📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمیتونم لاغر شم؟ من که همه رژیمها رو امتحان کردم!»
📍 این جلسه ادامه گام ۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
حالا یه لحظه چشمهات رو ببند و تصور کن…
🌸 یه صبح دلچسب بهاریه…
تو جلوی آینهای، لبخند میزنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سالها بود بهت نمیاومد… اما الان! به راحتی تنته.
نه بخاطر رژیم کتو یا ورزشهای سنگین…
بلکه چون یه چیز عمیقتری تو ذهن تو تغییر کرده.
اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.
در این جلسه میآموزیم:

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع میشه، نه معده!
وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا میرسه اینه:
🍽️ «باید رژیم بگیرم»
🏃♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»
⏰ «شاید روزهداری متناوب جواب بده!»
ولی کمتر کسی با خودش خلوت میکنه و از خودش میپرسه:
🧠 «چرا من اصلاً اینقدر میخورم؟»
😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم میرم سراغ یخچال؟»
🔥 «چرا انگیزهم زود تموم میشه؟»
اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا میکنه. چون ریشهی خیلی از پرخوریها و اضافهوزنها، توی مغزه نه توی معده!
ما سالها طبق یه برنامهی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:
🔹 «اگه غذا نخوری، قهر میکنم!»
🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم میکنه!»
🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»
اینا فقط جمله نبودن.
اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل میکنن.
📌 باورهایی که باعث میشن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…
📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…
📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…
و اینطوریه که ذهن، نقشهی بدن رو میکشه.
چون:
🧠 باورها، رفتارها رو میسازن
🏃♂️ رفتارها، عادتها رو شکل میدن
⚖️ و عادتها، بدن ما رو میسازن
پس اگه میخوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.
یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:
✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨
📚 علم چی میگه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!
فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سالهاست ماشینهای افکارت از روش رد میشن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آمادهست؛ سریع و بیدردسر. حالا اگه سالها با افکاری مثل:
🔁 «من همیشه چاقم»
🔁 «اراده ندارم»
🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»
زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراهها رو ساخته! و این اتوبانها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بیتحرکی) رو تقویت میکنن.
ولی خبر خوب؟
تو میتونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨
و این یعنی:
🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکانپذیره!
🔬 نوروساینس چی میگه؟
مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون میدن که:
🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطافپذیری عصبی» داره.
یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم میتونه خودش رو بازبرنامهریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادتهای جدید ذهنی بسازه.
💡 نتیجه؟
اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کمکم اون بزرگراههای چاقی از بین میرن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون میشن.
و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد میگیریم:
نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…
فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️🧠

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن
یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمیکنم 😌
خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم میزنی…
نه خبری از نفسنفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت میکنه.
💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه میری. حتی سبک فکر میکنی…
اینا خیال نیست، اینا تمرینهای ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.
ولی خیلی از ما چی کار میکنیم؟
میریم جلوی آینه و میگیم:
«اه، بازم شکمم زده بیرون!»
«این لباس لعنتی دیگه اندازهم نیست!»
و همین جملههای بهظاهر ساده، میشن 🔁 زخمزبونهای درونیای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل میکنن.
اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفتانگیز داره:
فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمیشه!
🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور میکنی، مغزت فکر میکنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمونهای مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح میکنه (مثل دوپامین و سروتونین).
و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفهای هم ازش استفاده میکنن:
🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور میکنن.
🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی میکنن.
و خیلیها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب میبینن.
🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت میکنه.
تو نمیتونی با ذهنی که خودش رو چاق میبینه، بدنی متناسب بسازی.
اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ میکنه. 🌍✨
📌 هر بار که تصویرسازی میکنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص میشی.
میخوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

💡 اگه میخوای این گامهای عملی رو با راهنمای کامل و پشتیبانی مستقیم دنبال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو قدمبهقدم بازت میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ گامهای عملی؛ در ادامه هم توی گام ۳ سراغ «برای لاغری انتخاب شدهاید» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.93 از 278 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام طبق گفته استاددراین فایل انتخاب شدم به انتخاب خدا من گذشته چاقی داشتم وخسته شده بودم ازچاقی چون پادردخیلی ادیتم میکرد وعصبی میشدم وروزبه روزداغون ترمیشدم ونمیتونستم جلوی پرخوریم بگیرم رژیم ورزش موقت بودچراچون وزن برمیگشت وهمیشه دنبال راهی بودم بدون رنج بی دردسرباشه همیشه بمامیگفتن چاقی ازارث وراثت وبیماری هست ومغزماهمیشه پرشده بودازاین فرمول چاقیازغذاهاترس داشتیم نسبت به غذاهاهمیشه نگرش چاق شدن داشتیم ماهمیشه تصویرچاقی تومغزداشتیم وهمین یکی ازعامل چاقی بوده لاغرشدن رودورازانتظارمیدونستیم همنطورماباذهن چاق شدیم باهمان ذهن میتونیم لاعربشیم مغزماطبق شنیدن برنامه ریزی میکنه یه سری دستورات ازمغزصادرمیشه مثل برداشتن شیرینی مغزماکاری به رژیم نداره درواقع طبق اون فرمول هایی که بهش دادیم عمل میکنه چاقی باعث کاهش اعتمادبنفس مامیشد توذهن ترس داشتیم اززیادشدن وزن همین خودش یکی ازعوامل بالارفتن وزن میشد یامیگیم فلان غدارونخوریم تالاغربشیم درواقع چاقی روداریم ازش استقبال میکنیم نبایدبه نجوای ذهنی توجه کرد فقط باگوش دادن به فایل وحل تمرین بهترین روش هست طبق گفته های این فایل چاق ها ادمهای بی اراده نیستن اگربی اراده بودن بارهاشکست میخورن ولی بازمسیرروادامه میدن
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان هم مسیر
شرمین هستم گام چهارم از صد گام
بله دقیقاً درسته من تا قبل اگاهی فشار روانی بسیار زیادی روم بو و فکر می کردم دیگه لاغر نخواهم شد اما الان او فشار روانی از روی من کاملا برداشته شده و احساس سبکی می کنم و یک چیز خیلی مهمی هم که بهش رسیدم من هنوز افکار منفی یا اینکه این چاق کننده ست او نیست یا اینکه تو لاغر نمیشه دارم ولی با این تفاوت که الان آگاه هستم و سریع می فهمم که اینا تله ذهنی هستن و بس پس جدی شوند نمی گیرم مثل قبل و بهشون انرژی نمیدم و اونام به سرعت محو میشن
استاد عزیز تمام حرفاتون با جون و دل می فهمم چون زندگیش کردم سپاس از شما
باسلام خدمت استاد عزیز وهمه دوستان. بله منم وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم اون سالها که خیلی کوچیک بودم 8 ساله یادمه که عمه هام همیشه میگفتن آره افسانه به مامانش رفته به خاله هاش رفته چون خانواده مامان من همه خالهام و مامانم اصافه وزن دارن، مامانمو بلاخره بعد از حدود 55 سال بعد از عمل دیسکو بعد از داغون شدن زانوهاش بردیم وعمل به قول من لاغری براشون انجام دادیم و معدشو کوچیک کردن و نکته جالبش اینکه من توی گروه مامانم عصو هستم چون ایشون سواد ندارن اونجا مطالبی دکتر شون و مشاورشون میزارن که من باید به مادرم منتقل کنم،من میبینم که اینا صحبت که میکنند همش ترس از چاق شدن دارن متلا اوایل عمل تا 9 ماه تا یک سال خوب پیش میره وزنشون خوب کم میشه بعد کم کم به قول خودشون استوپ میکنن یا بعصیا شون دوسه کیلو چاق میشن وای نمیدونید چه استرسی دارن چقدر اعصابشون بهم ریختس یا متلا همشون میگن ما خیلی دلمون شیرینی میخواد ولی میترسیم که بخوریم چون چاق میشیم یا پیتزانمخوریم چون سس داره واینا چاق میشیم ولی همش حسرتشو داریم ومن واقعا اونجا بود که به حرف استاد رسیدم که بابا باید ذهنیتمونو عوض کنیم اینا حتی با این عمل پر ریسک وخطر ناک بازم ترس بازگشت به چاقی رو دارن بازم حسرت خوردن نخوردنو دارن بس که میترسن بازم وزنشون برگشت میکنه چون فکرشون درگیر چاقیه اینا فقط معده رو عمل کردن مغز و ذهن که همونه بازم مثل زمان رژیم حسرت همه چیزو دارن ولی ایندفعه دیگه راه برگشتی نیس دیگه لدت از خوردن ندارن چون به محض فقط دو قاشق اصافه تر هرچی خوردنو بالا میارن و اینارو گفتم که من با بودن توی اون گروه مادرم و گوش کردن به این فایل عالی استاد با دل جون درک کردم حرفهای استادو، من باید لاغری با ذهن یاد بگیرم همونجور که چاقی با ذهنو از بچگی یاد گرفتم و بهم یاد دادن اونجا نا آگاه بودم ولی الان به لطف استاد آگاهانه این کارو میکنم وقدم قدم جلو میرم نمیجنگم با بدنم با اندامم سعی میکنم دوستش داشته باشم همونجور که عمری نفرت داشتم ازش الان عشق بدم بهش و ازش عذر خواهی میکنم با تمام وجودم، من بلد نبودم من آگاه نبودم از روی نادونی این بلارو به سر خودم آوردم حالا آگاهانه ودر این مسیر پر از نور هر روز تلاش میکنم حال خودم و بعد جسممو خوب کنم، که البته میدونم که جسمم همین که ببینه حالم از درون باخودم خوبه اون خودش خود به خود ترمیم میشه دوباره و عالی تر از اون چیزی میشه که من فکرشو هم نمیکردم وقتی برای استاد عطار روشن و هزاران نفر دیگه شده برای منم میشه 🙏🌹🌹
نشان های دریافت شده
سلام امروز روز سومه منه ،حالم خیلی نسبت ب خودم بهتره دیگه اون نفرت و نارضایتی دو روز قبل رو از خودم ندارم ،چون آگاه تر شدم و میدونم اون چیزی که همراه منه تا روز مرگم این جسم من هست باید دوسش داشته باشم مراقبش باشم و با احترام باهاش رفتار کنم ،همیشه بخاطر اضافه وزن ب بدنم حس تنفر دادم اضافه وزنی که خودم باعثش بودم و کسی جز خودم مقصر نیست 😔😔میدونم حضور من تو این سایت بی دلیل نیست الان سه روزه که با اشتیاق من ۵بیدار میشم چون ۷سرکار میرم دوس دارم اولین چیزی که براش تایم و انرژی بزارم فایل های اموزشی باشه و فایل رو دو بار با دقت گوش میدم و میام مینویسم بعدش دیدگاه های بقیه دوستان رو میخونم .منم مثل همه افراد چاق دیگه انتظار چاق شدن در ذهنم شکل گرفته اینکه من از کودکی چاق بودم ،اینکه تا ورزش نکنم لاغر نمیشم اینکه خیلی از مواد غذایی برام چاق کننده بود اینکه از یه ساعتی ب بعد غذا بخورم چاق میشم ولی من برای تک تک اینا مثالهای دارم که نقض میکنه این دلیلها رو برای من،خواهرم از من ۴سال کوچیکتره و تو عمرش ۵دیقه هم ورزش نکرده و وزنش همیشه۵۳کیلو همیشه شبا ساعت ۱۲اینا غذا میخوره سیب زمینی سرخ میکنه غذاهای کنسروی و….صبا ۱۲از خواب بیدار میشه و زیاد میخوابه اما خب چرا اون هیچ وقت چاق نشده ؟!همه اینا بخاطر اینه من ذهن چاقی دارم و از امروز میخوام تک تک این چیزا رو بشناسم و مثالی بیارم و ب ذهنم لاغر شدن رو یاد بدم ،چقدر این چاقی با ذهن کاری کرده با من که تو جمع ها احساس خوبی نداشته باشم بودن با ادمای چاق برام راحت تره شاید چون میگم من خیلی بهتر از اونم خداروشکر که اونقدر چاق نیستم،من میدونم ذهن من خیلی قدرتمنده و این مسیر و انتخاب کردم چون مث یه نور توی زندگیمه و حس خوبی دارم وقتی تو این راه هستم و مطمئنما که اینبار همه چی فرق داره و قراره من اندام دلخواهمو بهش برسم
و این کابوس اضافه وزن برای همیشه تموم بشه ،مثل یه بار سنگین چه روانی چه جسمی با خودم دارم حملش میکنم…..
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
من همیشه فکر میکردم علت اضافه وزنم الگو برداری از والدینم بوده ولی الان به جرات میتونم بگم الگو برداری نیست که هستند پدر و مادر چاق ولی فرزندان بسیار لاغر
اون ترس از چاقی، ترس از مواد غذایی،تلیقن که تو چاق میشی،مواظب باش که همه ذهنی هست ما رو به اینجا رسونده
ممنون ۲۲۰
نشان های دریافت شده
سلام درگذشته بااستفاده ارژیم ودمنوش ورفتن به باشگاه بوده ولی همه اینامقطعی بوده لاغری دایم نبوده چاقی ولی دایم بودماباقدرت ذهن چاق شدیم ازبس رویاپردازی کردیم فکرکردیم داریم لاغرمیشیم برعکس ازچاقی استقبال کردیم بقول استادمغزماتصویری هست چون توذهن به چاقی فکرکردیم جسم ماشروع کرده به چاقی هرچیزدرمغز تکراربشه شروع میکنه به فرمان پرخوری میکردیم مثلا تاشیرینی رودیدیم وسوسه شدیم درصورتی تصیمیم گرفتیم نخوریم ولی مغزمقاومت میکنا حتما خورده بشه هربارگفتیم دیگه رژیم میگیریم اولش باشوق بعدش میزاشتیم کنار پس همونحورباذهن چاق میتونیم لاغربشیم اونم باگوش دادن به فایل وانجام تمرین وجایگزین کردن فرمول لاغری به صلح رسیدن بامغز چشم ازجسم برداشتن وباارامش وبدون لغزش به مسیردرست ادامه بدیم ودرطی مسیرنه به چاقی فکرکنیم نه به زبان بیاریم فقط گوش بدیم به فایل وانجام تمرین روزبه روزموفق میشیم لاغری باذهن نجوای مغزروخاموش میکنه به سمت صدای امیدبخش سوق میده وما نبایدبه چاقی پروبال بدیم چون عامل چاقی هست ومابااراده هستیم نه شکست نه چیزی نمیتونه ماروازپیشرفت جلوگیری کنه مامیتوانیم ومن بایدباارامش غذابخورم ونقطه گرسنگی وسیری روتشخیص بدم لاغری اسانترین کاردنیاست خدایاممنونم منوبه این سمت هدایت کردی
با سلام وعرض ادب و احترام
چگونه با قدرت ذهن چاق شدیم؟ ذهن ما از انچه که مافکرشو میکنیم توانا تر ه .با دیدن این فایل متوجه شدم که این ذهن ماست که بر ما حکمرانی میکنه بدون اینکه ما بخواهیم و یا بفهمیم و بر چاقی ما هم تاثیر گذاشته حرفهایی که فبلا شنیدیم کاملا ذهن روی جسم ما پیاده کرده من همش میگفتم کم تحرکم .چاقی ارثی دارم .سوخت و ساز بدنم پایینه .استعداد چاقی دارم. .من ابم بخورم چاق میشم .و همین حرفها باعث شد ذهن من باور کنه جسمم به چاقی علاقه داره و کم کم وزنم بالا رفت واین در حالی بود که اطراف من ادمهایی بودن که مثل من بودن ولی هیچ اضافه وزنی نداشتن ومن همیشه از خودم میپرسیدم چرا اونا اضافه وزن ندارن با اینکه ببیشتر از من میخورن . ولی جوابی برای سوالم نداشتم چون شناختی از ذهن و قدرتش نداشتم اما حالا فهمیدم همش ذهن منه که همون جور که فکر میکنه همون به واقعیت تبدیل میشه ومن میتونم با قدرت ذهن از مسیری که طی کردم دور بزنم و برگردم .وبه سمت لاغری برم با تغییر دادن. افکارم از همون مسیری که چاق شدم از همون مسیر هم میتونم لاغر شم .واینها همش زبان چاقی بوده که ما یاد گرفتیم و چاق شدیم و حالا باید ربان لاغری را بیاموزیم و به ذهن یاد بدیم خداوند همه رامتناسب افریده وبطور طبیعی انسانی چاق نیست مگر مثل ما در مسیر اشتباهی رفته باشه .و چاقی رو آموزش دیده باشه. امیدوارم با استمرار در این راه موفق بشبم بر ذهن مان غلبه کنیم و زبان لاغری را به خوبی بیاموزیم
با تشکر ویژه از زحمات استاد گرامی
نشان های دریافت شده
با سلام فوق العاده است این آگاهی چقدر بهش احتیاج داشتم
خیلی خیلی ممنونم از شما استاد عزیزم
زبانم قاصره من هر روز صبح به عشق این که بیام داخل سایت و یه فایل جدید بشنوم و کلی هیجان زده بشم بیدار میشم در هیچ روشی من اینقدر حالم خوب نبود اینقدر ذوق و شوق نداشتم
این حس زیبا رو برای همه ارزو میکنم و مدیون شما هستم
در کودکی که من بازی میکردم کلاس پنجم بودم خواهرم گفت این ها(منظورش من و یکی دیگه از همبازی هام بود) هم چاق میشن مثل ما فک کردی اینا بهتر هستن نخیر من باور کردم چون به دانشش اعتماد داشتم هم بزرگتر بود هم دانا تر و قویتر از من
من توی مدرسه همش دنبال نشانه های چاقی بودم همش مطمئن بودم و باور داشتم به دبیرستان نرسیدم که از ۴۵ رسیدم به ۸۱ کیلو مانتو فرم اندازه من نبود و من تنها کسی بودم که مانتو فرم نداشت اونجا فهمیدم که با دیگران متفاوتم از خودم خجالت کشیدم دنبال دوست و همراهی شبیه خودم بودم اما نبود همه لاغر تر از من بودن .
در این موقعیت من همش از وزن کردن خودم ترسیدم چون همش میترسیدم چاق تر بشم اضافه وزنم بیشتر بشه استرس و اضطراب داشتم با رژیم و ورزش باز رسیدم طی چند ماه به ۶۵ کیلو خوشحال شدم اما باز دو باره چاق شدم چون برنامه در ذهنم بود فقط جسما لاغر شده بودم نه ذهنی .هنوزم فک میکردم چاقم و هنوز باید وزن کم کنم . هی چاقی و لاغری های مکرر با امتحان روش های مختلف و اما نتیجه یک چیز بود .
بعد از اولین رژیم فهمیدم که نان و برنج چاق کننده است زیاد خوردن چاق کننده است برای هر بار زیاده روی احساس گناه و استرس و اضطراب داشتم که میدونم چاق میشم وای چه زجری کشیدم و الان بعد از ۱۵ سال تلاش برای لاغری و نرسیدن بهش با این مسیر زیبا اشنا شدم که صدای درونی سرزنشگر منو بهم معرفی کرد و بهم یاد میده چطور با اون صدا نجنگم فقط در آغوشش بگیرم بپذیرمش و سعی کنم درست توجیحش کنم با اطلاعات درست چطور اون صدا رو تبدیل به صدای لاغری کنم چطوری یادش بدم منولاغر کنه . چطور به این صدای قدرتمند درونی ام یاد بدم در خدمت خواسته های من باشه عاشقتونم استاد فوق العاده هستید هر چی تشکر کنم کم بوده این روشی بود که سالها دنبالش بودم انگار گمشده ام رو پیدا کردم با تمام توانم هر کاری لازم باشه انجام میدم سپاس از مهربانیتون برای این فایلهای رایگان …
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان.فایل این جلسه بسیار عالی بود و تفاوت چاقی و لاغری باذهن و بدون ذهن را فهمیدم و متوجه نجواهای ذهنی در چاقی شدم و انتظار چاقی و… بریم سراغ تمرین.
۱,ابتدا از طریق شنیدن دیدن و تکرار کردن یکسری گفتگوها و رفتارها مثل چاقی ما ارثی یا پرخوری والدین یا ادمها بعد ازدواج چاق میشوند و… انتظار چاقی را در خود شکل داده ایم،تصویر ذهنی را در خود ایجاد کرده ایم و با تکرار فرمولهایی در ذهن ما شکل گرفته و دستورهایی صورت گرفته که ما رفتارهای چاقی را انجام داده ایم و در نهایت جسم ما نیز چاق شده است.
۲,همانطور که چاقی با ذهن از طریق نجواها و فرمولهای ذهنی شکل گرفته با دادن اطلاعات از طریق حواس پنجگانه یا سه گانه در لاغری با ذهن نیز از طریق دادن اطلاعات درست از طریق همین حواس فرمولهای ذهنی درست راایجاد کرده و درنهایت باعث لاغری خود میشویم. ۳,در لاغری با ذهن تمرکز بر تغییر ذهن است که این از طریق دیدن فایلهای سایت شنیدن و تکرار کردن انها انجام میپذیرد در واقع با دادن اطلاعات صحیح به ذهن.
۴,زبان چاقی همان نجواهای شیطانی هست که از طرفی میگوید بخور بخور بعد از خوردن شروع میکند به سرزنش کردن،در زمان سیری کنترلی ندارد چرا که فرمولها در ذهن درست نیستند زبان چاقی در سراسر دنیا یکی است. زبان لاغری نقطه مقابل زبان چاقی هست بهت میگوید سیری و کافی است بهت میگوید تو لایق بهترینها هستی زبان لاغری الهامات درونی هستند.
۵,نجواهای ذهنی برای من خیلی جالب بودند و واقعا تایید میکردم که بارها شده حالا که اینو خوردی اونم بخور حالا که اونو خوردی اونم بخور بزار بشوره ببره درحالب که میتونیم یک جایی کنترل کنیم خوردم که خوردم قرار نیست که زیاده روی کنم نمیخورم دیگه اره اشتباه کردم ولی چرا باید تکرارش کنم.جلو ضررو از هرجا بگیرم منفعت هست.دیگه اون مثلا چایی نبات را نمیخورم و اجازه میدم معدم خودش هضم کنه.به بدن نازنینم استراحت میدم.
۶,تمرین من همین کنترل نجواهای ذهنی هست که هرجا متوجه شدم جلوگیری کنم و اجازه ندم حالمو خراب کنه. به احساس خوب پایبند باشم و سعی کنم احساسمو پایدار نگه دارم.
نشان های دریافت شده
سلام
منم دقیقا بعد هر ده کیلو لاغر. کردن از طریق رژیم و ورزش خیلی خوشحال نمیشدم چون همیشه ته ذهنم انتظار چاقی از خودم داشتم
و خودمو هیچ وقت حتی تو همون وزنی هم که بهش رسیده بودم نمیتونستم برای لحظه ای تصور کنم چون میدونستم ماندگار نیست
من خسته ام ذهنم خسته ست اینهمه سختی و رنجی که بواسطه کالری شماری هر روزه و حتی وزن کردن مواد غذایی با ترازوی آشپزخانه انجام داده بودم و خسته بودم از اینهمه حرکت پروانه و شکمی که هر روز مربی ایروبیک تو باشگاه مجبورم میکرد انجام بدم و من چقدر این حرکت پروانه به زانوام فشار میآورد منی که بالای صد کیلو وزنم بود
یادمه شروع هر ترم باشگاه مجبور بودم برای گرفتن برنامه جدید مربی منو وزن کنه یادمه چند باری بعد وزنکشی گریه کردم چون ترازوی باشگاه حتی منو چاقتر از ترازوی خونه نشون میداد اونجا مجبور بودم با لباس وزن کنم و من چقدر ازین بابت ناراحت میشدم مثلا من صد و چهار کیلو هستم ولی ترازوی باشگاه منو صدو شش کیلو یا بالاتر نشون میداد و من تو خودم گریه میکردم
اینهمه مدته اومدم باشگاه و هیچ تغییری نکردم
مخصوصا وقتی بدنسازی با دستگاه ثبت نام میکردم نه تنها وزنم کم نمیشد نمیدونم چرا هر ماه با وجود اینهمه وزنه زدن هالتر زدن چاقتتر میشدم
خلاصه اون مسیر لاغری که بزور ده کیلو هم لاغر میکردم بزور آب کرفسی که دماغمو میگرفتم میخوردم و اوغ میزدم واقعا دلنشین نبود
مثل زندانی بودم که دست و پامو غل و زنجیر کرده بودند خودم هیچ اختیاری نداشتم
یادمه یکماه که کتو بودم و لب به قند و شیرینی نمیزدم منتظر اون نصف موز بعدازظهر لحظه شماری میکردم تا یکم قند به بدنم برسه چون دست و پام میلرزید
هر روز خودمو وزن میکردم لخت میشدم بعد دستشویی رفتن حتی کش موهامم باز میکردم که نکنه گرمی اضافه تر نشون بده
یهو بعضی روزا میدم بی دلیل وزنم یکی دو کیلو یهویی بالاتر نشون میداد نمیدونم بخاطر نزدیکی دوران پریود بود تخمک گذاری بود اختلاس آب بود یبوست بود نمیدونم
خلاصه اون روز من دیوونه میشدم از صبح اعصابم خورد و خودمو افسرده میدیدم به پسرم میپریدم به همسرم
خدایا چقدر من به خودم و اطرافیانم اونروزا ظلم کردم
کل دغدغه زندگی من سرچ هام پیج های اینستاگرام م همه و همه شده بود در مورد چاقی لاغری رژیم
انگار من تو زندگی دغدغه دیگری نداشتم
اصلا نمیتونستم به موضوع دیگری درست فکر کنم شب و روزم شده بود همین اضافه وزن لعنتیم
آخه دیگه شبا پاهام از شدت درد گزگز میکرد تمام بدنم درد میکرد نیاز به ماساژ داشتم تا یکم دردم آروم شه بتونم بخوابم
اونقدر با شکم پر میخوابیدم که خواب راحتی نداشتم
همیشه سنگین بودم هی مواد میومد تو دهنم از بس میخوردم و من هیچ وقت با آرامش و لذت نخوردم فقط میخوردم و میخوردم تا بترکم
انگاری با خودم لج کرده بودم میخواستم با خوردن انتقام از خودم بگیرم نمیدونم
اختیاری تو خوردنم نداشتم حتی یادمه به صدوبیست کیلو هم رسیده دوران سرطانم
ولی الان نمیدونید چقدر خوشحالم پانزده روزه تو این سایت هستم مطمئنم عدد وزنم از صد و چهار الان دو رقمی شده کلی سایز کم کردم چقدر احساس راحتی دارم شبا قبل خواب تجسم لاغری میکنم و بعد میخوابم چقدر خواب راحتی دارم
جالبه تو تمام زندگی من این مطالب تاثیری گذار بوده نه فقط لاغری
دیروز پروفایل اینستاگرام م رو عوض کردم نوشتن تولدی دوباره
آره من دوباره متولد شدم 🌱
اخلاقم رفتارم دیدم به زندگی همه چیز من تغییر کرده
هر کاری که قبلا برام آرزو بوده الان فکر میکنم میتونم انجامش بدم
مثل قهرمانی تو بدمینتون ،مثل خرید ویلا تو اطراف رامسر ،مثل توسعه مغازه پوشاک بچگانه مون
مثل تربیت درست فرزندم من تو دبیرستان فرزانگان تهران تیزهوشان درس خوندم و آدم باهوشی هستم
مطالب استاد روشن رو با پوست و استخونم درک میکنم بهش ایمان دارم و عمل میکنم به هر چیزی که میگه
وقتی میگه بنویسید مینویسم نمیگم چرا
وقتی میگه قبل خواب به تناسب اندام تون فکر کنید و بعد با همون فکر بخوابید انجامش میدم نمیگم چرا
چون تو این پانزده روز دارم میبینم همه میل ها و تمایلات قبلی من تغییر کرده و من الان از چیزهای سالمتری خوشم میاد
روزی نیم لیتر بستنی و نون خامه ای و چیپس و پفک و کرانچی و تخمه نمیخورم یعنی میلم نمیکشه
میلم به سمت سالاد هویج میوه چایی قهوه خوراکی های سالم رفته
و همینطوری هر روز دارم لاغرتر میشم براحتی آب خوردن بدون اینکه دلم بخواد خودمو وزن کنم
چقدر خوشحالم چقدر حال دلم خوبه چقدر خدارو تو وجودم احساس میکنم چقدر خدارو شاکرم
من به لطف استاد روشن و خدا دوباره متولد شدم در 43 سالگی بزودی میام و اعلام میکنم که من 79 کیلو شدم منتظر اونروز باشید البته این دفعه با لذت بدون عجله 😉
همه تون رو دوست دارم همه ی شما هم که اینجایید برگزیده گان خدا هستید و قهرمان هستید و برای من عزیزید😘
با سلام به همراهان گرامی
دوست همراه من از خواندن دیدگاه شما بسیار خوشحال شدم ازینکه حالتون خوبه و در مدت کوتاهی نتیجه ی خوبی گرفتی .امیدوارم در این راه موفق باشید و در البوم شگفتی سازان شمارو ببینیم
سپاس فراوان از جناب استاد بخاطر زحمات بی دریغشون
انشاالله همگی در این راه موفق باشیم