تا حالا شده یه کاری رو با کلی ذوق و انگیزه شروع کنی، اما بعد یه مدت، اون کار برات تکراری و خستهکننده بشه؟ 😑 با این حال، نمیتونی ترکش کنی؟ انگار یه نیرویی هست که هی تو رو وادار به ادامهش میکنه؟
اگه این حس برات آشناست، باید بدونی اسم این پدیده میتونه «اعتیاد» باشه. مخصوصاً وقتی پای خوردن وسطه، یه نوع خاصی از اون شکل میگیره به اسم: اعتیاد به غذا 🍩🍕🍟
اعتیاد به غذا یعنی چی؟ 🤔🍫
اعتیاد به غذا یعنی وقتی یه نفر دیگه نمیتونه جلوی خودشو بگیره و هی میخوره، حتی وقتی واقعا گرسنه نیست.

این فقط یه اشتهای زیاد یا پرخوری ساده نیست، یه رفتار تکرارشونده و خارج از کنترله که آدمو به سمت خوردن میکشونه… حتی وقتی دلش نمیخواد بخوره! 😣
و حالا جالبترین قسمت ماجرا! 😳👇
تحقیقات علمی، مخصوصاً مطالعهای از دانشگاه Yale درباره نقش مغز در مقیاس اعتیاد به غذا نشون داده که مغز بعضی از افراد، نسبت به بعضی غذاها (مثل شیرینی، چیپس، فستفود یا بستنی) درست مثل مغز یه معتاد به مواد مخدر واکنش نشون میده!
یعنی چی؟
یعنی خوردن یه قاشق بستنی یا یه تیکه شکلات میتونه همون قسمتهایی از مغز (مراکز پاداش یا reward system) رو فعال کنه که مواد مخدری مثل کوکائین یا هروئین فعال میکنن! 😱🍩
این یعنی اعتیاد به غذا یه موضوع جدی و علمیه، نه فقط یه بهونه برای پرخوری.
اعتیاد یعنی وقتی بدن و ذهن یه آدم برای ادامه زندگی عادیش به یه ماده یا یه رفتار خاص وابسته میشن. حالا اگه اون ماده یا رفتار در دسترس نباشه، بدن و ذهن شروع میکنن به نشون دادن علائم محرومیت یا همون خماری. 😵
شاید شنیدن اصطلاح اعتیاد به غذا برات اولش خوشایند نباشه، چون خب ما همینجوری هم کلی قضاوت و برچسب از جامعه بابت چاقی شنیدیم… حالا یکی دیگه هم اضافه بشه؟ 😔
ولی بیاین صورت مسئله رو پاک نکنیم… چون این “اعتیاد به غذا” واقعاً وجود داره، واقعاً ذهن و جسم ما رو درگیر میکنه، و اگه درست بهش نگاه نکنیم، فقط عمیقتر و ریشهدارتر میشه!

اعتیاد به غذا: پنهان، رایج و تشویقشده! 😳🍟
نکته عجیبه ماجرای اعتیاد به غذا اینه که برعکس اعتیاد به مواد مخدر که تو همهی دنیا باهاش برخورد قانونی میشه، واسه این یکی نهتنها مجازاتی وجود نداره، بلکه کاملاً آزاد، دردسترس و حتی تحسینشدهست! 😅
یعنی چی؟ یعنی کافیه یه دور توی شهر بزنی…
رستورانا، شیرینیفروشیها، فستفودها، بیلبوردها، حتی استوریهای اینستاگرام و تبلیغات تلویزیون…
همهچی شده ویترینِ غذاهایی که مغز آدم رو وسوسه میکنه 🤤
🍩 اونور یه معتاد باید قاچاقی بره دنبال مواد، اینجا یه فردی که معتاد به غذاست، فقط کافیه گوشیشو دربیاره، چندتا کلیک کنه، غذا دم در خونشه!
و حالا چرا اعتیاد به غذا اینقدر خطرناکتره؟
- 🔹 چون هیچکس به چشم یه اعتیاد واقعی بهش نگاه نمیکنه
- 🔹 چون پنهان و نرمال جا زده میشه
- 🔹 چون کسی جلودارش نیست و از هر طرف تشویق میشی به بیشتر خوردن
و وقتی چاق میشیم، تازه زنجیره عوارض شروع میشه:
- ❗ فشار خون بالا
- ❗ دیابت نوع دو
- ❗ بیماریهای قلبی
- ❗ مشکلات مفصلی
- ❗ و حتی اختلالات روانی مثل اضطراب، افسردگی و اعتمادبهنفس پایین 😔
همهی اینا فقط بهخاطر اینه که مغزمون یه مسیر شرطیشده رو پیدا کرده:
- «ناراحتی؟ بخور!»
- «استرس داری؟ بخور!»
- «حوصلهت سر رفته؟ بخور!»
- «حتی خوشحالی؟ جشن = خوردن!» 🎉🍰
📚 مطالعات علمی (مثل تحقیق منتشرشده در Frontiers in Psychology) نشون میده که اعتیاد به غذا از لحاظ اثرگذاری روی مغز، بهطرز شگفتانگیزی شبیه اعتیاد به مواد مخدره.
یعنی مغز ما نسبت به قند، چربی و نمک دقیقاً همونجوری واکنش میده که به کوکائین یا نیکوتین میده! 😱
پس دیگه وقتشه که این اعتیاد پنهان رو جدی بگیریم… چون اگه بهش آگاه نشیم، یه عمر اسیرش میمونیم!

تنوع مواد غذایی = تنوع مواد اعتیادآور 🤯🍕
وقتی به اعتیاد به غذا بهعنوان یه نوع اعتیاد واقعی نگاه کنیم، تازه میفهمیم که دنیای غذا چقدر پر از محرکها و وسوسههاییه که مثل مواد مخدر عمل میکنن.
فکر کن! 🤯
اگه مواد مخدر رو چند مدل بیشتر نیست (مثلاً الکل، نیکوتین، کوکائین و…)
ولی تو دنیای غذا؟
- هزاران مدل شیرینی
- صدها نوع چیپس و پفک
- بستنیهایی با طعمهای عجیب و غریب
- سسهای چرب و ترکیبهای فوقالعاده اعتیادآور 😋
🔻 این یعنی چی؟
یعنی تنوع مواد غذایی اعتیادآور خیلی بیشتر از مواد مخدره!
و ترکیب این تنوع با راحتی در دسترسی باعث شده سرعت چاقی تو دنیا مثل موشک بره بالا 🚀
اما یه سوال مهم:
اگه ما تو دورههای تناسب فکری میگیم غذا ذاتاً عامل چاقی نیست، پس چرا الان داریم از «مواد غذایی چاقکننده» صحبت میکنیم؟ 🤔
جواب اینه:
🍔 تا زمانی که یه فرد معتاد به غذا، از ته دل باور داره که “غذا باعث چاقی منه”
و در عین حال احساس میکنه نمیتونه جلوی خوردنشو بگیره… اونوقت تنوع بالا و دسترسی آسون به این غذاها = زمین خوردن دوباره و دوباره 😞
🧠 یعنی مشکل اصلی درون ذهن ماست، نه توی خود غذا!
برای همینه که خیلیا با وجود همین دنیای رنگارنگ و وسوسهگر، همچنان متناسب و سالم زندگی میکنن.
✅ پس نکته کلیدی اینه:
اول باید اون “ذهنیت چاقکننده” نسبت به غذا اصلاح بشه که این فرایند با استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز به خوبی انجام میشه.

چطوری چاقی تبدیل شد به اعتیاد به غذا؟ 😳🍩
یه زمانی، غذا خوردن یعنی چی؟ یعنی فقط وقتی بدنمون نیاز داشت، یه چیزی میخوردیم. به اندازه، ساده، بدون دردسر.
ولی یواشیواش این رفتار طبیعی، تحت تأثیر کلی باور اشتباه و آموزش نادرست، رفت زیر خاک و یه چیز دیگه جاشو گرفت: اعتیاد به غذا.
🍕 از کجا شروع شد؟
از جایی که کارخونههای مواد غذایی، با طراحی بستهبندیهای جذاب، اندازههای مصرف شخصی، تنوع بالا و کلی تبلیغ رنگارنگ، مغز و ذائقه ما رو نشونه گرفتن. اونم نه با یه تیر، با یه ارتش کامل! 😅
🎯 ما هم که هنوز تهمون یه غارنشین حریصه، وارد فروشگاه یا مهمونی که میشیم، چشممون شکار میکنه، دستمون میخره، ذهنمون مجوز میده و معدهمون همهچی رو جا میده!
و اینطوری بود که کمکم، اعتیاد به غذا مثل یه ویروس پنهان، بینمون پخش شد.
👪 از خونه شروع شد
وقتی مامانبابا برای اینکه بچهشون “قویتر” بشه، هی بهش غذا دادن، وقتی برای اینکه ساکت شه، با شیرینی و پفک سرگرمش کردن، وقتی جایزهها شد خوراکی و نوشابه،
یه ذهن کوچیک یاد گرفت که:
📌 غذا = عشق 📌 غذا = شادی 📌 غذا = پاداش 📌 غذا = فرار از درد
🎉 حالا بزرگتر که شدیم، چی شد؟
تا یه ذره ناراحت میشیم، میریم سراغ یخچال، تا استرس داریم، یه چیزی باید بخوریم.
خوشحالیم؟ بزن بریم بیرون، یه چیزی بخوریم، دورهمی، سینما، سفر، تفریح = خوردن خوردن خوردن 😵💫
🎯 نکته اینجاست که:
هیچکس نمیاد ما رو بابت این رفتار “بازخواست” کنه! نه قانون، نه خانواده، نه جامعه
برعکس! همه جا داره بهمون میگه: “بخور! خوش بگذره!”
و اینطوری، اعتیاد به غذا شد تنها اعتیادی که نه تنها ممنوع نیست، بلکه تشویق هم میشه! 😶🌫️
🧠 تازه تحریکات حسی هم به کمکش اومدن
صدای ترد چیپس، بوی نون داغ، رنگ شیرینیها، بافت خامه، طعم قهوه…
و این یعنی: حتی اگه گرسنه هم نباشی، مغزت میخواد بخوره! 🤯

راه نجات چیه؟ قانونهای شخصی برای رهایی از اعتیاد به غذا 👇
تحقیقات نشون داده با تمرین ذهنآگاهی، تصویرسازی ذهنی، و تغییر باورها درباره غذا میتونیم اعتیاد به غذا رو کنترل و حتی درمان کنیم.
مغز انعطافپذیره. یعنی همونطور که یاد گرفته با غذا حال خوب کنه، میتونه یاد بگیره با چیزهای دیگه هم حال خوب کنه 🧠🌱
پس بیاین با هم یه تصمیم بگیریم:
از امروز، من مسئول رابطهم با غذا هستم. نه تبلیغات، نه خاطرات کودکی، نه عادتهای غلط.
✨ اما اگه میخوای این تغییر رو سریعتر و اصولیتر تجربه کنی، بهترین قدم استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغزه.
این دوره مثل یه نقشه عملیه که بهت کمک میکنه فرمولهای اشتباه ذهنیت رو بازنویسی کنی، craving یا همون ولع غذایی رو کنترل کنی، و به آزادی واقعی از اعتیاد به غذا برسی.
این بار، تنها نیستی… این دوره همراه توئه برای شروع یه زندگی تازه. 🌈
✍️ تمرین آموزشی | گام عملی برای شناسایی اعتیاد به غذا 🍩
حالا که متن و ویدیوی آموزشی این جلسه رو دیدی، وقتشه دستبهقلم بشی و خودت رو در آینه رفتارهای غذاییات ببینی.
لطفاً به سوالات زیر توی بخش نظرات جواب بده 👇
- فکر میکنی اعتیاد به غذا چطوری به شکل پنهان اما جدی وارد زندگی ما شده؟ آیا واقعاً چاقی میتونه یه نوع اعتیاد باشه؟
- چه وقتهایی تحت تأثیر تبلیغات، مهمونی، خانواده یا اطرافیانت، بیدلیل و بینیاز غذا خوردی؟ مثال بزن!
- نظرت درباره تأثیر مکانهایی مثل رستورانها، اپلیکیشنهای سفارش غذا، یا تبلیغات تلویزیونی در گسترش اعتیاد به غذا چیه؟
- تا حالا شده چون پول غذا رو دادی، خودتو مجبور به خوردن کل غذا کنی؟ یا چون سهم تو بوده، تا تهش رو بخوری؟ بنویس چی باعث این رفتار شده 🧠
🎥 از ویدیوی آموزشی ایده بگیر و یه تمرین مخصوص به خودت طراحی کن!
اون تمرین رو هم توی بخش نظرات با ما به اشتراک بذار تا بقیه هم ازش استفاده کنن 💬🧡
👇 منتظرم که تمرینت رو توی بخش نظرات ببینم! 📝💬🧠
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.13 از 184 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
بنام خداوند مهربان وبخشنده
سلام استادگرامی وهمراهان سایت تناسب فکری
گام دهم
چاقی اعتیادآسان است مراقب باشید
امروز میخواهم درمورداعتیادبنویسم
یاهمون خوگری حالتی است که شخص بخاطر مصرف موادی که طبیعی ویاشیمیای هستندمصرف میکنندوهیچ کنترل واراده درخود وکنترل دراعمالشان ندارند
اعتیاد چیست؟؟؟
اعتیادیک بیماری کشنده وبی ارادگی فردمیباشد
این بیماری مانندیک ماده روان گردان است که بر ذهن ویارفتارفرد برای اینکه تسکین درد باشدبیش ازحد استفاده میکندودربرابرش ناتوان وعاجزاست
اعتیادمانندحالتی است که بدن ما بخاطر انجام بعضی اازکارهای عادی به ماده ای خاص یارفتارخاص وابسته میشود .گفته میشه
وقتی که اون ماده خاص دراختیاربدن قرارنگرفته باشه امکان رفتاری که معتادباید انجام بده نتونه وبه اون وابسته باشه نتیجه این علائم خماری خواهدبود
وحالا به گفته های استادمیفهمم که من هم مانندیک معتادبودم
یک معتاد.به مواد مخدر معتاداست.
ومن هم به موادغذایی معتادهستم
وشباهت رفتاری من بایک معتادهیچ فرقی ندارد
من خیلی از معتادین بدم میاد وقتی میبینم حالم بد میشه. منبرای خود فرد ناراحت میشم که جوانی وزندگی خودش را تباه کرده است
اماحالابه این رسیدم که من هم یک معتادبودم اون هم به موادغذایی
وحالا میفهمم که اعتمادبه هرصورت که باشه مضروخطرناک است درهرمورد.
همه مافکر میکردیم که فقط موادمخدراعتیاداست
اماحالافهمیدیم که درهرکاری شخص بیش از اندازه به اون کار توجه کنه واراده ازخودش نتونه نشون بده به اون کار معتاد میشه واعتیادپیدامیکنه
وحالامیخواهیم ببینیم چگونه میتوانیم با عوامل چاقی خودمان برخورد کنیم
وحالامیپردازیم به قوانین وقانون گذاری
یکی ازکارهای دولتمندان قانون گذاری است
قانون مشخص میکنه چه محدودیتهای درکارهای خودمان داشته باشیم
هرکشور براساس قوانین است که توسط رهبرو سیاستمندان آن کشورتنظیم میشه
قوانین خیلی کسترده هستندودرهرموضوعی قانون و قوانینی داریم برای ادارات .اقتصاد.راهنمائی و رانندگی. دانشگاه مدارس قوانین کیفری وحقوقی و…….
وتمام کشورهاتابع قانون وقوانینی میباشندهرگشوری درهرموضوعی قانون مشخصی دارد
قوانین دودسته هستند
قوانین هدایت کننده وقوانین منع کننده
هدایت کننده ها قوانینی هستندکه مشخص میکنندکه بایدکارها به چه صورتی انجام بشوندمانندصادرات وواردات که مشخص کننده این است که مابایدبه چه صورت کالای را واردیا
صادرکنیم
قانون وقوانین منع کننده حدومرزهای هستندکه مشخص میکنندکه جلوگیری از انحراف شدن افرادمیشودیه جورای میشه گفت که افرادراازکاری باز میداره
مثل قانونهای قاچاق کالاوموادمخدر
امروزمیخواهیم درباره منع کننده هابنویسیم
دولتهاباتشکیل قوانین سعی میکنندمانع از انحراف فردیاافرادبشن
برای اینکه موادمخدر حمل نکنندبرایشان مجازات سختی را معین میکنندبرای دزدی کردن ویاهرچیزی که موجب بشه برای فردی آسیب برسه.
دولتهابرای بعضی چیزهاخط قرمز دارندواون کاربرای خیلی ها خطرناک بوده مثل حمل موادمخدر.قاجاق کالا ویا اسلحه.
امایه موضوعاتی هستش که خیلی خطرناک بوده و خطرآفرین هستش
اما هیچکس برای اون قانونی وضع نکرده ومنعش نکردن مثل فروش دخانیات چون فکرمکنند . ضررزیادی ندارد
برای فروش واستفاده ازاون قوانین رو وضع نکردن
اماچند سالی میشه که استفاده سیگار
دربعضی جاهامانند اماکن عمومی وجاهای سربسته ممنوع شده وهمه به این قانون احترام گذاشتن وانجام نمیدهند
امابااین وجود مصرف سیگاربیشترازمصرف دیگرموادمخدرمانندشیشه. تریاک.هروئین و……است
دلیلش هم این است که قوانینی برای موادمخدر وضع شده چون خطرآفرین هستش واین قانون موجب شده که درهیچیک ازفروشگاههاوسوپرهااین موادبه فروش برسه
وچون مردم میبینند که به راحتی نمیتوانندبدست بیارندبه همین خاطر زیاد گسترش هم پیدانمکند
اماهمین سیگارچون راحت بدست میآید وهمیشه دردسترس است ودرهمه جا وبا قیمتهای متفاوت بدست میاورند واستفاده میکنند
این خطرناک بودن را چه کسانی تعیین میکنند
دولتها تعیین مکنند یا سیاستمداران واقعاچه کسی تعیین میکنه چه چیزی وچه موضوعی میتونه اینقدرخطرناک وخطرافرین باشه که در جامعه ممنوعیت برایش باشه.
حالااگه دولت برای کشیدن سیگاراینطورسفت ومحکم قانون تعیین نکرده باید این همه سیگاری درجامعه باشه.
اگردولت نخواهدافرادراازموادمخدرمنع کندافراد نباید سلامت خودشان باشند
اگه هرچیزی آزاد باشه وبه وفوروراحت بدست بیایدومنع نباشه
باید این همه افرادبه اون مبتلا باشند وفردنبایدبه فکر سلامتی خودش باشه
وسلامتی روبخطربیندازد
وباتمام این موضوعات میرسیم به موضوع چاقی که اینقدرافرادچاق درجامعه وجوددارد
اگه برای چاق شدن قانون منع نداشته باشیم این همه افراد با اضافه وزن مختلف بایددرجامعه داشته باشیم.
باوجودبه فروش رفتن راحت سیگارافرادزیادسیگاری بیشترازدیگرموادمخدراست
وبه خاطر همین چون موادغذایی زیاد فراوان وجوددارد
تعداد چاق بیشترازتعدادمتناسب وجوددارد
چرا مابایدفکرکنیم که قانونی باشه تامارا منع کنندویاکنترل کنندومابتونیم درست رفتارکنیم
چاقی خودش اعتیاد به مصرف موادغذایی زیادوفراوان است
این اعتیاد هیچ خط قرمزی نداردحتی مجازاتی هم نداردوهرکس هرچه دلش بخواهد متونه مصرف کنه
من خودم موقعی که چاق بودم اعتیاد به موادغذایی زیادوفراوان وخواب داشتم اون موقع که باکسی حرفم میشد بخصوص باهمسرم بدون اینکه متوجه باشم سفره نان رومیانداختم و ظرف نان رو کنارم میگذاشتم هم میخوردم وهم اون شخص روجلوم میدیدم وهی میگفتم وجالبش این است که جواب هم میشنیدم وو قتی به خودم می اومدم که میدیدم نان تمام شده ومن سیرنشدم که هیچ عصبانیتم هم فروگش نمیکرد
واگه چیزی گیرم نمیامد میخوابیدم
ولی درهرصورت وزنم هرروزبالاترمیرفت
وامروزمیبینم که من چه اعتیادی داشتم درحالی که ازمعتادی بدم میآمد اماازحال وروزخودم خبرنداشتن وجه برسر خودم آورده بودم
وهربارمیخواستم ازش رها بشم امادوباره چندین مرتبه مبتلاشده بودم
چون اعتیادداشتن آسان هستش ولی رهاشدن خیلی سخت ودشواراست
چاقی هیچ خط قرمزی نداردوهیچ مجازاتی برایش تعیین نشده وخیلی ارزان بدست میآید
حالااگه توهیچ کشوری قانونی برای چاقی نیست نباید ماخودمان مواضب سلامتی خودمان باشیم ماهمه خودمان باعث این اعتیاد شودیم ودیگران راهم تشویق به این اعتیادچاقی کردیم
اما من چون خودم چاق بودم وخیلی زجرکشیدم وهیچ کنترلی روی خودم نداشتم اما هیچوقت سعی نکردم بچه هایم روتشویق بخوردن کنم وهردوخیلی اندام زیباومتناسبی داشتن وموقع شام ونهارکه میشداگه میگفتن گرسنه نیستم ونمیخورم اصلااسرارنمیکردم
ومن ازوقتی دراین سایت هستم واقعاخودم راازهرموادچاق کننده ای منع کردم وخیلی هم دراین موردموفق بودم وخیلی خوشحالم
کارخطرناک من موقع چاقی این بودکه وقتی استرس داشتم یا عصبانی میشدم باخوردن خودم وآرام میکردم
درصورتی که اگه خوشحال بودم هیچ غذایی استفاده نمیکردم
ومن با این سایت جلو میرم چون برام خوشحالی میاره ومن تونستم به راحتی این اعتیادمرگ بارروکناربگذارم وخودم رو ازش رهاکنم
وحالافکرمیکنم که چه اشتباه میکردم وفکرمیکردم که چاقی من ژنتیکی وارثی هستش ویا…….
اماامروزبااگاهی کامل میگم که فقط مقصر اصلی خودم بودم ومافقط باپرگاری دهانمان است که چاقی شدیم
پس باید این پرکاری دهانمان رابه کم کاری تبدیل کنیم همین.
فقط تنها راه خلاص شدن ازچاقی لاغری باذهن است
چون هیچ راهی برای لاغرشدن نیست و نمیتوانیم بافشارآوردن به جسممان لاغربشیم
وبادادن فرمولهای صحیح لاغری به ذهن امکان پذیر است ونتیچه عالی خواهیم گرفت ان شاء الله
اول به کمک خداوند متعال ودوم به کمک استاد عزیزمان خداقوت
نشان های دریافت شده
بنام خداوندمهربان
سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
گام ۱۰:چاقی اعتیاد آسان است.
اعتیاد یک حالتی است که فرد به علت روانی یا استفاده کردن مواد شیمیایی، طبیعی دچار ضعف اراده خودش در کنترل تکرار اعمال خودش می شود.
حالا این ضعف اراده، بیماری نیستش اما بخاطر عوارضی که به سیستم عصب مرکزی فرد بوجود می آورد مانند یک بیماری بشمار می آید.
این بیماری با بوجود آمدن اختلال در کنترل بر سیستم رفتار-پاداش باعث ادامه دار اون رفتار می شود.
اعتیاد بیماری اصلی هستش که بخاطر ادامه دادن وتکرار کردن
پیش رفته و کشنده می شود.
وقتی بخواهیم اعتیاد را تعریف کنیم شباهت اون با رفتار خودمان که دچار چاقی هستیم می شود.
چون بدن فردی که بخاطر انجام دادن فعالیتهای عادی خودش با یک ماده یا یک رفتار مخصوص وابسته بشه تعریف می شود. وقتی اون ماده که نیاز بدن است در اختیار قرار نگیره یا با انجام دادن رفتاری که فرد معتاد به اون وابسته است امکان نداشته باشه نتیجه اش ایجاد علائم خماری یا محرومیت هستش. اون فرد به استفاده کردن مواد مخدر اعتیاد پیدا می کند و افراد چاق به موادغذایی اعتیاد پیدا می کنند.
واین اعتیادی که ما برای موادغذایی پیدا کردیم خطرناکتر از هر نوع اعتیاد هستش چون اولش ما با لذت وشادی انجامش می دهیم و روز به روز دچار چاقی میشویم واین اعتیاد در تمام جنبه های زندگیمان اثر گذار می شود.
ما هر موقع که تصمیم گرفتیم که شروع کنیم به ترک این اعتیاد ولی نشده.
من خودم اولش نمی دانستم که من هم معتاد هستم اون هم اعتیاد به مواد غذایی. ولی حالا در این گام فهمیدم که من بدون اینکه بفهمم معتاد شده بودم در حالی که از معتاد ها بشدت بدم می آمد نگو که خودم هم به موادغذایی اعتیاد پیدا کرده بودم.
حالا فرق من، چاق با فرد معتاد در این است که چاقی من تخریبش خیلی زیاد تراز اعتیادی که اون فرد به موادمخدر دارد.
چون این اعتیاد تمام زندگیمان را تحت الشعاع قرار داده و این خودش یک نوع اعتیادی بود که ما به راحتی پذیرفته بودیم.
این اعتیاد داشتن به موادغذایی را اصلآ برایش اهمیت قائل نیستند که بخواهند برایش راه کاری را قائل شوند مانند موادمخدر.
افرادی که به موادمخدر اعتیاد دارند بخاطر اعتیادشان باید دور از چشم مردم باشند و در سوراخی بچپند تا به توانند اون مواد را استفاده کنند.
ولی افرادی که چاق هستند و به موادغذایی اعتیاد دارند خیلی خوشحال در یک مکان زیبا و شکوه مند وبا افتخار مشغول به مصرف موادغذایی می کنند و خیلی هم شاد و خوشحال از کار خودشان لذت می برند و این اعتیاد به موادغذایی روز به روز داره گسترش پیدا می کند. و سن چاقی داره هر روز کمتر و کمتر می شود و به فرزندان کوچک هم سرایت می کند.
حالا برای سیگار کشیدن محدودیت قرار دادهاند مانند بیمارستانها. رستورانها. و خیلی از اماکن عمومی دیگر، اما برای چاقی اصلآ محدودیتی وجود ندارد حتی تشویق هم می کنند.
افراد چاق وقتی می خواهند جایی بروند اولین کارشان گشتن به دنبال غذاخوری. رستوران. سوپرمارکت هستند که مبادا گشنه بمانند.
وخیلی ها بخاطر این اعتیاد همیشه تعارفاتی به همدیگر می کنند که چرا نمی خوری حالا یه چیزی بخور تعارف نکن. حالا یه بار اومدی اون هم می خواهی نخوری. و این را احترام به مهمان می دانیم و حالا که در این مسیرزیباقرارگرفتم می فهمم که اعتیاد خیلی سنگینی داشتم و حالا دارم ترک می کنم.
چند هفته قبل دخترم اسباب کشی داشت من که اون جا بودم و کمک می کردم خانواده شوهرش هم بودند دو روز ما اون جا بودیم وکمک می کردیم من شبها اصلآ میل به خوردن شام نداشتم و نمی خوردم و برادر شوهرش گفتند که تو چرا نمی خوری تو همیشه چیزی نمی خوری این همه کار کردی گرسنه نشدی و من گفتم که اصلآ اشتها ندارم میلم نمیکشه که چیزی بخورم ووقتی خودم رو اینطوری می بینم که خیلی راحت بخوردن غذا نه می گویم بدون اینکه چشمم دنبالش باشه یا بخوام فیلم بازی کنم می گویم میل ندارم خیلی خوشحال میشم و به خودم افتخار می کنم و خیلی عالی دارم دراین مسیر زیبا پیش میروم و از این تغییرات فوق العاده خودم خوشحال هستم و در یک مسیر زیبا و پر از شگفتی قدم گذاشتم و جلو می روم و شکرگزار خداوندمتعال هستم که من رو به این سایت هدایتم کرد خدایا شکرت.
واین طبیعت رفتار یک انسان طبیعی است ودرست ترین راه برای تمام انسانها هستش اگه بخواهد به چاقی اهمیت بدهد ولی با تأسف باید گفت که هیچ کس به چاقی اهمیت نمی دهد درست است که خیلیها از چاقی متنفر هستند اما وقتی اعتیاد پیدا کردند دیگه نمی توانند جلوگیری کنند چون هیچ کس نمی داند که قدرت تخریب چاقی چند برابر موادمخدر است.
وما ها که از کودکی چاق هستیم این چاقی روبه ما آموزش دادند و ما یاد گرفتیم و حالا نباید تقصیر را به گردنشان بیاندازیم چون آنها هم اطلاعات و آگاهیهایی کافی و درستی نداشتند چون همه چاقی را قبول کردند و طبیعت بدنشان می دانستند.
وخیلی ها هستندکه فرزندانشان را تشویق بخوردن می کنند و سرشان را با خوردن گرم می کنند
دختر خودم هميشه وقتی می خواست به پسرش غذا بدهد تلویزیون را باز می کرد تا بتواند سرش را گرم کند تا راحتتر بهش غذابدهد و حالا که دوازده سالش شده عادت کرده و هر موقع که بخواهد غذا بخورد باید تلویزیون رو باز کنه و غذایش را بخورد با این که دخترم تلاش می کرد که غذای زیادی بهش بده. شربتهای اشتها آور بهش می داد تا اشتهاش زیاد بشه و کمی تپل بشه ولی اصلآ موفق نشد چون حالا هم قدش بلند شده وهم اندام متناسبی داره و می دانم که این نوه من هم ذهنش و هم فکرش درست کار می کنه چون هرموقع که گرسنه باشه می خوره و وقتی سیر بشه اصلآ دیگه لب به غذا نمی زند
و حالا می فهمم که فکر وذهن درست کار کند اصلآ اعتیادی صورت نمی گیرد ما باید هر موقع که گرسنه باشیم بخوریم و وقتی سیر شدیم دست از خوردن برمیداریم و اون هم باید به اندازه نیاز بدنمان غذا بخوریم
چون هیچ فرد متناسبی حرص و ولع به خوردن ندارد و همیشه به اندازه نیاز بدنشان غذا مصرف می کنند ولی ما که معتاد به موادغذایی داشتیم نمی توانستیم جلوی خودمان را بگیریم.
وحالا بودن دراین سایت به ما یاد داد و میدهد که آگاهانه رفتار کنیم و افکار درستی داشته باشیم چون راهی که ما در پیش گرفته ایم بهترین و درست ترین راه است.
حالا وقتی دیدگاه دوستان را میخونم می بینم خیلی ها می نویسند که خیلی به فرزندانشان اصرار می کردند که غذاهایشان را کامل بخورند اما اصلآ یادم نمیاد که به بچه هام اصرار کنم که حتما باید غذاهایشان را بخورند فقط یک بار می گفتم که بیاید غذا بخورید اگه می اومدن میخوردن اگه نمی آمدند سفره را جمع می کردم واصلا اصرار نمی کردم
وحالا فهمیدم که کار درستی انجام می دادم چون حالا هر دو فرزندم متناسب هستند واز این بابت خوشحال هستم و اون هم بخاطر این بود که خودم چاق بودم و نمی خواستم اون ها هم چاق باشند.
وحالا اینجا هستم تا آگاهی و اطلاعات درستی را دریافت کنم و از این اعتیاد خانمانسوز دور شده و فاصله بگیرم
استاد واقعا ممنون ومتشکرم که اول خودتان به آگاهی رسیدیدو بعد ماهارا آگاه کردی قدردان زحماتتان هستیم
وبخاطر هدایت شدنم به این مسیر شکرگزار خداوندمتعال هستم خدایاشکرت یا حق
نشان های دریافت شده
سلام به خدایی که در این نزدیکی است ومن به زمان بندیش اعتماد دارم
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
دوره آموزشی صدگام لاغری با ذهن (گام ۱۰) اعتیاد به غذا، دشمن خاموش تناسب اندام
_به نظرتان اعتیاد به مواد غذایی چگونه می تواند زندگی آدم را به نابودی بکشاند؟شباهت چاقی با اعتیاد چیست؟
من قبل از آشناییم با این سایت نمی دانستم که چقدر خوردنمان می تواند فاجعه ببار بیاورد وقتی که این فایل را گوش کردم فهمیدم چقدر من در این دام بزرگی افتاده بودم و اصلا خبر نداشتم
من همیشه به کسانی که معتاد بودند خیلی دلم به حالشان می سوخت و همیشه با خودم می گفتم که چرا خودشان را گرفتار مواد مخدر کرده اند اما نمی دانستم که من خودم هم معتاد هستم و اصلا متوجه این موضوع نبودم چون من متوجه نبودم که معتاد هستم آن هم معتاد به مواد غذایی چون همیشه فکرمی کردم معتاد به کسی می گویند که به موادمخدراعتیاد داشته باشد اما حالا که در این مسیر زیبا قرار گرفتهام و این فایل بسیار زیبا را گوش کردم فهمیدم که من بدون اینکه بفهمم معتاد مواد غذایی و خوراکی ها شده بودم. در حالی که بشدت از معتادها هم بدم می آمد و هم دلسوزی می کردم اما نگو که خودم معتاد به مواد غذایی شده بودم
حالا تفاوت من چاق، با یک فرد معتاد در این هستش که چاقی من تخریبش به مراتب بیشتر از اعتیادی که اون شخص به مواد مخدر دارد چون معتاد بودن به مواد غذایی زندگیمان را تحت الشعاع قرار می دهد و این نوعی از اعتیاد بود که ما براحتی قبولش کرده بودیم
معتاد بودن به مواد غذایی را نمی توان برایش اهمیتی قائل شد تا بخواهند برایش راه کاری قائل شوند مثل مواد مخدر.
کسانی که به مواد مخدر اعتیاد دارند بخاطر اعتیادشان نمی توانند به راحتی جلوی چشم مردم از آن استفاده کنند
و مجبور هستند پنهانی این کار را انجام دهند اما کسانی که به مواد غذایی معتاد هستند خیلی راحت و با خوشحالی زیادی در مکان های زیبایی و با افتخار می توانند از مواد غذایی استفاده کنند و همیشه از کار خودشان لذّت می برند و این اعتیاد به مواد غذایی روز به روز در جامعه گسترش پیدا می کند
و شباهتی که چاقها با معتادها دارند در این هستش که هر دو تای آنها بر اساس باورهای اشتباهی که دارند تکرار کردن بارها رفتارهای اشتباهشان است و در آخر بخاطر تکرار شدن تبدیل می شود به وابستگی و اعتیاد.
چه وقتهایی تحت تاثیر تبلیغات، اطرافیان، مهمانیها خانواده بی دلیل غذا خورده اید؟
من همیشه علاقه داشتم که به تبلیغات توجه کنم وقتی که یک تبلیغ درمورد غذایی را می دیدم خیلی زود گرسنه ام میشد دوست داشتم که یک چیزی بخورم . یک زمانی گوشی و اینترنت نبود من از تلوزیون اینها را می دیدم و یک دفترچه داشتم همیشه هرچیزی که درست میکردند یادداشت می کردم و بعد درست می کردم چه غذا باشه و چه شیرینیجات من همه آنها را درست می کردم و می خوردم
من انواع و اقسام شیرینیجات، کیک و غذاهایی که می گفتند یادداشت می کردم و خیلیهایشان را درست کرده بودم و حالا می فهمم که چقدر من اعتیاد به خوردن داشتم و خودم اصلا خبر نداشتم و من همیشه در حال خوردن بودم
نظرتان در مورد تاثیر مکانها مثل رستوران ها تبلیغات تلویزیونی و سفارش غذا در گسترش اعتیاد به غذا چیه؟
من خیلی به شکل و رنگ و لعاب و تمیزی مغازه ها و تبلیغاتی که در تلویزیون نشان می دادند اهمیت می دادم و ظاهر شیرینیجات و مواد غذایی را که در ویترینهای مغازه ها را می دیدم دوست داشتم که بخرم و امتحانشون کنم
من زمانی که خام گیاه خواری می کردم به شهر زیبای اصفهان رفته بودیم و برای خرید به یک پاساژ رفته بودیم که یک قسمتش مخصوص مواد غذایی و خوراکی بود و خیلی وسوسه انگیز بود اما من چون خام گیاه خواری می کردم با اینکه دوست داشتم و می خواستم بخورم اما نتوانستم از آنها بخورم
من قبلا که از کنار یک قنادی می گذشتم و ویترین شیرینی را می دیدم حتما باید می خریدم شنیده اید که همیشه می گفتند چشمم دید و دلم خواست و من همیشه چشمم می دید و من دلم می خواست که بخورم
و زمانی که تبلیغات گستردهتر می شود کسانی که چاق هستندرا تحت تاثیر قرار می گیرند و برای خرید کردن و مصرف کردن مواد غذایی ترغیب می شوند و این اعتیاد چاقی در جامعه گسترش پیدا می کند
تا حالا شده پول غذایی را داده باشیم و خودمان را مجبور به خوردن همه غذایمان بکنیم؟
با اینکه غذایی که سهم مان بوده تا آخرش را خورده باشیم؟
چه چیزی باعث این رفتارهایمان می شد؟
من قبلا خیلی دوست داشتم تا آخرین قاشق غذایم را بخورم چون همیشه فکر می کردم که اگر نخورم و دور بریزم مرتکب گناه خواهم شد و اصراف می شود اما هیچوقت فکر نمی کردم که در مورد خودم کار گناهی انجام می دهم
من قبلا وقتی پیتزا می خریدیم وقتی من پیتزا را می خوردم و تمام می شد اصلا سیر نمی شدم و دوست داشتم که یکی دیگر هم می خوردم من اصلا هیچوقت به پولش فکر نمی کردم فقط دوست داشتم که بخورم
اما حالا وقتی پیتزا بخریم من فقط می توانم دوتکه از آن را بخورم واگر سومین تیکه را بخورم بزور میخورم
و من همیشه قبلا کم غذا نمی کشیدم و هر چقدر در بشقابم کشیده بودم باید می خوردم و دوست نداشتم که چیزی در بشقابم بماند و همشو می خوردم
حالا که به این فایل آموزشی را گوش کردم فهمیدم که باید به چاقیمان بیشتر توجه کنیم که این چاقی و معتاد بودن به مواد غذایی، اعتیاد خیلی خطرناکی می تواند باشد خیلی بیشتر از مواد مخدر.
و حالا در این مسیر زیبا قرار گرفتهام که آگاهیهای زیادی را بدست آورم و از این اعتیاد خانمانسوز دوری کنم و ازش فاصله بگیرم
و امروز از شما استاد عزیزم ممنون هستم که همه ما را با آگاهیهایی که خودتان کسب می کنید ما را هم آگاه می سازید
و من شکر گزار خداوند متعال هستم که مرا به این مسیر زیبا هدایتم کرد تا خودم را نجات دهم خدایا شکرت