تا حالا شده یه کاری رو با کلی ذوق و انگیزه شروع کنی، اما بعد یه مدت، اون کار برات تکراری و خستهکننده بشه؟ 😑 با این حال، نمیتونی ترکش کنی؟ انگار یه نیرویی هست که هی تو رو وادار به ادامهش میکنه؟
اگه این حس برات آشناست، باید بدونی اسم این پدیده میتونه «اعتیاد» باشه. مخصوصاً وقتی پای خوردن وسطه، یه نوع خاصی از اون شکل میگیره به اسم: اعتیاد به غذا 🍩🍕🍟
اعتیاد به غذا یعنی چی؟ 🤔🍫
اعتیاد به غذا یعنی وقتی یه نفر دیگه نمیتونه جلوی خودشو بگیره و هی میخوره، حتی وقتی واقعا گرسنه نیست.

این فقط یه اشتهای زیاد یا پرخوری ساده نیست، یه رفتار تکرارشونده و خارج از کنترله که آدمو به سمت خوردن میکشونه… حتی وقتی دلش نمیخواد بخوره! 😣
و حالا جالبترین قسمت ماجرا! 😳👇
تحقیقات علمی، مخصوصاً مطالعهای از دانشگاه Yale درباره نقش مغز در مقیاس اعتیاد به غذا نشون داده که مغز بعضی از افراد، نسبت به بعضی غذاها (مثل شیرینی، چیپس، فستفود یا بستنی) درست مثل مغز یه معتاد به مواد مخدر واکنش نشون میده!
یعنی چی؟
یعنی خوردن یه قاشق بستنی یا یه تیکه شکلات میتونه همون قسمتهایی از مغز (مراکز پاداش یا reward system) رو فعال کنه که مواد مخدری مثل کوکائین یا هروئین فعال میکنن! 😱🍩
این یعنی اعتیاد به غذا یه موضوع جدی و علمیه، نه فقط یه بهونه برای پرخوری.
اعتیاد یعنی وقتی بدن و ذهن یه آدم برای ادامه زندگی عادیش به یه ماده یا یه رفتار خاص وابسته میشن. حالا اگه اون ماده یا رفتار در دسترس نباشه، بدن و ذهن شروع میکنن به نشون دادن علائم محرومیت یا همون خماری. 😵
شاید شنیدن اصطلاح اعتیاد به غذا برات اولش خوشایند نباشه، چون خب ما همینجوری هم کلی قضاوت و برچسب از جامعه بابت چاقی شنیدیم… حالا یکی دیگه هم اضافه بشه؟ 😔
ولی بیاین صورت مسئله رو پاک نکنیم… چون این “اعتیاد به غذا” واقعاً وجود داره، واقعاً ذهن و جسم ما رو درگیر میکنه، و اگه درست بهش نگاه نکنیم، فقط عمیقتر و ریشهدارتر میشه!

اعتیاد به غذا: پنهان، رایج و تشویقشده! 😳🍟
نکته عجیبه ماجرای اعتیاد به غذا اینه که برعکس اعتیاد به مواد مخدر که تو همهی دنیا باهاش برخورد قانونی میشه، واسه این یکی نهتنها مجازاتی وجود نداره، بلکه کاملاً آزاد، دردسترس و حتی تحسینشدهست! 😅
یعنی چی؟ یعنی کافیه یه دور توی شهر بزنی…
رستورانا، شیرینیفروشیها، فستفودها، بیلبوردها، حتی استوریهای اینستاگرام و تبلیغات تلویزیون…
همهچی شده ویترینِ غذاهایی که مغز آدم رو وسوسه میکنه 🤤
🍩 اونور یه معتاد باید قاچاقی بره دنبال مواد، اینجا یه فردی که معتاد به غذاست، فقط کافیه گوشیشو دربیاره، چندتا کلیک کنه، غذا دم در خونشه!
و حالا چرا اعتیاد به غذا اینقدر خطرناکتره؟
- 🔹 چون هیچکس به چشم یه اعتیاد واقعی بهش نگاه نمیکنه
- 🔹 چون پنهان و نرمال جا زده میشه
- 🔹 چون کسی جلودارش نیست و از هر طرف تشویق میشی به بیشتر خوردن
و وقتی چاق میشیم، تازه زنجیره عوارض شروع میشه:
- ❗ فشار خون بالا
- ❗ دیابت نوع دو
- ❗ بیماریهای قلبی
- ❗ مشکلات مفصلی
- ❗ و حتی اختلالات روانی مثل اضطراب، افسردگی و اعتمادبهنفس پایین 😔
همهی اینا فقط بهخاطر اینه که مغزمون یه مسیر شرطیشده رو پیدا کرده:
- «ناراحتی؟ بخور!»
- «استرس داری؟ بخور!»
- «حوصلهت سر رفته؟ بخور!»
- «حتی خوشحالی؟ جشن = خوردن!» 🎉🍰
📚 مطالعات علمی (مثل تحقیق منتشرشده در Frontiers in Psychology) نشون میده که اعتیاد به غذا از لحاظ اثرگذاری روی مغز، بهطرز شگفتانگیزی شبیه اعتیاد به مواد مخدره.
یعنی مغز ما نسبت به قند، چربی و نمک دقیقاً همونجوری واکنش میده که به کوکائین یا نیکوتین میده! 😱
پس دیگه وقتشه که این اعتیاد پنهان رو جدی بگیریم… چون اگه بهش آگاه نشیم، یه عمر اسیرش میمونیم!

تنوع مواد غذایی = تنوع مواد اعتیادآور 🤯🍕
وقتی به اعتیاد به غذا بهعنوان یه نوع اعتیاد واقعی نگاه کنیم، تازه میفهمیم که دنیای غذا چقدر پر از محرکها و وسوسههاییه که مثل مواد مخدر عمل میکنن.
فکر کن! 🤯
اگه مواد مخدر رو چند مدل بیشتر نیست (مثلاً الکل، نیکوتین، کوکائین و…)
ولی تو دنیای غذا؟
- هزاران مدل شیرینی
- صدها نوع چیپس و پفک
- بستنیهایی با طعمهای عجیب و غریب
- سسهای چرب و ترکیبهای فوقالعاده اعتیادآور 😋
🔻 این یعنی چی؟
یعنی تنوع مواد غذایی اعتیادآور خیلی بیشتر از مواد مخدره!
و ترکیب این تنوع با راحتی در دسترسی باعث شده سرعت چاقی تو دنیا مثل موشک بره بالا 🚀
اما یه سوال مهم:
اگه ما تو دورههای تناسب فکری میگیم غذا ذاتاً عامل چاقی نیست، پس چرا الان داریم از «مواد غذایی چاقکننده» صحبت میکنیم؟ 🤔
جواب اینه:
🍔 تا زمانی که یه فرد معتاد به غذا، از ته دل باور داره که “غذا باعث چاقی منه”
و در عین حال احساس میکنه نمیتونه جلوی خوردنشو بگیره… اونوقت تنوع بالا و دسترسی آسون به این غذاها = زمین خوردن دوباره و دوباره 😞
🧠 یعنی مشکل اصلی درون ذهن ماست، نه توی خود غذا!
برای همینه که خیلیا با وجود همین دنیای رنگارنگ و وسوسهگر، همچنان متناسب و سالم زندگی میکنن.
✅ پس نکته کلیدی اینه:
اول باید اون “ذهنیت چاقکننده” نسبت به غذا اصلاح بشه که این فرایند با استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز به خوبی انجام میشه.

چطوری چاقی تبدیل شد به اعتیاد به غذا؟ 😳🍩
یه زمانی، غذا خوردن یعنی چی؟ یعنی فقط وقتی بدنمون نیاز داشت، یه چیزی میخوردیم. به اندازه، ساده، بدون دردسر.
ولی یواشیواش این رفتار طبیعی، تحت تأثیر کلی باور اشتباه و آموزش نادرست، رفت زیر خاک و یه چیز دیگه جاشو گرفت: اعتیاد به غذا.
🍕 از کجا شروع شد؟
از جایی که کارخونههای مواد غذایی، با طراحی بستهبندیهای جذاب، اندازههای مصرف شخصی، تنوع بالا و کلی تبلیغ رنگارنگ، مغز و ذائقه ما رو نشونه گرفتن. اونم نه با یه تیر، با یه ارتش کامل! 😅
🎯 ما هم که هنوز تهمون یه غارنشین حریصه، وارد فروشگاه یا مهمونی که میشیم، چشممون شکار میکنه، دستمون میخره، ذهنمون مجوز میده و معدهمون همهچی رو جا میده!
و اینطوری بود که کمکم، اعتیاد به غذا مثل یه ویروس پنهان، بینمون پخش شد.
👪 از خونه شروع شد
وقتی مامانبابا برای اینکه بچهشون “قویتر” بشه، هی بهش غذا دادن، وقتی برای اینکه ساکت شه، با شیرینی و پفک سرگرمش کردن، وقتی جایزهها شد خوراکی و نوشابه،
یه ذهن کوچیک یاد گرفت که:
📌 غذا = عشق 📌 غذا = شادی 📌 غذا = پاداش 📌 غذا = فرار از درد
🎉 حالا بزرگتر که شدیم، چی شد؟
تا یه ذره ناراحت میشیم، میریم سراغ یخچال، تا استرس داریم، یه چیزی باید بخوریم.
خوشحالیم؟ بزن بریم بیرون، یه چیزی بخوریم، دورهمی، سینما، سفر، تفریح = خوردن خوردن خوردن 😵💫
🎯 نکته اینجاست که:
هیچکس نمیاد ما رو بابت این رفتار “بازخواست” کنه! نه قانون، نه خانواده، نه جامعه
برعکس! همه جا داره بهمون میگه: “بخور! خوش بگذره!”
و اینطوری، اعتیاد به غذا شد تنها اعتیادی که نه تنها ممنوع نیست، بلکه تشویق هم میشه! 😶🌫️
🧠 تازه تحریکات حسی هم به کمکش اومدن
صدای ترد چیپس، بوی نون داغ، رنگ شیرینیها، بافت خامه، طعم قهوه…
و این یعنی: حتی اگه گرسنه هم نباشی، مغزت میخواد بخوره! 🤯

راه نجات چیه؟ قانونهای شخصی برای رهایی از اعتیاد به غذا 👇
تحقیقات نشون داده با تمرین ذهنآگاهی، تصویرسازی ذهنی، و تغییر باورها درباره غذا میتونیم اعتیاد به غذا رو کنترل و حتی درمان کنیم.
مغز انعطافپذیره. یعنی همونطور که یاد گرفته با غذا حال خوب کنه، میتونه یاد بگیره با چیزهای دیگه هم حال خوب کنه 🧠🌱
پس بیاین با هم یه تصمیم بگیریم:
از امروز، من مسئول رابطهم با غذا هستم. نه تبلیغات، نه خاطرات کودکی، نه عادتهای غلط.
✨ اما اگه میخوای این تغییر رو سریعتر و اصولیتر تجربه کنی، بهترین قدم استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغزه.
این دوره مثل یه نقشه عملیه که بهت کمک میکنه فرمولهای اشتباه ذهنیت رو بازنویسی کنی، craving یا همون ولع غذایی رو کنترل کنی، و به آزادی واقعی از اعتیاد به غذا برسی.
این بار، تنها نیستی… این دوره همراه توئه برای شروع یه زندگی تازه. 🌈
✍️ تمرین آموزشی | گام عملی برای شناسایی اعتیاد به غذا 🍩
حالا که متن و ویدیوی آموزشی این جلسه رو دیدی، وقتشه دستبهقلم بشی و خودت رو در آینه رفتارهای غذاییات ببینی.
لطفاً به سوالات زیر توی بخش نظرات جواب بده 👇
- فکر میکنی اعتیاد به غذا چطوری به شکل پنهان اما جدی وارد زندگی ما شده؟ آیا واقعاً چاقی میتونه یه نوع اعتیاد باشه؟
- چه وقتهایی تحت تأثیر تبلیغات، مهمونی، خانواده یا اطرافیانت، بیدلیل و بینیاز غذا خوردی؟ مثال بزن!
- نظرت درباره تأثیر مکانهایی مثل رستورانها، اپلیکیشنهای سفارش غذا، یا تبلیغات تلویزیونی در گسترش اعتیاد به غذا چیه؟
- تا حالا شده چون پول غذا رو دادی، خودتو مجبور به خوردن کل غذا کنی؟ یا چون سهم تو بوده، تا تهش رو بخوری؟ بنویس چی باعث این رفتار شده 🧠
🎥 از ویدیوی آموزشی ایده بگیر و یه تمرین مخصوص به خودت طراحی کن!
اون تمرین رو هم توی بخش نظرات با ما به اشتراک بذار تا بقیه هم ازش استفاده کنن 💬🧡
👇 منتظرم که تمرینت رو توی بخش نظرات ببینم! 📝💬🧠
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.14 از 185 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
بنام خدای خوبم.
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز.
من قبل از اینکه حتی به این گام روبرو بشم قبلا به مامانم میگفتم من انگار آدم معتادی که وقتی مواد بهش نمیرسه عصبی میشه و حوصله حرف زدن نداره منم وقتی ۵ دقیقه از وقت غذا خوردنم میگذره اونقدر عصبی میشم که حتی صدای بقیه آزارم میده و وقتی با غذا مواجه میشم اونقدر میخورم که میخوام بترکم و بهونه خوبی هم برای خوردنم دارم چون از وقت خوردنم گذشته خیلی اساسی خوردم و داداشم میخنده میگه الکی نگو خودتو قانع کنی من وقتی از غذا خوردنم میگذره بدتر بی اشتها میشم و زده میشم و یکی از شباهت چاقی با اعتیاد همین بهانه آوردن و فرار کردن از واقعیت هست آدم معتاد هم وقتی بهش میگی چرا این کارو میکنی حالا هر نوع موادی ۹۰ درصدشون میگن که میخوایم غم و غصه هامون یادمون بره بعضی ها میگن ما برای فلان درد تفریحی میکشیم یا خیلیا که حسابی درگیر شدن میگن که فلان رفیقم خرابم کرد فلان و بیسار و وقتی بهشون میگی ترک کن خودتو رها کن از این عذاب میگن که من دیگه گرفتار شدم ترک کردنش سخته اگه ترک کنم میمیرم جونی برامون نمیمونه یا اینکه ما که این همه سال مواد کشیدیم اینم چند سال دیگم روش این حرفا و رفتارها در مورد چاقی هم صدق میکنه کسی که چاق شده اولا که دلایل خودشو داره که همش بهانه های ببخشید مزخرف هست مثل ارثی بودن ژن مادری یا پدری داریم سوخت و ساز پایینی داریم متابولسیم بدنمون پایینه و هرچیزی میخوریم به جای انرژی به چربی تبدیل میشه نمیدونم دیگه خیلی تحرک نداریم همش کارمون پشت میز هست تیرویید یا استرس رو بهانه خوردنشون میکنم من خودم بهانه خیلی الکی که نیاوردم این بود که بابا من قدم کوتاه وگرنه خیلی نمیخورم که چون نما میده چاقیم به همین دلیل هست زمانی که چاق ها منظورم اونایی که چیزی از لاغری با ذهن نمیدونن یا اصلا قصد لاغر شدن ندارن و میخوان این عذاب اندام نامتناسب رو تحمل کنند ازشون میپرسی که چرا لاغر نمیکنی خیلی وزنت رفته بالا میگه یک ماه رژیم گرفتم دیدم جواب نمیده بیخیال شدم بابا ما که این همه سال خوردیم این چند سال دیگه هم بذار چاق بمونیم حداقل با حسرت نخوردن اون چیز تایید که لذت میبریم نمیریم خاله خودم همیشه میگه من که چه بخورم چه نخورم چاق هستم لاغرم نمیشم پس میخورم تا به دلم نمونه و زورم بیاد یا بابای خودم با اینکه متناسب هست ولی وقتی بهش میگم نمک نخور زیادی خوب نیست فشار خون میگیری میگه بابا بیخیال پدر بزرگت همیشه خدا روحش شاد میگفت که بخورم و بمیرم بهتر از بشینم و ببینم و این ضرب المثل همیشه توی ذهن بابای من مونده چون پدرم زیاد اسم خدابیامرز پدربزرگم رو میارورد و خوردن خودشو قانع میکرد یا یکی از آشناهام همیشه هر زمان ازش بپرسی چرا یکمی وزنت رو پایین نمیاری میگه چاقیم رو دوست دارم باهاش مشکلی هم ندارم در صورتی که نشستن و بیدار شدن براش خیلی سخت هست و وقتی با این صحنه مواجه میشیم و میبینه میگه بخاطر قرص های قند و چربی که میخورم نابود شدم ضعیف شدم و عمرا به چاقی خودش ربطش نمیده و کلا یکی از شباهت های بارز چاقی و اعتیاد همین فرار کردن از واقعیت و زندگی کردن با عذاب هست چاق ها میدونن چاقی بهشون فشار میاره ولی بازم پرخوری میکنند معتادها عاصی شدن از دست این مواد و نابود شدن خودشون رو توی آینه بارها شاهد هستن اما بازم مصرف میکنند و از حس و حال اون لحظه لذت میبرن.
من یادم میاد رژیم بودم از اون رژیم های من درآوردی و حسابی هم وزن کم کرده بودم و رفتیم به یه جشن تولد و وقتی همه کیک میخوردن اونم بعد از خوردن شام منم میگفتم نمیخوام بخورم و فردا صبحونه میخورمش میگفتن بابا با یه تکه کیک که دو کیلو اضافه نمیکنی بعدم تو که رژیم بودی شامی نخوردی بخور بابا اون شب رو به خودت زهر نکن یا پارسال به افتتاحیه یک فست فود دعوت شده بودیم با همسرم و غذای که دادن هزینه ای بابتش از ما نگرفتن و یک جور جشن بود که من و همسرم بعد از گرفتن غذا به یک مکان سر سبز رفتیم تا نوش جان کنیم همسرم که شروع به خوردن کرد چون واقعا گرسنه بود و من مقداری از غذا رو خوردم و احساس کردم که سیر شدم اما همسرم بهم گفت نریزی دور همین غذا رو اگه میخواستیم پول بدیم نفری فلان قیمت برامون آب میخورد از غذای مفت هم میگذری و من با اینکه به شده سیر بودم انگار یکی توی ذهنم میگفت هنوز جا داری یکم دیگه بخور و با بی میلی یکمی دیگه هم خوردم و بقیش رو به همسرم دادم و بعد از خوردن متاسفانه تا سه روز حالا تهوع و معده درد شدید داشتم و مدام به شوهرم میگفتم تقصیر تو بود گفتی بخور حیفه و اونم میگفت اسلحه که نذاشتم رو سرت فقط گفتم حیفه میتونستی بیاریش خونه و بعدا بخوری یا یادمه رفته بودیم عروسی و یکی از فامیل ها غذای فرزندش اضاف اومد و وقتی دید نمیتونه اونو به خونه ببره یعنی ظرفی نداشت که بریزه داخلش گفت که مجبورم خودم بخورمش حیفه میخوایم شاباش بدیم زورم میاد دست نزده ولش کنم من بهش گفتم جا داری میخوری من شام خودمم تا آخر نخوردم آخه خیلی برنجش داخل ظرف زیاد بود داشت با لذت میخورد ولی گفت که آره پولش رو دادم تو هم اضافیش رو بخور مگه چقدر دیگه تو بشقابت مونده تو رستوران هم بری اینقدر پول غذات نمیشه که شاباش دادی یا توی خانواده همسرم شام خورده بودیم و تعارف شیرینی کردن نمیدونم دقیقا چه مناسبتی بود فکر میکنم روز مرد بود و من اونقدر برنج و خورشت خورده بودم که علاوه بر بقول شما حس سیری رو متوجه شده بودم به حالت فشار شکم رسیده بودم و جایی برای خوردن شیرینی حتی یک تکه نداشتم و اصرار خانواده همسرم که بابا یه تکه شیرینی هم تو دهن آب میشه بخور پشتش هم آب کن تا بره پایین اینو با حالت خنده هم میگفت و من در نهایت با اینکه جا نداشتم خوردم ولی هرچقدر به همسرم اصرار کردن نخورد یعنی شیرینی رو برداشت اما توی بشقاب رهاش کرد و خیلی قاطع به همه گفت من شام خوردم و سیرم و من اون موقع نمیدونستم این یعنی ذهن لاغر و خوردن من یعنی ذهن چاق الان که یادآور شدم و مرور کردم متوجه شدم که چقدر با حرفای دیگران ترغیب به خوردن بیشتر و بیشتر شدم.
تبلیغ هایی که چه توی فضای مجازی الان میشه بلاگرها تبلیغ میکنند یا فود بلاگر ها با خوردن های مسخرشون تبلیغ رستوران کسی رو میکنند و چه تبلیغ هایی که توی تلویزیون از انواع تنقلات و خوراکی ها میشه و مثلا بین تماشای فیلمی پیام های بازرگانی های کشور ایران نسبت به کشورهای اروپایی که بیشتر تبلیغ از اندام کمربند و کفش های لاغری هست بیشتر در تبلیغ های داخلی از هایپر مارکت های رنگارنگ گفته میشه و ترغیب برای خریدن با قیمتی مناسب تر از فلان فروشگاه که من زیاد دیدم و چیزی که من برداشت کردم با دیدن این فایل و توجه به اطراف غذا خوردن که هیچ پرخوری هم کار بسیار پسندیده و خوبی هست از دید جامعه و بیشترین ضربه رو به افراد چاقی که اطلاعی از این موضوع اعتیاد پرخوری خود ندارند میزنه اگر پرخوری پسندیده نبود این همه تبلیغ های متعدد چه در فضای مجازی چه در تلویزیون و حتی جدیدا بنرهایی که در بیلبورد های جاده های اصلی و بزرگ راه ها زده میشه و با زدن شدن اسم رستورانی مطرح و شکلی از سرآسپز با ساندویچ یا ظرف غذا در دستش که اتفاقا اون آقا در طرح بنر هم چاق هست توجه خیلی ها رو جلب میکنه و خیلی ها ترغیب به رفتن و تست از غذاهای اون رستوران یا فست فود میکنه و از نظر من جامعه ای متناسب خیلی زیبا تر از جامعه ای هست که افراد اون به دلیل اعتیاد چاقی و مصرف زیاد جان خود را با مشکلات قلبی چربی و قند خون از دست بدن یا اگه هم از دست ندن زمین گیر میشن که هیچ فرقی با مردن نداره و این تبلیغ هایی که به شدت برای یک فرد چاق بهتر بگم فردی با ذهن چاق وسوسه کننده است تاثیرش روی نسل های دیگر گذاشته میشه به گفته حرف زیبای شما در فایل های گذشته وقتی شخصی خودش متناسب باشه ذهنی متناسب داشته باشه باعث میشه نسل ما بعد خودش رو که شاید صدها نفر باشه از چاقی و اعتیاد چاقی نجات بده مگه ماها که چاق شدیم با حرفای اطرافیان و خانواده ای که ذهن چاق و جسمی چاق تر داشتن به این وضع نرسیدیم این خودش اثبات میکنه که اگر جامعه ای تلاش برای اعتیاد چاقی مانند بقیه مسائل بکنه کشوری شاداب تر و سالم تر خواهد داشت مریضی ها ۹۰ درصدشون از چاقی هست باشگاه های که هزاران چاق میرن فقط به این دلیل که لاغر بشن نه برای سلامتی کشور کره زیباترین اندام ها رو در بین زنان و مردانش میشه مشاهده کنی خصوصا در جوان ها که علاوه بر اینکه اندامی بسیار تراشیده و لاغر دارند خیلی هم در زمینه ورزش فعال هستن و عمر زیادتری طبق آماری که اطلاع دارم دارند شاید در اون کشور هم چیزی به اسم اعتیاد چاقی وجود نداشته باشد اما روش درست زندگی کردن رو بلد هستند.
سلام استاد خسته نباشید من دو روز پیش این گام را انجام دادم اما هرچی فکر کردم هیچ مطلبی به ذهنم نیومد که تمرینم رو انجام بدم تا برای خودم اثبات بشه که به درک از اعتیاد چاقی رسیدم امروز دوباره برگشتم و مروری کردم و چیزی که فهمیدم و برام روشن شد جواب این سوال که چرا اینقدر افراد چاق در جامعه داریم؟
چون هیچ قانونی برای منع قانونی پرخوری و اضافه وزن وجود نداره و مواد غذایی زیاد در دسترس هست چاقی برای جامعه و برای همه افراد آن طبیعی جلوه شده از کودکی عادی جلوه شده و هیچکس متوجه این نیست که ما اعتیاد به چاقی رو از سن کودکی مبتلا شدیم و هیچ منعی برای اون نداشتیم چون خوردن و بهتر بگم زیاد خوردن اولویت همه زندگی افراد جامعه شده در مسافرت مهمونی و میزبانی کردن گردش ختم عروسی ورزش کردن کتاب خوندن فیلم دیدن و و و آخر همه اینها به خوردن ختم میشه و هیچوقت شخصی به جرم پرخوری و چاق شدن دستگیر و بازخواست نشده است و من از امروز به خودم این اطمینان رو میدم که برای رهایی از اعتیاد چاقی و برای بهبود این بیماری قانون گذاری کنم قانون به اندازه خوردن و لذت بردن از اطرافم بدون توجه به خوردن زیاد و حرکت در مسیر لاغری با ذهن و رهایی از پرخوری و به امید روزی که همه با روش لاغری با ذهن آشنا بشن.