تا حالا شده یه کاری رو با کلی ذوق و انگیزه شروع کنی، اما بعد یه مدت، اون کار برات تکراری و خستهکننده بشه؟ 😑 با این حال، نمیتونی ترکش کنی؟ انگار یه نیرویی هست که هی تو رو وادار به ادامهش میکنه؟
اگه این حس برات آشناست، باید بدونی اسم این پدیده میتونه «اعتیاد» باشه. مخصوصاً وقتی پای خوردن وسطه، یه نوع خاصی از اون شکل میگیره به اسم: اعتیاد به غذا 🍩🍕🍟
اعتیاد به غذا یعنی چی؟ 🤔🍫
اعتیاد به غذا یعنی وقتی یه نفر دیگه نمیتونه جلوی خودشو بگیره و هی میخوره، حتی وقتی واقعا گرسنه نیست.

این فقط یه اشتهای زیاد یا پرخوری ساده نیست، یه رفتار تکرارشونده و خارج از کنترله که آدمو به سمت خوردن میکشونه… حتی وقتی دلش نمیخواد بخوره! 😣
و حالا جالبترین قسمت ماجرا! 😳👇
تحقیقات علمی، مخصوصاً مطالعهای از دانشگاه Yale درباره نقش مغز در مقیاس اعتیاد به غذا نشون داده که مغز بعضی از افراد، نسبت به بعضی غذاها (مثل شیرینی، چیپس، فستفود یا بستنی) درست مثل مغز یه معتاد به مواد مخدر واکنش نشون میده!
یعنی چی؟
یعنی خوردن یه قاشق بستنی یا یه تیکه شکلات میتونه همون قسمتهایی از مغز (مراکز پاداش یا reward system) رو فعال کنه که مواد مخدری مثل کوکائین یا هروئین فعال میکنن! 😱🍩
این یعنی اعتیاد به غذا یه موضوع جدی و علمیه، نه فقط یه بهونه برای پرخوری.
اعتیاد یعنی وقتی بدن و ذهن یه آدم برای ادامه زندگی عادیش به یه ماده یا یه رفتار خاص وابسته میشن. حالا اگه اون ماده یا رفتار در دسترس نباشه، بدن و ذهن شروع میکنن به نشون دادن علائم محرومیت یا همون خماری. 😵
شاید شنیدن اصطلاح اعتیاد به غذا برات اولش خوشایند نباشه، چون خب ما همینجوری هم کلی قضاوت و برچسب از جامعه بابت چاقی شنیدیم… حالا یکی دیگه هم اضافه بشه؟ 😔
ولی بیاین صورت مسئله رو پاک نکنیم… چون این “اعتیاد به غذا” واقعاً وجود داره، واقعاً ذهن و جسم ما رو درگیر میکنه، و اگه درست بهش نگاه نکنیم، فقط عمیقتر و ریشهدارتر میشه!

اعتیاد به غذا: پنهان، رایج و تشویقشده! 😳🍟
نکته عجیبه ماجرای اعتیاد به غذا اینه که برعکس اعتیاد به مواد مخدر که تو همهی دنیا باهاش برخورد قانونی میشه، واسه این یکی نهتنها مجازاتی وجود نداره، بلکه کاملاً آزاد، دردسترس و حتی تحسینشدهست! 😅
یعنی چی؟ یعنی کافیه یه دور توی شهر بزنی…
رستورانا، شیرینیفروشیها، فستفودها، بیلبوردها، حتی استوریهای اینستاگرام و تبلیغات تلویزیون…
همهچی شده ویترینِ غذاهایی که مغز آدم رو وسوسه میکنه 🤤
🍩 اونور یه معتاد باید قاچاقی بره دنبال مواد، اینجا یه فردی که معتاد به غذاست، فقط کافیه گوشیشو دربیاره، چندتا کلیک کنه، غذا دم در خونشه!
و حالا چرا اعتیاد به غذا اینقدر خطرناکتره؟
- 🔹 چون هیچکس به چشم یه اعتیاد واقعی بهش نگاه نمیکنه
- 🔹 چون پنهان و نرمال جا زده میشه
- 🔹 چون کسی جلودارش نیست و از هر طرف تشویق میشی به بیشتر خوردن
و وقتی چاق میشیم، تازه زنجیره عوارض شروع میشه:
- ❗ فشار خون بالا
- ❗ دیابت نوع دو
- ❗ بیماریهای قلبی
- ❗ مشکلات مفصلی
- ❗ و حتی اختلالات روانی مثل اضطراب، افسردگی و اعتمادبهنفس پایین 😔
همهی اینا فقط بهخاطر اینه که مغزمون یه مسیر شرطیشده رو پیدا کرده:
- «ناراحتی؟ بخور!»
- «استرس داری؟ بخور!»
- «حوصلهت سر رفته؟ بخور!»
- «حتی خوشحالی؟ جشن = خوردن!» 🎉🍰
📚 مطالعات علمی (مثل تحقیق منتشرشده در Frontiers in Psychology) نشون میده که اعتیاد به غذا از لحاظ اثرگذاری روی مغز، بهطرز شگفتانگیزی شبیه اعتیاد به مواد مخدره.
یعنی مغز ما نسبت به قند، چربی و نمک دقیقاً همونجوری واکنش میده که به کوکائین یا نیکوتین میده! 😱
پس دیگه وقتشه که این اعتیاد پنهان رو جدی بگیریم… چون اگه بهش آگاه نشیم، یه عمر اسیرش میمونیم!

تنوع مواد غذایی = تنوع مواد اعتیادآور 🤯🍕
وقتی به اعتیاد به غذا بهعنوان یه نوع اعتیاد واقعی نگاه کنیم، تازه میفهمیم که دنیای غذا چقدر پر از محرکها و وسوسههاییه که مثل مواد مخدر عمل میکنن.
فکر کن! 🤯
اگه مواد مخدر رو چند مدل بیشتر نیست (مثلاً الکل، نیکوتین، کوکائین و…)
ولی تو دنیای غذا؟
- هزاران مدل شیرینی
- صدها نوع چیپس و پفک
- بستنیهایی با طعمهای عجیب و غریب
- سسهای چرب و ترکیبهای فوقالعاده اعتیادآور 😋
🔻 این یعنی چی؟
یعنی تنوع مواد غذایی اعتیادآور خیلی بیشتر از مواد مخدره!
و ترکیب این تنوع با راحتی در دسترسی باعث شده سرعت چاقی تو دنیا مثل موشک بره بالا 🚀
اما یه سوال مهم:
اگه ما تو دورههای تناسب فکری میگیم غذا ذاتاً عامل چاقی نیست، پس چرا الان داریم از «مواد غذایی چاقکننده» صحبت میکنیم؟ 🤔
جواب اینه:
🍔 تا زمانی که یه فرد معتاد به غذا، از ته دل باور داره که “غذا باعث چاقی منه”
و در عین حال احساس میکنه نمیتونه جلوی خوردنشو بگیره… اونوقت تنوع بالا و دسترسی آسون به این غذاها = زمین خوردن دوباره و دوباره 😞
🧠 یعنی مشکل اصلی درون ذهن ماست، نه توی خود غذا!
برای همینه که خیلیا با وجود همین دنیای رنگارنگ و وسوسهگر، همچنان متناسب و سالم زندگی میکنن.
✅ پس نکته کلیدی اینه:
اول باید اون “ذهنیت چاقکننده” نسبت به غذا اصلاح بشه که این فرایند با استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز به خوبی انجام میشه.

چطوری چاقی تبدیل شد به اعتیاد به غذا؟ 😳🍩
یه زمانی، غذا خوردن یعنی چی؟ یعنی فقط وقتی بدنمون نیاز داشت، یه چیزی میخوردیم. به اندازه، ساده، بدون دردسر.
ولی یواشیواش این رفتار طبیعی، تحت تأثیر کلی باور اشتباه و آموزش نادرست، رفت زیر خاک و یه چیز دیگه جاشو گرفت: اعتیاد به غذا.
🍕 از کجا شروع شد؟
از جایی که کارخونههای مواد غذایی، با طراحی بستهبندیهای جذاب، اندازههای مصرف شخصی، تنوع بالا و کلی تبلیغ رنگارنگ، مغز و ذائقه ما رو نشونه گرفتن. اونم نه با یه تیر، با یه ارتش کامل! 😅
🎯 ما هم که هنوز تهمون یه غارنشین حریصه، وارد فروشگاه یا مهمونی که میشیم، چشممون شکار میکنه، دستمون میخره، ذهنمون مجوز میده و معدهمون همهچی رو جا میده!
و اینطوری بود که کمکم، اعتیاد به غذا مثل یه ویروس پنهان، بینمون پخش شد.
👪 از خونه شروع شد
وقتی مامانبابا برای اینکه بچهشون “قویتر” بشه، هی بهش غذا دادن، وقتی برای اینکه ساکت شه، با شیرینی و پفک سرگرمش کردن، وقتی جایزهها شد خوراکی و نوشابه،
یه ذهن کوچیک یاد گرفت که:
📌 غذا = عشق 📌 غذا = شادی 📌 غذا = پاداش 📌 غذا = فرار از درد
🎉 حالا بزرگتر که شدیم، چی شد؟
تا یه ذره ناراحت میشیم، میریم سراغ یخچال، تا استرس داریم، یه چیزی باید بخوریم.
خوشحالیم؟ بزن بریم بیرون، یه چیزی بخوریم، دورهمی، سینما، سفر، تفریح = خوردن خوردن خوردن 😵💫
🎯 نکته اینجاست که:
هیچکس نمیاد ما رو بابت این رفتار “بازخواست” کنه! نه قانون، نه خانواده، نه جامعه
برعکس! همه جا داره بهمون میگه: “بخور! خوش بگذره!”
و اینطوری، اعتیاد به غذا شد تنها اعتیادی که نه تنها ممنوع نیست، بلکه تشویق هم میشه! 😶🌫️
🧠 تازه تحریکات حسی هم به کمکش اومدن
صدای ترد چیپس، بوی نون داغ، رنگ شیرینیها، بافت خامه، طعم قهوه…
و این یعنی: حتی اگه گرسنه هم نباشی، مغزت میخواد بخوره! 🤯

راه نجات چیه؟ قانونهای شخصی برای رهایی از اعتیاد به غذا 👇
تحقیقات نشون داده با تمرین ذهنآگاهی، تصویرسازی ذهنی، و تغییر باورها درباره غذا میتونیم اعتیاد به غذا رو کنترل و حتی درمان کنیم.
مغز انعطافپذیره. یعنی همونطور که یاد گرفته با غذا حال خوب کنه، میتونه یاد بگیره با چیزهای دیگه هم حال خوب کنه 🧠🌱
پس بیاین با هم یه تصمیم بگیریم:
از امروز، من مسئول رابطهم با غذا هستم. نه تبلیغات، نه خاطرات کودکی، نه عادتهای غلط.
✨ اما اگه میخوای این تغییر رو سریعتر و اصولیتر تجربه کنی، بهترین قدم استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغزه.
این دوره مثل یه نقشه عملیه که بهت کمک میکنه فرمولهای اشتباه ذهنیت رو بازنویسی کنی، craving یا همون ولع غذایی رو کنترل کنی، و به آزادی واقعی از اعتیاد به غذا برسی.
این بار، تنها نیستی… این دوره همراه توئه برای شروع یه زندگی تازه. 🌈
✍️ تمرین آموزشی | گام عملی برای شناسایی اعتیاد به غذا 🍩
حالا که متن و ویدیوی آموزشی این جلسه رو دیدی، وقتشه دستبهقلم بشی و خودت رو در آینه رفتارهای غذاییات ببینی.
لطفاً به سوالات زیر توی بخش نظرات جواب بده 👇
- فکر میکنی اعتیاد به غذا چطوری به شکل پنهان اما جدی وارد زندگی ما شده؟ آیا واقعاً چاقی میتونه یه نوع اعتیاد باشه؟
- چه وقتهایی تحت تأثیر تبلیغات، مهمونی، خانواده یا اطرافیانت، بیدلیل و بینیاز غذا خوردی؟ مثال بزن!
- نظرت درباره تأثیر مکانهایی مثل رستورانها، اپلیکیشنهای سفارش غذا، یا تبلیغات تلویزیونی در گسترش اعتیاد به غذا چیه؟
- تا حالا شده چون پول غذا رو دادی، خودتو مجبور به خوردن کل غذا کنی؟ یا چون سهم تو بوده، تا تهش رو بخوری؟ بنویس چی باعث این رفتار شده 🧠
🎥 از ویدیوی آموزشی ایده بگیر و یه تمرین مخصوص به خودت طراحی کن!
اون تمرین رو هم توی بخش نظرات با ما به اشتراک بذار تا بقیه هم ازش استفاده کنن 💬🧡
👇 منتظرم که تمرینت رو توی بخش نظرات ببینم! 📝💬🧠
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.13 از 184 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام . ممنون از این فایل ارزشمند .
چاقی اعتیاد آسان .
من در این فایلها دیگه توجهی به چاقی نمیکنم .
چون چاقی نتیجه ی تکرار عملکردهای خوشایند و لذتبخش است .
من در این فایلها فهمیدم که باید دیگه از چاقی حرف نزد . چاقی فقط نتیجه است . بلکه فقط باید از عامل چاقی صحبت کرد . اونم دو مورده : پرخوری ، تنبلی
دو عادت ناشایست رفتاری که نتیجه ی اون میشه چاق شدن .
خیلی جالبه دوسه سالی که وارد لاغری با ذهن شدم همیشه فکر می کردم باید باورم رو تغییر بدم تا چاقی دیگه خلق نشه .
یعنی تمام تمرکزم روی باورهام بود .
در حالیکه این دو باور محکم سرجاشون چسبیده بودند و من اونها را عامل چاقی نمی دونستم و اون ها یک امر پذیرفته شده در ذهنم بودند و البته هنوزم هستند .
اعتیاد به مصرف مواد غذایی و اعتیاد به چسبیدن به زمین نشستن و خوابیدن بیش از نیازجسمی
عواملی هستند که چاقی رو برای ما رقم می زنند .
حالا می فهمم باید ذهنم رو برای چیزهایی برنامه ریزی کنم که اوایلی که وارد این راه شده بودم دقیقا فکر میکردم اینا هیچ نقشی در چاقی من نداشتند .
من با شوق و ذوق تمام مقدار زیادی از وزنم رو کاهش دادم ولی از یه جایی به بعد دیگه نمیتونستم ادامه بدم چون دستور به خوردن در من متوقف نمیشد و من باور داشتم خوردن عامل چاقیم نیست ولی خب میدیدم وقتی خیلی راحت و آزاد میخورم نتیجه اضافه وزنه .
چاقی فقط برایند تکرار رفتارهای لذتبخشیه که من همیشه از درون خودم رو بابت اون رفتارها سرزنش کردم .
یه مدت کاری کردم سرزنش نکنم و احساسم خیلی خوب بود .
ولی حالا دارم یاد میگیرم که باید برای رفتار زشتم تنبیه بزارم و برای رفتار خوبم تشویق .
جالبه من کلا تصوراتم در مورد لاغری با ذهن داره تغییر می کنه .
یعنی من باید از رفتاری خوشم بیاد که یک عمر خوشم نمیومده و از رفتاری بدم بیاد که یه عمر ازش لذت میبردم و اگر زشتی و آداب و این حرفا نبود من هرگز تصمیمی به تغییر اون نداشتم تازه احساس خوبمم همیشه باهاش همراه میشد .
ولی الان باید تصمیم بگیرم که
فرمول پرخوری = اعتیاد
تنبلی = اعتیاد
رو در ذهنم جایگزین کنم .
گرچه شما چیزی از تنبلی در این فایل نگفتید ولی میشه گفت اینم جزء همون اعتیادهاییست که هیچ مجازات و تنبیهی براش در نظر نمیگیریم و بی وقفه انجامش میدیم .
ترجیح میدیم دیگران کارهامون رو انجام بدن .
واسه انجام کار به سختی و با هزار نق و قر بلند میشم .
هرکی بلند میشه خاموش کردن چراغها و … رو بهش میگم انجام بده . البته اینارو توی دوره گفته بودید .
ولی من خیلی روی برنامه های عملی تمرکز نکرده بودم و بیشتر تمرکزم روی برنامه های احساسی ذهنم بود .
اعتیاد به مصرف مواد غذایی یک اعتیاده . اعتیادی که بزرگترین بدیش اینه که نمیشه به طور کامل ترکش کرد .
یعنی مثلا مصرف سیگار یا مواد مخدر و یا سایر اعتیادها رو با دور کردن مواد و عدم مصرفشون میشه از بین برد . درسته خیلی سخته ولی وقتی میدونی دیگه نباید ازش مصرف کنی خب ذهن مسیر جدید رو با لذتهای دیگه پر میکنه
ولی در مورد مصرف مواد غذایی اینگونه نیست . مصرف مواد غذایی رو به طور کامل نمیشه کنار گذاشت و همین کار رو برای ترک کننده ی عادت پرخوری سخت می کنه .
مگر یه کاری کنیم مصرف مواد غذایی ناسالم رو ترک کنیم کلا و مواد مصرفی سالم رو هم کلا خودمون همچین علاقه ای نداریم اون رو به اندازه ی نیاز مصرف کنیم .
نمیدونم ولی واقعا چطور میشه در حالیکه میل داری برای مصرف ماده ی غذایی چطور ذهن رو مدیریت کنی که از نخوردنش لذت ببره .
میبینید پس حتی مواد مضر رو هم نمیشه به طور دائم ترک کرد .
من وقتی لذت نمیبرم از ترک کردن این اعتیاد چطور به خودم بگم که من دارم خیلی لذت میبرم از ترک پرخوری .
مگر از بُعد انسانی و روحی استفاده کنم .
من یک انسان هستم و اشرف مخلوقات .
من شیطان نیستم .
من آتش نیستم .
من کرگدن نیستم .
من گاو نیستم .
من خرس نیستم .
من یک انسان هستم .
انسانی که عقل داره و همیشه میگن عقل سالم در بدن سالم هست و البته ما داریم یاد میگیریم که بر عکسشم درسته . بدن سالم از عقل سالم نشئت میگیره .
پس تمام ارزش یک انسان به عقل و شعور و درک و معرفت و ذهن و اراده و اختیار و … است . چیزهایی که تفاوت بین یک حیوان و یک انسان رو نشون میده .
خب حالا اگه من به کالبد روحانی و جسمیم توجه کنم انرژی من قدرتمندتر میشه و خودم رو شایسته ی یک زندگی برتر میدونم .
من با نخوردن لقمه های اضافه باعث ترقی و پیشرفت کالبدهای ذهنی و روحیم میشم و انرژی درونی من قویتر میشه .
من اعتیادم را با توجه کردن به سایر ابعاد انسانی وجودم ترک می کنم .
من تعهد میدهم روز به روز بهتر از دیروز رفتار کنم که نشان شان انسانی من باشد .
من تعهد میدهم روز به روز بهتر ذهنم را ترغیب کنم که به جای اعتیاد به مواد غذایی جسمانی از مواد غذایی روحانی بهره مند بشه .
غذای روح آگاهیست . انسان هرچقدر آگاهتر بشه بیشتر به آگاهی متصل میشه و بیشتر میتونه ازش تغذیه کنه .
من بُعد انسانی و الهی وجودم را تقویت می کنم .
چون من یک انسان هستم .
انسانی که گرچه به او حق انتخاب داده شده است ولی جذب اندام نادلخواه به واسطه ی انجام عملی که ظاهرا دلخواه است اما درونا زشت و قبیح است اتفاق افتاده .
من عاشق اندام زیبا هستم و باید کالبد روحانی خودم رو زیباتر بسازم تا انتظاراتم از خودم تغییر کند .
باز من خوابم گرفته ولی هنوز تحلیل و بررسی و واکاوی ذهنم در مورد این فایل تموم نشده .
چون باید این مبحث کاملا برام تحلیل بشه بعد برم سراغ گام بعد .
پس این متن رو فعلا همینجا خاتمه میدم تا در فرصتی دیگر ادامه دهم .
نشان های دریافت شده
سلام .
یکی از مواردی که در این فایل مطرح شده بود
این بود که برای خودمون قانون بزاریم تا راههای اضافه خوری که منجر به اضافه وزن میشه رو ببندیم . برای اینکه قوانینی برای خوردن خودم بزارم ابتدا باید من و ذهنم بررسی کنیم تا با چی احساسمون خوب میشه . چون ایجاد قوانین برای بد کردن حال ما نیست بلکه برای خوب شدن حال ماست .
پس اگه قانونی گذاشتیم که به موجب اون حال خوب در ما شکل گرفت بهتره اون قانون را ادامه بدیم و اگه حال بد شکل گرفت اون قانون رو سلب میکنیم .
البته حال خوبی هم که گفتم باید دائمی باشه .
یعنی اولش حال خوب نباشه بعد حال بد بیاره .
معیار حال خوب دائمی ماست .
اولین قانون : پرهیز از پرخوری . ☡
🚩من از به اندازه خوردن غذا لذت میبرم . ➡
اما
اضافه خوردن چیست ؟
اضافه خوردن ؛ خوردنی است که باعث ایجاد تفکر چاق کننده ، باعث فعال شدن افکار منفی ، باعث ایجاد احساس منفی ، باعث از بین رفتن مزه ی غذا ، باعث به صدا دراومدن بوق و آژیر ذهنی (کافیه ، کافیه ) ، ایجاد فشار شکم و نهایتا باعث بزرگ شدن جسم میشود .
از کجا بفهمیم داریم پرخوری میکنیم .
بارها این پیام رو گرفتیم .
یه وقتهایی گوش کردیم و یه وقتهایی نه .
اما حالا میخوایم قانون بزاریم که به صدای ذهنی ( ایست ) گوش بدیم .
ذهن میگه ایست . به همین راحتی . 😊
اگه گوش ندیم ذهن با بد شدن احساسمون بهمون میگه ایست. 😐😒😑🙁😓😓😫😫
اگه باز گوش ندیم با از بین بردن مزه ی غذا میگه ایست. 😶😶😶
اگه باز گوش ندیم با ایجاد احساس سنگینی و فشار شکم میگه ایست. 😖😖😡😡😦😦
و اگه باز گوش ندیم با چاقی می گه ایست😭😭
و اگه باز گوش ندیم با بیماری میگه ایست😭😭🤒🤒
سوال : در کدوم یک از مراحل صدای ایست ذهن رو گوش بدیم ؟
در فکر . آب رو وقتی از سرچشمه ببندیم کنترلش راحتتره .
خب وقتی از سرچشمه بستیمش نجواهای امر به خوردن هنوز صادر میشه بابا هنوز سیر نشدی بابا دلم هنوز میخواد بابا چیزی نخوردی که . بابا دو لقمه بیشتر نخوردی . بابا بقیه ی غذات مونده .
با این نجواها چه کنیم ؟ خب قانون میزاریم این نجواها بعد از گفتن ایست دیگه گفته نشه .
اگه گفته شد چی ؟
اولهاش که عادت نداری گفته میشه ولی قانون بزار بهش عمل نکنی .
خب اگه بهش عمل نکردم و حالم بد شد . این حال بد از خدای چاقیه . وقتی نخوری و سر خودت رو گرم کنی و افکارت رو هدایت کنی حال خوب خدای لاغری خودشو نشون میده
چون اینجا دقیقا سر دوراهیه .
تردید رو باید کنار بزاری میخوای کدوم راه رو انتخاب کنی ؟
راه لاغر شدن و عادات مثبت پرورش دادن
یا
راه چاقی و عذاب وجدان و حال بد و سنگینی و ….
به هردو راه نگاه کن . نجوایی که بهت ایست میده رو اگه عمل کنی و همونجا قاشق رو زمین بزاری کم کم به خود همون نجواها هم ایست میده و اون نجواها وقتی به عمل نیان کم کم خاموش میشن .
اگه سردرد بگیرم چی ؟
سر درد از تردیده . تو اگه قاطع باشی هرگز سردرد سراغت نمیاد .
من برای رسیدن به تناسب اندام کاملا مصمم هستم .
من تصمیم گرفته ام که به تناسب اندام همیشگی خود برسم و یکی از راههای آن تغییر اعتیاد پرخوریست .
ایست . ✋
ایست . ✋
ایست .✋
پس
🎯⛳قانون ۱: دست کشیدن از غذا در همان زمان که در فکرمان اولین فرمان ایست جاری شد .
خب پس کاملا توجیه شدی در مورد این مطلب یا بازم بگم .
نه کاملا توجیه شدم ممنون .
بریم سراغ قانون بعدی :
۲- چه زمان شروع به خوردن کنم ؟
هر زمان که خواستی چیزی را در دهانت بگذاری به خودت بگو چرا میخورم و بعد کمی منتظر بمان . پاسخهای جالبی میشنوی .
چون گرسنه هستم .
چون حوصله ام سر رفته .
چون دلم میخواد.
چون تحریک برانگیزه .
چون آب دهنم راه افتاده .
چون دوست دارم .
چون عشقم می کشه .
چون آرومم میکنه .
چون حالم رو خوب می کنه
چون مجبورم .
چون حیفه .
چون خوابم نمیبره
چون سرم درد میکنه
و …
خب در تمام این زمانها به جز مورد اول خوردن برای رفع نیاز جسم نیست . برای رفع نیاز روحیست . در حالی که خوردن تنها برای رفع نیاز جسم است .
خب سردرد مگه جسمی نیست ؟ چرا نخورم .
نخیر سر درد و هرگونه دردی علتش آشفتگی ذهنه و مرور یک فکر مخرب در ذهن . هیچ ربطی به جسم نداره . اون فکر رو پیدا کنی و تغییرش بدی سردرد و هر درد دیگه خودبخود رفع میشه . قبول داری ؟
بله بارها امتحان کردم و قبول دارم .
خب پس قانون دوم چه وقت شروع به خوردن می کنی ؟ از خودم میپرسم چرا میخوری وقتی فقط پاسخ این بود که گرسنه هستم .
یادت باشه گرسنگی هم مراحلی داره که استاد در یک فایلشون کاملا مراحلش رو گفتن و این گرسنگی باید به جسم و قار و قور شکم برسه تا بعد شروع کنی به خوردن .
خب این قانون خیلی سخته . من دلم میخواد بخورم . من عادت کردم به خوردن . حالم بد میشه وقتی نمیخورم . دوست دارم بخورم .
اینا همش افکار چاق کننده است و ریشه در چاقی ذهن داره و در حقیقت فرمان ذهن چاقه .
خب من اگه حرف ذهن چاقم رو گوش ندم حالم رو بد میکنه . مگه تا حالا کرده چه اتفاقی برات افتاده تو که نمیخوای باهاش بجنگی . فقط میخوای راه جدیدی رو برای خودت انتخاب کنی .
خب راه جدید باید حالم رو خوب کنه .
خب چه حال بدی در این راه هست .
گرسنگی جسمی خیلی دیر به من اعلام میشه . اول گرسنگی میاد توی ذهنم بعد میاد توی احساسم بعد میاد توی جسم باید کلی این نجوای گرسنگی رو آروم کنم که حسم و بد نکنه و دیر بخورم تا برسه به جسمم و در این مدت ذهن من مدام با افکار بخور بخور گرسنمه و سایر افکار حال منو میگیره یعنی از زمانی که گرسنگی ذهنی برسه به جسم کلی این وسط حال من بد میشه .
خب پس هدایت افکار رو تو برای چی یاد گرفتی ؟
در این مدت تو باید هدایت افکار داشته باشی و طوری به این مساله نگاه کنی که به احساس بهتر برسی .
یعنی چطور ؟ یعنی کنترل ذهن داشته باشی به زیباییها توجه کنی و صبر کنی تا گرسنگی به جسم برسه .
خب اون وقت وقتی به اینجا برسه و من خیلی این گرسنگی رو تحمل کنم یهو که به غذا بخورم خیلی میخورم و شاید فرمان ایست قانون اول رو رعایت نکنم .
پس چه کار کنیم ؟
من میگم باید کاری کنیم حسمون بد نشه .
باید تلقین سیری کنی .
باید بگی میل ندارم .
وقتی گرسنگی ذهنی میاد باهاش همدست نشی بگو فعلا نمیخوام سیرم . بهش ایست بده .
در این مدت که گرسنگی به جسم برسه نزار احساس گرسنگی کنی باید تلقین احساس سیری کنی .
بگو شکمم پره . هموز خالی نشده . سیرم . نمیخوام .
نه ممنون .
آها با کلمه ی نه ممنون سیرم بهش ایست بده .
وقتی فکر گرسنگی میاد بهش بگو نه ممنون سیرم صبر کن تا جسمم بگه .
نزار حستو بد کنه . طوری که جلوی خودتو بگیری و بعضی وقتها از خشم به خودت آسیب برنی .
بگو نه ممنون .
سیرم .
الان وقتش نیست .
وقتش زمانیه که جسمم طلب غذا کنه نه ذهن و احساسم .
خودتو بشناس .
تا حالا هم شناختی فقط داریم می نویسیم که راه برامون روشنتر بشه .
پس قانون دوم رو پذیرفتی ؟ دیگه برات سوالی نیست؟
پذیرفتم .
قانون دوم چی شد ؟
🎯⛳قانون ۲: من زمانی شروع به خوردن میکنم که گرسنگی جسمی تنها علت خوردن باشه .
خب اگه از قوانین تبعیت نکردم چی ؟
حال بدت بزرگترین تنبیهه
اگه تونستم عمل کنم چی ؟
حال خوبت در مسیر لاغر شدن بزرگترین تشویقه .
ببین مسیر چاقی هم دقیقا همینه وقتی خلافش عمل می کنی حالت بد میشه و وقتی همسو باهاشی حالت خوبه .
پس حال و احساس در هر دومسیر هست . خیلی از چاقها هستند که وقتی میخورن حالشون خوبه و لذت میبرن .
پس میبینی تصرف حالمون به وسیله ی چاقی یک امر کاملا بدیهی برامون شده .
و فکر میکنیم حال ما اونه .
در حالیکه باید حال رو از چاقی گرفت و به تناسب داد .
ما باید از رفتار متناسب لذت ببریم تا ذهنمون راضی بشه فرمانهای تناسب رو اجرا کنه . ما باید خدای لاغری و تناسب رو حاکم ذهنمون کنیم و این به دست ماست که کدوم خدارو انتخاب کنیم .
خدای لاغری و تناسب خیلی قویتر از خدای چاقیه سریعا حال رو تحت تصرف خودش در میاره طوری که ما از نخوردن غذاهای اضافه خیلی لذت میبریم .
خب چرا لاغری با نخوردن و ایست دادن به خوردن معنا گرفته و چاقی با خوردن و فرمان به خوردن .
ببین کسی که لاغره روحش قویتره انسانیتش قویتره . خداپرستتره . یعنی حتی خدای ما هم امر به تناسب رفتاری کرده .
انسانها با لاغر شدن به خدای وجودشون نزدیکتر میشن .
در حقیقت ما با انرژی ندادن به غذاهای جسمی خوراک روحمون رو قویتر می کنیم .
چون فکرمون قویتر میشه .
انرژی الهیمون قویتر میشه و راحتتر میتونه غذاهای جسمی رو هضم و تبدیل به جان و روان خوب کنه .
خدای چاقی انرژی غذاها رو تبدیل به ترس . بی ارادگی . تنبلی . سرزنش . عذاب وجدان و ولع و لذت کاذب می کنه ولی ما انسان متعالی هستیم و باید انرژی غذاها برای ما تبدیل به حال خوب ، توانمندی ، قدرت ، لذت و سبکی ، پرواز روح ، رهایی و آزادی بشه .
آزادی در خوردن هم پیدا میشه . اون آزادی کاذبه . دروغه . تو شاید در خوردن آزادی ولی اسیر خوردنی . هرچی بیشتر بخوری بیشتر بهش وابسته میشی . هر چی بیشتر بخوری بیشتر در اسارتشی و از خودت هیچ اختیاری نداری و قدرت رو میدی دست غذاها و خودت واکنشی عمل می کنی .
در حالیکه تو باید قدرت رو به دست بگیری و بدی به خدای تناسب چون اون راه و رسم الهیه .
باشه قانع شدم .
این نوشته باز هم ادامه دارد . چون فکر کنم بازم باید در مورد سایر قوانین با هم صحبت کنیم .
فعلا خدانگهدار
نشان های دریافت شده
سلام .
استاد هنوز یک ساعت هم از این قوانین نگذشته من احساس محدودیت میکنم . تازه هنوزم قوانین دیگه نزاشتم .
این حس محدودیت خوبه ؟ یا بد ؟
چون منو از آزادی خارج کرده .
حس محدودیت رو ذهن چاق تولید می کنه تا انگیزه ی تو رو بگیره برای ادامه دادن .
به خودت بگو من قانون گذاشتم که لذت ببرم و اتفاقا احساس آزادی و رهایی بیشتری داشته باشم . ولی احساس محدودیتی که تو درونم ایجاد می کنی احساس بدیه که اهرم رنج لاغری رو فعال می کنه و نمیزاره ادامه بدم .
ما باید از قانون گذاری لذت ببریم .
اونم قانونی که خودمون گذاشتیم . این حس محدودیت رو کنار بزار اگه داری حس محدودیت می کنی در اجرای قوانین داری بد عمل می کنی .
چون قوانین کاملا از هر لحاظ مورد بررسی قرار گرفته .
احساس محدودیت احساسیه که از یک فکر نادلخواه به وجود میاد . اون فکر نادلخواه چیه . بگو تا برطرفش کنیم .
این حس محدودیت و رنج از کجا ایجاد شد ما که با لذت دو قانون رو بنا کردیم .
من نمیتونم این دو قانون رو اجرا کنم .
پس اینه .
جمله ی من نمیتوانم قانونمند باشم .
چطور نمیتونی ؟ مگه این همه قانونی که توی چاقی گذاشتیم و مو به مو همه رو عمل کردی و چاق شدی و تازه این همه هم بهش وفادار موندی نشان از قانونمندی تو نداره .
منتها الان فقط راه تغییر کرده اون زمان از قوانین چاقی تبعیت میکردی . الان از قوانین لاغری .
آخه قوانین چاقی برای من لذتبخش بود . چه لذتی داشت ؟ من در خوردن آزاد بودم ولی اینجا در خوردن محدود میشم .
من دلم نمیخواد طبق قانون نخورم خب من هر وقت گرسنه نباشم خب نمیخورم . پرخوری هم کنم خب حالم بد میشه دیگه ادامه نمیدم . من تا حالا هم ناخوداگاه طبق آموزش های استاد همین قوانین رو اجرا می کردم .
پس چی میگی چرا احساس محدودیت می کنی ؟
چون خود کلمه ی قانون و نظم در من حس محدودیت ایجاد میکنه . خود کلمه .
آهها حالا شد . پس تو با خود کلمه ی قانون مشکل داری . چون تصویر ذهنیت نسبت به کلمه ی قانون یعنی اسارت و چهارچوب بندی .
خب باید فکر کنیم ببینیم با این کلمه چطور کنار میاییم .
ادامه دارد …
نشان های دریافت شده
سلام ممنون از شما سلیمه جان. نگاه شما زیبا و متناسبه و به این نوشته زیبایی بخشیده . نگرش زیبا و متناسبتون بردوام .
نشان های دریافت شده
سلام ممنون از شما شادی جان . نگاه شما زیبا و متناسبه و به این نوشته زیبایی بخشیده . نگرش زیبا و متناسبتون بردوام .
نشان های دریافت شده
سلام ممنون از شما دوست عزیز . نگاه شما زیبا و متناسبه و به این نوشته زیبایی بخشیده . نگرش زیبا و متناسبتون بردوام .
نشان های دریافت شده
سلام ممنون یاس کبود عزیز که سخنان استاد رو مو به مو می نویسی . خیلی استفاده کردم . چون با متن خیلی بهتر میتونم رابطه برقرار کنم تا با فایل صوتی یا تصویری . متشکرم عزیزم