0

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که جلوی لاغر شدن شما را می‌گیرند (گام ۷۲)

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن
اندازه متن

شاید برات آشنا باشه که می‌گن: «از هرچی بترسی، سرت میاد!» 😨 ولی وقتی پای لاغر شدن وسطه، ماجرا یه کم فرق داره…

📍 این جلسه ادامه گام ۷۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

ترس از لاغری یکی از همون باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که به‌جای کمک، مثل یه ترمز ذهنی، جلوی حرکتت رو می‌گیره.

در حالی که فکر می‌کنی داری راه درستو میری، ناخودآگاه تصویر شکست رو هی توی ذهنت تکرار می‌کنی 😓

بیایم با هم ریشه این ترس رو بشکافیم و ببینیم چرا ذهنمون گاهی به‌جای کمک، جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیره… 🧠✨

🌪️ وقتی ترس فرمان زندگی رو به دست می‌گیره…

تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا وقتی از یه اتفاق بد می‌ترسی، خیلی زودتر از چیزی که فکرش رو می‌کردی، اون اتفاق میفته؟

اما وقتی که یه آرزو داری و با عشق و اشتیاق دنبالش می‌ری، یا اتفاق نمیفته یا انقدر دیر میاد که دیگه اون حس خوبِ رسیدنش هم نیست؟ 😔

منم بارها این سؤالو از خودم پرسیدم. مخصوصاً تو مسیر شناخت قوانین جهان هستی.

واقعیت اینه که ترس، یکی از ریشه‌ای‌ترین باورهای اشتباه در ذهن ماست.

یه فکری که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده، اما ما تو ذهنمون بارها اون سناریو رو ساختیم، تصویرسازی کردیم، بهش پر و بال دادیم، و حتی آخرشو هم پیش‌بینی کردیم! 😵‍💫

مثلاً وقتی از شکست می‌ترسیم، داریم توی ذهنمون فیلمی می‌سازیم که پایانش باختن خودمونه.

وقتی از دست دادن عشق می‌ترسیم، داریم صحنه‌ی جدایی، تنهایی، رها شدن و حتی پیام آخر اون شخص رو توی ذهنمون مرور می‌کنیم.

و با همین تصویرسازی‌ها، داریم به جهان هستی می‌گیم: «لطفاً این اتفاق رو برای من واقعی کن!» 🎬

حالا فکر کن این الگو بیاد وارد مسیر کاهش وزن بشه…

ترس از چاق‌تر شدن، ترس از جواب نگرفتن از رژیم، ترس از شکست دوباره… و حتی ترس از لاغر شدن! 😳

بله! اینم یکی از اون ترس‌های عجیب اما رایجه. چون خیلی وقتا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باعث می‌شن لاغر شدن رو مساوی با بیماری، ضعف یا حتی طرد شدن بدونیم.

ترس از لاغر شدن

😟 ترس از لاغر شدن؛ مانعی پنهان اما قدرتمند

یکی از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، ترس از لاغر شدنه!

وقتی این ترس در ذهن جا خوش کنه، با هیچ روشی حتی برنامه ذهنی هم نمی‌تونی لاغر بشی، چون ذهن ناخودآگاه داره ترمز می‌گیره. 🧠🚫

یه سؤال عالی از یکی از همراهان سایت همیشه تو ذهنم مونده:

سلام استاد، چرا ترس از چاقی یا ترس از خوردن باعث چاقی میشه، ولی ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشه؟ 🤔

این سؤال دقیقاً همون چیزی بود که سال‌ها ذهن منم درگیرش کرده بود!

چرا وقتی تو فرکانس منفی هستیم، خیلی زود اتفاقات بد رخ می‌دن، ولی تو فرکانس مثبت، نتایج دیرتر میان یا اصلاً نمیان؟

🔍 جوابش تویه ساختار باورهای اشتباه درباره کاهش وزن پنهونه.

ما سال‌ها با ترس، تردید و ناامیدی ذهن‌مون رو تغذیه کردیم. پس طبیعیه که سیستم ذهنی‌مون در مقابل تغییر مقاومت کنه.

📌 برای همین، وقتی کسی از لاغر شدن می‌ترسه (مثلاً نکنه بیمار شم، نکنه جذاب نباشم، نکنه دوام نداشته باشه…) ناخودآگاه مسیر رسیدن به وزن ایده‌آل رو پر از مانع می‌کنه.

😨 چرا ترس از لاغری باعث لاغر شدن نمی‌شود؟

شاید به‌نظر برسه که وقتی از لاغری می‌ترسیم، باید لاغر بشیم دیگه! چون می‌گن از هرچی بترسی، همون سرت میاد… ولی واقعیت خیلی پیچیده‌تره.

ترس، مثل یه ترمز قوی عمل می‌کنه، نه یه شتاب‌دهنده. وقتی از چیزی می‌ترسیم، ذهنمون وارد وضعیت دفاعی میشه و سعی می‌کنه از اون اتفاق جلوگیری کنه 🚫

مثلاً اگه از لاغر شدن بترسیم، ذهن ناخودآگاه می‌گه: «پس لاغر شدن خطرناکه! من باید کاری کنم که این اتفاق نیفته!» و دقیقاً همین‌جاست که مسیر کاهش وزن قفل میشه. 🔒

🧠 ترس از لاغری یکی از عمیق‌ترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که معمولاً از کودکی توی ذهن ما کاشته شده.

والدین، اطرافیان یا تجربه‌های گذشته ممکنه این باور رو به ما داده باشن که «لاغری یعنی ضعف، مریضی یا حتی تنها شدن…» و ذهن، بدون اینکه با واقعیت چک کنه، همون رو به‌عنوان حقیقت ثبت کرده.

ترس، اضطراب و نگرانی سه‌تا از بازیگرهای اصلی ذهن چاق هستن! 😟

اینا زنجیروار به هم وصلن و وقتی وارد زندگی ما می‌شن، همه‌چی رو تحت‌الشعاع قرار می‌دن.

پس اگه می‌خوای واقعا تغییر کنی:

  • اول باید بپذیری که این ترس‌ها فقط تصاویری توی ذهن تو هستن، نه واقعیت بیرونی زندگی‌ت. 🌈💫
  • دوم از آموزش‌های لاغری با ذهن برای کشف و اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن استفاده کنی.
باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

⚠️ ترس از چاقی و ترس از لاغر نشدن؛ دشمنان پنهان ذهن ما

وقتی یه فرد اضافه وزن داره، ترس از چاق‌تر شدن همیشه یه گوشه ذهنش نشسته.

شاید یادت باشه که اولین بار کی بهت گفت: “مواظب باش چاق‌تر نشی!” 😟

ما ناخواسته تبدیل شدیم به یه «مبارز همیشه نگران» که با رژیم، ورزش‌های سنگین، دمنوش و قرص و حتی جراحی، دنبال فرار از یه دشمن نامرئی بودیم – چاقی! 🥊

اما مشکل اینجاست که تمرکز بیش از حد روی چاقی، فقط ترس رو پررنگ‌تر کرد و ذهن رو بیشتر درگیر همون چیزی کرد که نمی‌خواستیم…

و چون ریشه‌ی این ترس از بین نرفته بود، هر بار که کمی نتیجه می‌گرفتیم، بعدش دوباره چاقی برمی‌گشت… و این بار با ترسی شدیدتر از قبل.

🚧 ترس از لاغر شدن؛ ترمزی پنهان در ذهن ما

خیلی وقت‌ها ما در ظاهر داریم برای لاغر شدن تلاش می‌کنیم، ولی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن نمی‌ذاره به نتیجه برسیم…

🔄 چون ما قبلاً بارها روش‌های مختلف رو امتحان کرده بودیم، ولی نتیجه همیشگی نبوده، ذهن‌مون یاد گرفته که به هیچ روشی اعتماد نکنه.

و هر بار با یه روش جدید، ترس قدیمی هم همراهش میاد.

🧠 ذهن‌مون می‌گه: «تو قبلاً هم تلاش کردی و فایده نداشت، پس این‌بار هم نخواهد داشت.»

و دقیقاً همین ترس و شک، باعث می‌شه که حتی اگر روش درست باشه، ما باور نکنیم که جواب می‌ده… و خب ذهن هم با باورهای اشتباه درباره کاهش وزن همراه میشه و نتیجه چاق موندن یا دوباره چاق شدنه.

🌱 چطور می‌تونیم ترس از لاغر شدن رو در ذهن‌مون کم‌رنگ کنیم؟

برای کم‌رنگ کردن ترس از لاغر شدن که یکی از مهمترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه، باید اول از همه به مسیرمون اعتماد کنیم.

این اعتماد یعنی باور کنیم که لاغر شدن از راه ذهن، یه مسیر طبیعی، امن و ماندگاره، نه یه رژیم سخت یا فعالیت سنگین برای مبارزه با بدن 🧠💚

ترس‌هایی که داریم از اون‌جا اومدن که بارها شکست خوردیم یا لاغری‌مون موقتی بوده.

ذهن ما پر شده از خاطرات رژیم‌های طاقت‌فرسا، ورزش‌های سنگین، عمل‌هایی با ترس بازگشت وزن…

و همه این‌ها شدن باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که ته ذهنمون می‌گن:

– لاغر شدن سخته…

– نکنه دوباره وزنم برگرده…

– شاید این روش هم مثل قبلیا باشه…

💡 ولی الان وقتشه که این باورها رو بازنویسی کنیم، درست مثل اینکه داریم فایل‌های قدیمی ذهنمون رو پاک می‌کنیم و فایل‌های جدید و مفید جایگزین می‌کنیم!

✅ نتیجه نهایی: جای ترس، ایمان رو بنشون!

وقتی ذهن ما پر از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باشه، ترس دست بالا رو داره. ترسی که باعث میشه به روش‌ها شک کنیم، به خودمون اعتماد نکنیم و مدام عقب‌نشینی کنیم 😞

اما وقتی آگاهانه شروع کنیم به ساختن باورهای جدید، امن و مثبت، انگار راه رو برای ذهنمون روشن می‌کنیم 🌅

🧠 لاغری با ذهن یعنی قبل از تغییر غذا یا ورزش، اول ذهنمون رو سبک کنیم. یعنی فرمول‌های اشتباه قدیمی رو کنار بزنیم و به جای اون‌ها، فرمول‌های متناسب و قدرتمند بسازیم.

و بهترین نقطه‌ی شروع برای تغییر باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، جاییه که هزاران نفر همین مسیر رو با موفقیت طی کردن:

🎯 دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها

در این دوره، قدم به قدم یاد می‌گیری چطور افکار منفی رو شناسایی و ریشه‌یابی کنی، چطور فرمول‌های ذهن چاق رو اصلاح کنی، و چطور به جای ترس، آرامش و اعتماد رو در خودت پرورش بدی.

✍️ در ادامه هم توی گام ۷۳ سراغ «قدرت ذهن در لاغری» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 142 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.60 از 63 رای

https://tanasobefekri.net/?p=19497

142 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

142 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۲/۳۰ ۱۹:۲۶
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,508 کلمه

      گام ۷۲،، چرا ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشود ،،سلام استاد و دوستانم ،،، موضوع مهم ترس ،،، از بچگی با کلمه ترس آشنا شدم ، یادمه اون زمانها مارو از پدرم میترسوندن ، منم با  تمام وجودم از پدرم میترسیدم ،وقتی شلوغ میکردم و به حرف مادرم گوش نمیکردم منو از دعواها و کتک های پدرم میترسوند ، یواش یواش ترس های من وسعت پیدا کرد ،من از تاریکی میترسیدم و هنوزم میترسم ،از حیوانات وحشی ،سوسک و بعضی حشرات میترسیدم و هنوزم میترسم ،از شکست مالی میترسم ،از جدایی و تنهایی میترسم ،از از دست دادن ها میترسم ،از چاقی میترسم ،از مرگ و بیماری خودم و عزیزانم میترسم ،از ترد شدن ،غم ،حوادث و خیلی چیزا میترسم ،،بیشتر  این ترس ها بخاطر باورهای درونی ما هستند ،اگر عقاید درونی من بر پایه ترس ها بنا شده باشه ،من مدام خواهم ترسید و با شکست های بیشتری مواجه خواهم شد ، بعضی مواقع هم ترس ها ،حرف هایی برای گفتن دارن ،،،، و ترس از چاقی ،یکی از بزرگترین ترس های من بوده که همیشه ازش فرار کردم و خواستم که با رژیم ،ورزش،دارو،دم نوش ،عمل وووو  خنثی ش کنم ولی به نتیجه ای که نرسیدم هیچ تازه ،حساستر هم شدم و جالبه هیچ وقت در اون دوران ،ترس من حتی کمتر هم که نشد بزرگتر هم شد و اون ترسه باعث شکست های پی در پی من در لاغر شدن و بیشتر کارهام شده بود ،از درون احساس ناتوانی داشتم و اون ترس به جنبه های دیگه زندگیمم آسیب زده بود ،مهم ترینش عزت نفسم بود که اعتماد بنفسمو تحت شعاع قرار داده بود و وقتیکه از درون احساس خوبی نسبت بخودم نداشتم و خودمو و توانایی هامو باور نداشتم نمیتونستم زندگی موفقی هم داشته باشم ،پس ترس از چاقی ،خودش به تنهایی کافی بود که منو ضعیف و ناتوان کنه ،حالا ترس های دیگه هم بهش لینک میشد که کارهارو برام سختر کرده بود ،،، بر اثر بودن در رژیم ها و متدهای متنوع ،ذهن من ترسو شده بود ، اتمام  همه  اونها هم که برگشت وزن بود ، پس مدام این سئوالها برای من تکرار میشد که آیا این رژیمه برای من اثر گذاره؟ نکنه لاغر نشم ،،دوباره چاقیم برنگرده ،،،یعنی من تا آخر عمر باید تو رژیم باشم ؟پس تکلیف تمام اون خوراکی هاییکه دوست داشتم بخورم و نتونستم چی میشه ؟ من چه ورزش هایی انجام بدم که زودتر لاغر بشم ؟ ووووو  و یه عالمه سئوال که هر کدومش در مغز من هر روز میچرخید و من ناامیدانه به تکرار کردن رژیم ها ادامه میدادم ،،، دقیقا ما موظفیم برای ذهنمون مشخص کنیم که این روش لاغری با ذهن کاملا متفاوته ،من همین الان مجدد برای ذهن خودم برای چندمین بار شرح میدم که ذهن عزیزم‌،این روش با تمام اون رژیم ها فرق داره ،اینجا ما در حال ساختن ریشه ها هستیم ،یعنی داریم از بن و ریشه ،آلودگی های درونیمونو خالی میکنیم و بعد بذرها و فرمول های متناسب کننده رو میکاریم ،یعنی من و شخصیت من الان و بعد از این ربطی به گذشته من نداره ،فرمانهای مغزی من شکل فرمانهای مغزی یک شخص لاغره ،مگه یک شخص متناسب مدام از خوردن و لاغر نشدن و چاق شدن میترسه ؟ نمیترسه ،اصلا این افکار مال اونها نیست ،، کار کردن در این دوره داره بازدارنده های ذهنی مارو شناسایی میکنه ،داره حمله میکنه به سنگر دشمن و نابودشون میکنه ،وقتی فرمولهای چاق کننده در من نیست و کمرنگ شده ،آخه چرا باید مدام بترسم از چاق شدن ؟ پس باید کاملا هوشمندانه به خودم هر روز یادآوری کنم که من در حال ساخت خود جدیدی هستم که فرمولهای ذهنیشو خودم دارم میسازم پس نگران نباش و به راهت ادامه بده ،،، من مطمئنم که وقتی نقشه های ذهنیم ساخته بشه که همین الان هم ساخته شده فقط باید محکمتر بشن ،من بخوام نخوام لاغرو لاغر خواهم شد ،همونجوری که وقتی نقشه های چاقی در ذهن من ساخته شد من خودبخود چاق شدم و کار خاصی نمیکردم ،،من به این روش ایمان دارم ،چونکه کارایی ذهنو خوب میشناسم و چونکه من با کمک ذهنم در قسمتهای مختلف زندگیم تونستم جواب های قوی بگیرم (سلامتی ،روابط،پول،موقعیت های خوب ) میدونم برای لاغری هم جواب میده و جواب هم داده و من خودم یکی از بچه های شگفتی سازم ولی میخوام که بیشتر از این متناسب بشم و در این راه ادامه خواهم داد ،واقعا که  لاغر شدن از طریق ذهن آسونترین کار دنیاست ، دیروز داشتیم با دوستم از جایی برمیگشتیم بهش گفتم ،ما چقدر خوشبختیم ،هر چیزیو میخواییم با کمک ذهنمون بدست میاریم ، الان چقدر راحتیم ،رژیم نداریم ،غم چی بخورم چی نخورمو نداریم ،لاغر میشیم  ،از  چاق شدن نمیترسیم یا حداقل خیلی کمتر شده ،هر وقت دلمون خواسته شام رستوران رفتیم ،نهار رستوران رفتیم ،هر چی دلمون خواسته خوردیم ،تو سفرهامون ممنوعیات و محدودیت  غذایی نداریم ، اگر قبلا بود منکه شام تعطیل بودم ،غذام باید خاص و رژیمی و آبپز بود ووووو  و چقدر خدارو شکر کردم برای آشنا شدنم با استاد عزیز و این روش ،،،باید انقدر با خودمون صحبت کنیم و تغذیه مناسب به ذهنمون بدیم که اون اطلاعات قدیمی در ما کمرنگتر بشه ،،دیروز که در موقع استراحت تمرینه یک اجرای رقص با دوستانم نسشته بودیم و چای و بیسکویت میخوردیم ،یکی از دوستانم بهم گفت فریده من تو رژیم سخت هستم و نیاز دارم حتما حتما ۵ کیلو دیگه اضافه دارم کم کنم ،بهم گفت تو چند کیلو لاغر شدی ؟ گفتم روش ما وزن کشی نداره ،فقط آرامشه و تغییر و لاغر شدنه ،،تعجب کرد گفت پس از کجا میفهمید چقدر لاغر شدید ؟ گفتم مهم رضایت من از خودمه ،در ضمن بر اساس تجربیات قبلی من از لاغر شدنم و سایزی که داشتم ،الان فکر میکنم ۱۵ کیلو رو کم کرده باشم ،،انگار داشتم داستان تعریف میکردم ،باور نکرد گفت نه من باید خیلی زود ۵ کیلو کم کنم 😊 اونجا بود که کلی از خودم راضیتر شدم ،،بنده خدا ناراحت بود میگفت چرا سالنمون ترازو نداره که ما مدام خودمونو وزن کنیم 😄 نمیدونه ما یکسالو نیمه کابوس ترازو برامون تمام شد و رفت ،،وقتی تو مسیر لاغری با ذهن هستیم باید مطمئن باشیم بهش ،مثلا وقتی میخواییم بریم اصفهان و از جاده ای که توش هستیم مطمئن شدیم ،دیگه مدام شک نمیکنیم ،مسیرو میریم و میدونیم چند ساعت دیگه اصفهانیم ، تو مسیر لاغری با ذهن هم باید قدرتمندانه ادامه بدیم به پشت سرمون نگاه نکنیم فقط بریم و جاده محکمی بسازیم ،مسیر ذهنی بسازیم مثل همون مسیر ذهنی چاقی ،،البته زمان میبره ،صبر میخواد ،آرامش میخواد ،اعتماد میخواد ،عشق میخواد و بدونیم که مادر تمام موفقیت ها تکرار و استمراره  ،،در اصل ترس ما از چاقی بخاطر شکست های قبلیمونه ،انقدر قبلا شکست خوردیم که اعتماد نداریم ،ذهنمون میگه بازم لاغر میشه و برمیگرده ،هر چقدر تجربه شکست داشته باشیم ترس هامون بیشتره ،ولی باید هر روز به خودت بگی که من الان در مسیر صحیحی هستم که قبلا بوسیله هزاران نفر و همچنین خودم تست شده ،یعنی من خودمم نتیجه گرفتم ولی منفی باف من میخواد منو متوقف کنه از ادامه دادن و میخواد ناامیدم کنه ،نباید تغذیه ش کنیم ،تغذیه ش چیه ؟ دل به دل منفی بافمون دادنه ،بهش گوش دادنه ،تحت تاثیر منفی باف قرار گرفتنه ،باید با خودمون مرتب صحبت های خوب و مطمئن کننده داشته باشیم ،مدام موفقیت های قدیم و جدیدمونو به خودمون یادآوری کنیم ،بگیم که ما چقدر قوی بارها کارهای بزرگ انجام دادیم ،ما بارها لاغر شدیم حتی با روش اشتباه ،ما تونستیم رانندگی یاد بگیریم ،ما تونستیم ورزشیو یاد بگیریم ،ما تونستیم خونه دار بشیم ،ماشین بخریم،تونستیم دوچرخه سواریو یاد بگیریم ،تونستیم زبان دومیو یاد بگیریم ،تونستیم سفرهای عالی بریم ووووو و گفتن این موفقیت ها مارو به مسیر موفقیت های بیشتر هدایت میکنه ،،،باید به خودمون بگیم که ما همونی بودیم و هستیم که بارها شکست خوردیم و چاق شدیم ولی شجاعانه مجدد اقدام کردیم ،ما همونی هستیم که ۱۵ ماهه هر روز فایل گوش دادیم ،خوندیم ،نوشتیم و خواستیم که تغییر کنیم ،این نشون میده ما با ۹۰ درصد آدم ها تفاوت داریم پس جواب متفاوت مال ماست ،زندگی راحتر با قوانین عالیتر حق ماست ،ما اگر خودمونو و عملکردهامونو متفاوت ببینیم ،جهان هم مارو خاص میبینه ،اونوقت به  موقعیتهای عالیتر هدایت میشیم ،ما که از همون مسیرهای قبلی نمیریم  ،پس ما لایق رسیدن و تجربه کردن بدن زیبا هستیم ،اگر ما متناسب نباشیم کی باشه ؟   خدارو شکر میکنم که با هر بار گوش کردن و نوشتن ،این باورسازی ها در من محکمتر میشن و من قویتر با حال بهتر از مسیرم لذت میبرم ،،،  اگر محتویات ذهنی ما بیشتر بسمت منفی ها باشه ،ما به همون سمت ،کشش بیشتری داریم ،یعنی مسیرش از قبل برامون وجود داره برای همین راحتر لیز میخوریم در مسیر شکست بیشتر ،قبلا راه چاقی برامون ساخته شده ،پس کار سختی نیست که بخواییم برگردیم به چاقی ،،در ما مسیر لاغری مسدود شده بوسیله افکار و شنیده و قبول کردنشون ، ،پس ما بسمت باورها و عقاید خودمون کشیده میشیم ،حالا افکار و مسیرهای قبلی خوب نیست و نبوده ،عوضش میکنیم و مجدد راه جدید برای خودمون میسازیم و در مسیر جدید ،خود جدیدی میسازیم و لذتشو میبریم😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      ۱۴۰۰/۰۲/۱۱ ۱۳:۳۷
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,003 کلمه

      سلام استاد ودوستان گرامی
      گام ۷۲ چرا ترس از چاق شدن مارو چاق میکنه اما ترس از لاغر شدن ما رو لاغر نمیکنه
      چرا ادم وقتی ی فکر منفی ی فرکانس منفی میفرستهدی جورایی زود وارد زندگیش میشه اما وقتی فکر خوب داره اگاهانهوتصمیم میگیره به نکات مثبت فکر میکنه احساسشو خوب میکنه اون موضوع به سرعت اتفاق نمیافته
      چرا چه دلیلی داره وقتی ما بخوایم فکرمونو تغییر بدیم در موضوع مثبت وارد بشیم احساسمونو بهتر کنیم چرا انقد زمان میبره تا اون اتفاق وارد زندگیمون بشه
      چرا اتفاقات بد زود وارد زندگیمون میشن اما اتقات خوب زود وارد زندگیمون نمیشن
      وقتی ما از چاقی میترسیم وخیلی راحتر چاق میشیم چرا چونکه ما از خودمون باورمون  برامون منطقیه برامون باور پذیر ووقتیهم رخ میده اصلا تعجب نمیکنیم ی جورایی منتظریمدکه چاقتر بشیم بخاطر همین ترس از چاق شدنه مارو به سمت چاقی هدایت میکنه وما یجورایی منتطریم که چاق بشیم واینها مجموعه افکار مثلا ی فکرمون اینکه من خیلی راحت چاق میشم ابم بخورم چاق میشم تحرک ندارم چاقمیشم این افکار طی چند سال در ذهن ما وجود داشته وخیلی پرنگ شده بر اساس تکرار اون افکار واین باورهای چاقی در ما ایجاد کرده اصلا مسیرش از قبل مشخص بوده واین افکار وباورهای اشتباه همون مسیر چاقی هستند حالادوقتی ما از چاقیرمیترسیم مسیرشم که امادهست با هم هماهنگ میشن وحرکت میکنن وما انتظارمون اینکه چقدر چاق میشیم ۶ ماه بعد چقدرقرار چاق بشیم مسیرش در در ذهن ما از قبل بوده ترس هم میاد واون مسیر به حرکت در میارهدوما چاق میشیم اما ترس از لاغر شدن چرا مارو لاعر نمیکنه برای اینکه مسیر لاعری در ذهن ما وجود نداره برای اینکه ما انتظارمون از لاغر شدن به اندازه چاق شدن نیست یعنی فردیکه اضافه وزن داره انتظارش تصورش از خودش اطمینلنش از خودش باورش از خودش اینکه چاق شدن خیلی اسونه ولی لاغر شدن سخته چرا چون باورش چون باورش اینکه فکر میکنه اگر بخواد لاعر بشه باید ی سری محدودیتها داشته باشه برنج ونون شکلات اینارو نباید بخوره صب زود بیدار بشهدورزش کنه بنابراین ترس از لاعر شدن پیدا میکنه ولاعر نمیشه حالا ترس از لاعر شدن چرا باعث لاغری نمیشه چون باورمون انتظارمون الاغر شدن نیست وگرنه حتما لاعر میشیم مثل دوستمون که دوره شرکت کرده خیلم خوب عمل کرده به وزن ایده الشم رسیده در صورتیهکه غداش کمتر نشده ولی بخاطر اینکه از وزن ایده الش کمتر شده شروع کرده به یکم بیشتر خوردن که کار اشتباهی بوده چون نمیخواسته بیشتر از وزن ایده الش لاغر بشه ودیگرانم بهش میگن خیلی لاعر شدی بسته دیگه یواش یواش ترس از لاعر تر شدن در او ایجاد شده وروند لاغر شدنش بیشتر شده چرا از لاغر شدن ترسیده وباور کردهدبود که خیلی راحت میتونه لاعر بشهدودر مسیر ها وفرمولها در ذهنش خوب شکل گرفتهوبودهدتنها ترس از لاغر تر شدن باعث شده که بیشتر از انتظارش لاغر بشه وتنها چیزیکه در این شرایط باید بدونیم اینکه نباید بترسیم باید به جسمت وذهنت اطمینان داشته باشی همون جسمی که سلول سازی پلک زدن کنترل میکنهتاسب اندامم بسپار به اون وهیچ کاری نداشته باش باید فراموش کنی تا به نتیجه برسی وما هم باید اینجوری باور سازی کنیم در دهنمونوشما وقتی دستت میبره شما تایین نمیکنید اینجا چقدر سلول نیاز داره برای ترمیموکاری ندارید فقط مطمینی که جسمت خودش همه کار رو انجام میده ودست تو خوب میشهدر مورد جسمتم همین طور کاری نداشته باش اطمینان کن که جسمت از عهده لاغریم برمیاد همینجور که برای نفس کشیدنت نگران نیستی برای پلک زدنت نگران نیستی نگران تناسب اندامتم نباش وجسمت رها کن تا موفق بشی وچون این دوستمون از قبل فرمولهای ذهنش در مسیر لاعری قرار گرفته بودوکاملا باور داشت که میتونه لاعر بشه وبه وزن ایده الشم رسیده بود اما متاسفانه ترس از لاعر شدن انو به سمت لاعری بیشتری میبرد واین اتفاق برای افراد چاقم رخ میده اما به شکل برعکس یعنی افرادیکه اضافه وزن دارن از قبلم که مطمینن که چاق میشن چون فرمولهای ذهنیشون اینو میگه وچون مغز ی سری اطلاعات توشه که ما نمیتونیم خارج از اطاعات معز فکر کنیم ومغز نمیتونه به چیزی جز چاقی فکر کنه ووقتی دهنمون پر از اطلاعات چاقیه ما نمیتونیم به لاعرشدن فکر کنیم ومنم همینطورم تا حالا نتونستم به لاعری فکر کنم بنابراین زمانیکه ما از مطالب اموزشی استفاده میکنیم یواش یواش میاییم اطلاعات لاعری رو به مغزمون میدیم وباپررنگش میکنیم وذهن از اطلاعات جدید استفاده میکنه همون روندیکه در چاقی صورت گرفت حالا در لاعری صورت میگیره وبه همین دلیل که ترس از چاقی مارو به سمت چاقی میبره وترس از لاعری ما رو لاغر نمیکنه چون از قبل اطلاعاتش تو مغز مانیست وما نمیتونیم لاعر بشیم وچون تمیتونیم پس به لاعریم فکر نمیکنیم واطمینان نداریم که میتونیم لاعر بشیم واین ترس در تمام وارد زندگی صدق میکنه واگر در زندگی شما از هر چیزی بترسی چون اطلاعاتشم در دهنت هستدچرا میترسی چون از قبل اطلاعات به معزت دادی با نگاه کردن به کلیپ ویا از طرف خانواده بعصی از ما علاقه داریم که کلیپهای حوادث دنبال کنیم واینا دارن اطلاعات به معزت میدن واولین واکنش چیه ترس که نکنه این وارد زندگیمون بشهه وچون دهنم مملو از این اطلاعاته بعد چکار میکنه شروع میکنه از مراقبت از خودش قفل فرومون میداره دزدگیر نصب میکنه دوربین میدارهداما وقتی جهان بخواد اتفاقی وارد زندگیت کنه دیگه دوربین دزدگیر کاری از دستشون بر نمیاد وچون میترسی وهزاران کلیپم دیدی که به راحتی دزدی میکنن بعد میترسی واکنش نشون بدی راهکار برای جلوگیری ازش ارایه میدیراین بلا سرت میاد واون افرادیکه با قانون جدب اشنا هستند وومثبت نگری میکنن پس از یک هفته میکم پس چرا چزی نشد دلیلش اینکه شما هنوز مسیری در دهنت ایجاد نشدهدشما تازه داری شروع میکنی مسیر درست کردنواما اگر به چیزهای منفی فکر کنی از قبلم اطلاعات هست در دهنت وخیلی راحت وارد زندکیت میشه اما وقتی به چیز خوب فکر کنی از قبلم اطلاعات در دهنت نیست شما تاز ه داریر اطلاعات چمع میکنی وبه دهنت میدی پس انتطار نداشته باش که چرا خبری نشد یک هفته کلیپ ندیدی کنترل کرون خبر گوش ندادن اتفاقی نمیافته زمان میبره اطلاعات وارد بشه دخیره بشه وجهان پاسخ شمارو بدهد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۴ ۲۰:۱۱
      مدت عضویت: 2560 روز
      امتیاز کاربر: 10160 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,999 کلمه

       فایلی که استاد چند روز پیش گذاشتن این عنوان رو داشت که :

      ترس از لاغر شدن مانع لاغری میشود .

      و اما سوال یکی از دوستان درمورد این عبارت :

      چرا ترس از چاق شدن باعث چاقی میشود اما ترس از لاعر شدن باعث لاغری نمیشود ؟؟؟

       کلا چرا وقتی یه فکر منفی داریم خیلی زود به واقعیت تبدیل میشه و تبدیل به اتفاق بد میشه اما اگر احساس خوب داشته باشیم و فکر مثبت داشته باشیم زود به واقعیت تبدیل نمیشه  و باعث اتفاق خوب نمیشه .

      فکر کردن به یک چیز خوب  باعث اتفاق خوب میشه اما نیاز به کار کردن داره برای خیلیها   و فکر کردن به چیز بد باعث اتفاقعای بد میشه و در خیلیها   به راحتی اتفاق میفته  (و اما اینجا هست که نتایج برای افراد فرد فرق میکنه و هر کس زندگی متفاوتی رو  از بقیه تجربه میکنه و  هر کس بستکی به محتوای ذهنیش  نتیجه میگیره  و به قول استاد از کوزه همان تراود که درون اوست )

      وقتی ما از چاقی میترسیم راحت تر چاق میشم چرا ؟؟ چون برای ما باور پذیر و منطقی هست و اصلا یه جو رایی منتظرش هستیم که چاقتر بشیم  پس همینکه ما منتظریم 

      و  افکار و باورهای محکمی  هم در مورد چاقی  در ذهنمون  داریم مثلا :

      چاق شدن راحت هست 

      من آب بخورم چاق میشم 

      همه ی این افکار در کنار ترس از چاقی    باعث  چاقی بیشتر ما میشه (در واقع وقتی ما مسیری رو چندین بار رفته باشیم و در ذهنمون  برامون باور پذیر شده باشه که ما میتونیم  به راحتی به  اون مسیر  برسیم و در کنار اون کلی احساس هم  به اون مسیر بدیم  کار رسیدن  به اون مسیر رو خیلی  برای ما راحت میکنه پس تو جه کردن و یا همون احساس به خرج دادن برای هر مساله ای رسیدن به اون رو راحت تر میکنه پس تا میتونید به خواسته ها توجه کنید و به  ناخواسته ها  توجه نکنید .و منتظر هر چیزی در زندگی باشید همون برای شما به وحود میاد مهم نیست چی رو دوست  داری مهم این هست باور شما چی هست در این زمینه یا همون انتظار شما چی هست در این زمینه :

      من باور دارم به زودی به وزن جدیدم میرسم مثل آب خوردن چون لاعری با این روش حدید  آسون هست چون به جسمم اضافه غدا نمیدم و دارم لاغری رو یاد میگیریم و ذهنم که چاق بوده داره لاغر میشه و پر از افکار لاغری میشه که  لاغر شدن یه نیاز هست مثل بقیه نیازهای تو که تو داری اون رو با دست خودت تامین میکنی اما من مواظب تو هستم که صرف انرزی جسم تو بشن نه چربی  و این خوردنها برای بدن تو نیاز هستن  که تو زنده بمونی و سالم باشی که این خوردنیها باعث شادابی و جوانی تو میشن و …  )

      پس تمام  باور ها و ا فکار اشتباه من  در مورد  چاقی، مسیر چاقی  من هست و همینکه من میترسم  از چاقی دیگه باعث میشه خیلی راحت این دو  چفت بشن و اتفاق بیفتن و من قبل از اینکه  از چاقی بترسم خوب میدونستم من دارم  هر روز چاق تر میشم پس مسیرش از قبل در من وجو داشته  با باورها و افکار محکم و ترس از چاقی یک چاشنی کوچیک برای اون مسیر بوده که من چاقتر بشم (من خودم در گذشته  کلی افکار و باورهای چاقی داشتم که هر چی بخورم چاق میشم به راحتی چاق میشم و من هر روز دارم چاقتر میشم و اینقدر ترس و نفرت از چاقی در من به وجود اومده بود که باعث شده بود روند چاقی خیلی راحت برای من اتفاق بیفته  و  من هر ماه با کلی تلاش کردن و زجر کشیدن اما  چاقتر بشم و این خیلی  من رو اذیت میکرد و اما حالا باور دارم لاعر شدن آسان هست و پاسخ  دادن به یکی از نیازهای جسمم هست و با فکر کردن به لاغری و توجه کردن به اون  خیلی  هم خوشحال میشم و با دیدن هر فرد لاعری به خودم  میگم من هم  دارم لاعری رو آموزش میبینم و کلی تو نستم مهارت پیدا کنم و وزن کم کنم و به زودی منم هم مثل ایشون در وزن ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ قرار میگیرم  )اما مسیر لاغری در ذهن ما وجود نداره یعنی فردی که اضافه وزن داره انتطارش از خودش این هست که  لاغر شدن خیلی سخت هست و نیار به رنح  داره ولی چاق شدن راحت  هست پس در اونها  انتظار  لاغر شدن نیست .(بله منم قبلا بارها میگفتم چاق شدن راحت هست اما لاعر شدن سخته و نیاز به تلاش و محدودیت داره  اما حالا بارها به خودم میگم لاعر شدن آسان و راحت هست و حالت طبیعی بدن من هست و بدن من تمام تلاشش این هست که من رو لاعر کنه و به سمت متعادل شدن حرکت کنه مثل نشست و برخاست من مثل راه رفتن من مثل نفس کشیدن من مثل ضربان قلب من ،من به راحتی لاغر میشم  و من بدون هیچ فعالیت خاصی و کار خاصی مثل تمام متناسبهای اطرافم در وزن جدید ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ قرار میگیرم  و اتوماتیک  به نیاز جسمم پاسخ میدم و انتظارم از خودم لاغری هست )

      و اگر واقعا مسیرهای لاغری در ذهن ما باشه و ما باور و فرمولهای لاغری رو ایجاد کنیم با هر ترسی از لاغری بیشتر شاید ما لاغر تر بشیم .و افراد چاق دقیقا معکوس این قضیه هستن .(این اتفاق خیلی کم شاید رخ بده البته  در مثالی که استاد زدن  یکی از هنر جوها  با ترس از لاغری لاعری بیشتر  رو تجربه کرده بود ولی بازم در اینجور مواقع باید به جسممون  اعتماد کنیم   و ترسی نداشته باشیم )

      باید به  جسممون اعتماد کنیم و بگیم همین جسم ما که داره به راحتی  فعالیتشها رو انجام میده پس  میشه لاغری رو هم به اون سپرد و اون خوب از پسش،بر میاد 

      همانطور که وقتی دست ما میبره ما نمیاییم بگیم حالا چطور بدن من خوبش میکنه؟ احتیاج به چند سلول هست برای ترمیم ؟؟؟و  فقط مطمعنم که بدن من ترمیمش میکنه و خوب میشه پس تو هم نگران نباش و اعتماد کن و  همانطور که برای نفس کشیدن خودت نگران نیستی و یا برای   پلک زدن و گوارش و سلولسازی خودت نگران  نیستی نگران این قضیه  هم نباش و کاری به چطورش نداشته باش فقط اطمینان کن و اعتماد کن به جسمت  .(من فقط باید به هدفم فکر کنم و ک‌اری به جطور رسیدنش نباید  نداشته باشم که چطور بهش میرسم از هر راهی  که میخواد برسه برسه کاری بهش نداریم فقط اعتماد کن و بهش فرصت بده خودش به خوبی کارش رو انجام میده تا حالا شده بگی من فردا چطور نفس بکشم و یا پلک بزنم و یا ….نه خیلی برای ما فعالیتهای عادی هستن پس لاغری هم به همین راحتی در ما به وحود میاد اگر به اون اطمینان کنیم و با فکر کردن به  چطور لاعر شدن ما در این مسیر ؟ برای خودمون مانع درست نکنیم )

      کلا مغز ما یه سری اطلاعات داره مثلا اگر مغز ما پر از اطلاعات چاقی باشه به چاقی می رسیم   و نمیشه پر از اطلاعات چاقی باشه ولی  به لاغری برسیم   .(باید افکار ما با خواسته ی ما همسو باشن پس باید اطلاعات درست با خواسته به ذهن بدیم و ذهن و خواسته رو همسو کنیم تا نتیجه ی عالی بگیریم پس ورودی و اطلاعات مخزن خود مون رو باید کنترل کنیم و هر چیزی واردش نکنیم تا به خواسته ها برسیم و به هر چیز توجه کنیم  زودتر میرسیم )
      >ترس از چاقی ما رو به سمت چاقی میبره و اما ترس از لاعری ما رو به سمت لاغری  نمیبره چون اطلاعات لاغری در ذهن ما وجود نداره و تازه مانع لاغری ما میشه .(اخه فرد چاقی که از بچگی چاق بوده و یا از سنی به بعد چاق شده و دیگه لاعری رو تجربه نکرده و یا هر فرد چاق دیگه که جسمش نشون دهنده ی افکار و اطلاعات مخزنش هست که اونجا چاق و پر از اطلاعات چاقی هست چطور ممکنه با ترس خالی به لاعری برسه ترس چاشنی راه هست اما به تنهایی در رسیدن به مقصد کمک  ما نمیکنه و اول باید ذهن این فرد لاغر بشه با اطلاعات  و فرمولهای لاغر کننده  داشته باشه و بعد با توجه کردن و احساس به خرج دادن ما  به لاغری برسیم و محال ممکنه ما فقط با ترس به لاعری برسیم من که بارها لاغر شدم و سالها به زور در لاغری خودم رو نگه داشتم  یکم ذهنم مسیرهای بهتری برای لاغری داره  و در دهنم چیز محالی نیست فقط ممکنه مانع هایی باشه که نزارن من برسم و باید اونها رو بر طرف کنم مثلا بارها به خودم بگم لاعری بسیار آسان هست و یا من در لاعری بسیار زیبا و جداب میشم مثل عکسهایی که از خودم دیدیم و یا  روند لاغری رو من هر روز در جسمم تجربه میکنم و هیچ وقت روندش متوقف نمیشه همانطور که نفس میکشم هر روز و یا پلک میزنم هر روز پس هر روز هم لاغر تر میشم  و همین ترس از لاغر شدن به خاطر هر دلیلی مثلا ضعیف میشم زشت میشم و یا بیمار میشم و … مانع رسیدن ما به لاعری هم میشن پس ترس الکی از لاعری نداشته باشیم و با حال خوب به اون تصویرهای لاغری خودمون که داریم نگاه کنیم اگر نداریم درست کنیم تا به لاغری برسیم  من کلی عکس از خودم در وزن ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ دارم و هر بار نگاه میکنم به جسمم و چهره ام لذت میبرم و میدونم دوباره به دستش میارم )

      و حالا کسی که همش کلیپ سرقت و دزدی و بیماری و خیانت نگاه میکنه داره به ذهنش میگه من میترسم و در ذهنش کلی از این اطلاعات دخیره میکنه و  با دیدن و در موردشون حرف زدن ذهنش رو پر از اطلاعات غلط  میکنه و این فرد شروع به مراقبت از خودش میکنه و میخواد  از این اتفاقات جلوگیری کنه اما ترس از اینکه مبادا من گرفتار بشم  باعث میشه تو به دامش گرفتار بشی حالا نه صد در صد ولی پیش میاد از قدیم گفتن از هر چی بترسی سرت میاد .(کانون توجه ات و تمرکزت رو بر روی چیزهایی که دوست داری بزار تا همون جنس اتفاقها برای تو به وحود بیاد  و تجربه اشون کنی و اگر خودت رو در گیر افکار و حرفها و کلیپهای بد و منفی کنی اول اینکه مدارت پاسین میاد چون   احساست بد میشه و بعد اینکه  تو با این کار ایمانت و توکلت کمتر میشه و  از خدا دورتر میشی و تو اتفاقهای بدتر رو تجربه میکنی و از نعمتها دورتر میشی  )گه تو به موضوعات منفی توجه کنی چون از قبل اطلاعات  منفی داری راحت جذبشون میکنی ولی اگر به مو ضوعات مثبت توجه کنی چون از قبل اطلاعات نداری به راحتی جذبشون نمیکنی اتفاقهای خوب رو .

      خالق سرنوشت خودت باش نه بازیگر زندگی خودت  و به جای  بازیگر بودن کار گردان زندگی خودت باش (خیلی که وارد این دوره های قانون جدب میشن گله دارن چرا این همه مراقبه میکنیم اما راحت به اتفاقهای خوب نمیرسیم چون هیچ راهی و مسیری  از اون افکار خوب که داری در ذهن شما وجود نداره چون  اطلاعات شما در اون خصوص کم هست چون دیده ها و شنیده های ما در اون خصوص کم هست چون با کسی در موردشون حرف نمیزنیم و جایی چیزی نمیشنویم و نمیبینیم پس تا میتونید در این سایت برای لاعری خودتون بنویسید و بخونید و اگاهی کسب کنید  تا زودتر موفق بشید  البته با احساس خوب داشتن و عمل کردن که دو ابزار مهم در رسیدن به خواسته ها هستن من دوست دارم اول خالق جسمم باشم بعد خالق بقیه ی زندگیم با شم من با خلق کردن  هر چیزی حالم و احساسم و ایمان و توکلم و ارامشم و شادیم ببشتر و بیشتر میشه و ادامه ی زندگی برای من بسیار راحت تر میشه و من میتونم یک زندگی عالی رو تجربه کنم فارغ از تمام اطرافم و دنیای پیرامونم و شرایطم و من الان دارم با این سبک زندگی میکنم و هر روزم رو  برای خودم طوری که دوست دارم  خلق میکنم و میسازم و لدت میبرم پس من همین الانم خالق  و کار گردان زندگی خو دم هستم )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 23 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۱/۱۶ ۰۹:۴۴
      مدت عضویت: 2511 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 842 کلمه

      سلام🙂
      فایل فوق العاده ای بود و خیلی درکش برای من لذت بخش بود
      من قبلا این فایل رو دیده بودم و وقتی به سوال مربوط به فایل رسیدم که چرا ترس از چاقی باعث چاقی بیشتر میشه ولی ترس از لاغری باعث لاغری نمیشه
      این جواب در ذهنم مرور میشد که چون مسیر چاقی از قبل در ذهن ما وجود داره
      با توضیحات عالی شما باز هم بیشتر درک کردم که اره درسته
      خوب حالا بعنی چی که از قبل مسیرش وجود داره؟ یا اصلا مسیر چاقی چطوری در ما بوجود اومده؟
      در جواب باز هم میرسیم به همون اطلاعاتی که در مغز ما وجود داره و این اطلاعات از طریق دیده ها و شنیده ها و سایر حواسمون که همون ورودیهای مغزمون هست وارد مغز و ذهن ما شده
      میبینیم که باز هم موضوع ورودیها چقدر مهمه و اینکه ما تمرکزمون در طول روز روی چه موضوعاتی هست چقدر حائز اهمیته
      ساعتها و لحظه های زندگی ما چطوری دارن سپری میشن وما هر لحظه چه چیزی رو داریم به عنوان خوراک به ذهنمون میدیم
      همین برآیند توجهات ما هست که داره احساسات و عواطف رو در ما بوجود میاره و باز خود اون احساسات فکرهای مشابه رو شکل میده و در واقع در یک سیکل قرار میگیریم که این دو همدیگه رو تقویت و تشدید میکنن
      فکرهای ما از کجا میان؟
      افکار مرور همون اطلاعاتی هستن که در ذهن ما ذخیره شدن همون هایی که ما با توجه و تمرکزمون وارد مغزمون کردیم
      پس به هر چیزی توجه کرده باشیم دیده باشیم و شنیده باشیم مخصوصا اگه تکرار شده باشه یا به نوعی احساسات ما رو درگیر کرده باشه در مغز ما هم به عنوان فرمول ذخیره میشه و مرور اونها میشه افکار روزانه ما
      بیخود نیست که میگن ۸۰ درصد افکار ما همان افکار تکراری روزهای قبله
      چون ما اونا رو وارد کردیم و مرتب هم تکرارش کردیم به طوریکه حتی اگه در اون لحظه چیزی رو نمیبینیم و نمیشنویم داریم در مغزمون همونا رو مثل یه فیلم تکراری به صورت فول اچ دی مرور میکنیم
      اون افکار هم اگه خوب باشن و مثبت احساس خوبی هم در ما بوجود میارن و احساسات خوب افکار خوب بیشتری رو بوجود میارن و اگه افکار منفی باشن احساسات بد مثل ترس و نگرانی و احساس گناه خشم و….رو بوجود میارن و باز همون احساسات سطح پایین منجر به افکار منفی بیشتری میشن
      خوب اکثر ما اطلاعاتی رو از بچگی به مغزمون دادیم که همگی منفی بوده چه در مورد چاقی چه در موارد دیگه مثل اینکه چاقی ما ژنتیکی هست ما هر چی بخوریم چاق میشیم غذاها ما رو چاق میکنن شیرینیها ما رو چاق میکنن غصه ما رو چاق میکنه غذاهای چرب و شور چاق میکنن چرب و شیرین چاق میکنن چاقها ناتوانند چاقها اراده ندارن هیچ روشی نمیتونه برای همیشه لاغر کنه خدا برای ما اینجوری خواسته تیرویید چاق میکنه داروها چاق میکنن بی تحرکی چاقی میده خواب زیاد باعث چاقی میشه یا صورت تپل خوشگلتره ادم هیکلی هر چی بپوشه به تنش قشنگه و…… هزاران دیده و شنیده ای که از بچگی از مزتبگیای چاقی و علتهای چاقی و آه و ناله ناشی از چاقی ما وارد مغزمون کردیم خوب همینا شده مسیر چاقی که ما در مغز و ذهنمون ساختیم حالا ترس از چاقی هم که خودش یه احساس قوی هست که همراهش یه عالمه فکر چاق کننده هم هست اضافه میشه و سوار میشه برموج چاقی که در ذهن ما است
      خوب نتیجه جز چاقی بیشتر چی میتونه باشه؟؟؟؟!!!!🤨🤨🤨😮😮😮
      خوب حالا لاغری در ذهن ما چقدر مسیر داره؟ معمولا هیچی یا یه جاده به باریکی نخ مو
      همینه که ترس از لاغری روی این جاده باریک کاری از پیش نمیبره
      خوب حالا لاغری با ذهن چیکار میکنه؟ داره با دادن اطلاعات درست که اتفاقا با احساسات مثبت مثل شادی اعتماد به نفس ایمان حال خوب و امید هست کم کم یه مسیر میسازه و اینه که ساخت این مسیر زمان میبره هر چه زمان بیشتری برای قرار دادن ذهنمون در مسیر لاغری بذاریم و هرچه جلوی ورودی های منفی و اطلاعات بدرد نخور و منفی از محیط و جامعه که ۹۰ درصدش هم به ما مربوط نیست رو بگیریم این جاده بهتر و محکمتر ساخته میشه و به مرور افکاری که در ذهن ما مرور میشه بیشتر حال و هوای لاغری رو میگیره و این افکار احساسات خودش رو هم برمی انگیزه احساساتی مثل امید به لاغر شدن، ایمان به مسیر انگیزه و اشتیاق به ادامه مسیر و همین احساسات افکار لاغری رو تقویت میکنن و اینجاست که انتظار لاغری در ما شکل میگیره اونوقت از چاق شدنمون هم دیگه ناراحت نیستیم چون میدونیم در مسیر درست هستیم و این چاقی خیلی موقت و گذراست و لاغری چیزیه که وجود و ذات و طبیعت ما است و ما هم داریم به سمتش میریم
      و چقدر جالبه که ذهن این قدرت رو داره که وقتی مسیر لاغری رو به خوبی شکل داد اونوقت ترس از لاغری بیشتر باعث لاغری بیشتر میشه😊
      واقعا درک این آگاهیها با دریافتش خیلی متفاوته و خیلی خیلی شیرینتره و فاصله دریافت تا درک فقط و فقط با ادامه دادن کم میشه
      خدا رو شکر میکنم به خاطر هدایتم به این مسیر و به خاطر اینکه اتش این اشتیاق به یادگیری رو در وجودم نهاده 🙏🙏🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار shahrbanou1346
        ۱۴۰۰/۰۱/۲۵ ۱۴:۵۶
        مدت عضویت: 2300 روز
        امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 263 کلمه

        دوست عزیز  از متن زیبای شما لذت بردم ..به این درک عالی  که از موضوع فایل دارید آفرین میگم .

        درکی که  من دارم از اینکه ترس از چاقی منو چاقتر می کنه ولی ترسم از لاغری لاغرم نمی کنه .

        اینه :

        این برمی گرده به تصویری که بعد از این ترس در ذهن ما شکل می گیره .

        وقتی من چاقم  دارم تجربه اش می کنم  خودم می بینمش در آینه هم کاملتر می بینمش  وقتی به  این‌چاقی با هر مقدار حجمی که به بدنم داده ترس از چاقتر شدن اضافه میشه پشت این ترس یک‌تصویر چاقتر از خود در ذهن بوجود اومده .و از اینکه ممکنه  بزودی  به این تصویر تبدیل بشم دچار نگرانی و ترس میشم .

        این تصویر که چاقتر از خودمه با اون احساس ترکیب میشه  و  انتظار قریب الوقوع هم بهش اضافه میشه  نتیجه می ده چاقی بیشتر .

        اما وقتی  من هنوز چاقم و دارم به سمت لاغری حرکت می کنم  چون قبلا  تجربه اش نکردیم ودر حال حاضر هم که اثری ازش نیست پس وقتی ازش می ترسم  منجر به تصویر لاغرتر از حالت فعلیم نمیشه .مهم این تصویره اس که در ذهن تشکیل نمیشه .و چون راجع به لاغری و لاغرها از قبل افکار منفی در ذهن دارم احساس  انتظار هم برای دریافتش ندارم .حالا اینارو بذارم در کنار  عدم باور به  گرفتن‌نتیجه از مسیری که هستم‌  که اگر سعی خودمو نکنم که به باور برسم  همه اینا نتیجه می ده  درجا زدن و لاغر نشدن .  خدارو شکر من با آموزشهای ناب و روزانه در این دوره  روز بروز باورم به کسب نتیجه  بیشتر و بیشتر میشه .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا رضاخانی
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۸ ۰۱:۲۷
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 47957 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      چرا به چاقی فکر میکنیم چاق میشیم ولی به لاغری فکر کنیم لاغر نمیشیم؟
      چون مسیرهای چاقی خیلی واضح ومشخص در ذهن ما هستند وفکر کردن به چاقی چاشنی کوچکیه ما رو در مسیرهول میده ولی مسیرهای لاغری در ذهنت نیست به همین دلیل فکر کردن به لاغری منجر به لاغری نمیشه
      یا مثلا پول یه فرد پولدار روز به روز پولدارتر میشه چون مسیرهای ثروت در ذهنش وجود دارد ولی یه فرد فقیر با فکر کردن به پول پولدار نمیشه چون مسیرهای ثروت دراون نیست
      در تمام مسائل زندگی همینه
      تو داری مسیرهای لاغری و تناسب اندام رو در ذهنت می سازی باید همجوره از فکر کردن به چاقی دوری کنی چون مسیرهای چاقی در تو هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین محصلی
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۶ ۱۹:۰۹
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 21573 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 134 کلمه

      دقیقا همین طوره استاد منقبل از آشنایی با قدرت ذهن در لاغری هر وقت تصمیم می گرفتم رژیم بگیرم از لاغر نشدن وبیشتر چاق شدن می ترسیدم وهمیشه این تصویر همسرم که بهم می گه دیدی گفتم لاغر نمی شی این بنیه توه وتولاغر نمی شی رو در ذهنم مرور می کردم وبااینکه سعی وتلاش زیادی انجام می دادم وخیلی عالی هم وزن کم می کردم ولی همین که دست از رژیم بر می داشتم کم کم مثل قیل چاق می شدم ویا تایه حدی لاغر میی شدم واز یه وزنی به بعد وزنم کم نمی شد وبرام به حسرت تبدیل شده بود تا وارد سرزمین لاغرهاشدم اولین قدم موثرش همین تعهد به نرفتن روی ترازو بیشتر استرس من رو کم کرد وباخیال راحت ادامه دادم ودرام به سوی ایده آلم پیش می رم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mv.abtahi
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۷ ۲۳:۴۰
      مدت عضویت: 2544 روز
      امتیاز کاربر: 250 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 201 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان
      سلام
      این فایل منو یاد مثالی میندازه که هممون تجربه اش کردیم.
      پیدا کردن آدرس خونمون بدون اینکه به خودمون فشار بیاریم.
      چون بارها مسیر خونمونو رفتیم ذهنمون این برنامه ی تکراری رو ثبت کرده و حالا حتی قادر به فراموش کردنش هم نیستیم
      ولی برای رفتن به یک مکان جدید باید دقت و توجه و تمرکز زیادی به خرج بدیم که البته انرژی بیشتری میبره ولی چون خوب دقت میکنیم و به خاطر میسپاریم دفه ی بعد راحت تر پیداش میکنیم
      وقتی به ترسهام نگاه میکنم میبینم این آدرسو بارها اومدم و راجت میترسم ولی برای یک مسیر فکری با ایمان هر بار باید خودمو با تمرکز متقاعد کنم به همین خاطره که تکرار ترسها باعث شدن اون اتفاقات زودتر رخ بده….
      به همین حاطره که در سنبن ابتدایی زندگی ما خواسته هامون خیلی راحت برآورده میشه وبعد در حین بزرگ شدن یاد میگیرییگیریم که باید چقدر به موانع برخورد کنیم و چقدر باید بترسبم و و بیشتر عقب نشینی رو یاد میگیریم تا پیشروی و شجاعت..ولی به لطف آموزش پذیر لودن ذهن میشه دوباره به ذهنمون دستورالعمل بدیم….میعنی باورم نمیشد یه روزی برسه که من اینقدر به راحتی لاغر بشم و با لاغری بمونم خداذوشکر به خاطر این آموزش.
      خیلی ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۷ ۱۰:۱۵
      مدت عضویت: 2619 روز
      امتیاز کاربر: 21568 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,390 کلمه

      چرا ترس از لاغری باعث نمیشه لاغر بشیم 

      کلمه ترس وترسیدن از هر موضوع یا رویدادی در زندگی باعث ترمزی در در همان جنبه از زندگی میشود 

      ترس یکی از ریشه ایی ترین افکار اشتباه در ذهن انسانهاست 
      این افکار اشتباه از کودکی به ما تلقین شده و این مسعله ربط به افکار اشتباه والدین دارد که ترس از هر موضوعی را باعث حفظ ونگهداری از مشکلات نادیده آینده میپنداشتند مبحث ترس در روانشناسی مبحثی بس گسترده است که اکثر ناموفقیت های زندگی انسانها به آن بستگی دارد واین ترس داشتن از هر موضوع در زندگی بیشتر ازخود آن موضوع در زندگی عملکرد دارد 
      ترس واضطراب ونگرانی زنجیره های به هم پیوسته ایی هستند که در روح انسان باعث تشویش و دلهره میشود  
       

      چه زمانی میشود بر ترس های درونی غلبه کرد ؟؟؟ 

      زمانی میتوانیم بر ترس درونی غلبه کنیم که با آن ترس روبه رو شویم  چون تا وقتی با آن روبه رو نشویم خود ترس از آن موضوع بزرگتر از خود موضوع در ذهن ما جلوه میکند آن هم به این دلیل که ذهن کلا بزرگنمایی را دوست میدارد وچون تشخیص ندارد نمیداند آیا این حس الان برای ما خوب است یا بد برای همبن بزرگتر از خود موضوع در ذهن ما جلوه میکند 

      آیا ترسیدن خوب است یا مضر است ؟؟؟ 

      ترسیدن یک حس خدا دادی است که در انسان نهاده شده تا در مواقع خطر انسان بتواند از آن حس برای حفظ جان خود ودیگر عوامل نزدیک به خود را بکار ببرد در این مواقع حس ترس برای انسان لازم است ولی انسان به دلیل نجوایی شیطانی که در ذهن دارد  ازاین حس به درستی نمیتواند استفاده کند زیرا شیطان هم یک اسلحه بنام ترس را دارد  که برای پیش برد اهداف خود که همانا نرسیدن آرزوها به دست انسان است بکار میبرد 

      ترس را تعریف کنید ؟ 
      ترس رویدادی است که هنوز برای ما اتفاق نیافتاده ولی ما بارها آن اتفاق را در ذهن خود به تصویر میکشیم وبه واسطه تصویر سازی در ذهن به جهان هستی اعلام میکنیم که من طالب این واقعه هستم و جهان هستی هم به این خواسته ما جواب میدهد واز همان که میترسیدیم به همان میرسیم در واقع از هرچه بترسیم به سرمان میایید  
       

      چه مثالهایی در رابطه با ترس سراغ دارید ؟؟ 

      مثالهای گوناگونی وجود دارد ترس از بیمار شدن  ترس از رابطه خوب را از دست دادن ترس از فقر ترس از آینده ترس از سرنوشت ترس از نگرانی برای فرزندان  ترس از مرگ ترس از چاقی ترس از لاغر نشدن و غیره ………

      در مورد ترس از چاقی و ترس از لاغر نشدن توضیح دهید ؟؟؟؟

       ترس از چاقی وچاقتر شدن همیشه در افراد چاق وجود دارد واین ترس یک فکر بسیار بسیار ریشه ایی میباشد زیرا از زمانی که ما شروع به چاق شدن کردیم اولین حرف اطرافیان به گوش ما رسبد که مارا از چاقتر شدن ترسانیدن  اولین حرفی که زدند این بود فلانی مراقب باش چاقتر نشوی  وهمین حرف اولین ترس را در ذهن ما بوجود آورد ترس از چاقتر شدن وتوجه ما به سمت چاقی سوق داده شد و بیشتر مراقبت میکردیم با افکاری که توسط دیگران وجامعه ورساناها به ما دادند حالت یک مبارز جنگجو را به خود گرفتیم واز تمام سلاح ها مثل رژیم ورزش دمنوش قرص لاغری جراحی استفاده کردیم تا این دشمن نادبده نتواند باعث ترس مابشود  وهمین توجه به چاقی هر روز ترس ما را بیشتر میکرد و ما ناخواسته به سمت چاقی پیش میرفتیم شاید مقطعی مدتی براین چاقی پیروز میشدیم وترس امون کمتر میشد ولی چون ریشه ایی این ترس را از بین نمیبردیم  بعد مدتی هم چاقی بر میگشت وهم ترس از چاقی بیشتر شدت میگرفت ‌

      ترس از لاغر نشدن : خود این این ترس از لاغر نشدن یک مانع بسیار بزرگ در ذهن ما ایجاد میکند چون این مانع ویا همان ترمزی است که با عث میشود تمام تلاشهای ما برای لاغر شدن بی نتیجه گردد  برگردیم به زمانی که در مسیرهای اشتباه برای لاغر شدن بودیم  درآن زمان هم ترس از لاغر نشدن داشتیم آیا این رژیم که گرفتم روی من اثر میکنه ؟ آیا من با این نوع ورزش لاغر میشم  ؟ آیا من جراحی کنم دوباره چاق نمیشم ؟ وهزارتا آیا که پسوند ترسهای درونی ما بود که به شک و دودلی گره خورده بود ودر ما وجود داشت وهمین باعث میشد که باور نکنیم لاغر میشویم  چرا چون بارها قبل آن روشهای مشابه اش را استفاده کرده بودیم ولاغر ی ما ماندگار نبود برای همین بیشتر در روش بعدی میترسیدیم  .

      در لاغری با ذهن چگونه باید برخورد کنیم تا دچار ترس از لاغر نشدن نشویم ؟؟؟ 

      اولین چیزی که در راه وروش لاغری ذهن مد نظر باید باشد این است که این روش متفاوت با تمام روشهایی است که در قبل انجام دادیم وباید این موضوع را کاملا برای ذهن امون شرح بدهیم  تا ذهن ما قبول کنه که این روش راه بسیار بسیار درستی است وبا در مسیر بودن در این راه میتوانیم به نتیجه دلخواه برسیم  وقتی برای ذهن امون شرح بدیم که مسیر درستی انتخاب کردیم  باید باورهای وفرمولهای درست را به جای باورهای اشتباه در ذهن بکاریم تا این فرمولهای مثبت رشد کند وبیشتر ذهن مملو از این فرمولهای مثبت شود  تا جایی برای فرمولهای اشتباه باقی نماند در این صورت میتوانیم بر ترس از لاغر نشدن غلبه کنیم چرا چون افکار مثبت در ذهن بیشتر وهمین افکار مثبت باعث غلبه بر ترس از لاغر نشدن میشود  

      چه باوری ترس از لاغر نشدن را میتواند در ذهن کمرنگ کند ؟؟ 
      باور ایمان به مسیری که انتخاب کرده ایم وبه درستی این مسیر با تطبیق شواهد مسیر با پیروزی آن مسیر میتوانیم به راحتی برترس از لاغر نشدن غلبه کنیم 
      باورهایی مثل 

      لاغر شدن آسانترین کار دنیاست 

      من ایمان دارم که به راحتی مثل آب خوردن در مسیر لاغری با ذهن لاغر میشوم 

      من چه بخوام چه نخوام با تنظیم فرمولهای درستی که در ذهن ام جای میدهم لاغر میشوم 

      من هیچ ترسی از لاغر شدن ندارم چون میدانم وایمان دارم که راهم درست است وصد درصد لاغر میشوم 

      این افکار مثبت کمک میکند تا ترسی از لاغر شدن نداشته باشیم   

      با مثالی این مورد را روشن کنید ؟ 

      بیایم دو کره را در ذهن امون تصور کنیم  یک کره مثبت یک کره منفی   این دو کره باید قابلیت ارتجاعی وکشش هم داشته باشند  
      حالا ما بیایم افکار منفی را بیشتر وارد کره منفی کنیم این افکار منفی خودش از ترس ریشه میگیرد وهرچه افکار منفی را بیشتر وارد کره منفی بکنیم این کره به دلیل ارتجاعی بودنش بزرگ وبزرگتر میشود وحجم بیشری را در برمیگرید و کره افکار مثبت در مقایسه با آن کوچک میشود  در نتیجه ترس ما به دلیل آن افکار منفی بیشتر میشود  

      حالا اگر بیایم عکس آن عمل کنیم در کره مثبت فرمولهای درست ومثبت را پرکنیم  افکار مثبت بیشتری را وارد آن کنیم تا این کره بزرگ وبزرگتر شود  وکره منفی کوچک بماند حالا چه اتفاقی میافتد به واسطه افکار مثبت که بیشتر در ذهن جای گرفته ترس هم از بین میرود  وایمان به لاغر شدن در ما بیشتر میشود 

      چرا ترس از چاق شدن باعث چاقی میشه اما ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشه؟؟؟ 

      وقتی فرکانس منفی ارسال میکنیم اتفاقات منفی  باعث بروز همان اتفاق میشود  خیلی سریعتر از اتفاقات مثبت رخ میدهد چون باور داریم ومنتظر آن اتفاق هستم  واین فکرها بستگی به اطلاعاتی است که در طی سالها کسب کردیم حالا به صورت تجربه برای خودمان یا تجربه دیگران که فرقی برای ذهن ندارد که این اطلاعات مربوط به چه کسی یا چه چیزی است واین مسیر از قبل در ما بواسطه این اطلاعات در ذهن امون وجود داره برای همین داده است که ما باور وانتظار وقوع افکار منفی را داریم  وانباشتگی اطالاعات منفی این انتظار را برای ما بوجود میآورد وما پاسخ ارسال منفی را از جهان هستی میگیریم  
      حالا در پروسه چاقی ولاغری هم به همین شکل ذهن عمل میکند 
      چون ما خاطرات وفرمولهای اشتباه را در ذهن ذخیره داریم واز قبل مسیرش در ذهن ما رسم شده ترس از چاقی هم مثل یک اهرم در این زمینه کمک میکند و جاقی را اول در افکار ما بیشتر میکند وبعدش در رفتار ما نشان داده میشود ودر آخر جسم ما هم نمایشگر همان افکاری است که ترس از آن داشتیم ودارای یک جسم چاقتر  میشویم  پس این فرمول جدید را یاد بگیریم و وقتی در مسیر لاغری با ذهن هستیم نباید نگران چاقتر شدن باشیم  وترس از چاقتر شدن نداشته باشیم به بدن امون اعتماد کنیم وبه روش لاغری با ذهن اعتماد کنیم و هیچ ترسی ازچاق شدن نداشته باشیم 

       باید فرمولهای چاقی را توسط فرمولهای لاغری جدید که اطلاعات جدیدی برای ماست کم رنگ کنیم تا فرمولهای لاغری پر رنگ شود  

      زمانی که از لاغر نشدن میترسیم چون اطلاعاتی در ذهن ما برای لاغر شدن درست وجود نداشته  همیشه توجه ما به چاقی بوده وچاقتر نشدن  حالا با تمرینات درست وآموزش صحیح لاغری با ذهن میتوانیم اطلاعات درست به ذهن بدهیم تا دیگر ترسی برای لاغر نشدن وجود نخواهد داشت وبه راحتی لاغری را به سمت خود جذب میکنیم باید توجه به لاغری داشت واطلاعات صحیح را جمع کنیم تا این اطلاعات در ذهن ذخیره شود وبعد طبق این اطلاعات ذهن نقشه ذهنی خود را براساس لاغر شدن بکشد و جهان هستی پاسخ خوب لاغر شدن را به ما بدهد  یاد بگیریم ترس برادر مرگه  اگر از چیزی بترسیم هیچ وقت نمیتوانیم آن مانع را در زندگی خود رد کنیم   

      با تشکر از استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Laleh
        ۱۴۰۰/۰۴/۱۲ ۲۳:۴۰
        مدت عضویت: 2276 روز
        امتیاز کاربر: 4675 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 560 کلمه

        سلام سهیلا جان

        نوشته شما بسیار کامل و جامع است. از تعاریف و مثالهای گوناگون گرفته تا شکافتن موضوع ترس و بررسی ان.🤗

        مثال کره های ارتجاعی و کششی هم بسیار جالب بود. به نظرم این حرفها و کلام شما را میشود برای برطرف کردن بیماری وسواس، هم ازش استفاده کرد.

        اینطور که من شنیده ام ،کسانی که وسواس دارند افراد ترسویی هستند; و به خاطر ترسون از کثیفی، وقت  زیاد ی را در حال تمیز کردن هستند.

        بعضی هاشون هم در مرتب کردن خانه و چیدمان ان دچار وسواس هستند که به خاطر همین خواندن  نوشته شما، خیلی برای انها مفید خواهد بود؛ مثلا شب میتوانند کفشهای دم در را جفت نکنند و بگذارند به هم ریخته باشد و بعد بخوابند.🌟

        این مقابله کردن باترس و موضوع وسواس انها را ازبیماری وسواس با تمرین کردن و بیشتر روبرو شدن با ان از ترس، انها را از خود بیماری، دور میکند.

        برگردیم سر موضوع لاغری و تناسب اندام. وقتی من یکبار ،با رژیم طاقت فرسایی، 20 کیلوگرم کم کردم تا مدتها میترسیدم که نکند دوباره برگردم و چاق شوم؛ انگار باورش برام سخت بود که این جسم متعلق به خودم است، البته چند ماه بعد ارام ارام همه ان20 کیلوگرم و بیشتر به من اضافه شد وهمه زحمات و سختیهایی که کشیده بودم، به باد رفت.

        اما الان داستان من اینطور ادامه ندارد و قصه و سناریوی زندگی من عوض شده است. بگذار دیروز را برای شما مثال بزنم، چون واقعا مصداق حرفهایی است که شما ازش نوشته اید.🌹

        کمد لباس ما walk in است و چون خیلی بزرگ است اکثر موقعها لباسها ی من و همسرم در یک کمد بزرگ است  که فکر میکنم در ایران این کمد بیشتر شبیه به یک اتاق کوچک ازش یاد میشود ،به نظر میرسد.

        خوب البته ساختار اپارتمانهای امریکا به این صورت است و اکثر خانه هایی که ما تا الان گرفته ایم ، کمدشان بزرگ و walk in بوده است. دیروز متوجه شدم که خیلی از لباسهایم ،سایزشان برایم بزرگ شده است.

        همانطور که سهیلا جان نوشته اید:”من چه بخوام چه نخوام با تنظیم فرمولهای درستی که در ذهن ام جای میدهم لاغر میشوم.”😀

        بنابراین من همه لباسهایم را روی تخت ریختم. از لباسهای مربوط به بالاتنه لباسها ، بلوزها و تاپ سایز small را انتخاب کردم و از قسمت لباسهای پایین تنه سایز medium و small را نگه داشتم.

        یاد حرف شما افتادم:” من هیچ ترسی از لاغر شدن ندارم چون میدانم و ایمان دارم که راهم درست است و صد درصد لاغر میشوم.”

        بنابراین لباسهایی را دیگر سایزشان برایم بزرگ شده است، را داخل جعبه اهدا یا donationقرار دادم. فکر میکنید چه اتفاقی افتاد؟🤔

        من الان در کمتر از 1/3 کمد لباس ، لباس دارم و همسرم 2/3 ان کمد ، لباس دارد. اتفاقی که هرگز برایم اتفاق نیافتاده بود. همیشه لباسهای من صد برابر لباسهای همسرم بود و تقریبا همه انها سایز Largeبه بالا بود.

        من الان در طول دوره شرکتم در این دوره، این اولین باری است که به یکباره این همه لباس را با هم از کمدم خارج میکنم، که دیگر نپوشم.

        این مقداوتعداد لباس ،خیلی زیاد بود و خوشحالی منهم بیشتر از تعدادان لباسها. دوستان از لاغر شدن نترسید، تا نفر بعدی شما باشید که عدم ترستان، باعث لاغری شما باشد.🌼

        خدایا سپاسگزارم بابت اشنایی من با دوستان و عزیزانی مثل سهیلا جان و همچنین هدایت به سایت استاد که  افکار و روش و مسیر درستی را به من نشان دهند.

        روز و روزگار بسیار شاد و پر از سلامتی را برای همه خواستارم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار سهیلا عظیمی ویشته
          ۱۴۰۰/۰۴/۱۳ ۰۵:۵۰
          مدت عضویت: 2619 روز
          امتیاز کاربر: 21568 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 574 کلمه

          سلام عزیزم لاله جان  ممنونم از اینکه دیدگاه منو به دقت خواندید  وبرداشت های خوبی داشتید چقدر خوشحال شدم از اینکه شهامت به خرج دادید ولباسها را اهدا کردید این نشان میدهد که سما ایمان دارید لاغرتر خواهید شد  ومن مطنعنم به زودی عکس شما را در صفحه شگفت انگیزان میبینن    چند روز پیش  مهمانی دعوت بودم دوستانی آنجا بودند که ۴ ساله منو ندیدند کلی تعجب کردند وگفتند وای سهیلا چقدر چاق شدی  البته حق داشتند  چون ۳تا ۴ سال  پیش من بسیار متناسب بودم وهیچ اضافه وزنی نداشتم چون مدام در ورزش  ورژیم بودم اما در این مدت به سمت چاقی کشیده شدم  جون آن موقع ایمان داشتم که برای تناسب داشتن ورزش و رژیم الزامی است وباور این که اگر روزی برسد  من ورزش نکنم ۱۰۰ کلیو میشوم    واین اتفاق افتاد آن روز رسید که من به اجبار ورزش را کنار گذاشتم دقیقا  به وزن ۸۵ کیلو رسیدم که از خدا خواستم راهی به من نشان بده  که راحت لاغر شوم دیگر توان آن ورزشهای سنگین ورژیم های طاقت فرسا را نداشتم دلم میخواست راحت لاغر شوم که با سایت استاد آشنا شدم وفهمبدم چاقی در افکار ماست نه در جسم ما   واز آن روز دارم روی افکارم به راهنمایی استاد کار میکنم    برگردیم سر مهمانی  که دوستان منو دیدند   وگفتند چقدر چاق شدی    من آنروز فقط لبخند زدم  هیچی نگفتم  ولی بعد آن  یک ترسی به دلم افتاد نکنه چاقتر شدم  ولی صبح همان روز که لباس میپوشیدم برم مهمانی احساس لاغر شدن خوبی را داشتم  حتی در این مدت لباسهای من گشاد تر شده  ولی بعد گفتن دوستان  ناخودآگاه چنان ترسی به دلم افتاد که نکنه چاقتر بشم  حتی دخترم برگشت گعت مامان انگار چاقتر شدی    در صورتیکه من  غذای این هفته را اینقدر بی میل بودم  که درست هم نمیخوردم    ولی گفتار اطرافیان کار خودش را کرد و من حالم بد شد احساس ام بد شد  شک و ودودلی به سراغ ام آمد  دو سه ساعتی تو این حال بودم  تا اینکه فکر کردم  من تباید از مسیر خارج شم اگر بیافتم ولیز بخورم   بلند شدنم سخته   فرداش جمعه بود روز هفته دوم تکرار سرزمین لاغری   بلافاصله صبح زود فایل آن روز گوش کردم  البته قبلش بگم  پیش خودم گفتم خدا کنه استاد تو فایل انروز راجع به فکر من توضیح بده  بخدا ایمان آدردم که این مسیر خداییه   چون استاد در اون فایل قشنگ توضیح داده بودند که اگر کسی شما را دید گفت فلانی چاقتر شدی بخاطر تصویری است که هودت از خودت داری  و آن شخص تصویر ذهن تو را دیده    وکلی توضیحات دیگر هم دادند چون هنوز دیدگاه آن روز را ننوشتم    کل مطالب آن را به یاد نددرم ولی همان فایل باعث شد اشتباه خود را درک کنم  وامروز با خواتدن مطلب شما  و بازدید دیدگاه دوباره خودم  باعث شد بیشتر به اشتباه خودم پی ببرم   بله درسته منم از چاقتر شدن ترسیدم از اینکه لاغر نشوم ترسیدم  و فهمبدم که یک هفته است  که درست روی فرمولهای تازه کار نکردم وفرمولهای چاقی  که انگار منتظر یک تلنگر بودند به سرعت برق داشتند  میامدند بالا ولی خدا به دادم رسید  ویا همان درخواست دیروز من از فرشته مهربان که گفتم کمک ام کن از مسیر خارج نشم  فرشته هم کمک کرد اول فایل استاد بعد جواب دیدگاه شما    منم لاله جون از بودن شما ودوستان عزیزم و استاد مهربانم خدا را شاکرم ممنونم گلم موفق باشید 😘😘😘😘😘😘😘😘😘

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار Laleh
            ۱۴۰۰/۰۴/۱۳ ۲۲:۴۹
            مدت عضویت: 2276 روز
            امتیاز کاربر: 4675 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            همیاری
            محتوای دیدگاه: 280 کلمه

            سهیلا جان

            چقدر خوب است که ما میتوانیم از  نظرات همدیگر با خبر باشیم. من امروز شلوار و تک پو ش سایز small  را پوشیدم و به پیاده روی  در پارک رفتم. یکم تک پوشم برام جذب بودولی شلواربرایم سایزش عالی بود ،جالب است که همسرم گفت که خیلی متفاوت به نظر میایم.🌸

            درسته که در طول دوره ،همه ما دیده ایم که چقدردرابتدا، سریعتربه تغییرات درونی میرسیم تا تغییرات جسمی؛ ولی مهم این است که مادر طول دوره استمرار داشته باشیم و باز هم ادامه دهیم.🏵

            به نظرم حتی برای استاد هم که حدود ۵ سال است، این سایت را زده اند و شغلشان تناسب ذهنی و کار با هنرجویان است؛ این حالت هر از گاهی پیش میاید، ایشان هم ممکن است مثل ما دچار شک و دودلی شوند.🌼

            مهم این است که ما خودمون را دوست داشته باشیم و فقط به “خودمون” توجه کنیم. وقتی نظرات دیگران را میشنویم، انگار که یک گوش ما در و دیگری دروازه است، اهمیتی ندهیم.🌺

            تنها چیزی که من دارم تمام توجه ام را روی ان میگذارم، فقط و فقط و فقط “خودم” است و “تمرینها و فایلها” است.🌹

            با شما کاملا موافقم که اگر از مسیر خارج شویم و اگر بیفتیم و لیز بخوریم، بلند شدن سخت است ولی خارج از تصور نیست و انجام شدنی است. امیدوارم هم من و هم شما، با تمام توانمان تا اخر عمر در این راه بمانیم و هر روز لاغرتر ، شادتر ، صبورتر و سالم تر از روز قبل باشیم.🌻

            ما الان در مسیر درست هستیم، خداوند هم که حامی ماست، پس ترس ما فقط و فقط و فقط توهم است چون واقعیت وجود ما ،قدرت ایمان و نیروی فوق العاده اشتیاق ماست.🌷

            💞از لطف شماو استاد عزیزمان بی نهایت سپاسگزارم.💞 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیرا
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۸ ۱۲:۱۱
      مدت عضویت: 2619 روز
      امتیاز کاربر: 7844 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 208 کلمه

      با سلام خدمت دوستان شگفتی سازم.
      باز هم در این فایل و موضوع رسیدیم به باور انتظار که وقتی ما منتظر اتفاقی باشیم از افتادن اون اتفاق به هیچ عنوان شکه نمیشیم چون ما از قبل به ذهن خود اطلاعاتی در مورد اون موضوع دادیم و در ذهن خود اون رو به تصویر کشیدیم برای همین به سرعت برای ما اتفاق میوفته.
      یادمه روز اولی که فایل های رایگان استاد رو گوش میدادم خیلی خوب لاغر شده بودم چون خیلی از خودم انتظار لاغری داشتم و وقتی در دوره شرکت کردم تقریبا دوسایز کم کردم چون انتظار خیلی زیادی از لاغری داشتم و همه به من میگفتن که چکار کردی که اینقدر لاغر شدی.
      کم کم به دوره تکرار که رسیدم انتظارم از لاغری کم شد و ترس چاقی در من بیشتر شد و من در وزن خودم استپ کردم.
      وخیلی دوسدارم که انتظارم از لاغری مثل اوایل بشه و خیلی در این باره مشکل دارم.
      با اینکه خیلی از رفتار خودم راضیم و از خوردن و رفتار خودم در برابر غذاها راضیم و مثل قبل رفتار نمیکنم ولی در مورد باور و انتظارم مشکل دارم از خودم انتظار لاغری رو ندارم .با اینکه این فایل شماره نود رو خیلی گوش دادم و انجام میدم.استاد دلم میخاد در این باره منو راهنمایی کنید؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۳ ۱۹:۲۳
      مدت عضویت: 2265 روز
      امتیاز کاربر: 9475 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 232 کلمه

      با سلام ترس از لاغری باعث لاغری نمیشود
      وقتی داشتم برای بار چندم گوش میکردم متوجه نکات جالبی در این فایل شدم اینکه ما یکسری باورهای ذهنی داریم درمورد چاقی که هم کهنه است هم باورشون کردیم خیلیاشونو درضمن در شرایط چاقی بودیم وبا تمام وجودمون حسش کردیم پس وقتی میترسیم چاق شیم واقعا چاق میشیم چون ذهنمون مارو هدایت میکنه اما تناسب اندام طبیعی رو به دلیل باورهای غلط تجربه نکردیم پس امکان نداره از چیزی که هنوز با گوشت واستخوانمون تجربش نکردیم وبیشتر باورهامون هنوز متناسب شدن نیست بتونیم بترسیم مثل اینکه من اصلا از زامبیا نترسم بعد انتظار داشته باشم این موجودات تخیلی در فیلم ها منو بترسونه یا هر چیز دیگه ای درثانی اصلا چرا باید بترسم که لاغر بشم اونم وقتی درآرامش کامل ولذت دارم لاغر میشم اونم به اندازه ای که بدنم بهترین تناسب داره من ادامه میدم واز تناسب اندام همیشگیم نهایت لذت میبرم دیروز مادرم پیشم بود وحتی اونم اعتراف کرد که قدری جمع وجور شدی 🥰کلی خوشحال کردم واحساس کردم شبنم روی وجودم نشست وقتی به همسرم گفتم نظر مادرمو اونم تایید کرد وگفت معلومه که متناسب تر شدی وحتی از قبلم بیشتر کم شدی وکاملا معلومه 🥰🥰خداروشکر بابت احساس خوبی که بهم داده وآرامشم شکر بابت تمام نعمت هایش شکر من به خدای مهربان ایمان دارم که به تمام اهدافم میرسم وروز به روز بر روزی من وهمسرم افزوده میشه خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم