📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمیتونم لاغر شم؟ من که همه رژیمها رو امتحان کردم!»
حالا یه لحظه چشمهات رو ببند و تصور کن…
🌸 یه صبح دلچسب بهاریه…
تو جلوی آینهای، لبخند میزنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سالها بود بهت نمیاومد… اما الان! به راحتی تنته.
نه بخاطر رژیم کتو یا ورزشهای سنگین…
بلکه چون یه چیز عمیقتری تو ذهن تو تغییر کرده.
اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع میشه، نه معده!
وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا میرسه اینه:
🍽️ «باید رژیم بگیرم»
🏃♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»
⏰ «شاید روزهداری متناوب جواب بده!»
ولی کمتر کسی با خودش خلوت میکنه و از خودش میپرسه:
🧠 «چرا من اصلاً اینقدر میخورم؟»
😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم میرم سراغ یخچال؟»
🔥 «چرا انگیزهم زود تموم میشه؟»
اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا میکنه. چون ریشهی خیلی از پرخوریها و اضافهوزنها، توی مغزه نه توی معده!
ما سالها طبق یه برنامهی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:
🔹 «اگه غذا نخوری، قهر میکنم!»
🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم میکنه!»
🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»
اینا فقط جمله نبودن.
اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل میکنن.
📌 باورهایی که باعث میشن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…
📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…
📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…
و اینطوریه که ذهن، نقشهی بدن رو میکشه.
چون:
🧠 باورها، رفتارها رو میسازن
🏃♂️ رفتارها، عادتها رو شکل میدن
⚖️ و عادتها، بدن ما رو میسازن
پس اگه میخوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.
یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:
✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨
📚 علم چی میگه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!
فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سالهاست ماشینهای افکارت از روش رد میشن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آمادهست؛ سریع و بیدردسر. حالا اگه سالها با افکاری مثل:
🔁 «من همیشه چاقم»
🔁 «اراده ندارم»
🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»
زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراهها رو ساخته! و این اتوبانها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بیتحرکی) رو تقویت میکنن.
ولی خبر خوب؟
تو میتونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨
و این یعنی:
🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکانپذیره!
🔬 نوروساینس چی میگه؟
مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون میدن که:
🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطافپذیری عصبی» داره.
یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم میتونه خودش رو بازبرنامهریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادتهای جدید ذهنی بسازه.
💡 نتیجه؟
اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کمکم اون بزرگراههای چاقی از بین میرن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون میشن.
و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد میگیریم:
نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…
فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️🧠

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن
یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمیکنم 😌
خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم میزنی…
نه خبری از نفسنفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت میکنه.
💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه میری. حتی سبک فکر میکنی…
اینا خیال نیست، اینا تمرینهای ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.
ولی خیلی از ما چی کار میکنیم؟
میریم جلوی آینه و میگیم:
«اه، بازم شکمم زده بیرون!»
«این لباس لعنتی دیگه اندازهم نیست!»
و همین جملههای بهظاهر ساده، میشن 🔁 زخمزبونهای درونیای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل میکنن.
اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفتانگیز داره:
فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمیشه!
🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور میکنی، مغزت فکر میکنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمونهای مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح میکنه (مثل دوپامین و سروتونین).
و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفهای هم ازش استفاده میکنن:
🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور میکنن.
🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی میکنن.
و خیلیها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب میبینن.
🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت میکنه.
تو نمیتونی با ذهنی که خودش رو چاق میبینه، بدنی متناسب بسازی.
اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ میکنه. 🌍✨
📌 هر بار که تصویرسازی میکنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص میشی.
میخوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

🎯 گامهای عملی برای رهایی از چاقی با ذهن
حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئلهی شکمی نیست و ریشهی عمیقتری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستینهامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.
بیایم قدمبهقدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سالها یه خونهی قدیمی رو تمیز میکنی و کمکم نور از پنجره میتابه تو…
🧹 گام اول: پاکسازی ذهن از باورهای چاقکننده
تصور کن مغزت مثل یه باغچهست. سالهاست توش علفهای هرز رشد کردن. علفهایی به اسم:
- ❌ «من استعداد چاقی دارم»
- ❌ «من نمیتونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
- ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»
اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامهنویسیهای قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بیاعتمادی به خودت میکشونن.
اما میتونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:
- 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
- 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست میشم»
- 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسونتر از اونه که فکر میکردم»
همین جملهها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول میشی.
🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته
مغز ما یهجورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دستبهکار میشه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل میکنه.
فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشمهاتو ببند، و جملههای تأکیدی رو زمزمه کن:
- 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
- 📢 «من ذهنم رو تربیت میکنم، نه بدنم رو تنبیه»
- 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»
باور کن بعد از یه مدت، این جملهها تبدیل میشن به بخشی از شخصیتت.
🎧 گام سوم: تمرینهای ذهنآگاهی و مدیتیشن
یه صحنه رو تصور کن:
☕ صبحه. صدای پرندهها میاد. به جای چککردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، میشینی روی صندلی یا لبهی تخت.
چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.
تمرینهای مدیتیشن کمک میکنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.
اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.
رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقفهای کوچیک که نتایج بزرگ میسازن.
📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن
قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا تهدیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…
🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:
- «الان دقیقا چی حس میکنم؟»
- «آیا گرسنهام یا فقط کلافهام؟»
- «آیا بدنم غذا میخواد یا دلم نوازش میخواد؟»
با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو بهجای فرار، با خودت روبهرو میشی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.
🧠 این گامها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد میگیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادتهای قبلی بکشونه.
🌈 تو در حال خلق نسخهی جدیدی از خودتی… نسخهای که لاغری رو از ذهن شروع میکنه، نه از بشقاب!
🔄 از رژیمهای یویویی تا ذهنی که میفهمه
رژیمها معمولا فقط یه مشکل رو حل میکنن: عدد ترازو.
ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی میمونه.
برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق میشی.
اما وقتی با ذهن کار میکنی:
🔁 الگوی پرخوری درمان میشه
🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید میشه
🔁 تصویر بدنیت دوستداشتنیتر میشه
🍃 جمعبندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی
تو برای متناسب بودن آفریده شدی.
بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل میره.
🧘♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:
نه رژیم
نه فشار
نه سرزنش
بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سالها بیصدا تو رو کنترل کردن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.
در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
- شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
- در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام میشود؟
- به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
- آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.92 از 276 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
تمرین آموزشی
چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
با تمرکز بر چاقی! افکاری از این دست که چی بخورم که چاق نشوم، الان که چاق هستم در دید دیگران چگونه به نظر می رسم، نکند وقتی لاغر شدم دوباره چاق بشوم، وای چقدر بد است که چاق هستم، یا فلانی چطور چاق بود و با هزار ترفند لاغر شده یا اینکه ای وای این غذایی که خوردم چاق کننده بود و به طور کلی تنفر از چاقی و ترس از غذاها… همه و همه به جای تمرکز بر تصویر ذهنی شفاف و مثبت درباره ی لاغری و تناسب اندام و سلامتی، تمرکز بر چاقی دارند.یعنی فکر می کردیم که داریم با توجه و فکر به چاقی مان به خودمان لطف می کنیم در حالیکه درست، در حالِ هر چه بیشتر ثبت کردنِ تصویرِ ذهنیِ چاق در ذهمان بودیم!
شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید؟
از قانون انتظار اینطور استنباط می شود که منتظر هر چه باشی اتفاق می افتد!وقتی با ترس از چاقی، توجه به چاقی، ترس از غذاها و باورهای غلط، مدام انتظار چاقی را در ذهن مان فعال کردیم؛ خواه نا خواه چاره ای نداشتیم جز چاق شدن و اضافه وزن!
در روش لاغری با ذهن تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار به چه صورت انجام می شود؟
تمرکز بر تغییر ذهن است.اگر از قانون انتظار به صورت مثبت و به نفع لاغری و تناسب اندام و سلامتی استفاده کنیم و تمرکزمان بر روی تصویر متناسب از خود باشد و تناسب اندام را تشویق و تأیید و تجسم کنیم، لاغری و تناسب اندام برای ذهنمان عادی و طبیعی می شود و خود به خود به سمت تناسب اندام می رویم و دیر یا زود جسممان هم به شکل همان تصویر درست در می آید.
به نظر شما زبان چاقی چیست و درک خود از زبان لاغری را بنویسید؟
زبان چاقی یعنی مدام ترس از چاقی، ترس لاغری، ترس از غذاها، توجه به چاقی و چاق ها و… و از آنجایی که توجه هر جایی که باشد انرژی هم همان جاست پس هر چه بیشتر به چاقی توجه کنیم بیشتر امکان بودن در وضعیت چاق را در خودمان فعال می کنیم.
زبان لاغری یعنی توجه و حس خوب به تناسب اندام، امکان داشتن لاغری، توجه به لاغرها و سلامتی، توجه به مزایای تناسب اندام بر ذهن و روح و جسم و طبیعی دانستن لاغر و خوش اندام بودن؛ به این صورت ذهنمان برای متناسب بودن برنامه ریزی می شود.
آنچه در ویدیوی آموزش برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
مهمترین نکته که توجه ام را جلب کرد این بود که فکر می کردم با توجه به اضافه وزنم در واقع دارم به خودم لطف می کنم و واقع بینم! در حالیکه با توجه به چاقی، فقط بودنم در وضعیتِ چاق را تقویت و تثبیت کرده ام! از این به بعد تمرکزم را می گذارم بر روی تصویر سلامت و متناسب و لاغر خودم تا ذهنم بر تصویر لاغری و تناسب اندام تمرکز داشته باشد.
تمرکزم را به جای مدام به فکر غذاها بودن، گرسنگی، ضرر داشتن غذاها، ترس و… می گذارم بر حس خوب غذا خوردن، سیر بودن، سلامت بودن غذاها و غذاهای سالم تا به این صورت باور های اشتباهم کم کم اصلاح بشود.
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
تمریناتی که از امروز خودم را ملزم به انجام آن می دانم این است که:
۱. به جای توجه به افراد چاق و چاقی خودم، به افراد متناسب و لاغر و تصویر متناسب از خودم توجه کنم.
۲.به جای توجه به گرسنگی مداوم بر روی احساس سیری تمرکز کنم.
۳.همچنین چندین تصویر از مدل ها و لباس های سایز مورد نظرم دانلود کرده ام و آن ها روزی یکبار می بینم تا احساس خوب برای تناسب اندام را ذهنم تقویتکنم و باور کنم که لاغری، سلامت و امکان پذیر است؛ همچنین عکس یک لباس بسیار زیبا را تصویر زمینه ی گوشی تلفن همراهم قرار دادم که یادم باشد که من هم شایستگی دارم که با تناسب اندامم چنین لباس زیبایی بپوشم و به تدریج می دانم که با اصلاح باور ها امکان پذیر است.
خیلی ممنون از شما
سلام استاد خوشحالم که خداوند منو هدایت به این مسیر کرده و بینهایت از خواهرم ممنونم که منو با این سایت آشنا کرده..
نشان های دریافت شده
سلام چاقی باذهن یعنی مغزما یادگرفته فقط پی چاقی باشه وهمش بمادستورمیده بخورحتی زمانی که گرسنه نیستیم ودنبال تنبلی وراحتی هست ومابرالاغرشدن سعی کردیمبارژیمهایی سخت جسم روتحت فشاربزاریم ولی درروش ذهنی برعکس کاری به جسم نداره همش دنبال اصلاح فرمول های اشتباه ذهنی هست وخیلی راحت باکنترل مغزمیشه لاغرشد
نشان های دریافت شده
سلام باگوش دادن به فایل من ازخودم انتظاردارم لاغرباشم اندام متناسب داشته باشم ازفرمول اشتباه چاقی توذهنمو پاک کنم فرمول های جدید لاغری روجایگزین کنم ازغذاها نترسم دنبال رو های لاغری جسم نباشم یا به این فکرکنمچاقی ارثی یا تیروید عاملش هست
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام خدمت استاد روشن عزیز و دوستان همراه
رهایی از چاقی گام دوم
من ابتدا لیستی از چاقی با ذهن را مینویسم
چاقی با ذهن موقعی که من لباسهام تنگ بود میبردم خیاط یکم جادارتر شون کنه
وقتی خجالت میکردم بدوم تو مدرسه ویا تو کوچه
وقتی که از سینه هام و پهلوهام جلو خانواده خجالت میکردم
وقتی که حسرت دوستای متناسبم را میخوردم وقتی که لباس عروسم را بردم خیاط بازتر کنه و خیلی مسائل دیگه که اذیتم میکردن .
و اما لاغری با ذهن پوشیدن لباس سایز کوچک و رنگ روشن لاغر شدن کمر دیگه از اطرافیان خجالت نمیکشم و دیدن خودم با لذت تو آینه و همش تشویق کردن خودم اعتماد به نفسم بالا رفته و خیلی آرامش ذهنی عالی دارم ویه اتفاق خوب که من کیست سینه دارم چکاب که کردم خیلی بهتر شدن وهمش از معجزات لاغری با ذهن هستش اینها همه مقداری از مزیتهای لاغری با ذهن هستن و من خدا را سپاس که با سایت تناسب فکری آشنا شدم .
نشان های دریافت شده
سلام چاقی مابرمیگرده به دوران کودکی همیشه این افکاروباوردرذهن ما نهادینه شده همش توذهن ما این افکاراشتباه بوده وهنوزم هست باخوردن فلان غذا یا فلان تنقلات چاق میشیم تحرک نداشته باشیم چاق میشیم ورزش نکنیم نمیدونم فلان بیماری میادسراغ ماهمیشه یه جورکلنجارذهنی داشتیم والان هم خفیف شده شباهت لاغری باذهن باچاقی باذهن درلاغری باذهن روافکاروباور ها کارمیشه چاقی روجسم تاثیرداره وروح رودرگیرمیکنه تامدت ها اون افکارتوذهن ما ماندگاره ولی باتمرین وتکرار وگوش دادن به فایل ها باعث میشه وارددنیای جدیدی ازافکاروباوربشیم
درود خدمت استاد روشن و دوستان عزیز
میتونم بگم چاقی اطلاعات و داده های غلطی هست که از بدو تولد وارد ذهن ما کردن و ذهن ما نیز این داده ها رو باور کرده و خودشو همسو کرده با این اطلاعات
مواردی از قبیل این که چاقی ارثی است ، یا این که شما بعد از ازدواج چاق میشوید و یا چاقی بعد از زایمان امری طبیعی است و دهها مورد دیگر که همه شما بهتر از من میدانید
بنابرین جسم و ذهن ما هم این رو پذیرفته که چاق شدن امری طبیعی است و خارج از اختیار ما
با توجه به چنین رویدادی به نظر میرسد که باید برعکس این قضیه عمل شود تا نتیجه اش لاغری باشد
پس بنابرین از این پس باید اطلاعات درست وارد ذهن شود و جای اطلاعات غلط رو بگیرد
و این کار نیز با ممارست و تمرین امکان پذیر است
ما که بارها اقدام به لاغری کرده ایم پس دوباره هم میتوانیم این کار رو انجام بدیم البته این بار به طریقه درست
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم به استاد عطار روشن عزيز
چرا من سخت لاغر ميشم ولي سريع چاق ميشم؟
اين سوال اساسي بايد من رو مجاب كنه فك كنم به اينكه اصلا چاقي ربطي به عوامل بيروني نداره…چون اگر ربط داشت كه من الان بايد ني قليون باشم با اينهمه كنترل عوامل بيروني در طول زندگيم!!1
پس چرا نيستم!!!؟؟
در اينجا موضوع مهم اين سايت در ذهن ما مياد به سطح كه اگر عوامل بيروني در چاق شدن من بي تاثير هستن
پس فقط ميمونه عوامل دروني كه اونم چيزي نيست جز ذهن
ذهن از كجا تغذيه ميشه از ورودي ها
ورودي ها چي هستن؟
اطلاعاتي كه ما درباره چاقي شنيديم
مثل كالري ها
مثل بي تحركي و چاقي
مثل عامل وراثت
مثل سن
و خيلي چرنديات ديگه كه شنيديم
وقتي به ما گفتن چاقي ما ارثيه ، خودمون رو ناتوان ديديدم در لاغر كردن خودمون
وقتي گفتن با بالا رفتن سن چاق ميشي ما انتظار كشيديم براي اين چاق شدن
وقتي به ما گفتن غذاهاي چرب و شيرين و كرب و هيدرات باعث چاقي ميشه ، ما هر بار كه يه لقمه از اين غذاها خورديم ، مهر تاييد زديدم به اين شنيده ها
شايد براتون سوال پيش بياد كه ما كه نميخواستيم چاق بشيم چطور مهر تاييد زديدم بر اين اطلاعات
اينطوري كه جهان با قوانيني كه از پيش نوشته شده داره كار ميكنه
اون قانون چيه ؟
اينه كه، شما به هر چي توجه كني از جنس همون در زندگيت پديدار ميشه
براي اثبات اين موضوع كافيه مراجعه كنيم به بك گراند زندگيمون
چه چيزهايي كه بدست آورديدم و چه چيزهايي كه بدست نياورديم با اينكه اون چيز رو ميخواستيم
مثل همين لاغري كه ميخواستيمش ولي به دست نياورديمش
جواب اينجاست
در تمام مدت ما داشتيم به نبود لاغري توجه ميكرديم
ما مثل اون بازيكن فوتبالي هستيم كه به چپ نگاه ميكنه ولي به سمت راست شوت ميزنه زير توپ
ما لاغري رو ميخواستيم ولي هي اطلاعات جمع ميكرديم درباره چاقي
كه اگر اطلاعات ما رو بدن به فردي كه تلاش ميكنه براي چاق شدن ، بدون هيچ خطايي سر ماه ميشه اونقدر چاق كه ميخواد
پس تا اينجا درك كردم كه ، ذهن من فقط توجه رو ميفهمه
نه نگراني رو ميفهمه نه تلاش رو ميفهمه
فقط توجه
به چي توجه ميكني ، همون ميشي در زندگي
ما وقتي چاق ميشيم رفتارهاي ما با پيرانمون تغيير ميكنه و چاقي بر تمام جوانب زندگي ما تاثير ميزاره
با افرادي رفت و آمد ميكنيم يا چاق تر از ما هستن يا مثل ما هستن
چرا؟
چون مغز ما ميخواد ما هميشه راضي باشيم از خودمون
وقتي با فردي كه چاق تر از من هست رفت و آمد كنم ، به خودم ميگم خوب خوبه من انقدرم چاق نيستم
ولي مخالفش رو ديديم كه با آدم هاي لاغر نميتونيم زياد ارتباط بگيريم چون در اون حالت هي داريم خودمون رو سرزنش ميكنيم و ذهن ميبينه كه ما ناراحتيم و لذتي نميبريم ، به هر نحوي ارتباط ما رو قطع ميكنه با اون افراد متناسب
نكته طلايي ديگه
ما هميشه چاق تر ميشيم
چون ما هميشه نگران بوديم از چاق تر شدن و مغز ما چون ميخواد اون ناراحتي رو از ما بگيره، مياد و ما رو چاق تر ميكنه كه، اون ناراحتي رو از ما بگيره
و به همين ترتيب ما هي ميريم روي وزنه هي كالري شماري ميكنيم
هي خودمونو مقايسه ميكنيم با ديگران و هي حس هاي بد رو درون خودمون بيشتر ميكنيم و ذهن كه كارش اينه ما رو در حالت لذت نگه داره ، ما رو ميبره در اون وضعيتي كه هي بهش توجه ميكرديم
وضعيتي كه هر روز روي وزنه ميديدم
اين اطلاعات طلايي هستن
من بايد ياد بگيرم اطلاعات صحيح به ذهنم بدم به ذهنم بگم من لاغري رو دوست دارم من با لاغري سلامت ترم من با لاغري سبك ترم من با لاغري ميتونم كوهنوردي كنم …من لاغر بشم ميتونم فلان سايز لباس رو بپوشم …من لاغر بشم خيلي خوشحال ترم..من لاغر بشم اعتماد به نفسم بيشتره و و و و هزاران دليل مخالف اون چيزهايي كه فكر ميكردي چون چاق هستيم فلان و فلان
راحت ترين حالتش اينه به جاي “”چون”” بگيم “”اگر”””
چون چاقم نميتونم زياد پياده روي كنم
به جاش بگم
اگر لاغر بشم چقدر خوب ميتونم بيشتر پياده روي كنم
چون چاقم بايد لباس هاي رنگ تيره بپوشم
به جاش بگم
اگر لاغر بشم چقدر ميتونم لباس هاي رنگي بپوشم و ذوق كنم از تصوير سازي اينكه خودمو در لباس هاي رنگي ببينم و بگم خدايا شكرت
كي رژيم گرفته و شاد بوده!!!!
وقتي داري رژيم ميگيري و حالت بده در واقع داري بخش چاقي ذهنت رو بزرگتر ميكني
در اين حالت كه داريم رژيم ميگيريم و حالمون بد ميشه چون ساز و كار ذهن اينطوريه كه ما رو د رحالت لذت نگه داره ، مياد و موقتي وزن ما رو كم ميكنه
ولي چون ته ته ذهنمون باورهاي چاقي وجود داره
چون ساز و كار جهان با محدوديت مخالفه
دوباره نجواها در ذهن ما مياد بالا ، با اينكه وزنمون در حين رژيم كم شده
و ميگه خوب يعني چي مگه بايد تا آخر عمر رژيم داشته باشي
اين چه زندگي ايه
و هزاران چيز كه باهاش آشنا هستيم
لاغري با ذهن ، نقطه مخالف چاقي با ذهن هست
چاقي به همراهش يه سري حرف و صدا توي سر من هست
در حالتي كه ميخواهيم لاغر بشيم بايد اين سرو صداها رو ببريم به سمت اينكه من ميخوام خوشحال تر باشم
و ذهن كار خودش رو شروع ميكنه من رو خوشحالتر كنه
اين پروسه انتظاري رو در ما شكل ميده
وقتي سرو صداهاي ذهن رو از سمت چاقي و زشتي و بي اراده گي و ناتواني ببريم سمت اينكه من لياقت دارم من بي نقص آفريده شدم من شاد به دنيا اومدم بدن من هوشمنده خداوند هيچ چيز مضري نيافريده
خداوند درونه منه و اون ميدونه چه مواد غذايي رو در بدنم نگه داره چه مواد غذايي رو دفع كنه همونطور كه وقتي من شب خواب هستم به قلبم دستور طپش ميده
آرام آرام بدن ما به دنبال تغيير اين صدا تغيير خواهد كرد
اگر استاد عطار روشن قبلا چاق بوده و الان لاغر شده منم ميتونم مثل ايشون لاغر بشم چون شبيه گذشته ايشون هستم پس ميتونم شبيه الان ايشون بشم
همانطور كه به استاد عطار روشن اعتماد كردم اومدم توي اين سايت
ديگه خودمو سركار نميزارم بيام فايل گوش بدم بعدش برم روي وزنه
بيام كامنت بزارم بعدش برم كالري شماري كنم
پوشه لاغري رو پرش ميكنم و يواش يواش پوشه چاقي رو خالي و خالي تر ميكنم تا جاييكه هيچي توي پوشه نمونه
هيچ عامل بيروني وجود نداره كه از عامل دروني من و خواست من قوي تر باشه
ترس ترس ترس
پشت اين ترس ها فهيمه اي منتظر من هست كه قرار غوغا كنيم
استاد بي نهايت سپاس
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با عرض سلام ،ادب و احترام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم .
چطوری با ذهنم می تونم لاغر بشم ؟
همونطوری که با ذهنم چاق شدم .
چطوری با ذهنم چاق شدم ؟
قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری ،ذهن رو نمی شناختم .
یادمه چاق بودم و همیشه در آرزوی تناسب اندام .
اون چیزی که درباره ی چاقی شنیده بودم رو باور کرده بودم و تمام اون چیزهایی رو که درباره ی رژیم های غذایی شنیده بودم .
یعنی چاقی، پس غذا کمتر بخور و بیشتر ورزش کن .
نتیجه ی سال ها ممارست از این روش چی بود فقط سرخوردگی .
من در باره ی چاقی شنیدم پرخوری عصبی ،استرس ،نگرانی .
هیچ وقت و هیچ کجا ندیدم و نشنیدم که بابا ، مگه نشنیدی پرخوری عصبی داری پس با شنیدن درستش کن .
جالبه که همه ی باورها ،چه ارث باشه ،چه ازدواج ،چه بارداری ،چه استرس ،همه و همه یک راهکار داره و اونم کمتر بخور بیشتر بدو .
وقتی به یاری خداوند با این سایت آشنا شدم فهمیدم چاقی رو شنیدم
چاقی یعنی اطلاعات غلطی که یادشون گرفتم .
به من گفتن پرخوری عصبی داری ،ما خانوادگی وقتی استرس داریم زیاد می خوریم ،هیچ وقت نگفتم پس چرا سارا زیاد نمی خوره .
برای همه ی افکار چاقی همینه ،مگه من یاد نگرفتم غذا رو دور بریزم گناه داره چرا هیچ وقت نگفتم چرا بقیه دور می ریزن و دچار عذاب الهی نمی شن .
هر چیزی رو شنیدم باور کردم ،من با گوش، شنیدم و با چشم دیدم و باور کردم .
حالا هم همینه ،باید باگوش و چشم با دیدن و تمرین کردن یاد بگیرم لاغری رو همونطوری که چاقی رو یاد گرفتم .
ابتدا که من چاق نبودم هر چیزی رو که شنیدم و باور کردم در ذهن خودم تصویرش رو طراحی کردم و انتظارشو در خودم بوجود آوردم پس مغز فرمان رو صادر کرد .
مغز من از روی تصاویر کار می کنه و رفتار منو انجام میده .
هزاران بار مگه تصمیم نگرفتم کمتر بخورم و پرخوری نکنم پس چرا نشد ؟
چون دستور از جای دیگه صادر میشد ،براساس تصاویر چاق .
و من هر چی تلاش کردم و رژیم گرفتم و تصمیم گرفتم فقط قدرت چاقی رو افزایش دادم ،چون نگاهم فقط به چاق نشدن بود .
برای ذهن دوست داشتن و نداشتن فرقی نداره فقط روی توجه ما ،انجامش میده .
مهم ترین عاملی که منو به این سایت رسوند ،کلافگی و خستگی و درماندگی از نجوای ذهنم بود .
از بس هر روز به خوردن و نخوردن فکر کردم .
چی بخور ،چی نخور .
ساعت چنده بخور .
گرسنه میمونی بخور .
داشتم دیوونه میشدم ،خسته شدم .
نمی شناختمش اون زمزمه می کرد و من فقط می شنیدم و انجام میدادم، با اینکه همیشه به حرفش گوش دادم ولی اون هیچ وقت ساکت و آرام نشد .
مرتب حرفهاشو عوض می کرد و حال منو بد می کرد .
از دستش بخدا گله کردم و خدا منو به اینجا دعوت کرد.
وقتی اومدم اینجا شناختمش .
الان یاد گرفتم با آموزش درست و اطلاعات درست می تونم نجوای منفی رو به نجوای مثبت تبدیل کنم .
اطلاعات غلط رو با تمرین و آموزش صحیح جایگزین می کنم و اون نجوا ،با من همصدا خواهد شد .
همونطوری که یاد گرفتم چاق بشم ،همونطوری هم یاد میگیرم لاغر بشم .
این راه درسته .
استاد عزیز از شما بسیار سپاسگزارم 🙏🌺
در پناه حق باشید .
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام به دوستان و استاد عزیز
من به خوبی یادم میاد که اولین بار که به فکر چاقی افتادم در دوران نوجوانی بود که بعد از تعطیلات تابستانی به مدرسه رفتم چند نفر از دوستانم بهم گفتن که چاق شدی اولش باورم نمیشد و رفتم خودم رو وزن کردم فقط یک کیلو چاق شده بودم یهو ترس افتاد تو دلم که اگه این چاقی ادامه پیدا کنه چی افتادم به رژیم گرفتن تا این یک کیلو رو کم کنم بعد کم کردن همش ترس از خوردن داشتم لقمه هام رو میشمردم همش حسرت برادرم رو داشتم که چند برابر من غذا میخورد اما کمبود وزن داشت یه مدت غذاهای پخته رو از خوردنم حذف کردم و گیاهخوار شدم و منی که علاقه ای زیادی به غذاهای گوشتی و سرخ کردنی داشتم خودم رو محروم کردم و چه عذابی کشیدم و تنها چیزی که از این رژیم عایدم شد ولع بیشتر به غذاهای سرخ کردنی و از همه بدتر به تعداد گوشتهای خورشتم و دیگران دقت میکردم اگر فقط یه تکه از مال دیگران کمتر بود ولعم بیشتر میشد میخواستم با خوردن چیزهای دیگه و به مقدار زیاد این ولع رو کنترل کنم و دیگه بر خوردن خودم کنترل نداشتم.
زمانی که از رژیم نتیجه ای نگرفتم ونزدیکی عروسی برادرم که میخواستم لاغرتر باشم به ورزش کردن رو آوردم باشگاه ثبت نام کردم و نه تنها باشگاه تمرین میکردم حدود یک ساعت بیشتر هم رفت و برگشت به باشگاه رو پیاده میرفتم و میومدم تا زودتر به نتیجه بگیرم.
متاسفانه هر کسی میگفت اضافه وزن زیادی نداری کمتر به خودت فشار بیار اما من باور نداشتم و حس خوبی به وزنم نداشتم و همش در حال کم کردن وزن و به دنبال اون اضافه شدن بیشتر از قبل به وزنم بود.
بعد از اینکه عروسی برادرم تموم شد خواب زیاد به پرخوری هم اضافه شد و واقعا تنبل شدم مگر اینکه واقعا مجبور به انجام کاری میشدم از جام بلند میشدم.
این شیوه زندگی تا قبل از بارداریم ادامه داشت که بعد از بارداری همش مادرم بهم تاکید میکرد که الان دونفری باید بیشتر بخوری حتی زمانی که گرسنه نبودم آنقدر بهم تلقین میکرد که الان گرسنه ای بیا این خوراکی یا غذا رو بخور ولی به مادر میگفتم که خیلی چاق شدم الآنم هم که گرسنه ام نیست چرا بخورم حرف مادرم این بود که همه زنها تو حاملگی چاق میشن، ولی بچه ی سالمی به دنیا میارن،منی که اضافه وزنم بیشتر از سه چهار کیلو نبود یه دفعه نزدیک ۲۵ کیلو در عرض چند ماه به وزنم اضافه شد.
بعد دنیا اومدن بچه ام دیگه مسخره کردن دیگران شروع شد که زهرا انگار همش حامله ای به فکر خودت باش این چه وضعیه و من مصمم شدم که این وزن رو کم کنم شروع کردم به رژیم و ورزش سنگین و در عرض دوماه تونستم وزنم رو کم کنم دوباره مسخره کردن دیگران شروع شد که وای صورتت پیرتر شده چیکار کردی با خودت، وای خدا الان میفهمم که بخوام به حرف مردم زندگی کنم باید زیر خروارها خاک باشم نه اون موقع هم میگین آخ چرا مردی؟
لاغری با ذهن شبیه چاقی با ذهن است همونطور که اولش چاقیم با ذهن شروع شد و با ترس بیشتر از چاقی به وزنم اضافه شد من میتونم با ذهنم و آموزش به ذهنم در مورد لاغری، لاغر بشم همون طور که قبلاً در این راه بودم و لاغر شدم بدون هیچ دردسری چون هیچ فشاری با رژیم و ورزش به جسمم وارد نمیکنم و فقط با آموزش ذهنم به نتیجه عالی رسیدم و دوباره خواهم رسید.
من چاقی رو مثل زبان مادری از اطرافیان آموزش دیدم و لاغری با ذهن مثل آموزش یک زبان دیگر مثل زبان انگلیسی هست که برای اینکه ملکه ذهنم بشه باید مدام درحال آموزش باشم و آموزشها رو در ذهنم مرور کنم تا تسلط کاملی بر این زبان داشته باشم و این نکته رو هم میدونم که چاقی از ذهنم پاک نمیشه و فقط با تسلط کامل بر زبان جدید یعنی لاغری با ذهن میتونم به هدف خودم برسم و در این راه باید تا مدت ها آموزش ها رو ادامه بدم البته این راه بسیار شیرین هست و اصلا خستگی نداره