0

رهایی از چاقی با ذهن، قصه‌ای که از تو شروع میشه (گام ۲)

رهایی از چاقی با ذهن
اندازه متن

📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمی‌تونم لاغر شم؟ من که همه رژیم‌ها رو امتحان کردم!»

حالا یه لحظه چشم‌هات رو ببند و تصور کن…

🌸 یه صبح دل‌چسب بهاریه…

تو جلوی آینه‌ای، لبخند می‌زنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سال‌ها بود بهت نمی‌اومد… اما الان! به راحتی تنته.

نه بخاطر رژیم کتو یا ورزش‌های سنگین…

بلکه چون یه چیز عمیق‌تری تو ذهن تو تغییر کرده.

اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع می‌شه، نه معده!

وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا می‌رسه اینه:

🍽️ «باید رژیم بگیرم»

🏃‍♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»

⏰ «شاید روزه‌داری متناوب جواب بده!»

ولی کمتر کسی با خودش خلوت می‌کنه و از خودش می‌پرسه:

🧠 «چرا من اصلاً این‌قدر می‌خورم؟»

😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم می‌رم سراغ یخچال؟»

🔥 «چرا انگیزه‌م زود تموم می‌شه؟»

اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا می‌کنه. چون ریشه‌ی خیلی از پرخوری‌ها و اضافه‌وزن‌ها، توی مغزه نه توی معده!

ما سال‌ها طبق یه برنامه‌ی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:

🔹 «اگه غذا نخوری، قهر می‌کنم!»

🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم می‌کنه!»

🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»

اینا فقط جمله نبودن.

اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل می‌کنن.

📌 باورهایی که باعث می‌شن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…

📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…

📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…

و اینطوریه که ذهن، نقشه‌ی بدن رو می‌کشه.

چون:

🧠 باورها، رفتارها رو می‌سازن

🏃‍♂️ رفتارها، عادت‌ها رو شکل می‌دن

⚖️ و عادت‌ها، بدن ما رو می‌سازن

پس اگه می‌خوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.

یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:

رهایی از چاقی با ذهن

📚 علم چی می‌گه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!

فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سال‌هاست ماشین‌های افکارت از روش رد می‌شن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آماده‌ست؛ سریع و بی‌دردسر. حالا اگه سال‌ها با افکاری مثل:

🔁 «من همیشه چاقم»

🔁 «اراده ندارم»

🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»

زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراه‌ها رو ساخته! و این اتوبان‌ها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بی‌تحرکی) رو تقویت می‌کنن.

ولی خبر خوب؟

تو می‌تونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی

و این یعنی:

🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکان‌پذیره!

🔬 نوروساینس چی می‌گه؟

مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون می‌دن که:

🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطاف‌پذیری عصبی» داره.

یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم می‌تونه خودش رو بازبرنامه‌ریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادت‌های جدید ذهنی بسازه.

💡 نتیجه؟

اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کم‌کم اون بزرگراه‌های چاقی از بین می‌رن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون می‌شن.

و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد می‌گیریم:

نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…

فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️‍🧠

رهایی از چاقی

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن

یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمی‌کنم 😌

خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم می‌زنی…

نه خبری از نفس‌نفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت می‌کنه.

💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه می‌ری. حتی سبک فکر می‌کنی…

اینا خیال نیست، اینا تمرین‌های ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.

ولی خیلی از ما چی کار می‌کنیم؟

می‌ریم جلوی آینه و می‌گیم:

«اه، بازم شکمم زده بیرون!»

«این لباس لعنتی دیگه اندازه‌م نیست!»

و همین جمله‌های به‌ظاهر ساده، می‌شن 🔁 زخم‌زبون‌های درونی‌ای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل می‌کنن.

اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفت‌انگیز داره:

فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمی‌شه!

🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور می‌کنی، مغزت فکر می‌کنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمون‌های مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح می‌کنه (مثل دوپامین و سروتونین).

و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفه‌ای هم ازش استفاده می‌کنن:

🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور می‌کنن.

🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی می‌کنن.

و خیلی‌ها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب می‌بینن.

🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت می‌کنه.

تو نمی‌تونی با ذهنی که خودش رو چاق می‌بینه، بدنی متناسب بسازی.

اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ می‌کنه. 🌍✨

📌 هر بار که تصویرسازی می‌کنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص می‌شی.

می‌خوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

رهایی از چاقی با ذهن

🎯 گام‌های عملی برای رهایی از چاقی با ذهن

حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئله‌ی شکمی نیست و ریشه‌ی عمیق‌تری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستین‌هامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.

بیایم قدم‌به‌قدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سال‌ها یه خونه‌ی قدیمی رو تمیز می‌کنی و کم‌کم نور از پنجره می‌تابه تو…

🧹 گام اول: پاک‌سازی ذهن از باورهای چاق‌کننده

تصور کن مغزت مثل یه باغچه‌ست. سال‌هاست توش علف‌های هرز رشد کردن. علف‌هایی به اسم:

  • ❌ «من استعداد چاقی دارم»
  • ❌ «من نمی‌تونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
  • ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»

اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامه‌نویسی‌های قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بی‌اعتمادی به خودت می‌کشونن.

اما می‌تونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:

  • 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
  • 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست می‌شم»
  • 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسون‌تر از اونه که فکر می‌کردم»

همین جمله‌ها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول می‌شی.

🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته

مغز ما یه‌جورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دست‌به‌کار می‌شه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل می‌کنه.

فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشم‌هاتو ببند، و جمله‌های تأکیدی رو زمزمه کن:

  • 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
  • 📢 «من ذهنم رو تربیت می‌کنم، نه بدنم رو تنبیه»
  • 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»

باور کن بعد از یه مدت، این جمله‌ها تبدیل می‌شن به بخشی از شخصیتت.

🎧 گام سوم: تمرین‌های ذهن‌آگاهی و مدیتیشن

یه صحنه رو تصور کن:

☕ صبحه. صدای پرنده‌ها میاد. به جای چک‌کردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، می‌شینی روی صندلی یا لبه‌ی تخت.

چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.

تمرین‌های مدیتیشن کمک می‌کنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.

اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.

رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقف‌های کوچیک که نتایج بزرگ می‌سازن.

📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن

قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا ته‌دیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…

🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:

  • «الان دقیقا چی حس می‌کنم؟»
  • «آیا گرسنه‌ام یا فقط کلافه‌ام؟»
  • «آیا بدنم غذا می‌خواد یا دلم نوازش می‌خواد؟»

با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو به‌جای فرار، با خودت رو‌به‌رو می‌شی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.

🧠 این گام‌ها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد می‌گیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادت‌های قبلی بکشونه.

🌈 تو در حال خلق نسخه‌ی جدیدی از خودتی… نسخه‌ای که لاغری رو از ذهن شروع می‌کنه، نه از بشقاب!

🔄 از رژیم‌های یویویی تا ذهنی که می‌فهمه

رژیم‌ها معمولا فقط یه مشکل رو حل می‌کنن: عدد ترازو.

ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی می‌مونه.

برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق می‌شی.

اما وقتی با ذهن کار می‌کنی:

🔁 الگوی پرخوری درمان می‌شه

🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید می‌شه

🔁 تصویر بدنی‌ت دوست‌داشتنی‌تر می‌شه

🍃 جمع‌بندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی

تو برای متناسب بودن آفریده شدی.

بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل می‌ره.

🧘‍♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:

نه رژیم

نه فشار

نه سرزنش

بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سال‌ها بی‌صدا تو رو کنترل کردن.

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.

در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:

  • چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
  • شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
  • در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام می‌شود؟
  • به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
  • آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.

🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.92 از 272 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11235
384 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا سهرابی
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۷ ۱۶:۱۱
      مدت عضویت: 94 روز
      امتیاز کاربر: 1530 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 675 کلمه

      ای که با نامت جهان آغاز شد

      دفتر ما هم به نامت باز شد

      ۲/۱۰۰

      چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟

      به راحتی آب خوردن 😅

      هر آن چیزی که من و همه آدم ها داریم ازش در روزمره و زندگی استفاده میکنیم یاد گرفتم و یاد گرفتن هم به کمک و وسیله ذهن انجام میشه و در نهایت در ذهن برای همیشه ذخیره میشه 

      بر خلاف تصور غلطی که داریم که فکر میکنیم چاقی ارثیه چاقی کاملا آموزشیه 

      ما چاق شدن رو مثل صحبت کردن ، نوشتن و خیلی کار های دیگه یاد گرفتیم

      مثلاً من که زبان یاد گرفتم اول که بلد نبودم گوش دادن نوشتم در ذهنم مدام مرور کردم و ازش استفاده کردم که در نهایت در ذهن ما خیلی پر رنگ حک شد 

      چاقی هم به همین شکله اول شنیدمش بعد باور کردمش و بعد تکرار کردم و در ذهن من خیلی محکم و پر رنگ حکاکی شد و بعد هر روز سال ها مرورش کردم و هر روز بیشتر یادش گرفتم و سال تا هر لحظه و هر ثانیه مرورش کردم و نداشتم که فراموشم بشه و نتیجه در جسمم خودش رو نشون داد 

      من چاقی رو یاد گرفتم و مثل زبان فارسی مدام تکرارش کردم بدون اینکه خودم ازش آگاه باشم 

      من چاقی رو با ذهنم ،مغزم یاد گرفتم 

      مغز با استفاده از اطلاعات ذهن یکسری دستورات رو صادر می‌کنه و اطلاعات ذهنی من در مورد چاقی بود بنابراین دستوراتی صادر می‌کرد در راستای چاقی 

      مثلاً در ذهن من ثبت شده بود که خوردن تا جایی ادامه داره که هیچ غذایی تو بشقابت نباشه بنابراین مغز جوری دستور خوردن میداد که من بیش از اندازه نیاز واقعیم غذا می‌خوردم و این کار چند بار در روز سال ها تکرار شد 

      من یاد گرفته بودم از مادرم که غذا بمونه تو بشقابت اسرافه گناهه و خدا قهرش میاد

      شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.

      لاغری با ذهن سمت مخالف چاقی با ذهن 

      من و همه افراد چاق چاقی رو یاد گرفتیم و اطلاعاتش در ذهن ما ثبت شده 

      مثلاً من یاد گرفتم که تمام غذایی که در بشقابم هست باید تا دونه آخر برنجو من بخورم که ی وقت اسراف نشه من گناه کنم یا خدا قهرش بیاد

      یا اینکه مادرم بار ها به من گفته بود اگر غذا نذری اومد توی خونه حتی اگر گرسنه نیستی بخور ثواب داره 

      ولی در ذهن یک فرد متناسب همچین اطلاعات و باور هایی وجود نداره

      من چاقی رو یاد گرفتم و چاق شدم فرد لاغر لاغری رو بلده و چاقی رو یاد نگرفته و هیچ اطلاعاتی در مورد چاقی در ذهنش نیست و لاغره

      لاغری و چاقی مثل دو قطب قطب‌نما هستن هر دو یک شکل هستن ولی دو نتیجه تفاوت دارن 

      🧲

      در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام می‌شود؟

      در تمام روش های قبلی و رایجی که دنیا سعی داره باهاش به تناسب اندام برسه تمرکز بر اینه که فشار بیشتری به جسم تحمیل بشه که به لاغری برسن

      من خودم سعی داشتم با زور رژیم و ورزش لاغر بشم و فقط تمرکز بر تغییر جسمم داشتم 

      در صورتی که من از طریق ذهنی چاق شده بودم ولی نمی‌دونستم باید تمرکزم بر تغییر ذهن باشه جسم خودش بعد تغییر ذهن عوض میشه 

      روش لاغری با ذهن به من کمک می‌کنه که ذهنم رو از چاقی به سمت لاغری سوق بدم و لاغری رو یاد بگیرم ،فرمول های چاقی رو با لاغری عوض کنم و به تناسب و سلامت جسمی برسم 🥹

      به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.

      همه ما زبان مادری خودمون و منطقه این که درش بزرگ شدیم و زندگی میکنیم یاد گرفتیم 

      چاقی و لاغری هم یک نوع زبانه 

      تمام عادت ها ،افکار و باور های بین افراد چاق مشابه همه

      اگر من باور دارم غذای چرب باعث چاقیه یک فرد چاق در اون سر دنیا هم همین عقیده رو داره و معتقده که فست فود با غذای چرب بخوره چاق میشه 

      این یک زبان مشترک و بین المللی بین ما چاق هاس که همه یک باور و افکار داریم 

      چاقی و لاغری دقیقا مثل زبان مادری از بچگی توسط والدین و اطرافیان آموزش داده شده و مثل زبان فارسی در روزمره و زندگی ازش استفاده کردیم 

      خدایا شکرت 🩵

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صنم 27 ساله
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۶ ۱۰:۳۹
      مدت عضویت: 23 روز
      امتیاز کاربر: 1490 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 770 کلمه

      با سلام به دوستان گل و استاد عزیز

      • چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟

      من زمانی که لاغر بودم هیچ کس به من نمیگفت هیکلت خوبه خودمم متوجه اش نبودم از وقتی که خانوادم شروع کردن به این که مراقب باش چاق نشی حیفه اگرچیزی ام میخوردم با این که لاغر بودم و فرمول های ذهنیم درست بود میگفتن بسه نخور گامبو میشی کم کم ذهن من از چاقی ترسید و اینطوری شد که تصور کردم وای اگر چاق شم چی میشه چه شکلی میشم وای باید برم باشگاه باید رژیم بگیرم جوری که من تو ۵ سال کم کم از ۵۸ شدم ۷۰ کیلو 

      • شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.

      چرا وقتی میریم جلوی اینه به جای این که تصور کنیم اگر از این چاق تر شم چی  میشه تصور کنم لاغر تر شم چی میشه من یه اینه قدی دارم که مشکل داره و توی فاصله دور انگار مقعر میشه و اشیا رو باریک تر یکم نشون میده فقط در فاصله دور من این اینه رو گذاشتن تو اتاق و پنهان کردم گفتم این اینه به من دروغ میگه از اون چیزی ک هستم منو لاغر تر نشون میده الان میخوام اتفاقا اینه رو برگردونم سر جاش چون همون اشتباه اینه باعث میشه من خودمو راحت تر تصور کنم به لاغری 

      مثلا به جای این که بگم اقا این غذا منو چاق میکنه بگم اقا اندازه ای که بدنم نیاز داره میخورم مثلا دیروز ما مهمانی بودیم همه غر میزدن که زیاد خوردیم وای به هفته هیچی نباید بخوریم ولی اصلا من توجه نمیکردم به این حرفا از چیزایی که دوست داشتم خوردم ولی خیلی کم در حدی که سیر بشم خیلی چیز هارم اصلا چشمم ندیدو نخوردم 

      • در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام می‌شود؟
      • همونجوری که من زمان اوایل دانشجوییم تصور کردم که میخوام معماری ادامه بدم و میخوام برم توی کار مدل سازی وسه بعدی و الان بعد سال و سختی خیلی راحت طرح میزنم پس میتونم با تصویر سازی لاغری و لباس دلخواهم مدتی بعد به سادگی لباس سایز کوچک بگیرمو راحت غذا بخورمو تحرکاتم صرفا جهت لاغری نباشه من قبلا دوچرخه سواریو دوست داشتم ولی نه برای لاغری با این که اندامم فرم خوبی به خاطرش گرفته بود ولی من اینو اهمیت نمیدادم فقط تزدوچرخه سواری لذت میبردم و اون لذته باعث شد بیشتر این کارو کنم ولی الان گاهی که دوچرخه سواری میکنم بیشتر برای لاغریه حتی خودمم مجبورو تنبیه میکنم 
      • به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.

      زبان چاقی زبان بخور از کفت میره حیفه گناه داره تموم کن هاست و زبان لاغری زبان سیر شدم دیگ میل ندارم الان شیرینی دلم نمیخواد چون ناهار میخوام بخورم 

      امروز دلم فلان خوراکیو میخواد ولی اندازه ای که فقط سیر میشممو نیاز بدنمه میخرم و خودمو تنبیه نمیکنم چون خوردمش 

      زبانی وقتی از کنار رستوران رد میشی دیگ بو و غذا خوردن بقیه باعث نمیشه بگی وای من اگر لاغر بودم رژیم نداشتم مثل اونا منم میخوردم زبانیه که به سادگی و بدون توجه رد میشی گاهی از سیری بوش حالتو بد میکنه گاهی برعکس بوش تو رو وسوسه میکنه ولی چون تو ترسی از چاقی نداری میگی مثلا من ناهار نخوردم امروز چطوره امروز این غذارو بخوریم یا فلان روز ولی تا حدی سفارش میدی که سیر میشی

      • آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.

      داستان قاشق های پر دقیقا منم زمانی که خودمو گول میزدم حالا یکم بیشتر چیزی نمیشه حالا از صبح کم خوردی دخار خوبی بودی امروز بیشتر از رژیمت بخوری چیزی نمیشه 

      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.

      خودمو توی کم تر از یک سال دیگ تصور میکنم که لباس های سایز کوچیک گرفتم و دیگ در قسمت شکم استرس ندارم شکمم کوچک و به نسبت تخت شده راحت هر جا رفتم مسافرتی جایی دیگ نگاه نمیکنم که رژیمم فلان چیز نباید بخورم و تو دلم بمونه 

      حتی من امروز دقت کردم متوجه شدم که خیلی پیشرفت کردم حجم غذام کم شده سیر باشم ادامه نمیدم دیروز تو مهمونی خیلی چیزا جلو چشمم بود ولی میلم نشد و متوجش نشدم و نخوردم 

      قبلا اگر روزی یک بسته ویفر رو تموم میکردم الان یه بسته ویفرو تو چند رو میخورم مثلا روزی ۳ تا دونه سیرم میکنه 

      خیلی وقتا وایمیستم ناهار بخورم اگر ولم یه چی بخواد بین صبونه تا ناهار به خودم میگم یه ساعت دیگ صبر کنی ناهار خوشمزه فلان چیزو میخوری 

      سعی میکنم غذای های دوست دارمو درست کنم به اندازه ای که سیر میشم میارم سر کنار کنارشم حتما سبزی یا سالاد میزارم و به خودم میگم تا ناهار صبر کن فلان غذایی ک دوست داری هست  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ✨️🌸 فاطمه 🌸✨️
      ۱۴۰۵/۰۳/۰۵ ۱۴:۲۹
      مدت عضویت: 193 روز
      امتیاز کاربر: 9195 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 760 کلمه

      بنام خدای مهربان 

      سلام خدمت استاد عطار روشن عزیز و دوستان هم مسیر تناسب فکری 

      همیشه وقتی کمد لباسهامو میخواستم تمیز کنم چون خیاطی بلد بودم اگر اون روزا لاغر بودم لباسهای گشادمو مگفتم تنگش میکنم که بتونم بپوشم یا اگر چاق بودم میگفتم بزارم کنار سعی میکنم لباسهامو دوباره بپوشم و میدونم باورتون میشه من هی دست و پا میزدم که دوباره اون لباسها رو بپوشم ولی انگار هر روز دورتر میشدم و لباسهایی دارم که تو یه بقچه انتظار روزی رو میکشن که من تناسب اندام داشته باشم تا بپوشمشون

      در مورد ذهن چاق هم همگی تو یه طرز فکر بودیم چه غذاهایی چاق کننده ست ، شیرینی یکی میگفت هضم میکنه یکی میگفت چاق ، دانه چیا میگفتن ناشتا برای بعصیا چاق برای بعضیا لاغر 

      فستینگ به همه جواب نمیده بعضیا رو چاق میکنه

      اینقدر پیج اینستا داشتم که چاقها تا عید باربی شوید 

      اون رویای باربی بودن ولی پس ذهن مگه میشه همش دروغه ، ذهنم رو که مرور میکنم میبینم صد در صد کمه براش که با ذهنم چاق شدم حتی در حین رژیم و لاغری بازم درگیر چاقی بودم 

      من هر روز صبح احساس گرسنگی بهم دست بده اول چندتا فندق میخورم امروز بعد گوش دادن فایل احساس گرسنگی کردم و رفتم فندق بیارم بخورم متوجه شدم دارم فندق ها رو میشمارم 

      دیدم همون پس ذهنی که باید درمان بشه چون یادم بود که دکتر جاوید گفته بود روزانه ۱۴ تا فندق برای سلامتی شما خوبه و چاق کننده نیست

      شاید اصلا این مدت اصلا بهش فکر نکرده بودم و امروز خودم مچ خودمو گرفتم و ظرفش رو آوردم و به اندازه که حس کردم بدنم نیاز ندتره گذاشتم کنار

      هر روز که فکر میکنم دیگه آگاه شدم یه سیلی منو به خودم میاره 

      • چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟

      من که شخصا وقتی احساس کردم که لباس تو تنم مناسب دیده نمیشه شدم یه ادم چاق وسواسی 

      از این نظر که هر چی میخوردم تو ذهنم احساس چاقی کردم ، مثلا میخواستم شلوار بخرم کمر کش میگرفتم میگفتم یه سایز بزرگ یا کوچیک بشم میتونم از این شلوارا استفاده کنم 

      الان یه چیزی یادم اومد قبل ورود به سایت تناسب فکری من چندتا شلوار جین و کتان خریدم و پیش خودم اون موقع گفتم دیگه کمر کش نمیخرم 

      باورتون میشه چند وقت ورودم پیش خودم فکر میکردم اگر لاغر بشم این شلوارام چی میشه بدم کوچیک کنن بد نشه بدم به یکی پولشونم زیاد شده 

      واااای امان از ذهن چاق من

      • شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
      • در دو با کمک ذهن با آموزهای ذهنی جسم رو به شکلی که در ذهنمون تصویر سازی کردیم میسازن
      • در ذهن چاق تمرکز و تصویرها و نشخوارهای ذهنی فقط درگیر چاقی هستن ولی در ذهن لاغر تمرکز و تصویر ذهنی روی لاغری کار میکنه و فرد اصلا نشخوار نداره و رها زندگی میکنه 
      • در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام می‌شود؟

      در روش لاغری با ذهن تمرکز بر روی ذهن هستش و بار سنگین چاقی رو از رو ذهن ما بر میداره 

      در لاغری با ذهن با تمرینات ذهنی و گوش دادن به فایلها و تجسم کردن میان اون صداهای درون مغز و اون تصویر های ذهنی رو تغییر میدیم و یواش یواش این تغییرات صورت میگیره و بعد روی جسممون تاثیرش نمایان میشه در لاغری با ذهن آگاهی های لازم رو به ذهن میدیم .

      • به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
      • زبان چاقی همون نشخوارهای ذهنیه  همون صدای ذهنه همیشه به ما عذاب وجدان میده همیشه ما رو میترسونه از خوردن یا ترغیب به خوردن میکنه یا تشویق میکنه به چاق شدن 
      • زبان لاغری ما رو رها میکنه از نشخوار فکری ، از خوردن نمیترسونه و خودمون رو دوست داشتن رو یاد میده و بهمون یاد میده عذاب وجدان نداشته باشید و نگران نشید چون لاغری آسانترین کار دنیاست
      • آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
      • تو ویدئو امروز چیزی که برام خیلی جالب بود اینکه ما با حتی پیدا کردن روش برای فرار از چاقی ذهن خودمونو بیشتر پرورش دادیم با انتخاب غذاهایی که ما رو چاق نکنن و باعث شدیم با ذهنمون و تصویر ذهنمون بیشتر از قبل چاق بشیم 
      • به قدرت ذهن در کارهای دیگه خیلی توجه میکردم ولی در مورد لاغری با ذهن اینقدر برام واضح و مشهود نبود و لاغری با ذهن دریچه ایست به سوی زندگی 
      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
      • تمرینی که من برای خودم بعد خوندن متن امروز در نظر گرفتم عبارت تاکیدی:
      • «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»

      «من هر روز بیشتر با بدنم دوست می‌شم»

      • «من ذهنم رو تربیت می‌کنم، نه بدنم رو تنبیه»

      «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم موحدی
      ۱۴۰۵/۰۳/۰۴ ۱۸:۵۱
      مدت عضویت: 572 روز
      امتیاز کاربر: 1025 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 405 کلمه

      برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید. صدای چاقی واقعا تو ذهن من هست و استاد چه اسم قشنگی براش گذاشتند من از ۲ سال بعد ازدواجم که شروع به چاق شدن کردم دیگه هیچ وقت بدون عذاب وجدان غذا نخوردم همون صدای چاقی می‌گفت بخور و به محض خوردن میگفت واااای الان چاق میشی در صورتی که قبل ازدواج این صدا وجود نداشت و من در طول روز خیلی غذا می‌خوردم و متناسب بودم  و واقعا الان برای لحظه ای صدای چاقی در ذهن من متوقف شد

      در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:

      • چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟ مدام غذا هارو برای خودمون دسته بندی کردیم اینقدر از غذا خوردن ترسیدم که تا شب غذا نخوردم و شب با ولع زیاد خوردم قبول کردم که من بع  ازدواج اندامم مثل مامان و خاله ام میشه و بعد ازدواج باید چاق بشم مدام گفتم طبع من سرده و چاقیم از سردیه اینقدر باور بهش دادیم که طبق همون ذهن کار کرد
      • شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.هر دو به توجه خوب نیاز دارند به درست رفتار کردن با ذهن
      • در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام می‌شود؟تغییر ذهن چون ذهن ما تعیین کننده کل زندگیمون با تمرین دیدن شنیدن دوباره ذهن برنامه نویسی میشه
      • به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.زبان چاقی توجه مدام به چاق شدن و غذا رو تو دسته غذا های چاق کننده و لاغر کننده گذاشتنه  زبان لاغری غذا هارو به دسته های مختلف تقسیم نمیکنه مدام در حال استرس دادن بهت از خوردن نیست   
      • آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.

      با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید.لاغری با ذهن آسون ترین کار اینکه بدون سختی بدون رژیم بدون ورزش سخت لاغر بشم حالم رو خیلی عالی می‌کنه اینکه تو آیینه خودم میبینم و دیگه اصلا شکم ندارم پهلو ندارم و کمرم صاف صاف شده حالم رو عالی می‌کنه این مسیر بهترین مسیر و ابدی عاشقشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا شاد
      ۱۴۰۵/۰۲/۲۱ ۱۰:۱۹
      مدت عضویت: 495 روز
      امتیاز کاربر: 8055 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 630 کلمه

      سلااام به استاد عزیز 

      استاد این فایل بی نظیر بود خیلی آرامش بخش بود و ذخیره کردم که بارها ببینم و نکته برداری کنم 

      این فایل انگار کلا منو می‌گفت از بچگی تا بزرگسالی رو با همین فایل مرور کردم 

      اونجایی از نجواهای ذهنی حرف زدیم دقیقا من از بچگی نجواهای ذهنی بود همراهم که این بخور مفید وقتی می‌خوردم میگفتم ای کاش نمی‌خوری چون چاق کننده اس من عذاب وجدان می‌گرفتم هر موقع غذا می‌خوردم و این از همان دوران بچگی بود تا بزرگسالی و همش این بود توی ذهنم چاقی ارثیه و ژنتیکیه چاقی یعنی قوی بودن هر چی بیشتر بخوری ویتامین بیشتری داری توی بدنت هر چی بخوری زیاد قوی میشی اگه غذا زیاد نخور لوسی باور کنید استاد یکی از آشناهامون که متناسب در بچگی وقتی می‌دیدم به اندازه میخوره میگفتم این داره کلاس میزازه یا لوسه چقدر توی ذهنم این بود من خودم یک قربانی می‌دیدم یا میگفتن اراده نداری!

      من ارارده ندارم ! افراد چاق اراده ندارن! اونها واقعان نمی‌دونن که من چقدر با افراد چاق چقدر اراده قوی دارن چون هر بار پس از شکست باز هم تلاش کردن من یادمه یکی از آشناهامون که میدید من چطور رژیم میگرم تعجب میکرد می‌گفت چطور میتونی همچنین رژیم سختی بگیری ؟ چون بچه هم بودم و اون زمان و بقیه میگفتن نگیر که میمیری زهرا 

      من که برام مهم نبود فقط میگفتم باید لاغر بشم از تمام روش های اینو بخور لاغر بشی هم حدودا تا جایی که بوده استفاده کردم هیچ کدوم جواب نداد من گفتم در کامنت های قبلی که وقتی با سایت آشنا شدم چقدر خوشحالی کردم و رقصیدم همون با اول من همون بار اول با یک متن کوتاه هی خواندم باور کردمش درسته ذهنم مقاومت داشت اما چون اسناد می‌گفت نه رژیم نه ورزش نه سختی من دیگه گفتم این درسته این اصله 

      سال ها خجالت می‌کشیدم از اینکه با یک فرد متناسب برم بیرون حتی ! چون فکر میکردم بقیه مسخره میکنن و از پچ پچ کردن های اونها من خجالت می‌کشیدم فکر میکردم راجب من صحبت می‌کنن خجالت می‌کشیدم توی عکسا باشم راستش الان دارم اعتراف میکنم توی سایت تناسب فکری قبلاً میگفتم دوست ندارم یا دلم نمی‌خواهد حوصله ندارم عکس بگیرم اما در صورتی که خرید دوست داشتم منم توی جمع توی اون خنده ها توی اون عکس ها باشم گاهی اوقات با خجالت میرفتم چون توی اون جمع همه افراد متناسب بودن و برام واقعان اذیت کننده بود یکی از دلایل راحتیم با این سایت تناسب فکری اینکه همه هم دیگه رو درک می‌کنیم مثل دو تا دوست (:

      استاد شما وقتی از انتظار چاقی می‌گفتید من یادم افتاد توی بچگی وقتی یکم وزن داشتم نه خیلی زیاد شاید کلا ۳ کیلو یا ۵ کیلو نسبت به همسن سال هام بیشتر بودم بیقه میگفتن زهرا داری چاق میشی مراقب باش من اصلا نمیی دونستم چاقی چیه اونها توضیح دادن  وگفتن باید بری تغذیه و من هنوز ۶ و ۷ سالم بود توی اون سن بچگی من رو ترساندن به چاقی و من انتظار چاقی در من شکل گرفت و میگفتم خدایا چاق نشم و هر بار چاق تر از قبل میشدم هر سال وقتی به سن ۹ سالگی رسیدم میگفتم کاش توی وزن ۸ سالگی بودم و وقتی ۱۲ سالگی شد میگفتم کاش وزن ۹ سالگی داشتم و همینطور تا بزرگسالی !

      و تذکر بقیه من رو ناراحت میکرد اینکه توی جمع نصیحت بشم متنفر بودم که زهرا اینو نخور بیشتر آشنا و فامیل هامون میگفتن خانواده ام یعنی پدر و مادرم چون خودشون افراد تپل هستن بهم چیزی نمی‌گفتند و حتی طرفداری میکردن و از لحاظ آشنا هر موقع میرفتم و تذکر می‌شنیدم در زمان بچگی بیشتر بود بنده خدا ها اون ها میگفتن به فکر سلامتی تو هستیم در صورتی که باعث میشدن که موقع بازی کردن غذا خوردن کلا طول روز بیشتر حواسم به چاقیم باشه !

      بایت فایل مجدد تشکر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۲/۰۹ ۲۱:۲۶
      مدت عضویت: 2266 روز
      امتیاز کاربر: 7593 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,154 کلمه

      به نام خدای بخشنده و مهربان🦋 

      آن‌که سرچشمه‌ی عشق، آرامش و آفرینش است 🌸💫  

      سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و گرامی 🌷✨  

      از وقتی یادم هست همیشه دغدغه‌ی چاقی در ذهنم حضور داشت، مثل سایه‌ای که همیشه همراهم بود. هنوز روزهایی را به یاد دارم که برای لاغر شدن رژیم‌های مختلف را امتحان می‌کردم. هر بار با شوق زیادی شروع می‌کردم اما بعد از چند روز، یک چیز بزرگ‌تر از غذا در زندگی‌ام پیدا می‌شد: **استرس غذا خوردن** 😔🍽️  

      از همان لحظه‌هایی که شروع کردم به حساب‌و‌کتاب کالری‌ها، ذهنم آرامش خود را از دست داد. هر لقمه‌ای که می‌خوردم با ترس و اضطراب همراه بود، گویی هر لقمه همان یک گناه بزرگ است.  یادم هست یک روز افطار مهمانی بود، سر سفره نشسته بودم و درحالی‌که همه با شادی غذا می‌خوردند، من در ذهنم غوغایی داشتم…  به خودم می‌گفتم: *وای فردا رو خدا به خیر بگذرونه، مطمئنم وزنم زیاد می‌شه!*  و جالب این بود که دقیقاً همان اتفاق می‌افتاد، انگار ذهنم فرمان چاقی صادر کرده بود و بدنی که گوش‌به‌فرمان ذهن بود، با تمام توان آن را اجرا می‌کرد. 😢  

      در تمام این سال‌ها، هر قدر اطلاعاتم درباره غذاها و رژیم‌ها بیشتر می‌شد، اضطرابم هم بیشتر می‌گردید. با ترس غذا می‌خوردم، و همیشه در انتها با خودم می‌گفتم: *خدایا فردا رو خیر بگذرونه.* اما این جمله مقدس، در آن لحظات نه از ایمان، بلکه از ترس می‌آمد!  من هیچ‌وقت پرخوری نکردم، اما ذهنم آن‌قدر پر از ترس و محاسبه و نگرانی بود که بدنم به شکلی شگفت‌انگیز و ناخودآگاه، **چاقی** را به عنوان “امنیت” تعریف کرده بود. 💭😔  

      داشتن ذهنِ چاق یعنی زندگی در ترس دائمی از غذا، ترس از چاق شدن، حتی ترس از سلامتیِ عادی بدن! تصور عجیب، اما واقعی است: هرچه کمتر می‌خوردم، بیشتر چاق می‌شدم. چرا؟ چون ذهن من باور داشت که غذا دشمن است، بدن خطر را حس می‌کرد و برای نجات خودش، چربی ذخیره می‌کرد. ⛔✨  

      بر خلاف آن، ذهن لاغر با آرامش غذا می‌خورد 🍎💫  او به غذا به چشم عشق خدا نگاه می‌کند، نه تهدید.  ذهن لاغر نه کالری می‌شمارد، نه وزن ترازو را معجزه می‌داند؛ تنها در لحظه زندگی می‌کند. می‌خورد چون لذت می‌برد از نعمت خدا، و بدنش هم در آرامش پاسخ می‌دهد.  غذا در لاغری با ذهن، چیزی نیست که مهم باشد، بلکه اصل ماجرا “احساس خوب در لحظه‌ی خوردن” است. 🍀  

      وقتی فهمیدم که ریشه‌ی چاقی من نه در غذا بلکه در ذهن من است، تازه معنای واقعی آرامش را لمس کردم. لاغری با ذهن یعنی تمرکز بر خودِ ذهن، همان ذهنی که سال‌ها از چاق شدن ترسیده بود و هر روز دستور جدیدی برای ذخیره‌ی چربی صادر می‌کرد. 😩🤯  

      با تمرینات استاد یاد گرفتم که ذهن را تربیت کنم، نه بدن را. ذهن را از ترس به آرامش ببرم. حالا می‌خورم و لذت می‌برم، چون به بدنم اعتماد دارم. می‌دانم بدن نمی‌خواهد من را چاق کند، بلکه فقط به دستور ذهن عمل می‌کند. 💆‍♀️  

      در این مسیر، زبان چاقی را نیز شناختم. زبان چاقی همان سخنان وسوسه‌آمیزی است که در ذهنم تکرار می‌شد:  *”بخور بابا، همین یه لقمه چیزی نمی‌شه!”*  *”چاق هم بشی مگه چی می‌شه؟”*  *”از چی می‌ترسی؟ لذت ببر!”*  اما پشت این جملات، ذهنی پر از ترس پنهان شده بود؛ ترسی از نگاه دیگران، ترسی از بدن، ترسی از نپذیرفتن خود… 🤐  

      زبان لاغری اما، برعکس آن، آرام و زیباست. صدایش کم‌حجم و پرمهر است:  *”با آرامش بخور، این نعمت خداست.”*  *”بدن تو هوشمند است، نیازی نیست به او دستور بدهی.”*  *”لذت ببر، اما بدون ترس.”*  زبان لاغری یعنی عشق به خود 💖 یعنی دوست داشتن بدن و پذیرفتن تمام شکل‌های آن.  

      وقتی ویدیوهای آموزشی استاد را دیدم، تازه متوجه شدم چقدر ذهن چاق و ذهن لاغر متفاوتند. در ذهن چاق، ترس حاکم است؛ در ذهن لاغر، آرامش. ✨  در ذهن چاق، هر لقمه مساوی است با اضطراب و پیش‌بینی چاقی؛ در ذهن لاغر، هر لقمه یعنی ارتباط با انرژی خدا. 🌈  

      بخش شگفت‌انگیز ویدیو برایم آن بود که فهمیدم **بدن در آرامش می‌فهمد که نیازی به ذخیره‌ی چربی ندارد.**  یعنی غذا، آسایش بدن می‌شود نه تهدید آن. وقتی ذهنم آرام است، دیگر نیازی به دفاع ندارد و بدنم شروع به آزاد کردن چربی‌ها می‌کند، درست مثل برفی که در آفتاب ذوب می‌شود ❄️☀️  

      یاد گرفتم انتظار لاغر شدن باید در ذهنم شکل گیرد؛ نه اینکه با ترس غذا بخورم و بعد منتظر نتیجه باشم! افکار و شنیده‌های اشتباه درباره مواد غذایی را پاک می‌کنم، چون فهمیدم انرژی من از ذهن و احساسم می‌آید، نه از جنس غذا. وقتی با آرامش غذا می‌خورم، بدنم آرام می‌گیرد و خودش به تعادل می‌رسد. 🍵🌿  

      دیگر مهم نیست چه می‌خورم، مهم این است که **با چه احساسی می‌خورم.** چون احساس، زبانِ ارتباط بین ذهن و بدن است. اگر با عشق و حس خوب بخورم، بدنم آن عشق را به شکل انرژی و سلامت بازتاب می‌دهد. 💫  

      بعد از دیدن آن ویدیوهای آموزشی، برای خودم تمرینی طراحی کردم 🌸📝  هر روز مقداری خوراکی جلویم می‌گذارم، فقط برای تجربه. نه برای خوردن زیاد، بلکه برای آگاهی. نگاه می‌کنم، بو می‌کنم، از خدا تشکر می‌کنم که این نعمت در اختیارم است. سپس، با ذهنی آرام، فقط در حد گرسنگی یا میل طبیعی‌ام می‌خورم. اگر هوس کردم، مقدار کمی می‌خورم و بعد بدنم را به خودش واگذار می‌کنم، تا هر طور که خودش صلاح می‌داند رفتار کند.  

      در پایان روز، شکرگزاری می‌کنم. 🙏✨  از خدا برای این آرامش، از استاد عطاروشن برای این علم زیبا، و از خودم برای ایمان و عشق درونی‌ام.  

      حالا می‌دانم حقیقت چاقی، فقط در خوردن نیست، در فکر کردن است. ذهنی که از “ترس چاقی” پر شده باشد، حتی با آب هم چاق می‌شود! اما ذهنی که از “عشق و آرامش” پر شده باشد، حتی با شیرینی هم متعادل می‌ماند. 🍰😊  

      چاقی با ذهن یعنی جنگ با خود، و لاغری با ذهن یعنی صلح با خود.  چاقی یعنی دستور به بدن برای دفاع، و لاغری یعنی دعوت بدن برای عشق ورزی.  چاقی یعنی اضطرابِ غذا، و لاغری یعنی لذت از خدا.  چاقی یعنی نگاه سنگین مردم، و لاغری یعنی لبخند رضایت خودت در آینه. 💖  

      امروز در مسیر آرامش قدم برمی‌دارم، نه مسیر رژیم.  دیگر ترازوی وزن را معیار نمی‌دانم، چون معیار واقعی من *احساس خوب* است. 😊🌺  وقتی احساس خوب دارم، یعنی ذهنم در حالت جذب نعمت است، و در این حالت، بدنم نیز در مسیر لاغری طبیعی قرار می‌گیرد.  

      آرامش من، دعاهای خاموش شبانه‌ام، و باورم به لطف خدا، اکنون قوی‌تر از هر رژیم و ورزش و دارویی است. 🕊️🌙  من فهمیدم که راه واقعی لاغری، عبور از ذهن چاق ترسیده و رسیدن به ذهن آرامِ عاشق است.  

      خدای مهربان را سپاس که در زمان درست من را با استاد عطاروشن و این مسیر نور آشنا کرد 🙏🌷  امروز، به لطف خدا، باور دارم که لاغری من از درون آغاز شده، از همان جایی که عشق می‌روید؛ از ذهن و جان من. 🌸💖  

      و هر روز، با لبخند بر لب، با شکرگزاری در دل، با عشق به خدا، و با آرامش در وجود، به خودم می‌گویم:  “فرانک… تو در مسیر نور هستی، و همین یعنی لاغری واقعی!” 🦋🌞❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6571 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 48 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        سرشار از احساس خوب و خودباوری و درک عمیق از مسیر لاغری با ذهن بود
        به شما تبریک میگم
        دقیقا در مسیر شگفتی ساز شدن هستید
        به حرکت خود ادامه دهید و از نتایج این تغییرات عمیق لذت ببرید.
        منتظر خوندن نتایج عالی شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 29 30 31
گردونه هدایا گردونه هدایا