تا حالا شده یه کاری رو با کلی ذوق و انگیزه شروع کنی، اما بعد یه مدت، اون کار برات تکراری و خستهکننده بشه؟ 😑 با این حال، نمیتونی ترکش کنی؟ انگار یه نیرویی هست که هی تو رو وادار به ادامهش میکنه؟
اگه این حس برات آشناست، باید بدونی اسم این پدیده میتونه «اعتیاد» باشه. مخصوصاً وقتی پای خوردن وسطه، یه نوع خاصی از اون شکل میگیره به اسم: اعتیاد به غذا 🍩🍕🍟
اعتیاد به غذا یعنی چی؟ 🤔🍫
اعتیاد به غذا یعنی وقتی یه نفر دیگه نمیتونه جلوی خودشو بگیره و هی میخوره، حتی وقتی واقعا گرسنه نیست.

این فقط یه اشتهای زیاد یا پرخوری ساده نیست، یه رفتار تکرارشونده و خارج از کنترله که آدمو به سمت خوردن میکشونه… حتی وقتی دلش نمیخواد بخوره! 😣
و حالا جالبترین قسمت ماجرا! 😳👇
تحقیقات علمی، مخصوصاً مطالعهای از دانشگاه Yale درباره نقش مغز در مقیاس اعتیاد به غذا نشون داده که مغز بعضی از افراد، نسبت به بعضی غذاها (مثل شیرینی، چیپس، فستفود یا بستنی) درست مثل مغز یه معتاد به مواد مخدر واکنش نشون میده!
یعنی چی؟
یعنی خوردن یه قاشق بستنی یا یه تیکه شکلات میتونه همون قسمتهایی از مغز (مراکز پاداش یا reward system) رو فعال کنه که مواد مخدری مثل کوکائین یا هروئین فعال میکنن! 😱🍩
این یعنی اعتیاد به غذا یه موضوع جدی و علمیه، نه فقط یه بهونه برای پرخوری.
اعتیاد یعنی وقتی بدن و ذهن یه آدم برای ادامه زندگی عادیش به یه ماده یا یه رفتار خاص وابسته میشن. حالا اگه اون ماده یا رفتار در دسترس نباشه، بدن و ذهن شروع میکنن به نشون دادن علائم محرومیت یا همون خماری. 😵
شاید شنیدن اصطلاح اعتیاد به غذا برات اولش خوشایند نباشه، چون خب ما همینجوری هم کلی قضاوت و برچسب از جامعه بابت چاقی شنیدیم… حالا یکی دیگه هم اضافه بشه؟ 😔
ولی بیاین صورت مسئله رو پاک نکنیم… چون این “اعتیاد به غذا” واقعاً وجود داره، واقعاً ذهن و جسم ما رو درگیر میکنه، و اگه درست بهش نگاه نکنیم، فقط عمیقتر و ریشهدارتر میشه!

اعتیاد به غذا: پنهان، رایج و تشویقشده! 😳🍟
نکته عجیبه ماجرای اعتیاد به غذا اینه که برعکس اعتیاد به مواد مخدر که تو همهی دنیا باهاش برخورد قانونی میشه، واسه این یکی نهتنها مجازاتی وجود نداره، بلکه کاملاً آزاد، دردسترس و حتی تحسینشدهست! 😅
یعنی چی؟ یعنی کافیه یه دور توی شهر بزنی…
رستورانا، شیرینیفروشیها، فستفودها، بیلبوردها، حتی استوریهای اینستاگرام و تبلیغات تلویزیون…
همهچی شده ویترینِ غذاهایی که مغز آدم رو وسوسه میکنه 🤤
🍩 اونور یه معتاد باید قاچاقی بره دنبال مواد، اینجا یه فردی که معتاد به غذاست، فقط کافیه گوشیشو دربیاره، چندتا کلیک کنه، غذا دم در خونشه!
و حالا چرا اعتیاد به غذا اینقدر خطرناکتره؟
- 🔹 چون هیچکس به چشم یه اعتیاد واقعی بهش نگاه نمیکنه
- 🔹 چون پنهان و نرمال جا زده میشه
- 🔹 چون کسی جلودارش نیست و از هر طرف تشویق میشی به بیشتر خوردن
و وقتی چاق میشیم، تازه زنجیره عوارض شروع میشه:
- ❗ فشار خون بالا
- ❗ دیابت نوع دو
- ❗ بیماریهای قلبی
- ❗ مشکلات مفصلی
- ❗ و حتی اختلالات روانی مثل اضطراب، افسردگی و اعتمادبهنفس پایین 😔
همهی اینا فقط بهخاطر اینه که مغزمون یه مسیر شرطیشده رو پیدا کرده:
- «ناراحتی؟ بخور!»
- «استرس داری؟ بخور!»
- «حوصلهت سر رفته؟ بخور!»
- «حتی خوشحالی؟ جشن = خوردن!» 🎉🍰
📚 مطالعات علمی (مثل تحقیق منتشرشده در Frontiers in Psychology) نشون میده که اعتیاد به غذا از لحاظ اثرگذاری روی مغز، بهطرز شگفتانگیزی شبیه اعتیاد به مواد مخدره.
یعنی مغز ما نسبت به قند، چربی و نمک دقیقاً همونجوری واکنش میده که به کوکائین یا نیکوتین میده! 😱
پس دیگه وقتشه که این اعتیاد پنهان رو جدی بگیریم… چون اگه بهش آگاه نشیم، یه عمر اسیرش میمونیم!

تنوع مواد غذایی = تنوع مواد اعتیادآور 🤯🍕
وقتی به اعتیاد به غذا بهعنوان یه نوع اعتیاد واقعی نگاه کنیم، تازه میفهمیم که دنیای غذا چقدر پر از محرکها و وسوسههاییه که مثل مواد مخدر عمل میکنن.
فکر کن! 🤯
اگه مواد مخدر رو چند مدل بیشتر نیست (مثلاً الکل، نیکوتین، کوکائین و…)
ولی تو دنیای غذا؟
- هزاران مدل شیرینی
- صدها نوع چیپس و پفک
- بستنیهایی با طعمهای عجیب و غریب
- سسهای چرب و ترکیبهای فوقالعاده اعتیادآور 😋
🔻 این یعنی چی؟
یعنی تنوع مواد غذایی اعتیادآور خیلی بیشتر از مواد مخدره!
و ترکیب این تنوع با راحتی در دسترسی باعث شده سرعت چاقی تو دنیا مثل موشک بره بالا 🚀
اما یه سوال مهم:
اگه ما تو دورههای تناسب فکری میگیم غذا ذاتاً عامل چاقی نیست، پس چرا الان داریم از «مواد غذایی چاقکننده» صحبت میکنیم؟ 🤔
جواب اینه:
🍔 تا زمانی که یه فرد معتاد به غذا، از ته دل باور داره که “غذا باعث چاقی منه”
و در عین حال احساس میکنه نمیتونه جلوی خوردنشو بگیره… اونوقت تنوع بالا و دسترسی آسون به این غذاها = زمین خوردن دوباره و دوباره 😞
🧠 یعنی مشکل اصلی درون ذهن ماست، نه توی خود غذا!
برای همینه که خیلیا با وجود همین دنیای رنگارنگ و وسوسهگر، همچنان متناسب و سالم زندگی میکنن.
✅ پس نکته کلیدی اینه:
اول باید اون “ذهنیت چاقکننده” نسبت به غذا اصلاح بشه که این فرایند با استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز به خوبی انجام میشه.

چطوری چاقی تبدیل شد به اعتیاد به غذا؟ 😳🍩
یه زمانی، غذا خوردن یعنی چی؟ یعنی فقط وقتی بدنمون نیاز داشت، یه چیزی میخوردیم. به اندازه، ساده، بدون دردسر.
ولی یواشیواش این رفتار طبیعی، تحت تأثیر کلی باور اشتباه و آموزش نادرست، رفت زیر خاک و یه چیز دیگه جاشو گرفت: اعتیاد به غذا.
🍕 از کجا شروع شد؟
از جایی که کارخونههای مواد غذایی، با طراحی بستهبندیهای جذاب، اندازههای مصرف شخصی، تنوع بالا و کلی تبلیغ رنگارنگ، مغز و ذائقه ما رو نشونه گرفتن. اونم نه با یه تیر، با یه ارتش کامل! 😅
🎯 ما هم که هنوز تهمون یه غارنشین حریصه، وارد فروشگاه یا مهمونی که میشیم، چشممون شکار میکنه، دستمون میخره، ذهنمون مجوز میده و معدهمون همهچی رو جا میده!
و اینطوری بود که کمکم، اعتیاد به غذا مثل یه ویروس پنهان، بینمون پخش شد.
👪 از خونه شروع شد
وقتی مامانبابا برای اینکه بچهشون “قویتر” بشه، هی بهش غذا دادن، وقتی برای اینکه ساکت شه، با شیرینی و پفک سرگرمش کردن، وقتی جایزهها شد خوراکی و نوشابه،
یه ذهن کوچیک یاد گرفت که:
📌 غذا = عشق 📌 غذا = شادی 📌 غذا = پاداش 📌 غذا = فرار از درد
🎉 حالا بزرگتر که شدیم، چی شد؟
تا یه ذره ناراحت میشیم، میریم سراغ یخچال، تا استرس داریم، یه چیزی باید بخوریم.
خوشحالیم؟ بزن بریم بیرون، یه چیزی بخوریم، دورهمی، سینما، سفر، تفریح = خوردن خوردن خوردن 😵💫
🎯 نکته اینجاست که:
هیچکس نمیاد ما رو بابت این رفتار “بازخواست” کنه! نه قانون، نه خانواده، نه جامعه
برعکس! همه جا داره بهمون میگه: “بخور! خوش بگذره!”
و اینطوری، اعتیاد به غذا شد تنها اعتیادی که نه تنها ممنوع نیست، بلکه تشویق هم میشه! 😶🌫️
🧠 تازه تحریکات حسی هم به کمکش اومدن
صدای ترد چیپس، بوی نون داغ، رنگ شیرینیها، بافت خامه، طعم قهوه…
و این یعنی: حتی اگه گرسنه هم نباشی، مغزت میخواد بخوره! 🤯

راه نجات چیه؟ قانونهای شخصی برای رهایی از اعتیاد به غذا 👇
تحقیقات نشون داده با تمرین ذهنآگاهی، تصویرسازی ذهنی، و تغییر باورها درباره غذا میتونیم اعتیاد به غذا رو کنترل و حتی درمان کنیم.
مغز انعطافپذیره. یعنی همونطور که یاد گرفته با غذا حال خوب کنه، میتونه یاد بگیره با چیزهای دیگه هم حال خوب کنه 🧠🌱
پس بیاین با هم یه تصمیم بگیریم:
از امروز، من مسئول رابطهم با غذا هستم. نه تبلیغات، نه خاطرات کودکی، نه عادتهای غلط.
✨ اما اگه میخوای این تغییر رو سریعتر و اصولیتر تجربه کنی، بهترین قدم استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغزه.
این دوره مثل یه نقشه عملیه که بهت کمک میکنه فرمولهای اشتباه ذهنیت رو بازنویسی کنی، craving یا همون ولع غذایی رو کنترل کنی، و به آزادی واقعی از اعتیاد به غذا برسی.
این بار، تنها نیستی… این دوره همراه توئه برای شروع یه زندگی تازه. 🌈
✍️ تمرین آموزشی | گام عملی برای شناسایی اعتیاد به غذا 🍩
حالا که متن و ویدیوی آموزشی این جلسه رو دیدی، وقتشه دستبهقلم بشی و خودت رو در آینه رفتارهای غذاییات ببینی.
لطفاً به سوالات زیر توی بخش نظرات جواب بده 👇
- فکر میکنی اعتیاد به غذا چطوری به شکل پنهان اما جدی وارد زندگی ما شده؟ آیا واقعاً چاقی میتونه یه نوع اعتیاد باشه؟
- چه وقتهایی تحت تأثیر تبلیغات، مهمونی، خانواده یا اطرافیانت، بیدلیل و بینیاز غذا خوردی؟ مثال بزن!
- نظرت درباره تأثیر مکانهایی مثل رستورانها، اپلیکیشنهای سفارش غذا، یا تبلیغات تلویزیونی در گسترش اعتیاد به غذا چیه؟
- تا حالا شده چون پول غذا رو دادی، خودتو مجبور به خوردن کل غذا کنی؟ یا چون سهم تو بوده، تا تهش رو بخوری؟ بنویس چی باعث این رفتار شده 🧠
🎥 از ویدیوی آموزشی ایده بگیر و یه تمرین مخصوص به خودت طراحی کن!
اون تمرین رو هم توی بخش نظرات با ما به اشتراک بذار تا بقیه هم ازش استفاده کنن 💬🧡
👇 منتظرم که تمرینت رو توی بخش نظرات ببینم! 📝💬🧠
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.13 از 184 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
روز بیست و سوم
سلام خدمت همه عزیزان و استاد عزیزم
خیلی رفتار گذشتم و از دوران ابتدایی مرور کردم تا دقیق بفهمم کی شروع کردم به اعتیاد مواد غذایی
من انقدر لاغر بودم و غذا کم میخوردم البته واسه خودم به اندازه بود از نظر خانوادم کم میخوردم وزنم کاملا متناسب سنم بود از چهارم ابتدایی غذام یکم بیشتر شد تا سوم راهنمایی ولی باز نمیشد بگم چاق بودم این اعتیاد کم کم داشت شکل میگرفت همینطور هر سال معتاد تر میشدم تا دوم دبیرستان که دیگه چاقتر از سنم بودم و تقریبا ده کیلو اضافه وزن داشتم و از اون سال من اعتیادم شروع شد و هر سال با وجود تلاش زیاد برای ترکش باز موفق نمیشدم و هر سال بیشتر میشد و من بیشتر دلم میخواست از مواد مختلف بیشتری مصرف کنم، اعتیادی که خودم میدونستم کارم غلطه و حس خوبی به چاقیم نداشتم ولی کسی منو سرزنش نمیکرد و این اعتیاد هر سال بیشتر میشد تا امسال که به این مسیر الهی هدایت شدم و تصمیم گرفتم خودم قوانینی برای خودم وضع کنم
1.تا زمانیکه گرسنه نشدم غذا نخورم و قبل از خوردن از خودم بپرسم دلیل خوردنم گرسنگی است یا هوس خوردن
2.غذا رو آروم و آهسته بخورم
3.به محض سیری احساسی دست از خوردن بردارم
4.همه غذاهارو به یه چشم ببینم و دسته بندی نکنم فلان غذا چاق کنندست فلان غذا نیست و از هر غذا اندازه نیازم بخورم
5.مهمانی و تولد جزیی از زندگی ماست و جدا از زندگی متناسب ما نیست پس رفتار درست در این مراسمات داشته باشم و فقط غذایی رو که بیشتر دوست دارم و بدنم به اندازه ای که لازم داره بهش بدم تا انرژی لازم و براش تامین کنم
6.عاشق بدنم باشم و مثل یه نوزاد باهاش رفتار کنم و مواظب باشم با غذای بیشتر ناراحت و اذیتش نکنم و میدونم اینجوری اونم به من زیبایی بیشتری میده
7.هر وقت کسی بهم تعارف کنه بیشتر بخورم فکر کنم داره به من مواد اعتیاد اور تعارف میکنه و نیت بدی داره و ردش کنم و خودم هم این کار و انجام ندم
8.غذا رو فقط با دهانم بخورم نه به چشم و بینی و گوش و قبل خوردن از خودم بپرسم غذا رو از طریق کدوم میخوام بخورم
همه این موارد باید باهم رعایت بشه و جزیی از زندگی من بشه و هر کدوم و که رعایت نکردم باید تنبیه برای خودم در نظر بگیرم مثل جریمه هایی که پلیس راهنمایی رانندگی در مقابل افراد متخلف انجام میده
از اونجایی که همه انسانها وقتی عاشق وسیله ای باشند دلشون نمیخواد تحت هیچ شرایطی از دستش بدن و یکی از علایق همه ادم ها پول و ثروت هست من از این علاقه خودم استفاده میکنم و این تنبیه رو برای خودم میزارم که از امروز هر وقت هر کدوم از این قوانین رو انجام ندادم مبلغ ۵۰ هزار تومان جریمه پرداخت کنم و چون این پرداخت در جهت قوانین الهی نیست بنابر این حس خوبی بهم نمیده از این مدل پول خرج کردن پس سعی میکنم کاری نکنم اینجوری جریمه بشم
با آرزوی سلامتی و تناسب اندام ابدی برای همه دوستان
نشان های دریافت شده
سلام
اصلا نمیدونم چی باید بگم، چقد دلم واسه بدنم سوخت، راست میگی استاد مگه سیگار و قلیون که آزاده من میرم بکشم؟؟ میگم نه واسه ریه هام واسه پوستم واسه قلبم واسه بدنم ضرر داره، اصلا زشته بخوام سیگار بکشم ولی هیچوقت این پرخوری برام زشت جلوه داده نشد، هیچوقت به این فکر نکردم همونجور که مواد مخدر کلی آسیب به بدنم میرسونه اعتماد بنفسم و ازم میگیره بیماری میگیرم تو اجتماع وجهه خوبی نداره حسم به خودم بد میشه و… چاقی و پرخوری هم که همینکارو داره برام میکنه، ولی سیگار چهره بدی داره غذا ظاهر خوبی داره، تو مسافرت گفتیم بخوریم بیشتر خوش میگذره تو تفریح هم همین تو مهمانی و عروسی هم همین همه فقط گفتن بخور و ما یجورایی خوردن و مساوی قدردانی و تشکر از صاحب مجلس میدونستیم یعنی به بدنمون بی احترامی میکردیم تا صابخونه ناراحت نشه که چرا کم خوردیم، وصتی مهمان داریم از روز قبل شروع میکنیم به پختن و چقد خودمونو خسته میکنیم، واسه بدنی که با چند تا قاشق برنجم سیر میشه کلی غذا میپزیم و خودمونو موظف میدونیم حالا باید بخوریمش حروم نشه، اخه چرا این بدن باید تاوان حروم نشدن و بده؟؟؟ بغض میکنم و مینویسم، دلم واسه مظلومیت بدنم میسوزه که انقد بهش فشار اوردم ولی اون همه تلاششو کرد سرپا وایسه، من دیگه میخوام ترک کنم بزرگترین عادتی که باعث اینهمه نتایج بد و احساس بد برام شد، عادت پرخوری، من میپذیرم که معتاد به غذا هستم معتاد به شیرینی، معتاد به میوه های شیرین معتاد به هرچیزی که با غذا ارتباط داره، مهمانی ای که غذا دلچسبم نباشه اصلا برام معنا نداره تفریحی که کباب و خوراکی نباشه برام معنا نداره تولدی که توش پذیرایی درست و حسابی نباشه بهم خوش نمیگذره، خلاصه همه اینارو ذوست دارم اگه غذاهاش درست و حسابی باشه، هر لذتی رو به خوردن ربط میدادم و اینجوری شد که من معتاد به خوردن شدم، ولی خداروشکر ترک کردن پرخوری خیلی راحت تر از مواد مخدره، چون قرار نیست ما کلا غذا خوردن و ترک نیم بلکه ما میخوریم از نعمت های خدا ولی به اندازه نیاز و سپاسگذار خدا هستیم بابت این همه طعم و مزه
قوانین خودم برای ترک اعتیادم
من رفتارهای خودم رو زیر نظر گرفتم و متوجه شدم این عادت کی بیشتر خودشو نشون میده
هیچکس مهمتر از خودم در این دنیا برام نیست پس جوری رفتار کنم که خودم رو راضی و خوشحال کنم تا به لطف خدا بدنم رو پاک و رها از هرگونه وابستگی به غذا بکنم
نشان های دریافت شده
سلام
اولین باری که این فایل و شنیدم خیلی دلم بحال بدنم سوخت، اشکم تو چشمم جمع شده بود، من واقعا معتاد به مواد غذایی به شیرینی به فست فودم، بارها شده کل روز و عالی عمل کردم شب به خاطر شیرینی همه روطمو فراموش کردم و هفت هشتا نون خامه ای خوردم، بارها شده به خاطر پیتزا کل زحمتای روزمو فراموش کردم و تا خرخره خوردم، چقد به خودم قول میدادم شب تو مهمونی درست رفتار کنم و باز انقد میخوردم و حالم از خودم بهم میخورد، چقد بیکلاس رفتار میکردم چشمم دنبال این بود تیکه بزرگ کیک بمن برسه یا جایی بشینم غذا تو دسترس من باشه، هربار شیرینی میدیدم انگار دفه اول بود میدیدم یا انگار قرار بود دیگه هرگز شیرینی نخورم،من وقتی یه معتاد میدیدم حس بدی داشتم با خودم میگفتم مگه این مواد چی بهت میده که حاضری به این روز بیفتی و ولش نکنی؟ وقتی این فایل و گوش دادم به جوابم رسیدم، از خودم پرسیدم مگه این غذا چی بهت میده که حاضری به این روز بیفتی و ولش نکنی؟ همونجور که لذت مواد برای معتادا همون لحظه مصرفشه و بعدش اونا هم ناراحت میشن از دست خودشو که چرا نمیتونن ترکش کنن مصرف غذا هم برای ما لذت آنی داره و فقط تو همون تایم کوتاه خوردن هست که لذت میبریم و از یه ثانیه بعد از تموم شدن غذا احساس پشیمونی سرخوردگی نا امیدی سرزنش و عذاب وجدانه که فقط برامون میمونه، مردم کشور کره چرا اکترا متناسب هستن؟؟ چون چاقی چیز خیلی زشت و نامتعارف هست در اون کشور و فقط ۳درصد از کل مردم چاق هستن ولی چرا تو کشور ما و کشورهای دیگه انقد عادی و طبیعیه، بخدا من هیچ فرقی در خودم با یه معتاد نمیبینم چطور یه شیرینی که خاصیتی هم نداره رو نمیتونم ترک کنم و میبینمش دست و پام میلرزه بعد از معتادا توقع داریم ترک کنن، بخدا پرخوری خیلی بی کلاس تر و زشت تره، مگه حالا چون تو ایران چاقی زشت نیست من باید چاق باشم؟؟ مگه من نباید به سبک شخصی خودم زنذگی کنم؟؟ مگه الان یکی بهم بگه بیا سیگار بکش من میکشم؟ پس چرا میگن این غذا رو بخور من میخورم؟ بدن من به همون اندازه به غذای اضافی نیاز نداره که به سیگار نیاز نداره، باید چاقی تو ذهنم زشت بشه باید پرخوری تو ذهنم عمل زشتی بشه باید چاقی برام غیر طبیعی بشه تا یاد بگیرم درست رفتار کنم، به همه اونهایی که تونستن مواد مخدر و بزارن کنار و سالها پاک باشن خدا قوت میگم بهشون تبریک میگم اونها خیلی خاطر خودشونو خواستن ولی من هنوز خاطر خودمو نمیخوام، از خودم معذرت میخوام، از بدن بی زبونم که با این همه رفتار بد باز داره برام کار میکنه، از روحم که سالها از چیزهایی که دوست داشته محرومش کردم، و از خدا که دست بردم تو چیزی که انقد زیبا خلق کرده بود و خرابش کردم
قانون وقتی معنی پیدا میکنه که جریمه ای هم باشه، مثل وقتی که میگن ناشکری کنی نعمت ازت گرفته میشه این جریمشه تا جریمه نباشه ما ادم ها یادمون میره قانون رو
قوانینی که بالا تو متن فایل نوشته بود خیلی عالی بودن و چیزی نبوده که من بخوام بهش اضافه کنم غیر از اینکه برای خودم جریمه ای در نظر بگیرم تا حواسم به قوانین باشه، من هر زمان هر کدوم از این قوانین و زیر پا گذاشتم نباید به مدت ۴۸ ساعت لب به غذا بزنم، قسم میخورم اگه خطا کردم جریممو پرداخت کنم تا حواسم باشه قانون گذاشتن الکی نیست، استاد بی نهایت ازتون ممنونم که من و با این فایل بیدار کردید تا ببینم چه بلایی داره سرم میاد اگه ترک نکنم