بسیاری از انسانها به دنبال یادگیری چگونه تغییر دادن زندگی شان هستند اما زمانی که تغییرات الهی وارد زندگی شان می شود در برابر آن مقاومت می کنند.
تغییرات الهی پاسخ خداوند به خواسته های شماست اما ممکن است به دلیل واضح نبودن پذیرش آن برای شما سخت باشد.

تغییر کردن
تغییر کردن لازمه حیات است. همه مخلوقات خداوند در هر لحظه در حال تغییر کردن هستند.
شاید تغییر برخی مخلوقات مانند کوه در مقایسه با سرعت گذر عمر ما به قدری کند باشد که اگر سالها از یک کوه چشم برندارید هم شاید نتوانید شاهد تغییراتی که در کوه رخ داده است شوید.
اما صد سال یا دویست سال بعد این کوه به نسبت قبل تغییراتی داشته است که قابل ملاحظه کردن است.
همه چیز در هر لحظه در حال تغییر است با این تفاوت که تغییر در برخی مخلوقات کند و در برخی دیگر تند صورت می گیرد.
به تغییرات خود در طی یک شبانه روز فکر کنید. آیا می توانید آنها را شمارش کنید؟!
قطعا نمی توانید.
وجود شما در طی یک شبانه روز بارها تغییر می کند. این تغییر شامل تغییر فیزیکی در جسم و همچنین تغییر متافیزیکی در احساس شما می باشد.
ممکن است چند دقیقه قبل از نظر احساسی پریشان بوده باشید اما در این لحظه که در حال مطالعه این کلمات هستید وضعیت احساسی شما تغییر کرده است.
ممکن است در خیابان در حال رانندگی باشید که با بی احتیاطی راننده دیگری مواجه شوید و بلافاصله از حالت آرامش به حالت خشم و عصبانیت تغییر وضعیت می دهید.
حالت های بیشماری برای تغییر در طی یک شبانه روز می توان عنوان کرد که هر انسانی برخی از آنها را در طی شبانه روز تجربه می کند.
برآورده شدن آرزوها نیز نوعی تغییر است.
شاید خواسته شما داشتن ماشین باشد درحالی که اکنون ماشین ندارید. اینکه ماشین بخواهد وارد زندگی شما شود نیاز به ایجاد تغییر در جنبه های مختلف است تا خواسته شما محقق شود.
مهم نیست تحقق آرزوی شما چقدر زمان نیاز داشته باشد، اگر خواسته شما در یک دقیقه برآورده شود به خاطر ایجاد تغییر در جنبه های مختلف زندگی است و اگر سالها تحقق رویای شما زمان نیاز داشته باشد باز هم باید تغییر در جنبه های مختلف زندگی ایجاد شود تا آرزوی شما برآورده شود.
بنابراین پذیرش تغییر برای تحقق آرزوهایتان موضوع بسیار مهمی است که متاسفانه به دلیل عدم آگاهی از این موضوع بسیاری از افراد با اینکه به شدت نیاز به تحقق آرزوهایشان دارند اما به این دلیل که در برابر تغییر کردن مقاومت می کنند هرگز خواسته هایشان برآورده نمی شود.
حتی می توان به این شکل موضوع را مطرح کرد که در بسیاری از موارد آرزوهای شما تا پشت درب خانه تان می آیند اما به دلیل مقاومت شما در برابر تغییرات وارد خانه شما نمی شوند.

مقاومت در برابر تغییر کردن
مقاومت در برابر تغییر کردن دقیقا مانند این است که درب و پنجره های خانه خود را محکم بسته باشید و وسایل خانه را پشت درب ها تلمبار کرده باشید و متعجب باشید چرا نور یا هوا از درب و پنجره وارد خانه تان نمی شود.
برای تحقق آرزوهایتان باید مقاومت خود در برابر تغییر کردن را تا حد ممکن کاهش دهید. در غیراینصورت خداوند نیز اجباری برای تحقق آرزوهای شما ندارد.
موضوع تغییر کردن در قرآن به وضوح مطرح شده است:
خداوند سرنوشت هيچ قومي و «ملّتي» را تغيير نمي دهد مگر آنكه آنها خود تغيير دهند.
سوره رعد آیه ۱۱
واضح است که خداوند اجباری به تغییر شرایط بندگان ندارد مگر اینکه بنده ای آگاهانه بخواهد که شرایط زندگی اش را تغییر دهد آن وقت است که مورد هدایت و رحمت الهی قرار می گیرد.
او هر كسي را بخواهد هدايت مي كند و هر كسي را بخواهد گمراه.
سوره نحل آیه ۹۳
هرکس را بخواهد به این معنی نیست که خداوند انتخاب می کند چه کسی هدایت شود و چه کسی گمراه شود بلکه به این معنی است که هر انسانی که بخواهد هدایت شود یا بخواهد گمراه شود خداوند درخواست او را اجابت می کند.
آن كس را كه خدا هدايت كند هدايت يافته «واقعي» اوست و آن ها را كه گمراه سازد زيانكاران آنهايند.
سوره اعراف آیه ۱۷۸
و در نهایت نتیجه هدایت خداوند در این آیه مشخص شده است که آن کس که هدایت شود به سعادت می رسد و آن کس که به سمت گمراهی رهنمود شود زیانکار خواهد بود.
بنابراین برای تحقق آرزوهایتان باید ابتدا متعهد شوید که آمادگی تغییر کردن را دارید و سپس از خداوند درخواست هدایت کنید و در نهایت به آنچه هدایت می شوید عمل کنید. در این صورت است که تغییرات الهی در زندگی شما جاری و رؤیاهای شما به واقعیت تبدیل می شود.

تغییرات الهی
باید پذیرای تغییرات الهی باشید. این شجاعت می خواهد که بسیاری از انسانها فاقد آن هستند.
زمانی که با قانون جذب و قدرت ذهن و نقش خداوند در تغییر شرایط زندگی ام مواجه شدم علاوه بر اینکه ایمان آوردم که خداوند مرا با فصل جدیدی از زندگی روبرو خواهد کرد، مشتاق روبرو شدن و پذیرش تغییرات الهی در زندگی ام بودم.
در پیشگاه خداوند متعهد شدم که نمی خواهم زندگی راکدی داشته باشم.
در پیشگاه خداوند متعهد شدم که عادت های قدیمی را رها کرده و عادت های جدید را در خودم ایجاد کنم.
در پیشگاه خداوند متعهد شدم که آماده روبرو شدن با تغییرات الهی هستم که لازمه تحقق آرزوهایم است.
به خداوند ایمان داشتم که درهای جدیدی از فرصت های شغلی، روابط عالی و هر آنچه برای خوشبختی در دنیا و آخرت به آن نیاز دارم را به روی من باز خواهد کرد.
اکنون نوبت شماست که آماده پذیرش تغییرات الهی در زندگی تان باشید.
قضا و قدر عبارت آشنایی است که در ذهن همه ما وجود دارد و آن را شرایطی که خداوند می خواهد در زندگی ما رخ دهد می دانیم درحالی که قضا و قدر برای اجبار کردن ما به پذیرش شرایط سخت یا نابسمانی در زندگی نیست بلکه برای وادار کردن ما برای حرکت به سمت جلو و تجربه رشد و گسترش در زندگی است.
این تعهد نیاز به شجاعت دارد و فقط عده محدودی از انسانها در مدت حیات خود موفق به تجربه شجاعت پذیرش تغییرات الهی در زندگی شان می شوند.
اگر در این لحظه در حال دریافت این آگاهی ها هستید از نگاه خداوند واجد شرایط پذیرش تغییرات الهی در زندگی تان هستید. فقط کافی است به خداوند اطمینان کنید و همه شجاعت وجودتان را در یک نقطه متمرکز کنید و متعهد شوید آماده پذیرش تغییرات الهی در زندگی تان هستید.
وقتی که اطمینان حاصل کردید که شجاعت قدم گذاشتن در مسیر تغییر زندگی و تحقق آرزوهایتان را دارید، با انتخاب گزینه متعهد هستم در بخش تعهدنامه، ادامه آگاهی های این نوشته را دریافت کنید.
تعهدنامه
انتخاب گزینه (متعهد هستم) به منزله امضای توافق نامه عمل کردن به تغییرات الهی در زندگی تان است.
[totalpoll id=”42679″]

شناسایی تغییرات الهی
تغییرات الهی به بی نهایت شکل در زندگی مان رخ می دهند.
نکته جالب توجه اینکه تنوع بی نهایت تغییرات الهی فقط به دو شکل وارد زندگی ما می شوند.
۱- تغییراتی که همسو و همجهت با تحقق آرزوهایمان است.
۲- تغییراتی که بر خلاف تحقق آرزوهایمان می باشد.
تغییرات الهی همسو
برخی مواقع در مسیر تحقق آرزوهایتان تغییراتی در زندگی شما رخ می دهد که اطمینان دارید در جهت بهبود شرایط و نزدیک تر شدن شما به تحقق آرزویتان است.
- ممکن است خواسته شما ارتقاء شغلی باشد و متوجه شوید که یکی از همکاران شما به هر دلیلی تصمیم به ترک شغل خود گرفته است و آرزوی ارتقاء شغلی شما سریعتر و آسانتر از آنچه تصور می کردید برایتان رخ می دهد و به راحتی جایگاه شما در محل کارتان ارتقاء پیدا می کند.
- ممکن است خواسته شما داشتن ماشین بهتر باشد و یکی از نزدیکان شما که اتفاقا ماشین مورد علاقه شما را دارد به یکباره تصمیم به مهاجرت می گیرد و ماشین خود را با شرایط عالی به شما واگذار می کند.
- ممکن است خواسته شما همراه شدن با گروهی از دوستان برای رفتن به سفر سیاحتی یا زیارتی به خارج از کشور باشد درحالی که شما برای دریافت گذرنامه اقدام نکرده اید و به نظر می رسد که نتوانید در مدت زمان باقیمانده گذرنامه دریافت کنید اما شرایط به گونه ای پیش می رود که گذرنامه شما دقیقا چند ساعت قبل از حرکت کاروان به دستتان می رسد.
اینها نمونه هایی از تغییرات الهی همسو با خواسته هاست که به بی نهایت شکل در زندگی انسانها رخ می دهد.
تغییرات الهی ناهمسو
برخی مواقع شما خواسته ای دارید و انتظار دارید که روند حرکت زندگی تان به شکلی تغییر کند که نشانه های تحقق آرزویتان را مشاهده کنید اما با شرایطی کاملا مخالف با آنچه انتظار دارید مواجه می شوید.
- ممکن است پس از مدت ها کار کردن در محل کارتان انتظار ترفیع شغلی داشته باشید و همه شرایط نشان از رخ دادن این شرایط در روزهای آینده باشد اما به یک باره همه چیز زیر و رو می شود و نه تنها ترفیع شغلی نمی گیرید بلکه شرایط فعلی تان دستخوش تغییراتی نامناسب می شود.
- ممکن است خواسته شما دریافت سود غیرمنتظره از فعالیت تجاری تان باشد اما شرایط به یک باره چنان تغییر می کند که نه تنها سود نمی کنید بلکه بخشی از سرمایه خود را از دست می دهید.
- ممکن است بعد از مدت ها که در حال تجربه رابطه ای عاطفی و عالی هستید و شرایط به نحوی پیش می رود که انتظار شما رسمی شدن رابطه و برگزاری مراسمات معمول باشد اما به یک باره شرایطی پیش می آید که همه چیز به هم می ریزد و قصر آرزوهایتان به یک باره فرو می ریزد و در غم و اندوه فرو می روید.
موارد مشابه زیادی می توانید در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کنید که در حالی که همه چیز خوب پیش می رفت و پیش بینی ها به سرانجام رسیدن ماجرا بوده است اما به یک باره تغییرات الهی ناهمسو با خواسته فرد وارد زندگی اش می شود و همه چیز بهم می ریزد.

پذیرش تغییرات الهی
نکته بسیار مهم که معمولا مورد توجه قرار نمی گیرد این است که ما اگر با تغییرات الهی همسو مواجه شویم خوشحال می شویم و خدا رو شکر می کنیم که هوای ما را داشته است و شرایط را به نفع ما رقم زده است. اما اگر با تغییرات الهی ناهمسو با خواسته مان روبرو شویم به شدت بهم می ریزیم و شروع به گله و شکایت می کنیم و از زندگی کردن ناامید می شویم.
تصور می کنیم که انسان بدشانسی هستیم یا خداوند با ما سر ناسازگاری دارد که وقتی دید همه چیز دارد بر وفق مراد ما پیش می رود همه چیز را بهم ریخت و رویای ما را نابود کرده است.
واقعیت این است که خیلی از موضوعاتی که با آنها می جنگیم و خیلی از چیزهایی که گمان می کنیم باعث زمین خوردن ما شده اند، در واقع تغییرات الهی هستند که هدفشان این است ما را وارد فصل جدیدی از زندگی مان کنند.
تغییرات الهی که شما را از شرای امن تان بیرون می کند قطعا در جهت شکوفایی توانایی ها و استعدادهایی است که تاکنون از آنها بهره نبرده اید.
مطمئن باشید این تغییرات به ظاهر سختگیرانه و مایوس کننده سریع ترین راه ممکن برای هدایت شما به سمت خواسته هایی است که از قبل به خداوند عرضه کرده اید.
خیلی مواقع است که ما خواسته هایی به خداوند عرضه می کنیم اما سالها از آن درخواست می گذرد ولی همچنان ما به مکان و شرایط قبلی خود چسبیده ایم درحالی که لازمه تحقق خواسته ما حرکت کردن و رها کردن موقعیت قبلی است اما ترس ها مانع حرکت کردن ما می شوند.
اینجاست که خداوند از طریق تغییرات الهی به ظاهر غیرهمسو با آسایش و راحتی ما شرایط امن ما را برهم می زند تا برای بقای خود و رسیدن به شرایط بهتر حرکت کرده و تلاش کنیم.
تغییرات الهی ناهمسو ما را مجبور می کنند که توانایی هایمان را گسترش دهیم.
ما را وادار می کنند که از قدرت ایمان نهفته در وجودمان استفاده کنیم و به خداوند پناه ببریم.
قطعا از این شرایط خوشمان نمی آید و حتما احساس ناراحتی می کنیم اما همواره باید به خاطر داشته باشیم که خداوند هرگز ما را رها نکرده و نمی کند و در هر شرایطی حامی و هدایت کننده ماست.

واکنش در برابر تغییرات الهی
خداوند همانطور که می تواند به طرز شگفت انگیزی درها را باز کند به همان طریق هم می تواند درها را ببندد.
هیچ باز یا بسته شدن دری اتفاقی نیست.
باید تمام تغییرات الهی در زندگی خود را هدایتی از سوی پروردگار در جهت رشد و پیشرفت زندگی تان بدانید.
خداوند همواره شما را در تک تک مراحل زندگی تان هدایت می کند اگر به این موضوع باور و اطمینان داشته باشید.
در اینصورت است که اگر در جریان زندگی با مسائل دنیایی روبرو شوید می توانید در عین حالی که ناراحت می شوید اما احساس خود را کنترل کرده و در مدت کوتاهی شرایط احساسی خود را مطلوب کنید.
- ممکن است دوستی در حقتان بدی کرده باشد.
- شاید با شکست عاطفی روبرو شده باشید.
- ممکن است عزیزی را از دست داده باشید.
- ممکن است در شرایط کسب و کارتان با مساله ناامید کننده ای روبرو شوید.
در همه شرایط مشابه در زندگی، انتخاب با شماست:
می توانید از این تغییرات الهی استقبال کنید تا خداوند هم با این تغییرات شما را بالاتر ببرد.
همچنین می توانید به شدت در برابر این تغییرات مقاومت کنید و مدت ها در ناراحتی و حسرت و ناامیدی به سر ببرید که منجر به رکود و رخوت در زندگی خواهد شد.
مواردی که بعنوان تغییرات ناهمسو در این نوشته شرح داده شد به وضوح در قرآن کریم آمده است:
و قطعاً شما را به چیزی از [قبیلِ] ترس و گرسنگی، و کاهشی در اموال و جانها و محصولات میآزماییم؛ و مژده ده شکیبایان را
کسانی که چون مصیبتی به آنان برسد، میگویند: «ما از آنِ خدا هستیم، و به سوی او باز میگردیم.»
بر ایشان درودها و رحمتی از پروردگارشان [باد] و راهیافتگان [هم] خود ایشانند. (۱۵۷)
(سوره بقره آیه ۱۵۵ تا ۱۵۷)
آنچه واضح است تغییرات ناهمسو در زندگی همه ما رخ خواهد داد اما این تغییرات برای نابودی یا ایجاد مشکل برای ما نیستند بلکه خداوند وعده داده است که انسانهایی که در برابر تغییرات الهی صبر پیشه می کنند و ایمان خود را حفظ می کنند درود و رحمت خداوند در زندگی آنان جاری خواهد شد.
تغییرات الهی را پذیرا باشید. از دیدگاه منفی با تغییرات روبرو نشوید.
همه تغییرات بد نیستند. ممکن است در ظاهر منفی به نظر برسند اما یادتان باشد اگر خداوند برای تغییرات هدفی نداشت، هرگز هیچ تغییری بوجود نمی آمد.

تجربه تغییرات ناهمسو
سال ۹۵ بعد از دو سال که در مسیر تغییر شرایط زندگی قدم گذاشته بودم شرایط کسب و کار مغازه من خیلی بهتر از قبل شده بود. فروش مغازه من بیشتر از قبل شده بود و مشتری های بیشتری به من مراجعه می کردند و به لطف خدا پس از چند سال اوضاع مغازه سروسامان گرفته بود.
در همان شرایط در نزدیکی مغازه من فردی مغازه مشابه من تاسیس کرد و از آنجا که سالها در صنف ام دی اف فعالیت کرده بود طی چند ماه توانست با فروش اجناس با سود خیلی کم شهرت زیادی برای خود ایجاد کند.
بارها مشتری ها به من می گفتند که اجناس را فلانی ارزانتر از شما می فروشد و از من توقع داشتند که قیمت اجناس را پایین بیاورم که عملا امکانپذیر نبود و در طی دو سه ماه خیلی از مشتری های من به سمت مغازه تازه تاسیس رفتند و دوباره شرایط بدتر از قبل شد.
نابسامانی ایجاد شده در شرایط کسب و کارم را تغییرات الهی برای وارد کردن من به جنبه جدیدی از زندگی ام در نظر گرفتم و با ایمان به این موضوع که خداوند در حال هدایت من بر اساس برنامه الهی است تصمیم گرفتم شغل ابزار و یراق را جمع آوری کنم و مشغول آموزش لاغری با ذهن شوم.
البته طی چند ماه گذشته فعالیت خود در تلگرام برای آموزش لاغری با ذهن به صورت رایگان را شروع کرده بودم و به تازگی مبلغ ناچیزی از فروش دوره های لاغری با ذهن کسب کرده بودم که در مقابل درآمد مغازه به حساب نمی آمد.
اما متوجه شدم که ماندن در شغل ابزار و یراق با شرایطی که ایجاد شده است نمی تواند مرا به خواسته هایم برساند بنابراین با تغییرات الهی که در کسب و کارم ایجاد شده بود خودم را همسو کردم و طی یک ماه مغازه را جمع کردم و با تمرکز صد در صد مشغول آموزش لاغری با ذهن در تلگرام شدم.
تقریبا یک سال و نیم با تمرکز بالا مشغول آموزش و گسترش لاغری با ذهن بودم و به لطف خدا شرایط از همه نظر عالی شده بود.
درآمد من از فروش دوره ها در تلگرام چندین برابر فروش مغازه ابزار و یراق شده بود و لذتی که از آموزش لاغری با ذهن و مشاهده نتایج و احساس عالی شرکت کننده ها کسب می کردم قابل مقایسه با کار ابزار و یراق نبود.
در شرایطی که همه چی عالی پیش می رفت ایده ای در ذهنم مرور شد که باید برای رشد و گسترش لاغری با ذهن سایت آموزشی تاسیس کنم و محتوای لاغری با ذهن را در سایت منتشر کنم.
همزمان با کار کردن در تلگرام به مرور مراحل تاسیس سایت تناسب فکری را طی کردم و نسخه اولیه سایت تناسب فکری در دسترس عموم قرار گرفت که در نیمه های سال ۹۷ تلگرام در ایران فیلتر شد.

تصور کنید گروهی که هر روز بیش از هزار پیام از طرف اعضا در آن منتشر می شد به یک باره خاموش شد و هیچ پیامی رد و بدل نمی شد.
شرایط به ظاهر ترسناک و ناامید کننده بود. البته که ابراز یاس و ناامیدی افرادی که کسب و کار آن ها در تلگرام بود ترس و استرس من را افزایش داده بود.
اما این بار هم تصمیم گرفتم به این موضوع به عنوان تغییرات الهی در جهت رشد و پیشرفت خودم نگاه کنم و تصمیم گرفتم با احساس خوب و ایمان به اینکه خداوند اگر دری را به روی من بسته است قطعا برای این است که مرا وادار به رشد و پیشرفت کند مشغول کار کردن روی سایت تناسب فکری شدم.
طولی نکشید که محتوای های صوتی را به سایت تناسب فکری منتقل کردم اما متوجه شدم که کار کردن روی سایت با تلگرام متفاوت است و برای رشد و گسترش سایت نیاز است تا محتوا به صورت تصویری ارائه شود.
من در شرایطی قرار گرفته بودم که مجبور بودم محتوای آموزشی را به صورت تصویری ضبط کنم درحالی که کار بسیار سختی بود.
از طرفی وسایل و امکانات ظبط تصویری را نداشتم و در این باره هیچ اطلاعاتی نداشتم و مهمتر از آن اعتماد به نفس لازم برای صحبت کردن جلوی دوربین را نداشتم و از این نظر خودم را در چالشی بزرگ می دیدم.
اما ایمان و توکل به اینکه خداوند همواره همراه من است باعث شد که قدم به قدم حرکت کنم و به مرور صدها فایل تصویری به سایت تناسب فکری اضافه شد.
اکنون که به گذشته نگاه میکنم اطمینان دارم اگر آن مغازه در نزدیکی من تاسیس نشده بود و شرایط کاری من به همان شکل عالی پیش می رفت هرگز برای تغییر شغل و آموزش لاغری با ذهن اقدام نمی کردم.
اگر تلگرام فیلتر نمی شد با توجه به درآمد عالی و شور و هیجانی که در گروه های آموزشی ایجاد شده بود هرگز برای تاسیس سایت تناسب فکری اقدام نمی کردم.

جالب توجه اینکه دو سال بعد از تاسیس سایت که شرایط هم از نظر درآمد حاصل از فروش دوره های لاغری با ذهن و هم از نظر تعداد و کیفیت شرکت کنندگان عالی تر از قبل شده بود یک روز صبح که از خواب بیدار شدم متوجه شدم که سایت تناسب فکری با آدرس tanasobefekri.com به دلیل نامعلوم فیلتر شده است.
سایتی که چند سال برای رشد و گسترش آن زحمت کشیده بودم و رتبه اول موتورهای جستجو بود به یک باره از دسترس خارج شده بود.
چند روز پیگیر رفع مشکل و در دسترس قرار دادن مجدد سایت شدم اما فایده ای نداشت و تلاش من نتیجه نداد و مشخص نشد به چه دلیل و از طرف چه ارگانی سایت تناسب فکری فیلتر شده است.
دوباره همه چیز از دست رفته بود ولی این را هم تغییرات الهی در روند رشد و گسترش زندگی ام دانستم با اینکه هیچ دلیل و منطقی برای چرا رخ دادن آن نداشتم.
آدرس جدید ایجاد کردم و دوباره سایت تناسب فکری با آدرس جدید tanasobefekri.net در دسترس علاقمندان به لاغری با ذهن قرار گرفت.
اعتبار آدرس قبلی از دست رفته بود و برای اینکه آدرس جدید مجددا توسط موتورهای جستجو مورد توجه قرار بگیرد نیاز بود تا فعالیت گسترده تری در سایت ایجاد کنم به همین دلیل تصمیم گرفتم خیلی از فایل های تصویری که قبلا ضبط و ارائه شده بود را مجددا ضبط کنم که این تغییر باعث بهبود کیفیت محتوای آموزشی شد.
آگاهی ارائه شده در جلسات آموزشی بهبود پیدا کرد چون تجربه و دانش من در زمینه لاغری با ذهن بیشتر از قبل شده بود و همچنین ویدیوها با کیفیت بالاتر ضبط شد و برای هر جلسه محتوای نوشتاری با کیفیت ارائه شد.
نتیجه اینکه فیلتر شدن سایت قبلی باعث شد تا انگیزه و اشتیاق من برای وارد شدن به مرحله جدید از زندگی بیشتر شود و به لطف خدا بعد از گذشت چند سال از وقوع آن تغییرات الهی سایت تناسب فکری در شرایط بهتر از قبل در حال فعالیت در زمینه آموزش و گسترش لاغری با ذهن می باشد.

هدف خداوند از ایجاد تغییر
خداوند تغییر را بوجود می آورد تا شما را وارد بعد جدیدی از زندگیتان کند.
ممکن است سال ها در شرایطی ایدهآل زندگی کنید اما ناگهان می بینید آشوبی در زندگی تان به پا می شود.
شاید فکر می کنید که تا ده سال یا بیست سال آینده در همین شغل فعلیتان خواهید بود اما به دلایلی افرادی که حامی شما بوده اند دیگر شما را حمایت نمی کنند و مجبور می شوید کار خود را رها کنید.
ظاهر امر این است که آن شرایط و نعمتی را که تا دیروز از آن بهره مند بودید را دیگر در اختیار ندارید. به نظر می رسد از امروز به بعد هر روز از زندگی تان چون نبردی دشوار سپری خواهد شد. حتی ممکن است با خود فکر کنید چه اتفاقی افتاده است؟!
خداوند است که تغییرات الهی خود را وارد زندگی تان کرده است.
در این شرایط منفی نگر شدن و گله و شکایت کردن کار ساده ای است:
- خدایا چرا با من این کار رو کردی؟!
- چرا این اتفاق افتاد؟
- تازه داشت زندگی من سروسامان می گرفت که این طوفان در زندگی من ایجاد شد.
- نگرش های منفی به سرعت در ذهن تان ساخته می شوند و امید و انگیزه شما برای زندگی کردن را هدف قرار می دهند.
اما نگرش بهتر این است که راضی باشید و بدانید که خداوند کنترل همه چیز را در دست دارد.
اگر با آغوش باز از تغییرات الهی در زندگی تان استقبال کنید شرایطی که فکر می کردید شما را نابود خواهد کرد باعث رشد و گسترش شما خواهد شد.
به محض اینکه تغییرات الهی در زندگی تان را بپذیرید و سپاسگزار خداوند باشید و خود و زندگی تان را جزئی از وجود او بدانید جریانات نامرئی در جهان مادی برای بر وفق مراد کردن بسیاری از جریانات در زندگی تان شروع خواهد شد.
طولی نمی کشد که متوجه می شوید شرایط بهتر از قبل شده است و درهای جدیدی به روی شما باز شده است که شما را به مرحله جدیدی از زندگی تان هدایت می کنند.

ممکن است درگیر رابطه ای باشید و در اعماق وجودتان بدانید که آن شخص مناسب شما نیست.
می دانید که این فرد باعث می شود که شما از رسیدن به خود بهترتان باز بمانید. اما با خودتان می گویید که اگر تغییری ایجاد کنم تنها خواهم شد.
ترس از تنهایی سبب می شود که شما قایقتان را تکان ندهید و در همان مرداب زندگی باقی بمانید.
برای همین است که گاهی خداوند قایق های زندگی افراد را واژگون می کند. این واژگونی برای نابود کردن انسانها نیست بلکه برای مجبور کردن آنها رها کردن قایق و حرکت کردن در مسیر زندگی شان است.
خدا ممکن است بارها در طول زندگی ما را مجبور کند که محل امن خود را ترک کنیم. این اقدام خداوند برای آزار یا تیره و تار کردن زندگی مان نیست بلکه خداوند به وسیله تغییرات الهی که در زندگی های ما ایجاد می کند ما را به سمت کشف توانایی هایمان هل می دهد.
شاید این تجربه را داشته باشید که دوستی به شما خیانت می کند و از زندگی تان خارج می شود.
حتی ممکن است خداوند این اجازه را به افرادی بدهد که در حق شما بدی کنند. شاید به ظاهر غیرمنصفانه باشد اما خداوند به این شکل شما را وادار می کند به سمت جلو حرکت کنید.
اگر خداوند آن درها را به روی شما نمی بست هرگز به سمت جلو برای تجربه رشد و گسترش حرکت نمی کردید.
شاید اگر در آن شغل باقی می ماندید یا همچنان با همان افراد دوست بودید سی سال در همان شغل و شرایط باقی می ماندید اما به لطف تغییرات الهی اکنون شما در شرایط متفاوت و بسیار بهتر از گذشته خود هستید.
اگر خداوند برنامه بهتری برای آینده زندگی تان در نظر نداشت هرگز شرایط زندگی شما را دگرگون نمی کرد.

تداخل نگرش انسانی و الهی
روزی که به استخدام یک شرکت دولتی درآمدم تصور می کردم که تا سی سال دیگر در همان کار و شرایط خواهم بود. همه خوشحال بودند که خدا رو شکر رضا استخدام شده و از حقوق ثابت و بیمه برخوردار شده است.
اما آن کار و شرایط چیزی نبود که موجب رضایت من از زندگی شود. درست است که آگاهی امروز را نداشتم و خودم را اسیر شرایط جامعه و زندگی می دیدم اما می دانستم که آن شرایط چیزی نیست که مرا خوشحال کند.
سالها گذشت و من هر روز تمام توانم را در شغلم به کار می گرفتم اما روز به روز شرایط کاری برای من سخت و سخت تر شد.
کارشکنی ها و مخالفت ها از سمت افرادی که روزی حامی من بودند بالا گرفت و تغییرات الهی مانند طوفانی در شرایط شغلی و خانوادگی من وزیدن گرفت و اوضاع به قدری سخت شد که بعد از هشت سال دریک لحظه احساس کردم برای اولین بار به خداوند ایمان و توکل پیدا کرده ام و فردای آن روز از شغل رسمی خود استعفا دادم.
اگر آن تغییرات الهی در شرایط کسب و کار من ایجاد نشده بود هم اکنون باید بیست سال از حضور من در آن شرایط می گذشت و معلوم نبود در چه شرایطی زندگی می کردم.
درست است که در آن روزها نسبت به برخی همکارانم احساس خشم و نفرت داشتم چون آنها را مقصر برهم زدن آرامش و شرایط شغلی خودم می دانستم اما به محض اینکه از کار خودم استعفاء دادم و شاگرد نجار شدم با اینکه شرایط کاری بسیار سخت شده بود اما احساس آزادی روحی سبب شد که همیشه از تصمیم خودم راضی باشم و همیشه در قلبم از همه آن افراد که باعث شکل گیری طوفان در اوضاع شغلی من شدند سپاسگزارم.
با تغییرات الهی نجنگید بلکه آن را در آغوش بگیرید، به این شکل در سرنوشتی که خداوند برایتان در نظر گرفته است قدم خواهید گذاشت.

تمرین:
۱- نگرش شما درباره تغییر کردن چیست؟ تغییر کردن سخت است یا آسان؟!
۲- مثال های از زندگی خود شرح دهید که تغییر کردن را به سادگی پذیرفته اید و عواقب خوبی داشته است.
۳- مثال هایی در زندگی خود شرح دهید که تغییر کردن برایتان سخت بوده و عواقب نامناسب داشته است.
۴- برای تغییرات همسو و ناهمسو الهی در زندگی تان مثال بزنید و شرح دهید که پذیرش شما در برابر این تغییرات و نتیجه آن ها چگونه بوده است؟!
۵- مثال هایی از زندگی خود شرح دهید که در معرض تغییرات ناهمسو قرار گرفته اید و در آن زمان پذیرش آن تغییرات سخت و دشوار بود اما بعد از مدتی از قرار گرفتن در آن شرایط بسیار راضی و خشنود بوده اید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.48 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و کریم
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان.چقدر زیبا بود این فایل. تغییرات الهی معجزه ای هستند برای رشد و پیشرفت من.
تغییر به نظر من بسیار خوب هست ولی کمی سخت هست. اما با کمی تلاش کردن میتوان آن سخت را برای خودمون راحت و آسان کنیم.
تغییر من برای رژیم گرفتن و ورزش کردن اون موقع که با قدرت لاغری با ذهن آشنا نبودم درست بود کمی سخت بود ولی ارزش داشت چون لاغر شدم و زیباتر(هر چند برگشت که اونم بخاطر ذهنم بود.)
یا امروز رفتم و از کلاس موسیقی که همیشه میرفتم و یک جورایی دایره امن من شده بود خداحافظی کردم چون بهم الهام شده که برای رفتن به مکانهای بهتر برای پیشرفت باید اونو رها کنی اولش سخت بود ولی الان حسن بهتر و با خواندن این نوشته دیگه عالی شدم و به تصمیمم مطمئنتر شدم.
مثلا درس خواندن برایم سخت بود و باعث شد من دانشگاه نروم و راهم را ادامه ندم شاید الان برای خودم شغل و درآمدی داشتم یا یک روز رفتم شرکتی و مشغول به کار شدم ولی آنقدر بهم فشار زیاد آورد چون اولش بود و بدن درد داشتم نماندم و دیگه به شرکت نرفتم شاید الان مانده بودم کلی برای خودم درآمد داشتم حتی الآنم سرکار رفتن برایم سخت هست.
به نام خدای قشنگم
با سپاس از استاد عزیزم که هر روز یک مطلب در مورد شناخت خداوند میخوانم و خدا را بهتر میشناسم و شناختم نسبت به خدا بیشتر میشود
خدارو شکر میکنم که در این مسیر قرار گرفتم
من کاملا با تغییر در زندگی موافقم ولی همسرم مخالف ولی همیشه من اصرار میکنم و تغییر رو انجام میدم تا الان الهی شکر خوب بوده
من و همسرم قبلا در شهرستان دیگه ای کار میکردیم و زندگی میکردیم وولی شهر خوبی نبود از هم از نظر فرهنگی هم از نظر شهریت و من مرتب دنبال انتقالی بودم و همسرم مخالف بود من دنبال انتقالی رو گرفتم و همه کاراها رو انجام دادم تا به دزفول بیام تقریبا همه چیز درست شد تا اینکه در مرحله آخر گفتن نمیشه و من چون شناختی نسبت به نا همسو بودن تغییرات الهی نبودم خیلی ناراحت شدم گفتن این انتقالی استانی هست باید ۶ ماه دیگه دوباره درخواست بدید و من هم فرصتی نداشتم مجبور شدم شهر نزدیک دزفول رو انتخاب کنم و الهی شکر که اومدم اینجا خیلی خیلی برامون خوب شد از همه نظر همسرم یه شغل دیگه بدست آورد و من اونجا فامیل و دوست داشتم که خیلی کمکم کردن پس ناهمسو بودن تغییرات خواست مارو به این مرحله برسونه
و عاقبتش خیر بود .
سلام خدای مهربونم
خدایا یاریم کن تا تغییرات رو بپذیرم و پیشرفت کنم
خدایا شجاعت تغییر کردن رو به من عطا کن
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
ما همیشه دوست داریم که از اون شرایطی که داریم به شرایط بهتر جابجا بشیم ولی همین که میخوایم در رفتارمون تغییر ایجاد کنیم ویا در محیطی که هستیم و یا درنوع کارمون مقاومت میکنیم و میخوایم یکنواخت باشیم
درصورتی که تمام کائنات همواره در حال تغییرن و اگر که تغییر نکنن پیشرفت نمیکنن ورشد نمیکنن
ما در طول شبانه روز مدام در حال تغییریم یه بار حالمون خوبه و یک بار بد یک بارخسته ویک بار شاد و پر انرژی پس همش درحال تغییریم و براورده شدن ارزو هم یک نوع از تغییره
پس من باید در مقابل تغییر کردن مقاومت نکنم و شجاعت تغییرکردن رو درخودم ایجاد کنم
پس ایمان دارم که وقتی بخوام زندگیمو تغییر بدم خداوند منو هدایت میکنه و حمایتم میکنه
خداوند هرکس که بخواهد هدایت میکند و هر کس بخواهد گمراه
من قبلا این ایه رو که میشنیدم فکر میکردم که خدا انتخاب میکنه که چه کسی هدایت بشه و چه کسی گمراه و منو از اول خواسته که گمراه باشم و طرد شده ولی حالا فهمیدم که خدا انتخاب نمیکنه این منم که بخوام هدایت بشم و یا گمراه وفقط خداوند درخواست منو اجابت میکنه و زمانی که مرا هدایت کنه من از سعادت یافتگان است
پس من اول متعهد میشم که امادگی تغییر رو در خودم ایجاد کنم
بعد از خدا درخواست میکنم که مرا هدایت کنه
درنهایت به انچه هدایت شدم عمل میکنم دراین صورت است که تغییرات الهی درزندگی من جاری میشه ورویاهام تبدیل به واقعیت میشه
من دوست داشتم کنار پارک باشم و بتونم برم پیاده روی و دردوره که بودم تغییر رو پذیرفته بودم خداوند منو هدایت کرد به این که خونه ای که دارم رو عوض کردم و خونه ای رو جلو روم گذاشت که کنار پارکه و کنار مغازه همسرم و من هر روز میرم پیاده روی و فایلهای پیاده روی رو گوش میکنم و از یک ساعت پیاده روی خودم لذت میبرم این یک تغییر کوچک وهدایت خداوند برای رسیدن به این ارزوبود و این ارزو به واقعیت تبدیل شد خدایا شکرت
من در پیشگاه خداوند تعهد میدم که نمیخوام زندگی راکدی داشته باشم و عادت های قدیمیی رورها میکنم و عادت های جدید رو ایجاد میکنم
تغییرات الهی به 2صورت هست
1-تغییراتی که همسو و همجهت با تحقق اروزهایمان است
2-تغییراتی که برخلاف تحقق ارزوهایمان است
تغییرات همسو
ما اطمینان داریم این تغییرات در جهت بهبود شرایط زندگی ما است
مثل ماشینی که الان دارم این ماشین از دوست همسرم بود و چندین سال بود که پی کی داشتم و نمیتونستم ماشینم رو عوض کنم ولی دوست شوهرم میخواست ماشینشو بفروشه و ماشین بهتری بخره و همسرم پی کی رو فروخت و تازه 15میلون اونو دوست همسرم قبول کرد بهش قسطی بدیم و خیلی راحت این تغییر برای ما انجام شد ولی اگر شرایط چند سال پیش رو داشتم در مقابل این تغییر مقاومت میکردم و میگفتم میخوایم از کجا بیاریم و بی خیال این تغییر میشدیم ولی بودن در این دوره و امادگی تغییر باعث پذیرش این تغییر شد و خداوند مرا به این سمت هدایت کردو اون ارزو به واقعیت تبدیل شد
مثل سر کاررفتنم که یکی از دوستان پدرم مدیر کل اداره شدو به من پیشنهاد کار دارد و من به راحتی دراین مسیر هدایت شدم و به کار فعلی خودم دست پیدا کردم و الان 19سال هست که در این کارم
تغییرات نا همسو
تغییراتی هستن که مخالف شرایطی است که انتظار دارم و در مقابل این تغییر مقاومت میکنم
مثل چند وقت پیش که من از طرف دوستم پیشنهاد داشتم که برم اداره کل و کار بهتر و مزایای بهتری داشته باشم ولی به دلیل دوری راه و زمان بیشتری که باید در اداره میموندم مخالفت کردم و نرفتم واین باعث شد که پیشرفت نکنم
پس زمانی که با تغییرات همسو مواجه میشیم با خودمون میگیم که مورد لطف خدا قرار گرفتیم و خدا رو شکر می کنیم و خوشحال میشیم و زمانی که با تغییرات ناهمسو مواجه میشیم میگیم دیدی گفتم من بد شانسم و هر جا میرم شانسم جلو تر از من میره و ناامید میشیم ولی همین تغییراتی که فکر میکنم باعث زمین خوردن ماست و با ان میجنگیم در واقع تغییرات الهی است که فصل جدیدی از زندگی ما رو اغاز میکنه وباعث شکوفایی ما میشه
تغییرات نا همسو باعث تکون دادن من از اون بی حرکتی و راکدی است
باعث رها کردن محیط امنی که برای خودم ایجاد کردم
و برای رسیدن به ارزوهام باید این حرکت رو داشته باشم مثل سر کار رفتن من که چند ماه اول خیلی برام سخت بود چون هم دیگه وقتم برای خودم نبود و هم باید صبح زود هر روز میرفتم سر کار و هم حجم کارم خیلی زیاد بود و بیشتر وقتها باید اضافه کار میایستادم و من وقتی مقاومت نکردم و سعی کردم با این تغییر کنار بیام باعث شد از لحاظ اقتصادی پیشرفت کنم از لحاظ روابط عمومی و برخوردهای اجتماعی و اعتماد به نفسم و پیشرفت کنم
خداوند درهایی رو به رومون میبنده ولی بستن این در میتونه باعث پیشرفت من بشه و ایمان دارم به سمت درهای باز منو هدایت میکنه
پس من انتخاب میکنم که در مقابل تغییرات الهی صبور باشم ومقاومت نکنم و ایمان خودم رو حفظ کنم و ایمان دارم که رحمت الهی به سمت من جاری میشه
تغییرات میتونه مسیر زندگی مارو عوض کنه
همکاری داشتم مربی نقاشی بودو خیلی هم با تجربه بود و قانونی اومد و یه تعداد از مربی ها تعدیل شدن و این بنده خدا هم جز همینها بود و از اداره رفت و ما ناراحت که بنده خدا که دختر بزرگ و دانشگاهی داره چرا این کاررو کردن ولی همکارم رفت بیرون از اداره و کار ازاد خودش رو راه انداخت والان چند برابر حقوق من داره و الان اگر اداره بود همچنان باید با این حقوق کم زندگیشو میگذروند وپیشرفت نمیکرد
پس باید به جای شکایت و گله از خدا وند باید صبور و شاکر باشیم و خداوند کنترل همه چیز رو به دست داره
من خونه داشتم و شوهرم این خونه رو با مغازه عوض کرد چون اعتقاد داشت که چون شغلم مغازه داری هست باید مغازه من ثابت باشه تا مشتری جذب کنم و خلاصه من مستاجر شدم و چندین ساله که مستاجرم و از اسباب کشی گله و شکایت داشتم ولی اززمانی که دردوره هستم دیگه گله نمیکنم و راضی هستم به رضای خدا میدونم که خداوند همه چیز رو کنترل میکنه و من هم ایمان دارم روزی همین مغازه میتونه هم به من خونه و هم مغازه بده و خداوند میتونه این کار رو برایم انجام بده و از من حمایت کنه و منو به مسیردرست هدایت کنه
تغییرات میتونه منو به سمت شکوفایی استعدادهایم ببره و اگر به در بسته نخورم هیچ وقت به سمت رشد و پیشرفت حرکت نمیکنم
خدایا من تعهد میدم که با تغییرات الهی نجنگم بلکه ان را در اغوش بگیر و به این شکل سرنوشتی که تو برایم در نظر گرفته ای را تجربه کنم
من سالهای قبل تغییرات رو دوست نداشتم و مقاومت میکردم حتی برای یک تغییر دکوراسین سختم بود که این کار رو انجام بدم ولی الان با تغییرات لذت میبرم مثلا در عرش همین ماه گذشته تا الان دو بار است که تغییر دکوراسیون دادم و لذت بردم
من با بودن در این دوره و ایجاد تغییرات در افکار و رفتارم تونستم به زندگی جدید و عالی و زیبایی برسم و این بهترین و ساده ترین تغییری بود که درزندگیم داشتم
خداوندا مرا درانجام تغییرات در زندگیم یاری کن و شجاعت پذیرش تغییرات چه همسو و چه ناهمسو را به من بده چون میدانم هر دوی انهابرای پیشرفت من است و تو هیچ کاری رو بی حکمت انجام نمیدهی
در پناه خداوند باشید
نشان های دریافت شده
به نام خداوند معجزه گر
سلام خدمت همگی و استاد عزیز
خداروشاکر هستم که یک روز دیگه در این مسیر شگفت انگیز هستم و خودم و خدای خودم رو بیشتر میشناسم و بیشتر آگاهی پیدا میکنم
این چند روزه بدلیل برخی مشکلات در محل کارم خیلی مضطرب و نگران بودم و دائم افکار منفی در ذهنم مرور میشد
و هی میگفتم اگه اینجوری شه چی؟ اگه اونجوری شه چی؟ از یه جایی به بعد گفتم دریا آروم باش تو مگه تو تمامی موارد زندگیت به خداوند اعتماد نکردی؟ مگه ایمان نداری به پاسخ خداوند پس چرا نگرانی؟ هرچیم بشه خداوند برات اتفاق ها و شرایط بهتری در نظر گرفته و از اون جا بود تا افکار منفی در ذهنم میاد سریع یاد خداوند رو در ذهنم میارم و خودم رو آروم میکنم
اگه قبلا بود از فکر و خیال زندگی بهم زهر میشد ولی الان همه چی رو سپردم دست خداوند و مطمئنم بهترین هارو برام رقم خواهد زد
نشان های دریافت شده
به نام الله مهربانم 😍
سلام و درود با انرژی عالی به سمت همه شما عاشقان خدا میفرستم سلااااام👋🏻
و سلام هزاران بار ارزوی سلامتی براي استاد عزیز🌷
بازم یه گام فوق العاده که ازش هرچی بگم کم گفتم راستش اگه بخوام حرف بزنم راحت تره چون میتونم کلی مثال بیارم اما نوشته تاثیر گذار تره ولی خب این رو بدانید که حرف های من بیشتر از این چند خطه که مینویسم 😊
این گام بازم کلی نکته داشت که باید ثبت بشه 😍
بحث امروز درباره تغییرات الهی بود. به طور خلاصه اشاره میکنم تا بریم سراغ تمرینات :
مادونوع تغیر الهی داریم ،:۱-همسو ۲ ناهمسو
تغییرات همسو همون هایی هستند ،که در جهت رسوندن ما به ارزوهامون حرکت میکنن، متوجه میشیم همه اون اتفاق های خوب دارن به ما کمک میکنن به خواستمون برسیم
ناهمسو :در خلاف جهت ارزوهامون حرکت میکنند اما هم میتونه مارو به ارزومون برسونه و باعث پیشرفت بشه که در اصل کارش هم همینه. وهم میتونه باعث شکست ما بشه این به ما و فکر ما بستگی داره ،که به خدا اطمینان داریم یا نه ؟!
اگر به خدا اعتماد داشته باشی و شجاعت این رو داشته باشی که به تغییرات الهی اعتماد کنی دیگه حتی شرایط ناهمسو هم باعث پیشرفت تو میشن
ما کلی جاها توی زندگیمون با شرایط نا همسو روبه رو شدیم اما من خودمو میگم که اون لحظات چون نااگاه بودم گله و شکایت میکردم که خدایا چرا من؟!
به طور کلی برداشت من از این گام و منظور خود این گام این بود که خانم! اقا! باور کنید خدا خیر بنده هاشو میخواد
در هر شرایطی برای اینکه بندش رو به خواسته هاش برسونه راهی میگذارد روبه روش
گاهی وقت ها یه در میبنده تا ببینه فقط کلامی میگی بهت ایمان دارم یا نه ،یافقط تازمانی که اوضاع زندگیت رو رواله ایمان داری ،بابا اون دره موقت بسته هست تو اگه با ایمان کامل هی بکوبیش
مطمئن باش باز میشه حدیث یکی از امام های بزرگواره.اصلا یک در بسته شد فدا سرت برو و از در بعدی اصلا همه رو بست طوری نیس یکم صبر کن باور کن فقط میخواد آزمایشت کنه ببینه ایمانت چقدره که ماها متاسفانه توی لحظات سخت ایمانمون…😔😔😔
پس همون خدا اگه ببینه بهش کامل ایمان داری. از در های بستش هم برات رحمت میفرسته و از راه ناهمسو باعث پیشرفت تو میشه اصلا در بسته چیه همه در هارو به روت باز میکنه
پس بیا و به تغییرات الهی اعتماد کن حتی اگه ناهمسو بود
ایمان داشته باش بهش
تعهد بده و زیرش نزن
بگو خدایا بهت اعتماد دارم
من میخوام همین جا تعهد بدم که :
خدایا بهت اعتماد دارم و به تغییرات الهی خودت که وارد زندگیم میکنی اعتماد و عمل میکنم با تمام وجودم.😍🥰
با خدا باش که حتی با در بسته هم تو رو از فرش به عرش صعود میده االهی شکرت 🥰
تمرین اول: تغیر کردن یعنی احساس یا رفتار یاعمل یا جسم یا… خیلی چیزی های دیگر ما از حالت فعلی به حالت دیگری تبدیل بشن
ما در طول روز بی شمار تغیر میکیم یکهو ممکنه از حالت غمگین به شاد یا بلعکس، . در جسم مثلا جایی زخم بشه ویا… کلی مثال دیگر که اتفاق میافتد اما بعضی از تغییرات بزرگتر هستند مثلا تغییر در شرایط درس،شغل ،جسم و…… که از نظر من اگه به تغییرات الهی ایمان داشته باشیم و عمل کنیم رسیدن به این تغییرات کار کاملا اسونی هست
من در شرایط ناهمسو هم فقط لبخند میزنم و به خدا میگم :باشه ادامه میدم تا پیشرفتم رو ببینم انشالله 😍 بهت اعتماد دارم
من ادامه میدم حتی اگه ناهمسو آرزوم باشه چون خدا با منه و در همه چیزی داناست و خوب خوب میدونم کار هاش همه از روی حکمته ،خدایا کمکم کن ثابت قدم باشم. الهی آمین
تمرین دوم: من پذیرفتم که الان باید درسم تغیر کنه ،حجمش بیشتر بشه اما من درس خون تر بشم و این کارو ساده دیدم .و الان خدا رو شکر که دارم میدرخشم😍
و کلی مثال ديگه که به خاطر اینکه تغییرشو اسون دیدم عواقب خوبی هم داشت …
هر موقع اسون. دیدمش خیلی عالی نتیجه گرفتم و عواقب عالی داشت …
تمرین سوم: لاغر شدن برام خیییییلی سخت بود و برای همین دست به هر کاری زدم که بشم
و باعث شد بدنم و اعصابم اسیب ببینه😔خیلی چیزا از روحم و وجودم اسیب دید اما جبران میکنم انشالله
هروقت تغییر رو سخت دیدم ،عواقب بدی هم داشت
تمرین چهارم :
برای تغییرات همسو میتونم همین سایت رو بگم .من از خدا میخواستم کمکم کنه که همونی بشم که میخوام و میخواد خانم،باحیا،زیبا،و………
و اونم این راهو در جلوی راهم گذاشت این تنها یکی از اون همه همسو بودن برای رسوندن من به ارزوم بود و…
به نظر من نگیم ناهمسو اخه خدا همیشه برای بنده هاش کمک رسانه بهتره بگم که
خدا میخواست ازمایشم کنه راستش توی بعضی از ازمایشات و امتحانات خراب مردم اما از اونجا که خیلی مهربونه دوباره بخشید و این بار کمکم کرد که موفق بیام بیرون البته نمیدونم چقدر موفق شدم در این امتحان
راستش: ما خیلی وقت پیش میخواستیم یک خونه بخریم … خلاصه بگم که صاحب خونه خیلی اذیتمون کرد و هی امروز و فردا کرد ،منم یادمه که چقدر گریه کردم اخه همه به اون خونه وابسته شده بودیم صاحب خونه هم میخواست بده به گفته خودش اما هی بهونه می اورد ،هی امروز فردا. …
خونه خیلی هم زیبایی نداشت یه خونه سه اتاقه قدیمی به خاطر صفایی که داشت میخواستیمشچون حیاط خوبی داشت .تازه خودمون میخواستیم نو سازش کنیم اما خلاصه هر چی صبر کردیم هر چی رفت روی پول خونه بازم میخواستیم ،آخرشم نشد ولی به جاش بهتر شد …😍😍😍
یک خونه شیک و بزرگ و باصفای بیشتر و جای عالی … آخرش که به همه اون اتفاقات فکر کردم دیدم که واقعا هیچ کار خدا بی حکمت نیست
آخه اگه صاحب خونه هی امروز و فردا نمیکرد و ما خونه رو خریده بودیم
دیگه نمیتونستیم این خونه رو داشته باشیم چون صاحبش دقیقا توی همون روز های سخت بود که قصد کردن برن یزد و خونشون رو بفروشند
پس اگه اذیت نمیشدیم الان این رو نداشتیم
حالا که فکر میکنم میگم خدایا تو توی این امتحانت ما رو ازمایش کردی که بگی من که بالا خره میدم بهت ولی تو چقدر ایمان و اعتماد داری؟! امیدوارم ناشکری نکرده باشم و…
خلاصه که حتی ناهمسو بودن تغییرات الهی هم موقته فقط یه ازمایشه بعد بهتر بهت میده و در های بهتری رو به روت باز میکنه 😍 الهی شکرت 🤲🏻
خب دیگه فکر نمیکنم که دیگه نیاز باشه تمرین اخری رو بگم چون بالا گفتم.👆🏻
امید وارم که حرفام براتون مفید بوده باشه، برداشتم درست باشه انشالله🤲🏻
استاد خدا خیرتون بده ،ممنون ،اجرتون با خودش 🌷🌹
الهی !اخه چه طور میتونم بخشش هاتو جبران کنم جز اینکه بگم عاشقتم ،شکرت ،کمکم کن قدر دان باشم. الهی امین یارَبَّ العالمین🤲🏻
زندگیاتون خدایی 😇
یاحق مدد👋🏻
نشان های دریافت شده
به نام انرژی برتر جهان هستی خداوند مهربان
تغییر کردن لازمه حیات است با تغییر کردن است که همه چیز به سمت بهتر شدن پیش میرود و همیشه تغییر کردن باعث ایجاد کیفیت بهتر و کارایی بالاتر میشود.
از تغییر کردن سبک زندگیمان از گذشته تا الان که چقدر تغییر کردن در همین وسایل حمل و نقل که در قدیم چقدر مسافرت کردن سخت بود ولی الان با ماشین یا هواپیما چقدر مسافرت کردن لذت بخش تر شده است.
حتی تغییر کردن در پوشش و نوع لباس پوشیدن ها که چقدر پوشش عوض شده و داره به سمت بهتر شدن پیش میرود و چقدر انواع برندها وارد عرصه شده و هزاران نفر وارد بازار کار شدند و چقدر کیفیت و رنگ لباس ها بهتر شده است.
حتی کنترلی شدن تلویزون ها و کولرها و پنکه ها و لامپ ها چقدر کار رو برای ما آسانتر کردن این نشان میدهد که تغییر کردن خوب است و مشخصا برای تغییر کردن همیشه با چالش هایی روبرو هستیم و در دوره ورود به سرزمین لاغرها استاد گفتند که باید برای خودت لاغر شوی نه دیگران یعنی اگر در مسیر لاغری با چالشی روبرو شدی لیز نخوری چون بحث تغییر شخصی خودم و دوست دارم از خودم نسخه بهتر ارائه دهم پس چون لاغری را برای خودم میخواهم پس چالش ها رو قبول میکنم و ادامه میدهم و نتیجه تغییر هم که چقدر برای ما عالی بوده است.
یک درخت ثابت است و حرکتی ندارد و در طول یکسال میبینم که چقدر تغییر در اون ایجاد میشه از سرسبزی برگ درختان در فصل بهار تا کمرنگ شدن و کمی بیحال شدن برگ ها در تابستان و سپس زرد شدن برگ ها و افتادن برگ های ضعیف تر و ادامه داشتن این روند در زمستان و سپس از نو متولد شدن و شکوفه دادن در فصل بهار یعنی یک درخت که ثابت داره اینقدر تغییر میکنه و به سمت بهتر شدن پیش میره،حتی سنگ ها هم دچار تغییر کردن میشوند از حالت فرسایش گرفته تا دگرگون شدن و تحت فشار قرار گرفتن و دوباره سنگی با کیفیت تر ایجاد شدن پیش میروند یعنی کوچک ترین جز تا بزرگترین اجزای خداوند دائم در حال تغییر هستند ،حتی وجود ما هم همیشه در حال تغییر و تکثیر و تولید مثل سلولی و از نو متولد شدن، هر ماه یک پوست جدید و ۶ ماه یکبار یک قلب جدید و دائم به سمت سالم تر شدن و بهتر شدن داریم پیش میرویم وقتی این همه تغییر در اطراف ما و در وجود ما داره انجام میشود چطور خودمون رو در یک حصار زندانی میدانم و چشم هایمان را به روی تغییر بسته ایم و گوش هایمان را در برابر این همه تغییر بسته ایم و نمیخوایم نه صدای تغییرات را بشنویم و نه تغییرات را ببینم و خودمان را اسیر واژه ای به نام سرنوشت از قبل تعیین شده میکنیم و به غل و زنجیر به پاهایمان میبندیم که حرکت نکنیم و خیلی راحت بگویم که خدا برای من نخواسته و این دیگه سرنوشت من و در جای خود حتی کمتر از همان درخت در جای خود به اسم سرنوشت ثابت بمانیم و نماز و روزه بگیرم و بخوانیم و نذر کنیم تا شاید خداوند زندگیمان را عوض کند و سالها این کار رو ادامه میدهیم و خبری از نتیجه نیست چون خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنکه اون قوم از خودشون یه حرکتی بزنن،
ما برای تجربه وارد این دنیای مادی شده ایم از قبل پیش خداوند بودیم و خداوند در همه حال از ما راضی است و حالا که فرصت زندگی کردن و تجربه کردن در این دنیای مادی به ما داده است باید حرکت کنیم حتی به اشتباه هم یک تجربه برای ما میشود که بهتر شویم پس حرکت کنیم حتی به اشتباه چون نتایج بهتر وارو میشود و تغییر کردن یعنی خارج شدن از حالت قبلی و وارد شدن به حالت جدید و خلق یک تجربه جدید و بهتر کردن و رشد و تعالی خودمان در مسیر زندگیمان هستیم و از خودمان نسخه بهتر ارائه میدهیم پس حرکت کنیم و تغییر کنیم و از تغییر کردن نترسیم.
من لیسانس ام رو در شهر خودم گرفته ام و شرایط خوب بود و شاگرد درس خونی بودم و برای ارشد اولویت اول رو شهر خودم و اولویت دوم رو یک شهری که ۱۰۰۰ کیلومتر از شهر خودمون دور بود انتخاب کردم بعد از اعلام نتایج من دقیقا همان رشته در شهر دور انتخاب شده ام چه آشوبی به پا شد خودم هم خیلی ترسیدم چون تجربه زندگی مستقل در شهر دیگه رو نداشتم و ترسیده بودم و همه مخالف بودند ولی من با اینکه میترسیدم ته دلم دوست داشتم که در این رشته ادامه تحصیل بدهم تا دو روز بعد از اعلام نتایج حرفی نمیزدم و ساکت موندم با اینکه همه مخالفت میکردند ولی بعد از گذشت چند روز به پدرم گفتم همراه من بیا به این شهر که برای ارشد ثبت نام کنم پدرم اولش مخالفت کرد ولی بعدش گفت اشکال نداره همراهت میام ولی اگه خوب نبود با هم برمیگردیم من وارد یک فصل جدید از زندگیم شده ام من وارد شهر جدید برای ارشد شده ام ثبت نام کردم و پدرم به طرز عجیبی راضی شد و گفت مردم این شهر آدم های خوبی هستند و موفق باشی و همه وسایل رو برای من خرید و من رو گذاشت خوابگاه و برگشت شهر خودمون و من موندم و خوابگاه و یک شهر جدید و روز اول ترسیدم احساس دلتنگی کرده ام ولی با خودم گفتم باید بزرگ بشم خودم خواستم و می مانم و ادامه میدهم روز اول سخت بود و روز دوم هم سخت بود ولی چون خودم قبول کرده ام، چالش ها رو قبول کرده ام و واقعا من در طول دو سالی که مستقل زندگی کرده ام با انواع فرهنگ ها و مردم های مختلف کشورم و گویش های مختلف آشنا شده ام، صبورتر شده بودم و احساس قدرتی عالی در وجودم داشتم خودم به تنهایی خرید میرفتم و حتی بعضی اوقات تنهایی کافه و رستوران میرفتم خیلی با اعتماد به نفس شده بوده ام و دیگه از حالت خجالتی در اومده بوده ام و توانایی صحبت کردن در جمع خوابگاهی ها و دانشجو ها رو پیدا کرده بوده ام و بهم مسئولیت میدادند چه در خوابگاه چه در دانشگاه و خیلی و خیلی آرزوی با کیفیت تری نسبت به چند سال قبل شده بوده ام و این تغییر که نا همسو با جریان زندگیم بود که من انتظار صد در صد داشتم که ارشد در شهر خودم قبول میشم ولی در شهر دیگه قبول شده ام ولی چقدر تغییرات عالی رو به همراه برای من داشت.
من انگار از اون موقع آماده تغییر شده بوده ام هر جا در کار یا تحصیل یا حتی ازدواج کردن ام مخالفتی ایجاد میشد داد و بیداد نمیکردم و همیشه میگفتم تعییر خوبه و ادامه میدادم حتی بعد از فارغ التحصیلی و حرکت مخالف زدن که نمیخواستم با رشته تحصیلی سر کار بروم و ۱۸۰ درجه تغییر کردم و رفتم دنبال علاقه ام و چقدر این تغییر برای من برکت داشت و الان هم در رشته خودم موفق هستم و هم مکمل آن به زبان انگلیسی دارم مسلط میشوم و چند ماه قبل شوهرم گفت یک نفر آشنا و نیرو برای شرکت پتروشیمی نفت و گاز میخواهد اگه میتونی برو مصاحبه بده و من واقعا علاقه داشتم که در این شرکت که خصوصی بود و وابسته به پتروشیمی بود استخدام شوم مصاحبه دادم و اونجایی که هم رشته تحصیلی میخورد و هم زبان انگلیسی خوب بود و هم کار با کامپیوترم خوب بود قبول شده ام و قرار بود که از فردا شروع به کار کنم ولی من انگار آماده این تغییر نبودم وقتی طرف بهم گفت که شاید مجبور بشی بری سر چاه های نفت من یه لحظه ترسیدم و متوقف شده ام و فردا اعلام کروم که من نمیتونم بیام سرکار و کار فرما تعجب کرد که همه از خداشون بیان سر همچین کاری ولی تو خودت تا رد میکنی و نمیای و من گفتم نه نمیام شاید این تغییر به ضرر من شد ولی من میدونم که من هنوز آماده ای اون تغییر نشده ام من باید باز هم روی خودم کار کنم روی ترس هایم، روی مقاومت هایی که دارم تا بتوانم بهتر شوم و برای تحقق آرزوهایم باید مقاومت ها خودم را تا حد ممکن کاهش بدهم مقاومت ها همان بهانه ها و ترس هایی است که مانع محقق شدن خواسته هایمان میشوند و اگر کمتر شوند جریان خواسته در زندگیمان بوجود می آید.
من زمانی میخواستم لاغر شوم و حرکت هم میکردم یعنی آماده ی تغییر بوده ام یعتی خارج شدن از حالت چاق و وارد شدن به حالت لاغر ولی مقاومت ها و ترس ها و بهانه ها که چاقی تو ارثی، باید تحرک داشته باشی تا لاغر شوی و غذایت رو باید کم کنی، باید سوخت و سازت رو بالا ببری این همه بهانه ها داشتم ولی،میخواستم لاغر هم بشوم خوب چطور خواسته لاغری وارد خانه وجودی من بشود وقتی خانه وجودی ام را پر کرده ام از این بهانه ها و ترس ها معلوم که دیگه جایی برای لاغری نیست و خواسته لاغری من در این بهانه و مقاومت ها خفه میشود و اصلا جوانه ای نمیزند و خبری از درخت لاغری در وجود من نبود اگر هم بود خیلی کوتاه زیرا دوباره توسط همان علف های هرز جوانه لاغری من خورده میشد، بعد از ورود من به سرزمین لاغرها، خواسته من لاغری بود و کم کم بعد از ورود به دوره بهانه ها و ترس ها و مقاومت ها یکی یکی بی اعتبار شدند و کمرنگ شوند و جوانه لاغری در خانه وجودم که الان تمیز تر شده بود شروع شد تغییر لاغری در وجود من شروع شده بود من در،خودم احساس لاغری میکردم حتی خبری در جسمم نبود ولی تغییر شروع شده بود و در مسیر استمرار داشتم و بعد انتظار لاغری در من ایجاد شد و تمایلات من عوض شدو لاغری در جسم من خودش رو نشون داد و خواسته لاغری من در جسمم ایجاد شد و من توانستم تغییر کنم و از حالت چاق وارد حالت لاغر شوم و چقدر این تغییر شیرین و لذت بخش است وقتی تغییر در جنبه لاغری و سلامتی برای من ایجاد شد شروع کرده ام به تغییر دادن خودم، چون باور کرده بوده ام میتوانم تغییر کنم پس وقتی تغییر شروع شود این تغییر در تمام جوانب زندگی میتونه خودش رو نشون بده جون منبع تغییرات یکسان و حالت های تغییر مختلف و باید برای تغییر به منبع تغییر متصل شویم و انتظار تغییر را در خودمان ایجاد کنیم و شروع کنیم.
من باور کرده ام که خداوند در زندگی من تغییرات عالی ایجاد میکند و به لطف خداوند این تغییرات در زندگی من شروع شده و تا بینهایت هم ادامه دارد به شرط اینکه من هم جهت با این تغییرات در خودم تغییراتی ایجاد کنم و بهتر و بهتر شوم.
من به خداوندم ایمان دارم هزاران درصد ایمان دارم که درهای جدیدی از فرصت های شغلی و روابط عالی و پول و ثروت فراوان و سلامتی و حال خوب و انرژی بالا و خانه جدید و ماشین جدید و بچه های جدید و احساس عالی و هر آنچه برای خوشبختی و سعادت در این دنیا و آخرت به آن نیاز دارم را به روی من باز خواهد کرد.
اکنون نوبت من است من آرزو شاهکار خلقت خداوند آماده پذیرش تغییرات الهی هستم و متعهد هستم که در این مسیر استمرار داشته باشم و به آنچه خداوند برای تغییر زندگیم هدایت و به من الهام میکند عمل میکنم.
من به تغییرات الهی در زندگیم ایمان دارم.
نشان های دریافت شده
دوشنبه پانزدهم اپریل بیست یست و چهار
سپاسگزار خداوندی هستم که همواره من را در جهت خواسته هایم حمایت و هدایت میکند
سلام و درود به دوستان و همراهان مسیر رشد و تغییر
قدم چهاردهم دوره زندگی با کمک خداوند من به تغییرات الهی در زندگیم ام ایمان دارم
تغییرات الهی پاسخ خداوند به خواسته های ما هست
همه چیز در جهان تغییر میکند و براورده شدن ارزوهایمان نیاز به تغییر در جنبه های مختلف زتدگی مان دارد اگر جنبه های مختلف زندگی مان تغییر نکند اون ارزو وارد زندگی مان نمیشود
پس اگر میخواهم که ارزویی وارد زندگیم بشود بایستی پذیرش این تغییرات را داشته باشماین مورد کاملا برایم منطقی هست مثلا اگر بخواهم بچه دار بشوم این انتظار را باید داشته باشم که برا اون وقت بگذارم و جنس تفریحاتم تغییر خواهد کرد. اگر کسی بخواهد لذت رانندگی با ماشین خودش را تجربه کند ابتدا باید رانندگی را یاد بگیرد
من ادم در مواردی که تمایل به تغییر نداشتم بشدت مقاومت داشتماز تغییر موقعیت مبلمان و تلویزیون گرفته تا یادگیری زبان
در بعضی موارد خودم تمایل به تغییر داشتم و با جان و دل و با انگیزه مضاعف خودم پیش قدم میشدم برای تغییر کردن و در مواردی که مجبور بودم با احساس ناخوشایند با تغییر مواجه میشدم
وقتی به تغییراتی که خودم خواستم و انجام دادم نگاه میکنم میبینم که هیچ سختی را در طی مسیر احساس نکردم
مثلا من قصد داشتم استقلال فکری داشته باشم و تصمیم گرفتم که تهران دانشگاه قبول بشوم و تا روزی بیشتر از هیجده ساعت درس میخواندم و با عشق هم اینکارو میکردم قبل از اینکه اون تصمیم را بگیرم اصلا درس نمیخواندم و با اینکه کتاب جلوی من باز بود ولی هیچ چیزی نمیخواندم و حواسم مدام پرت میشد
وقتی که دوازده سال پیش تصمیم گرفتم برای رشد شخصی ام اقدام کنم و اموزش ببینم، ساعتهای زیادی بجای مهمانی رفتن و فوتبال دیدن صرف یادگیری و انجام تمریناتم میکردم و صد البته هیچ گله و شکایتی نداشتم
وقتیکه تصمیم به مهاجرت گرفتیم، با اینکه از زبان خواندن خوشم نمی امد ولی ساعتهت تا دیروقت بیدار می ماندم و تمرین میکردم
وقتیکه مهاجرت کردم توی هوای اینجا لباس میپوشیدم و پیاده روی میکردم تا بدنم به اب و هوای اینجا عادت بکند
وقتیکه بعنوان کارگر تعمیرات مشغول بکار شدم، بلد نبودم با ابزار کار کنم ولی تلاش کردم و مایوس نشدم و یاد گرفتم
و از همه جدیدتر هم اینکه تصمیم گرفتم شرکتم را بعد از چهار ماه تغییر بدهم و در شرکت جدید با وجود کار بیشتر بهیچوجه گله نمیکنم
در رابطه با تغییرات همسو و ناهمسو مثال میزنم
به تازگی درخواستهایی که در ابتدای پارسال نوشته بودم را پیدا کردم نوشته بودم که میخواهم درامد بالا برود و در خانه خودم ساکن باشم و از طرفی هم بصورت منطقی بهیچوجه نمیتوانستم بپذیرم که برای پوزیشن من حقوق بالاتری ارایه بدهند و اصلا هزینه های زندگی بالاتر از درامد من بود و وام هم نمیتوانستم بگیرم. هر چقدر سالها همسرم بهم میگفت که بهتره خانه بخریم من بواسطه هزینه های جانبی ان مخالفت میکردم
مدتها در شرکتی مشغول بکار بودم و با همکارانم ارتباط خوبی داشتم و بارها از شرکتهای رقیب دعوت به کار شده بودم با حقوق کمی بالاتر ولی میگفتم نه من اینجا راحت هستم و میخواهم سالها اینجا بمانم از طرفی مدام در ذهنم این بود که من میخواهم کار خودم را شروع کنم تا درامدم بالا برود چون هزینه های زندگیم بیشتر از درامدم بود ولی حاضر نبودم که شرکتم را تغییر بدهم
اتفاقی که افتاد این بود که بمن گفتند که به شما احتیاج نداریم و یک ماه بعد هم صاحبخانه بما گفت که باید بلند بشوید چون میخواهد که خانه را بفروشد! و اجاره همان خانه ای که در ان ساکن بودم هفتاد درصد افزایش یافته بود و من درامدی نداشتم تمام اینها تغییرات ناخواسته بود
و کمی بعد با خوب نگه داشتن احساسمون و توجه به زیبایی ها پول پیش خانه جور شد و من خیلی هدایتی رفتم مصاحبه کاری، و با پوزیشن بهتر و حقوق بالاتر استخدام شدمو همان هفته اول نامه از شرکت گرفتم و واجد شرایط دریافت وام شدم و در کمتر از یکماه قرار داد خانه را بستم و اسباب کشی کردم به منزل خودمونو هر روز که بیدار میشوم و یا میخوابم از اینکه در خانه خودم هستم لذت میبرم و سپاسگزار خداوند هستم
مسوول مستقیم من در ان شرکت یک فرد ایرانی بسیار مهربان بود که همه توی شرکت ازش حساب میبردند و هر جا که من درخواستی داشتم و من را معطل میکردند کافی بود به ایشان بگویم و سریع با یک نامه و یا تلفن ایشان، کارم را در شرکت راه می انداختند. حتی در جلسات بارها و بارها من را در مقابل کارفرما حمایت میکردند
بهم میگفت تو اینجا رییس خودتی هر موقع دوست داشتی بیا و هر موقع دوست داشتی برو و هر وقت دوست داشتی از خانه کار بکن و اگر خواستی مرخصی بگیری فقط بمن بگو، من سریع تاییدش میکنم
پس از مدتی احساس کردم که اونجا ناحیه امن من شده است و چون قانون را میدانستم متوجه شدم که من تماما روی اون مسوول ایرانی حساب میکنم و این یعنی شرک! چون بارها طعم تلخ شرک را چشیده بودم اصلا دوست نداشتم که دوباره انرا تجربه کنم
از طرفی طی برخوردهایی که با مدیر عامل شرکت داشتم متوجه شدم که اون شرکت جای ماندن من نیست، و جو دوستانه و مناسبی هم بین همکاران نبود
دقیقا یادم هست که توی همون ماه اول به ذهنم گفته شد که مهرداد تو لیاقتت بیشتر از اینجاست و این شرکت جای تو نیست
من هم ادمی نبودم که تغییر کنم ولی میدانستم که این دقیقا الهام خداوند هست و هرچی شرایطم را بررسی میکردم و میدیدم که هر کسی ارزو دارد که چنین کاری داشته باشد و درسته که محیطش دوستانه نیست ولی کارم راحت بود!
یکدفعه یک شرکتی با من تماس گرفت و اینبار انگار من حرف نمیزدم و خدا بهم میگفت که چی بگویم، بدون امادگی قبلی رفتم مصاحبه چون قصد نداشتم که شرکتم را تغیبر بدهم و شرایط جوری شد و جوابهایی دادم که خودشان پیگیر وضعیت من شدند و بهم افر دادند و مدیر بخش چند بار خودش بمن تماس گرفت که مشکلت چی هست که درخواست ما را قبول نمیکنی!!
و من هنوز شک داشتم که پیش اون همکار ایرانی ام بمانم و یا شرکت جدیدی بروم و با چالش روبرو بشوم
حتی شرکت حقوق من را افزایش داد و بیشتر از حد انتظارم حقوقم را بالا برد
شرکت جدید بین المللی و بسیار بزرگتر بود و میترسیدم که نکند که اونجا نتوانم رشد کنم
در زمان تصمیم گیری با خبر شدم که شرکت جدید یکی از شرکتهای رقیب را خریداری کرده است و باز نجوا امد که ببین دقیقا قراره بخشی که میخواهی بروی بزرگتر بشود. و این یعنی تو رقیبهای بیشتری برای کارت داری! ولی همون موقع گفتم من به توانایی هایم ایمان دارم و اتفاقا افراد بیشتر بهتر هم هست چون من بیشتر میتوانم خودم را نشان بدهم و اگر برای رشدم تلاش نکنم در هر جا که باشم براحتی سقوط میکنم
مدتها فکر کردم و مشورت کردم و بارها از خداوند نشانه خواستم در نهایتاینبار تصمیم گرفتم قبل از اینکه جهان من را وادار به تغییر بکند و خودم اگاهانه و داوطلبانه تغییر کنم و البته گرفتن این تصمیم اصلا راحت نبود
کار را سپردم به خداوند و در نهایت تصمیم گرفتم که چالش جدید را بپذیرماینبار اگاهانه بپذیرم و خودم را مسوول خلق زندگی و شرایطم بدانم
و توی شرکت جدید همان هفته اول چهار تا پروژه بهم دادند و همونجور که در کامنت قبلی نوشتم ساعتهای زیادی از روز کار میکردم تا یکی از پروژه ها را تحویل بدهم و حتی مهمترین مناسبت زندگیم را به تاخیر انداختم چون خودم مسوولانه انتخاب کرده بودم که تغییر کنم
بله از کار بیکار شدن و همزمان صاحبخانه درخواست کند که برو بیرون و … اتفاقات ناهمسو بود و همون اوایل هم با احساسات ناخوشایند زیادی همراه بود مثلا احساس بی ارزشی میکردم که چرا باید چنین اتفاقی رخ بده ولی با کنترل ذهن و انجام تمریناتی که در دوره لاغری با ذهن یاد گرفته بودم مدت بیشتری در احساس خوب می ماندم و خداوند از جایی که فکرش را هم نمیکردم برایم کار پیدا کرد و واجد دریافت وام شدم و بعد هم خانه خریدم
در رابطه با خانه ام میخواستم اضافه کنم که:من شبها که ابری در اسمان نباشد دوست دارم بروم و به ماه و ستاره ها نگاه کنم در خانه های قبلی همیشه الودگی نوری داشتیم و من نمیتوانستم براحتی از بالکن خانه اسمان زیبای شب را نگاه کنم و ستاره ها را بشمارم و همیشه به همسرم میگفتم دوست دارم خانه ام جوری باشد که شبها بتوانم بدون اذیت شدن ستاره ها را ببینمالان در این خانه جدید خداراشکر الوگی نوری بسیار کمتر هست و براحتی میتوانم ستاره ها را ببینم و از هر طرف خانه براحتی میتوانم بدون مزاحمت ستاره ها را ببینم
در این خانه نورگیری وجود دارد که برایم سوال بود که چرا با این زاویه و جهت قرار گرفته است و به تازگی متوجه شده ام که معماری خانه جوری ساخته شده است که در زمانیکه ماه بصورت قرص کامل در می اید، ماه براحتی از طریق نورگیر خانه برای زمانهای زیادی قابل مشاهده هست و ما از دیدن این صحنه های زیبا لذت میبریم و از این بابت بسیار خداوند را شکر میکنیم
تمام این تجربیات پاسخی به خواسته های من بوده است. همین قضیه نورگیر خانه را من بعد از شش ماه متوجه شدم که دقیقا پاسخ خداوند به خواسته من بوده است
نتیجه گیری من این هست که تغییر اجتناب ناپذیر هست و تغییرات در زندگی مان رخ میده چون ما یکسری خواسته داریم و برای رسیدن به ان خواسته ها باید جنبه های زندگی مان تغییر کند
خداوند به وعده اش وفادار هست و چون ما درخواست کرده ایم شرایطی را فراهم میکند تا ما بسمت خواسته مان حرکت کنیم
حالا دو تا انتخاب داریم تغییر نکنیم تا جهان ما را مجبور به تغییر کند و یا اگاهانه و مسوولانه خودمان بسمت اهداف مان حرکت کنیم
تجربه بمن نشان داده است که اگر خودم تغییر کنم کنترل ذهن و باقی ماندن در احساس خوب بسیار بسیار راحتتر هست و خیلی راحتتر الهامات خداوند را دریافت میکنم
اتفاقا چند روز پیش با خودم خلوت کردم و به این نتیجه رسیدم که من برای اینکه دوست دارم شخصیتم رشد کند تمایل دارم که پدر بشوم و بچه دار شدن را یک راهی برای رشد شخصیتم و شناختن توانایی های بالقوه ام میدانم و البته به خودم گفتم تنها راه رشد شخصیت بچه دار شدن نیست و از هزاران طریق دیگر هم میتوانم شخصیتم را رشد بدهم بنابراین به پلن خداوند ایمان دارم
منتظر خبرهای عالی من باشید
شاد و رو به رشد باشید
نشان های دریافت شده
سلام آقای مهرداد عزیز
دوست گرامی
عاشقانه کامنتهای شمارو میخوانم واز خوندن اونها نهایت لذت رو میبرم ازینکه با آرامش وبدون عجله قسمتهای زندگی با کمک خدا رو ادامه میدین منم ارامش میگیرم و عجله نمیکنم خیلی کامنتتون رو دوس داشتم وجایی که نوشتین ماه رو از نورگیر خانه ی رویایی تون میبینید لذت بردم وتحسینتون کردم ازین که عاشقانه ستاره هارو نگاه میکنید واز چیزهای به ظاهر کوچک لذت میبرید تحسینتون میکنم
به نظرم شما پدری عالی برای فرزند زیباتون خواهید شد وفرزندتون به شما افتخار خواهد کرد
ازین که تصمیم گرفتین دوازده سال پیش روی تغییر ذهن تون کار کنید خوشحال شدم وتعجب کردم شما دوازده سال متعهدانه درین دوازده سال روی خودتون کار کردین وحالا اینجایین ومن خوشحالم که در سایتی هستم که شما حضور دارید .
آرزوی بهترین ها رو براتون دارم .
خداوند حافظ شما باشد هر جای دنیای زیبا که هستین .
و من ایمان دارم پیروزی نزدیک است به شرط اینکه مثل شما متعهدانه وبا آرامش وعمیق وعاشقان ادامه دهیم.
نشان های دریافت شده
سه شنبه چهاردهم می بیست بیست و چهار:
سلام و درود فراوان به بنده برگزیده خداوند، دوست و همراه مسیر رشد و تغییر ؛ سرکار خانم الهام عزیز
سپاسگزارم از اینکه همواره به ندای درونی قلبتان توجه میکنید و برایم پاسخی مینویسید و خداوند هماهنگی هایی را انجام میده و در زمان درست پیامهای الهی شما بدستم میرسد که باعث میشود هر بار نکته جدیدی را پیدا کنم
چند وقت قبل داشتم پاسخ دوست عزیزی را میدادم که راجع به میثاق نامه بود و یادم افتاد که بعد از پاسخ شما به کامنتم من متوجه شدم که بجای طوطی از خواندن میثاق نامه بهتر هست که برای هر جمله مثالی از زندگی خودم و اطرافیانم پیدا کنم که این راهکار به ظاهر ساده سبب تغییرات بسیار زیادی در من شد و اونجا هم بخاطر وجود و حضور شما همراه و هم مسیر ارزنده در این وبسایت الهی خدا را سپاس گفتم
فکر کنم یک ماهی از این پیام فوق العاده شما میگذرد ولی من اکنون واجد شرایط لازم برای پاسخگویی به شما شدمسپاس از لطف و محبت فراوان شما
اتفاقا چندی بود که میدیدم هر یکی دو روز استاد جلسه جدیدی از دوره فوق العاده « زندگی با کمک خداوند» را بر روی سایت قرار میدهد و چون مطالب جلسات برایم سنگین یود متعجب میشدم که چجوری بقیه دوستان براحتی و بلافاصله کامنت میگذارند و من خیلی تلاش کردم که خودم را مقایسه نکنم و بارها به خودم میگفتم که حالا سریع از این جلسه عبور بکن و برو جلسه بعدی و بعدا دوباره می توانی مطالب جلسات را مرور کنی ولی اصلا نمیتوانستم بدون اینکه مطالب را درک کنم و حداقل یکی از اون موارد را در زندگی روزمره ام انجام بدهم جلو بروم و البته هیچوقت به ندای شیطان درونم گوش ندادم و هیچ جلسه ای را بسرعت عبور نکردم
و من هر بار که متن جلسه را میخواندم هدایت میشدم به نکات جدیدتری که بهم کمک میکرد تا رسیدم به جلسه هفدهم که استاپ کامل کردم و دیدم مطالبش سنگین هست و انگار استاد از دنیایی دیگر صحبت میکند که تمامی حرفها برایم تازگی دارد
این بود که بعد از پیام شما که فرموده بودید «بدون عجله جلو میروم» باعث شد اطمینان بیشتری داشته باشم که حداقل مسیرم درست هست
بارها شده بود که نجوای ذهنی می آمد که حالا که داری این دوره را میگذرانی کنارش یک فعالیت دیگری هم انجام بده و تخصص خودت را در زمینه کاری ات افزایش بده و باز بهم الهام میشد که فعلا در همین مسیر باش
تا دقیقا یکی دو روز بعد از کامنت شما دو تا پیشنهاد کار بصورت پروژه ای بهم شد که نیاز بود از وقت آزاد خودم در شبها استفاده کنم تا بتوانم آن پروژه ها را به سرانجام برسانم و از طرفی هم فشار کار شرکت افزایش یافته بودتوانستم یکی از کارها را به اتمام برسانم و برای دومی هم در حال مذاکره برای شروع زمانش هستم
و اینها را نشانه ای میدیدم که دارم در مسیر درست قدم برمیدارم
ولی هر کاری میکردم انگار نمیتوانستم از قدم هفدهم جلوتر بروم ! نه میتوانستم تمرکز کنم و نه میتوانستم کامنتهایش را بخوانم! و این بود که این هفته در فرصتی که برایم ایجاد شد دوباره گفتم خداجون من تسلیم هستم تو بهم بگو چیکار کنم که گفت دوره تکرار لاغری را شروع کنو تصمیم گرفتم که اگر امکانش بود بعد از مدتی مجددا به دوره فوق العاده زندگی با کمک خداوند برگردممخصوصا اینکه فایل سالگرد ازدواج استاد را دیدم که استاد با کمک همین دوره آخرین مدل گوشی موبایل را بدست آورده اند
الان احساس میکنم که با نوشتن و اذعان کردن مطالب فوق آرام شدم
برایم نوشتید که
این جمله شما برایم باعث آرامش خاطر و احساس شادی شد و از خداوند میخواهم که صدها برابرش را وارد زندگی تان کند
امیدوارم که از تغییرات زندگی تان و زیبایی های خانه جدیدتان بعد از رنگ امیزی باز هم برایمان بنویسید چون باعث قوت قلب برایم میشود که این مسیر ساده ترین راه رسیدن به خواسته هایمان هست
آرزوی شادی و سلامتی برایتان دارم و بیصبرانه منتظرم که برای مان از تجربیات تان بنویسید که خداوند فراتر از انتظارتان بهتان پاسخ داده است
شاد و رو به رشد باشید
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام آقای مهرداد عزیز
دوست مهربان وبزرگوار
ممنونم ازین همه مهر ومحبت که نسبت به بنده ابراز داشتین وقلبم را سرشار از شادی ونشاط وامید کردین وانگیزه ی من رو برای ادامه ی مسیر رشد وتغییر بیشتر وبیشتر کردین تا ادامه بدم وبیام از تغییرات زندگیم برای شما ودوستانم بنویسم شما الگوی عالی برای من هستین امیدوارم با کمک خداوند تغییرات عالی وزیبایی در زندگیم رقم بزنم .این کامنت شما مسئولیت مرا بیشتر کرد تا من هم متعهدانه در مسیر آرزوهایم قدم بگذارم .
درین سه چهار ماهی که از دوره زندگی با کمک خداوند گذشته من تغییرات خوبی داشتم دوست داشتم اینجا برای شما ودوستانم بنویسم .اصلا باورم نمیشه حدود چهار ماه هست که این دوره را شروع کردم فرازو فرود زیادی پیش آمد ولی خدارو شکر تونستم ذهنم رو کنترل کنم
وادامه بدهم من هم مدتی هست که الهاماتی دریافت میکنم که از قدم 22 که در حال حاضر هستم متوقف شوم و دوباره برگردم ودوره رو از اول شروع کنم وخداروشکر دو روز پیش رفتم اول دوره وفایل جلسه اول رو دانلود کردم ورفتم کامنت روز اولم رو دیدم وارزوهایی که داشتم رو چک کردم وبرایم جالب بود که آرزوهایم تغییراتی داشته و هم به بعضی ازآنها رسیده ام
من آرزو داشتم که یک درآمدی داشته باشم و تا چند روز پیش خودم هم متوجه نبودم که من درین چند ماه صاحب درآمد شدم. من اوایل اسفند جزو ناظرين انتخاباتی شدم و شورای نگهبان مبلغ ۶۵۰هزار تومان به حسابمان واریز کرده یا چند ماهی هست که همسرم پول اجاره ی واحد پایین خونمون رو به حساب من واریز میکنه که مبلغ یک ونیم میلیون تومان هست به جز مبل یارانه ای که ماهانه من خودم دریافت میکنم .
خواهرم نزدیک عید. مبلغ دو میلیون تومان پول عیدی واریز کرد یا خواهر بزرگم سارا امسال هم برای روز دختر وهم عیدی نزدیک 600تومان به حساب من پول واریز کرد به غیر از هدایای زیاد ارزشمندی که با خودش آورده بود
یا همسرم درین چند ماه همش پول نقد دویست تومنی صد تومنی به دخترم ومن میده درحالی که قبلا خیلی کمتر پول هدیه میداد و از همه مهمتر من از عید. تا حالا با فروش تخم مرغها ی محلی خودم صاحب درآمد شدم مرغهایمان از اوایل بهار هرروز تخم میکنن یک روز بدون تخم مرغ نبودیم من درین دو سه ماه تخم مرغ های زیادی فروختم هر سه چهار پنج روز یکبار چهل تا تخم مرغ جمع میکنم ومیفروشم و چون پولش را خرج میکردم ونمینوشتم اصلا به چشمم نمیامد تقریبا شاید نزدیک دو میلیون فروش داشتیم منو دخترم عاشقانه به مرغهایمان رسیدگی میکنیم وهر روز با عشق تخم مرغها را جمع میکنیم البته درین میان مسائلی را هر روز حل میکنیم مثلا یکی ازآنها این بود که آنها مدتی بود تخم هایشان را میخوردند وما این مسئله رو هم حل کردیم یا سگ وارد باغچه میشد ومرغهایمان رو میبرد ولی خدارو شکر دیگر سگی یا روباهی دیگه پیدایش نشده وخداوند از مرغهایم مراقبت میکند البته قرار است دیوار وحصار برای باغچه کوچکمان بکشیم تا امنیت کامل برقرار شود
درآمد وکاری که من وهمسرم علاقه داریم هم انجام شده وهمسرم که عاشق نگه داری گاو وگوساله هست وعاشق حیوانات هست دو تا گاو شیری عالی خریده ویکی از آنها بچه دار شده ویک گوساله زیبا وسلامت دارد همسرم چند سال گاو گوشتی نگه میداشت ولی دوست داشت گاو شیری را هم تجربه کند وامسال خدارو شکر تمام گاوهای گوشتی رو فروخت و گاو شیری خرید و ازین بابت خیلی خوشحال وراضی هست چون نگه داری گاو شیری زود به درآمد تبدیل میشود وهمسرم درین چند ماه هر روز شیر گاو رو با دستگاه شیر دوش میدوشه وبه قیمت مناسب به لبنیاتی شهرمون میده واینجا هم که شهر توریستی هست ومشتریهای زیادی داره لبنیات محلی وشیر دستش نمیمونه وبه راحتی فروش میره شاید روزانه دویست سیصد تومان درآمدش اضافه شده البته خرج گاو شیری کمی گران هست ونصف پول رو هزینه خورد وخوراک گاو ها میکنه گاو دوم هم همین روزها زایمان میکنه وبه امید خدا یک گوساله خوشگل وسالم به ما هدیه میده
اینم بگم همسرم خیلی مرد فعال وپرکار وپرتلاشی هست وهم شرکت کار میکنه وهم تو روستای گاو هارو رسیدگی میکنه وهم بیرون کار جوشکاری که مهارت زیاری داره درون کار انجام میده وهم کارهای خونه خودمون وباباش رو انجام میده همسرم همه کار بلده چون انجام داده وقدرت یادگیری سریع داده لوله کشی بنایی سیمان کاری و…ازهر کدوم به اندازه ای که کار خودمون رو راه بندازه انجام میده و نیاز به کارگر یا استا کار نداریم من بهش میگم تویه کار تمرکز کن مشکل من باهاش اینه که چون همزمان چند کار انجام میده وقت کافی برای رسیدگی به خودش وسلامت وراحتی خانواده وکارهای خونمون نداره وهمه کارهامون ناقص مونده ولی به امید خدا امسال تمام کارهای ناقصمون رو انجام میدیم .
یادم نرفته اینم بگم که من درین مدت هم درست کردن پنیر محلی رو به خوبی یادگرفتم وبرای خودمون پنیر درست کردم ماست عالی درست کردم وچند بار اونو فروختم رفته رفته مهارتم داره بیشتر میشه ماست چکیده ی عالی دوغ عالی من عاشق تولید محصول هستم وخداروشکر خداوند به راحتی منو به سمت علاقه هام هدایت میکنه بدون اینکه من کاری کنم یا هزینه ای انجام بدم وامیدوارم بتونیم یک روز خودمون محصولاتمان رو به صورت مستقیم بفروشیم تا سود بیشتری داشته باشیم .درین مدت کلی شیرتازه پنیر تازه ماست تازه هم جاتون خالی خوردیم کلا فراوانی در زندگیمون بیشتر شده ما که علاقه ای به خوردن شیر وماست نداشتیم عاشق این محصولات شدیم چون واقعا خوشمزه هستن وطبیعی
اینم بگم آقای مهرداد عزیزم زمستان رنگ گاری اتاق های خونمون به شکل عالی انجام شد همون طور که نوشته بودم یکی از اتاقها رو که مال دخترم بود دایی همسرم اومدن رنگ کردن ومن ازیشون رنگ آمیزی کردن رو یاد گرفتم واون یکی اتاق خونمون رو خودم با دخترم به بهترین شکل رنگ کردیم حتی از دایی عزیز هم بهتر چون کمی کسالت داشتن ازشون درخواست نکردیم.
قرار بود بقیه خونمون رو تابستون دایی عزیز همسر م رنگ کنه ولی ایشون یک ماهی هست مسافر بهشت شد وبه قولش وفا نکرد قرار بود یک پوستر زیبای سوئیس هم برامون تو حال نصب کنه ولی عمرش کفاف نداد خدا روحش رو شاد کنه وآرامش الهی رو براش آرزو میکنم وازش بازم بابت رنگ آمیزی اتاق دخترم ویاد دادن رنگ امیزی به ما تشکر کنم اگر خدا سلامتی وتند درستی بده خودمون من دخترم همسرم میخواهیم خودمون تابستون بقیه خونه رو رنگ امیزی کنیم باعشق من عاشق یادگیری هستم تا بتونم خودم کارهای خودمون رو خودم انجام بدم .
ان شاءالله خبرشومیام مینویسم .
از وقتی دایی همسرم فوت کرده خیلی دوست دارم در لحظه زندکی کنم کی میدونه فردا کی زنده هست کی مرده دوست دارم الان رو زندکی کنم ونگران آینده نباشم عجله نداشته باشم برای هیچ کاری
اونروز یک اگاهی دریافت کردم که خداوند گفت الان چهل سالت هست مثلاکم کمش یا زیادش بیست سی سال زندکی کنی چشم بهم بزنی سی سال تموم میشه از این خونه وزندگی که داری بیست سی سال وقت دار استفاده کنی بعدش میزاری همه چیزهایی که داری رو میری اون دنیا چیزی با خودت نمیبری همانطور که دایی نبرد والان سر خونش جنگ ودعواس پس از امروزت لذت ببر از خونه ت همینطور که هست لذت ببر از اتاق نم دار هم لذت ببر همه چیز درست میشه ولی عمرت به عقب برنمیگرده
یکم چند روزه احساس پوچی کردم ومیکنم وبه حرفهای خدا فکر میکنم آدمها دادن با عجله خونه وزمین میخرن میخرن که عقب نمونن کلی وام قرض بدو بدو تا دارایی وملکشون رو زیاد کنن اونا زندکی نمیکنن راحت نیستن ارامش ندارن همش زور میزنن درحالی که عمرشون که خیلی ارزش داره داره هدر میره اونا فکر میکنن نمیمیرند اونها از دارایی هاشون استفاده نمیکنن وبعد مرگ میرسه ومیزارن همشو میرن اون دنیا
باز هم ممنونم آقای مهرداد عزیزم
که کامنت زیبا وبینظیری برای من نوشتید وقلبم رو به هیجان آوردید وعاشقانه شما رو دوست دارم وبرای شما وهمسر عزیزتون آرزوی خوشبختی وسلامتی وشادی بینهایت دارم
.
خدا حافظتون باشه وامیدوارم به زودی فرزند زیباتون رو در بغل بگیرید وعکس بگیریدودر پروفایلتان بگذارید فرزندی که صدای خنده هاش فضای خونه ی رویایی تون رو پر کنه
نشان های دریافت شده
چهارشنبه سوم جولای بیست بیست و چهار
سلام و درود به دوست، همراه و هم مسیر رشد و پیشرفت، سر کار خانم الهام
مدتهاست که از پیام پر مهر شما میگذرد ولی من آماده پاسخ دادن نبوده ام
بسیار لذت بردم از اینهمه تغییراتی که داشته اید، و برایم الگو و نشانه ای هستید که اگر ادامه بدهم میتوانم به خواسته هایم برسد
چقدر عالی که درآمد داشته اید و اینها نشانه های عالی هستند که اگر ادامه بدهیم نتایج بزرگتر و فراتر از انتظارمان وارد زندگی مان میشود
کلی از ایده های کسب درآمدتان لذت بردم مثل ایده فروش شیر و پنیر و ماست،
چه عالی که نقاشی را هم یاد گرفته اید، من هم تصمیم دارم برای یاد گرفتن کارهای ساختمانی بروم روزهای تعطیل رایگان کار کنم تا بیشتر به ابزار بتوانم مسلط بشوم و اینجوری هم اعتماد بنفسم بالاتر میرود و هم اینکه بعدها میتوانم کارهای خانه ام را خودم انجام بدهم
به عقیده من نوشتن تغییرات مون نه تنها به خودمون کمک میکند که مسیری که آمده ایم را بهتر درک کنیم بلکه به بقیه هم کمک میکند که اونها هم ادامه بدهند . دقیقا مثل کاری که صفحه « شگفتی سازان» در سایت میکند
خودم بارها توی این مدت کم آورده ام ولی دوباره قدم دوازدهم و داستان زندگی لاله عزیز را خوانده ام و لذت بردم و دوباره با اشتیاق ادامه داده ام
اینکه خداوند بهتون الهام کرده است که مجددا دوره را شروع کنید لطفا اینکار را انجام بدهید و بعدها از نتایج عمل به الهامات تان شگفت زده میشوید و البته من متوجه شدم که از ابتدا دوره زندگی با کمک خداوند را شروع کردید و دو جلسه اول را هم کامنت نوشتید ولی دیگر ادامه نداده اید
من خودم دوره لاغری با ذهن را تا هفته سوم ادامه دادم ولی بعد هر کاری کردم دیدم نمیتوانم جلوتر بروم و ادامه بدهم و بهم الهام شد که دوباره از ابتدا دوره را شروع کنم و اینکارو کردم و بعد در مدت کوتاهی نتایج فوق العاده عالی بود
ادامه این جملات را برای دل خودم و برای خودم مینویسم ، چون بیشتر از همه بهشون نیاز دارم:
همه ما انسان هستیم و در هر جایی که زندگی کنیم نمی توانیم بطور صد در صد ورودی های ذهن مان را کنترل کنیم و با شنیدن خبرهای مختلف و صحبت با اطرافیان قطعا تحت تاثیر قرار خواهیم گرفت و بعضی اوقات هم نجواهای ذهنی می آید که چرا نتیجه نمیگیری ؟ چرا لاغر نمیشوی؟ و چرا ثروتمند نمیشوی ؟ و فلانی را ببین خانه دوم را خریده است و اجاره داده است تو هم برو همین کار را بکن چون خانه دارد گران میشود و …
و
تو انسان هستی و حق داری که خسته و نا امید بشوی و حق داری عصبانی و ناراحت بشوی
ولی
تجربه زندگی من:
جلسه هفدهم این دوره برایم بسیار سنگین و غیر قابل هضم بود بارها انرا خواندم ولی نمیفهمیدم و با جملات استاد ارتباط برقرار نمیکردم و چه برسد به اینکه بخواهم از اون راهکارها در زندگی خودم استفاده کنم و نتیجه اش را بیینم!
از خداوند هدایت خواستم و رفتم یک جلسه از دوره تکرار لاغری را گوش دادم و حتی یک جلسه از دوره آرامش را هم گوش دادم و حتی مدتی این دوره زندگی با کمک خداوند را رها کردم
و البته سایت را رها نکردم
و فقط فایلهای رایگان را گوش میدادم و خداوند در همان فایلهای رایگان گره های ذهنی ام را کم کم باز میکرد و بعد که دوباره به جلسه هفدهم مراجعه میکردم متوجه میشدم که راحتتر مطالب انرا میپذیرم و برایشان مثال پیدا میکنم و بعد توانستم مطالب اون جلسه را برای خودم منطقی کنم و ورودی مالی داشته باشم از جاییکه فکرش را نمیکردم
یا اینکه من سالهای قبل کار پروژه ای میگرفتم ولی هر چند سال یکبار بود و آخرین کارم هم برای چهار یا پنج سال قبل بود، ولی در عرض همین مدت کمتر از دو ماه چهار تا کار پروژه ای گرفته ام
مثلا شخصی زنگ میزند و میگوید شما را فلانی معرفی کرده است و از شما تعریف کرده است و این در حالی هست که من اصلا اون فرد را نمیشناسم. با اینکه جامعه ایرانی های اینجا کوچک هستند ولی نمیدانم چجوری اون افراد بهم معرفی شده اند
و سالهای قبل من همیشه باید دنبال پولم بعد از اتمام کار میدویدم ولی اینبار خود کارفرما بهم اصرار میکند که پول برایم واریز کند
تنها کاری که من کردم این بود که قدرت را به خداوند دادم و در این مسیر مایوس نشدم و ادامه دادم
بمن ثابت شده که ادامه این مسیر تنها راه و مطمین ترین راه و سریع ترین راه رسیدن به خواسته هایم هست
پس دوست و هم مسیر عزیز
بیصبرانه منتظر دیدن تصویر شما در صفحه شگفتی سازان هستم
شاد و رو به رشد باشی
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
من به تغییرات الهی در زندگی ام ایمان دارم
همه مخلوقات خداوند در هر لحظه در حال تغییر کردن هستند و ما هم همیشه در حال تغییر کردن هستیم چه از نظر فیزیکی و چه از نظر احساسی
برآورده شدن خواسته های ما هم نوعی تغییر هست و نیاز به یه زمانی داره
مهم نیست تحقق خواسته هامون چقدر زمان بخواد یک دقیقه یا چند سال
باید در جنبه های مختلف زندگی مون تغییر ایجاد بشه تا خواسته هامون تجلی پیدا کنه
پس مهمه که بپذیریم تغییر برای تحقق خواسته هامون موضوع بسیار مهمی هست
ما در برابر تغییر کردن مقاومت میکنیم و بعد تعجب میکنیم چرا خواسته هامون محقق نمیشن
برای تحقق خواسته هامون باید مقاومت خودمون در برابر تغییر کردن رو تا حد امکان کاهش بدیم
خداوند ما رو به هیچ کاری اجبار نمیکنه ،مگر خودمون آگاهانه بخوایم تغییر کنیم اونوقته که ما رو هدایت و حمایت میکنه
من به تغییرات الهی در زندگی ام ایمان دارم
من متعهد میشوم که آمادگی تغییر کردن را دارم، خدای مهربانم منو به سمت تجربه دلخواهم همراه با شادی و آرامش و جس رضایت هدایت میکنه و من به هر الهامی که خداوند به من میگه عمل میکنم و تغییرات الهی در زندگی ام جاری و رویاهام تبدیل به واقعیت میشن
قضا و قدر شرایطی هست که خداوند در مسیر ما قرار میده تا به سمت جلو و تجربه رشد و گسترش در زندگی مون حرکت کنیم و مطمئنا این شرایط هم یک نوع همزمانی با ذهنیت خودمون داره چون خداوند به ما اختیار داده و ما رو مجبور به هیچ کاری نمیکنه
من از نظر خداوند واجد شرایط پذیرش تغییرات الهی در زندگی ام هستم
من با اطمینان و ایمان به خداوند متعهد میشم به آنچه خداوند برای تغییر زندگی ام هدایتم میکند عمل کنم
تغییرات به دو شکل هستند :
۱_تغیرات الهی همسو
در مسیر تحقق خواسته هامون نشانه هایی رخ میده که اطمینان داریم در جهت بهبود شرایط و نزدیک تر شدنمون به تحقق ارزوهامون هست
دقیقا مثل زمانی که من به دنبال راهی به جز راه هایی که رفته بودم ،میگشتم و خداوند همسو با خواسته من منو به سایت تناسب فکری هدایت کرد و بعد از گذشت مدتی پولش رو هم برام جور کرد و من تونستم وارد سرزمین لاغری بشم و ادامه بدم
۲_ تغییرات الهی ناهمسو
بعضی اوقات خواسته ای داریم و انتظارمون دیدن نشانه هاست ولی شرایط کاملا مخالف آن چیزی که فکر میکنیم پیش میره
من دوست داشتم با آرامش و تمرکز بتونم در مسیر خواسته هام پیش برم ،من دوست داشتم زندگی دلخواهم رو تجربه کنم و مواجه شدم با تغییرات الهی ناهمسو
از دست دادن عزیزم ،کاملا بهم ریختم ،این چیزی نبود که من میخواستم ولی هیچ وقت گله و شکایتی نکردم و پذیرفتم ،من میدونستم که خداوند به انسان اختیار داده پس دیگه جای اعتراضی نبود
ولی متوجه دلیلش نمیشدم و فقط از خداوند کمک خواستم تا کمکم کنه آرامشم رو بدست بیارم
من از شرایط امن زندگیم خارج شدم به شکلی سخت ولی الان متوجه شدم این سریع ترین مسیر برای هدایت من به سمت خواسته هام بود که از خداوند درخواست کرده بودم
خداوند وادارم کرد که از قدرت ایمان نهفته در وجودم استفاده کنم و به خودش پناه ببرم
من وابستگی شدید به کسی داشتم که دیگه نبود ،من همیشه منتظر کسی بودم که دیگه نبود ،من حال خوبم رو به حال کسی گره زده بودم که دیگه نبود ،من تمام خواسته هام از زندگی رو از کسی انتظار داشتم که دیگه نبود
همه چیز به یکباره فرو ریخت و تنها میتونستم به خداوند پناه ببرم
خودم بودم و خداوند
حالا باید حال خوبم رو خودم با هدایت های خداوند بدست میآوردم
من در اون شرایط ،افسرده و غمگین بودم ولی خداوند رو حامی و هدایت کننده خودم حس میکردم و تنها امیدم به خداوند بود و بس
الهامات خداوند از همون لحظه اول که من شرایط رو پذیرفتم در من شروع شد ،پیشنهاد خوندن کتابی رو میداد ،پیشنهاد دیدن مستندی رو میداد ،پیشنهاد پیاده روی با فایلا،پیشنهاد مشاوره با استاد
گفتگوهای درونی با من داشت که امیدم رو بیشتر میکرد و تمرکزم رو میآورد روی خودم و خداوند ،من هم دونه دونه انجامشون میدادم و پیش میرفتم یواش یواش حالم کمی بهتر شد
به هدایت خداوند از کلام استاد عزیز دوره ی اصلاح پرخوری در مغز رو تهیه کردم و شروع کردم چقدر به من کمک کرد بتونم اطلاعات مغزیم رو بهتر کنم و به روزتر کنم و افکارم رو کنترل کنم ،به ظاهر برای لاغری بود ولی در واقع به من کمک کرد افکاری رو مرور کنم ،کارهایی رو انجام بدم که احساس رضایت بیشتری از خودم داشته باشم و خلاصه که من قدم به قدم پیش رفتم تا الان با یه احساس کاملا متفاوت اینجا هستم و نتایجش در شرایط زندگیم هم خودش رو نشون داده و من تونستم کار مورد علاقه ام رو انجام بدم و درآمدی کسب کنم کاری که تا چند سال پیش و روزهای ناآگاهی من ،کاری غیر ممکن بود برام
اگر خداکند برای تغییرات هدفی نداشت هرگز هیچ تغییری بوجود نمی آورد
خداوند تغیرات رو بوجود میاره تا من مرحله ی جدیدی از زندگیم رو تجربه کنم
اگر خداوند برنامه بهتری برای آینده زندگی من در نظر نداشت هرگز شرایط زندگی منو دگرگون نمیکرد
تغییر کردن برای انسان سخته همیشه دوست داریم توی همون زندگی آشنای خودمون بمونیم هر چند دجار سختی و مشکلات زیادی باشیم
ما دوست نداریم به مرحله ی نا آشنای زندگی پا بزاریم چون میترسیم ،چون نمیدونیم چی میشه
ولی خداوند منو با شرایط سختی روبرو کرد که من با پذیرشش وارد مرحله دیگه ای از زندگیم شدم جایی که بتونم رشد و پیشرفت کنم و خودم بدون اینکه منتطر کسی باشم با توکل به خداوند،زندگیم رو خلق و تجربه کنم و الان از حرکتم در این مسیر احساس رضایت درونی دارم و خوشحالم که میتونم از این فرصتی که برای زندگی در اختیار دارم بهتر استفاده کنم و با احساس خوب از خلق زندگی دلخواهم به خداوند بپیوندم و بهشت رو تجربه کنم
من شجاعت پذیرش تغییرات الهی رو دارم چون خداوند رو حامی و هدایت کننده خودم در هر لحظه میبینم
استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم از اینکه آگاهی های ناب خدایی رو در اختیار ما قرار میدیم
خدای مهربانم بینهایت سپاسگزارم که همیشه منو هدایت و حمایت میکنی
نشان های دریافت شده
با یاد و نام خدای مهربان
درود وسلام خدمت استاد و دوستان همراه
۳بار این نوشته را مطالعه کردم ولی هنوزم هضم مطالبش برام سنگینه با خودم در مورد تغییر کردن خیلی فکر کردم و این که واقعا تغییر کردن بخش مهمی را در طول زندگی ما ایفا می کنه و خوب به خودمون برمی گرده که چه طوری اونو بپذیریم.
در دنیایی که ما زندگی می کنیم تغییرات بسیار زیادی در حال انجام گرفتن هست. بعضی تغییرات به راحتی با چشم قابل دیدن هست مثل غنچه گلی که می شکفد،ابری که تبدیل به بارون میشه،آبی که بخار میشه و به آسمون میره .
بعضی تغییرات را ما نمی بینیم مثل دانه ای در زیر خاک که دارد مراحل رشدش را طی می کند تا از زیر خاک بیرون بیاید وتا از دل خاک بیرون نیاید متوجه تغییراتی که در حال انجام بود نمیشیم.کوهی که سال ها حس می کنیم سرجاشه و تغییر نمی کنه در حالی که اونم در حال فرسایش و جابجایی هست.
تغییر جسم خودمون، تغییر فصل ها، زرد شدن برگ درختان، رسیدن محصولات درختان ، بزرگ شدن بچه هامون،چاق و لاغر شدن آدمای اطرافمون و تغییراتی که در طبیعت مرتب در حال رخ دادنه.
نگرش ها و باورهامون هم از بچگی تا الان کلی تغییر کرده.
۱- نگرش شما درباره تغییر کردن چیست؟ تغییر کردن سخت است یا آسان؟!
به نظرم بعضی تغییرات سخت و بعضیا آسون هستن.
مثلا برای خود من اوایل ازدواج که مجبور شدم شهر و محل زندگیمو به خاطر شغل همسرم تغییر بدم و از خانواده دور بشم سخت بود در حالی که همسرم خیلی راحت با اون شرایط کنار اومد
ولی تغییر خونه ، عوض کردن ماشین، تغییر رنگ مو،مدل آرایش و تغییرات این مدلی برام راحت و آسون بودن.
۲- مثال های از زندگی خود شرح دهید که تغییر کردن را به سادگی پذیرفته اید و عواقب خوبی داشته است.
من برای لاغر شدن همیشه دنبال رژیم و ورزش بودم ولی وقتی با سبک استادعطار روشن آشنا شدم این تغییر را پذیرفتم و تونستم تو این راه موفق بشم و لاغر بشم.
تغییر مدرسه محل تدریسم اوایل برام سخت بود ولی به خاطر هماهنگی با تایم بچه هام این تغییر وجابجایی مدرسه را پذیرفتم و همکاران و دانش آموزان خوبی هم تو این سال ها داشتم.
۳- مثال هایی در زندگی خود شرح دهید که تغییر کردن برایتان سخت بوده و عواقب نامناسب داشته است.
چند سالی به خاطر ادامه تحصیل مجبور شدم معاونت مدرسه بگیرم و این تغییر رو دوست نداشتم واقعا خسته کننده بود برام و به روحیه ام نمی خورد و به نظرم اون سال ها خیلی زود عصبی می شدم وزیاد حوصله نداشتم.
۴- برای تغییرات همسو و ناهمسو الهی در زندگی تان مثال بزنید و شرح دهید که پذیرش شما در برابر این تغییرات و نتیجه آن ها چگونه بوده است؟!
همسرم با این که سابقه کاریش کامل نشده بود ناگهان تصمیم گرفت تقاضای بازنشستگی کنه اون موقع من خیلی از این تصمیم راضی نبودم ولی اتفاقا تصمیمش بهم کمک کرد که فرزند دومم را با خیال راحت به دنیا بیارم و چون خودم شاغل بودم بدون اینکه مجبور بشم اونو مهد کودک ببرم پیش همسرم میذاشتم و دیگه استرس اینکه زود به زود تو مهد کودک بیمار بشه رو نداشتم.
وقتی همسرم تصمیم گرفت ماشینشو بفروشه من راضی نبودم و فکر می کردم ممکنه نتونه ماشین بهتری بخره در حالی که تونستیم ماشین صفر بخریم.
وقتی می خواستم ادامه تحصیل بدم اولش برام کمی سخت بود ولی توکل کردم به خدا وشرکت کردم و قبول شدم و تونستم باش کنار بیام و اتفاقات خوبی برام رقم خورد و تونستم ارتقا شغلی بگیرم و حقوقم بیشتر شد.
همسرم ضامن وام دوستش شد که ایشون فقط چند قسط پرداخت کردن و تموم اون اقساط رو با جریمه ما مجبورشدیم پرداخت کنیم مجبور شدم ابن اشتباه ایشونو بپذیرم ولی این تغییرناهمسو باعث شد دیگه هیچوقت همسرم ضامن کسی نشه.
۵- مثال هایی از زندگی خود شرح دهید که در معرض تغییرات ناهمسو قرار گرفته اید و در آن زمان پذیرش آن تغییرات سخت و دشوار بود اما بعد از مدتی از قرار گرفتن در آن شرایط بسیار راضی و خشنود بوده اید.
زمانی که کرونا اومد اوایل تدریس به صورت مجازی برام سخت بود مرتب در حال تهیه کلیپ و اینجور کارها بودم و واقعا وقت زندگیم گرفته میشد ولی بعدش دیدم نرفتن به مدرسه تو اون شرایط باعث حفظ سلامتی خودم و خانواده م میشه و بیشتر کنار بچه هام هستم و راحت باهاش کنار اومدم.
الان و بعد از چند بار مطالعه و تفکر در مورد تغییر کردن می دونم که خدا میخواد منو وارد فصل جدیدی از زندگیم بکنه و این به میزان آمادگی من بستگی داره.
پس در پیشگاه خداوند متعهد میشم که آماده روبرو شدن با تغییرات الهی هستم که لازمه تحقق آرزوهایم است. و همانطور که استاد فرمودن خدا ممکن است بارها در طول زندگی من را مجبور کند که محل امن خود را ترک کنم. این اقدام خداوند برای آزار یا تیره و تار کردن زندگی مان نیست بلکه خداوند به وسیله تغییرات الهی که در زندگی های ما ایجاد می کند ما را به سمت کشف توانایی هایمان هل می دهد.
خدایا به امید خودت🙏🌸
نشان های دریافت شده
۴روز هست این قسمت را خوندم و تا حالا ۲ یا ۳ بار اومدم تا برداشت و تجربه ام را بنویسم اونچه که از درونم تراوش میکنه ولی هر بار نصفه رها کردم چون با ذات الهی ام همگام نبود
انگار یک جورایی میخواستم رفع تکلیف کنم که بهای این قسمت را با یک نوشته پرداخت کنم
ولی باز هم دلم راضی نمیشد رفتم قسمت بعدی حتی برای اون قسمت هم نتونستم کاری انجام بدهم
با خودم کلنجار میرفتم
چرا ؟؟؟؟
ولی چیزی برام واضح نمیشدالان باز گفتم یکبار دیگه می خونم تا درک کنم
حتی اگه بازم متوجه نشدم اینقدر انجام میدهم
اینقدر میخونم
و با خودم حرف میزنم تا درکش کنم
و الان شروع کردم و همین اول کار این جملات و همزمانی شروع مجدد جلسه اول زندگی با اراده خداوند و هدایتم به پاسخ سوال اون دوره و تجربه ام از تغییرات
بسیاری از انسانها به دنبال یادگیری چگونه تغییر دادن زندگی شان هستند اما زمانی که تغییرات الهی وارد زندگی شان می شود در برابر آن مقاومت می کنند.
تغییرات الهی پاسخ خداوند به خواسته های شماست اما ممکن است به دلیل واضح نبودن پذیرش آن برای شما سخت باشد.
سوال: اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟
حدود یکسال پیش در شرکتی کار میکردم که پر از تجربه بود برام و معنای دیگری از زندگی و تجربهایی که میتوان از یک موقعیت کسب کرد را بدست آوردم.
حدود ۶ ماه هست که از اون شرکت و اون سبک کار خارج شده ام و در شرکت و کاری که چند سال قبل مشغول بودم مجدد فعالیت دارم.
موقعی که از شرکت میخواستم به کار جدید بروم چند ماهی بود که درخواستم بود که به کار قبلیم برگردم بهم دوباره پیشنهاد کار داده بشه چون آزادی عمل بیشتری داشتم حقوق بیشتری راحتی بیشتر و آزادی وقت بیشتر و کلی مزایا که در موقعیت فعلی ای که در آن بودم نداشتم
ولی درسش را گرفته بودم که چگونه باید از زندگیم لذت ببرم و تجربه کنم و طبق آموزشهام و تمریناتی که انجام میدادم شرایطی که میخواستم را درخواست میدادم و خوب مسلما بهش رسیدم.
تا اینجای کار بسیار خوشحال بودم و کلی احساس شعف و رضایت که توانستم و طبق آموزش هام به خواسته ام رسیدم
و اینجا اعلام می کنم که واقعا طبق خواسته ام بود ولی خواسته ای که طبق باورهام برنامه ریزی شده بود خواسته ای که میتوانستم متفاوت دریافتش کنم
اما چگونه؟
الان بعد از گذشت ۶ ماه مجدد به کار قبلیم در همان شرکت باز به تضادهای زیادی برخوردم و خواسته ای مجدد در من نمایان شد
که من شرایط دیگه ای میخوام و دوست دارم شیوه ای دیگه را داشته باشم و زندگی کنم
که در این بین کلی باور در من مشخص شد و همین طور جواب این سوالم که
چرا الان در این موقعیت هستم ولی دیگه باب میلم نیست و یه جورایی داره برام آزار دهنده میشه
این هم کار خداست و اراده خدا برای من
اول به این سوالم و جوابش هدایت شدم که طبق یک باور با اینکه از اول میدانستم درخواستم چی بوده ولی طبق این فکر که بزار از اینجا از این موقعیت خلاص بشم با اینکه در درونم میدونستم که موقعیتی که میخوام را قبلا تجربه کرده ام و شرایطش را میدونم و حتی میدونم که اصلا باهاش سازگار نیستم ولی برای خلاص شدن و رهایی از این موقعیت فعلی بزار ازش فرار کنم و اینکه صورت مسئله را داشتم پاک میکردم به جای اینکه حلش کنم
در ظاهر با کلی آگاهی و اموزش بازم داشتم خودم را گول میزدم و در نهانم این بود که لایقش نیستم به این راحتی به اون مرحله که میخوام باشم برسم
خوب یک مراحلی هست و در این مراحل سختی هایی هم باید کشید
الان میدونم که باید تکاملم را طی کنم ولی دلیل بر سختی کشیدن نیست بلکه دنیا بر آسونی هست
الان هم دارم درخواست اونچه واقعا میخواهم را میدهم که با خواسته هام و اونچه باهاش ارتباط برقرار میکنم میدهم
ولی یک باور نادرست که خدا ازت ناراحت میشه چه خبرت هست تازه برات این شرایط را درست کرده
جواب اطرافیانت را میخوای چی بدی
همه را که با هم نمیتونی داشته باشی
و از این قبیل افکار
ولی هدایت های خداوند و الهاماتش خیلی قویتر از اینها جواب همه این بخش سرکوب کننده را داد
که اگر قرار بود در جایگاهی که میخواهی باشی هدایتت نمیکردیم که این تضاد درونت پررنگ بشه و قلبت روشن که درکش کنی
چی میخواهی
تو میتوانی هر لحظه هر چی را بخواهی
و ما برایت فراهم میکنیم
و مدام این جمله و این آیه قران در ذهنم مرور میشد
که آیا ما دلها را برات نرم نکردیم
و باز این آیه شگفت انگیز خداوند که
ایا خدا برایت کافی نیست
و همزمان کلی یاداوری خاطرات و تجربیاتی که خداوند در جاهای مختلف چطور دلها را برایم نرم کرده و برایم همه چیز را محیا کرده
و مثالهایی از زندگیم که همین الان هم باز خاطره ای را برایم پررنگ کرد که چگونه برایم خواسته ام و درخواستم را براورده کرد
اینکه سال ۱۳۹۰ یک شب تا ساعت ۱۱ شب درب مغازه ام بودم و بخاطر این تا اون ساعت مونده بودم که بتونم درامد بیشتری کسب کنم برای چک فردام و تا اون لحظه هنوز ۲۰۰ هزار تومان کم داشتم ساعت ۱۱ شب از کجا و از کی بگیرم تا چکم برگشت نخوره و یکی از دوستان قدیمی ام را خدا فرستاد و من با ایمان و قوت قلب ازش درخواست قرض کردم و خیلی راحت قبول کرد بدون اینکه خودم احساس عذاب وجدان و ناراحتی داشته باشم و این کار خدا بود
و الان هم در موقعیت جدید و تضادی که به قول معروف از چاله فرار کردم و در چاه گیر افتاده ام
و باز داشتم شرایطی را تصوری میکردم بر طبق گذشته ای که تجربه کرده بودم
ولی الان وقت تغییر کردن اساسی و بنیادین هست
وقت توجه به درونم و اونچه میخواهم
نه آنچه که فعلا مرهمی بر زخم باشد تا ببینیم چی میشود یا اینکه امروز را سپری کنم تا فردا
درمانی که بنیادین باشد نه اینکه هر بار برگردم به اول خط
بلکه از هر کجا بسوی متعالی شدن
و الاننفس راحتی میکشم که از سر تکلیف که باید متنی بنویسم که رفع حاجت کرده باشم نیست بلکه با عشق و قلم خدا هست چون قلم خدا نگارش شده و من خوندم پس باید قلم خدا نگارش شود و دوستان دیگر بخوانند
خداوندا شکرت
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
۱۴۰۲.۱۲.۲۸