اپلیکیشن تناسب فکریسایت را روی صفحه گوشی‌ات نصب کن تا با یک لمس باز شود
0

جلسه ششم: وقتی لاغری برات طبیعی می‌شه

تصویر لاغری ذهنی ذهن ناخودآگاه قدرت تخیل
اندازه متن

🔙 اگه هنوز جلسه پنجم: توجه ذهنی به لاغری رو نخوندی، پیشنهاد می‌کنم اول اونو کامل کنی.

🌟 وقتی با دل و ذهن‌ت آرزوی لاغر شدن رو به ناخودآگاه می‌سپاری، همه‌چی بستگی داره به اینکه چقدر این مسیر رو برات آسون و طبیعی تصور می‌کنی.

✨ اگه بتونی لاغر شدن رو مثل یه اتفاق ساده و شیرین ببینی، مثل پوشیدن لباس دلخواهت توی یه روز آفتابی، ناخودآگاهت هم راحت‌تر باهات همراه می‌شه.

💫 هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن یعنی هم باورت بگه می‌شه، هم قلبت حسش کنه!

🍃 اون‌وقت بدنت هم با شادی وارد مسیر تناسب می‌شه، نه با فشار و اجبار…

🌀 راز لاغری همین سادگیشه؛ فقط کافیه طبیعی بودنش رو بپذیری.

💭 باور نکردی؟ بدن‌ت هم باور نمی‌کنه!

🧠 اگه هنوز ته دلت فکر می‌کنی لاغر شدن کار سختیه یا فقط مخصوص آدمای خاصه، باید بدونی این همون باوره که مثل یه مانع جلوی تغییر بدنتو گرفته.

هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن از همین‌جا شروع می‌شه: اینکه توی ذهنت، لاغری رو ممکن، ساده و طبیعی بدونی.

❌ وقتی ذهن می‌گه «نمی‌تونم»، بدن هم همراهی نمی‌کنه.

🔑 نقطه شروع تحول، همون‌جاست که هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن شکل می‌گیره.

یعنی چی؟ یعنی باید لاغری رو توی ذهنت ممکن، طبیعی و در دسترس بدونی… درست مثل نفس کشیدن 🌬️

🍃 مهم نیست چند ساله با اضافه وزن دست و پنجه نرم می‌کنی، چند بار رژیم گرفتی یا چند سالته…

تا وقتی تصویر ذهنی‌ات از خودت یک آدم چاق و شکست‌خورده‌ست، ذهنت هم همون رو به بدنت منتقل می‌کنه.

🌈 ولی به‌محض اینکه با تمام وجود باور کنی که «لاغری برای منم ممکنه»، اتفاق شگفت‌انگیز می‌افته:

هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن فعال می‌شه!

و ذهن ناخودآگاه‌ت شروع می‌کنه به ساختن یه نسخه‌ی جدید از تو:

👗 تویی که لباس دلخواهتو با لبخند می‌پوشی…

👣 با سبکی قدم می‌زنی…

😍 توی آینه به اندامت نگاه می‌کنی و از خودت لذت می‌بری!

🌀 وقتی این تصویر توی ذهنت تکرار بشه، حس لاغر بودن قوی‌تر می‌شه، منطق قدیمی و منفی عقب می‌ره و ذهن و بدنت با هم یکی می‌شن.

🎯 این یعنی شروع واقعی مسیر لاغری؛ جایی که دیگه لازم نیست خودتو مجبور کنی، چون بدنت خود به خود در مسیر درست حرکت می‌کنه.

💖 یادت نره: هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن نه‌تنها ممکنه، بلکه تنها راه لاغریِ موندگار و بدون رنج همینه!

جنگ بین منطق و احساس رو تموم کن تا بدنت همراهت بشه!

🧠 تا وقتی داری این مطلب رو می‌خونی یعنی یه صدای درونت هست که می‌گه: «لاغر شدن طبیعیه، شدنیه، برای من هم ممکنه!» ✨

اگه این حس درونت نبود، نه اینجا بودی، نه مسیر لاغری ذهنی رو انتخاب می‌کردی.

ولی چی باعث می‌شه با وجود این ایمان درونی، هنوز نتیجه‌ی دلخواهت رو نگرفته باشی؟ 🤔

💥 دلیلش یه ناهماهنگی پنهانه؛ احساس درونت باور داره که لاغری طبیعیه، ولی منطق‌ت هنوز گیر کرده به باورهایی مثل:

  • چاقی ارثیه 😕
  • سنم بالاست 😓
  • تحرکم کمه 🚶‍♀️
  • غذا رو نمی‌تونم کم کنم 🍕🍟

و این ناهماهنگی درست مثل کشیدن دو طرف یه طناب می‌مونه. بدنت نمی‌دونه باید کدوم سمتو انتخاب کنه!

🌈 اما خبر خوب اینه: وقتی بتونی هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن رو بسازی، جادو اتفاق می‌افته…

✨ اول باید ذهنتو مشغول فکر کردن به لاغر شدنت کنی. نه با زور، نه با استرس… با عشق و آرامش!

با تمرین‌هایی مثل پاسخ دادن به پرسش‌های ذهنی روزانه، ذهنت کم‌کم به مسیر لاغری عادت می‌کنه.

🌙 بعد باید «تجسم شبانه» رو وارد بازی کنی؛ یعنی هر شب قبل خواب، خودت رو در اندامت ایده‌آل تصور کنی. لباس مورد علاقت رو پوشیدی، داری توی آینه به خودت لبخند می‌زنی… 😍

🌀 این تصویرسازی باعث می‌شه احساس لاغر بودن، واقعی و زنده بشه؛ تا جایی که حس طبیعی بودن لاغری، منطق قدیمی و محدودکننده‌ات رو کنار بزنه.

🧩 نتیجه؟ ذهن ناخودآگاهت دیگه برنامه چاقی رو تکرار نمی‌کنه. چون تصاویر چاقی که سال‌ها درش ذخیره شده بودن، با تصاویر جدید و دلخواهِ تو جایگزین شدن.

🍃 حالا دیگه بدنت آماده‌ست که نه فقط وزن کم کنه، بلکه به تعادل و تناسب پایدار برسه… چون ذهن و احساست در یک مسیرن 💖

هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن

💓 احساس لاغری؛ جرقه‌ای که بدنتو روشن می‌کنه!

🧠 لاغر شدن فقط یه خواسته نیست، یه احساس درونیه. تا وقتی توی دل‌ت حس می‌کنی لاغری برای تو عادی نیست یا دور از دسترسه، ذهن ناخودآگاهت هم اون رو نمی‌پذیره.

یعنی چی؟ یعنی حتی اگه هزار تا رژیم بگیری یا ساعت‌ها ورزش کنی، اما احساس لاغری توی وجودت نباشه، بدنت واکنشی نشون نمی‌ده… مثل یه قفل که کلید اشتباهی بهش خوردی 🔒

🍃 از اون‌ور هم یادت باشه:

همه ما بارها و بارها احساس چاقی رو تجربه کردیم.

  • وقتی لباس‌مون تنگ شد 😕
  • وقتی توی آینه خودمونو سنگین‌تر دیدیم 😞
  • یا حتی وقتی از نگاه دیگران احساس چاقی کردیم 👀 و نتیجه؟ بعدش واقعاً چاق‌تر شدیم!

📌 حالا وقتشه این فرمول رو برعکس کنیم!

یعنی قبل از اینکه جسممون تغییر کنه، احساس لاغری رو بسازیم و به ناخودآگاهمون انتقال بدیم.

✳️ این همونجاست که هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن اتفاق می‌افته و مسیر تغییر شروع می‌شه.

🌙 هر شب، یه تصویر ذهنی بساز از خودت با اندامی متناسب.

لباس مورد علاقه‌ت رو پوشیدی، داری توی جمع می‌خندی، سبک و رها قدم برمی‌داری…

✨ حالا بذار این تصویر بره به عمق ذهن ناخودآگاهت.

📅 و هر روز، با پرسش‌های ذهنی لاغری، این حس رو بیشتر و بیشتر در خودت گسترش بده.

🌀 به محض اینکه این احساس به ناخودآگاهت برسه، رفتار، انتخاب‌ها و حتی میل‌هات به شکل خودبخودی شروع به تغییر می‌کنن. بدون اجبار، بدون زور.

🎯 یادت نره: قبل از اینکه لاغر بشی، باید احساس لاغری رو در خودت بیدار کنی… اون‌وقته که رؤیای تناسب اندامت طبیعی و شدنی می‌شه!

طبیعی بودن لاغری

فایل صوتی هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن را با دقت گوش کنید.

👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه هفتم: بیدارسازی نیروی لاغری درون.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 184 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.71 از 82 رای

https://tanasobefekri.net/?p=45244

184 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

184 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۷/۲۱ ۲۱:۲۶
      مدت عضویت: 799 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 349 کلمه

      دوستان نمی‌دونم چقدر صحبتم علمی باشه ولی حسی هست یعنی می‌خوام بگم کاملاً احساسش کردم 

      اونم اینه که 

      فکر کن مغز ما یه گنجایشی داره مثلاً عدد ۱۰ رو براش در نظر بگیر 

      یعنی تو در روز می‌تونی به ۱۰ تا چیز به عنوان مشغله فکری فکر کنی 

      حالا این مثاله واقعیت که نیست 

      حالا اینکه امروز چی بپوشم بعد غذا چی درست کنم بعد فلان مشکلو چه جوری حل کنم به درس بچه برسم خونه رو تمیز کنم سر کارم فلان موضوع رو مدیریت کنم 

      تصمیمات ریز و درشتی که ما می‌گیریم ازمون انرژی می‌گیره 

      حالا من یه چیزی فهمیدم مقدار بسیار زیادی از انرژی ذهنی و مغزی من صرف این می‌شد 

      که تصمیم می‌گیرم که اینو بخورم یا اینو نخورم و بشینم کالریش رو حساب کنم و بهش فکر کنم 

      و بعدش بشینم عذاب وجدان بگیرم که کاش فلان چیز رو نخورده بودم 

      یا اینکه اگر خودم را از خوراکی محروم می‌کردم مقدار زیادی از انرژی و حال خوب من حتی صرف این می‌شد که بشینم فکر کنم که کاشکی من هم متناسب بودم می‌تونستم فلان چیز رو بخورم 

      یعنی انگار چاقی باعث شده بود که من از خیلی چیزها محروم باشم غافل از اینکه خودم دارم خودم رو محروم می‌کنم 

      الان که در مسیر تناسب اندام هستم خیلی احساس خوبی دارم 

      اون انرژی زیاد ذهنی که صرف چیزهای بی‌ارزشی مثل چی بخورم چی نخورم چقدر بخورم چند کالری بخورم چه ورزشی بکنم چقدر بسوزونم چند دقیقه ورزش بکنم 

      دیگه صرف چیزهای با ارزش میشه صرف گوش دادن به فایل‌هایی که برام فرمول‌های لاغری رو به ارمغان میاره صرف گوش دادن به فایل‌های انگیزشی استاد که حالم رو خوب می‌کنه صرف زندگی 

      راستش اون فایل استاد هست که گفته بود اگه دوست دارین قبل از خواب گوش بدین 

      همون فایل ۱۰ دقیقه منظورمه 

      من اون فایل خیلی دوست دارم حتی بعضی وقتا طول روزم گوش میدم 

      ولی یه تیکش هست که خیلی حالمو خوب می‌کنه اونجا که میگه همسرت بهت میگه چقدر خوش اندام شدی چقدر خوش اخلاق‌تر شدی چقدر بیشتر به زندگیمون می‌رسی 

      واقعا من وقتی که اون انرژی ذهنی رو صرف چیزهای منفی نمی‌کنم صرف فکر کردن به وسواس‌های غذایی نمی‌کنم خیلی حالم بهتر شده و خیلی وقت بهتر و بیشتری برای زندگیم می‌ذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۷/۲۱ ۱۸:۴۳
      مدت عضویت: 799 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 248 کلمه

      واقعا وقتی که به پسرم نگاه می‌کنم ازش درس می‌گیرم چون هنوز فرمول‌های چاقی براش فعال نشده 

      و امیدوارم هیچ وقتم فعال نشه ولی خب خواسته یا ناخواسته حتی اگه من جلوی گفتارم رو بگیرم صحبت‌های دیگران یا چیزی که تو جامعه می‌بینه و می‌شنوه روش اثر داره 

      اما وقتی نگاهش می‌کنم واقعاً بهش غبطه می‌خورم 

      چیزی که دوست داره رو اونقدی که دوست داره زمانی که گرسنه است می‌خوره 

      اصلا بهش فکر نمی‌کنه این چیه خوبه بده چربه شوره شیرینه 

      اگه دوستش داره می‌خوره اگه دوستش نداره نمی‌خوره و کاری به کالری غذاها نداره 

      خیلی چیزا هست که در روز  استفاده می‌کنیم یا انجام میدیم خیلی از وسایل که ازشون استفاده می‌بریم 

      اصلا به این فکر نمی‌کنیم که این چه جوری کار می‌کنه از چه اجزایی درست شده 

      چه جوری قطعات مختلفش کنار هم قرار گرفته 

      مثلاً یه آدم معمولی رو در نظر بگیرین که سواد یک مهندس رو نداره 

      خب این آدم که نمی‌دونه ماشینش از چه قطعاتی تشکیل شده هر کدوم از قطعات چه نقشی داره 

      فقط از اون ماشین استفاده می‌بره لذت می‌بره رانندگیش رو می‌کنه 

      حالا واجب بدون کدوم قسمت مربوط به چه کاریه 

      اگه ندونه دیگه نمی‌تونه رانندگی کنه؟؟؟

      اگه ندونه موتور آبمیوه گیری با چی ساخته شده دیگه نمی‌تونه آبمیوه بگیره؟

      وقتی که ما بچه بودیم و سوار ماشین پدرمون می‌شدیم و مسافرت می‌رفتیم و لذت می‌بردیم آیا از مسافرت لذت می‌بردیم یا از اینکه می‌دونستیم الان کدوم تیکه از ماشین داره کار میکنه؟

      آدم‌های متناسب هم همینجورین اصلاً لزومی نمی‌بینه که بشینه فکر بکنه که این الان از چی تشکیل شده چه اثری روی بدنم می‌ذاره!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 50 از 10 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۹ ۱۹:۵۸
      مدت عضویت: 799 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 71 کلمه

      چند روز پیش یکی از دوستان گفت من سعی میکنم نقش بازی کنم مثلا نقش یک آدم متناسب 

      این پیشنهاد عالی بود و من دارم ازش توی بخش های مختلف زندگی خصوصا لاغری با ذهن استفاده میکنم 

      چون همیشه می‌گفتم این بار دیگه یواش غذا بخور یا خوب بجو یا هول نباش و فایده نداشت

      اما الان نقش بازی میکنم 

      می‌گم تو یه خانم متناسب و با شخصیت هستی 

      آروم باش و مثل اون رفتار کن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۸ ۱۴:۲۴
      مدت عضویت: 799 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 150 کلمه

      دوستان من یه چیزی فهمیدم :من مدام میگم من پرخوری عصبی دارم همیشه قصدم خیر بود که مثلاً با گفتنش خودم رو اصلاح کنم .ولی الان فهمیدم داشتم باور می‌ساختم!باور به اینکه ضعیف و بی اراده ام.چون ذهن من متوجه نمیشه من قصدم اصلاح خودم بوده…

      بلکه فکر می‌کنه من این رو می‌خوام و همه اش بیشتر بهم میده.

      دوستم خوبم لیلا خانم گفت برو گام سی رو بخون و دیدم استاد اونجا چقدر عالی توضیح دادند

      که متاسفانه به توانایی لاغر شدن خود باور نداشته ایم…

      و فکر نمی‌کردیم ما هم می توانیم لاغر شویم.

      به قدرتمان برای ایجاد تغییر  باور نداشتیم…که بسیاری از ما ناآگاهانه برچسب های مختلفی به خودمان می چسبانیم. مثلا من نشستم برچسب های که به خودم میدم رو پیدا کردم.

      من…… هستم 

      پرخور 

      عجول 

      پر حرف 

      حریص 

      ترسو 

      افسرده 

      مادر بد 

      شلخته 

      دست و پا چلفتی 

      همسر بد 

      زود جوش

      و….

      خب وقتی من به خودم بگم پرخور یا حریص یا اینکه بگم پرخوری عصبی دارم یا مضطربم مغز هی برام بیشتر جور مبکنه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۷ ۲۰:۵۱
      مدت عضویت: 799 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 354 کلمه

      مریم متناسب می‌شود.🥹👏🏻متناسب بودن برای من یک چیز ساده نیست. درست است که بابت آن گرسنگی نکشیدم اما برای رسیدن به آن دوره‌های زیادی گذراندم و فایل‌های زیادی گوش دادم فایل‌هایی که باعث شد نه تنها به تناسب اندام برسم بلکه تبدیل به انسان دیگری شوم.🌹🌹🌹🌹🌺انسانی که اعتماد به نفس بیشتری  دارد🌺🌷انسانی که به خودباوری رسیده🌷🌈انسانی که به خوددوستی رسیده و دائماً به دیگران نیاز ندارد تا مورد تایید آنها قرار بگیرد🌈متناسب بودن برای من احساس آزادی و سبکی دارد 🌟

      اینکه می‌توانم هر لباسی که دوست دارم را بپوشم و اینکه دیگر احساس سنگینی نمی‌کنم 👏🏻اعتماد به نفس من خیلی بالا رفته و به خودم افتخار می‌کنم از اینکه در جامعه حضور پیدا کنم خجالت نمی‌کشم با اعتماد به نفس قدم برمی‌دارم🍁من نه تنها از تغییرات جسمی خودم لذت می‌برم بلکه تغییرات روحی بسیار زیادی پیدا کردم که از آنها هم لذت می‌برم🌾

       اطرافیان من مدام از من می‌پرسند که از چه رژیم یا ورزشی استفاده کردم و دوست دارند از تجربیات من استفاده کنند من هم عاشق این هستم که آنها را راهنمایی کنم و برای آنها از راهی که آمده‌ام صحبت کنم… اینکه من از خودشناسی به تناسب اندام رسیدم نه رژیم یا ورزش خاص…

      تناسب اندام، بیشتر از اینکه روی خورد و خوراکم اثر گذاشته باشد روی خیلی چیزهای دیگر اثر گذاشته مثلاً اینکه من اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردم که دنبال آرزوهایم بروم و برای خودم وقت بگذارم حتی قبلاً می‌گفتم من خانه‌دار هستم و بچه دارم و هیچ وقتی برای خودم ندارم اما یاد گرفتم چطور می‌توانم برنامه‌ریزی کنم تا به خودم که مهمترین آدم زندگی خودم هستم هم برسم.

      تنها اصلاحاتی که دوست دارم در این روند داشته باشم این است که :

      *پرخوری گاه و بیگاه خودم را ترک کنم و وقتی که اضطراب دارم ناراحتم استرس دارم نگرانم خوشحالم هیجان زده هستم راه دیگری برای تخلیه احساساتم پیدا کنم راهی به جز خوردن …*ضمناً اینکه استمرار داشته باشم .نه اینکه یک روز فایل گوش بدهم یک روز تمرین انجام بدهم و بعد ۱۰ روز انجام ندهم چون من فهمیدم که سایت تناسب فکری، صحبت‌های استاد و راهنمایی‌های دوستان برای من مثل یک داروست که باید هر روز مصرف شود🌷 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۵ ۱۳:۳۷
      مدت عضویت: 799 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 154 کلمه

      الان یاد یه چیزی افتادم که خودم جذبش کردم و مربوط میشه به یک ماه اخیر 

      اولاً که توی عمرم خدا خیلی بهم لطف داشته و خیلی جاها چیزهایی خواستم که خداوند متعال هم من رو توی اون مسیر هدایت کرده 

      یکی از مهمترین‌هاش هم اومدن به این سایت بود 

      حالا موضوعی که دنبالش بودم یه چیزی بود که ذهنم رو مشغول کرده بود و دنبالش بودم که دوره‌ش رو بگذرونم 

      هم هزینه‌اش زیاد بود هم کسی رو پیدا نکرده بودم که بخوام اون کارو انجام بدم 

      خلاصه توی اینستاگرام یکی از همکلاسی‌های قدیمم رو پیدا کردم و فالوش کردم  وسط این همه کاری که داشتم نمی‌دونم چرا رفتم اصلاً تو هایلایت های اون 

      خلاصه اون موضوعی که دنبالش بودم رو در موردش صحبت کرده بود و باور کنید دوره‌ای رو که دنبالش بودم رو با قیمتی مناسب به دست آوردم 

      هنوز که هنوزه بعد از گذشت دو هفته فکر می‌کنم خواب دیدم من کجا اون دوستم کجا اون دوره کجا…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۵ ۱۳:۲۱
      مدت عضویت: 799 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 516 کلمه

      سلام یه مدت دور شده بودم و تنبلی می‌کردم و چون بی‌برنامه بودم نمی‌رسیدم بیام سایت و کامنت بذارم.من پرتوان برگشتم 😁تا امروز فکر میکردم تنها مشکل من در مسیر لاغری با ذهن نداشتن استمراره. اینکه گاهی تمرین‌ها را انجام نمی‌دادم یا فایل‌ها رو گوش نمی‌دادم. اما این فایل رو که گوش دادم اصلا انگار یه پرده از جلو چشمم کنار رفت. فهمیدم به جز استمرار چیز دیگه‌ای هم هست که خیلی مهمه. اونم اینه که:اگر آرزوی لاغر شدن و تحقق آن برایتان عادی و طبیعی باشد، بی شک خیلی زودتر لاغر می شوید و برعکس رسیدن به چیزی که غیر ممکن میدونیم غیر ممکن میشه…خب من فهمیدم با اینکه خیلی در مورد لاغری صحبت می‌کردم و بهش فکر می‌کردم یک آرزوی محال و دست نیافتنی بوده برام..یعنی اگرچه یکسره جلو آینه بودم و تو هر محفل و هر مجلسی و حتی تو گفتگو با خودم یکسره به لاغری فکر می‌کردم یا در موردش حرف می‌زدم اما چیزی دور از دسترس می‌دانستم یعنی با خودم می‌گفتم من کجا ۶۷ کیلو کجا من کجا ۵۷ کیلو کجا من ۸۲ کیلوییباید ۲۰ کیلو کم کنم…اما همونطور که استاد هم فرمودند باید باور کنم: ( لاغر شدن امری ساده و طبیعی می باشد)اگر خودتان احساس کنید که آرزوی لاغر شدن تان غیرطبیعی است، هرگز نمی توانید لاغرشدن را تجربه کنید.این باور هم مربوط به خودتان است خود خودتان نه دوستتان نه خانواده‌تان کسی نمی‌تواند توی مغز شما برود.مثلاً اگر مامان من باورش این باشه که لاغر شدن آسونه یا لاغر شدن سخته رو مغز من اثری نداره من باید باور خودم رو درست کنم کسی نمی‌تونه این کارو به جای من انجام بده حتی استاد حتی این همه دوستانی که توی این گروه با همیم.برای لاغر شدن تنها باید احساس لاغری را جایگزین احساس چاقی در ذهن ناخودآگاه کنید.به محض اینکه احساس لاغری وارد ذهن ناخودآگاه تان شود هر تغییر یا اصلاحی در رفتار، واکنش های و ترغیب های شما نیاز باشد به سادگی و خودبخودی ایجاد خواهد شد تا رفتار و اعمال شما هماهنگ با آرزوی تان شود. و این خیلی عالیه کافیه تو احساس لاغری رو وارد ناخودآگاهت بکنی کافیه به این باور و به این اعتقاد ایمان به این فرمول ذهنی برسی دیگه بقیه‌اش اتوماتیک انجام می‌شه دیگه راهش سر راهت قرار می‌گیره بهت نشون داده می‌شه. کما اینکه خیلی از ما این تجربه رو داریم چیزی رو واقعاً قلباً خواستیم و خدا راهش رو جلوی پای ما گذاشته همین که توی این سایت هستیم یعنی ما واقعاً خواستیم و خدا واقعاً ما رو هدایت کرد.به خودم گفتم:همش فکر اون نتیجه خاص نباش فقط انجام بده اگر خواسته و آرزویی داری به اندازه ای که از نظر خودت رسیدن به خواسته عادی باشه رسیدن بهش راحت میشهو اینکه احساس می‌کنم اگر این خواسته در وجودم قرار داره پس هم شدنیه و هم من از پسش بر میام گرنه به ذهنم خطور نمی‌کرد. …

      تصمیم من اینهاز امشب با یک اشتیاق جدید کار ها را انجام میدم واقعا تصورش میکنمنه نه اینکه تصور ذهنی رو یه جوری انجام بدم مثل یک تکلیف اجباری که باید انجام بشه که لاغر بشم و.. نه بلکه قلباً و با اشتیاق و با لذت انجامش میدم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم