بسیاری اوقات از انجام آنچه خداوند در قلب ما قرار می دهد طفره می رویم، خداوند در قلبمان با ما کلنجار می رود تا آن کار را انجام دهیم اما به بهانه های مختلف از انجام آن خودداری می کنیم.
یکی از پرکاربردترین توجیهات منطقی برای عمل نکردن به وعده های الهی این است که زمان آن گذشته است و دیگر دیر شدن است. ما به زمانبندی خداوند باور نداریم.
کلنجار رفتن خداوند
بارها در زندگی این موضوع را تجربه کرده اید که خداوند در اعماق وجودتان با شما کلنجار می رود تا بتوانید خطای فردی را ببخشید و آرامش را به خودتان بازگردانید اما به بهانه های مختلف این کار را انجام نداده اید و دعوت خداوند را نادیده گرفته اید.
- چند سال است رابطه ما خراب شده است و الان دیگر آشتی کردن فایده ای ندارد.
- این همه سال گذشت و هیچ خبری از او نشد حالا چرا من باید برای رفع کدورت پا پیش بگذارم.
- این همه وقت قهر بودیم و این چند سال باقی مانده عمر هم باهم قهر باشیم.
خداوند به یک دلیل بسیار مهم که بر زمانبندی انجام کارها اشراف دارد به شما پیشنهاد بخشیدن و رها کردن خود از فشار و تنش های ذهنی را می دهد اما افکار منطقی و نجواهای شیطانی به هزار و یک دلیل انجام این کار را بی فایده و دور از شان شما نشان می دهد.
ممکن است این نگرش یا ایده از سوی خداوند در قلب شما شکل گرفته باشد که زمان بیشتری را با خانواده خود سپری کنید اما به این دلیل که زمان کافی ندارید از انجام این کار خودداری کرده باشید.
شاید آرزو یا هدفی دارید که بارها در طی سال های زندگی به شروع کردن آن و دنبال کردن عشق و علاقه تان در اعماق قلبتان ترغیب شده باشید اما هربار به دلایل مختلف از پذیرفتن دعوت خداوند سرباز زده اید.
- الان دیگه برای من دیر است و یادگیری این موضوع فایده ای ندارد.
- این همه سال که باید شروع می کردم، نکردم. الان که بجه دار شدم دیگه فایده نداره.
- اون سالها که جوان تر و مشتاق تر بودم این کار رو نکردم الان که سنی از من گذشته دیگه فایده ای نداره.
- اگه چند سال قبل دنبال عشق و علاقه ام می رفتن الان به کجاها که رسیده بودم ولی الان دیگه فایده نداره و فرصت انجام این کارها را ندارم.
می دانیم که این هدف یا علاقه را خداوند در وجودمان قرار داده است یا بعد از سالها دوباره شعله اشتیاق ما را برای شروع کردن بالا برده است اما به دلایل مختلف از انجام این کار منصرف می شویم.

بهانه های همیشگی
هر فردی بنا به اطلاعات و نگرشهایی که در ذهنش ذخیره شده است بهانه های متفاوت برای عمل نکردن به وعده های الهی جهت قدم گذاشتن در مسیر مورد علاقه اش دارد. در واقع ما به زمانبندی خداوند برای تحقق آرزوهای خود ایمان نداریم.
- در این شرایط خیلی گرفتارم و فرصت دنبال کردن آرزوهایم را ندارم.
- از بس برای موفقیت تلاش کردم و نتیجه نداده است خسته شده ام.
- من استعداد این کار را ندارم و نمی توانم در این زمینه موفق شوم.
- سالها دوست داشتم علاقه ام را دنبال کنم اما دیگران مانع شدند و اشتیاق مرا سرکوب کردند.
حرف زدن درباره آرزوها کار بسیار آسانی است و خیلی از انسانها بارها درباره آرزوها و عشق و علایق خود با دیگران صحبت کرده اند اما قدم در مسیر تحقق آرزوها گذاشتن کار هرکسی نیست.
چون هر فردی در ذهن ناخودآگاهش دلایل مختلفی دارد که به او تاکیید می کنند قادر به انجام این کار و موفق شدن در موضوع مورد علاقه اش نیست.
بسیاری از انسانهایی که همین الان در حال حیات و زندگی کردن هستند در حال انجام کار و فعالیتی هستند که مورد علاقه آنها نیست.
بسیاری از انسانها در رشته ای مشغول به تحصیل شده اند که مورد علاقه آنها نبوده است و تحت تاثیر اطرافیان وارد آن مسیر تحصیلی شده اند.
بسیاری از انسانها در حال انجام کاری هستند که مورد علاقه آنها نیست و تحت تاثیر عوامل بیرونی خود را مجبور به انجام آن کار می دانند.
بسیاری از انسانها هر روز زندگی خود را در احساس بد و ناامیدی سپری می کند و امیدوار هستند تا بعد از بازنشسته شدن به دنبال عشق و علاقه خود بروند.
بیشتر انسانها به دلایل مختلف از دنبال کردن آرزوها و اهداف خود دست برداشته اند و خود را سرگرم زندگی روزمره و انجام پروسه ای کرده اند که مورد رضایت و باعث ایجاد شادی و شور و اشتیاق زندگی کردن در آنها نمی شود.
اما نکته امیدوار کننده این است که شاید انسانها آرزوهای خود را نادیده بگیرند یا خود را به فراموشی بزنند اما خداوند هرگز آرزوهای انسانها را فراموش نکرده است.
خداوند برای برآورده کردن آرزوی تک تک انسانها برنامه الهی واحد و متفاوت دارد بنابراین در تمام طول عمر انسانها به شکل های مختلف به آنها یادآوری می کند که آرزوهای خود را دنبال کنند. زمانبندی خداوند برای تحقق آرزوهای هر انسانی هرگز باطل نمی شود.
متاسفانه عده کمی از انسانها در دنیا هستند که به ندای الهی خود گوش جان می سپارند و قدم در مسیر تحقق رویاهای خود می گذارند.

برآورده نشدن آرزوها
یکی از مهمترین دلایلی که بسیاری دیگر از انسانها در مدت حیات خود موفق به تجربه عشق و علاقه خود نمی شوند این است که آنها خود را لایق تحقق آرزوهایشان نمی دانند.
بسیاری از ما خود را لایق یادگیری، بهترین بودن، معروف شدن، ثروتمند شدن، مدیریت کردن و بسیاری موارد دیگر نمی دانیم به همین دلیل قدم در مسیر تحقق رویاهای خود نمی گذاریم و به زندگی در حد متوسط و رو به پایین قناعت می کنیم.
به نظر خیلی از انسانها زمان دنبال کردن خواسته ها و علایق آنها گذشته باشد. آنها به سن خود توجه می کنند و تصور میکنند برای این کار خیلی دیر شده است. آنها زمانبندی خداوند را نادیده می گیرند.
آنها به شرایط زندگی خود توجه می کنند و تصور می کنند فرصت کافی و شرایط دنبال کردن علایق خود را ندارند.
آنها به توانایی ها و استعدادهای خود توجه می کنند و خود را فاقد استعداد کافی برای موفقیت در مسیر مورد علاقه شان می بینند.
آنها به گفته ها و نظرات دیگران درباره خودشان توجه می کنند و امید و انگیزه شان را از دست می دهند.
اما زمانبندی خداوند برای تحقق آرزوهایی که توسط خداوند در قلب شما کاشته شده است فراتر از نگاه و نگرش همه انسانها و حتی خودتان است.
شاید خودتان را بی استعداد می بینید اما نگرش خداوند درباره شما کاملا متفاوت است.
شاید دیگران شما را بی اراده و تنبل می دانند و هیچ شانسی برای موفقیت شما قائل نیستند اما نگرش خداوند درباره شما کاملا متفاوت است.
شاید خودتان یا دیگران تصور کنید که الان زمان مناسبی برای دنبال کردن آرزوهایتان نیست. به اندازه کافی وقت ندارید یا شرایط جامعه و … مهیای موفقیت در مسیر مورد علاقه تان نیست اما زمانبندی خداوند با آنچه شما یا دیگران تصور می کنید کاملا متفاوت است.

نیت و وظیفه خداوند
خداوند همیشه می خواهد ما را به آرزوهایمان برساند و به وفاداری خود درباره تک تک انسان ها عمل کند اما به تنهایی قادر به انجام تمام کار نیست.
خداوند به همراهی شما برای تکیمل برنامه الهی ای تحقق آرزوهایتان نیاز دارد. باید با خداوند همراه شوید و قدم در مسیر تحقق رویاهای خود بگذارید.
شاید برداشتن اولین قدم را یک هفته، یک سال یا حتی سی سال به تعویق بیندازید اما از نظر خداوند هیچ وقت برای شروع دیر نیست.
شما در هر شرایطی باشید می توانید به آنی تبدیل شوید که خداوند برای شما درنظر گرفته است و اشتیاق و انگیزه آن را در قلب شما شعله ور کرده است.
- اینکه زن باشید یا مرد برای خداوند تفاوتی ندارد.
- اینکه جوان باشید یا میان سال و یا حتی بزرگسال باشید برای خداوند تفاوتی ندارد.
- اینکه سطح سواد و آگاهی شما از نظر جامعه در چه حد است برای خداوند هیچ اهمیتی ندارد.
- اینکه در چه کشور یا شهر یا منطقه ای زندگی می کنید برای خداوند جهت به اجرا گذاشتن برنامه الهی شما اختلالی ایجاد نمی کند.
- اینکه چه میزان سرمایه یا دارایی دارید و آیا کفاف تحقق آرزوهای شما را می کند یا خیر برای خداوند اصلا مهم نیست.
برنامه الهی طرح ریزی شده و زمانبندی خداوند برای تحقق آرزوهای شما بر مبنای دارایی و منابع شما نیست، بلکه بر اساس دارایی و منابع خودش است.

مانع را از میان بردارید
تنها مانعی که می تواند جلوی به جریان افتادن برنامه الهی شما را بگیرد و در این مورد هیچ کاری از خداوند هم بر نمی آید «خودتان» هستید.
اگر در باتلاق درجا زدن گرفتار شده باشید قدم اول برای خروج از آن را فقط خودتان می توانید بردارید.
اینکه خداوند بارها و بارها اشتیاق و انگیزه شروع کردن را در قلب شما شعله ور می سازد می تواند در حکم یک محرک یا انگیزه بخش عمل کند اما هرگز تا وقتی «خودتان» نخواهید و تصمیم به حرکت نگیرید نمی تواند منجر به خروج شما از رکود و درجا زدن شود.
- اگر خودتان را برای دنبال کردن آرزوهایتان خیلی پیر یا خیلی جوان می دانید به این معنی است که خودتان را در باتلاق درجا زدن گرفتار کرده اید.
- اگر خودتان را بی استعداد یا فاقد توانایی های لازم برای تحقق آرزوهایتان می بینید به این معنی است که خود را در باتلاق درجا زدن گرفتار کرده اید.
- اگر شرایط فعلی زندگی تان را مناسب دنبال کردن علایق یا تحقق آرزوهایتان نمی بینید به این معنی است که خود را در باتلاق درجا زدن گرفتار کرده اید.
خداوند نمی تواند شما را به زور از باتلاق درجا زدنی که توسط افکار و نگرش هایتان برای خود ساخته اید خارج کند اما بدون توجه به اینکه چند سال است نسبت به وعده های او بی تفاوت یا بی اهمیت هستید همواره شما را به سوی خلق آرزوهایتان فرا می خواند.
خداوند فارغ از اینکه بالاخره شما پاسخ مثبت خواهید داد یا خیر تا روزی که زنده هستید به طریق مختلف به شما تلنگر می زند که: الان زمان مناسب برای دنبال کردن عشق و علاقه و تحقق آرزوهایت است.
زمانبندی خداوند برای تحقق آرزوهای انسانها هرگز با گذر زمان بی اثر نخواهد شد چون توانایی و قدرت خداوند فراتر از زمان عمل می کند.
خداوند فارغ از اینکه شما چقدر به توانایی و امکان موفقیت خود عقیده یا ایمان دارید همواره اشتیاق تحقق آرزوهایتان را در قلب شما زنده نگه می دارد.
حتما شما هم مثل من بارها در زندگی با افرادی مواجه شده اید که در شرایطی که به نظر غیرعادی بوده است به دنبال عشق و علاقه کودکی خود رفته اند.
افرادی که در سن بالا تازه یادگیری موسیقی را شروع کرده اند.
افرادی که در سن بالا تازه یادگیری نقاشی را شروع کرده اند.
افرادی که در سن بالا و در شرایطی که از نظر ما و دیگران غیرمنطقی بوده است قدم در مسیر تحقق آرزوهای خود گذاشته اند.
این نشان از استمرار خداوند در روشن نگه داشتن شعله اشتیاق در وجود انسانها برای دنبال کردن آرزوهایشان است.

دگرگون کردن زندگی
اگر دوست دارید زندگی خود را دگرگون کنید فقط کافی است که تصمیم بگیرید و قدم در مسیر تحقق آرزوهای خود بگذارید.
- خداوند از قبل منتظر شماست.
- هرگز نیاز نیست و نباید به تمام مسیری که در پیش رو دارید فکر کنید.
- هرگز نیاز نیست و نباید به امکانات و شرایطی که تصور می کنید برای تحقق آرزوهای خود نیاز دارید فکر کنید.
خداوند هرگز نیاز به فکر و راهنمایی شما برای هموار کردن مسیر تحقق آرزوهایتان ندارد. او برنامه الهی تحقق آرزوهای شما را بر مبنای توانایی بی نهایت خود تنظیم و طرح ریزی می کند.
برای قدم اول فقط کافی است ایمان خود به زمانبندی خداوند را قوی و قوی تر کنید و به خودتان تاکید کنید:
- «اینک بهترین زمان برای من است»
- «من در این شرایط که هستم نمی مانم»
- «دیگر به بهانه هایم اجازه نمی دهم مرا از تحقق آرزوهایم منصرف کنند»
- «من از همین الان می خواهم زندگی ام را دگرگون کنم»
- «من از همین امروز می خواهم زمانم را صرف تحقق آرزوهایم کنم»
- « من از همین امروز می خواهم از شر افکار منفی و ناامید کننده خلاص شوم»
- «من از امروز می خواهم سرگرمی های جدید و نشاط آور برای خودم ایجاد کنم«
- «من از امروز می خواهم عادت های غلط و تکراری خودم را متوقف کنم»
- «من اطمینان دارم برای تحقق آرزوهایم اصلا دیر نیست»
اگر این نگرشها را در خودتان ایجاد و تقویت کنید بقیه روزهای زندگی تان بهترین دوران زندگی شما خواهد شد.
شما باید همت کنید و اولین قدم به سمت تحقق آرزوی خود را بردارید و همواره باید از شور و اشتیاقی که در وجود شما توسط خداوند ایجاد شده است مراقبت کنید.
- اجازه ندهید صحبت های دیگران شما را مأیوس کند.
- اجازه ندهید گفتگوهای ذهنی تان شما را دلسرد کنند.
- اجازه ندهید موفق نشدن ها و ندیدن نشانه های تحقق آرزوهایتان شما را از ادامه مسیر منصرف کند.
برای مواجه شدن با درهای باز رحمت الهی ممکن است بارها با درهای بسته برخورد کنید.
این به معنی فراموشکاری خداوند یا عدم کارآیی برنامه الهی یا اشتباه بودن زمانبندی الهی تحقق آرزوهای شما نیست.
بلکه فرصتی است که برای شما فراهم شده است تا رشد کنید.
باید اشتباهات و نواقص کار خود را پیدا کنید و آنها را بهبود دهید. هرچه افکار و عملکرد بهتری درباره مسیری که برای تحقق آرزوهای خود طی می کنید داشته باشید دروازه بزرگتری از نعمت ها و پاداش های الهی به روی شما باز خواهد شد.
هرگز دست از تعقیب هدف خود برندارید. این تجربه من در رسیدن در تحقق خواسته هایی است که تا همین چند سال قبل به نظرم تحقق آنها محال ممکن بود.

زمانبندی خداوند برای من
در سال ۱۳۹۳ در سن سی و چهار سالگی با موضوع قدرت ذهن و قانون جذب آشنا شدم.
از همان روزهای اول تغییر نگرشی که درباره خداوند در من شکل گرفته بود مرا به خودش جذب کرد و از اینکه بعد از سالها دوری از خداوند به این درک رسیده بودم که می توانم با خداوند صحبت کنم و از او درخواست کنم ذوق زده شده بودم.
سراسیمه لیست آرزوهای خودم را نوشتم و هر روز آن را مطالعه می کردم تا مبادا چیزی از قلم افتاده باشد.
در قسمت های قبلی درباره برخی از آرزوهای خودم شرح داده ام اما جهت یادآوری و درک بهتر نتیجه ایمان داشتن به زمانبندی الهی آنها را بازگو می کنم.
- من از خداوند درخواست کردم همه بدهکاری های من پرداخت شود.
- از او خواستم تا تمام اقساط بانکی من تسویه شود و از بند قرض و قسط رهایی پیدا کنم.
- از خداوند درخواست کردم آرزوی لاغری مرا برآورده کند.
- از او خواستم تا رابطه متشنج با همسرم را سرشار از عشق و محبت کند.
- از خداوند درخواست کردم تا کسب و کار اینترنتی داشته باشم تا از محدود بودن به مکان آزاد شوم.
- از او درخواست کردم تا همانگونه که انسانها را گرد پیامبر جمع کرد افراد مشتاق برای یادگیری لاغری با ذهن را دور من جمع کند.
- از خداوند خواستم تا خانه ای مجلل با تمام امکانات و بدون استفاده از وام بانکی یا قرض کردن به صورت کاملا نقد خریداری کنم.
- از او خواستم تا یک ماشین مدل بالا و عالی بدون اینکه نیاز باشد حتی ماشین قبلی خودم را بفروشم یا قرض و وام بگیرم به صورت نقد خریداری کنم.
به ذکر همین چند مورد بسنده می کنم چون برآورده شدن همین چند آرزو از نظر من محال ممکن بود.

موانع ذهنی من
تصور کنید ۱۳ سال مشغول کار کردن به شکل های مختلف باشید و در نهایت به چندین نفر بدهکار باشید و از خداوند درخواست کنید بدهکاری هایی که من به اشتباه بوجود آورده ام را برای من تسویه کند.
به این موضوع فکر کنید که سی و چند سال از خانواده و اطرافیان شنیده بودم که آدم تا وام نگیره و بدهکار نباشه به جایی نمی رسه و از روزی که کارمند شدم بیشترین ذوق و شوق من این بود که به راحتی می توانم وام بگیرم.
چون به راحتی می توانسم نامه کسر حقوق بعنوان ضمانت به بانک بدهم و حالا بعد از ۱۳ سال فعالیت و داشتم حدود ۱۰ قسط بانکی از خداوند بخواهید که تمام اقساط بانکی من را پرداخت کند.
به این فکر کنید که من ۳۴ سال از عمرم با چاقی سپری شده بود و بارها برای لاغر شدن از طریق روش های مختلف اقدام کرده بودم اما هرگز لاغر نشده بودم و حالا در سن ۳۴ سالگی از خداوند درخواست کنم که با همه باورهایی که به من تاکید می کردند من لاغر بشو نیستم مرا لاغر کند.
به این فکر کنید که سالها از زندگی مشترک من می گذشت و رابطه من و همسرم هر سال بدتر از سال قبل شده بود و حتی من بارها به خودکشی فکر کرده بودم چون با خودم فکر می کردم به چه چیزی در این زندگی باید دلخوش باشم که برای ادامه زندگی کردن دلخوش باشم.
اما بعد از این همه سال تحمل رنج و سختی در رابطه با همسرم و کلی نگرشهای محکم که امکان ندارد رابطه ما دوستانه شود از خدا درخواست کردم که رابطه ما را عاشقانه کند.
سالها کار کرده بودم و با کلی قسط و قرض توانسته بودم یک واحد آپارتمانی نقلی بعد از سالها زندگی مشترک و کار کردن خریداری کنم و هنوز چندتا قسط بانکی و مقدار زیادی از بدهکاری های خرید آن خانه باقی مانده بود و من از خداوند درخواست کردم خانه ای مجلل با تمام امکانات رفاهی بدون وام و قرض به من هدیه کند.

دقیقا به خاطر دارم از عبارت «هدیه کند» در انتهای این درخواست استفاده کرده بودم چون به نظر خودم هم محال بود همچین خواسته یا آرزویی از طرف خداوند برآورده شود.
بعد از سالها کار کردن از طریق وام خودرو توانسته بودم یک ماشین مدل پایین خریداری کنم و حالا از خداوند درخواست خرید ماشین مدل بالا به صورت نقد و حتی بدون نیاز به فروش ماشین قبلی را کرده بودم.
به نظرم اطلاع از شرایط آن روزگار من و اطلاع از درخواست ها و آرزوهایی که به خداوند عرضه کرده بودم نیاز به توضیح و شرح اینکه چقدر برآورده شدن آنها محال ممکن است داشته باشد.
روزی که من برای اولین بار در زندگی ام آرزوهایم نوشتم و به خداوند عرضه کردم هیچ دلیل و منطقی برای برآورده شدن آنها نداشتم.
اتفاقا برای نوشتن هر آرزو و عبارتی که درباره خواسته هایم بود انبوهی از افکار منفی در ذهن من مرور می شد و صدایی بلند در سرم مرا مسخره و دیوانه می دانست که همچین درخواست هایی از خداوند دارم.
بارها افکار و خاطراتم از اینکه من بنده خوبی نبوده ام. من در انجام واجبات و مستحبات سهل انگاری زیادی داشته ام. من انواع گناهان کبیره و صغیره را مرتکب شده ام و …. مرور می شد.
اما من تصمیم قاطع گرفته بودم خودم را از باتلاق مشکلات و بدبختی ها نجات دهم و با همه سر و صداهایی که در ذهنم وجود داشت قدم اول را برداشتم و درخواست های خودم را به خداوند عرضه کردم.
بعد از آن می دانستم که فقط نیاز است ایمانم به قدرت خداوند را تقویت کنم.
- باید با تاکید کردن بر معجزات الهی ایمانم را تقویت کنم.
- باید با تاکید کردن به وفاداری خداوند ایمانم را تقویت کنم.
- باید با تاکید کردن بر برنامه الهی تحقق آرزوهایم ایمانم را تقویت کنم.
- باید با تاکید کردن بر زمانبندی خداوند برای تحقق آرزوهایم ایمانم را تقویت کنم.

روزها و هفته ها و ماه ها از روزی که من خواسته های خودم را به خداوند عرضه کرده بودم می گذشت و هیچ اتفاق خاصی رخ نداده بود.
هیچ نشانه بهود شرایط مالی یا حتی بهبود شرایط رابطه عاطفی با همسرم مشاهده نمی کردم و مورد هجوم افکار منفی قرار گرفته بودم که مرا سرزنش و مسخره می کردند که بی خود دلم را به رحمت الهی خوش کرده ام.
شیطان به من یادآوری می کرد که خداوند تو را فراموش کرده است. تو از خداوند دور شده ای و او هرگز جواب بنده گناهکاری مثل تو را نمی دهد. تو هم در این دنیا و هم در دنیای آخرت مورد عذاب الهی خواهی بود.
من هیچ ایده و فکری برای مقابله با شیطان یا دادن پاسخی دندانشکن نداشتم. فقط به همان ندایی که از روز اول آشنایی من با خداوند در چند ماه قبل در قلبم ایجاد شده بود و به من وعده بخشش و رحمت داده بود دل خوش کرده بودم.
به خودم یادآوری می کردم من ۳۴ سال به طریق و روش خودم به دنبال راهی برای خوشبختی بودم همانطور که به دنبال راهی برای لاغری بودم اما هیچ فایده ای نداشت.
همانطور که هر سال چاق تر می شدم هر سال شرایط مالی، روابط، سلامتی و … من بدتر می شد. بنابراین باید در مسیری که در پیش گرفته ام ثابت قدم باشم. چون از تلاش خودم به تنهایی کاری از پیش نبرده ام.
اکنون می خواهم با همراهی خداوند در مسیر تحقق آرزوهایم قدم بردارم و اصلا مهم نیست که بعد از چند ماه هنوز هیچ نشانه یا تغییری در شرایط من ایجاد نشده است. من ادامه می دهم و اشتیاقی که خداوند در قلب من ایجاد کرده است را حفظ می کنم.
همواره افکار مزاحم در ذهنم مرا آزار می داد:
- تو دیگر از درگاه خداوند دور شده ای و امکان ندارد خداوند تو را ببخشد.
- هیچ فردی در خانواده تو تا حالا به این آرزوها نرسیده است و محال است تو هم برسی.
- تو هیچ پشتوانه مالی نداری و نمی توانی صاحب خانه و ماشین و … شوی.
- تو هیچ استعداد و توانایی در کسب و کار نداری و نمی توانی موفق شوی.
- سال های زیادی از سن تو گذشته است و دیگر موفق شدن محال است.
- در این اوضاع و شرایط اقتصادی که همه گله و شکایت دارند چطور می خواهی پیشرفت کنی؟

انواع افکار و گفتگوهای ذهنی شبانه روز مرا آزار می داد و ایمان مرا هدف قرار می گرفت. اما من همیشه به خودم یادآوری می کردم که همان خدایی که مرا به این مسیر هدایت کرده است مرا حمایت می کند و من به زمانبندی خداوند ایمان دارم.
روز من هم فرا می رسد و من شاهد تحقق آرزوهایم خواهم بود.
امروز که این کلمات الهی را بر این صفحه مجازی جاری می کنم کمتر از ده سال از آن روزها می گذرد.
خداوند به ایمان من پاسخ داد و معجزات الهی را وارد زندگی من کرد.
خداوند به ایمان من پاسخ داد و به وفاداری خود عمل کرد. وفاداری که وعده آن را در قرآن هم داده است.
خداوند به ایمان من پاسخ داد و برنامه الهی تحقق آرزوهای من را به اجرا گذاشت و مرا قدم به قدم هدایت و حمایت کرد.
خداوند به ایمان من به زمانبندی خداوند پاسخ داد و آرزوهای من را در بهترین زمان و به ساده ترین شکل ممکن وارد زندگی من کرد.
برای اینکه به تحقق آرزوهای من ایمان آورده و باور کنید خداوند بانی و مسبب آنها بوده است کافی است که به طریقه آشنایی و حضور خودتان در سایت تناسب فکری توجه کنید.
چگونه با من آشنا شدید؟
چه شد که اکنون اینجا هستید؟
من شما را ملاقات کردم و از شما دعوت کردم از محتوای سایت تناسب فکری استفاده کنید؟ قطعا اینگونه نبوده است.
آیا از طریق تبلیغات در سایت های مختلف یا به روش های مختلف تبلیغی با من آشنا شدید و اکنون اینجا هستید؟ قطعا اینگونه نبوده است چون من در هیچ سایت یا به هیچ طریقی تبلیغات بیرون از سایت انجام نداده ام.
اگر به طریق آشنایی خود با من و حضور در این سایت دقت کنید متوجه می شوید که خداوند شما را به این سایت هدایت کرده است.
از طریق مختلف این کار توسط خداوند و مختص به هر فرد که اکنون عضو سایت تناسب فکری است این کار انجام شده است.
با مطالعه داستان هدایت دوستانی که عضو سایت تناسب فکری هستند می توانید به قدرت خداوند در چگونگی آشنایی افراد با سایت تناسب فکری پی ببرید.
حضور شما و همه دوستانی که با سایت تناسب فکری آشنا می شوند لطف خداوند در پاسخ به درخواست من بود که از او خواستم همانگونه که افراد را گرد پیامبرانت جمع کردی آنهایی که مشتاق و علاقمند به این مباحث هستند را گرد من جمع کن.
و اکنون سایت تناسب فکری برترین سایت آموزشی لاغری با ذهن در جهان است و بی راه نیست اگر سایت تناسب فکری را تنها سایت فعال و پویا در زمینه لاغری با ذهن معرفی کنیم.
این لطف و محبت خداوند و پاسخ خداوند به آرزویی بود که سالها قبل از او درخواست کرده بودم.
اگر این نوشته را می خوانید شما مورد هدایت و لطف خداوند قرار گرفته اید همانگونه که ده سال قبل من به همین طریق در مسیر دوستی با خداوند و تغییر زندگی قرار گرفتم.
اکنون نوبت شماست که قدم در مسیر تغییر زندگی و ساختن سرنوشت دلخواه خود کنید.
خداوند از قبل منتظر شماست تا اولین قدم را بردارید و خود را از مرداب درجا زدن و بلاتکلیفی و ناامیدی خلاص کنید.
مطمئن باشید از ابتدای مسیر خداوند همراه شما خواهد بود و به بهترین شکل و ساده ترین شکل ممکن شما را در مسیر تحقق آرزوهای تان هدایت و حمایت خواهد کرد.
تمرین:
۱- با توجه به دریافت آگاهی درباره زمانبدی خداوند در زندگی خود مثال هایی را پیدا کنید که شما دوست داشته اید در فلان تاریخ یا به فلان صورت خواسته شما برآورده شود و برای آن تقلا کرده اید اما بعد از نتیجه نگرفتن و رها کردن در زمانی خواسته شما محقق شده است که بهترین زمان ممکن بوده است.
۲- به نظر شما برآورده نشدن خواسته هایتان تا چه میزان مربوط به نداشتن احساس لیاقت برای دریافت نعمت بوده است. نگرش خود درباره میزان لیاقتتان برای دریافت نعمت های الهی را شرح دهید.
۳- لیست آرزوهای خود را یک بار دیگر بازنویسی کنید و از عبارت (هدیه کند) برای تحقق هر آرزو استفاده کنید.
لازم به ذکر است تغییر یک عبارت یا استفاده از برخی کلمات هیچ انرژی یا قدرت خاصی ندارد هدف از انجام این کار متمایل کردن ذهن خود از برآورده کردن آرزوها توسط خودمان به سمت برآورده کردن آرزوها توسط خداوند می باشد.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.51 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیزو مهربونم و دوستان گرامی
چقدر لذت بخشه که بدونیم خداوند هیچ وقت آرزوهای مارو فراموش نمیکنه و همیشه شورو شوق دست یابی به ارزوهامون رو در قلبمون ایجاد میکنه. چقدر اگاهی از این موضوع امیدوار کننده اس که خداوند برای دست یابی ما به خواسته هامون به منابع و امکانات خودش توجه میکنه و نه ما.
و اینکه ما باید اولین قدم رو برداریم و خودمون رو از منجلاب درجا زدن بیرون بکشیم ولی بعد از اون خدا رو همراه خودمون خواهیم داشت.خیلییی آگاهی نابیه استاد.
استاد من هنوزم تا این گام به هدایت شدنم به سایت تناسب فکری به عنوان معجزه الهی نگاه میکنم. در پاسخ به سوال اول تمرین؛ باید بگم که از دوران نوجوانی تاااا ۳۲ سالگی همیشه برای لاغری ورزش میکردم اما درونا هیچ وقت خودم رو لایق لاغری نمیدیدم اما نزدیکای ۳۳ سالگی تصمیم قطعی گرفتم برای لاغری و تلاش های من شروع شدن اول با پیاده روی های سخت و طولانی و رژیم ساختگی خودم، تقریبا یک سال تلاش زیادی کردم اما اونطور که میخواستم اون لاغری که مدنظرم بود رو بدست نیوردم و هر روز عصبی تر و سرخورده تر شدم هر روز خشمگین تر تا اینکه بعد از اطلاع از دوره یکی از اساتید تصورم این بود که تنهاااا راه حل فقط و فقط همون دوره اس و با هر سختی بود دوره رو تهیه کردم اما با گذشت یک هفته یا ۱۰ روز دیدم اصلااااا نمیتونم ادامه اش بدم بشدت استرس گرفتم گفتم چرا من برای لاغری باید همچین راه سختی رو تحمل کنم و افراد لاغر اییینقد رااااحت دارن زندگی میکنن؟؟
بشدت حس سرخوردگی داشتم انگار حکم مرگمو منو داده بودن که متوجه شدم اون روشی که فکر میکردم تنها و تنها راه حل موجود برای لاغری منه رو نمیتونم اجرا کنم. خیلییی ترسیدم دنیا رو سرم آوار شد اونهمه خیال پردازی کرده بودم که تا فلان تاریخ من دیگه لاغر لاغر و در نهایت سلامتی خواهم بود اما همه برنامه های من بهم ریختن و دیدم نه نتونستم عمل کنم خیلیییی با خودم کلنجار رفتم تا پیش خودم تو ذهنم اعتراف کردم که بعد از اون همممه تقلا و تلاش و برنامه ریزی من شکست خوردم هیییچی تو دستم نیست اون برگ برنده ای ک فکر میکردم دارمش نیست!!!
اینجا بود که قلبم ایمان اورد به خدا که خدا قطعا برای هر کسی یه راه حلی داره محاله خدا راه دیگه ای برای من نداشته باشه…من تسلیم خدا شدم و گفتم هیچی تو دستم نیست تا الان هررر چی تلاش کردم نشد نتونستم این من و اینم نتیجه ام! خسته تر و ناامید تر و ناکام تر از همیشه ولی لطفا تحویلم بگیر و این منو این خودت حالا خودت چاره ام کن دیگنمیتونم دیگبیشتر از این بلد نیستم تو حتما میتونی برای من کاری بکنی که برای من آسون باشه توان تحمل این ترس چاقی رو ندارم دیگه برام بسه دیگتوان ندارم من به هررر خیری که از سمت تو بهم برسه فقیرم.درسته هیییچ کسی مسئول حال خوبم و مسائل من نیست اما من معتقدم و دوست دارم تورو مسئول حال خوبم و حل مسائلم بدونم من اینجوری ام🥲
که همون شب من به ساااده ترین شکل ممکن و راحت تریم شکل هدایت شدم من فکرشو نمیکردم خدا اینقدر زود هدایتم کنه من همون شب وارد سایت شدم و نور امیدی در قلبم روشن شد و حال دلم تا الان که دارم کامنت مینویسم دگرگون شده🧡
من خدارو مسئول حال خوبم قرار دادم و معجزه خدا در کوتاه ترین زمان رخ داد و در مدت زمانی که فکرشو همنمیکردم از لحاظ شخصیتی و فکری و جسمی تغییر کردم و این تغییر ادامه دار خواهد بود✌
استاد من شاید هر بار که لازم باشه از معجزات خدا نمونه بیاریم باز هم داستان هدایت شدنم برای لاغری به این سایت رو مثال بزنم هررر بار که در موردش فکر بکنم هررر بار که در موردش بنویسم ایمانم قوی تر میشه💚
در مورد احساس لیاقت برای رسیدن به خواسته ها باید بگمکه من تا حدودای ۲ سال یا یک سال و نیم پیش خودم رو لایق رسیدن به خواسته هام نمی دیدم حتی درون خودم و در خلوت خودم هم جرات نداشتم خواسته ای رو علنا بیان کنم به خودم بیان کنمک فلان چیز رو میخوام از بس حس عدم لیاقتم زیاد بود اما با آموزش های این سایت و این آگاهی های ناب حس میکنم کم کم این حس عدم لیاقت داره ترمیم میشه و میتونم با کلام با دیگران در مورد خواسته هام صحبت کنم و حالا مدت یکماه و نیمه متوجه شدم به صدای قلبم گوش دادم و قدم اول رو برای خواسته بعدیم برداشتم و میبینم ناخودآگاه رفتارهایی از من سر میزنه که مقدمه رسیدن به خواسته های دیگه امم هست و بهد ک به خودم میام میگمسحررر بببین چقددد تغییر کردم منِ قبل جرات نداشتم به فلان خواسته فکر کنم میگفتم این برای من نیست برای بقیه اس برای فلانیه نه من اما من الان دارم جوری ناخودآگاه رفتار میکنم که ناشی از حس لیاقت و اعتماد به نفسه..
خداوند جوری مارو هدایت میکنه که بعدا میبینیم اااا الان تو همون موقعیتی هستم که دلم میخواست.💙
استاد ولی من همیییشه به خودم میگم و برای خودم مینویسم که لاغری دروازه ورود نعمت ها و سعادت و خوشبختی برای منه قبل از تغییرات فکری و جسمی من، انگار به روی تماااامخواسته هام یه در آهنی بسته بزرگی بود که بین منو خواسته هام قرار داشت اما با شروع لاغر شدنم و تغییر فکری و جسمیم انگار اون در باز شده و نعمت ها یکی یکی دارن مجال ورود به زندگی منو پیدا میکنن.😇
استاد حضور شما و آگاهی نابی که شما دارید به من میدید معجزه فراتر از انتظار منه از سمت خدا که همیییشه بخاطرش سپاسگذار خدا هستم بله زمان بندی خدا اووونقدر دقیقه که در زمان مناسب شمارو هدایت کرد و من در مناسب ترین زمان و با آماده ترین ذهن به سمت شما هدایت شدم خداوند هدایت هر انسان برآورده کردن خواسته های هر انسان رو در مناسب ترین زمان انجاممیده به طوری که هدایت هر شخصی باعث هدایت اشخاص دیگه در زمان مناسبشون میشه و این دقت در زمان بندی فقط از خدا برمیاد💕
خدارو سپاسگذارم به خاطر بودنم در این مکان مقدس در این لحظه از عمرم که لحظات عمرم اییینقدر مفید دارن طی میشن خدایا شکرت🙏🏻
استاد عزیزم خدا حفظتون کنه امیدوارم همیشه قلبتون سرشار از ذوق و شوق و آرامش باشه و این ذوق و شوق و آرامس رو به ما هممنتقل کنید🙏🏻🌹
دوستتون دارم🧡
بنام خدا مهربانم و همیشه حاضر و عاشق پیشرفت ما،
و درود و برکت و نعمت و ثروت و سعادت و عظمت و و مغفرت و عزت و صداقت و معرفت و هدایت و لذت و سلامت و پیشرفت و و محبت و بی نهایت خداوند و نور ورشد و آگاهی و کمال و عمر طولانی و غنی بودن و سرشار بودن در هر چیز و … هر چیز خوبی از طرف خدا هر لحظه جاری به سوی زندگی سما لستاد ارجمندو گرامی،
استاد از خدا میخواهم :
به من ایمان باور استقامت پایداری قدرت عزت انگیزه اراده انرژی و از صفات نیک خودش به من بدهد تا آخرین روزی که در این دنیا هستم و نفس میکشم برای خودش قدم بردارم با او باشم و برای رصایتش چشم و گوش و دهان و دست و پایش باشم برای گسترش خیرو برکت و معرفت و هدایت و آرامش آسایش زیبایی و فراگیری علم و ایمان و زیبایی سلامتی شادی بزرگی بخشش آزادی ،
خداوندا مرا با صفات خودت یکی کن:
تا به کمال بندگیم در برابرت رسیده باشم متواضع خاضع خاشع و فروتن خالصانه آگاه و تسلیم تو باشم و به تو فقط اعتبار دهم و اطمینان کنم،
مرا لایق بهترین نعمتهایت بیشتر کن انرژی انگیزه سلامتی و ایمان زیبایی ثروت حال خوب معنوی مادی و سعادت دو جهان و هدایت و هر آنچه خیر از طرف تو لازم دارم به من برسان برای کمال در پیش تو که راضی باشی و خشنود از ما،
هر چند همه نعمتهایت الان هم در حق من عالی هستن و کافی و لازم اما تو بهترینی و برترینی و بی نهایتی و ابدی هستی پس من هم همچنان تا بینهایت میخواهم ،
لطفا من را همیشه بهتر بالاتر قویتر سریعتر عالیتر دقیقتر منظمتر و کافیتر لازمتر واجبتر و هر آنچه که خیر لازم دارم به من بده تا در مقابل خودت پیشرفت ک نم و سربلند باشم و تو به من افتخار کنی ،
خداوندا:
اگر خودم گره های ذهنی دارم خودت نجاتم بده پاکم کن تا بتوانم تورا خشنود کنم زندگی و سعادت دو جهان و نعمت و سلامتی دوجهان را دارا شوم درست مثل خودت بی نیاز غنی سرشار و من اینها را مینویسم و میخواهم و با اطمینان بیشتر رها میکنم چون مطمئنم تو همه اینها را به من عطا نمودی ای خالق دانا به من از همیشه بیشتر تا بی نهایت ای غنی ای مالک ای بزرگترین ،
استاد این چیزهایی که میگید مینویسد برای ما به زبان ساده و عملی آنقدر با تمام وجود آدم قبول میکنه و انگار ما هم زندگیش کردیم که خدا میدونه ،
آدم چرا آنقدر مطالب ارزنده شما رو میفهمه به قلب میاد منم کتاب خواندم و گوشکردم با هر کدام از بزرگان خدا اشک ریختم و خوسحال شدم از راهنماییهایشان،
و حالا استاد راهنماییهای شما هم همونطوری برام بوی بهشت میده بوی خدا رو میده و اینکه اما شما دارید رایگان اینارو به ما میگید من خیلی باید قدردانتون باشم و هستم چطوری و چقدر رو دیگه خدا میدونه ،
میدونید شما از صفات خدا در وجودتان هست که آدم تسلیم میشه در برابر آموزه هاتون چرا؟چونکه خدا هم رایگان راهنمایی کرده و نور هدایت و محبتش را برای ما همیشه رایگان پخش میکنه درست مثل صفات بخشندگی خ دا در وجود شما هم هست ممنونیم ازتون.
الهی شکر با شما خدا منو آشنا کرد تا منم ازتون یاد بگیرم یادم بیاد منم میتونم منم خدایی دارم که دوستم داره حواسش به من هست ،
استاد من خیلی تو خیلی از کارهای زندگیم زووور زدم عجله داشتم یا اصلا اهمیت نمیدادم و پشت گوش مینداختم اما هر دو بهم ثابت شدن چه اونی که دیر انجام شد برام چقدر به موقع با درک من و شرایط من هماهنگ شد بعدا و
چه اونی که دیر انجامش دادم چقدر قوت قلب میتوانسته برام باش ولی بازم بهم میگه دیر نیست پاشو زمان مهم نیست تو پیر نمیشی از تو نمیگذره خدا تا ابد زنده هست تو هم همینطور قرار نیست با عجله کردن فکر کنی به چیزی سریع میتونی برسی و یا حتی با دیر شدن فکر کنی نمیتونی برسی و همه داستان لذت بردن از طعم پیشرفت و تسلیم بودن در برابر خداوند عاشق ما و مدام در تکاپو بودن و خواستن از خودش هست
ما جایی غیر آغوش عاشق خودش نداریم چه عجله کنیم چه پشت گوش بندازیم چه بهش ایمان داشته باشیم چه نداشته باشیم اون عاشق ما اغوشش برای ما باز،
چون واقعا عشقش از همه جهان به ما بیشتره وای خدا چقدر دوست دارم مرسی که هم عاشق مایی هم معشوق وفادار مهربان و خیرخواه مطلق ما هستی ،
استاد در رابطه با سئوال دوم:
من تنبلی و ترس قفلی های زندگیم بودن و گاهی هستن
مثلا میگم که چی ولش کن اه اه چرا اینکارو کنم حالا بعدا
و دومین دلیل ترسم نکنه دیر شده ناامیدی میاد تو گوشم نجوا میکنه البته خیلی از خدا کمک خواستم و کمک داره میکنه انگار هر روز صبح خدا بهم میگه سلام من دوست دارما یادت باش،و همه جوره برام عزیزی و در درونم میگه من به تو با عدالت و تساوی همه چی و همه جور توانایی دادم فقط دکمه اشو بزن با من همراه باش تا به خواسته ات برسی فقط پایدار بمون،حقیقتا عدم لیاقت نمیدونم نداشتم یا اگر داشتم متوجه نشدم شاید ترس من از ضعف من و نجواهای منفی توگوشم که مثلا نمیشه نمیتونی سخت چطوری نمیخواد تو تو آخه چطوری ؟؟؟از کجا از چه راهی فکر کنم مربوط میشه به اعتماد نداشتن به همون نعمتهای خدا و لیاقت خودم بوده،
در رابطه با سئوال سوم به به !!!
استاد تا دلتون بخواد آرزو دارم از کوچکو بزرگ از دور و نزدیک همه رو روی کاغذ نوشتم و میخونم از خداوندم ممنونم بابت این یادآوری زیبا چون دوباره ازم خواست و بهم گفت از طریق شما تو باید به آرزوهات برسی تو نرسی پس چه کسی ؟؟؟حتما این آرزو مال من بوده که علاقه اش در من ایجاد شده این دقیق و از روی حکمت هدایت و خواست خدا در من علاقه اش ایجاد و اتفاق افتاده ،وگرنه منم مثل یکی دیگه یک مدل دیگه آرزو داشتم پس وقتی علاقه من به این نوع آرزو هست حتما رسالت من و آرزو و لذت من همینه.
خدایا شکرت استاد ممنونم واقعا خیر براتون همیشه باش.
نشان های دریافت شده
به نام خالق خوبم
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
«قدم چهارم »
جمله ی بسیار بسیار مهم :برای مواجه شدن با درهای باز رحمت الهی ممکن است بارها با درهای بسته برخورد کنیم ،این به معنی فراموشکاری خداوند یا عدم کارآیی برنامه ی الهی یا اشتباه بودن زمانبندی الهی تحقق آرزوهای ما نیست ،بلکه فرصتی است که برای ما فراهم شده است تا رشد کنیم.
✓می دانم که فقط نیاز است ایمانم به قدرت خداوند را تقویت کنم.
باید با تاکید کردن بر معجزات الهی ایمانم را تقویت کنم.
باید با تاکید کردن به وفاداری خداوند ایمانم را تقویت کنم.
باید با تاکید کردن بر برنامه الهی تحقق آرزوهایم ایمانم را تقویت کنم.
باید با تاکید کردن بر زمانبندی خداوند برای تحقق آرزوهایم ایمانم را تقویت کنم.✓
1_در این مورد باید بگم من اکثر اوقات به زمانبندی خداوند ایمان داشتم و گفتم خدایا هر زمان و به هر صورتی که خودت صلاح میدونی اون کار رو برام انجام بده و بسیار کم یادمه که گفته باشم یعنی یه بار یادمه در موردی از خدا خواستم همون لحظه جور بشه و تا آخر عمر پشیمونم چون اگر اصرار نمی کردم و مثل بقیه زندگیم به زمانبندی خداوند ایمان داشتم ،الان اون اتفاق ناخوشایند برام پیش نمی اومد ،حتی برای مریضی هم خیلی وقتها با خودم گفتم این مریضی در این زمان ،حتما دلیلی داشته ، حکمتی داشته و مثبت میبینمش ، در کل اتفاقاتی که در زندگیم رخ داده بسیار من رو پخته تر کرده و باعث پیشرفتم شده .
(یه چیز جالب اینه که ازدواج دوم من در زمانی رخ داد که بهترین زمان ممکن بود ،این زمانبندی خداوند بود، اگر همین فرد که الان باهاش زندگی می کردم قبل ازدواج اولم ازم خواستگاری میکرد به احتمال زیاد رد می کردم ، در حالی که ازدواج اولم تجربه ای بهم داد که بفهمم خیلی افراد تنها ظاهر زندگیشون بدرد میخوره و از نگاه دیگران شخص باسواد ،تحصیل کرده در خارج ، با درآمد زیاد ، مستقل و … هستند در حالی که در زندگی مشترک بسیار بی شعورند و اصلا حق و حقوق طرف مقابل رو نمیفهمند،پس بعد این ازدواج فهمیدم که در زندگی مشترک چی می خوام ، اولویت های من چی هستند ، چه چیزی برای من مهمتر از چیزهای دیگه هست ، پس قدر این زندگی رو می دونم و این رو خدا بهم داده .)
2_آره خیلی جاها بنظرم اون ارزشی که باید برای خودم می گذاشتم رو نادیده گرفتم ،یعنی احساس لیاقت داشتن در خیلی جاها نداشتم ، مثلا تحمل این همه عدم آرامش ،حرف های زشت و …مقایسه کردن خودم با کسانی که داشتن هر سختی رو تحمل می کردند ، در گذشته م .اما بعدا که به خودم اومدم ، خودم رو با افراد موفق در زندگی مشترک مقایسه کردم ، کسانی رو دیدم که همسرشون بسیار براشون ارزش می زاره و زندگیشون از خیلی لحاظ عالیه ، گفتم منم باید مثل اونها باشم ، هیچ کمی ندارم و از خدا خواستم و احساس لیاقت کردم ، پس زندگیم پیشرفت کرد و نعمتها به سمتم اومدن .
3_من از خدای مهربانم و نعمت دهنده ام می خواهم که لاغری رو بهم هدیه بده من رو به وزن ۶۵کیلوگرم برساند .من از خدای خوبم می خواهم که سلامتی کامل جسمی و روحی رو بهم هدیه بده ، تمام مفاصل بدنم رو ترمیم کنه و هیچ دردی نداشته باشم .من از خداوند متعال می خواهم که درآمدی ماهانه رو به من هدیه بده و راحت بتونم نیازهام رو باهاش برطرف کنم .من از خدای عزیزم می خواهم که یه ماشین خوب بهم هدیه بده .من می خوام خداوند یه پولی بهم هدیه بده که بتونم هر وسیله ای که احساس میکنم در خونه لازمه باهاش بخرم .من میخوام خداوند بهم صبر بیشتر بده در تربیت دخترم ،پس با صبر بیشتر من و حال خوبم دخترم هم حرف گوش کن تر میشه و درست تر تربیت میشه .
✓ خدایا شکرت برای این همه نعمتی که بهم دادی ، سلامتی ، تناسب اندام ، حال خوب و …✓
« استاد گرامیم سپاسگذارم »
نشان های دریافت شده
به نام خدای نور …. بی نهایت ِ مهربانِ فراتر از انتظار…🌟
درود و احترام خدمت استاد عزیزم و هم کیهانی های هم مسیر نازنین 💐
خدایا بخاطر شادی بزرگم سپاسگزارم.
خدایا بخاطر وجود روشنی بخش استاد عزیزم سپاسگزارم..
★☆من برای رسیدن به هر آرزویی به هیچ چیز جز خدا نیاز ندارم.
★☆خداوند آرزوهای ما رو فراموش نمیکنه.
★☆اگر ما الان اتفاقی به چشم نمی بینیم، به این معنی نیست که خداود کاری نمی کنه یا خواسته ما رو فراموش کرده….
این سه خط فکری، تا به امروز که چهار گام از دوره جدید رو پشت سرگذاشتم، طلایی ترین شاه کلید های زندگی من شده ان. و هرگاه بهشون فکر میکنم، تمام قلب و وجودم گرم میشه.
و در همین مدت کوتاه که از شروع دوره میگذره، ایمان اوردن این سه خط فکری، پذیرفتن این سه جمله، برای من -معجزه ای- آفرید 😍
سال 97 بود که من به خواسته ای بسیار فکر میکردم و بسیار دوست داشتم تجربه ش کنم ، اما چون دور از دسترس میدیدمش، بعد از مدتی در کنجی از قلبم گذاشتمش و مُهر و مومش کردم…! و سعی کردم فراموشش کنم….
روزگار بر من گذشت تا من دوره های استادم رو شرکت کردم و وارد مسیر زیبا و اعجاب انگیز تناسب فکری شدم.
دوره پشت دوره شرکت کردم و با شوق بی نهایت و استمرار، همت کردم تا مشتاقانه دنیای فکریم رو پیشرفت بدم و به سطح های بالاتر و عمیق تری از آگاهی دست پیدا کردم.
تا اینکه رسیدیم به دوره ی شگفت انگیز ★زندگی با کمک خداوند★….
با شروع دوره و جلسه ی مقدمه, با دریافت این اگاهی که من برای تجربه ی هر شرایطی، به هیچ چیز نیاز ندارم جز خداوند، با تهیه لیست خروجی از هر آنچه فکر میکردم باعث رسیدن من به خواسته هام میشه، و حالا باید بیرون بریزم، لحظه به لحظه ذهنم آزادتر میشد….و خدا در ذهن و فکرم بیشتر رسوخ میکرد…
و این اگاهی، باعث شد دوباره به یاد اون خواسته ی سال 97 م بیفتم….
و این بار قدرت و جرأت این رو داشتم که شجاعانه با تکیه بر نیروی بی نهایت و فراتر از انتظار خداوند، با احساس عالی، بدون ترس و واهمه، به اون خواسته فکر کنم و در لیست جدید آرزوهام که پس از جلسه ی مقدمه دوباره نویسی ش کردم، بنویسمش.
هنوز هم گاهی لوسیفر درون (اسم منفی باف درونم هست D: )
زیر گوشم ویز ویز میکرد و میگفت: دلت خوشه بابا….تو کجا…؟! این خواسته کجا…؟! چجوری میخواد بشه آخه؟!
و من اونقدر قدرتمند شده م که بتونم مدیریتش کنم. هربار با ملایمت بدون اینکه بخوام باهاش کلنجار برم و یا در برابرش مقاومت کنم و جبهه بگیرم، میگفتم: باشه. حالا صبر کن این روش که استادم گفته امتحان کنم، من که لیست خروجی تهیه کردم، و قراره بجز خدا به هیچ چیز دیگه ای نیاز نداشته باشم، بعد اگه نشد و به این خواسته نرسیدم، دوباره به حرف تو گوش میدم. من که عمری به حرفت گوش داده بودم ، و منفی بودن و استرس داشتن رو خوب بلدم !! پس اگه اندفعه از تفکر جدید ، از استرس نداشتن، نتیجه مطلوب نگرفتم، چشم دوباره میام و مسیر خودت :))
و وقتی این حرفها رو مرور میکردم دیگه صدای لوسیفر به گوشم نمیرسید..و خب طبیعتا ذهن من برای مرور خدا و افکار جدید باز میشد و باز این سه جمله رو مرور میکردم، بهشون فکر میکردم، و براشون موارد عینی پیدا میکردم تا رسوخ و باورشون به عمق جانم بیشتر و قوی تر رسوب کنه.
با اشتیاق مسیر رو ادامه دادم، و گام ها رو تا به اینجا، یکی پس از دیگری طی کردم، و در گام اول و دوم، یکی دو نشانه به سمت این خواسته برداشته شد…در کمال تعجبم…چون هنوز برام صد در صد باورپذیر نبود که این خواسته براورده بشه….ولی با اون یکی دو گام که منو به سمت خواسته نزدیکتر کرد، خیلی دلگرم تر شدم.
تا اینکه… دیروز، در طول یکی دو ساعت، به طور خییییلی عجیب و شگفت انگیزی، اما بی نهااایت ساده، بسیار ساده تر از اونچه حتی فکر میکردم، شرایطی پیش آمد و من فقط با یک تلفن که به من شد، تونستم به سادگی و راحتی هرچه تمام تر ، این خواسته رو تجربه کنم….
و واقعا واقعا احساس فوق العاده ای داشتم، و چقدر آرامش داشتم….هیچ نگرانی نداشتم، ترس نداشتم، نگرانی از اینکه نکنه این شرایط برام موندگار نشه؟! نکنه این مسیر ، مسیر من نباشه و دارم اشتباه میکنم ..
این نگرانی ها، مواردی بودن که قبلا حتی وقتی به خواسته و شرایطی میرسیدم، شادیم رو می دزدیدن و همیشه بهشون فکر میکردم… اما اندفعه احساسم عالی و در آرامش بودم. و خدا رو به چشم میدیدم و از صمیم دل سپاسگزارم هم از خداوند نور، هم از استاد عزیزم.
و ایمان حتی بیش از 100% دارم که بقیه آرزوهایی که در لیستم نوشتم نیز، در زمان درست خودش ، تجربه میکنم. چون خداوند فراموش نمیکنه، چون به هیچ چیز جز خداوند نیاز ندارم، چون خداوند فراتر از انتظاره، و همیشه سرگرم بهترین کار….🌟
خدایا سپاسگزارم.
استاد عزیزم، روشنی راهم، سپاسگزارم.
الهی همیشه امید در قلب تون مواج باشه و چشمانتون نور و زیبایی فزاینده ببینه.🙏🙏🌟
نشان های دریافت شده
سلام السای عزیزم
چقدر از خوندن کامنتت لذت بردم
منم همین حس رو از ابتدای دوره دارم
آرزوهایی که نگه داشتم یه گوشه ذهنم و فقط گفتم اینا در حد آرزو باقی میمونه بعد این دوره اومدن جلو چشمام
یه ذوق و شوق که خدا اینا رو فراموش نکرده
خدا همراهمه
خدا وعده داده خواسته های من. برآورده میکنه
آنقدر بهم انگیزه داد که بعد دو سال اقدام کردم
قدم برداشتم برای خواسته ام و نشانه اش رو دو روز پیش دیدم
خدا رو شکر میکنم به خاطر وجود استاد
به خاطر ایده ای که به ذهنش انداخت و استاد در جهتش قدم برداشت
و ما که در مدار دریافت این آگاهی ها هستیم
اونم آگاهی های ناب
الهی شکر
مرسی دوست عزیزم موفق باشی
نشان های دریافت شده
درود و مهر هم کیهانی عزیزم
سپاسگزارم بابت وقتی که گذاشتید و کامنتم رو خوندید و پاسخ نوشتید. 🙏🦋
فقط خدا میدونه چقدر خوشحالم که شما و همه عزیزانی که این دوره هستیم باهم، احساس مون از همون ابتدای دوره عالیه.
شکر وجود استاد نازنین مون که مثل شمع جمع ما پروانه ها رو دور هم و دور خودشون جمع کردن 🦋
دوست هم مسیر من، همونطور که خودتونم اشاره کردید ما تا وقتی خدا رو همراهمون داریم و خدا هم وعده ش حقه ، هیچ چیز برامون آرزو نیست، فقط خواسته هستن و ما براحتی تجربه شون میکنیم. هیچ چیز برای ما دیگه آرزو نخواهد شد، چون آرزو دوردسته، و شاید محال! ولی ما به خدا تکیه داریم.
الهی فقط شادی و شادمانی ببینید دوستم. ❤️
چقدر از صمیم دل از استاد عزیز سپاسگزارم که ما رو در این خونه ی امن و گرم به شادی و خوشحالی و عالی ترین احساس و انرژی ها دور هم جمع کردن.
الهی مهر و نور بمانید استاد عزیزم. 🌟
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
من به زمانبندی خداوند ایمان دارم.
من به وفاداري خداوند ایمان دارم
من به معجزات الهی ايمان دارم.
من به برنامه های الهی ایمان دارم.
خداوند با توجه به زمانبندی ما انسانها کار نمیکنه خدا زمانبندی خاص خودش رو داره وما اگر این موضوع رو درک کنیم دیگه برای رسیدن به اهدافمون تقلا نمیکنیم با ارامشدر مسیر اهدافمون حرکت میکنیم وزندگیمون رو میکنیم تا زمانبندی الهی فرا برسه
خدا خیلی مواقع آرزوهای ما رو به ما یادآوری میکنه وشعله اشتیاق رو در وجود ما مشتعل میکنه ولی ما بهش توجه نمیکنیم وفکر میکنیم دیکه خیلی دیره دیگه من حوصله شو ندارم دیگه از من گذشت دیگه شورو شوقی واسم نمونده دیگه مغزم کار نمیکنه وما به همین راحتی آرزوهای خودمون رو دفن میکنیم .
من درمورد فرزند دوم این عقيده رو داشتم وهمش با خودم میگفتم الان دیگه دخترت یازده سالشه دیگه بزرگ شده الان همه بچه دومشونو آوردن الان داره چهل سالت میشه دیگه نه حوصله شو داری نه اعصابشو هر چیزی وقتی داره بچه دار شدنم وقت داره این همه سال نشستی الان میخوای خودتو به دردسر بندازی اگه بچه بیاد نمیتونی کاری برای درامدت بکنی همش مشغول بچه میشی وبازم ارزوهاتو فراموش میکنی ولی یه اشتیاق درونی همیشه بوده که من بارها سرکوبش کردم
ولی خداوند بارها شعله این ارزو رو در وجودم زنده کرده ومن به امید خداوند سال بعد فرزند دوم رو به دنیا میارم وبه آرزوی قلبی خودم میرسم .وخداوند پسری زیبا وموفق ومتناسب وسالم ودر صلح با خود وجهان به راحتی به من هدیه خواهد داد وزندگیمان سرشار از عشق ولذت وشادی خواهد شد.
از قضا الان وقتشه الان وقتشه دخترم بزرگ شده وخیلی کمک دست من خواهد بود وخودش عاشق بچه هست وقول داده خیلی کمک کنه
حتی خودمن بعد سالها دیگه بچه دار شدن رو دوست دارم وتمام سختی های بارداری اول رو فراموش کردم وخودم رو برای یک بارداری آسان وراحت وسرشاراز زیبایی وعشق آماده کردم چون من آدم ده سال پیش نیستم من یک آدم دیگه ای شدم من چندساله دارم روی ذهنیتم کار میکنم وبا خدای خودم آشنا شدم ودر مسیر صحیح هستم خداروشکر ومیتونم به چیزهایی که درین مسیر یادگرفتم عمل کنم .
یک چیز جالب بگم من چند روز پیش کلیپی دیدم که محتوای اون کلیپ به موضوع امروز این قسمت هماهنگی داشت
اونجا داشت میگفت که همه بازه زمانی خاص خودشون رو دارن فکر نکنید شما عقب افتادید یا حتی از بقیه جلوتر هستید به افراد حسودی نکنید هرکس به وقت خودش به جایی که خودش دوست داره میرسه
مثلا میگفت بعضی ها ۲۵ سالگی درسشون رو تموم میکنن وهمون سال کار پیدا میکنن
بعضی ها در سن ۲۵سالگی درسشون تموم میشه ولی پنج سال بعد کار پیدا میکنن
بعضی هادر سن سی سالگی مدیر عامل میشن ولی در پنجاه سالگی میمیرن
بعضی ها در پنجاه سالگی مدیر میشن ولی در هشتادسالگی میمیرن
یا ترامپ در هفتاد سالگی رئیس جمهور شد ولی اوباما در ۵۵ سالگی بازنشست شد
پس مهم نیس چند سالته نه دیر شده نه زوده هر کس محدوده زمانی مخصوص خودش رو داره وهر کس در بازه زمانی خودش به چیزی که آرزوشه میرسه
پس نه دیره نه زوده این زمان والان بهترین وقت برای شروعه امروز بهترین زمان برای رسیدن به آرزوهاته
آرزوهاتو دفن نکن به اشتیاقی که خداوند در وجودت شعله ور میکنه اهمیت بده وکاری که دوست داشتی وداری انجام بده هیچ وقت دیر نیس
همین الان وقتشه همین الان انجامش بده
خداوند به وعده خودش وفاداره توهم وفاداریتو نشون بده
در مورد احساس لیاقت من خیلی به نظرم مشکل دارم وخودم رو لایق بهترین زندگی در اعماق وجودم نمیدونم وباید روی این موضوع خیلی کار کنم وبه خودم یادآوری کنم که احساس لیاقت هیچ ربطی به گذاشته ات خانواده ات قدت وزنت چهره ات به دارایی ت نداره حس لیاقت حس درونی هست همه ما انسانها ارزشمندی چون تکه ای از خداییم
ما بايد خودمون رو لایق آرزوهامون بدونیم تا به اون آرزوها برسیم
من لایق بهترین ها هستم من لایق رسیدن به ارزوهام هستم
من به زمانبندی خداوند ایمان دارم.
من از خداوند میخواهم که یک درآمد خوب وشغل خوب هدیه بدهد
من از خداوند یک لپ تاپ خوب وعالی میخواهم که به من هدیه بدهد
من از خداوندمیخواهم اتاق خواب خوب وعالی به من ودخترم هدیه دهد
من از خداوند میخواهم تناسب اندام پایدار وهمیشگی به من هدیه دهد
من از خداوند میخواهم جسمی سالم وسلامت وتیرویید سالم هدیه دهد
ممنونم استاد
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
من هم به زمانبندی خداوند باور نداشتم چون شرایط زندگیم اینو نشون میده وگرنه خودم میگم نه من باور دارم من الان درک کردم که خداوند در قلب ما با ما کلنجار میرود برای انجام دادم کاری
در من زیاد به این شکل نیست که بگم زمانش دیر شده چرا که من هم خیلی زیاد از اطرافیان میشنوم که میگن زشته شلوار سفید یا سبز بپوشی یه جورایی منظورشون اینکه زمانش گذشته تو پیر شدی دیگه ولی من گوش نمیدم دنبالش هستم اندازهای خودم پیدا کنم حتما تهیه اش میکنم یا میگن اون موقع که باید کار پیدا میکردی نکردی الان دیگه دیره ولش کن ولی من حرف خودم مد نظرم به نظر کسی کاری ندارم
مخصوصا الان که متوجه موضوع زمان بندی خداوندم قرار گرفتم داشتم میگفتم در شخص من اینجوری نیست بگم زمانش گذشته میگم ولش کن الان حال ندارم بعدا انجام میدم یا ولش کن حوصله ندارم یا میگم الان درس دارم درسم تموم شد انجامش میدم که بعدا نی هم در کار نیست فراموش میشه حالا واقعا بعضی موقعها بیحالم ولی بازم میتونم ایدهمو انجام بدم و از الان به بعد که آگاهتر شدم حتما به ایدهایی که خداوند عزیزو بزگوار و مهربان بخشنده ام میده عمل میکنم و حرفشو همون لحظه گوش میکنم خدایا قول میدم دختر خوبی بشم و هر وقت به من گفتی این کارو انجام بدم
من در این باره فکر میکنم دعوت خداوند را اجرا کردم من انسانهایی در مسیر زندگی من قرار داشتن رو درصورتی که در حق من خیلی ظلم کردن اما اونها رو بخشیدم و رها کردم یه دوستی داشتم که خانم خیلی خوبی بود ۱۵ سال پیش بهشتی شد اوصاع مالی خوبی نداشت از من قرض میگرفت و بعد بهشتی شد من همان موقع که ایشون در در خانه ابدی خود قرار دادن مبِلغی که به من بدهکار بود بخشیدم بهش گفتم برو به سلامت نگران قرضت به من نباش گفتم حلالش باشه در صورتی که الان یادم اومد که این که ایده بود
یا اطرافیانم مخصوصا خواهرهای همسرم خیلی اذیت شدم طوریکه کتک میخوردم بدنم کبد میشد اما اونها رو هم بخشیدم و با اونها طوری رفتار میکنم که انگار اصلا ما مدتی پیش هم زندگی نکردیم مشکلات هم نداشتیم در صورتی که گفتم اش نخورده دهن سوخته بود من بیگناه بودم ولی من رفتم سلام علیک کردم
یا جاریم من رفتم باهاش آشتی کردم گفتم مهم نیست چه فکری میخواد بکنه من آشتی میکنم یا فرد مورد نظر بخدا چند بار در تمرینهای مختلف بصورت طولانی نوشتاری کلامی بخشیدم اما گاهی هم چیزی یادم میاد ناراحت میشم الانم سالی یکبار میرم خونش اونم همین طور
و اما خواهرم من با او قهر نیستم ایشون با من قهره و الان که روی خودش از من قائم میکنه یا وقتی منو میبینه فرار میکنه بخاطر اینکه من به خواهر کوچیکم گفتم آنقدر دلم براش تنگ شده دلم میخواد برم بغلش کنم ببوسمش بهش بگم تو قهر باش ولی من دوستت دارم اینجا هم یه سوء تفاهم پیش اومده
من الان کاملا انسان آزادی هستم اصلا فشار ذهنی ندارم احساسم خیلی خوبه بخدا زمانی که میخواستم برم با جاریم آشتی کنم باغ ما کنار هم با یک فنس از هم جدا شده همسرش گفت نرو جواب نمیده ناراحت میشه یه وقت یه چیزی بهت میگه گفتم اشکالی نداره میرم اگر ناراحت شد معذرت خواهی میکنم برمیگردم شاید نیم ساعت یا یکم بیشتر باهاش صحبت کردم بغلش کردم گفتم دوستت دارم در تمام این مدت دستهاشو نگه داشتم که احساسم بهش منتقل بشه اونم خدایی رفتار صحیح با من نداشت من میدونستم اونم میدونست ما با هم مشکلی نداشتیم اطرافیان دخالت میکردن میان مارو بهم زدن
تازه وقتی برگشتم خونه بچه ها میگفتن اون همه به تو بدی کرد تو رفتی آشتی کردی تو بزرگتر بودی من نجواهای شیطانی نداشتم بجاش اینجوری خیلی تحقیر شدم برام مهم نبود چون کاری رو انجام دادم که دوست داشتم خیلی سبک شده
برای من خیلی اتفاق افتاده که عشق و علاقم دنبال کرد یه مدت ادامه دادم بعد رها کردم مثلا من در سال ۹۵ یه کتاب زبان نصرت تهیه کردم که به نظر خودم خیلی عالی بود هم معنی داشت هم تلفظ به فارسی نوشته بود چند بار من این کتاب شروع کردم رها کردم تا جلسه ۱۴ اومدم چند هفته پیش دوباره شروع کردم تا جلسه چهارم رفتم رها کردم و الان دوباره تصمیم گرفتم که دوباره با کمک خداوند شروع کنم به پایان برسونم و هنوز شروع نکردم
من تمرین جلسه قبل رو انجام ندادم چون متوجه نشدم چی میخواد خیلی اعصابم خورد بود الان مینویسم من هدف یا آرزوهای زیادی داشتم الان که فکر میکنم میبینم بعضی از اونها رو تجربه کردم بعصی ها رو نه اونهایی که کوچیک وود تجربه کردم
یه وقتی شد که من در یه شرایطی قرار گرفتم که هنسفری نیاز داشتم اتفاقی دور بر من هیچ مغزه یا غرفهای نبود چون من در مترو بودم بجز غرفهای که لوازم جانبی موبایل داشت رفتم تهیه کردم استفاده کردم یه همون لحظه هدفی داشتم چند لحظه بعدش تجربه کردم یا خواستهایی داشتم که چند روز بعدش تجربه کردم مثلا ساعت دیواری میخواستم درخواست کردم امروز چند روز بعد رفتم بازار درسته که دست دوم خریدم ولی تجربش کردم الانم برام کار میکنه
یا یه وقتهایی یه چیزهایی نیاز داشتم یادم نبوده رفتم بازار دیدم خریدم ولی هدفهای بزرگ و خواستهای بزرگ تجربه نکردم خیلی کم تجربه کردم مثلا خرید خونه من خونه قبل امشب فروختم فردا شب یه خونه جدید تهیه کردم
استاد میدونید من خیلی دوست دارم شغل بافت لباس بچه گانه رو ادامه بدم من به بافت خیلی علاقه دارم اما نمیدونم چطور باید مشتری جذب کنم مشکلم اینه من از خداوند میخوام که به من کمک کنه مشتریان خوب به سمت من هدایت کنه چطورش با خودش من فقط درخواست میکنم
درباره درخواستم مینویسم اونو میخونم منتظر میشم که خدا و ند ایدشو بهم بده
بله این بهانه رو هم که خیلی داشتم زمانی که من سال آخر درسم میخوندم برای دیپلم دخترم ۶ ساله شد رفت مدرسه و به من گفتن درس خوندن تو فایده نداره الان دیگه باید به چه ات برسی دختر هم هست بدتر بیشتر نیاز به مراقبت داره این فکر چند سال قبلش در ذهن من انداختن به اون زمان که ریدم اجراش کردم فقط دیپلم گرفتم ادامه تحصیل ندادم درصورتی شاگرد ممتاز کلاسم بودم شرایط انتخاب همه رشتهها رو هم داشتم
اگر خودمان باشیم هیچ بهانه ای برای هدایت خداوند نداشتیم با آنگه اصلا نمیدانستیم که این هدایت خداوند است که به من شور و اشتیاق داده در من علاقه بسیار ایجاد کرده که در این مسير قدم بردارم مسیر زندگی خودم تغییر بدم برای همیشه برای همین الان هیچ کس بجز دختر کوچیکم نمیدونه من چکار میکنم چی مینویسم چی گوش میدم
الان تازه چند ساله دارم یاد میگیرم مسئولیت پذیر باشم اینا و واقعا اگر دلیلی بر انجام ندادن دارم بجز بی حوصله بودن حال نداشتن کسل بودن بی حال بودن بقیهاش اطرافیان گفتن من اجرا کردم الان سعی میکنم نظر خودم مهم باشه حرف اونا رو فقط گوش میکنم به سلیقه خودم زندگی میکنم
خداروشکر میکنم از خدا ند مهربان سپاسگزارم که هدف یا علاقه رو در وجود من قرار داده بعد از سالها یادآوری میکنه که من ا نو انجام بدم زندگیم دگرگون کنم خدایا شکرت
بله قبلا این فکرها رو داشتم که چی بشه چقدر تلاش کنم فایده که نداره من که نمیتونم موفق بشم منکه نمیتونم یه کسب و کاری راه اندازی کنم و….کلی حرف دیگه که همش از نا امیدی سرچشمه میگیره و این مال قبل من بود من الان این باور در خودم ایجاد کردم که این فکرها فقط فکر من نظر من خداوند این نیست
من اگر فکر میکنم من کسب و کاری ندارم خداوند میگه بنده من نگران نباش من از زیر سنگم شده برای تو بهترین شغل انتخاب میکنم
من نظرم و فکرم اینکه من مشتری ندارم نظر خداوند اینکه بنده من آنقدر انسانها به من درخواست دادن که کسی رو بهشون معرفی کنم که بافت لباس بچه گانه میبافه من هم در زمان خودش برات میفرستم
من میدونم که نطر خداوند با نظر من زمین تا آسمان تفاوت داره و دیگه سعی میکنم نگاهم تغییر بدم با نگاه خداوند زندگی کنم اینجوری همیشه سرحال شاداب پرانرژی با حوصله با انگیزه هستم خدایا شکرت
اینم هست کلی دلیل دارم که من قادر به انجام علاقه خودم نیستم مثلا میگفتم من سنتی میبافم الان کسی سنتی قبول نداره نکنه مشتری مدلی بخواد که من نتونم ببافم ولی اینا همش اکر منه فکر خداوند چیز دیگهای بافت با دست خیلی ارزشمند هر کسی بلد نیست نمیتونه طرح بندازه من به تواناییهای خودم باور ندارم ولی نظر خداوند کاملا متفاوت نظر خداوند فراتر از انتطار منه
من میتونم با کمک خداوند هر کاری رو انجام بدم مگر اون فردی که چند سال پیش شنیدم مروی از دیوار رد میشه اون هم مثل من یه انسان به تواناییهای ایمان داره و قدم اول برمیداره خدا ند هم کمکش میکنه تا خدمهای بعدی بعدی رو برداره پس با توکل به خدا زندگی رو ادامه میدم
من خودم این رشته تحصیلی نه اینکه دوست نداشته باشم بلکه میگفتم بدردم نمیخورم بهتر برم آشپزی کیک پزی خیاطی چیزی یاد بگیرم چون اون زمان من یک مادر بودم رشته حسابداری خیلی بکارم نمیومد اما بخاطر حرف دیگران که رشته فنی و حرفهای رشته کارو دانش مال بچه هایی که از رشتهای دیگه نمره نیاوردن اینا که منم رفتم حسابداری وگرنه دوست داشتم رشته خیاطی یا آشپزی انتخاب کنم
خیلی ها رو هم میشناسم بخاطر اینکه بچه شون از بچه عموی خودش کمتر نباشه به زور فرستادن رشته پزشکی بخونه
من هم همین طور بودم قبلنا همش میگفتم چه اشتباهی کردم کاش با فلانی ازدواج کرده بودم الان این مشکلات نداشتم والان خداروشکر میکنم با فلانی ازدواج نکردم چون هنوز خانم اون شخص بعد از ۴۰ سال زندگی هنوز با اطرافیان مشکل شدید داره با فامیل همسرش
اینکه پن خیلی شنیده بودم خداوند هر لحظه داره منو هدایت و حمایت میکنه اما این جمله رو در ظاهر درک کردم معنی اونو متوجه شدم اما در واقع درک نکردم که به چه شکلی خداوند داره هر لحظه منو هدایت و حمایت میکنه الان تازگی که این جلسات میخونم دارم درکم نسبت به این موصوع بیشتر و بیشتر میشه اینکه منطور اینکه خداوند داره به شما میگه این کارو انجام بده اما من به دلایل مختلفی از انجام اون صرف نظر میکنم انجامش نمیدادم خداوند از خیلی طریق به من کمک میکنه اما من درک نمیکردم الان تازه دارم یادم میاد
منم به این درک رسیده بودم که بارها بود دخترم میگفت مامان تو که دوست داری ناخن بذاری بیا با من بریم ناخن کاشت کن من خودم هزینه اونو پرداخت میکنم من قبول نمیکردم میگفتم خودم پول ندارم نمیخوام تو هزینه کنی اما الان دیگه میرم و این یکی از نشانههایی که من برای خودم ارزش قائل نیستم خودم یه جورایی لایق نمیبینم شاید بگم نه من لایق و شایسته فلان خواستم هستم اما اصلش اینکه خودم لایق نمیبینم که برای خودم ماهی ۲۰۰ هزار ت من هزینه کنم اصلا بقول بعصی ها بریزم دور برای خودم ولی تصمیم گرفتم این کارو انجام بدم
خداوند به شکلهای مختلفی آرزو ما رو یاد آوری میکنه مثلا من دوچرخه سواری خیلی دوست دارم اینجا یه خانمی رو میبینم که داره دوچرخه سواری میکنه قبلنا میگفتن زشته مگه خانم دوچرخه سوار میشه هزار تا فکر بد دیگه گفتن نداره ولی اینجوری نیست من اگر شرایطش داشتم حتما یه دوچرخه یا قرمز یا نارنجی این دو رنگ خیلی دوست دارم تهیه میکردم راحت میرفتم بیرون لباس گشاد میپوشیدم خیلی لذت بخش موتور سواری رو هم خیلی دوست دارم
من خدای مهربان بزرگ و بخشنده بی همتایی دارم که هر کاری میکنه تا من خواستم تجربه کنم لذت ببرم خدایا شکرت
خدایا من میخوام اوضاع مالی خیلی خوبی و به من هدیه بدی تا بتونم آرزوهای خودم نیازهای خودم برآورده کنم لذتشونو ببرم عشق دنیا کنم
من خیلی باور دارم که یکی از دلایل تجربه نکردن آرزوها احساس بی لیاقتی ماست ظاهرا من خیلی میگم من حقمه لایقشم شایستهای هستم که خونه بزرگتر رو تجربه کنم ولی شاید موصوع احساس لیاقت ریشهای باشه اون اعماق وجودم یه سری باورها باشه که من احساس بی لیاقتی میکنم نیازی نیست در اعماق وجودم دنبالش بگردم همینکه دوست دارم کاری انجام بدم میگم نه بابا هر ماه ۲۰۰ تومن از پولم بدم برای این کار اونوقت چیزیش برای من باقی نمیمونه این نشان از احساس بیلیارد در منه
اینکه مثلا ساندویج فلافل دوست ندارم اما بدلیل اینکه پول کمتری بدم ساندویج هات داگ با پنیر قارچ سفارش نمیدم اونیکه دوست ندارم میخورم اینم دلیل اینکه برای خودم ارزش قائل نیستم یه جورایی احساس لیاقت در خودم نمیکنم وگرنه بقیه میگن نه من فلان چیز میخورم پس من احساس لیاقت نمیکنم
و خدارو شکر یاد گرفتم که یکم برای خودم ارزش قائل باشم احساس لیاقت کنم اینا مال اون زمانیکه هنوز من موضوع احساس لیاقت ارزشمندی برای خودم بلد نبودم اما الان چیزی که دوست نداشته باشم نمیخورم مگر دیگه خیلی مجبور بشم
من چند وقتکه دلم میخواست یه شلوار رنگ سبز بخرم ولی همه میگن زشته و کسی که به اونها میگه زشته خودش همه رنگ همه مدل میپوشه حتی زاپ دارش بگذریم
ولی سایز من پیدا نکردم یا رنگش اونی نبوده که من دوست دارم وگرنه خریده بودم اینکه پرو هم نداشته
من فرصت کافی برای انجام هر کاری رو دارم اگر این فرصت نداشتمیا وقت کمی از عمر من باقی مانده بود مطمئنم که خدا ند چنین آرزوهایی رو در من بوجود نمیوورد و شعله ور نمیکرد پس من زمان کافی دارم میتونم هر کاری که دوست دارم انجام بدم به محض اینکه اوضاع مالیم بهتر بشه کلی کارو انجام میدم الان م در حد وسعم انجام میدم
مثلا دوچرخه میخرم کلاس رقص میرم کلاس شنا هر خواستهای که دوست داشتم تجربش میکنم
به نظر من زمان دنبال کردن آرزوها به سن و سال ربطی نداره وگرنه خدا من رو مشتاق تجربه کردن دوچرخه سواری نمیکرد آنقدر مستندها واقعی دیدم که خانم صد سالش نفر اول شنا شده خانم ۷۵ سالش تازه داره ورزشهای مختلف تجربه میکنه ببینه به چه رشته ای علاقه مند اونو دنبال کنه پس سن و سال یه چیز دنیایی ربطی به خدا نداره
من از خداوند متعال ممنون وسپاسگزارم که وفادار است مرا به تک تک آرزوهایم برساند ومن از الان به خداوند متعال قول میدم به او کمک میکنم تا مرا به خواستهایم برساند طبق آموزش که در این دوره یاد میگیرم و گرفتم
استاد این منو خیلی خوشحال کرد که برنامه الهی خداوند برای تحقق آرزوهای مت بر مبنای دارایی و منابع من نیست بلکه بر اساس منابع و دارایی خداوند است پس همه آرزوهای من به واقعیت زندگی من تبدیل میشود به زودی فقط من با خدا همکاری میکنم بقیه کار با خداوند
پس من تصمیم میگیرم هر وقت شور انگیزه کاری را در قلب من ایجاد کرد من آن کار را انجام میدهم تا خودم را از باتلاق درجا زدن رها کنم پس هر وقت خداوند به من گفت فلان کار انجام بده من سریع انجام میدم تا خودم از باتلاق درجا زدن رها کنم بیرون بکشم یه زندگی تازه و جدیدی با کمک خداوندم شروع کنم
خدایا تو خیلی عظیم و قدرتمند بیهمتا هستی که حتی نیاز نداری من کاری انجام بدم برای تحقق آرزوهای خودم فقط باید به زمانبندی تو ایمان داشته باشم نیازی نداری که من در چه شرایطی هستم تو برنامه الهی تحقق آرزوهای منو ب اساس توانایی خودت تنطیم و برنامه ریزی کردی خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم
برای قدم اول
الان بهترین زمان برای تحقق آرزوهای منه من در این شرایط نمیمانم دیگه به بهانه هم اجازه نمیدم مرا از تحقق آرزوهایم منصرف کند من از الان میخوام زندگیم دگر گون کنم من از الان میخوام از شر افکار منفی و نا امید کننده خلاف شوم من از الان میخوام سرگرمی های نشاط آور برای خودم ایجاد کنم من از الان میخوام عادتهای غلط و تکراری خودم را متوقف کنم من اطمینان دارم برای تحقق آرزوهایم دیر نیست من میخوام بهترین دوران زندگیم بسازم و زندگی کنم
من از خداوند میخوام که سلامتی و تناسب اندام ایدهال مرا به من هدیه کند
من از خداوند میخواهم که مشتری دست به نقد راحت پول خرج را به من هدیه کند
من از خداوند میخواهم که پولدار شدن ثروتمند شدن ملیادر شدن را به من هدیه کند
من از خداوند میخواهم که رابطه عاشقانه بین من و همسرم را به من هدیه کند
من از خداوند میخواهم که رابطه خوبی بین انسانها را به من هدیه کند
من از خداوند میخوام که خانه نزدیک دانشگاه دخترم را با تمام امکانات و وسایل نو و آکبند را به من هدیه کنه
من از خداوند میخوام که کارتهای پر از پول رابه من هدیه کند
من از خداوند میخواهم که ماشین کیوک سفید را به من هدیه کند
من دیگه باور دارم که خداوند میتونه هر آرزوی مرا برآورده کنه و خودش گفته که تحقق آرزوهای من بر اساس مبنای ثروت خودش نه شرایط زندگی من پس خداوند میتواند آرزوهای مرا برآورده کند من منتظر محقق شدن آرزوهایم هستم
من هم آرزوهای خودم را به خداوند عرضه کردم و الان باید ایمانم به خداوند را تقویت کنم من از اول تا اینجا دوره رو مرور میکنم نکات مهمش مینویسم و میخوانم فکر میکنم با این کار ایمانم به خدا ند را تقویت میکنم باور بیشتری پیدا میکنم خداوند خودش وعده داده برای تحقق آرزوهای من برای تقویت زمانبندی خداوند
من الان دیگه منتطر تحقق آرزوهایم میمانم و من یکم این باورها رو در خودم حل کردم که از خدا دوری خدا تو رو فراموش کرده تو از رحمت خدا دوری خداوند در دنیا و آخرت تو را عذاب میکند من دیگه یکم خدای خودم بهتر شناختم
من گفتم من خیلی تغلا کردم هر هفته آگهی میدادم برای فروش خانه درست در زمانیکه دلسرد شده بودم که هیچ امیدی نیست کسی نمیاد خونه تاریک نمور پر از سوسک منو بخره در همون منوال یه خانم غریبهای اومد خونم خرید
من دو تا خونه در یک طبقه داشتم برای واحد بعدی هم همین طور خیلی تلاش کردم طوریکه افراد سود جو میخواستن خانه مرا با کمترین قیمت بخرن طوری شد که امشب خونه رو فروختم فردا شب خونه جدید خریدم
اینکه خیلی دنبال خانه میگشتم با پول ما خانه ای نمیشد باید سی و پنج ملیون تومان ۱۳ سال پیش وام میگرفتم منم که شرایطتشو نداشتم نشد اونجا خونه بخریم اومدیم محمد شهر خونه خریدیم
من خیلی سعی کردم احساس ارزشمندی و لیاقت رو در خودم ایجاد کنم تا حدودی هم موفق بودم اما اینکه هنوز به خواستهایم نرسیدم حتما احساس بی لیاقتی در وجودم به شکل غیر مستقیم دارم
من خدارو شکر میکنم که مرا هدایت کرد تا در این مسير الهی در این دوره با کمک خداوند بتونم آرزوهای خودم تجربه و زندگی کنم خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
بایاد و نام خدایی که همواره ما رو به سمت رسیدن به خواسته هامون هدایت می کنه
از خداوند مهربان سپاسگزارم که منو به سمت این دوره ودریافت آگاهی های ناب هدایت کرد.
در طول سال های زندگیم لحظه هایی بوده که از اعماق دلم چیزی رو می خواستم ولی تو اون شرایط برام مهیا نشد و من گاهی حتی تا مرز نا امیدی هم پیش می رفتم ولی بعد خیلی راحت تو شرایطی که فکرشم نمی کردم کارام درست شد .
اوایل ازدواجم به خاطر شغل همسرم مجبور به انتقال و دوری از خانواده شدم ولی بعد از چند سال خیلی راحت تونستیم دوباره انتقال بگیریم و به شهر خودمون ونزد خانواده برگردیم در حالی که خیلی هم برای اون دوندگی نکردیم و خیلیا اعتقاد داشتن که گرفتن انتقالی با سابقه کاری کم امکانش نیست.
دیگه برای خرید خونه چند بار تلاش کردیم ولی پولش کم بود یا وام جور نمیشد ولی بعددر زمانی که خداوند برامون در نظر گرفته بود با شرایط راحت تری تونستیم خونه بخریم.
من در این سال ها متوجه شدم که زمانبندی خداوند بهترین زمانبندی هستش فقط باید بهش باور و اعتقاد قلبی داشته باشیم.
در مورد سوال دوم خیلی مواقع فکر می کردم خوب حتما خداوند برام اینطور صلاح دیده که به فلان خواسته نرسم و یا اینکه حتما این چیزی که آرزوی منه از حد من بالاتره چون اون موقع من دیدگاه درستی در مورد خداوند و احساس ارزشمندی خودم نداشتم بعدها که کم کم با قوانین جذب و احساس لیاقت و باور ارزشمندی خودم اشنا شدم دیدم همه چی به درون خودم بر می گرده.
من انسان ارزشمندی هستم و لیاقت دریافت بهترین هدیه های الهی را دارم زمانبندی من با خدا متفاوته شاید ظرف وجودی من هنوز به اون تکامل نرسیده که آرزوهای من در سطح آرزو باقی مانده اند پس باید به درونم مراجعه کنم و ریشه یابی کنم تا بتونم به نهایت تکامل برسم و دونه دونه آرزوهامو برداشت کنم.
من در طی همین مدت هم خیلی از خواسته های کوچک و بزرگمو دریافت کردم هرجا با ایمان کامل به خودم و احساس لیاقت برای دریافت اون خواسته باور داشتم راحت تر بهش رسیدم. همین آشنا شدن با سایت استاد و دریافت آگاهی های لازم در زمان مناسب،به دست آوردن تناسب اندام دلخواه و موندن در این وزنی که سال ها آرزوشو داشتم نشون میده که مسیر انتخابم چقدر روشن و درسته.
برای رسیدن به اون آرزوهای زیبایی که نوشتم فقط باید احساس لیاقت درونیم را باور کنم و این که من واقعا شایسته دریافت همه اون هدیه های الهی از خداوند هستم اگه این باور ضعیف بشه منم از خواسته هام دور میشم.
ایمان دارم که در زمان مناسب خانه ای بزرگ با شرایط ایده آلی که در نظر دارم با تمام امکانات رفاهی با حیاط زیبا و گل و گیاه فراوان خدا بهم هدیه میده🙏
از خدای مهربانم میخوام که روابط عالی با همسر و فرزندانم به من هدیه کنه.🙏😍
از خالق مهربانم می خوام که سلامتی و شادی فراوان به خودم و خانواده ام هدیه کنه🙏😇
از خداوند بزرگ میخوام که در محیط کارم موفقیت های بسیار بهم هدیه کنه🤩
از خداوند میخوام که درآمد عالی به من و همسرم هدیه کنه که دیگه نگرانی و استرس برای مخارج زندگی نداشته باشم.🙏🤩
از خدای مهربان میخوام که موفقیت و سربلندی در تموم مراحل زندگی به فرزندانم هدیه کنه و من شاهد موفقیتاشون باشم.🙏
از خدای بزرگ میخوام که بهم آرامش روحی روانی هدیه کنه که بتونم لحظات شادی را کنار عزیزانم سپری کنم🙏
خدایا سپاسگزارم که من لیاقت دریافت تموم این هدیه های الهی را دارم و در زمان مناسب همه رو دریافت می کنم.
**من به زمانبندی خداوند ایمان دارم**
سلام به استاد بزرگوار ودوستان همراه
فکر میکنم هر چقدر سن مابیشتر باشد دلیل ومدرک بیشتری برای تایید این بخش از آموزه های استاد داشته باشیم
واکنون من با ۵۸ سال سن به شما عرض میکنم که نکات کاملا صحیح است ودر زندگی من بارها اتفاقاتی افتاده که آرزوی سالهای قبلی به نوعی در سالهای بعدی حتی بدون کوچکترین کار خاصی (البته به شرط باقی ماندن آرزو در ذهن)به فعلیت رسیده است.مثالی که در قسمت قبل در بخش دیدگاه نوشتم یک نمونه است.آرزوی ازدواج باهمسرم زمانی محقق شد که دوسال گذشته بود ومن کاملا ناامید وحتی در حال فراموش کردن او بودم.رسیدن به شغل مورد علاقه ام سالها بعد از اعلام آرزو محقق شد.خرید خانه همینطورو….
وحالا بعد از این همه نمونه در عجبم که چرا باز شک میکنم
۱- خدایا لطفا بدنی متناسب وزیبا وبدون هیچ اضافه وزنی به من هدیه کن من به زمانبندی خدا ایمان دارم
۲-خدایانوه ای سالم وزیبا به من هدیه کن
۳-خدایا لطفا دومین داماد خوب رابه خانواده ی ما هدیه کن
۴_خدایا کار مشاوره اختصاصی رابه من هدیه کن
۵_ خدایابه عزیزانم سلامتی وشادی وثروت وآگاهی هدیه کن
۶-خدایا خانه ای زیبا در منطقه ای عالی با همسایگانی عالی وبا امکاناتی عالی به من هدیه کن
۷_خدایا درآمد ماهانه بالای ۲۰ میلیون به من هدیه کن
خدایا یقین دارم برای اهدای این هدایا به هیچ چیز وهیچ کس محتاج نیستی.
من منتظر میمانم تا زمانش برسدوتا آن زمان صبوری را تجربه می کنم
با امید خدای توانمند وبا اشتیاق برای مطالعه قسمت بعد شما رابه خداوند میسپارم🤗
نشان های دریافت شده
ب نام یگانه پروردگار عشق و زیباییها
انسان با آرزو زنده است و زندگی می کند انسان بدون آروز و خواسته مرده ای بیش نیست.انسان تا زمان مرگ خودش بایدبا امید زندگی کندپس اگر زمانی شخصی بگوید من دیگه هیچ خواسته ای ندارم پس این زمان،زمان مرگ اون شخص فرا می رسد.چون زندگی بدون خواسته خیلی بی ارزش وخیلی بی معنی می شود.منه نوعی اگر در هر سنی باشم حتی در سن خیلی بالا ک ب فرض بگویند اللان نیازی ب آرزو نداریم در واقع اون زمان ب نظرم زمانیست ک مرگ خود را خواسته باشیم.
من خیلی از افراد می شنوم اگر فلان کار کنم دیگه هیچ خواسته ای ندارم من اگر فلان جا بروم من اگر فلان مورد انجام بدهم دیگر آرزوی ندارم.من وقتی این این حرفها از کسی بشنوم پیش خودم می گویم،یعنی چی؟یعنی یعنی این خواسته ات تمام شد ودیگه خواسته ای نداری،ب معنای این است ک می خواهی بمیرید؟ آیا این معنای دیگری دارد؟ ی بار همسایه مان گفته بود من فقط پسر بزرگم کار بگیرد من دیگه خواسته یا دغدغه دیگری ندارم.در حالی ک سه فرزند دیگرش ازدواج کرده بودند و وضعشان هم خوب است او می گفت فقط این پسرم کار بگیرد من دیگه مشکلی ندارم و خوشبخت ترین آدم روی زمین هستم.
خوب این حرف برای من عجیب بود.مگر میشود آدم خواسته های دیگری نداشته باشد؟انسان تا زنده هست هم برای خودش هم برای اطرافیانش کلی آمال و آرزو دارد.
خوب در مورد آرزوهامون و بر آورده نشد نشان اینه که خودمان موانع ذهنی ایجاد کردیم یعنی با درجا زدن وادامه ندادن ودر خواسته هامون قاطعیت ب خرج ندادیم در واقع خودمان مانع ذهنی ایجاد کردیم.
در مورد اینکه آیا در بدست آوردن خواسته ها از خداوند ایا خودرا فرد نالایق یا بی لیاقتی می دانستم خیر خودرا نه فرد بی لیاقتی دونستم یا میدونم،شاید مقداری اظهار عجز کردم واز خداوند خواستم اگر گناه کار هستم از گناهانم بگذرد و دعای مرا مستجاب کند.ولی این اصلا اصلا دلیل بر بی لیاقتی من نیست وهیچ وقت هم نمی باشد.من لایق همه چی هستم من لایق سلامتی کامل هستم من لایق زیبایی و تناسب اندام هستم من لایق داشتن زندگی عالی هستم من لایق داشتن روابط خوب با دیگران هستم من لایق داشتن هر چیز خوب هستم من لایق داشتن وضعیت مالی خیلی عالی هستم من لایق این هستم ک شاد زندگی کنم من لایق این هستم ک یکی از بهترین بنده خوب خداوند باشم من لایق بهترین بهترین ها هستم.
لیست بعضی از خواسته های من
من دوست دارم سلامتی و تناسب اندام خودرا خداوند ب بهترین نحو بهم هدیه کند ک دیگر مجبور نباشم ک راهای خیلی سخت وخیلی خطرناک مثل جراحی رو انتخاب کنم ک اصلاوحشت و تنفر دارم ازین کار.
خیلی دوست دارم خداوند در همان زمان مناسب واون چه دلم می خواهد این سلامتی و سبکی را ب من هدیه کند.
دلم می خوهد خداوند بهترین وضعیت مالی را به من هدیه کند.
دلم می خوهد خداوند روابط عالی من با خانوداه ام را ب بهترین شکل ب من هدیه کند.
دوست دارم خداوند سلامتی کامل خانواده ام را ب من هدی کند.
دوست دارم خداوند طول عمر با عزت و سلامتی خودم و هم خانواده ام را ب من هدیه فرماید.
دوست دارم ک همیشه بتونم مستقل باشم وهمیشه تا حد امکان نیازمند دیگران نباشم را خداوند بهم هدیه فرماید.
دلم می خواهد کیسه صفرام ک پر سنگ است و بعضی اوقات اذیتم می کند خود بخود از بدنم محو نابود شود ومن ب هیچ عنوان هم درین مورد وهم موارد دیگه نیاز ب هیچ نوع جراحی نداشته باشم واز خداوند صمیمانه در خواست می کنم سلامتی کامل را ب من هدیه فرماید.
دلم می خوهددحساب بانکیم ب اندازه نیازم داخلش پول باشد ومن برای تهیه کردن هر چیزی ب هیچ مشکلی بر نخورم.واین را خداوند بهم هدیه کند.
دلم می خوهد خداوند شادی و آرامش حقیقی را ب قلب ودل من هدیه کند.
دوست دارم ب مانند بندگان خاص خداوند باشم ک خداوند بهترینهارو ب من هدیه فرماید.
از خداوند می خواهم بدون اینکه نیاز ب فروختن زمینمون باشه چن برابر اون رو ب من هدیه کند.
ازخداوند می خواهم در هر حالی راضی بودن از زندگیم رو ب من هدیه کند.و…..
دوستان گلم شاددباشیدودر مسیر رسیدن ب آرزوهای خوشگلتون.
نشان های دریافت شده
باسلام
من به زمانبندی خدا ایمان دارم فکر کنم البته
هنوز جا داره تا ایمان پیدا کنم
اول باید ایمان پیدا کنم خدا درون من به من الهام میکنه منو هدایت و حمایت میکنه ببینم در زندگیه خودم اونجاهایی که کارهایی انجام دادم و به هدفهایی رسیدم اون عمل به ندای خداوند بوده ولی من متوجه نبودم
خدا درونه منه به من ندای زندگی بهتر و تحقق آرزوهام رو میده فقط باید باورش کنم و اجازه بدم اون زندگی منو مدیریت کنه نه خودم با افکار منفی خودم که از طریق جامعه در من شکل گرفته اون تصویری که نسبت به خودم دارم به خدا دارم که از جامعه به من انتقال پیدا کرده اونو باور نکنم مدیریت زندگیم را دستش ندم بدم به اون خدا یا اون ندایی که درون منه اشتیاق زندگی داره من باید متوجه اون باشم و بهش ایمان داشته باشم من اون صدای درون را باید بشناسم سالها بی توجه بودم بهش .و راه خودم را رفتم.من باید خودم را لایق بهترین ها بدونم از این زندگی که دارم نباید متنفر و ناراضی باشم ولی بدونم میتونه بهتر هم باشه همین که این ندا درونم هست که هدایت میکنه همین برای توجیه خودم بسه که من لایق زندگی بهتر هم هستم فقط باید به این ندا گوش کنم انکاری که میگه الهام میکنه انجام بدم پله پله تا رسیدن .خداوند حمایتگر منه من تنها نیستم.ممنون از مطالب خوبتون استاد عزیزم