینکه برنج به نظرت 7 قاشق می خوری آیا بازم میل داری بخوری و خودت رو نگه می داری یا واقعا میل نداری؟
        در مورد همه غذاها مثل برنج عمل می کنی؟ یعنی سالاد باشه هم تقریبا همیشه به یک اندازه می خوری؟
        اگه برنج باشه، سالاد هم باشه و 7 قاشق برنج بخوری، بعدش سالاد می خوری؟
        خیلی موضوعات هست که باید بررسی بشه
        برای تغییر عادت ها از چالش من اینو نخوردم استفاده کنید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 41760 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 130 کلمه

      سلام استاد عزیز
      خسته نباشید
      من دیروز فایل شنیدم و امروز هم یه بار دیگه بهش گوش دادم ،بسیاری از مطالب دوستان رو هم خوندم،
      ولی موضوع خیلی سنگینه ،(اعتیاد)
      کمکم کنید
      الان میخوام بگم یکی از عادتهایی که واقعا شده اعتیاد واسه من اینه،
      هفته ای ۲بار حداقل، میرم شیرینی فروشی ،ما که ۳نفریم ۶عدد به دلخواه خودم که معمولا نفری یه شیرینی خامه ای و یه دونه کیک شیله ای میخرم تا بیام باهاش چای عصر رو بخوریم،
      مشکل اینه واقعا هیچ کاری تو این چند ساله برام به این اندازه لذتبخش نبوده!
      اصلا از غذا خوردن این اندازه لذت نمیبرم ،
      و زیاد نمیخورم.
      الان چیکار کنم چه جوری این اعتیاد رو ترک کنم؟
      آیا باید کمش کنم اول ، مثلا هفته ای ۱بار،
      بعد ۲هفته یه بار مثلا؟
      راهنماییم کنید توروخدا 🙁
      ممنونم ازتون
      خدا یار و نگهدارتون باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 10 کلمه

        سلام و درود
        از دوره “چالش من اینو نخوردم” استفاده کنید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      1400/12/02 13:18
      مدت عضویت: 1113 روز
      امتیاز کاربر: 1406 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      سلام
      رفتار های اخیرا اونقدر چندش اور شده بود ک دیگه راحت خودم ب خودم میگفتم تو معتاد شدی
      دقیقا ی موقع تموم بدن فریاد میزدن شیرینی میگرفتم میخوردم ولی ذهنم باز میخواست طوری معدم قاطی میکرد و مریض میشدم
      طوری شده بود ک دیگه از خودم از رفتارهام بدم میومد
      طوری بود ک دیگه از هرچی غذا بود بدم میومدم همون لحظه میگفتم دیگه تکرار نمیکنم این اخرین باره
      هی با خودم حرف میزدم ک چرا این کارو میکنی تو همون فریبای چن سال پیشی اون اراده کجا رفته پاشو ورزش کن رژیم بگیر .
      این چ زندگیه
      اما فردا دوباره شروع میکردم دیگه هیچ کنترلی نسبت ب خودم نداشتم
      این رفتارهامو از محرومیتی ک ب خودم طی رژیم های مختلف میدادم
      میدونم
      حتی باعث شده بود چیزهایی ک دوس ندارم هم بخورم
      عذاب وجدان داشت منو میکشت من خودم داشتم خودم میکشتم
      اصلا ذهنم در اختیار خودم نبود
      اما از وقتی سایت اومدم خیلی فرق کردم اگه پرخوری هم داشته باشم در حد دوسه قاشق
      و خیلی خیلی خدا رو شاکرم ک منو ب اینجا هدایت کرد
      من خیلی فرق کردم
      ار خدا ممنونم
      از استاد عزیز بابت این فایلهایی ک در اختیار ما گذاشتن
      یک دنیا ممنون
      من طرر زندگی کردن صحیح رو دارم یاد میگیرم
      طرز رفتار درست
      خیلی خوشحالم
      عین وحشی ها حمله نمیکنم ب غذا خیلی خوشحالم ک لایق بهترینهام لایق درست رفتار کردن مثل افراد متناسب رفتار کردن هستم
      من قبلا میرفتم فروشگاه حسرت ته دلم بود ک چرا من نمیتونم چیزهایی ک دوس دارم بگیرم اما الان میرم میبینم اصلا خیلی چیزهایی ک قبلا حسرتشو داشتم نگرفتم یا میگیرم میام تا چندین هفته تو کابینتم میمونه اما قبلا با ی هرچیزی ک گرفتم
      تموم میکردم انگار اون وسایل آهنربا بودن
      من قبلا از خوردن لذتی نمیبردم اما الان لذت میبردم
      و میدونم هر روز بهتر از دیروز خواهم بود
      چن طبیعیه ک کسی تو مسیر درسته ب سمت طبیعت وجود خودش ک لاغری و درست رفتار کردنه بره
      من در مسیر درستم و لاغری با تموم وجودم حس میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار عاطفه ♥ عادله
        1401/10/16 23:40
        مدت عضویت: 893 روز
        امتیاز کاربر: 5896 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 45 کلمه

        سلام وقت بخیر دوست عزیزم

        چقد با شما احساس همدلی نزدیکی دارم. چون دقیقا من هم همینطور بودم و مدتی هست به لطف پروردگار متعال و این سایت بی‌نظیر بهتر شدم. سپاسگزارم از به اشتراک گذاشتن خاطراتتون

        امیدوارم همه ما هر روز در مسیر تناسب فکری باشیم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار هانیه
      1400/11/23 22:43
      مدت عضویت: 1187 روز
      امتیاز کاربر: 12738 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 318 کلمه

      به نام خدایی که راه رو نشونم میده

      سلام به استاد عزیز و دوستان همراه

      روز بیست و سوم تکرار : 

      قوانینی که در جامعه وجود داره دو جوره اغلب: قوانین هدایت کننده و منع کننده : قوانین هدایت کننده کمک می کنه به پیشبر کارها، قوانین منع کننده حد و مرزها رو مشخص می کنه. درواقع خط قرمزها

      اشتباهات و رفتارهای غط در جامعه ، یکی سری قانون براش در نظر گرفته شده، اما بعضی چیزها که منعی براش نیست و فقط اخلاقا زشت هستن، بیشتر تو جامعه شایع هستن. مثل سیگار درمقابل مواد مخدر …اعتیاد به مواد مخدر قوانین منع کننده داره و همه هم از اونها مطع هستن و همین عامل بازدارندگی تا حد زیادیه….اما آیا ما فقط باید بخاطر ترس از جریمه شدن توی رانندگی خاف نکنیم؟ بخاطر ترس از دستگیر شدن دزدی نکنیم؟ بخاطر ترس از مجازات، مواد مخدر مصرف نکنیم؟ چاقی هم یک رفتار مبتنی بر اعتیاده، آسون ترین شکل اعتیاده، همه کارهای یک فرد چاق شبیه معتادیه که به موادش وابسته ست و نمی تونه مصرف نکنه. منتها چون برای چاقی مجازاتی در نظر گرفته نشده، ما هیچ عامل بازدارنده ای براش نداریم، مجازاتی براش نیست، موادش همیشه در دسترسه، و مصرفش به هزار چیز به جز سیر شدن ربط پیدا می کنه…این اعتیاد هم خیلی چیزها رو می گیره از آدم..اعتماد به نفس، حال خوب، روابط خوب، درآمد خوب و هرچیزی که باعث حس خوب در آدم میشه رو واقعا می گیره…پس باید برای اینکه خطا نکنم و دست از این اعتیاد بکشم قوانینی مطرح کنم و مجازات هایی در نظر بگیرم تا متعهدانه تو این مسیر بمونم. 

      من امروز حالم زیاد خوب نیست و با علائمی که دارم خیلی نتونستم وقت بذارم توی سایت اما همین مدت کوتاه که برای امروز تکرارم وقت گذاشتم عالی بود و راضیم…همین چند خط نوشته ها رو هم خیلی دوست دارم و چون با حال و احساس خوب بوده براش ارزش قائلم و به خودم افتخار می کنم…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Marjannoori1363@gmail.com
      1400/11/19 20:58
      مدت عضویت: 897 روز
      امتیاز کاربر: 350 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      من امروز گام دهم را برداشتم وفایل شما را گوش دادم والبته که نیاز دارم بارها گوش کنم 

      بله چاقی یک اعتیاد است ومن این را در خودم حس میکنم همون جور که یک فرد معتاد به مرور مصرفش بیشتر می‌شود من هم استفاده ام از مواد غذایی بیشتر می‌شود مثلا اگر قبلا با یک پیراشکی نیازم برطرف میشد به مرور مصرفم به یکی ونصفی رسید وبقیه مواد غذایی هم به همین صورت

      خوب حالا که متوجه شدم اعتیاد به چاقی دارم باید قوانینی برای خودم بزارم 

      دیگه در رستوران به خاطر پولی که پرداخت کرده ایم نه خودم ونه بچه هایم سعی نکنیم همه غذا را بخوریم 

      سر میز غذا اضافه است اسرار به شوهرم وبچه هام نکنم بخورند تا اسراف نشود 

      دلیل نداره وقتی میریم خرید ومیبینیم مثلا همه دارند اسنک می‌خورند ما هم بخوریم چون همه دارند می‌خورند در صورت گرسنگی باید بخوریم 

      وما سعی می‌کنیم دیگه در خانه به خاطر سرگرمی ولذت بردن چیزی نخوریم فقط هر وقت بدنمان نیاز داشت از خوراکی‌ها استفاده کنیم

      ممنون استاد گرامی بابت تهیه این فایلهای پر از آگاهی 

      خدایا متشکرم دوستت دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار foroughi1920@gmail.com
      1400/11/19 07:35
      مدت عضویت: 899 روز
      امتیاز کاربر: 200 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 17 کلمه

      باسلام من از این فایل بسیار لذت بردم وامیدوارم شما هر روز موفق تر از دیروز باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 16070 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 362 کلمه

      به نام خدای مهربان

      وقت بخیر عزیزان 

      دوره تکرار روز بیست و سوم 

      واقعا همینطوره منم کاملا موافقم چاقی پذیرفته شدی در جامعه و هیچ قانونی هم براش نداریم و همه چی انواع و اقسام غذاها هم که در دسترس همه است . حالا چون قانونی نداریم دلیل نمی شه که خودمون هم به فکر نباشیم .باید به فکر سلامتیمون باشیم .یادمه منم مامانم نمی زاشت ما چیزی از مدرسه بخریم و همیشه خوراکی می بردیم و حتی می رفتیم بیرون هم چیزی نمی خرید حالا زمان ما مثلا پیراشکی و این چیزها خیلی مد بود و مامانم ما رو عادت نداده بود و البته اون موقع ها متناسب بودیم .دخترم هم همینطور بود عادت نداشت هی بگه اینو بخر برام اونو بخر . منم هله هوله خونه نمی خریدم اینم اصلا دوست نداشت خدا رو شکر . 

      و حالا می تونیم قوانینی بزاریم برای خودمون 

      مثلا من هر وقت می رم خرید لیست می نویسم چیزهایی که می خوام همونا رو ورمی دارم و میام اصلا چیزهای دیگه رو نگاه نمی کنم .

      سعی کنیم چیزهای بی خودی نخریم وقتی نباشه تو خونه آدم هم نمی خوره .

      تعارف دیگه نکنیم به کسی و به تعارف دیگران هم بگیم نه میل ندارم سیر شدم .

      خودمون مسیول چاقی خودمون هستیم . 

      اهان مثلا یکی بخر و دو تا ببر بگیم نه من فقط نیازم یه بسته است حالا گرون تره و ارزون‌تره 

      همونطور این رستوران‌ها all u can eat یه پولی می دی هر چقدر می خوای بخوری نه اینکه سلف سرویس باشه اونها جداست  وای بهتره که آدم نره اینجور جاها .

      خدا بیامرزه بابام و ما بچه که بودیم خیلی اهل ساندویچ بودیم یه جا بود ساندویچ زبون های خیلی خوبی داشت می رفتیم اونجا بابام می شست و ما می خوردیم اون نمی خورد دوست نداشت .

      مثلا می ریم رستوران غذامون می مونه دیگه نداریم خونه . یادمه اون موقع ها مامانم اگه می خواست جعبه بگیره برای اوردن غذا من انقدر ناراحت می شدم و خجالت می کشیدم می گفتم نه و از رستوران میامدم بیرون .

      سرگریمیمون خوردن نباشه واقعا این خیلی ریشه داره تا حوصلمون سر می ره و یا دور هم جمع می شیم انگار باید یه چیزی بخوریم به جاش می تونیم برقصیم دورهمی .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sareh.taherii123@gmail.com
      1400/11/04 12:21
      مدت عضویت: 912 روز
      امتیاز کاربر: 292 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 390 کلمه

                             به نام خداوند مهربانم!

      سلام استاد عزیز

      امروز به اثلطف خدای مهربانم و شما تونستم دهمین گام رو با موفقیت بردارم بدون اینکه بفهمم چطور ده روز اینقدر سریع گذشت ! 

      من به فایل ارزشمند شما گوش دادم و نوشته های دوستان رو هم مقداری خوندم ! بله! این واقعا درسته چاقی خودش یک نوع اعتیاده! ولی منتهی ما اعتیاد رو فقط در مواد مخدر و دخانیات دیدم و فراموش کردیم خودمون دچار اعتیادی هستیم که نمیخواین ازش در بیایم!! برای خود من بارها بارها اتفاق افتاده که بدون دلیل روزی هزار بار در بخچال رو باز میکردم که چیزی پیدا کنم بخورم!! انگاری حاجت میداد یخچال بهم!! از روی عادت انجام میدادم! 

      دیدید یه آدمی که معتاده بهمواد مخدر حد و مرض نداره برای مواد استفاده کردنش ! گاهی میبینید بعضیاشون اینقدر مصرف کردن که دچار سنکوب قلبی میشن و میمرن! چون وقتی دارن مصرف میکنن نمیخوان به هیچی جز اون لذتش فکر کنن!میگن از فردا کنار مصرف میکنن!  حالا این حکایت ما آدم‌هایی هستش که اضافه وزن داریم! مولا به شخصه خود من هیچوقت نمیتونستم با یدونه نون خامه ای برم کنار پیش خودم میگفتم « بدونش که می‌شه ۳۰۰  گالری حالا که آلوده شدی رژیمت بهم خورد تا اونجا بخور که خودتو خفه کنی بعد از فردا صبح دوباره رژیم رو شروع کن!!» دوباره فردا صبح می‌شد یه چیز جدید میومد و اونو بهونه میکردم تا دوباره شروع کنم به خوردن!! من همیشه در زندگیم دوحالت داشتم یا در حدی خوردم تا خرخره که میخواستم خفه شم !!! یا هیچی نمیخوردم(وقتی رژیم داشتم!!) حد تعادل در من هیچوقت وجود نداشت!!  

      اما الان فهمیدم خیلی از رفتارها خوردن های من از روی یک عادت اشتباه بود از روی رفتارهای اشتباهی که وقتی به پایان روز میرسیدم نتیجه ای جز پشیمانی و عذاب وجدان برای من نداشت !!! تازه فهمیدم بدنم در روز چقدر کم گشنه اش میشه چقدر شیک به مواد غذایی نیاز داره!! ( نه به اندازه یه آدم دله و بی کلاس که میخواست هرچیزی رو تست کنه بخوره!! ) تازه دارم معنای زندگی رو میفهمم و این خیلی برام خوشاینده و من بازهم خالصانه از خدای خودم که منو مورد عنایت قرار داد که امروز اینجا باشم ممنونم، و ازشان که بانی این حمایت و کمک بزرگ به من و امثال من شدید🙏🏻

      با سپاس از شما استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fsalahy@59.com
      1400/10/20 09:23
      مدت عضویت: 925 روز
      امتیاز کاربر: 221 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 332 کلمه

      سلام ودرود بیکران  

      چاقی سخت ترین نوع اعتیاد هست ،ازین منظر ونگاه که ،ما روزانه حداقل ۳ بار باید ازمواد غذایی استفاده کنیم و نمی تونیم ازش فاصله بگیریم چون زنده نمی مونیم  ،اما معتاد بمواد مخدر ، می تونه از مواد مخدر استفاده نکنه و زنده بمونه اصلا به سلامتیش برمی گرده درواقع با مواد غذایی باید یه فاصله ی احترام آمیز و منطقی برقرار  کرد تا هم مصرف کرد وهم معتاد نشد.

      وبرای رعایت این فاصله باید خیلی هوشمندانه عمل کرد 

      *این اعتیاد خانمان سوزترین اعتیاده ،تورو از رسیدن باهدافت باز میداره ،باعث می شه تو با چالشهای زندگیت روبرو نشی و با خوردن از درد و رنج رها بشی ،سالهای نازنین عمرت ورق می خوره وتو هنوز سرجای اول هستی ،

      ‌تا حالا فکر کردی چرا وقتی نمی خوری ،عصبی و بی طاقت می شی ؟ چون مشکلات و چالشها رو با گوشت و پوست احساس می کنی ،همون مشکلاتی که با خوردن ازشون فاصله گرفته بودی ،دیگه قد هیولا شدن ،چون تو کوچیک شدی ،تو با خوردن خودتو حقیر کردی ،روحت تسخیر شده …

      دلم می خواد برای سالهای ازدست رفتم گریه کنم ،ودوباره بلند بشم و خدارو شکر کنم که خدا منو تو مسیر شکوفایی قرار داد .بگردم دنبال مشکلات اصلیم ،خلا های روحیم که باعث می شه با خوردن اونا رو پر کنم ،

      ازین ببعد ،من مسول ناراحتی کسی نیستم ،اگر می خواد با نخوردن من ناراحت بشه ،بشه 

      ازین ببعد دهان من پاک کننده نیست ،دست خودم رو با دستمال و آب پاک می کنم (خود لیسیدن دست باعث تحریک اشتها و ترشح انسولین می شه )

      ازین ببعد ،معده من ظرف آشغال یا محل نگهداری غذای اضافه نیست 

      ازین ببعد برای خوردن غذا به دنبال علامت در جسمم میرم وبا گرسنگی می خورم و قبل ازسیری کامل از غذا دست برمی دارم

      ازین ببعد ،در کنار خانواده ام هستم ،اما اگر اشتها ندارم نمی خورم باهاشون 

      ازین ببعد ،محبت خودم رو با خوردن و خوراندن نشون نمی دم 

      خدا توفیق بده ،جریمه :ازدست رفتن روزهای ارزشمند عمرم ،حسرت نرسیدن به زیبایی و تناسب اندامم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      1400/10/12 16:04
      مدت عضویت: 1428 روز
      امتیاز کاربر: 7606 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 597 کلمه

      اعتیاد آسان چاقی 

      چاقی اعتیاد آسان 

      مواد مخدر یا مواد غذایی هر دو موادی هستن که موجب اعتیاد وصدمه زدن به ما میشوند 

      خیلیا رومیشناسم سیگار ترک میکنن پناه میبرن به موادغذایی حالا چاق میشن ومعتاد به خوردن 

      یک اعتیاد با اعتیاد دیگه جایگزین میکنن

      بعضیا اعتیاد دارن به خودآزاری مثل کندن جوش موهاشون آهنگ غمگین گوش کردن 

      بعد اطرافیان میان نسخه میپیچن که بیا بیرون تفریح کن برو با دوستات بیرون رستوران کافی شاپ تا حالت خوب بشه 

      اونا هم اعتیاد با اعتیاد جایگزین میکنن 

      بعضیا عصبین ودعوایین داد میزنن کتک میزنن وناسزا میگن وبه قول معروف قاطین یا استرس واضطراب زیادی دارن 

      میان بهشون میگن تخمه بخور اعصابت راحت بشه 

      بعد تخمه تبدیل میشه به کلی تنقلات بعد شیرینی جات بعد غذا وخلاصه آخرش یک اعتیاد با اعتیاد دیگه جایگزین میکنن 

      کلا کسی نمیاد بگه بابا اعتیاد اعتیاد 

      اعتیاد باید از بین برد 

      هیچی اعتیادش خوب نیست 

      اعتیاد به خرید خوب نیست 

      اعتیاد به سیگار خوب نیست 

      اعتیاد به رابطه زیاد خوب نیست 

      اعتیاد به راه رفتن وفعالیت زیاد خوب نیست 

      اعتیاد به خوردن خوب نیست 

      یادمه مادربزرگم همیشه میگفت عادت کن که عادت نکنی 

      این حرفشو الان میفهمم 

      هر چیزی که بشه اعتیاد بشه فکرو ذکرت خوب نیست از زندگی میندازدت 

      حتی اعتیاد به عبادتم خوب نیست بعضیا اونقدر عبادت میکنن که نمیفهمن دورشون چی میگذره 

      هر چیزی حد داره  هر کاری اندازه داره 

      قانون میگذارم برای خودم 

      برای تفریح خوردن ممنوع خیلی زشته که نتونی تفریح کنی با عزیزانت یا بدون عزیزانت مگه اینکه چیزی بخوری 

      از بودن کنارشون لذت ببر از محیطی که رفتی استفاده کن 

      قانون دوم اصرار به خوردن مواد مخدرغذایی به بقیه آدمها ممنوع این دور از انسانیت که بقیه رو بکشی وباعث مرگشون بشی 

      قانون بعدی دربرابر اصرار بقیه به مصرف مواد مخدر غذایب بسیار محکم بایست وبه هیچ وجه زیر بار نابودی واین خفت نرو که دیگران معتادت کنن وباعث نابودیت بشه احترام معنی نداره ناراحت میشن به درک 

      مگه کسی مشروب یا شیشه یا تریاک یا حتی سیگار تعارفت کنه چون ناراحت نشه وبزرگترته واحترامش واجب میگیری یکم میکشی ومیخوری 

      شعور وعقلتم اجازه نمیده پس حواست به مواد مخدر غذایی هم باشه 

      قانون بعدی 

      وقتی توی خونه ای دنبال مصرف مواد مخدر غذایی نباش 

      باید ترکش کنی هوس کردم وحیف وفلان وبهمان برای خودت بهونه نیار 

      تو از بین بری پاهات کج بشن ناقص بشی کمرت دیسکات بزنن بیرون نفست از شدت چاقی بند بیاد قلبت بگیره کلیه ات از کار بیوفته وهزار ویک ناراحتی داخلی بگیری از قند وچربی وفشار وغیره کسی میاد یه لیوان آب دست تو بده 

      نبینم دیگه بهونه استعمال مواد غذایی داشته باشیا هر زمان رفتی سراغش به یادت بیار که چه بلایی به روزگارت آورده وچطور داره نابودت میکنه وتو رو مریض وزشت وبدهیکل کرده وسلامتیتم داره نابود میکنه 

      قانون بعدی 

      بگرد تفریح پیدا کن 

      تفریح های خوب 

      مثل گردش رفتن 

      یاد گرفتن جاهای مختلف 

      دیزاین وخریدن چیزای کاربردی برای خونه وخودت 

      پول موادتو بگذار به خودت برس به خونت برس

      زندگی رو برای خودت راحت تر ولذت بخش تر کن 

      به زیباییت برس 

      خرج سلامتیت کن خرج رفاهت کن 

      خرج خودت کن به جای مواد ومواد مخدر غذایی

      اینا قوانین من از امروز 

      هر کدوم اجرا نشن شامل تنبیه مجازات وسرزنش میشی 

      شوخیم ندارم 

      تنبیهتم اینکه هم سرزنش وشماتت میشی 

      هم تنبیه پولی میشی باید به ازای هر لغو قانون مبلغ ۵۰ هزار تومن پول بدی به افراد فقیر جامعه حالت دیگه خودت میدونی که این پول میخوای خرج خودت کنی یا بدی جریمه 

      تازه یک روزم باید ممنوع بشه برات خوردن هر گونه مواد غذایی تا حدالقل کمی از خسارت وارده جبران بشه 

      درعوض درصورت اجرایی کردن قوانین خودم 

      مبلغ ۵۰ هزار تومن خرج رسیدگی به خودم وتفریحم میشه وهرچیزی که دوست دارم انجامش بدم 

      مورد تشویق وتمجید خودم میشه وباید حدالقل ۲دقیقه به خودم انرژی مثبت داده بشه ومورد ستایش وتمجید قرار بگیرم از طرف خودم 

      درضمن به محض پول اومدن دستم اولین خواستمو ونیازمو برطرف میکنم وجایزه این رفتار عالیمو دریافت میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متعهد بمان
      1400/09/10 14:10
      مدت عضویت: 1778 روز
      امتیاز کاربر: 5843 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 603 کلمه

      سلام

      اولین باری که این فایل و شنیدم خیلی دلم بحال بدنم سوخت، اشکم تو چشمم جمع شده بود، من واقعا معتاد به مواد غذایی به شیرینی به فست فودم، بارها شده کل روز و عالی عمل کردم شب به خاطر شیرینی همه روطمو فراموش کردم و هفت هشتا نون خامه ای خوردم، بارها شده به خاطر پیتزا کل زحمتای روزمو فراموش کردم و تا خرخره خوردم، چقد به خودم قول میدادم شب تو مهمونی درست رفتار کنم و باز انقد میخوردم و حالم از خودم بهم میخورد، چقد بیکلاس رفتار میکردم چشمم دنبال این بود تیکه بزرگ کیک بمن برسه یا جایی بشینم غذا تو دسترس من باشه، هربار شیرینی میدیدم انگار دفه اول بود میدیدم یا انگار قرار بود دیگه هرگز شیرینی نخورم،من وقتی یه معتاد میدیدم حس بدی داشتم با خودم میگفتم مگه این مواد چی بهت میده که حاضری به این روز بیفتی و ولش نکنی؟ وقتی این فایل و گوش دادم به جوابم رسیدم، از خودم پرسیدم مگه این غذا چی بهت میده که حاضری به این روز بیفتی و ولش نکنی؟ همونجور که لذت مواد برای معتادا همون لحظه مصرفشه و بعدش اونا هم ناراحت میشن از دست خودشو که چرا نمیتونن ترکش کنن مصرف غذا هم برای ما لذت آنی داره و فقط تو همون تایم کوتاه خوردن هست که لذت میبریم و از یه ثانیه بعد از تموم شدن غذا احساس پشیمونی سرخوردگی نا امیدی سرزنش و عذاب وجدانه که فقط برامون میمونه، مردم کشور کره چرا اکترا متناسب هستن؟؟ چون چاقی چیز خیلی زشت و نامتعارف هست در اون کشور و فقط 3درصد از کل مردم چاق هستن ولی چرا تو کشور ما و کشورهای دیگه انقد عادی و طبیعیه، بخدا من هیچ فرقی در خودم با یه معتاد نمیبینم چطور یه شیرینی که خاصیتی هم نداره رو نمیتونم ترک کنم و میبینمش دست و پام میلرزه بعد از معتادا توقع داریم ترک کنن، بخدا پرخوری خیلی بی کلاس تر و زشت تره، مگه حالا چون تو ایران چاقی زشت نیست من باید چاق باشم؟؟ مگه من نباید به سبک شخصی خودم زنذگی کنم؟؟ مگه الان یکی بهم بگه بیا سیگار بکش من میکشم؟ پس چرا میگن این غذا رو بخور من میخورم؟ بدن من به همون اندازه به غذای اضافی نیاز نداره که به سیگار نیاز نداره، باید چاقی تو ذهنم زشت بشه باید پرخوری تو ذهنم عمل زشتی بشه باید چاقی برام غیر طبیعی بشه تا یاد بگیرم درست رفتار کنم، به همه اونهایی که تونستن مواد مخدر و بزارن کنار و سالها پاک باشن خدا قوت میگم بهشون تبریک میگم اونها خیلی خاطر خودشونو خواستن ولی من هنوز خاطر خودمو نمیخوام، از خودم معذرت میخوام، از بدن بی زبونم که با این همه رفتار بد باز داره برام کار میکنه، از روحم که سالها از چیزهایی که دوست داشته محرومش کردم، و از خدا که دست بردم تو چیزی که انقد زیبا خلق کرده بود و خرابش کردم

      قانون وقتی معنی پیدا میکنه که جریمه ای هم باشه، مثل وقتی که میگن ناشکری کنی نعمت ازت گرفته میشه این جریمشه تا جریمه نباشه ما ادم ها یادمون میره قانون رو

      قوانینی که بالا تو متن فایل نوشته بود خیلی عالی بودن و چیزی نبوده که من بخوام بهش اضافه کنم غیر از اینکه برای خودم جریمه ای در نظر بگیرم تا حواسم به قوانین باشه، من هر زمان هر کدوم از این قوانین و زیر پا گذاشتم نباید به مدت 48 ساعت لب به غذا بزنم، قسم میخورم اگه خطا کردم جریممو پرداخت کنم تا حواسم باشه قانون گذاشتن الکی نیست، استاد بی نهایت ازتون ممنونم که من و با این فایل بیدار کردید تا ببینم چه بلایی داره سرم میاد اگه ترک نکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار m6h2k6@gmail.com
      1400/08/24 08:00
      مدت عضویت: 1207 روز
      امتیاز کاربر: 124 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 513 کلمه

      سلام وقت همگی بخیر

      برداشت من از این گام:

      چاقی یا به عبارتی بهتر اضافه وزن  را میتوان عوارض ناشی از اعتیاد بلند مدت به مواد غذایی دانست همانطور که مصرف مواد روان گردان در بلند مدت دارای عوارضی مانند تغییر عملکرد برخی سلول های عصبی – آسیب به کبد و … اگر نگاهی سطحی به موضوع داشته باشیم اعتیاد به مواد غذایی  را چندان خطرناک نمیبینیم زیرا تنها باعث چاق شدن (اضافه وزن می شود) اما با نگاهی عمیق تر درمیابیم که چاقی از عوارض این اعتیاد هست و خود این عارضه علت و دلیل آسیب های دیگری نیز میشود یا به عبارتی اعتیاد به مواد غذایی دارای عارضه مستقیم(چاقی) و عوارض غیر همچون آسیب به اندام های بدن همچون کبد و با تاثیرات مخرب بر روح سبب افسردگی در بعضی موارد خواهد شد پس خطر اعتیاد به مواد غذایی بیش تر از خطر اعتیاد به مواد روان گردان یا مخدر هست و این خطر زمانی پررنگ تر می شود که در نگاه افراد عامه و دستگاه قضایی این اعتیاد مشکلی برای جامعه نداشته و ان را پذیرفته اند .

      اما به راستی راهکار چیست؟

      با کمی اندیشه به این خواهیم رسید که هر چیزی فی نفسه بد نیست به عنوان مثال تریاک فی نفسه ماده بدی نیست و از آن به عنوان خاصیت درمانی و دارویی نیز یاد شده اما این مورد مصرف کردن شخص معتاد هست که از آن برای لذت و سرخوشی بهره می برد و کم کم سبب وابستگی او می شود و باعث می شود در این نوع مصرف ماده مخدر تلقی گردد.

      مواد غذایی نیز اینگونه اند ، این مواد فی نفسه بد نیستند و ایضاً لازم و نیز هستند این موارد مصرف ما هست که آن ها را تبدیل به عامل تهدید میکند.

      برای مثال ما از مواد غذایی برای:

      1- رهایی از تنش( پرخوری عصبی

      2- خوشحالی و سرخوشی و لذت

      3- پر کردن خلا های روحی

      4- کمک به انجام کار مثلا برای اینکه درس بخوانی یا کاری انجام دهی اول باید یه چیز درست و حسابی بخوری تا شارژ بشی و بعد کار را شروع کنی

      5- برای اینکه بخوابی (بله گاهی اوقات که خوابم نمیبرد غذا میخوردم تا بخوابم البته این تاثیر عادی است که با خوردن غذا سیستم گردش خون شما بیش تر روی سیستم گوارش شما متمرکز شده و تمرکز از  مغز برداشته و تمایل به خواب بیش تر می شود 

      و ….. که  به طور بی رویه و به مقدار زیاد مصرف میکنیم که در این مورد مصرف مواد غذایی عامل تهدید حساب میشوند و سبب عارضه چاقی

      و اما کلام آخر

       مورد مصرف مناسب مواد غذایی تنها یک چیز است و تنها در آن صورت مصرف است که نه تنها بد نیست بلکه خوب هم هست مانند تریاک که در خاصیت دارویی و پزشکی نه تنها بد نیست بلکه خوب هم هست 

      و آن مورد مصرف همان مصرف برای رفع نیاز بدن هست یعنی ما مواد غذایی را برای رفع نیاز بدن مصرف کنیم نه برای رهایی از تنش و نه برای لذت و سرخوشی.

      امیدوارم همگی زود تر به متناسب شدن برسیم اما ظاهرا راه زیادی مانده 

      همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس    که دراز است ره مقصود و من نوسفرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Faezeh.senobari.59
      1400/08/22 20:27
      مدت عضویت: 1570 روز
      امتیاز کاربر: 505 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 142 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان همراه

      یادمه هر وقت میخواستم تفریح کنم میگفتم چی بخوریم

      هر وقت بچه ام گریه میکرد میگفتم بریم خوراکی بخریم .ساعت ۱۰ صبح که میشد وساعت ۵ عصر  مامانم میگفت وقت میوه است.

      ومن شرطی شده بودم که باید بخورم اون ساعت .

      واژه اعتیاد واژه ای درسته چون من معتاد مواد غذایی شده بودم همش فکرم این بود که چی بخورم کی بخورم کجا بخورم با کی بخورم

      واقعا خسته شده بودم اولین چیزی که صبح چشمام را باز میکردم این بود که چی بخوریم

      خدا را هزاران بار شکر وسپاس که خودمون داریم قوانینی میزاریم برای خوردنمون

      قوانین من 

      ۱_تا گرسنه نشدم چیزی نمیخورم

      ۲.قبل از فشار به جسمم دست از غذا خوردن بکشم

      ۳.برای لذت جویی غذا نخورم

      ۴. غذا خوردن حکم تفریح کردم نداشته باشه برام

      ۵.اصرار به خوردن نداشته باشم

      ۶.یک نوع غذا انتخاب کنم سرسفره برای خوردن

      ۷.بسته بندی غذا ها میزان خوردن منو تعیین نکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parham.63@yahoo.com
      1400/08/16 22:41
      مدت عضویت: 1302 روز
      امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 912 کلمه

      سلام استاد و دوستان ممتاز و متناسب 

      لحظه هاتون معطر به عطر پروردگار 🌹

      اعتیاد چیست؟نوعی وابستگی به ماده ای یا رفتاری که با تکرار آن هر بار اراده ضعیف تر می شود و فرد کنترل و تصمیم به انتخاب ندارد .و البته عملی که در نهایت پشیمانی و عذاب وجدان و احساس گناه به همراه دارد.

      جهان هستی قوانینی دارد برای آرام زیستن و لذت بردن و به همانصورت دولت ها هم برای کشور ها قوانینی وضع کردند که یک دسته هدایتی هستند مثل صادرات و واردات و دسته دیگر ممانعتی هستند مثل قاچاق مواد مخدر و غیره و با این قوانین خواستند حدومرزی برای عملکرد و رفتار انسانها قرار دهند که به نفع خودشان و جامعه باشد و از آسیب و ضرر به نوعی جلوگیری شود .

      و البته چاقی هم نوعی اعتیاد بسیار خطرناک و آسان است که هیچ قانونی برایش وضع نشده است.باتوجه به گسترش چاقی در جوامع باید به این موضوع بیندیشیم که اگر قانونی نیست ما برای خودمون و بهتر زیستنمون قانونی وضع کنیم .اعتیاد چاقی بسیار خانمان سوز است و اعتیادی است که نادیده گرفته شده و به آن نگاهی طبیعی دارند و از طریق والدین به فرزندانشون هم آموزش داده میشود⁉️

      سالهای بسیاری چاق بوده ام و معتاد به مواد غذایی اما چون اطرافیانم اینگونه رفتار می کردند فکر می کردم طبیعی است اینکه بی اختیار بری سر یخچال بخوری اینکه وقتی عصبی هستی بخوری شادی بخوری خوابت نمیبره بخوری بسته بندی شیک دیدی بخوری تعریفی شنیدی بخوری عکس و تیزر تبلیغاتی خوراکی ها را میبینی وسوسه بشی وآب دهانت جمع بشه⁉️

      واقعا چرا ما می خوریم ⁉️مگر نه اینکه برای زنده بودن بدنمون باید غذا مصرف کنیم که اون هم مثل باک بنزین ماشین وقتی خالی شد پرش کنیم ❗️پس چرا این همه بار می خوریم ⁉️🙄چون معتادیم اونم خانواده ای  همه با هم 😰نه جریمه میشیم نه ترسی داریم نه اینکارو زشت می دونیم نه برای به دست آوردن مواد خوراکی باید دردسر بکشیم 🤔

      انواع و اقسام خوراکی ها و گستره تنوع روز به روز آن و در دسترس بودن آنها و بسته بندی های شیک و خوشرنگ همه باعث تشویق و علاقه بیشتر ما شده به خوردن و تست کردن مواد غذایی.

      چاقی اعتیاد خاموش و خانمان سوز است که گاهی یک نسل را آلوده می کند ⁉️

      بچه ها وقتی بهونه می گیرند والدین پیشنهاد می دهند که پفک می خواهی یا پاستیل ؟یا بستنی ؟

      همون بچه اگر اسباب بازی بخواهد هم باز با تنقلات جایگزین می کنند و هربار اعتیاد به خوراکی ها بیشتر آموزش داده می شوند .

      به لطف خداوند در مسیر طبیعی شدن قرار گرفتیم با نگاهی نو و اندیشه اای عمیق تر به این موضوع بنگریم 

      اعتیاد به هرچیزی نوعی اسارت است نوعی نیاز و احتیاج …برای آزاد شدن باید هزینه کرد و بها پرداخت کرد اینجا کمپین سلامت و لاغری است آموزش میبینیم و فکر می کنیم هر بار از خود میپرسیم برای چه می خواهم بخورم ⁉️چرا انقدر علاقه به تست کردن دارم نهایت این همه خوردن های وقت و بی وقت چه می شود ؟احساس گناه ،عذاب وجدان ،احساس بی ارزشی و بی لیاقتی ،خسارت زدن به دندانها و دستگاه گوارش ،سخت نفس کشیدن ،سخت راه رفتن و قربانی کردن حق و حقوقمون که لذت است آرامش است و شادی

      برای من که جزئی از کل هستم و خداوند از خلقتم به خودش تبریک گفته است (اسارت و نیاز به خوراکی )وقیح ترین کار عالم است😔 

      به خود می آیم من برای آزادی و آزادگی خلق شدم می پذیرم مسؤول زندگی ناآگاهانه ای که خلق کردم را و با قدرت و عشق و با آگاهی آزاد می کنم خودم و خانواده ام و نسل بعد از خودم را این هم قسمتی از رسالت من است .قرار بوده جلوه ی زیبای خداباشم سلامت و شاد و عزتمندانه زندگی کنم 

      می خواهم و می توانم و می شود🌱🦋💪🏻💪🏻

      پس قوانینی برای سرزمین وجودم وضع می کنم که بسیار ساده و شرافتمندانه است ✅

      ۱) به وقت گرسنگی که واکنشی در بدنم ایجاد می شود غذامصرف کنم 

      ۲)با توجه به رفع واکنش بدنم و تمرکز در ان نقطه سیری خودرا تقویت کنم 

      ۳)همیشه در غذامصرف کردن دوعامل قبل را در نظر داشته باشم 

      ۴)به چشم اعتیاد به چاقی نگاه کنم ولی قدرت را از آن خود بدانم 

      ۵)فکر کنم و تجزیه تحلیل کنم بیشتر و مقایسه کنم رفتار انسانی متعادل و سالم را با فرد بیماری که اعتیاد دارد 

      🌟سازندگی از خود من شروع می شود 

      احترام به خودم و احساسم و علاقه مندی ام 

      می توانیم به جای دعوت عزیزان به رستورانها و کافی شاپ ها به همدیگر کتاب هدیه کنیم می توانیم در مسافرت ها به جای خرید خوراکی ها صدای موسیقی های شاد و مثبت را بلند کنیم  و در تونلها جیغ بکشیم ما از کودکی و شادی دور شده ایم ⁉️🤔 می توانیم  در مزارع و باغها به جوانه ها و رویش دانه ها از زمین توجه کنیم و  می توانیم فرزندانمون را با آغوش گرفتن و بازی کردن سرگرم کنیم 🤔 می توانیم خشم خود را با چوب به بالشها بزنیم .می توانیم روحی سبک و آزاد داشته باشیم 😇.الهی به امید خودت🙏🏻🌹

      امروز به لطف خداوند خیلی احساس سبکی داشتم و به صورت ناخودآگاه به وقت راه رفتن بدنم را سفت تر می گرفتم و امشب وقتی گرسنه ام شد گلابی خوردم فکر کردم و خوراکیها را تفکیک نکردم من هربار که تمرین می نویسم انگار چربیهام میسوزند حسشون می کنم .بدن من معبد است باید پاک و مطهر باشد 

      آشغالخوریها را ترک می کنم چون می خواهم در جایگاه الهی خود باشم و بدنی مطهر و معطر دلشته باشم که جلوه ی زیبای خداست 💖

      همواره سلامت و متناسب و ثروتمند باشید 🍃🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      1400/08/15 17:36
      مدت عضویت: 1380 روز
      امتیاز کاربر: 6179 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,082 کلمه

      بنام خدا

      درتمام این سالها من معتاد شده بودم به چاقی و اضافه خوردن وبه انتظار ازچاقی وحالا که فکرشو میکنم می بینم همیشه عادت کرده بودم به انتظار انتظار ازچاقی واینکع  من  در چاقی  غرق شده بودم  عادت کرده بودم که بیش از نیاز بدنم  بخورم و  سیر نشم  و عادت کرده بودم به  فشار شکم   واینکه هرچی می بینم رو میخوردم  تویه فایل خوردن  چاق نمیکنه فایل آموزشی که در دسترس همه ی ماقرار داره  گفته بودن که فکرو عمل  وانتظار هستن که باهم نتیجه می‌سازد و واقعا هم راست و درسته  من طی اتفاقاتی که در زندگیم رخ داد فهمیدم  من به خیلی از چیزها عادت کرده بودم از نشستن وحرف زدن بااطرافیان درباره‌ی موضوعاتی که به من ربطی ندارند و عادت کرده بودم که آدمها منوبا رفتارشون و حر فاشون بر نجونن وهر چیزی که دوست دارن بگن وچندبا ری  که فا یلو تکرار کردم  درک کردم که واقعا چرا وقتی که آدمها وقت ازاد دارن  واینهمه  خبرهست چرااین همه اخبار دنبال  میکنن وخیلی چیزای دیگه واین به دلیل آزادی عملکرده و مختلف بودن و تنوع داشتن خبرها و دلایل آدمها برای افسردگی و ناراحتی و نمونه ی واضحش هم میشه به اینترنت و کلیپ های مختلف اینستا که تنوعش زیاده و بازهم زیاد قوانین خاصی براش اجرانشده درمورد خوردن هم به همین شکل بودم من هیچ وقت قانونی برای خودم نداشتم و مثل آدمهای دیگه ای که لاغر هستن زندگی نکردم و همیشه غذای اضافه تراز نیازواردبدنم میکردم وچون هیچ قانون و اصولی روبرای خودم و لاغر بودن ولاغر موندنم ترتیب نداده بودم .اماتصمیم گرفتم اعتیاد به چاقی رو درخودم ازبین ببرم امروزمن صبحانه  ساندویچمو خوردم و بعد از مدتی که چند ساعت گذشت  هوس کیک خوردن کردم و خوردم وبعدازمدتی که خوابیدم ظهرو بیدارشدم دوباره رفتم سر یخچال  وخوردم ونارنگی که نصفش کرده بودم موقع مهمون نصف بعدیشو عصرخوردم  توجه میکردم که این کارها عادی نیس کارهای گذشته ی چاقیمه چون دارم یاد میگیرم کمکم  چطورباخودم رفتارکنم اومدم یه کیک دیگه بردارم انگاریه توقفی ایجاد شدو ذهنم نپذیرفت که این کیک فنجونی رو بخورم و این بار رفتم سراغ انار خواستم ببینم ذهنم اینجا چه واکنشی نشان میده و اما همون طورقاچ شده برگشت به یخچال و من لذت بردم از این چیزهایی که درخودم می‌دیدم بدون هیچ تلاشی که از سر زور اجبار ویا تحمل در دباشه داره صورت می‌گیره واین همه تغییردر مقدار خوردن ورفتار خوردن حتی همسرم بهم گفت اینهمه که میگفتی کیک فنجو نی دوست دارم پس می‌شد توکه چیزی ازش نخوردی که بهش گفتم چرا خوردم کافیمه وخیلی خیلی از رفتارهای دیگه . 

      قانون اول:ازهرغذایی که درست میکنم به اندازه‌ای درست کنم که اضافه ازش نمونه ومن مجبوربشم بخورم.

      دوم : وقتی میرم خریدو چیزی  میخرم به اندازه ای بخرم که هم نیاز بدن باشه وهم به قدری باشه که نگران خراب شدنش نباشم و به خاطر ترس از حیف شدنش بشینم همشو بخورم .

      سوم:برای خودم وقتی غذا در ظرفی میز ارم به این توجه کنم که غذا ایاواقعا نیاز بدنمه باخبر.

      چهارم.: اینکه نیازی نیست من به هر تعارفی پاسخ مثبت بدم برای خوردن.

      پنجم:برای اینکه دیگری از من راضی باشه و یاناراحت نشه  غذانخورم.

      ششم:موقعی که تشنمه آب بخورم نه غذا .

      هفتم:طبق چیزی که دارم یاد میگیرم باشم عمل کنم نه گذشته ی خودم.وبه هیچ شکلی در مسیرم نا امیدنشم  و ادامه بدم.

      هشتم:ازغذاییکه به اندازه ی نیاز بدنم دارم میخورم لذت ببرم.

      نهم :غذایی که دوست دارم رو درست کنم و بخورم ومجبور انه  هرغذایی رو نخورم.

      دهم :به احساسات خود م توجه کنم وسعی نکنم برای اینکه احساساتم رو نادیده بگیرم بااینکه لذ تمو بیشتر کنم  درلحظا تم از خوردن  استفاده کنم بلکه به خودم توجه کنم و مسولانه تربا احساساتم و افکارم توجه کنم. 

      یازدهم :طبق گرسنگی و سیری غذابخورم و وقتی به این درک رسیدم که بسمه ازخوردن دست بکشم 

      دوازدهم :ازدهم :از خوردن نترسم

      سیزدهم:من اگرچاقم به خاطر کم تحرکی نیست بلکه به خاطر کارها وافکار وانتظارات   خودم بوده و بپذیرم ومسو لیتش رو قبول کنم.

      چهاردهم:به مسیرم اطمینان داشته باشم به مسیری که دارم  لاغری وخیلی چیزهای خوب دیگه نصیبم می‌کنه.

      .واینو بپذیرم من بیشتر ازجسمم ذهنم چاقه وباید خیلی تمرین کنم و تکرار کنم برای تغییر افکار و انتظاراتم از خودم

      پانزدهم:خودم رو مهم وباارزش بدونم ودرهرحالتی خودمودوست داشته باشم و مهمترین شخص در زندگیم من هستم نه هیچ چیز وهیچ کس دیگه.باتمرین شانزدهم:وتکرارهرروزتعهدنامه ای که خودم برای خودم نوشتم رومرور کنم وزندگیش کنم.

      هفدهم :با دیدن  و شنیدن  وبو کردن و لمس کردن غذا وسوسه نشم وخودمو مجبورکنم که بخورم .

      هجدهم:تمام تمرینات داده شده در سایت رو انجام بدم و سعی نکنم خللی در تمرینا تم ایجادکنم.

      نوزدهم:من یک انسانم انسان هم اشتباه میکند بنابراین با نادیده گرفتن گذشته به فکرحال هستم و تصمیم میگیرم که خودم را اصلاح کنم وخود جدیدی از خودم به وجود بیارم .به خودم افتخار کنم و به استادم اعتماد داشته باشم

      بیستم:زمان وعجله کردن برای من به خاطر لاغری تعریف نشده باشه چون برای لاغرشدن ولاغر ماندن نیاز به تمرین وتکرارهست وادادمه دادن و ادامه دادن و ادامه دادن…….

      تعهدی که خودم برای خودم نوشتم این بود

      تعهد نامه:

      بنام خدا ی مهربان و هستی بخش. 

      من اسما هستم یک فرد چاق که اززندگیم با چاقی  خسته شده بودم وبرای رسیدن به لاغری هرکاری کردم من دوسال هست که بامسیرذهنی برای لاغری آشنا شدم اماهربار به دلایلی رها میکردم ولاغر نمیشدم وهروقت اوضا عم به هم می‌ریخت باز برمیگشتم به سمت این سایت ومن دره دوسال فکرم به سمت عجله ولاغری ازروشهای دیگه بودوچون میخواستم دیگران منو بپذیرن 

      بنابراین هرکاری کردم مورد پسند شون باشم اما نشد.تاینکه یک روز تصمیم گرفتم که واقعا برای خودم مهم باشم ومسول زندگیم باشم و تصمیم گرفتم که واقعا تغییر کنم و دیگه درمورداین موضوع توضیح به کسی ندم.

      همانطور که خداوند در آیه ی یازدهم سوره رعدمیفرمایدکه:خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه رادر وجودشان است  تغییردهند.ومن تصمیم گرفتم که برای همیشه خودم رو تغییربدم  من تصمیم گرفتم انتظار اتم از خودم روتغییربدم وتعهد میدم که به تمامی اونها عمل کنم و دنبال روشهای لاغری وچربی سوزی نباشم چون هیچ روشی به لاغری دایمی کمک نمیکنه به جز لاغری باذهن و ورزش تنها چربیسوزی می‌کنه اما لاغری ذهنی توقف انباشته کردن چربیها من این جمله رو خیلی دوست دارم. بدنبال رفتن روی وزنه نباشم چون باعث میشه که به دنبال عجله برای لاغری باشم .وبه خودم افتخار می کنم دراین مسیرم وتعهدمیدم که برای رسیدن به ایده‌آل عجله نکنم وتعهد میدم و من عمل کنم و تکرارکنم و ادامه بدم وباوردارم 

      که من چهره ای زیبا واندامی ایده آل که به واسطه ی چاقی مخفی شده ومن با انجام تمریناتم وعمل کردن و تکرارکردن حتما میتونم چهره ی زیباواندام ایده آل خودم روبیدارکنم.باتشکرازشمااستادوخوانندگان این متن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
      1400/08/15 17:30
      مدت عضویت: 1176 روز
      امتیاز کاربر: 268 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 316 کلمه

      سلام و درود بر دوستان هم مسیر و استاد گرامی

      جمله ای شنیده بودم که می گفت:فرد معتاد آخرین فردی هست که از اعتیادش باخبر میشه!!!

      وقتی که با این فایل ارزشمندباخبر شدم که به موادغذایی اعتیاد پیدا کردم شوکه شدم .تازه نگاهی به دورو برم کردم یاد فکر و ذکرم نسبت به غذا افتادم یاد ناراحتی و احساس گناه بعد از پرخوری افتادم ، یاد وابستگی به غذا به عنوان درمونه هر درد افتادم .پس اگر این اعتیاد نیست چیه؟

      از اینکه چرا جامعه به دنبال وضع قانون نیست میگذرم شاید نفع اقتصادی چاقی بیشتر از لاغریه ، مهم اینکه خودمون چه قانونی برای حفاظت از خودمون میگذاریم . مثل خیلی از قواعد ریز و درشتی که در زندگی داریم، برای حفاظت از وسایل، حفاظت از حریم شخصی و….

      میرم سراغ ذهن عزیزم ، میرم سراغ باورها  میرم که با همکاری هم دوباره نگاهی بکنیم به خوردن ، به غذا :

      1 غذا  خوردن راهی است برای رفع نیاز بدنم من به انرژی و املاح و ویتامین ها و….

      2 دنیای خوراکیها با رنگ و لعاب زیبا پور طمطراق همیشه بوده، هست و خواهد بود پس نیاز به حرص و لع نیست

      3 نتیجه خوردن بی انتها اعم از چاقی، بیماری ، افسردگی، بی حالی ، زانو درد، کمبود اعتماد به نفس و….پیش روی همگان هست

      4 نتیجه تناسب در رفتار خوردن اعم از لذت از زندگی، سرحالی، تناسب اندام ،افزایش اعتماد به نفس و… پیش روی همگان است

      5 لذت درست خوردن ومتناسب و خوشحال بودن به مراتب بیشتر از بدخوردن و افسوس خوردن بعد از آن است

      6 من به عنوان انسان آفریده باارزش خدا زیر نگاه همه جانبه پروردگارم رفتار شایسته و درست را در تمام امور زندگی رعایت خواهم کرد.

      7 هزاران هزار کار، ایده و…. در زندگی وجود دارد که شایسته است لحظات ارزشمند زندگیم را  به ان اختصاص بدم .نه اینکه همه لحظاتم را به غذا فکر کنم. 

      استاد عزیز ممنونم از این آگاهی ناب.

      دوستان عزیز آرزوی موفقیت دارم برای همگی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار parham.63@yahoo.com
        1400/08/16 21:22
        مدت عضویت: 1302 روز
        امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 25 کلمه

        سلام و درود بر شما 

        چقدر عالی این موضوع اعتیاد را درک کردین سخن از دلتون بر اومد و بر دل نشست مسیرتون سبز و طبیعی🌱🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
          1400/08/21 10:17
          مدت عضویت: 1176 روز
          امتیاز کاربر: 268 سطح ۱: کاربر مبتدی
          محتوای دیدگاه: 21 کلمه

          درود فراوان بر شما ببخشید دیر جواب دادم هنوز خیلی از امکانات سایت رو بلد نیستم شاد و سلامت باشید دوستم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار ملکه عشق
            1400/10/01 14:58
            مدت عضویت: 1302 روز
            امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
            محتوای دیدگاه: 22 کلمه

            سلام و درود بر شما من امروز پیگیری یادگیری پرسش و پاسخ ها شدم 😊🤝

            در مسیر زیبایی و شکوفایی شادمانه قدم بردارید 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
      1400/08/15 15:47
      مدت عضویت: 1176 روز
      امتیاز کاربر: 268 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 91 کلمه

      سلام و درود بر همه دوستان عزیز و استاد گرامی

      جمله ای رو قبلا شنیده بودم که میگفت فرد معتاد آخرین نفری که می فهمه معتاده!!

      انگار با شنیدن این فایل ارزشمند و تمرکز بر علایم پرده از روی این حقیقت برداشته شد که این علاقه رو به افزایش این فکر و ذکری که دایما ما رو به غدا و خوردن ترغیب می کرد ،چیزی به جز یک اعتیاد پنهان و مخرب نبوده ، رفتاری که بر عکس همه اعتیادها بعضا جامعه تشویقش هم میکنه و با حذف مسئولیت خخوخوخودخودشخودش ددردر قققبقبقبلقبللقبلل  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      1400/08/07 08:33
      مدت عضویت: 1297 روز
      امتیاز کاربر: 4421 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      سلام خداقوت استاد🙏
      محتوای این فایل خیلی خوب و موثر بود فقط یه سوال برام بوجود اومد.من رواعتماد به نفسم(مربوط به بدنم)کارمیکنم و خیلی احساسم بهترشده و توجهم روی چاقی خیلیییی کم شده و بدم نمیاد ازبدنم.دیدگاه این فایل باعث نمیشه باز توجهم بره رو چاقی و حس بدی به چاقی پیدا کنم واعتماد به نفسم رو بیاره پایین باعث بشه خودمو سرزنش کنم و با ترس بخوام سریع تر لاغرشم؟اخه خب بدنم هنوز چاقه.
      ممنون از زحماتی که میکشید.
      راستی خبرخوب زنداداشم یه هفته پیش منو دید گفت لاغرتر شدی.تغییرزیادی نکردم اما خب به گفته ایشون یکم شکمم کوچیکترشده که خودمم متوجه ش نشده بودم و هنوزم متوجه نشدم!خب خداروشکر که اینطوری شده.زنداداشم بافاصله میبینه منو.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s99malekan
      1400/08/05 10:36
      مدت عضویت: 1416 روز
      امتیاز کاربر: 7470 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 719 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان متناسبم

      بله کاملا درسته.‌همه ما به موادغذایی معتاد هستیم. دقیقا همون علایم روداریم. مثل معتاد اگه در لحظه بروز علایم دوری از مواد غذایی غذا بهمون نرسه بیقرار میشیم.‌عصبی میشیم.‌پرخاش میکنیم و بعد برای بدست آوردنش و غذا خوردن هر کاری میگنیم..حتی تموم مدت سیری هم بهش فکرمیکنیم.‌به مواد غذایی داخل یخچال به برنامه ریزی اینمه چی بخورم.‌چطوری بخورم.‌چی رو با چی بخورم….و همه اینا از فرمول های ذهنیه….چه خوب استاد پس میشه با کنترل ذهن و تغییر فرمول های معتادا اونا رو هم نجات داد.مس،ولیت تون بیشتر شد استاد نازنین.‌باید یه پیج و سایت واسه ترک اعتیاد هم بزنین.‌اون طفلی ها هم به شما و آگاهی هاتون احتیاج دارن.‌چقد خوب….

      به لطف خدا من در مسیر درست لاغری با ذهن هستم.‌قراره تموم فرمولای چاقی ذهنمو  کمرنگ و کمرنگ تر کنیم تا انگار پاک بشن و جاش فرمولهای ناز لاغری بذاریم. اینکه خوردنم قانون داره.‌استاد بی قانون خوردنای ما باعث چاقیمون شده. هر موقع دلمون میخواسته رفتیم دم یخچال و خوردیم.کاش از اول رو در یخچال بنویسن رمز ورود قار و‌قور و ضعف معده. بخدا.‌اگه فقط موقع گشنگی میخوردیم که چاق نمیشدیم.تازه دقیقا عین معتادا مصرفمون با گذشت زمان بیشترم میشه.‌دیگه اون مقدار قبلی سیرمون نمیکنه..بسه مون نیست.‌این قسمت خیلی خطرناکه.‌اینه که یه معتاد رو از پا میندازه و یه چاق رو به نابودی میکشونه.اصلاحا میگفتن معده ش گشاد شده.‌نه گلم.‌اون فرمول های چاقی ذهنشه که گسترش پیدا کرده.من قسم خوردم روی پسرم دقت زیادی کنم. و اون موقع ست که میشم یه مامان نمونه. بچه ها از مادر خیلی تاثیر میگیرن.‌نمیذارم چون من چاقم اونم چاق بشه. البته من که دارم لاغر میشم و تا چند سال دیگه که کوچولوی من یادش نمیمونه مامانش چی بوده.‌یه خانم متناسب موفق و توانمند میبینه که قراره یکی مثل خودش به جامعه تحویل بده. این رسالت منه.اصلا زورش نمیکنم در غذا خوردن.‌خودش میگه گشنمه غذا بهش میدم. هر وقت گفت سیرم پا میشه میره. اعتراف میکنم در ذهنم موقع هایی که خوب بشقابش رو میخوره خوشحالم و موقعی که کم میخوزه نگرانش میشم. ولی سریع میگم این ته مانده فرمولای چاقی ذهنته.ذهن بچه شکر خدا و به لطف قوانین اولیه خدا صاف و صافه و هنوز فرمول چاقی نداره. وقتی میگه سیرم تمومه. دنبالش میرفتم قبلا هر جا بازی میکردی لقمه رو با اصرار میذاشتم دهنش و فکر میکردم عجب مادریم.از خودم میگذرم واسه پسرم.پسر خواهر شوهرم لاغره خیلی همیشه پیش شوهرم میگفتم ببین بهش نمیرسه.حواسش به بچه نیست.ولی نمیدونستم اون چون خودش لاغره میذاره به انتخاب بچه و بچه ش زیاد نمیخوره. الان اصلا اصرار نمیکنم و شکر خدا بچگی پسرم  خیلی تپل بود که همه با تذکراتشون منو نگران میکردن ولی حالا که سه سال و خورده شده کاملا متناسبه.همه میگن چه خوب شده. نمیدونن این ذهن مادرشه که عوض شده.این تصویر ذهنیه مادرشه که عوض شده و قراره بزودی لاغر شه. من دیگه معتاد مواد غذایی نیستم.و طبق میثاق نامه جانم که میگه من از این به بعد توجه کمتری به مواد غذایی میکنم.گاهی هنوز صدای مواد غذایی رو از تو یخچال میشنوم .تو ذهنم رژه میره. سیب نارنگی انار پفک انگار صدام میکنن ولی سریع میگم باز فرمولای ذهنیم  طبق ساعت شروع کردن. آخه بیشتر عصراست. منم پرخوریام همیشه عصرا بوده.گاهی مغلوب میشم با این مضمون که اشکال نداره. میوه که آبه. کالری نداره. دو تا نارنگی سیب که چاق نمیکنه…از ناهار خیلی گذشته قندت افتاده.و وقتی زیاد اصرار میکنن یهو احساس ضعف معده میکنم…عجیبه و عجیبتر اینکه بازم تفکیک مواد غذایی.باز توجهو ترس از مواد غذایی. باز سر ساعت خاصی غذا خوردن .استاد ببین. در یه حرکت من واسه به اصلاح میوه عصرونه چند تا فرمول ذهنی من دست به دست میدن تا منو مغلوب میکنن و بلند میشم میرم میارم میخورم…و فرمول بعدی….ناراحت میشم و افسرده که چرا بهشون گوش دادم….خوب الان قوی تر شدما. هر چند تا اصرار ذهنم یکیش رو انجام میدم و قول میدم اینقد تکرار کنم که من نباید تحت کنترل فرمول چاقی ذهنم باشم و اینا هیچکدوم نیاز واقعی تو نیست. استاد دارم مینویسم انگار قدرتم بیشتر میشه و قدرت رو از یخچال و مواد غذایی و ذهنم میگیرم و میتونم بیشتر کنترلشون کنم….من دیگه هر وقت و بیوقت غذا نمیخورم. من فقط موقع گشنگی و در حد رفع گشنگی میخورم.‌خیلی عالیه استاد

      ممنونم از شما و ممنونم از خدای مهربونم

      خدای خوب من کمکم کن در این مسیر ثابت بدم بشم که بهترین و درست ترین مسیره.‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      1400/07/22 18:47
      مدت عضویت: 1690 روز
      امتیاز کاربر: 23453 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,122 کلمه

      روز ۲۳ تکرار 

      سلام و درود به دوستان همراهم و استاد عطارروشن

      چاقی اعتیاد آسان است مراقب باشید

      هر جایی که قوانینی باشه نظم هم خواهد بود من این مسئله رو تو خونه خودم متوجه شدم ،قبلا به دلایلی  من مدیریت قوی تو خونم نداشتم و کم کم خودم عادت کردم و افرادی هم که با من زندگی میکردند به بی قانونیه منزلم عادت داشتن

      هر کسی هم وارد خونه من میشد مثل خواهرا یا بچه هاشون آزاد بودن که هر کاری دلشون میخواد انجام بدن و اصلا مشخص نبود تو خونه من کی صاحب خونه بود و کی مهمان

      این جریانات ادامه داشت تا ۴ سال پیش که من وارد دوره های ذهنی شدم و آرام آرام متوجه شدم من اعتماد بنفس و اقتدار  روبرو شدن با رفتارهای دیگرانو ندارم که اونم بخاطر رفتارهای قبل خودم بوده

      وقتی من احساس مدیر بودن تو خونم نداشتم هر کسی به خودش اجازه میداد ریئس خونه من باشه و کم کم زمام امور از دستم خارج شده بود

      تا اینکه ۳ سال پیش که متوجه شدم من اعتمادبنفس روبرو شدن با خانواده خودمو ندارم و اونها هم عادت کرده بودن  هر جوری دوست دارن با من برخورد کنن 

      از ۳ سال پیش که به خودم آگاه شدم آرام آرام اقتدار درونیم بیدار شد و شروع کردم به ابراز وجود و دوست داشتم قوانین هرج و مرج خونمو تغییر بدم 

      گرچه اطرافیانم بسیار با من برخورد شدیدی داشتن و دلشون نمیخواست از آزادی که تو خونه من داشتن کم بشه ولی من ادامه دادم و جهان هم به خلوت تر شدن خونم کمک کرد

      و الان خدارو شکر خیلی همه چیز بهتر از قبل شده هر چند تصمیمات جدی تری برای خودم و زندگیم دارم ولی از اون هرج و مرج قبلی خبری نیست اونم بخاطر قوانینی بود که وضع کردم

      قبلا من برای مسئولیت های خونه  بشدت تحت فشار بودم ولی الان مسئولیت های عمومی خونمو تقسیم کردم و اجازه نمیدم کسی از سکوتم سوءاستفاده کنه و رفتارهای جدید من باعث شده هر کسی هر چیزی دلش خواست بمن نگه و مراقب رفتارهای خودشون باشن 

      که اینهارو مدیون تمریناتی هستم  که برای بالا بردن احساس ارزشمندی و عزت نفسم انجام دادم که الان شاهد خونه منظم تری هستم ،پس قوانین باعث میشه جلوی هرج و مرج گرفته بشه 

      این نظم و تمیزیو تو بعضی از کشورها میبینی اونم بخاطر قوانین محکمیه که در اون هست و حتما اجرا میشه که باعث شده افراد با اون قوانین زندگی کنن و عادت های منظم تری داشته باشن

      حالا تو بحث چاقی چونکه قوانینی براش وجود نداره افراد میتونن هر چقدر دوست دارن از مواد غذایی مصرف کنن، با توجه به نوع دیزاین و بسته بندی خوراکی ها اعتیاد به خوردنشون هم بیشتر شده

      مثلا من  به دیزاین خوشگل غذاها و خوراکی ها بسیار علاقمندم ،الان هم به وفور رستوران ها و کافی شاپ ها در حال سبقت گرفتن هستن در مدرن تر شدن و زیباتر شدن که همه اینها اصلا بد نیستن اگر ما بلد باشیم چه رفتارهایی داشته باشیم 

      مثلا امروز که من و دوستم بیرون بودیم و چندین تا کار داشتیم و انجام دادیم موقع نهار رفتیم رستوران ،از اونجاییکه  سالاد مورد علاقه من سزاره و وقتیکه این سالادو میخورم کاملا سیر میشم بدلیل مرغ های سوخاری که در اون استفاده میشه ، ترجیح دادم غذای اصلی سفارش ندم ولی دوستم از کم غذا سفارش دادن بدش میاد و گفت غذای اصلی هم سفارش بده

      اتفاقا  خود ایشون هم تو دوره لاغری هستن و میدونه من اضافه بر نیازم نمیخورم و خودش هم همین رفتارو داره ،بهش گفتم‌ من فقط سالاد میخورم اگر سیر نشدم از غذای شما میخورم ولی مطمئن بودم سیر میشم 

      بلخره من سالاد سفارش دادم و ایشون هم‌ غذای خودشونو و در ادامه نون سیر هم‌ سفارش دادن ،منکه فقط سالاد خوردم و یه نون تست سیر و وقتی احساس سیری کردم دیگه ادامه ندادم ،حتی غذای دوستم و سالاد هم اضافه اومد،بهش گفتم نیازی نیست غذای اضافه سفارش بدیم ما که دیگه میدونیم حجم خوردنمون  چجوریه 

      اگر به همین راهی که میریم ادامه بدیم دیگه درگیر چی بخورم چی نخورم نخواهیم بود ،هر خوراکی دوست داریم میخوریم و وقتی سیر شدیم ادامه نمیدیم ،به همین راحتی ،کاری که ما سالها بلد نبودیم انجامش بدیم ،چونکه انجامش ندادیم یادش نگرفتیم‌ و الان انقدر برامون سخته که از خوردن دست بکشیم‌ ،یعنی دوست داریم انقدر به خوردن ادامه بدیم‌ که از سنگینی شکم نتونیم راه بریم ،مجبور بشیم دکمه شلوارمونو باز کنیم 

      انگار همش ولع خوردن داریم و دوست نداریم سیر بشیم که اونم مربوط میشه  به عادت هایی که از بچگی به ما تزریق شد و خوردن شد جزء کارهای لذت بخش برامون 

      مثلا دیشب که دخترم و همسرش منزل ما بودن ،من میوه گذاشته بودم،انار دون کرده بودم  ،حتی چغندر باغ خودمونم پخته بودم ولی اصلا بهشون اصراری نکردم که حتما باید میوه بخورن میدونستم این لطف و محبت نیست این ضربه زدن بهشونه و میوه ها ،انار و چغندر دست نخورده موند 

      چند روز پیش که دیدم دوستم داره کابینتو میگرده و هی غر میزد که چرا پاستیل هامون تموم شده و دلش پاستیل میخواست بهش گفتم‌ گرسنت شده؟ گفت نه ،گفتم پس برای چی دنبال پاستیل میگردی ؟ گفت دلم یه چیز آب نبات طور میخواد ،گفتم واسه چی ؟ گفت همینجوری دلم میخواد 

      کاملا میفهمیدم که یه فرمول براش روشن شده که اون شکلی دنبال یه خوراکی شیرین میگشت ،هر چند من نمیگم نباید پاستیل خورد من خودم هم میخورم ولی اون مدل بیقراری برای خوردن پاستیل برام جالب بود ، بهش گفتم هر وقت میخوایی یه رفتاریو انجام بدی از خودت بپرس آیا این رفتار  تخریبم میکنه یا ترمیم ،اونوقت میتونی تصمیم بگیری با توجه به اینکه چاقی ایشون بیش از حد زیاده و باید بیشتر بسمت ترمیم حرکت داشته باشه تا بسمت تخریب و در انتها بهش گفتم به اندازه کافی خودتو تخریب کردی لطفا یکمی بفکر ترمیم خودت باش 

      مسئول چاقی خودمون ، خودمون هستیم و باید بپذیریم‌ ،بپذیریم‌ که خالق چاقی خودمون بودیم ،خالق بودن را بپذیریم بجای قربانی بودن رو و سالها از قربانی بودنمون منفعت بردیم و خودمونو از بار سنگین مسئولیت چاقی بیرون آوردیم 

      اینکه سالها خودمونو قربانی چاقی  دیدیم و مدام غر زدیم که چرا چاق شدیم ؟ چرا لاغر نمیشیم؟ این چه زندگیه ؟ چرا خدا خواسته که من چاق بشم ؟ این چه جهان هرج و مرجیه 

      تمام این اتفاقاتو خودم آفریدم ،اضافه وزنم مال خودمه ،بچه ی خودمه ،خودم به دنیاش آوردم ،منیکه تونستم چاقیو آفرینش کنم پس میتونم لاغری هم آفرینش کنم ،کافیه باور کنم و بیام تو مسیر تغییر ،این جهان به هر کسی هر چیزیو که بخواد و باورش کنه میده ،کافیه باورهاشم بسازیم‌ که راحتر هدایت بشیم در مسیرش

      منکه خدارو شکر نزدیک به ۲ ساله تصمیم گرفتم از اعتیاد به چاقی رها بشم و قدم در مسیر زیبای لاغری با ذهن گذاشتم که پر از آگاهیه و هر روز کمی به هدفم نزدیکتر و از چاقی دورتر میشم ،سپاسگذار خداوند هستم برای هدایتم به این متد عالی   

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار scarlet
      1400/07/18 23:58
      مدت عضویت: 1174 روز
      امتیاز کاربر: 151 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 117 کلمه

      سلام.دوستان عزیز.گام دهم.امروز متوجه شدم که چاقی هم جز اعتیاد ها محسوب میشه.اعتیاد آسان.اعتیاد به ماده های خوردنی که از نوع خطرناک ترین اعتیادها محسوب میشه.خب اعتیاد داشتن سخته.و سخت تر از اون ترک کردن اعتیاده.برای افراد چاق کنار گذاشتن مواد غذایی چاق کننده به منزله ی شروع ترک محسوب میشه.ما باید مسئولیت چاقی خودمون رو بپذیریم و گردن عواملی مثه کم کاری تیروئید یا پایین بودن متابولیسم بدن نندازیم.ما باید قبول کنیم که خواسته یا ناخواسته چاق شدیم و از حالا به بعد باید الگوهای مناسب ذهنی رو جایگزین باورهای غلط و اشتباه کنیم.راستی دو روزه احساس میکنم که مثه قبلن ولعی به خوردن مواد غذایی ندارم و اشتهام کاهش یافته.به امید روزهای طلایی برای همه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 16070 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 353 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      واقعا چرا انقدر چاقی عادی هستش و هیچ قانونی برای این اعتیاد وضع نشده ! و با این تعارفات و احترام گذاشتن فقط این وضع و بدتر می کنیم منم خیلی تعارفی بودم الان خیلی بهترم ولی اگه کسی بیاد خونمون مامانم اینا چون عادت دارن و هی کی گن فلانی اینجور من تعارف می کنم ولی خیلی کمتر از قبل خدا رو شکر .

      ما باید مسیولیت چاقی خودمون و بپزیریم نه اینکه بندازیم گردن چیزهای بیرونی مثل ژنتیک و تیرویید و… ا فقط با خوردن زیاده از حد چاق شدیم و خودمون خواستیم کسی به زور چیزی و وارد دهنمون نکرده .

      کلا همه جای دنیا مردم اینطوریه دور همی یعنی خوردن تو مهمونی هی دقیقه به دقیقه چیزی میارن و تعارف می کنن اگه اینطوری هم نباشه می گن هیچی نداشتن .آدم حوصله اش سر می ره یه چیزی باید بخوره تلویزیون تماشا می کنه باید یه چیزی بخوره این عادتها و فرمولهای بیخودی ما رو به این روز دراوردن  .

      منم یادمه که ما کوچیک بودیم مامانم هله هوله و این چیزها توی خونه نمی خرید بزاره همینطور توی مدرسه هم نمی زاشت چیزی بخریم خوب بود ولی بعضی وقتا دلمون می خواست از این خوراکی‌ها .

      یا حتی یادمه تو خیابون هم چیزی نمی خرید برامون می گفت نباید بیرون می ریم چیزی بخورین.منظورم هله و هوله و چیزهای بی خودی هست .

      ولی این فرمولها رو یادمه که می گفتن این، بخورین قوی می شین باید غذا بخورین تا زودتر بزرگ شیم همینطور اینا نسل به نسل رسید به ما و من هم اونا رو تکرار می کردم حتما باید پنج وعده میوه و سبزیجات بخورین اینو بخورین برای این خوبه …

      همش در حال خوردن ولی الان دیگه من به بدنم گوش می دم .

      امروز من بعد از مدتها رفتم کلاس یوگا بچه ها هی ازم سوال می کردن چه جوریه رژیم غذایی هم داره می گفتم نه می گفتن اخه چه جوریه خلاصه براشون توضیح دادم و آدرس سایت و دادم همشون توی کلاس لاغر هستن و از اول لاغر بودن متوجه این چیزها نمی شن ولی برای همسراشون که چاقن می خواستن این برنامه رو .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Jazab
      1400/07/01 07:31
      مدت عضویت: 1065 روز
      امتیاز کاربر: 237 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 1,174 کلمه

      سلام گام دهم در مسیر لاغری من 

      چاقی اعتیاد اسان است مراقب باشید

      در هر کشوری دو دسته قوانین وجود دارد منع کننده هدایت کننده و رهبران سران هرکشوری این قوانین وضع میکنند 

      و مردم با توجه به این قوانین تصمیماتی میگیرند عمل میکنند و هرکس برعلیه قانون عمل کنید جرم محسوب میشه و مجازات خودش به همراه داره 

      سران هرکشور کارهایی که خطر،افرین است واسه هر فردی اون کار معن میکنند و جرم محسوب میشه و جز قوانین منع کننده هستند و همراه مشکلاتی که واسه خود فرد داره برای بقیه هم خطر افرین است پس برای جلوگیری قوانینی به وجود اوردند 

      حمل نقل مواد مخدر در کشور جز کارها خطر،افرین است و منع کننده است و هر فردی این کار انجام بده جرم دارد مجازات میشود

      حالا ما در اینجا قوانین منع کننده مورد بحث قرار میدهیم 

      هدف از قوانین منع کننده جلوگیری خطر فردی و اجتماعی است و هرکس عمل نکنید مجازات خواهد شد 

      مث قوانین راهنمایی رانندگی که خیلی به وضوح و به وفور دیدیم هرکسی قوانین رعایت نکرده هم به خودش هم به دیگران اسیب ها مالی جانی زده و مورد مجازات قرار گرفته 

      مث قوانین حمل کالا قاچاق یا حمل مواد مخدر فروش قرص ها روان گردان و مشروبات الکلی جرم محسوب میشوند و جز قوانین باز دارنده هستند و تعداد افراد مبتلا به اعتیاد مواد مخدر خیلی کمتر از اعتیاد افراد سیگاری است چون سیگار منع کننده نبوده جرم محسوب نمیشده و یک چیز عادی به حساب میومده و مورد سرزنش یا مجازات نبوده تعداد افراد اعتیاد به سیگار به وفور پیدا میشه و خیلی راحت عادی تازه با افتخار هم مصرف میکنند 

      هردو اعتیاد خطر افرین است و مشکلات سلامتی جانی هم برای خود وهم برای دیگران به همراه دارد ولی چون قانون اومده اعتیاد به مواد مخدر منع کرده و مجازات براش تعیین کرده و یک زشت ناپسند بین مردم هست افراد کمتری مبتلا به مواد مخدر اعتیاد پیدا میکنن و از ان سو چون مصرف سیگار یک امر عادی محسوب میشود بدون مجازات و عادی شده بین مردم مصرف کننده بیشتری به خود مبتلا کرده 

      چرا باید قانون یا قوانین خاصی باشد تا ما کاری که به ضرر خودمان است انجام ندیم اونم از سر ترس از  حرفها مردم یا مجازات کاری انجام ندیم 

      ولی کارها دیگه که صدبرابر به ما ضربه میزند ولی قانون منع کننده ای به همراه ندارد و یک امر عادی است به وفور انجام بدیم 

      چرا خودمان به فکر خودمان نیستیم مث یک رباط عمل میکنیم فقط باید قوانین برای ما تعیین کنید چکاری انجام بدیم و بفکر سلامتی روح روان خودمان نیستیم 

      چاقی یکی از کارها خطر افرین است که هیج قانون منع کننده ای برای چاقی نیست واسه همین تعداد افراد چاق به وفور زیادتر از افراد متناسب است 

      چاقی یک اعتیاد شیرین لذت بخش است که خودمان با تعریف ها نادرستی که از بچگی اموزش دیدیم داریم این چاقی گسترش میدیم 

      بیاییم تعریف نادرست ذهنی خودمان تغییر بدیم 

      تعاریف اشتباه رفتار ها افراد چاق بیان میکنم عبارتنداز 

      تفریح کردن در ذهن فرد چاق یعنی موادغذایی بیشتر خوردن 

      مهمانی رفتن یعنی خوردن تا میتونی بخوری دیگه پیش نمیاد 

      وقتی خهسته ایم جای استراحت اول شکم خودمان پر میکنیم و این کاملا اشتباه است 

      ناراحتیم رجوع میاریم به خوردن خوشحالیم میخوریم حوصله نداریم میخوریم نگاه برنامه تلویزیون میکنیم میخوریم میریم تو پارک طبیعت فکرمان خوردن است چی بخورم حال میده الان جایی از بدنمان درد میاد شروع میکنیم به خوردن 

      حتی شده واسه خودم تشنه باشم ولی قبلا که فرق گرسنگی با تشنگی نمیفهمیدم بازم جای اب غذا میوه میخوردم 

      خلاصه فقط تو خواب بود که دهن من بسته میشد نمیخوردم واسه هرکاریم میخوردم و اگه بهم کم میرسید مواد غذایی به شدت میترسیدم  و عصبانی ناراحت میشدم پس من یک معتاد هستم اعتیاد به مواد غذایی دارم و شاید یک فرد معتاد به مواد مخدر در روز سه بار مصرف کنه ولی من در روز سی بار مصرف میکردم راه میرفتم میخوردم واسه هر حالتی که داشتم یا شرایط برای بهبود اون شرایط میخوردم من اعتیاد دارم واقعا الان که دارم بررسی میکنم اعتیاد من به مواد غذایی خیلی بیشتر از فرد معتاد به موادمخدر است 

      هر دو با جان انسان بازی میکنند چاقی جان مال روح انسان درگیرمیکنه بصورتی که خودت بزنی نابود کنی چاقی یک اعتیاد پنهان است یک اعتیاد کشنده روح ذهن انسان 

      بیاییم خودمان برای خودمان ارزش قائل شیم و کارهایی که به ضرر خودمان است انجام ندیم بیاییم خودمان قوانین منع کننده ای برای خودمان صادر کنیم 

      برای نجات روح جان جسم خود از این اعتیاد پنهان کشنده 

      بیاییم تعاریف اشتباه درست کنیم در ذهن مان و بصورت صحیح عمل کنیم 

      بیاییم الگو درستی رفتارصحیح در خانواده جامعه خود باشیم و این رفتار صحیح به فرزندان خود اموزش بدیم یک الگو کامل بی عیب نقص،باشیم برای فرزندان خودمان واین اعتیاد به خوردن مواد غذایی و چاقی ترک کنیم 

      و سه ماه در این مسیر با تعهد کامل به سر ببریم تا بعد سه ماه یک فرد متفاوت یک الگو عالی از نظر نگرش رفتاری و جسمی باشیم یک زندگی جدید با یک نگرش جدید جسم جدید تجربه کنیم 

      من قوانینی برای خودم تعیین میکنم قوانین منع کننده 

      برای سرگرمی خودم روی به خوردن نمیاریم و خوردن برای سرگرمی تعطیل و دوستام خانواده ام و حتی پسر دخترها کوچلو با خوردن سرگرم نمیکنم 

      کسی تشویق نمیکنم به زیاد خوردن یا تعارف زیادی به کسی نمیکنم که نهه حتما باید بخوری 

      برای تفریح و احساس خوب خوشحالی شروع نمیکنم به خوردن و این کار تعطیل بی نهایت راه وجود دارد واسه حال خوب خوشحالی اون کارها انجام میدم 

      برای ناراحتی خودم و رفع ناراحتی افسردگی خشم کینه اعصبانیت خودم رو به خوردن نمیارم و از راه درست ناراحتیم به حال خوب تبدیل میکنم 

      برای تماشا سریال فیلم و لذت بردن رو به خوردن نمیارم و ممنوع است 

      برای رفع خستگی بعد از خرید یا کارها منزل روبه خوردن نمیارم و استراحت میکنم نه اینکه بخورم و ممنوع است این کار 

      برای بیکاری بی حوصلگی رو به خوردن نمیارم 

      دوستام خانوادم و هرکس دیگه رو با تعارف ها بیجا دعوت نمیکنم به خوردن 

      جوری رفتار نمیکنم که فرد فک کنه اگه نخوره من ناراحت میشم و مجبور بشه،به خوردن 

      وقتی میرم خرید در،فروشگاه دانبال موادغذایی نباشم 

      برای ضرر زدن به دیگران در مهمانی ها زیاده روی نکنم ودرحدی نیازمه مصرف کنم نه بیشتر 

      برای ساکت کردن دختر داداشم اون تشویق نکنم اگه ساکت موندی یا اذیت نکردی برات فلان کیک یا غذا درست میکنم 

        اینها قوانینی هستند که من اجرا میکنم و دیگه این تعریف حک میکنم در ذهنم دریک صورت باید غذا مصرف کنم وقتی بدنم احتیاج داره به غذا واسه تبدیل به انرژی چه زمانی میفهمم بدنم احتیاج داره با حالتی که در شکمم به وجود میاد مث صدا شکمم و ضعف رفتن و حالتی که نشان گر گرسنگی است پس فقط در این صورت غذا میخورم 

      چهار روزی هست که دارم تمرینی استاد در فایل شیشم گفتن انجام میدم واقعا لذت میبرم از خوردنم و احساس ازادی قدرت سبک بالی دارم اصلا احساس لاغری دارم و خیلی خوشحالم و لذت میبرم از خوردنم روز اول میگفتم یعنی چطوری بفهمم دیگه سیرم وهمش توجه میکردم به خوردنم 

      ولی الان وقتی روی سفره هستم بدون توجه کردن یهو میبنی سیرم اصلا دیگه میلم نمیکشه به خوردن و خیلی راحت ساده دست میکشم از خوردن و این مسیر ادامه میدم و این تمرین انجام میدم چون احساسم عالی میکنه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار roshaam2002@gmail.com
      1400/06/27 11:02
      مدت عضویت: 1047 روز
      امتیاز کاربر: 331 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,678 کلمه

      باسلام 

      گام دهم (تکرار1)

      اول میخوام این خبرو بهتون بدم ، که من امشب همراه مادرم رفته بودم خرید و اخرسر رفتیم سوپرمارکت که تخم مرغ بخریم ، من هم وارد سوپرمارکت شدم و طبق معمول رفتم سراغ خوراکی ها وکیک ها وبیسکوییت ها تا ببینم که چه خبره ولییی دوست نداشتم بخرم و بخورم و جالب تر هم این که ، دیگه  حتی میلی به دیدنشون هم نداشتم.

      اعتیاد حالتی که شخص به علت روانی و یا مصرف مواد شیمیایی ، دچار ضعف در کنترل و اراده خود در تکرار اعمال  و یا مصرف  یک سری چیزها و یا انجام دادن یکسری از رفتارها میشه !

      درسته که ضعف اراده بیماری نیست ولیی به دلیل اثرات و عوارضی که رو سیستم عصبی و جسم افراد میزاره ، به عنوان بیماری شناخته میشه .

      این بیماری با ایجاد اختلال در کنترل بر سیستم رفتار-پاداش ، باعث تکرار آن رفتار میشود.

      اعتیاد نوعی بیماری پیش رونده و کشنده است و در ان فرد با مصرف نوعی مواد روانگردان یا تاثیر گذار بر ذهن و یا رفتاری که در برابر میل بیش از حد ، ناتوان میکند ، میباشد .

      در واقع اعتیاد سبب وابسته شدن به انجام و تکرار نوعی از رفتار خاص و یا مصرف  یک ماده  تعریف میشود .و زمانی که ماده موردنیاز در اختیار فرد قرار نگیرد یا انجام کاری که فرد معتاد بدان وابست شده انجام نگیرد، نتیجه بروز علایمی مثل خماری یا عصبانیت و پرخاشگری است.

      دقیقا افراد چاق هم مانند افراد معتاد هستند و من هم اینو از خیلی وقت پیش فهمیده بودم که dude,Im addicted for food !

      افراد معتاد با مصرف مواد ، حس آرامش میگرند و افراد چاق هم با مصرف غذا ، افراد معتاد اگه بهشون مواد نرسه ، خمار میشن و پرخاشگری میکنن ، افراد چاق هم دقیقا همین عکس العمل هارو نسبت به نرسیدن و نخوردن غذا دارن !

      خیلی رفتارهاشون شبیه به همه.

      من هم قبول داشتم که به ماده ی لذت بخشی به نام غذاا اعتیاد دارم !

      چاقی عوارض مخنلفی دارد که چه بسا شاید حتی خطرناک تر از هر نوع اعتیاد دیگری است . 

      فردی که به مواد مخدر اعتیاد دارد ، خیلی بیشتر تحت فشار ترک کردن است ولی آزادی رفتارفردی که اضافه وزن دارد ،اعتیاد اورا خطرناکتر از هرنوع اعتیاد دیگری میکند.

      قانون گذاری یکی از اقدامات خوب در جوامع و دولت هاست .قانون مشخص کننده محدوده هر موضوعی است.

      هرکشور بر اساس قوانینی که توسط  رهبران و سیاستمداران مشخص شده ، رهبری و هدایت میشود .

      قانون خیلی گسترده است ، در اقتصاد ، در ادارات ، دانشگاه ها ، مدارس و…… قانون وجود دارد .

      هر موضوعی در کشور تابع یکسری قوانین است .

      تمام جهان هستی براساس نظم و قانون خاصی افریده شده . در جهان مادی هم یکسری قوانین مشترک بین المللی مانند قانون منع برده داری، قاچاق و یا حمل مواد مخدر، اسلحه و…. در جهت منفعت خود فرد و  منافع جامعه و زندگی اجتماعی  وضع شده است. و نقص قوانین، نیز از طرف جامعه و دولت مجازات به همراه دارد .

      هرکشوری برای خودش قوانینی دارد  که در آن افراد با رعایت کردن آنها دچار انحراف نشوند و در جامعه هرج و مرج ایجاد نشود.

      مثل : جرم بودن فروش ویا استعمال مواد روان گردان ، شیشه، هرویین و …..

      قوانین دو نوع اند:

      1. هدایت کننده: دستورالعمل هایی که مشخص کننده شیوه انجام دادن فعالیت هاست.( قوانین واردات و صادرات )
      2. محدود کننده( بازدارنده):مشخص کننده حد و مرزهایی هستند که مانع انحراف افراد میشود .(قاچاق کالا و مواد و…)

      درواقع دولت ها برای یکسری کارهایی که از نظر همه  خطر افرین هستند  خط قرمز قاعل شدن .مانند قوانین برخورد با حمل اسلحه و مواد مخدر و…

      اما موضوعات مهم دیگری هم در جامعه وجود داره که در حین خطرافرین بودن و دردسرساز بودن انها ، قانونی برای کنترل شدن ان وضع نشده است .مانند فروش و مصرف دخانیات 

      چون به ظاهر ضرر انچنانی نداره به همین دلیل بر ای فروش و استعمال اون قوانینی وضع نشده است.

      به همین دلیل مصرف سیگار در کشور بسیار بیشتر از مصرف بقیه مواد (شیشه و تریاک و… )است.چون که قوانین بازدارنده برای موادی وضع شده که خطر آفرین هستند .

      وبه این دلیل که فروش اون مواد ممنوعه و جایی اجازه فروش اون مواد رو نداره و چون در دسترسی آسان نیست، احتمال گسترش و همه گیری ان کمتره ، اما چون سیگار در همه جا و به راحتی در دسترسه افراد بیشتری هم میتونن که سیگار دریافت کنن و مصرف کنن . 

      استاد من میگم بله ، اگه شیشه و مواد مخدر هم مانند سیگار در جامعه  وجود داشت، افراد بیشتری مبتلا به مصرف شیشه در جامعه وجود داشت!.

       نمیدونم ، چون احساس میکنم ، ذات انسانها اینطوریه که که دوست دارن همه چیزو امتحان کنن ، همه چیز و داشته باشن و متاسفانه جوریه که حتما باید در محدودیت قراربگیرند وگرنه جنبه نداردند وحتما باید براشون قانون وضع بشه وگرنه ، هرکاری و میکنن !

      و چاقی و پرخوری هم نوعی اعتیاد است اعتیاد به مصرف مواد غذایی که متاسفانه از طرف جامعه و یا خانواده براش قانون و مجازاتی وضع نشده است .

       این اعتیاد خیلی ساده در ما شکل گرفت و درواقع ما از طرف خانواده و یا اطرافیان به این اعتیاد دعوت شدیم 

      تحت آموزش ها و رفتار ها و باور های غلط مواد غذایی قرارگرفتیم و دچار اعتیاد شدیم .

      تنوع مواد غذایی و نوع بسته بندی و تعیین میزان و مقدار بسته بندی فردی و تبلیغات مواد غذایی ، مارو دچار اعتیاد کرد.

      فراوانی و قابل دسترس بودن مواد غذایی ، برای مثال در سوپر مارکت ها و هایپر مارکت ها و تنوع و فراوانی مواد غذایی در انها سبب شکل گیری اعتیاد در ما شد.

      عادت دادن کودکان توسط والدین و تشویق انها به خوردن بیشتر کودک با بهانه های مخنلف ، قوی شدن ، سالم شدن، بزرگ شدن و… سبب معتاد شدن کودکان به پرخوری و مصرف بیشتر شد .

      مثل مادر من هم که از کودکی به بهانه های مخنلف منو به پرخوری عادت داده بود و الان هم برای برادرم همچین اقداماتی انجام میده .

      و دقیقا هم یادمه که از چه چیز ها و بهانه هایی برای دعوت من به اعتیاد به پرخوری استفاده میکرد!

      سرگرم شدن و تفریح کردن با خوردن با وجود سیری  عدم حس نیاز جسمی ، مارو دچار اعتیاد کرد.

      پناه اوردن به مواد غذایی برای ارام کردن خود ، جهت فراموشی حس عصبانیت و خشم و…. ، مارو دچار اعتیاد کرد.

      تحت تاثیر حواس پنج گانه قرار گرفتن و توجه نداشتن به علت خوردن و.. ، مارو دچار اعتیاد کرد. (که من هنوز تو این مورد ضعف دارم) 

      نبودن هیچ مجازاتی در پی این اعتیاد (پرخوری) از طرف جامعه ، خانواده و….. سبب شکل گیری اعتیاد در ما شد.

      ربط دادن مواد غذایی به چیزهای مختلف : سرگرمی ، لذت، سلامتی، شادابی، قوی شدن و…… سبب به وجود اومدن اعتیاد در ما شد

      پذیرفته شد ن چاقی در جامعه ، یعنی زشت نبودن آن و نگاه عادی جامعه به چاقی سبب به وجود امدن این باور شد که چاقی عیب نیست و طبیعیه و اعتیاد به چاقی رو زشت ندونستیم .

      باید نگاهمون به مصرف موادغذایی و دیدگاهمون به چاقی تغییر کنه.

      اعتیاد چاقی ، اغتیادی که خیلی آسون میشه به اون مبتلا شد و رهایی از اون مانند اعتیاد های دیگه ، خیلی سخت و طاقت فرساست .

      اعتیادی که هربار ترکش کردیم ، دوباره به راحتی بهش مبتلا شدیم !

      اعتیادی که اونو دوستانه بهم تعارف میکنیم ،اعتیادی که خیلی سریع بین همه گسترش پیدا میکنه.

      اعتیادی که مبتلا شدن به اون نشونه احترامه.و….

      چاقی ژنتیکی نبوده، شانسی و هرمونی و …. نبوده ، مقصر هرکیلو از اضافه وزنمون خودمون هستیم .

      حالا که که کسی به فکر ما نیست ، بهتره که خودمون به خودمون و جسممون احترام براریم و خودمون برای خودمون قانون وضع کنیم ، چه کسی بهتر از خودش میتونه برای خودش تصمیم بگیره ؟!

      که در صورت حس گرسنگی واقعی و به اندازه رفع نیاز جسمی مواد غذایی مصرف کنیم و به محض سیر شدن تحت امر ذهن و فرمان ذهن دست از غذاخوردن بکشیم .

      شمرده شمرده و با ارامش غذا بخوریم و نهایت لذت رو از اون ببریم.

      اصرار و تعارف بیجا به خوردن خود و دیگران جهت امتجان کردن تمام گزینه های سر میز نکنیم و از دیگران هم توقع تعارف کردن و اصرار به خوردن بیشتر نداشته باشیم  . و قدرت نه گفتن به دیگران رو داشته باشیم .

      (یادم میاد یکی از دوستام که خیلییی لاغر بود و همش دوست داشت چاق بشه و میگفت هرکاری میکنم نمیتونم چاق بشم ! هر وقت با این فرد بیرون میرفتم و هر از گاهی پیکنیک میرفتیم و من هم برای پیکنیک آشپزی میکردم و انواع غذاهای لذیذ و خوشمزه رو درست میکردم و میبردم و میدیم که اون در صورتی که تلاشش و میکرد که از تمام غذاها و خوراکی هایی که برده بودم پیکنیک استفاده کنه ولی به محض این که سیر میشد اصلا نمیخورد و ادامه نمیداد و از یک نوع غدا که میخورد و سیر میشد، اصلا خودتو تیکه پاره هم میکردی دیگه نمیخورد و میگفت نمیتونم بخورم و…. منم اول فکر میکردم این اداشه ! داره باکلاس بازی درمیاره ولی از وقتی به این مسیر هدایت شدم ، دیدم نه، مثل اینکه میشه،همچین چیزی وجود داره!)

      توجه کمتری به تنوع موواد غذایی داشته باشیم یعنی نیاز نداشتن به مصرف تمام گزینه های سر میزو سیر شدن بایک نوع آن در حد نیاز جسمی .

      مصرف غذ ا برای لذت و سزگرمی و رفع استرس و ارام کردن خود و … نداشته باشیم و عمل پیاده روی، گوش دادن به موسیقی ، رقصیدن و… جایگزین عمل خوردن کنیم .

      جهت مواجه با مواد غذایی در صورت گرسنه نبودن  فکر کردن  و پرسیدن از خودمون و جویا شدن دلیل خوردن خود و در صورت گرسنه نبودن ، نخوردن ان و لذت بردن از نخوردن ان .

      تنها روشی که میتوان این اعتیاد رو برطرف کرد از طریق ذهنه ، با هیچ فشار جسمی نمیتوان این اعتیاد رو برطرف کرد .

      باید نگاه طبیعی بودن چاقی رو در خودمون از بین ببریم.

      اصلا طبیعی نیست که چاق باشیم و تا اخر عمرمون هم چاق بمونیم !

      استاد یک سوال برام پیش اومد، تو فایل های قبل تر ذکر کردید که مواد غذایی و پرخوری عامل چاقی ما نیستند ولی تو این گام غذا ها و پرخوری رو مواد مخدر چاق کننده خطاب کردید ! الان من دچار ابهام شدم که باید کدومو قبوول کنم ! لطفا توضیح بدید یا راهنمایی کنید ، ممنونم 

      شاد و پیروز و متناسب باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 62 کلمه

        سلام و درود
        مواد مخدر در دنیا وجود داره
        ولی بودن مواد مخدر در دنیا باعث معتاد شدن همه انسانها نمی شه بلکه هر فردی با تصمیم خودش به شرایط اعتیاد می رسه
        در مورد مواد غذایی هم این موضوع صدق می کنه
        مواد غذایی وجود داره
        خیلی ها هم دارن استفاده می کنند و همچنان متناسبن ولی برخی استفاده می کنند و چاق شدند
        نتیجه گیری ؟؟؟

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار roshaam2002@gmail.com
          1400/06/28 08:27
          مدت عضویت: 1047 روز
          امتیاز کاربر: 331 سطح ۱: کاربر مبتدی
          محتوای دیدگاه: 11 کلمه

          مشکل در فرمول های ذهنی اونهاست !

          درسته ، ممنونم استاد 🙏🏻💗

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار marzieh753@gmail.com
      1400/06/24 12:16
      مدت عضویت: 1093 روز
      امتیاز کاربر: 6412 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 722 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! اعتیاد چیست؟ حالتی است که در آن شخص به علت روانی یا مصرف مواد شیمیایی یا طبیعی دچار ضعف اراده در کنترل تکرار اعمال خود می‌شود. این بیماری با ایجاد اختلال در کنترل بر سیستم رفتار_ پاداش، باعث تکرار آن رفتار می‌گردد. چاقی اعتیاد آسان است که چون از طرف دولت‌ها و ملتها قوانین تنبیهی و مجازاتی و یا همان قوانین منع کننده، ندارد، بسیار از اعتیاد به مواد مخدر خطرناک تر و بیشتر و همه گیرتر است و مانند اعتیاد که افراد معتاد برای  فراموشی مشکلات ، عصبانیت، خشم، شکست و…به مواد مخدر رو می آورند، افراد چاق هم به مواد غذایی پناه می‌برند! چاقی ارزان ترین و آسان ترین نوع اعتیاد است و هیچ خط قرمزی ندارد و همه جا در دسترس است و بخاطر سهولت آن، احترام گذاشتن به دیگران و حس صمیمیت با دیگران و حتی از طریق خود خانواده به این نوع اعتیاد دعوت و در نهایت به آن معتاد شویم. چاقی پذیرفته شده است و نگاه جامعه به آن عادی هست برعکس نگاه به فرد معتاد که اصلا خوب نیست و در نهایت اگر بخواهند او را مجرم حساب نکنند ولی او را بیماری می‌دانند که باید مداوا شود برعکس چاقی که از دیدگاه جامعه زشت نیست و همین باعث گسترش آن می‌شود، مواد اعتیاد به چاقی کاملا در دسترس هست و ماهیت خود را که صرفا به عنوان سوخت بدن برای انجام فعالیت‌های روزانه بود را از دست داده است و اکنون مصرف مواد غذایی با موضاعات مختلفی چون خوردن برای کاهش استرس، قوی تر شدن، تفریح کردن، فرار از تنهایی، رفع بی حوصلگی و… ارتباط برقرار کرده است که نتیجه آن افزایش روز به روز چاقی و بیماری‌های مرتبط به آن در جوامع بشری است. حال که جامعه برای این خطر در حال گسترش قوانینی وضع نکرده بهتر است خودمان دست به کار شویم و برای خودمان قانون گذاری کنیم و متعهد شویم که به این قوانین پایبند بمانیم. قانون اول: فقط با بروز علائم گرسنگی و به اندازه نیاز و با آرامش و شمرده شمرده همراه با لذت بردن، غذا بخوریم و با مشاهده علائم سیری دست از غذا خوردن برداریم. قانون دوم: به عادت‌های غذاییمان فکر کنیم و ببینیم آیا افراد متناسب هم این عادت‌ها را انجام می‌دهند؟ و اگر این چنین نیست سعی در ترک عادت‌های غلط یا جایگزین کردن آنها با عادت های صحیح بکنیم. قانون سوم: از خوردن تمام گزینه های پیش رو و سر سفره امتناع کنیم و نسبت به تعارف بقیه برای پرخوری نه بگوییم و خودمان هم بی جهت به کسی تعارف نکنیم و از جمله بچه ها را پرخور و معتاد به مواد غذایی بار نیاوریم و برای ساکت کردن آنها یا پاداش دادن به آنها از مواد غذایی استفاده نکنیم. در هنگام انتخاب از میان غذاهایی که سر سفره هستند غذاهای با کیفیت تر به لحاظ ارزش غذایی را انتخاب کنیم و از آشغال خوری دست برداریم. قانون چهارم: توجه کمتری به مواد غذایی داشته باشیم و حجم کمتری مواد غذایی را در دسترس خودمان قرار دهیم و از خرید مواد غذایی تحریک کننده و قرار دادن آن در منزل خودداری کنیم، قبل از رفتن به خرید از مواد غذایی مورد نیازمان لیست تهیه کنیم تا در مواجهه با مواد غذایی برای خریدن آنها وسوسه نشویم. قانون پنجم: برای فرار از استرس و فشار و خوب کردن حال خودمان در شرایطی که گرسنه نیستیم غذا نخوریم و در چنین شرایطی خودمان را با گزینه های بهتری مثل پیاده روی، رقص، همصحبتی با دیگران، بازی کردن و…سرگرم کنیم. قانون ششم: وقتی شرایط به گونه ای است که در شرایط کشش شدید به سمت یک مواد غذایی خاص هستیم و از طریق مختلف مثل بویایی، بینایی و… تحریک شده ایم قبل از اینکه اقدام به خوردن آن بکنیم از خودمان بپرسیم چرا من می‌خواهم این غذا یا شیرینی را بخورم؟ و اگر گرسنه نیستیم و صرفا عادت‌های غذایی گذشته یا خاطراتمان از طعم این ماده غذایی باعث ایجاد انگیزه برای خوردمان شده، آن را نخوریم و از حس نخوردن و یک قدم نزدیک شدن به نقطه پایان لذت ببریم. قانون هفتم: یادمان باشد که در مسیر لاغری و تندرستی هستیم و به آرمانمان که رسیدن به مناسب ترین و زیباترین حالت وجودی خودمان است و داشتن اندام عالی و آنچه خدا از روز اول برایمان درنظر گرفته فکر کنیم و لذت‌های دیگر را جایگزین لذت پرخوری کنیم و زیاده روی نکنیم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار minootahrishi
      1400/06/14 12:31
      مدت عضویت: 1783 روز
      امتیاز کاربر: 6722 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 298 کلمه

      با سلام 

      این فایل آگاهی دهنده وشگفت انگیز را گوش دادم ودرک کردم چه آسان آدم به بیماریهایی مبتلا میشود که بسیار دور از ذهن.( لااقل ذهن من ) هست گرفتار میشه وآنهم معتاد شدن است چه احساس بدی

      چیزی که اصلا در باورم هم نمیگنجید که من روزی به اسم معتاد شناخته بشم

      نظرات دوستان را خواندم وآنقدر کامل وجامع بود که با همه اشان موافق هستم ودیگر به شرح گفته های تکراری نمی پردازم

      ولی قوانینی که برای خودم وضع میکنم اینها هستند

      ۱= موقع گرسنگی واقعی غذا بخورم وساعت خاصی در نظر نگیرم که مثلا الان موقع صبحانه هست یا الان موقع ناهار 

      ۲= در هنگام غذا خوردن به پیام سیری توجه کنم وهمانوقت دست از خوردن بکشم  و جملاتی مانند حیفه. اسراف میشه   همین مونده بخور که تموم شه وغیره را را با خودم باز گو نکنم 

      ۳= از خرید موادی که به نظرم غیر ضروری هستند صرفه نظر کنم با عنوان اینکه خریده شده باید تا تاریخ انقضاش تمام نشده خورده بشه اصلا از اول خریده نشه که خورده بشه

      ۴=  مواد غذایی برام مثل دارو عمل کنند که (اگر مقدار بیش از حد دارو مصرف بشه نه تنها خاصیتش رو نداره بلکه حتما ضرر هم داره )مواد خوراکی نیز اگر بیشتر از نیاز مصرف بشه حتما ضرر داده

      ۵=  من مثل یک بچه دو ونیم ساله هستم وهنوز در مراحل یاد گیری هستم واگر قوانین را خوب یاد بگیرم وبه آنها عمل کنم حتما حتما به هدفم میرسم

      ۶=  عجله ای برای رسیدن به هدفم نداشته باشم وسعی کنم با آرامش و احساس خوب ولذت از مسیری که در آن هستم قدم به قدم به هدفم وآرزوم که متناسب شدن است برسم

      ۷=   سپاسگزاری از خداوند واستاد گرامی را همیشه وهمه جا در نظرم باشه که به کمک وهدایت آنها توانستم به این آگاهیها دست پیدا کنم وزندگیم را تغیر بدم

      ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      1400/06/14 05:51
      مدت عضویت: 1783 روز
      امتیاز کاربر: 24037 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 322 کلمه

      سلام به شما استاد عزیز و گرامی و همه دوستان همراهم

      این فایل چقدر عالی و بی هیچ رودروایسی حقیقت اعتیاد به مواد غذایی را عنوان کرد

      واقعا که ما خوردن غذا را برای رسیدن به خیلی از احساس های مختلف ربط داده بودیم

      برای رفع افسردگی برای رفع عصبانیت برای رفع حوصله سررفتن برای لذت بردن بیشتر از دیدن فیلم

      برای هم پا بودن با دوستانی که در حال خوردن بودند

      برای بودن در جمع دوستان و تفریح کردن

      برای امتحان کردن تولیدات جدید

      خلاصه مطلب اینکه خوردن برای همه آن چیزهایی که به غیر از احساس گرسنگی کردن بود ما را معتاد کرد

      اینکه این اعتیاد مورد پذیرش اجتماع بوده و شخص معتاد مورد قضاوت و منع شدن قرار نمی گرفت

      اما حالا که ما غذا خوردن را یاد گرفتیم و اینکه فقط و فقط برای رفع گرسنگی و به اندازه نیاز بدنمان مصرف کنیم در راه صحیح برگشتن به فرمولهای درست هستیم که در ما وجود دارد اما به علت قرار دادن فرمولهای اشتباه و استمرار در استفاده کردن آنها فرمولهای پیش فرضمان را کمرنگ کرده بودیم

      حالا با استفاده کردن از فرمولهای درست آنها را پررنگ میکنیم و به تناسب اندامی که در وجود ماست کمک میکنیم که خودش را نمایان کند

      بدن ما هم از بودن در اینهمه فشار خسته شده است 

      ذهن ما به محض دیدن تلاش ما برای یادگیری فرمولهای متناسب شدن و اجرای آنها به ما کمک میکند 

      من اینرا تجربه کرده ام

      سال گذشته موردی برایم پیش آمد که دچار عصبانیت و استرس شده بودم و متوجه شدم بدون فکر کردن و ناخودآگاه از خانه بیرون زده و به پیاده روی رفتم 

      اینرا بعد از اینکه چند دقیقه ای راه رفته بودم متوجه شدم که من طبق عادت گذشته ام که به سراغ مواد غذایی مخصوصا شیرینی جات برای آرام کردن خودم میرفتم عمل نکردم و طبق فرمول جدید در راه متناسب بودن عمل کردم

      این چقدر مرا خوشحال کرد که ذهن باهوشم منتظر این یادگیری ها بود تا مرا در رسیدن به پیش فرض اندام متناسب همیاری کند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مسیر خدا
      1400/06/11 15:22
      مدت عضویت: 1778 روز
      امتیاز کاربر: 5843 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 547 کلمه

      سلام 

      اصلا نمیدونم چی باید بگم، چقد دلم واسه بدنم سوخت، راست میگی استاد مگه سیگار و قلیون که آزاده من میرم بکشم؟؟ میگم نه واسه ریه هام واسه پوستم واسه قلبم واسه بدنم ضرر داره، اصلا زشته بخوام سیگار بکشم ولی هیچوقت این پرخوری برام زشت جلوه داده نشد، هیچوقت به این فکر نکردم همونجور که مواد مخدر کلی آسیب به بدنم میرسونه اعتماد بنفسم و ازم میگیره بیماری میگیرم تو اجتماع وجهه خوبی نداره حسم به خودم بد میشه و…  چاقی و پرخوری هم که همینکارو داره برام میکنه، ولی سیگار چهره بدی داره غذا ظاهر خوبی داره، تو مسافرت گفتیم بخوریم بیشتر خوش میگذره تو تفریح هم همین تو مهمانی و عروسی هم همین همه فقط گفتن بخور و ما یجورایی خوردن و مساوی قدردانی و تشکر از صاحب مجلس میدونستیم یعنی به بدنمون بی احترامی میکردیم تا صابخونه ناراحت نشه که چرا کم خوردیم، وصتی مهمان داریم از روز قبل شروع میکنیم به پختن و چق