0

رهایی از چاقی با ذهن، قصه‌ای که از تو شروع میشه (گام ۲)

رهایی از چاقی با ذهن
اندازه متن

📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمی‌تونم لاغر شم؟ من که همه رژیم‌ها رو امتحان کردم!»

حالا یه لحظه چشم‌هات رو ببند و تصور کن…

🌸 یه صبح دل‌چسب بهاریه…

تو جلوی آینه‌ای، لبخند می‌زنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سال‌ها بود بهت نمی‌اومد… اما الان! به راحتی تنته.

نه بخاطر رژیم کتو یا ورزش‌های سنگین…

بلکه چون یه چیز عمیق‌تری تو ذهن تو تغییر کرده.

اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع می‌شه، نه معده!

وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا می‌رسه اینه:

🍽️ «باید رژیم بگیرم»

🏃‍♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»

⏰ «شاید روزه‌داری متناوب جواب بده!»

ولی کمتر کسی با خودش خلوت می‌کنه و از خودش می‌پرسه:

🧠 «چرا من اصلاً این‌قدر می‌خورم؟»

😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم می‌رم سراغ یخچال؟»

🔥 «چرا انگیزه‌م زود تموم می‌شه؟»

اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا می‌کنه. چون ریشه‌ی خیلی از پرخوری‌ها و اضافه‌وزن‌ها، توی مغزه نه توی معده!

ما سال‌ها طبق یه برنامه‌ی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:

🔹 «اگه غذا نخوری، قهر می‌کنم!»

🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم می‌کنه!»

🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»

اینا فقط جمله نبودن.

اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل می‌کنن.

📌 باورهایی که باعث می‌شن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…

📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…

📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…

و اینطوریه که ذهن، نقشه‌ی بدن رو می‌کشه.

چون:

🧠 باورها، رفتارها رو می‌سازن

🏃‍♂️ رفتارها، عادت‌ها رو شکل می‌دن

⚖️ و عادت‌ها، بدن ما رو می‌سازن

پس اگه می‌خوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.

یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:

رهایی از چاقی با ذهن

📚 علم چی می‌گه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!

فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سال‌هاست ماشین‌های افکارت از روش رد می‌شن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آماده‌ست؛ سریع و بی‌دردسر. حالا اگه سال‌ها با افکاری مثل:

🔁 «من همیشه چاقم»

🔁 «اراده ندارم»

🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»

زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراه‌ها رو ساخته! و این اتوبان‌ها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بی‌تحرکی) رو تقویت می‌کنن.

ولی خبر خوب؟

تو می‌تونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی

و این یعنی:

🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکان‌پذیره!

🔬 نوروساینس چی می‌گه؟

مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون می‌دن که:

🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطاف‌پذیری عصبی» داره.

یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم می‌تونه خودش رو بازبرنامه‌ریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادت‌های جدید ذهنی بسازه.

💡 نتیجه؟

اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کم‌کم اون بزرگراه‌های چاقی از بین می‌رن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون می‌شن.

و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد می‌گیریم:

نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…

فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️‍🧠

رهایی از چاقی

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن

یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمی‌کنم 😌

خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم می‌زنی…

نه خبری از نفس‌نفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت می‌کنه.

💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه می‌ری. حتی سبک فکر می‌کنی…

اینا خیال نیست، اینا تمرین‌های ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.

ولی خیلی از ما چی کار می‌کنیم؟

می‌ریم جلوی آینه و می‌گیم:

«اه، بازم شکمم زده بیرون!»

«این لباس لعنتی دیگه اندازه‌م نیست!»

و همین جمله‌های به‌ظاهر ساده، می‌شن 🔁 زخم‌زبون‌های درونی‌ای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل می‌کنن.

اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفت‌انگیز داره:

فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمی‌شه!

🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور می‌کنی، مغزت فکر می‌کنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمون‌های مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح می‌کنه (مثل دوپامین و سروتونین).

و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفه‌ای هم ازش استفاده می‌کنن:

🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور می‌کنن.

🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی می‌کنن.

و خیلی‌ها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب می‌بینن.

🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت می‌کنه.

تو نمی‌تونی با ذهنی که خودش رو چاق می‌بینه، بدنی متناسب بسازی.

اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ می‌کنه. 🌍✨

📌 هر بار که تصویرسازی می‌کنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص می‌شی.

می‌خوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

رهایی از چاقی با ذهن

🎯 گام‌های عملی برای رهایی از چاقی با ذهن

حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئله‌ی شکمی نیست و ریشه‌ی عمیق‌تری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستین‌هامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.

بیایم قدم‌به‌قدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سال‌ها یه خونه‌ی قدیمی رو تمیز می‌کنی و کم‌کم نور از پنجره می‌تابه تو…

🧹 گام اول: پاک‌سازی ذهن از باورهای چاق‌کننده

تصور کن مغزت مثل یه باغچه‌ست. سال‌هاست توش علف‌های هرز رشد کردن. علف‌هایی به اسم:

  • ❌ «من استعداد چاقی دارم»
  • ❌ «من نمی‌تونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
  • ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»

اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامه‌نویسی‌های قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بی‌اعتمادی به خودت می‌کشونن.

اما می‌تونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:

  • 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
  • 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست می‌شم»
  • 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسون‌تر از اونه که فکر می‌کردم»

همین جمله‌ها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول می‌شی.

🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته

مغز ما یه‌جورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دست‌به‌کار می‌شه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل می‌کنه.

فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشم‌هاتو ببند، و جمله‌های تأکیدی رو زمزمه کن:

  • 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
  • 📢 «من ذهنم رو تربیت می‌کنم، نه بدنم رو تنبیه»
  • 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»

باور کن بعد از یه مدت، این جمله‌ها تبدیل می‌شن به بخشی از شخصیتت.

🎧 گام سوم: تمرین‌های ذهن‌آگاهی و مدیتیشن

یه صحنه رو تصور کن:

☕ صبحه. صدای پرنده‌ها میاد. به جای چک‌کردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، می‌شینی روی صندلی یا لبه‌ی تخت.

چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.

تمرین‌های مدیتیشن کمک می‌کنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.

اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.

رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقف‌های کوچیک که نتایج بزرگ می‌سازن.

📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن

قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا ته‌دیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…

🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:

  • «الان دقیقا چی حس می‌کنم؟»
  • «آیا گرسنه‌ام یا فقط کلافه‌ام؟»
  • «آیا بدنم غذا می‌خواد یا دلم نوازش می‌خواد؟»

با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو به‌جای فرار، با خودت رو‌به‌رو می‌شی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.

🧠 این گام‌ها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد می‌گیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادت‌های قبلی بکشونه.

🌈 تو در حال خلق نسخه‌ی جدیدی از خودتی… نسخه‌ای که لاغری رو از ذهن شروع می‌کنه، نه از بشقاب!

🔄 از رژیم‌های یویویی تا ذهنی که می‌فهمه

رژیم‌ها معمولا فقط یه مشکل رو حل می‌کنن: عدد ترازو.

ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی می‌مونه.

برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق می‌شی.

اما وقتی با ذهن کار می‌کنی:

🔁 الگوی پرخوری درمان می‌شه

🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید می‌شه

🔁 تصویر بدنی‌ت دوست‌داشتنی‌تر می‌شه

🍃 جمع‌بندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی

تو برای متناسب بودن آفریده شدی.

بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل می‌ره.

🧘‍♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:

نه رژیم

نه فشار

نه سرزنش

بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سال‌ها بی‌صدا تو رو کنترل کردن.

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.

در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:

  • چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
  • شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
  • در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام می‌شود؟
  • به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
  • آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.

🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.92 از 272 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11235
384 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار میثم افشین
      ۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۰۹:۵۰
      مدت عضویت: 657 روز
      امتیاز کاربر: 9745 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 373 کلمه

      بنام خدا

      ای که مراخوانده ای راه رانشانم بده 

      سلام استادودوستان هم مسیرم

      اول ایتاد بگم من سه روز مهمون داشتم وقت نوشتن نداشتم اما فایل ها را گوش میکردم ونوشته های دوستان را میخوندم

      من از وقتی به سایت امدم حالم خیلی عالی هست وبهتر شده ودیگه اون ادم قبلی نیستم از خودم بدم نمیادخودم رادوست دارم واز خودم وجسمم نفرت ندارم ودیگه به خودم وجسمم بی احترامی نمیکنم من خیلی خوشحالم که خداوند مرا به این سایت هدایت کرداز خداوند سپاسگزارم ومن به خداوند اطمینان وایمان دارم و به خداوند توکل میکنم واین راه را ادامه میدم تا به وزن دلخواهم برسم 

      چگونه باقدرت ذهن چاق شدیم؟ من همش به جاقی فکرمیکردم چون همش میگفتم اگه اینو بخورم چاق میشم یاچی بخورم لاغربشم یا حرف دیگران که همش میگفتن چاقی تو ارثی یا سوخت وساز من کم هست وغیره با تکراراین حرفهاذهنمون را جاق کردیم وباعث چاقی خودمون شدیم

      شباهت لاغری باذهن وچاقی باذهن رابنویسید؟ من باتکراراین که من چاق هستم واز چاق شدن میترسیدم وترس از غذاهاوبااین کارهاخودم راچاق کردم ومن باید باتمرین استمرارواز همان راه جاق شدن لاغربشم

      درروشهای لاغری باذهن تمرکز برتغییرجسم است یا تغییرذهن؟ این کاربه چه صورت انجام میشود؟ اول باید ذهن خودراتغییربدیم یعنی افکار وفرمولهای چاقی خودراپیدا کنیم وتغییربدیم به لاغرشدن وماباید انتظارلاغرشدن راداشته باشیم تا لاغری وتناسل اندام خودبه خود به وجود بیاید

      به نظر شما زبان چاقی چیست ودرک خودرااززبان لاغری بنویسید؟ زبان چاقی یعنی مدام ترس از چاقی وترس از غذاهاوتوجه کردن به چاقی وپس هرچه بیشتربه چاقی توجه کنیم بیشترچاقتر میشویم زبان لاغری یعنی توجه وحس خوب به تناسب اندام وبه جایی که به چاقی فکر کنیم به لاغری فکر کنیم وفرمولهای لاغری به ذهنمون بدیم وافکار لاغری درذهن خودبه وجودبیاریم ودرذهنمون لاغری را تجسم کنیم ومزایای لاغری برذهن وجسم وحال خوب هست من از این به بعد به جای چاقی خودم به لاغرشدن وافرادمتناسب ولاغرتوجه کنم وهروقت گرسنه شدم غذا بخورم  ننه اینکه همش به غذا خوردن فکر کنم وهمش غذا بخورم بدون گرسنگی

      واقعاما چاقهای برای لاغرشدن خیلی سختی کشیدیم خیلی به خودمون زجر دادیم من الان وفتی یادم میاد گریه میگیره خدایاشکرت خدایاشکرت که منو به این بهشت زیباهدایت کردی ممنون استاد ان شاءالله به خاک دست میزنی به طلا تبدیل بشه خیلی ممنون از فایل های نابتون

      ان شاءالله بزودی همگی لاغر بشیم الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار melikalashgary9@gmail.com
      ۱۴۰۴/۰۱/۱۵ ۱۹:۱۰
      مدت عضویت: 1681 روز
      امتیاز کاربر: 988 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 244 کلمه

      گام دوم: رهایی از چاقی😼

      چگونه ذهن من  باعث چاق تر شدن من شده بود؟ من مدت ها بود که دیگه از  غذاها هیچ لذتی نمیبردممن فقط عادت کرده بودممغزم از یه روند مشخص تبعیت میکردیه کالری بیشتر خوردی؟ اوکی…. الان باید خودتون خفه کنی از خوردن چیزایی که حتی هوسشون رو هم نکردیتا از فردا بی نقص از اول شروع کنی افرینبخور اونقدر بخور که جای نفس کشیدن نداشته باشیو معده ی بی گناه ملیکا که مدت ها بود کوچیک شده بود، با حجم غذای زیادی که حتی اونارو طلبم نکرده بود مواجه میشدو با خودش میگفت ولی من که هوس این چیزا رو نکرده بودمپس …؟ذهن، فقط کار ذهن ملیکا بود که درست تربیت نشده بودو اما….لاغری با ذهن چجوری میتونه به ما کنه؟لاغری با ذهن اونقدرام پیچیده نیستوقتی ذهن تو اروم شه عین یه ادم نرمالدیگه قرار نیست همیشه تو فکر خوردن و خوراکی باشیقرار عین یه ادم عادی هر موقع هوس چیزی کردی یا بدنت نیاز به چیزی داشت به اندازه از اون چیز بخوریدیگه قرار نیست واسه همیشه از غذا خوردن استرس داشته باشی

      و این دو روز که گذشتحال من واقعا خوب بودهفکر نمیکردم انقدر اروم و با حال خوب بتونم شروع به کاهش وزن کنمو حال من خوب است❤️

      و من به خودم و خدای خودم قول میبندم و عهد میبندم که این راه رو تا اخرین قدم پشت سر بگذارمزیرا به یقین رسیده ام چاره ی کار من چیزی جز آموزش ذهن من نیست🌹همه چیز در زمان خود اتفاق خواهد افتاد🎉

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ✨یکتا✨
      ۱۴۰۴/۰۱/۰۸ ۲۱:۱۶
      مدت عضویت: 791 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 414 کلمه

      حالا با ذکر بسم الله میریم سراغ جواب دادن به سوالات این بخش:

      • چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟

      ما از طریق دیده‌ها و شنیده‌هامون اطلاعاتی رو به ذهنمون دادیم که کاملاً به خاطر توجه به چاقی بود

      این اطلاعات کم کم ه فرمول‌های ذهنی تبدیل شدند اونم به این دلیل که ما باورشون کردیم و وقتی که این‌ها رو باور کردیم انتظار ذهن ما شدند

      و صدایی به نام صدای چاقی رو تشکیل دادند که مانع لاغرشدن جسم و روح ما شود

      • شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید؟

      شباهت این دو در اینه که هر دوی اون‌ها رو می‌تونیم با دیده و شنیده‌های خودمون درستشون کنیم

      و به هر کدوم که توجه کنیم و اون رو باور کنیم و انتظار خودمون قرار بدیم ی‌تونیم بهش خیلی آسون و برای همیشه دست پیدا کنیم

      فقط این کار نیاز به زمان داره

      • در روش لاغری با ذهن تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار به چه صورت انجام می شود؟

      ما توی این مسیر ذهن خودمون رو مورد هدف قرار می‌دیم و بعد جسممون آماده لاغری میشه

      ما با تمرکز روی افکارمون و رفتارمون و عادت‌هامون و صدایی که توی ذهنمون ما رو تشویق یا تنبیه به کاری می‌کنه

      فرمول‌های ذهنیمون رو تغییر می‌دیم وقتی فرمول‌ها تغییر کنه

      رفتار و انتظار ما هم تغییر می‌کنه و ذهن اون رو خواسته ما می‌دونه حالا چه می‌خواد خوب باشه و چه می‌خواد برای ما بد باشه ما به خواسته‌مون می‌رسیم

      • به نظر شما زبان چاقی چیست و درک خود از زبان لاغری را بنویسید؟

      من این سوال رو مانند یک پرونده که خود استاد توی فایل صوتی فرمودند انجامش دادم و توی یک دیدگاه جداگانه فرستادم😊

      • آنچه در ویدیوی آموزش برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.

      بحث صدای چاقی واقعاً برام جالب و آموزنده بود و به من این اشتیاق رو داد که بیشتر حواسم به خودم باشه

      و الان که نگاه می‌کنم می‌بینم که دلیل تمام استرس‌های من و حال بدم و نگرانی‌هام و این شک و تردیدم واسه این مسیر همین صدا بود که نمی‌خواست دوباره حال خوب من رو ببینه

      و نمی‌خواست این دفعه ببینه که با لذت دارم غر می‌شم و نه تنها به تناسب اندام بلکه به تناسب ذهنی می‌رسم

      و این برام لذت بود که بخوام به عنوان یک تمرین برای تمام عمر در نظر بگیرم

      اینکه بیام حواسم به اون صداهای منفی که توی ذهنم توجه کنم و ببینم از کجا این حرفا رو در میاره و اون رو بندازم بیرون تا توی تمام جنبه‌های زندگیم موفق باشم

      الهی شکر که به این حقیقت‌ها دست پیدا کردم

      ممنونم استاد اجرکم الی الله

      یاعلی🥲 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ✨یکتا✨
      ۱۴۰۴/۰۱/۰۸ ۲۱:۰۱
      مدت عضویت: 791 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 895 کلمه

      به نام الله

      سلام و درود

      خداقوت به استاد گرامی و تمام هنرجو های لاغری🥲

      استاد چقدر خوبه که رادیو لاغری به وجود آوردید

      ممنونم ازتون

      چقدر حس خوبیه که تا استرس داری وحالت بده بیای توی گام و یک عالمه آرامش و حال خوب و یه عالمه انگیزه بگیری از خوندن و گوش دادن به هنرجوها و با حال بهتری این مسیرو ادامه بدی و اون بخش و اون صدای ذهن چاقت  کمتر بهش گوش کنی تا به امید اینکه یک روزی کلاً خاموش بشه و نغمه و نوای لاغری در ذهن تو سروده بشه

      من از این گام کلی اطلاعات به دست آوردم و نکات زیادی رو برداشتم

      و اینجا می‌خوام طبق گفته استاد بیام دو تا پرونده تشکیل بدم یک پرونده لاغری و یک پرونده چاقی

      🔶پرونده چاقی من شامل چه چیزهایی میشه؟!

      توی این پرونده یک مجرمی به نام صدای چاقی وجود داره که تو باید اون رو از توی ذهنت دستگیرش کنی و برای همیشه از ذهن عزیزت اخراجش کنی

      چون اون قاتل رویاهاته

      تو باید این قاتل رو همیشه از بین ببری نه تنها این قاتل رو بلکه تمام زیردست‌های اون که افکار چاق هستند را از بین ببریم

      حالا کارهایی که این مجرم و قاتل انجام داده چی بوده؟! و چه آسیب هایی به دنیای ذهن ما رسوندن؟!

      • این همون صداییه که تا چیز خوشمزه می‌دیدی بهت می‌گفت که بخور بخور هی بخور و تا اون رو می‌خوردی بهت می‌گفت دیدی دوباره لیاقت نداشتی و دوباره اون اراده اراده که می‌گفتی الکی بود و تو خوردی تو حتماً چاق میشی
      • این صدا همون صداییه که ۲۴ ساعته داره توی ذهنت فعالیت می‌کنه و طبق فرمول‌هایی که به ذهنت دادی و اطلاعاتی که از طریق دیدن و شنیدن درباره چاقی و توجه کردن به این موضوع دریافت کردی رو دائماً مرور می‌کنه و طبق اون انتظاراتی که ساخته می‌شه

      میاد یه کارایی رو انجام میده یه فکرایی رو توی سرت میاره که آخرش می‌رسه به همون انتظار چاقی و حال بد

      • این همون صداییه که تا خاموش نشه حتی اگه جسمت رو با اعمال فیزیکی لاغر کنی آخرش این پیروز می‌شه و بالاخره تو رو دوباره چاق می‌کنه
      • این مجرم همون کسیه که قاتل اعتماد به نفس تو بود قاتل حال خوب تو بود ، اصلا این بود نمیگذاشت از غذایی که می‌خوردی لذت ببری و دائماً ترس داشته باشی که یک چیزی رو نخوری و حالت بد بشه از اینکه باید یه چیزی رو بخوری که چاق نشی 

      در صورتی که تو خواستت هرجور که بود چه چاق شدن و چه چاق نشدن ، تو در هر دو مورد داشتی فقط به چاقی توجه می‌کردی و این باعث خوشحالی این مجرم بود

      • این مجرم همونیه که به تو میگه نگران باش از اینکه چاق‌تر بشی

      اصلاً چاق‌تر شدن رو بیخیال مثلاً تو از یک روش نادرست به نتیجه رسیدی و جسم فیزیکیت رو تغییر دادی اما به خاطر اینکه این صدا هنوز توی ذهنت هست و این مجرم هنوز توی شهر افکار تو زندگی می‌کنه برای اینکه حالتو خوب نباشه میاد به تو اینو میگه که نکنه دوباره چاق بشی و این نگرانی باعث میشه که تو از اون دستاوردی که به دست آوردی لذت نبری

      و حالا که چاق شدی اولش حالت بده اما بعدش کم کم برات عادی میشه

      و حالا دوباره ذهن چاق که چشم دیدن آرامش تو رو نداره وارد کار میشه و میگه نکنه این ۱۰ کیلو بشه ۱۱ کیلو نکنه چاق‌تر بشی

      و این نکنه‌ها کلمه‌های مرگبار اون قاتل بود

      • حالا واقعاً این صدا از کجا تشکیل شده؟!

      خوب وقتی که این صدا با اطلاعاتی که توی مغزمون بود کار می‌کنه پس یعنی مشکل از اطلاعاتیه که به مغزمون دادیم!!!

      حتماً اطلاعاتی که اطلاعات چاقی بوده و همشون از توجه به چاقی به وجود اومده بودند

      و به  این‌ها پر و بال داده شد

      و حالا صدای ذهن ما انگار که از این منبع استفاده می کنه تا احساسات ما رو بکشه

      ما با توجهمون به چاقی از طریق دیده‌ها و شنیده‌ها این اطلاعات رو وارد ذهنمون کردی

      پس ما الان در آینده فکرهای گذشته‌مون داریم زندگی می‌کنیم اگر می‌خوایم

      آینده قشنگی برای این جسمی که حالا داریم رقم بزنیم پس باید از همین الان با دیده‌ها و شنیده‌های لاغری اطلاعات به ذهنمون بدیم

      🔶 حالا پرونده لاغری چه جوریه؟!

      ماجرای این پرونده از این قراره که ما دنبال یک گمشده می‌گردیم

      یه گمشده‌ای که به دست همین قاتل از صاحب اصلیش که ما هستیم دور شده و توی دنیای شلوغ افکار چاقی در حال صدمه دیدن هست

      ما باید مانع‌ها رو کنار بزنیم

      باید دنیای ذهنمون که ساکنانش رو افکار چاقی تشکیل دادند که مال این سرزمین نیستند رو خیلی اصولی و از ریشه خالی کنیم چون این سرزمین لایق افکار لاغر هست و افکار چاق لایق هیچ چیزی نیستند و اصلاً اونا لیاقت ندارند که توی فکر و ذهن و جسم ما باشند

      ما زمانی به این گم شده خواهیم رسید که بتونیم سردسته افکار چاقی که قاتل احساسات ما بود و دارای یک پرونده بزرگ هست رو از بین ببریم

      درسته منظورم همون صدای چاقی ذهنمونه ما اگه بتونیم این صدا رو به حداقل برسونیم و کلاً این صدا رو از ذهنمون پاک کنیم خیلی راحت به لاغری دست پیدا می‌کنیم

      به همین آسونی

       حالا اگه دوباره این گمشده به شهر ذهن برگرده چه اتفاقی می‌افته؟!

      هر بلایی که توی زمان افکارهای چاق بر سر شهر اومده بود و شهر ذهن ما ویران شده بود

      دقیقاً متضاد اون اتفاق‌ها رو این صدای لاغری انجام میده و نه تنها شهر ذهن بلکه شهر جسم ما رو هم پر از شادی و نشاط و تناسب می‌کنه

      فقط باید با حوصله و صبر و استمرار این گمشده رو به شهر اصلی خودش برگردونیم

      یا علی مدد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا رضائی
      ۱۴۰۳/۱۲/۲۶ ۱۸:۲۱
      مدت عضویت: 1191 روز
      امتیاز کاربر: 895 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 634 کلمه

      دورد و خسته نباشید به استاد عزیز 🌷

      گام دوم 👣

      ۲/۱۰۰

      🔶چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟

      🔸من از اول چاق نبودم اصلا چاق نبودم 

      یادمه کلاس سوم که بودم قرار بود بریم استخر از طرف مدرسه 

      مادرم رفت از لوازم ورزشی لباس وسایل مورد نیاز برای استخر رفتن رو برای من خرید 

      اولین بار که پوشیدمش با اینکه سایز مناسب سن منو خریده بود ولی برای من گشاد بود 

      اون زمان من ریزه میزه ترین فرد کلاسمون بودم سال های بعدش هم همینطور بود 

      به خاطر همین بچه ها منه مسخره میکردن و به مادرم میگفتن که چرا به من غذا نمیدن که انقدر لاغرم 

      مادرم همیشه سعی داشت به من بیشتر غذا بده اما نمیشد همین موضوع رو بهونه خوبی دید و می‌گفت که بچه ها چی گفتن و سعی می‌کرد بیشتر بهم غذا بده 

      کلاس ششم بودم که خودم نه از حرف های دیگران متوجه شدم که چاق شدم 

      اون اوایل که برام اهمیت نداشت

      اما رفته رفته حرف ها و نصیحت های دیگران باعث آزار من میشد 

      و فهمیدم که من ی تغییری کردم که خوشایند نیست 

      وقتی به مادرم گله و شکایت میکردم هر بار ی بهونه برام میاورد 

      یا میگفت چاقی تو ارثیه 

      یا میگفت چاقی تو بخاطر کم تحرکی 

      یا میگفت تو که چاق نیستی استخوان بندیت درشته 

      و ذهن من اینارو باور کرد 

      اکثر پدر و مادرا اعتقاد دارن که اگه بچه غذا نخوره یا کم بخوره حتما مریض و ضعیف میشه 

      پدر و مادر من هم همین بودن و هستن 

      و وقتی من از اضافه وزن خودم به مادرم شکایت میکردم میگفت دختر داییتو ببین لاغره همش مریضه چون غذا نمیخوره 

      یا میگفت اگه غذا نخوری بزرگ نمیشی 

      و با این حرفا منو تشویق می‌کرد به خوردن غذای بیشتر 

      ذهن من به روش های مختلف چاق شدن رو یاد گرفت 

      از همون بچگی 

      خیلی ناخواسته 

      و فرمول های مختلفی که اشتباه هستن به طریقه های مختلف در ذهن من ثبت شد 

      🔶شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید؟

      🔸چاقی سمت مخالف لاغری و بالعکس 

      ما افراد چاق از بچگی بهمون گفتن چاقی تو خانواده ما ارثیه 

      افراد لاغر هم معمولا اینو شنیدن ولی سمت عکسش 

      افراد چاق از بچگی یسری فرمول های چاقی در ذهنشون ثبت شده و در ی سنی اون فرمولا فعال شده 

      افراد چاق یسری عادت ها دارن که افراد لاغر ندارن 

      مثلا فرد چاق عادت داره را چاییش مثلا خرما بخوره 

      اما فرد لاغر این عادت نداره چه بسا اصن چایی نخوره 

      این دو تا عادت عکس همن 

      بنابراین ما برای لاغر شدن کافیه حرکت به سمت چاقی رو متوقف کنیم و به سمت لاغری حرکت کنیم 

      🔶در روش لاغری با ذهن تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار به چه صورت انجام می شود؟

      🔸در روش لاغری با ذهن تمرکز بر ذهن هست نه جسم 

      در تمام روش های قبلی تمرکز بر جسم بود و هیچ نتیجه پایداری هم نگرفتیم 

      مشکل چاقی ما از ذهن هست 

      ما با ذهنمون یاد گرفتیم پرخوری کردن 

      بی اندازه خوردن رو 

      بی رویه مصرف کردن رو 

      ما با ذهنمون همچی یاد میگیریم نه با جسم 

      با ذهنمون چاقی رو یاد گرفتیم حالا مگه میشه با فشار قرار دادن جسم ذهنو عوض کرد و لاغر شد؟ 

      خب نمیشه 

      رژیم گرفتن که فرمول های ذهنو عوض نمیکنه 

      رژیمو مغز و ذهن ما نمیشناسه 

      پس باید ذهن رو تغییر داد 

      🔶به نظر شما زبان چاقی چیست و درک خود از زبان لاغری را بنویسید. 

      🔸همه مردم دنیا ی زبانی برای ارتباط با هم بلدن که متفاوت هم هست 

      افرادی که توانایی شنیدن و صحبت کردن ندارن هم همینطور 

      افراد چاق هم علاوه بر زبان مادری زبانی دارن که مشترکه افراد چاقه 

      زبان چاقی 

      افراد چاق باور دارن کم تحرکی باعث چاقی شده 

      باور دارم چاقی ارثیه 

      شیردهی باعث چاقی 

      ازواج کنن چاق میشن 

      چاقی بخاطر مواد غذاییه 

      اما فرد لاغر اگه این حرف هارو بشنوه هیچ تصوری از این حرف ها نداره و درکشون نمیکنه 

      ولی ی فرد چاق با بند بند وجودش درک میکنه 

      مثلا من زبان فرانسوی بلد نیستم 

      اگه ی فرد فرانسوی زبان به ی هم زبان خودش حرفی بزنه اون متوجه میشه ولی من متوجه نمیشم 

      ولی ی فارس زبان با من حرف بزنه سریع و راحت متوجه میشم 

      خسته نباشید استاد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رها یاری
      ۱۴۰۳/۱۱/۳۰ ۲۳:۱۱
      مدت عضویت: 753 روز
      امتیاز کاربر: 9042 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 447 کلمه

      با سلام درود خدمت استاد عطار روشن

      روز چهارم دوره ۱۰۰ گام مسیر لاغری با ذهن 

      • چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
      1. با گوش دادن به فایل لاغری با ذهن  متوجه شدم  که دوران راهنمایی بدون اینکه متوجه باشم خودم را ذهنم چاق کرد
      2. یادمه وقتی از مدرسه میومدم و به شدت گرسنه بودم 
      • و پرخوری می کردم و بلافاصله دچار تشنگی می شدم و آب می نوشیدم  و فشار معدم زیاد می شد و از فشار معدم احساس شرم می کردم و بلافاصله با خودم می گفتم نهایت چاق می شی
      • نمیدونم چرا احساس شرم باعث گفتن این حرف به خودم می شدم
      • و حالا که فکر می کنم  که خودم بدون اینکه بدونم با کلام خودم خودم به سمت چاقی هدایت کردم و انتظار چاقی را در خودم ایجاد کردم
      • و اگر برعکس عمل می کردم و کلام خوب بکار می بردم و انتطار چاقی در خودم ایجاد نمی کردم
      • شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید؟
      • هر دو با ورود اطلاعات از ذهن منطف و خوداگاه به ناخوداگاه و تکرار اون اطلاعات به باور  تبدیل می شوند و کد و برنامه را صادر می شه و به مغز دستور داده میشه و باعث   رفتار در ما و تکرار آن عادت ایجاد می کنه
      • که اگر اطلاعات باعث باور لاعری در ذهن بشه ما را به سمت لاغری هدایت می کنه
      • و اگر اطلاعات باعث باور چاقی بشه ما را به سمت چاقی هدایت می کنه
      • در روش لاغری با ذهن تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار به چه صورت انجام می شود؟
      • تغییر روی  ذهن ناخوداگاهمون ایجاد میشه   با ورود اطلاعات درست از طریق خوداگاه که منطق پذیرفته وارد ذهن ناخوداگاه  و وقتی تکرار بشه به باور و فرمول تبدیل میشه و از انجا دستور به مغز داده میشه و رفتار شکل میگیره و در اثر تکرار  تبدیل به عادت میشه
      • به نظر شما زبان چاقی چیست و درک خود از زبان لاغری را بنویسید؟
      • زبان چاقی بدون توجه به نیاز بدن غذا وارد بدن می کنه و ما را از غذا خوردن می ترسانه  و ترس از چاقی ایجاد می کنه و نجواهایی که ما را به سمت چاقی هدایت می کنه
      • زبان لاغری ما را به این سمت هدایت می کنه که  به اندازه نیاز بدن غذا بخوریم ترس از چاقی و غذا خوردن نداریم و عذاب وجدان از خوردن نمی گیریم  
      • آنچه در ویدیوی آموزش برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
      • مغز ما بر اساس دستورهایی که از قبل دادیم عمل می کنهو چاقی در مغز ما گسترش پیدا می کنه 
      • انتظار چاقی در خودمان ایجاد می کنیم 
      • مانند همان تجربه ی خودم که به خاطر شرم از پرخوری  با گفتن  اینکه نهایت چاق میشم  خودم را به سمت چاقی برنامه ریزی کردم و دستور صادر کرده بودم 
      •  
      •  
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مرجان
      ۱۴۰۳/۱۱/۱۶ ۲۱:۱۶
      مدت عضویت: 1007 روز
      امتیاز کاربر: 2945 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      هوالرزاق 

      چگونه باقدرت ذهن چاق شدیم؟

      وقتی که ازبچگی شنیدم که میگفتندبااولین زایمان چاق میشی.اگرورزش رفتی ورها کردی چاق میشی. 

      فست فودباعث چاقی میشه

      اینطورباقدرت ذهنم چاق شدم .چون ذهن من باورکردهمه اینهارو

      ۲..شباهت لاغری باذهن وچاقی باذهن؟

      درلاغری باذهن برای همیشه لاغر میمونیم چراکه وقتی ذهن چیزی روبپذیره همه چیزحله ودراین صورت مدارعصبی اینقدرقوی شده وبرگشته به تنظیمات کارخانه

      وکارآسونترشده

      ۳..درروش لاغری باذهن تمرکزبرتغییرجسم است یاتغییرذهن؟؟

      قطعاتغییرذهن .اصلا کاری به جسم نداریم

      ماباتمرین وتکرارباورهای درست مدارعصبی روپهنتروپهنترمیکنیم وبه نتیجه دلخواه میرسیم

      ۴…به نطرشمازبان چاقی چیست؟ودرک خوداززبان لاغری رابنویسید.

      یعنی همه افرادچاق مثل هم چاق شدن مثلا درغذا.ورزش

      .افکار

      وزبان لاغری. افرادی هستندکه متناسب واقعی هستندواونهاهم زبانشون مثل همه

      اگرازچندنفرشون یک سئوال مشترک روبپرسی 

      مثل هم جواب میدن

      توویس که گوش دادم 

      اینکه میگفتین مادر خدابیامرزتون هی لباسهاروتنگ وگشادمیکردن جالب بود

      چون تاثیراطرافیان روجالب گفتیدکه چقدرمهمه درخانواده چه صحبتهاوباورهایی گفته ورشدپیدامیکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اکبر
      ۱۴۰۳/۱۱/۰۷ ۲۰:۱۵
      مدت عضویت: 1036 روز
      امتیاز کاربر: 8085 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 197 کلمه

      چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟

      شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید؟

      در روش لاغری با ذهن تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار به چه صورت انجام می شود؟

      به نظر شما زبان چاقی چیست و درک خود از زبان لاغری را بنویسید؟

      سلام بر دوستان وهم مسیران گرامی 

      حالا که شما توضیح دادید وپس ازآشنایی باشما دریافتم که من با ذهنم چاق شده ام واصلا چنین تصوری نداشتم واصولا قبول نداشتم چون بقدرت ذهن به این سبک اعتقادی نداشتم 

      وجالبتر شباهت چاقی ولاغری با ذهن است که از همان راه که آمدیم برمیگردییم راحت وآسان 

      ولی اینبار بااحساس خوب وتمرکز بر تناسب ذهنی با گوش دادن فایلها وعملی کردن آنها بااحساس خوب وآرامش 

      واما زبان چاقی این زبان قدرتمند واین نجواهای لعنتی که یک عمر ول کن ما نبودند وکلید رهایی ازچاقی کم کردن وکم کردن وبتدریج محو کردن این زبان وتبدیل آن به زبان خوشایند لاغری ودرمسیر تناسب بودن ودرادامه موفق شدن ورسیدن به تناسبی پایداروبادوام 

      وای

      ن جمله ی امیدبخش از استاد 

      که اگر ما مثل گذشته ایشان بوده اییم حالا دوباره میتوانیم مثل الان ایشان شوییم بی برو برگرد وحتما این اتفاق خواهد افتاد بلطف خداوند

      واین یعنی همان راه برگشت از مسیر چاقی به لاغری 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار golestan2222
      ۱۴۰۳/۱۰/۳۰ ۲۱:۲۳
      مدت عضویت: 2125 روز
      امتیاز کاربر: 21899 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,233 کلمه

      با سلام 

      گام دوم – رهایی از چاقی 

      این وویس سرشار از اگاهی و یاداوری این مطالب و درک مطالب به راحتی ما را در مسیر لاغری با ذهن جهت میدهد . 

      یک سوال مشترک و معروف همه داریم : “ چرا به سختی لاغر میشم ولی مثل اب خوردن چاق میشم ؟” این تجربه ی اکثر ما ذهن چاق هاست . ولی چرا؟؟ 

      در فایل دوباره تاکید شد به اینکه اول احساسات و نگرش و رفتار من دگرگون میشه ، سپس تغییرات به ارامی و مستمر در مسیرم تغییر میکنه . 

      مساله ی مهم دیگر :” به انتخاب خداوند اطمینان کنید” . ما صدها روش را رفتیم و نتیجه ی موقت دیده ایم . ان قدر خسته شدیم ، چه ذهنی و چه فیزیکی که  تسلیم شدیم و از خدا کمک خواستیم و به این مسیر کشیده شدیم . 

      چطور با ذهن لاغر میشیم ؟ چاقی و لاغری برروی یک خط مستقیم هستند . چون چاقی را زندگی کردیم ، اگر پروسه ش رو درک کنیم ، لاغری هم خود به خود درک میکنیم . چون نقطه ی مقابل چاقی ، لاغری است . 

      ما از طریق صحبتها ، رفتار پیرامون و دیده ها ، اطلاعاتی دریافت کردیم و پذیرفتیم . به دلایل مختلف خوردیم و تشویق شدیم : چقدر تپل و قشنگی ، بخور زودتر بزرگ بشی ، بخور ویتامینهای بدنت تامین بشه ، بخور تا فرشته ها برات جایزه بیارند . ما از کودکی تصویر چاقی از خودمون داشتیم . 

      افرادی هم که در بزرگسالی چاق شدند : مثلا بارداری چاقت میکنه ، ازدواج کنی چاق میشی ، داروهای هورمونی چاقت میکنه ، سنت بره بالا پهلو میاری و سوخت و سازت پاین میاد . ما این اطلاعات را از خیلی قبل گرفتیم و وقتی در اون شرایط قرار میگیریم ، ناخوداگاه  انتظار چاقی و تصویر چاقی از خود داریم . 

      پس قبل از اینکه جسم ما چاقتر از الان باشه ، قبلش انتظار و تصویری چاقتر از الانمون داریم . این انتظار و تصاویر و دلایلی که تصاویر را میسازد ، تکرار شده است و الان مغز ان را به شکل واقعیت میپذیره . 

      وقتی این انتظار ثبت شد ، مغز فرمان صادر میکنه : چه درونی و چه بیرونی : مثل هرچی دم دستمونه برمیداریم ، کنترل نخوردن نداریم و ولع خوردن داریم و غیره که فرمان دستوری مغزه . 

      حالا روش رژیم و مغزما : 

      برنامه ای که توسط پزشک و متخصصین نوشته میشه ، در ذهن ما نیست و ذهن براساس اطلاعات ، شنیده ها و باورهایی که به دست اورده عمل میکنه . چند روز اول به شوق لاغری ادامه میدیم ،ولی رفته رفته این شرایط برای ما سختتر میشه ، حالا خودمون کمی برنامه را دستکاری میکنیم یا کمی زیرابی میریم و درنهایت ناامید و خسته رها میکنیم . 

      حالا کجا ها تفاوته : در ذهن فرمول شده چند کفگیر برنج بکشم ،ولی رژیمم ده قاشق گفته : این تفاوت ایجاد میکنه و ذهن پیروزه میدانه برای خلق بدن و شرایطی که پذیرفتیم و در ذهنمون فرمول هاش هست . هرچقدر ترس ما ازچاقی بیشتر باشه ، من خودم اینطوری ام که از ترس ، فکرم به خوردن زیاد میره ، چون از خوردن هم ترس دارم . 

      چاقی جدای از تاثیر بر جسم ، تاثیر در روابط و انتخاب های ماهم میگذارد : مثلا دوست نداریم بریم مسافرت ، یا با دوستان مخصوصا افراد لاغر ارتباط برقرار کنیم . و به محض نگرانی ما از چاقتر شدن ، متوجه شدیم چاقتر هم شدیم  و در ذهن ما این روند ثبت شده و باور داریم . 

      من مثلا ۶۲ کیلوگرم اوج ناراحتی بود ، وقتی بهش میرسیدم ، نگران این بودم که مبادا ۶۳ کیلو نشم و این روند ادامه میداد و روزهای من با احساس بد سپری میشد . پس نگران شدن یعنی من روی کانال و فرمان چاقی هستم . 

      این از توانایی ذهن منه که براساس ورودی های قبلی و پذیرفته شده و سوابقم ، به راحتی اینده رو پیش بینی میکنه . 

      مورد دیگر ، عدم اطمینان به لاغر ماندن : چون ورودی ها و اطلاعات مغزم متفاوته ، واسه همین همیشه انتظار چاقی را داشتیم و در رفتار و انتخاب ها مون هم عدم اطمینانمون مشهود بود . 

      مغز ما ارتباطی به بیرون و فعالیت و تلاش فیزیکی ما جهت لاغر شدن نداره ، مثل زبان انگلیسی ، چاقی را هم یاد گرفته . ما یکسری اطلاعات دادیم و پذیرفتیم  و خواستیم جلوی این فرایند راهم بگیریم . نه تنها جلوش نگرفته شد ، بلکه هر اطلاعاتی جهت اینکه چطور چاق نشوم ، دلایلی اوردم که چاقی را در زندگی پررنگ تر کند . 

      تحقیق در مورد چی نخورم ، همون بالا بردن پوشه ی چاقیه و ما به اشتباه پوشه ی چاقی را پر کردیم . 

      من چه برای چاق نشدن تلاش کنم یا نگران چاق شدن باشم ، هر توجهی به چاقی ، تمرکزم برروی چاقی است . 

      مغز ما به تلاش فیزیکی ما و خوردن و نخوردن ما کاری نداره ، دقیقا زمانی که رژیم رو رها کردیم یا کمی از اون شرایط بد جسمی فاصله گرفتیم ، ذهن اروم اروم اطلاعات ثبت شده رو فرمان میده و اجرا میکنیم و دوباره به وزن قبل یا بیشتر برمیگردم . علتش هم تصاویر ذهنی منه که از اطلاعات تثبیت شده ی مغزم است . 

      مسیر رژیم هم مسیری مخالف جهت داده های ذهن است و اوایل که حال خوبی داشتیم ، ذهن میپذیره و رفته رفته برای ما ادامه سختتر میشه و درنهایت به شکست میخوره . 

      مساله ی بعدی نجوای ذهنی چاقیه ، همیشه تشویق میکنه به خوردن و بعد از خوردن تصویر چاقی  در ذهن نقش بسته . وقتی احساس من در مسیر لاغری بده ، ذهن به روش خودش برمیگرده . چون ذهن دنبال رضایت و حس خوبه و قطعا فرمول های چاقی ماهم لذتی داره که همیشه درحال تکراریم و ما به سمت تصویر چاقی مون حرکت کردیم . پس مسیر لاغری هم باید سرشار از حس خوب باشه تا تداوم داشته باشیم . 

      نجوای ذهنی منفی و چاق  : 

      • تو اینه خودت رو نگاه نکن 
      • مهمانی نرو 
      • همه در مورد هیکل بدت حرف میزنند . 

      در کل مانع از حرکت من به سمت لاغری میشه یا اجازه ی لاغرشدن را نمیدهد. 

      تا وقتی این صدا تغییر نکنه ، تصاویر چاقی پیوسته ایجاد میشه و نهایت تصویر چاقی که مغز توسط اون فرمان میده پیروز میشه و این ربطی به ورزش ما ، رژیم ما و … نداره . همه ش یکسری اطلاعات و باورها و احساساتی است که داریم و با تمرینات ذهنی و گوش دادن به فایل ها ی اموزشی ، این صدا را ارام ارام تغییر میدهیم . 

      انتظار خودمون از خودمون هم حتی زمانی که سایزمون کم میشد ، مطمئن نبودیم و انتظار چاقی را میکشیدیم . 

      ما این نجوای ذهنی را ارارام با اموزش و یادگیری  تغییر میدیم تا به صدای امیدبخش تبدیل بشه . 

      پس علت اصلی جواب نگرفتن من و باقی نماندن من در وزن دلخواه و گفت و گوی منفی  درونی ، همه و همه از ذهن و مغز نشات میگیرند ، نه مواد غذایی ، یا خوردن یا نخوردن چیز خاصی یا بی ارادگی بودن من . فقط و فقط به اطلاعات تثبیت شده در ذهنم نقش دارد . 

      الان که اگاه شدیم ، میدونیم که با اراده هستیم ، بارها کم کردیم . فقط روش درست و اگاهی درستی از این فرایند و قدرت ذهنمون نداشتیم . 

      من لاغری را یاد میگیرم ، با دادن افکار صحیح و در این مسیر نیازمند  ارامش ، استمرار ، تمرین و تکرار کردن هستم . 

      زبان چاق مشترکه . مهم نیست که کجای دنیا ، با چه مدرک  و چه زبانی حرف میزنیم . همه ی ما از مواد غذایی میترسیم و دلایلی که در بین افراد چاق مشترکه . 

      ما الان عین گذشته ی استادیم و اینده ی ما هم میتونه عین استاد بشه ، فقط کافیه باور کنیم . 

      تمرین : 

      چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟

      خب من از بچگی بر اساس گفته ها و شنیده های افراد پذیرفتم که چاقم و تصویر چاقی در ذهنم نقش بست . همین تصویر باعث شد، ناخوداگاه اطلاعاتی را بگیرم و ازش استفاده کنم که مرا به چاقی بیشتر ببرد . درسته که من ناراضی بودم . اما چون تمام فکر من تمرکز بر چاقی بود ، در نتیجه پوشه ی چاقی من بیشتر شد . رفته رفته اطلاعاتی دریافت کردم در جهت تلاش برای چاق نشدن ، اما دلیلی شد برای تثبیت و تداوم بیشتر چاقی در من . 

      شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید؟

      خب من در کودکی براساس اطلاعاتی که از پیرامون گرفتم و پذیرفتم ، یکسری رفتار و عادتهایی در من تقویت شد که در تداوم و پررنگ شدن چاقیم کمک میکرد و این امیال از درون من میاد . همین مغز که فرمان به وجود اوردن این شرایط را داده ، همین مغز هم با اختیار کاملی که به بدن داره ، به راحتی میتواند جسم را به حالت پیشفرض برگرداند . به شرطی که اطلاعاتی که برای چاقی ثبت کردیم ، تغییر بدیم . مثلا افکاری مثل من قدرتی در میزان خوردنم ندارم – من همیشه شکست میخورم – من عاشق خوردنم و خوردن مرا به چاقی برده – چون چیزهای شیرین میخورم ، لاغر نمیشوم و …. دلایلی که مثل سنگی مانع از ایجاد تصویر لاغری در ذهنم میشه . به نظرم من لاغری و چاقی دقیقا یک خط هستند که یک ور نخ لاغری ، و یک ور نخ چاقی هست . توجه و احساس ما که نشات از باور وتجربیات گذشته است ، نشان میدهد که در کدام سمت نخ در حال حرکتیم . همانطور که بدون زحمتی چاق شدیم ، لاغری هم همین است . منتها چاقی را در محیط یادگرفتیم ، پذیرفتیم و مغز هم گسترشش داد . حالا با اطلاعات صحیح ، تمرین و تکرار ذهن من اطلاعاتی ثبت میشه و انتظار من از چاقی برداشته و به سمت خانه ی خودش که لاغریه حرکت میکنه . 

      در روش لاغری با ذهن تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار به چه صورت انجام می شود؟

      خب منشا پیدایش هر نتیجه ای ، فکره ، فکر پذیرفته شده و تبدیل به باور شده . ما براساس باور پذیرفته شده ، این باورو گفته هاو شنیده ها  تصویری از خودم  درذهنم ایجاد میکنه و این تصویر اینقدر تکرار میشه که مغز فرمان میده و تمایلاتی در من شکل میگیره که رفتارهایی انجام میدم . این رفتار اینقدر تکرار میشه که تبدیل به عادت میشه و عادت هم بدون فکر و زحمتی انجام میدیم . پس اساس تغییر ما فکره و درک اگاهی و تکرار و تمرین و سپس براساس باور جدید ، فشار چاقی کم  و انتظار لاغری بیشتر میشه ، براساس تصویر متفاوت ، ذهن دستور متفاوتی میده و من تمایلاتی را در خودم حس میکنم و ترغیب به انجام ان میشم و اینقدر این تکرار میشه تا تبدیل به عادت میشه . 

      به نظر شما زبان چاقی چیست و درک خود از زبان لاغری را بنویسید؟

      زبان چاقی مجموعه ای از افکار و باورهای پذیرفته شده از منه که الگوی تصویری براساس این اطلاعات در مغزم ساخته میشه . وقتی تمرکز میکنیم روی مساله ای چه اون رو بخوام یا نخوام ، ان مساله گسترش پیدا میکنه و مغز من دستور میده و تمایلات چاقی شکل میگیره و من ترغیب به انجام میشه . همین احساسات و افکارم هم نشان دهنده ی این است که چه چیزی را گسترش میدهم . خواسته ام یا چیزی که نمیخوام . لاغری نقطه ی مقابل اونه . با یادگیری افکار جدید و برداشتن موانع که بیشترش همون باورهای چاقیه و براساس شنیده ها و گفته ها تثبیت شده ، مانع از حرکت من به سمت لاغری میشه و همینطور باعث تداوم چاقی میشه . من با الگو فکری صحیح و به وجود اوردن انتظار لاغری ، مغزم دستور جدیدی میده  و من ارام ارام مثل فرایند چاقی ، تغییر میکنم . 

      چاقی اول در ذهن و افکارو احساسم ایجاد میشه و سپس در جسمم نمودار میشه . در چاقی هم همینطور بود . هرچقدر نگران چاقی باشم ، توجه به چاقی کردم و تصویر چاقتر شدن در ذهن من پررنگتر میشه . 

      آنچه در ویدیوی آموزش برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.

      من تمام اطلاعاتی که فهمیدم ، برداشت خودم را در متن نوشتم . اینکه لاغری فرایندی است که با یادگیری انجام میشه و تمرین و استمرار من و اطمینان من که باعث تقویت در استمرارم میشه ، مسیر لاغری من بدون زحمت فیزیکی به متناسب شدن حرکت میکنم . همانطور که نفهمیدم چطور چاق شدم . این مسیر هم دقیقا عین چاقی است و نمیفهمم که چطور لاغر شدم . 

      از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

      خب این فایل نگرش درستی از حرکت در مسیر لاغری با ذهن میدهد . 

      ما در این فایل به اهمیت تصاویر ذهنی مجدد تاکید شد  . باورهایی داریم که سالیانه ساله در ما تثبیت شده . 

      • ما باید باورهای چاقی را در ذهن شناسایی و کمرنگ کنیم . 
      • در لحظه ی حال حس خوبی از خودمون و شرایط و تغییر به سمت لاغری را احساس کنیم ( مثلا من متناسب چه رفتاری را انجام میدادم ، چطور بودم ، وقتی در نقشی فرو میریم کم کم تبدیل به ان فرد میشیم ) 
      • مدیتیشن برای تقویت تمرکز ما در لاغری میتونه کمک کننده باشه . 
      • هرزمان که پرخور شدم ، علت ان را شناسایی کنم ، باوری در درونم هست که فعاله یا عادته . شناسایی بخشی از تغییره . 
      • مسئولیت تغییر افکار و الگوی ذهنی ام  را در مسیر برعهده بگیرم . من اطلاعات را درک میکنم و براساس اطلاعات جدید که با تکرار تثبیت میشود ، جدای از تمایلاتی که در من به وجود میاد ، رفتار جدید را انجام میدهم تا در من الگوی جدید تثبیت شود . 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صدیقه قادرنیا
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۳ ۱۳:۰۶
      مدت عضویت: 523 روز
      امتیاز کاربر: 6365 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      سلام وقت بخیر 

      در جوانی بشدت لاغر بودم و آرزویم چاقی بود همیشه از خدا می خواستم چاق شوم حرفها و سرزنش‌های دیگران از اینکه تو مریضی،بیشتر اذیتم می کرد تا اینکه شروع به چاق شدن کردم تا حدی که کاملاً تپلی شده بودم و فهمیدم چاقی یا لاغری مهم نیست سلامتی مهم است 

      هر کار می کردم حالا چاقی رو نمی تونستم کنترل کنم همه مواد غذایی،هر کاری به نظرم چاق کننده بودبیماریهایم ،هم مزید بر علت، کاملاً ناامید ،هر بار رژیم می گرفتم لاغر می شوم ولی بعد از مدتی😔😔😔

      این بار می خواهم ذهنم را درست کنم من انسانی هوشمند هستم موفق می شوم

      چاقی و لاغری هر دو از ذهن ما تراوش می کند البته زندگی ما ،ما خود خالق زندگیمان هستیم

      ما با تغییر ذهن و باورهایشان چاقی یا لاغری را رقم می زنیم

      برای تغییر باورها روش های متفاوتی است که می توان با تکرار باورهای درست ،پیدا کردن الگوهای مناسب،وتلقین ،به امید خدا موفق شویم

      بسیار عالی بود ممنون 

      شاد و پرانرژی باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا