تا حالا با خودت فکر کردی: «چرا هر بار شروع میکنم، ولی زود ول میکنم؟» 🤔🪞
منم سالها دقیقاً همین حس رو داشتم… دنبال یه روش فوری برای لاغری بودم، چیزی که تو چند هفته معجزه کنه. ✨⏳
اما وقتی با لاغری با ذهن آشنا شدم، تازه فهمیدم پشتکار در مسیر لاغری با ذهن، همون چیزیه که همیشه کم داشتم. 💡❤️🔥
نه رژیم سخت بود، نه ورزش سنگین… فقط یه تصمیم عمیق بود که هر روز، یه قدم کوچیک ولی مهم بردارم. 👣🌱
🌿 تصور کن قدمبهقدم از یه مسیر پر از خار رد بشی، ولی آخرش برسی به یه باغ زیبا و امن… 🌸🏞️
اون لحظهست که میفهمی ارزششو داشت! 🌟🎉
🔶 چرا این بار عجله نداشتم؟
وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، یه اتفاق عجیب برام افتاد… برای اولینبار توی زندگیم، عجلهای برای لاغر شدن نداشتم! 😌
نه استرسی، نه دلهرهای، نه این فکر همیشگی که “چرا هنوز وزنم کم نشده؟” 🕰️

تا قبل از اون، همیشه با استرس دنبال راهی برای لاغری بودم.
📺 هر روز یه تبلیغ میدیدم که وعده میداد توی ۲۱ روز، ۱۰ کیلو کم میکنی!
📉 یا میگفت با فلان قرص و رژیم، «در خواب لاغر شو!» و خب منم… مثل خیلیها، سادهدلانه باور میکردم. 🤷♀️
با امید و هیجان وارد میشدم، ولی تهش؟ یا از گرسنگی خسته میشدم 🍽️، یا نتیجهی ناپایداری میگرفتم که دوباره برمیگشتم سر خونهی اول.
🌀 همیشه یه اضطراب پنهان باهام بود:
“اگه زود لاغر نشم چی؟”
“اگه دیگران بفهمن شکست خوردم چی؟” 😟
“اگه باز نتونم جلوی پرخوریمو بگیرم چی؟” 🍕🍰
اما وقتی با لاغری با ذهن آشنا شدم، برای اولینبار یه آرامش خاص توی وجودم شکل گرفت… 🌸
انگار هیچکس ازم نخواست که فوراً لاغر شم.
هیچکس نگفت چند کیلو باید کم کنم، یا تا کی باید به نتیجه برسم. و این سکوت و آزادی برای ذهن پراضطراب من، یه نعمت واقعی بود. 🕊️
تنها کسی که در جریان تصمیمم بود، همسرم بود.
اونم نه حمایتی کرد، نه امیدی داشت. فقط گفت: “بازم وقتتو با یه روش دیگه تلف نکن!” 🙄
ولی همین باعث شد… برای اولینبار، فقط برای خودم شروع کنم. نه برای تأیید بقیه، نه برای تحسین گرفتن، فقط برای دل خودم 💖

🔶 وقتی تغییرات ذهنی از لاغری جسمی مهمتر شد
تغییراتی که وزن نداشتن، اما سنگین بودن! 💡🎈
خیلی وقتا همهی تمرکز ما روی ترازوئه… هر صبح، چشمهامونو نیمهباز میکنیم، پا میذاریم رو ترازو و دنبال یه عدد خاص میگردیم.
ولی من؟ تو ۱۵ ماه اولی که وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، وزنم تقریباً تکون نخورد! 😅
نه شلوارم گشادتر شد، نه کمربندم نیاز به سوراخ جدید داشت… اما با این حال، حس میکردم یه دنیای تازه تو وجودم در حال ساخته شدنه. 🌱
اولین تغییراتم اصلاً به چشم نمیاومدن، ولی برام سنگینتر از ۱۰ کیلو کاهش وزن بودن.
چون تغییراتی بودن که توی رفتارم، احساساتم، و نگاهم به غذا شکل میگرفتن.
💭 دیگه شبها با فکر شیرینی خوابم نمیبرد
🍩 دیگه با دیدن جعبهی شیرینی ولع نمیگرفتم
☕ کیک با چای برام یه عادت نبود، یه انتخاب شده بود
وقتی متوجه شدم چند روزه کیک نخوردم، خودمو بغل کردم از خوشحالی! 🤗
وقتی تونستم از کنار شیرینی فروشی رد بشم و دلم نلرزه، حس کردم قویترین مرد دنیا شدم 💪
اینا تغییراتی بودن که از پشتکار در مسیر لاغری با ذهن شکل گرفته بودن.
چون اگه قرار بود فقط با تمرینات جسمی پیش برم، تا اون لحظه ناامید شده بودم.
ولی چون هدفم عمیقتر شده بود، این نشونههای رفتاری برام مثل فتح قله اورست بودن! 🏔️
🔶 تنهایی در مسیر = عمق بیشتر در تغییر 💫
وقتی تنها هستی، مجبور میشی با خودت روبرو بشی، بدون هیچ بهانه و فراری.
باید خودت مسئولیت تصمیمهات رو به عهده بگیری. 📝
اینکه کی تمرین کنی، چطور روی ذهنت کار کنی، چطور با وسوسهها بجنگی… همهش رو باید خودت بسازی، با پشتکار در مسیر لاغری با ذهن. 💪🧠
تنهایی باعث میشه صدای درونت واضحتر بشه، به حرف قلبت گوش بدی، نه به حرفهای اطراف. 💓
میفهمی که این مسیر فقط برای دیگران نیست، برای توئه، برای تغییری که عمیق و پایدار باشه. 🔄
من همه کارهای سایت «تناسب فکری» رو تنهایی انجام میدم، از طراحی تا آموزش و پشتیبانی، 🎨🎤 و در سختترین روزها مثل وقتی که عزیزانم رو از دست دادم، 💔 هیچوقت این مسیر رو رها نکردم.
چون یاد گرفتم پشتکار در مسیر لاغری با ذهن، یعنی حتی وقتی تنها هستی، با قدرت ادامه بدی، با آرامش بسازی، و به خودت ایمان داشته باشی. 🌟🙌
این تنهایی، برام یه نیروی درونی بود، یه فرصت برای رشد واقعی، 🌿 یه سکوتی که توش صدای امید و اشتیاقمو بهتر شنیدم. 🔊✨

🔶 تمرکز، راز پایدار ماندن در مسیر 🎯🧘♂️
یکی از مهمترین رمزهای موفقیت در هر مسیری، از جمله پشتکار در مسیر لاغری با ذهن، تمرکز بیوقفه و آگاهانه روی هدفه. 🎯
خیلی وقتها ما وسط شلوغیهای روزمره، توی هیاهوی فکر و احساسات مختلف گم میشیم.
ولی وقتی یاد میگیریم تمرکز کنیم، مثل یک چراغ قوه توی تاریکی راهمون روشن میشه. 🔦✨
تمرکز یعنی انتخاب آگاهانهی هر لحظه برای انجام کاری که به هدفمون نزدیکترمون میکنه.
یعنی وقتی ذهن بهانه میاره و میگه «خستهام، نمیخوام ادامه بدم»، تو با قدرت میگی: «این مسیر مال منه، من ادامه میدم!» 💪🧠
وقتی تو پشتکار در مسیر لاغری با ذهن، تمرکزتو حفظ میکنی، حتی اگر یک روز خسته باشی، یک روز بیانگیزه،
باز هم میدونی فردا فرصت جدیدیه برای شروع دوباره. 🌅🔄
پس هر روز، حتی با یه قدم کوچیک، با یه نفس عمیق و یه تصویر ذهنی روشن، روی هدفت متمرکز بمون، چون تمرکز، راز واقعی موندگاری و موفقیته! 🏆💫
🔶 انگیزههای درونی و نقششون توی پشتکار 💖🔥
وقتی صحبت از پشتکار در مسیر لاغری با ذهن میشه، یه عامل حیاتی و تعیینکننده هست که خیلیها روش تمرکز نمیکنن:
انگیزههای درونی.
انگیزههای درونی یعنی اون دلیلی که از ته قلبت باعث میشه هر روز با اشتیاق و امید ادامه بدی، نه چون کسی ازت انتظار داره، نه چون جایزهای در کاره،
بلکه چون خودت واقعاً میخوای تغییر کنی، میخوای بهتر باشی، میخوای زندگیات رو عاشقانهتر بسازی. 💫❤️
این انگیزه درونی، مثل یک موتور قدرتمنده که حتی وقتی سختیها و موانع سر راهت ظاهر میشن، تو رو به جلو میبره. 🚀
وقتی انگیزه درونیت قوی باشه، پشتکار در مسیر لاغری با ذهن افزایش پیدا می کنه و هیچ بهونهای برای کنار گذاشتن مسیر نداری.
تصور کن وقتی حس میکنی خستهای یا دلسرد، این انگیزه درونی هست که دوباره تو رو بلند میکنه، دوباره دستت رو میگیره و میگه:
پشتکار در مسیر لاغری با ذهن بدون انگیزه درونی، مثل یه سفر بیهدف میمونه، اما وقتی انگیزه درونیت پرنور باشه، مسیرت پر از انرژی و شادی میشه. 🌈
🔶 نتیجهگیری: پشتکار یعنی ادامه دادن، حتی وقتی نتیجهای نیست
اگه واقعاً بخوای، میتونی.
مسیر پشتکار در مسیر لاغری با ذهن، راهی نیست که با سرعت یا جادو ساخته بشه.
این مسیر با عمق، با صبوری و با تلاش مداوم شکل میگیره. 🧠🌱
موفقیت توی این راه از آسمون نمیافته، بلکه توی همین لحظههای سختِ “ادامه دادن” ساخته میشه. ⏳🔥
هر بار که میخواستی جا بزنی ولی ادامه دادی، داری ذهنی قویتر، مقاومتر و آمادهتر میسازی. 💥🧘♀️
✅ پشتکار در مسیر لاغری با ذهن یعنی ایمان داشتن به خودت
✅ پشتکار در مسیر لاغری با ذهن یعنی حرکت کردن، حتی وقتی کسی تو رو نمیبینه 👣
✅ پشتکار در مسیر لاغری با ذهن یعنی عاشق مقصد بودنی که هنوز بهش نرسیدی ❤️🔥
اگر احساس میکنی انگیزه و پشتکار کافی نداری، نگران نباش!
دوره آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً برای همین طراحی شده.
این دوره، با تمرینات روزانه و آموزشهای کاربردی، حتی اگر انگیزه کمی داشته باشی یا تازه شروع کرده باشی،
کمکت میکنه تا هر روز مقداری اشتیاق و انگیزه درونت بیشتر بشه، و مسیر موفقیت تو در کاهش وزن و تناسب اندام به بهترین شکل هموار بشه. 🎯🔥
پس همین امروز تصمیم بگیر، با همه سختیها، تردیدها و دلشورهها، با کمک این دوره و پشتکار خودت، ادامه بدی،
چون تو قدرتش رو داری! 🌟🙌
💪 اهمیت انجام تمرینات برای افزایش پشتکار در مسیر لاغری با ذهن
انجام تمرینات روزانه، کلید طلایی برای تقویت پشتکار در مسیر لاغری با ذهن است.
این تمرینها نه تنها ذهن را متمرکز و آماده نگه میدارند، بلکه اشتیاق و انگیزهی تو را هم هر روز تازه میکنند. 🌱
هر بار که روی تمریناتت وقت میگذاری، در واقع سرمایهگذاری میکنی روی ذهنی که توانمند و مصمم برای تغییر است.
پس با تمرین منظم، مسیر لاغری با ذهن برایت ملموستر و قابل دسترستر میشود. 💫
❓ چند سوال برای فکر کردن و خودشناسی
💬 از تو میخوام جواب این سوالها رو تو بخش نظرات برام بنویسی:
🔹 سختترین روزی که خواستی رها کنی، کی بود؟ چی باعث شد ادامه بدی؟
🔹 اولین تغییری که از ذهن خودت دیدی چی بود؟
🔹 تو چطور پشتکار در مسیر لاغری با ذهن رو زنده نگه میداری؟
منتظرم تا صدای تو رو هم بشنوم 💬👇
شاید الهامبخش نفر بعدی باشی 🌟
نظرات تو برای همه ارزشمنده! اینجا جای توست که تجربیات، انگیزهها و راهکارهای خودتو به اشتراک بذاری و مسیر لاغری با ذهن رو برای خودت و دیگران روشنتر کنی.
منتظر پیامهای پرانرژی و صمیمیات هستم! 🙌💙
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.55 از 49 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خدای مهربان
با سلام به استاد عزیز و تمامی همراهان
فرمول پنهان موفقیت در کاهش وزن
همانطور که برای یادگیری مهارت ها نیاز به تمرین و مداومت داریم
در مسیر لاغری با ذهن هم تمرین و ممارست لازم است
استاد در فایل آموزشی توضیح دادند که مراجعاتی داشتن که از استاد می پرسیدن که ما دوره تهیه کنیم چند ماهه لاغر میشیم؟
استاد در جواب به این دسته از زیبا جویان توضیح دادند که برای اینکار نمیشه زمان گذاشت
همانطور که ما در طی سالیان متمادی چاق شدیم حالا قرار نیست که یک شبه لاغر بشیم
من خیاط هستم مدت زیادی فقط برای خانواده خودم خیاطی میکردم از لباس نامزدی برای دخترم گرفته تا شلوار جین و کوله پشتی ،همه چیز می دوختم
حدود ۱۰ سال پیش تصمیم گرفتم برای دوستانم هم خیاطی کنم
یکی از دوستانم بهم گفت خوبه حالا که قراره برای دوستان لباس بدوزی خیاطی ت بهتر میشه
من اون موقع راستش از حرف دوستم ناراحت شدم با خودم گفتم منکه خیاطی رو خوب بلدم
خیاطی برای دوستانم رو شروع کردم چندی نگذشت که به حرف دوستم رسیدم چرا که من قبلا به تعداد محدود خیاطی میکردم درحالی که وقتی برای دوستانم هم خیاطی میکردم تعداد سفارش ها بشدت بالا بود و من شخصی دوزی کار میکنم
درحین کار فهمیدم که هر مدل لباسی و هر اندامی و هر پارچه ای نکاتی دارد که من قبلا با این نکات آشنا نبودم الان که چند ساله از شروع کارم میگذرد میبینم همین حالا هم با چالش های گوناگونی روبرو میشم
واین هنر خیاطی جز تداوم و استمرار به ثمر نمینشیند
فایل آموزشی رو که چند بار دیدم متوجه شدم که سخنان استاد گویای همین مطلب است هر یک از ما سالها طول کشیده ما چاق شیم و سالهاست که هریک از ما داریم تلاش میکنیم که لاغر بشیم
استاد در فایل آموزشی گفتند که حدود دوسال ونیم طول کشیده که متناسب بشن در عینحال که در سال اول هم به موفقیتهای زیادی هم دست پیدا کرده بودند
حال که هریک از ما در این مسیر قرار گرفتیم نباید انتظار داشته باشیم خیلی زود به نتیجه برسیم و این مطالعات رو جمع کنیم بزاریم کنار
چیزی که خیلی مشخص هست اینکه ما در این مسیر ممکنه خسته بشیم واز حرف اطرافیان که بهمون بگن انگار از قبل هم چاقتر شدی لیز بخوریم
اما نکته مهم اینکه درسته که بعضی وقتا نامید میشیم
ولی باید به این راه ادامه بدیم
من یادمه وقتی آموزش شنا میدیدم به مربی م میگفتم چه وقت آموزش من تموم میشه و من میتونم به راحتی شنا کنم ؟
بهم گفت هر وقت تونستی در عین حال که پادوچرخه میزنی با دوستانت هم بتونی صحبت کنی
خیلی برام جالب بود این مطلب .اینقدر به تمرین شنا ادامه دادم تا بتونم بدون کمک مربی شنا کنم
اما درمورد لاغری کمی طولانی تر هست چرا که ما میخواهیم در عین حالی که به زبان چاقی مسلط هستیم زبان لاغری رو هم آموزش ببینیم
درست مثل کسی که چند زبان بلده و هروقت بخواد میتونه با زبان مورد نظر صحبت کنه
بنابراین تمامی کسانی که در این مسیر هستند به موفقیتهایی میرسند
هرکس به اندازه ای که از این دریای بیکران استفاده میکنه متناسب میشه
به امید موفقیت همه ی دوستانم که در این مسیر هستند
با سلام و احترام
ما باید از ابتدای این مسیر چند چیز را برای خودمان مشخص کنیم که از این مسیر لیز نخوریم
۱- هرگز دراین مسیر ناامید نشویم : و برای زود لاغر شدن عجله نکنیم چون ما به سرعت چاق نشدیم که الان خواسته باشیم به سرعت و در عرض چند ماه لاغر بشویم پس حتما باید الگوهای ذهنی تغییر کند و در ذهن ما تثبیت بشود تا ما با عادت و بدون استرس و ترس از خوردن لاغر شویم
۲- هرگز در این مسیر میزان لاغری خود را تعیین نکنیم : چون وقتی میزان لاغری و تاریخ برای خود مشخص میکنیم باعث میشود استرس و نگرانی در ما ایجاد شود و این باعث میشود که روحیه ی شاد نداشته باشیم و چون باور اینکه من وقتی ناراحت هستم بیشتر میخورم در ذهن ما فعال شود و ما هرگز لاغر نشویم و کم کم از این مسیر ناامید میشویم و رها میکنیم
۳- هرگز در هیچ شرایطی لاغری با ذهن را رها نکنیم : وقتی ما با اطمینان به این مسیر در حال حرکت باشیم و بدانیم تنها راه رسیدن ما به لاغری ، مسیر لاغری با ذهن است نه یکی از راهها بااطمینان ۱۰۰% در این مسیر می مانیم و جنبش ذهنی برای ما به وجود نمی اید و تمام تمرکز ما روی این مسیر خواهد بود چون ما باید با باور درست دراین مسیر قدم برداریم و این باور می بایست در ذهن به عقیده ی درست برای فرد تبدیل گردد
۴- در لاغری نباید عجله کنیم : عجله کردن یکی از خطرناک ترین چیز دراین مسیر است که میتواند شور و اشتیاق فرد را کاهش داده و گاهی باعث شود فرد لیز بخورد و از مسیر درست خارج شود پس به هیچ عنوان نباید عجله کنیم و خودمان را وزن کنیم – سایز بگیریم – با لباسها خود را محک بزنیم – به حرف دیگران درمورد چاق و یا لاغر شدن خود توجهی نکنیم و تنها با اطمینان و استمرار در این مسیر به جلو برویم و کم کم نشانه های لاغری درما ظاهر خواهد شد
۵- نباید ادا بازی دربیاوریم : ما نباید وقتی میشنویم در فایلها گفته میشود نباید ترس از خوردن داشته باشیم شروع به خوردن مواد غذایی کنیم و با زبان بگوییم بله من ترسی ندارم ولی در دلم آشوب چاقتر شدن بیشتر داشته باشیم بلکه باید دقیقا فرمولهای ذهنی ما تغییر کرده باشد
۶- به تبلیغات توجه نکنیم : ما نباید به تبلیغات توجه کنیم اکثر افرادی که تبلیغات لاغری را انجام میدهند همه متناسب هستند و اصلا از فرمولهای ذهنی چاقی خبر ندارند پس ما باید در مسیری قرار بگیریم که فردی که اموزش میدهد خودش دراین مسیر بوده و دقیقا نجوای ذهنی را داشته باشد
۷- تغییرات ذهنی از تغییرات جسمی مهم تر است : وقتی که تغییرات ذهنی انجام شود ذهن ما به یک ارامش بسیار خوبی میرسد ما دیگر ولع خوردن و ترس از خوردن نداریم و غذا را یک چیز بد نمیدانیم و با لذت غذا را میخوریم
۸- فرمول های پنهان ذهن باعث موفقیت در کاهش وزن هستند : خیلی از فرمولهای چاقی در ذهن باعث میشوند که ما روزبه روز چاقتر شویم و باید با تغییر این فرمولها از چاقی به لاغری کم کم و بدون استرس لاغر شویم
۹- تنهایی درمسیر : وقتی ما تنها و با ذهن خود دراین مسیر باشیم با عمق بیشتری میتوانیم باورهای مخرب را شناسایی کنیم و افکار منفی در ذهن خود را تغییر بدهیم چون تنها خودمان مسئول چاقی خودمان هستیم نه دیگران
۱۰- تمرکز داشتن به محتویات مسیر : وقتی ما دقیقا فایلها را گوش کنیم و با تمرکز بالا انها را درک کنیم نتایج بهتری دراین مسیر داریم و نشانه های لاغری را زودتر دریافت میکنیم
۱۱- انگیزه های درونی باعث پشتکار درما میشوند : هر با رکه با تمرکز ما تمرینات را انجام میدهیم انگیزه های درونی ما افزایش پیدا میکند
و دراخر افرادی نتیجه میگیرند که دراین مسیر پشتکار داشته باشند حتی اگر بعد از مدتی هنوز نتیجه ای را دریافت نکرده باشند و فقط تغییرات را دراحساس خود متوجه میشوید چون احساس خوب داشتن رمز موفقیت درهر کاری است تا ۱÷بتوانیم از تمام جنبه های زندگی لذت ببریم
به نام الله یکتا
سلام و ارادت به استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی
یکی از دلایلی که باعث شد من انتخاب کنم وارد مسیر آسان لاغری با ذهن بشم اینکه شما چاقی روتجربه کردید
وقتی صحبت از درد و رنج چاقی میکنید دقیقا تمام اونا برای من رخ داده ، چون بسیار عالی ذهن چاق رو میشناسید و انقدر اصولی باورهای درست ساختید که کاملا هر روز داره برام منطقی تر میشه
اونجایی که از تجربیات کاهش وزن میگید تا تصمیماتی که بارها و بارها گرفتید ، و همه مثال هاتون
دقیقا همش میگم عه این منم که ….
نکته مهم دریافتی و تاثیر گذار این جلسه برای من این بود که …
لاغر شدن مثل هر مهارتی در زندگی نیاز به استمرار داره
چقدر این جمله نابه
منطقی کردم و مثال اوردم تو کسب و کارم
من دو سالی هست وارد حرفه جذاب قنادی شدم که بسیار مورد علاقه امه ، چقدر استمرار داشتم تا تجربیات الانمو کسب کنم
از مهارت قنادی ، تا ارتباط با مشتری ، تا بزرگتر شدن تجهیزاتم و و و
اینا همه استمرار من تو مسیر بود
جواب داد و هر روز داره بهتر میشه به لطف الله
پس لاغری هم یک مهارته و استمرار میخواد
امشب خیلی خسته بودم تازه خونه رسیدم ولی گفتم حتی اگر خوابتم میاد ی فایل گوش کن ، بی تاثیر نیست
ازونجایی که خیلی انرژی و انگیزه گرفتم برای مدال دیدگاه فنی گفتم کامنت هم بزارم تا ی مدالم نصیبم بشه
اینجوری پشتکارم در مسیر لاغری بیشتر میشه
چقدر برام ارزشمنده مدال استاد و بسیار انگیزمو بیشتر کرد
نکته بعدی تو متن این جلسه خوندم که گفتید: دیگه خوردن کیک با چای یک عادت نبود یک انتخاب بود .
درک کردم که باید عادتای بدمون رو کنار بزاریم همین،
لاغری چقد آسونتر شد تو ذهنم
چقدر این چند روز مدام دارم به این موضوع عادت اشتباه هدایت میشم
پس وقتی هی خدا داره بهم از زبون بقیه به مدلای مختلف سایت ، اطرافیانم و … میگه پس میگم چشم ، حواست باشه تو این مسیر لاغری عادت اشتباهت اصلاح بشه
امروز ایمانم قوی تر از روزای دیگست
من به راحتی آب خوردن ۲ کیلو کم کردم که باورم نمیشه
بدون گرسنگی کشیدن
این معجزه است
فقط با رعایت آگاهی هایی که کم کم دارم به دست بیارم
استاد من بمیرم این مسیرو بیخیال نمیشم
استاد من امروز ی نتیجه کوچیک گرفتم فقط با کار کردن تو تایم کم ، ادامه بدم بدون شک نتایج باور نکردنیه
معلومه بسیار خوشحالم و شاکر خدا که منو هل داد تو این مسیر زیبا
خدایا عاشقتم که هدایتم کردی به دانشگاه لاغری با ذهن
شما علاوه بر بهترین الگو ، بهترین استاد ، یکی از بهترین دوستای من شدید که هر روز صداتون به من انرژی میده
در پناه حق باشید
به نام ایزد منان 🌿🤍
با سلام و درود خدمت استاد عزیز عطاروشن و دوستان سایت تناسب فکری ✨🌸
سالها بود که درگیر رژیم بودم… رژیمهایی که یک روز امید میدادند، یک روز دوباره خستهام میکردند، و در نهایت مرا بین “بایدها” و “نشدها” گرفتار میکردند. بهقدری خسته شده بودم که حتی دیگر از نتیجه هم نمیترسیدم؛ فقط از تکرارِ همان مسیرِ فرساینده خسته بودم 😔💔. هر بار که فکر میکردم این دفعه حتماً فرق میکند، باز هم با همان خستگی برمیگشتم—با همان حسِ تلاش زیاد و نتیجهای که آنطور که باید، شیرین نمیشد. این چرخه آنقدر طول کشیده بود که کمکم رژیم تبدیل شد به وابستگی… به یک فکرِ مدام… به یک ترس نرم و خزنده از غذا 🍽️⚠️.
اما سختترین روزی که واقعاً خواستم رها کنم، یک روز معمولی نبود… یک روز “تصمیم” بود. 🕊️✨ از بدترین و سختترین روزهای من همان روزی بود که فهمیدم دیگر نمیخواهم هر هفته و هر چند روز، دنبال یک رژیم جدید بگردم. تا مدتی تقریباً هر هفته توی گوگل رژیمهای جدید سرچ میکردم… انگار قرار بود یک نسخهی جادویی پیدا کنم که این بار حتماً بدنم را رام کند و خیالِ همه چیز را راحت کند 😵💫🔍. تا اینکه یک روز به خودم گفتم: «از رژیمهای فدیمب چه خیری دیدی که ولش نمیکنی؟ چرا هنوز دست از این وابستگی برنداشتی؟» همان جمله، همان لحظه، تبدیل شد به نقطهی رهایی… 🌈🤍 آن روز، روزِ قطع کردن زنجیرها بود؛ روزی که فهمیدم رژیم خوردن برای من نه آرامش آورده بود، نه سلامت—فقط یک نوع نگرانی و تلاشِ بیپایان ساخته بود. و بالاخره آنجا بود که فهمیدم رهایی یعنی آزاد شدن از وابستگیِ ذهنی به غذا و رژیم… نه فقط تغییر برنامهی غذایی 🍃🍽️.
اما شاید مهمترین سؤال این باشد که: چرا ادامه دادم؟ چرا دوباره به همان مسیر برنگشتم؟ چیزی که باعث شد ادامه بدهم، بینتیجه بودنِ رژیمها بود… نه فقط از نظر عدد و وزن، بلکه از نظر حالِ روحی و جسمم. چیزی که بیشتر از همه مرا به جلو میبرد، خستگیِ عمیق از “همه نخوردنها” و “همه شکست خوردنها” بود 😔💡. و از آن طرف، یک ترس واقعی هم بود: یک بار و چند بار به این فکر افتاده بودم که اگر این راه را ادامه بدهم، خودم را از بین میبرم… مریض میشوم… فرسوده میشوم… و آنچه باید مراقبت باشد، تبدیل میشود به آسیب. همین فکر مثل یک زنگ هشدار عمل کرد 🔔🩺.
حقیقتش این بود که من هزار راه رفته بودم… مسیرهایی که خستهکننده و تکراری بودند، و آخرش هم دوباره همان حس درماندگی را برمیگرداندند. پس تصمیم گرفتم چیزی را عوض کنم که از همه چیز ریشهدارتر بود: **ذهن** 🌱🧠. و اولین تغییری که از ذهنم دیدم این بود که برای اولین بار از غذا نترسیدم 🤍🍽️. آرامش پیدا کردم. آرام غذا خوردم… بدون آن فشارِ “یا کم بخور یا نابود میشی” 🚫😣 بدون آن که دنبال پرخوری جبرانگر باشم. چون قرار بود از این به بعد، غذا خوردن برای من تبدیل شود به یک مسیر اصولی و درست—نه یک جنگ دائمی ⚔️🍲. یعنی قرار بود از غذا خوردن لذت ببرم… با احترام… با آگاهی… با حضور 💛🌸.
و از آن به بعد، من پشتکارم را با یک یادآوریِ خیلی روشن زنده نگه میدارم: اگر قرار بود فقط با رژیم و ورزشِ سخت و دست و پا شکسته، لاغر بشوم، هزار بار تا حالا لاغر شده بودم. پس اگر اتفاق نیفتاده، معنایش این نیست که “من مشکل دارم” یا “بیارادهام”. معنایش این است که مسیرِ من درست نبوده—روش و نگاه من نیاز به تغییر داشته 🌿🔄.
گاهی آدمها از دل و روحِ آدمهایی که سالها با این فشار زندگی کردهاند خبر ندارند و سریع میگویند “بیارادهای”. اما من حالا میدانم این حرفها چقدر میتواند ناعادلانه باشد—و چقدر میتواند اعتماد به نفس را بشکند 😔🫂.
من اما این دفعه میدانم که میشود… چون: ✨ من خدا را دارم ✨ استاد عطاروشن را دارم ✨ دوستان جدید و مسیرِ درست را دارم ✨ و یک امیدِ واقعی در دلم جوانه زده 🌱💛
و این جهان پر از فرانک دنیا پر از امید و شگفتی است… 🌍✨ من میخواهم باور کنم که “من هم شگفتی این دنیایم” 🌈🤍
و به خودم قول میدهم که راهی که درش قدم میزنم، قرار نیست ادامهی همان چرخهی قدیمی باشد—قرار است این بار به یک پایانِ بهتر برسد… به یک حالِ بهتر… به یک تناسبِ واقعی و آرام 🌸🕊️.
اگر به من اجازه بدهید این را با تمام قلبم بگویم: **میشود** 🌟🤞 و من تا وقتی زندهام، تا وقتی نفس میکشم، تا وقتی به طرح الهی ایمان دارم… ادامه میدهم 🤍🌿✨
نشان های دریافت شده
سلام ،همه ماچاق ها یک زمانی رژیم گرفتیم انواع مختلف ورزش وپیاده روی اماازیه جایی خسته وناامیدشدیم ورها کردیم هرروزرفتن روترازوسایزووزن خودش چقدربدحالی میاورد ،من زمانی باسایت اشناشدم اولش شروع کردم به گوش کردن فایل ها بااینکه نمیدونستم دیدم خوب سایزکم میکنم این مسیرکندهست باید صبوربود روش رودرست یادگرفت من خودم نزدیک به دوساله تواین مسیرم وخداروشکرمیکنم سوال اول،اخرین باری که من رژیم روبراهمیشه گذاشتم کنارزمانی بودبعدزایمان یکباربرنامه گرفتم اجراکردم سایزکم کردم بعدش دیدم نمیتونم ادامه بدم همسرم گفت دیگه نمیتونی من بطوراتفاقی تواینستا پیج لاغری باذهن دیدم وصحبت های اساتیدوروش هاشون منم دیدم خیلی خوبه بااینکه بلدنبودم اما اجرامیکردم دیدم خوب داره جواب میدم براهمیشه رژیم بوسیدم گذاشتم کناروچقدرخوشحال شدم ازاینکه یک روشی هست میشه باهاش به ارامش رسید ومتناسب شد اما همسرمنم معتقدبه این روش ذهنی نیست امامن توجه نمیکنم وتواین مسیرم وبه تلاشم برارسیدن به هدفم ادامه میدم به نظرم ناامیدی توهرکاری مانع پیشرفت انسان میشه باید پشتکارداشت وتمرکز تواجراوطبق این سوال من اصلا این روش رورها نکردم وهمچنلن هستم شاید خطا داشتم یامریصی بوده کمترگوش کردم به اموزش ها اما رهانکردم ونمیکنم سوال دوم من قبل استاد دیدم مطالب تواینستا اوناروکورکورانه اجرامیکردم دیدم نه خوب دارم سایزکم میکنم ذهنم چقدرتغییرکرده هرکی میبینه میگه چخوب لاغرشدی انگاریک انقلابی درمن بوجوداومد ومن بیشترعلاقمندشدم وادامه دادم سوال سوم من هروزفایل گوش میدم مینویسم ومیخونم اززمان تشکیل گروه توبله انگارانگیزم بیشترشده وقتی دوستان مطالب میزارن ومیخونم میبینم چقدراشتباه داشتم چقدرترس داشتم اما الان داره اون صدای ترس خاموش میشه ومن دارم میشم اون فردموفق توروش ذهنی بیشتراوقاتم توبله هستم وازمطالب دوستان نکاتی که بهش اشاره میشه نت برداری میکنم ومیخونم وهم مباحث شدن چقدر خوبه بیشتر ذهن روبازمیکنه وتشکرمیکنم ازشمااستادعزیز باتشکیل گروه ودوستان فوق العاده عالی چقدر خوب مینویسن وخوب درک کردن روش ذهنی رو وچقدرکمک میکنه به دوستانی که نمیدونستن چجوری ازاین روش استفاده کنن به نطرم نباید زودخسته شد ورها کردبایدموندوادامه داد تابه هدف رسید لاغری اسانترین کاردنیاست
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان که ازرگکردن به من نزدیکتر هست
سلام خدمت استاد و دوستان هم مسیر
رمز ادامه دادن خودم تو این مسیر
وفتی دیگران برام انتخاب می کردن دیکران بهتر ازخودم تو نکاه بودن ارزشی که به دیکران میدادم ازخودم بسیار بیشتر بود وکم کم باعثشد حس کنم من کمبود دارم انها نداران و بهتر از من قادر هستن مشکلات زندگی خودش حل کنن و من این توانایی ندارم
من یه جیزی تو وجودم کم دارم اره داشتم اعتماد به نفسی که طی زمان ارزش گیزی دیگه باقی نبود و این حس من بسیار ازار میداد که من ناتوان هستم و این حس در من کمبود ایجاد کرد
وفتی با تمامکمبود که ازذهن جاق من ساخته شده بود چاقی منکسترش پیدا کرد چیزهای خوب وجودم از من گرفت و باعث این حس در من شد به یاد دارم تا سن جهل سالگی اصلا این نگاه به خودم نداشتم ولی به مرور این حس های بد در من ایجاد شد بیشتر شد سال های اخر فبل ازورد به سایت بسیار شدت گرفت حال حسم بیشتر تو نا امیدی بی انگیزگی روز مرگی با احساس بد وناراحت کنتده تکراری بودن طی میشد که کی به اخر خط برسه تمام بشه این زندکی که توش احساسن به این میزان خراب هست اصلا نباشه این زندگی چون من قردی احساسی هستم نبود احساس خوب من ازار میداد
وغتی وارد سایت شدم ازهدایت حمایت خدایی عزیزم این بخش تو مدت کمبهبود خوب پیدا کرد عالی نه ولی خوب شد انکار گل پژمرده که اکه بهش اب نرسه دیگه قادربه زندکی نیست خشک میشه بودم
مسیر تناسب فکری یه ابیاری احساسی خوب به وجودم زد شاداب شدم سرم بالا گرفتم حسی عجبیی به تمام وحودم زده شد این حس انقدر به من انرژی داد موندم ادامه دادم بهتر شدم ارامش برکشت اعتماد به نفسی عالی بهش رسیدم حالا وفتی به اطرافم نکاه میکنم فرقی با دیگران درخودمحس نمی کنم تازه خودمدراثر امورژش درست ازاون افراد هم بهتر می بینم به چه میزان تغیبر کردم علاوه برخودم قادر هستم دیگران تشویق کنم بهتر ادامه بدن اگه طالب راهکار باشن اجباری نه
تمرکر داشتم که باشم با احساس،خوب ادامه بدم مهم حس،زندگی که باهش،درک ایجاد شد بود شاید بعضی زمان این احساس تغیبر پیدا کرد لاغری جای بالاتری گرفت که مهم تر بشه ولی احساس موفق بودن تواعتماد به نفس خوب به من مزه زندکی بهتر داد
عطر طمع خدایی مسیرم برامخوشایند شد باهش لذت بهتر زندکی کردن پیدا کردم افرادی که زمانی هرچی انها می کفتن من بیشتر زمان قبول میکردمپچون انها بهتراز خودم میدبدم
حالا کاملا تغیبر پیدا کرده بعضی زمان از من راه کار می خوان من تو احساس خوب تمام انچه یادش،گرفتم با خلوص نیت تا جای که بشه دراختبارشون قراردمیدم و این حس بسیار عالی هست که نشانه توامند تر دیدن خودم هست بازم خیلی کارهست که باید انجام بدم تا اینحا خبلی عالی به پیش،رفته چاله های احساسی من کامل پر شده و حس خوبی دارم از احساس دارم غنی میشم و لذت میبرم که زمانهای بیشتر تواحساس خوب هست
بعضی زمان که هواس نیست به اندزه نیم ساعت با چند دقیقه یا خیلی کمتر تو احساس،قبلی طی میشه قلبم به تپش می افته سریع خودم از اون حال هوا خارح میکنم چون امورزش دیدم اجازه ندم احساسم حراب بشه
این یه توامندی نگه دارای احساس خوب هست امورزش دیدم قبلا قادر نبود به هیج عنوان کنترالش کنم یه حس ،بد می رفتم از تاکجا اباد سر درمی اورد م وفتی به خودم می امد یا انقدر کریه کرده بودم که چشم قرمز بود انقدر حس های بدی رو پشت هم ادامه داده بود که وقتی به خودم می امد ساعت زمان از دستم خارج بود عصبی بد اخلاق بودم و این رفتار مورد پسند من نبود باهش لذت واقعی خوب از زندکی نمی بردم
من برای کاهش وزنم جیزی حدود ۵۶ سال پشت هم تلاش کردم اولین بزنامه لاغری شاید ۱۶ سالم بود شروع کردم درمجموع ۴۰ سال پشت هم تو هر سال یه برنامه کاهش ،وزن داشتم ده سال اخر بود که دو سال یه بار بازم حتما یه برنامه کاهش،وزن حتمی بود پس ۴۰ سال برتامه کاهش،وزن حالا چهار سال امورش درست برنامه کاهش وزن اونم با تناسب فکری ۴۰ سال رژیم جهارسال ذهن پروش دادن نتایج تناسب فکری و ترمیمو بهبود تغیبر دادن بخش های از زندکی عادت و اشتباه کجا نتیجه اپن همه برنامه رژیم اسیب که به وحود زندکیم زدم کجا
به این فکر کردم اگه به این مسیر هدایت نشده بود اگه تازه فادر بودم زندگی کنم حالا ۴۴ سال بود که تو مسیر اشتباهم داشتم دست پا میزدم خدایا این۴ سال تو به من هدیه دادی که کلا مسیر زندکی تغیبر خوب درست بدم و این همه تغیبرات عالی به زندگیم بزنم
جقدر رفتارم با اطرافم تغیبر خوب کرده با فرزندانم جوانم با همین شرایط ،جسمی خودم تو ارتباط،بهتری هستم
روز فبل دخترم بیرون بود امد منزل یه مقایسه جالب مثکرد که امرور ، به من مزه داده اون یه خانم کاملا سالمولاغری که نوهاش توکالسه درحال بیرون دیده بود کاملا من جای اون خانم قرارداده بود ازمن کله داشت که بابد مثل اپن خانم حالا زندکی می کردم اول کمی حس بد شد ولی حالا متوجه میشم داره ترمیم خوب صورت می گیره گه دختر جوان من نیاز بودن من درذکنارش،به این شکل ابراز کرد خودم در کنارش موقع خربد بیرون هست چون میبینه دارم اموزش میبینم انتظارش ازمن بهبود بهتر بیشتر توسطح طبیعی،جسم وجودم هست
اول به این درک مرسیدمد روز کذشته دختر بزرک گفت منطورش لاغر شدن خودت و باهش بیرون رفتن هست
که این حس،دخترم بارها تاکیدداره و تمایل داره با من یه خرید اسون راحت خوب داشته باشه ولی نشده امید که این انتطار خودم از خودم و دخترم به زودی براوده بشه حس،دخترم مثل حس من بهبود پیدا کنه انشالله
چند هفته پیش، دکتر طب سنتی تو تلویزیون داشت صحبت می کرد من که اصلا نکاه نمیکنم همسرم باشه به اجبار صداشومی شنپم سعی میکنم بهش توجه نکنم همسرم تا موضوع صحبت متوحه شده هی به من اسرا که درست هست داره راه کار میده حسابی گوش،بده انحام بده تا تو لاغر بشی من درباره مسیرم هیجی بهش نگفتم مخصوصا لاغری با تناسب فکری تا امروز یه کلمه از من چیزی نشنیده هی اسراز هی اسرا اخر بهش کفتم من به این اقا اعتماد ندارم جون این اقا چند سال پیش برای زن عمویی من که فرد جاقی هست تو ۶ تا ۸ ماه داورهایی تلخ شیشه شیشه فروخت میلیونمیلیون پول گرفت تا بخور لاغر بشه ولی من لاغر شدنی ندیدم کلی شیشه داویی عطری کلیو کلیو با دارویی گیاه عطاری که تومنزل زن عمو بابد دم میکرد مصرف میکرد تنها راه نحاتم کفتم همین حرفها بود که دست از من بکشه به کارخودش برسه ومن از مسیرم دور نکنه
کلا مسیرهای،گول زنده برای لاغری تعطیل کردم فقط،با کلی احساس خوب دارم تناسب فکری ادامه میدم ولذت مسیرم میبرم
درپناه ارامش الهی ساکن باشیم امین
نشان های دریافت شده
سلام براروش ذهنی بهانه جورنکنیم وقتشونداریم نمیتونیم روش کندی هست حوصلشوندارم این روش شایدکندباشه ولی یک روش اصولی هست برا ذهن ما که سالها افکارچاقی رو ذخیره کرده واین نگرش بایدتغییرکنه ذهن ناخوادگاه مابااین روش سازگاره مادرگذشته رژیم میگرفتیم ولی انتظارلاغری نداشتیم و زودرها میکردیم ما عادتهایی داریم بایدطبق اموزش تغییرش بدیم اونقدربخوردن ونخوردن فکرنکنیم مثل یک فردمتناسب رفتارکنیم سوال اول سخت روز روزی بودکه من دیدم نمیتونم رزیم روادامه بدم واقعا برام سخت بودچون توذهنم بفکرغذابودم ودوست داشتم رژیم زودتمام شه ومن دوباره بخوردن ها ادامه بدم ولی یک شب بطوراتفاقی باسایت استاداشناشدم وارداین فضاشدم واموزش روشروع کردم اولش برام سخت بودتاذهنم عادت کنه ولی بعدش ادامه دادم وهیچ وقت رهانکردم من فکرمیکردم خودم نمیتونم رژیم ادامه ندم ولی بعدهایادگرفتم ذهن ناخوداگاهم بوده بااین روش سازگاری نداشته رژیم یعنی محدودیت رنج وسختی وحس وحال بد ولی روش ذهنی یک بهشت واقعی روافکارروباورکارمیشه ومایادمیگیریم چجوری مقابل عادتهاورفتارها کناربیایم نمیجنگیم به صلح میرسیم،چی باعث شدادامه بدم؟من دیدم این روش خیلی خوبه همش کارروذهن وتغییرباورهست نه رژیم داره نه عرق ریختن دورشدن ازافکارمنفی درگیرنشدن مسایل دیگران،سوال سوم،دیدم افکارم داره تغییرمیکنه دیگه اون ادم پرخورنیستم دیگه اون استرس خوردن روندارم وارام هستم من تواین مسیرازمون وخطا داشتم ولی رهانکردم اگراشتباه کردم دوباره شروع کردم هردفعه بهترپیش رفتم الانم هستم باید انچه گفته میشه رواجراکرد تابه اون تناسب واقعی رسید
نشان های دریافت شده
سلام من توجه نمیکنم که بگن چاقی من چون تومسیرلاغری باذهن هستم بااعتمادبنفس میگم نه من متناسبم وباخودم میگم من تومسیرهستم وبااحساس خوب میخوام بااین بدنم متناسب بشم ودرطی مسیرارامش داشتن مهم وقتی احساس خوب باشه ترشح هورمون کورتیزول کاهش ومازودگرسنه نمیشیم ولی داشتن احساس بد باعث افزایش ترشح این هومورن میشه چاقی توذهن هست نه توظرف غذا ذهن باید تربیت بشه اونم بااموزش ها یادبگیره چجوری رفتارکنه من یکساله تواین سایت هستم من خداروشکرمیکنم نسبت به گذشتم خیلی تغییرکردم ولی باز بایدادامه بدم تابه اون تناسب اندام دلخواهم برسم ونوشته های باورسازچقدربمن کمک میکنه چقدراشتباهاتموشناسای میکنم وبابدنم به صلح رسیدم نجواها کمرنگ شدن دکتربخاطرکسالت بمن گفت چاق شدی وزنتوکم کن من باخودم گفتم من ازطریق ذهن متناسب میشم لاعری روبراذهنم اسان کردم گفتم ماهی دوکیلوکم میکنم نه عجله دارم نه حسرت اندام کسی رومیخورم تکنیک هایی که گفته میشه روگوش میکنم واجراش میکنم هردفعه میام سایت باحس وحال خوب ببینم کسل هستم نمیام میگم چیزی رومتوجه نمیشم ومن خوشحالم دارم زبان بدنمویادمیگیرم شروع اموزش ازمون خطاداشتم بمروریادگرفتم اگریکم دورشدم فقط بخاطرکسالت بوده وزودبرگشتم ودرطی مسیرلیزنخوردم به راهم ادامه دارم میدم ورزش روراهی برارسیدن به لاغری نمیدونم فقط قدرت ذهن میتونه منومتناسب کنه ذهن ناخوداگاه من یادگرفته بامن همراه باشه اگرقبلا پرخوری داشتیم همش بخاطرفرمان مغزی بودولی درروش ذهنی مغزفرمان میده من یکم مکث میکنم ازخودم میپرسم ایا الان بدنت نیازداره بخوری میبینم نه