حتما در زندگی خود خواسته هایی دارید که تصور می کنید از عهده تحقق آن بر نمی آیید. ندایی از درون توجه شما را به سمت خداوند می برد تا از او درخواست کمک کنید.
برآورده شدن خواسته شما نیاز به گشایش الهی در زندگی تان دارد که از نظر شما بسیار عظیم و احتمال رخ دادن آن محال است. در این صورت خداوند فراتر از انتظار شما عمل نخواهد کرد.

قناعت کردن
همیشه در زندگی به قناعت کردن سفارش شده ایم.
کم بخور همیشه بخور، به کم قانع باش، هرکس بامش بیش برفش بیشتر، درسته که نداریم ولی شب سر راحت روی بالشت می ذاریم، هرکس بیشتر داشته باشه حساب کتابش با خدا سخت تره.
همیشه ما رو از زیاد داشتن نهی کردند. جالب اینکه همه رنج و درد و ناراحتی ها بخاطر کم داشتن بوده ولی نمی دونم چرا همیشه ما رو از زیاد داشتن ترسوندن.
این نگرش که به کم قانع باش درباره خداوند هم صدق می کنه و حتی به ما گفتند که از خدا هم نباید زیادی بخوای.
به هرچی خدا بهت داده قانع باش. اگه سلامتی داری کافیه، اگه بچه سالم داری کافیه، اگه دستت به دهنت می رسه کافیه.
به نظرم همه افرادی که در زندگی با کمبود مواجه هستند تصورشون درباره افرادی که ثروتمند و از نعمت های الهی برخوردارند این است که آنها در رنج و سختی هستند.
بارها از خانواده ام شنیده بودم که فلانی رو می بینی که انقدر ثروت داره ولی چه فایده بچه اش مریضی لاعلاج گرفته.
فلانی هست که خیلی ثروتمنده ولی چه فایده زندگی نداره، بچه هاش ازش شکایت کردند.
فلانی انقدر ثروت داره ولی چه فایده خدا بچه اش رو ازش گرفت.
فلانی انقدر ثروت داره ولی چه فایده که مریضی اش خوب نمیشه.
هر وقت درباره یک فرد ثروتمند صحبت می شد حتما از مسائل و مشکلاتی که در زندگی داره صحبت می کردند و اون رو به ثروتمند بودنش ربط می دادند و یه جوری بیان می شد که انگار خداوند بخاطر ثروتمند بودنش این مشکل رو براش ایجاد کرده.
در همان دوران نوجوانی همیشه برام سوال بود که چطور خانواده من مشکلات خودمون رو مصلحت خدا می دونستند و می گفتند که باید صبر و تحمل کنیم ولی مشکلات ثروتمندان رو عذاب الهی در نظر می گرفتند؟!
این نگرش به شکل عمومی درباره ثروت و ثروتمندان در جامعه ما و احتمالا همه کشورها وجود داره. دلیلش هم اینه که چون از نظر ما داشتن این حد از ثروت از راه درست امکانپذیر نیست تصور میکنیم که هرکی از یه مقدار بیشتر ثروت و دارایی داره حتما دزد یا کلاهبرداره یا از راه های نادرست به ثروت رسیده و بخاطر همین خدا هم به مشکلات گرفتارش کرده.
به خاطر دارم سال ۹۵ برای تمرکز بر آموزش لاغری با ذهن اقدام به جمع کردن مغازه ابزار و یراق کردم.
بعد از جمع کردن مغازه از نظر اطرافیانم این کار احمقانه بود و ابراز نگرانی می کردند که خدا به رضا رحم کنه، داره با خودش و زندگی اش چیکار می کنه!!!!
یه جورایی همه منتظر بدبخت شدن من بودند حتی برخی از نزدیکانم اعلام کرده بودند که این کار رو نکن چون میدونی کسی نیست که بعدا بتونه دستت رو بگیره و کمک حالت باشه.
چند ماه از جمع کردن مغازه گذشت که به لطف خدا تونستم ماشین ۲۰۶ در حد صفر بگیرم درحالی که ماشین قبلی رو هم داشتم.
اولین بار در طول تاریخ خانوادگی ما بود که یک نفر دو ماشین داشت.
هرکی منو با ماشین می دید یه مبارک باشه می گفت و سریع می رفت سر اینکه از کجا پول آوردم که ماشین خریدم.
خیلی شرایط زندگی من تغییر کرده بود و گوشی جدید و لباس جدید و خلاصه خیلی چیزها تغییر کرده بود و اطرافیانم این تغییرات رو می دیدن.
چند ماه بعد به لطف خدا خونه بزرگتر و خیلی شیک با تمام وسایل نو خریدم و دیگه سر و صدای افراد بلند شد که رضا داره چیکار می کنه.
چندین بار مادرم که الان ساکن بهشته به من می گفت: رضا داری چیکار میکنی! همه ازم سوال می کنند و نگران شدم که داری چیکار میکنی!
نزدیک ترین افراد به من تصورشون این بود که دارم کار خلاف می کنم و حتی به من تذکر می دادند که: رضا مواظب باش کاری نکنی آبرومون بره.
به زبون نمی گفتند که داری دزدی می کنی ولی واضح بود که عقیدشون اینه که حتما دارم یه کار خلاف می کنم که به این شکل زندگی ام تغییر کرده.
البته این نگرش هم از قبل در ذهن همشون بود و بارها شنیده بودم و حتی خودم این عقیده رو داشتم که وقتی کسی اوضاعش تغییر می کرد این عقیده رو داشتیم که حالا صبر کن چند روز دیگه گندش در میاد.
همه نگرش های اینچنینی که در ذهن بشر ایجاد می شود فقط به این دلیل است که ما باور نداریم خداوند می تواند خیر و برکت فراوان را وارد زندگی مان کند.
جالب اینکه با اینکه همیشه به زبان می گیم که خدا رزق و روزی می رسونه ولی باور نداریم که خدا رزق و روزی زیاد برسونه. عقیده ما اینه که رزق و روزی باید در حد رفع نیاز حتی یه مقدار کمتر باشه که رنج و فشار همیشه باشه چون پول باعث گناه و دوری از خدا میشه.
بنابراین انتظار ما از خدا این نیست که ثروت را به سمت ما جاری کنه به همین دلیل وقتی افراد ثروتمند را مشاهده می کنیم اطمینان داریم که این نامرد معلوم نیست خون چند نفر رو توی شیشه کرده که به این ثروت رسیده.
سالها هر وقت ماشین مدل بالایی می دیدم اول به صاحب ماشین فحش می دادم و اطمینان داشتم از راه نادرست و کلاه برداری تونسته صاحب این ماشین بشه.
ناگفته نماند که با نگرش هایی که از کودکی درباره جنبه های مختلف زندگی در ذهن ما ایجاد شده خیلی هم بی راه نیست که هرکی رو ببینم خوب زندگی می کنه فکر کنیم داره خلاف می کنه.
چون پدرم عقیده داشت نون حلال برای سر سفره است و به ملک و ماشین و حساب بانکی نمی رسه.
همین الان شاید نظر شما هم این باشه و اگه از اطرافیانتون درباره ثروتمندان سوال کنید عموما پاسخ اینه که از راه کلاهبرداری به ثروت رسیدند.
دلیل اینکه هرکی بیشتر از ما درآمد و دارایی داشته باشه از نظر ما غیرمنطقی به حساب می یاد اینه که من ثروت و دارایی افراد رو با شرایط و درآمد خودمون مقایسه می کنیم و چون عقیده درآمد ما از راه حلاله پس مطمئن می شیم که درآمد اونها از راه حرامه.
من همیشه به این شکل محاسبه می کردم که من ماهی انقدر درآمد دارم و وضع زندگی ایم اینه اونوقت چطور یه نفر ماشینش فقط به اندازه ۵۰ سال درآمد ماهانه منه؟؟!!!! حتما دزدی میکنه والا راه تو راه حلال از این پول ها نیست.
زمانی هم که کارمند بودم که دیگه بدتر چون همه چی رو با حقوقم که ثابت بود محاسبه می کردم و همه رو دزد و کلاهبردار می دونستم.

زمانی که به لطف خدا در مسیر تغییر زندگی قرار گرفتم و نگرش های من درباره خداوند تغییر کرد متوجه شدم که پیمانه ورود نعمت به زندگی من به اندازه نگرش ها و عقایدیم می باشد.
سال ۹۳ پیمانه ورود نعمت به زندگی من ماهانه کمتر از ۲ میلیون تومان بود.
سال ۹۴ به دلیل تغییراتی که در نگرش ها و عقاید من ایجاد شد پیمانه من سه برابر شد و به ۶ میلیون در ماه رسید.
سال ۹۵ این روند ادامه داشت و پیمانه من به حدود ۱۵ میلیون در ماه رسید.
سال ۹۶ پیمانه من به بیش از ۳۰ میلیون در ماه رسید و این روند به همین شکل افزایش پیدا کرد.
این درحالی بود که پیمانه ورود نعمت ها به زندگی اطرافیانم همچنان همان اندازه چند سال قبل بود و طبیعی بود که تصور کنند حتما من از راه خلاف درآمدم افزایش پیدا کرده. درصورتی که درآمد من از فروش دوره های لاغری با ذهن بود که باعث تغییر و تحول عظیم در زندگی شرکت کنندگان می شد و میزان رضایت افراد از تهیه این دوره ها بسیار زیاد بود.
من در حال انجام کاری بودم که مقدس ترین کاری بود که در تمام عمرم انجام داده بودم که باعث خوشحالی و رضایت و تغییر شرایط زندگی انسانها می شد و هر روز صدها پیام تشکر و دعای خیر از طرف استفاده کنندگان برای من ارسال می شد اما اطرافیان من نگران بودند که رضا وارد کار خلاف شده تا جایی که برادر بزرگم چند بار به من نصیحت کرد که رضا مراقب باش کاری نکنی آبروی خانوادگی مون بره.
منی که سالها چشمم به دست خانواده و اطرافیانم بود که بلکه به من کمک کنند تا مشکلات زندگی ام را برطرف کنم، منی که همیشه به دولت و حکومت بد و بیراه می گفتم که باعث بدبختی من شدند وقتی یه ذره تونستم نگرشم رو تغییر بدم و نگاهم رو از دست مردم بردارم و از خدا انتظار رزق و روزی داشته باشم این همه تغییر در زمان کوتاه در زندگی من رخ داد.
اینکه در قسمت قبل درباره سریع الحساب بودن خداوند شرح داده شد به دلیل تجربه من در سرعت تغییر شرایط زندگی ام بود.
من وقتی باور کردم خداوند سریع الحساب است بعد از ۱۵ سال که برای بهبود شرایط زندگی ام تلاش می کردم و هر سال شرایطم بدتر می شد فقط در طی دو سال چنان تغییراتی در زندگی من شکل گرفت که از نظر خودم به دلیل معجزه الهی و از نظر اطرافیانم بخاطر دزدی و کلاهبرداری بود.

تجربه گشایش الهی
برای تجربه گشایش الهی در زندگی تان باید انتظار خود از خداوند را تغییر دهید.
خداوند با قطره چکان نعمت ها را بین انسانها تقسیم نمی کند.
خداوند برای ورود نعمت به زندگی شما دفتر و دستک برای حساب و کتاب واجبات و مستحبات شما ندارد.
خداوند بر اساس با خدا بودن انسانها بین آنها نعمت تقسیم نمی کند. از نظر خداوند همه موجودات با خدا هستند چون خودش آنها را خلق کرده است.
باید به تجربه گشایش الهی در زندگی تان ایمان داشته باشید.
باید به اینکه خداوند می تواند گشایش الهی را وارد زندگی تان کند باور داشته باشید.
باید به اینکه شما لایق و مستحق دریافت گشایش الهی در زندگی تان هستید باور داشته باشید.
هیچ دلیل و منطقی برای دریافت گشایش الهی در زندگی تان نیاز ندارید مگر اینکه این انتظار را از خداوند داشته باشید.
بارها در زندگی از اینکه خداوند به برخی انسانها که از نظر من انسان خوب و با خدایی نبودند نعمت داده بود متعجب بودم و با این نگرش خودم را توجیه می کردم که این فرد از خدا دور شده و خداوند به او نعمت داده که او مشغول نعمت هایش شود و از خدا دورتر شود.
نظر من، شما و انسانها درباره یکدیگر هیچ ارتباطی با نظر خداوند درباره انسانها ندارد. خداوند همه انسانها را واجد شرایط و مستحق دریافت نعمت ها قرار داده است.
در قرآن کریم هرکجا صحبت از نعمت، فراوانی، بخشش و جاری شدن ویژگی های خداوند در حق انسان است از عبارت یا ایها الناس استفاده شده است. همه انسانها در گروه دریافت کنندگان قرار گرفته اند فارغ از اینکه انسانها بر اساس جنسیت یا دین یا سن و …. تفکیک شده باشند.
- انتظارتان از خداوند تجربه گشایش های ناگهانی در زندگی باشد.
- انتظارتان از خداوند فوران الطاف الهی در زندگی تان باشد.
- انتظارتان از خداوند سرازیر شدن مشتریان در کسب و کارتان باشد.
- انتظارتان از خداوند سیلابی از جریانات عالی در زندگی تان باشد.
این نگرش که باید به مقدار زیاد از خداوند درخواست کنم و دعا و گریه زاری کنم تا بلکه خداوند گوشه چشمی به من بکند را از ذهن خود پاک کنید.

این نگرش را در خود ایجاد کنید که همیشه خداوند با تمام توجه و توان بی نهایت خود در حال مشاهده و در انتظار درخواست های شماست نه با گوشه چشم. تمام رخ، تمام قد و با تمام قدرت بی نهایتش همراه و حامی شماست.
در حکایت های قرآنی درباره اشخاصی که نام شرایط آنها در قرآن آمده است همیشه افراد در شرایطی قرار گرفته اند که نیاز به گشایشی عظیم در جریان زندگی شان داشته اند و جالب اینکه همیشه هم گشایش الهی در زندگی آنها رخ داده است.
زمانی که حضرت ابراهیم به دستور حاکم وقت باید به آتش انداخته می شد آن حضرت به گشایش الهی عظیم در زندگی اش نیاز داشت و خداوند به درخواست او پاسخ داد:
گفتیم: «ای آتش، برای ابراهیم سرد و بیآسیب باش.»
سوره انبیاء آیه ۶۹
زمانی که حضرت موسی و قوم او در خطر حمله سپاه فرعون بودند او نیاز به گشایش الهی عظیم در زندگی اش داشت و خداوند به درخواست یا نیاز او پاسخ داد:
و در حقیقت به موسی وحی کردیم که: «بندگانم را شبانه ببر، و راهی خشک در دریا برای آنان باز کن که نه از فرارسیدن [دشمن] بترسی و نه [از غرقشدن] بیمناک باشی.»
سوره طه آیه ۷۷
زمانی که حضرت یونس به خاطر خشم راهی دریا شد و در شکم ماهی گرفتار شد به گشایش الهی عظیم در زندگی اش نیاز داشت و خداوند نیاز او را پاسخ داد:
پس او را در حالی که ناخوش بود به زمین خشکی افکندیم! و بر بالای او درختی از کدوبُن رویانیدیم. (۱۴۶)
سوره الصافات آیه ۱۴۵ – ۱۴۶
موارد زیادی در قرآن آمده است خداوند گشایش الهی را به زندگی افراد جاری کرده است.
من، شما و همه انسانها هیچ تفاوتی از نظر ارزش و اعتبار انسانی نزد پروردگار نداریم و مستحق دریافت بارها گشایش الهی در زندگی خود هستیم.
نگرش ها و توصیف هایی که شما را نزد خداوند حقیر و کوچک می شمارد باور نکنید. عموم انسانها عقیده دارند که انسانی پست و حقیر هستند و فقط عده اندکی از انسانها مورد رضایت و توجه پروردگار بوده اند. به هیچ وجه اینگونه نیست.
گشایش های الهی که در زندگی من در طی همین چند سال رخ داده است کم از گشایش الهی که در زندگی پیامبران رخ داده است نیست.
تغییری که من در زندگی خودم و افراد زیادی در سراسر جهان ایجاد کرده ام نشان از جاری شدن گشایش الهی به زندگی من است. من چگونه می توانستم افراد علاقمند به لاغری با ذهن را کشورهای مختلف پیدا و آنها را ترغیب به استفاده از دوره های آموزشی خود کنم؟ قطعا این گشایش الهی در زندگی ام بوده است.
موارد زیادی در زندگی من رخ داده است که از توان من برای برآورده کردن آنها خارج بوده است و قطعا گشایش الهی باعث تحقق آنها شده است.
حتما شما هم تجربه گشایش الهی را در زندگی خود داشته اید اما آن را لطف خداوند دانسته اید که فقط یک بار می تواند شامل حال شما شود. اما گشایش الهی سهمیه بندی نشده است. بارها می توان در زندگی گشایش الهی را تجربه کنید.

سیلاب الهی
در داستان حضرت داود آمده است وقتی در شرایط دشوار گرفتار شد به گشایش الهی نیاز داشت. او و یارانش در برابر سپاهی عظیم گرفتار شده بودند که هیچ شانسی برای پیروزی بر آنها نداشتند.
حضرت داود از خداوند یاری خواست و خداوند وعده پیروزی به او داد.
در تورات آمده است که حضرت داود می فرماید:
خدا بر دشمنان من به دست من مثل رخنهٔ آب رخنه کرده است.
دقت کنید حضرت داود قدرت خداوند را به رخنه آب تشبیه کرده است.
وقتی گشایش الهی جاری شود قدرت خداوند مانند سیلابی خروشان همه مسائل و مشکلات را با خود می برد و زندگی تان را پاک و مطهر می کند.
حتما از طریق رسانه ها حرکت سیلاب را مشاهده کرده اید که چگونه ماشین ها و خانه ها را با خود حمل می کند.
قدرت سیلاب ذره ای از قدرت خداوند است که به جریان درآمده است.
ممکن است مشکلی در زندگی تان داشته باشید که به نظرتان بزرگ و حل نشدنی باشد.
شاید موانعی در مسیر تحقق خواسته هایتان باشد که تصور کنید هرگز موفق به عبور از آن نخواهید شد.
شاید در بحران عاطفی قرار گرفته باشید که تصور می کنید زندگی به آخر رسیده و هرگز رنگ خوشبختی را نخواهید دید.
هرآنچه از مسائل و مشکلات در نظر و ذهن شما بزرگ و حل نشدنی باشد زمانی که گشایش الهی در زندگی شما جریان پیدا کند مانند برگی در جریان رودخانه خواهند شد و به سادگی از مسیر زندگی تان برداشته می شوند.
بیماری تان ممکن است در نظرتان بزرگ و رفع نشدنی باشد اما این مانع در برابر سیلاب گشایش الهی هیچ چیز نیست.
رکود در کسب و کارتان ممکن است در نظر شما همیشگی و غیرقابل تغییر باشد اما این مانع در برابر سیلاب گشایش الهی هیچ چیز نیست.
شاید نیاز به یک کار عالی داشته باشید و مدت ها بیکار بودن باعث شده که تصور کنید هرگز در جایی پذیرفته نخواهید شد اما این مانع در برابر سیلاب گشایش الهی هیچ چیز نیست.
شاید فرد یا افرادی شما را تهدید کرده باشند درحالی که آنها از شما بزرگتر، قدرتمندتر، بانفوذتر و از نظر اقتصادی تواناتر هستند اما این ها در برابر سیلاب گشایش الهی هیچ چیز نیستند.

برای تجربه سیلاب گشایش الهی در زندگی تان باید آماده شوید.
باید نگرش های محدود کننده درباره خداوند را از ذهن خود پاک کنید و نگرش های گسترش دهنده را جایگزین کنید.
اگر انتظار یک جوی باریک آب از نعمت ها را دارید از این لحظه انتظار سیلابی از گشایش الهی را داشته باشید.
این نگرش که من به یک جوب باریکه قانع هستم را از ذهن خود پاک کنید.
یک جوی آب هرگز قادر به برداشتن موانع زندگی تان نخواهد بود.
چند قطره باران هرگز قادر نیست حیات و زندگی را در زمین گسترش دهد.
چند پرتو نور آفتاب برای شد و نمو گیاهاه کافی نیست.
چند دقیقه بارش برف هرگز نمی تواند زمین را سفیدپوش کند.
به این نکته توجه کنید که هم چند قطره آب که از آسمان می بارد باران است و هم به بی نهایت قطرات آبی که از آسمان می بارد باران گفته می شود اما نتیجه و تاثیر آنها با هم بسیار متفاوت است.
اگر انتظار شما از خداوند کم باشد و به همان قانع باشید قطعا همان مقدار را به شکل گشایش الهی در زندگی خود دریافت می کنید اما این مقدار برای با خود بردن موانع زندگی تان کافی نیست.
انتظارتان از خداوند را تا می توانید افزایش دهید. انتظار سیلاب گشایش الهی را داشته باشید.
نگران این نباشید که شاید از پس سپاسگزاری نعمت های الهی بر نیایید یا نتوانید به خوبی از آنها استفاده کنید.
نعمت ها بی نهایت است و اصلا اجبار یا دستورالعملی برای چگونه استفاده کردن از آنها تعیین نشده است.
نگران عواقب دریافت نعمت های الهی نباشید.
خود را لایق دریافت و تجربه معجزات الهی در زندگی تان بدانید.
ما فقط به قطره ای از لطف الهی فکر می کنیم و برای دریافت آن هم انبوهی از بایدها و نبایدها در ذهن خود ایجاد کرده ایم. خداوند برای ما اقیانوسی از الطافش را مهیا کرده است.
ما به جوی باریک می اندیشیم درحالی که خداوند سیلاب گشایش الهی را برای ما در نظر گرفته است.
زیاد بخواهید و زیاد استفاده کنید و زیاد تجربه کنید. این زیاده خواهی مقدس و خداپسندانه است.

تمرین:
۱- نگرش شما درباره قناعت کردن در زندگی چیست؟ شنیده ها و تجربیات خود درباره اهمیت قناعت کردن در زندگی را شرح دهید.
۲- به نظر شما قناعت کردن نشانه ایمان و تسلیم پروردگار بودن است یا خیر؟! شرح دهید.
۳- نگرش شما درباره گشایش الهی در زندگی انسان چیست؟ تجربه گشایش الهی در زندگی خود یا اطرافیانتان را شرح دهید.
۴- احساس خود درباره گشایش الهی را شرح دهید. اگر گشایش الهی را در زندگی تجربه کرده اید درباره آن بنویسید.
۵- تصور کنید زندگی شما تحت تاثیر گشایش الهی قرار گرفته است. تغییرات ایجاد شده در شرایط احساسی و محیطی زندگی خود را تجسم و درباره آن شرح دهید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.66 از 50 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
قناعت کردن
همیشه در زندگیم به کم داشتن و کم استفاده کردن توصیه میشدم و این قناعت کردن باعث حرص و ولع من شد بخصوص در غذاها و غذا خوردن هر موقع مادرم غذا درست میکرد به اندازه نفرات نه بهتره بگم همیشه یک نفر کمتر غذا درست میکرد و همیشه از سهم خودش به ما میداد و این خواسته همیشه در من بود که یکم غذا بیشتر درست کن و با این نگرش که بابا دوست نداره غذایی اضافه بمونه و مونده میشه و این خواسته همیشه در من بود دوست داشتم فراوانی در زندگیم وجود داشته باشه تا زمانی که ازدواج کردم و همسرم از خانواده پر جمعیت که غدا بر سر سفر اونها همیشه زیاد و موقعی که برای خودمون دو نفر همسرم غذا آماده میکرد به اندازه ۴ نفر درست میکرد من به خواسته ام رسیده بودم ولی باورهای قناعت و اسراف در من ریشه داشت و باعث آزارم میشه و بجای اینکه از اون فراوانی و خواسته ای که داشتم لذت ببرم به جنبه های گناهش نگاه میکردم و بحث که کمتر درست کن!!!!!!
بخوام مثالی واضح تر بزنم از هدایتی که میتونم بگم ۱۰ روز هست نگرشم را تغییر داده چقدر از این طرز نگرش لذت میبرم و دارم در زندگیم اجرایی میکنم نتایجی شگفت انگیز برایم به ارمغان داره
همیشه در زندگیم بهم توصیه شده بود که پس انداز کنم کمتر بخور کمتر بپوش کمتر استفاده کن تا بتونی به یه جایی برسی تا بتونی یه خونه ای و یا ماشینی داشته باشی و همه اینها را به قناعت کردن و استفاده نکردن ربط داده میشد ولی من زیاده خواه بودم و همیشه دنبال بیشتر خواستن بودم مواقعی که با هر تضادی در زندگیم برخورد میکردم اونچه که میخواستم را درخواست میدادم و بهش هم میرسیدم ولی باورهای اطرافیانم اینقدر محدود بود که مدام تحریک به حواست باشه میشدم و برایم سوال بود اخه چطوری با پس انداز کردن و قناعت کردن میشه به چیزی رسید بابام که همیشه هشتش گرو نهش هست هر کسی در اطرافیانم میبینم همینطور هست حتی یکی از اطرافیانم را دارم میبینم که در سطح زندگی خودمان هستند ولی بهتر از ما دارند زندگی میکنند و چطور که جواب همیشه اینطور بود اونها دزدی میکنند رشوه میگیرند و چه افتخاری نصیب ما که با این حقوق بابا ما داریم زندگی میکنیم و زنده هم هستیم
میخواستم بگم باورها چطوری در اعماق وجودمون نفوذ کرده و ناخوداگاه کارهایی را انجام میدیم در صورتی که خواسته هامون چیزی دیگه ای هست ولی براساس اون باورها عمل میکنیم
چند روز پیش در خریدهای شب عید و گشت و گذارهای گردشی از مغازه ها با همسرم از لباس ها و یا وسیله هایی خوشمون میومد و گاهی هم تمایل برای خرید و چیزهایی که میخواستم مثل یک کلاه خواسته ام بود ولی نمیخریدم و همسرم میگفت برات بگیرم و من که نه نمیخوام و این پولش را نگه میدارم برای چیز دیگه ای که میخواهم و اینطوری بود که در فکرم که باید روی خواسته هامون و اونچه که میخواهم خط بکشم تا به اونچه که بالاتر هست برسم چرا بخاطر این نگرش و تکرار بیش از اندازه و آوردن نمونه هایی که طرف هم هیچی در زندگی نداشت ولی همیشه منع میشدم که تا زمانی که پولت را خرج این چیزها میکنی هیچوقت دارا نمیشی حالا هر وقت دارا شدی میتونی از زندگیت لذت ببری
خوب در من هم همین طور بود و حاضر بودم و انجام هم میدادم و هنوز هم هست و البته خیلی کم شده که از وسیله ای در حد نابودی استفاده کنم تا بعدی و این نگاه حسرت بار که چیکار کنم با این درامد و این روند …..
و همیشه مانع میشدم و هر وقت هم به عنوان هدیه و یا کادویی چیزی برام گرفته میشد بجای خوشحالی ناراحت میشدم که چرا پولت را خرج کردی و یا پولش را بهم میدادی که به یه زخمی بزنیم
در کل این ذهنیت که با خرج نکردن و حسرت خوردن میشه به جایی رسید و داشته ای داشت که هر بار درونم با حسرت نداشتن بیشتری پر میشد که هر چقدر هم پرش میکردم خالی تر میشد تا به این هدایت جذاب خداوند که چرا به کمبود فکر میکنی همیشه همه چیز هست فراوانی هست طرز نگرشت را تغییر بده و به خودت احترام بگذار به ارزشمندی خودت نگاه کن این را طرز فکرت نکن که اگر این را بخرم کم میشود
با خرید تو داری به گسترش جهان می افزایی و کمک میکنی تو حتی هم اگر نخری با این نگرش باش که داری به پولت احترام میزاری که آیا توانایی احترام به پولت را داری نیازی نیست روی خواسته ات خط بکشی خودت را بزرگ کن تا به این لحظه جور دیگه ای فکر میکردی ولی من هستم و چراغ راهت هستم
و چقدر من بزرگ شدم چقدر راحت توانستم لذت ببرم چقدر گسترش پیدا کردم من مدام به کمبود فکر میکردم و به نظر من قناعت کردن اینکه از داشته هام لذت ببرم
خداوندا شاکرم که به سمت این آگاهی های الهی رهنمون شدم که با یک متن کوتاه با یک کلمه این همه باور درونم پیدا کردم و آزاد شد روح درونم که اینقدر حبسش کرده بودم
درباره ثروت و ثروتمندان که داستان ها زیاد شنیدیم و طبق آگاهی های الانم و اتفاقی که مدتی پیش بهش برخورد کردم و توانستم خیلی راحت از میان حرفها کشفش کنم بجای اینکه بذارم سندی دیگر برای بدی ثروت بشود و بجاش به تحسین ثروت بپردازم
حدود ۲ ماه پیش برای خرید طلا به مغازه یکی از آشنایان به همراه همسرم و مادرم مراجعه کردیم و چقدر تحسین و دیدن زیبایی ها و ثروت و کیف کردیم خوب به خونه برگشتیم و چقدر تعریف کردیم و پدرم هم حضور داشت از طرفی او هم ثروت را تحسین کرد ولی از طرفی با این داستان که کسی که با این فامیل ما همکار و شریک هست با کلاه برداری به این ثروت رسیده که اینقدر پول داره و ناخوداگاهش سرکوب پول و پودار و ثروتمندان بود و من و همسرم نگاهی به همدیگه که خیلی واضح متوجه شدیم و در ادامه این همه ثروت و دارایی حتی اینقدر ما را به تحسین واداشت که من در تمام عمرم طلا فروشی هایی که دیده بودم مغازه ای کوچک در حد ۱۰ یا حدنهایت ۱۵ متر ولی این مغازه حدود ۱۰۰ متر به این بزرگی و دور تا دور با ویترینهای طلا پر شده بود و برای من نشان از این همه ثروت و فراوانی جهان بود بله موقعی که من و همسرم داشتیم تعریف و تحسین میکردیم پدرم میگفت درسته این همه درآمد داره و پول داره ولی فایده نداره طرف که بیمه نداره حقوق سرماه نداره و من اون لحظه انگشت به دهان موندم که اینقدر ثروت و دارایی و فروانی داره رخ نمایی میکنه که یک نفر میتونه تا چه حد موفق باشد ولی باز موفقیت را در خودشان محدود کرده اند و باز به همون شخص پیشنهاد داده بودند که بهش گفته اند یه بیمه داشته باش به فکر آینده ات باش یک بازنشستگی یه حقوق سر ماه که اگه اتفاقی افتاد یه آب باریکه باشه با اینکه بهشون گفتم طرف اینقدر داره که اگر تا ۱۰۰ سال دیگه هیچ کاری نکنه میتونه از همه چیز استفاده کنه ولی اون باورهای اشتباه کار خودشون را میکردند
من دیگه حرفی برا گفتن نداشتم چون با مقاومت بیشتر خودم آسیب پذیر میشدم
یه نماد برای من همیشه این بود که چیزهایی که باهاشون سختی کشیدم را داشته باشم که نمادی از سختی جلوی روم باشه که از کجا به کجا رسیدم و این نگرش برام باعث شده بود که فقط به سختی توجه کنم و هرکجا از سختی ای عبور کردم توانسته ام به گشایشی برسم در صورتی که خیلی جاها از آسونی به پیشرفت و موفقیت رسیدم
زمانی شاگردی مغازه ها را میکردم و خواسته ام این بود که برای خودم کسب کاری محیا کنم برای شروع کسب کار نیازمند مجوز بودم و اولین مانع برای من پایان خدمت بود که دو سال هم از مهلت سربازی ام گذشته بود و من همچنان هیچ تصمیمی برای رفتن به سربازی نداشتم و حتی سربازی را کاری بیهوده میدانستم ولی بخاطر درخواستم به سمت خدمت سربازی هدایت شدم این را بگم که من فقط یک خواسته ای داشتم ولی باورم این بود چون سرمایه ای ندارم تا ابد باید شاگردی کنم و یا کاری پیش بیاد با حقوق سرماه
خدا در دلم قرار داد و من اماده رفتن به خدمت سربازی شدم بدون اینکه با نیت جواز کسب باشد بلکه با این نیت که شتری هست باید ازم سواری بکشه و از جایی که کار میکردم خارج شدم و عازم شدم در حین خدمت سربازی اولین گشایش برایم ایجاد شد ۳ ماه اضافه خدمتم که بخاطر دیر رفتن بود آخرین عفو رهبری در سال ۱۳۸۶ بود که بخشیده شد طبق باورهام و شنیده هام سربازی یعنی سختی کشیدن پس در جاهای خدمت کردم که باید سختی میکشیدم و انجام شد ولی گشایش بعدی باعث شد بجای ۲۰ ماه خدمت ۱۷ ماه خدمت کنم
موقعی که خدمتم تموم شد طبق درخواست صاحب کارم به کار قبلیم دعوت شدم و شروعی مجدد ولی طبق اتفاقاتی تسویه کردم چند مدتی در حد ۱ یا ۲ماه بیکار بودم ولی چون باورم این بود که هیچ وقت بیکار نیستم تصمیم گرفتم کسب کار خودم را راه اندازی کنم با خانواده صحبت کردم گشایش الهی خانواده ای که با همه چیز مخالف بودند
خداوند دلها را برایم نرم کرد
موافقت کردند شرایط را برایم محیا کردند که نشدی ایجاد نشود
بردارم شریکم شد اقدام برای جواز کسب به راحتی همه دست به دست هم داده بودند که جواز کسب من تهیه بشه
چون قدم اول را من برداشته بودم پایان خدمت مرحله بعدی بود پیدا کردن مکانی برای رهن مغازه
گشایش الهی و معجزات خداوند مدام پشت سر هم میرسید
مغازه از طریق یکی از دوستانم بهم پیشنهاد شد در بهترین جای شهر گشایش الهی
خدواند دلها را برایم نرم کرد صاحب مغازه به اختیار خودش و برای خوشحالی من کف مغازه را برایم سرامیک کرد و سکوریت درب ورودی و شرایط قرارداد طبق موجودی من پر کردن مغازه و باز
گشایش الهی
و تموم جاهایی که میشناختم بهم قرضی و چکی پرداخت کردند برای اولین بارو کسب کاری که هر روز وسعت میگرفت خواستم که برند بشوم
خواستم معروف بشوم
خواستم آوازه کارم بپیچه
و خداوند همه را برایم انجام داد دوست دارم این را بیان کنم تموم این اتفاقات زمانی برایم رخ داده که باورهایم درست بود یه جورایی اونقدر کثیف نشده بود ورودیهام خالص بود و همه این اتفاقات با ذات الهی ای که درونم فعال بود و به خدایی توکل داشتم که اون زمان برایم خدای واقعی بود نه خدایی که بُت شده باشد
برام گشایش الهی از حدود ۲ سال پیش باز آغاز شد چون من آماده دریافت شدم من شروع کردم روی خودم باورهام و ورودی هام کار کردم و هر روز از قبلم بهتر شد
الان به جایی رسیدم که میتونم بگم تموم خواسته هایی که میخواستم الان برام خاطره شده و یا دارم تجربه میکنم گشایش الهی برای من اینه که خداوند هدایت کرد که درجا نزنم و هر لحظه بهم یاداوری میکرد چی بودم و چی شد برام و کجا هستم خواسته هام را دارم و وقت درجا زدن نیست
توقفی وجود نداره
هدف گذاری برای رو به جلو حرکت کردن
تو بخواه
روند حرکتت شروع شده
خیلی خیلی زود منتظر شنیدن معجزات و گشایش های الهی ام باشید
و خدایی که به شدت کافیست
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
نشان های دریافت شده
به نام خدای گشایش گر زندگیم 🙏🙏🙏😇
باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم❤
گام نوزدهم: من منتظر گشایش الهی در زندگیم هستم 👌👌👌🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
َ
من هم قبلا خواستار گشایش الهی درزندگیم بودم ولی همیشه دوست داشتم شرایط مالی و عاطفی در زندگیم به شکل عالی باشه ولی در قلبم انگارامید نداشتم غیر ممکن بود برای من معجزه اتفاق بیفته چون فکر می کردم مگر میشه من شرایط عالی رو تجربه کنم و انگار احساس لیاقت در خودم نداشتم وفکر می کردم من که زیاد خوب نیستم من که کار خاصی بلد نیستم من که توانایی خاصی رو ندارم اصلا خودمو دوست نداشتم ودنبال دوست داشتن دیگران بودم فکر می کردم باید پدر و مادر و خواهر رو برادرم رو بیشتر از خودم دوست داشته باشم وزیاد توی بچگی شنیده بودم که تو لیاقت نداری تو خوب نیستی تو کارت راست در نمییاد خوب همه این حرف در من احساس بی ارزشی و عدم لیاقت رو به همراه داشت ودر جواب این حرفها می گفتم من خیلی هم خوبم شماها قدر من رو نمی دونید و گریه می کردم وبا هاشون قهر می کردم ولی به صورت نا خودآگاه در من اثر بدش گذاشته بودن ودر من باعث شد که یواش یواش برای ثابت کردن این که من هم خوب هستم دیگه زیاد تقاضا چیزی نداشته باشم و قانع تر بشم تا مادرم بیشتر از من راضی باشه و مثل اون رفتار می کردم زیاد خواهی رو کنارگذاشته و قانع شدن و قناعت کردن رو انتخاب کردم وبه مرور جز شخصیتم شدوقتی لباسی رو می خریدم همون لحظه نمی پوشیدم نکنه کهنه بشه وکثیف بشه می گذاشتم تا مهمونی بپوشم یا مهمون میاد خونه بپوشم شاید کمتر از انگشتان دست می پوشیدم تا این که از مد افتاده میشد یا کوچیک و تنگ میشدو به دیگران میبخشیدم یا سالها توی کمد می موندن ودر مورد خوردنیهاهم این رو یاد گرفته بودم بهترین ها رو برای مهمونه بایدگذاشت چیزهای خوب و مجلسی رو برای پذیرایی از مهمون کنار می گذاشتم تا وقتی مهمون میاد آبرو داری کرده باشم یا ظروف خوب رو برای پذیرایی از مهمون کنار می گذاشتم برای اینکه به دیگران نشون بدم من باسلیقه هستم و وقتی مهمون می خواست بیاد خیلی خونه رو تمییز می کردم که نکنه بگن من بی سلیقه هستم همیشه دنبال راضی نگه داشتن دیگران بودم ولی در صورتی که لازم نبوده دیگران رو از خودم راضی نگه دارم باید فقط خودم رو راضی نگه می داشتم باید به علاقه خودم توجه می کردم باید خودم رو بیشتر از همه دوست می داشتم اون وقت بود که دیگه همیشه دنبال آرزوهای خودم بودم نه هدفی میشدم برای رسیدن دیگران به آرزوهایشون
من هم زیاد شنیده بودم باید قناعت کنم برای بهتر زندگی کردن می گفتن یا باید تجارت کنی یا قناعت و تجارت رو =با قناعت میدونستن واین باور در من هم شکل گرفته بود که تو که نمی تونی تجارت کنی ولی باقناعت می تونی به همه چیز برسی قناعت رو این طور به من یاد دادن که لازم نیست تا مانتوی تو نو ،دوباره ی مانتو دیگه بخری می تونی چند سال از اون استفاده کنی یا هرسال چند تا کیف بخری وقتی کیفت نو هستش
تا وسایل خونه نو هستش چرا باید عوض کنی وقتی بچه ات کوچیک زیاد وسایل شیک نخر چون خراب می کنه بزار بزرگ شد اون وقت همه چیزها رو عوض کن وبا این کار پولت رو جمع کن تا خونه و ماشین بخری خوب من هم یاد گرفتم وفکر می کردم راز ثروت مند شدن و خونه دار شدن از طریق قناعتهای یک زن در خونه شکل می گیره و کم کم من هم قانع شدن رو در پیش گرفتم وزندگی ساده رو بندگی خدا می دونستم و کسانی که هی لباسهای متنوع وزیاد می خریدن یا وسایل خونشون رو هر سال و زود به زود عوض می کردن رو افراد اسراف کار می دونستم وفکر می کردم اونهاگناه می کنن که وسایلی که کارایی دارن رو عوض می کنن و دوباره جدیدش رو می خرن و آنها رو تجمل گرا می دونستم وفکر می کردم آنها دنبال چشم هم چشمی هستن و قضاوت های نادرستی داشتم همه این باورهااز طریق خانواده وجامعه ومخصوصااز طریق به ظاهر مبلغان دینی در ما انسانها شکل گرفت
ولی خدارو شکر چند سال است که دیگر قناعت کردن رو قبول ندارم چون به انسان باور کمبود القا می کنه وقدرت وبخشندگی خدارو زیر سوال می بره خداوند خودش در قرآن اشاره کرده که نعمت های فراوانی رو برای انسانها آفرید وفقط ما باید ایمان داشته باشیم خد اوند زمین و آسمان رو در تسخیر انسانها قرار داده و همیشه مارو حمایت می کنه و همیشه وهر روز به ما رزق می دهدپس چرا باید از آینده بترسم و قناعت کنم من دیگه نگرشم به کل در حال تغییر هستش وبا تمام وجودم فراوانی نعمتهای خداوند ایمان دارم وبه فراوانی نعمتهاش وبارش بی نهایت خیر وبرکت به زندگیم رو دارم و دیگه نه خوراک نه پوشاک نه پول رو برای روز مبادا نگه نمی دارم ودر همون زمان خودش از نعمتهام استفاده می کنم تا در پرونده اعمالم ثواب نوشته بشه و ایمان دارم بازم از این بهتر وارد زندگی من میشه
من به گشایش الهی در زندگیم ایمان دارم
خدارو شکر من زیاد حس بدی به کسانی که ثروتمند بودن نداشتم اونها رو دزد نمیدونستم ولی کمی خود خواه ومغرور قلمدادشون میکردم وپیش خودم می گفتم خوب کارخونه داره یا تاجر یا بازاری یا طلا فروش خوب بایدم ثروتمند باشه وخیلی دوست داشتم من هم ثروتمند بودم ولی به خاطر شنیدهام که ثروتمندا زیاد زندگی خوبی ندارن و همیشه مشکلات خانوادگی و دعوا دارن یا ورشکسته میشن یا مشکلات زیاد برای اداره اموالشان دارن وزیاد سرطان میگرن ودر روز قیامت هم باید به خاطر ثروتشون حساب کتاب پس بدن واین باورها در من باعث میشد از زندگی معمولی راضی باشم ولی خوب مگه میشه نعمتها رو ببینی ونه خوای تجربه کنی واین در تمام انسانها هستش که آرزو نعمت های زیاد خدا رو داشته باشن واز زندگی سخت ناراضی باشن وبرای این که ما بتونیم زندگی کنیم به ما می گفتم صبر و تحمل مشکلات زندگی برای ما در درگاه خداوند جبران خواهد شد واین ها امتحان الهی برای سعادت و کامیابی در آخرت هست و مشکلات ثروتمندان به خاطر عذاب الهی خداوند هستش در صورتی که خداوند به همه انسانها وعده نعمت فراوان داده نه به گروه خاص ،خداوند کار نداره که کی با خداهستن یا نه چون خداوند انسانها رو خودش خلق کرده و همه رو به یک اندازه ارزش قائل میشه و خدا باهمه انسانها همراه هستش و بارش نعمتها برای همه انسانها در حال باریدن هستش این خود انسانها هستن که به اندازه ایمانشان به رحمت خداوند و گشایش الهی از این نعمتها بر خوردار میشن
به اندازه انتظار وامیدمان ویقینمان از این لطف خداوند بر خوردار میشیم
من به گشایش الهی در زندگیم ایمان دارم
من هم زمانی که فقط روی خدا حساب باز کردم خداوند خودشو به من نشون داد و گشایش در زندگی من رخ داد طوری که اون مشکلات به سرعت از زندگی من خارج شدن
من هم باید در تمام لحظات زندگیم این باور رو داشته باشم که در حال دریافت بارش نعمت های الهی در زندگیم هستم وهم اکنون که دارم تایپ می کنم ودر آرامش و سکوت هستم بارش نعمت های الهی به شکل های مختلف مثل عشق مثل پول مثل سلامتی وغیره در حال وارد شدن در زندگیم هستش بدون حرکت کردن و اقدام خاصی همین که من در آرامش ذهنم هستم و تمام توجه من به ساخت باورهای درست در باره خداوند هستم وامید در قلبم بسیار زیاد شده که رسیدن به نعمت های بی کران خداوند هستش برام کافی وای خدای من منهم مثل کودکان دارم به خدا وصل میشم کنترل ذهنم و ذهن منفی بافم رو خاموش کرده و مثل بچه ها دارم در این سکوت و آرامش رو حی خودم می نویسم که من هم به خدای خودم ایمان دارم اون خدای قدرتمندم که می تونه به صورت شگفت انگیز تمام مشکلات من رو از زندگیم خارج کنه و خوشبختی و سلامتی و فراوانی ها رو وارد زندگی من کنه اون تمام باورهای شرک آلودم رو پاک کرده و امید و یقین و ایمان به خداوند یکتا رو جایگزین کنه
انتظارم از زندگیم تجربه احساس آرامش وتجربه تمام نعمتهای فراوان فوق العاده هستش
انتظارم احساس شادی ولذت در دنیا وآخرتم هستش،
انتظارم از زندگیم احساس دوست داشتن خودم و اطرافیانم هستش
انتظارم از جسمم لاغری به راحت ترین شکل خودش هستش
انتظارم در کل سعادت کامیابی و خوشبختی هستش
انتظارم وارد شدن ثروت بی حساب الهی به راحت ترین شکل در زندگیم
خدایا شکرت 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
استاد سپاس فراوان از آگاهی های ناب تون 🙏🙏🙏❤🌹🌹
نشان های دریافت شده
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
واقعا قبول دارم میپذیرم وقتی من یه خواستهای دارم از نظر خودم این خواسته بزرگی و اونو یه جورایی نه به شکل مستقیم محال و ممکن میدونم همین که میگم یعنی میشه منم صاحب خونه رویاییم بشم با فول امکانات یه جورایی آرزو خودم محال میدونم پس در صورتی که من آرزوم محال میدونم خدا هم باید اسراری به برآورده کردن اون نداره اصلا اگر بخواد هم نمیتونه چون من هنوز در این موضوع به خدای خودم ایمان ندارم که بابا خدا میتونه به هر چیزی که تو بخوای تبدیل بشه هر چیزی برای اون که کاری نداره فقط یه دستور میده کن فیکون باش پس موجود میشود پس بیاییم هیچ آرزویی رو محال یا غیر ممکن ندونیم اینا تفکرات انسانی هستند
اینا توهمات انسانهایی هستند که تا حالا نتونستن نعمتی رو وارد زندگیشون کنن پس اینا واقعیت نداره خداوند خودش گفته بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را این همه آگاهی در این دوره یاد گرفتم که غیر ممکن وجود نداره از نظر خدا همه چیز امکان پذیر فقط من باید باور کنم به خدای خودم ایمان بیارم
ای خدا چقدر درباره قناعت کردن با من صحبت کردن چقدر ضربالمثل گفتن چقدر گفتن نداریم اما سر راحت رو زمین میذاریم آخه مگه میشه امکان نداره آدم نداشته باشه سر راحت رو بالش بذار همش تو فکر این هستی که ای بابا حالا من پول نداره قرار مهمون بیاد چکار کنم این آرامش که سر راحت رو بالش بذارم
واقعا چرا اطرافیان ما اینجوری صحبت میکردن البته هنوزم میگن خوب شوهرت میره سر کار خدارو شکر کار داره خوبه خداروشکر کن که یه خونه داری درسته هر نعمتی دارم باید سپاسگزار خداوند م باشم
من به قناعت اعتقادی ندارم البته اینم بگم اون روزا خیلی قناعت میکردم هیچ چیز دور نمیرفتم مگر خراب میشد الان نه من برنج درست کنم یه بار فقط میخورم دیگه دوست ندارم گرم کنم مزه اولیه اش نمیده من نمیخورم بقیه میخورن
الان همسرم اینجوری خیلی قناعت میکنه چند روز پیش رفتم خونه خواهرم فسنجون درست کرده بود یکم برای من گذاشت همسر من بارها اون غذا گرم کردم ایشون خورده از غذای تازه که دوست هم داشته چشم پوشی کرده اون غذا مونده رو خورده تا نمونه بریزم دور اسراف بشه
اصلا قناعت کردن کلا در ذهن انسانها هست نه زعفرون آنقدر نریز من اینو ده بار استفاده میکنم گفتم آخه این مارک خوبی نیست خیلی عطر رنگ طعم نداره نه نه کم بریز اسراف
مرغ گرفتم اشغالشده برای سگها گذاشتم تو راه پر سگ گرسنه است میگه نه اینارو نده به سگ اسراف اینا گلی گوشت بهشه بپز گوشتهاشو بردار استخونشو بده به سگ در صورتی که گوشتی بهش نبود یه جایی یه ضرب جا مونده بود وقتی داشتم رون فیله میکرد
من اشغال مرغ دادم به سگ اون در حال غر زدن بود همین کارها رو میکنین برکت از خونتون میره منم سکوت بهترین راه
منم نمیفهمم چرا انسانها افراد ثروتمند در ذهنشون طوری میبینن که همیشه در سختی و رنج هستند
به نظر من خیلی هم در رفاه هستند من عقیده دارم ثروتمند بودن آدم زنده میکنه مولکولهای بدنم سلولهای بدنم زنده میکنه وقتی من پول دارم میرم بهترین چیزهایی که نیاز دارم میخرم میرم بهترین غذای رستورانی تهیه میکنم بدون اینکه نگران باشم نکنه گرون تر بشه پول کم بیارم منکه رستوران نرفته بودم تا چند وقت پیش شاید تابستون پارسال اولین بار تجربه کردم اونم با کلی ابرو ریزی چقدر زنگ زدم این چقدر اون چقدر یه غذایی کمترین انتخاب کردم خدایا شکر بازم تونستم تجربه کنم
من میگم آدم که پولداره هیچ وقت مریض هم نمیشه چرا چون وقتی پول دار باشی هر وقت نیاز دیدی میری کله پاچه میخوری هر وقت سرما خوردی میری سیراب شیرین میخوری از معجزه بیای بیرون خوب شدی
میری بهترین غذاها رو میخوری بهترین لباسها رو میپوشی بهترین خونه ها رو تجربه میکنی تو فقط در حال تجربه کردن بهترینها هستی وقت نمیکنی حتی به یردردت فکر کنی اونم خودبه خود خوب میشه
مادر من این عقاید قناعت کردن داره کم بخور همیشه بخور کم بخور گرد بخواب من نفهمیدم یعنی چی من قبول ندارم خوردن زیاد هم دوست ندارم دوست دارم چند تا لقمه بخورم سیر بشم
و کم داشتن هم دوست ندارم دوست دارم آنقدر از هر چیز زیاد داشته باشم که بتونم انفاق کنم بتونم به دیگران هم بدم تا در شادی من شریک باشن بتونیم با هم سپاسگزاری کنیم من برای داشتن و انفاق کردن طرف مقابل برای هدیه گرفتن هر دو سپاسگزار خواهیم بود من ندارم عمرا سپاسگزاری نمیتونم کنم خیلی دوست دارم عاشق سپاسگزاری هستم چون یاد گرفتم نزدیکتربن ارتباط با خداوند از طریق سپاسگزاری بهترین فرکانس که میشه برای خدا فرستاد
منم خیلی شنیدم فلانی پولدار چه فایده همیشه مریض
فلانی پولدار دیدی بچه خواهرش جوان مرگ شد چه فایده
فلانی پولدار آرامش نداره زنش مریض
چرا هر اتفاق به پولدار بورن ربط میدیم به نطر من اینها هم یه جور توهمات ذهن بی پول چون خودش نتونسته پولدار بشه هر اتفاق به بیماری ربط میده به مشکلات ربط میده
در صورتی که خدا وند در قرآن بارها اشاره کرده که هر آنچه از خوبی به شما رسد از جانب من است و هر چه بدی رسد از جانب خود توست یا شنیدهای توست پس خدا چیزی بنام بدی نداره که به ما بده اینا همش برای افکاری که ما در دهن خودمون مرور میکنیم و همین طور به خدا ایمان نداریم که میتونه به هر شکلی که من بخوام به هر شکلی که من بخوام تبدیل بشه اگر باورش کنم
ما باور نداریم خداوند میتونه خیر و برکت وارد زندگی ما کنه هر کس ببینیم پولدار شده تو شهرستان ما اینجوری میگن فلانی گنج پیدا کرده مگه گنج پیدا کردن الکی یارو فکر درست داشته پولدار شده
اگر بگم همه انسانها اینجوری فکر میکنن بی انصافی کردم مثل من زیاد هستند که اینجوری فکر نمیکنن مثل اطرافیان منم زیاد هستند که اینجوری فکر میکنن
من اگر کسی پولدار بشه میگم زحمت کشیده تلاش کرده بدست آورده الانم داره تجربش میکنه من صحنه آخر زندگیش دارم میبینم
ولی اطرافیان من میگن ببین خون چند نفر تو شیشه کرده تا پولدار شده حتما مواد فروش چقدر خانواده ها رو بدبخت کرده تا اینجا رسیده این فرد تا دیروز داشت از گرسنگی میمرد چطور شد یهویی آنقدر ثروتمند شد
یه ماشین مدل بالا از کنار ما رد بشه چقدر فوش میدن فلان فلان شده از کجا آورده ۳۰ میلیارد پول این ماشین داده
من تو ذهنم میگم شاید ارث بهش رسیده شاید از بچگی زحمت کشیده الان داره حاصل دسترنجشو استفاده میکنه و الان مطمئنم که خداوند باور داشته خدا هم کمکش کرده قدم به قدم هدایتش کرده الان داره این وضعیت تجربه میکنه خودش لایق دونسته حق خودش دوسته خدا رو باور کرده و الان داره تجربش میکنه بعدشم لذتشو میبره بعدشم سپاسگزاری میکنه بعدش هم خدا کارش گسترش دادن زیادش میکنه پس جای تعجب نیست اگر کسی رو ببینیم از بی پولی به کجاها رسیده
سال ۱۴۰۳ زندگی مت دگر گون شد
ماه فروردین من به سلامتی و تناسب اندام ایدهالم تجربه کردم
ماه اردیبهشت من خونه رویاییم تجربه کردم
ماه خرداد من یه خونه بزرگ در صادقیه تهران خریدم
خدایا من میخوام سیلاب گشایش الهی در زندگیم تجربه کنم
من انتطار دارم بطور ناگهانی یهویی گشایش الهی در زندگیم تجربه کنم
من انتطار دارم خداوند به شما جادویی و معجزه آسا زندگی من دگر گون کنه
من انتطار دارم فوران نعمتهای الهی رو خداوند در زندگی من ایجاد کنه
من انتطار دارم سیلاب مشتریان خوب برای من ارسال کنه
من انتظار دارم خداوند سلامتی و تناسب اندام ایدهالم به من هدیه کنه
من انتطار دارم اون پول رویایی ام خداوند به من هدیه کنه
من اینو درک کردم که خداوند به گریه و زاری من کاری نداره و این کار نه تنها باعث بهبود شرایط من نمیشه بلکه باعث بدتر بدتر بدتر شدن شرایط زندگی من میشه چرا چون زمانیکه من دارم گریه و زاری میکنم طبعا حال من خوب نیست من بسیار ناراحت و نگرانم پس خداوند هم به احساس من پاسخ میده و من اتفاقات بد بیشتر تجربه میکنم
من به تجربه گشایش الهی ایمان دارم من درک کردم برای تجربه بهتر باید گشایش الهی خداوند تجربه کنم و از خداوند درخواست میکنم که تجربه گشایش الهی رو به من هدیه کنه تا منم بتونم از زندگیم نهایت لذت ببرم خدایا شکرت
حق منه من بنده لایق و شایستهای هستم دلیل نمیخواد که من گشایش الهی رو تجربه کنم مگر من نفس میگم اینم کشایش الهی دیگه مگه براش دلیل دارم خداوند به مغزم دستور داده مغزم اجرا میکنه من خودبه خودی نفس میگم پس همین روند هم باید برای تجربهشایش الهی باشه منم اونو خودبهخودی تجربه زندگیش کنم آخه من به خدا متصل من و خدا یکی هستیم من به خدا چسبیده ام پس باید تجربه کنم
من به این نگرش ایمان دارم که خداوند همیشه منتظر درخواستهای بینهایت من با تمام وجود منتظر من درخواست کنم اون اجابت کنه وارد زندگیم کنه منم تصمیم گرفتم از خدا ند زیاد بخوام
زندگی منم به گشایش الهی نیاز داشت که من امشب خونهای بفروشم فردا شب خونه جدیدم بخرم
من چطور میتونستم این کارو انجام بدم این کار فقط از طریق گشایش الهی امکان پذیر
زندگی من به گشایش الهی نیاز داشت زمانیکه بچه من مریض شد هر دکتری میبردم خوب نمیشد یهو یه نفر در مسیر زندگی همسرم قرار گرفت آدرس یه دکتری در تهران دادم بردم با یه نسخه خوب شد اون زمان دکتر بسیار مسنی بود اگر زنده هست الهی بهترین روزهای زندگیش تجربه کنه اگر بهشتی شده در بهترین مکان ممکن الان وجود داره پس خدا خیرش بده
زندگی من به گشایش الهی نیاز داشت تا بارها بارها شفا الهی رو تجربه کنم وگرنه من امکان نداشت میتونستم به شفا برسم و بقول معروف تا حالا صد تا کفن پوسونده بودم خدای شکرت که الان در بهترین حالت خودم هستم خدایا شکرت .
واقعا منم فکر میکردم انسان حقیر و کوچکی هستم از بسکه دیگران به رخ من کشیده بودن دیگه این عقیده رو ندارم من انسان روحانی هستم اومدم در زمین تا تجربیات انسانی کسب کنم من انسان ارزشمندی هستم چون خداوند از روح خودش در من دمیده و مرا با تمام صفات خودش تمام خصوصیات خودش مزین کرده مرا خالق آفریده من میتونم زندگیم به هر شکلی که بخوام ایجاد کنم با افکارم هر چقدر فکر خوبترین داسته باشم زندگی آینده من بهتر بهتر بهتر خواهد شد
واقعا گشایش زندگی شما استاد عزیزم کمتر از پیامبران نیست استاد بخدا تعارف نیست شما کمتر از پیامبر زمانه نیستید مگر پیامبران چکار میکردن همون کاری که شما الان دارید انجام میدید
انسانها رو از گمراهی بیرون میاوردن راه سعادت خدا شناسی به اونها یاد میدادن شما هم علاوه بر این کار دارید انسانهای چاق دنیا رو آگاه میکنید تا اونها هم مثل شما و دوستان شگفتی سازم دنیا خودشونو بسازن سلامتی و تناسب اندام ایدهالشونو تجربه کنن این بزرگترین باشکوه ترین کار که یه کسی میتونه انجام بده بینهایت بار از شما سپاسگزارم برای تک تک کلماتی که به من اموزش دادید تا من از طریق اونها زندگی جدیدی رو برای خودم بسازم بینهایت بار سپاسگزارم
بله استاد من قدرت سیلاب با چشم خودم دیدم البته فیلمشو که واقعیت داشت چند سال پیش یه سیلی اومد هم در کن تهران اومد هم در شهرستان ما کلی افراد گشته شدن وقتی فیلمشو میدیدم ترسیدم چطور آب گل آلود با سرعت بسیار زیاد از جلوی خونه پدر من رد میش محکم به میکوبه مثل موج میشه راهش کج میکنه چون با مانع درب روبه رو شده و قدرت خداوند من خداوند مهربانم خداوند بخشندهام خداوند شفا دهنده مت خداوند روزی دهنده من هزاران هزار بار بیشتر و بزرگتر از قدرت سیلاب
من میخوام گشایش الهی رو تجربه کنم میخوام خداوند سیلاب گشایش الهی رو به من هدیه کنه تا همه مشکلات منم با خودش ببره و زندگی منو پاک و مطهر کنه الهی آمین خدایا من آماده دریافت گشایش الهی در زندگیم هستم الهی آمین
من میخوام گشایش الهی در زندگی من جریان پیدا کند چاقی بیماری بی پولی سختی رنج و…رو همه رو با خودش ببره مثل برگی در روی آب میبینم که داره با خودش میبره زندگی پاک و الهی میشه من یه زندگی جدیدی همراه با کمک خدا همراه با گشایش الهی تجربه میکنم خداوند به من هدیه میکنه
من انتطار یه جوب باریک ندارم من انتطار گشایش الهی به پهنای دریا بیکران دارم که تا هر چقدر دور دست نگاه کنم همه دریاست انتطار دارم
من انتظار سیلاب خروشان از گشایش الهی در زندگیم دارم
من به قناعت کردن اصلا الان اعتقادی ندارم اون روزا خیلی داشتم الان ندارم وقتی خداوند من میگه سپاسگزاری یعنی زیاد خواستن راصی بودن از زندگی پس قناعت معنی نداره من میخوام انسان زیاده خواهی باشم تا سپاسگزار باشم تا گشایش الهی رو در زندگیم تجربه و زندگی کنم
به نطر من قناعت کردن نشانه ایمان نیست من به اسراف کردن باور ندارم ولی قناعت کردن تا اونجاییکه من درک کردم یعنی کم خواستن در صورتیکه خداوند من دوست داره بندهاش زیاده خواه باشه پس قناعت کردن معنی نداره
وقتی انسان قناعت میکنه یعنی همیشه در سختی و رنج قرار داره پس این فرد هیچ وقت نمیتونه باور کنه خداوند نمیتونه زیاد بخواد نمیتونه به خدا ایمان داشته باشه پس من دوست دارم انسان زیاد خواهی باشم همون طور که خداوند به من پیشنهاد زیاده خواهی داده منم اطاعت امر میکنم
من به گشایش الهی در زندگیم کاملا ایمان دارم و نیاز دارم به گشایش الهی در زندگیم
من در اطرافیانم هم گشایش الهی دیدم خواهرم خیلی دوست داشت خونه داشته باشه تو شهرستانمون بره اونجا زندگی کنه خداوند برای او گشایش الهی ایجاد کرد الان داره اون خونه رو زندگی میکنه
من عاشق گشایش الهی هستم من خودم لایق و شایسته گشایش الهی میدانم و میگم حق منه که گشایش الهی در زندگیم تجربه کنم حق منه که خداوند گشایش الهی رو به من هدیه کنه
من تصور میکنم زندگی من تحت تاثیر گشایش الهی قرار گرفته ایمان دارم گشایش الهی تجربه میکنم
من سلامتی تناسب اندام ایدهالم تجربه کردم من روند تجربه کردن خونه رویاییم دارم طی میکنم خداوند به پن کمک کرد و من قدم به قدم برنامه الهی خودم طی کنم استاد به فکرم نیومد چطور گشایش الهی در زندگیم ایجاد شده تجربه کنم
با این وجود من دوست دارم گشایش الهی رو تجربه کنم گشایش الهی یعنی اینکه من هر وقت نیاز به کمک داشتم خداوند به بهترین شکل به من کمک میکنه تا من خواستم تجربه کنم
مثل اینکه حصرت ابراهیم باید از آتش رد میشد و خداوند به آتش دستور داد سرد خاموش باش تا آسیبی به حصرت ابراهیم نرسه درصورتی که آتیش روشن بوده ولی برای حصرت ابراهیم سرد شده
منم به گشایش الهی ایمان دارم و من میخوام سلامتی و تناسب اندام ایدهالم تجربه کنم خداوند من میگه بنده من نگران نباش که بزودی نوبت به تو میرسه یکی یکی آرزوهاتو تجربه میکنی این میشه گشایش الهی در لاغر شدن من
من میخوام ثروتمند باشم خداوند میگه تو هر چیزی که برای خودت در نظر داری من هزاران برابر اون چیز برای تو در نظر دارم پس ایمان داشته باش تا تجربش کنی این میشه گشایش الهی من در مورد ثروت
من میخوام یه کسب کار عالی داشته باشم تا بتونم ازش کسب درآمد کنم خداوند با گشایش الهی بهترین مشتریان دست به نقد ترین مشتریان که عاشق شغل من هستند رو از نقاط مختلف ایران به سمت من هدایت میکنه تا پول وارد زندگی من بشه من ثروتمند بشم
من میخوام خونه رویایی ام که ۱۲۰ متر با فول امکانات نزدیک دانشگاه دخترم هست با گشایش الهی برای من فراهم میکنه من اونو تجربه میکنم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و مهربونم و دوستان عزیزم
استاد این جلسه خیلییی عالی بود خیلییی حس عالی در قلبم ایجاد کرد دقیقا چند روزی بود که به خاطر یه ناخواسته ای که باهاش مواجه بودم خیلی از خدا درخواست میکردم که کمکم که حسم رو خوب کنم و دنبال این بودم که با چه نگرشی سعی کنم خودمو آروم کنم که این جلسه خیلییی بهم کمک کرده که بتونم بیشتر از قبل ذهنم رو کنترل کنم.
_استاد من از بچگی یادمه همیشه از لحاظ اقتصادی و مالی شرایط خانواده ام اذیتم میکرد همیشه دوست داشتم رفاه کامل رو تجربه کنم ولی خانواده ام بخصوص بابام همیشه از قناعت صحبت میکردن و یه جورایی انگار افتخار میکردن که ما اوضاع مالی خیلی خوبی نداریم و در سطح متوسط هستیم انگار سطح مالی متوسط رو به پایین افتخاره، متوجه شدم در جامعه نداری و عدم توانایی مالی یه جورایی پسندیده اس انگار این شرایط مالی بد قراره گناهان رو پاک کنه، متاسفانه اکثریت ما ناخودآگاه احساس گناه داریم و تااازه ما که در مسیر دریافت آگاهی هستیم متوجه شدیم که این احساس گناه چقدر بی پایه و اساسه و چقدررر باعث نشتی انرژی در ماشده! اکثریت جامعه که دچار احساس گناه هستن به صورت ناخودآگاه عسرت و تنگ دستی رو وسیله ای برای پاک شدن از گناهان خودشون میدونن و چون در ناخودآگاه این عسرت باعث لذت اوناس همیشه در همین شرایط بسر میبرن.
حتی بین همکارای خودم و قبلنا خودمم در توجیه درآمد زایی کم میگفتیم اره درسته خیلییی درآمدزایی بالایی ندارن اما حداقل شب راحت سرمو میذارم رو بالشت. دقیقا این ورد زبونمون بود.
ولی الان متوجه شدم ریشه قناعت همه اش ناشی از احساس عدم لیاقت و عدم توانایی ذهنی افراد در بدست آوردن و تجربه رفاه و نعمت بالا هست یه جورایی چون دستمون بهش نمیرسه اینجوری توجیه اش میکنیم.
من تازگیا متوجه شدم حتی در تصویرسازی خودمم یه جورایی انگار ترس دارم فراوانی رو تصویر سازی کنم که اتفاقا همین دو سه روز متوجه شدم به خودم گفتم چرا تو تصویرسازیامم انگار میترسم زیاد بخوام. انگار جلوی زیاد خواستن خودمو میگیرم که با خوندن ایک جلسه خیلی بهتر برام روشن شد.
من با آگاهی این جلسه واقعا متوجه شدم قناعت باعث اختلال ذهنی میشه خیلییی اثرات بدی از لحاظ روحی و روانی روی ما و شرایط زندگیمون میذاره. من واقعا با گوشت و پوست و استخونم از همون بچگی ضربه این قناعتی که خانواده روش چقد تاکید میکردن رو خوردم و همیشه حسم بد بود و با تمام وجودم قلبا دوست داشتم فراوانی و ثروت زیاد رو تجربه کنم و همیشه به خودم قول میدادم که اگر بزرگ شدم برای خودم همه چی رو زیاد فراهم میکنم غافل از اینکه تا الان من ناخودآگاه تحت تاثیر همین باور کمبود بودم ولی خدارو هزاران بار شکر میکنم که در مسیر دریافت آگاهی های ناب قرار گرفتم در واقع این آگاهی ها پاسخ درخواست من در همون زمان کودکی هست که خدا داره راهشو به من نشون میده واقعا خدارو شکر میکنم.
_ استاد واقعا همین مدت اخیر من واقعا از اعماق قلبم برای همه مسائلم و خواسته هام به خدا گفتم خودت باید منو کمک کنی و وقتی در مسیر آموزش این دوره قرار گرفتم متوجه شدم به صورت ناخودآگاه این انتظار دریافت گشایش الهی در من شکل گرفته فقط این جلسه به نکته خیلی عالی اشاره کردید که در مورد گشایش الهی باید انتظارمون زیاد باشه و بارها و بارها میتونیم تجربه اش کنیم دو تا مورد بشدت به قلبم نشست و حس شادی درونی در من ایجاد کرد اونم ایجاد انتظار گشایش الهی ناگهانی که بشدت لذت بخشه و دوم ایجاد انتظار سیلاب گشایش الهی که وقتی بیاد تمام مسائل مارو پاک میکنه و با خودش میبره خیلییی عالی بود و یه نگرش بسیار قوی برای زندگی مون هست.
من واقعا گشایشی که همیشه تو ذهنم پررنگه مساله حل معضل اضافه وزنم بود. استاد من از هممممه مواردی که برای لاغری توصیه میشد ناامید بودم از زمین و زمان ناامید بودم از زندگیم سیر شده بودم، حس ناکامی شدید داشتم یادم میاد بارها و بارها به خدا میگفتم اگر الان میلیاردها پول داشتم قسم میخورم که خوشحالم نمیکنه گفتمش خدایا عمق این ناامیدی و ناراحتی اووونقدر زیاده که زندگیمو فقط دارم تحمل میکنم گفتمش خودمو دوست ندارم نمیتونم خودمو بپذیرم و این عدم پذیرش و تنفر از جسمم حالمو بد کرده اما براش راهی ندارم. تا اینکه یه روز با تمام وجودم از خدا کمک خواستم اون لحظه با ایمان قوی از خدا خواستم که خودش گشایشی برام ایجاد کنه و دقیقا یادمه گفتم خدایا محاله تو برام راه حل آسونی نداشته باشی که همون شب با سایت شما آشنا شدم و هممه اون چیزی که دنبالش بودم رو دارم از آگاهی های این سایت دریافت میکنم به لطف خدا؛ هدایت من به سایت شما استاد مهربونم گشایش عظیمی برای من هست که از روز ورودم تا الان که دارم مینویسم من بی وقفه اینجا حضور دارم.من لاغری میخواستم، من به صلح رسیدن با خودم رو میخواستم، من تغییر شخصیتمو میخواستم، من دوست داشتم نگرشم نسبت به خدا اصلاح بشه و مهم تر از اون من به دنبال ایجاد آرامش عمیق در خودم بودم همیییشه آرزوی اینو داشتم که از درون حالم با خودم خوب باشه در آرامش فکری و جسمی و روحی باشم و خدا راه همه اینارو باهم بهم داد. استاد آرامشی که شما در وجودتون هست بشدت خواسته قلبی منه، ایینقدر خدارو شکر میکنم به خاطر آرامش و مهربانی که در وجود شماست که فقط خدا میدونه همیشه سپاسگذار خدا هستم که میگم خدایا ممنونم ازت استادی رو بهممعرفی کردی که سراسر آرامش و مهربانیه و همین باعث شده من نسبت به شما پذیرش داشته باشم و با تمااااام وجودم به آگاهی هایی که از زبان شما بیان میشه گوش بدم و هر لحظه خدارو شکر میکنم.
استاد نمیدونم شما اطلاع دارید یا نه اما مهربانی و مسئولیت پذیری و شورو شوق و آرامشی در وجود شما در لحن صداتون هست که باعث شده من و دوستانی که در این سایت هستن با عششق اینجا هستیم هر روز روحمون ذهنمون برای دریافت آگاهی ها تشنه تر میشه.
اینا برای شخصِ من گشایش عظیمی هست من تو هیچ برنامه اجتماعی نیستم با کسی چت نمیکنم به هیچ کس زنگ نمیزنم دردو دل کنم، از وقتی اینجام دیگه مسائلی که برام پیش میادو حتی به خواهرامم نمیگم همییشه اینجام و در حال خوندن مطالب یا گوش دادن فایل ها با عشق هستم.
بعضی فایلا رو که گوش میدم چشامو میبندم و فقط لذت میبرم که علاوه بر اون آگاهی که داره بهممنتقل میشه آرامش و مهربانی شمارو هم دریافت میکنم و به قلبم میشینه خب همه اینا برای من بشخصه گشایش الهی هست.
وقتی با سایت شما و شخص شما آشنا شدم به این مساله باورم خیلییی قوی شد که خداوند واقعا برای هر کدوم از ما انسان ها راه حل خاص خودشو داره برای من هم راهی رو بهم نشون داد دقیقا منطبق با خواسته های قبلی من که از بچگی در من شکل گرفت.
قبلا هم نوشته بودم که من از بچگی خیلیی استرس و نگرانی داشتم و آرامش نداشتم و یکی از خواسته های قلبی من این بود که آرامش عمیق رو تجربه کنم و همیشه بخصوص همین دوسال اخیر بارها برای خدا توصیف میکردم که خدایا من این نوع آرامش رو میخوام تجربه کنم و فکر کنید اومدم جایی که استادم بشدت روی آرامش عمیق پایدار داره تاکید میکنه و داره آموزشش میده این برای من گشایش عظیمی هست.
بله من گشایش الهی رو اینجوری تجربه کردم.
و حالا با آگاهی این جلسه متوجه شدم که بارها و بارهااا میتونم تجربه اش کنم اونم با جریان عظیم با فراوانی خیلییی عالی بود به قلبم نشست.
من نکات این جلسات رو تو دفتر نوشتم و هر روز میخونمشون و به خودم قول دادم مثل میثاق نامه دوره ورود به سرزمین لاغرها که هر روز دارممیخونمش این نکات رو هم تکرار کنم متوجه شدم تاثیرش عالیه و خود به خود تو ذهنم تکرار میشن که ایده اشو هم خدا بهم داد.
استاد ازشما ممنونم بابت شور و اشتیاقی که در نگارش این آگاهی ها دارید و دقیقا داره به ما منتقل میشه.
سپاسگذارتون هستم و ازتون میخوام همیشه باشید همیشه ادامه بدید با اشتیاق با همین آرامشی که در وجودتون هست چون عینا داره به ما متتقل میشه. شما دقیقا نمونه شخصی هستید که دارید خوب زندگی میکنید و به ما هم یاد کمک میکنید که خوب زندگی کنیم🙏🏻
سایه تون مستدام باشه خیلی دوستتون دارم🙏🏻🌹
نشان های دریافت شده
ب نام خداوند گشایش دهنده گشایش بخش
در مورد قناعت کردن،مادرم خیلی فرد قناعت گری می باشد ب نظرم فوق العاده فرد قانعی می باشد و هم اینکه همواره از ما می خواهد فرد قانع و قناعت پیشه ای باشیم.از نظر خودم قناعت کردن وفرد قانعی بودن تا جایی ک ب مشکل بر نخوره هیچ مشکلی نیست بلکه خیلی هم خوب است.نظر من استفاده نکردن از موهبتهای خداوند نیست بلکه باید از امکانات ک خداوند در اختیارمان گذاشته یا می گذارد ماباید از انهادرست وب اندازه استفاده کتیم.
ن کم روی ونه زیاده روی،واز اونجاک مادرم فردی است ک تقریبا خواسته های زیادی ندارد وهم اینکه همیشه مارو طوری تربیت کرده ک فرد زیاده خواهی نباشیم خوب منم بالطبع یاد گرفتم ک نباید فرد زیاده طلب یا زیاده خواهی باشم.
یعنی ما هروقت خواستیم مراسمی جشنی تولدی یا روز خاصی برای مادرم چیزی هدیه بخریم واقعا نمیدونم چی دوست داره ب چی خیلی علاقه داره اصلا ب چیزی علاقه داره یا نه، ولی من تا ب این زمان هنوز متوجه نشدم ک مادرم علاقه حتی خیلی کم یا شدید ب چیزی نشون بده،خواهر من همیشه برای مادرم لباسهای زیادی می خره،من خودم دوست دارم اگه بتونم چیزهاای گرانقیمت برای مادرم بخرم یعنی همیشه دوست داشتم برایش طلا بخرم وحتی دو مرتبه هم موفق شدم طلا برایش بخرم و هرچند اندازش کوچک بود ولی برایش خریدم.
اولی بار انگشتر خریده بودم ک اشتباهی انداخت داخل چاه و دومین بار گوشواره خریده بودم ک همون اول رفتم داخل گوشش بگذارم شکسته شد،خالم گرفته شد من احساس کردم مادرم حتی ب طلا هم علاقه و توجهی نشان نمی دهد چون اصلا ازین چیزها ناراحت نشد ولی من خودم ناراحت بودم ک چرا نتونستم طلای بهتری بخرم وهم اینکه ناراحت شدم ک چرا هدیه ای ک من برایش خریدم باید از دستش می افتاد و گم می شد.
ولی مادرم اصلا حسی نسبت ب این چیزها ندارد ی موقعی منوخیلی تعجب می کنم ک چرا اخلاق مادرم با بقیه خانمها خیلی خیلی متفاوت است،صرفه جوی مادر من ب حدی است ک دیگر بعضی جاها باهم دچار چالش یا تنش یا جرو بحث می شویم.همش ب من می گوید فلان چیز را اسراف نکن شیر آب رو کم باز کن چرا فلان اسراف رو انجام می دهی،منم میگمدچشب مادر،یعنی صرفه جوگر تر از من جایی دیدی،وبهش میگم مادر،شما این همه سال با این وضع صرفه جویی کردی خوب کجا رو گرفتی؟چرا ما بابد پا رو خواسته های حتی جزوی خودمون بگذاریم؟این اصلا برای من منطقی نیست وهمیشه در چنین مواقعی بهش میگم مادر باور کن و مطمعن باش من اموال شما رو ب هدر نمی دهم من دارم درست مصرف می کنم.
ب نظرم خوب آدم در یک مقاطعی از زندگی قناعت پیشه کنه بسیار هم عالی هست ولی ن دیگه مثل مادرم ولی برعکس مادرم پدرم هیچ وقت ب کم قانع نیست یعنی آب برق هر چیزی دوست داره بی اندازه مصرف کته وهمیشه من ب مادرم میگم پ چرا بابا این طور مصرف میکنه ولی شما این طور،میگه اگه منم خواستم مثل او بوده باشم چطور باید زدگی رو پیش می بردیم،
خوب دیگه منم ی جورایی مجبور میشم ک قانع بشم،ما ی جاهای دچار یا افراط می شویم یا دچار تفریط،من خودم فرد فوق العاده حسابگری هستم یعنی اصلا دلم نمی خواد پولی بی جا خرج بشه هزینه ها باید حساب شده باشه مادرم هم همین طورولی یکی از چیزهای ک پدرم رو خیلی عصبانی میکنه همین داشتن حساب و کتاب هست چون اصلا ب حساب کتاب کردن علاقه ای نداره و همیشه باری ب هر جهت خرج میکنه وب نظرم این طور بودن هیچ نتیجه در بر نخواهد داشت.
قناعت کردن نشانه ایمان و تسلیم در برابر خداوند نمی باشد ولی من ب هیچ عنوان ولخرجی کردن یا خرجهای بی خود کردن را نمی پسندم یعنی چیزی یا چیزهای بخری و بعد از خریدت پشیمان بشوی، مثل همون ک می خوردیم و بعدش احساس پشیمانی و عذاب ب سراغمان می آمد،در خرید کردن و پول خرج کردن هم بعضی موقع چنین اتفاقی می افتد واینکه دقیقا اشتباه است.
ولی من خودم ازینکه باران گشایش ب زندگیمان ببارد خیلی موافق هستم ولی پدر مادرم می گویند نه همون قدر داریم بسه و پدرم میگه همین قدر حقوق مارو بسه وجالبه ک هر وقت مادرم حرفی بزنه،مادرم با این سطح از خودگذشتگی ک داره،پدرم ب او میگه چرا تو یک دفعه خدارو شکر نمی کنی ومن خواهرم خیلی تعجب می کنیم.
وهمیشه من و خواهرم ب مادرم میگیم اگه تو واقعا خواسته های بیشتری میداشتی اگه هر چی دلت می خواست می گرفتی اگه می رفتی برای خودت طلا می خریدی یا هر کار دیگه،الان وضعت این نبود.ولی من برعکس اونها همیشه دوست دارم سرمایه ای رو بگیرم چن برابرش کنم من همیشه ب فکر گشایش بیشتر خداوند هستم.
الان احساس میکنم و تصور میکنم گشایش خیلی عالی در زندگیم رخ داده،من بالای ۳۰ میلیون در ماه درآمد دارم می خواهم اون رو ب ۵۰ میلون برسانم،من اون چیزهای مورد علاقه ام راتهیه کرده ام خیلی خیلی خوشحال هستم هم اکنون احساس می کنم خداوند باران گشایش و رحمتش رابر من فرو ریخته است،یک ماشین خیلی خوب و راحت خوشگل برای خودمون خریدیم من خیلی خوشحال هستم ک مشمول برآن رحمت الهی قرار گرفته ام ک هر روز هم این گشایش رودارم بیشتر احساس می کنم.
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم و دوستان نازنین
نگرش من نسبت به قناعت کردن
از وقتی یادم میاد همیشه میشنیدم که باید قناعت کنین، زنی خوبه که با همسرش بسازه و قناعت کنه
درک من این بود که رو خیلی از خواسته هام سرپوش بزارم خیلی هاشون رو نخام
خونمون کوچیک و من خونه بزرگ دوست داشتم ولی میگفتم همین که مستاجر نیستی برو خداتو شکر کن تو کجا و خونه سه خوابه کجا عمرا بهش برسی
ولی حالا فهمیدم چقدر این افگار سمی بودن و ایمان من رو هدف گرفته بودن
اگر من میگم خدای من توانا و ثروتمند و قدرتمند پس چرا برای رسیدن به خواسته ها اما و اگر میارم
وقتی برای اولین بار تمرین نوشتن خواسته ها رو انجام دادم یادمه روم نمیشد همه چی رو از خدا بخام همش این تو ذهنم میپیچید که حالا پرو نشو که، بعدم اینهمه خواسته چند سال طول میکشه تو دیگه خیلی زیاد میخای
وقتی ریز میشم به درون خودم میبینم ترس از گشایش الهی دارم میترسم از پَس سپاسگزاری اش بر نیام میترسم با اومدن سیلابی از نعمت من ظرفیت نداشته باشم و از خدا دور بشم
یعنی یه نگرشی که در من هست اینه که جنبه باید خدا اول بده یعنی یه جورایی اطمینان ندارم که من همین الان هم شایسته دریافت نعمت های زیادی از خدا هستم
استاد وقتی مثال خودتون رو میزدید یکی ازنزدیکانم در ذهنم اومد و فهمیدم چقدر این باورها پنهان
یکی از نزدیکانم تو دو سال اخیر پیشرفت خوبی کردن بارها شنیدم که حتما داره رشوه میگیره وگرنه با حقوق کارمندی نمیشه این کارها روکرد و این نگرش که بالاخره گندش در میاد
این نگرش فقط از ایمان نداشتن به خدا میاد
خداییکه توانایی هر چیزیرو داره ولی ما گره میزنیم به حقوق
خداومیتونه سیلابی از نعمت رو وارد زندگیمون کنه من فقط باید با تغییر نگرش ام خودم رو آماده کنم
اینکه یکی تو زندگیش پیشرفت میکنه بخاطر تغییرنگرش هاشه
من باید انتظارم از خدا رو تغییربدم
انتظارم از خدا رو بالا ببرم
بدونم که اون تنها قدرت و مالک این جهان
هر کاری میتونه انجام بده
وقتی برای اولین بار به فکر کسب درآمد با شرایط الآنم شدم برام غیرممکن بود چون این کار برام غیرممکن بود و از خدا انتطار کمک نداشتم موفق نشدم ،
ولی وقتی انتطارم از خدا رو تغییر دادم ایده ها اومد به همون اندازه که انتظارم رو تعییر دادم ایده اومد و الان به لطف خدا و این جلسه فهمیدم با ایمان بیشتر شرایطی که میخام رو از خدا بخوام و بدونم که اینا برای خدا هیچه
باسلام خدمت شما استاد عزیز
از نظر من قناعت کردن خیلی خوبه و از قدیم و بزرگتر هام شنیدم قناعت گنج تمام نشدنی است ،اما نباید خسیس بود و قناعت با خسیس و به روزی شک داشتن نیست،
من نظرم اینه میشود با احساس خوب در زمانی که نیاز دارم به اون چه دوست دارم برسم وبرای بعدش نگران نباشم چون باز باور دارم خدا بهم میرسونه و همیشه هم من همنیطور برام شده که بدون شک داشتن خرج کنم و بعد بهم برسه ،
اما از یطرف هم انسان اگر قناعت هم بکنه بد نیست و میتونه همیشه راضی باشه و زمانی که نیاز داره استفاده کنه و لذت ببره،
خیر قناعت کردن نشانه تسلیم بودن یا ایمان غیره نمیشود انسانی که دوست دارد قناعت کند به نظر من اینگونه است که ه موقع خرج میکنه و به موقع به دست میاره من خودم هرگز حرص نمیزنم که چرا به همه اون چیزهایی که دوست دارم میرسند و پول تو جیبی کمی دارم با همون پول تو جیبی کم ی میکنم پسانداز کنم و بر داشته باشم تا به خواستههام یکی یکی برسم،
پس قناعت این نیست که تسلیم خدا باشیم این است که درست و به موقع رای هدفهایمان تلاش کنیم،
به نظر من گشایش الهی در زندگی خیلی از انسانها جریان دارد انهایی که حتی این آگاهی را ندارند اما نعمتهای زیادی رو دریافت میکنند شاید به خاطر این باشه که لحظاتی رو به یاد خود هستند ایمان دارند،
گشایش الهی در زندگی من خیلی زیاد هست که مهمترین اون همین چند سال سلامتی من بوده که از زمانی که به سایت وارد شدم دیگه هیچ بیماری رو تجربه نکردم که در زمینه با کم خونی دل درد یا مشکل های کبدی و غیره باشه و خدارو شکر دیگه برای خوردن غذاها نگران نیستم و از زمانی که یاد گرفتم باید با لذت و شادی غذا بخورم و به بیماری و حال بد توجه نکنم بسیار گشایش الهی رو در زندگیم احساس کردم،
مثلاً یکی دیگه از گشایشهای الهی در زندگی من این بوده که دیگه از انسانها ناراحت نمیشم و یا از تنهایی خودم ناراضی و شکایت نمیکنم و همیشه خودم را دوست دارم و یاد گرفتم که زندگی چگونه استفاده کنم،
و هر روز لذت بیشتری ببرم و احساس خوب بهتری داشته باشم به جای اینکه قت خودم رو صرف گله و شکایت و انتظار داشتن از انسانهایی کنم که حتی من در فکرشان هم نیستم،
پس تصمیم گرفتم انتظار خودم رو به خدای خودم بگویم و از او بخواهم و همیشه باران رحمت خداوند رو احساس کنم و از راوانی نعمتهای او در زندگی خودم سیار راضی هستم نعمتهایی که همیشه برای آنها سپاس گذارم،
تغییراتی که در زندگی من و شرایط احساسی و محیطی زندگیم ایجاد شده که بر اساس گشایش الهی در زندگی من بوده خیلی زیاد هستند که مهمترین اون میتونه از نظر خودم این باشه که یک انسان متفاوت شدم که در هر شرایطی احساس خوبی داره و این به نظرم بهترین گشایش الهی در زندگی من بوده که هم احساس من رو تغییر داده و هم شرایطی که در آن هستم و بر اساس افکاری که من دارم سعی میکنم شرایط رو به نفع خودم لذت ببرم،
در نهایت من یاد گرفتم که با آرامش زندگی کنم و از خداوند با احساس خوب درخواست کنم راضی باشم اما کم نمیخواهم خواستههای زیادی دارم و میدانم که خداوند به کم یا زیاد بودن خواسته من کاری ندارد زیرا که با قدرت اراده خودش اجابت خواسته من را به من هدیه میدهند و من میدانم که با ایمان و توکل به قدرت اراده خداوند زندگی بهتری را تجربه خواهم کرد زیرا در این مسیر به خواستههای خوبم میرسم و در شادی لذت میبرم و هیچ چیز مهمتر از لبخند زدن و شاد بودن در طول روز رای رسیدن به خواستههام نیست،،
من به خداوند و گشایش الهی اون که تمام و سراسر از روی لطف و مهربانی بر زندگی من جاری است ایمان دارم و همیشه سپاسگزار تمام داشتههای خوبم هستم،
خدایا شکرت
باتشکرازشما
نشان های دریافت شده
سلام بر همه عزیزان همراه وهم مسیر
اصولا قناعت کردن یک صفت ویژه وپسندیده محسوب میشد درطول زندگی این رو همیشه شنیده بودیم وهمواره جزو باورهای اصلی مان بود وخودم هم بارها واقعا وبعضی اوقات ژست قناعت میگرفتم که حتی موردتوجه ام قراربگیرم که خودرا انسان قانعی نشان بدهم
اگرچه منزل مشترکم کوچیک بود ولی بزبان میگفتم خداروشکر همین که خونه دارم خوبه درحالیکه دردلم از محله و موقعیتش زیادهم راضی نبودم
ولی بهرحال باید بپذیریم که اکثر قریب باتفاق مردم براین باور هستند واعتقاددارند که یکی ازصفتهای انسان مومن وباخدا قانع بودن وقناعت وحتی فقراست
وچه بسا حتما باعث عدم پیشرفت خود شده اییم وبخاطر این باور خودرا قطعا از معجزات وگشایش الهی دور و دور و دورتر کرده اییم
وهم اکنون ازته اعماق وجودم به گشایش الهی باوردارم و منتظرمعجزات و گشایش الهی و سیلاب نعمت های الهی در زندگیم هستم وخودرا لایق وشایسته ی نعمتها ی خداوند میدانم …. آنهم بزودی توسط پروردگار سریع الحساب
وخودرا در پرتو الطاف وغرق درنعمتهای خدا میبینم که شامل وفور نعمتهای الهی شده ام وزندگی ام سرشاراز نعمات خداست وبا آرامش در بالاترین سطح اقتصادی زندگی میکنم که همه خواسته هایم اتفاق افتاده ومن درآرامش کامل واشیاق بی حد زندگی میکنم وهمچنان از خدای خود خواسته دارم که همواره پیشرفت کنم واز زندگی ام درنهایت شادی لذت میبرم
من به خدا ایمان دارم
نشان های دریافت شده
سلام برخدایی مهربان. و بخسنده تو هربخش بخشنده نه فقط بخشنده کناه . بخشنده نعمت وبارارش اون تو زندگی انسانها
سلام بر استاد عطار. روشن وهم مسیران
زمانی که کودک بودن تو اون ایام توخانواده من دختر عمه داشتم که خدا همه رفتاکان خاک رو قرین رحمت کنه که از لحاظ،مالی دروضعیت عالی نسبت به وخانواده من داشت زندگی میکرد وضعیت خوبی بهتری رو در زندگی خو دش داشت حتی باره تو خانواده من کل اقوام اون آدم زیاده خوا میدستن ازنگاه خانواده من این گناه حساب میشد وبارها اطرافیانم با گفتن اینکه اون فردی طماه هست به کم رضایت نمیده نباید به این شکل باشه من که بجه بودن این باوره در خودم ایجاد کرده بودن این حرف درست هست
تا این زمان من خانواده اطراف تووصعیت کمی ازلحاظ مالی زندگی داشتم توحالت رفع نیاز ازهرجیزی تومنزل پا بود
برای باره اول که من با خواهر وشوهر ش مهمان منزل دخترعمه شدم اون زمان من ۱۵ سال بود از فراونی از زیاد بودن مواد خوراکی از بودن وسایل زیاد از مبل تخت اتاق خواب از لباس از هرچیزی که توخونه ما درحد جند نفر بود شاید ۱۰ نفر توخونه این دخترعمه به تعداد ۵۰ تا ۶۰ نفر بود به قدری توخونه اش فراوانی موج میزد توتصور م هی میگفتم آخه چرا همه این خانم رو ادمکناه کاری میدونن اون که داره زندگی خیلی راحتی از خانواده من داره یعنی این همه فراوانی ازچی ایجاد شده
بدها که ازدواج کردم اون دارایی رو هوش فکر و نگاه اقتصادی دخترعمه خودم میدوستم چون همسر این باوره رو داشت بود خودش به این شکل عمل میکردیم من باور گناه. تغییر دادم به هوش اقتصادی دخترعمه تبدیل کردم
ولی این سوال برام بود دختر همه منکه اصلا کاره بیرون از منزل نداره پس این دارای ازکجا ایجادشده
همسرش ارتشی بود درآمدش دست دخترعمه من بود
ولی با این دیگاه متو جه شدمنگاه دخترعمه وافکار ت بخش فراونی موج میزد حتی یی باره وفتی نیمه شب از ما تقاضای تب برای دل درد داشت تومنزل ما نبود کلی تعجب کرد که ما توتهران از داشتن نبات تومنزل کمدارم وخودش کفت توخونه من هرچیزی که تصورات باشه هست چرا تومنزل شما نبات نیست یادم هست همون زمان که ما مهمان منزلش بودیم چون از شهر دور بود توسایت ارتش شاهین شهر اصفهان زندگی میکرد تو تویی اتاق وفتی در بازمیگردی انکاربه یی فرشکاه رفته بودی ازهرچیزی کیسه کیسه روی هم جیده شده بود ولی من هیچ زمان به یاد ندارم که تومنزل ما به این شکل بود فقط برنج شاید کیسه ای داشتیم هرجیزی به آندازه ظرفش که تومنزل ما بودخرید میشد اضافه نبود که کناره گذاشته بشه
ولی زمانی که با همسرم ازدواج کردم دیدم اون داره به شکل دخترعمه رفتا میکنه ازخرید و بی اندازه از بودن وسایل خوراکی زیاد از خرید برنج قتد شکر به شکل زیاد ازروغن تواون زمان ۱۸ کلیوی جامد اون توظرف بزرگ اهنی که اون زمان همه به این شکل خریدنداشتن اگه بود ظرف آخرش ۴ کلیوی بود
ولی همسرم همیشه به این شکل خرید داشت ومناون نشانه هوش اقتصادی می دوستم کلی حالا متوجه شدم من چون اون باوره هنوز داشتم که این همه خرید زیاد هست نبایدانجام بشه این زیاده خواهی هست ولی همسرم هم باوره به کاره زیادداشت که توانش داره هم باوره این داشت که کاره فراوان هست مشتری زیاد هست اگه واون بخواد براش به شکلی خوب بزرگی انجام میشه خدا کمکش میکنه تصورش این بودکه ازامامان درخواست داشته اون توسط زیاد خدا کمکش کرده همه روبهش داده اون کارهش خوب انجام داده میده خدا بهش میده وواقعا توخونه من فراونی موج میزد
کل فامیل براشون تعجب بود که جرا به این شکل هست ولی چون همسرم مغازه دارای میکرد همه اون به شغلش ربط داده ودارایی که وداره رونشونه همین مغازه حساب میکردن ولی زمان شد که همسرم حدود ۱۶ سالی هست که کل باوره تغییرکرده همون معازه در آمدش به پایین ترین نقطه آمده حتی بارها توهمین چندماه گذشته اصلا هیچ فروش رو نداشتن هی تاکید داره که کاره کمهست پول دست کسی نیست هیج کاره نیست مردم بیهوده مغازه اجاره میکنن باید کلی ضرر بدن وحتی با افرادی برخورد داره که وانهاو هم کاملا به شکل همسرم فکرکردن حرف میزنن افکارشون تواون بخش هست
حتی برای خرید وسایل منزل توافکار اصلا امکان نداشت که به این شکل باشه شاید فقط،یی وسیله توافکارش بودکه تغیبر نیاز داره ولی من ازخدا خواستم تغیبر خوب به کل زندگی من بزنه جون واون قادر هست ومیشه سال پیش توحساب همسر پول نقد زیادی بود ولی اصلا موفق به خرید نشد امسال توحساب همسرم پول نقد تو کمترین شکل که فکرش خودم نمیکردمبود حتی خودش میگفت امسال عید. براش سخت خواهد بود
ولی توهمین شرایط سخت خدایی عزیزم چنان بارش نعمت الهی رو توزندگی من رقم زد که خودم کاملا ابن بارارش لمس کردم وحتی شب فبل که خواهرشوهر منزل ما آمد همسر با دیدن وضعیت منزل ما اول فکرفوری گفت که همسر حسابی به خرج انداختم پول زبا ی رو
و خرج کرده ولی واقعیت نداره من با کمترین پول وبا کمترین نقدینگی بهترنه رو تهیه کردیم
توجای قرا گرفتم که ارزانترین شکل رو داشت با پولی یی دست مبلی که تو یافت اباد میشد خریداری ما هم ومبل کرفتیم اون دودست تازه کل پول روهمپراخت نکردی به شکل قسمتی با کمترین پول پرده خردیدم تو شکلی زیبا و لوستر گر فتم با شیکترین مدل ونو وهمه تو کیفتی عالی که حتی همسرم به شوخی به خواهرش فیمت و مبل رو همون قیمت یافت ابا گفت کامل فبول کردکه ابن وسایل کلی پول برای خردیدش رفته ولی واقعیت ندارد ابن بارش نعمت الهی توزندگی من بود چوم من تو اولین حرکت برای خرید که داشتم ازمنزل خارج میشم تو هر گودم این صحبت با خدایی خوددم بود خدایاد با شکلی که خودت میدونی تومکانی که بهنرین هست توشکل راحت آسون با شرایطم خلاصه ریش قیچی دست خودت هست برام آسون راحت دل بخوا وبا قیمتی که به همسرم فشار میاد با پول کمی که توحساب من هست هم شد تغیر چشمگیری را تو متزل من که وادر شد کلی تعریف که جقدر زیبا هستن وسایلی که خریدم چقدربا کیفت هست وچه هم اهنگی زیبای به زندگیم زدم خوب من برام این باراش نعمت الهی تواین بخش وافعا بود
آموزش که اینزمان رو دیدم کلی اول ازخدای خودم تشکردارم که امسال این باراش الهی رو به زندگیم رقم زد طوری مسبر این تغییررو برام جید که امروز که تصور این کاره رو دارم مرودمیکنم به خودم میگم خدا تو خواست به توثابت کنه زمانی اون بارش توزندگیت واردکردمدکه اون پول که توتصورات تو ودیگران بودکه باید باشه تا بشه این همه خرید انجام بشه نه نیست میشه با کمترین به بیشترین رسید چون خالقم برام این کاره رو توبهترین شرایط تو بهترین حال وتو بهترین مکان برای انجام دادم من چندین جا رفتم انکاراین چیدمان مسبر دریافت این باراش بود که به من به خودممن اون اثابت بشه که خوب نگاه کن بودن ن تواین مسیر کمک که دارای دیدگاه مینويسم اون یاداشت کنی گه خودت بودنی من برآت چکار کردم اگه کمی هم تردیدهایی برای دریافت توبخشهای دیگه اون به یقین کامل تبدیل کنی آره من و توبخش دریافت سلامتی با کمی شک بودن وبعًضی زمانهنوز اون شک ته ذهنمهست که خدا برام توبخش سلامتی کاری میکنه هی مینویسم تاکیددارم که حتمی هست
ولی تواین جند روز گذشته که ایده این کاره برلم آمد اون کمی شک رو داده کم رنک میشه آمروز با این دیدگاه اون به یقن رسودنم که خالق من برای باراش نعمت اول من تواین مسبر قرار داد برام حمایت خودش گذاشت که من آدم عجول رو به صبر تواین مسبر تشویق کرد
توبیخش لاغری بازم وزن کم کردم توبخش خودش ودر نعمت هم اون اول کم کم به من داد یی زمان اون به شکل بارارش به من نشون داد حالا داره به من میگه من که تواستم این همه کاره برآت انجام بدم سلامتی جسمت که برام مثل آب خوردن هست نکران نباش ادامه بده زمانی چشم باز کنی می بینی تو سلامتس کامل که اصلا تو تصورهم نبود هستی ولی یادت بمونه که من برات چکارکنم
تو این جند روز که دارم تور این مسیر نازه تو بخش سلامتی وارد شدم درد بیشتری به پام وارد شده حرکتم کند شده ولی افکارم داره توبخش خوبش وارد میشه این درد اصلا برام مهم نیست این اولین مانع این مسیر برای دلسرکردن من هست که ادامه ندم ولی من متوجه شدم موانع زیادی رور رعد کردم تودبخش لاغری با رعد شدن کاره به پیش رفت توبخش خداشناسی همکلی موانع سخت رودرعد کردم حتی با خود واقعی روبرو شدم با فبول خصوصیات که تو تصور اصلا نداشتم با شکستن قلک دورنم با بغل کردن ترسهای خودم زمانیکه داشتم این تمرین روانجام میدم تنم تولرزش بود دستهای موقع بغل کردن وترسهای خودم می لرزید کلی مانع اون مسبر رو هم طی کردم که واین زمان. از بارش نعمت الهی تو زندگی حرف میزنم این هم مانع این مسبر هست با کمک ازخدای خودم که به من داده میشه اون رو هم رعد کرده وکسترش نعمت این بخش رو هم دریافت میکنم
هنوز برای مناینتکرار فابل فبول هست به یی باره فقط نیست شاهد تکراراون درتعداد زیادخواهمبود به همین یی باراش راضی نخواهمبود که ازخدایی که کل جهان هستی رو به این آسونی آفرینش کرده یی بارش نعمت کمهست من انتظار ازخدای خودم افزایش پیدا کرده میدنم این بارش نتیجه کاره یی ساله خودمهست که کل این زمان واقعا داشتمکاره میکردم
نتیجه به این خوشکلی به این زیبای که هرصبج چشم بازمکنم اون باراش نعمت رو نگاه کنمکلی حس قشنگ وتجربه عالی ازاین باراش رو بینم حتی با نگاه گردن به آویزهای لوستر که تواسمان سقف خونه برق میزنن رقص نور زیبای تو سقف خونه من رو شکل دادن کلی حال دلم عوض میشه به پردهای خونه نگاه میکنم کلی ابرهای توهمپبچیه رو حس میکنم به مبلها که خرید نگاه میکنم موجی از سخره ها که روش چمنی نرم کشیده شده با دست کشیدن به این مبلها حسم عالی میشه با نگا گردن به پابه چوبی این مبلها حس جنگل وزیبای اون درک میکنم که خدا توو جنگلی این جوبها رو خلق کرده با باراش نعمتش اون توخونه وارد شده تو معدن شیش کل سنک بوده گه شیسه تبدیل شده وشدهلوستر با امروزی خدا اون تبدیل شد به لوستر که رقص تورش تو
سقف خونه من به من لذت بده
به یاد دارمدتوطی ۷ ماه گذشته برای تمرین سپاکزاریی که. وپوتودوره خدا هرگز دیر نمیکند بود برای هرنعمت ازخدای خودم تو ددفتر سپاسگزاری تشکر و سپاکزاریی همین نعمت روداشتم کلی افکار توبخش وجود معدنها این نعمت که مجزن دارایی خدا بود تشکر سپاس گزار بودم گذشت کلی تمرین رو با حس عالی انجام دادم
هر روز توجه تو بخش نعمت وسپاسگزاری اون با حس خوب بود وجال همون توجه شده باراش. نعمت و وارد زندگی من شده
پس این خدای برات پن تو بخش سلامتی واسنقال مالی هم کم نخواهد گذاشت بی شک اون به من میده زمانی که توبخش رایگان هی می نوشتم من تواین مسبر پام خوب خواهد شد
اون اطمینان از کجا تو. فلبم ورذهنمبود خودش جای سوال داره خدا مسبر رو برام من چیده باراش به من داده خلاصه من تواین مسبر هیج کاره هستم خودس من آورد خودش من راهنمای کرد خودش به من نعمت داد حالا خودش به من ایده داد حالا دارم توایده خدا حرکت میکنم
وخودش سلامتی که من اون از دست دادم به من بر گشت میده دیگه هیج شکی ندارم درد میخواد تو اوج باشه بخش متفی میخواد دلسرم کنه امکان نداره چون من خدا خودم رو دارم اون دربرابر خدای من که تو روح فلبم وتو هر نفسم دارهم حسش میکنماون اصلا موفق نخواهدبود چون من با نیروی عظیمی خودم رو دارم تو ارتباطات حس میکنم من خودم همراه ا با خدای خودم میبینم اون تازه توساعتها از. روز اگه اون به شکل هر دقیقه باشه چقدرمعحزه عظیمی رو به زندگی من میزنه با همین زمان کم اون به شکل باراش حس میکنم
حتی تو این جنددروز افرای که به منزل من آمدن تو دید و تگاهش وضعیت شغلی همسر بسار خوب بوده پشرفت داشته که پا قادربه خرید این وسایل شدیم نه تووضعیت همسر تغییر ودرامد ایحادنشه تونگاه من تغییر اساسی ایجاد شده که همه به من داره نشون داده میشه که بفهم کاری که خالقم برام انجام داده میده خودم به درک وبرزگی اون پی میرم دیگران اون درک رو ندارن جون اصلا این مسیر رو ندارن این آگاهی روکسب نکردن
در خودش هیچ تغییر رو ایحاد نکردن آنها همون تفکرات سابق رو دنبال میکنن هنوز همون حرفاها که خودممن میزدم یی سالی هست که مسیر فکری رو از. دیگران جداکردم مسبر توجه رو تغییر دادم افکار تو بخش مثبت هست حسم رو توحالت خوبش نگه داشتم شوراشتیاق رو توحالت بالا نگه داشتم تمرین انجام دادن توانایی خودم کار کردم اخبار وحرفهای مشکل داره رو نه شنیدم ونه بهش توجه کردن تا زمانی که امکان داشت نه دیدم ونه گفتم ونه تکرار به دیگران کردم خلاصه مجموعه کارهایی کردم داره نتبجه رو به من میده
توبخش سلامتی متا سفانه متوجه شدمکلی اینکاره که توبخش سلامتی انجام دادم به شکل کامل نبود ناقص بود هی به دیگرا ت وتعداد کمهم بازمگفتم توجه بازم دادم به ایندپمشکل که هنوز اون موفقیت ندارم پس متوجه شدمکه کل مسیری که برای لاغری و شناخت خالقم رو داشتم انجام دادمرتواین مسبر بازم به شکل سلامتی انجام بدم همین بارش نعمت الهی و توبخش سلامت رو شاهد خواهم بود
خدا پشت وپنا هتون. یا حق. حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
بله استاد شما درست میگین همه ما تجربه این رو داشتیم که قناعت رو نشانه انسان خوبی بودن به ما تلقین کردن که هر کسی به اون چیزی که داره قانع باشه خداوند از اون راضی و خداوند انسان زیاده خواه رو دوس نداره و در این زمینه توصیه های مختلفی بین ما انسان باب شده که همین که سقفی بالا سرته باید خداروشکر کنی ،همین که سلامتی و تنت سالم باید شکرگزار خدا باشی ، همین که اوضاع ت از این بدتر نیست همین که شبیه فلانی نیست باید خداتو شکر کنی و هزاران توصیه اینچنینی که با تکرار این توصیه این باور و نگرش در ما ایجاد میشد که باید حیا کنیم و خجالت بکشیم که چیزی که داریم رو نبینیم و بیشتر بخوایم . اینکه در هرحال شکرگزار و سپاسگزار خداوند بخاطر نعمت هاش باشیم نه تنها بد نیست بلکه بسیار هم پسندیده ست ولی نه اینکه این شکرگزاری باعث بشه که بگیم همین که دارم کافیه و بیشتر از این نمیخوام و اینکه همینی که دارم خداوند بهم لطف کرده و بهم داده میتونسته نده و ما اوضاع م از این بدتر باشه . بلکه این سپاسگزار خدا بودن باید به گونه ای باشه که بخاطر دریافت اون خواسته مون از طرف خداوند خوشحال و شکرگزار باشیم و با خوشحالی و احساس خوب داشتن به خدا بفهمونیم که ما لیاقت دریافت نعمت بیشتر رو داریم و آماده دریافت نعمت ها ی بی کران تو هستیم اینکه فهمیدم که تو فقط میتونی منو به خواسته هام برسونی ، اینکه فهمیدم که چقدر منو دوس داری که همچین قدرتی بهم دادی که میتونم نعمت های مختلف ت رو به زیبایی تجربه کنم و بیشتر به وجود تو پی ببرم و بیشتر عاشقت بشم.این جمله چقدر قشنگه که پیمانه ورود نعمت ها به زندگی انسان ها به اندازه نگرش و عقایدشون در مورد خداونده خدارو هرجوری ببینی به همون شکل در زندگیت تجربه ش میکنی اگه تصور کنیم که خداوند با قطره چکان نعمت میده گشایش و نعمت های الهی در زندگی ما به صورت جوی باریکه که بقول استاد اصلا زورش به مسائل و مشکلات زندگی ما نمیرسه و همیشه نیازمند هستیم و چشم مون به دست و کمک دیگران ولی اگه دیدگاه ما نسبت به خداوند رزاق بی نهایت باشه نعمت ها و گشایش های الهی مانند سیلاب وارد زندگی ما میشن و مشکلات و مسائل رو با خودشون میبرن و زندگی ما سراسر زیبایی و آرامش و شادی میشه به قول استاد به نم نم باران و باران شدید که باعث سیلاب میشه هردو باران گفته میشه ولی تاثیر نم نم باران با سیلاب فرق میکنه .باورمون نسبت گشایش های الهی مانند خورشیدی باشه که به زندگی ما میتابه و همه جا و همه چیز رو روشن میکنه و به همه چیز جان و نور میبخشه و زندگی مون رو سراسر زیبایی میکنه .