شاید برات آشنا باشه که میگن: «از هرچی بترسی، سرت میاد!» 😨 ولی وقتی پای لاغر شدن وسطه، ماجرا یه کم فرق داره…
📍 این جلسه ادامه گام ۷۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
ترس از لاغری یکی از همون باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که بهجای کمک، مثل یه ترمز ذهنی، جلوی حرکتت رو میگیره.
در حالی که فکر میکنی داری راه درستو میری، ناخودآگاه تصویر شکست رو هی توی ذهنت تکرار میکنی 😓
بیایم با هم ریشه این ترس رو بشکافیم و ببینیم چرا ذهنمون گاهی بهجای کمک، جلوی لاغر شدنمون رو میگیره… 🧠✨
در این جلسه میآموزیم:
🌪️ وقتی ترس فرمان زندگی رو به دست میگیره…
تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا وقتی از یه اتفاق بد میترسی، خیلی زودتر از چیزی که فکرش رو میکردی، اون اتفاق میفته؟
اما وقتی که یه آرزو داری و با عشق و اشتیاق دنبالش میری، یا اتفاق نمیفته یا انقدر دیر میاد که دیگه اون حس خوبِ رسیدنش هم نیست؟ 😔
منم بارها این سؤالو از خودم پرسیدم. مخصوصاً تو مسیر شناخت قوانین جهان هستی.

واقعیت اینه که ترس، یکی از ریشهایترین باورهای اشتباه در ذهن ماست.
یه فکری که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده، اما ما تو ذهنمون بارها اون سناریو رو ساختیم، تصویرسازی کردیم، بهش پر و بال دادیم، و حتی آخرشو هم پیشبینی کردیم! 😵💫
مثلاً وقتی از شکست میترسیم، داریم توی ذهنمون فیلمی میسازیم که پایانش باختن خودمونه.
وقتی از دست دادن عشق میترسیم، داریم صحنهی جدایی، تنهایی، رها شدن و حتی پیام آخر اون شخص رو توی ذهنمون مرور میکنیم.
و با همین تصویرسازیها، داریم به جهان هستی میگیم: «لطفاً این اتفاق رو برای من واقعی کن!» 🎬
حالا فکر کن این الگو بیاد وارد مسیر کاهش وزن بشه…
ترس از چاقتر شدن، ترس از جواب نگرفتن از رژیم، ترس از شکست دوباره… و حتی ترس از لاغر شدن! 😳
بله! اینم یکی از اون ترسهای عجیب اما رایجه. چون خیلی وقتا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باعث میشن لاغر شدن رو مساوی با بیماری، ضعف یا حتی طرد شدن بدونیم.

😟 ترس از لاغر شدن؛ مانعی پنهان اما قدرتمند
یکی از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، ترس از لاغر شدنه!
وقتی این ترس در ذهن جا خوش کنه، با هیچ روشی حتی برنامه ذهنی هم نمیتونی لاغر بشی، چون ذهن ناخودآگاه داره ترمز میگیره. 🧠🚫
یه سؤال عالی از یکی از همراهان سایت همیشه تو ذهنم مونده:
سلام استاد، چرا ترس از چاقی یا ترس از خوردن باعث چاقی میشه، ولی ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشه؟ 🤔
این سؤال دقیقاً همون چیزی بود که سالها ذهن منم درگیرش کرده بود!
چرا وقتی تو فرکانس منفی هستیم، خیلی زود اتفاقات بد رخ میدن، ولی تو فرکانس مثبت، نتایج دیرتر میان یا اصلاً نمیان؟
🔍 جوابش تویه ساختار باورهای اشتباه درباره کاهش وزن پنهونه.
ما سالها با ترس، تردید و ناامیدی ذهنمون رو تغذیه کردیم. پس طبیعیه که سیستم ذهنیمون در مقابل تغییر مقاومت کنه.
📌 برای همین، وقتی کسی از لاغر شدن میترسه (مثلاً نکنه بیمار شم، نکنه جذاب نباشم، نکنه دوام نداشته باشه…) ناخودآگاه مسیر رسیدن به وزن ایدهآل رو پر از مانع میکنه.
😨 چرا ترس از لاغری باعث لاغر شدن نمیشود؟
شاید بهنظر برسه که وقتی از لاغری میترسیم، باید لاغر بشیم دیگه! چون میگن از هرچی بترسی، همون سرت میاد… ولی واقعیت خیلی پیچیدهتره.
ترس، مثل یه ترمز قوی عمل میکنه، نه یه شتابدهنده. وقتی از چیزی میترسیم، ذهنمون وارد وضعیت دفاعی میشه و سعی میکنه از اون اتفاق جلوگیری کنه 🚫
مثلاً اگه از لاغر شدن بترسیم، ذهن ناخودآگاه میگه: «پس لاغر شدن خطرناکه! من باید کاری کنم که این اتفاق نیفته!» و دقیقاً همینجاست که مسیر کاهش وزن قفل میشه. 🔒
🧠 ترس از لاغری یکی از عمیقترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که معمولاً از کودکی توی ذهن ما کاشته شده.
والدین، اطرافیان یا تجربههای گذشته ممکنه این باور رو به ما داده باشن که «لاغری یعنی ضعف، مریضی یا حتی تنها شدن…» و ذهن، بدون اینکه با واقعیت چک کنه، همون رو بهعنوان حقیقت ثبت کرده.
ترس، اضطراب و نگرانی سهتا از بازیگرهای اصلی ذهن چاق هستن! 😟
اینا زنجیروار به هم وصلن و وقتی وارد زندگی ما میشن، همهچی رو تحتالشعاع قرار میدن.
پس اگه میخوای واقعا تغییر کنی:
- اول باید بپذیری که این ترسها فقط تصاویری توی ذهن تو هستن، نه واقعیت بیرونی زندگیت. 🌈💫
- دوم از آموزشهای لاغری با ذهن برای کشف و اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن استفاده کنی.

⚠️ ترس از چاقی و ترس از لاغر نشدن؛ دشمنان پنهان ذهن ما
وقتی یه فرد اضافه وزن داره، ترس از چاقتر شدن همیشه یه گوشه ذهنش نشسته.
شاید یادت باشه که اولین بار کی بهت گفت: “مواظب باش چاقتر نشی!” 😟
ما ناخواسته تبدیل شدیم به یه «مبارز همیشه نگران» که با رژیم، ورزشهای سنگین، دمنوش و قرص و حتی جراحی، دنبال فرار از یه دشمن نامرئی بودیم – چاقی! 🥊
اما مشکل اینجاست که تمرکز بیش از حد روی چاقی، فقط ترس رو پررنگتر کرد و ذهن رو بیشتر درگیر همون چیزی کرد که نمیخواستیم…
و چون ریشهی این ترس از بین نرفته بود، هر بار که کمی نتیجه میگرفتیم، بعدش دوباره چاقی برمیگشت… و این بار با ترسی شدیدتر از قبل.
🚧 ترس از لاغر شدن؛ ترمزی پنهان در ذهن ما
خیلی وقتها ما در ظاهر داریم برای لاغر شدن تلاش میکنیم، ولی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن نمیذاره به نتیجه برسیم…
🔄 چون ما قبلاً بارها روشهای مختلف رو امتحان کرده بودیم، ولی نتیجه همیشگی نبوده، ذهنمون یاد گرفته که به هیچ روشی اعتماد نکنه.
و هر بار با یه روش جدید، ترس قدیمی هم همراهش میاد.
🧠 ذهنمون میگه: «تو قبلاً هم تلاش کردی و فایده نداشت، پس اینبار هم نخواهد داشت.»
و دقیقاً همین ترس و شک، باعث میشه که حتی اگر روش درست باشه، ما باور نکنیم که جواب میده… و خب ذهن هم با باورهای اشتباه درباره کاهش وزن همراه میشه و نتیجه چاق موندن یا دوباره چاق شدنه.
🌱 چطور میتونیم ترس از لاغر شدن رو در ذهنمون کمرنگ کنیم؟
برای کمرنگ کردن ترس از لاغر شدن که یکی از مهمترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه، باید اول از همه به مسیرمون اعتماد کنیم.
این اعتماد یعنی باور کنیم که لاغر شدن از راه ذهن، یه مسیر طبیعی، امن و ماندگاره، نه یه رژیم سخت یا فعالیت سنگین برای مبارزه با بدن 🧠💚
ترسهایی که داریم از اونجا اومدن که بارها شکست خوردیم یا لاغریمون موقتی بوده.
ذهن ما پر شده از خاطرات رژیمهای طاقتفرسا، ورزشهای سنگین، عملهایی با ترس بازگشت وزن…
و همه اینها شدن باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که ته ذهنمون میگن:
– لاغر شدن سخته…
– نکنه دوباره وزنم برگرده…
– شاید این روش هم مثل قبلیا باشه…
💡 ولی الان وقتشه که این باورها رو بازنویسی کنیم، درست مثل اینکه داریم فایلهای قدیمی ذهنمون رو پاک میکنیم و فایلهای جدید و مفید جایگزین میکنیم!
✅ نتیجه نهایی: جای ترس، ایمان رو بنشون!
وقتی ذهن ما پر از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باشه، ترس دست بالا رو داره. ترسی که باعث میشه به روشها شک کنیم، به خودمون اعتماد نکنیم و مدام عقبنشینی کنیم 😞
اما وقتی آگاهانه شروع کنیم به ساختن باورهای جدید، امن و مثبت، انگار راه رو برای ذهنمون روشن میکنیم 🌅
🧠 لاغری با ذهن یعنی قبل از تغییر غذا یا ورزش، اول ذهنمون رو سبک کنیم. یعنی فرمولهای اشتباه قدیمی رو کنار بزنیم و به جای اونها، فرمولهای متناسب و قدرتمند بسازیم.
و بهترین نقطهی شروع برای تغییر باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، جاییه که هزاران نفر همین مسیر رو با موفقیت طی کردن:
🎯 دورهی ورود به سرزمین لاغرها
در این دوره، قدم به قدم یاد میگیری چطور افکار منفی رو شناسایی و ریشهیابی کنی، چطور فرمولهای ذهن چاق رو اصلاح کنی، و چطور به جای ترس، آرامش و اعتماد رو در خودت پرورش بدی.
✍️ در ادامه هم توی گام ۷۳ سراغ «قدرت ذهن در لاغری» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.60 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام
چقد زیبا بیان کردید واقعا حجم عظیمی از سوالهای مغز من پاسخ داده شد
من خودم تو فامیلمون یک نفر هس ک لاغر و از لاغرشدنش میترسه واقعا هر هفته ک مارو میبینه میگه باز لاغر تر شدم شما ک این حرفها رو زدید دقیقا انگار اون گفتید اون ترسه هس ک باعث لاغری بیش از حد اون میشه در حای ک ن خوردنش فرق کرده ن چیزی از همه هم بیشتر میخوره
واقعا چقد زیباس این ترسه😂
الان ک فک میکنم میبینم چقد من از چاقی میترسیدم هر لقمه اضافه ک میخودم خودمو میکشتم تو ذهنم
هر لحظه من میترسیدم الان میبینم ک چرا مندانقد چاق میشم در حالی ک ن غدام زیاده ن چیزی این اواخر دیگه کالری هم اورده بودم پایین ولی اصلا وزنم تغییری نمیکرد اونقدر حرصم میگرف ک پرخوری میکردم الانم ک همه اونها قطع شده میبینم ک اون ترسه هس باز
من هنوزم از خوردنه میترسم فک میکنم باید کمتر بخورم
من ب بدن خودم اعتماد دارم و منو۲۸ سال تفکرم این بوده و بهش حق میدم و درکش میکنم و ب خودم افتخار میکنم ک اشتباهاتمو میپذیرم و تلاش میکنم برا رفعشون و خدا کمکم میکنه
من هنوز دارم اگاهی و اطلاعات لاغری رو وارد میکنم ذهن من مثل ابی میمونه ک من با ابرنگ تو ش ک همون با افکار و باورها وترسهام ناخالص کردمش ورنگشو عوض کردم و باید اونقدر اب اضافه کنم ک اون رنگ کم و کمتر بشه و نترسم چن من اب دارم اضافه میکنم و باوردارم ک راهم درسته و نتیجه میشه اونی ک من میخوام ب طبیعت خودم نزدیک و نزدیکتر میشم
ممنون استاد
نشان های دریافت شده
سلام
موقع خوندن عنوان فایل منم بهش فکر کردم و بعد از خوندن جوابهای دوستان به این سوال و قبل از دیدن فایل منم به همین نتیجه ای رسیدم که شما در فایل تصویری عنوان کردین
وقتی داشتین توضیح میدادین درباره اینکه این باورهای ریشه ای ما که از بچگی درباره چاقی درما شکل گرفته و انتظار ما رو شکل داده و اونو به مسیر تشبیه کردین مسیرهایی که از قبل ساخته شده به نظرم اومد این مسیر اینقدر قدمت داره و محکم کاری شده که مثل یه مسیر آسفالته که اینقدر رفت و آمد ردش شده که سطحش کاملا صیقلی شده و اگه یه گوی رو در ابتدای این مسیر رها کنیم خیلی سریع به انتها میرسه …حالا شما مسیر صیقلی رو همون باورها و فرمولهای چاق کننده در نظر بگیرین که به قدری روان شده که به راحتی همه ما انتظار داریم در ۶ ماه بعد و یک سال بعد چاقتر از الانمون باشیم(قبل از دوره منظورمه)خوب حالا ترس از چاقی رو مثل یه گوی فرض کنین که در ابتدای این مسیر صیقلی قل میدیم چقدر سریع و روان به مقصد که چاقی بیشتر هست میرسه؟؟؟؟!!! این یعنی ترس از چاقی باعث چاقی بیشتر میشه
ولی در مورد لاغر شدن ما اصلا هییییچ مسیری حتی خاکی و ناهموار هم در ذهنمون نساختیم برای همین هیچ انتظار هم از لاغر شدن از خودمون نداریم حالا اگه گوی ترس از لاغری رو رها کنیم همون جا ثابت میمونه چون اصلا مسیری نیست که توش حرکت کنه
با آموزشهای ذهنی ما کم کم داریم این مسیر رو میسازیم اول زیر ساختها رو درست میکنیم بعد شن ریزی میکنیم و قیر میریزیم و بعد آسفالت میکنیم و همه این مراحل زمان میبره و با تکرار و استمرار در مسیر آموزش این راه روان میشه یعنی هربار که ما این آموزشها رو تکرار میکنیم درک بهتری از آموزشها پیدا میکنیم و مثل این میمونه که روی این مسیر تازه ساخت رفت و آمد میکنیم تا مسیر کم کم روان و صاف بشه…
در مورد این دوستمون که در فایل مثال زدین که با لاغر شدن و رسیدن به وزن موردنظرشون و ترسیدن از لاغرتر شدن باز هم لاغر شدن اینه که اینقدر خوب مسیر لاغری رو ساخته بودن در ذهنشون (با انجام خوب تمرینات )که مسیر کاملا صیقلی شده و حالا گوی ترس از لاغری رو ابتدای مسیر که رها میکردن به راحتی و به سرعت به لاغری بیشتر میرسیده…و راهنمایی شما فقط این بوده که این ترس رو رها کنن و به ذهن و جسمشون اعتماد کنن که بهترین حالت رو براشون بسازه .
چقدر لذت بردم از درک این مساله و برام واضح شد که چرا اینقدر موضوعات منفی سریع الجوابن ولی موضوعات مثبت دیر پاسخن…ویاد گرفتم و برام مرور شد که با تکرار و استمرار در آموزش درست مسیر موفقیت هم ساده و اسون و روان میشه و جای هیچ نگرانی و ناراحتی و گله وشکایت نیست تنها وظیفه ما ادامه دادن و ادامه دادنه….
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیز و دوستان همراه گام ۷۲ چرا ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمی شود ،چرا ترس از چاق شدن باعث چاقی میشه ولی ترس از لاغر شدن باعث لاغر شدن نمیشه؟
ما خودمون باور داریم ک چاق میشیم ی جورایی منتظرشیم ،ذهن ما چاقی رو راحت تر از لا غری میدونه ،چون اطلاعات چاقی رو در ذهنمون ذخیره داریم ولی مسیر لاغری در ذهن ما وجود نداره،در مورد لاغری اطلاعاتی وجود نداره ک طبق اون عمل کنه و لاغر بشیم هر چی ام ترس از لاغری داشته باشیم باز نتیجه ای حاصل نمیشه .
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان
روز ۱۲۴: روز سی و ششم تکرار ، سه شنبه ۱۴۰۰/۵/۲۶
سلام دوستان شجاع
ترس از لاغر شدن ، مانع لاغری می شود.
من کاملا موافقم که از هر چی بترسی به سرت میاد، البته بهتر بگم انتظار هر چیزی را داشته باشی و برای هر چیزی مشتاقانه لحظه شماری کنی بزودی ان را در زندگی دریافت خواهی کرد.
اینکه مشاهده می کنیم با فرکانس منفی و ترس و توجه به موضوعات منفی آنها را سریع دریافت می کنیم ولی توجه به موارد خوب و داشتن افکار مثبت دیرتر در زندگی وقوع می یابد، مربوط به باور خود ماست. ما تجربه ان وقایع منفی را داشته ایم و خود را لایق ان می دانیم و انتظارش را می کشیم ولی در زمینه مثبت ان خواسته را بسیار دور از خود تصور می کنیم و خود را لایق ان نمی دانیم. همین موضوع سبب می شود که زمان دریافت ترس ها و ناخواسته ها کوتاهتر از زمان دریافت آرزوها و خواسته های ما باشد.
من در زندگی خودم چاق شدن را براحتی زندگی کرده ام و هرگاه توجه را از خودم برمی داشتم و در دوران محدودیت رژیم نبودم چاق و چاق تر می شدم. ولی لاغر شدن را کاری سخت و آرزویی دور از دسترس می دانستم پس طبیعی است که هم اکنون با ترس از چاقی راحتتر چاق بشوم ولی با ترس از لاغر نشدن چون مسیر لاغری برایم شناخته شده نیست پس زمان بیشتری می طلبد.
باید برای خودم منطقی کنم که چاقی وضعیت طبیعی بدنم نیست و بدنم همانطور که یک زخم را ترمیم می کند توانایی از بین بردن چاقی و ترمیم بدنم را دارد فقط من باید مانع آن نشوم و به بدنم اطمینان کنم که می تواند مرا به تناسب اندام برساند.
وظیفه من در مسیر صعود قرار گرفتن است باید در ایجاد باورهای درست متناسب کننده در ذهن خود کوشا باشم و به توانایی خودم برای لاغر شدن ایمان داشته باشم و صبور باشم و چشم از جسم خودم بردارم تا بالاخره نتایج عینیت یابد و در زندگی من وار شود.
برای کسب موفقیت باید مواظب خوراک ذهنی و روحی خود باشیم. در چه بحثهایی مشارکت می کنم؟ چه کتابی می خوانم؟ چه اطلاعاتی را دنبال می کنم؟ چه سریالی و فیلمی را می بینم؟ چه افکاری دارم؟ همه این خوراک ها و مواد اولیه آینده مرا می سازد.
ای انسان تو توانمند هستی پس خودت را باور کن تا خالق سرنوشت خودت باشی نه بازیگر نقشی محتوم و نامطلوب در سرنوشت خود.
من به لطف ۴ ماه استمرار در این دوره هم اکنون باور دارم که من لیاقت متناسب شدن را دارم، من طبق قانون عدل الهی قرار دارم و من متناسب آفریده شده ام ولی با باورهای غلط خودم را به سمت چاق شدن سوق دادم ولی من خالق سرنوشت خودم هستم و می توانم خودم را از چاقی برهانم و من توانایی لاغر شدن و لاغر ماندن را دارم و همانگونه که براحتی در مسیر چاق شدن حرکت می کردم حال آموخته ام که من می توانم براحتی لاغر شوم . هم اکنون می دانم لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست و در صورت رها کردن باورهای غلط و چاق کننده من می توانم بادگی آب خوردن لاغر شوم
مغز ما فرمانده بدن ماست و همیشه بما گفتن از کوزه همان تراود که در اوست تمام اطلاعات ورودی هایی که ما به مغز میدیم پس از تجزیه و تحلیل در اختیار ما قرار میگیره و ما از آنها استفاده می کنیم یک کامپیوتر همون چیزی رو بما میده که ما میخواهیم، قانون جهان قانون خواستن است چه این خواستن آگاهانه و یا از روی ترس باشه جهان به فرکانس ما جواب میده پس چه بهتره که خواستن ما آگاهانه باشه در مورد چاقی ما از سالهای دور افکاری رو به ذهنمون دادیم و همیشه میدونستیم و انتظار ما از خودمون چاقی بوده ،باور چاقی در ِذهن ما شکل گرفته مسیر اون ایجاد شده و ما از روی ترس چاقی رو تقاضا کردیم و پاسخش رو دریافت کردیم وقتی از لاغری مسیری در ذهن من نیست افکاری از لاغری رو ندارم نه با یک فکر بلکه باید مانند چاقی مجموعه ای از افکار لاغری در مغز ما باشه تا واکنشی به اون افکار داده بشه در لاغری با ذهن ما هرروز یک آگاهی به ذهن میدیم و تا زمانیکه این آگاهی ها به حد کافی نرسه جسم ما پاسخ نخواهد داد در مورد ترس از چاقی ما مطمئن هستیم چون بارها تجربه اش کردیم و باصطلاح در این کار استاد شدیم ولی در مورد ترس از لاغری نشدن مطمئن نیستیم لاغر میشیم منتظر نبستیم چون تجربهای نداریم ما در مورد لاغری آگاهی محدودی داریم و تا زمانی که در لاغری استاد نشیم ترس از لاغری باعث لاغری بیشتر نمیشه تمرکز و توجه به هرچیزی باعث بوجود اومدن اون موضوع خواهد شد ما خیلی سال هست که تموم توجه و تمرکزمون روی چاقی چون در تمام لحظات زندگی همراه ما هست و ما درک کاملی از چاقی داریم جنس چاقی رو می شناسیم در حالیکه با لاغری بیگانه هستیم و یا اطلاعات کمی از اون داریم برای از بین بردن ترس از هرچیزی باید با اون روبرو بشیم و خودمون رو از اون ترس بزرگتر ببینیم تا بتونیم براون ترس غلبه کنیم باید برای اینکه ترس از لاغر نشدن رو از بین ببریم به بدن خودمون اعتماد کنیم و بدونیم که بدن ما نمایشگر افکار ماست و با افکار و فرمولهای لاغری که کمکم جایگزین فرمولهای چاقی کردیم نتیجه رو در جسم خودمون ببینیم مسیر ما درست هست فقط باید میزان آگاهی که به ذهن میدیم به اندازه ای کافی باشه و هرروز پررنگ تر بشه و با تکرار و تمرین به نتیجه عالی دست پیدا کنیم
نشان های دریافت شده
گام ۷۲ چرا ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشود.به نام خدا
ترس یکی از ریشه ای ترین افکار اشتباه در ذهن ماست که تقریباً همه جنبه های زندگی ما تحت تاثیر قرار می دهد .ترس رویدادی است که در واقعیت زندگی ما رخ نداد اما در ذهن ما به شکل کامل و واضح بارها رخ میدهد .
وقتی ما ترس از شکست داشته باشیم در واقع در ذهن خود شکست خوردن را تجسم می کنیم صحنه سازی می کنیم و در حالت پیشرفته حتی عواقب آن را بررسی و پیشبینی می کنیم.
و در تمام این حالت ما در حال جذب شکست یا فراخوانی تجربه شکست به زندگی خود هستیم.
در سال ۹۹ نزدیک تناسب رسیده بودم خیلی سعی می کردم و وزنم رو کم کنم ورزش و رژیم را ادامه می دادم .ولی هیچ فایده ای نداشت بلکه دو یا سه کیلو اضافه می شد .در مهر ۹۹دیگه مطمئن بودم دارم چاق میشم دست و پا میزدم رژیم اینترنتی میخریدم بیفایده بود ۴ کیلو کم میکردم بلافاصله پنج کیلو اضافه می شد.خیلی نگران می شدم خودم رو وزن می کردم باورم نمیشد که فاصله ۷۲ تا ۸۰ را چگونه اضافه کردم .
هر وقت ترازو رو می دیدم زیادتر شده اصلا باورم نمیشد.ولی دیگه از باور نکردن گذشته بود .۷۲ من به سرعت ۷۵ شده بود ۷۵ به ۷۷ و دیگه نفهمیدم کی ۸۰ شد .
برای تلاشم برای پیاده رویم برای رژیم های سختم دلم می سوخت.شوهرم گفت با همین کنار بیا نمیبینی عمه ، عمو و دایی ات چاقن .اینقدر خودتو اذیت نکن . خیلی ناراحت شدم و غصه خوردم .
باتمام معنا ترس رودراین دو ماه احساس کردم.
چطوری این ترس سرعت اضافه وزن من را بالا برد وتلاش من بی فایده بود .
کلمه ترس و ترسیدن از هر موضوعی باعث ترمز درهمان جنبه از زندگی میشود .
ترس یکی از ریشه ای ترین افکار اشتباه در ذهن انسان هاست .این افکار اشتباه از کودکی به ما تلقین شده.
ترس از هر موضوعی باعث حفظ و نگهداری از مشکلات نادیده آینده می پنداشتند .
اکثر ناموفقیت هاو ناکامی های زندگی انسان با آن بستگی دارد .ترس داشتن از هر موضوع در زندگی بیشتر از خود آن موضوع در زندگی عملکرد دارد .
ترس ،اضطراب، نگرانی زنجیرههای هستند که باعث تشویش ودلهره روح انسان می شود .
زمانی می توانیم بر ترس درونی غلبه کنیم که با آن ترس روبرو شویم. ترسیدن یک حس خدادادی است که در انسان نهاده شده تا انسان در مواقع خطر از جان خود و دیگران محافظت کند.
ولی انسان به دلیل نجوای شیطانی که در ذهن دارد این حس را به درستی نمی تواند به کار ببرد زیرا شیطان هم یک اسلحه به نام ترس دارد که برای پیشبرد اهداف خود که همان نرسیدن آرزوها به دست انسان است، به کار میبرد .
ترس رویدادی است که هنوز برای ما اتفاق نیفتاده ولی ما بارها آن اتفاق را در ذهن خود به تصویر می کشیم.به خاطر این تصویرسازی در ذهن به جهان هستی اعلام میکنم که من طالب این واقعه هستم و جهان هستی خواسته ما را جواب می دهد .
چرا ترس از چاقی و ترس از خوردن باعث چاقی می شود ولی ترس از لاغر شدن مانع لاغری میشه؟
چون در مسیر چاقی مدتهای زیادی بودیم و به همه کوچه پس کوچه هایش آشنا هستیم راه رفت و برگشتش رو چشم بسته می رفتیم و تو این راه از چیزهای مختلف ترسیدیم
از کیک و شیرینی تولد وعید ازپیتزا و نوشابه از آدمهای چاق از اینکه فرزندانم مثل من بشونداز اینکه در جمع حاضرشوم از اینکه باعث سرافکندگی شوهرم بشوم
من هرچی در این راه تلاش می کردم فایده نداشت این ترس ها دوباره من را چاق می کرد ولی ترس از لاغر شدن در من وجود نداشت،اصلا فکر به این ترس برایم خندهدار بود با همه دوره ها و رژیم هایی که می گرفتم هیچ ترسی از لاغر شدن نداشتم.
همه ترس از برگشت وزن و چاقی بود و وقتی در این مسیر درست قرار گرفتم و باور دارم که به سایز مورد نظر میرسم چند وقت پیش این ترس در من ایجاد شده گفتم بدنی که اینقدر وزنم رو کم کنه خودش میدونی اونجا چه کار کنه و توضیحات استاد برام کامل شد که من فقط باید ادامه بدم اصلا نگران هیچ ترسی نباشم.ذهن من مرا به تناسب ایدهآلم میرسونه .
نشان های دریافت شده
سلام بر همگی
همانطور که میدونیم سیستم جهان در موضوع چاقی لاغری طوری طراحی شده که به سمت تناسب اندام میره مگراینکه ما با ذهنمان جلوی اش رو بگیریم.
چی جوری ؟ با تکرار توجهات اشتباه . باورهای غلط . و رفتارهای غلط .
حال با این عمل اشتباه درمسیر نامتناسب بودن قرار میگیریم و خدای بزرگ هم آژیر احساس رو که در درونمان قرارداده به صدا در میاره. صدای ترس از چاقی .
که بهمون میگه مانع ذهنی داره برای رسیدن به تناسب اندام. برو شناسایی کن . کاش می فهمیدیم این ترس ها چقدر خوبند وباارزشند.
همانطور که یک ماشین وقتی آژیرش به صدا در میاد یعنی اینکه یه اتفاقی داره برای ماشینمون میافته وسریع میایم پیش ماشین و دور برش رو نگاه میکنیم که اتفاقی برای ماشینمون نیافتاده باشه. حالا چرا همین کار رو با چاقی نمی کنیم هممون یاد گرفتیم که اول احساس چاقی در ما شکل میگره وبعد روند چاقی رو طی میکنیم .
پس چرا وقتی آژیر ترس از چاقی در بدنمان صداش در میاد حاضر نیستیم بیایم یه نگاهی به ذهنمان بکنیم ببینیم چه آلودگی داخل هست .
خب پس خدای بزرگ به ما اطلاع رسانی کرده البته با احساس ترس از چاقی.
ما هم به جای اینکه تو ذهنمان آلودگی ها رو برطرف کنیم میاییم سریع غذامون رو کم میکنیم پیاده روی میکنیم ورزش میکنیم و…
و فقط روی جسممون کار میکنیم و غافل از اینکه آلودگی سرجاشه و هر بار بیشتر و بیشتر میشه وما هم چاق و چاق تر میشیم.
حالا ترس از لاغری هم همینطوره . نشون میده یه سری توجهات و باورهای چاقی ذهنمون رو آلوده کرده و ترس از چاقی در ما آلارم داده و ما با یه سری رفتارهای چاق کننده چاق شدیم و دوباره با آموزشها مسیر متناسب شدن رو طی میکنیم تا جایی که به وزن دلخواهمون می رسیم و اینجاست که نگران از لاغرتر شدن میشیم و آژیر ترس از لاغری صداش در میاد که بهمون میگه ذهنمان داره با یه سری فرمولها آلوده میشه که نکنه خیلی لاغربشم زشت بشم زیرچشمم گود بی افته و از این قبیل افکار. که باعث میشه یه سری رفتارهای از ما سر بزنه مثل خوردن زیاد . مثل توجه به چاقی برای چاق ترشدن و… که باعث میشه بازم چاق بشیم .
در مرحله اول ترس از چاقی داشتیم چون ذهنمان پربود از افکار چاقی و خواستیم با جسم لاغر بشیم چاق تر شدیم .
در مرحله دوم ترس از لاغری داشتیم خواستیم با ذهنمان یعنی توجه به چاقی چاق تر بشیم و خوب چاق میشیم .
دیگه وقتی کسی بتونه مهارت لازم رو به دست بیاره که از چاقی بتونه لاغربشه . دیگه روندکارمیاد دستش با ذهنش میتونه چاق بشه .
نشان های دریافت شده
با سلام
گام ۷۲..چرا ترس از چاق شدن باعث چاقی میشود
ولی ترس از لاغر شدن مانع لاغری میشود؟
چرا وقتی به افکار منفی فکر میکنی زود اتفاق می افتد.ولی مدتها در افکار مثبت غوطه بخوری آب از آب تکون نمیخوره؟
برای اینکه هر مسیری در ذهن ما وجود داشته باشه انجام اون کار برای ذهن واقعی ومتطقی تر است.
وقتی در ذهن ما پر از فرمولهای چاق کننده وبعضا اشتباه وجود دارد….جاده که چه عرض کنم اتوبان در ذهن داریم که مثلا پلو ..نون ..ماکارونی…غذاهای سرخ کردنی..فست فوت و…و…
شب غذا خوردن…هله وهوله خواری…نوشابه همه اینا چاق کننده هستند.خوب پر واضحه که وقتی بترسیم با اون همه مسیر شسته رفته…آماده برای نگرانی وانتظار چاقی….نتیجه ایی غیر از چاقی نصیبمون نمیشه.
حالا میترسی از لاغری…در ذهنت فرمولی نداری که مغز بخواد به استناد اون عمل کنه.مسیری وجود نداره.در وجود ما اصلا انتظار لاغری نیست.شرایطی مهیا نیست پس این ترس مانع لاغری نمیشه.
یعنی این باوره که حرف اول رو میزنه.با تمرین وتکرار باید به این باور برسیم که لاغری آسونترین کار دنیاست…ولی چون سالیان طولانی باوری غیر از این داشتیم بیشتر.بیشتر باید تلاش به همراه انتظار وباور داشته باشیم تا به هدف برسیم.
به لطف خدا در مسیر صحیح ودرست قرار گرفتیم وبقول معروف….
دیر وزود داره…ولی…سوخت وسوز نداره
با این باور وبا افکار مثبت وتکرار زیاد به هدف که تناسب اندام است میرسیم به امید خدا
زیرا بدن ما هوشیار است واگر بهش اعتماد کنیم وکاری بهش نداشته باشیم مدام در حال چک کردن هیکل و…وزنمان نباشیم.همین اطمینان وباور ما را به هدف میرساند.
کما اون دوست همراه که با یقین وباور صد در صد به وزن دلخواهش رسید وتازه فراتر از اونم رفت.که دیگه مجبور به ترمز بود…که اونم با رها کردن ویقین به هوشیاری بدن واعتماد به نتیجه مطلوب به تناسب اندام همیشگی رسیدند.خدا رو شکر
وتبریک فراوان.به ایشون
وامیدواری زیاد که سایر عزیزان هم در این مسیر خیلی عالی پیش رفته وبه هدف برسند.
نشان های دریافت شده
گام ۷۲:
چرا ترس از لاغر شدن مانع لاغری میشود ؟
سلام
قبل از اینکه نظرم رو در مورد فایل بنویسم ازتون یه تشکر ویژه کنم بابت اصلاح قسمت ویرایش خیلی بهتر از قبل شده و ویرایش راحتتر انجام میشه . سپاسگزارم .
دوم اینکه روز دختر رو به دخترهای گلتون الینا جون و آیدا جون تبریک میگم . به امید خدا زیر سایه شما پدر و مادر گرامی سالیان سال زندگی خوب و خوش همراه با موفقیتهای روزافزون رو سپری خواهند کرد .
و اما موضوع گام ۷۲ : چرا ترس از لاغر شدن مانع لاغری میشه .
ترس یک واکنشه و علت ایجاد ترس برای حفظ جسم از یه اتفاق خطرآفرینه . ترس میاد که ما سمت چیزی که برامون نا آشناست نریم . وقتی از لاغری بترسیم خب یه زنگ خطره که از اون سمت نریم و به مسیری که برامون نقطه ی امنه برگردیم . اصل ترس به خاطر همین در ما وجود داره که ما رو از خطرات و یا راههای نادلخواه دور کنه . وقتی از لاغری بترسیم یعنی راهمون ناآشنا و خطرناکه و واکنش ذهن به این راه نا آشنا و خطرناک ایجاد احساس ترس هست .
✔پس نکته ی مهم : ترس یک واکنش است .
اما خب با این تفسیر یه سوال پیش میاد چرا ترس از چاق شدن مانع چاقی نمیشه . خب اینجا قضیه فرق می کنه . چاقی برای ذهن آشناست . ما سالها با چاقی زندگی کردیم . ذهن با چاقی به لذت رسیده به راحتی رسیده به ارامش رسیده . بعد کم کم ما از چاقی ترسیدیم ولی این ترس در ما وجود داره نه در ذهن ما . ذهن ما از چاقی نمیترسه . این آشنا بودن ذهن ما با مسیر چاقی ترس مارو خنثی می کنه و خود ذهن این ترس رو تا جاییکه بتونه پاکسازی می کنه و اگه ما باز ادامه بدیم اون رو در وجود ما تبدیل می کنه و به عنوان توجه دریافت می کنه . در حالت اول ما میخوایم لاغر بشیم و ترس از لاغری واکنش و عکس العمل ذهنه ولی در حالت دوم ترس عملیست که ما به ذهن وارد می کنیم تا ذهن مسیر قبلیش رو نره و اتفاقا بازمذهن واکنش نشون میده ولی اینبار پاکسازی ترس در مسیر هست . در حقیقت وقتی مدار ذهن روی چاقی هست و ذهن خیلی راحت داره راه چاقی رو که اتفاقا براش عادت لذتبخشی هم هست میره اون ترس ما رو هم تبدیل میکنه به توجه . نفرت مارو تبدیل می کنه به عشق و توجه و دوست داشتن . یعنی ما با احساسات منفی خودمون اتفاقا باعث میشیم ذهن در مسیر چاقی بیشتر تثبیت بشه . در حالیکه برای لاغر شدن اصلا اینطور نیست . مدار ذهن فعلی ما روی لاغری نیست . ترس باعث میشه همون نزدیک شدن به مدار لاغری هم که ما با ورود اطلاعات صحیح در ذهنمون داریم پرورش میدیم اتفاق نیفته و ذهن رو از این مدار دور کنیم .
چون درخت لاغری در ما جوان هست در حالیکه درخت چاقی به دلیل تکرار بیشتر در ما تثبیت شده تر هست .
اما نوید خوش اینه که وقتی با استمرار ریشه های لاغری نیز در تمام وجود ما گسترده تر بشه قطعا به جایی خواهد رسید که ترس از لاغری دیگه مانع لاغری نمیشه . اصلا ترسی ایجاد نمیشه . چون ما از مسیر صحیح داریم حرکت می کنیم که این مسیر همواره با احساسات خوب و لذتبخش همراهه .
اما با این وجود اگه باز ترسی هم ایجاد بشه وقتی ذهن در مدار لاغری باشه اون ترس مارو لاغرتر می کنه . من خیلی از لاغرهایی که دوست ندارن لاغر باشن رو دیدم اونا خیلی اوقات میترسن از لاغرتر شدن خودشون و اتفاقا لاغرتر میشن . چون اونا مدار ذهنشون روی لاغری هست و ترس از لاغر شدن در وجود اونها یعنی توجه بیشتر به لاغری و اتفاقا ذهنشون اونارو لاغرتر می کنه .
ما باید اونقدر لاغر شدن رو تکرار کنیم که مدار ذهنی ما تغییر کنه . مدار چی هست . مدار یعنی اون چیزی که به طور غالب در سرمون دور میزنه . همون تصاویری که مرتب در سر ما هست و طبق اون همه چیز و میبینیم . همون عینکی که به بصیرتمون زدیم و باهاش داریم دنیا رو میبینیم . برداشتهایی که در سرمون داریم و مرتب تکرار می کنیم . تحلیلهامون از وقایع روزمره . قضاوت کردنها و توجهات و نگرشمون و حتی نوع عملکردمون که واکنش این مدار ذهنیست و نشان دهنده ی این هست که ما روی چه مدار ذهنی هستیم ✔ عمل نمایشگر ذهنه .
وقتی مدار ذهنی تغییر کنه عملکرد تغییر می کنه .
برای تغییر واگویه های ذهنی تنها و تنها راه دادن اطلاعات و ورودیهای صحیح به خودمونه . وقتی ورودیها تغییر کنه خیلی آرام و در طی زمان کم کم تصاویر ذهنی که همون مدار ذهنی هست تغییر میکنه . کم کم همه چیز تبدیل میشه و ما تغییر می کنیم .
من جدیدا یه احساس خوب به غذا پیدا کردم که خیلی خوشحال شدم فهمیدم ذهنم یه تغییرات جدید کرده . من به خودم گفتم چرا باید غذایی که دارم مصرف میکنم منو چاق کنه . خب من دوست دارم این غذا رو بخورم غذا هم یه ورودیه . همونجوری که من دوست دارم چیزهای زیبا ببینم چیزهای زیبا بشنوم خب وقتی یه غذایی رو هم دوست دارم دلم میخواد بخورمش دیگه . چطور تصویر زیبایی که اونم یک ورودی هست منو چاق نمی کنه ولی غذای زیبایی که میخورم که اونم یک ورودی هست منو چاق میکنه . بعد فهمیدم این فقط یه فکره . من فکر می کنم غذایی که میخورم منو چاق می کنه . چون بعد از خوردن غذا انتظارم از خودم چاق شدنه . عذاب وجدان میگیرم چون انتظارم از خودم چاق شدنه . میترسم بیشتر بخورم چون انتظارم از خودم چاق شدنه . پس مدار ذهن من هنوز روی چاقیه . کانون توجهم هنوز روی چاقیه . ترس از چاقی هنوز با منه . ترس از خوردن هنوز با منه و این یعنی هنوز من چاقم . پس باید بازم استمرار بدم . در راه لاغری ذهن استمرار بدم . تکرار کنم . فایل گوش بدم بنویسم تا کانون توجه و نگرش من بازم بیشتر و بیشتر تغییر کنه . وقتی از خودت میپرسی واقعا چه دلیلی داره غذایی که من میخورم منو چاق کنه داریم منطقمون رو وارد عمل می کنیم تا این باور رو رها کنه . یا وقتی میگیم چرا فکر میکنم این غذایی که خوردم زیاده از حدم بود خب دوست داشتم خوردمش دیگه چرا اصلا تحلیل چاقی می کنم این رفتار رو . وقتی بگم خب دوست داشتم خوردم ذهن دستور خوردنش کم میشه .
یه مثال میزنم البته شاید مثالش یه مقدار دور از عفت باشه ولی برای اینکه مطلب برام جابیفته میگم . پیشاپیش عذر خواهی میکنم .
ببینید دوست دختر و دوست پسر به هم خیلی تمایل دارن چرا ؟ چون اونا از هم دورن . در فرهنگ فعلی ما معمولا این دوستی ها با ترس اتفاق میفته و محدودیت همراهشه هرچقدر این محدودیت و ترس بیشتر باشه تمایل به این دوستیها در وجود اون اشخاص بیشتره . حالا وقتی یه خانواده ای آزادتر باشه و حتی به بچه اش اجازه بده با شخصی که دوست داره دوست بشه میبینیم کم کم اون حریص بودن از وجود اون بچه میره و اتفاقا میل به فساد در وجود اون بچه خیلی کمتر میشه . حتی بیماری روحی روانی هم در این بچه ها کمتر هست . این بچه ها حواسشون به درس و مدرسه بیشتر هست . چون دیگه فکرشون مشغول و درگیر ترسها و محدودیتها و میل درونیشون نمیشه ولی وقتی اون محدودیت و ترس از والدین در وجودشون هست اون بچه میلش به فساد بیشتر میشه و حتی ممکنه مخفیانه خیلی کارهای دیگه کنه . درست مثل زمانهایی که ما رژیم داشتیم و یواشکی چقدر میرفتیم می خوردیم .
واسه همین شما بارها میفرمایید رژیم ، چاقی ذهن رو برطرف نمی کنه .
رژیم هم یعنی ترس . ترس از نخوردن . ترس از محدودیت . ترس از محرومیت و ذهن ما با همه ی اینا مخالفه . ذهن ما طالب آزادیه و وقتی آزاد باشیم و به خودمون اطلاعات صحیح بدیم که مسیر ذهنیمون رو به در مدار لاغری هدایت کنیم کم کم واکنشهای رفتاری دلخواه ازمون سر میزنه و جسممون آرام آرام لاغر میشه . یه لاغری دائمی که خود ذهن اون رو ایجاد کرده و تا ابد هم همراه ما هست .
خدایا سپاسگزارم .
استاد ازتون ممنونم .
فاطمه سپاسگزارم .
سلام دوست عزیز
از لطف و محبت شما بی نهایت سپاسگزارم
خدا رو شکر در سرزمین لاغرها همراهان عالی دارم
نوشته شما عالی بود مخصوصا مثال در زمینه روابط
نشان های دریافت شده
با سلام تکرار روز۸به نام خالق لوح و قلم
سلام استاد بزرگوار و دوستان عزیز
خدا را شکر می کنم که به من توانایی داد در این لحظه بتوانم نظر خودم را و آنچه از این فایل فهمیدم را خدمت دوستان و استاد گرامی بنویسم.
واژه ترس اینکه ما از چیزی می ترسیم به این دلیل است که از قبل نقشه آن چیز را دارد مثلا ما اگر از چاقی می ترسیم چون از قبل نقشه مسیر لاغری را می دانیم.
بزارید ساده تر بگم
مغز ما اول بنا بر اطلاعاتی که داره پس…….. در مورد آن فکر می کنه فکر ما بعد می شه عمل ما ما اول فکر می کنیم بعد عمل می کنیم .
اگر در مغز ما اطلاعاتی نباشه نمی تونه فکر کنه یعنی وقتی در ذهن ما فرمولهای چاقی هست با ترس ما چون باور قوی داریم سریعتر در علم واقعی آن را تجربه می کنیم .
اما چرا این سرعت را در ترس از لاغری تجربه نمی کنسم چون مغز ما اطلاعاتی از لاغری در خودش نداره .
حالا راه حل
ما با انجام تمرین های دوره کم کم در لابلای فرمولهای چاقی اطلاعات لاغری را وارد ذهن می کنیم .
وقتی ما از چاقی می ترسیم در واقع منتظر آن هستیم آن را باور داریم .
ما داریم کم کم منتظر لاغری هستیم من باور دارم که لاغر می شوم و در روزهایی خیلی نزدیک لاغری را تحربه مژ کنم به امید چنین روز .
استاد بزرگوار بی نهایت از شما سپاسگذارم بی نهایت ممنونم