شاید برات آشنا باشه که میگن: «از هرچی بترسی، سرت میاد!» 😨 ولی وقتی پای لاغر شدن وسطه، ماجرا یه کم فرق داره…
📍 این جلسه ادامه گام ۷۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
ترس از لاغری یکی از همون باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که بهجای کمک، مثل یه ترمز ذهنی، جلوی حرکتت رو میگیره.
در حالی که فکر میکنی داری راه درستو میری، ناخودآگاه تصویر شکست رو هی توی ذهنت تکرار میکنی 😓
بیایم با هم ریشه این ترس رو بشکافیم و ببینیم چرا ذهنمون گاهی بهجای کمک، جلوی لاغر شدنمون رو میگیره… 🧠✨
در این جلسه میآموزیم:
🌪️ وقتی ترس فرمان زندگی رو به دست میگیره…
تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا وقتی از یه اتفاق بد میترسی، خیلی زودتر از چیزی که فکرش رو میکردی، اون اتفاق میفته؟
اما وقتی که یه آرزو داری و با عشق و اشتیاق دنبالش میری، یا اتفاق نمیفته یا انقدر دیر میاد که دیگه اون حس خوبِ رسیدنش هم نیست؟ 😔
منم بارها این سؤالو از خودم پرسیدم. مخصوصاً تو مسیر شناخت قوانین جهان هستی.

واقعیت اینه که ترس، یکی از ریشهایترین باورهای اشتباه در ذهن ماست.
یه فکری که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده، اما ما تو ذهنمون بارها اون سناریو رو ساختیم، تصویرسازی کردیم، بهش پر و بال دادیم، و حتی آخرشو هم پیشبینی کردیم! 😵💫
مثلاً وقتی از شکست میترسیم، داریم توی ذهنمون فیلمی میسازیم که پایانش باختن خودمونه.
وقتی از دست دادن عشق میترسیم، داریم صحنهی جدایی، تنهایی، رها شدن و حتی پیام آخر اون شخص رو توی ذهنمون مرور میکنیم.
و با همین تصویرسازیها، داریم به جهان هستی میگیم: «لطفاً این اتفاق رو برای من واقعی کن!» 🎬
حالا فکر کن این الگو بیاد وارد مسیر کاهش وزن بشه…
ترس از چاقتر شدن، ترس از جواب نگرفتن از رژیم، ترس از شکست دوباره… و حتی ترس از لاغر شدن! 😳
بله! اینم یکی از اون ترسهای عجیب اما رایجه. چون خیلی وقتا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باعث میشن لاغر شدن رو مساوی با بیماری، ضعف یا حتی طرد شدن بدونیم.

😟 ترس از لاغر شدن؛ مانعی پنهان اما قدرتمند
یکی از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، ترس از لاغر شدنه!
وقتی این ترس در ذهن جا خوش کنه، با هیچ روشی حتی برنامه ذهنی هم نمیتونی لاغر بشی، چون ذهن ناخودآگاه داره ترمز میگیره. 🧠🚫
یه سؤال عالی از یکی از همراهان سایت همیشه تو ذهنم مونده:
سلام استاد، چرا ترس از چاقی یا ترس از خوردن باعث چاقی میشه، ولی ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشه؟ 🤔
این سؤال دقیقاً همون چیزی بود که سالها ذهن منم درگیرش کرده بود!
چرا وقتی تو فرکانس منفی هستیم، خیلی زود اتفاقات بد رخ میدن، ولی تو فرکانس مثبت، نتایج دیرتر میان یا اصلاً نمیان؟
🔍 جوابش تویه ساختار باورهای اشتباه درباره کاهش وزن پنهونه.
ما سالها با ترس، تردید و ناامیدی ذهنمون رو تغذیه کردیم. پس طبیعیه که سیستم ذهنیمون در مقابل تغییر مقاومت کنه.
📌 برای همین، وقتی کسی از لاغر شدن میترسه (مثلاً نکنه بیمار شم، نکنه جذاب نباشم، نکنه دوام نداشته باشه…) ناخودآگاه مسیر رسیدن به وزن ایدهآل رو پر از مانع میکنه.
😨 چرا ترس از لاغری باعث لاغر شدن نمیشود؟
شاید بهنظر برسه که وقتی از لاغری میترسیم، باید لاغر بشیم دیگه! چون میگن از هرچی بترسی، همون سرت میاد… ولی واقعیت خیلی پیچیدهتره.
ترس، مثل یه ترمز قوی عمل میکنه، نه یه شتابدهنده. وقتی از چیزی میترسیم، ذهنمون وارد وضعیت دفاعی میشه و سعی میکنه از اون اتفاق جلوگیری کنه 🚫
مثلاً اگه از لاغر شدن بترسیم، ذهن ناخودآگاه میگه: «پس لاغر شدن خطرناکه! من باید کاری کنم که این اتفاق نیفته!» و دقیقاً همینجاست که مسیر کاهش وزن قفل میشه. 🔒
🧠 ترس از لاغری یکی از عمیقترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که معمولاً از کودکی توی ذهن ما کاشته شده.
والدین، اطرافیان یا تجربههای گذشته ممکنه این باور رو به ما داده باشن که «لاغری یعنی ضعف، مریضی یا حتی تنها شدن…» و ذهن، بدون اینکه با واقعیت چک کنه، همون رو بهعنوان حقیقت ثبت کرده.
ترس، اضطراب و نگرانی سهتا از بازیگرهای اصلی ذهن چاق هستن! 😟
اینا زنجیروار به هم وصلن و وقتی وارد زندگی ما میشن، همهچی رو تحتالشعاع قرار میدن.
پس اگه میخوای واقعا تغییر کنی:
- اول باید بپذیری که این ترسها فقط تصاویری توی ذهن تو هستن، نه واقعیت بیرونی زندگیت. 🌈💫
- دوم از آموزشهای لاغری با ذهن برای کشف و اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن استفاده کنی.

⚠️ ترس از چاقی و ترس از لاغر نشدن؛ دشمنان پنهان ذهن ما
وقتی یه فرد اضافه وزن داره، ترس از چاقتر شدن همیشه یه گوشه ذهنش نشسته.
شاید یادت باشه که اولین بار کی بهت گفت: “مواظب باش چاقتر نشی!” 😟
ما ناخواسته تبدیل شدیم به یه «مبارز همیشه نگران» که با رژیم، ورزشهای سنگین، دمنوش و قرص و حتی جراحی، دنبال فرار از یه دشمن نامرئی بودیم – چاقی! 🥊
اما مشکل اینجاست که تمرکز بیش از حد روی چاقی، فقط ترس رو پررنگتر کرد و ذهن رو بیشتر درگیر همون چیزی کرد که نمیخواستیم…
و چون ریشهی این ترس از بین نرفته بود، هر بار که کمی نتیجه میگرفتیم، بعدش دوباره چاقی برمیگشت… و این بار با ترسی شدیدتر از قبل.
🚧 ترس از لاغر شدن؛ ترمزی پنهان در ذهن ما
خیلی وقتها ما در ظاهر داریم برای لاغر شدن تلاش میکنیم، ولی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن نمیذاره به نتیجه برسیم…
🔄 چون ما قبلاً بارها روشهای مختلف رو امتحان کرده بودیم، ولی نتیجه همیشگی نبوده، ذهنمون یاد گرفته که به هیچ روشی اعتماد نکنه.
و هر بار با یه روش جدید، ترس قدیمی هم همراهش میاد.
🧠 ذهنمون میگه: «تو قبلاً هم تلاش کردی و فایده نداشت، پس اینبار هم نخواهد داشت.»
و دقیقاً همین ترس و شک، باعث میشه که حتی اگر روش درست باشه، ما باور نکنیم که جواب میده… و خب ذهن هم با باورهای اشتباه درباره کاهش وزن همراه میشه و نتیجه چاق موندن یا دوباره چاق شدنه.
🌱 چطور میتونیم ترس از لاغر شدن رو در ذهنمون کمرنگ کنیم؟
برای کمرنگ کردن ترس از لاغر شدن که یکی از مهمترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه، باید اول از همه به مسیرمون اعتماد کنیم.
این اعتماد یعنی باور کنیم که لاغر شدن از راه ذهن، یه مسیر طبیعی، امن و ماندگاره، نه یه رژیم سخت یا فعالیت سنگین برای مبارزه با بدن 🧠💚
ترسهایی که داریم از اونجا اومدن که بارها شکست خوردیم یا لاغریمون موقتی بوده.
ذهن ما پر شده از خاطرات رژیمهای طاقتفرسا، ورزشهای سنگین، عملهایی با ترس بازگشت وزن…
و همه اینها شدن باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که ته ذهنمون میگن:
– لاغر شدن سخته…
– نکنه دوباره وزنم برگرده…
– شاید این روش هم مثل قبلیا باشه…
💡 ولی الان وقتشه که این باورها رو بازنویسی کنیم، درست مثل اینکه داریم فایلهای قدیمی ذهنمون رو پاک میکنیم و فایلهای جدید و مفید جایگزین میکنیم!
✅ نتیجه نهایی: جای ترس، ایمان رو بنشون!
وقتی ذهن ما پر از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باشه، ترس دست بالا رو داره. ترسی که باعث میشه به روشها شک کنیم، به خودمون اعتماد نکنیم و مدام عقبنشینی کنیم 😞
اما وقتی آگاهانه شروع کنیم به ساختن باورهای جدید، امن و مثبت، انگار راه رو برای ذهنمون روشن میکنیم 🌅
🧠 لاغری با ذهن یعنی قبل از تغییر غذا یا ورزش، اول ذهنمون رو سبک کنیم. یعنی فرمولهای اشتباه قدیمی رو کنار بزنیم و به جای اونها، فرمولهای متناسب و قدرتمند بسازیم.
و بهترین نقطهی شروع برای تغییر باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، جاییه که هزاران نفر همین مسیر رو با موفقیت طی کردن:
🎯 دورهی ورود به سرزمین لاغرها
در این دوره، قدم به قدم یاد میگیری چطور افکار منفی رو شناسایی و ریشهیابی کنی، چطور فرمولهای ذهن چاق رو اصلاح کنی، و چطور به جای ترس، آرامش و اعتماد رو در خودت پرورش بدی.
✍️ در ادامه هم توی گام ۷۳ سراغ «قدرت ذهن در لاغری» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.60 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

هفته پنجم :
(روزبیست و نهم تا سی و پنجم تکرار ) :
-شرح عملکرد
به نظرم این هفته من بیشتر به تعمق و تفكر در محیط اطرافم و درونم پرداختم با اینکه در شغلم من میبایست بیشتر وقت صرف میکردم. من بیشتر به خودم پرداختم.من اتوماتیک وار هر روز مثل قبل تمرین کردم ،ولی بیشتر روی لاغری ذهنی تمرکز داشتم.😊
-شرح رضایتمندی
این هفته نسبت به هفته قبل من خیلی بیشتر توانستم در هر لحظه لاغری ذهنی، را زندگی کنم. زمانیکه میخواستم چیزی بخورم یا گرسنه بودم ، خیلی بیشتر روح ، ذهن و جسم من مراقب علت گرسنگي و علت خوردنم بودند. در کل تمرینها بیشتر برای من مرور میشد و من بیشتر به انها عمل میکردم. 😀
-شرح نارضایتی
من احساس کردم که بعضی مواقع شاید به خاطر فشار کار زیادی با خستگی مجبور میشدم که میثاق نامه را اجرا کنم. ذهنم هم خیلی شروع کرده بود به گیر دادن و توجه کردن من به اینکه چرا شکمم همش اویزان است. البته بعد از چند روز تونستم توجه ذهنم را از روی ان بردارم.🤔
-تعهد اجرای هفته بعد
من بااطمينان و تصمیم قاطع اعتراف میکنم که عاشق لاغری ام و در هر حالتی که باشم و هر چقدر شرایط زندگی من تغییر کند ،من همچنان در حال تلاش برای انجام فایلها و تمرینها و به عمل دراوردن انها تا حد توانم هستم و این تكرار برایم لذت بخش است. من احساس میکنم که مطالب دارد بیشتر و بیشتر با تكرار و تکرار و مرور برایم جا میفتد. من یا میمیرم ویا متناسب میشوم.خدایا سپاسگزارم. 😁
نشان های دریافت شده
به نام خدای یاریگر
چرا ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشه ولی ترس از چاقی باعث چاقی میشه؟
چون ترس از چاقی در ما ریشه ی طولانی وعمیقی داره وذهن ناخودآگاه ما خیلی قشنگ چاقی رو بلده ومسیر چاقی رو خیلی عالی درذهن ترسیم کرده برای همین هم هست که ما با ترسهامون چاقی رو بیشتر به طرف خودمون جذب کردیم. برای ذهن ما چاقی کاری نداره خیلی راحت وآسونه؛ برای همین لاغری در برابر چاقی ذهن ما قدرتی نداره تسلیم تسلیم هست .برای همین ما اگه از لاغر شدنم بترسیم لاغر نمیشیم چون هنوز ذهنمون اول راهه یادگیری لاغری هست وهنوز نقشه لاغری رو ترسیم نکرده. ذهن با لاغری ناآشنا ونامانوسه چون سالها با چاقی زندگی کرده واز روحیات لاغری بی خبر هست وهیچ اطلاعاتی در ذهن برای لاغری ثبت نشده .ذهن کلا سواد لاغری نداره .برای همین ما اگر از لاغری هم بترسیم لاغر نمیشیم ولی اگه ذهن لاغری رو به خوبی یاد بگیره در سرازیری لاغری قرار می گیره ومارو لاغر میکنه حالا اگه الان بترسیم از لاغر شدن اره ذهن چون مسیر لاغری رو از حفظه وآدم ازهرچی بترسه سرش میاد چون داره فرکانس ترس می فرسته .از هرچیزی بترسه اون چیزرو به سرعت به سمت خودش می کشه. همانطور که ما سالها از چاقی وچاق تر شدن وحشت داشتیم وهرروز چاق وچاق تر شدیم چون ما چاقی رو ازبهر بودیم. منم سالها از چاقی می ترسیدم از چاق تر شدن می ترسیدم یادمه من تا 25سالگی اصلا کاپشن نمی پوشیدم تو هوای سرد سرد برفی هم نمی پوشیدم چون همش از اینکه لباس اضافه منو چاقتر نشون بده می ترسیدم وخجالت می کشیدم حتی زیر مانتوم تو زمستان تی شرت نازک میپوشیدم تا چاق تر دیده نشم.این ها همش توجه به چاقی بود که باعث شد من هرروز چاق تر بشم ونتونم چاقیم رو مهار کنم چون ذهن من اینقدر چاق شده بودکه هرروزمنو به سمت چاقی هدایت می کرد.
توپی رو در نظربگیرید که در سرازیری پراز برف رها شده باشه .اول مسیر سرعت حرکت توپ پایینه واندازه ی توپ کوچکه وهر چی جلوتر میره هم سرعت توپ وهم حجم توپ زیادوزیادتر میشه.تومثال توپه ماییم سرازیری برفی مسیرچاقی هست که ما سالها درین مسیر بودیم وهر روز توپ چاقی ما بزرگتر شد سرعت اون هم بیشتر .خدا می دونه اگر ما با لاغری با ذهن آشنا نشده بودیم این توپ چاقی ما چقدر سرعتش زیادتر میشد وچه توپ بزرگی درست می شد .خدارو شکر خداوندما رو با مسیر لاغری با ذهن آشنا کرد تا ذهن ما سرازیری لاغری قرار بگیره وتوپ چاقی ما هرروز کوچک وکوچگ تر بشه ومابتونیم متناسب بشیم.
فایل “چرا ترس از لاغری باعث لاغری نميشود. “:
ماهمه باورها ی اشتباه راجع به چاقی و لاغری در ذهنمان داریم. میتوان گفت حدود یک سوم از چاقیها هیچ ربطی به خوردن ندارد. البته امروزه همه ما میدانیم که فاکتوهار زیادی با چاقی در ارتباط هستند و پرخوری تنها یکی از انها است نه مهمترین علت ان. ما باید فرمولها ی لاغری را در ذهن خود پررنگ کنیم و انها را یاد بگیریم. ما اول باید باور کنیم که راحت لاغر میشویم. ما باید کاری کنيم که احساسمون خوب بشه. ما باید باورهای مخرب را در مورد چاقی در خود شناسایی کنیم و باورها ی جدید لاغری رو جایگزین اون مخربها کنیم. ما نیاید زیاد به مقوله چاقی توجه کنیم چون به هر چی توجه کنيم بیشتر از اون مورد میبینیم. این باورهای ماست که موجب چاقی و لاغری ما میشود. پس باورهای خودمان را اصلاح میکنیم ان وقت با خوردن شیرینی و شکلات هم اگر به اندازه باشد ، همچنان در وزن نرمال خود میمانیم. ما براي لاغری باید عملكرد کم خوری یا در موقع گرسنگي غذا خوردن داشته باشیم البته قبلش باید ذهنمون را درست کنیم که وسواس نسبت به چاقی نداشته باشیم. 😀
نشان های دریافت شده
چرا تر س از چاق شدن مارو چاق تر میکنه اما ترس از لاغری مانع لاغری مامیشه ...
با توجه به وضعیتی که الان داریمو چیزی که میبینیم و مسیر های چاقی باور های چاق کننده باور های اشتباه در ذهن ما زیاد است و ترس از چاقی هم باعث میشه این وسط کمکی بشه به روند چاق تر شدنمون همون راه خودمون دراصل !
اما تر از لاغری چی
ما الان وضعیت لاغر نیستیم !فرمول ها و باور های به اندازه کافی برای لاغری نداریم در این شرایطترس از لاغری نه تنها هیچ کمکی به روند لاغر شون نمیکنه بلکه مانع لاغر شون و تغییر وضعیت دادنم میشه(توضبحات فایل ترس از لاغر شدن مانع لاغری میشود…..
سلام و عرض ادب
تمام گفته های استاد کاملا درسته و دقیقا اون چیزی هست که همیشه ذهن منو درگیر کرده بود و من هم به این فکر میکردم که چرا استاد همیشه میگه تر از چاقی آدمو چاقتر میکنه اما ترس از لاغر شدن حرفی ازش زده نمیشه
و به این فکر میکردم حالا که استاد اینجوری گفته منم بیام خودمو از لاغری بترسونم تا برعکس چاقی انجام بشه و لاغر بشم تا به امروز که فهمیدم بازم روش من برای لاغری اشتباهه
و متوجه شدم که باید رفتار من باید عوض بشه نه فکری که درباره لاغری میکنم چون هرچی بیشتر به چاقی و لاغری فکر کنم نتیجه منفی تر از هر دو سو میگیرم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان ، سلام دوستان عزیز ، روز ۸۰ تکرار ، ما از کودکی با انواع ترسها بزرگ شدیم و این ترسها در ما نهادینه شده و چون تمرکز زیادی روی این ترسها داشتیم خیلی سریع جذبش میکردیم مثل ترس از چاقی ، ترس از خوردن زمین ، ترس از بیماری ، ترس از بی پولی ، ترس از دست دادن کسی ، ترس از شکست خوردن ، و بسیاری ترسهای دیگه که من همه را تجربه کردم چون فرمول این ترسها از بچه گی توی ذهنم رشد کرده بود بخصوص ترس از چاقی که همیشه حرفش همه جا وجود داشت که اینو نخور چاق میشی از تلویزیون ، مربی ورزش ، دکتر تغذیه ، دوستان و خانواده مدام این حرفها را میشنیدم باعث شد که من با اینکه دلم لاغری را میخاست اما در عمل چاقتر میشدم چون باور کرده بودم که من براحتی چاق میشم اما باور نداشتم که به راحتی لاغر میشم که از لاغر شدن بترسم چون فرمول لاغری تو ذهنم وجود نداشت که من با تمرکز کردن و تکرار اون فرمول ، لاغری را جذب کنم حالا تو مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم که این فرمول را ایجاد کنم و تمرین و تکرار کنم در حدی که به نتیجه ای که میخام برسم و از لاغر شدن نمیترسم چون باور دارم که من به سایز و وزن مورد نظرم که برسم بدنم خودش استپ میکنه و من دیگه بهش فکر نمیکنم مثل وقتی که به خوب شدن زخم دستم فکر نمیکنم و خودش خوب میشه ، بدن من خودش میدونه باید چی کار کنه خدایا شکرت بخاطر بدن هوشمند و ارزشمندی که خلق کردی ، من به کمک خدا بدون ترس متناسب میشم و همیشه متناسب خواهم ماند
نشان های دریافت شده
سلام.
تررس از چاقی تمرکز یا افمار غالبتر ب ذهن.
هنوز هم کمی ترس در من وجود داره امیدوارم بتونم حل ش کنم گاهی اوغات هی این افکار میاد ب ذهنم و هی مرور میشه هی بخودم میگم فکر نکن ولی خب بازم بهش تمرکز مکنم.
چند وقت بیش خاهرم حس مرده بود چند کیلو چاق شده سریع تلاش کرد و تو یکی دوهفته شیش هفت کیلو اصافه شو کم کرد ی حسی تو ذهنم گفت کقدر سریع اگه منم از روز اول دوره تمرین میکردم و زنجبیل میخوردم منم لاغر میکردم یجوری حسخوبی نداشتم این همون صدای منفی بافه من افکار منفی مو نوشتم ک از دستش خلاص بشم. ندای درونم بمن میگه ک بهترین راه برای لاغری همین راهی هست ک تو داری میری یک هفته لاغر شده هروز رو ترازو هست و استرس داره ولی من چی من با خیال راحت دوسایز کم کردم اصلانم ن ترازو ن استرس ن غذام کم زیاد میکنم ن زنجبیل بد بوی بدمزه رو مخورم. نتیجه مم بهتر میشه. توجه نکردن ب ترسس توجه ب نقطه مقابلش باعث میشه اون ترس از بین بره.
نشان های دریافت شده
با سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیز وهمنوردان عزیزم🌺💐
واما مبحث امروز :
همانطور که میدانیم علت چاق بودن افراد نامتناسب ولاغر بودن متناسب ها در طرز نگرش وافکار وباورهای آنان است، ودقیقا زمانیکه باور های غلط من شناسایی وبازسازی واجرا شود وعجین ناخوداگاهم گردد متناسب میشوم وبرای همیشه متناسب میمانم، 👌🏻🌺
واما مسئله قابل بحث این که چرا ترس از چاقی باعث چاقتر شدن وترس از لاغری باعث لاغر تر شدنم نمیشود؟؟؟؟
دقیقا ،نسبت به همه ناداشته هایمان فکر کردن به آن وترس از داشتن منجر به داشتن آن نمیشود. چگونه؟؟؟
چون انسان ( من نوعی) وقتی چیزی را داشته باشم ویا یک عمر تجربه کرده باشم ودرمسیر آن چیز باشم با از دست دادن موقتش ، (ترک چاقی) و فکر کردن وترسیدن از دوباره دچار شدنش ، چون همسو با افکار وباورهای غلطم است سریعا به منصه ظهور( چاقی مجدد بعداز لاغری موقتم) میرسد ومن عین آب خوردن مسیر غلط قابل دسترسم را طی میکنم، بدون هیچ رنج وتلاشی.😫😫
واما چاره کار؟؟؟
بایستی ذره ذره وگام به گام باورهای صحیح جدیدم ( فایل های آموزشی ام) رادر لابلای افکار غلطم پیاده کنم تا کفه ترازوی لاغریم مساوی با کفه باورهای چاقیم گردد وروند چاق شدنم متوقف وبا ادامه مسیر واجرای باورهای جدیدم در زندگی روزمره ام وطبیعی کردن وانتظار داشتن ( لاغری) کفه ترازوی لاغریم سنگین تر وزیادتر روبه لاغری و در مسیرقرارگرفتن ورسیدن وماندن به انتهای جاده تندرستی قرار گیرد وبشوم آنچه باید شد، وهدف از خلقتم( احسن الخالقین) بوده است👌🏻🌺👏👏💃💃💃💃💃💃
نشان های دریافت شده
با سلام
برای اینکه بفهمم در مسیر درست قرار دارم و باورهای من داره درست میشه خب من افکار گذشته رو درباره چاقی ندارم یا بهتر بگم کم رنگ شدن به طرز عالی فقط وقت گرسنگی غذا می خورم و خودم دوست دارم و مدتی که می دونم کمی جمع شدم به نظرم همه اینها یعنی باور اینکه من در حال لاغر شدنم در من داره شکل می گیره یا حتی گرفته که به این شکل نتیجه دیدم و می دونم هرچقدر نتایجم بهتر بشه باورم عمیق تر میشه و اینکه از روز پیش دارم با خودم تکرار می کنم که لاغر شدن و متناسب شدن طبیعیه. البته من هنوز ترس دارم اما می دونم باور متناسب بودن طبیعیه در من قویتر شده که من دارم عالی این مسیر رو طی می کنم.
نشان های دریافت شده
به نامخدای زیبایی ها…
سلام به استاد گرامی و دوستان متناسبم…
من چند ماه آخر قبل هدایت شدنم به لاغری با ذهن بشدتی ترس از چاق تر شدنم داشتم که هفتهای یککیلو زیاد میشدمطوری که سرجمع توی ۶ ماه من ده کیلو زیاد کردم. همشم مینداختم گردن تیرویید کم کارمو استرس کرونا. واقعا خسته شده بودم.افسره بیحال ناراحت و سنگین.تصور کنین قسمت وحشتناک ماجرا اینجا بود که لباسای دوم کارم که تا یه ماه قبل پوشیده بودمش و با همون سایز بزرگبهم میرفت بعد یک ماه که اومدم بدلیلی بپوشمشون اینقد تنگ شده بودکه قسمت حلقه آستینش داشت پاره میشد.همتون حس منو متوجه میشین.به تظرتون بدبختی بالاتر از این برای یه فرد چاق هست…این سوال که ترس از لاغری فلان میکند اصلا یعنی چی. ترس از لاغری. من نمیفهمم برای من چاق چه خوشبختی بالاتر از حتی پنج کیلو پایینتر از حد ایده آل و متناسبم هست. چی میشه مگه. من قول دادم و در تعهدم عدد ۶۰ رو گفتم.چون قراره وزن نکنیم مانتویی دارم که موقع ۷۰ کیلو بودم میپوشیدم و هنوزم به امید لاغر شدن دارمش.خوب وقتی اون مانتو بهم گشاد شد یعنی رسیدم به هدفم.حالا شما بگو اینقد لاغر شم که دو تای من توی اون مانتو جا بشه که من قربونی میدم.چه اشکالی داره. بهشت میشه.اونقد از چاقی کشیدم که لاغری همه جورش خوبه.من مثل همون دوست عزیز مثال استاد به استاد و روش بینظیرش باور دارم. دارم فرمولای ذهنی مو عوض میکنم.اونقد فرمول لاغری به ذهنم میدم که فرمولای چاقی کمرنگ وکمرنگ تر شدن طوری که تار بشن و خونده نشن با ذهن.اونوقته که ذهنم فرمولای پررنگلاغری رو بکار میگیره و منبدون اینکه بفهمم چه بخوام چه نخوام لاغر میشم.این جملات رو دارم با عشق مینویسم. با اشتیاق فراوان و آرامشی عمیق در حالی که لبخندی به لب دارم و اینا نشانه های باور وصف ناپذیرمن از لاغر با ذهنه.انتظارم از خودم اینه که بزودی اطرافیان تعجب کنن و پیگیر لاغری من بشن.نه که بخاطر کسی بخوام لاغر شما یعنی تغییر ذهنم در تغییر جسمم خودشو نشون بده.اون روز من روی ابرام.همین الانشم با تصور اون روز انگار رو ابرام. اوج خوشبختی من.ممنونم خدای مهربونم و سپاس استاد خوبی ها.من مدت هاست نه دیگه به چاقی فکر میکنم و نه دیگه از چاق تر شدن میترسم. شکر خدا مدتیه متوجه شدم دیگه چاق نمیشم و استاد میگفتن این اولین نشانه های صحیح بودن در مسیر زیبای لاغریه.ایشالا مرحله بعدی لاغریه. وقتی ماشین حرکت زندگی من فهمیده مسیر اشتباه بوده .ایستاده و داره دور میزنه.ایستگاه به ایستگاه مسیر رفته رو برمیگرده تا به جایگاه متناسبش که روزی به اشتباه از کنارش رد شده برسه. فقط باید تمرینا رو انجام بدم عمل کنم تکرار کنم و استمرار داشته باشم.همین. به همین آسونی.من گواهی میدم لاغر شدن با ذهن آسانترین کار دنیاست….
و…..من شگفتی پایان قرن میشم