0

من به زمانبندی خداوند ایمان دارم (قدم۴)

زمانبندی خداوند
اندازه متن

بسیاری اوقات از انجام آنچه خداوند در قلب ما قرار می‌دهد طفره می‌رویم، خداوند در قلبمان با ما کلنجار می‌رود تا آن کار را انجام دهیم اما به بهانه‌های مختلف از انجام آن خودداری می‌کنیم.

یکی از پرکاربردترین توجیهات منطقی برای عمل نکردن به وعده‌های الهی این است که زمان آن گذشته است و دیگر دیر شدن است. ما به زمانبندی خداوند باور نداریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 85 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.51 از 93 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42306

85 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

85 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مهدی ملکی
      ۱۴۰۳/۰۴/۱۵ ۱۷:۴۹
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 427 کلمه

      به نام خداوند بخشنده وبخشایشگر

      سلام؛خدمت استاد بزرگواروعزیزان سایت تناسب فکری

      سوال اول؛ باتوجه به دریافت آگاهی درباره زمانبندی خداوند درزندگی خود مثال هایی را پیداکنیدکه شما دوست داشته ایددرفلان تاریخ یا به فلان صورت خواسته شما برآورده شود وبرای آن تقلا کرده ایداما بعدازنتیجه نگرفتن ورها کردن در زمانی خواسته شما محقق شده است که بهترین زمان ممکن بوده است.

      من به زمان بندی خداوند ایمان دارم.استادمثال که خیلی زیاد هستش نمونه مثال بودن درهمین سایت تناسب فکری من درسایت استاد عباسمنش سالهای زیادی هستم که اگه توضیح بدم زمان زیادی میبره؟! وبا شما آشنا بودم بدون اینکه شما متوجه بشویدودرسایت استاد عباسمنش ۳۰ کیلو وزن کم کردم بادوره های رایگان که اصلا رایگان نیست وروش استاد این بود که فقط گوشت بخورم که قیمتش فضای بودادامه دادم قیمت به کنارازدنیا سیرشده بودم ازخانواده ام دورشده بودم مجلس دعوت میشدم هیچی نمی خوردم فقط نگاه میکردم ووووو…… دیگه خسته شدم وتسلیم خداشدم. گفتم خدایا دری ازدرهای رحمتت رابازکن وخداونددرزمان مناسب پاسخ مرا داد درسایت استادعباسمنش کامنت می خوندم یکی ازبچه های سایت که دردو سایت عضوبودراخواندم وایشون هم ازشما تعریف کرده بود ومن این رونشانه ازطرف خداوند دونستم وعضوسایت شما هستم وهرغذاوخوراکی که سالم است درصورت میل نوش جان میکنم ولذت میبرم و متناسب هم هستم .من به زمان بندی خداوند ایمان دارم. خدایا شکرررررررررررررررررروسپاسگزارمممممممم

      والان هم دردوسایت عضوهستم ولذت میبرم استاد سپاسگزارم.

      وفراموش کردم که اسم اون شخص کی بوددستی ازدستان خدا شدوسپاسگزارم.

      سوال دوم؛ به نظر شما برآورده نشدن خواسته هایتان تاچه میزان به نداشتن احساس لیاقت برای دریافت نعمت بوده است. نگرش خوددرباره میزان لیاقتتان برای دریافت نعمت های الهی راشرح دهید

      استادیکی ازپاشنه آشیلهای من مربوط به احساس لیاقت هستش . من تولیدی،مغازه،ماشین،خونه،زمین،ووو.‌‌‌‌.. همه چی داشتم به لطف خدا پاشنه آشیلمو شناسائی کردم همیشه کاری که انجام میدادم بی ارزش میدونستم اما الان نه.

       خودمو شناختم ،توانائی هایم راشناختم، خودمو ارزشمند میدونم،دیگران رو ارزشمند میدونم،خودمو باوردارم وباوردارم خدای مهربان رو این همه توانائی رو به من داده خدایا شکر وسپاسگزارم.

      من لایق بهترینها هستم

      من به زمان بندی خداوند ایمان دارم

      سوال سوم؛لیست آرزوهای خودرایک باردیگربازنویسی کنیدوازعبارت (هدیه کند) برای تحقق هر آرزو استفاده کنید               خدایا؛عمرطولانی بیشتر،تندرستی وسلامتی بدن وافکاردرست،گشایش روزی عطا وهدیه بفرما

      خدایا ازدرون دانائی عطا وهدیه بفرما

      خانه مجلل با امکانات رفاهی هدیه کن رهن تکاملی خرید

      ماشین پرشیاسفیدنوتی یو فایو هدیه کن

      ساخت باخچه یا فروش باقیمت باورنکردنی هدیه کن

      خدایا ارتقای شغلی درکارملک هدیه کن

      خدایادرهمه زمینها فقط به صورت نقدا هدیه کن

      خدایاپرداخت بدهی ها وآزاد شدن حسابهای بانکی روهدیه کن

      درآمدماهی ۶۰میلیونی روهدیه کن

      تناسب اندام روهدیه کن

      روابط سالم وعالی رو باخانواده وباهمه مردم دنیا هدیه کن

      ووووووووووووووووووووووووووووووو………خدایا عاشقتم وعاشقانه دوستت دارم برای تمرین گام ۴ استادبزرگوار وعزیزان سایت سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۴/۱۰ ۰۱:۲۸
      مدت عضویت: 880 روز
      امتیاز کاربر: 26040 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 535 کلمه

      به نام خداوند جان و دل 

      سلام خدمت شما بزرگوار از شما ممنونم درمورد این فایل بی نظیر چند وقت پیش ما چندین بار برای اجرا می‌رفتیم روی صحنه و من هم بار اولم بود ولی قسمت نمیشد من اجرا کنم و هر بار با خودم میگفتم خدا بهترشو در نظر داره و این مدت خب من هم حسابی تمرین کردم تا چند روز پیش روز عید غدیر با آمادگی بسیار کامل رفتم رو صحنه و اجرا کردم و اینگونه بود که به زمانبدی خدا و اینکه خدا هیچوقت دیر نمیکنه اعتماد کردم .

      دقیقا به نظر خودم این همه سال به آرزوهای قشنگم نرسیدم چون واقعاً خودمو لایق دانستن آن نعمت ها نمی‌دونستم من واقعا خودمو لایق اجرا روی سن نمی‌دونستم و این باعث میشد که عقب بمونم ولی وقتی احساس لیاقت را. در خودم ایجاد کردم خداوند هم آن را بهم داد.

      حالا لیست آرزوهام:دقیق قبلی ها را یادم نیست و شاید چندتایی اضافه بشه تو این لیست ولی میدونم که خدا همشو بهم هدیه میده پس تمام آرزوهای ریز و درشتمو تا اونجا که حضور ذهن دارم می‌نویسم.

      ۱,خدایا ازت می‌خوام به من شکم و پهلوهای کاملا تخت و صاف و اندام سکسی و جذاب ووزن ۵۶کیلوگرم و پوست صاف و سفید و شفاف بهم هدیه کنی.

      ۲,خدایا ازت می‌خوام نفس گیری در بالابان نوازی را به عنوان هدیه بهم یاد بدی همچنین دستگاه ها و مقام های موسیقی ایرانی و ترکی را به صورت کاملا حرفه ای و درجه یک به عنوان هدیه بهم بدی و منو به عنوان یک نوازنده حرفه ای سازهای بادی در جهان تبدیل کنی 

      ۳،یک خونه بزرگ و لاکچری بهم هدیه بدی ۴,ماشین کی ام سی تی ناین و آ او ای دی قرمز و شیک بهم هدیه کنی

      ۵,دلم میخواد خودم پول دربیارم پس اینم هدیه بده بهم ۶,منو وارد گروه های موسیقی کن تا با تمرین های بیشتر پیشرفت کنم و همانطور که مردم را دور پیامبرانت جمع کردی اساتید عالی و درجه یک در موسیقی از سرتاسر جهان دور من جمع کن تا با یاری خودت در حرفه ای شدن من حسابی کمک کنند و آموزش های لازم را بدهند اینم به عنوان هدیه ازت می‌خوام

      ۷, رابطه ام با همسرم خیلی عاشقانه بشه رابطه ام با خانوادم عالی بشه رابطه ام با خواهر شوهرم نیز و پدر شوهرم و عسل دوستم و عاطفه عالی بشه و…..

      پولدار و ثروتمند شدن را بهم هدیه کن کنسرت های بی تی اس و دیدن اعضای بی تی اس و همکاری با گروه بی تی اس و کلا صنعت کیپاپ را بهم هدیه کن و در آخر با خواندن این مطلب یادم افتاد که آرزو داشتم از بچگی بازیگر بشم ولی نشدم بازهم به همون منطق های الکی ذهن و حالا از خداوند میخواهم که یاری ام کند تا هم در سریال های انگیزشی ایرانی و هم در سریال های کره ای و خارجی فیلم بازی کنم دوست دارم نقش خون آشام کیوت هم بازی کنم پس لطف کن خدا جونم اینم بهم هدیه کن وای چقدر خوندن این مطلب جالب بود داره یکی یکی آرزوهای بچگی یادم میاد خدایا همیشه دوست داشتم یک پاساژ بزرگ از عروسک داشته باشم و عروسک فروشی داشته باشم پس اینم بهم هدیه کن و بار دیگر میگم خدایا آرزو میکنم که همه ی ارزوهامو برآورده کنی الهی آمین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام
      ۱۴۰۳/۰۳/۲۵ ۱۲:۲۲
      مدت عضویت: 1513 روز
      امتیاز کاربر: 22791 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 833 کلمه

      سلام به همگیییی🌹امیدوارم حالتون خوب باشه 

      اطمینان به زمانبندی خدا برای رسیدن به خواسته ها 

      ۱-

      • فکر کنم هممون این تجربه رو داریم که بارها و بارها خواستیم در فلان تاریخ به فلان وزن مورد نظرمون برسیم 

      اما زمانی که این فشار زمانی رو روی خودمون میذاشتیم حتی با وجود تلاش در اون تاریخ نه تنها به اون خواسته نمیرسیدم بلکه کلی استرس و ناراحتی و ناامیدی رو هم به خودمون راه می‌دادیم بعدم خودمون رو سرزنش میکردیم که حتما تو فلان بودی که نرسیدی و این داستانا 

      ولی من همین الان درک کردم که ما انسان ها از همه چی که باخبر نیستیم ،مثلا از تمام سیستم بدنیمون که خبر نداریم پس بهتره فقط خواسته هامون رو بخوایم و بزاریم بدن هم روند طبیعی خودش رو طی کنه و به تناسب برسه.من خودم بارها این کار رو کردم و نمی رسیدم اما از زمانی که تصمیم گرفتم دیگه زمان تعیین نکنم و فقط هر روز خواستم به خواسته ام باشه در عرض دو سال به تناسب فوق العاده ای دست پیدا کردم در حالی که با اون زمان گذاری ها هیچ وقت هیچ وقت به خواسته هام نمیرسیدم ناامید از خودم و خدا زندگی میکردم 

      • یا مثلاً در زمان کنکور که توی آزمون های آزمایشی شرکت میکردم (البته اون زمان نمی‌دونستم و حتی بعضا مشاور ها توصیه میکردن که هدف گذاری کنین که در فلان تاریخ به فلان تراز برسین )همیشه برای خودم برنامه ریزی میکردم که در این تاریخ باید به فلان تراز و نمره برسم.اگه می‌رسیدم به خودم مغرور میشدم که ببین تونستم و میزان تلاشم کمتر میشد و آزمون بعدی ترازم یکم مییومد پایین و من باز ناراحت و ناامید میشدم ولی باز میگفتم برای آزمون بعدی میترکونم و ترازی رو در نظر می‌گرفتم که خیلی بیشتر از سطح فعلیم بود برای همین تمام مدت درس‌خوندن بهش فکر میکردم و می‌ترسیدم ولی تلاشمو میکردم ولی با این حال نمیرسیدم و باز ناراحت و ناامید از خودم و شرایطم میشدم و کلی استرس و فشار رو تحمل میکردم🤦الان فهمیدم همش اشتباه بوده.

      بارها برام پیش اومده که خودم بازه های زمانی بیست ،سی یا چهل روزه رو در نظر می‌گرفتم بعدش میگفتم باید توی این تایم باید به این نتایج کاری و شغلی برسی،بعد اصن یه شرایطی پیش می‌یومد که من نمی‌تونستم روی اون کار تمرکز کنم و طبعا نتایجی که میخواستم بدست نمیومد و بعدم ذهنم شروع به سرزنش می‌کرد که چهل روز گذشت و تو بازم نتونستی و…

      حالا با توجه با این آگاهی ها که نباید خودمون رو ملزم کنیم که در بازه زمانی خاص به فلان نتایج برسیم پس تصمیم میگیرم دیگه خودم رو در اسارت نتایج نکنم و فقط سعی کنم هر روز خوب یا بهتر زندگی کنم.اینجوری نتایج خودبه‌خود به وجود میان.

      ۲-به نظرم آدمی که توی چند بازه زمانی همش داره خودش رو تخریب می‌کنه و حتی اطرافیانم بهش راجب اشتباهاتش میگن خب طبیعیه که این فرد احساس لیاقت نداشته باشه.منطقا کسی که داره به این سبک زندگی می‌کنه طبیعیه که خودش رو لایق خواسته هایش نمیبینه و هر روز رو با ناامیدی میگذرونه.من زمانی که به این نتیجه رسیدم که منم حقمه آرامش الهی رو داشته باشم به این آگاهی ها هدایت شدم .

      زمانی که به این نتیجه رسیدم حقمه مثل خیلی از آدما تناسب اندام داشته باشم و به راحتی بدوم و از کوهنوردی لذت ببرم به سمتش حرکت کردم و بهش رسیدم .

      زمانی که به این نتیجه رسیدم که میتونم معلم عالی باشم و براش تلاشمو میکنم ، خودم از کارم لذت میبرم و اساتید و دانشجو و دانش آموزان و مدیر هم از کارم تعریف میکنن.

      ۳-من از خدا می‌خوام با تمام قدرتش :

      • در مسیر شغلیم موفقیت های بیشمار و زیادی رو بهم هدیه کنه.
      • زیبایی ظاهری و باطنی همیشگی رو بهم هدیه کنه
      • همسفر زندگی عالی با شخصیت و ملاک هایی که می‌خوام رو وارد زندگیم کنه و واقعا باهم جفت و جور شیم.
      • سبک زندگی سالم و موفقیت های زیاد رو بهم هدیه کنه 
      • زندگی پر از عشق و محبت و آرامش و خوشبختی و پر از تاثیر های عالی بر جهان رو در ارتباط به همه آدما بهم هدیه کنه .
      • موفقیت شغلی و مالی زیادی رو بهم هدیه بده و برام رقم بزنه
      • زندگی با تمام امکانات رو بهم هدیه کنه 
      • ماشینایی که دوستشون دارم رو بهم هدیه کنه 
      • سفرهای تفریحی به نقاط مختلف کره زمین رو بهم هدیه کنه 
      • ارتباط عالی تر با خودش رو بهم هدیه کنه 
      • سعادت در دنیا و آخرت رو از آن من کنه و بهترین اتفاقات و شرایط برای زندگیم رقم بزنه و من لذت ببرم از زندگی 
      • خوشحالی قلبی و همیشگی رو بهم بده
      • دلم می‌خواد خداوند از طریق من تاثیرات خیلی خوب و فوق العاده ای بر جهان بزاره
      • محبوبیت زیادم بین افرادی که در قسمت‌های مختلف زندگی مخاطبم قرار میگیرن رو بهم هدیه بده 

       دلم می‌خواد خدا خونه ای با معماری و چینش و دکوراسیونی که می‌خوام بهم هدیه بده 

      دلم می‌خواد سلامتی و قدرت همیشگی رو بهم هدیه بده 

      خدایا ازت ممنونم بابت هدیه های فوق العاده ای که برامون درنظر داری .با اینکه ما نمی‌دونیم از کجا و چطور…

      استاد عطار بابت آگاهی هایی که باعث احساس خوب و ارتقا از سطح فعلیمون میشن ازتون ممنونم 

      اینم بهای استفاده از گام چهارم🌱🌱🌱🌱

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طناز .ه
      ۱۴۰۳/۰۳/۱۳ ۰۱:۰۹
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 316 کلمه

      به نام خداوند زمین و زمان 

      با سلام خدمت استاد عزیزم 

      من خیلی جاها تو زندگی از خدا چیزی خواستم ولی نشده ولی بعدا هم هدیه داده ولی درزمان دیگری و اون موقع خوشحال شدم گفتم چه خوب الان داد من تلاش کردم در شهر خودم استخدام بشم ولی هر کاری کردم نشد و خیلی ناراحت شدم و بعد از ۸ ماه مجبور شدم استخدامی خوزستان شرکت کنم و قبول شدم و همونجا با همسرم آشنا شدم خداوند میخواست من رو به همسرم برسونه پس آروزی کار در شهرم رو به تعویق انداخت هر کاری که مصلحت خودش باشه انجام میده چون اون صلاح بندگانش را بهتر میدونه 

      من  خیلی دوست داشتم خا ج از کشور برم برای زندگی ولی تلاشی نکردم احساس کردم لیاقت ندارم که برم یه جای خیلی خوب زندگی کنم  یا لیاقت یه راننده حرفه ای رو از خودم نداشتم و سعی نکردم زیاد رانندگی کنم که حرفه ای بشم د  حد معمول خودم رو گذاشتم میگفتم کافیه من که نمیخوام برم خارج از شهر دیگه چرا  خودم رو اذیت کنم 

      یا دوست داشتم یه خونه تهران داشته باشم برای رفت و آمدم ولی زیاد براش تلاش نکردم و در خودم نمیدیم یه خونه اونجا داشته باشم بهش فکر نمیکردم که اذیت نشم 

      لیست آرزوهای من که خدا به من هدیه کند :

      ۱ .خدایا به من و خانواده ام سلامتی همیشگی هدیه کن 

      ۲ خدایا آرامش درونی به من و همسرم و خانواده ام هدیه کن 

      ۳.خدایا  به دخترم قبولی در آزمون تحصیلی اش هدیه کن

      ۴.خدایا به من‌ثروت زیادی هدیه کن هر چی دوست دارم بخرم هر جا دوست دارم برم و لذت ببرم  

      ۵.خدایا وزن مورد نظرم ۶۰ کیلو رو به من هدیه کن 

      ۶ .خدایا به من فرزند پسر هدیه کن 

      ۷.خدایا به ما ماشین شاسی بلند بهتری هدیه کن 

      ۸.خدایا فروش زمین‌های پدرم رو به آنها هدیه کن 

      ۹.خدایا سلامتی کامل مادرم رو به اون هدیه کن 

      ۱۰ .خدایا به من خانه ای شیک در جای خوبی از تهران هدیه کن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۳/۱۱ ۱۱:۰۱
      مدت عضویت: 2271 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,088 کلمه

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      کاملا می‌پذیرم  خداوند در قلب منم با من کلنجار میره که فلان کارو انجام بده مثلا دوباره شوق و ذوق رفتن به ۷ تیر کرج و رفتن به املا ک و درباره خانه های سه اتاق خوابه صحبت کردن دیدن اونها اما هنوز با همسرم نگفتم باید این موضوع رو مطرح کنم برم ببینم 

      از طرفی هم خودمم باور نداشتم از پله اول برم مثلا پله ۷ و یهو خداوند اون متن یادم انداخت که اگر به من ایمان داشته‌باشید اگر به معجزات من ایمان داسته باشید شمارا از ۷ به ۸ و بعد ۶۳و ۶۴ میبرم قلبم آرام شد گفتم خدا ند گفته این کارد انجام بده و من باید یه جوری به همسرم بگم اونو راضی کنم تا بریم ببینیم خدایا کمکم کن 

      موضوع اینکه که من اصلا اصلا چنین موضوعاتی زمانیبندی خداوند رو نمیدونستم که بخوام باور داشته باشم یا نه وبرای همین میگفتم نمیشه نشد دیگه همسرم با من نمیاد منم تنها نمیتونم برم املام و خونه ببینم و در نتیجه از خداوند درخواست می‌نم میگم خدایا من به زمانبندی تو ایمان دارم اما تنهایی نمیتونم برم خونه بزرگتر ببینم باید خودت کمکم کنی و همسر منو راضی کنی وقت بذاره برای من بریم خونه ببینیم خدایا شکرت 

      استاد واقعا برام سخت بود که بخوام خطا فردی رو ببخشم آخه در حد خطا نبود که بشه به راحتی ببخشی در حد آخر ظلم بود از مهربونی من از سادگی من سو استفاده کرد منم خیلی زیاد قبولش داشتم میگفتم تو دختر خدا هستی و برای همین بخشیدنش سخت بود 

      ولی خدایی تونستم بارها ببخشمش البته کلی تمرین انجام دادم ها و وقتی متوجه شدم همه انسانها خداوند رو در وجودشون دارن تونستم آرام بشم ببخشمش 

      ولی افراد بسیار دیگه رو مثلا خواهر همسرم که سالها پیش  بهشتی شده بود راحت بخشیدم و برای اونم تمرین نوشتم ولی خیلی کمتر راحتر تونستم ببخشم 

      و براتون تعریف کردم خواهر دیگه همسرم وقتی در یک مراسم ختمی دیدمش خودم رفتم جلو با تمام عشقی که در وجودم بود نثار ایشون کردمبوسیدمش دستشو نگه داشتم تو دستانم احساسم بهش گفتم که جقدر دلم براش تنگ شده و …

      و افراد دیگه رو خیلی راحتر بخشیدم و جاری خودم بازم خودم رفتم سلام علیک کردم ازش معذرت خواهی کردم ایشون خودش که میدونه کی مقصر بود اما من تونستم ببخشم 

      خدایا ممنونم خدایا متشکرم خدایا سپاسگزارم که منو هدایت کردی که برو باهاشون حرف بزن تا کینه ها از بین بره با هم دوست باشین چند روز پیش که من حال نداشتم خواهر همسرم زنگ زد کلی نصیحت کرد که عزیزم فکر خودت باش به خودت برس تو باید سلامت باشی کلی قربون صدقه من رفت وقتی با من حرف می‌زد و من واقعا درک میکردم که تمام حرفاش از اعماق وجودش میاد منم ازش تشکر کردم گفتم‌چشم چشم حتما این کارو انجام میدم و انجام دادم همسرم جگر خرید من خوردم فقط من خوردم کسی نخورد که من بخورم 

      واقعا از وقتی اونا رو بخشیدم هر وقت اسمشون میاد دیگه ناراحت و عصبانی نمیشم دشنام نمیدم گور پدرش به جهنم که مرد یه ظالم کمتر تو دنیا هست خیلی هم خوبه دیگه هیچ حس بدی نسبت بهشون نداشتم دیگه خاطرات یادم نمیومد که ناراحت بشم دیگه انگار اون کوه بزرگ نفرت و خشم و ناراحتی و خاطرات بد بی احترامیها و….همه از بین رفته بود با خاک یکسان شده بود

      من طرف بخشیده بودم ولی اسمش میومد میگفتم ول کن بابا رفت که رفت بهتر بارها بخشیدمش تا الان آرامش  تجربه میکنم ها بارها بخشیدمش ن تا الان اسمشون میاد دیگه بهم نمی‌ریزد ناراحت نمیشم ها کلی تمرین انجام دادم وگرنه نمیتونستم ببخشمشون 

      ولی جاریم نه تمرین انجام ندادم یه روز رفتم باغ اومده بود منم رفتم و باهاش صحبت کردم همه چیز تموم شد با هم دوست شدیم 

      خوب در ذهن منم کلی از این سوال‌ها بود 

      برای چی باید ببخشم این این همونی بود که منو زیر کمک‌های تو می‌داد بدن من کبود می‌کرد من نمیتونستم  برم حمام بیرون 

      ولش کن حرفشو نزن این همدنی بود که مثل روباه عمل کرد طرح دوستی ریخت از پشت به من بارها و بارها خنجر زد 

      و خیلی حرفه‌ای دیکه که نگفتنش بهتره 

      درباره آرزو خودم که گفتم دوست داشتم برم املاک خونه های بزرگ و سه اتاق خوابه رو ببینم اما تنهایی نمیتونستم برم خونه ببینم همسرمم با من نمیومد میگفت تو یک ریال هم نداری احساس ترس داشتیم که یه وقت متوجه نشن که ما پول نداریم همین جوری رفتیم خونه ببینیم برای همین نمیومد و سر من داد میزد ول کن بابا مسخره کردی یک ریال پول نداری میخوای بری اون زمان سه ملیارد و پانصد ملیون تومن بود خونه ببینی خلاصه اینجوری روی رویای خودم خط زدم‌

      و ایمان داشتم برم جلو اتفاقاتی رخ میده من اون خونه رو تهیه میکنم میرم اونجا زندگی میکنم 

      ودرباره شغل داشتن دارن به من میگن دیگه دیگه دیر ادن زملن باید دنبال شغل میکشتی نگشتی الان سر پیری میخوای شغل داشته باشی ولی من به زمانبندی خداوند ایمان دارم وقتی اشتیاق درباره خواسته من دوباره شعله ور میکنه یادگاری میونه تو فلان خواسته رو داشتی برم پیگیر بشو پس یعنی قراره اتفاقات خوبی رخ بده چطوری من نمیدونم من فقط باید قدم اول بردارم برم املاک بعد قدم دوم خدا ند به من الهام میکنه تا به خواستم برسم خدایا شکرت 

      من خودم لایق خونه سه اتاق خوابه ۱۲۰ متری در ۷ تیر کرج میدونم اما از طرفی همسرم منو همراهی نمیکنه از طرفی هم یاد گرفتم رسیدن به خواستهای من باید مرحله به مرحله باشه من در خانه ۷۰ متری زندگی میکنم یهو بدم در خانه ۱۳۳ متری زندگی کنم چون اون زمان املاکی گفت خونه سه اتاق خوابه بلای ۱۲۰ متر 

      و الانم بلدم افتاد که خداوند به من گفت یعنی منو هدایت کرد به این نوشته که تو به من ایمان بیار من تو رو از ۷ الی ۸ میرسونم به ۶۳ الی۶۴  و من خیالم راحت شد باید با همسرم صحبت کنم خدایا بقیه مراحل با تو کمکم کن قدم به قدم با هم بریم جلو و بقیه این اتفاق حتما براتون تعریف میکنم 

      من دارم سعی میکنم که نگاه خداوند جایگزین نگاه خودم کنم و این یکم سخت یعنی یادم میره ولی دارم سعیم میکنم 

      امروز جمعه هست همسر من نیست ولی من اقدام میکنم ایمان دارم مطمئنم ‌ه خدا منتظر منه و میخوام از باتلاق درجا زدن بیام برای همیشه بیرون چقدر منتظر باشم جهار سال گذشت من هنوز به آرزوی خودم نرسیدم و فقط خودم مقصرم چون پیگیر نشدم رها کردم .

      ولی سعی میکنم ادامه بدم قدم به قدم با خدای خودم همراه بشم خانه رویایی خودم تجربه کنم الهی به امید تو شروع میکنم 

      منم به این موضوع ایمان دارم که من یه خواستهای به خداوند ارائه دادم خداوند هم برنامه الهی اونو جهت تجربه کردن اون خواسته برای من طراحی کرده و اینها همش بهانه است که تو که پول نداری چطور میخوای خونه بزرگتر بخری همسرت نمیاد اینا الان دیگه مطمئنم ایمان دارم خداوند برنامه الهی منو درباره این خواستم طراحی کرد و منتظر من اولین قدم بردارم تا منو راهنمایی کنه قدمهای دیگه رو به من الهام کنه 

      و تصمیم دارم قدم اولم خودم به تنهایی بردارم نترسم در خیال خودم میگم من ۱۰ ملیارد پول دارم میخوام برم خونه بخرم میرم صحبت‌های اولیه رو انجام میدم موقع خونه دیدن میگم همسرم بیاد بریم خونه ببینیم کسی دیگه‌ای هم ندارم که بیاد 

      اینجوری بهتر اینم الان به ذهنم اومد خدایا شکرت 

      من هم میخوام میخوام با خداوند در مسیر الهی قدم بردارم و برای تحقق خواسته‌ایم از او کمک بگیرم خدایا من به معجزات الهی ایمان دارم خدایا من به وفاداری تو در تحقق آرزوهایم ایمان دارم خدایا من ایمان دارم که تو برای هر آرزو مت یه برنامه الهی داری وقتی من اولین قدم بردارم تو قدمهای بعدی بعدی را به من الهام میکنی و من به زمانبندی تو ایمان دارم ایمان دارم در موقع مقرر من آرزوهای خودم را تجربه و زندگی می‌کنیم پس خدایا من به ت  توکل میکنم خواسته‌ام به تو می‌سپارم روی کمک تو حساب میکنم اولین قدم برای تحقق خواسته خودم برمیدارم که رفتن به املاک هست صحبت کردن درباره خانه ۱۲۰ متری سه اتاق خوابه چون وقتی 

      به زمانبندی خداوند ایمان آوردم اولین خواسته همین بود خونه سه اتاق خوابه ۱۲۰ متری در ۷ تیر کرج بخاطر من اومد و منم برای این خواستم اقدام میکنم خدایا کمکم کن خدایا پشتم گرمه چون تو رو دارم 

      من دو تا خونه داشتم که با جاریم شریک بودیم یه حیاط داشتیم دو طبقه بود سمت راست خونه‌های ۹۰ متری بود سمت چپ خونه‌ای ۶۰ متری 

      خلاصه من خیلی تقلا میکردم جون میکردم هر هفته خونه رو آگاهی میکردم هم در روزنامه جام جم ک هم در همشهری ولی دریغ از یک مشتری هیچ کس زنگ هم نمیزد حتی تا تهران هم رفتم آگهی کردم ولی نشد دیگه نا امید شدم گفتم حالا همین جا میمونم زندگی میکنم مشتری نمیاد برای خونه ای که تاریکی نمور پر از سوسک ریز چالش پر شده دائما من باید سم پاشی میکردم خونه رو و پولم هم که نداشتم تعمیر کنم بعدشم آقاهه گفت نمیشه اگر بخوای تعمیر کنی سقف بالا ممکن بریزه منم ترسیدم اقدام نکردم 

      خلاصه گذشت دیگه خونه رو آگهی نکردم یه روز در ایوان خونه نشسته بودم بافندگی می‌افتم مستجر جاری من اومد گفت شنیدم میخواین خونتونون بفروشید گفتم بله درست شنیدید گفت گفتم به پن هم میفروشی گفتم برای من چه فرقی میکنه کی بخره من فروشنده هستم هر کس اومد میفروشم 

      طفلک فکر می‌کرد چون دوست جاری منه من خونم به اون نمی‌فروشند خلاصه اینجوری شد که خونها بهش فروختم از اون حیاط اومدم برای همیشه بیرون 

      و یکبار دیگه  من کلی دنبال خونه میکشتم هر روز روزی دوبار میرفتم بنگاه آقای فلان خونه چیشد دیگه خسته شده بودم من فقط ۲۷ ملیون اون سال پول داشتم  ۱۳ سال پیش  خلاصه یه خونه برای ما پیدا کرد که دیوارهای خونه ترک داشت اما ما با راهنمایی یکی از همسایه خریدیم ۲۷ تومن دادم ۱۳ ملیون هم وام داشت که باید پرداخت میکردم و ۱۰ ملیون هم مستجر داخلش بود باید یکسال می‌نشست تازه قرار دادشو تمدید کرده بود 

      ما یکسال دیگه مستجر شدیم تا موقع مقرر پول هم نداشتیم مجبور شدیم ماشینی که باهاش داریم آمران معاش می‌کنیم بفروشیم پول مساجر بدیم بره و بقیه اونو به زور تونستیم یه ماشین درب داغون پیکان وانت بخریم که همسرم باهاش کار کنه و الان ۱۳ ساله که در همان خونه نشستم 

      به نظر من احساس لیاقت داشتن خیلی مهم شاید به ظاهر بگیم نه من احساس لیاقت میکنم اما همینکه که میگم همسرم نمیاد خونه ببینیم پول ندارم اینا هم یه جورایی احساس لیاقت نداشتن منو ثابت میکنه من احساس لیاقت درونی ندارم دنبال بهانه میگردم 

      من از خداوند درخواست دارم که روزی ۱۰۰ گرم از وزنم کم بشه روزی نیم سانت از سایز کم بشه روزی نیم سانت به قدم اضافه بشه و اینجوری خداوند در مدت کوتاهی  تناسب اندام منو به من هدیه کنه الهی آمین 

      پن از خداوند درخواست دارم که گوشه‌ای من شفا بده روزی یکم تورم گوشهام کم کنه روزی یکم شنوایی منو بیشتر کنه روزی یکم صداهای توی گوشم کمتر کنه و اینجوری شفا گوشهام به من هدیه کنه الهی آمین 

      من از خداوند درخواست دارم که مثل همیشه همراه من باشه منو هدایت و حمایت کنه و به من خونه رویایی خودم در ۷ تیر کرج هدیه کنه الهی آمین 

      من از خداوند درخواست دارم که شغلی رو به من هدیه کنه تا من بتونم ازش درآمد کسب کنم میخوام در شغلم آزادی مکانی و زمانی داسته باشم و شغلم راحت باشه روزی دوسه ساعت بیشتر وقتم نگیره چون میخوامبه درسهام هم برسم خدایا شکرت 

      من از خداوند درخواست دارم که که پول زیاد به من هدیه کنه چون خدایا در دنیای مادی با دنیایی که تو ذهنش داری زندگی میکنی زمین تا آسمان تفاوت داره اینجا آب هم بخوای بخوری باید پول بدی و من میخوام که پول زیادی رو به من هدیه کنی خدایا تو منبع و منسع ثروت هستی الهی آمین 

      من از خداوند درخواست دارم که با هدایت و حمایت‌های خودش دنیای آرزوهام رو به من هدیه کنه من زندگی در دنیای آرزوهام تجربه و لمس کنم از زندگیم لذت ببرم الهی آمین 

      من  از خداوند درخواست دارم شفا کل جسمم رو به من هدیه کنه بعد یه ماشین ۲۰۶ سفید رو به من هدیه کنه تا من دوباره ماشین داشتن تجربه و زندگی کنم الهی آمین 

      من از خداوند درخواست دارم که به من بیدار شدن ساعت ۶ صبح رو هدیه بده تا من همیشه و هر روز ساعت ۶ صبح بیدار بشم بتونم به تمام آموز زندگیم درسم رسیدگی کنم الهی آمین 

      بله درک میکنم که گفتن هدیه کنه فقط به من امید میده انگیزه میده که من ادامه بدم که خداوند میخواد هدایای منو به دست من برسونه خدایا شکرت برای تک تک هدیه هایی که برای من در نظر داری خدایاشکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نادیا همتی
      ۱۴۰۳/۰۳/۰۱ ۰۱:۵۳
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 141 کلمه

      با سلام 

      لبست آرزوهای من :

      ۱-خدایای بزرگم میخام کلی بهت نزدیک باشم،کاملا تو بغل خودت بودن و بهم هدیه کن

      ۲-خداجونم یه شغل عالی و لذت بخش با درآمد عالی بهم هدیه کن 

      ۳-خداجون یه ماشین خارجی جدید نو بهم هدیه کن.

      ۴-خداجون یه خونه ۳۰۰ متری لوکس و جدید بهم تو منطقه ی عالی بهم هدیه کن.

      ۵-خداجونم رابطه های عالی هم با خودم هم بادیگران و بهم هدیه کن.

      ۶-خداجونم لاغری و تناسب اندامم‌و بهم هدیه کن.

      ۷-خداجون ارامش و صلح درون ابدی رو بهم هدیه کن 

      ۸-خداجون سلامتی و زیبایی و جوانی ابدی رو بهم هدیه کن.

      ۹-خداجونم ولای لاکچری تو شمال بابلسر بهم هدیه کن.

      ۱۰-خداجونم حساب بانکی همیشه پر بهم هدیه کن.

      قطعا احساس لیاقت داشتن خواسته ها خیلی مهم است قطعا ما برای این که به خواسته ای برسیم ابتدا باید احساس لیاقت کنیم و حس خوب داشته باشیم بعد اون خواسته رو بدست خواهیم آورد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرانک منصورفلاح
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۷ ۰۴:۰۷
      مدت عضویت: 2407 روز
      امتیاز کاربر: 9863 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 904 کلمه

      سلام خدمت استاد عطاروشن

      من سالها برای خیلی چیزها تلاش کردم و اصرار زیادی داشتم که هر چه سریعتر اتفاق بیوفتد…دعا کردن، نذر و نیاز…. با دیگران مشورت کردن و هر چیزی که باید انجام می‌دادم… همه به خود میگفتم در زمان الهی طرح الهی اتفاق میوفتاد و من قلبا باور نداشتم و ناامید بودم که اصلا خدا صدای من رو می‌شنود… حتی بعضی موافق از اوج ناامیدی با خدا دعوا می‌کردم به خدا میگفتم من نمی‌دونم باید بدی…. تو خدای بقیه هستی…. به فلانی این رو دادی و به من نمیدی نمیدونم چرا و باید من رو از این مشکلات خلاص کنی و یا فلان چیز رو به من بدهی…. تمام دعاها و سوره ها رو خوانده بودم و یک سال ماه رمضان قرآن رو سه بار ختم کردم و چندین و چند بار نمازهای مختلف برای گرفتن حاجت خواندم و هیچ نشانه ای نمیدیدم و هر روز افسرده تر از قبل شدم و هر روز طلبکارتر از خدا میشدم و ناامید از رحمت خدا دیگر نمی‌توانستم حتی خودم را تحمل کنم و همیشه برای رسیدن به خواسته هایم زمان تعیین میکردم و خودم را گول میزدم که این تاریخ به دلم افتاده پس زمان الهی هست و حتما در این زمان اتفاق میوفتد و در آن زمان هیچ اتفاقی نمیوفتاد و از روی ناامیدی همه چیز رو به خدا سپردم…. یک روز با حال بد قرآن باز کردم و خدا به من وعده داد که تاکید کرد که وعده اش حق است و در زمان معین اتفاق مورد نظر میوفتد و بعد از سالها ورق برگشت و اتفاقی افتاد که باید میوفتاد

      روزی که مادرم بزرگم فوت کرد سال‌ها خانواده پدری سر اختلافاتی ارث رو تقسیم نمی‌کردند….سالها با پدرم بحث و جدل کردیم تا خودش اقدام کند، نذر و نیاز و هزار جور تلاش که هیچ کدام به ثمر نمی‌نشست….. یک روز با کمال ناباوری عمه ام زنگ زد و گفت به بابات بگو بیاد خانه ما برای تقسیم اموال….بعد از هشت سال اموال بدون هیچ مشکلی تقسیم شد و حالا پروژه بعدی شروع شد فروش زمین ها بود که باز هم سالها طول کشید…. هیچ مشتری ای پیدا نمیشد…. هر وقت پای معامله می‌رفتند معامله بهم می‌خورد….یک روز همه چیز در عرض یک هفته اتفاق افتاد و اموال فروش رفت… حالا باید خانه جدید پیدا میکردیم… یک ماه چندین و چند خانه دیدیم که یا پولمون نمی‌رسید که بخریم یا اصلا خانه خوبی برای زندگی نبودند تا یک روز در دیوار با یک خانه دیدم که یک ساعت پیش آگهی اش رو گذاشته بودند و با مشاور املاک تماس گرفتم و خانه رو عصرش بازدید کردیم و همان روز قولنامه کردیم

      سالها برای لاغری تلاش کردم…. از ورزش و رژیم های سخت گرفته و قرص های لاغری همیشه یک هفته وزن کم میکردم و دیگر وزنی کم نمیکردم و ناامید میشدم و ول میکردم وزن کم شده برمی‌گشت و وزن بیشتری اضافه میکردم که چند سال قبل با تغذیه شهودی آشنا شدم باز وزن کم نکردم ولی وزنی هم اضافه نکردم و حتی برای غذا خوردن تا چند وقت پیش مشکل داشتم و اختلال تغذیه داشتم حتی پیش روانپزشک رفتم، همه چیز با توصیه دوستم شروع شد… به سایت آمدم و جلسه های رایگان را نگاه کردم و گوش دادم….. بعد از چند هفته وزنم شروع به کم شدن کرد… با اینکه مدتها بود در سایت ثبت نام کرده بودم جلسه ها را جدی نگرفته بودم….به خودم گفتم حتی برای گوش دادن این جلسات هم خدا زمان معینی قرار داده بوده…..و اصلا گوش دادن فایلها مثل تکلیف نبود بلکه بسیار از آنها لذت بردم و حال روانم خیلی خیلی بهتر شد…

      بله انگار هر چیزی در این دنیا زمان بندی الهی دارد

      🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠

      سال‌های سال رژیم غذایی داشتم و چاق بودنم را مربوط به نداشتن اراده قلمداد میکردم و خودم را لایق لاغر بودن و وزن کم نکردن نمیدیدم….در زمان تحصیل برای نمرات خوب تلاش کردم و نمرات خوبی نمی گرفتم و خودم را شماتت میکردم که تو خنگ و بسیار تنبل هستی و لایق نمره خوب و شاگرد اولی نیستی….. هیچوقت خودم را لایق پارتنر خوب نمی‌دانستم چون لاغر و زیبا نیستم و آدم‌هایی که من دوستشان دارم با زنان زیباتر از من وارد رابطه می‌شوند…. در این سال‌ها هروقت این تفکر را تغییر دادم و به خودم امید دادم اتفاقا پارتنر کسانی شدم که خوابش را نمیدیدم ولی نداشتن حس لیاقت و ترس از دست دادن باعث می‌شد که رابطه زود از دست برود….. حس اینکه لیاقت زندگی خوب را ندارم حتی باعث شد که تنبلی کنم و تمام تلاش های نافرجام گذشته را بهانه ای برای تلاش نکردن بهانه کنم…..سالها در ذهنم به رویاهایم زندگی کردم و بالفعل شدن آنها را حتی در ذهنم زمانی موکول کردم که به شرایطی برسم که لایق اتفاق خوب باشم

      🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌🌌

      *خداوند اندام زیبا و لاغری و توانایی بالای جسمی را به من هدیه می‌کند

      *خدای من تمام لوازم نقاشی را به من هدیه می‌کند

      *خدای من پول ثبت نام در کلاس نقاشی را به من هدیه می‌کند

      *خدای من به من شغل اینترنتی و کسب و کار مجازی هدیه می‌کند

      *خدای من ویولن را به من هدیه می‌کند

      *خدا من پول شرکت در کلاس سلفژ و تئوری و کلاس ویولن استاد مورد نظرم را به من هدیه می‌کند

      *خدای من ماشین BMW شاسی بلند آلبالویی را به من هدیه می‌کند

      *خدای من توانایی دویدن را به من هدیه می‌کند

      🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

      من به زمان بندی الهی ایمان دارم 🍓

      من به زمان بندی الهی ایمان دارم 🍏

      من به زمان بندی الهی ایمان دارم 🍒

      من به زمان بندی الهی ایمان دارم🍑

      من به زمان بندی الهی ایمان دارم 🍉

      خدایاشکرت 🦄

      خدایا شکرت🦄

      خدایاشکرت 🦄

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس خندان ( ۵۲ ساله)
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۱ ۲۰:۰۰
      مدت عضویت: 2445 روز
      امتیاز کاربر: 21460 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,026 کلمه

      به نام خدای مهربان ، سلام خدمت استاد عزیز و گرامی و دوستان خوب معنوی

      قدم چهارم : من به زمان بندی خدا ایمان دارم

      در گذشته که خدا را اشتباهی میشناختم درکی از زمانبندی خدا نداشتم کارهایی را که از توانم خارج بود با نگرانی میسپردم به خدا ، خب نتیجه نگرانی هم معلوم بود همیشه بد بود برای همین نمی تونستم بخدا اعتماد کنم چون خودمو بنده ی گناهکاری میدونستم بخاطر اینکه همیشه یه کمی از موهام پیدا بود ، نماز و روزهای قضا زیاد داشتم برای همین میگفتم خدا به من نگاه نمی کنه چون بنده ی خوبی نبودم ، خودمو لایق دریافت نعمتهای بزرگ نمیدیدم فکر میکردم نعمت مال دیگرانه و من باید به همین حد متوسط پایین قانع باشم وگرنه خدا همین را هم ازم میگیره ، من در خانواده ی مذهبی بزرگ شدم و احساس لیاقت نداشتن نعمتها در خانواده و فامیل مذهبی من بسیار پررنگ بود و همه از اینکه خدا قهرش نگیره به حداقل های زندگی راضی بودن و از همون حد بیشتر رشد نکردن ، در حالیکه خداوند همه‌ی بنده هاشو خیلی دوست داره و به همه بینهایت میبخشه ، خدا دلش میخواد ما به آروزهامون برسیم و تو این راه کمکمون می‌کنه ، خدا به همه ی کارها اشراف داره و از قلب ما خبر داره و ما را به سمت خواسته هامون هل میده  خیلی دوست داره برامون کاری انجام بده ولی ما به بهانه های مختلف دست خدا را رد میکنیم که مثلاً از ما گذشته ، سنم بالاست ، مهارت ندارم ، مدرک ندارم ، دانشگاه نرفتم ، دیگران جلوی پیشرفتم را گرفتن و غیره بعد نمی‌ریم دنبال خواسته هامون و همیشه با حسرت راجب آرزوهامون حرف میزنیم ، خداوند وفاداره و به وعده‌ی خودش عمل می‌کنه و ما را در رسیدن به آرزوها مون کمک میکنه البته به شرطی که قدم اول را خودمون برداریم و بهش نشون بدیم که ما هم دوست داریم به آرزومون برسیم و بریم سراغ کارهایی که بهش علاقه داریم و بهانه نیاریم و کارهامونو به تعویق نندازیم فقط باید شروع کنیم و به خدا اعتماد کنیم که دستمونو میگیره و قدم به قدم هدایت و حمایت مون می‌کنه در زمان درست و مکان درست ، تنها مانع بین خداوند و آرزوها فقط خودمون هستیم باید این مانع را برداریم یعنی از همین الان با همین شرایطی که داریم شروع کنیم ، قدم‌های کوچیک را برداریم و بهانه ها را کنار بگذاریم ، خداوند بر اساس دارایی و امکانات و منابع خودش به کمک می‌کنه که بینهایته ، ما نباید به امکانات و منابع خودمون تکیه کنیم و در باتلاق درجا زدن گیر کنیم و اسیر افکار و دلیل شروع نکردنها بشیم و خودمونو از رسیدن به آرزوهامون محروم کنیم و فقط فقط افکار ناامید کننده می‌تونه جلوی ما و طرح الهی خداوند را بگیره ، من به زمانبندی الهی ایمان دارم چون توانایی و قدرت خداوند فراتر از زمان عمل می‌کنه و تا روزی که زنده هستم شوق رسیدن به آرزو را در دلم زنده نگه میداره ،  خداوند از قبل  منتظر ماست ، باید زندگیمو دگرگون کنم و برای خواسته هام قدم بردارم حیفه که خدا منتظر بمونه ، من ایمانم را به زمانبندی خدا قوی و قویتر میکنم چون خداوند طرح الهی رسیدن به خواسته هامونو فراموش نمیکنه ، شاید مسیر رسیدن کمی طولانی بشه چون خدا میخواد که در این راه اشتباهات مونو بشناسیم و اونا را برطرف کنیم اما نتیجه ای که به ما میده شیرین و بسیار فراتر از انتظاره مثل وقتیکه از چاقی خسته و ناتوان شده بودم گفتم خدایا خودت یه راه آسون لاغر شدنو جلو پام بزار ، یه روز که رفتم باشگاه دوستم که میدونست من به مباحث ذهنی علاقه دارم گفت یه نفر به اسم آقای رضا عطار روشن سایت لاغری با ذهن  داره و من با اشتیاق فراوان همون شب وارد سایت تناسب فکری شدم و گفتم جای من همین جاست و الان سه ساله ساکن این بهشت زیبا هستم چون من دست از آروزی لاغر شدن برنداشتم و خداوند با طرح الهی خودش منو به لاغری با ذهن هدایت کرد من به زمانبندی خدا ایمان دارم

      با توجه به این آگاهی مثالهایی پیدا کنید که برای رسیدن به خواسته ای تقلا کردید ولی بعد از نتیجه نگرفتن و رها کردن در بهترین زمان خواسته ی شما محقق شده ؟

      من چند سال یه گوشی مدل پایین داشتم خیلی برای استفاده اذیت میشدم هر چی به شوهرم میگفتم گوشی میخام می‌گفت تو کار زیادی با گوشی نداری همین برات خوبه منم وقتی دیدم فایده ای نداره بی خیال گوشی شدم گفتم خودم پول جمع میکنم هر وقت شد میخرم تقریبا بعد از دو سه ماه دیدم شوهرم یه گوشی خوب برای تولدم بهم کادو داد خیلی خوشحال شدم خیلی گوشی با برکتی بود چون ۲۰ روز بعدش با اون گوشی وارد سایت تناسب فکری شدم این فقط زمانبندی الهی بود یا اینکه من  خیلی دلم میخواست ایام عید مسافرت برم تهران که ترافیک خلوتی داره چون بیشتر مسافرت‌ها ایام عید همسرم می‌گفت بریم جنوب که البته خیلی هم عالی بود امسال سپرم بخدا و عید رفتیم تهران که بسیار عالی بود اینم زمانبندی خدا بود  

      به نظر شما برآورده نشدن خواسته هایتان تا چه میزان مربوط به نداشتن احساس لیاقت بوده است ؟ 

      تمام خواسته هایی را که بهشون نرسیده بودم از نداشتن احساس لیاقت بود چون خودمو از خدا دور میدیدم و باور نداشتم که خدا طرح الهی برای رسیدن به خواسته هامو داره ، ایمانم ضعیف بود اعتمادم  به خدا کم بود اما از وقتیکه خدای واقعی را شناختم و بهش اعتماد کردم به خیلی از خواسته های کوچیکم رسیدم حالا وقت رسیدن به خواسته های بزرگه البته از نظر من وگرنه برای خدا خواسته کوچیک و بزرگ نداره

      لیست آرزوهای خود را مرور کنید و از عبارت خدا به من هدیه میکند استفاده کنید ؟

      ۱_ خدای بخشنده ی مهربونم خونه‌ی ۱۸۰ متری تک واحدی در خیابونی که دوست دارم را به من هدیه میکند

      ۲_ خدای بخشنده ی مهربونم چشمان تیز بینی به من هدیه می‌کنه که همه چیز را بدون عینک ببینم 

      ۳_ خدای بخشنده ی مهربونم اندام متناسب زیبای ورزشکاری را به من هدیه میکند

      ۴_ خدای بخشنده ی مهربونم شغلی راحت با آزادی زمانی و مکانی را به من هدیه میکند

      خدایا شکرت که تمام خواسته هامو بهم هدیه میدی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا کریمی
      ۱۴۰۳/۰۲/۰۸ ۱۳:۰۱
      مدت عضویت: 1120 روز
      امتیاز کاربر: 9310 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      سلام و درود به استاد عزیزم و دوستان گرامی 

      دوستداشتم این بخش از تمرین هم همینجا بنویسم . و منتظر معجزات خداوند باشم . 

      ۱. من میخواهم خداوند  یه ماشین کویک به من هدیه بدهد 

      ۲ . من میخواهم خداوند یک خانه به من هدیه کند .

      ۳ . من می‌خواهم خداوند هر ماه ۸ ملیون تومان بمن هدیه کند .

      ۴ . من می‌خواهم خداوند لاغری بیشتری بمن هدیه کند  

      ۵ . من می‌خواهم خداوند انرژی زیادی برای همیشه بمن هدیه کند 

      ۶ . من می‌خواهم خداوند مسافرت های زیادی بمن هدیه کند 

      ۷ . من می‌خواهم خداوند آرامش بیشتری بمن هدیه کند 

      ۸ . من می‌خواهم خداوند دوستان زیادی بمن هدیه کند 

      ۹ . می‌خواهم خداوند جدایی راحت از همسرم را بمن هدیه کند 

      ۱۰ . می‌خواهم خداوند پسرم را دوباره بمن هدیه کند تا از کنار هم بودم لذت ببریم . 

      ۱۱ . می‌خواهم خداوند هر روز شادی و خنده بیشتری بمن هدیه کند 

      خیلی تمرین قشنگی استاد حس سبکی و راحتی به آدم دست میده . چقدر خوبه همیشه تو دفترم هم اینجوری درخواست کنم . خیلی حال خوبی میده . ممنونم استاد جان 

      میدونی چیه استاد وقتی اینجوری از خداوند درخواست میکنم تو هر جمله دارم به ذهن منطقی خودم یادآوری میکنم که قرار نیست تو کار خاصی بکنی قرار نیست تو جبران کنی قرار نیست تو التماس کنی فقط حالت خوب باشه و اولین قدم رو بردار قدم هایی که در دسترس تو است 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا کریمی
      ۱۴۰۳/۰۲/۰۸ ۱۱:۴۱
      مدت عضویت: 1120 روز
      امتیاز کاربر: 9310 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 201 کلمه

      سلام استاد عزیزم امدم برای نوشتن تمرین

      ۲- به نظر شما برآورده نشدن خواسته هایتان تا چه میزان مربوط به نداشتن احساس لیاقت برای دریافت نعمت بوده است. نگرش خود درباره میزان لیاقتتان برای دریافت نعمت های الهی را شرح دهید.

      بنظرم ۱۰۰درصد دریافت نعمت به احساس لیاقت مربوط میشه . البته که خیلی چیزهای دیگه هم است ولی بخاطر اینکه همه شون راه صحیح هستن و بهم مربوط میشن وقتی یکی رو استفاده میکنی بقیه هم دنبالش میان . وقتی احساس لیاقت داریم . حس می‌کنیم من هر اشتباه و گناهی هم داشته باشم لایق بخشش خداوند هستم . من لایق هدایت خداوند هستم .من لایق الهامات هستم . من لایق روابط عالی هستم . من لایق سلامتی هستم . من لایق آسایش و آرامش هستم . من لایق بهترین چیزها هستم . من لایق عشق هستم . 

      من در گذشته آدمی بودم که احساس لیاقتم خیلی خیلی خیلی پایین بود . ولی از وقتی با اساتیدی چون استاد عطارروشن و عباسمنش آشنا شدم دارم برای افزایش حس لیاقت تلاش می‌کنم. و واقعا هم هرچقدر تلاش کردم نتیجه گرفتم و راضی هستم. ولی من میدونم هرچقدر بیشتر روش کار کنم نتایج بهتری میگیرم چون این حس لیاقت در من یک پاشنه آشیل.  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید