احساس ارزشمندی یکی از مهمترین مواردی است که داشتن آن موجب تحقق آرزوها و تجربه خوشبختی و نداشتن آن مانع برآورده شدن آرزوها و تجربه شرایط نامساعد می شود.
اگر احساس ارزشمندی نداشته باشید، اهمیتی ندارد چقدر برای تحقق آرزوهای خود تلاش می کنید، چون هرگز به خواسته های خود نخواهید رسید.

احساس ارزشمندی
در تعریف عزت نفس یا احساس ارزشمندی از نگاه روانشناسی آمده است:
- عزت نفس مجموعهای از افکار، احساسات و تجربههایی است که در فرایند زندگی اجتماعی شکل میگیرند. مجموعه هزاران برداشت، ارزیابی و تجربهای که فرد از خود دارد، باعث میشود که نسبت به خود احساس خوشایند، ارزشمند بودن یا برعکس آن را داشته باشد.
- عزت نفس که به آن احترام به خود هم میگویند، احساس ذهنی شما از ارزش کلی وجودتان است. این احساس درونی نحوه ارزشگذاری و درک شما را از خودتان نشان میدهد.
- عزت نفس، یعنی احساس ارزشمند بودن، احساس محترم بودن و شریف بودن و احساس توانایی و کفایت داشتن.
تعریف های زیاد و مشابه هم درباره عزت نفس وجود دارد که به طور کلی بیانگر احساسی است که فرد نسبت به خودش دارد اما مساله مهم این است که معیار و ملاک تعیین احساس ارزشمندی باید چه باشد؟!
روانشناسان می گویند عزت نفس غالبا به این بستگی دارد که مهمترین افراد زندگی مان درباره ما چه فکری می کنند.
تا زمانی که کودک هستیم مهمترین افراد زندگیمان والدین ما هستند و به همین دلیل خیلی برای ما مهم است که آنها درباره ما چه فکر یا نظری دارند.
وقتی بزرگتر می شویم مهمترین افراد زندگی مان ممکن است همسر، دوستان، همکاران، رئیس یا برخی از خویشاوندان باشند. بنابراین خیلی برای ما اهمیت دارد که این افراد درباره ما چه فکر یا نظری دارند.
به همین دلیل است که بیشتر انرژی و زمان ما در زندگی صرف خدمت به دیگران برای جلب رضایت و نظر موافق افراد می شود تا به این شکل احساس ارزشمندی و مفید بودن داشته باشیم.
مشکل این نگرش و طریقه عملکرد این است که مهمترین افراد زندگیمان در بیشتر مواقع باعث ناامیدی ما می شوند.
آنها ممکن است حرف هایی بزنند یا حرکاتی انجام دهند که باعث ایجاد درد و رنج در وجود ما شوند. بنابراین روش ما برای داشتن احساس ارزشمندی روشی ناصحیح و ناکارآمد می باشد که هرگز باعث آرامش خاطر و احساس خوب در ما نخواهد شد.
همه ما در دوران کودکی از طرف والدین خود به شکل های مختلف مورد تحقیر و سرزنش قرار گرفته ایم، به بهانه های مختلف با دیگران مقایسه شده و در نهایت تحقیر شده ایم که چرا مانند فلانی نیستیم.
در دوران مدرسه بارها توسط معلمین مورد مقایسه و سرزنش قرار گرفته ایم و این روند جزئی از مسیر تکامل زندگی ما شده است و به همین دلیل باور کرده ایم که برای اینکه انسان مفید یا ارزشمندی باشیم باید همواره با دیگران در حال رقابت باشیم.
باید مراقب باشیم که اگر فردی در انجام کاری که مورد علاقه عموم است بهتر از ما عمل کرد تمام تلاش خود را به کار بگیریم تا به هر طریق ممکن عملکرد آن فرد را تخریب کرده و نگاه ها را به سمت خود جلب کنیم.
عوامل مؤثر در احساس ارزشمندی
مساله مهم و پرتکرار در زندگی همه انسان ها این است که در شرایطی که انتظار داریم به واسطه خدمت یا از خودگذشتگی که برای دیگران انجام داده ایم مورد ستایش و تحسین قرار بگیریم به شکل عجیبی مورد اتهام و سرزنش قرار می گیریم.
شاید این تجربه را داشته باشید که دقیقا در زمانی که تصور می کردید به واسطه خدمات و از خودگذشتگی هایی که برای شخصی انجام داده اید در نظر او فردی ارزشمند و محترم هستید با برخوردی از سمت وی مواجه شده اید که باعث شوکه شدن شما شده است. شاهد رفتار و گفتاری بودید که دقیقا بر خلاف تصور و انتظار شما بوده است.
نکته بسیار مهم در موضوع احساس ارزشمندی این است که باید آگاه باشیم احساس ارزشمندی خود را به چه عواملی وابسته کرده ایم؟
اگر احساس ارزشمندی تان را به رفتار یا موفقیت های فرزندانتان گره زده باشید بارها در شرایطی قرار گرفته اید که به واسطه عمل یا حرف آنها احساس سرافکندگی و بی ارزشی کرده اید و به شدت با آنها برخورد کرده اید که چرا باعث بی آبرویی شما شده اند.
اگر احساس ارزشمندی خود را به واکنش ها و رفتار همسرتان مرتبط کرده باشید بارها در شرایطی قرار گرفته اید که از واکنش و برخورد او متعجب و شگفت زده شده اید که چگونه توانسته است با شما این برخورد را داشته باشد.
اگر احساس ارزشمندی خود را به تعریف و تمجید اطرافیان تان گره زده باشید بارها در شرایطی قرار گرفته اید که با اینکه از زندگی و زمان خود برای آسایش و رضایت افراد گذشته اید اما در نهایت شاهد برخورد و واکنشی از سوی آنها بوده اید که احساس تاامیدی و یاس وجودتان را فرا گرفته است.
نکته جالب توجه اینکه حتی اگر احساس ارزشمندی خود را به واکنش خداوند نسبت به اعمال یا رفتار خود وابسته کنید از سمت خداوند نیز از طریق دریافت نکردن پاسخ، مورد بی توجهی قرار خواهید گرفت تا جایی که تصور می کنید خداوند شما را دوست ندارد یا صدای شما را نمی شنود یا در بدترین حالت اینکه از خداوند دور شده اید و او به شما توجهی ندارد.
نکته مهم و کلیدی در این نوع نگرش ها درباره احساس ارزشمندی این است که افراد زیادی را در زندگی خود بر حسب شرایط و موقعیت خودمان ارزشمند و مهم کرده ایم به این امید که از طریق تایید و تعریف های آنها به احساس ارزشمندی دست پیدا کنیم.
این در شرایطی است که هر انسانی به این گونه عمل کرده باشد بارها از طرف همان افراد مهم از طریق رفتار و گفتارشان مورد آزار و اذیت قرار گرفته و باعث ایجاد رنجش عمیق در وجودش شده است.
کلید واقعی رسیدن به احساس ارزشمندی این است که انتخاب کنیم خداوند مهمترین فرد زندگی مان باشد.
به این صورت احساس ارزشمندی خود را بر اساس آنچه خداوند درباره ما گفته است پایه گذاری می کنیم. این بالاترین و پایدارترین سطح از احساس ارزشمندی است که انسان می تواند تجربه کند.

ارتباط احساس ارزشمندی به خداوند
به این نکته توجه کنید که وابسته کردن احساس ارزشمندی خود به واکنش یا پاسخ خداوند به اعمال و رفتاری که به عنوان عبادت یا راز و نیاز انجام می دهید با وابسته کردن احساس ارزشمندی خود به آنچه خداوند درباره شما گفته است از زمین تا آسمان تفاوت دارد.
زمانی که به واسطه انجام اعمال یا رفتاری که احساس می کنید مورد رضایت خداوند است یا توصیه شده است که انجام شود از خداوند انتظار توجه یا پاسخ دارید در واقع احساس ارزشمندی خودتان را به خداوند گره نزده اید بلکه وابسته به اعمال و رفتار خودتان کرده اید.
وابسته کردن احساس ارزشمندی به خداوند به این معنی است که بدون اینکه از طرف شما رفتار یا اعمال خاصی صورت گیرد، اطمینان و ایمان داشته باشید که از نظر خداوند انسان ارزشمندی هستید.
من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که زنده هستم.
تا وقتی زنده هستید و فرصت زندگی دارید شما لیاقت بودن و استفاده از تمام نعمت های الهی را دارا هستید. این بالاترین احساس ارزشمندی است که باید از نگاه خداوند به خود در وجودتان ایجاد کنید.
من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که مورد هدایت خداوند هستم.
مثال های زیادی در زندگی تان وجود دارد که اطمینان دارید توسط خداوند به مکان یا فردی هدایت شده اید و آنچه نیاز داشته اید را به راحتی به دست آورده اید.
هدایت شدن توسط خداوند به بی نهایت شکل در زندگی همه ما رخ داده و در هر لحظه در حال رخ دادن است بنابراین این محکم ترین دلیل است که من از نظر خداند انسان ارزشمندی هستم که مورد هدایت او قرار دارد.
من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که در همزمانی های مناسب قرار می گیرم.
موارد زیادی در زندگی همه ما وجود دارد که در بهترین زمان ممکن در مکانی بوده ایم یا در بهترین زمان ممکن با فردی ملاقات کرده ایم که تاثیر یا تغییر زیادی در روند زندگی ما ایجاد کرده است.
حتما موارد زیادی در زندگی تان سراغ دارید که اگر فقط یک لحظه دیرتر اقدام کرده بودید اتفاق جبران ناپذیری را تجربه می کردید.
اینها همه نشانه هایی از همزمانی های است که خداوند در زندگی ما رقم زده است تا مسیر زندگی را برای ما ساده تر و روان تر کند. بنابراین باید احساس ارزشمندی خود را به توجه خداوند به خودتان در همزمان کردن شما با اتفاقات و شرایط مناسب وابسته کنید تا بالاترین سطح احساس ارزشمندی را تجربه کنید.

سالهای زیادی از زندگی ام در تلاش برای جلب رضایت و محبت دیگران بودم تا به این شکل احساس ارزشمندی در خودم ایجاد کنم.
در کودکی به شدت وابسته به نظر و نگرش والدینم بودم و تمام دلخوشی من این بود که آنها از من راضی باشند و از اینکه فرزندی مثل من دارند افتخار کنند، اما هرگز در انجام این کار موفق نبودم.
نه به این دلیل که من انسان بی عرضه یا به درد نخوری بودم بلکه به این دلیل که نظر والدین من همواره تحت تاثیر شرایط پیرامونشان تغییر می کرد.
در موقعیت های مختلف آنها رفتار و عملکرد من را با بچه های دیگر مقایسه می کردند و آنها را بهتر از من می دانستند و من تصور می کردم به این دلیل که نمی توانم مثل بچه های مردم باشم حتما انسان بی ارزش و بی فایده ای هستم.
این نگرش اشتباه در دوران بزرگسالی هم در من وجود داشت و در مقطع های مختلف زندگی احساس ارزشمندی خود را به نظر و نگرش انسان هایی که تصور می کردم اهمیت زیادی در زندگی من دارند وابسته می کردم.
زمانی که در یک شرکت دولتی استخدام شدم احساس ارزشمندی خود را وابسته به رضایت و تعریف و تمجید رئیس خودم می دانستم. به طریق مختلف سعی می کردم با انجام کارهای مختلف بازخورد مناسب از مسئولین اداره دریافت کنم و در این امر با دیگران رقابت می کردم و حتی سعی می کردم عملکرد یا نگرش آنها را تخریب کنم تا خودم را در نظر مسئولین اداره بالاتر و با ارزش تر نشان دهم.
زمانی که ازدواج کردم همین نگرش اشتباه را در رابطه با همسرم داشتم. خیلی برام مهم بود که از نظر همسرم مرد ایده آلی باشم ولی از آنجا که نظر و نگرش انسانها همواره در حال تغییر کردن است هرگز در کسب احساس ارزشمندی از رضایت مندی همسرم موفق نبودم و بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که ما برای زندگی با هم مناسب نیستیم و اوضاع روابط عاطفی ما قدم به قدم بد و بدتر شد.
هر انسانی بنا به مسئولیت های اجتماعی که برعهده می گیرد در معرض خطر وابسته کردن احساس ارزشمندی خود به مهمترین افراد وابسته به موقعیت اجتماعی خود می باشد.
کودکان هرچه بزرگتر می شوند احساس ارزشمندی خود را به نظر والدین و معلمین خود وابسته می کنند.
وقتی وارد اجتماع و عرصه کار می شوید احساس ارزشمندی خود را به نظر اطرافیان و افرادی که تحت نظارت آنها مشغول کار هستید وابسته می کنید.
زمانی که وارد رابطه با جنس مخالف می شوید احساس ارزشمندی خود را به میزان رضایت و وابسته شدن فرد مقابل به خودتان وابسته می کنید.
وقتی در نقش والدین قرار می گیرید احساس ارزشمندی خود را به موفقیت ها و رفتار فرزندانتان وابسته می کنید.
نقش های زیادی در جریان زندگی وجود دارند که ما به مرور وارد آنها شده و به واسطه هر نقش با افرادی در ارتباط قرار می گیریم که برای ما مهم هستند و احساس ارزشمندی خود را به رضایت یا عملکرد یا واکنش آنها وابسته می کنیم.

خداوند در قرآن کریم تذکر داده است که شرک به خود را نمی بخشد.
مسلماً خدا، این را که به او شرک ورزیده شود نمیبخشاید و غیر از آن را برای هر که بخواهد میبخشاید، و هر کس به خدا شرک ورزد، به یقین گناهی بزرگ بربافته است.
(سوره نساء آیه ۴۸)
شرک ورزیدن به خداوند فقط مربوط به پرستش غیر خدا یا شریک برای خداوند قائل شدن نیست بلکه شامل شریک کردن انسان ها در رابطه خود با خداوند نیز می باشد.
زمانی که احساس ارزشمندی خود را به نظر و نگرش دیگر انسانها وابسته کنید در واقع برای خداوند شریک قائل شده اید چون خداوند خالق شماست و بالاترین ارزش را برای شما قائل است اما شما احساس ارزشمندی خود را از خداوند گرفته و آن را در نگاه و کلام دیگر انسانها جستجو می کنید.
حتما همه ما در زندگی مرتکب اشتباهات زیادی شده ایم. اطرافیان ما در این شرایط از طریق انتقاد کردن باعث ایجاد احساس گناه در ما می شوند و احساس ارزشمندی ما را تخریب می کنند.
ممکن است به این نتیجه برسید که انسان گناهکاری هستید و خود را انسان بی ارزش و نالایقی بدانید.
آگاه باشید که خداوند بیشتر از آنچه برای خودتان می خواهید یا درباره خودتان باور کرده اید وارد زندگی شما نمی کند.
خداوند برای نگرش شما به خودتان احترام قائل است چون بالاترین ارزشمندی را برای بنده اش قائل است و همواره بر اساس دستورات او عمل می کند.
زمانی که احساس ارزشمندی خود را از دست می دهید دیگر خود را لایق محبت، توجه و شرایط عالی در زندگی نمی دانید و خداوند نیز دقیقا همانگونه که شما درباره خودتان عقیده دارید با شما برخورد خواهد کرد. این نهایت احترام و ارزشمندی است که خداوند در مقابل شما به اجرا می گذارد.
او برای نگرش و عقیده شما درباره خودتان احترام و ارزش بسیار زیادی قائل است.
بنابراین اگر می خواهید شرایط زندگی خود را دگرگون کنید باید از تغییر نگرش درباره خودتان شروع کنید.
اکنون در هر شرایطی زندگی می کنید مشخص کننده میزان احساس ارزشمندی است که در وجودتان نسبت به خودتان قائل هستید.

سالهای زیادی از زندگی تصورم این بود که به واسطه گناهان و رفتار نامناسبی که داشته ام از طرف خداوند مورد خشم و غضب قرار گرفته ام و او مرا از درگاه خود رانده است به همین دلیل است که هرچه تلاش می کنم هیچ توفیقی در زندگی ام حاصل نمی شود.
اما به لطف خدای مهربان زمانی که به موضوع قدرت ذهن و کمک خداوند در زندگی هدایت شدم این آگاهی در من شکل گرفت که برای تغییر شرایط زندگی نیاز نیست که اعمال و رفتار خاصی انجام دهم تا نظر خداوند را درباره خود تغییر دهم یا کاری کنم بلکه خداوند مرا ببخشید و مورد رحمت قرار دهد.
من فقط باید احساس ارزشمندی را در وجودم ایجاد و گسترده می کردم و از وقتی به این موضوع مهم پی بردم تمام تمرکز و تلاش خود را صرف اصلاح افکار، نگرش و عملکرد خودم کردم و به این ترتیب به مرور احساس ارزشمند بودن را در وجودم ایجاد و گسترش دادم.
نکته جالب توجه اینکه در نوشته های قبلی این موضوع مطرح شد که خداوند در قرآن فرموده است که دعای درخواست کننده را اجابت می کنم به شرط اینکه او هم دعوت مرا بپذیرد و به من ایمان بیاورد.
همچنین عنوان شد که درخواست ها بدون در نظر گرفتن شرایط درخواست کننده مورد پذیرش قرار می گیرند و به این شکل نیست که بعد از دریافت درخواست ها از سوی بندگان خداوند درخواست ها را بر اساس ارزشمندی انسانها دسته بندی کند بلکه همه درخواست های رسیده از سوی انسانها اجابت می شود.
اما در این نوشته شرح داده شد که اگر احساس ارزشمندی نداشته باشیم هرگز به خواسته های خود نمی رسیم. شاید به نظر این دو موضوع برخلاف یکدیگر باشند اما در واقعیت اینطور نیست.
اینکه درخواست ما از طرف خداوند بدون سنجش ارزشمندی انسانها پذیرفته می شود وعده خداوند است و خداوند خلاف وعده خود عمل نمی کند. اما دریافت نعمت ارتباط مستقیم با احساس ارزشمندی که در وجودمان نسبت به خودمان ساخته ایم دارد.
اگر در درون احساس ارزشمندی نکنیم، پاسخ درخواست های ما توسط خداوند داده می شود اما پاسخ به دست ما نمی رسد یا وارد زندگی ما نمی شود به این دلیل که خود را لایق دریافت نعمت یا تجربه خوشبختی و شرایط آسان و رحت الهی در زندگی نمی دانیم.
باید برای خود این موضوع را منطقی کنید که اگر به این موضوع عقیده دارید که خداوند به دعاها و درخواست های شما پاسخ می دهد باید خود را آماده دریافت پاسخ و نعمت های الهی کنید و این کار فقط با زدودن گرد و خاک احساس بی ارزشی از وجود انسان امکانپذیر است.
اینکه احساس ارزشمندی خود را به انسانهای پیرامونتان وابسته کنید و سپس انتظار دریافت پاسخ درخواست های خود از طرف خداوند را داشته باشید با هم همسو و هم جهت نیستند.
اگر به خداوند ایمان دارید که پاسخ درخواست های بندگان را اجابت می کند باید احساس ارزشمندی خود را نیز به نگاه و نگرش خداوند درباره خودتان وابسته کنید تا واجد شرایط دریافت نعمت های الهی در جریان زندگی تان شوید.

وابسته کردن احساس ارزشمندی به خداوند
اکنون که به اهمیت موضوع احساس ارزشمندی در تغییر شرایط زندگی پی بردیم چگونه باید احساس ارزشمندی خود را به خداوند متصل کنیم؟!
قدم اول: من انسان ارزشمندی هستم
مهمترین موضوع در ایجاد و گسترش احساس ارزشمندی در وجودتان این است که بپذیرید انسان ارزشمندی هستید.
چرا فکر میکنی انسان ارزشمندی هستی؟
چون خداوند خالق من است.
چه کار مهمی انجام دادی که فکر میکنی انسان ارزشمندی هستی؟
مهم نیست من کار مهمی انجام داده باشم، مهم این است که خداوند با خلق کردن من کار مهمی انجام داده است.
کی گفته که تو انسان ارزشمندی هستی؟ سر چه حسابی این فکر رو می کنی؟!
نیاز به تایید یا شنیدن از دیگران ندارم. من بدون حساب و کتاب کردن دنیای انسانی از نظر خداوند انسان ارزشمندی هستم و این برای من کافی است.
سر چه حسابی می گی از نظر خداوند انسان ارزشمندی هستم؟ تو که پیامبر یا عزیز کرده خداوند نیستی. تو که به اندازه کافی اعمال خیر و ثواب انجام نداده ای!
قبل از اینکه من وارد این جهان شوم و بخواهم برای رضای خداوند کاری انجام دهم او مرا به امر خود ارزشمند قرار داده است. بنابراین بعد از حکم خداوند من و هیچ کس دیگری نمی تواند در تغییر این حکم خلل ایجاد کند. پس بدون نیاز به انجام کار خاص من از همان بدو خلقتم از طرف خداوند ارزشمند آفریده شده ام.
داستان حکم خداوند درباره ارزشمند بودن انسان در قرآن به شکل واضح شرح داده شده است.
خداوند مقام انسان را در بالاترین حالت ارزشمندی قرار داده است و او را به جانشینی خود در زمین انتخاب کرده است.
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً؛
و هنگامی که پروردگار تو به فرشتگان گفت: من بر روی زمین جانشینی قرار میدهم. (بقره ۳۰)
باور کنید که شما خلیفه خداوند بر روی زمین هستید. باور کنید که شما سرپرست زمین و زمان هستید. باور کنید که خداوند جهان هستی را در اختیار شما قرار داده است تا از مواهب و نعمت های آن استفاده کنید.
این نگرش را در وجود خودتان ایجاد کنید که لیاقت و توانایی استفاده از همه آنچه خداوند بعنوان نعمت و خدمت وارد این جهان می کند را دارید.
آنچه خداوند درباره انسان وعده داده است برای داشتن احساس ارزشمندی کفایت می کند.
هنگامی که پروردگار تو به ملائکه گفت: من میخواهم در زمین خلیفهای قرار دهم. (فرشتگان) گفتند: آیا کسی را در زمین قرار میدهی که فساد و خونریزی میکند؟ (در حالی که) ما تسبیح و حمد تو را به جا میآوریم و تو را تقدیس میکنیم.
(خداوند) گفت: من حقایقی را میدانم که شما نمیدانید. و (خداوند) علم اسماء را همگی به آدم آموخت، سپس آنها را به فرشتگان عرضه کرد و گفت اگر راست میگویید مرا به اسمهای اینان آگاه سازید. (فرشتگان) گفتند: منزهی تو، ما جز آنچه را که به ما تعلیم دادهای نمیدانیم. تو دانا و حکیم هستی.
سوره بقره آیه ۳۰ تا ۳۲
به این موضوع فکر کنید که خداوند علم اسماء را به شما آموخته است که حتی ملائک از آن بی بهره هستند.
علم اسماء همان علم اسرار آفرینش است. خداوند علمی را به شما آموخته است تا بتوانید با استفاده از آن امور مادی و معنوی را درک کنید و شما را سرشار از استعدادهای گوناگون قرار داده است تا بتوانید هرآنچه دوست داری در دنیای مادی تجربه کنید را برای خودتان خلق کنید و سرشار از لذت آفرینش در دنیای مادی شوید.
شما مجهز به نیروی خداوند برای خلق شرایط زندگی تان به هرشکلی که دوست دارید هستید.
شما مجهز به قدرت ذهن و تمرکز بر خواسته هایتان شده اید.
شما مجهز به قدرت تصویرسازی ذهنی و تجسم رویاهایتان شده اید.
اینها همه جزئی از علم اسماء هستند که خداوند آن را در اختیار انسان قرار داده است. ویژگی که منحصر به وجود انسان در دنیای مادی شده است.
هنگامی که به ملائکه گفتیم برای آدم سجده کنید پس همه آنها سجده کردند، جز ابلیس که تکبر ورزید و از کافران بود.
سوره بقره آیه ۳۴
به این موضوع فکر کنید که ملائک به شما سجده کرده اند. این به تنهایی برای داشتن احساس ارزشمندی کافی نیست؟!
شما آفریده ای هستید که خداوند، گرامی تان داشته است و به شما استعدادهای بی شماری داده تا به واسطه آنها بر سایر مخلوقات جهان مادی برتری داشته باشید. به شما قدرت ذهن و تصویرسازی ذهنی را عطا کرده است تا با استفاده از آن آنچه دوست دارید را در دنیای مادی خلق و تجربه کنید.
پس چون او را درست كردم و از روح خويش در آن دميدم سجده كنان براى او [به خاك] بيفتيد.
سوره ص آیه ۷۲
خداوند از روح خود در شما دمیده است و قدرت خلق کنندگی خود را به همراه تمام صفات نیکویش در وجود شما قرار داده است. همانگونه که خداوند به بهترین شکل ممکن شما را خلق کرده است شما هم می توانید به بهترین شکل ممکن زندگی خود را خلق کنید.
این یک توهم یا خبر خوش یا وعده سر خرمن نیست بلکه ویژگی وجودی شماست.
با یک نگاه ساده به جریان زندگی خود موارد زیادی را می توانید پیدا کنید که مطمئن هستید خودتان خالق آن شرایط بوده اید.
به زمانی فکر کنید که تصمیم گرفتید کاری را به سرانجام برسانید اما از نظر اطرافیان و شرایط موجود در آن زمان غیرممکن بوده است اما شما به واسطه ایمان و امیدی که در قلب خود داشتید حرکت کردید و نتایج فراتر از انتظار خود و اطرافیانتان کسب کردید.

از این نوع موارد در زندگی همه انسانها وجود دارد اما نمی دانند که رخ دادن آن به واسطه قدرت خلق کنندگی است که خداوند در وجودشان نهفته است. برخی آن را شانس و برخی آن را معجزه خداوند می نامند در صورتی که نتیجه قدرت خلق کنندگی است که در وجود همه انسانها نهفته شده است.
قدم اول برای تحقق خواسته هایتان این است که به ارزشمندی و قدرت خلق کنندگی خود باور و یقین پیدا کنید.
شما انسان ارزشمندی هستید چون فراتر از همه موجودات عالم قدرت خلق کنندگی دارید.
شما انسان ارزشمندی هستید همانگونه که وجود همه انسانها ارزشمند می باشد فارغ از اینکه احساس ارزشمندی داشته باشند یا تصور کنند انسان بی ارزش و بی فایده ای هستند.
پذیرش اینکه به خودی خود و بدون حتی یک عمل یا گفتار بعنوان عبادت یا پرستش خداوند انسان ارزشمندی هستید شما را در مسیر تحقق خواسته هایتان قرار می دهد.
باید این نگرش که بودن و حضور شما در دنیای مادی بسیار ارزشمندتر از تمام خواسته هایتان است در وجود خود ایجاد و گسترش دهید.
هرآنچه به عنوان خواسته در وجودتان شکل گرفته است همه از نعمت ها و امکاناتی است که خداوند از قبل برای راحتی و آسایش و لذت بردن از زندگی برای شما خلق کرده است.
آنها برای شما خلق شده اند بنابراین هرچه باشند از نظر ارزشمند بودن بسیار پایین تر از حضور و آفرینش شما هستند.
به این نکته توجه داشته باشید نباید قیمت گذاری های دنیایی را در برابر احساس ارزشمندی قرار دهید.
بسیاری از انسانها هنگام مواجه شدن با قیمت و بهای آنچه دوست دارند داشته باشند جون در آن شرایط توانایی پرداخت مبلغ آن را ندارند احساس ازشمندی خود را تخریب می کنند و تصور می کنند این خانه یا ماشین یا هر چیزی که باشد برای من نیست.
خداوند داشتن این را برای من نخواسته است.
در برابر خواسته خود احساس عجز و ناتوانی می کنند و به شدت احساس ارزشمندی خود را تخریب می کنند درصورتی که توانایی مالی خود را هرگز نباید به احساس ارزشمندی تان وابسته کنید که اگر توانایی مالی داشتید انسان ارزشمندی هستید و اگر توانایی مالی نداشتید احساس بی ارزشی کنید.
همیشه و در همه شرایط همه آنچه دوست دارید داشته باشید، فقط جزئی از نعمت های بی نهایت الهی می باشد که از قبل برای شما خلق و آماده شده است. اگر شرایط پرداخت وجه آن را ندارید نباید احساس ارزشمندی خود را تخریب کنید.
باید با نهایت احترام به جایگاه و منزلتی که خداوند برای شما در نظر گرفته است در حالی که سرشار از احساس ارزشمندی هستید به داشتن و احساسی که از تجربه کردن آن خواسته در شما شکل خواهد گرفت فکر کنید.
چگونگی پرداخت یا در اختیار شما قرار گرفتن آن نعمت و شرایط را به فراموشی بسپارید این وظیفه شما نیست. خداوند تحقق خواسته های شما را تضمین کرده است.
این آگاهی ها وعده های خوش احساس یا برای ایجاد امید و انگیزه در وجود شما نیست بلکه واقعیت زندگی تان است که بارها تا کنون آن را تجربه کرده اید.
مگر نبوده که چیزی را خواسته اید یا دوست داشتید شرایطی را تجربه کنید و به راحتی و بدون اینکه حتی یک قدم یا حرکتی از شما سر زده باشد خواسته شما توسط دیگران به شما هدیه یا در اختیار شما قرار گرفته است؟!
چقدر مثال در زندگی خود و اطرافیانتان سراغ دارید که اطمینان دارید خداوند همه کارها را به شکل معجزه وار انجام داد تا شما یا فردی در اطرافیان شما به خواسته خود برسد.
اینها نشانه های قدرت خلق کنندگی است که خداوند به واسطه دمیدن از روح خود در وجود شما قرار داده است.
اگر اندکی فکر کنید موارد زیادی در زندگی تان وجود دارد که تحقق خواسته شما از نظر دیگران دور از انتظار بوده است اما تنها به این دلیل که در وجودتان شوق و انگیزه رسیدن به آن خواسته را حفظ کرده اید خداوند از بی نهایت طریق وارد عمل شده و شرایط و امکانات و همزمانی هایی را رقم زده است تا شما را به خواسته تان برساند.
این نتیجه استفاده از قدرت خلق کنندگی است که در وجود شما قرار داده شده است.
شاید در ذهن شما این افکار مرور شود که قبولی در فلان رشته یا رفتن سر کار یا ازدواج با فردی مورد علاقتان خواسته بزرگی نبوده است اما خواستن آن خانه یا ماشین یا هر شرایطی که دوست دارید خیلی بزرگ و دست نیافتنی است.
به خودتان یادآوری کنید که آنچه برای ذهن منطقی شما بزرگ به شمار می آید برای خداوندی جزئی از جزء هم به حساب نمی آید.
آرزوها و خواسته هایتان را در برابر شرایط فعلی خود قرار ندهید بلکه آن را در برابر شرایط همیشگی خداوند قرار دهید.
شاید شرایط و ظاهر فعلی زندگی شما اینگونه باشد که توانایی پرداخت مبلغ خرید آن خانه یا ماشین یا هر شرایطی را ندارید اما آنچه از نظر شما منطقی است از نظر خداوند هرگز منطقی نیست.
منطق خداوند همیشه بر شدن و امکان داشتن و قابل خلق و تجربه کردن می باشد.
منطق خود را کنار بگذارید و با منطق خداوند به تحقق خواسته هایتان فکر کنید.

قدم دوم: ارزشمند بودنتان را خلل ناپذیر کنید.
همه ما در زندگی بارها مرتکب اشتباه شده ایم. در این شرایط ممکن است اطرافیانتان از شما انتقاد کنند و باعث شوند احساس گناه یا پشیمانی در شما شوند تا جایی که کاملا در هم شکسته و احساس بی ارزشی و بی لیاقتی کنید.
آگاه باشید که از این لحظه به بعد هرگز نباید در دام انتقاد و شکایت دیگران گرفتار شوید.
خداوند برای شما این حق و شرایط را در نظر گرفته است که بارها در زندگی تان مرتکب اشتباه شوید.
اشتباه کردن برابر با گناه کردن نیست.
این طبیعت زندگی است که همواره در معرض اشتباه کردن باشید.
ممکن است در حرف زدن مرتکب اشتباه شده و حتی باعث رنجش دیگران شوید. اصلا مهم نیست. می توانید برای اشتباهی که مرتکب شده اید عذرخواهی کنید و سعی کنید گفتار خود را اصلاح کنید.
ممکن است در عمل مرتکب اشتباه شده باشید و حتی باعث آسیب به دیگران شوید. اصلا مهم نیست. در حد توان خود برای جبران اشتباهی که مرتکب شده اید اقدام کند و سعی کنید رفتار یا عملکرد خود را اصلاح کنید.
ممکن است در انتخاب کردن هر مساله ای در زندگی خود مرتکب اشتباه شوید. اصلا مهم نیست. در حد توان خود برای جبران اشتباهی که مرتکب شده اید اقدام کنید.
اشتباه کردن جزئی از زندگی انسان هاست و هیچ انسانی پا به این دنیای مادی نگذاشته است که بارها در زندگی اش مرتکب اشتباه نشده باشد.
فقط خداوند است که عاری از اشتباه و خطاست. همه انسانهای که تاکنون قدم به این دنیای مادی گذاشته اند و همه آنهایی که در آینده وارد این دنیای مادی می شوند بارها مرتکب اشتباه خواهند شد.
ماهیت تجربه کردن به همراه اشتباه کردن می باشد. انسان به قدرت خلق کنندگی مجهز شد تا بتواند هرآنچه دوست دارد را خلق و تجربه کند. اشتباه کردن جزئی از مراحل خلق و تجربه کردن است.
تا اشتباهی صورت نگیرد اصلاح و پیشرفتی در کار نخواهد بود.
همه پیشرفت های بشر به خاطر اشتباهاتی است که قبلا صورت گرفته و حتی آسیب هایی جدی به بشر وارد شده است اما همه اینها در جهت رشد و پیشرفت دنیای مادی هستند و باید باشند و راهی جز این نیست.
بنابراین برای اشتباهاتی که مرتکب شده اید حق دارید به دنبال اصلاح و بهبود خودتان باشید اما هرگز حق ندارید خودتان را سرزنش کنید. سرزنش کردن خود موجب تخریب احساس ارزشمندی و ناسپاسی خداوند است که شما را ارزشمند خلق کرده است.
چند لحظه به این شرایط فکر کنید:
شما انسان ارزشمندی هستید حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شوید.
همسر شما انسان ارزشمندی است حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شود.
فرزندان شما انسان های ارزشمندی هستند حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شوند.
اطرافیان شما انسان های ارزشمندی هستند حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شوند.
به نظر شما ارتباط انسانها در چنین شرایطی چگونه خواهد بود؟!
دنیایی در صلح و آرامش را تجربه خواهیم کرد.
برای تجربه صلح و آرامش در زندگی نیاز نیست که همه انسانها به این واقعیت باور پیدا کنند یا مانند من و شما فکر کنند.
هر کدام از ما اگر به تنهایی این نگرش را در وجود خود ایجاد کنیم زندگی مان بهشت خواهد شد و این برای هر انسان به تنهایی کافی است.

من تا سن سی و دو سالگی به واسطه افکار و نگرش های اشتباهی که در وجودم بود خودم را انسان بی ارزشی می دانستم و همینطور هر انسانی که به نظر من مرتکب اشتباه شده بود را انسان بی ارزشی می دانستم. نتیجه این نگرش رنج بی پایان بود. همیشه با خودم یا دیگران درگیری ذهنی و فیزیکی داشتم.
زمانی که به این درک رسیدم که من انسان ارزشمندی هستم حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شوم ابتدا با خودم به صلح رسیدم. دیگر برایم مهم نبود که دیگران درباره من و حتی اشتباهات من چه فکر یا نظری دارند.
من به احساس ارزشمند بودنم را به نظر خداوند درباره خودم گره زده بودم و به یک باره نظر و عقیده مردم برای من بی اهمیت شد.
سپس پذیرفتم که همه انسانها موجوداتی ارزشمند هستند همانگونه که من ارزشمند هستم و این نگرش باعث ایجاد صلح و آرامش در وجودم نسبت به اطرافیانم شد.
دیگر از رفتار و گفتار انسانها مانند گذشته خشمگین یا عصبانی نمی شدم.
اگر حرفی می شنیدم یا حرکتی مشاهده می کردم که باید باعث رنجش من می شد می توانستم بر احساس خودم مسلط باشم و این نگرش را در ذهنم مرور مکنم که این فرد هم انسان است و مانند من قابلیت اشتباه کردن دارد بنابراین می توانستم از شر افکار مزاحم که مرا دعوت به مقابله کردن و واکنش دادن می کرد رها شوم.
برای اینکه در زندگی به احساس آرامش برسید نیاز به همراهی اطرافیانتان ندارید. به تنهایی قادر هستید دنیای شخصی خود را سرشار از آرامش و احساس خوب کنید. این قدرت خلق کردنی است که خداوند در وجود هر انسان قرار داده است.
اگر در گذشته بارها مرتکب اشتباه شده اید و تصور می کنید به واسطه آن همه اشتباه انسان بی ارزشی هستید همین الان باید مخزن ذهن خود را از شر افکار منفی خالی کنید.
خداوند برای هر اشتباهی، رحمتی قرار داده است. بلند شو، سرت را بالا بگیر و زندگی کردن را ادامه بده و مطمئن باش که آینده تو روشن تر و پربرکت تر از گذشته ات خواهد بود.
بگو اى بندگان من که بر خود زیادهروى و اسراف کردید، از رحمت خدا نا امید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را مىآمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
سوره زمر آیه ۵۳
توجه کنید که خداوند از عبارت گناه یا حتی اشتباه استفاده نکرده بلکه از واژه زیادهروی و اسراف استفاده کرده است. این نشان از لطف و رحمت خداوند است که هرگز بندگان خود را خطاکار یا گناه کار نمی داند چون بر ماهیت وجود انسان آگاه است که قابلیت اشتباه کردن دارد و حتی ممکن است در اشتباه خود زیاده روی کند تا جایی که احساس گناه یا پشیمانی کند.
این نشان از بی تغییر بودن ارزشمندی شما در نزد خداوند می باشد. هرگز ارزش شما نزد خداوند تغییر نخواهد کرد و همیشه در همان حالت اولیه و مقدس خود باقی خواهد ماند.
اما آنچه از کودکی شنیده ایم همه وعده قهر و خشم خداوند را به واسطه اشتباه کردن داده اند و از آنجایی که همه انسان ها اشتباه می کنند بنابراین همه انسانها احساس بی ارزشی و دور شدن از خداوند دارند.
این درحالی است که همه کودکان جهان تا سن ۴ یا ۵ سالگی هرگز احساس گناه و پشیمانی ندارند به این دلیل که هنوز افکار و نگرش های آنها تحت تاثیر اطرفیان شان قرار نگرفته است.
همه ما در کودکی به شدن احساس ارزشمندی داشتیم و همین واکنش را از اطرافیان خود دریافت می کردیم.
همین الان شما با من هم عقیده هستید که همه بزرگسالان نسبت به کودکان احساس لطف و محبت دارند چون از نظر همه ما کودکان معصوم، قابل ترحم و ضعیف هستند که نیاز به محبت و حمایت ما دارند.
جهانی را تصور کنید که همین نگرشی که درباره کودکان داریم را نسبت به همه انسانها در همه سنین داشته باشیم؟ چقدر دنیای زیبایی خواهد شد.
برای تجربه چنین جهانی باید اقدام کنید.
ابتدا همان نگرش و واکنشی را که نسبت به کودکان دارید نسبت به خودتان داشته باشید.
سپس همان نگرش را نسبت به اطرافیانتان داشته باشید.
این برای تجربه آرامش و خوشبختی در زندگی کافی است.

قدم سوم: نیازمند ارزش و اعتبار انسان ها نباشید
شاید دیگران کاری کنند که شما احساس کنید اصلا استعداد و توانایی ندارید.
ممکن است رفتاری نشان دهند که به شما القا کنند انسان جذابی نیستید.
حتی ممکن است به جایی برسید که تصور کنید هیچ چیز جالبی برای ارائه کردن ندارید.
مردم ممکن است ناامیدتان کنند، طردتان کنند یا حتی چیزهایی بگویند که روحتان آزرده شود.
اگر ارزش و اعتبارتان را فقط از مردم کسب کنید در تمام طول زندگی تان احساس ضعیف بودن و نیازمند بودن خواهید کرد.
احساس بی ارزشی و خودکمبینی خواهید کرد و در این شرایط مسیر تحقق خواسته هایتان را سخت و پیچیده خواهید کرد.
اما اگر یاد بگیرید که ارزش خود را فقط از خداوند کسب کنید و به آنچه خداوند درباره شما گفته است گوش کرده و اکتفا کنید، آنگاه احساس می کنید انسان ارزشمندی هستید. رها شدن از قید و بند دنیای مادی را احساس خواهید کرد.
احساس بخشیده شدن در پیشگاه خداوند را تجربه خواهید کرد.
معنای واقعی عزت نفس و اعتماد به نفس داشتن را تجربه خواهید کرد.
احساس امنیت داشتن در پناه خداوند را احساس و تجربه می کنید.
اینها لازمه رسیدن به احساس ارزشمندی برای تحقق هر آرزویی است که در وجودتان شکل گرفته است.
همیشه به خاطر داشته باشید که خداوند شما را بر اساس ذهنیت والای خویش آفریده است. خداوند به شما نگاه می کند و می گوید: این شاهکار من است. این همان چیزی است که راضی ام می کند.

تمرین:
۱- با توجه به آنچه دریافت کردید درباره احساس ارزشمندی خودتان شرح دهید.
۲- نگرش شما درباره احساس ارزشمندی تان چگونه است.
۳- چقدر احساس ارزشمندی خود را به نگاه و توجه دیگران ارتباط داده اید.
۴- چقدر احساس ارزشمندی خود را به اطرافیان و افراد مهم زندگی تان وابسته کرده اید.
۵- راهکارهای مناسب برای اصلاح افکار و رفتار خود جهت افزایش احساس ارزشمندی تان را مشخص کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.44 از 87 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
در احساس ارزشمندی خودم باید بگم که به قول استاد من همینطوری خودم کلی ارزشمندم چون این نعمت بسیار ارزشمند بهم داده شده که این زندگی مادی را تجربه کنم ولی چون در طول عمرم تا الان مدام مقایسه شده ام و دستاوردهام هر بار کم ارزش نشون داده شده و هر بار این آجرهای ارزشمندی ام از بین رفته اند بجای اینکه ازش برجی بسازم ضد ضربه هر بار در پی خوشحالی دیگران از خودم کم گذاشتم.چند روزی هست که حال متفاوتی دارم بخاطر چندین درخواستی که از خدایم دارم و کاملا بهش واقفم که در مسیر هستم نشانه ها اومده و حتی دستاوردهای کوچک و بزرگی که کسب کرده ام ولی بخاطر یک سری باورهایی که تازه از اعماق رونمایی شده اند و به سطح اومدند و یا در موقعیتی داره حرکت میکنه کمی فکرم را مشغول کرده و جذابیت داستان اینه که این دوره و این قسمت به احساس ارزشمندی گره خورد قسمت ۵ و ۶ دوره پاکسازی به موضوع ارزشمندی اختصاص داده شده در نشانه هام احساس ارزشمندی را دارم میبینم و تجربه میکنم و هر چی در اطرافم میبینم داره بهم میگه قوی باش تو ارزشمندی ولی بخاطر اینکه هر بار خودم را دارم گره میزنم به یک خواسته یا یک نتیجه ای و درگیرش میشم ولی میخوام این تعهد را به خودم و در این جمع دوست داشتنی بیان کنم که خودم را همیشه ارزشمند بدونم و افتخار کنم به خودم چون خدایم مرا ارزشمند قرار داده و بالاتر از خدایم نیست که گفته به خودت احترام بگذار تا الان هم کلی موقعیت ها بوده که منتظر بودم و با خودم میگفتم تا این نشه فایده ای نداره و انجام شد گذشت تمام شد تبدیل به خاطره شد و من همچنان درگیر نتیجه ای در موضوعی جدید هستم و این روند تکراری ادامه دارد اما میخواهم از امروز برای لحظه ام برای حال خوبم برای داشته هایم برای ارزشمندیم زندگی کنم و خودم را احترام بگذارم از داشته هایم لذت ببرم
وقتی درگیر این باشم که چگونه باشم که دیگری مرا تایید کنه یا هر کاری هم کنم و هر کسی باشه اون هم لحظه حال را میبینه چون اون موقعیت و اون زمان برایش اهمیت داره پس چرا تلاش بی ثمر برای کاری و شخصی که با یک کلام ممکنه مرا به سقف ببره یا به زمین بکوبه ولی وقتی در خط نرمال خودم باقی بمانم و بالای خط باشم این روند رو به افزایش حرکت میکنه چون به دنبال این هستم که خودم را راضی کنم و از خودم رضایت کسب کنم وقتی به دنبال کسب رضایت از خودم باشم خودم را با دیروزم مقایسه میکنم موقعی که روزهای قبلم را میبینم که در این شرایط بودم که از هم میپاشیدم و منفی باف تمام دستاوردهام را منهدم میکرد ولی الان هر لحظه به دنبال بهبود احساسم هست
به دنبال راهکار میگردم
هدایت میشم
راهکار ها را میبینم
تلاش میکنم
بهشون عمل کنم
همین اینجا این لحظه دارم مینویسم و به تعهدم عمل میکنم
یعنی تغییر
یعنی پیشرفت
یعنی موفقیت
همین که آموزش هام و آگاهی هام در تضادهای که باهاشون برخورد میکنم بهم یادآوری میشه یعنی اینکه صدای خدا را دارم میشنوم یعنی دارم تلاش میکنم ولی زمانی اینها نبود و الان غوغا کرده ام الان بینهایت آرامش درونم هست
اینکه از لحظه به لحظه فرصت هام دارم برای بهبود عملکردم استفاده میکنم
وقتی کسی از من تعریف میکنه این خدای من هست که از زبان انسانی دیگر مرا تحسین میکند
ولی ای دل غافل که به انسانها بها میدهیم
۲ شب پیش رئیسم در جمعی کلی ازم تعریف کرد و من چقدر خوشحال و این خوشحالی را به همسرم انتقال دادم که من چقدر خوبم و کارم را عالی انجام داده ام و در نگاه رئیسم چه نقش خوبی بسته ام که اینگونه ازم تعریف میکند و الان با این هدایت بی نظیر خداوند بهم که چگونه میتونم ارزشمندی خودم را بیشتر کنم نه در نگاه دیگران بلکه در نگاه خودم از طرف خداوند هر انچه هست از طرف خداوند برای من هست و وقتی نگرشم را به دید خداوند وصل کنم دیگر تایید دیگران از نظر انسانی برایم بی اهمیت میشه بلکه به ارزشمندی خودم بیشتر پی میبرم و هر کجا هم ازم تعریف بشه و تاییدم کنند از جانب خدایم برای من هست
این نگرش من اینگونه باید باشد هر کس هر کجا از من تعریف کرد خدایم دارد از زبان و اعمال بندگانش مرا تحسین میکند
خداوندا سپاسگذارتم
۱۴۰۲.۱۲.۲۳
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیزو مهربانم و دوستان گرامی
استاد اصلا این جلسه با همه جلسات متفاوته و یه جورایی اولین بار که خوندمش شوکه شدم، خیلیی حس خوبی داشتم ولی حس میکنم شوکه شدم از یه طرفی هم انگار باورش سخت بود در عین حال که عمق وجودم میپذیرفت این اگاهی رو، چندین بار بازم مطالعه اش کردم ولی آماده نبودم که کامنت بنویسم الانم سخت بود برام ولی گفتم بنویسم که اطلاعات ذهنم منسجم بشه.
من تا قبل از مطالعه این بخش دقیقا با توجه به آگاهی هایی که پیدا کردم در مدت این چندماه میدونستم که من باید خودم رو ارزشمند بدونم ولی باور کنید همه اش برام سوال بود خب چطور؟دقیقا چجوری؟ که شما تو این متن یه ملاک و معیار معرفی کردید که به واقع من تا قبل از این نه میدونستم و نه درکی ازش داشتم.میدونید آگاهی این جلسه یه جوریه که انگار در مقابلش باید سکوت کرد.سکوتی که از عظمت این آگاهی هست حداقل من اینجوری حس کردم.
استاد من احساس ارزشمندیم و اعتماد به نفسم با آموزش های دوره ورود به سرزمین لاغرها و دوره پاکسازی که در حال یادگیریش هستم به صورت ناخودآگاه تغییر کرد یعنی بعد از مدتی که به خودم میومدم متوجه میشدم یه سری رفتارایی انجام دادم که با گذشته خودم که سراسر عدم اعتماد به نفس بودم خیلی متفاوته نمیتونستم حتی برای خودم توضیح بدم که چطور با دوره های لاغری با ذهن اعتماد به نفسم بالاتر رفته و ترمیم شده.
اما این اگاهی داره مارو آگاه میکنه ملاک و معیاری رو میگه که تا قبل از این نشنیده بودیم.حتی اگر آیات قرآن که در متن جلسه بهشون اشاره کردید رو شنیده بودیم اما دقیقا نمیتونستیم درکش کنیم استاد اما این آگاهی ها خیلیییی ناب و خاااص هستن.
من تا قبل از این آگاهی علی رغم ترمیم و احیای محسوس اعتماد به نفسم ، اما باز در خیلییی موارد حس ارزشمندی نداشتم دقیقا تصورم این بود که باید یه کاری انجام بدم تا این حس ارزشمندی رو به دست بیارم و علاوه بر این بازم کارای اضافه دیگه ای هم انجام بدیم تا همین یه مقدار حس ارزشمندی رو نگه داریم چرا که به هر دلیلی ممکن بود بی اعتبار بشه مثل چیزی که تاریخ انقضاش گذشته.
استااد من در گذشته به طرز وحشتناکی برای گرفتن توجه و تایید افراد اطرافم چه خانواده و چه دوستان و حتی جامعه بشدت به خودم سختی داده بودم و از خودم انتظار خیلییی زیادی داشتم و سختی هایی به خودم دادم که میتونم بگم همه ارامش منو گرفته بود.من سراسر عدم آرامش و استرس بودم حتی به خودم اجازه نمیدادم درست درمون بخوابم یا تفریح داشته باشم یا اصلا یه مدت به خودم استراحت بدم و کاری نکنم چون اگر بیکار میموندم حس بی ارزشی داشتم. شما فکر کنید مدااام در طول سال هایی که مشغول به تحصیل بودم به خودم اجازه نمیدادم یه محصل و بعدها یه دانشجوی متوسط باشم و در تمام مقاطع تحصیلی از اول دبستان تا کارشناسی ارشد من شاگرد اول بودم. و بشدت بمن استرس وارد شده بود و بخاطر این فشار روانی و استرس خیلیی از لحاظ روحی و جسمی آسیب دیدم در واقع خودم به خودم ظلم کرده بودم.نمیتونستم تحمل کنم که متوسط باشم چرا؟ چون اگر شاگرد اول نبودم تمام حس ارزشمندیم ازم گرفته میشد.
برای کار هم همینطور در حدی تلاش کردم که نفر اول استان شدم در آزمون وکالت. حس ارزشمندی من وابسته به مدارک تحصیلی و شغلیم بود باور کنید بارها و بارهاااا میشد تو خلوت خودم از خودم میپرسیدم که سحر اگ تو این مدارک تحصیلی این رتبه این معدل این کارو نداشتی چطور میتونستی زندگی کنی؟ باور کنید هر بار حتی فکر کردن بهش هم منو وحشت زده میکرد تصورش باعث میشد حس فردی رو داشته باشم که به کلی هویتشو ازش گرفتن.
اون موقع ها به خودم میگفتم من گمال گرا هستم و یه جورایی بهش افتخار میکردم چون کمال گرایی در جامعه تحسین میشد.
تو خونه هم یه جور دیگه کلی تو خونه کارای خونه و تمیزکاری رو انجام میدادم که تحسین و توجه و تایید پدر مادرمو بگیرم اما باور کنید هیچوقت اون برخوردی که انتظارشو داشتم نگرفتم.
در کل خیلییی به خودم زحمت میدادم که اون حس ارزشمندی اون حس خوب ناشی از محترم بودن و عزیز بودن رو بدست بیارم اما هر بار بیشتر از قبل ناکام بودم و بیشتر حس ناکامی من به این دلیل بود که در درون خودم وقتایی که با خودم خلوت میکردم همیییشه حسم نسبت به خودم بد بود و خودم رو ارزشمند نمیدیدم احساس لیاقت نمیکردم.
من فکر میکنم احساس عدم لیاقت در برخورد با افراد یه جوری مارو آزار میداد و در خلوت و درون خودمون ؛ مارو بیشتر آزار میداد یعنی در برخورد با اطرافیان بر طبق الگوهای نادرستی که داشتیم فکر میکردیم خب باید یه کاری انجام بدم خب همه مون تقریبا یه لیست بلند بالا از این کارا رو تو ذهنمون داشتیم اما سوال واقعی این بود که اگر خودم بخوام خودم رو ارزشمند بدونم زمانایی که با خودم تنهام چه کنم؟؟؟
این سوال بیجواب همیشگی من بود کخ نمیدونستم دیگه باید چیکار کنم که وقتی با خودم تنهام وقتی خودمم و خودم چطور میتونم از این حس آزاردهنده و کشنده بی ارزشی و عدم لیاقت رها بشم؟ چطور خودمو رها کنم از این حس؟ خیلییی حس بدی بود برا همینم من از تنهایی با خودم استاد وحشت داشتم شاید نتونید تصور کنید این حس وحشت چطور بود اما حاضر بودم هر کاری بکنم تا با خودم و این حس تنها نشم و برای همینم همیشه سعی میکردم تنها نمونم.
خدای من خیلییی زندگی پر از تیرگی و حس بد بود.
استاد بارها افرادی رو میدیدم که بدون اینکه موقعیت خاصی داشته باشن یا تحصیلات خاص یا حتی ظاهر خاص اما بشدت حسشون نسبت به خودشون خوب بود و احترام قابل قبولی هم داشتن بدون اینکه نظر بقیه براشون مهم باشه و من با دیدن این افراد یه علامت سوال خیلیییی بزرگ تو ذهنم تشکیل میشد و همیشه با خودم درگیر بودم که آخه چطووور؟؟؟ بارها از خدا میپرسیدم خدا راز حس و حال این اشخاص چیه؟ چرا اینقد حالشون خوبه؟چرا آرومن؟چرا همه بشون احترام میذارن؟ چرا هر چی آدم خوب و شریفی هست به پست این افراد میخوره؟ حتی ممکن بود اون افراد اصلا ظاهر به قول خودمون مذهبی نداشتن برعکس اون مواقع من اما به طرز عجیبی با انسان های خوب و شریف برخورد میکردن اما برای من کاملا برعکس بود.
این سوال رو اووونقدر پرسیدم تا اینکه به لطف خدا امسال من با سایت شما استاد عزیزم آشنا شدم و در یک روند تکاملی این احساس ارزشمندی من بهبود پیدا کرد اما هنوز حس میکردم یه جای کار برام مبهمه تا اینکه خدا به درخواست قلبی من پاسخ داد و این جلسه عااالی و جلسه تکمیلیش رو در عین حال که اصلااااا تصورشو نمیکردم تو این دوره ممکنخ در موردش صحبت بشه، ارائه شد. خدای من انگار گمشده خودم انگار اون تیکه پازلی که نداشتمش رو پیدا کردم.
متوجه شدم که همینکه خدا من رو وارد این جهان کرد به ارزشمندی من بوده. وای خدای من اصلا لازم نیست کار خاصی انجام بدیم که این ارزشمندی رو بدست بیاریم بلکه داریمش، هست!
اصلا این الگوی اشتباه که از زمانی که کمکم بزرگ شدیم بهمون القا کردن که در هر برهه از زندگیمون اگر قراره ارزشمند باشیم باید یه سری کارهارو انجام بدیم مارو بشدت درگیر حاشیه کرد و مارو از اصل خودمون از اصل زندگیمون جدا کرد. چقدرررر انرژی از ما گرفته بود و حالت ما رها شدیم حالا خدا داره به ما میگه این باری رو که سالهاااا رو دوشت گذاشته بودی رو بنداز!
تو ارزشمندی تو هدایت شده ای تو قبل از اینکه بخوای کاری برای بقیه برای من انجام بدی ارزشمندی!!!!
استاد واقعا زبانم قاصره که بخوام اونطور کخ باید و شاید در مورد اینجلسه صحبت کنم حس میکنم بارها و بارهااا باید مطالعه اش کنم تا تو ذهنم نفوذ کنه و بتونم مدام به تودم یادآوریش کنم.
استاد بینهایت از شما سپاسگذارم واقعت اول از خدا و بعدا از شما ممنونم بابت این دو جلسه که اصلااا تصورشو نمیکردم در موردش صحبت بشه اما خدا همه جوره داره مارو راه میندازه مارو داره وارد مسیر صحیح میکنه و مارو حسابی مجهز میکنه به آگاهی ناااب به ابزار کارآمد..
واقعا سپاسگذارم و در عین حال خوشحالم نمیدونید داشتن این دوره چه لذتی به من داده چه دلخوشی و امید به زندگی برام شده استاد💕
خدا قوت بهتون میگم و ازتونمیخوام ادامه بدید استاد هیچوقت خسته نشید همیشه باشید همیشه بمونید🙏🏻🌹
خیلیی دوستتون دارم🌹🙏🏻💕
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️❤️
سلام
زندگی با کمک خداوند گام سیزدهم_ احساس ارزشمندی
تمرین آموزشی ✍️
مطالب این گام خیلی ارزشمند و مفید بود من چندین بار خواندم تا تونستم مطالب و هضم و درک کنم خیلی فوق العاده ست تک تک کلماتش به عمق جانم نشست و کلمه به کلمه شو با تمام وجودم پذیرفتم و یک حال و هوای عجیب و خاصی هنگام مطالعه داشتم استاد واقعا دست مریزاد بهتون تبریک میگم که اینقدر زیبا حس ارزشمند بودن جایگاه انسان و انسانیت و درک کردید و چه قدر زیبا و ساده و سهل و آسان به ما این احساس ارزشمند بودن مونو انتقال دادید خوشا به سعادت مادرتون که همچین فرزندی پرورش دادن ان شا الله که جایگاه شون بهشت باشه که صد در صد هست و خوشا به سعادت خانواده و اطرافیان تون که این چنین مرد بزرگ و فرزانه ای در کنار شون هست
چه روزهای از دست رفته ای که زندگی نکردم و فقط روزها رو سپری کردم همش تو فکر این بودم این کار و انجام بدم این راضی باشه اون کار و انجام بدم فلانی راضی باشه
قبل ازدواج همه تلاشم این بود که خوب درس بخونم ، دختر خوبی باشم ، حجاب مو رعایت کنم ، بلند نخندم ، زیاد شاد نباشم تا اینکه خانواده ام بهم افتخار کنند و ازم راضی باشن
بعد ازدواج چه فداکاری ها و خدماتی انجام دادم و چه کارهایی که به خاطر دل خودم انجام ندم و روشون خط زدم که همسرم و خانواده اش ازم راضی باشند
و بعد از مادر شدنم چه فداکاری هایی که به خاطر فرزندان و بازم همسرم انجام دادم
کارهایی که برای فرزندانم انجام دادم منتی نیست از جان و دل بوده چون اونا تیکه ای از وجودم هستن ولی خدماتی که برای دیگران انجام دادم واقعا وظیفه من نبوده درسته ما خانم ها اسم شو میزاریم لطف و محبت ولی با خوندن این مطالب و درک اونا فهمیدم که اسمش محبت و لطف نیست البته من با خودم هستم کارهای احمقانهای بوده که ریشه در نداشتن اعتماد به نفس من داشته یعنی من چون اعتماد به نفس نداشتم چون خودمو دوست نداشتم از جایگاه ارزشمند خودم آگاه نبودم اون خدمات و میدادم که اونا رو از خودم راضی نگه دارم تا مورد تایید شون قرار بگیرم
الان میفهمم که چرا وقتی اونا مطابق چیل من رفتار نمیکردند زود از کوره در میرفتم و عصبانی میشدم چون احساس ارزشمندی مو گره زده بودم به نگاه و توجه اونا و فکر میکردم که من زمانی ارزشمند هستم که اونا کارهای منو تایید کنند و زمانی که اونا فداکاری های منو نادیده میگرفتندمن ناراحت و نام امید میشدم
و الان فهمیدم که من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که زنده ام
من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که مورد هدایت خداوند هستم
خدایا منو ببخش که با وجود تو که خالق من هستی و مقام منو تا این حد والا و ارزشمند قرار دادی که در لحظه آفرینش به همه ملایک گفتی که به من سجده کنند و به خودت به خاطر آفرینش من احسنت گفتی و من باز جایگاه خودم و وجود تو رو فراموش کردم و به جای انتظار داشتن از خودت انتظارم از بندگان تو بود
خدایا کمکم کن تا خودم و جایگاه ارزشمند مو پیدا کنم
قدم اول : من انسان ارزشمندی هستم چون خداوند خالق منه مهم نیست که من کار مهمی انجام بدم مهم اینه که خداوند با خلق کردن من کار مهمی انجام داده من نیازی به تأیید دیگران ندارم ، من بدون حساب از نظر خداوند ارزشمند هستم و این برای من کافیست
من لیاقت و توانایی استفاده از همه آنچه خداوند به عنوان نعمت و پاداش و خدمت وارد این جهان میکنه دارم خداوند به من قدرت تصویر سازی ذهنم و تجسم رویا ها مو بخشیده و این ویژگی فقط مخصوص و منحصر به فرد برای انسانهاست یعنی برای من و مخصوص منه پس من با استفاده از این ویژگی میتونم زندگی مو اون طوری که دوست دارم خلق کنم
قدم دوم : ارزشمند بودن و برای خودم خلل ناپذیر کنم
یعنی من انسان هستم و خداوند برای من این حق و شرایط و در نظر گرفته بارها در زندگیم اشتباه کنم و خطا و اشتباه برای من گناه محسوب نمیشه
همه انسانها دچار خطا و اشتباه میشن و انسان جایزالخطا ست و فقط خداست که عاری از اشتباه و خطاست
ولی افسوس که خانواده و معلمین و اطرافیان با آموزشهای نادرست شون چقدر مارو از خدا دور کردند اگه دروغ بگی ، اگه حجاب تو رعایت نکنید ، اگه بلند بلند بخندی ، اگه صداتو نامحرم بشنوه ، اگه با بزرگترت بد حرف بزنی ، اگر ……….. گناه کردی و خدا دوست ندارم و چقدر ما به خاطر اشتباهاتی که در زندگی انجام دادیم خودمون تخریب و سرزنش کردیم
گل بی عیب خداست ما و همه انسانهایی که در گذشته زندگی کردن و انسانهایی که بعد از ما خواهند آمد بارها دچار اشتباه و خطا خواهند شد
قدم سوم : نیازمند ارزش و اعتبار انسان ها نباشم
من باید یاد بگیرم که ارزش خودمو فقط از خداوند بخوام و دنبال تایید دیگران نباشم من خلیفه خداوند روی زمین هستم خداوند جایگاه من و بی نهایت محترم و ارزشمند قرار داده پس دیگه نیازی به تأیید دیگران ندارم خداوند برای من کافیست همین الان یه موضوعی به ذهنم رسید
امروز صبح بعد از اینکه خونه و اتاق ها رو مرتب کردم و کارهای خونه رو انجام دادم بعد دختر بزرگم خونه نبود با نامزدش رفته بودن بیرون نزدیک ظهر بود که اومدن خونه داشتیم حرف میزدیم که یهو یه حرفی زد که باب میل من نبود یه لحظه ناراحت شدم چون اناقشم خیلی بهم ریخته بود و من تازه مرتب کرده بودم و از انجام کارهای خونه خسته بودم منفی بافی سریع گفت ببین دست نمک نداره و چقدر بچه هات ناسپاسی میکنن و با این افکار یه لحظه انگار بهم ریختم ولی با مرور مطالب زندگی با کمک خداوند با خودم گفتم که خب دختر من آدمه و آدم جایز الخطاست ، اشتباه کرده بعدشم من یاد گرفتم که دیگه نیازی به تأیید دیگران ندارم من ارزشمند بودن مو فقط از خداوند میخوام و تمام به خودم گفتم دیگه به خاطر تایید نشدن از سوی اطرافیان از کوره در نمیارم و عصبانی نمیشم و با مرور این افکار خنده روی لبم نشسته بود یهو دیدم دخترم اومد پیشونی مو بوسید و گفت مامان ببخشید منظوری نداشتم و منم بوسیدم شو همه چیز تموم شد حالا اگه قبلا بود کلی داد و بیداد میکردم که شما همه بی منظورین ، برو ببین اتاقت و همین الان تمیز کردم ، خسته شدم این قدر تو این خونه کار می کنم و ….. بعدشم هم خودم گریه میکردم ، هم دخترم و قهر و ناراحتی و اعصاب خوردی ولی الان با استفاده از این آگاهی های ارزشمند کلی جاها تو زندگیم یاد گرفتم که منفی بافی و ضربه فنی کنم و خودم از زندگیم لذت میبرم
خدایا شکرت
استاد ممنون از زحمات تون
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عزیز ودوستان هم مسیرم
گام ۱۳ از دوره زندگی با کمک خداوند
خداوند مرا ارزشمند آفریده است
من انسان ارزشمندی هستم
در گام های گذشته آموختیم باید مانع ها را بر سر راه خدا بر داریم تا نعمت هایش را راحت در زندگی ما جاری کند آرزوها وخواسته هابی که داریم تحقق پیدا کند
یاد گرفتیم خداوند هیچ فرقی بین بندگان نمی گذارد وفرقی نمی کند مومن باشی یا نه زن باشی یا مرد او بدون هیچ قید وشرطی دعای دعا کننده را اجابت می کند اما الان در این گام می آموزیم با این وجود اگر احساس ارزشمندی در خود حس نکنی خواسته های تو توسط خداوند اجابت می شود ولی وارد زندگی تو نمی شود
اگر احساس ارزشمندی نداشته باشید اهمیتی ندارد چقدر برای تحقق آرزوهای خود تلاش می کنید چون هرگز به خواسته های خود نخواهید رسید
مجموع هزاران برداشت وارزیابی وتجربه ای که فرد از خوددارد باعث می شود که نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمند بودن یا برعکس آن را داشته باشبد
♦️عزت نفس یعنی احساس ارزشمند بودن احساس
محترم بودن شریف بودن واحساس توانایی کفایت داشتن
احساس ارزشمند یک حس درونی وکاملا شخصی است احساس ارزشمندی یعنی احترام به خود یعنی دوست داشتن خود یعنی عزیز و گرامی داشتن خود
معیار وملاک تعیین احساس ارزشمندی باید چه باشد؟.
روانشناسان می گویند عزت نفس غالبا به این بستگی دارد که مهم ترین افراد زندگی مان درباره ما چه فکری می کنند
کودکان تا وقتی مدرسه نرفته اند وتحت آمورش قرار نگرفته اند و والدین هم هنوز مسعولیت به دوش آنها نگذاشته اند سرشار از احساس ارزشمندی هستند چون هنوز با خداوند در ارتباط هستند وبه طور ذاتی حس ارزشمندی را از خداوند دریافت می کنند کم کم توسط والدین این حس ارزشمندی را از خداوند می گیرند وبرای جلب رضایت خانواده تلاش می کنند بعد هم در مدرسه برای معلم ودوستان واین حس ارزشمندی را به اطرافیان وابسته می کنند بعدترهام به همسر همکار وفرزندان ودر طول زندگی در هر ارصه ای با توجه به نقش هایی که در زندگی وارد آن می شوند احساس ارزشمندی خود را وابسته به دیگران می کنند
عوامل موثر در احساس ارزشمندی:
♦️نکته بسیار مهم در موضوع احساس ارزشمندی این است که باید آگاه باشیم احساس ارزشمندی خود را به چه عواملی وابسته کرده ایم
وقتی احساس ارزشمندی را به والدین وابسته کنیم هر وقت آنها ما را سرزنش کردن یا با دیگران مقایسه کردن ما در خود شکستیم واحساس بی ارزشی کردیم
وقتی این احساس ارزشمندی را به همسر وابسته کردیم با تعقیر در نیازها وخواسته های او ودریافت بی احترامی یا ناسپاسی از جانب او احساس کمبود حقارت کردیم ودر خود شکستیم
وقتی احساس ارزشمندی را به فرزندان وابسته کردیم با کوچکترین اختلاف نطر یا بی احترامی از طرف اونها احساس بی ارزشی کردیم
حتی اگر این احساس ارزشمندی را به خداوند وابسته کردیم با انجام عبادت ها واعمال مذهبی باز هم اگر خواسته ای از ما اجابت نشود احساس بی ارزشی می کنیم چون ما این احساس را به خداوند وابسته نکردیم بلکه به اون اعمال وعبادتها وابسته کردیم
در تمام این موارد هرگز به احساس ارزشمندی نمی رسیم چون وابسته کردن احساس ارزشمندی به دیگران معنایی ندارد وهرگز درونی و ماندگار نیست
♦️کلید واقعی رسیدن به احساس ارزشمندی این است که انتخاب کنیم خداوند مهم ترین فرد زندگی ماست
ارتباط احساس ارزشمندی به خداوند:
وابسته کردن احساس ارزشمندی به خداوند به این معنی است که بدون اینکه از طرف شما رفتار یا اعمال خاصی صورت گیرد اطمینان وایمان داشته باشید که از نظر خداوند انسان ارزشمندی هستید
🌷من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که زنده هستم
🌺من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که همیشه مورد هدایت خداوند هستم
💐من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که در همزمانی های مناسب قرار می گیرم
هر انسانی بنا به مسعولیت هایی که در اجتماع به عهده می گیرد در خطر وابسته کردن احساس ارزشمندی خود به مهم ترین افراد وابسته به موقعیت اجتماعی خود می باشد
شرک ورزیدن به خداوند فقط مربوط به پرستش غیر خدا یا شریک برای خداوند قاعل شدن نیست بلکه
شامل شریک کردن انسان ها در رابطه خود با خداوند نیز می باشد
در زندگی همه ما یه زمان هایی بوده که توسط دیگران تحقیر شدیم واون افراد باعث شدن ما احساس گناه کنیم وفکر کنیم آدم بدی هستیم ودیگه خدا مارو دوست نداره واحساس خود کم بینی حقارت کردیم ودیگه خودمون رو لایق دریافت نعمت وتجربه آرزوها وخواسته هامون نمی دونیم از اون جایی که خداوند برای وجود ما ارزش قاعل است نمی خواهد بر خلاف میل ما عمل کند وبه خواسته ما احترام می گذارد وچون خود ما خودمان را لایق نمی دونیم خداوندم خواسته های مارو برآورده نمی کنه ودر همان طبقه ای که بودیم می مانیم
♦️آگاه باشید که خداوند بیشتر از آنچه برای خودتان می خواهید یا درباره خودتان باور کرده اید وارد زندگیتان نمی کند
اگر میخواهید شرایط زندگی خود را دگرگون کنید باید از تغییر نگرش درباره خودتان شروع کتید
الان در هر شرایطی که زندگی می کنید مشخص کننده میزان احساس ارزشمندی است که در وجود تان نسبت به خودتان قاعل هستید
🌺دریافت نعمت ارتباط مستقیم با احساس ارزشمندی که در وجود تان نسبت به خودتان ساخته اید دارد
♦️وابسته کردن احساس ارزشمندی به خداوند:
قدم اول =من انسان ارزشمندی هستم
من انسان ارزشمندی هستم چون زنده هستم
چون دارم زندگی می کنم وفرصت استفاده از نعمت های الهی را دارم من انسان ارزشمندی هستم چون قبل از اینکه پا به دنیا بگذارم خداوند مرا ارزشمنده
کرده انتخابم کرده تاپا به زمین بگذارم وبندگی را تجربه کنم من انسان ارزشمندی هستم چون اشرف مخلوقاتم چون خلیفه خدا بر روی زمین هستم چون خداوند فرا تر از همه مخلوقاتش مرا از قدرت ذهن برخوردار کرده من انسان ارزشمندی هستم چون خداوند با دمیدن روح خود در کالبد من خودش را به من بخشیده ومرا عزیز محترم شمرده واز قدرت خلق کزدن وتمامی صفات خودش در وجود من نهاده
من انسان ارزشمندی هستم چون خداوند علم اسما
که همان اسرار آفرینش هستند را به من آموخته
من انسان ارزشمندی هستم چون فرشتگان بر من سجده کرده اند وتنها همین یک مورد کافیه تا من تا ابد احساس ارزشمندی داشته باشم🌺
♦️همان طور که خداوند به بهترین شکل ممکن شما را خلق کرده شما هم می توانید به بهترین شکل
ممکن زندگی خود را خلق کتید
در زندگی امروزی با زیاد شدن تجملات زندگی وچشم وهم چشمی این باور در جامعه جا افتاده که هرکی از امکانات خوبی در زندگی برخوردار باشه انسان ارشمندی است وداشتن خانه وماشین و سائل لوکس جر ارزش ها محسوب می شه در این شرایط اگه کسی نتونه ماشینی تهیه کنه یا خانه نداشته باشه احساس بی ارزشی می کنه ومی گه من لایق این خانه وماشین یا زندگی مرفه نیستم
ما نمی دانیم همین خواسته هایی که داریم توسط خود خداوند در دل ما ایجاد شده تا آن را طلب کنیم چون از اول خداوند آنها را برای ماتدارک دیده وحق الهی ما هستن پس نباید احساس ارزشمندی خود را به این چیزها وابسته کنیم
نباید قیمت گذاری های دنیایی را در برابر احساس ارزشمندی قرار دهیم
♦️آنچه برای ذهن شما محال ودست نیافتنی است برای خداوند جزعی از جزع هم محسوب نمی شود
♦️منطق خداوند همیشه بر شدن است امکان خلق کزدن وتجربه کردن می باشد
قدم دوم: ارزشمند بودنتان را خلل ناپذیر کنید
ما به دلیل خاطرات گذشته اشتباهاتی که در طول زندگی مرتکب شدیم گاهی دلی از کسی شکستیم گاهی تلخی کردیم خطایی از ما سر زده خواسته یا ناخواسته عملی انجام دادیم که الان با مرور کردنش احساس گناه می کنیم با یادآوریش خودمون رو سرزنش می کنیم این احساس گناه باعث می شه احساس ارزشمندی نداشته باشیم واز خداوند فاصله
بگیریم
♦️سرزنش کردن خود موجب تخریب احساس ارزشمندی ونا سپاسی خداوند است که شما را ارزشمند خلق کرده است
وقتی خودمان را سرزنش می کنیم انگار در حق خدا ناسپاسی کردیم چون خداوند ما را با ارزشمند و گرامی می داند واین حق او نیست ما با سرزنش وبد وبیراه گفتن به خودمان این لطف ویزگی او را زایل کنیم وبه حکم او بی احترامی کنیم
♦️من انسان ارزشمندی هستم حتی زمانی که اشتباه می کنم
♦️همسر من انسان ارزشمندی است حتی وقتی که اشتباه می کند
♦️همسایه واطرافیان من انسان های ارشمندی هستند حتی زمانی که اشتباه می کنند
اگر گاهی فرزند ما یا همسر ما یا نزدیکان ما اشتباه مرتکب شدن اختلافی بود این موضوع نباید باعث شود ما آنها را انسان های بی ارزشی بدانیم همه ما با تمام کم کاستی ها نزد خداوند محترم وبا ارزشیم
🌷هرگز ارزش شما نزد خداوند تغییر نخواهد کرد همیشه در همان حالت اولیه ومقدس خود باقی خواهید ماند
قدم سوم: نیازمند ارزش واعتبار انسان ها نباشبد
اگر ارزش واعتبارتان را فقط از مردم کسب کنید در تمام طول زندگی احساس ضعیف بودن وه نیازمند بودن خواهید کرد🌺
❤️خداوند شما را بر اساس ذهنیت والای خویش آفریده است خداوند به شما نگاه می کند ومی گوید
این شاهکار من است این همان چیزی است که راضی ام می کند
خدا را دوست دارم زیرا هر وقت از خودم راضی نبودم وخودم را دوست نداشتم به من لبخند زد وگفت چطور دلت می آید با بنده نازنین من چنین رفتار کنی آری خداوند نزدیک ومهربان و بخشنده است
بنام خالق من ارزشمند
سلام بر استاد ارزشمندم
من ارزشمند آفریده شده ام خدایا شکرررت
من با این نوشته ارزشمند یاد گرفتم که خداوند منو ارزشمند خلق کرده وبدون هیچ عمل یا عبادتی خداوند منو ارزشمند میدونه بر خلاف اینکه من فکر میکردم ارزشمندی من بابت عوامل بیرونی من هست وجلب رضایت خداوند با انجام واجبات ورضایت دیگران در زندگیم منو ارزشمند میکنهومن ارزشمندیم را وابسته به دیگران میدونستم ولی یاد گرفتم که من باید ارزشمندیم را وابسته به مهمترین کس زندگیم یعنی خداوند بدونم یعنی وابسته به آنچه خداوند در مورد من میگه، چه آگاهی آرامبخشی خدایا شکرت
من ارزشمندم چون مخلوق خداوند ارزشمند هستم
من ارزشمندم چون زنده ام وفرصت استفاده از نعمتهای خداوند را دارم
من ارزشمندم چون خداوند منو هدایت وحمایت میکنه
تمام خواسته ها برای راحتی ولذت من خلق شده اند پس ارزش من از همه خواسته هام بیشتره ومن لیاقت اونها را دارم
من بعد از درخواست از خداوند نباید به چگونه برآورده شدن خواسته هام فکر کنم چون کار من نیست کار خداوند هست ومن فقطباید ایمان داسته باشم وباور کنم که خداوند به راحتی با امکانات خودش آنها را براورده میکنه وانتظار داشته باشم که وارد زندگیم بشه
من ارزشمند خلق شدهام ونباید اشتباهات که لازمه تجربه هست خدشه ای به ارزشمندیم وارد کنه وفقط سعی کنم تا جای که میتونم اشتباهامو اصلاح کنم نه اینکه خودمو بابتشون سرزنش کنم واینکه خودمو نیازمند ارزش واعتبار دیگران ندونم وبا ارزشمند دونستن خودم ودیگران در آرامش زندگی کنم خداوندا بابت این استاد واین آگاهی های ارزشمندش سپاسگزارم
موفق وارزشمند باشید
نشان های دریافت شده
من ارزشمندم چون بزرگترین قدرت هستی منو آفریده.ما ساخت خداوند هستیم همانطور که میپرسیم فلان چیز ساخت کجاست که از کیفیتش مطمئن بشیم باید در مورد نحوه ساخت خودمون هم فکر کنیم. چه کسی مارو ساخته و وارد این دنیا کرده؟ چون ارزش هر چیز به سازنندش مربوط میشه.
ما هنر دست پروردگار هستی هستیم. خالق بی نهایت ها.ما بی نهایت هستیم این صفت از خالقمون گرفتیم خداوند وقتی داشت ما رو میساخت با لمس ما توسط دستان قدرتمندش از همه صفاتش اندکی وارد وجود ما کرد. ما به نوعی خود خدا هستیم. همینقدر ارزشمند و خالق. ما میتونیم مثل خدا افریننده باشیم خلق کنیم هر ان چیزی رو که میخوایم.
نکته اینجاست که اصلا به این موضوعات فکر نمی کنیم تا به ارزشمندی خودمون پی ببریم.اونقدر غرق زندگی روزمره و مشغول آدم ها هستیم که اونها ملکه ذهن ما شدن. همه چیز رو از محیط اطراف و ادم ها میخوایم دریافت کنیم نه از خدای آفریننده.
این کاملا طبیعی هست که رضایت و خوشحالی ما وابسته به رفتار ادم ها باشه. راجع به خود من رفتار و برخورد آدم ها خیلی در شادی و رضایت و حس بدم دخیل هست و تقریبا میتونم بگم در حال حاضر حس من وابسته به برخورد اطرافیان هست و با یه رفتار بد میتونه بد بشه و با یه تایید و احترام میتونم احساس ارزشمندی کنم.
اکثر ما اگه با وجود استعداد فراوان چند نفر یا چند بار تکرار بشه که ما استعداد اون کار رو نداریم شاید دفعه اول نه ولی دفعات بعد حتما تحت تاثیر قرار میگیریم.چون کم کم احساس ارزشمندیمون از بین میره و اون کار رو رها می کنیم.چون احساس ما وابسته به نظر دیگران هست.
واقعیت اینه که شرک بطور وسیع در نگرش تمام انسان ها وجود داره و مهمترینش مهم دونستن نقش انسان ها در زندگی به جای خداست که مکرر در زندگی روزمره اتفاق میوفته.
همه ما اگه شغلی بخوایم اگه ثروت و دارایی بخوایم و یا هر چیز دیگه زبونی از خدا میخوایم ولی توکل مون به آدم ها و موقعیت های زمینی هست
اینجوری احساس ارزشمندی خیلی سخته و مرتب بالا پایین میشه.
خداوند ما رو اشرف مخلوقات خلق کرد وبه فرشته ها گفت برما وموقعیت و مقاممون سجده کنن. چقدر مقام فرشتگان در نظر ما بزرگ هست که مقرب درگاه الهی هستن ولی به این فکر نمیکنم که اونها با اون مقامشون به ما سجده کردن.به بزرگی مقام خودمون فکر نمیکنم.
یکی از دلایل برتری ما نسبت به سایر مخلوقات همین قدرت اشتباه کردن هست. ولی با هر بار اشتباه احساس بی ارزشی می کنیم.من فکر می کنم خدا اشتباهات ما رو دوست داره اصلا خودش خواسته که ما اشتباه کنیم تا بتونیم بعدش اصلاح کنیم.
چیزی به نام گناه وجود نداره چون خداوند گفته تمام گناهان رو میبخشه. چرا به حرف خدا اعتماد نمی کنیم و مدام به اشتباهاتمون فکر می کنیم که نتیجه اش احساس بی ارزشی هست.
چرا به مقاممون نزد خداوند فکر و اندیشه نمی کنیم؟
خداوند گل ما رو با عشق ساخته و زمین و آسمان رو مسخر انسان قرار داده .خداوند قبل از افرینش ما زمین را با تمام تمهیداتش برای زندگی بشر اماده کرد چون میدونست چه مخلوق ارزشمندی قراره پا به زمین بگذاره.
چقدر خوب میشه اگه میتونستیم مثل دوران کودکی بدن توجه به دارایی ها و ازرشهایی که جامعه تعیین کرده احساس ارزشمندی کنیم صرفا بخاطر اینکه انسان هستیم.
کودکان تا قبل از ورود به جامعه احساس ارزشمندی می کنن صرفا بخاطر انسان بودنشون و من دیدم که با ورود به دبستان چقدددر تغییر میکنن و ما فکر می کنیم بزرگ شدن در حالیکه وارد دنیای رقابت و شروع تجربه احساس بی ارزشی در اثر مقایسه با سایر هم سن و سالان مقایسه نمرات و سطح تحصیلی موقعیت مالی شغل پدر و مادر و غیره میشوند.
کاری که پدر و مادرها میتونن انجام بدن برای تداوم حس ارزشمندی کودکان اجتناب از مقایسه کودکان و اعمال فشار برای کسب امتیاز بالاتر از دیگران است.
نشان های دریافت شده
چه مثال جذابی زدید
من ارزشمندم چون بزرگترین قدرت هستی منو آفریده.ما ساخت خداوند هستیم همانطور که میپرسیم فلان چیز ساخت کجاست که از کیفیتش مطمئن بشیم باید در مورد نحوه ساخت خودمون هم فکر کنیم. چه کسی مارو ساخته و وارد این دنیا کرده؟ چون ارزش هر چیز به سازنندش مربوط میشه
سازنده ما خداست و چیزی که خدا خلق کرده در نهایت کیفیت و ارزش هست.وقتی میخواموسیله ای را بخرم دنبال کیفیتش و مارک بودن اون میگردم که برام یک عمر کار بدهد و خیالم از بابتش راحت باشه حال ما خودمون را در نگاه دیگران دنبال میکنیم که چگونه باشیم که مورد تایید بشیم!!!خدایی که زمین و زمان را مسخ من کرده و در اختیارم قرار داده چه ارزش والایی برایم قرار داده؟چرا خداوند نگفت به حیوانات و درختان سجده کنید؟؟؟
ما ساخت خداوند هستیم
همه چیز رو از محیط اطراف و ادم ها میخوایم دریافت کنیم نه از خدای آفرینده.
۱.وقتی وسیله ای میخریم اول دنبال برندی میگردیم که برامون تایید شده باشد ، پس ما تایید شده ی خداوند هستیم۲.بدنبال گارانتی اون هستیم ،ما گارانتی مادام العمر هستیم از جانب خداوند۳.وقتی قطعه ای از اون وسیله خراب بشه به نمایندگی همون برند مراجعه میکنیم، نمایندگی ما احساساتمون و حس ارزشمندیمون هست که با خدا در ارتباطیم۴.اون نمایندگی هیچ وقت اعتبار خودش را خراب نمیکنه و بهترین محصولش را هر بار ارائه میده و اپدیت میکنه، خداوند هم همیشه ما را هدایت میکنه و ما را تمام الاختیار قرار داده۵.قطعه ال جی به سامسونگ نمیخوره ،پس وقتی بدنبال تایید دیگران هستیم خودمون را هر بار زیر سوال میبریم ،ولی خداوند هر بار ما را و همیشه تایید میکنهمن هر بار در کارم بدنبال تایید از رئیسم میگردم با یک جمله ای به معنی اینکه خوب نیستی و اگه این کار را میکردی بهتر بود مواجه میشم چرا ؟بخاطر اینه تایید من از اعتبار خودش میکاهد ولی خداوند با تایید من هر بار خودش قدرتمند تر میشود که چقدر مارا ارزشمند آفریده
نشان های دریافت شده
چقدددر جالب بود
نوشته های من رو تکمیل کردید خیلی آگاهیم بیشتر شد ممنون از شما که برای خودتون ومن ودیگرهم مسیران ارزش قائل هستید ووقت میزارید که پاسخ دیدگاه بدید
معلومهکهواقعا در مسیر تناسب فکری هستید
سعی می کنم دیدگاه شما که تکمیل کننده دیدگاهم بود رو چندین بار مرور کنم تا بیشتر باور کنم به ارزش وجودی خودم که نیاز به هیچ تاییدی نداره چون خالق هستی قبل از آفرینشم منو تایید کرده و بعد به این جهان فرستاده
ممنونم از شما که باعثشدید موضوع مهم یاداوری و مرور دوباره بشه واسم🙏🏻🌺
در حدیثی از امام هادی علیه السلام شنیده بودم از انسانی که در خود احساس ارزشمندی نکند دوری کنید
واقعا حتی یک مجرم و خطاکار که در خود احساس ارزشمندی کند از یک فرد بی خطا که برای خود ارزش قایل نباشد با ارزش تر است
من گاعی در خود احساس ارزشمندی میکنم و گاهی نه عدم اعتماد به نفس خجالتی بودن مرتب سرزنش خود تنبلی شلختگی بی هدف بودن عصبی بودن همه و همه نشانه نداشتن احساس ارزشمندیس به همین دلیل که بعد از شرکت تو این دوره کم کم تمام این حالت ها برطرف میشه چون استاد میگن تو مقصر نبودی که لاغر نشدی بلکه مسیرت اشتباه بود و اینکه کم کم میبینی تو هم حق داری بستنی بخوری و میتونی وقتی سیری نخوری حتی بهترینها رو پس ارزشمند میشی
خوب وقتی تظر دیگران به من مثبت بوداحساس ارزشمند بودن میکردم اما الان وقتی احساس دیگران نسبت به من منفی بلشه حتی بیشتر احساس ارزشمند بودن میکنم چون از کارهلی خودم و انتخابهام به عنوان فردی با ارزش اطمینان دارم
نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
قدم ۱۳
✓ خداوند مرا ارزشمند خلق کرده است ✓
جمله ای فوق العاده مهم از توضیحات استاد :زمانی که احساس ارزشمندی خود را از دست می دهید دیگر خود را لایق محبت، توجه و شرایط عالی در زندگی نمی دانید و خداوند نیز دقیقا همانگونه که شما درباره خودتان عقیده دارید با شما برخورد خواهد کرد. این نهایت احترام و ارزشمندی است که خداوند در مقابل شما به اجرا می گذارد.خداوند برای نگرش و عقیده ما درباره خودمان احترام و ارزش بسیار زیادی قائل است.
✓✓✓من منطق خودم را کنار گذاشته ام و با منطق خداوند به تحقق خواسته هایم فکر می کنم.✓✓✓
درک کردم که درست است خداوند فرموده که اگر بنده ام به من ایمان داشته باشد من حتما درخواست هایش را اجابت می کنم و این برآورده شدن خواسته ها اصلا ربطی به خوبی یا بدی انسانها ندارد و خداوند به همه انسانهایی که به او ایمان دارند نعمت هایش را می فرستد اما در یافت این نعمت ها تنها و تنها به نگرش و احساس لیاقت داشتن ما نسبت به خودمان دارد پس اگر احساس کنیم ارزش فلان نعمت را نداریم درسته خدا فرستاده ولی وارد زندگی ما نمیشود و دریافتش نمی کنیم .
۱_من قبلا یادمه دقیقا اونجاهایی که احساس ارزش می کردم بسیار موفق بودم مثلا همون احساس ارزش در سن ۲۰سالگیم باعث شد مربیگری و تدریس کنم در دانشگاه ، چندین مدال قهرمانی بیارم در مسابقات ، در ۴رشته مربیگری کارت مربیگری بگیرم و شغل و درآمد داشته باشم .اما در یه مقطعی در زندگیم یه جورایی باورم این بود که من ارزشمند نیستم و اعتماد بنفسم پایین اومد و احساس بدی داشتم و از هر پیشرفتی فاصله گرفتم .اما شکرخدا از وقتی در این مسیر هستم و آموزش میبینم ،مخصوصا خوندن میثاق نامه بسیار موثر بوده در احساس لیاقت و ارزش در وجودم .
۲_احساس ارزشمندی در من باعث شده که بسیار اعتماد بنفس پیدا کنم و عزت نفسم بالا رفته و به راحتی درخواست هایم را به خداوند می گویم ، با خودم می گویم لیاقت بهترین زندگی و شرایط رو دارم پس انتظارم اینه که شرایطم خیلی بهتر بشه .
۳_شکر خدا احساس ارزشمندی من هیچ ارتباطی با دیگران نداره ، شاید در گذشته تایید دیگران برایم اهمیت داشت اما الان مدتهاست که نظر خودم بسیار مهم تر از اطرافیانم است و حس خوبی نسبت به خودم دارم ،خودم رو دوست دارم .
۴_قبلا یعنی ۲سال پیش که وارد سایت شدم بسیار نظر همسرم برام مهم بود از هر لحاظی ،بعد کم کم تغییرات فوق العاده مثبتی داشتم و تنها خودم مهم بودم و هر جور که آرامشم بیشتر باشه افکارم رو به آن سو میبرم .
۵_بودن در سایت برای من مهمترین راهکار هست که احساس ارزشمندی بکنم ، لاغر شدنم ، سلامت بودنم ، حال خوب داشتنم همشون کمک میکنند که احساس ارزشمندی بکنم .
(خدایا ممنونم برای آرامشی که با کمک این متن ها به ما میرسونی ،امید رسیدن به آرزوهام رو چندین برابر کردی ،خدایا شکرت )
«سپاسگذارم استاد گرامیم برای توضیحات بسیار عالی و لذت بخشتون .»
نشان های دریافت شده
به نام خدای بخشنده
سلام به استاد عزیزم و دوستانم
من قبل اشنایی باقوانین اصلا نمیدونستم احساس ارزشمندی چی هست بعد اینکه با قوانین آشنا شدم برام یه کلمه گنگ بود اصلا نمیفهمیدم یعنی چی احساس ارزشمندی
بعد یه مدت فکرمیکردم با گفتن جملات تاکیدی مثل من لایق بهترین ها هستم من ارزشمند میتونم این حس تخریب شده رو ترمیم کنم
مهارت های زیادی بلد بودم جوری که هر کسی منو میدید میگفت آفرین این کار خودته میگفتم این که چیزی نیست شما هم میتونید انجام بدید یا کلا اگر تعریفی ازم میشد سعی میکردم منکرش بشم و به قول معروف شکسته نفسی کنم
تا اینکه هدایت شدم به یه دوره ثروت دقیقا جلسه ای که گوش میکردم درمورد احساس شایستگی بود یه سوالی روبه عنوان تمرین بهمون داد که هدف هاتو بزار جلو روتو از خودت بپرس که آیا لایقشی اگرجواب آره ، بود بگو چرا و اگر نه بود بگو چیکارکنم لایق میشم؟
من یکی از هدف هام استقلال مالی و گفتم آره من خودمو لایق میدونم در جواب چراایی ،گفتم چون دارم خیلی رو ذهنیت کار میکنم
ار جنبه های دیگه خودمو ارزشمند اصلا نمیدونستم فقط میگفتم چون رو ذهنیت کارمیکنم پس لایق ام
ولی همه سوالم این بود مگه نمیگن که هر چقدر خودتو لایق بدونی نعمت دریافت میکنی ولی چرا برای من نمیشه
من این مدت خواسته های زیادی رو نوشتم و خیلی هاشو آنقدر آسون بدست آوردم که اگر تو دفترم یادداشت نکرده بودم اصلا باورم نمیشد که یه روزی خواسته ام بودن
چی میشد که به اونا میرسیدم ولی به این خواسته و چند تای دیگه سالهاست نمیرسم
به این نتیجه رسیده بودم که من توانایی های خودم رو باور ندارم و هر کارمیکردم نمیتونستم کارم رو خاص و با ارزش بدونم
همش میگفتم کار من اونقدر ها هم با کیفیت و خاص نیست من اونقدر ها هم که اساتید میگن نمیتونم رو باورها و عملکردم درست کار کنم من نمیتونم حتما ذهنم رو خوب کنترل کنم برای همین ارزشمند نیستم
ارزشمندی خودم رو مدت ها گره زده بودم به کار رو ذهنیت و اگر یکروز تمرین انجام نمیدادم یا حتی فایل ها رو گوش میکردم خوب درک نمیکردم به شدت احساس ارزشمندی خوددم رو میبردم زیر سوال
همیشه از وقتی یادم میاد سعی میکردم دختر خوبی باشم برای پدر و مادرم برای معلم،برای همسرم و خانواده همسرم
هر کاری از دستم برمیاومد برای هر کسی انجام میدادم تا راضی باشهو بیشتر موقع ها جای تشکر ازم تحقیر هم میشدم و همیشه این عبارت ورد زبونم بود که جای دستت درد نکنه اینم شد جواب من
تو زندگی با همسرم به خیال خودم قناعت میکردم و خرید های ارزون انجام میدادم از خواسته هام میزدم و به فراموشی میسپردم که همسرم ازم تقدیر و تشکر کنه که چه همسر خوبی دارم و در نهایت میگفت نمیکردی این کار رو نمیخاد با قناعت به من کمک کنی
با اینکه میدیدم این روش جوابنیست ولی سالیان سال این روش رو ادامه دادم و نتیجه اش میشد سرزنش خودم
امروز یه نکته مهم یاد گرفتم تو این جلسه وقتی این جمله رو خوندم انگار به خیلی از سوالاتم پاسخ داده شد
روانشناسان می گویند عزت نفس غالبا به این بستگی دارد که مهمترین افراد زندگی مان درباره ما چه فکری می کنند.
مهمترین افراد زندگی !!
من همه رو تو زندگیم مهم کرده بود جز اصلی
احساس ارزشمندی رو گره زده بودم به نطر اونایی که برام مهم بودن یا بعضا مهم هم نبودن ولی کلا چون انسان بودن، مهم بود که چی میگن و چه نطری دارن
ولی مهمترین فرد زندگی من کیه؟
من احساس ارزشمندی رو به چه چیزی وابسته کردم ؟
نکته ی مهم تر اینکه اگر من احساس ارزشمندی رو به واکنش خدا نسبت به اعمال و رفتاری که انجام میدم هم وابسته کرده باشم از سمت خدا پاسخی دریافت نمیکنم و اون موقع است که فکمیکنم خدا هم منو دوست نداره
ایرادی که این روش وابسته بودن داره اینه که اون آدم ها یی که ما مهم کردیم تو زندگیمون و احساس ارزشمندی رو گره زدیم به نطر اونا مدام نظراتشون طبق محیط پیرامونشان داره تغییر میکنه
بارها شنیدیم که این آدم ها حتی از خدا هم راضی نیستن یا پیامبر خدا هم نمیتونست همه رو راضی کنه این نشون میده ما هر چقدر هم تلاش کنیم و بهترین رفتار رو نشون بدیم اگر به منطور دریافت تایید و رضایت آدم ها باشه موفق نمیشیم
ولی کلید اصلی این موضوع چیز دیگریست
موضوع مهم اینه که مهمترین فرد زندگی مان باید خدا باشه
باید احساس ارزشمندی رو گره بزنیم به نطر خدا راجع به خودمون
و این خیلی فرق داره با نطر و واکنش خدا در مورد اعمالی که انجام میدیم
مهم نظر خدا راجع به ماست نه راجع به اعمال و رفتار ما
مثالی که اومد توی ذهنم این بود وقتی از یه مادر بپرسی که چه حسی به نوزاد تازه به دنیا اومده داره میگه عاشقانه دوستش دارم اون نوزاد نه هنوز براش کاری کرده نه لبخندی زده نه حرف عاشقانه ای گفته یه مادر فارغ از کاری که نوزاد براش کرده باشه دوستش داره
تو گره زدن احساس ارزشمندی به نطر خدا راجع به خودمون هم دقیقا همین موضوع ،فارغ از عمل یا کاری خدا درباره ما این نطر رو داره که ارزشمندیم
پس وقتی ما احساس ارزشمندی رو گره میزنیم به اعمال یا رفتاری که بهمون سالیان سال گفتن اینا مورد رضایت خداست، یعنی ما احساس ارزشمندی رو به اونچه خدا درباره ما گفته گره نزدیم، به اعمال و رفتار گره زدیم
بخاطر همینه که وقت هایی که به خیال خودمون نماز رو نمیزاریم قضا بشه دعاهای متعدد میخونیم که رضایت خدا رو جلب کنیم نتیجه مورد نطر رو نمیگیریم
.چون ما ارزشمندی خودمون رو گره زدیم به اعمال نه نگاه خداوند به خودمون
وابسته کردن احساس ارزشمندی به خداوند به این معنی است که بدون اینکه از طرف شما رفتار یا اعمال خاصی صورت گیرد، اطمینان و ایمان داشته باشید که از نظر خداوند انسان ارزشمندی هستید.من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که زنده هستم.
آنقدر احساس ارزشمندی دز من تخریب شده که وقتی این جملات رو خوندم با خودم گفتم یعتی من بدون هیچ عملی بدون هیچ رفتاری بدون هیچ کاری ارزشمندم؟
اولین بار حتی نتونستم این حرف رو بپذیرم تا همین دیروز فکر میکردم حداقل باید یه کاری کنم تا ارزشمندی باشم
با اینکه بارها شنیده بودم که تو ارزشمندی ولی انگار در مدار درکش نبودم اصلا باور نمیکردم که من بدون هیچ عملی ارزشمندم
اونم از نطر خالق ام ،
همین که فرصت زنده بودن دارم یعنی ارزشمندم و تا وقتی زنده ام لیاقت استفاده از نعمت های خدا توی این دنیا رو دارم
میخواستم کامنتم رو ادامه بدم ولی حس میکنم باید بتونم این آگاهی ها رو تو وجودم هضم کنم تا بتونم ادامه بدم
استاد من نمیدونم چطور تشکر کنم ازتون ممنونم از شما و از خدای مهربانم
نشان های دریافت شده
سلام دوست گرامی خوب هستید،با تشکر از دیدگاهتان،تمام این موارد ک فرمودید خیلی خیلی هم عالی هست ولی من میتونم ی سوالی ازتون بپرسم،این دقیقا و کاملادرسته ک ارزشمندی ما در گرو اینکه همش بخواهیم دیگران را راضی کنیم نیست ومهم اینه ک خودمون رضایت داشته باشیم واین درمورد هیچ شخصی صدق نمیکنه ولی ب نظرتون در مورد پدر یا مادر چ فکری می کنید آیا ب نظرتون میشه یا شما میتونید یا تونستید خواسته های خودتون رو بر خواستهای اونها ترجیح بدهید ایا ب نظرتون در این مورد هم ما فرد ارزشمندی هستیم وهم این رو دقیقا و کاملا میدونم که ما حتی اونها رو هم نمیتونیم همیشه ودر هر حال از خودمون راضی نگه داریم،ب نظرتون بخاطر اینکه اونها خیلی خیلی حقی بر گردن ما دارند ب نظرتون چطور میتونیم اونها رو توجیه کنیم ک ب آنها بی احترامی نشه.
نشان های دریافت شده
سلام به شما دوست عزیز
من نطر خودم و درک خودم. و مینویسم چون خودم درمورد ارزشمندی نیاز به کار کردن دارم
سوالتون. رو اینطور متوجه شدم که خواسته های پدر و مادر رو بعصی وقتا ارجحیت داره به خواسته های خودمون
وقتی میگن ما ارزشمندیم بدون هیچ عملکردی ،رفتاری
یعتی واقعا ما بدون اینکه رصایت کسی رو جلب کنیم ارزشمندیم
ما خیلی گره زدیم ارزشمندی رو به نطر اطرافیان و بالخصوص پدر و مادر
توی فایل تکمیلی استاد توصیح دادن که اوایل فکر میکردن احساس ارزشمندی اینه که به همه بگن من خودم مهمم تو مهم نیستی
شاید حیلی هامون این برداشت رو کنیم که دیگه هیچ کسی مهم نیست توی زندگی ما و باید رک و راست به همه نه بگیم و یجورایی بی احترامی میکنیم به دیگران
ولی اینطور نیست
درکی که من کردم این بود که تو یه سری مواقع ما میتونیم مطابق نطر اطرافیان پیش بریم اگر برامون فرقی نداره
ولی اگر مسیری که انتخاب کردیم رو با تمام وجود دوست داریم باید خواسته خودمون در اولویت باشه
و اینو در نهایت احترام میتونیم به پدر و مادر بگیم
وقتی برام خواستگار اومد پدرم یه جورایی منو مجبور به از واج کرد اونموقع من با رصایت پدر و مادرم حس ارزشمندی و دختر خوب بودن داشتم
ولی خواسته من ازدواج نبود
خواسته پدرم. رو ترجیح دادم به خواسته خودم ولی قلبا شاد نبودم
حالم خوب نبود
ولی فکر کنید به خواسته ای دارید که خیلی براتون فرقی نداره چطور انجامش بدید
چه اشکال داره مطابق نطر اونها باشه
البته اگر براتون فرقی نداره
مثل مثلا رنگ لباس
خرید یه وسیله
ولی اگر خواسته خودتون رو انجام دادید قرار نیست حس عدم ارزشمندی کنید
چون که طبق رفتار پدر و مادر برخورد نکردید
باید به خودمون یاد آوری کنیم پا فارس از هر کاری اززشمندیم
و مهم رصایت درونی ماست
توی مثال خودم من رصایت درونی نداشتم
حس ارزشمندی رو گره زدم به نطر پدرم
و طبق آگاهی های این دوره من فهمیدم این یعنی شرک
من مهمترین فرد زندگیم باید خدا باشه
مهم نطر. خداوند نسبت به من
که اونم منو ارزشمند میدونه
فقط باید حس ارزشمندی رک با بی احترامی اشتباه نگیریم
نمیدونم تا چه حد تونستم درست به سوالتون پاسخ بدم
درک خودم رو براتون نوشتم
نشان های دریافت شده
سلام مجدد دوست عزیزم بله دقیقا و کاملا درست می فرمایید،در مورد ازدواج فرمودید این خوب مساله مهمی هست و ب نظرم باید بر طبق نظر خودتون پیش می رفتید البته شما هم با کمال احترام می تونستید نظرتون رو بیان کنید،در چنین مواردی پدر و مادر و تقریبا در هر مواردی احساس می کنند ک تجربه بیشتری دارند و ب خواسته فرزندشون بی توجه هستندونگران شکست فرزندشون هستند ودراین مورد پدر و مادر بی اندازه احساس مسئولیت می کنند ولی ب نظرم هر اتفاقی هم ک بیفته اون فرزند نتیجه انتخاب خودش هست بارم در این مورد هیچ قانون کلی وجود ندارد چون خیلی از انتخابهای پدرو مادر هم با شکست مواجه می شودوخیلی هم از انتخاب خود فرد هم بشکست مواجه می شود.
مثلا در مورد خواهرم وبرادر خودم خواهرم ک انتخاب خودش نبودودیگران برایش تصمیم گرفتند وبرادرم هم ک ازدواج با نظر حودش بود،هردو متاسفانه ب شکست انجامید پس هیچ وقت نمیشه گفت همیشه قطعا نظرمن درسته یا نظر بقیه ب خصوص پدر ومادر درسته الان در این مورد نارضایتی شما پیش خودتون می گید عاملش پدرو مادرم بودند،در مورد دختر عموی من پدرو مادرش خیلی با او مخالف بودند ولی او ازدواج کرد والان بعد ده سال در حال متارکه کردن می باشد.و احتمالا پدرو مادرش فکر می کنند چون ب طبق ما پیش نرفته این طور شده.ولی ما تو این سایت یاد گرفتیم ک در هر زمینه ای اگه مشکلی یا اتفاقی پیش اومد هیچ نمیتونیم و نباید گردن دیگران بیندازیم پس باید هر شخصی مسولیت اشتباهات خودش را بپذیرد.
خیلی خیلی ممنون دوست عزیزم ک وقت گذاشتید مطلبم رو خوندید موفق باشید.
نشان های دریافت شده
به نام خداوند لیاقتها 😇🙏🙏🙏
سلام به استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم🙋♀️🌹❤🥰
احساس ارزشمندی
خداوند من رو ارزشمند آفریده
من دنیایی از لیاقت هارو دارم
من با تمام وجودم از ابراز لایق بودنم در این جهان شگفت انگیز فریاد میزنم آره تو بهترین خودت هستی واکنون تمام گذشته ام رو که باورهای بی لیاقتی رو یادم دادن رو رهامی کنم با نوشتن در این صفحه مجازی همه بی لیاقتها رو رها کرده تمام وجودم در دنیای لیاقتها داخل کرده وبا احساس شادی به سمت سپاس گذار بودن از خداوندم در حرکت هستم بله دارم این نگرش اشتباه رو با نوشتن از ذهنم پاک میکنم
منهم مثل تمام انسانها از درون احساس ارزشمندی نداشتم ودر بیرون از خودم دنبال کسب ارزشمندی بودم
خودم ضعیف و ناتوان و رنجور واحساس کمبود خلاء عاطفی داشتم چون به ما یاد داده بودن تو خوب نیستی کافی نیستی پس برای خوب بودن فعلان کار ها رو انجام بدی یا فلان مدرک تحصیلی رو بگیری ،فلان شرایط مالی رو داشته باشی و فلان همسر رو داشته باشی والی آخر تو اون وقت خوشبخت هستی وقتی به اونها نرسیدم احساس بی لیاقتی در من بیشتر شد و یاد گرفته بودم خودمو با دیگران مقایسه کنم و احساسم بدتر میشد همیشه با احساسات عدم لیاقت زندگی کردم به همین خاطر به خواسته هام نرسیدم ولی به لطف خداوند چند سال بهتر شدم و جای بهبود دارم که روی خودم کار کنم مهم نیست استقلال مالی ندارم و پول ندارم مهم این که زنده هستم و خالق من خداوند هست من همیشه فکر می کردم چون کسب درآمد ندارم انگار بیهوده آفریده شدم و ارزشمندی خودم به داشتن شغل و خدمت در گسترش جهان و مفید بودن در جامعه می دونستم
خداوند من رو ارزشمند آفریده
ولی فهمیدم من از زمانی که بدنیا آمدم وهیچی بلد نبودم ارزشمند بودم چقدر مورد لطف پروردگار ودیگران بودم
و حالا نگرشم به خودم این که
من بهترین خودم هستم
من ارزشمندم هستم
من زیبا و کافی هستم
چون خالق من پروردگار جهانیان هستش
چون از روح خودش در من دمیده
چون تمام فرشتگان بر من سجده کردن
و تمام جهان به خاطر من آفریده شده و تمام کائنات در خدمت من هستن
من به دستور خداوند خلیفه او در زمین هستم
من ویژگی های خداوند رو با خود دارم
من اسرار آفرینش رو میدونم تا زندگی خودم رو خلق کنم وباعث پیشرفت جهان بشم
من و تمام انسانها یکی هستیم وبا روح خداوند مزیین شدیم پس باید احساس لیاقت رو در خودم ببینم نه از طریق عوامل بیرونی مثل تحسین وتمجید دیگران و مثل مقدار دارای مالی و امکانات زندگیم مثل قدرت و مقام و مرتبه والی آخر
بله خداوند من روباارزش آفریده
حالا فهمیدم خودم قدرتم ،خودم ثروتم ،خودم عشقم ،خودم سلامتی ام خودم خالق زندگیم هستم تمام اینها رو خداوند در من قرار داده و اونوقت من دنبال آنها در بیرون از خودم می گشتم اشتباه کردم واین اشتباه رو قبول دارم ومی دونم با تمام خطاها واشتباه ها خداوند باز من رو لایق تمام نعمتها می دونه
تنها کار این که باور کنم من ارزشمندم
برای این کار باید در مسیر تغییر نگرش ام قدم بردارم و باورهای درست رو قبول کنم و عمل کنم
قدم اول من انسان ارزشمندی ام
چون زنده هستم وخالقم خداوند ومن داری روح پاک او هستم و خلیفه او در زمین هستم
قدم دوم ارزشمند بودن رو خلل ناپذیر کنم
ارزشمندی من باهیچ اشتباه وخطا گناه که از بین نمی ره چون اصل وجود من هستش و خداوند به جایز خطا بودن ما واقف هستش و بخشنده اس
قدم سوم نیازمند ارزش و اعتبار انسانها نسبت به خودم نباشم پس نیاز به تعریف وتمجید دیگران ندارم ودر هر شرایط من بهترین خودم هستم وبا نگاه خداوند به خودم ودیگران نگاه می کنم تا دچار قضاوت وخشم و حسرت و حسادت و غیبت وسر زنش نخواهم شد چون به همه احترام می ذارم و همان طور که هستن می پذیرم و سعی در عوض کردنشون ندارم چون اونهاهمان طور که هستن باارزش اند واز هر کس یکی دردنیا هستش باید با خودم در صلح و دوستی درآیم تا با دیگران در صلح باشم
پس برای رسیدن به خواسته هام باید احساس لیاقت وانتظار اون رو داشته باشم تا خواسته بسمتم حرکت کنه
باید در هر شرایطی که پیش میاد که نجوای شیطان بگوش میاد که نمی تونی وتو بی عرضه ای وتو بد بختی وهر کاری می کنی نمیشه جلوش بگیرم بگیم نه من بهترین خودم هستم من تواناتر از تو هستم من خوشبختم چون خالقم خداوند ،خدا خودش به من کمک می کنه تا راهم رو پیدا کنم تا به خواسته هام برسم باید مراقب احساس لیاقت باشم با یک اتفاق کوچک ونا خودآگاه از راه مستقیم خارج نشم از این بعدبا نگاه خداوند به خودم نگاه کنم نه از دید نفسم وشیطان یا همان ذهن منفی بافم
هر گاه خواستم از نگاه خداوند به دیگران کمک کنم ،کمک می کنم و هرگاه فهمیدم برای تحسین وتمجید وبرای خوب جلو کردن این کار می کنم انجام نمیدم
دست از سر زنش خودم و بخصوص همسرم و فرزندم بر می دارم و قبول می کنم ما بهترین خودمون هستیم وفقط عشق می ورزم و نگرانی رو رها میکنم و تمام خواسته هام و به خدا می سپارم
باید عاشقانه خودم و خدای خودم رو دوست داشته باشم
چون دنیا ،دنیای لیاقت هاس
پس من هم باید لیاقتم روبا نگاه خداوند به خودم ببینم و بسنجم نه با نگاه انسانی
خداوند من رو ارزشمند آفریده ۰😍😇🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
خدایا من لایق شنیدن و دیدن و کسب کردن و درک کردن این آگاههی ها رو شدم پس لایق بهترین شرایط زندگی در تمام ابعادرو هم دارم
خدایا با ایمان و باور و امید قوی در مسیر هستم و خواهم بود
سپاس گذارم از استاد عزیزم 🥰🙏🏻🙏🏻🙏🏻🌹
خدایا با تمام وجودم برای آفرینش انسانهای خوبت وجهان هستی و تمام کائنات که همه در خدمت انسانها هستن
سپاس گذارم😇🙏🙏🙏