0

به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم (قدم ۱۱)

بی نهایت بودن خداوند‍
اندازه متن

یکی از غالب ترین افکار و نگرش های محدود کننده در ذهن بشر، کم بود است. کم بود پول، کم بود فرصت های شغلی، کم بود همسر، کم بود مشتری، کمبود هر چیزی که برای خوشبختی به آن نیاز داریم.

برای تجربه زندگی بهتر یکی از مهم ترین اقداماتی که باید انجام شود اصلاح نگرش کمبود و جایگزین کردن نگرش فراوانی و بی نهایت بودن خداوند است.

اخطاریه

گستردگی نگرش کمبود

با یک تفکر ساده و سطحی می توان به عمق و گستردگی این نگرش ویرانگر در ذهن بشر پی برد.

آخرین باری که درباره کمبود صحبت کرده، شنیده یا فکر کرده اید چه زمانی بوده است؟

به احتمال خیلی زیاد همین چند ساعت یا حتی چند دقیقه قبل بوده است.

صحبت ها و اطلاعاتی که در هر لحظه از زندگی در قالب جملات زیر وارد ذهن ما می شوند:

  • کمبود نفدینگی داریم، پول دست مردم نیست.
  • کمبود آب داریم، امسال هم خشکسالی اعلام شده.
  • کمبود دارو داریم، مگه دارو گیر میاد!
  • کمبود غذا داریم، برنج کم شده، روغن کم شده، شکر کم شده، …. کم شده.
  • کمبود نیروی کار داریم، مگه نیرو گیر میاد، آدم ها تنبل شدن کار نمی کنند.
  • کمبود برق داریم، باید صرفه جویی کنیم که برای روزهای گرم برق ذخیره کنیم.
  • کمبود دختر و پسر واسه ازدواج هست. مگه دختر یا پسر خوب برای ازدواج گیر میاد!
  • کمبود جای پارک هست، انقدر خیابون ها شلوغه که حتی یک جای پارک پیدا نمی شه.
  • کمبود مشتری، مگه مشتری هست، مغازه ها از صبح تا شب مگس می پرونند.

می توان بی نهایت عبارت مختلف و مشابه با موارد ذکر شده را به این لیست اضافه کرد که هر روز از طریق مختلف می شنویم و درباره آنها صحبت می کنیم که باعث ایجاد احساس ترس و نگرانی در ما می شود.

جالب توجه اینکه وقتی بخواهیم درباره فراوانی صحبت کنیم باز هم به شکلی ماهرانه باعث تقویت نگرش کمبود در ذهن خود می شویم و این از نبوغ ذهن بشر است.

  • انقدر تاکسی ها زیاد شده که دیگه مسافر گیرشون نمی یاد.
  • انقدر بیماری ها زیاد شده که دیگه تخت خالی تو بیمارستان ها گیر نمی یاد.
  • انقدر مسافر زیاد شده که هیچ نوع بلیطی گیر نمیاد.
  • انقدر در این شغل دست زیاد شده که هرکی وارد این شغل بشه ورشکست می شه.
  • انقدر مهندس فلان زیاد شده که کار گیرشون نمی یاد.
  • انقدر مطب پزشک زیاد شده که دیگه مجوز تاسیس مطب نمی دن.
  • انقدر درخواست برای خرید خودرو زیاد شده که تا دو سال بعد هم نوبتت نمیشه.

این لیست را هم می توان تا بی نهایت برای موضوعات مختلف ادامه داد.

با اندکی فکر کردن متوجه می شوید که آخرین باری که مشابه این عبارت ها را شنیده یا به کار برده و یا حتی در ذهن خود مرور کرده اید مربوط به چند ساعت قبل یا حتی چند دقیقه قبل می شود.

همین چند دقیقه قبل در تماس تلفنی به همسرم گفتم که انقدر مسافر زیاده که تا آخر این ماه هیچ بلیطی وجود نداره. این در حالی است که اگر از اشخاصی که در حوزه حمل و نقل فعالیت می کنند درباره شرایط کسب و کارشان سوال کنی احتمالا درباره نبود مشتری و کسادی بازار کار صحبت خواهند کرد.

اگر پاسخ شما این باشد که دنیای اطراف من سرشار از کمبودهاست بنابراین با نگاهی ساده و گذرا به شرایط و امکانات اطراف خود متوجه خواهید شد که همه چیز در اطرف شما در طی ده سال گذشته بیشتر از قبل شده است.

تعداد میوه فروشی ها بیشتر شده است پس قطعا تولید میوه هم بیشتر شده است.

تعداد نانوایی ها بیشتر شده است پس قطعا تولید و عرضه نان بیشتر شده و شغل نانوایی گسترش پیدا کرده است.

تعداد خانه ها و مجتمع های مسکونی اطراف محل سکونت شما بیشتر شده است پس قطعا قدرت خرید و تقاضای مردم بیشتر از قبل شده که خانه ها ساخته می شوند.

همه چیز به نسبت ده سال قبل در اطراف شما بیشتر شده است حتی اگر عقیده داشته باشید در زندگی شخصی شما همه چیز از پول و شرایط و امکانات کمتر از قبل شده است.

اگر پاسخ شما این باشد که دنیای پیرامون من جهان فراونی هاست پس چرا در زندگی شخصی خود نشانه ای از فراوانی و وفور نعمت ها را مشاهده نمی کنید؟

مساله اصلی این است که جهان مادی بر مبنای ویژگی بی نهایت بودن خداوند در هر حال هر سال نسبت به سال قبل گسترده تر و پیشرفته تر خواهد شد اما هر انسانی بر مبنای نگرش و عقیده خود درباره فراوانی یا کمبود از دنیای پیرامون خود سهم می برد.

ممکن است نگرش شما این باشد که انقدر مسافر زیاد شده که تا چند ماه آینده بلیط پیدا نمی شود. یا آنقدر مسافر زیاد است که حتی تاکسی تلفنی یا اینترنتی به سختی گیر می آید، اما خود شما یا در نزدیکان شما فردی به دلیل نگرش کمبود و نبود مسافر و کساد بودن بازار، شغل رانندگی را رها کرده و هم اکنون بی کار می باشد.

نکته جالب توجه و پنهان از نظر انسانها اینکه دنیای مادی با برخورداری از ویژگی بی نهایت بودن خداوند برای رشد و پیشرفت به مشارکت و حضور همه انسان ها نیاز ندارد.

فقط چند درصد از انسانها برای رشد و پیشرفت دادن دنیای مادی کفایت می کنند.

به همین دلیل است که حتما با من هم عقیده هستید که هر ساله ثروتمندان، ثروتمند تر و فقیران فقیرتر می شوند چون افرادی که چه آگاهانه و چه ناآگاهانه نگرش های مبنی بر فراوانی دارند همواره در جهت رشد و پیشرفت دنیای مادی حرکت می کنند و خداوند همیشه یار و یاور آنهاست.

بی نهایت بودن خداوند

بی نهایت بودن خداوند

خداوند منبع بی نهایت ثروت و فراوانی است بنابراین او نمی تواند فقر و کمبود را در جهان گسترش دهد.

به همین دلیل است که هرچقدر هم افراد فقیر در جهان زیاد و زیادتر شوند باز هم جهان مادی به واسطه نگرش عده کمی از ساکنین خود می تواند به شکل قابل توجهی رشد و گسترش پیدا کند.

به همین دلیل است که افراد موفق و ثروتمند که نگرشی بر مبنای بی نهایت بودن خداوند و فراوانی دارند هر ساله به اندازه ده، بیست یا صد سال انسان دیگر ثروت و دارایی به داشته های او اضافه می شود.

کار و تلاش فیزیکی به تنهایی نمی تواند منجر به دریافت ثروت و فراوانی بی نهایت خداوند شود. اگر به این شکل بود کارگران معدن که سخت ترین شغل دنیا را به عهده دارند باید ثروتمندترین انسان های جهان مادی بودند درصورتی که اینگونه نیست.

نگرش انسان ارتباط مستقیم و بی واسطه با خداوند و کائنات دارد و نیروی حاکم بر جهان مادی بر مبنای نگرش هر انسان از داشته ها و شرایط خود وارد زندگی او می کند.

اگر به زندگی کودکان یا حتی دوران کودکی خود توجه کنید متوجه می شوید که کودکان خیلی راحت تر از افراد بزرگسال به خواسته های خود می رسند.

شاید تصور کنید به این دلیل است که خواسته های بزرگی ندارند و همه خواسته هایشان در حد یک اسباب بازی یا خوراکی است. درحالی که این نگرش صد در صد اشتباه‌ است.

خواسته ها از نگاه انسانی به بزرگ و کوچک یا دست یافتنی و دست نیافتنی تقسیم می شوند درحالی که از نظر و نگاه خداوند خواسته ها هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند.

برآورده کردن همه خواسته ها برای خداوند جزئی از جز‌ء هم محسوب نمی شود.

کودکان به واسطه نداشتن نگرش های مبنی بر کمبود بر خواسته ها و علایق خود هم به شکل فیزیکی و هم به شکل ذهنی پافشاری می کنند و جهان هستی به طریق مختلف خواسته هایشان را محقق می کند.

چند ماه قبل دخترم آیدا درخواست سه چرخه صورتی رنگ برای بازی کردن داشت و من به دلیل نداشتن فضای بازی در آپارتمان خواسته او را محقق نکردم.

مدت ها هرجا سه چرخه می دید درباره داشتن آن و بازی کردن با آن صحبت می کرد و از من می خواست که برای او سه چرخه صورتی بخرم.

بعد از مدت کوتاهی ما با خانواده ای دوست شدیم و رفت و آمد خانوادگی بین ما شکل گرفت. اولین باری که ما را به ویلا باغ خود دعوت کردند، همان سه چرخه صورتی در محوطه باغ وجود داشت و الان مدت هاست آیدا صاحب آن دوچرخه در فضای بزرگ برای بازی کردن شده است.

یاصلا تعجبی ندارد حتی اگر فکر کنید که خداوند برای تحقق درخواست آیدا برای داشتن سه چرخه صورتی رنگ مقدمات آشنایی ما با آن خانواده را محقق کرده است. چون همین الان که در حال نوشتن این عبارت ها هستم این نگرش در ذهن من مرور شد که هیچ بنده ای حتی پدر، نمی تواند مانع تحقق خواسته کودکان شود.

بی نهایت بودن خداوند

اگر فکر می کنید برای داشتن زندگی بهتر و احساس خوشبختی به داشتن برخی امکانات و شرایط نیاز دارید و اتفاقا آنها را در لیست درخواست خود از خداوند ثبت کرده اید یا بعنوان درخواست یا دعا به خداوند عرضه کرده اید باید آگاه باشید که اگر نگرش شما درباره دنیای مادی بر مبنای کمبود باشد هرگز خواسته های شما برآورده نخواهد شد چون شما انتظار برآورده شدنش را ندارید.

فردی که نگرش کمبود در ذهنش ایجاد شده است مانند این است که درهای زندگی اش را به روی بی نهایت بودن خداوند و دریافت نعمت ها بسته است و هرچه وسایل در خانه داشته را پشت آن درها تلمبار کرده است تا مبادا کسی بتواند آن در را باز کند.

اگر خودمان با افکار و نگرش هایمان درهای زندگی مان را به روی خداوند و ورود نعمت ها ببندیم خداوند هیچ اصراری برای باز کردن آن درها ندارد. در این صورت ما از پنجره شاهد بی نهایت بودن خداوند و وفور نعمت ها در اطراف خانه و محیط زندگی خود هستیم ولی نشانه ای از آن نعمت ها را در خانه و زندگی خود مشاهده نمی کنیم.

من و شما تنها افرادی نیستیم که درهای زندگی خود را به روی بی نهایت بودن خداوند و نعمت های الهی بسته ایم بلکه تقریبا همه انسان ها به نوعی درهای ورود نعمت و فراوانی را به روی خود بسته اند.

شاید خواسته شما داشتن فلان مدل ماشین باشد و بارها آن ماشین را زیر پای دیگران دیده باشید. این به آن معنی است که شما درهای ورود این نعمت را به روی خود و زندگی تان بسته اید همچنین به این معنی است که آن فردی که ماشین مورد علاقه و رویاهای شما را سوار شده است نسبت به آن وسیله یا نعمت نگرش کمبود نداشته است اما قطعا درباره موضوعات دیگری در زندگی نگرش کمبود را دارد و خیلی وقت ها احساس بدبختی و ناامیدی می کند.

باید ایمان خود به بی نهایت بودن خداوند را در وجودتان ایجاد و تقویت کنید و تا آخر عمر به این کار مشغول باشید. چون به محض اینکه سر خود را برگردانید یا گوش به حرف دیگران دهید قطعا نگرش های متفاوت درباره کمبودها و نقص ها در زندگی وارد ذهن و وجودتان خواهد شد.

بنابراین تقویت نگرش فراوانی کار یک روز و یک ماه و سال نیست بلکه باید همیشه تا روزی که زنده هستیم این موضوع مهم را مدنظر داشته باشیم.

هر انسان درعین حالی که در دنیای مادی و در کنار دیگر انسانها زندگی می کند اما در واقع در یک دنیای شخصی و یکتا از دیگران مشغول زندگی کردن است.

هر انسانی بر مبنای نگرش و انتظاری که از زندگی دارد در حال زندگی در دنیای مادی است. بنابراین تعجبی ندارد که در یک خیابان دو مغازه کنار هم که کسب و کار مشابه دارند یکی شلوغ و پر برکت است و دیگری خلوت و در حال رکود.

شرایط فیزیکی و تجربه زندگی هر انسانی بر مبنای نگرش هایی که در ذهن خود دارد رقم می خود و مسئول رقم زدن شرایط زندگی بر اساس نگرش ها خداوند، حاکم بی چون و چرای جهان هستی است.

باید این نگرش را در وجود خود ایجاد کنید که خداوند از هرآنچه شما می خواهید یا نیاز دارید که وارد زندگی تان شود بسیار فراوان دارد و به هر مقداری که دوست دارید می تواند از آن نعمت وارد زندگی شما کند.

میزان دریافت نعمت ها و برخورداری از فراوانی دنیای مادی هیچ ارتباطی به میزان تقدس یا با خدا بودن شما ندارد.

بی نهایت بودن خداوند

شاید تصور کنید که من انسان باخدایی نیستم یا اعمال و واجبات دینی ام را به درستی انجام نداده ام و به این دلیل خود را لایق یا مستحق دریافت فراوانی از سمت خداوند ندانید. درحالی که خداوند انسانها را بر مبنای ویژگی اعمال یا انجام واجبات و مستحبات مورد رحمت و نزول فراوانی به زندگی آنها قرار نمی دهد.

بلکه هر انسانی به اندازه ای که بی نهایت بودن خداوند را باور کرده باشد به همان اندازه از دریای بی کران نعمت های الهی بهره خواهد برد.

به همین دلیل است که در اطراف خود انسان های که از نظر شما بسیار باخدا هستند وجود دارند که بسیار فقیر هستند.

همچنین افرادی را می شناسید که از نظر شما بی خدا هستند اما بسیار غنی و ثروتمند هستند.

افرادی هم وجود دارند که از نظر شما باخدا هستند و بسیار ثروتمند هستند و افراد بی خدای فقیر و درمانده هم سراغ دارید که همیشه فکر می کردید به خاطر بی خدا بودنشان مورد عذاب و خشم الهی واقع شده اند.

در واقع هیچ معیار رفتاری، ظاهری یا … وجود ندارد که خداوند بخواهد انسانها را بر اساس آن به دو گروه لایق و نالایق برای دریافت نعمت های خود تقسیم بندی کند. بلکه هرچه هست مربوط به نگرش هر انسان درباره فراوانی یا کمبود در دنیای مادی است.

از آنجا که هر نگرشی درباره دنیای مادی داشته باشید همان نگرش را درباره خالق آن دنیا خواهید داشت بنابراین نگاه کمبود داشتن به زندگی منجر به شکل گیری نگاه کمبود نسبت به خداوند می شود.

بنابراین حتی در شرایطی که خداوند وعده داده است همه درخواست ها را اجابت می کند اگر نگرش و انتظار شما نسبت به خداوند و زندگی بر مبنای کمبود و نقص باشد شرایط و فرصت دریافت نعمت های الهی را با دستان خود از بین خواهید برد و درهای ورود نعمت را به شکل محکم در برابر خداوند می بندید.

باید این نگرش را در خود ایجاد کنید که:

  • نعمت های خداوند همیشه به دنبال من می آیند و منتظر باز شدن درهای زندگی ام هستند تا وارد زندگی من شوند.
  • من به یاری خداوند در زمان مناسب و مکان مناسب در همزمانی درست برای دریافت نعمت های الهی قرار می گیرم.

وقتی به بی نهایت بودن خداوند در داشته ها و لطف و محبت به خود ایمان آورید درهای ورود نعمت ها را به روی خود باز خواهید کرد و آن زمان از تجربه نعمت هایی که به دنبالتان می آیند و حتی از حضور شما در زمان مناسب سبقت می گیرند و زودتر از شما آنجا حاظر خواهند بود.

حتما بارها تجربه کرده اید که خواسته شما به شکل غیرمنتظره برآورده شده باشد.

شاید در ذهن و قلب خود قصد فروش ماشین یا خانه خود را کرده باشید و قبل از اینکه به بنگاه املاک یا خودرو مراجعه کنید فردی در مسیر زندگی شما قرار می گیرد و خودش درباره خرید خانه یا ماشین با شما صحبت می کند.

همین چندماه قبل بود که یکی از مدل های خودرو داخلی را ثبت نام کردم و اتفاقا نسخه فول اتوماتیک را خریداری کردم. این درحالی بود که دوستان بنگاهی عقیده داشتند فروش این مدل بسیار سخت است و مشتری خیلی خاص دارد.

من صحبت های آنها را می شنیدم اما در قلبم به ویژگی بی نهایت بودن فرصت ها و مشتری ها در دایره قدرت الهی فکر می کردم و بسیار آرام و مطمئن بودم.

بعد از تحویل ماشین چند روز آن را نگه داشتم و رانندگی با ماشین جدید را تجربه کردم. روز پنجشنبه تصمیم قطعی برای فروش خودرو گرفتم و یک آگاهی فروش در یکی از برنامه های معمول ثبت کردم. روز شنبه قبل از ظهر انسانی دوست داشتنی تماس گرفت و در کمتر از ۳۰ دقیقه ماشین به بالاترین قیمت و ساده ترین شکل بدون انجام برخی مرسومات معامله انجام شد.

بی نهایت بودن خداوند

حتما شما هم تجربیات مشابه از برآورده شدن خواسته ها یا نیازهایتان را در زندگی به خاطر دارید. در همه این موارد شما به صورت ناآگاهانه به منبع بی نهایت نعمت ها و فرصت های الهی وصل شده اید و به ساده ترین شکل ممکن نیاز و درخواست شما اجابت شده است.

ممکن است در مراجعه به یک اداره یا بانک با فردی مواجه شده باشید که به شکل معجزه وار به شما کمک کرده است تا فرایند موردنظر در کمترین زمان و به ساده ترین شکل ممکن انجام شود به شکلی که باورتان نمی شد کاری که به نظر سخت و طولانی می آمد به این راحتی انجام شده باشد.

اگر فردی نوبت خود را به شما داده است، اگر به محض رسیدن به محل مورد نظر جای پارک مناسب برای شما خالی شده است، اگر در بهترین زمان ممکن فردی که باید ملاقات می کردید در جلوی شما ظاهر شده است، اگر آنچه قصد فروشش را داشته اید به راحتی به فروش رفته است و اگر آنچه قصد خریدش را داشته اید به شکل معجزه وار مراحل خرید آن طی شده است و اگر هر تجربه مشابه این در زندگی خود و اطرافیانتان سراغ دارید فقط به دلیل برخورداری انسان از ویژگی بی نهایت بودن خداوند است.

ممکن است دقیقا همان وسیله ای که نیاز داشته اید را به شکل هدیه دریافت کرده باشید.

ممکن است همان مطلب یا موضوعی که تمایل به دانستن و یادگیری اش را داشته اید به شکل معجزه واری در مسیر زندگی شما قرار گرفته باشد.

ممکن است بعد از حضور در مهمانی متوجه شده باشید فردی که از روبرو شدن با آن دل خوشی نداشته اید به هر دلیلی نتوانسته است در مراسم حضور پیدا کند.

شاید در لحظه ای که در خیابان نیاز به کمک و یاری داشته اید انسانی همچون فرشته به سمت شما آمده و یاری تان کرده باشد.

ممکن است در جهت تحقق خواسته شما تبصره یا قانونی وضع شده باشد که یکی از موانع پیش روی شما برداشته شده باشد.

حتی ممکن است فردی به هر دلیل از سمتی عزل یا به سمتی منصوب شود و همین فرایند باعث سهولت در پیشبرد اهداف شما شود.

ممکن است به خاطر اینکه دیر به مقصد می رسید نگران و مضطرب شده باشید اما بعد از رسیدن متوجه می شوید که به هر دلیلی فرایند مورد نظر با تاخیر مواجه شده است.

بی نهایت بودن خداوند

باید به بی نهایت بودن خداوند در همه مسائل زندگی ایمان و اعتقاد داشته باشید.

با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار قرار گرفتن انسان های فوق العاده در مسیر زندگی تان را داشته باشید که به شما کمک می کند تا به آرزوهایتان برسید.

با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار مواجه شدن با شرایط فوق العاده و خاص در مسیر زندگی تان را داشته باشید.

با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار آسان شدن کارها و روان شدن چرخ زندگی تان را در وجودتان نهادینه کنید.

با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار وفور مشتری در کسب و کارتان را در وجودتان نهادینه کنید.

با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار دریافت عشق و محبت از انسانها را در وجودتان نهادینه کنید.

باید با ایمان به بی نهایت بودن خداوند نگرش های جدیدی همسو با خواسته ها و آرزوهای خود در وجودتان ایجاد کنید و همیشه بر عقیده خود ثابت قدم باشید.

زمانی که توانستم به لطف خدای مهربان بدهکاری های چندین ساله را در کمتر از یک سال تسویه کنم ایده حذف کردن دسته چک و خرید و فروش چکی در ذهنم شکل گرفت.

زمانی که به این ایده عمل کردم و به مشتری هایی که چندین سال بود به شکل نسیه یا چکی از من خرید می کردند شیوه جدید فروش اجناس را اعلام می کردم باعث ایجاد ناراحتی و دلخوری آنها میشد.

در طی چند روز بیشتر مشتری هایی که با چند سال کار کردن دور من جمع شده بودند دیگر به مفازه من مراجعه نمی کردند و تردد افراد در کسب و کار من به شدت کمتر از قبل شد.

در ذهنم انبوه افکار و نجواهای ذهنی مرور می شد که مرا سرزنش می کرد که با یک حرکت اشتباه‌ و احمقانه هرآنچه در طی چند سال ساخته بودم را خراب کردم. اما من با تکرار نگرش بی نهایت بودن خداوند خودم را آرام می کردم و در قلبم نور امید ایجاد می کردم که خداوند از دریای بی نهایت خود مشتری های نقد زیادی به سمت من هدایت می کند.

شاید حدود دو ماه فروش مغازه من به این دلیل که دیگه نسیه نمی فروختم کاهش چشمگیری پیدا کرد اما بعد از آن به مرور ورود مشتری های جدید به کسب و کار من شروع شد.

از یک نفر و سپس دو نفر و به همین شکل ادامه پیدا کرد و در کمتر از سه ماه بعد فروش مغازه من بیشتر از قبل شده بود با این تفاوت عظیم که فقط نقد می فروختم و خبری از فروش نسیه و چکی نبود.

هنگامی که ایده آموزش لاغری با ذهن در ذهن من شکل گرفت در کنار کار مغازه داری تمام وقت آزادم را صرف رشد و گسترش آموزش های لاغری با ذهن می کردم و به مرور در طی چند ماه این موضوع به درآمد اولیه رسید که حدود ۱۰٪ فروش مغازه می شد.

بی نهایت بودن خداوند

زمانی که ایده جمع کردن مغازه و ادامه دادن آموزشی لاغری با ذهن با تمرکز بیشتر در وجودم شکل گرفت به نظر تصمیم عجیب و ترسناکی بود. چون تازه بعد از چند سال کار کردن در مغازه فروش آن به شکل قابل توجهی بهتر شده بود و هر ماه داشتم پیشرفت می کردم.

اما وقتی به ایده جمع کردن مغازه و چسبیدن به کسب و کار مجازی فکر می کردم قلبم باز می شد، احساس فوق العاده ای داشتم در حالی که درآمد کار مجازی بسیار کمتر از فروش مغازه بود اما باز هم با تکیه بر بی نهایت بودن خداوند تصمیم گرفتم به الهام قلبی خودم عمل کنم و در عرض ۳۰ روز مغازه رو جمع کردم.

همه اجناس را به هر قیمتی که مشتری می خواست می فروختم چون تصمیم قاطع گرفته بودم که دیگر نمی خواهم در شغل ابزار و یراق فعالیت کنم و تا آخر عمر می خوام در حوزه آموزش لاغری با ذهن و تغییر زندگی فعالیت کنم.

پس از جمع کردن مغازه باز هم ورودی مالی من به شدت افت کرد چون درآمد کسب و کار مجازی یک دهم فروش مغازه بود. اما همیشه با فکر کردن به بی نهایت بودن خداوند در تحقق خواسته های من با احساس و اشتیاق هر روز در مسیر هدفم حرکت کردم.

از قبل این تجربه را داشتم که وقتی مشتری های چکی و نسیه را از اطراف خودم دور کردم و در حالی که هیچ ایده ای برای جذب مشتری های نقد نداشتم، چگونه خداوند افراد جدید را به سمت من هدایت کرد که هم نقد خرید می کردند و هم مبلغ خرید آنها بیشتر از مشتری های نسیه ای بود.

نجواهای ذهنی همیشه به من می گفت که قضیه فروش اینترنتی با مغازه تفاوت داره و اون اتقاق خوش آیند در کسب و کار مغازه در فروش اینترنتی تکرار نخواهد شد.

اما در اصلاح نگرش ها درباره خداوند باید همیشه این موضوع را به خاطر داشته باشید که مهم نیست نجواهای ذهنی به چه شکل و با چه منطقی سعی در ایجاد استرس و ناامیدی در شما می کنند، مهم این است که ما همیشه باید بر نگرش های صحیحی که درباره خداوند در وجود خود ایجاد کرده ایم ثابت قدم باشیم.

بی نهایت بودن خداوند یکی از قوی ترین نگرش هایی است که به من کمک کرد تا در مسیر تحقق آرزوهایی که تحقق هر کدام از آنها محال ممکن بود به حرکت خود ادامه دهم و به مرور یکی یکی آرزوهای خود را به واقعیت تبدیل کنم.

اکنون نوبت شماست که نگرش بی نظیر بی نهایت بودن خداوند را در قلب و ذهن خود ایجاد و بر آن پافشاری کنید.

مهم نیست خواسته شما چیست چون هر خواسته ای داشته باشید آن خواسته در مقایسه با بی نهایت بودن خداوند جزئی از جزء هم نیست. برآورده کردن خواسته های ما برای خداوند هیچ چیز نیست. به شرط عمل، به شرط ایمان و به شرط استقامت بر نگرش های صحیح درباره خداوند.

اخطار

تمرین:

۱- برداشت خود از آگاهی که دریافت کردید را در بخش نظرات ثبت کنید.

۲- مواردی که در زندگی خودتان یا اطرافیان به خاطر دارید که بی نهایت بودن خداوند سبب آسان شدن کارها و تحقق خواسته هایتان شده است.

هرچقدر موارد بیشتری را در زندگی خود به خاطر بیاورید که خداوند خواسته شما را به ساده ترین شکل ممکن برآورده کرده است باور شما نسبت به بی نهایت بودن خداوند بیشتر خواهد شد.

این تمرین به شما کمک می کند که نگرش بی نهایت بودن خداوند را در وجود خود پررنگ تر کنید تا در مواقعی که تحت تاثیر و فشار افکار منفی و نجواهای ذهنی قرار می گیرید با تکیه بر این نگرش بی نظیر ایمان و اشتیاق خود برای ادامه دادن را حفظ کنید.

۳- در ذهن خود رسیدن به خواسته هایتان را با تکیه بر بی نهایت بودن خداوند آسان کنید.

به این شکل که اگر دوست دارید فلان ماشین را داشته باشید در ذهن خود رسیدن به آن ماشین را ساده کنید.

مهم نیست افکاری که برای ساده کردن تحقق خواسته های خود استفاده می کنید از نظر منطقی صحیح باشند یا خیر چون خداوند عاری از منطق انسانی است.

هر منطقی که در ذهن شما تثبیت شود به سیستم جهان هستی و خداوند منتقل می شود. به همین دلیل است که دو نفر با منطق متفاوت یکی به راحتی به خواسته خود می رسد و دیگری هرگز به همان خواسته نمی رسد.

علت تصمیم خداوند یا صلاح و خیر بنده ها نیست بلکه فقط تفاوت در منطق رسیدن به خواسته هاست.

بنابراین رسیدن به خواسته های خود را در ذهنتان کوچک، آسان و پیش پا افتاده کنید.

زمانی که من دوست داشتم ماشین بهتر داشته باشم در همان روزهایی که حتی یک سوم یا چهارم پول آن ماشین را نداشتم هربار که در خیابان با آن ماشین برخورد می کردم در ذهنم به خودم می گفتم که رسیدن به این خواسته از نظر خداوند هیچ چیز نیست.

من فقط یکی دو متر با این ماشین فاصله دارم و برداشتن این فاصله برای خداوند هیچ کاری ندارد.

هربار که در حال رانندگی در کنار آن ماشین قرار می گرفتم به خودم می گفتم ببین چقدر بهش نزدیک شدی؟! فقط دو متر دیگه باقی مونده که از پشت فرمون این ماشین به پشت فرمون اون ماشین منتقل بشی و انجام این انتقال برای خداوند هیچ کاری ندارد.

به این شکل یک بازی ذهنی برای خودم ایجاد کرده بودم که با هر بار مواجه شدن با خواسته هایم رسیدن به آنها را در ذهنم با اتکا به بی نهایت بودن خداوند ساده و آسان می کردم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.45 از 64 رای

موزیک بی کلام

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=42552
67 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Reza
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۵ ۱۲:۵۲
      مدت عضویت: 1193 روز
      امتیاز کاربر: 25326 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,348 کلمه

      من در خانواده ای بزرگ شدم که قبل از اینکه دست چپ و راستم را تشخیص بدهم و یا بهتره بگم قبل از یاد گرفتن کلمه بابا یا مامان این جمله در ذهنم نقش بسته که ( باباتون نداره و خودتون باید فکری به حال خودتون کنید )این جمله روزی یکبار به من گفته میشد و سمبلی افتخار آمیز برای مادرم از تعریف فرزندانش که من بچه هام را طوری بزرگ کرده ام که یادشون داده ام باباشون ندارد و روی پای خودشون بزرگ شوند.تا اینجای داستان از نگاه هر کسی خوبه که من و داداشم یاد گرفتیم به دنبال کسی نباشیم که برای ما کاری انجام دهد و این روند زندگی ما شده بود که فقط به خودمون تکیه کنیم و دنبال هیچ فردی و چیزی نباشیم ولی از موقعی که با قوانین زیبای خداوند و اگاهی های ناب آشنا شده ام متوجه شدم که فقط این جمله یک گزینه مثبت داشته اینکه توانایی هام را بشناسم و این تا اینجا برای من باعث شده که از پس هر کاری بربیایم و همیشه هم دست به هر کاری زدم موفق بودم و بابت این بسیار سپاسگذارم که میدانم که میتوانمولی باوری دیگری درون من کاشته شد پدر بودن مساویست با بی پولی 

      داشتن ضعف اینکه هیچ وقت از کسی تقاضا نکنم و درخواستی نداشته باشم چون بهمون گفته شده بچه هام روی پای خودشون هستند پس این یک سمبل،نماد،اعتقاد برای من شده که اگر از کسی درخواست کنم کسی بهم کمک کنه من ضعیفم حتی باعث شده حتی از خدایم هم نخواهمباعث نگاه کمبود و نبودن شده بود و این نگرش همچنان در مادرم ادامه داره و هر جایی که باشد باز دارد همین را بازگو میکند و حتی هنوز به خودمون تکرار میکنه

       ولی ایا میداند که چه تاثیری در نگرش خودش ایجاد کرده که همچنان داره اصرار میورزه به این اعتقادش

       چون این روند باز ادامه دار شده

       اما چطور 

      با ایجاد این نگرش در نوه خودشان به پسر برادرم که دقیقا همین تعریف را در اون ایجاد کرده اند اما شدیدتر و این اضافه که ببین پول در اوردن سخته که بابات داره دو جا کار میکنهبه صورتی که برادرزاده ام رتبه اول است در درسش بسیار موفق در رشته تجربی ولی چون الگوی پدرش جلوی چشمش هست که او هم رشته تجربی و موفقیتی ندارد تصمیم داره بخاطر باور کمبود و موفق نبودن در اون رشته ای که درس خونده وارد بازار کار شود آیا این تصمیم آگاهانه هست یا براساس القاهای اطرافیان و باورهای که در درونش ایجاد شده در مورد خودم هم هنوز همین طور هست وقتی میخواهم از کسی درخواستی کنن از کسی چیزی بخواهم سختم هست چون فکر میکنم زیر بار منتش میرومضایع میشومکسی جوابم را نمیدهد و….که دقیقا هم در بعضی موارد همین طور باهام برخورد میشود چون باوری پنهان در من بوده که شاخه هایی ازش رشد کرده

       اگر نگرش شما درباره دنیای مادی بر مبنای کمبود باشد هرگز خواسته های شما برآورده نخواهد شد چون شما انتظار برآورده شدنش را ندارید.

      ولی نگرش من این بوده و هنوز هم هست ولی خداروشکر کمتر شده ولی خوب مقاوت هایی هنوز دارم که خودم باید کاری را انجام بدهم تا خودم دست بکار نشم نمیشه و وقتی هم خودم بخواهم انجام بدهم نیاز به فیزیک و تلاش فیزیکی دارم که این هم خودش مستلزم کسب مهارت فیزیکی هست که چندین بار برام‌ پیش اومده که تا جاهایی ادامه داشته و باعث خستگی و فشار روحی میشود چون تلاش فیزیکی هر چقدر هم در اون استمرار داشته باشی تا یه جایی ادامه داره تا یه جایی میتونم خودم همه جا حضور داشته باشم بعدش چی ؟؟؟تا کجا میتونم ادامه بدم؟؟؟

      مهارت داشتن خوبه و عالیست ولی در چند کار،هنر و هر چیزی میتوانم مهارت کسب کنم و نگرش من اینه که در هر کاری که میخواهم انجام دهم که باعث موفقیتم بشود باید مهارت کسب کنم در اون کار تبحر داشته باشم تا هر کجا را بتونم‌ مدیریت کنم و از پسش بربیام و اگر مشکلی پیش اومد بتونم کنترلش کنمپس یکی از لازمه های من برای داشتن مهارت نگرش مشکل ایجاد شدن هست

       ( این قسمت میشه خودشناسی بوسیله نوشتن توضیح دادن مسائل و نگرش که از دلش باورهایی پیدا میشه که همون سرمنشا هست )پس من به دنبال کسب مهارت هستم که بتوانم از پس مشکل بربیام نه اینکه مهارت را کسب کنم برای موفقیتم که بسیار ادمها هستند که بدون داشتن مهارت در درجات عالی و جاهایی هستند که موفق هم هستند و یاد گرفته اندآیا من در لاغری مهارت داشتم ؟؟؟

      ولی به یک چیز ایمان دارمبه بی نهایت بودن خداوند

      ایا این باور در من عمیق هست ؟؟؟آیا کاملا قبولش دارم؟؟؟

      حقیقتا نه 

      حتی با درخواستی که به تازگی و در عین ناباوری برایم اجابت شد ولی باز هم میترسم باز هم شک دارم ولی میخواهم با ایمان و قلبی باز هر روزم را زندگی کنماز خداوند میخواهم‌ بیشتر با نشانه هایش مرا قوی کند تا با عمق وجودم بیشتر درک کنم 

      میخواهم با آسانی و راحتی خدایم‌ را بیشتر بشناسم 

      چرا هر بار در حرفهام در توضیحاتم‌ در خواسته هایم میگویم آسونی و راحتی

       چون میترسم

       برای اینکه ایمانم قوی نیست بخاطر اینکه فکر میکنم اگه نگم سختی در پیش رو هست ولی با هر آسانی آسانی دیگر هست با هر شادی شادی دیگر

      دوست دارم این اتفاق را تشریح تا هم ردپایی برای خودم‌ باشد تا ابد که خداوند چطور و چگونه برایم انگونه که خواسته انجام داد و چطور من سهم خودم را انجام دادم و خداوند سهم خودش را و اینکه در درخواستم به خداوند چگونه باید باشم 

      حدود یک ماهی بود که با رئیسم بر سر فرستادن من برای کار در محلی دیگر اختلاف نظر داشتم و اینکه من مقاومت شدیدی در برابرش نشون میدادم و به خاطر کمبود نفرات میخواست برلی انجام ماموریت به اهواز و مناطق اطراف اهواز بفرستد ولی من بخاطر سرمای موجود در این مناطق و این فصل سال مدام در ذهنم به جنگ و دعوا بودم تا جایی که چندین بار رفتم و حضوری اعلام کردم حواست باشه من را نفرستی طبق این شرایط که الان وسایل گرمایشی همراه ندارم و برم اونجا سرما میخوریم من از سرما نمیتونم کار کنم و مدام داشتم‌ این فرایند توجه به ناخواسته را گسترش میدادم خوب اون کار به اتمام رسید و در ظاهر کار تمام شد و از سر من گذشت ولی باز این بُلد رئیسم شده بود که میفرستمت و هر بار من در درونم بهش واکنش میدادمتا ۳ روز پیش که دوباره اعلام شد که نفر نیست و من و  یک همکار دیگه باید بریم اهواز و اونهم برای کار در قسمت دیگری که هیچ ربطی به قسمتی که من مشغول ان هستم ندارد دوباره درگیری درونی ولی خدا هر لحظه حضور دارد آموزش ها و آگاهی ها از راه رسیدند و با خودم گفت در این لحظه من چی میخواممن که فهمیدم چی نمیخوام الان چی میخواممیخواهم در همین مکان و با این شرایط باشم شروع کردم به تجسم و اعراض به اون عملکار به جایی کشید که حتی بلیط پرواز هم برامون گرفته شد برای تاریخ امروز ۱۴۰۲.۱۲.۱۵و باز هم من اعراض کردم و توجهی نکردم و با خودم‌میگفتم‌ چی میخواهم و ادامه دادمتا دیروز ظهر که طبق شرایطی که امکانش نبود اعلام کردند کار عقب افتاده و نیازی و رفتن ما نیست و تا اون زمان هم که کار شروع شود گروهی دیگر آزاد شده اند و اونها به جای شما میروند من باید چیکار میکردم تا شرایط طبق میل و خواسته من پیش رود ؟؟؟با چند نفر باید حرف میزدم و چقدر تلاش فیزیکی و راه حل های مختلف که بروم و هر جایی هم در ذهنم به این مرحله میرسید که دبگه بلیط پرواز براتون گرفته اند و حتی هم اگر کاری نباشد باید برید ولی الان با خیال راحت در همان موقعیت خودم هستم و دارم این تجربه را مینویسم که از کی خواستم و چگونه برایم رقم زدو این میشود

       بی نهایت بودن خداوند 

      و الان هم برای خواسته بعدیم اقدام‌میکنم و از خدایی میخواهم که ناممکن ها ممکن میکندبه روشی که انگشت به دهان میمانی که چقدر راحت که نیازی به هیچ فشار و درگیری و تلاش فیزیکی ای نیست بلکه ایمان و پایبند بودن و خواستن از خداوند

      هر روز تلاش میکنم که نگاهم به خدا باشد تمرین میکنم‌ که درخواست کنم و اینکه هر آنچه بخواهم وجود دارد و فراوانی بسیار هست با تغییر نگرشم‌ هر آنچه بخواهم برایم در اختیارم قرار میگیره

      ۱۴۰۲.۱۲.۱۵ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۲ ۰۰:۴۴
      مدت عضویت: 1095 روز
      امتیاز کاربر: 61632 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 989 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و مهربانم و دوستان گرامی 

      چقدر نکته عالی تو این آگاهی ذکر شده بود. واقعا من تا قبل از مطالعه نوشته های باورساز نمیدونستم اصلا ویژگی بی نهایت بودن خدا یعنی چی هر چند، میتونم بگم که نحوه هدایت شدن من به روش لاغری با ذهن و سایت شما استاد عزیز ذهنم کاملا آماده پذیرش این مساله شده بود چون من از تمامی راه حل ها ناامید بودم و گزینه جراحی رو که اصلا جزء گزینه هام نبود ولی از همه راه حل ها ناامید بودم و پیش خودم اعتراف کرده بودم که من دیگه هیییچ راه حلی بلد نیستم دیگه نمیدونم اما عجیب بود که از خدا انتظار داشتم که بهم راه دیگ ای رو نشون بده یعنی من به تجربه به ویژگی بی نهایت بودن خدا ایمان آوردم و قلبا گفتم خدایا محاله تو برای من راه حلی نداشته باشی تو از تنوع روحیات بنده هات باخبری هر کسی آماده پذیرش یه راهیه حتما برای هر بنده ای یه راه حلی داری..به طرز شگفت انگیزی از خدا انتظار داشتم راهی رو نشونم بده که ذهن محدود من به اون قد نداده و گفتم تسلیم تسلیمم که خدارو هزاران بار شکر میکنم که در کمترین زمان منو هدایت کرد به سایت ارزشمند شما استاد عزیزم.

      برام بشدت این هدایت الهی جالبه که از اولین گام تا این گام ۱۱  این دوره ارزشمند هر کدوم از صفات و ویژگی های خداوند رو که برای ما بیان کردید همه رو در نحوه هدایت شدنمون به سایت ارزشمند شما میتونیم ببینیم یعنی اگر بخوایم برای هر ویژگی خداوند که تا الان یاد گرفتیم نمونه بیاریم من توجه کردم هر بار از هدایت خودم به سایت شما مثال زدم. استاد خیلیی جالبه یعنی خداوند برای هر هدایت با تمام ویژگی های خودش وارد عمل میشه و پاسخ میده.استاد عجب نکته ای رو الان حین نوشتن کامنتم متوجه شدم بله درسته خداوند برای هر بار که میخواد خواسته مارو اجابت کنه و هدایتمون کنه با تمام ویژگی هاش انجامش میده و دلیلش هم اینه که تا الان من در هر کامنتی که برای هر گام نوشتم اول از همه نحوه هدایت شدنم به روش لاغری با ذهن بعنوان مثال برام تداعی شده😍

      من دارم تکاملی برای ایمان به ویژگی های خداوند پیش میرم و هر بار که هر گام رو میخونم سعی میکنم یادآوریش میکنم مثلا وقتی در ساعت خاصی در جایی باشم که از نظر منِ قبلی الان تاکسی گیرم نمیاد ولی حالا میگم  بی نهایت بودن خداوند کمکم میکنه الان اینجا این ساعت ماشین گیرم بیاد و دقیقا همینم میشه.

      _استاد یه نمونه یادم میاد از تجربه خودم، دو سال پیش خواهرم با همسرش دچار اختلاف خیلیی شدید شد و برای قهر اومد خونمون خیلییی اوضاع شدیداا سختی از هر لحاظی برامون ایجاد شد. بار روانی این مساله و تنش هایی که توی خانواده مون ایجاد شد خیلی گسترده بود. من وقتی اوضاع و احوال و شرایط خونه مون و این اختلاف رو دیدم بشدت ناامید بودم و میگفتم قراره اوضاع همیشه همین بمونه و طلاق خواهرم رو با وجود ۴تا بچه که دوتا از بچه هاش تو سن بلوغ بودن و دوتا کوچیک؛ حتمی میدونستم و کار به دادگاه هم کشید.هر چند من سعی کردم دخالت نکنم اما چون کار به دادگاه کشیده بود منو دخالت میدادن و منم تحت فشار بودم.

      من شدیدا ناامید بودم و وقتی شرایط رو میدیدم فکر میکردم قراره تا همیشه همین بمونه اما باورتون نمیشه اون اختلافات گسترده بعد از مدتی با یک اتفاق ظاهرا بد و مختصر کاامل و در کوتاه ترین مدت حل شد به آسون ترین شکل و من شدیدا تعحب کردم و فقط گفتم این یه معجزه اس و غیر از معجزه خدا نیست.

      پسر خواهرم اومده بود پیش خواهرم ک مامانشو ببینه که همون شب حالش بد شد با بابام بردنش بیمارستان و گفتن آپاندیس داره و باید جراحی بشه و رضایت پدرش شرطه.

      شوهر خواهرم از شهرستان فرداش اومد و باید برای چند روزی میموند و همین جراحی پسر خواهرم و بستری شدنش باعث آشتی خواهرم با شوهرش شد و دوباره باهم قول و قرار گذاشتن و خیلیی زود به تفاهم رسیدن و رفتن سر خونه زندگیشون و خدا رو شکر بعد از اون اختلاف وحشتناک من دیگه ندیدم مشکلی پیش بیاد و دوتاشون انگار دوباره باهم برای ادامه زندگی به تفاهم جدیدی رسیدن و خدارو شکر الان هر دوی اونا رابطه شون خیلیی حسنه شده و من هر بار که اون جریان یادم میاد با اعتقاددراسخ میگم فقط و فقط خدا بود که این مساله رو به طرز عجیب و غیرقابل پیش بینی درست کرد. انگار که قبلش هیج اتفاقی نیوفتاده بود…استاد معجزه بود….

      خیلی خدارو شکر میکنم که در این برهه از زمان با این آگاهی ها دارم آشنا میشم این آگاهی ها نجات دهنده ان استاد خیلییی عظمت این آگاهی ها بالاست. این مطالب برای من عین مراقبه اس عین مدیتیشن میمونه خیلییی خوشحالم که فرصت استفاده و آگاهی پیدا کردن از این مطالب ناب رو پیدا کردم اونم کجا؟ جایی که ما برای لاغری و تناسب فکر و ذهنمون اومده بودیم نتیجه گرفتیم اعتمادمون صد در صد شد و حالا خدا گفت تناسب فکری فقط تو زمینه لاغری میخواستی اما من فراترش رو بهت میدم تناسب در همه جنبه های زندگی رو بهت میدم اونم از زبان همون استادی که بهش اعتماد کامل داری و روشش رو امتحان کردی و نتیجه گرفتی…زمانی که همه مون آماده پذیرش هدایت از زبان شمارو پیدا کردیم💕

      استاد ببینید طرح الهی ما چقدر زیباست خداوند اول پایه های اعتماد مارو پی ریزی کرد وقتی محکم شد روز به روز آگاهی رو برای ما گسترده تر کرد در همه زمینه ها داره تعمیمش میده.

      خیلیییی خوشحالم که خداوند از زبان شخصی داره خودشو به من معرفی میکنه که من قلبا دوسش دارم و بهش اعتماد کامل دارم.

      خداوند در انتخاب پیام آورش هم برای هر بنده ای طرح الهی خاص خودشو داره.

      خدایا بینهایت ازت سپاسگذارم.استاد عزیزم بینهایت از شما سپاسگذارم که اینقدر مسئولیت پذیر و مشتاق هستید در انتقال آگاهی ها و عمل به هدایت الهی 🙏🏻

      استاد خداقوت بهتون میگم سایه تون مستدام خیلی دوستتون دارم🙏🏻🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۰ ۱۸:۲۷
      مدت عضویت: 2479 روز
      امتیاز کاربر: 4098 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 164 کلمه

      سلام استاد عزیزم 

      استاد من یک سوال داشتم الان به ذهنم رسید خیلی درگیر شدم .

      میخواستم بدونم قانون جذب در مورد رسیدن به خواسته ها وارزوها واهداف  با شناخت خداوند صحبت میکنه.

       درین دوره هم شما در مورد رسیدن به آرزوها با کمک خداوند صحبت می‌کنید یعنی برای خداشناسی ومعنویت وعرفان تنها رسیدن به آرزوها کافیه یعنی اگر در رسیدن به اهداف موفق عمل کردیم دیگه خداشناس شدیم دیگه عارف شدیم 

      نمیدونم چطور بیان کنم من عاشق خداشناسی بودم وهستم آیا همین  دوره ها کافیه برای خداشناس شدن یعنی دیگه قانون جذب آخروته  خداشناسی وعرفان ومعنویت هست یعنی ما دیگه راه خداشناسی رو پیدا کردیم به معمای جهان هستی پی بردیم تموم شده 

      نمیدونم تونستم منظورمو بیان کنم یا نه 

      منظورم اینه یعنی رسیدن به خدا یعنی رسیدن به آرزوهامون هست  ما پس کی به خدا میرسیم ما همش در پی آرزوهامون هستیم ومیخوام با خدا به آرزوها برسیم پس به خدا کی میرسیم. 

      حالا که ما فهمیدیم خدا انرژی بینهایته خدارو دیگه شناختیم 

      ممنون میشم منو از سردرگمی رها کنید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6571 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 37 کلمه

        سلام و درود
        چه سوال خوبی
        به اندازه ای که به آرزوهات برسی می تونی به صفات انسانی که الگو گرفته از خداوند هستند نزدیک بشی و این به نظر من برای معنویت کافیه.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار الهام خضرلو
        ۱۴۰۲/۱۲/۱۲ ۰۹:۰۱
        مدت عضویت: 2479 روز
        امتیاز کاربر: 4098 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 64 کلمه

        سلام استاد خوب هستین 

        ممنونم بابت پاسختون ولی من دوست دارم بچه ها هم جواب بدن خودم‌ هم میخوام فکر کنم خداوند خودش سوال ایجاد کرد در ذهنم وحتما پاسخ خوبی هم داره منم دوست دارم فکر کنم بهش چون برام مهمه جواب شما خوبه ولی خیلی کوتاه هست ومنو قانع نگرد

        ممنون میشم استوری کنید پیام منو تا هر کس خواست جواب بده ممنون  

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 6571 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 15 کلمه

          سلام و درود
          سوال رو با توضیحات و شرح کامل‌ در بخش همفکری ثبت کنید.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ندرلو
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۰ ۱۱:۴۷
      مدت عضویت: 1101 روز
      امتیاز کاربر: 7585 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,307 کلمه

      به نام خدای مهربان

       من به بی نهایت بودن خدا ایمان دارم

       نگرش کمبود یکی از پاشنه آشیل های منو بعد آشنایی با قوانین متوجه شدم این نگرش داره چه بلایی سرم میارههر وقت چیزی میخواستم میگفتم ولش کن اگر من بخرم ،پول تموم میشه لنگ میمیونیم تا آخر ماهآخ که چقدر این نگرش به من ضربه زده و من باید روش حسابی کار کنم

       من فک میکردم ورودی هامو کنترل میکنم بعد ها فهمیدم ورودی فقط تی وی و شبکه های مجازی نیست گفتگو های من با خودم و همین صحبت های به ظاهر ساده با اطرافیان که اصلا حواسمون بهشون نیست مهمترین ورودی ها هستن

       دیشب مهمونی داشتم و وقتی مثال های شما رو خوندم دیدم چقدر از گفتگو هایی که بین ما رد و بدل شد تایید کمبود بود

      جای پارک دیگه هیچ جا نیست دارو سهمیه بندی شده پول دست آدم نمیمونه چیزی خریدنی نیست و…..

      این حرفا رو شنیدم ولی متوجه نشدم چه تاثیری داره رو ناخودآگاهم میزارههر کدوم از این حرفا رو که می‌شنوم یه حس نگرانی میاد سراغمو همین حس میشه فرکانس و ارسال میشه به جهان و اتفاقات همسان با اون وارد زندگی من میشن بعد تعجب می‌کنم که چرا این اتفاقات وارد زندگی من میشن همین خورد خورد این ورودی ها کلی نگرش و باور کمبود رووتو ذهن من ایجاد کرد

       استاد به چه نکته ای اشاره کردید ما حتی وقتی می‌خواهیم از فراوانی هم حرف بزنیم آخرش میرسونیم به کمبود مریصی خیلی زیاد شده (کمبود سلامتی)دزد خیلی زیاد شده (کمبود آدم درستکار)همه دروغ گو و کلاهبردارن(کمبود آدم صادق)من حتی وقتی میخواستم تو اینستا فعالیت کنم گفتم آنقدر تو این حوزه آدم زیاد شده که به من مشتری  نمیرسه

       جهان ،جهان فراوانی اما هر کسی به اندازه باور و عقیده ی خودش سهم میبره یکی باور داره مشتری فراوان و براش مشتری میاد یکی باور داره مشتری نیست و همین شاملش میشه

       چند روز پیش برادرم میگفت اسنپ میشه خوب پول درآورد پر مشتری مخصوصا تهران ولی من خیلی وقت ها تو اسنپ بودم و راننده گفته از این شغل بدتر نیست  

      نکته جالب توجه و پنهان از نظر انسانها اینکه دنیای مادی با برخورداری از ویژگی بی نهایت بودن خداوند برای رشد و پیشرفت به مشارکت و حضور همه انسان ها نیاز ندارد.فقط چند درصد از انسانها برای رشد و پیشرفت دادن دنیای مادی کفایت می کنند. 

      فقط درصدی کمی از. آدم هاکفایت میکنه و خدا یار و یاور آنهاست 

      بارها مثال برآورده شدن خواسته های بچه ها رو شنیده بودم اما این فکر که خواسته های بچه ها در حد  اسباب بازی هست و خوب معلومه برآورده میشه د، ذهنم میچرخید ولی امروز فهمیدم ما خواسته بزرگ و کوچیک نداریم برای خدا یه عروسک با یه خونه بزرگ فرقی ندارهاین ماییم که تو ذهنمون بزرگ و کوچیک

       ساختیم

       دیروز تولد پسرم بود از ماه پیش گفت من پی اس فور یا پی اس فائو میخام قبل از شروع این دوره روز اول وقتی استاد گفتن خواسته هاتون رو نویسید دقیقا مثال پی اس فایو رو زدن و من به پسرم این صحبت ها رو انتقال دادم و بهش گفتم ار خدا درخواست کن اون منبع همه ثروت ها و نعمت هاست گفتم هر بار ذهنت گفت آخه چطوری مامان و بابات پول ندارن بگو چطوری به ما ربطی نداره پسرم این کاررو انجام داد حتی خود من بعصی وقتا نگران میشدم میگفتم اگر نشه چی اونوقت ایمان این بچه به خدا کم میشه ما هم شرایط خریدش رو نداشتیم میتونستم  قسطی بخرم ولی من نمیخواستم این کار قسطی انجام بشه حتی بارها تتو ذهن خودم چرخید که آخه چطوری نه پولش رو داری نه میخای قسطی بگیری

      خلاصه هر روز با پسرم راجع بهش صحبت میکردیم و کنترل ها ماشین هاشو به عنوان دسته می‌آوردیم و جلو تی وی بازی میکردیمروزی رو تصور میکردیم که دوستاش اومدن و دارن با هم بازی میکننتا اینکه برادرم خودش بهم زنگ زد و گفت که میخاد پی اس فورش رو بده به پسرم گفتم آخه خودت مگه بازی نمیکنی گفت من همش سرکارم تا وقتی شما بتونید  براش بخرید این رو ببرید بازی کنه و قبل تولدش پی اس فور اینجا بود

        چیزی که برام جالب بود این بود داداشم اصلا تا حالا چنین پیشنهادی نداده بود و نکته مهمش این بود که من اصلا بهش چیزی نگفته بودم اینهمه سال داداشم پی اس فور داشت و حتی یکبار این پیشنهاد که ببرید این رو نداده بود

      پسرم به مادرم گفته بود که قرار برای تولدم این هدیه رو بگیرم و مادرم توخونه صحبت کرده بود و خدای مهربونم به قول استاد یه صحبت درگوشی با برادرم داشته وهمین اتفاق باعث شد پسرم ایمانش قوی تر بشهو دیدم میگه مامان من بعد این هر جیزی بخام از خدا میخام چقدر راحت جور میکنه

       و خدا از جایی که گمان نمیبری روزی شامل حالت میکنه این خدا ثروتمند و بی نهایت اگر من نعمت دریافت نمیکنم بخاطر نگرش های خودمه 

      به اندازه اون نگرش ها سهم من از این دنیای بی نهایت نعمت هست

       خیلی درخواست ها از خداوند. داشتم ولی حتی نشانه ای از برآورده شدنش رو ندیدمو امروز به لطف خدا و استاد عزیزم و مثال جالبشون دلیلش رو فهمیدم من به خیال خودم از خدا درخواست کرده بودم ولی نگرش کمبود مانع شده بودمثل اینگه من تمام وسایل رو گداشتم پشت در و اجازه ورود به هیچ نعمتی رو نمیدم و از پشت پنجره نشستم و فراوانی نعمت رک میبینم و حرص میخورم که چرا برای من نیست نعمت خدا هست منم که خودم رو در افکار محدود کننده زندانی کردم و اجازه ورود نمیدم باید این نگرش رو بسازم که هر چیزی که می‌خواهم رو خدا فراوان و بی اندازه ازش داره و به راحتی میتونه وارد زندگیم کنهفقط من نباید در رو ببندم 

      بلکه هر انسانی به اندازه ای که بی نهایت بودن خداوند را باور کرده باشد به همان اندازه از دریای بی کران نعمت های الهی بهره خواهد برد.

      دلیل دریافت نعمت ها نگرش فراوانی است  اینگه من واجبات یا مستحبات رو انجام میدم یا نتو اطرافم آدم هایی زیادی رو دیدم که نماز میخونن ولی پول ندارن یا اصلا اهل نماز و روزه و…نیستن ولی پول پارو میکنن بعد هر وقت این آدم ها رو میدیدم به عدالت خدا شک میکردیم

       از آنجا که هر نگرشی درباره دنیای مادی داشته باشید همان نگرش را درباره خالق آن دنیا خواهید داشت بنابراین نگاه کمبود داشتن به زندگی منجر به شکل گیری نگاه کمبود نسبت به خداوند می شود

      .باید از این جمله برای خودم یه اهرم رنج بسازم که اگر نگاه کمبود به هر چیزی در این دنیا داشته باشم انگار به خدا نگاه کمبود دارم ک این کفر و این بی احترامی به خداوند ک یه جورایی توهین به خدایی که فراوان نعمت داره

       با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار قرار گرفتن انسان های فوق العاده در مسیر زندگی تان را داشته باشید که به شما کمک می کند تا به آرزوهایتان برسید

      وفور مشتری ،آسان شدن کارها،دریافت عشق و محبت از دیگران همش از ایمان به بینهاین بودن خداوند میادو

       من خیلی وقت ها برام تجربه این چنین پیش اومده البته به صورت ناآگاهانه بعد از فکر کردن به مثال هایی از زندگی این سوال برام ایجاد شد که من تو دریافت نعمت های زندگی ام که به آسونی وارد زندگیم شدن یعنی چه نگرشی داشتم ناخودآگاه ب بینهایت بودن خدا فکر کردم ولی نمیدونستم چطور این کار رو انجام دادم وقتی به داشته هام دقت کردم دیدم اون خواسته تو وجودم شکل گرفته و من اونو  تو ذهنم یا دفترم نکه داشتم از قدرت تخیل استفاده کردم و لذت بردم و دیگه به جطور و چگونه انجام شدنش فکر نکردم و از یه راهی که فکرشو نمیکردم برآورده شده

      سال پیش دوست داشتم به موهام رسیدگی کنم و لخت کنم ولی هزینه اش بالا بود من این خواسته رو نوشتم و چند تا عکس از نت گرفتم و نگاه میگردم مدام خودم رو با موهای ابریشمی و لخت تصور می‌کردمولی اصلا به چطور و چگونگی فکر نمیکردم با خودم میگفتم حتما یه روزی این کار رو میکنم تا اینکه خاله ام ما رو به باعشون مهمونی دعوت کرد و  خودش بدون اینکه من بکم گفت چرا موهاتو پروتئین نمیکنی گفتم اتفاقا میخوام بکنم گفت از فلان سایت موادش رو بگیر من برات انجام میدم و خودش تمام کارها رو برام کرد با یک دهم اون هزینه

       برآورده کردن خواسته های ما برای خدا هیچ چیز نیست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mrmr19791357@gmail.com
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۹ ۲۰:۳۹
      مدت عضویت: 1382 روز
      امتیاز کاربر: 36494 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 945 کلمه

      ب نام یگانه بی همتا 

      خداوندبی نهایت لست خداوند صمد است خداوند قادر است خداوند رزاق است.اسماء نودونه گانه شانل صفات خداونداست.ولی خداوند شامل بی نهایت صفات است خداوند نهایت بی نهایت است. بله ما در شبانه روز همواره در برابر آماج صحبت‌ها و خبرها و گله ها وشکایتهای منفی هستیم ک فکر نمی کنم هی وقت ب ساعت بکشه حتی ب دقیقه می کشه. و خوب نمیدونم ب چه دلیل ایجاد می شود،شاید بعضی اوقات اینقدر فشار روحی بر بعضی‌ها وارد می شود این موارد پیش می‌آید واینکه ی جاهای اصلا باعث تعجب هس ک چرا چنین اتفاقاتی میفتد مثلا من خودم وقتی تو این دوره ها هستم همش سعی میکنم ب چیزهای منفی فکر و توجه نکنم ولی چن وقت پیش چن مورد مثلا دزدی البته ب صورت دله دزدی در ساختمونمون اتفاق افتاد یا اینکه مثلا در آن واحد در ساختمانمان چنتا چیز باهم خراب شده درسته خوب گفتن اینها درست نیس ک بگم چون باز هم جزو گله و شکایت محسوب می‌شود.

      اخه برای خودم خیلی تعجب آور هست اخه چرا چنین میشه اخه چرا ی دفعه ای چنتا کار آدم باهم خراب میشه مثلا برای آسانسور دو ماه پیش کلی هزینه کردیم حدود دوازده میلون ولی الان باز دوباره خراب شد متصدی آسانسور اومده بود گفت ی قطعه دیگه اش ک خیلی هم خطرناک هست خراب شده وباز بلید هزینه کنیم و درستش کنیم خوب آدم بعضی چیزها رو میبینه ناخود آگاه نگران میشه.

      در مورد بی نهایت بودن خداوند بله خیلی از ماها همش ب کمبودها توجه داریم همش فکر می کتیم کم میاد قحطی همش نگران هستیم مثلا خواهر من همش میگه فلانی اینقدر وسیله می خره برای خونه ما چرا کم می خریم.مثلادر مورد دختر همکارش گفته بود ک ی عامه وسیله خوراکی خریده بود ک نمیدونم گرون نشه یا کم نیاد ک اگر خدای نکرده قحطی بوجود آمد اونها کم نداشته باشند خوب مثلا ی مواد خوراکی مکه تا چ مدت سالم میمونه،گفته بود ی عالمه ماکارونی خریده بود در حالی که دو نفر بودند یک زن و شوهر با یک بچه کوچک بودند،نتونستند همه رو استفاده کنند و مجبور شدند ک دور بریزند خوب وقتی ما ب بی نهایت بودن خداوند ایمان نداشته باشیم این باعث میشه همش حرص بزنیم طمع داشته باشیم مادر من اصلا با این رویه یعنی انبار کردن مواد غذای موافق نیس از ترس اینکه مبادا کم بیاد یا گرون بشه من خودم هم اصلا موافق این موضوع نیستم،اخه چرا کسی باید چنین کاری کند،ب نظرم این نهایت خودخواهی است همش ب فکر خودمون یا کمبودهای خودمون باشیم،ب قول مادرم ک هیچ چی کم نیست همه چی هست چرا نیازه ما چیزی رو انبار کنیم منم دقیقا با این موضوع موافق هستم.من نظرم این هست که اگه خدای نکرده خدای نکرده چیزی بخواد کم باشه یا نباشه ما همه آدمها وظیفه داریم ک تو این شرایط ب همدیگر کمک و یاری برسانیم ن اینکه فقط ب فکر خودمون باشیم من همیشه دوست دارم فراوانی و برکت شامل همه باشه ن فقط شامل عده خاصی باشه پس من وقتی ب فکر فراوانی برای همه هستم پس ب بی نهایت بودن خداوند اعتمادو اعتقاد دارم.

      چن روز،پیش،تا حالا پدرم دچار مشکلی شده بود چن روز پیش داشت میرفت شیراز خونه برادرم با توبوس داشت میرفت ک بین راه نرسیده ب تهران دچار خون ریزی معده شد وهم اینکه ب چنتا درمونگاه مراجعه کرد گفتن ما نمیتونیم شمارو بپذیریم ابن در حالی بود ک موقع رفتن،مادرم خیلی دلهره داشت چون پدرم پیر هست و سنی ازش گذشته است،همش بهش گف مواظب باش پیاده شدی ممکن موقع سوار شدن ماشین رو پیدا نکنی،چون پدرم خوب بخاطرکهولت  سنش مشکل مقداری بینایی و مشکل شنوایی پیدا کرده خوب ما مقداری نگران بودیم والبته  پدرم خیلی خیلی فرد با اعتماد ب نفسی است ومن ازین اعتماد ب نفس خیلی بالای پدرم خیلی خوشم می‌آید.من ب مادرم گفتم تور خدا حالا اینقدر استرس بهش نده برای چی اینقدر می ترسی نگران هستی.

      من خودم زیاد نگران یا دلهره نداشتم پدرم هم ب مادرم گفت وای شما چقد من بی دست و پا فرض کردین.خوب اعتماد ب نفس خیلی خیلی زیاد پدرم و هم استرس مادرم ابن بار کار دست پدرم داد.

      بگذریم ،خوب آخر شب بود وهم اینکه پدرم تنها با اون وضعیت چن جا هم رفت اون رو نپذیرفته بودن خوب در این حالت آدم چ فکری بابد کنه،من اینجا واقعا نگران شدم دلم خیلی شور افتاد ک چرا چنین وضعیتی برای پدرم بوجود آمد چرا هیچ جا نپذیرفتنش من اشکم جاری شد گفتم خدایا خودم و پدرم رو ب بی نهایت تو سپردم‌ ک دیگ تو آخرین جا پدرم خیلی با اون کادر درمان افتاد ب دعوا ک چرا چنین کاری می کنید ی چیزی پهن کنین من همین جا روی زمین استراحت کنم،بعد ی آقایی خیلی انسان دوست و شرافتمند پدرم رو دید دلش بحالش سوخت و در حالی ک همراه همسرش بود پدرم رو‌ سوار ماشینش کرد وما با اون آقای خیلی خوب و با معرفت در تماس بودیم او ب ما گفت اصلا نگران نباشید من ایشون رو خودم ب ی بیمارستان خیلی خوب می رسونم اصلا نگران نباشین‌من مقداری نگران بودم ک پدرم برای راننده مشکلی پیش نیاره ک خدارو شکر خدارو شکر این آقا پدرم رو ب بیمارستان رسوندندو بستری کردند وفردای اونروز برادرم رفت دنبال پدرم و اورا برگردوند ولی پزشکان اونجا گفتن حتما باید ب شهر خودمان اومده بستری بشه و قلبش  چک بشه و حتما آندوسکوپی و کارهای دیگه انجام بده و حالا جالبه ک پدرم می گفت من سالمم من سالمم هیچیم‌ نیس نمی رم دکتر میگفت الان نمیرم دکتر دیگه اینقدر گفتیم قانع شد ک برود دکتروالان بستری هست و تحت درمان قرار داره.پس اینجا بی نهایت بودن خداوند در اون شهر غریب و تنها ب پدرم کمک کرد.

      همیشه در پناه خداوند باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۹ ۱۶:۵۹
      مدت عضویت: 1066 روز
      امتیاز کاربر: 55450 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,010 کلمه

      به نام خداوند بی نهایت ها 🙏🏻😇

      باسلام به استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم ✋🥰❤

                به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم  قدم ۱۱

      درک خودم از این آگاهی ها این بود که چقدر من ناسپاس بودم واین همه لطف ونعمتهای خدارو نمی دیدم و همیشه از کمبودها حرف می زدم از زمان کودکی شاهد این حرفها بودم وخودم هم یاد گرفته بودم من متاسفانه شاهد حرفهای زیادی ازطرف اطرافیان بودم از طرف مادرم بودم که می گفت فعلانی چقدر شانس داره شوهرش خوبه و نماز خونه و فلان چیز و خریده در صورتی از نظر مالی پدرم در شرایط فوق العاده بود در فامیل ما پدرم ثروتمند بود تازه ملک برای برادرش وپدرش می خرید وبه اسمشون می کرد وبه پدر ومادرش خیلی پول می داد وپدر بزرگم در روستا وضع مالیش خوب بود تمام خانواده پدرم همیشه توقع کمک زیادی داشتن وسلطه زیاد به پدرم داشتن وپدرم خیلی آنها براش مهم بودن حتی از بچه هاش ومادرم همیشه در حال خدمت کردن ومهمانی از فامیلها ودوستان پدرم بود خونه مایک روز نمیشد خلوت باشه وبدونه مهمون خودمون ۷ تا بچه بودیم وخدارو شکر خونه پدرم بزرگ بود ولی کل زندگی ما به خدمات رساندن به دیگرا ن گذشت وبه سختی می تونستیم درس بخوانیم ولی پدرمون همیشه سفره دار بود وما می گفتیم بس بابا ما درس داریم دعوا می کرد می گفت اختیار زندگیمون به شما نمی تونم بدم وکار خودشو می کرد انگار خودش وما براش مهم نبودیم ومن مجبور بودم شبها درس بخونم ولی اون زمانه ها هم خیلی چیز ها داشتیم که باید براش سپاس گذار بودم مثلا حیاط بزرگ که من خیلی وقت تنها در خیاط در گوشه ای برای خودم تنها می شدم وبا خدای خودم حرف میزدم ویا در دوران کودکی خیلی بازی می کردم واصلا کوچه نمیرفتم ودوستانم رو می آوردم تادر حیاط ما بازی کنن ویا برای خودم گل وسبزی می گاشتم وپدرم هیچ وقت من رو به ازدواج اجبار نکرد همیشه اجازه میداد خودم تصمیم بگیرم وخیلی دوست داشت ادامه تحصیل بدم نا گفته نباشه با این که پدرم جدی بود وبه هیچ یک از بچه هاش ابراز علاقه زیاد نمی کرد ولی چندین بار شنیدم من رو خیلی دوست داره به شدت به من اعتماد داشت ومی گفت اون فرق داره ومن هم همیشه پدرم رو یک جور دیگه دوست داشتم ودر دورانی که عاقل تر شدم هرگز از طرف من اذیت نشد و هیچ چالشی براش نداشتم و هیچ وقت نخواستم از طرف من غصه بخوره و براش از طرف پروردگار جهانیان طلب آرامش می کنم چون در دنیا نتونست آرامش داشته باشه و آگاه نبود ولی من برای تمام خدمتها و عشق که به ما داشت و پنهان می کرد از خداوند سعادت روبراش می خوام

         ولی متأسفانه سپاس گذار بودن و شاد بودن در زندگی ما نبود از نظر عاطفی خیلی پدرم خسیس بود اصلا ابراز محبت رو بدش میآمد و جدی بود ودر محیط کار خیلی با دیگران خوب بود خیلی به دیگران پول میداد ولی هیچ وقت برای وجود زن و بچه هاش راضی نبود همیشه ما رو با دیگران مقایسه می شدیم ورابطه پدرم با برادر بزرگم به شدت بد بود و دعوا داشتن کلاخانواده پدریم خیلی بد اخلاق بودن و کنترل بر رفتارشان نداشتن و نیش و زبان به همه می زدن انتظاراتشان تمومی نداشت و بشدت حسادت داشتن ومن نیز متاسفانه در شرایط عاطفی متشنژ بزرگ شدم با ترس وبا حسرت دوست داشته شدن من خودم خیلی احساسی بودم وخیلی زود اشکم در میومدوخیلی بسیارزیاد پدر و مادرم رو دوست داشتم از نظر خوردن و پوشیدن در سطح بالای زندگی کردم واز نظر خونه و تمام امکانات در بهترین شرایط بودیم ولی از نظر روابط مادر وپدرم نتونستن خوب زندگی کنن وآرامش نداشتیم با وجود فراوانی زیاد در زندگیمان ما توجه مون به نداشته ها بود وبه داشته های دیگران حسرت می خوردیم من خودم به نداشتن آرامش در زندگیم حسرت می خوردم نداشتن مادرم وبه خاطر نبودن ها، ولی آرامش در زندگیم بود من نمی دیدم همین که پدرم به خاطر ما چقدر زحمت کشیده تا ما در راحتی  باشیم بهترین لباسها بهترین لوازم مدرسه و بهترین مسافرتهاوغیره ولی من اینها رو متوجه نبودم  ومی گفتم ای کاش هیچی نداشتیم ولی باهم مهربان بودیم و آرامش داشتیم و شاهد دعواها نبودیم وفکر می کردم پول زیاد پدرم باعث این مسائل هستش در صورتی که این نگرشم اشتباه بود پول خودش مایع آرامش هستش این نبود آرامش در زندگی پدر و مادرم از نگرش کمبود عشق سر چشمه می گرفت اونها خودشون  این انتظار رو از زندگی داشتن که همه مردها وزنها باهم دعوا دارن یا پسرها بزرگ که بشن مایه عذاب پدر و مادر هستن پس همه اتفاق ناجالب در زندگی من از یک باور کمبود سرچشمه می گرفت نه از باور فراوانی و دلیل مشکلات پدرم رو پول دار بودنش می دونستم ولی اون پول ها فقط برای خدمت به ما در راحت تر زندگی کردن ما بودن واین ما بودیم که درست زندگی کردن رو بلد نبودیم به نظرم همین نگرش اشتباه ما که پول خوب نیست باعث شد که من در زندگیم دنبال خلق پول نباشم و مانع ورود پول رو به زندگیم گرفتم خدایا شکرت فهمیدم این من بودم که نعمت های تو رو شر دونستم ومایع غذاب کشیدن در زندگیم شدم تو فقط خیر رو به من دادی ومن با ذهنم چه نگرشهای اشتباه در خودم ایجاد کردم و حالا من ایمان دارم به بی نهایت خیر بودن تمام نعمتهایم در زندگیم و خیر بودن تمام افراد در زندگیم حتی اونهای رو مایع سختی من شده اندرو خیری از طرف تومی دونم اون نگرشهای اشتباه رو کنار می گذارم یکی از اونها داشتن برادر های  هستن که ارث پدری ما رو حاضر به تقسیم نیستن من هم همیشه از شون ناراحت هستم حتی حاضر نیستم ببینمشون وحرفی در بارشون بزنم اونها خیلی نگرش کمبود دارن و ترس از کم شدن دارن حاضرم نشدن حق ۳خواهرشون بدن من این موضوع رو به بی نهایت فرصتهای خداوند سپردم وایمان دارم خدا به راحت ترین روش حقم رو بهم می رسونه بدون ایجاد ناراحتی و دعوا من دیگه دعوا رو از زندگیم خط می زنم دعوا واقعیت زندگی من نیست و نخواهد شد من نگرش خودم رو دارم که با صلح و دوستی همه ما به حق خودمون می رسیم و خوشبخت تر زندگی می کنیم خدایا خودت حلال تمام مشکلاتی که ما ایجاد کردیم هستی 

      خدا از بدو تولد و حتی قبل از اون من رو در فراوانی غرق کرده بود فراوانی مهر و محبت پدر و مادر و خواهر وبرادرم و همزمان در سلامتی کامل و همزمان تمام امکانات مثل خواراک و پوشاک من مهیا بود وهر روز در مسیر بزرگ تر شدنم همه نعمتها از طرف خداوند کسترش داده می شود خداوند از اول تا ابد قسم خورده که وفای به عهد می کنه ومن وقتی به گذشته ام تا به امروز نگاه می کنم جز فراوانی چیزی نمی بینم و پس تا حالا به وعده خودش عمل کرده و تا ازل هم به وفادارش عمل خواهد کرد از خداوند وفادار تر و گسترش دهنده تر نمیشه یافت خدایا برای تمام ناسپاسی های زندگیم معذرت می خوام وتو توبه پذیر مهربان هستی شکی در این مورد ندارم

      خدایا دیگه باید مراقبه افکار وکلامم باشم در مورد کمبود حرفی نزنم وتوجه ونگرشم رو فراوانی ها باشه انتظارم بی نهایت بودن خدا در هر خواسته ام باشه   

      در ذهن خودم رسیدن به خواسته هام رو با تکیه به بی نهایت بودن خداوند آسون می کنم 

      خیلی ها ارث پدرشون بین خودشون با رعایت عدالت و عشق تقسیم کرده وبا صلح باهم بر خورد کرده اند من منهم دوست دارم این رو بچشم واز بی نهایت بودن خداوند به خواستم خواهم رسید 

      چون در زندگی شخصی خودم چندین بار با بی نهایت بودن خداوند به خواسته هام رسیدم همین خونهای درش ساکن هستیم از طرف خداوند برای استفاده ما داده شد چون یک پدر شوهر فوق العاده مهربان دارم که همیشه به ما کمک کرده درست با پدر خودم خیلی راحت نبودم ولی با پدر شوهرم بسیار راحت هستم از صمیم قلبم دوستش دارم وقتی بهش زنگ می زنم انگار با پدر خودم صحبت می کنم اگه نمی توانم اکنون با پدرم صحبت کنم وابراز علاقه کنم با پدر شوهرم به این خواسته ام رسیدهام وان هم من دختر خودش می دونه وبه همسرم میگه خیلی خوبه قدرشو بدون وقتی همسرم بهم می گه پدرم درباره تو اینو می که خیلی احساسم عالی میشه واز خداوند بابت رسیدن من به خواستم سپاس گذارم 

      و زمانی که در کودکی مادر م رو هم از دست داده بودم خدا یک مادر مهربان رو در زندگی من قرار داد تا کمتر احساس بی مادری کنم وخیلی مهربان بود من تاسال هانمیدونستم مادر واقعی من نیست ومن دوران خوب زیادی باهاش سپری کردم و چیزهای زیادی یاد گرفتم و براش آرزوی آرامش و سعادت در بارگاه خداوندی دارم این  از بی نهایت بودن خداوند هست 

      در زندگیم همیشه دوست داشتم همسری داشته باشم شرایط من رو درک کنه وعاشقم باشه و خداوند همین کار روکرد همسر من مادر نداشت مثل خودم بود و سالها برای پدرم کار کرده بود وبا برادرم دوست بود با شرایط ما آشنا بود وخیلی پدرم رو دوست داشت پس این هم معجزه خداوند بود 

      من دوست داشتم اگه پسر داشته باشم با پدرش مهربان باشه باهم  دوست باشن و آروم باشه ودنبال خلاف و دعوا نباشه خداوند از بی نهایت بودنش برام همین کار کرد پسرم آنقدر پدرشو دوست داره از من هم بیشتر بعضی وقتها حسودیم میشه و علاقه به کار باباش داره واز باباش می خواد کارشون پیشرفت بدن تازه بیشتر مراقب باباش تا اشتباه نکنه وبه سلامتش آسیب نزنه  خدایا خودت این هدیه آسمونی رو برام دادی خودت بی نهایت خوشبختش و شاد و ثروتمند در سلامتی فراوان و غرق در عشقش کن عشق به خودش و خودت 

      من به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم 

      این بی نهایت ها زیاد برام اتفاق افتاده ولی متأسفانه انقدر نادیده گرفتم وبه کمبودها توجه داشتم 

      همین لحظه خدا داره یکی از بی نهایت بودنش رو نشون میده شهر ما گرم وخشک و چند سالی هست برف درست و درمانی نبارید و بارش باران کمی داشته و همه می گفتن امسال خشک سالی در پیش ولی چند روزی هست که ما شاهد بارش برف هستیم واین هم نشونه فراوانیهای خداوند برای تمام بنده هاش هستش 

      خوب تا حالا هرچی از طرف خداوند بوده پراز خیر وفراونی وبی نهایت راهها ثروتها وسلامتیها و عشق ها بوده وهر چه از طرف خودم بوده پر از شر بوده پس افکارم رو باید از کمبودها بردارم و توجه ام معطوف بر فراوانی ها باشه باید رسیدن به خواسته هام رو در ذهنم ساده کنم اگر از نظر من چه منطقی باشه یا نباشه برای خدا فرقی نمی کنه چون خدا عاری از منطق هست 

      پس هر منطقی که در ذهن من ثبت بشه به سیستم جهان هستی و خداوند منتقل میشه وبه همین دلیل هست که یکی به خواستش می رسه و دیگری به خواستش نمی رسه 

      علت نرسیدن به خواسته ها ربطی به صلاح وخیر بنده ها نیست بلکه تفاوت فقط در منطق رسیدن به خواسته هاست بنا براین رسیدن به خواسته ها رو در ذهنم کوچک می کنم و نگرش خیر و صلاحمدر نرسیدن به خواسته ها رو رد می کنم و خیر و صلاح من رسیدن به تمام خواسته هام هستش 

      فقط باید به بی نهایت بودن خداوند ایمان داشته باشم اون وقت که من هم زندگیم رو با کمک خداوند خلق می کنم واز پوسته زندگی قبلی که پراز محدودیت و کمبود و غم و ترس ونامیدی بود خلاص ورهامیشم 

      خدایا شکرت برای فراوانی های تو در تمام ابعاد زندگی همه ما انسانها فقط کافی در ذهنمون نگرش بی نهایت بودنت رو تقویت کنیم خ

      به بی نهایت بودنت ایمان دارم 

      بی نهایت راه ،جای که راه رو من نمی بینم 

      بی نهایت مشتری ،که من باور کمبودش داشتم 

      به بی نهایت پول ،که من نمی دیدم 

      به بی نهایت استقلال مال که من باور نداشتم 

      به بی نهایت سلامتی ،که شاکرش نبودم 

      به بی نهایت عشق که با سردی برخورد کردم 

      به بی نهایت شادی که با غم سپری کردم 

      خدارو شکرت الان تمام بی نهایت ها تو قبول دارم و باورم شده 

      خدایا شکرت 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏

      استاد با تمام وجودم سپاس گذارم برای ساخت باورهای درست در من و دوستانم شدید خداوند پشت و پناهتون باشه 🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۹ ۱۶:۳۷
      مدت عضویت: 1955 روز
      امتیاز کاربر: 4430 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 600 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️

      سلام

      زندگی با کمک خداوند  گام یازدهم  من به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم 

      تمرین آموزشی ✍️

      برداشت من از خوندن مطالب متن این قسمت اینه که نعمت های خداوند به وفور در جهان مادی و در زندگی اطرافیان مون وجود دارند 

      ماشین های خوب و مدل بالا ، خونه های شیک و با کلاس با متراژ بالا ، شادی و سلامتی ، ثروت و پول و درآمد عالی. ، تناسب اندام ،عشق….

      اگه کمی دقت کنیم این نعمتهای خوب پاداش خداوند به بندگانشه که به وفور در اطراف مون میبینیم 

      حالا اگه  بعضی از این نعمتهای خوب در زندگی من وجود نداره مشکل از بخشنده نبودن خداوند نیست و یا اینکه من فکر کنم که خداوند حتماً صلاح ندیده که به منم از این نعمتها و پاداش های خوب بده ، نه خداوند هیچ مشکلی با من و با هیچ کدوم از بنده هاش نداره

      بلکه مشکل از منه که همه تمرکز و توجه مو روی کمبودها و چیزهای ناخواسته و دوست نداشتنی گذاشتم 

      مثلاً عروسی ، مهمونی ، تولد … دعوت شدیم عوض اینکه در اون مجلس شاد باشیم و از بودن در کنار هم لذت ببریم .دور میز با دوستان و آشنایان و اقوام نشستیم وفقط حرف از گرونی و نبودن پول و درآمد و نبودن دختر و پسر خوب برای ازدواج ، خیانت زوج ها ….. حرف می‌زنیم و آخر که مجلس تموم میشه میگیم نفهمیدیم کی تموم شد و آخر مجلس میبینیم که بین فامیل عروس و داماد سر موضوعات الکی دعوا شده و هیچ لذتی از اون جشن نبردیم بعد میگیم همینه دیگه عروسی همیشه آخرش دعواست 

      خب  وقتی که ما همش تمرکز مون روی ناخواسته هاست دیگه گناه خداوند این وسط چیه؟

      ما خودمون با افکار و عقاید و نگرش مون همه ی اون نعمتها و پاداشهای خوب و از خودمون دور کردیم و طبق قانون جذب همه ی اتفاقات ناخواسته و ناخوشایند و در زندگی مون جذب می‌کنیم

      بعد خدا رو مقصر بخت و اقبال مون می‌دونیم که سرنوشتم اینه و خدا برام نخواسته 

      من در این مسیر دارم آموزش میبینم پس آموزش نیاز به تمرین و تکرار داره اینکه من بشینم فقط بخونم و بنویسم و عمل نکنم هیچ فایده ای نداره

       و هیچ تغییری در زندگیم رخ نمیده 

      باید در زندگی از این آموزش ها استفاده کنی و به اونا عمل کنی البته که خوندن و نوشتن راحته و عمل کردن سخت تره البته من خودمو میگم اشتباه و خطا زیاد دارم ولی به محض اینکه متوجه میشم سریع اصلاحش میکنم 

      مثلاً چند شب پیش خونه عزیزی بودیم و بعد از شام دور هم نشسته بودیم و من و این عزیز کنار هم بودیم و ایشون شروع کرد به گله و شکایت که آره نزدیکه عیده ، گرونیه ، اصلا پول تو دست و بال هیچ کس نیست ، با این گرونیا چطور باید خرید عید کنیم ، مردم بدبخت شدن و منم داشتم باهاش همراهی میکردم که یهو به خودم اومدم دیدم کلی باهاش همراهی کردم سریع خودمو جمع کردم و بحثو عوض کردم و ده دقیقه بعد به همسرم و بچه‌هام گفتم پاشیم بریم و اون مکان و ترک کردم تو راه همش این افکار تو ذهنم بود که این همه رو خودت کار می‌کنی باز موقع عمل کردن فراموش میکنی ولی باز خودمو آروم کردم که به محض متوجه شدن دیگه ادامه ندادم و امیدوارم که عملکردم بهتر بشه 

      پس مشکل از خداوند نیست مشکل از نگرش ماست که باید تغییر کنه تا زندگی مون تغییر کنه

      و در این مسیر از خداوند میخوام که کمکم کنه تا این آموزش ها رو بیشتر و بهتر درک کنم و در زندگیم بهتر از اونا بتونم استفاده و بهشون عمل کنم 

      ممون استاد از زحمات و راهنمایی هاتون  🙏🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 449 کلمه

      بنام خداوند بینهایت وفراوانی

      سلام خدمت استاد گرامی وهمه هم دوره های عزیزم

      خداوندبینهایتم را سپاسگزارم که منو در این مسیر قرار داد تا خودشو بیشتر بشناسم

      من به بینهایت بودن خداوند ایمان دارم

      قویترین باور محدود کنندا در ذهن ما باور کمبود هست وتا زمانی کا این نگرش را اصلاح نکنیم نمی توانیم به خواسته هامون برسیم،نگاه کمبود به زندگی نعمت ها در واقع نگاه کمبود به خالق آنهاست که ما برای اینکه طعم خوش زندگی را بچشیم باید این نگرشمونو اصلاح کنیم ،خداوند بینهایت هست ونمیتواند فقر وکمبود را گسترش بدهد بلکه با همان تعدادمحدود انسان با باورهای فراوانی وثروت جهانش را گسترش میدهد به همین خاطر هست که هر سال ثروتمندان ثروتمندتر میشوند ،وفقیران با باور کمبود هر سال فقیرتر میشوند  ولی در کل جهان به سمت پیشرفت حرکت میکند

      نمونه های از فراوانی 

      فراوانی سلامتی که من دراکثر  سلولهایم میبینم وحس میکنم وخداوندم را بابت سلامتی جسمیم شاکرم ،در بیرون وقتی در  خیابان حرکت میکنم تمام انسانهای که راه میروند وپیاده روی میکنند نشان از وجود سلامتی حداقل در پاهایشان هست پس فراوانی سلامت هست،خدایا شکرت

      فراوانی مشتری با دیدن فروشگاههای که اولا هر روز تعدادشان بیشتر وبیشتر میشود ودوم همیشه شلوغ وپر مشتری هست خدارو شکر

      فراوانی ثروت با دیدن این همه ماشین که الان دیگه اکثر خونه ها چند ماشین دارن واجناسی که در هر مغازه وجود داره همه نشان از فراوانی پول وثروت هست،خدایاشکرت

      فراوانی امنیت که به راحتی هر زمان حتی دیرقت آدم میتونه از خونه خارج بشه در سلامتی وامنیت کامل به خونه بر میگرده ،خدایا شکرت

      فراوانی ادمهای که دوست دارن به همنوع خود کمک کنناز خونه که خارج میشی تا بر میگردی شاهد مواردزیادی از کمک افراد به بچه ها وپیر مردها وپیر زنها وهر کسی که به نوعی کمک لازم داره، هستی ،یا شکرت خدا جونم وهزاران نمونه دیگه 

      من با تکیه بر بینهایت بودن خداوند انتظار دارم که به سلامتی کامل برسم 

      ،من با تکیه بر بینهایت بودن خداوند انتظار دارم شرایط وامکانات لازم برای دایر کردن کسب وکارم فراهم شود 

      من باتکیه بر بینهایت بودن خداوند انتظار دارم که افراد با تجربه بر سر راهم قرار بگیره تا تجربیاتش را در اختیارم بگذارد تا من در کارم موفق شوم

      من با تکیه بر بینهایت بودن خداوند انتظار دارم که کارای من به راحتی وبه آسانی انجام شوند

      من با تکیه بر بینهایت بودن خداوند انتظار دارم که مشتریهای عمده و دست به نقد زیادی به سمت من هدایت شوند

      من با تکیه بر بینهایت بودن خداوند انتظار دارم که شادی وآرامش درونم بیشتر وبیشتر شود

      من با تکیه بر بینهایت بودن خداوند انتظار دارم روابطم با خداوند وبا خودم وانسانهای دیگه عالی بشه  و…

      ممنونم استاد عزیزم که این فرصت را در اختیار ما قرار میدهی تا بنویسیم انچه در ذهنمان میگذرد

      ممنون از استاد وتمام دوستانی که تجربیاتشون را به اشتراک میگذارن

      خدا قوت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maahsaaa
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۹ ۰۰:۴۹
      مدت عضویت: 953 روز
      امتیاز کاربر: 36390 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 513 کلمه

      همه چیز نگرش هست. 

      هر خواسته ای که داشته باشیم هر چقدر هم قوی باشه باید اول باید ببینیم نکرشمون نسبت به بدست آوردن اون چیه؟ آیا قابل دسترس هست ؟ یا نگرش کمبود داریم؟

      اغلب ما نگرش کمبود داریم .مثلا نقدینگی خیلی کم شده یا اکثر  مردم فقط پول باندازه معاش دارن چون اوضاع اقتصادی خیلی بد شده .

      در حالیکه اگه بهتر نگاه کنیم الان نسبت به ده سال قبل آپارتمان های بیشتر با قیمتای خیلی بالاتر خرید ‌فروش میشه تعداد نانواییها پاساژها فروشگاههای زنجیره ای ‌‌حتی بانک ها خیلی بیشتر شده .هر روز به تعدادم‌مدل ماشین ها اضافه میشه هر روز برندهای جدید وارد بازار میشن و چقدددر مشتری ها خرید می کنن . الان نزدیک به ایام عید خیابان ها و‌مراکز خرید چنان شلوغ شده که تردد مشکل شده

      اینها همه بخاطر فراوانی آیت فقط باید نکرشمون رو اصلاح کنیم زاویه دید رو اصلاح کنیم و نیمه پر لیوان ببینیم

      خود‌من در اور گفتگوهای اطرافیان ذهنم پر از کمبود بود ولی با دقت به اطراف نگاه کردم و‌مقایسه با چند سال قبل واقعا الان وقوع نعمت هست ‌افراد مثبت در هر شرایطی فراوانی رو‌تجربه می کنن. حتی در اوضاع وخیم اقتصادی که خیلی ها در اثر نگرششون‌هر روز فقیرتر میشن.

      چون‌همه‌چیز نگرش هست.رهن ما پر از افکار محدود کننده مربوط به ثروت سلامتی موقعیت روابط و غیره هست و با همین افکار میخوابم پیشرفت کنیم ولی امکانپذیر نیست ‌‌تلاش بیهوده می کنیم جون پیشرفت اول باید تو‌مغز اتفاق بیوفته 

      اول باید مثل خدا فکر کتیم و با توجه به صفت بی نهایت بودن خداوند دسترسی به خواسته رو برای خودمون آسون‌ کنیم جون قرار نیست خودمون‌چیزی بدیت بیاریم قراره با کمک خداوند بدست بیاد با توکل و اعتماد به او که برآورده کردن خواسته از هر نوعی واسش هیچی نیست 

      برای خداوند خواسته بزرگ ‌‌کوچیک فرقی نداره و این دیته بندی ها مربوط به منطق بشر هست ولی خداوند منطق انسانی نداره بپس با خیال راحت طبق منطق الهی همه چیز رو ساده و‌در دسترس بدونیم که خداوند از هزاران راه شگفت انگیز که اصلا به ذهن ما نمیرسه میتونه‌ما رو به خواسته‌مون برسونه.خدایا شکرت بخاطر داشتنت و شکر بخاطر صفت های نیکویت

      من از خداوند سلامتی کامل ‌جامع خواستم در صورتی که امرپز وقتی نگرش و‌افما م رو‌نیبت به سلامتی بررسی کردم هزاران فکر منفی و‌محدود‌کننده در ذهنم بود که باید اونها اصلاح بشن تا خداپند درهای سلامتی رو به روم باز کنه و‌میدونم‌که با این افکار محدود کننده که پس ذهنم مخفی هستن هرگز به خواسته ام نمیرسم.

      باید ذهنم سراسر افکار سلامتی و بهبود باشه در اینصورت به بدنم‌کمک کردم که قدرت ترمیمش رو بالا ببره و همونطور مه بیمار شد خودش خودش رو ترمیم کنه چون بزرگ‌ترین دکتر درون‌من هست خدایی که از وقتی یه تک سلولی بودم این بدن رو هدایت کرد تا بزرگ شد رشد کرد و سال ها به بهترین شکل کار کرد و حالا همون خدای هدایتکر درون که تمام علم و آگاهی های دنیا رو درون‌خودش داره براحتی و به سادگی طبق برنامه و‌وظیفه الهیش به ترمیم و اصلاح بدنم میپردازه و‌منو تبدیل به سالم ترین و با نشاط ترین ‌پر انرژی ترین انسان مطابق با افکار و‌نکرشم می سازه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۹ ۰۰:۳۱
      مدت عضویت: 2130 روز
      امتیاز کاربر: 50167 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,003 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد من دیروز  وقتی این دست نوشته رو خوندم  گفتم باید رفتارم مورد برسی قرار بدم ببینم چقدر درباره کم بود فکر میکنم یا توجه میکنم دیدم خیلی دارم بهش توجه میکنم گفتن بریم یکشنبه بازار گفتم بریم چکار منکه پول ندارم میریم  اونجا یه چیزی میبینم دوستش دارم پول ندارم نمیتونم تهیه اش کنم اونوقت اعصابم خورد میشه ولش کن نمیخواد بریم کنسل شد و ما سه شنبه بازار و چهارشنبه بازار هم داریم کرج رفتن گاهی ا وقات داریم این فقط یک مورد از ت جه کردن من به کم بود 

      استاد ایده خیلی عالی بود که کم بود اینجوری اولش نوشتید احساس میکنم بیشتر معنی کم بود درک کردم  اون روزا فکر میکردم کمبود فقط چیزهایی که من تو زندگی ندارم  ولی الان سطح بالاتری از او نو درک کردم 

      استاد خیلی در طول یک روز به کم بود توجه کردم  گفتن فلان غذا بذار گفتن اینو ندارم  دخترم گفت برای عید چی خریدی گفتم هیچی خلاصه توجه زیادی کردم به کم بود اما امروز سعی کردم که خیلی توجه نکنم  اولش یادم میرفت وقتی میگفتم یادم می‌افتاد بعد گفتم‌ که نه یعنی الان نیاز ندارم تهیه کنم 

      بعدش خیلی در مورد فراوانی نعمت از شما شنیدم یاد گرفتم دیدم اون روزا یعنی تا چند ماه پیش خیلی تکرارش میکردم که همه چیز فراوانی وقتی میرفتم فروشگاه رفاه  اینو بگم که فروشگاه رفاه محله ما خیلی بزرگ  فقط یک قسمتش بگم شاید ۱۰۰ مار بیشتر باشه فقط تنقلات ناسالم اونم تو دکورهای دو طرفه است کلی وسیله چیده شده میدیدم که مثلا بیسکویت بایگت که پن دوست دارم کلی تنوع داره در طعم‌های مختلف در اندازه‌ای مختلف بعد مارکهای مختلف یعنی همون بیسکویت کاری نهای دیگه بنام دیگه ای تولید کردن هست 

      بعد گفتم ببین فقط این یک مدل بیسکویت یک ردیف پر کرده درستکه تکراری هستن ولی تنو عشون هم زیاد به ذهنم میگفتم با خودم مرور می‌کردم یا هر مواد غذایی دیگه ماکارانی همین طور سس همین طور رب همین طور و…بود که همه نشان از فراونی و برکت و نعمت خدا وند 

      استاد میدونید چیه این فکر یا نگرش ویرانگر در من خیلی قوی من ناخواسته همش دارم بهش فکر میکنم‌ از ذهنم رد میشه 

      اما نظر  سنجی  

      من هر دو مورد قبول دارم میگم صحیح چرا چون دارم در دنیای اولی زندگی میکنم حالا نه به این حادی وقتی فکر میکنم و حرف میزنم میبینم همش تقریبا یه جورایی نشان از کم بود داره وقتی بگذشته خودم فکر می‌کنم وقتی ماه رمضانها رو یادم میاد کلا این نظر در من قوی میشه 

      و اما دنیای دوم دنیای فراونی وفور نعمت بینهایت بار به توان هزار هزار هزار قبول دارم چون دارم با چشمان خودم میبینم که فروشگاه میرم ماشالا سبد خرید انسانها داره سر ریز میکنه دارم میرم فروشگاه کلی از تنوع انواع محصولات میبینم از آب‌نبات چوبی گرفته تا قهوه و نسکافه دوغ سس  برنج روغن و….تموم بشه اینا نشان از فراوانی وفور نعمت 

      تو خیابون راه میرم دنیای ماشینهاست انواع و اقسام ماشین‌ها در طرحها و رنگهای مختلف که نمیتونی  بشماریشون  دوباره  از پیاده رو راه میری انواع مغازها و انواع شغل‌ها  تکراری نانوایی در یک محله همه مدل ۱۰۰ قدم جلوتر بازم هستن  دیگه براتون بگم انواع کفش انواع لباس خلاصه به هر چیزی نگاه کنم حتی سنگ به وفور یافت میشه در طرحها و اندازه‌ای مختلف اینا همه بخشی از بعمتهای خدا ند هستند که به وفور یافت میشن 

      به طبیعت میری انواع گونه های پرندگان حشرات  انواع گیاهان انواع درختان انواع میوها خلاصه به هر چیزی نگاه کنم نشان از قدرت و بزرگی عظمت و شکوه جلال و جبروت خداوند رو با چشمانم مشاهده میکنم اینو نگفتم انواع انسانها هر کدام به یک شکل حتی انسانهای دو قلو سه قلو همسان هم نیستن که یه تفاوتی بینشون نباشه  خلاصه به هر  چی نگاه میکنم  تنوع میبینم که نشان از فراوانی برکت خدایا شکرت خدایا کمکم‌کن تا بینهایت بودن تو خدای بزرگم‌درک و احساس کنم با تمام‌وجودم 

      میدونید استاد وقتی فکر من تمرکز من توجه من بر روی کمبود 

      من هیچ وقت نعمتهای الانم با ده سال پیش مقایسه نمیکنم من همش دارم میگم  چند سال هیچ نعمتی وارد زندگی من نمیشه و نعمتهای مثل نون آب و برق گوجه و خیار یخورده بر نج و روغن که میگم این نعمت‌ها که خدا ند برای همه این مقدار نعمت در نظر گرفته  من ذهنم ر وی کمبود هیچ وقت نمیتونم وفور نعمت ببینم ولی خدایی وقتی میرم بیرون اینها  به کرار وفور نعمتها رو میدیدم حالا چند وقتی بود که این موضوع فراموشم شده بود 

      وگرنه منم دارم میبینم در اطراف ما وقتی میرم بیرون میگم عه ببین اینجا نون تافتون باز شده عه اینجا دو تا دارو خانه کنار هم باز شده یکی برای انسانها و یکی برای حیوانات خانگی  اینها رو میبینم ولی چون توجهم خیلی روی کم بود ناخداگاه اونها خیلی به چشمم نمیاد اصلا یادم نمی‌افته که اینها وفور نعمت فراوانی 

      اینو  یکم درک کردم که بر مبنای نگرش و عقیده   خود نسبت به فراوانی یا کمبود از دنیای پیرامون سهم می‌برد اینو کاملا می‌پذیرم  ‌واقعا تصمیم گرفتم  دیگه نگاهم به کم بود اصلاح کنم خیلی بده که نگاه من بر مبنای کمبود باشه سعی میکنم نگاهم توجه مو بدارم روی فراوانی و وفور نعمت 

      استاد این موضوع ربطی به درسمون نداره ولی الان یادم افتاد میگم امروز روز سختی رو گذروندم پر از افکار منفی و هر چی فکر کردم نتونستم متوجه بشم چرا در این همزمانیها قرار گرفتم‌

      استاد کوکی خودم که خیلی یادم نمیاد خواسته ای داشته باشم  بچه قانعی بودم  ولی کودکی فرزندان خودم بخوبی بیاد دارم هر چیزی میخواستن فورا فراهم بود  حالا اگر خوراکی بود اگر دوچرخه چیزی بود یکم طول می‌کشید من میرفتم تهران تهیه میکردم  اسکیت خواستن سریع رفتم میدون منیریه تهران بورس لوازم ورزشی بهترین تهیه کردم‌ دوچرخه خواستن رفتن پیش دوست همسرم بهترین تهیه کردم مخصوصا برای دختر ا ولم واقعا بهترین بود چون فقط یک نمونه آورده بود به شیشه مغازه اش نصب کرده بود دخترم گفت همین میخوام همسرم با ضمانت همسایه که دوستش بود تهیه کرد بعد پولشو داد خلاصه میگم‌که واقعا آرزوهاشون زود برآورده میشه 

      استاد الان که خاطره سه چرخه دار شدن آیدا خانم خوندم یادم افتاد که من بچه بودم اسکیت برد خیلی دوست داشتم و پسر همسایه مون داشت انسان استادی بود در استفاده کردن از اون هر وقت من میرفتم خونه خواهرم با بچه ها میومدیم کوچه ایشون متوجه میشد اسکیتشو می‌داد به ما تا ما بازی کنیم بلد که نبودیم می‌نشستیم روی ا ن نوبتی بازی می‌کردیم بعدا می‌بردیم بهش می‌دادیم اینجوری آرزو من برآورده شد یادم میاد که اون زمان اصلا فکر کم بود نداشتم 

      من میخوام نگرش  از کم بود تغییر بدم جایگزین بینهایت و وفور نعمت کنم و میخوام تمام درهای زندگیم باز کنم تا خدا وند از هر دری که دوست داشت نعمت وارد زندگیم کنه 

      درست مثل من که دارم وفور نعمت تنوع کالا ها رو میبینم در دنیای مادی ولی بخاطر افکار و نگرش ام و توجهم به کم بودها نشانی از وارد شدن نعمت به خانه من مشاهده نمی‌شود 

      استاد من خیلی وقت پیش آرزوی داشتن ماشین ۲۰۶ سفید داشتم ولی اصلا نگرش کم بود رو نسبت به ماشین نداشتم ولی نگرش کم بود پول خیلی داشتم و فکر کنم اگر نگرش کمبود چیزی نداشته باشید ولی کلا نگرش کمبود داشته باشید بازم نتونم اون ماشین تجربش کنم و اولش انتطار داشتنشون داشتم‌بعدش شنیدم که فکر کنید الان اون ماشین دارید بعد یه مدت هم اینجوری فکر کر دم ولی هیچ اتفاقی نیافتاد 

      استاد چند روز پیش رفته بودم بازار نزدیک خونمون یک خیابونی در دو طرف خیابون بساط میکنن دارم گفت مامان وایسا من اینجا خرید کنم ایشون میخ‌است تنقلات بخره  رفت اتفاقا این آقا بخاطر این‌که‌ قیمت اجناسش مناسب جنسش هم تازه است خیلی مشتری داره همیشه یعنی هر یکشنبه تا آخرین بیسکویت یا هر چیزی رو میفروشه  من ایستاده بودم تا دخترم خرید کنه میدیدم نگاه کسبهای  دور ورو بر ا ون آقاهه رو همه داشتن با حسرت به اون آقا و فروشش و مشتریانش آقا نوبت منه آقا نوبت منه نگاه میکردن اونجا متوجه شدم که افکار این آقا بر مبنای رشد و پیشرفت افکار ا ونا بر مبنای اینکه مشتری نیست کسی کدو و بادمجون نمی خره این‌است اون موقع هنوز موضوع بینهایت بودن خداوند یاد نگرفته بودم و مطمئن بودم که اینها همه تقریبا اف‌کار  مشابه هم دارن ا ن آقا هم افکار خودشو داره 

      اتفاقا این نگرش داشتم که وقتی ماشینی میدیدم  که خوشم میومد میگفتم چون من از این ماشین خوشم میاد به این معنی است که خدا ند یکی از ا نها رو برای من در نظر گرفته ‌ه به موقع بهم میده  و گاهی هم نگرش ب  روی بود 

      به کرار میشناسم افرادی که از نظر من انسانهای با خدایی نیستن البته از نظر من چند سال قبل اما بهترین شرایط زندگی دارن تمام انسان‌هایی که در خارج از کشور زندگی میکنن ببخشن دوستانم که در حال حاظر در خارج از کشور زندگی میکنن

      چون عقیده داشتم  که اونها چطور که روسری سرشون نمیکنم همیشه با لباسی راحت در معابر عمومی حاضر میشن چرا انقدر در رفاه هستند و چون خیلی از دوستان بچه هام در خارج هستند میان کرج تعریف میکنن از اومدن به کرجشون با پولشون لدت میبرن یه خاطره خیلی خوبی برای همیشه در ذهن خودشون و خانواده شون بجا میزارن میگفتم چطور اونها اینجوری هستند راحت هستن آنقدر در رفاه آن من لباسم پوشیده است آنقدر در سختی همیشه برام این سوال بوده اما الان چند ساله بهتر شدم درکشون میکنم که هر کس بسته به افکارشون ‌که دارن چطور زندگی می‌کنن همسرم نگاهش اینه که اونها آدمهای خیلی خوبی هستن با خدا هستن شاید نماز نخونن و روزه نگیرن اما سرشون تو زندگی خودشون به کسی کاری ندارن برای همین خدا بهشون بیشتر میده 

      بله افرادی هم میشناسم که با خدا هستن بسیار هم ثروتمند هستند و هیچ وقت فکر نکردم افراد فقیر بخاطر بی خدایشان  فقیر هستند یا مورد خشم خدا ند قرار گرفتن  شاید قبلنا این نگرش داشتم ولی یادم نمیاد من از وقتی موضوع دنیای قبل از تولد یاد گرفتم هیچ وقت فکر نکردم که انسانها مورد خشم خدا قرار میگیرن یا انسانهای فقی  بی خدا هستند میدونید استاد به نظر من شاید انسانها در ظاهر از اسم خدا استفاده نکنن یادی از خدا نکنن ولی در باطن حتما خدا رو دوست دارن گاهی که خوشحال هستن سپاسگزاری می‌کنن گاهی هم ناراحت هستن به خدا شکایت کنن 

      بله خیلی تجربه کردم‌ فردی ن بت خود رو به من داد چ ون بچه گریه میکرد فردی به ش‌ل معجزه وار اومد خونه من  و خرید اینم تجربه کردم لباسی نیاز داشتم دخترم کادو تولد بهم هدیه داد و اینم تجربه کردم که دوست دارم زبان انگلیسی آموزش ببینم دخترم استاد خودشونو به من معرفی کرد که من بتونم ازش کمک بگیرم آموزش ببینم 

      استاد خیلی سختم که قبول کنم‌و انتطار قرار گرفتن انسانهای فوق العاده در مسیر زندگیم داشته باشم تا به من برای تحقق آرزوهایم کمک کنن چون خداوند با رها به شکل‌های مختلف این موضوع به من یاد آوری کرده حتما می‌پذیرم و میگم خدای خوب و مهربونم ممنونم که انسانهای شریف و ف‌ق العاده ر و در مسیر زندگی من قرار میدی تا به من کمک کنن برای تحقق آرزوهایم خدایا شکرت 

      استاد گفتم ولی یکم سختم همش احساس گدایی دارم 

      من هم سعی میکنم با ایمان به خدا و به بینهایت بودن خداوند ا تمام نگرشهایی که نوشتید در وجودم ایجاد کنم پافشاری کنم تا در قلب و ذهنم ایجاد بشه خیلی اونها دلنشین امیدوار کننده بود برای شما جواب داده حتما برای منم جواب میده 

      من سلامتی و تناسب اندام ایداالم میخوام و میخوام که خ آوند ا نو به من هدیه کنه تناسب اندام من و هدیه کردن اون به من برای خدا ند هیچ چیزی نیت همون طور که به خیلی از دوستان من اونو هدیه کرده خدایا برای هدیه سلامتی و تناسب اندامم بینهایت سپاسگزارم 

      من مشتری های پولدار راحت پول خرج کن میخوام که برای شغل پن ارزش قائل هستند من ایمان دارم به بی نهایت بودن خدا وند و مطمئنم که خدا وند بهترین مشتریها را به سمت من هدایت می‌کند مطمئنم که مشتریان خوب تناسب اندام ایده الم در دو قدمی من هستند و خدا ند با چند همزمانی من را به آنها می‌رساند خدایا متشکرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا