تا حالا شده یه کاری رو با کلی ذوق و انگیزه شروع کنی، اما بعد یه مدت، اون کار برات تکراری و خستهکننده بشه؟ 😑 با این حال، نمیتونی ترکش کنی؟ انگار یه نیرویی هست که هی تو رو وادار به ادامهش میکنه؟
اگه این حس برات آشناست، باید بدونی اسم این پدیده میتونه «اعتیاد» باشه. مخصوصاً وقتی پای خوردن وسطه، یه نوع خاصی از اون شکل میگیره به اسم: اعتیاد به غذا 🍩🍕🍟
اعتیاد به غذا یعنی چی؟ 🤔🍫
اعتیاد به غذا یعنی وقتی یه نفر دیگه نمیتونه جلوی خودشو بگیره و هی میخوره، حتی وقتی واقعا گرسنه نیست.

این فقط یه اشتهای زیاد یا پرخوری ساده نیست، یه رفتار تکرارشونده و خارج از کنترله که آدمو به سمت خوردن میکشونه… حتی وقتی دلش نمیخواد بخوره! 😣
و حالا جالبترین قسمت ماجرا! 😳👇
تحقیقات علمی، مخصوصاً مطالعهای از دانشگاه Yale درباره نقش مغز در مقیاس اعتیاد به غذا نشون داده که مغز بعضی از افراد، نسبت به بعضی غذاها (مثل شیرینی، چیپس، فستفود یا بستنی) درست مثل مغز یه معتاد به مواد مخدر واکنش نشون میده!
یعنی چی؟
یعنی خوردن یه قاشق بستنی یا یه تیکه شکلات میتونه همون قسمتهایی از مغز (مراکز پاداش یا reward system) رو فعال کنه که مواد مخدری مثل کوکائین یا هروئین فعال میکنن! 😱🍩
این یعنی اعتیاد به غذا یه موضوع جدی و علمیه، نه فقط یه بهونه برای پرخوری.
اعتیاد یعنی وقتی بدن و ذهن یه آدم برای ادامه زندگی عادیش به یه ماده یا یه رفتار خاص وابسته میشن. حالا اگه اون ماده یا رفتار در دسترس نباشه، بدن و ذهن شروع میکنن به نشون دادن علائم محرومیت یا همون خماری. 😵
شاید شنیدن اصطلاح اعتیاد به غذا برات اولش خوشایند نباشه، چون خب ما همینجوری هم کلی قضاوت و برچسب از جامعه بابت چاقی شنیدیم… حالا یکی دیگه هم اضافه بشه؟ 😔
ولی بیاین صورت مسئله رو پاک نکنیم… چون این “اعتیاد به غذا” واقعاً وجود داره، واقعاً ذهن و جسم ما رو درگیر میکنه، و اگه درست بهش نگاه نکنیم، فقط عمیقتر و ریشهدارتر میشه!

اعتیاد به غذا: پنهان، رایج و تشویقشده! 😳🍟
نکته عجیبه ماجرای اعتیاد به غذا اینه که برعکس اعتیاد به مواد مخدر که تو همهی دنیا باهاش برخورد قانونی میشه، واسه این یکی نهتنها مجازاتی وجود نداره، بلکه کاملاً آزاد، دردسترس و حتی تحسینشدهست! 😅
یعنی چی؟ یعنی کافیه یه دور توی شهر بزنی…
رستورانا، شیرینیفروشیها، فستفودها، بیلبوردها، حتی استوریهای اینستاگرام و تبلیغات تلویزیون…
همهچی شده ویترینِ غذاهایی که مغز آدم رو وسوسه میکنه 🤤
🍩 اونور یه معتاد باید قاچاقی بره دنبال مواد، اینجا یه فردی که معتاد به غذاست، فقط کافیه گوشیشو دربیاره، چندتا کلیک کنه، غذا دم در خونشه!
و حالا چرا اعتیاد به غذا اینقدر خطرناکتره؟
- 🔹 چون هیچکس به چشم یه اعتیاد واقعی بهش نگاه نمیکنه
- 🔹 چون پنهان و نرمال جا زده میشه
- 🔹 چون کسی جلودارش نیست و از هر طرف تشویق میشی به بیشتر خوردن
و وقتی چاق میشیم، تازه زنجیره عوارض شروع میشه:
- ❗ فشار خون بالا
- ❗ دیابت نوع دو
- ❗ بیماریهای قلبی
- ❗ مشکلات مفصلی
- ❗ و حتی اختلالات روانی مثل اضطراب، افسردگی و اعتمادبهنفس پایین 😔
همهی اینا فقط بهخاطر اینه که مغزمون یه مسیر شرطیشده رو پیدا کرده:
- «ناراحتی؟ بخور!»
- «استرس داری؟ بخور!»
- «حوصلهت سر رفته؟ بخور!»
- «حتی خوشحالی؟ جشن = خوردن!» 🎉🍰
📚 مطالعات علمی (مثل تحقیق منتشرشده در Frontiers in Psychology) نشون میده که اعتیاد به غذا از لحاظ اثرگذاری روی مغز، بهطرز شگفتانگیزی شبیه اعتیاد به مواد مخدره.
یعنی مغز ما نسبت به قند، چربی و نمک دقیقاً همونجوری واکنش میده که به کوکائین یا نیکوتین میده! 😱
پس دیگه وقتشه که این اعتیاد پنهان رو جدی بگیریم… چون اگه بهش آگاه نشیم، یه عمر اسیرش میمونیم!

تنوع مواد غذایی = تنوع مواد اعتیادآور 🤯🍕
وقتی به اعتیاد به غذا بهعنوان یه نوع اعتیاد واقعی نگاه کنیم، تازه میفهمیم که دنیای غذا چقدر پر از محرکها و وسوسههاییه که مثل مواد مخدر عمل میکنن.
فکر کن! 🤯
اگه مواد مخدر رو چند مدل بیشتر نیست (مثلاً الکل، نیکوتین، کوکائین و…)
ولی تو دنیای غذا؟
- هزاران مدل شیرینی
- صدها نوع چیپس و پفک
- بستنیهایی با طعمهای عجیب و غریب
- سسهای چرب و ترکیبهای فوقالعاده اعتیادآور 😋
🔻 این یعنی چی؟
یعنی تنوع مواد غذایی اعتیادآور خیلی بیشتر از مواد مخدره!
و ترکیب این تنوع با راحتی در دسترسی باعث شده سرعت چاقی تو دنیا مثل موشک بره بالا 🚀
اما یه سوال مهم:
اگه ما تو دورههای تناسب فکری میگیم غذا ذاتاً عامل چاقی نیست، پس چرا الان داریم از «مواد غذایی چاقکننده» صحبت میکنیم؟ 🤔
جواب اینه:
🍔 تا زمانی که یه فرد معتاد به غذا، از ته دل باور داره که “غذا باعث چاقی منه”
و در عین حال احساس میکنه نمیتونه جلوی خوردنشو بگیره… اونوقت تنوع بالا و دسترسی آسون به این غذاها = زمین خوردن دوباره و دوباره 😞
🧠 یعنی مشکل اصلی درون ذهن ماست، نه توی خود غذا!
برای همینه که خیلیا با وجود همین دنیای رنگارنگ و وسوسهگر، همچنان متناسب و سالم زندگی میکنن.
✅ پس نکته کلیدی اینه:
اول باید اون “ذهنیت چاقکننده” نسبت به غذا اصلاح بشه که این فرایند با استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز به خوبی انجام میشه.

چطوری چاقی تبدیل شد به اعتیاد به غذا؟ 😳🍩
یه زمانی، غذا خوردن یعنی چی؟ یعنی فقط وقتی بدنمون نیاز داشت، یه چیزی میخوردیم. به اندازه، ساده، بدون دردسر.
ولی یواشیواش این رفتار طبیعی، تحت تأثیر کلی باور اشتباه و آموزش نادرست، رفت زیر خاک و یه چیز دیگه جاشو گرفت: اعتیاد به غذا.
🍕 از کجا شروع شد؟
از جایی که کارخونههای مواد غذایی، با طراحی بستهبندیهای جذاب، اندازههای مصرف شخصی، تنوع بالا و کلی تبلیغ رنگارنگ، مغز و ذائقه ما رو نشونه گرفتن. اونم نه با یه تیر، با یه ارتش کامل! 😅
🎯 ما هم که هنوز تهمون یه غارنشین حریصه، وارد فروشگاه یا مهمونی که میشیم، چشممون شکار میکنه، دستمون میخره، ذهنمون مجوز میده و معدهمون همهچی رو جا میده!
و اینطوری بود که کمکم، اعتیاد به غذا مثل یه ویروس پنهان، بینمون پخش شد.
👪 از خونه شروع شد
وقتی مامانبابا برای اینکه بچهشون “قویتر” بشه، هی بهش غذا دادن، وقتی برای اینکه ساکت شه، با شیرینی و پفک سرگرمش کردن، وقتی جایزهها شد خوراکی و نوشابه،
یه ذهن کوچیک یاد گرفت که:
📌 غذا = عشق 📌 غذا = شادی 📌 غذا = پاداش 📌 غذا = فرار از درد
🎉 حالا بزرگتر که شدیم، چی شد؟
تا یه ذره ناراحت میشیم، میریم سراغ یخچال، تا استرس داریم، یه چیزی باید بخوریم.
خوشحالیم؟ بزن بریم بیرون، یه چیزی بخوریم، دورهمی، سینما، سفر، تفریح = خوردن خوردن خوردن 😵💫
🎯 نکته اینجاست که:
هیچکس نمیاد ما رو بابت این رفتار “بازخواست” کنه! نه قانون، نه خانواده، نه جامعه
برعکس! همه جا داره بهمون میگه: “بخور! خوش بگذره!”
و اینطوری، اعتیاد به غذا شد تنها اعتیادی که نه تنها ممنوع نیست، بلکه تشویق هم میشه! 😶🌫️
🧠 تازه تحریکات حسی هم به کمکش اومدن
صدای ترد چیپس، بوی نون داغ، رنگ شیرینیها، بافت خامه، طعم قهوه…
و این یعنی: حتی اگه گرسنه هم نباشی، مغزت میخواد بخوره! 🤯

راه نجات چیه؟ قانونهای شخصی برای رهایی از اعتیاد به غذا 👇
تحقیقات نشون داده با تمرین ذهنآگاهی، تصویرسازی ذهنی، و تغییر باورها درباره غذا میتونیم اعتیاد به غذا رو کنترل و حتی درمان کنیم.
مغز انعطافپذیره. یعنی همونطور که یاد گرفته با غذا حال خوب کنه، میتونه یاد بگیره با چیزهای دیگه هم حال خوب کنه 🧠🌱
پس بیاین با هم یه تصمیم بگیریم:
از امروز، من مسئول رابطهم با غذا هستم. نه تبلیغات، نه خاطرات کودکی، نه عادتهای غلط.
✨ اما اگه میخوای این تغییر رو سریعتر و اصولیتر تجربه کنی، بهترین قدم استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغزه.
این دوره مثل یه نقشه عملیه که بهت کمک میکنه فرمولهای اشتباه ذهنیت رو بازنویسی کنی، craving یا همون ولع غذایی رو کنترل کنی، و به آزادی واقعی از اعتیاد به غذا برسی.
این بار، تنها نیستی… این دوره همراه توئه برای شروع یه زندگی تازه. 🌈
✍️ تمرین آموزشی | گام عملی برای شناسایی اعتیاد به غذا 🍩
حالا که متن و ویدیوی آموزشی این جلسه رو دیدی، وقتشه دستبهقلم بشی و خودت رو در آینه رفتارهای غذاییات ببینی.
لطفاً به سوالات زیر توی بخش نظرات جواب بده 👇
- فکر میکنی اعتیاد به غذا چطوری به شکل پنهان اما جدی وارد زندگی ما شده؟ آیا واقعاً چاقی میتونه یه نوع اعتیاد باشه؟
- چه وقتهایی تحت تأثیر تبلیغات، مهمونی، خانواده یا اطرافیانت، بیدلیل و بینیاز غذا خوردی؟ مثال بزن!
- نظرت درباره تأثیر مکانهایی مثل رستورانها، اپلیکیشنهای سفارش غذا، یا تبلیغات تلویزیونی در گسترش اعتیاد به غذا چیه؟
- تا حالا شده چون پول غذا رو دادی، خودتو مجبور به خوردن کل غذا کنی؟ یا چون سهم تو بوده، تا تهش رو بخوری؟ بنویس چی باعث این رفتار شده 🧠
🎥 از ویدیوی آموزشی ایده بگیر و یه تمرین مخصوص به خودت طراحی کن!
اون تمرین رو هم توی بخش نظرات با ما به اشتراک بذار تا بقیه هم ازش استفاده کنن 💬🧡
👇 منتظرم که تمرینت رو توی بخش نظرات ببینم! 📝💬🧠
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.13 از 184 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم…
واقعا که من معتاد خوردن بودم.چرا ناراحت شیم وقتی حقیقته. من سر وقت بدون گرسنگی باید میخوردم.با تعارفات باید میخوردم. ناراحت میشدمکه اصلا حمله میکردم به یخچال.دقیقا حکم مواد مخدر رو داشت که آرومم میکرد.کاش قانونی بود تو جامعه که کسی که بیشتر از دوکیلو اضافه وزن داشت و زندانی میکردن.باید زور بالا سرمون باشه.خوب حالا که جامعه قانونی نذاشته بیا خودمون بذاریم.همانطور که تا الان توی اینمدت باهم بودن در مسیر لاغری گذاشتیم…
۱.دیگه فقط و فقط موقع گرسنگی غذا بخورم
البته اگه صبحانه ناهار شام رو با فاصله ۵ ساعت بخورم خود به خود گشنه میشم.من که اینجوری کردم.سعی کردم میانوعده که در ذهن من ریزه خوای تعریف شده رو هم کنار بذارم
۲.ریزه خواری نکنم اصلا
۳.پر خوری عصبی نکنم.خوب همش میگم افراد متناسب موقع استرس و ناراحتی چیکار میکنن منم مثل اونا رفتار میکنم.مثلا تلویزیون میگم.فایل شما روگوش میدم
۴. موقع غذا خوردن به پاسخ سیری توجه کنم و به اندازه بخورم
۵.توی تعارفات براحتی بگم سیرم و میل ندارم ..
6.من دیگه به پسر ۳سالم وقتی میگه مرسی الهی شکر که یعنی مامان سیر شدم اصرار الکی نمیکنم که همین یه لقمه رو هم بخور. وای چه خوبن بچه ها.به محض سیر شدن حتی چند لقمه ته ظرف روول میکنه و تشکر میکنه و میره.این ذات اصلی ماست.بدون کد چاقی
7.اصلا راجع به چاقی با کسی حرف نمیزنم
8.اصلا سراغ برنامه ها و پیج های محرک نمیرم
9.وزن کشی که اصلا تعطیله
10.عادت بد غذایی رو اصلاحش میکنم. از چالش ن اینو نخوردم یه ماه میشه که من شیرینی نخوردم تا دیشب که یه دونه به میل خودم برذاشتم نه با حس بد و ولع….
12.مس،ولیت چاقی مو بپذیرم وبه تعهدم وفادار باشم
13.آموزش وتکرار اینمه منحق انتخاب و نه گفتن دارم.اینو به پسرمم آموزش میدم
14.من تا ابد در سایت شما و با شما میمونم.میخونم میبینم مینویسم عمل میکنم و استمرار دارم
ممنون از اینکه هستین….
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و دوستان خوبم
کاملا درسته استاد.چاقی یه اعتیاده و بقول شما خطرناکتر از همه نوع اعتیادها.چون مواد چاق کننده فراوون و کسی فرد چاق رو یه ناهنجار اجتماعی نمیدونه و ای کاش میدونستن. شاید زودتر به فکر لاغری میوفتادیم.نه الان که سی کیلو اضافه دارم.یعنی کاش حتی نمیگفتن معتادها چه موادمخدر چه چاق ها مریض ن وباید درمان شن. میگفتن مجرمن و میگرفتنمون به مجازات.بلکم بعد لاغری آزادمون میکردن و اونوقت باقی عمرمونو لاغر زندگی میکردیم. یکم خنده داره شاید ولی بخدا من یکی خیلی خسته م استاد.صورتم رو بخاطر شما و دوره ای که عاشقشم زورمی سرخ نگه داشتم که امیدم قطع نشه که ادامه بدم ومیدم .تا آخرین قطره خودت تا ایده آل شدن ادامه میدم .استاد من هشت ماهه با شمام.با افتخار و رضایت.بهترین لحظات عمرم اینجاست ولی خوب نتیجه ای نگرفتم.من اصلا تقصیر رو گردن شما نمیندازما.نه. تقصیر خودمه که فراموشکارم.دارم با سرعت ۱۶۰تا تو مسیر لاغری میرم و کلی نتیجه گرفتم یهو مریض میشم دوهفته استعلاجی در منزل وبعد مدتی آثار دردو کسالت بیماری و بعد کار سنگین مجدد و……فراموش میکنم. مگه نه اینکه چون من لاغری با ذهن روآموختم نباید از یادم بره.آره آره آره. میدونم جوابم اینه که من چون هنوز کامل یاد نگرفتم زودی فراموش میکنم. دوره متکمیل شه وفقط ادامه بدم همه چیدرست میشه.استاد گاهی اینجوری دلخورم.از خودم.از اینکه چند کیلو کاهش وزن داشتم.مطم،نم.بحدی لباسام گشاد شده بودنکه ذوق میکردم ولی طی یه مدت بیماری برگشت.چون فکرمیکردم مریضم دیگه باید بخورم جون داشته باشم.هر کیم زنگ میزد همینارو میگفت منم ریسک نکردم و یواش یواش اصول دوره یادم رفت و فکر کنم الان که اینجام تموم نتیجه مو هدر دادم.از اول برگشتم سر خونه اول.استاد پسرفت حال آدمو میگیره و من از قدیم شروع مجدد واسم سخت بوده. من تموم مس،ولیت چاقی خودم رو بر عهده مبکیرم و در اینکه ادامه میدم شکی ندارم ولی از خودم دلخور و ناراحتم.بقول شما میخوام این معتاد آسان ودیوانه روبا الفاظ بدی خطاب کنم تا دیگه تکرار نکنه. مگه نه اینکه میدونیتی نخوردنها چقد لذت داره.پس چی شد. خدایا کمکم کن دوباره بیام تو مسیر. من میخوام اعتیادمو ترک کنم.کمکم کن.
استاد کمکم کنین
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان متناسبم
بله کاملا درسته.همه ما به موادغذایی معتاد هستیم. دقیقا همون علایم روداریم. مثل معتاد اگه در لحظه بروز علایم دوری از مواد غذایی غذا بهمون نرسه بیقرار میشیم.عصبی میشیم.پرخاش میکنیم و بعد برای بدست آوردنش و غذا خوردن هر کاری میگنیم..حتی تموم مدت سیری هم بهش فکرمیکنیم.به مواد غذایی داخل یخچال به برنامه ریزی اینمه چی بخورم.چطوری بخورم.چی رو با چی بخورم….و همه اینا از فرمول های ذهنیه….چه خوب استاد پس میشه با کنترل ذهن و تغییر فرمول های معتادا اونا رو هم نجات داد.مس،ولیت تون بیشتر شد استاد نازنین.باید یه پیج و سایت واسه ترک اعتیاد هم بزنین.اون طفلی ها هم به شما و آگاهی هاتون احتیاج دارن.چقد خوب….
به لطف خدا من در مسیر درست لاغری با ذهن هستم.قراره تموم فرمولای چاقی ذهنمو کمرنگ و کمرنگ تر کنیم تا انگار پاک بشن و جاش فرمولهای ناز لاغری بذاریم. اینکه خوردنم قانون داره.استاد بی قانون خوردنای ما باعث چاقیمون شده. هر موقع دلمون میخواسته رفتیم دم یخچال و خوردیم.کاش از اول رو در یخچال بنویسن رمز ورود قار وقور و ضعف معده. بخدا.اگه فقط موقع گشنگی میخوردیم که چاق نمیشدیم.تازه دقیقا عین معتادا مصرفمون با گذشت زمان بیشترم میشه.دیگه اون مقدار قبلی سیرمون نمیکنه..بسه مون نیست.این قسمت خیلی خطرناکه.اینه که یه معتاد رو از پا میندازه و یه چاق رو به نابودی میکشونه.اصلاحا میگفتن معده ش گشاد شده.نه گلم.اون فرمول های چاقی ذهنشه که گسترش پیدا کرده.من قسم خوردم روی پسرم دقت زیادی کنم. و اون موقع ست که میشم یه مامان نمونه. بچه ها از مادر خیلی تاثیر میگیرن.نمیذارم چون من چاقم اونم چاق بشه. البته من که دارم لاغر میشم و تا چند سال دیگه که کوچولوی من یادش نمیمونه مامانش چی بوده.یه خانم متناسب موفق و توانمند میبینه که قراره یکی مثل خودش به جامعه تحویل بده. این رسالت منه.اصلا زورش نمیکنم در غذا خوردن.خودش میگه گشنمه غذا بهش میدم. هر وقت گفت سیرم پا میشه میره. اعتراف میکنم در ذهنم موقع هایی که خوب بشقابش رو میخوره خوشحالم و موقعی که کم میخوزه نگرانش میشم. ولی سریع میگم این ته مانده فرمولای چاقی ذهنته.ذهن بچه شکر خدا و به لطف قوانین اولیه خدا صاف و صافه و هنوز فرمول چاقی نداره. وقتی میگه سیرم تمومه. دنبالش میرفتم قبلا هر جا بازی میکردی لقمه رو با اصرار میذاشتم دهنش و فکر میکردم عجب مادریم.از خودم میگذرم واسه پسرم.پسر خواهر شوهرم لاغره خیلی همیشه پیش شوهرم میگفتم ببین بهش نمیرسه.حواسش به بچه نیست.ولی نمیدونستم اون چون خودش لاغره میذاره به انتخاب بچه و بچه ش زیاد نمیخوره. الان اصلا اصرار نمیکنم و شکر خدا بچگی پسرم خیلی تپل بود که همه با تذکراتشون منو نگران میکردن ولی حالا که سه سال و خورده شده کاملا متناسبه.همه میگن چه خوب شده. نمیدونن این ذهن مادرشه که عوض شده.این تصویر ذهنیه مادرشه که عوض شده و قراره بزودی لاغر شه. من دیگه معتاد مواد غذایی نیستم.و طبق میثاق نامه جانم که میگه من از این به بعد توجه کمتری به مواد غذایی میکنم.گاهی هنوز صدای مواد غذایی رو از تو یخچال میشنوم .تو ذهنم رژه میره. سیب نارنگی انار پفک انگار صدام میکنن ولی سریع میگم باز فرمولای ذهنیم طبق ساعت شروع کردن. آخه بیشتر عصراست. منم پرخوریام همیشه عصرا بوده.گاهی مغلوب میشم با این مضمون که اشکال نداره. میوه که آبه. کالری نداره. دو تا نارنگی سیب که چاق نمیکنه…از ناهار خیلی گذشته قندت افتاده.و وقتی زیاد اصرار میکنن یهو احساس ضعف معده میکنم…عجیبه و عجیبتر اینکه بازم تفکیک مواد غذایی.باز توجهو ترس از مواد غذایی. باز سر ساعت خاصی غذا خوردن .استاد ببین. در یه حرکت من واسه به اصلاح میوه عصرونه چند تا فرمول ذهنی من دست به دست میدن تا منو مغلوب میکنن و بلند میشم میرم میارم میخورم…و فرمول بعدی….ناراحت میشم و افسرده که چرا بهشون گوش دادم….خوب الان قوی تر شدما. هر چند تا اصرار ذهنم یکیش رو انجام میدم و قول میدم اینقد تکرار کنم که من نباید تحت کنترل فرمول چاقی ذهنم باشم و اینا هیچکدوم نیاز واقعی تو نیست. استاد دارم مینویسم انگار قدرتم بیشتر میشه و قدرت رو از یخچال و مواد غذایی و ذهنم میگیرم و میتونم بیشتر کنترلشون کنم….من دیگه هر وقت و بیوقت غذا نمیخورم. من فقط موقع گشنگی و در حد رفع گشنگی میخورم.خیلی عالیه استاد
ممنونم از شما و ممنونم از خدای مهربونم
خدای خوب من کمکم کن در این مسیر ثابت بدم بشم که بهترین و درست ترین مسیره.
نشان های دریافت شده
چشم استاد نازنین.خیالتون راحت. من بهشت لحظاتم اینجاست.حتما ادامه میدم.کجا برم از اینجا بهتر. من از امروز دارم فایلایی که از نظر خودم شاهکار شمان رو دوباره مرور میکنم. مخصوصا فایل لذت بردن از نخوردن ها.استاد من از اول دوره که با شمام همیشه از دیدن همه فایلاتون لذت میبردم ولی همه فایلای هفته هشتم شما رو عاشقانه دوست دارم و اسم دو تا فایل تونو گذاشتم تیر آخر استاد. استاد من تموم دوره منتظر این تیر آخر شما بودم و وقتی دیدمشون از شدت ذوق اشک میریختم.یه خواهشی دارم استاد مهربون. شما که همه ما رو بهتر از خودمون میشناسین.چه فایلی رو برای هنرجوی عاشق لاغری که یکم از مسیر خارج شده توصیه میکنین تا دوباره با اشتیاق بیشتر به مسیر برگرده. خواهش میکنم.من عاشق آگاهی های تازه و ناب شمام.