بسیاری اوقات از انجام آنچه خداوند در قلب ما قرار میدهد طفره میرویم، خداوند در قلبمان با ما کلنجار میرود تا آن کار را انجام دهیم اما به بهانههای مختلف از انجام آن خودداری میکنیم.
یکی از پرکاربردترین توجیهات منطقی برای عمل نکردن به وعدههای الهی این است که زمان آن گذشته است و دیگر دیر شدن است. ما به زمانبندی خداوند باور نداریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.51 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام استاد صبح شما بخیر و شادی
کلنجاررفتن با خدا : وقتی که خداوند دردرون به ما میگوید که از خطای فلان بنده ای بگذر تا به آرامش برسی ولی بارها این موضوع را نادیده گرفته ایم و در تصمیم خود پافشاری کرده و با نفرت و خشم همچنان دراین مسیر هستیم و جالب است از خداوند برای فرد اشد مجازات را خواستاریم و من از امروز نفرت و کینه را که به فردی داشتم که سالیان سال من را اذیت کرده است را ازدل و مغزم بیرون میکنم و از خداوند میخواهم که آرامش ذهنی را به من هدیه بدهد تا با دیگر بندگان خوب و صالح دراین دنیا آشنا شوم و زندگیم روزبه روز عالی تر شود .
و یا شاید آرزو و یاهدفی داریم که بارها درطی این سالها به آن فکر کرده ایم و گفتیم دیگر دیر شده است و زمان برای انجام فلان آرزویی برای من خیلی دیر شده است و با بهانه های همیشگی آن را ازخود دورکرده ایم که بله درمورد آرزو صحبت کردن آسان است و قدم درمسیر برآورده شدن آرزو سخت است و اینشانس میخواهد و کارهرکسی نیست ولی باید بدانیم که خداوند هرگز آرزوهای ما رافراموش نکرده است .چون زمانبندی برای برآورده شدن و رسیدن به آرزوها هر انسانی هرگز باطل نمیشود و هرکس که به این زمانبندی اعتقاد داشته باشد که هرگز دیر نیست به آرزوهایش خواهد رسید .
یکی از مهمترین دلایلی که آرزوهای ما برآورده نمیشود این است که خود را لایق تحقق آرزوهایمان نمیدانیم بعضی از افراد بهانه هایی مثل سن افراد – شرایط زندگی دراین اوضاع اقتصادی خراب – به توانایی و استعداد نداشتن – به گفته ها و نظرات دیگران – علاقه و شور برای رسیدن به ارزوها – نداشتن پول – تنبلی و بی اراده بودن -نبودن زمان مناسب – موکول کردن به زمانهای دیگر و….به زمانبندی خداوند شک میکنند در حالی که زمانبندی خداوند با آنچه ما تصور میکنیم کاملا فرق دارد .
خداوند درهر زمان و مکانی سعی میکند که مارا به آرزوهایمان برساند ولی به تنهایی قادر به انجام تمام کارها نیست ما باید خود را با مسیر خداوند همسو کنیم تا برنامه الهی برای رسیدن به آرزوهایمان تحقق یابد .چون برنامه الهی از قبل طرح ریزی شده است و برای برآورده شدن آرزوها براساس منابع و دارایی ما نیست بلکه براساس دارایی و منابع خداوند است و تنها مانعی که جلوی برآورده شدن آرزوها را میگیرد خودمان هستیم که درباتلاق درجا زدن گرفتار شدیم و هرگز تلاشی برای رهایی از آن نمیکنیم و بیشتر به حرفهای خانم منفی باف ذهنمان گوش میدهیم که خداوند تورا دوست ندارد – تو اراده نداری و لایق این همه آرزو نیستی و….
زمانبندی خداوند برای تحقق آرزوهای انسانها هرگز با گذر زمان بی اثر نخواهد شد و برای اولین قدم باید من ایمانم را برای تحقق رسیدن به آرزوها و زمانبندی خداوند قوی کنم و بگوییم اینک بهترین زمان برای من است و با ایمان به خداوند که من به آسانی به آرزویم میرسم قدم دراین مسیر بگذارم
من با اینکه الان 46 سال سن دارم برای امتحان کارشناس رسمی دادگستری امتحان دادم و انشاالله دراسفند ماه نتیجه قبولی ان را خواهم دید وهرگز به خودم نگفتم برای من دیگر دیر شده است چون میدانم زمانبندی خداوند برای رسیدن به آرزوی من دیر نیست
انشاالله در اسفند خداوند قبولی در کارشناس رسمی دادگستری را به من هدیه خواهد کرد
خریدن بهترین خانه را خداوند به من هدیه خواهد کرد
درمحل کار بهترین پست و با آرامش روحی و جسمی را خداوند به من هدیه خواهد کرد
بهترین ماشین را خداوند به من هدیه خواهد کرد .
بهترین ماشین بنز تک را به همسرم هدیه خواهد کرد
خدایا لاغری و تناسب اندام را به من هدیه بده
خدایا رابطه خوب و عاشقانه با همسر و فرزندانم را به من هدیه بده
خدایا دوستان خوب را به من هدیه بده
خدایا دانش و علم و معرفت شناخت نعمتهایت را به من هدیه بده
خدایا نزدیکی بیشتر به خودت و دوری از شیطان ووسوسه درون را به من هدیه بده
خدایا زمان دادن هدیه ها و برآورده شدن حاجات را به من هدیه بده
خدایا داشتن دلی بدون کینه و با محبت به اطرافیان را به من هدیه بده
خدایا معلم دلسوز و مهربان را برای فرزندانم هدیه بده
خدایا روش درست دعا کردن برای برآورده شدن حاجات و زمانبندی درست را به من هدیه بده
خدایا از منابع و ثروت خودت مقداری هم به من هدیه بده
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️
سلام
زندگی با کمک خداوند گام چهارم ، زمان بندی خداوند
تمرین آموزشی ✍️
من به زمان بندی الهی ایمان دارم
من به زمان بندی الهی ایمان دارم
زمزمه این جمله و تکرار و نوشتن ان همراه با موسیقی که همزمان پخش میشه چه احساس زیبا و آرام بخشی در آدم به وجود میاره من که دوست دارم فارغ از قید و بند مشکلات و آزاد و رها از همه چیز ساعتها بنشینم و به این موسیقی دلنواز گوش جان بسپارم
من خواسته ها و آرزوهای زیادی در قلبم دارم و در این لحظه مقدس و عرفانی از خداوند میخوام که تک تک شونو بهم هدیه کنه و تنها امید و توکلم به خداست و جز اون به احدی نیاز ندارم او خدای من است و من تنها اورا میپرستم و تنها از او امید دارم وظیفه من بندگی ست و وظیفه او خدایی و بخشیدن و هدیه کردن خواسته های من چیزی از خزانه و دارایی خداوند کم نمیکنه
همه خواسته های که در قلبم دارم حق الهی و حق طبیعیه منه و من لیاقت داشتن همه این خواسته ها و آرزوهای منطقی رو دارم و اونا رو به زمان بندی الهی میسپارم تا در زندگی واقعی من دیده بشن و ایمان دارم که خداوند تک تک شونو بهم هدیه میکنه .
با سلام و درود فراوان
کلنجار رفتن خداوند موضوع فوق العاده و عجیبی بود که مطرح شد این موضوع را بارها و بارها در زندگی امتجربه کرده ام اما طفره میرفتم چون ندای الهی را نمیشناختم چون تماما بر اساس اراده شخصی و ملاک های دنیوی تصمیم گرفتم مثلا من حدود دو سال خودم رو با خودخوری و یا آوری رفتار یکی دو نفر از نزدیکانم که شدیدا دل من رو غمگین و ناراحت کرده بودن عذاب میدادم و به هیچ عنوان نخواستم اونها رو ببخشم در حالی که به من گفته بودن از خودگذشتگی و بخشش خیلی خوبه و از صفات خداست اما من اگه میبخشیدم خودم رو کوچیک میکردم فگر میکردن من کوتاه اومدم و اونها درست میگن بارها و بارها احساس درونی من میگفت ببخش و خودت رو راحت کن بخاطر خودت و آرامش زندگی ات اما این احساس زودگذر بود و توجهی بهش نداشتم تا اینکه شهریور ماه امسال عازم سفر کربلا شدم به مدت یک هفته . در طکل این سفر تماما در ذهن بودن اما من کای دعا میکردم و اصلا نمیتونستم اسمشون رو بر زبان بیارم واقعا خودم هم از این همه ناراحنی و کینه متعجب شدم من تا بحال این شکلی نشده بودم از این رفتار خودم در اون سفر انگار میترسیدم با این کینه برگردم یا شاید هم طبق آموزش های قبل میترسیدم زیارتم رو حدا قبول نکنه نمیدونم چی بود احساس خوبی نداشتم از خدا کمک خواستم دلم رو سبک کنه بتونم ببخشم بهش گفتم خدایا من که اینجوری نبودم این همه رفتار دیدم حالا چی شده چرا دلم تا این حد سنگین شده !!! خلاصه در ساعات آخر سفر هنگام برگشت به زور اسمشون رو اوردم و براشون دعا کردم وقتی میخواستم اسمشون رو بیارم انگار زبونم قفل میشد خیلی به خودم فشار آوردم همون لحظه که زبان قفل شده بود بلند گفتم خدایا زبانم را باز کن
احساس بسیار عجیب احساس بسیار شگفت انگیز واقعا اون احساس یک معجزه بود اینقدر اون لحظه خسته شدم که نشستم نتونستم سرپا بابستم احساس سبکی انگار شانه هایم سبک شد انگار کوله بار لسیار سنگینی رو از دوشم پتیین آوردن انگار این بار رو در این مدت کشان کشان با خودم حمل میکردم به خودم میگفتم اصلا برام مهم نبستن ک فراموش شدن اما اون لحظه فهمیدم خودم رو گول میزدم خیای خوشحال برگشتم من این چندین سال بود دوست داشتنم به سفر کربلا برم که امسال برای اولین بار با این احساس توفیق داشتم برم که اون هم فقط کار خدا بود چون از قبل برنامه ریزی نکرده بودم یکدفعه و غیر منتظره بود.
این تمرین فوق العاده به من ثابت کرد که اون موقع احساس درونی ام همون ندا و کلنجار خدای مهربان بوده که نمیشنیدم و دوم اینکه رفتن به سفر کربلا در بهترین زمان برای من رقم خورد .خدایا شکرت
من به زمانبندی خداوند ایمان دارم .
من به زمانبندی خداوند ایمان دارم
چند سال پیش برای تولد بچه سوم بعد از ۱۴ سال در بهترین زمان خدای مهربان گل پسری به من هدیه داد .
در جایی که استاد فرمودند برای دریافت درهای باز خداوند به درهای بسته زیادی برخورد میکنید واقعا همین طوره مثلا همسر من خرداد مته سال آینده باید بازنشسته میشد تازه بهش گفته بودن که نیازش دارن و اجازه نمیدن بره باید یکی دو سال دیگه بمونه اما به دلیل بیماری برادر شوهرم که در گام اول گفتم مجبور شد حدود یک ماه مرخثی بگیره در این مدت اتفاقاتی در محل کارش رقم خورد که خلاصه بهش گفتن با مرخصی های که در طی خدمت نگرفته باید از لان دیگه نیاد سر کار بعد از سه رو بازگشت از تهران بازنشسته شد خب الان شرایط زندگی من بسیار بسیار نامساعد هست .
مدام منفی باف پتک میزنه و سر و صدای لسیار بالایی داره اما من دارم سعی میکنم با ایمان به معجزات الهی به وفاداری خداوند و ایمان به برنامه الهی و بخصوص با این موضوع همزمانی خداوند آروم بشم البته ناگفته نماند در طو ل خدمت به چندین کار دست زد برای همچین روزی اما چیزی جز ضرر هیچی نداشت داشتم له خدا میگفتم حکمتت چی بود که اون ۵ تا کار که سرمابه گذاری کردیم هیچ کدوم رونق نگرفتند و همه با شکست مواجه شدند همین الان داشتم میگفتم یعنی لیاقت نداشتیم یا ماندن در آن کارها به مصلحت نبود در هر صورت مت واقعا به زمانبندی خداوند با این مساله کار همسرم بیشتر ایمان آوردم و یقبن دارم الان زمانش بوده حتی یگی دیگه از نجوای منفی باف این بود که این بود نتیجه گاری که بدای برادر شوهرم انجام دادیم اما چون خدا گفته یک قدم برداری و من هفتصد برابرش رو به شما میدم من منتظر هدیه خدایم هستم من منتظر درهای زیادی از طرف خدا هستم که باز بشه و ور این راه بیش از پیش به کمکش نیاز دارم خدایا در افکار و اعمال ک ایمان و تغییر زندگی ام بر اساس ویژگیهای خودت شدیدا به همراهی لحظه به لحطه ات نیاز دارم همراهم باش لحظه به لحظه کمکم کن فراموشت نکنم میدونم تو من رو فراموش نمیکنی و همراهم هستی این من هستم که تصمیمم رو فراموش میکنم و بر اساس اراده شخصی رفتار میکنم مثل امروز که بچه کوچکم رو شدیدا دعوا و بد اخلاقی کردم خیلی بیخود و بیجهت عصبانی شدم نتیجه آن شد بحث با همسرم و سنگینی جو منزل . جو منزل سنگین شده و میدونم من باید با افکار مثبت عوضش کنم در این شرایط همراه همسرم باشم اما نتونستم و با ناراحتی اون من بدتر اعصابم خورد و ناراحت میشم اینجاست که باید به آموزشهایی که دیدم عمل کنم که احساس میکنم نتونستم عمل کنم در واقع عمل نکردم. من باید شاد باشم من باید ذوق و شوق زندگی رو در خونه بیشتر کنم اگه من شاد باشم عجیب همه شاد مبشن خوشحال میشن
خدایا دستانم رو بگیر و بغلم کن تا امانتهای الهی ات رو که به من هدیه دادی مواظبت کنم و ارشون لذت ببرم .
خدا جونم به من سلامتی عزیزانم رو هدیه بده.
خدابا لاغری و تناسب اندام و سلامتی به خودم هدیه بده .
خدا جونم به من ثروت و روری زیاد هدیه بده میدونم تو من رو لایق ثروت زیاد میدونی .
خدا جونم به من خونه لوکس با تمام امکانات و ماشین نو هدیه بده.
خدا جونم از هر لحاظ مواظب همسرم باش دستش رو جایی بند کن و حقوق بالا بهش هدیه بده و از همه مهمتر آرامش بهش هدیه کن
خدا جونم ممنونم استاد عزیزم ممنونم
خدا جونم ممنونم که با احساس تاره ای جدیدی از تو خواسته ام رو میخوام ممنونم پشتوانه من هسنی ممتونم که هستی
نشان های دریافت شده
به نام انرژی برتر جهان هستی
من به زمان بندی خدا ایمان دارم.
من مدرک فوق لیسانس رو گرفتم و دوباره خواستم شروع کنم که مربیگری زبان انگلیسی رووبگیرم همه من رو مسخره کردند و شاید یکسال تحت تاثیر حرف دیگران هم بودم ولی ذوق و شوق اینکه من باید در مسیر یادگیری زبان انگلیسی باشم همیشه در دل و ذهنم فریاد میزد و من کار قبلیم رو رها کردم و وارد مسیر یادگیری زبان انگلیسی شدم و همه گفتند دیر شده چرا توی این سن میخوای هنوز درس بخونی ولی این ذوق و شوق برای ادامه دادن من رو حرکت داد و تونستم مدرک مربیگری رو بگیرم و مدرس زبان انگلیسی بشم و چقدر الان خوشحال تر از قبل هستم و دارم ادامه میدم تا مدرک آیلتس رو هم بگیرم و با اینکه خیلی هم دوباره مسخره میشم برام مهم نیست من یکبار به دنیا میام میخواهم برای خودم و علایق و شادی های خودم زندگی کنم و راه خودم رو ادامه میدهم.
من قبلا ورزشکار بودم و اندام متناسبی داشتم و رفتم دکتر برای بارداری و گفتند نباید ورزش سنگین انجام دهی و اگر پیاده روی هم میکنی خیلی کم و سبک من هم از قبل فرمول های ذهنی ام این بود که کم تحرکی یعنی چاقی و در مدتی که ورزش نکردم یک اضافه وزن خیلی شدیدی پیدا کردم که اصلا کسی باورش نمیشد من همون آرزوی ورزشکار باشم و در یک باتلاق گرفتار شده ام از یک طرف چاقی از یک طرف به من گفتن نباید ورزش کنی و باید استراحت داشته باشی تا باردار شوی و من واقعا اون روزها در گرفتاری بودم و هر چه رژیم میگرفتم به جای لاغر شدن انگار چاق تر میشدم و آنچنان فشار به من اومد که هم موضوع بچه دار شدن و هم موضوع لاغر شدن رو رها کردم و دو ماه هیچ کاری نکردم و از خدا کمک خواستم و بعد با استاد عباسمنش آشنا شدم حالم بهتر شد ولی لاغر نشدم تا اینکه دررعقل کل سایت سرچ کردم لاغری و در کامنت یکی از دوستان با استاد عطار روشن آشنا شدم و بعد از استفاده از دوره های رایگان و دوره ورود به سرزمین لاغرها آنچنان راحت و آسان متناسب شدم و آرامش فکری پیدا کردم که از خدا تشکر میکنم برای ورود من به این سایت و من واقعا از خدا میخواهم که برای رسیدن به هر خواسته ام من روبه آسانی همین مسیر لاغری هدایت کند که به خواسته هايم برسم.
یکی از مهم ترین دلایلی که بسیاری از انسان ها در مدت حیات خود موفق به تجربه عشق و علاقه خود نمیشوند این است( که خود را لایق آرزوهایشان نمیداند.)
دقیقا نرسیدن به آرزوها و خواسته ها از همین جمله میاد که من خودم رو لایق رسیدن به خواسته های نمیدانم و میام مقایسه میکنم که خدا اگر به دیگران بچه یا خونه یا ماشین داده حتما اونها لایق تر بودن و خدا رو بیشتر از خودشون راضی کرده ولی من که خودم رو گناهکار میدونم و اصلا به خودم اجازه نمیدم که فکر کنم شاید من هم مورد لطف خداوند قرار بگیرم و من رو به خواسته هایم برساند سریع نجواهای ذهنی شروع میشه که مگه فکر کردی کی هستی که خدا تو رو به خواسته هات برسونه و شروع میکنه به بهانه آوردن که سن و سالت رو نگاه کن، اوضاع اقتصادی جامعه رو نگاه کن تو که سرمایه اولی نداری تو جسم قدرتمند و سالمی برای رسیدنت به اهدافت نداری و آنچنان بهانه می آورد و از قبل هم که من خودم رو به علت انجام یا انجام دادن مستحبات و واجبات لایق دریافت نعمت های بیشتر نمیدونم درجا متوقف میشوم و میگم خدا نمیخواد حالا بیا سرگرم این کارهای پایین تر بشو تا خدا رو راضی کنم که من رو هم لایق دریافت نعمت های بیشتر کند در واقع لیاقت خودم رو در راضی کردن خدا و انجام یک سری حرکات و راضی کردن خلق از خودم و دلسوزی کردن به دیگران و خود را فدا کردن برای دیگران و فراموش کردن خودم تا بلکه ثوابی شود در پرونده اعمال تا خدا بالاخره راضی شود و خواسته وارد زندگی من شود.
من آرزو تصمیم قاطع گرفتم که خودم رو از باتلاق مشکلات و بدبختی ها نجات دهم با همین سر و صداهایی که الان هم در ذهنم دارم میخواهم قدم اول را بردارم و درخواست های خودم رو به خداوند عرضه کنم تا تجربه کنم با عشق و علاقه خواسته هایم در زندگیم الهی به امید تو ……
من از خداوند میخواهم که دختر خوشکل و سالمم رو به من هدیه کند.
من از خداوند میخواهم تدریس زبان انگلیسی که در منزل باشد با حقوق ماهیانه خوب را به من هدیه کند.
من از خداوند میخواهم خونه ۱۲۰ متری نوساز که جای دو تا پارکینگ یکی برای ماشین شوهرم و یکی برای ماشین خودم به من هدیه کند.
من از خداوند میخواهم که کار شوهرم که در شهر خودمان باشد رو به من هدیه کند.
من از خداوند قبولی در آزمون آیلتس را به من هدیه کند.
من از خداوند میخواهم رابطه عاشقانه با همسرم رو به هدیه کند.
من از خداوند میخواهم جسمی سالم و پرانرژی و متناسب به من هدیه کند.
چقدر این نوع درخواست کردن از خداوند لذت بخش است خدایی که همیشه در ابتدای مسیر حرکت منتظر ماست. و من مطمئن هستم از ابتدای مسیر خداوند همراه من خواهد بود که به بهترین شکل و ساده ترین شکل ممکن من آرزو را در مسیر تحقق آرزوهایم هدایت و حمایت خواهد کرد.
نشان های دریافت شده
درود به شما استاد گرانقدر و سلام به تمام دوستان همراهم
من این موضوع را تجربه کردم که خداوند با من کلنجار میرود تا شخصی که به من ضربه عاطفی وارد کرده است را ببخشم و رها کنم تا به آرامش درونی برسم
اما من جواب میدهم او لیاقت بخشیده شدن را ندارد
ندایی به من میگوید اما تو لیاقت آرامش داشتن را داری او را بخاطر خودت ببخش نه بخاطر او
منطقی است و آنرا قبول میکنم ولی متاسفانه بعد از چند روز دوباره سرجای اولم بر میگردم نفرت تمام وجودم را در بر میگیرد
اینبار آن ندا به من میگوید مگر نشنیده ای که نفرت مثل زهری می ماند که آنرا سر می کشی و انتظار داری که طرف مقابل از بین برود اما این تو هستی که با این کار خودت را از بین میبری
به نظر عاقلانه میرسد پس تسلیم میشوم و چند روزی بدون نفرت میگذرد اما باز به عادت قبلی برمیگردم و دوران تلخ ضربه خوردنم را بارها و بارها با خودم تکرار میکنم
ندا به من میگوید تو یک دروغگو هستی چرا میگویی خودت را دوست داری نه تو خودت را دوست نداری اگر داشتی آن دوران تلخ را چند باره زندگی نمیکردی و خودت را زجر نمیدادی
این کلنجار رفتن ها بارها و بارها تکرار میشود تا اینکه بالاخره خداوند از دست من به ستوه در می آید و روش دیگری را برای بیدار کردن من از این کابوس بکار میگیرد
من در موبایلم کتاب مجازی دعا برای موضوع های مختلف دارم
ناگهان صدای زنگ دریافت پیام از موبایلم را می شنوم آنرا باز میکنم اما پیامی از کسی دریافت نکرده ام ولی با کمال تعجب می بینم که دعای بخشش در صفحه موبایلم باز شده است
به فکر فرو میروم که آیا از این واضح تر چیزی هست که خداوند به من میگوید ببخش تا آرامش پیدا کنی
دوباره صدای زنگ پیام را میشنوم وقتی تلفن را باز میکنم اینبار دعای رها شدن را در صفحه تلفنم می بینم
اشک در چشمانم حلقه میزند که من چقدر عزیز هستم که خدا دست از تلاشش برای فهماندن من بر نمیدارد که فقط با بخشیدن میتوانم زندگی پرمعنی و آرامش درونی داشته باشم
شاید برای بعضی ها این تجربه باورنکردنی باشد اما واقعا این اتفاق افتاده است
اگر بپرسید خوب حالا آن شخص را کاملا بخشیده ای باید بگویم هنوز شیطان دست از سر من برنداشته است و گاهی اوقات باز مرا به منجلاب مرور خاطرات تلخ سوق میدهد
من باید بیشتر روی خودم کار کنم و به شیطان اجازه ندهم مرا اسیر خودش کند
باید این تجربه زیبا را به یاد بیاورم تا پیش خداوند مهربانم سرشکسته نشوم
نشان های دریافت شده
بنام خدای بخشنده مهربان
با عرض سلام و درود و خداقوت خدمت استاد توانمندم و دوستان هم مسیر شجاع و پر از لیاقت
جلسه چهارم زمانبندی خدا صد در صد است با حذف موانع
من به زمانبندی خدا ایمان دارم
تمرین:
۱- با توجه به دریافت آگاهی درباره زمانبدی خداوند در زندگی خود مثال هایی را پیدا کنید که شما دوست داشته اید در فلان تاریخ یا به فلان صورت خواسته شما برآورده شود و برای آن تقلا کرده اید اما بعد از نتیجه نگرفتن و رها کردن در زمانی خواسته شما محقق شده است که بهترین زمان ممکن بوده است.
خدا رو هزاران بار شکر
دقیقا من برای باشگاه رفتن و رضایت دوباره پدرم برای رفتن به باشگاه خیلی تقلا کردم و خیلی ختمها و دعاها میکردم ولی هیچ نتیجه ای نمیگرفتم حتی برای دیدنش هم اجازه نمیداد برم چون من فقط لاغریمو در صورت ورزش کردن با مربیم میدونستم و هر چی سعی میکردم نمیشد که نمیشد ولی بالاخره در بهترین زمان ممکن خدا بالاخره دعاهام رو مستجاب کرد چون شدیدا مداومت داشتم و خیلی برام مهم بود
برای لاغری هم کلا خیلی خیلی راهها رو امتحان کردم و خیلی نتایج مختصر و زودگذر بود و به بدتر شدن اوضاعم هم منجر میشد و از گذشته چاق تر هم میشدم و شدیدا هم افسرده میشدم و به هیچ عنوان از خودم راضی نبودم و دقیقا بارها منم به خودکشی فکر کرده بودم و هیچ راهی نداشتم و تمام امیدهام نا امید بود و باز هم از یه سوراخ بارها گزیده میشدم که اینم برنامه ریزی الهی بود برای اینکه کاملا بفهمم تمام اون مسیرها غلط هستن و برای من نتیجه نمیدن تا اینکه بالاخره در بهترین وقت ممکن در خوشبختی به روی من باز شد و نه فقط برای لاغری بلکه برای تغییر در همه جنبه ها و تحول بی نهایت عالی و پرسود و ارزشمند و سعادت دنیا و آخرت شامل حالم شد با این هدایت راهی که فکرشم نمیکردم به این آسونی و لذت و شیرینی و ته ته خوشبختی ختم به خیر بشه
من برای بخشیدن اطرافیانم خیلی راهها رو رفته بودم و نتایجمم بد نبود مخصوصا کتاب ارزشمند شفای زندگی ولی مرحله ای بود گام به گام جلو رفتم و هر چی کار کردم رو خودم بهتر و بهتر درکم بالا رفت و در بهترین زمان ممکن به دوره رنجش تا بخشش هدایت شدم از استاد ارزشمندی دیگر و خیلی خیلی برام حقایق روشن شد و دریافتها و الهاماتی از اون دوره برام رشد خیلی بالایی به همراه داشت و همچنان بیشتر و بیشتر دارم رو خودم کار میکنم و کتابهای نیمه تاریک وجود دبی فورد و چرا آدمهای خوب کارهای بد میکنند و جدایی معنوی دبی فورد هم تا حدودی خوندم و بهم معرفی شد و خیلی خیلی برام به صورت مرحله ای مفید بود و گام بزرگ البته دو کتاب دوم رو نخوندم ولی نیمه تاریک وجود رو بهتر خوندم تمریناشم انجام ندادم و فرصت نکردم و همچنان مسیر آموزش ادامه داره و از استاد عطار روشن عزیز هم خیلی خیلی درسهای بزرگی برای بخشش گرفتم و خیلی فایلهای عالی داشتن درباره همون همسایه دعواییشون و آرامش خودشون و برام خیلی جذاب بود و خیلی درس بزرگی بود و همین درس امروز برای بخشش
چون روز پنجشنبه اتفاق بزرگی برای من افتاد و خیلی توهین ها و بی احترامی ها شد ولی من فقط سکوت کردم و کمی هم اشکم سرازیر شد مخصوصا تهمت به کسی که از چشمام بیشتر بهش اعتماد دارم و برام خیلی ارزشمنده و شک نداشتم که دروغه ولی از سادگی طرف مقابلم که باور کرده بود خیلی شب سختی رو گذروندم و خیلی حرفا تو سرم بود و سر درد کردم و بدون خوردن مسکن هم سر دردم خوب شد هم تا حدودی تونستم خودمو با حال خوب کنترل کنم وهمچنان مدام ندایی در درونم فریاد میزد
من به معجزات الهی ایمان دارم
من به وفاداری خدا ایمان دارم
من به برنامه الهی ایمان دارم
و صد در صد به زمانبندی الهی ایمان دارم
و تمام این جملات به صورت تکرار برای من بلند در سرم تکرار میشد و آرامش عجیبی داشتم و حرفهایی که شنیدم رو خیلی سریع بخشیدم و همش کمک خدا بود و نتیجه این دوره قدرتمند که برام در بهترین زمان ممکن عالی جواب داد
و دقیقا حس کردم محکی بود برای ایمان من و احساس بزرگ زندگی با کمک خدا
۲- به نظر شما برآورده نشدن خواسته هایتان تا چه میزان مربوط به نداشتن احساس لیاقت برای دریافت نعمت بوده است. نگرش خود درباره میزان لیاقتتان برای دریافت نعمت های الهی را شرح دهید
دقیقا در فایلهای گذشته به طور مفصل درباره احساس نداشتن لیاقت نوشتم و برام خیلی واضحه که همیشه در باتلاق درجا زدن گرفتار میشدم
و بد جور اسیر عادتهای غلط و شکست خوردن و تجربه صد باره و بیشتر حس ضعف پیدا کردن که من به درد هیچی نمیخورم
و تمام بهانه های این درس رو داشتم و قانون انتظار کاملا درست عمل میکرد برای من
اکثرا میگفتم دیر شده و زمان برام مهم بود ولی تو این سرزمین یاد گرفتم عجله کار شیطونه و زمان مانع بزرگیه و در تمرینهای دوره مقدماتی هم اولش تمرین نوار زمان برام خیلی سنگین بود و سخت ولی خیلی بهم کمک کرد و یادم داد زمان اهمیتی نداره و الان برام واضح شد زمانبندی خدا هیچ ردخوری نداره مگه این که خودم سد راه ادامه دادن خودم بشم
و منم خیلی به سنم توجه میکردم که دیگه دیر شده و چه فایده و من آرزوم بود که بچه دار بشم عاشق بچه ها بودم ولی با داشتن خواهرزاده هام حس مادری رو بدون مادر شدنم تجربه کردم و عاشقشونم و خدا به نحوی دیگه منو لایق مادری دونست که واقعا لذت میبرم و با محدثه نوه اولی خیلی تجربه های دلپذیر حس مادری و شیرین داشتم که محدثه هم با همون سن بچگیش به من میگفت ازدواج نکن و اگه روزی ازدواج کنی بچت رو از من بیشتر دوست داری گفتم هرگز تو عشق ترین بچه دنیایی برای من تا ابد و واقعا هم هست و خواهد بود و بدون سختی های مادری خاله بودن قشنگ ترین حس و نعمت دنیاست و عاشقشم
و در موقع شروع کارم تمام این افکار منفی رو داشتم
کلا خیلی افسرده و پوچ بودم و خودمو لایق هیچی نمیدونستم
و منم همواره افکار مزاحم در ذهنم آزارم می داد:
در این اوضاع و شرایط اقتصادی که همه گله و شکایت دارند چطور می خواهی پیشرفت کنی اصلا مردم پول ندارن هنر من بدرد کی میخوره و مردم تو نون شب موندن
و اصلا هنر من از مد افتاده
و تمام این افکار شیطانی همه ته ناامیدی هست و بهانه برای استارت نزدن و بیشتر در جا زدن و باری به هر جهت زندگی کردن
و به هیچ عنوان نمیتونستم حس شجاعت و لیاقت و اعتماد به نفس و دو بال ایمان که نه غم گذشته و ترس از آینده بود رو از بیخش قیچی کنه و گزارشات سراسر منفی خانم شیطان پرست به مدیر کارخانه ذهنم و جز بدبختی و حسرت خوردن ارمغانی برام نداشت و رسیدن به حس هیچ و پوچ بودن و زمان عمری که به سرعت نور به بطالت میگذشت بی هیچ هدف مشخصی
۳- لیست آرزوهای خود را یک بار دیگر بازنویسی کنید و از عبارت (هدیه کند) برای تحقق هر آرزو استفاده کنید.
۱.رسیدن به تناسب اندام همیشگی با قدرت ذهنم و لذت بردن از تناسب فکری و جسمی و روحی و آرامش محض و ادامه دادن با اشتیاق دوباره را هدیه کند خدای مهربانم در بهترین زمان ممکن
۲. درست شدن دندونهام که خیلی رو مخمه و از پس هزینه اش به راحتی با کمک خدا بر بیام را هدیه کند خدای مهربانم در بهترین زمان ممکن
۳. رسیدن به آرزوی دیرینه ام داشتن اتاق شخصی مستر دار با امکانات و تجهیزاتی که خودم عاشقشم و یه حرکتهایی و قولهایی بهم داده شده و امسال فکر میکنم میتونم داشته باشمش را هدیه کند خدای مهربانم در بهترین زمان ممکن
۴.سلامتی کاملم بدون خوردن داروهای همیشگی که واقعا ازشون خسته ام و مراجعه های پر استرس دکتر و حرفهای ناامید کننده دکترم هر سه ماه یکبار برای رماتیسم مفصلی و تیروییدم را هدیه کند خدای مهربانم در بهترین زمان ممکن
۵. ساخت خانه باغ ویلایی عالیمون به راحتی و کمک خدا و رسیدن به آرامش و داشتن آشپزخانه رویایی و عالیمون و داشتن روابط خانوادگی عالی و پر آرامش و رضایت مادرم از من که الان از دستم شاکیه و خیلی ناراحتم و دوباره پر از قدرت بشم برای کمک بیشتر در امور خانه داری را هدیه کند خدای مهربانم در بهترین زمان ممکن
۶. داشتن درآمد ماهیانه برای خرید دوره های فوق العاده ای مثل خدا هرگز دیر نمیکند و رسیدن بهش در امسال که جزو ارزوهای بزرگ منه و تکمیل دورهایی که هنوز نخریدم پله پله چون نمیخام هیچ آموزشی از استادم باشه که حسرتش رو بخورم امسال بعد از دوره ماه رمضان اگه داشتمش اینجوری دور نمیشدم از نوشتن که خدا بازم هدایت و حمایتم کردبا این دوره ارزشمند به ظاهر رایگان و بی نهایت خوشحال و راضیم را هدیه کند خدای مهربانم در بهترین زمان ممکن
۷. بتونم دوره نوشته های باورساز رو بخونم و تمریناتش رو انجام بدم که هر دفعه شروع کردم نشده ادامه بدم و خیلی دوست دارم آگاهیهای فوق العاده اون دوره ارزشمند هم نصیبم بشه و از کار ناتمام خیلی ناراحت میشم را هدیه کند خدای مهربانم در بهترین زمان ممکن
۸.بتونم خودمو از دست وسایل اضافی که بهشون وابسته هستم و از بچگی عادت به دور ریختن ندارم رها کنم و به دیگران ببخشم و اتاق قشنگم چیدمان عالی داشته باشه و شلوغ نشه که آرامشم بزرگترین خاسته منه که خیلی باید رو خودم کار کنم را هدیه کند خدای مهربانم در بهترین زمان ممکن
۹. بتونم بدون ترس دوره های عروسک بافی که خریدم رو شروع کنم کلبه حیوانات که خیلی عالیه مخصوصا بخاطر خرید نخ ترک که قیمتش بالاست هر رنگ کاموایی که خاستم و دوره بافت لباس ایرلندی که نصفه رها کردم و ترسیدم از ادامه دادن و فروش عالی را هدیه کند خدای مهربانم در بهترین زمان ممکن
۱۰. شروع و ادامه دوره پیشرفته که تا جایی که انجامش میدادم خیلی خیلی حالمو خوب کرده بود ولی نتونستم ادامه بدم و خیلی مامانم بهم میگه دوباره از مقدماتی شروع کن ولی چون دوباره ماه رمضان رو میخاستم انجام بدم و امروز و فردا کردم و نشد و خودمو لایقش بدونم را هدیه کند خدای مهربانم در بهترین زمان ممکن
و این خاسته ها پایانی نداره و روزافزون و همیشه در دسترس و قابل سفارشه تا وقتی زنده ام و خالق رویاهای خودم متشکرم متشکرم متشکرم
چقدر حسم با تمرین این قسمت عالی شد و دقیقا میدونم عبارت تاکیدی تاثیری نداره ولی دقیقا حس امضای خدا رو پای آرزوم پیدا کردم و خیلی شیرینه
و سن و سال و زمان هیچ معنایی نداره
و چقدر خوندن منابع الهی که بی پایان هستن برام جرقه های بزرگ زد که ازش غافل بودم و با منابع انسانی خیلی متفاوته
و من با تقویت ایمان و رفع موانع محدود کننده ذهنی در بهترین زمانبندی الهی به هر چی میخام میرسم
و من به تمام آرزوهام قول رسیدن دادم با کمک خدای بخشنده و روزی دهنده مهربانم
خداوند همیشه و در همه جا حامی و هدایت کننده من است و تنها بهانه نرسیدنهای گذشته خودم بودم
من خود حجاب و مانع بودم از میان بلند شدم و همه امور رو بعد از درست کردن سمت خودم به خدای عزیزم سپردم و مطمئنم و از خدا کمک میخام برای ادامه دادن و راه نشان دادن که بهترین مسیر رو برام میچینه
خدای مهربانم تا بی نهایت شکر شکر شکر
استاد عزیزم متشکرم برای آگاهیهای ناب این جلسه که منو پر شور و شوق تر کرد
آسیه جونم بهت افتخار میکنم و تو شجاع ترین و لایق ترینی برای رسیدن به آرزوهات که خدا هرگز فراموشش نمیکنه و من مسئول ادامه ندادنها و نا آگاهیها بودم که در بهترین زمان ممکن هدایت و حمایت شدم از طرف خدای بخشنده مهربانم
دوستان ارزشمندم از تمام دیدگاهاتون لذت بردم و منتظر خبرهای شگفتی سازیتون هستم
در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست و من لایق بهترینهام
نشان های دریافت شده
به نام خداوند خلق آرزوها و خلق کلمات امید بخش،که از قلبم که جایگاه خداوند است درکلامم ودرفکرم
وبعد بارهاتکرار شده تا تبدیل به باورم وبعد تبدیل به نعمتهایم در زندگیم شد همه اینها از طرف پروردگارم هست 🙏🙏🙏😇
باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم✋🥰❤
زندگی با کمک خداوند👏
گام ۴: من به زمان بندی خداوند ایمان دارم 👌
بسیار برام اتفاق افتاده که در قلبم آرزو وخواسته ای داشتم که از طرف خداوند بوده چون وقتی به داشتنش فکر می کردم احساس فوق العاده ای داشتم ولی به خاطر این که به زمان بندی خداوند ایمان نداشتم و عجله برای رسیدن در ذهنم زیاد بود وبه آنها نمی رسیدم نامید شده در کل خواستمو رها می کردم
ولی دلیل رها کردن خواسته هام به دوران کودکی بر می گرده چون در دوران کودکی به ما یاد دادن چرا این قدر هر چیزی میبینی می خوای نمیشه همه چیز باهم داشته باشی باید قانع باشی و قناعت کنی وبرای داشتههات سپاس گذار همون داشته هات باش چون خانوادهامون نمی تونستن خواسته هامون برآورده کنن باعث،شدن که ماخواستههامونو کمتر کنیم وباورمون شد که نمیشه به همه خواستهارسید واین نگرشها و تجربیات از نرسیدن به خواسته ها در ما قوی شد وهر گاه خواستهای داشتیم عجله برای رسیدن به اون رو داشتیم وبعد که نمی رسیدیم اون باور کودکی در ما قوی تر میشد چون کسی به ما نگفته بود چگونه باید درخواست کرد واکنون یاد گرفتم که هر خواسته رو فقط از خداوند داشته باشم وبه زمان بندی ایش ایمان داشته باشم وبا احساس خوب زندگی کنم وسن بالا ونداشتن استعداد خواص ونداشتن سرمایه خاص ونداشتن حامی ونداشتن استعداد ومهارت و نداشتن فلان مدرک وغیره رو دلیل نرسیدن به آرزوهایم ندونم برای رسیدن به آرزوهایم فقط رو کمک خداوندحساب باز کنم
برای رسیدن آرزوهایم ایمان داشته باشم به کمک و هدایت خودش در این مسیر به معجزات خداوند و برنامه خداوند و وفاداری خداوند باور داشته باشم
دلیل نرسیدن و رها کردن خواسته هام 🤔
روی کمک خداوند حساب باز نکرده بودم 😔
به زمان بندی خدا توجه نداشتم 😔
احساس لیاقت برای خواسته هام در خودم نمی دیدم 😮😔
به خودم ایمان نداشتم و اعتماد و عزت نفس نداشتم 🥺
ترسهایم باعث نرسیدن به خواسته ام میشد😖
وفاداری خداوند رو توجه ای نمی کردم ودر نامیدی و نرسیدن به خواسته ام زندگی رو سپری می کردم 😔
و حالا نگرشم تغییر کرده و راه رسیدن به خواسته ام جایگزین کردن
اولین قدم در رسیدن خواسته هام نگرشم درست هستش ومن قدم اول برداشتم و دعوت شدم به دوره با کمک خداوند زندگیمو بسازم
خداوند خواستار رسیدن من به تمام آرزوهام هست فقط توجه من رو می خواد فقط ایمان و باور من رو نسبت به لایق بودن برای تمام خواسته هام رو می خواد پس
من لیاقت رسیدن به آرامش و آسایش در هر دو جهان رو
دارم احساس شادی و خوشبختی درونی رو دارم فقط با
اعتماد به ربم
ایمان به زمان بندی ربم
باورم به وفاداری ربم
توکلم به ربم
ایمان به اعجاز ربم در زندگیم ومسیر هدایتم به خواستهایم
دیگر احساس نامیدی ندارم واز خداوند در خواست شنیدن الهام در قلبم هستم وشجاعت عمل کردن رو می خواهم
پس دلیلم برای نرسیدن خواسته هاموفهمیدم به صدای قلبم توجه نمی کردم و ترس هایم مانع عمل کردن در من بود
و نداشتن احساس لیاقت
خدایا🤲 در خواستم مهم من وآرزوی اصلیم برای رسیدن به آرزوهای دیگرم
غلبه بر ترسهایم و غلبه بر تنبلی
رسیدن به احساس لیاقت
وتوان مندی خودم باارزش دونستنم خدایا تو یاری دهنده هر ناتوانی وهر درحواست کننده هستی هر که از تو بخواهد تو اجابت می کنی من رو به بهترین حال و شرایط برسان
تمرین
۱.با توجه به آگاهی که داده شد درباره زمان بندی خداوند در زندگی خود مثالهای بیاورید در فلان تاریخ در خواست آرزو کرده و نتیجه نگرفته و رها کرده اید ؟
در تمام زندگیم خواسته ام رو از خدا داشتم وبرای رسیدنش خیلی عجله داشتم وقتی نمی رسیدم در من بیشتر باورم شده بود که خدا من رو به خواستهام نمی رسونه شاید لایقش نیستم ویا شاید برامن رسیدن به اون خواسته،صلاح نیست و رها می کردم نامید میشدم ولی می دیدم همون خواسته ای که من داشتم دیگران چرا راحت می رسن بیشتر احساس بی ارزشی می کردم چرا خدا برام نمی خواد
الان فهمیدم توجه من بیشتر با احساس بد و عجله همراه بوده برای رسیدن به خواسته هام و الان فهمیدم برای رسیدن به خواسته وقتی به خدا مسپارم باید با احساس آرامش و همراه باشه واین نشانه ایمان
و عجله نداشته باشم وبه زمان بندی خدا اعتماد کنم
وقتی همون خواسته که من داشتم اگه دیگران زود تر از من بهش رسیدن رو برام در ذهنم قوی کنم پس من هم به زودی می رسم به خواستم مثل فلانی حتی به راحت ترین شکل الهی
به نظر شمانرسیدن به خواسته هام چقدر به احساس لیاقت ربط داره ؟
واقعا نرسیدن من به تمام خواسته هام نداشتن احساس لیاقت بوده وخود مو کوچیک وبی ارزش می دونستم در رسیدن به خواسته هام وقتی خواسته ای داشتم وبه خدا می گفتم من هم می خوام به فلان مرتبه برسم زود افکار منفی میومد که توبا هوش نیستی توفلان چیز بلد نیستی وغیره که در من احساس لیاقت نداشتن و قوی می کرد و حتی دیگه به خواستم نمی خواستم فکر کنم و رها می کردم و دوباره از طرف خدا این خواسته در قلبم ایجاد میشد وباز با نجواهای شیطان رها میشد واکنون در حال تقویت احساس لیاقت در خودم هستم به لطف خدا در این دوره
لیست آرزو هایم رو بار دیگر نوشته وبا کلمه از طرف خداوند هدیه خواهم گرفت اولین قدم برای تقویت احساس لیاقت در من شد
من شفای چشمانم را از خدا هدیه خواهم گرفت در زمان بندی فوق العاده خودش
من رشد فردی ورشد مالی خودم و همسرم وفرزندم رو هدیه خواهم گرفت در زمانبندی خودش
خونه فوق العاده زیبا و بزرگ و باغچه زیبا و اسباب و لوازم جدید و نو هدیه خوام گرفت در زمان بندی خودش
من به کسب وکار مورد علاقه ام که رسالتم هست خواهم هدیه گرفت در زمان بندی الهیم
من سلامت وثروت و عشق ومعنویت رو هدیه خواهم گرفت در زمان بندی الهیم
من ماشین مورد علاقه ام رو به هدیه خواهم گرفت در زمان بندی الیهم
پیشرفت شغلی همسرم در تمام جوانب خواهم هدیه گرفت در زمان بندی الیهم
من رابطه فوق العاده ای با همسرم و فرزندم خواهم هدیه گرفت در زمان بندی الهیم
من ارث م را راحت هدیه خواهم گرفت در زمان بندی الهیم از بهترین راه خداوندم
من لاغری در جسم را خواهم هدیه گرفت در بهترین زمان بندی الهیم
خدایا من احساس لیاقت و باور وایمانم رادر این دوره خواهم هدیه گرفت در زمان بندی الیهم
خدایا شکرت و سپاس فراوان برای وفاداریت 🙏🙏🙏🙏❤❤😇
استاد سپاس بی نهایت از مهربانیتون 🥰🙏🙏🙏
بنام خالق بینظیرم
سلام خدمت استاد مهربان وتمام دوستان گلم
خداوندهدایتگرم را بینهایت شاکرم بابت هدایتم به این سایت بینظیر
من به زمانبندی خداوند ایمان دارم
چقد این آگاهیها به ما امید وانگیزه میدهند بابتشون از خداوند واستاد عزیزم سپاسگزارم
خداوند برنامه وزمانبندی تحقق آرزوهایمان را با با دارای های خودش اجرا میکنه نه با زمان ودارایی ما ،این آگاهی چقد حالمو خوب کرد چون همیشه این مانع بود که با کدوم سرمایه واینکه دیگه دیر شده خدایا شکرت که پشت وپناه ما هستی وشوق وانگیزه را در دل ما قرار میدهی تا به آرزوهامون برسیم واین دیگه ما هستیم که قدم اول را برداریم یا نه وتو فارغ از اینکه ما به ندایت گوش بدیم یا نه همچنان تا زنده هستیم این شوق را هر بار در دل ما زنده میکنی وتو بیشتر از ما میخواهی که ما به خواسته هامون برسیم خداوندا بینهایت سپاسگزارتم
نمونه ای از زمانبندی ناب خداوند در زندگی من بوده که واقعا معجزه بودن ومن بارها بابتشون خدارو شکر کردم واز خداوند میخوام که از این معجزات در زندگی بهم هدیه بده
من میخوام که خداوند قدرت درک قوانینش را به من هدیه بده ،
من از خدا میخواهم که یک خونه دوبلکس با تمام امکانات را به نن هدیه کنه
من از خداوند میخوام که یک تولیدی بزرگ با تمام امکانات لازم ونیروهای خوب وعالی به من هدیه بده
من از خداوند میخوام که یک ماشین بزرگتر وبا امنیت وکیفیت بالا بدون فروش ماشین الانمون وقرص ووام به ما هدیه بده
من میخوام هزینه دوره های استاد را از راهی که به ذهنم نمیرسد به من هدیه بده
من احساس لیاقت در رسیدن به خواسته هام را در خودم کم میبینم ولی با آگاهیهای که هر روز دارم دریافت میکنم این احساس را کم کم در خودم دارم بالا میبرم وامیدوارم خداوند کمکم کنه بتونم اون ارزش ولیاقتی که خداوند برام در نظر گرفته را با تمام وجودم درک کنم وبه آن برسم
باز هم استاد عزیزم سپاسگزارم بابت وقت گرانبها و این دوره عالی وبینظیر که در اختیار ما قرار دادین
موفق وپیروز باشید
تک تک کلماتی که نوشتی آرامش بخش بود
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
چقدر با خوندن این مطلب چشم و گوش دلم باز شد .متوجه شدم تمام وقت هایی که اشتیاق انجام کاری به دلم افتاده اون کار خدا بوده اون تلاش خداوند برای هدایت من بوده .چقدر جملات این متن باروح آدم حرف میزنه نمیدونم چرا با خوندن این جملات بغضی شدم. چقدر این جمله قشنگه که اگر شما آرزوهاتونو فراموش کنید خداوند هرگز آرزوهای شما رو فراموش نکرده همیشه و همه جا در حال هل دادن ما به سمت خواسته ها و آرزوهامون بوده مگر عشق و علاقه ای بالاتر از این داریم ؟ مگر وفاداری بالاتر از این هست ؟خداوند همیشه برای ما و خواسته هامون ارزش قائل حتی اگر خودمون و نزدیک تر افراد زندگی مون مارو لایق خواسته و آرزوهامون ندونن خداوند مارو لایق بهترین خواسته ها و آرزوها میدونه بخاطر همین که هر در خواستی و آرزویی داشته باشیم مارو در مسیر رسیدن به آرزومون قرار میده و قدم به قدم مارو به خواسته مون نزدیک و نزدیکتر میکنه و تا زمانی که ما آرزمون رو با تمام وجودمون دریافت نکنیم پیشتیبان و همراه ماست .ای کاش از بچگی اینجوری خدارو برای ما تعریف میکردن انسان اینجوری بیشتر صفات خداوند و توجه و علاقه خوداوند رو به خودش حس میکنه .اینجوری معنای واقعی کلمه رحمان و رحیم بودن خدارو درک میکنم اینجوری حامی و پشتیبان بودن خدارو درک میکنیم با اینکه ممکنه گاهی اوقات ما خودمون رو ،خواسته هامون رو به دست فراموشی بسپاریم ولی خدا هرگز خواسته های مارو فراموش نمیکنه اون فقط از ما میخواد اقدام کنیم دیگه بعدش با خودشه با توانای مطلق!!!!!! چقدر دلگرمی بخشه درک کردن این موضوع؟؟؟ چقدر دلچسب خدارو اینجوری شناختن .چقدر با آموزش های غلط از خدا دور شدیم چقدر ترسیدیم از خدا بخوایم که نکنه یه زمانی زیاده خواهی باشه ،چقدر خدارو اینجوری بهمون شناسوندن باعث احساس گناهکاری بیشترمون شد اینکه هرچی بیشتر سختی و بدبختی بکشیم بیشتر مورد خواست خدا هستیم .ثروتمند شدن باعث دور شدن از خدا میشه؟؟؟؟؟ چطور ثروتی که خداوند خودش عظیم ترین و بی نهایت ترین ش رو داره باعث دوری ما از خدا میشه ؟؟؟؟؟؟؟یکی از صفات خداوند غنی چطور صفت خداوند باعث دوری ما از خدا میشه ؟ چیزی که نشانه خداوند، چیزی که ویژگی خداوند، صفتی که خداوند با استفاده از اون خواسته خودش رو به ما بشناسونه چطور باعث گناهکاری ما و دوری مون از خدا میشه ؟ این ها همه نتیجه آموزش های اشتباه در شناخت خداوند .چقدر استاد با این گفته هاتون دلم آدم گرم میشه به بودن خداوند در کنارش ، به اینکه خدا هیچ وقت حتی زمانی هایی که فکر کردیم رها شدیم هیچ وقت مارو رها نکرده و حامی و پشتیبان ما بوده به دنبال هدایت ما به سمت مسیر الهی مون بوده کم کاری و سهل انگاری از خودمون بوده و گرنه خدا همیشه حواست ش به تک تک بنده هاش هست!!!!!!!!!!!!!!!!