در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، فقط یک آرزو همیشه با من بود، هر جا میرفتم، هر کاری میکردم… تحقق آرزوی لاغری.
📍 این جلسه ادامه گام ۱۰ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
چاقی فقط روی عدد ترازو تأثیر نذاشته بود؛ انگار سایهش روی همه احساساتم افتاده بود.
حتی وقتی به چیزهایی که دوست داشتم میرسیدم، یه چیزی کم بود… اون حس سبکی، آزادی، رضایت واقعی! هیچ آرزویی، وقتی کنار چاقی مینشست، دیگه اونقدر شیرین نبود. 🥀
برای من، تحقق آرزوی لاغری فقط یه عدد نبود، یه آزادی عمیق ذهنی و جسمی بود؛ یه خواسته که تا محقق نمیشد، انگار هیچچیز دیگه کامل نبود.
در این جلسه میآموزیم:
آرزوی لاغری من
بذار یه چیزی رو بهت صادقانه بگم…
سالها آرزوی لاغری مهمترین خواستهی من بود. هر بار که جلوی آینه وایمیستم و به خودم نگاه میکردم، حس میکردم یه چیزی کم دارم.
نه فقط یه سایز لباس کوچیکتر یا عدد پایینتر روی ترازو… بلکه یه حس آرامش، یه حس آزادی، یه نفس راحت.

👧🏻 بچه که بودم، عاشق دوچرخهسواری بودم. یه روز بالاخره بابام برام یه دوچرخه کوهستان خرید. اما نه به خاطر اینکه خوشحال بشم، نه… گفت: «برای اینکه با دوچرخه بری مدرسه که لاغر بشی!»
همین جمله باعث شد حتی وقتی باد توی صورتم میخورد و با تمام توان رکاب میزدم، بهجای لذت، فقط خجالت بکشم… فکر میکردم همه بهم نگاه میکنن و میگن:
«نگاه کن! طفلکی داره جون میکنه لاغر شه.»
😔 این یعنی چاقی حتی لذت رسیدن به آرزوها رو از آدم میگیره.
با خودم میگفتم:
«اگه لاغر شم، حتی اگه به هیچ آرزوی دیگهای نرسم، بازم میارزه!»

آرزوی لاغری داشتن
✨ تحقق آرزوی لاغری؛ بازگشت به حالت طبیعی بدن
در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، تنها یک آرزو همواره در ذهنم بود: تحقق آرزوی لاغری. این خواسته نه از سر زیباییطلبی، بلکه به دلیل تأثیر عمیق چاقی بر روحیه و احساساتم بود. چاقی نهتنها بر ظاهر فیزیکیام تأثیر گذاشته بود، بلکه لذت رسیدن به دیگر آرزوها را نیز از من گرفته بود.
اما چرا این آرزو اینقدر قوی و پایدار است؟
🔬 پاسخ در علم فیزیولوژی بدن انسان نهفته است. بر اساس نظریه «نقطه تنظیم وزن» (Set Point Theory)، هر بدن انسانی دارای یک وزن طبیعی است که تمایل دارد آن را حفظ کند.
این وزن طبیعی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، متابولیسم، ساختار بدنی و سایر عوامل بیولوژیکی تعیین میشود. زمانی که وزن بدن از این محدوده طبیعی خارج میشود، بدن تلاش میکند تا به حالت تعادل بازگردد.
بهعبارتدیگر، آرزوی لاغری یک واکنش طبیعی بدن برای بازگشت به وضعیت تعادل و سلامت است. این تمایل درونی برای بازگشت به وزن طبیعی، نشاندهنده هوشمندی بدن در حفظ سلامت و تعادل است.
🧠 تحقیقات علمی نیز این موضوع را تأیید میکنند. بهعنوانمثال، مقالهای در مجله Nature Reviews Neuroscience به بررسی نقش مغز در تنظیم وزن بدن پرداخته و نشان میدهد که سیستم عصبی مرکزی نقش کلیدی در حفظ تعادل انرژی و وزن بدن دارد.
بنابراین، اگر در دل خود آرزوی لاغری دارید، بدانید که این خواسته نهتنها طبیعی است، بلکه نشاندهنده تلاش بدن شما برای بازگشت به حالت طبیعی و سالم خود است. ✨

چرا به آرزوم نمیرسم؟!
تا حالا چند بار تصمیم گرفتی لاغر بشی؟ چند بار با اشتیاق رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، دمنوشهای لاغری خوردی یا حتی سراغ قرص و دارو رفتی؟ اما چرا بعد از اینهمه تلاش، باز هم تحقق آرزوی لاغریت کامل نشده؟ 🤔
جوابش سادهست:
چون ما همیشه دنبال یه راه بیرونی بودیم، درحالیکه راه واقعی از درون ما میگذره…
🧠 هیچکس با برنامهریزی چاق نشده؛ ما ناخودآگاه و بدون اینکه بخوایم، بر اساس فرمولهای اشتباهی که ذهنمون یاد گرفته، چاق شدیم. پس منطقیه که تحقق آرزوی لاغری هم فقط با اصلاح همین فرمولهای ذهنی ممکن باشه.
در روش «لاغری با ذهن» خبری از برنامهی غذایی نیست که بهت بگه چی بخور، چقدر بخور یا چند کالری بسوزون.
❌ خبری از محدودیت، اجبار یا استرس رژیم گرفتن نیست.
✔️ فقط و فقط یاد میگیری چطور فرمولهای طبیعی لاغری در ذهن خودت رو دوباره فعال کنی.
تصور کن: یه راهنمای درونی داری که همیشه با توئه؛ بهت میگه کی گرسنهای، کی سیر شدی، و چی برات خوبه. این همون چیزیه که از کودکی در وجود همهی ما بوده، ولی سالها با آموزشهای اشتباه فراموشش کردیم.
💡 دورهی لاغری با ذهن کمکت میکنه دوباره این قطبنمای درونی رو فعال کنی. هر آموزش مثل یه چراغ راهه تا بتونی افکار قدرتمند، رفتارهای هوشمندانه، و احساسی خوب نسبت به بدنت بسازی.
من خودم روزی مثل تو بودم…
با دنیایی از آرزو برای لاغر شدن، اما ناامید از روشهای مختلف.
تا اینکه بالاخره فهمیدم راهش این نیست که به بدنم زور بگم یا با گرسنگی اذیتش کنم… بلکه باید با ذهنم آشتی کنم.
وقتی فرمولهای ذهنی رو تغییر دادم، تحقق آرزوی لاغریم مثل یک معجزه اتفاق افتاد. نه تنها وزنم کم شد، بلکه شادی، سلامتی، و آرامشی وارد زندگیم شد که همیشه دنبالش بودم 💖
بدن تو گنج توئه…
وقتشه یاد بگیری چطور ازش مراقبت کنی و باهاش هماهنگ بشی.
🌱 این راه، مسیری به سوی آزادیه… آزادی از چاقی، استرس، و محدودیت.
و من اینجام تا همراهت باشم تو مسیر تحقق آرزوی لاغریت 🌈

💡 اگه میخوای این آرزو رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم به واقعیت تبدیل کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ این دعوت مهم؛ در ادامه هم توی گام ۱۲ سراغ «مسیر لاغر شدن، جادهای به سوی آزادی» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.30 از 196 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

باسلام گام ۱۱ : ارزوی لاغری خود رابه واقعیت تبدیل کنید
در طی حدود ۱۰ سالی که اضافه وزن پیدا کردم وجسمم از فرم اولیه خارج شد وشکل چاقی به خودش گرفت درهرجایی که افراد لاغر را می دیدم با حسرت به انها وگذشته اندام خودم نگاه می کردم وپراز تاسف بودم که چگونه متوجه نشدم واضافه وزن پیدا کردم و به خودم می گفتم چرا اینقدر به خوردن توجه داشتم چرا جلو خوردنم را نگرفتم چرا سبک زندگیم بیشتر متوجه خوردن وزیاد خوردن ولذت بردن از خوردن بود چرا نتونستم جلوی میل به خوردنم را بادیدن خوراکیهای لذیذ بگیرم . با دیدن متناسبها پشیمان از نادرست خوردن وسبک زندگی می شدم وتصمیم قوی وبا اراده وعزم به تغییر جسم با روشهای الگوهای گول زننده می شدم وشروع به فعالیتهای سنگین وخسته کننده جسم وروح می شدم .امابرای رسیدن به تناسب تمام فشارهای روحی وجسمی را تحمل وانها را برای خودم لذت بخش میکردم تاوقتی که به نتیجه مطلوب تناسب اندام می رسیدم . وقتی به وزن وتناسب مورد نظرم می رسیدم بسیار خوشحال وبا اعتماد به نفس لباسهای مورد نظرم رامی پوشیدم ولذت میبردم از همت وتلاشم وبه نتیجه رسیدنم . تشویق وتعریف اطرافیان درمورد رسیدنم به تناسب براین شادی افزون بود .تا مدتی بعد از این تغییر هنوز پا بند به اصول رفتاری برای لاغر شدنم بودم اما کم کم بعد از مدتی کمی از این بخور کمی مزه ان را بچش اشکالی نداره تو که به تناسب رسیدی وانقدر توان داری که دوباره شروع کنی یکبار هزار بار نمیشه و تصورات ذهنی از این قبیل ارام ارام به وضع قبلی برگشتن همان واضافه وزن پیدا کردن هم همان .
نزدیک به عید وبرای عروسی میدیدم بسیاری از خانم ها برای خوش اندام شدنشان به ورزشگاه میرفتند ورژیم می گرفتند تا باورزش ورژیم به تناسب اندام برسند اما من نمی رفتم ووقتی به مهمانی می رفتم وتناسب اندام دیگران را میدیدم ازخودم خجالت می کشیدم واز سر جایم بلند نمی شدم وتاسف می خوردم که چرا مانند دیگران به ورزشگاه نرفتم ورژیم نگرفتم ولی میدیدم که همانها هم درمدت زمانی متناسبند وبعد ازان دوباره به شکل اولیه بر می گشتند .
اما این روشها چون زود گذر وظاهری وفشار بر جسم بود چیزی عوض نمی شدباید اصل ماجرا ومحتوای اصلی که فرمان ذهن برای خوردن بود تغییر میکرد نه جسمی که اراده ای ندارد وبی تاًثیر در چاق شدن ما می بود وهیچ کاری از دستش بر نمی امد وچون این تغییر رفتار برطبق میل جسم نبود بااینکه بارها وبارها تصمیم به تناسب اندام با انجام روشهای سخت ونادرست گرفتم برای مدتی جسم راتحت فشار می گذاشتم تغییر می کردولی دوباره برمی گشت به شکل اول این تغییر بیرونی و جسمی بود وریشه ای نبود .بعد از رژیم وروشهای غلط لاغری به وزن اولیه بر می گشتم چون ناراحت وعصبی می شدم ودرگیری فکری پیدا می کردم وچون به چرایی دوباره چاق شدنم فکر میکردم وزن من اضافه می شد وبه طرف چاقی بیشتر از طریق ذهن هدایت می شدم .🌻
می دانستم بعدازرژیم نباید سبک خوردن درزندگی را عوض کرد اماهمیشه بعد از چند روزی که به تناسب می رسیدم کم کم به سبک خوردن قبلی زندگی برمی گشتم زیرابعد از رژیم گرفتن بعلت نخوردن یا درست نخوردنم وکنترل در خوردنم حرص وولع ذهنم برای خوردن بیشتر می شد وباخوردن بیشتر به وزن قبلی وگاهی بیشتر از ان بر می گشتم .وقتی ما به هروسیله ای برای لاغر شدن اقدان میکنیم ووزنمان به این طریق کم می شود ولی دوباره وزنمان بر میگردد یعنی سبک زندگی ما اشکال دارد
وقتی رژیم نمیگیریم ویا بعد از رژیم گرفتن که دوباره چاق میشویم تعادل بین جسم وذهن به هم میریزد اما موقعی که رژیم داریم تعادل بین جسم وارامش ذهنی راداریم .وقتی مارژیم میگیریم وعدد مشخصی رابرای رسیدن به وزن مطلوب درنظر میگیریم برای رسیدن به عدد مطلوب چون بر جسم فشاروارد می کنیم واین کار مغایر با خواست ذهن است وما با این کار درجهت مخالف خواست ذهن حرکت می کنیم پس ذهن میخواهد که ما به وزن اولیه که خیلی راحت واسان به ان رسیده برگردیم وما نگذاشتیم دراین مرحله ذهن این همسو نبودن باجسم رانمی پذیرد وبه حالت اولیه که وزن اصلی است بر میگردد.تلاش برای رسیدن به وزن مطلوب یک تلاش موقتی است زیرا ما ذهن رابرای چاقی بانوع سبک زندگی برنامه ریزی کردیم وباان پیش می رویم وبعد ازپایان دوران هر رژیمی برای مدتی متناسب ولاغر هستیم ولی چون ذهن وجسم ورفتارهای غذایی وسبک زندگیمان همسو نبوده در نتیجه تلاشها وزحماتمان بی ثمر ودوباره به شکل اولیه بر میگردیم
چاقی یعنی درردیف لاغرهانبودن یعنی ذهن به دنبال رفتارهای اضافه وزن رفتن یعنی جسم به شکل غیرطبیعی خودش درامدن واین همسو نبودن ها یعنی هرچه بارژیم وهرروشی برای لاغر شدن ریسیدیم پنبه شدن وهرچه درجهت لاغری زحمت کشیدیم به جایی نرسیدن بخصوص وقتی که عدد وزن ایده ال خودرامشخص کنیم و بارژیم به ان می رسیم ودوباره برمیگردیم به حال اول .این حالت مثل کسی است که ادرس اشتباهی دارد که به ان اطمینان دارد به مقصد میرسد در مسیر رسیدن به ان مقصد حرکت میکند ومسیر طولانی میرود ودراخر به جایی میرسد که بن بست بوده واصلا ادرس اشتباهی داده شده .باید بدانیم مشکل اصلی چاقی ما جسم نیست بلکه عامل درونی ذهن است که عادت به داشتن اضافه وزن ورفتارهای غذایی چاق کننده کرده میباشد فرمانهای ذهن برای خوردن ما باعث چاق شدن جسممان شده جسم ازدستوراتی که ذهن برای خوردن میدهد اطاعت می کند.
چون طبیعت ما لاغری بوده وا از چاقی که مخالف طبیعت ماست زجر می کشیم وجسم مادرخواست طبیعتش را میکند وچاقی برایش زجر اور است ومادوست داریم لاغر شویم .ذهن ما از ابتدا چاقی رابلد نبوده ومابودیم که بارفتارهای غلط غدایی ذهن را اموزش به چاقی دادی پس باید برای لاغرشدن هم ازهمین روش یعنی اموزش ذهن به رفتارهای صحیح غذایی وخوردن بتوانیم چاقی را به لاغری در ذهنمان تبدیل کنیم تارفتار صحیح خوردن درمابوجوداید وذهن فرمانهای صحیح خوردن صادرکند درواقع باتغییر سبک زندگیمان از پرخوری و ریزخواری وبیش ازاندازه ونادرست خوردن به سبک به اندازه خوردن وبه موقع خوردن وصحیح خوردن عوض شودوعادت کند ومابه تناسب برگردیم .🏵وقتی برای لاغرشدن عددوزن دلخواهمان رادرنظر میگیریم وباروشهای غلط شروع به لاغری می کنیم مابه ان عدد می رسیم وبسیار شاد می شویم ولی وقتی ادامه ان رارها می کنیم دوباره به وزن اولیه ویا بیشتربر میگردیم علت اینه که ذهن مابه زیادتر شدن وزن با رفتارهای غلط خوردن عادت کرده واین عادت درذهن ما ازبین نرفته ودرتمام مدت استفاده ازروشهای نادرست برای لاغرشدن ما باکنترل برای نخوردن ذهن وجسم را عذاب می دادیم وچون انها این کنترل را که برایشان باسختی همراه بودنمی پدیرفتن باعث می شد که بعد از رها کردن رژیم ذهن وجسم مثل مرغ از قفس ازاد شده باشند که هرچه محدودیت ومحرومیت غدایی برایشان ایجادکرده بودیم مثل قحطی زده ها بخواهند برای خودشان جبران کنند واین روش های غلط لاغری اثرمثبت که نداشت هیچ مضر هم بود.
پس باید دنبال روش موثر وهمیشگی وراحت واسان مورد پذیرش جسم وذهن باشیم که همان لاغری با ذهن است .
دراستفاده ازروش ذهنی امکان بازگشت دوباره به چاقی نیست مگر اینکه شخص به خواست خودش بخواهد برگردد وسبک زندگی ورفتارهای غذای خود رادوباره تغییردهد وپرخوری ریزخواری وناصحیح خوری را دوباره شروع کند.زیرا روش درست خوردن رادرذهنش برای همیشه ذخیره کرده .درروش لاغری باذهن هیچ برنامه ای به ماتحمیل نمی شودوتمام مراحل لاغری با راحتی واسانی وبامیل وارامش وپذیرش ریشه ای ودرونی انجام می شود.این روش برنامه ریزی ذهن از قبل که چی وچطور وکی وچقدر بخورویا چه فعالیتی داشته باش نیست بلکه فقط فرمولهای صحیح ذهنی که قبلا درذهنمان بوده درزمانی که مااندام طبیعی داشتیم وبه دلیل استفاده نکردن از انها ویادگیری فرمولهای چاق کننده فراموششان کرده بودیم را یاد اوری می کند وادامه می دهد . اینکه ارزوی لاغرشدنمان محقق نشده زیرا برای لاغرشدن ازروش صحیح استفاده نکردیم وهیچکس برای چاق شدنش برنامه ریزی نکرده بوده وما بودیم که با برنامه ریزیهای غلط مثل رژیم وورزش ودارو ودمنوش و……..ذهنمان رابرنامه ریزی کرده بودیم که هرگز موفق به رسیدن به تناسب نشویم.
همین نرسیدنها به لاغری باعث ناامیدی ما شدوفکر به اینکه بدن ماتوانایی لاغرشدن رانداردویامقاومت می کند اشتباه وباعث لاعرنشدن ماست .جسم ما هیچ مقاومتی دربرابرلاغرشدن ندارد زیرا طبیعت واصل جسم ما لاغری بوده وجسم خواهان این تناسب هست بیشتر ازمادوست دارد متناسب شود وبه اصلش برگردد برای همین هست که لاغری ارزوی ماست پس باید رفتار غذایی ما هم درجهت لاغری ما همسو شود تا ما به ارزویمان برسیم .
فرق چاق ها با لاغرها درسبک زندگی ورفتارهای غذایی ونوع نگاهمان به غذاست .اصل وطبیعت هردویمان لاغری بوده اما تفاوت ایجادشده درفرمولهای ذهنیمان باعث تفاوت درجسممان است .فرمولهای ذهنی فرد متناسب اورابه طرف سبک خوردن درست ورفتارهای صحیح خوردن برای رسیدن به تناسب اندام ترغیب می کند وفرمولهای ذهنی فرد چاق اورا به سمت رفتارهای غلط غذایی وسبک خوردن نادرست وتکرار ان او را ترغیب برای هدایت به چاقی می کند .شناسایی فرمولهای غلط ذهنی واموزش مرحله به مرحله انها به ذهن وتمرین وتکرار انها باعث تغییر وجایگزینی انها به جای فرمولهای غلط ذهنی چاق شدن واضافه وزن وسبک ورفتارخوردن غلط درنامتامناسبها می شود.
خدایابابت همه چیز شکرت وازشما استادگرامی نیز بسیار سپاسگزارم🌹
باسلام
گام دهم : چاقی اعتیاد اسان است
هروقت کلمه اعتیاد روشنیدم تصورم براین بود که افرادی را که از مواد مخدر استفاده می کنند را معتاد ودارای اعتیاد می گویند تا حالا نشنیده بودم ونه دیده بودم که بجز مواد مخدر میشود به چیزهای دیگری مثل زیاد خوردن را اعتیاد داستن به خوردن می گویند.
اعتیاد کلمه ای که همیشه از شنیدنش ناراحت می شدم . همیشه هم ازکلمه اعتیاد می ترسیدم وهم متنفر بودم وهروقت افراد معتاد را با ان قیافه لاغر ونهیف وکثیف وبا ان وضع زننده وغیر بهداشتی متاثر وناراحت می شدم . هروقت انها را درجامعه میدیدم خیلی دورتر از انها راهم رو کج میکردم.
حالا با گوش دادن این فایل فهمیدم اعتیاد فقط در مورد مواد مخدر نیست بلکه درتمام جنبه های زندگی این کلمه میتواند صادق باشد از جمله خوردن غذا.
کلمه اعتیاد به معنی زیاده روی در استفاده از هرچیز صدق می کند حتی درمورد خوردن غذا .الان یکی دیگر از علتهای پیدا کردن اضافه وزن وچاق شدن را متوجه شدم .
درواقع به علت بیش از اندازه مصرف غذایی در خوردن که باعث چاقی شده این زیاد مصرف کردن را اعتیاد فرد به مواد غذایی وفردچاق را معتاد به خوردن غذا می گویند .
تفاوت افراد معتاد با چاق در نوع مواد مصرفی انهاست معتادها مواد مخدر مصرف می کنند و افراد چاق موادخوراکی مصرف می کنند.
بیشتر زندگی ما باخوردن می گذرد بهمین خاطر مواد غذایی وغذا ومغازه وفروشگاههاب مواد غذایی از هرچیزی بیشتر درجامعه وجود دارد که همه اینها عوامل بوجود اوردنده اعتیاد بیشتر به غذا هستند.
افرادمعتاد موادمخدرمصرفی شان را باسختی وپنهانی تهیه می کنند اما چاق ها موادغذایی مورد نیاز خود را به وفور وبه راحتی واسانی تهیه می کنند.
فرد معتاداگر مواد مواد مخدر بدستش نرسید بسیار بی تاب وناراحت می شود یک فرد معتادبه مواد غذایی نیز اگرمرتب نخورد همین حالت را دارد وتاوقتی نخورد راحت نمی شود که این خود باعث چاقی او می شود.
فرد معتاد ازمصرف مواد مخدر خسته نمی شود فرد چاق نیز از خوردن خسته نمی شود
جسم نهیف ولاغر یک معتاد نشان از اعتیاد اوست به موادمخدروجسم چاق یک فردی نامتناسب هم نشان دهنده اعتیاد او به عذاست .
برای فرد معتاد استفاده از مواد مخدر باعث تسکین وارامش اوست یک فرد چاق هم با خوردن تسکین وارامش پیدا می کند
اعتیاد به موادمخدر برای فرد یک امر عیرطبیعی است چاقی واعتیاد به بیش از اندازه خوردن هم برای فرد نامتناسب امری غیر طبیعی است .
فرد معتا تمام ذهن وفکرو انرژیهایش صرف اعتیادش می شود یک فرد چاق هم تما توان وفکروذهن وانرژیش صرف تهیه وخرید وپختن وخوردن موادغذایی می شود.
اعتیاد به هرچیزی قدرت فکری وذهنیش را می گیرد اعتیاد به خوردن هم با حسرت وتاسف خوردن ونا امید شدن وخود خوری ومقایسه خود با دیگر متناسبها توان وقدرت فکر وذهنش درجهت تلاش وپیشرفت پیش نمی رود .
افرادی که باورها والگوهای درست رفتاری دارند ولاغرند به سمت اعتیادچاقی نمی روند.میدانیم که اعتیاد را اموزش دیده ایم بهمین خاطر باید از افراد لاغر الگوها وباورهای رفتاری درستشان را یاد بگیریم ودرجهت رفتارهای صحیح خوردن انها حرکت کنیم واعتیاد به خوردن مواد غذایی مان راازبین ببریم .
دسترسی راحت واسان به موادغذایی تهیه واماده شده ترغیب مارابرای خوردن واعتیاد به ان را بیشتر می کند از عوامل دیگر اعتیاد به خوردن تبلیغات گسترده وبسته بندیهای شکیل وتزئین غذا ومیوه ودسر وژله وحلوا وشیرینی می باشد
پر بودن سفره های مهمانی دادن ویا رفتن وخوردن از همه غذاها واسرار به خوردن و بردن تنقلات وچلسمه ها در تفریح وخوردن بعد از سیری در همه موقع بخصوص دردور همی ها همه در اعتیاد به خوردنقش بسزایی دارد.🌻می دانستم بعدازرژیم نباید سبک خوردن درزندگی را عوض کرد اماهمیشه بعد از چند روزی که به تناسب می رسیدم کم کم به سبک خوردن قبلی زندگی برمی گشتم زیرابعد از رژیم گرفتن بعلت نخوردن یا درست نخوردنم وکنترل در خوردنم حرص وولع ذهنم برای خوردن بیشتر می شد وباخوردن بیشتر به وزن قبلی وگاهی بیشتر از ان بر می گشتم .وقتی ما به هروسیله ای برای لاغر شدن اقدان میکنیم ووزنمان به این طریق کم می شود ولی دوباره وزنمان بر میگردد یعنی سبک زندگی ما اشکال دارد
وقتی رژیم نمیگیریم ویا بعد از رژیم گرفتن که دوباره چاق میشویم تعادل بین جسم وذهن به هم میریزد اما موقعی که رژیم داریم تعادل بین جسم وارامش ذهنی راداریم .وقتی مارژیم میگیریم وعدد مشخصی رابرای رسیدن به وزن مطلوب درنظر میگیریم برای رسیدن به عدد مطلوب چون بر جسم فشاروارد می کنیم واین کار مغایر با خواست ذهن است وما با این کار درجهت مخالف خواست ذهن حرکت می کنیم پس ذهن میخواهد که ما به وزن اولیه که خیلی راحت واسان به ان رسیده برگردیم وما نگذاشتیم دراین مرحله ذهن این همسو نبودن باجسم رانمی پذیرد وبه حالت اولیه که وزن اصلی است بر میگردد.تلاش برای رسیدن به وزن مطلوب یک تلاش موقتی است زیرا ما ذهن رابرای چاقی بانوع سبک زندگی برنامه ریزی کردیم وباان پیش می رویم وبعد ازپایان دوران هر رژیمی برای مدتی متناسب ولاغر هستیم ولی چون ذهن وجسم ورفتارهای غذایی وسبک زندگیمان همسو نبوده در نتیجه تلاشها وزحماتمان بی ثمر ودوباره به شکل اولیه بر میگردیم
چاقی یعنی درردیف لاغرهانبودن یعنی ذهن به دنبال رفتارهای اضافه وزن رفتن یعنی جسم به شکل غیرطبیعی خودش درامدن واین همسو نبودن ها یعنی هرچه بارژیم وهرروشی برای لاغر شدن ریسیدیم پنبه شدن وهرچه درجهت لاغری زحمت کشیدیم به جایی نرسیدن بخصوص وقتی که عدد وزن ایده ال خودرامشخص کنیم و بارژیم به ان می رسیم ودوباره برمیگردیم به حال اول .این حالت مثل کسی است که ادرس اشتباهی دارد که به ان اطمینان دارد به مقصد میرسد در مسیر رسیدن به ان مقصد حرکت میکند ومسیر طولانی میرود ودراخر به جایی میرسد که بن بست بوده واصلا ادرس اشتباهی داده شده .باید بدانیم مشکل اصلی چاقی ما جسم نیست بلکه عامل درونی ذهن است که عادت به داشتن اضافه وزن ورفتارهای غذایی چاق کننده کرده میباشد فرمانهای ذهن برای خوردن ما باعث چاق شدن جسممان شده جسم ازدستوراتی که ذهن برای خوردن میدهد اطاعت می کند.
چون طبیعت ما لاغری بوده وا از چاقی که مخالف طبیعت ماست زجر می کشیم وجسم مادرخواست طبیعتش را میکند وچاقی برایش زجر اور است ومادوست داریم لاغر شویم .ذهن ما از ابتدا چاقی رابلد نبوده ومابودیم که بارفتارهای غلط غدایی ذهن را اموزش به چاقی دادی پس باید برای لاغرشدن هم ازهمین روش یعنی اموزش ذهن به رفتارهای صحیح غذایی وخوردن بتوانیم چاقی را به لاغری در ذهنمان تبدیل کنیم تارفتار صحیح خوردن درمابوجوداید وذهن فرمانهای صحیح خوردن صادرکند درواقع باتغییر سبک زندگیمان از پرخوری و ریزخواری وبیش ازاندازه ونادرست خوردن به سبک به اندازه خوردن وبه موقع خوردن وصحیح خوردن عوض شودوعادت کند ومابه تناسب برگردیم .🏵وقتی برای لاغرشدن عددوزن دلخواهمان رادرنظر میگیریم وباروشهای غلط شروع به لاغری می کنیم مابه ان عدد می رسیم وبسیار شاد می شویم ولی وقتی ادامه ان رارها می کنیم دوباره به وزن اولیه ویا بیشتربر میگردیم علت اینه که ذهن مابه زیادتر شدن وزن با رفتارهای غلط خوردن عادت کرده واین عادت درذهن ما ازبین نرفته ودرتمام مدت استفاده ازروشهای نادرست برای لاغرشدن ما باکنترل برای نخوردن ذهن وجسم را عذاب می دادیم وچون انها این کنترل را که برایشان باسختی همراه بودنمی پدیرفتن باعث می شد که بعد از رها کردن رژیم ذهن وجسم مثل مرغ از قفس ازاد شده باشند که هرچه محدودیت ومحرومیت غدایی برایشان ایجادکرده بودیم مثل قحطی زده ها بخواهند برای خودشان جبران کنند واین روش های غلط لاغری اثرمثبت که نداشت هیچ مضر هم بود.
پس باید دنبال روش موثر وهمیشگی وراحت واسان مورد پذیرش جسم وذهن باشیم که همان لاغری با ذهن است .
دراستفاده ازروش ذهنی امکان بازگشت دوباره به چاقی نیست مگر اینکه شخص به خواست خودش بخواهد برگردد وسبک زندگی ورفتارهای غذای خود رادوباره تغییردهد وپرخوری ریزخواری وناصحیح خوری را دوباره شروع کند.زیرا روش درست خوردن رادرذهنش برای همیشه ذخیره کرده .درروش لاغری باذهن هیچ برنامه ای به ماتحمیل نمی شودوتمام مراحل لاغری با راحتی واسانی وبامیل وارامش وپذیرش ریشه ای ودرونی انجام می شود.این روش برنامه ریزی ذهن از قبل که چی وچطور وکی وچقدر بخورویا چه فعالیتی داشته باش نیست بلکه فقط فرمولهای صحیح ذهنی که قبلا درذهنمان بوده درزمانی که مااندام طبیعی داشتیم وبه دلیل استفاده نکردن از انها ویادگیری فرمولهای چاق کننده فراموششان کرده بودیم را یاد اوری می کند وادامه می دهد . اینکه ارزوی لاغرشدنمان محقق نشده زیرا برای لاغرشدن ازروش صحیح استفاده نکردیم وهیچکس برای چاق شدنش برنامه ریزی نکرده بوده وما بودیم که با برنامه ریزیهای غلط مثل رژیم وورزش ودارو ودمنوش و……..ذهنمان رابرنامه ریزی کرده بودیم که هرگز موفق به رسیدن به تناسب نشویم.
همین نرسیدنها به لاغری باعث ناامیدی ما شدوفکر به اینکه بدن ماتوانایی لاغرشدن رانداردویامقاومت می کند اشتباه وباعث لاعرنشدن ماست .جسم ما هیچ مقاومتی دربرابرلاغرشدن ندارد زیرا طبیعت واصل جسم ما لاغری بوده وجسم خواهان این تناسب هست بیشتر ازمادوست دارد متناسب شود وبه اصلش برگردد برای همین هست که لاغری ارزوی ماست پس باید رفتار غذایی ما هم درجهت لاغری ما همسو شود تا ما به ارزویمان برسیم .
فرق چاق ها با لاغرها درسبک زندگی ورفتارهای غذایی ونوع نگاهمان به غذاست .اصل وطبیعت هردویمان لاغری بوده اما تفاوت ایجادشده درفرمولهای ذهنیمان باعث تفاوت درجسممان است .فرمولهای ذهنی فرد متناسب اورابه طرف سبک خوردن درست ورفتارهای صحیح خوردن برای رسیدن به تناسب اندام ترغیب می کند وفرمولهای ذهنی فرد چاق اورا به سمت رفتارهای غلط غذایی وسبک خوردن نادرست وتکرار ان او را ترغیب برای هدایت به چاقی می کند .شناسایی فرمولهای غلط ذهنی واموزش مرحله به مرحله انها به ذهن وتمرین وتکرار انها باعث تغییر وجایگزینی انها به جای فرمولهای غلط ذهنی چاق شدن واضافه وزن وسبک ورفتارخوردن غلط درنامتامناسبها می شود.
خدایابابت همه چیز شکرت وازشما استادگرامی نیز بسیار سپاسگزارم🌹