در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، فقط یک آرزو همیشه با من بود، هر جا میرفتم، هر کاری میکردم… تحقق آرزوی لاغری.
📍 این جلسه ادامه گام ۱۰ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
چاقی فقط روی عدد ترازو تأثیر نذاشته بود؛ انگار سایهش روی همه احساساتم افتاده بود.
حتی وقتی به چیزهایی که دوست داشتم میرسیدم، یه چیزی کم بود… اون حس سبکی، آزادی، رضایت واقعی! هیچ آرزویی، وقتی کنار چاقی مینشست، دیگه اونقدر شیرین نبود. 🥀
برای من، تحقق آرزوی لاغری فقط یه عدد نبود، یه آزادی عمیق ذهنی و جسمی بود؛ یه خواسته که تا محقق نمیشد، انگار هیچچیز دیگه کامل نبود.
در این جلسه میآموزیم:
آرزوی لاغری من
بذار یه چیزی رو بهت صادقانه بگم…
سالها آرزوی لاغری مهمترین خواستهی من بود. هر بار که جلوی آینه وایمیستم و به خودم نگاه میکردم، حس میکردم یه چیزی کم دارم.
نه فقط یه سایز لباس کوچیکتر یا عدد پایینتر روی ترازو… بلکه یه حس آرامش، یه حس آزادی، یه نفس راحت.

👧🏻 بچه که بودم، عاشق دوچرخهسواری بودم. یه روز بالاخره بابام برام یه دوچرخه کوهستان خرید. اما نه به خاطر اینکه خوشحال بشم، نه… گفت: «برای اینکه با دوچرخه بری مدرسه که لاغر بشی!»
همین جمله باعث شد حتی وقتی باد توی صورتم میخورد و با تمام توان رکاب میزدم، بهجای لذت، فقط خجالت بکشم… فکر میکردم همه بهم نگاه میکنن و میگن:
«نگاه کن! طفلکی داره جون میکنه لاغر شه.»
😔 این یعنی چاقی حتی لذت رسیدن به آرزوها رو از آدم میگیره.
با خودم میگفتم:
«اگه لاغر شم، حتی اگه به هیچ آرزوی دیگهای نرسم، بازم میارزه!»

آرزوی لاغری داشتن
✨ تحقق آرزوی لاغری؛ بازگشت به حالت طبیعی بدن
در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، تنها یک آرزو همواره در ذهنم بود: تحقق آرزوی لاغری. این خواسته نه از سر زیباییطلبی، بلکه به دلیل تأثیر عمیق چاقی بر روحیه و احساساتم بود. چاقی نهتنها بر ظاهر فیزیکیام تأثیر گذاشته بود، بلکه لذت رسیدن به دیگر آرزوها را نیز از من گرفته بود.
اما چرا این آرزو اینقدر قوی و پایدار است؟
🔬 پاسخ در علم فیزیولوژی بدن انسان نهفته است. بر اساس نظریه «نقطه تنظیم وزن» (Set Point Theory)، هر بدن انسانی دارای یک وزن طبیعی است که تمایل دارد آن را حفظ کند.
این وزن طبیعی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، متابولیسم، ساختار بدنی و سایر عوامل بیولوژیکی تعیین میشود. زمانی که وزن بدن از این محدوده طبیعی خارج میشود، بدن تلاش میکند تا به حالت تعادل بازگردد.
بهعبارتدیگر، آرزوی لاغری یک واکنش طبیعی بدن برای بازگشت به وضعیت تعادل و سلامت است. این تمایل درونی برای بازگشت به وزن طبیعی، نشاندهنده هوشمندی بدن در حفظ سلامت و تعادل است.
🧠 تحقیقات علمی نیز این موضوع را تأیید میکنند. بهعنوانمثال، مقالهای در مجله Nature Reviews Neuroscience به بررسی نقش مغز در تنظیم وزن بدن پرداخته و نشان میدهد که سیستم عصبی مرکزی نقش کلیدی در حفظ تعادل انرژی و وزن بدن دارد.
بنابراین، اگر در دل خود آرزوی لاغری دارید، بدانید که این خواسته نهتنها طبیعی است، بلکه نشاندهنده تلاش بدن شما برای بازگشت به حالت طبیعی و سالم خود است. ✨

چرا به آرزوم نمیرسم؟!
تا حالا چند بار تصمیم گرفتی لاغر بشی؟ چند بار با اشتیاق رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، دمنوشهای لاغری خوردی یا حتی سراغ قرص و دارو رفتی؟ اما چرا بعد از اینهمه تلاش، باز هم تحقق آرزوی لاغریت کامل نشده؟ 🤔
جوابش سادهست:
چون ما همیشه دنبال یه راه بیرونی بودیم، درحالیکه راه واقعی از درون ما میگذره…
🧠 هیچکس با برنامهریزی چاق نشده؛ ما ناخودآگاه و بدون اینکه بخوایم، بر اساس فرمولهای اشتباهی که ذهنمون یاد گرفته، چاق شدیم. پس منطقیه که تحقق آرزوی لاغری هم فقط با اصلاح همین فرمولهای ذهنی ممکن باشه.
در روش «لاغری با ذهن» خبری از برنامهی غذایی نیست که بهت بگه چی بخور، چقدر بخور یا چند کالری بسوزون.
❌ خبری از محدودیت، اجبار یا استرس رژیم گرفتن نیست.
✔️ فقط و فقط یاد میگیری چطور فرمولهای طبیعی لاغری در ذهن خودت رو دوباره فعال کنی.
تصور کن: یه راهنمای درونی داری که همیشه با توئه؛ بهت میگه کی گرسنهای، کی سیر شدی، و چی برات خوبه. این همون چیزیه که از کودکی در وجود همهی ما بوده، ولی سالها با آموزشهای اشتباه فراموشش کردیم.
💡 دورهی لاغری با ذهن کمکت میکنه دوباره این قطبنمای درونی رو فعال کنی. هر آموزش مثل یه چراغ راهه تا بتونی افکار قدرتمند، رفتارهای هوشمندانه، و احساسی خوب نسبت به بدنت بسازی.
من خودم روزی مثل تو بودم…
با دنیایی از آرزو برای لاغر شدن، اما ناامید از روشهای مختلف.
تا اینکه بالاخره فهمیدم راهش این نیست که به بدنم زور بگم یا با گرسنگی اذیتش کنم… بلکه باید با ذهنم آشتی کنم.
وقتی فرمولهای ذهنی رو تغییر دادم، تحقق آرزوی لاغریم مثل یک معجزه اتفاق افتاد. نه تنها وزنم کم شد، بلکه شادی، سلامتی، و آرامشی وارد زندگیم شد که همیشه دنبالش بودم 💖
بدن تو گنج توئه…
وقتشه یاد بگیری چطور ازش مراقبت کنی و باهاش هماهنگ بشی.
🌱 این راه، مسیری به سوی آزادیه… آزادی از چاقی، استرس، و محدودیت.
و من اینجام تا همراهت باشم تو مسیر تحقق آرزوی لاغریت 🌈

💡 اگه میخوای این آرزو رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم به واقعیت تبدیل کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ این دعوت مهم؛ در ادامه هم توی گام ۱۲ سراغ «مسیر لاغر شدن، جادهای به سوی آزادی» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.30 از 196 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام خدمت استاد شادی آور
سلام ب دوستان هم مسیرم
وارد گام یازده و پله ی بالاتر شدم و هر کلامو حرف استاد برام مثل یادآوری میمونه انگار این حرفهارو از قبل میدونستم و باور داشتم اما فراموش شده بودن والان دارن برام بازگو میشن ….نمیدونم استاد چرا انقد این حرفها ب دلم میشینه و کاملا حسشون میکنم واین یکی از اون رازهای جهانه ک ما هنوز بهشون پی نبردیم…
درسته این آرزو همیشه وهمیشه همراه ما بوده یادمه هروقت میخاستم لباس برای مراسم های جشن تهیه کنم بهترین پارچه هارو میخریدم زیباترینشو میخریدم تا اون لباسه خودشو نشون بده و اندام منو بپوشونه البته این طرز فکر من بود ک فکر میکردم زیر لباس زیبا اندامم مخفی میشه ….اتفاقا جواب عکس میداد وقتی واسه پرو میرفتم میدیدم این مدل روی تنم بااون مدل کاملا فرق داره درواقع مدل همون مدل بود اما روی تن من کاملا یه چیز دیگه دراومده بود
در صورتی ک یه ادم خوش اندام و متناسب ارزونترین لباس و تهیه میکرد با مدلی بسیار ساده اما نگاه همه رو بخودش جلب میکرد چون پایه ش درست بود
استاد من همیشه با انواع روشهای لاغری کاملاااااا مخالف بودم همیشهههه….ینی هروقت میخاستم اقدام کنم ب رژیم گرفتن یا ورزش سخت یک غم سنگییییین همه وجودمو میگرفت ….و نمیدونم چی بود درونم یچیزی مثل یه صدا یه هشدار نمیدونم یه الهام ک نه این روش غلطه ومدام ذهنم وروحمو قلبم باهم در تضاد بودن حتی منطقمم یچیز دیگه میگفت ….بهم میگفت اگه مثلا برنج یانون مضر هست پس چرا خدا آفریده …چرا من عاشق نونم اما برام ضرر داره خب این با قانون جهان در تضاده چون از اول ب ما گفتن ک عشق خدا ب بنده هاش از عشق مادر ب فرزندش بالاتره …اگه من مادرم ک فقط برای پسرم لذت و آرامش و خنده وشادی میخام و دلم میخاد ببینم داره بالذت زندگی میکنه و از همه چی لذت میبره …وحالا فکرشو کن عشق خدا ب ما بنده هاش بیشتراز اینه ینی خدا میخاد مارو در اووووج لذت ببینه و حض کنه…
ای کاش از همون اول زندگیمون خدارو قانون جهان و یادمون داده بودن و میگفتن تامیتونین تلاش کنین برای شاد زیستن ولذت بردن وقتی از هرچیزی ک داری لذتشو ببری از جهانت از خدای خودت لذت ببری جهانم کاری میکنه ک غرق بشی تو شادی ….
اما استاد شما کاملا درست میگید …من میدونم ک باید خودمو دوس داشته باشم اما این دوس داشتن زوری نمیشه خیلیا توی دنیای مجازی یه کلیپ سه دقه ای پر میکنن و بالبخند حرف میزننو میگن خودتو دوس داشته باش خودتو بغل کن فلان کن بهمان کن اما در واقعیت اینجوری نیست منی ک این اندام قلمبمو نمیتونم قبول کنم وقتی ذهنم این چربی های اضافه داره رنجش میده چجور برم تو آینه بخودم بگم عاشقتم…..خب نمیشه ذهن ک بچه نیس بشه گولش زد یا مثلا بخودت بگی من از خوردن نمیترسم در صورتی ک وحشت دارم وهر لقمه ک میخورم باترس میخورم…..
اما شدنیه و اون شدن و رسیدن ب این هدف چقدررررر لذت بخشه ک ذهنتو روحتو قلبتو بدنت همه باهم هم عقیده باشن ….من تازه وارد شدم وهیچ ادعایی ندارم ک بگم رسیدم ب اون نقطه اما یچیزی درونم میگه میرسی و لذتشو میبری و اونروز باقدرت میای مینویسی ک رسیدم ب پله ی آخر رسیدم ب قله واز حسم میگم….
چون ب قلبم اعتماد دارم قلبم میگه میشه عجله هم ندارم آرام آرام عین دونه ای ک میکاری و مراقبت میکنی تا رشد کنه ووقتیم ک تنه ی اون دونه رشد کرد و شد تنه ی درخت هیچی قدرت شکوندنو خراب کردنشو نداره من میخام ب اون رشد برسم رشد محکم رشد قوی ک با هییییچ بادی نلرزه….
من هروز گام ب گام پیش میرم تمرینمو مینویسم تا ذهنم باهام گام ب گام جلو بیاد و همسو بشه و اونوقت ذهن وبدنم دست در دست هم باقدرت جلو میرن ….
ب امید فتح قله