خیلی از آدمای چاق، سالهاست توی یه چرخهی تکراری گیر افتادن: رژیم، ورزش، شکست، دوباره شروع… 😓
ولی واقعیت اینه که چون تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو نمیدونن، اشتباهی بزرگ میکنن!
اونا با خودشون فکر میکنن: «باید اراده کنم! باید تصمیم بگیرم! باید جلوی خودمو بگیرم!» 🤯
اما اینا همش کار فکره نه ذهن… و درست مثل اینه که بخوای با یه قایق پارویی، وسط طوفان حرکت کنی 🚣♀️🌪️
تا وقتی قدرت ذهن رو وارد بازی نکردی، بدنت همراهیت نمیکنه. چون ریشهی اضافهوزن، توی ذهنته نه فقط توی فکرهات! 🧠💫
تفاوت فکر و ذهن در لاغری 🤯🧠
اگه تا حالا بارها رژیم گرفتی 🍽️، ورزش کردی 🏃♀️، یا حتی قرص لاغری خوردی 😣 ولی باز هم به نتیجه نرسیدی… شاید چون فقط داشتی با فکرت لاغر میشدی، نه با ذهنت!
و این یه فرق خیلی بزرگه که قراره همینجا با هم کشفش کنیم ✨

خب، اصلاً فرق فکر و ذهن چیه؟ 🤔
فکر یعنی چیزی که در لحظه توی مغزت میاد و میره… مثل یه ابر که از آسمون ذهنت عبور میکنه ☁️
ولی ذهن یعنی جایی که این فکرها اگه تکرار بشن، تهنشین میشن و تبدیل به باور، نگرش، و حتی هویتت میشن 💾
فکرها دو دستهان:
۱. افکار اولیه
۲. افکار ثانویه
🧠 افکار اولیه چیان؟
تصور کن داری تو خیابون قدم میزنی 🚶♀️یهو یه صحنهای میبینی… مثلاً یه تبلیغ خوراکی خوشمزه 😋
تو همون لحظه یه فکر تو ذهنت جرقه میزنه: «واااای، چقدر دلم بستنی میخواد!» 🍦
این فکرِ لحظهای، یه فکر اولیهست. سریع، گذرا و حاصل محرکهای بیرونی.
🔁 افکار ثانویه چطور شکل میگیرن؟
چند ساعت بعد، برگشتی خونه… نشستی رو مبل و یهو دوباره یاد اون بستنی افتادی 😅
شروع میکنی با خودت حرف زدن: «حالا یه بار چی میشه؟ مگه آدم چقدر عمر میکنه؟ اصلاً من که همیشه چاقم!»
و باز هم اون فکر اولیه رو مرور میکنی و تکرارش میکنی… به این میگن فکر ثانویه. یعنی بازبینی و نشخوار همون فکر اولیه.
حالا این چه ربطی به لاغری داره؟ 🤨
اینجاست که میرسیم به تفاوت فکر و ذهن در لاغری👇
🔹 فکر فقط در لحظه میگه: “الان دلم میخواد بخورم!”
🔹 ولی ذهن وقتی اون فکر رو بارها بشنوه، باور میکنه که تو نمیتونی جلوی خوراکیها مقاومت کنی 😮💨
و وقتی ذهن یه چیزو باور کنه، دیگه اون باور بخشی از هویتت میشه!
یعنی تو دیگه خودتو “آدم چاقی که نمیتونه کنترل کنه” تصور میکنی، نه “کسی که در مسیر لاغریه” 🙅♀️✨
برای اینکه لاغریات ماندگار باشه باید تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو درک کنی، باید از سطح فکر بیای پایینتر و وارد ذهن بشی، باید حواست باشه چه فکرایی رو بارها مرور میکنی، چون مرورهای مکرر، ذهن رو برنامهریزی میکنن 📡

لاغری با فکر؟ یا با ذهن؟ 🤯🧠
تفاوت فکر و ذهن در لاغری دقیقاً همون چیزیه که سالها نمیدونستم و همین باعث میشد دوباره و دوباره شکست بخورم… 😞
سالها بود که اضافه وزن داشتم و از این بابت کلی ناراحت بودم 😔 همیشه دنبال یه راه نجات بودم؛ هر کی یه رژیم جدید معرفی میکرد، هر کانال تلویزیونی یه روش خاص تبلیغ میکرد، من اولین نفر بودم که ذوقزده میشدم! 😍🍽️
این تصمیما همهشون تو سطح فکر من بودن.
یعنی فقط یه تصمیم لحظهای، بدون اینکه توی ذهنم جای محکمی باز کرده باشن. مثل یه نسیم که میاد و میره… 🌬️
با انگیزهی زیاد غذامو وزن میکردم، ساعت میذاشتم برای خوردن، حتی از بقیه میخواستم حمایتم کنن 🥗⌛
میگفتم: «من دیگه آدم قبلی نیستم، الان دیگه جدیام!» 🙌
ولی… بعد از چند روز، اون هیجان اولیه کم میشد.
برنامه رژیم برام سخت میشد، دلم غذای معمولی خودمون رو میخواست، یه چیزی ته دلم میگفت:
«آخه تا کی باید اینطوری غذا بخورم؟! اصلاً این زندگیه؟!» 😩🍕🍟
افکارم شروع میکردن به نجوا کردن:
- «همه دارن میخورن، فقط من باید محدود باشم؟»
- «یه کم که بخورم چی میشه؟»
- «مگه یه تیکه شیرینی چقدر کالری داره؟» 😅
و همون فکرهای ثانویه که پشت هم مرور میشدن، کمکم منو از مسیر بیرون میکشیدن 😞 تا اینکه رژیم رو ول میکردم و برگشتم سر خونهی اول ⭕️
اینجاست که تفاوت فکر و ذهن در لاغری روشن میشه! ✨
من فقط داشتم با فکر تصمیم میگرفتم لاغر بشم، ولی ذهنم هنوز باور نداشت که من میتونم! و تا وقتی ذهن باهات همراه نباشه، فکرها فقط مثل باد میان و میرن… 🍃

💭🧠 تفاوت فکر و ذهن در لاغری
خیلی وقتا وقتی درباره لاغری با ذهن صحبت میشه، سریع میریم سراغ فکر کردن! اما واقعیت اینه که فکر و ذهن دو تا چیز کاملاً متفاوتن، مخصوصاً وقتی پای لاغر شدن وسط باشه! 😌
فکر همون چیزیه که توی مغز ما تولید میشه. یه جور صدا توی سر که هی میاد و میره، مثل:
- «الان مسواک نزدم، باید بزنم!»
- «چرا دیروز بیشتر خوردم؟»
- «اگه رژیم فلانی رو شروع کنم چی میشه؟»
فکرها مثل جرقهان؛ زود میان و زود هم خاموش میشن 🔦 بیشتر وقتا هم شخصی نیستن. یعنی ممکنه درباره هر چیزی باشن: یه نفر، یه موقعیت، یه خاطره یا حتی فقط یه جملهای که شنیدی.
ذهن مفهومی پیچیده در روانشناسی و فلسفه است که به مجموعهای از فرآیندهای روانی مانند تفکر، احساس، ادراک، حافظه و تصمیمگیری اشاره دارد.
ذهن یه چیز عمیقتره… یه فضای کاملاً شخصی، جایی تو وجودت که پر شده از:
- باورها
- انتظارات
- خاطرات ثبتشده
- حسات نسبت به خودت
ذهن تو یه فضای مخفی و درونیه که هیچکس غیر از خودت نمیتونه واردش بشه.
📌 اون چیزی که توی زندگی تجربه میکنی، مثل چاقی یا لاغری، نتیجهی مستقیم انتظاریه که ذهنت از “خودت” داره.
💡 تفاوت فکر و ذهن در لاغری دقیقاً همینجاست!
فرض کن الان به زمانی فکر کن که لاغر بودی یا حداقل یه دورهای که از وضعیت جسمیات راضیتر بودی.
اون لحظهها، فکر میکنی که ای کاش به اون وضعیت برگردی… ولی ذهن تو چی میگه؟
😕 ذهن میگه: «نه! تو همینی. تو همیشه چاق بودی!»
و اینجاست که تفاوت فکر و ذهن در لاغری خیلی واضح میشه!
چرا بیشتر تلاشهامون نتیجه نمیده؟ 🌀
چون تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو نمی دونیم و اغلب فقط با فکر جلو میریم. میخوایم با چند تا جملهی انگیزشی، فایل صوتی یا رژیم غذایی ذهنمون رو قانع کنیم.
در حالیکه ذهن هنوز همون باور قبلی رو داره:
📣 «تو همیشه چاق میمونی!» و تا زمانی که ذهن تغییر نکنه، جسم هم تغییر نمیکنه.
حالا چطور میشه ذهن رو تغییر داد؟ 🌱
برای تغییر ذهن، باید ابتدا تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو درک کنی و سپس محتوای درونش رو عوض کنیم. و بهترین راه برای این کار؟
🔁 بودن در یک فضای جدیده!
مثل چی؟
- حضور در سایت تناسب فکری ✨
- خوندن نوشتههای افراد دیگه
- دیدن نتایج شگفتانگیز کسانی که با ذهنشون لاغر شدن 📸
- انجام تمرینات روزانه
- و مهمتر از همه: احساس خوب داشتن 😍
مثال واقعی از فرآیند تغییر ذهن 👇
فرض کن یه نفر سالهاست با اضافه وزن دست و پنجه نرم کرده. کلی رژیم و ورزش و برنامه رو امتحان کرده ولی بینتیجه.
تا اینکه یه روز از طریق یک دوست یا جستوجو توی اینترنت با سایت تناسب فکری آشنا میشه.
ناگهان حس میکنه یه جرقهی امید توی دلش روشن شده ✨
شروع میکنه به خوندن محتوا، دیدن فایلها، نوشتن تمرینها و هر روز بیشتر از قبل احساس خوبی پیدا میکنه.
اما هنوز ذهنش میگه: “تو چاقی!” 😟
با اینکه اشتیاق داره، هنوز ذهنش تغییر نکرده.
اما همین موندن تو فضای لاغری و ادامه دادن تمرینها باعث میشه ذره ذره انتظارش از خودش تغییر کنه.
تا اینکه یه روز، ذهنش میگه: 🎉 «تو داری لاغر میشی!»
و درست از همین لحظه، بدنش هم شروع میکنه به همراهی… 💃🍃
جمعبندی دوستداشتنی 🎁
📌 فکر، سطحیه. میاد و میره.
📌 ذهن، عمقی و ماندگاره. زندگیمون رو میسازه.
📌 تفاوت فکر و ذهن در لاغری یعنی تلاش بینتیجه با فکر، و تغییر واقعی با ذهن.
📌 با انجام تمرینات دوره ورود به سرزمین لاغرها، ذهن کمکم متناسب میشه… و بعد جسم هم دنبالش میاد!
✍️ تمرین آموزشی – تفاوت فکر و ذهن در لاغری 📘
حالا که درباره تفاوت فکر و ذهن در لاغری مطالب مهمی خوندی، وقتشه این آگاهی رو توی ذهن و جانت ثبت کنی. چون فقط با مرور و نوشتن هست که اطلاعات سطحی به باور ذهنی تبدیل میشن و مسیر تغییر جسم آغاز میشه 🌱✨
تمرین این جلسه خیلی مهمه چون بهت کمک میکنه بفهمی تا امروز بیشتر با فکر برای لاغر شدن تلاش کردی یا با ذهن! 🤔
✅ تمرین امروز:
- 🧠 به زبان ساده، تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو بنویس. مثالی هم از زندگی روزمرهات بیار.
- 📌 در روشهایی که قبلاً برای لاغری استفاده کردی، چقدر واقعاً انتظار لاغر شدن داشتی؟
- ⚖️ در این سالهایی که اضافهوزن داشتی، بیشتر منتظر چاقی بودی یا لاغری؟
- 🌟 در چه زمانهایی یا چه کارهایی باعث شد انتظار لاغر شدن در تو شکل بگیره؟
- 🔁 به نظرت، تغییر ذهن برای لاغر شدن چطور اتفاق میافته؟ چقدر براش زمان و تمرین لازمه؟
- 📝 از محتوای ویدیوی آموزشی امروز، برای خودت یه تمرین طراحی کن و در بخش دیدگاه بنویس.
💬 ازت دعوت میکنم همین حالا تمرینت رو در بخش دیدگاه بنویسی.
با نوشتن، ذهن تو وارد فضای لاغری میشه و این بزرگترین قدم برای درک تفاوت فکر و ذهن در لاغری و ساختن یه ذهن متناسبه 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.38 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خداوند متناسب ها و زیبایی ها.
سلام استاد عزیز و همه دوستان.
در این فایل هم باز نکات بسیار مهمی گفته شد. تفاوت فکر و ذهن و مغز. اینکه ما با افکار لحظه ای تغییر نمیکنیم با انتظار خودمون تغییر میکنیم. ذهن درمورد خودمون هست و فکر درمورد دیگران و با ایجاد انتظار لاغری هست که لاغر میشویم نه فقط با گفتن جملات و فکر کردن.
نشان های دریافت شده
سلام تفاوت فکروذهن :ماوقتی فکرمیکنیم بامغز انجام میشود ذهن مغز نیست حتی سیردرگذشت بامغز انجام میشه جاهایی حرفی میشودیاصحبتی یه حس درونی یا انتظاری میبینی اون میشه ذهن نگرش درموردخودمون باذهن انجام میشه مغزماطبق ورورودی یاهمون اطلاعات واردمغز شده ودرمااحساس بوجودمیاره توسط مغز انجام میشه زمانی صحنه ایی یااحساس صورت بگیره تومغز دخیره میشه ماتوذهن درواقع اطلاعاتی ازدیگران ذخیره کنیم اون مغز هست مرکزاطلاعات هست پس ذهن فقط درموردما عمل میکنه طبق نگرش مثل اینکه میگیم فلانی خوش شانسه درموردلاغری زمانی مااستمرارداریم تودیدن وخوندن فایل اون تودهن ذخیره ولاغری انجام میشه ونگرش درما بصورت فیزیکی انجام میشه باانجام این تکنیک ها خیلی تغییرها درما صورت گرفته ولی شاید جسم تغییرنکرده اول نگرش بایدتغییرکند بعدجسم تغییرمیکنه مابایدبتونیم تشخیص بدیم این تفاوت ها درسطح فکرومغز ونبایدبرا لاغری زمان تععین کردبایدچشم ازجسم برداریم وانتظارلاغری نداشته باشیم نوع گفتگوذهنی ماتغییرمیکنه ولی افکاردرون ماباید بپریزه لاغری رو
نشان های دریافت شده
فکر سطحی تر هست و ریشه ای نداره اما محتویات ذهن همون افکار ما هستن که به صورت مداوم در معرض اونها قرار گرفتیم و ریشه ی قوی دارن فکر مثل دانه ای هست که آبیاری نشده اما ذهن مثل دانه ای هست که آبیاری شده و درخت تنومندی شده فکر رو به راحتی بدون هیچ زحمتی میشه تغییر داد اما ذهن رو برای تغییرش باید هر روز کار کنی روش. ما برای از بین بردن یک درخت تنومند مثل چاقی که برای من ۱۵ سال داره باید هر روز چند تیشه به ریشه اش بزنم تا بتوانم اون رو قطع کنم و بعدش باید یکی یکی ریشه ها رو از خاک دربیارم و این زمان بر هست .
در روش های قبلی لاغری من به میزان تلاشم انتظار داشتم وقتی از تلاش برای لاغریردست بر میداشتم خب از نظر باور های من طبیعی بود که چاق بشم یعنی من انتظاری که از خودم داشتم چاقی بود . در صورتیکه حالت طبیعی بدن تناسب اندام هست و ما باید بدونیم که نیازی نیست برای تناسب اندام تلاش خاصی بکنیم .
در ۱۵ سال تلاش حدودا دو سالش رو برای لاغری تلاش کردم و اون دوسال انتظار لاغری داشتم اما ۱۳ سال سال باقی مانده را هر لحظه به چاقی فکر کردم ازش ترسیدم و انتظار چاقی داشتم باور من چاقی بود منتطر چاق شدن بودم . پس چاقی با تلاشی بسیار بیشتر و بزرگتر برنده شده بود .
فکر میکردم وقتی گرسنگی بکشم لاغر خواهم شد اگر تکه ی نان بزرگتری بردارم چاق خواهم شد فقط به زور رژیم و ورزش است که میتوانم متناسب باشم اما غافل از اینکه هیچ چیزی اونطور نیست که به نظر میرسه همیشه پشت پرده یه چیزایی هست . مردم همیشه فقط ظاهر قضیه رو میبینند و هیچ کس تمایلی به دیدن حقیقت نداره .
تغییر ذهن برای لاغری یعنی من نیازی نیست برای لاغری جون بکنم در مسیر لاغری باور های غلط رو شجاعانه و بدون تعصب کنار میزارم و برای دریافت حقیقت ذهنم را باز میگذارم و از روز اول انتظار ندارم که فوق العاده رفتار کنم، نه! تغییرات ماندگار به مرور اتفاق می افتن تحت هر شرایطی توی مسیر میمونم . و با قرار گرفتن توی فضای لاغری ذهنم رو اموزش میدم و اون هم کم کم تغییر میکنه و رفتار های منو تغییر میده و به مرور هی بهتر و بهتر میشه . یادم باشه این یک روند ارام ارام هست پس به هیچ وجه عجله نکنم . و صبورانه ادامه بدم
نشان های دریافت شده
به نام خدای بخشنده مهربان
سلام به همه دوستان خوبم
این فایل برای من خیلی آموزنده و جالب بود چندین بار گوش دادم من همیشه با خودم میگفتم که ذهنم همش درگیر دیگرانه جای خالی برای خودم نیست که بتونم کارهام رو سر و سامون بدم اما بعد گوش دادن به این فایل متوجه شدم که هر چیزی که مربوط به دیگران هست در فکر ماست و فقط اون افکاری که در ما حسی بوجود بیاره وارد ذهن میشه مثلا تمسخر دیگران در مورد ظاهرمون یا افکار و منطقهای که در مورد چاقی و هر کار دیگه ای شنیدیم وارد ذهن ما میشه و ذهن فقط مختص هر فردی هست و خداوند این ذهن رو طوری آفریده که دیگران در اون جایی ندارن مثلا من یکی از افکارم این بود که من هر کاری رو شروع کنم نهایت میتونم یک یا دو ماه انجام بدم بعد اون دلسرد میشم و اراده قبلی خودم رو از دست میدم و این فکر اون قدر تکرار شده که وارد ذهنم شده و هر کاری که میخوام شروع کنم اولین چیزی که به ذهنم میاد خدا کنه بتونم تا آخرش انجام بدم و نیمه کاره ولش نکنم
من در مورد لاغری با روشهای مختلف هم همین عقیده و نظر رو داشتم به همین دلیل دنبال روشهایی بودم که در مدت زمان کوتاهی منو به نتیجه دلخواهم برسونه و در همین مدت که روش لاغری رو در پیش گرفته بودم مدام فکرهایی مثل اینکه تو چرا خودت رو عذاب میدی این روش رو رها کنی دوباره چاق میشی پس من یا وجود اینکه روش لاغری مثل رژیم یا ورزش رو دنبال میکردم انتظار لاغری از خودم رو نداشتم
در مورد لاغری با ذهن هم همین طور هست من با خوردن مثلا کمی بالاتر از حد سیری نگران چاقتر شدن همین مثل دیشب که پیتزا میخوردم کامل حس سیری رو داشتم اما بنا به عادت قبل یه تیکه دیگه از پیتزا رو خوردم مدام در طول شب فکرم درگیر این بود که چرا خوردم اما یه حسی بهم گفت که برو فایل گوش بده بعد از گوش دادن فایل فکر و ذهنم کمی آروم شد پس من نیاز دارم که زمان بیشتری در مسیر لاغری با ذهن باشم تا انتظارم از خودم لاغری باشه نه چاقی
چاقی در من به دلیل اینکه مدتهای طولانی هی تکرار شده مثل زبان مادری هست و اصلا نگران نیستم که فراموشم بشه اما لاغری مثل یاد گرفتن زبان دیگه هست مثلاً مربیان زبان میگن زبان انگلیسی یه زبان فرار هست و اگه یه مدت رها کنی فراموش میشه پس چطور برای اون افرادی که زبان مادریشان انگلیسی هست این زبان فرار نیست پس این به ذهن ما برمیگرده و برای اینکه انتظارمون از خودمون فراموش نکردن باشه باید مدام اونقدر تکرار کنیم تا ملکه ذهنمون بشه و این مسیر اگر استمرار داشته باشم سریعتر به نتیجه میرسه پس من با تمام قدرت ادامه میدم تا به نتیجه دلخواهم برسم
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد عزیزم و همراهان عزیز
گام ۱۶از ۱۰۰گام
تفاوت فکر و ذهن چیست
فکر اطلاعاتی است که ما از محیط اطراف دریافت میکنیم و به آن واکنش نشان میدهیم اما ذهن فقط مختص به اطلاعاتی است که در باره خود من است و هیچ وقت نمیشود در ذهن به دیگری پرداخت
مثلا من در فکرم دوست دارم لاغر شوم برای همین تحقیق در باره روشهای مختلف میکنم تا بهترین و سریع ترینرروش را انتخاب کنم این موارد فکرهایی است که در مغز من شکل گرفته و بر اثر تکرار این اطلاعات و جمع آوری آنها از محیط اطراف افکار من از مرحله اولیه وارد مرحله ثانویه میشود بعد از آن وارد ذهن من میگردد و در اینجاست که ذهن این افکار را باور کرده است حالا ذهن بر اثر این باورها دستورات و فرمولها را میسازد و مغز را تحت تاثیر قرار میدهد که این باورها را اجرا کند حالا من هی رژیم میگیرم ورزش میکنم اما همچنان انتظارم از خودم چاقی است زمانی من میتوانم باور کنم که لاغر میشوم این است که انتظارم از خودم لاغر شدن باشد یعنی من در ذهن خودم که فقط مختص به خود من است این باور را ایجاد کنم که مسیر من درست است و من فقط از طریق لاغری با ذهن به تناسب اندام میرسیم
باید درک کنیم که فکر و ذهن با هم متفاوت هستند هیچ وقت فکر به تنهایی نمیتواند باعث تغییر شود بلکه با تکرار زیاد فکر و راهیابی آن به ذهن میتواند باعث تغییر گردد
وقتی اصل عمل ذهن را بشناسیم میتوانیم به تغییرات خودمون پی ببریم چطوری به این مسأله میرسیم با بدست آوردن آگاهی درست و تکرار این آگاهی ها از فایل ها
فکر در باره همه چی است که از راه کانالها مثل بینایی. شنیداری و بویایی است که میتواند احساس را برانگیخته کند و در مغز ثبت شود و تبدیل به خاطره گردد اما ذهن فقط نگرشی است که در باره خودمان است و انتظاری است که خودمان از خود داریم
زمانی باور و نگرش در ذهن فعال میشود که این باور بر اثر تکرار فکر وارد ذهن میشود و انتظار بر اثر آن باور شکل میگیرد و همان اتفاق در زندگی ظاهر میشود
در واقع فکر مثل حرف میماند ولی ذهن مثل ایمان است و ایمان میتواند انتظار را بوجود بیاورد و تمام گفتگو های ذهنی را میتواند کمرنگ کند چون انتظار از ایمان بوجود میآید
وقتی برای لاغر شدن به مسیر تناسب فکری پا میگذاریم با گوش دادن به فایلها تغییراتی در فکر ما ایجاد میشود اما همچنان انتظار ما چاقی است اما به مرور زمان با تکرار زیاد اطلاعات جدید انتظار ما هم تغییر میکند تا زمانی که باور کنیم ایمان بیاوریم و این ذهن است که باور را قبول میکند و انتظار را تغییر میدهد و لاغر میشویم
پس تفاوت فکر و ذهن و درک آن میتواند به لاغری و تناسب اندام و با در هر جنبه دیگر از زندگی به ما کمک کند تا به اهداف خود برسیم
ما در ذهن خود آنقدر فرمول چاقی زیاد داریم که انتظارمون از خودمان چاقی است. زمانی این تغییر برای لاغر شدن انجام میشود که فکر ما تغییر کند اطلاعات درست بدست بیاوریم و تکرار این اطلاعات و ورودش به ذهن میتواند باور ایجاد کند و نگرش ما انتظار ما تغییر کند و لاغر شدن باشد مرز بین فکر و ذهن فکر کاری و تغییری بوجود نمی آورد ولی ذهن قادر است انتظار و تغییر را رقم بزند و نتایج را تغییر دهد
با تشکر از آکاهی استاد عزیزم
بزرگی هست در عالم خدا نام که دل با یاد او می گیرد آرام
تفاوت بین فکر و ذهن :فکر از ورودی هایی که ما
به ذهنمون می دیم ،میاد ذهن با تکرار زیاد اون فکر
ها در ذهن ما جایی می گیرین،مثلا من دیشب مهمون
داشتم،و کلی ظرف جمع شده بود ،دخترم کلاس اول
تکالیفش مونده بوده منم همش ظرف هایی تمییز
رو اوردم استفاده کردم ،که نخوام ظرف بشورم ،پیش
خودم گفتم تکالیفم بچم مهم تره ،خلاصه بگم مهمونا
رفتن ،من موندم و کلی ظرف کثیف ،منم خیلی خسته
بودم گرفتم خوابیدم ،صبح زود بلند شدم ،کارای دخترم
رو انجام دادم بردمش گذاشتمش مدرسه و برگشتم
خونه ،از ساعت ۸ تا نزدیک ۱۱ من درگیر آشپز خونه
بودم ظرف تمیزشستم خشک کردم ،گذاشتم سرجاش
تو این تایم من همش با خودم میگفتم ، وای خسته
شدم ،چقدر باید ظرف بشورم ،شکر گزاریام رو ننوشتم
مدیتیشنم رو نکردم ،یه دفعه اومدم به خودم خیلی
اعصابم خرابه ،به خودم گفتم چته چرا اینقدر غر میزنی
برو خدا رو شکر کن ،برا این همه ظرفی که داری خیلی
ها ارزوشونه که اینو داشته باشن،برو خدارو شکر کن
سالمی و خودت کارایی خودت رو میکنی ،و وقتی کارام
تموم شد شکر گزاریم در این باره بود که خدایا شکرت
بابت این همه توانایی ،من توی فکرم وقتی آشپز خونه
رو اینقدر به هم ریخته دیدم حالم بد بود داشتم غر میزدم
ولی بعدش اومدم و با شکر گزاری که در ذهن من جایی
گرفته که شکر گزار باشم حال خودم رو خوب کنم .
در روش هایی قبلی همون روزهایی که درست و
اصولی از برنامه رژیمی استفاده میکردم انتظار
داشتم لاغر بشم وقتی دیگه از انجام دادنش
خسته میشدم و نمی تونستم ادامه بدم انتظار
لاغری به چاقی تبدیل می شد،
در سالهایی که چاق بودام انتظار چاق بودن
در من زیاد بود که چاق تر شدم ،
من الان به نظر خودم من انتظار لاغری از خودم
دارم من اصلا از درون حس چاقی ندارم ،و انتظار
چاقی در من متوقف شده و لی انتظار لاغری در من
هم خیلی کنده ولی حسم در کل خوبه ،
ما باید برای تغییر ذهنمون اونو در معرض اطلاعات
لاغری با ذهن بزاریم و اروم اروم تغییر کنه و ذهنیت
ما عوض بشه ،و نوع دیدگاه ما هم با تمرین
و تکرار عوض میشه نه یه آهنگ که بزاریم تو گوشمون
و سکوت کنیم اون چطوری می خواد دیدگاه ما رو به
اون مسئله عوض کنه اصلا نمیشه و اشتباه هستش
در این مسیر،با تشکر از استاد عزیرم .
نشان های دریافت شده
سلام استاد و دوستان گرامی
استاد من برعکس واقعا از خودم انتظارم هر روز لاغر شدنه
هر روز هم یه تغییر کوچک در جسمم این انتظار رو در واقعیت بهم نشون میده و ثابت میکنه
مثلا روزهای اول کم کم متوجه شدم بعد چند روز دکمه شلوارم راحت بسته شد
بعد کم کم بعد چند روز دیگه دیدم موقع دستشویی راحتتر دستم به خودم میرسه و خودمو میشورم
دوباره بعد چند روز دیدم چقدر راحت تو حموم از زمین پا شدم
بعد یه مدت یه لباسی که اصلا تنم نمیرفت رو امتحان کردم با خوشحالی دیدم تنم شد
بعد دیدم گونه هام تو آینه نمایان شد و خوشگلتر شدم و صورتم ازون گردی زیاد درومد
موقع اومدن از پله ها بالا چون خونه مون آسانسور نداره دیدم چقدر راحت بالا اومدم و به هن هن نیفتادم
چند تا عکس گرفتم و تو عکسها دیدم چقدر لاغر شدم
خلاصه خیلی ازین مثالها منو به قطعیت رسوند که روز به روز دارم لاغر تر میشم
و چون رفتارم در مواجهه با غذا و کنترل هیجانات و غیره دیگه دست ذهن ناخودآگاهمه و میبینم که حرص و ولع ندارم خیلی رو خوردنم کنترل دارم منو به این نتیجه تو ذهنم رسونده که ببین مژگان تو هر روز خود بخود داری لاغر میشی
مثلا همین امروز که جمعه فکر کنم ۱۲ مهرماه ۱۴۰۳ باشه با همسرم صبح رفتیم روستای سرهه و جاتون خالی خیلی راحت بدون فکر کردن به کالری و مقدار و اندازه و ….با لذت تمام باهم بربری داغ و پنیر برای صبحونه خوردم
به میزانی که میلم کشید و حس کردم سیر شدم
من فکر کنم سالها بود با اینکه عاشق نون بربری بودم لب بهش نزده بودم مثل یک حسرت برام شده بود از بس هر دکتری برای رژیم رفته بودم بهم گفته بود یه وقت نخوریا فقط نون سنگک یا ازین نون جو خشکا ،خدایا من چه عذابی اینهمه سال کشیدم آخرشم لاغر نشدم الان بربری م رو هم میخورم لاغرم میشم با لذت بدون حسرت بدون رنج عذاب وجدان
لامصب چه حس خوبیه این حس
استاد من با توجه به سایزی که کم کردم و لباسهام به احتمال خیلی زیاد چیزی حدود ۷ کیلو در این یکماه از حضورم در سایت وزن کم کردم و با قدرت و ذوق و شوق و با لذت دارم تو این بهشت رویایی قدم بر میدارم
با تشکر از استاد روشن عزیز
نشان های دریافت شده
سلام من تفاوت وذهن ومغزرونمیدونستم طبق گفته استاددراین فایل متوجه شدم ذخیره اطلاعات درمغزمیباشه درواقع پردازش درمغز هست ذهن شخصی هست مختص ماهست وما بهش اطلاعات میدیم احساس مادرمغز ذخیره میشه درذهن ما اطلاعاتی نداریم همش درمغز ذخیره شده اطلاعات چاقی درمغزذخیره شده نگرش های مربوط به زندگی درذهن میباشد وقتی نگرش درمورد خودمون تغییرکنه توذهن ذخیره وجسم شروع میکنه به لاغری وقتی مطمعن شدیم تغییرات ایجادشده باعث لاغری میشه وازذهن شروع میشود ذهن مانامحدوداصل وبدل رونمیتونه تشخیص بده
نشان های دریافت شده
بنام خدا
گام ۱۶ از صد گام
هر فکری که در طول روز و یا گذشته در مغز ما است و ما آنرا مرور میکنیم و گاهی موقع رانندگی حواسمون جایی دیگه است موقع کار کردن و یا نماز خواندن تمرکز نداریم و حواسمون سر جا خودش نیست این فکر هست و فکر در مغز دخیره شده ولی من خودم میگفتم که این کار ذهنم هست و الان با دیدن این فایل متوجه شدم که ذهن شخصی هست نمیتونه به کسی دیگه فکر کنه فقط مختص خودم هست وهیچ کس نمیتونه بفهمه در ذهن من و یا دیگری چه میگذره لاغری با ذهن هم همینطوره هر وقت فرمول ذهنی تغییر کنه نگرش هم تغییر میکنه و ما دیگه اون آدم قبلی نخواهیم بود رفتار ما نسبت به خیلی از چیزها تغییر میکنه و انتظار ما از خومان لاغری خواهد شد و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم لاغر میشویم چون فرمول های ذهنی ما تغییر کردن و جسم ما حرکت خود را به سمت لاغری شروع میکنه .
تشکر از استاد عزیز
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم خدمت استاد عطار روشن عزيز
گام ۱۶: با ذهن می شود لاغر شد اما با فکر نه!
افکار در بیشتر مواقع شخصی نیستند یعنی مربوط به شما نمی شوند و شما درباره موضوع یا فردی دیگر در حال فکر کردن هستید….چطوري ميتونم از اين كار جلوگيري كنم؟؟
با خوندن بقيه متن متوجه شدم بايد خودم رو در معرض اطلاعاتي كه ميخوام و بيشتر به اهدافم مربوط ميشه قرار بدم
اين بخش متن براي من خيلي قابل اهميت بود به نظرم چيزيه كه بايد مثل يك مپ هر روز خودمون رو باهاش بسنجيم…قبلش بايد بلد باشيم به خودمون و احساساتمون گوش بديم…بايد بتونيم ترس هارو ساكت كنيم …بايد باورهاي قبلي برامون بي اعتبار شده باشن
خود من الان كه تا اينجاي صد گام اومد ترسم از كالري ها ريخته…ترسم از مواد غذايي ريخته …ترسم از كرب و هيدرات ريخته..اينا يعني انتظار تناسب اندارم داره در من شكل ميگيره
هنوز انتظار چاقي در من هست كه هنوز كاهش وزن ندارم …ولي قدرت اون باورها خيلي خيلي كم شده ولي هنوز هستن
صداي ضعيفي كه بهم ميگه اين مسير درسته تقريبا داره بلند تر ميشه مخصوصا از وقتي دوره ورود به تصوير ذهني رو دارم كار ميكنم و اين خبر خوبيه براي من …مخصوصا كه خواب هام رنگ باورهاي تناسب اندام هستن.
براي خودم هدف تعيين نكردم كه تا كي اگر به تناسب اندامم برسم خوشحال ميشم ..چون دارم سعي ميكنم به اين باور برسم كه همين كه دارم ياد ميگيرم تناسب اندارم چه جوريه خودش خوشحاليه …همين كه ديگه صداي بدنم ميشه مربي من و من رو به تناسب اندام ميرسونه خودش خوشحاليه ..همين كه ديگه برده رژيم هاي ديگه نيستم خودش خوشحاليه…
اينكه من سالهاست دارم فكر ميكنم برنج باعث چاقي ميشه يه فكر هست كه به مرحله ثانويه رسيده و از اونجا كه من انتظار داشتم از برنج ، الان نگرش از ذهنم رد شده و از اون هم رد شده الان در ذهن من جا داره …كه همونطور كه در متن گفته شد ، فكر ها از طريق افراد در سر من ايجاد ميشن و من انقدر اونو تكرار كردم كه رفته توي ضمير نا خود آگاهم…
چطور بفهمم كه رفته توي ضمير نا خودآگاهم؟
اينطوري كه اول بفهمم ضمير ناخود آگاه و ذهنم هست كه فرمانده زندگي و رفتار هاي من هستن…چيزي كه در گام ۱۴ گفتيد …رفتارهای ما توسط مغز برنامه ریزی می شود اما مغز تحت تاثیر ذهن است.
بارها شده به خودم گفتم رفتم رستوران فقط جوجه كباب با سالاد سفارش ميدم و برنج سفارش نميدم ….ولي رفتم رستوران و برنج و جوجه سفارش دادم…. چون در ضمير نا خودآگاهم يه عالمه اطلاعات دارم درباره برنج و انتظار دارم از برنج و چاقي و ذهنم نميدونه كه من اونو دوست ندارم((ذهن اصلا دوست دارم دوست ندارم رو نميدونه ..همونطور كه استاد گفتن ، ذهن ما نامحدود هست هر چيزي رو ميتونه قبول كنه اصل و بدل رو تشخيص نميده…هر چيز غير ممكني را ذهن ميپذيره و به واقعيت زندگي ما تبديلش ميكنه))…چون از اون اطلاعات زياد دارم …ذهن ميگه حتما دوسش داره كه انقدر اطلاعات ازش جمع كرده پس بزار خوشحالش كنم و دستور بدم برنج سفارش بده…
{{استاد اينجا اگر اشتباه كردن تصحيح كنيد لطفا}}
در روش هاي قبلي انتظار لاغري در من ايجاد نشده…فقط انتظار چاقي رو هي بزرگتر كردم
با توجه به اطلاعاتم تا الان ، انتظارم از چاقي بيشتر بوده…چون هي غير مستقيم با حساس شدن به مواد غذايي تصوير سازي كردم چاق تر شدن رو
اول اينكه تمام كارهايي كه تا حالا ميكردم براي تناسب اندارم رو بايد استوپ كنم
اين بزرگترين قدم براي ايجاد انتظار لاغري هست
چون هيچ فرد متناسبي نه مثل من فكر ميكنه نه مثل من عمل ميكنه …چيزي كه در گام قبلي گفتيد در لاغري با ذهن ما هم قراره روي فكر كار كنيم هم روي عمل.چيزي كه در زژيم ها فقط روي عمل كار ميكنن…فقط نتيجه رو دستكاري ميكنن…ولي بايد اين خانه از ريشه بازسازي بشه
زماني كه ما اطلاعات مفيدي درباره لاغري با ذهن به مغزمون بديم و استمرار داشته باشم در اين اطلاعات و هر روز خودمون رو بيشتر در معرض اين اطلاعات قرار بديم ، آروم آروم انتظار ما از چاقي تبديل ميشه به لاغري
بعد از اينكه يه مدتي مستمر بوديم در اين مسير ، گفتگوهاي دروني در ما تغيير ميكنه…يواش يواش لبخند لاغري مياد روي لبمون…يواش يواش به كسايي كه مثل قبل خودمون فكر ميكنن در دلمون ميخنديم…اونجايي كه غذا زياد اومد و نخورديم ، يواش يواش هم گفتگوهاي دروني مثبت بلند تر ميشن هم ما انگيزمون بيشتر ميشه و تمام اينها هي داره اطلاعات رو از حالت ثانويه فراتر ميبره و ديگه انتظار چاقي در ذهن من شكل ميگيره…و بعد از يه مدتي شاهد خواهم بود كه ، مثل دوست متناسبم شايد راحت ۱۶ ساعت هيچي نخورم و من كه با تعجب ازش سوال ميكردم مگه مييييييشه ..يعني گرسنه نشدي …ميگه نه انقدر مشغول بودم كه اصلا يادم نبود غذا بخورم…
جايي جسم شروع ميكنه به تغيير كه انتظار من از خودم لاغري هست
چطوري اون انتظارها شكل ميگيره؟
در معرض اطلاعات لاغري با فكر قرار بگيرم
تمريني كه براي خودم ايجاد كردم اينه كه در بخش متن لينك هايي كه گذاشته شده رو هم برم ببينم چون اون مكمل اين فايل هست
.
با تشكر استاد