همه انسانها در جستجوی موفقیت هستند و برای رسیدن به آن تلاش می کنند.
تصور ما این است که موفقیت در تحصیلات، کسب و کار، روابط و … منجر به احساس آرامش و احساس خوب زندگی کردن می شود درحالی که واقعا اینگونه نیست.

در جستجوی موفقیت
به محض اینکه در دوران کودکی وارد مدرسه می شویم جنگ و ستیز برای موفقیت آغاز می شود. البته در ابتدا کسب نمرات خوب از نظر ما مهم و نشانه موفقیت نیست اما با اصرار و تاکید معلمین و خانواده باور می کنیم که کسب نمرات بالا نشانه موفقیت و تضمین کننده آینده ما خواهد بود.
از زمانی که وارد مدرسه شدم این عبارت را هر روز و شاید روزی چند بار می شنیدم:
درس بخون که به جایی برسی
نمی دانستم که قرار است به کجا برسم ولی می دانستم اگر درس نخوانم به هیچ کجا نمی رسم.
در هر مقطع تحصیلی این عبارت هم تغییراتی پیدا می کرد ولی همیشه همراه من بود.
- درست بخون که بقیه عقب نمونی
- درس بخون که آبرومون رو نبری
- درس بخون که بتونی کار پیدا کنی
- درس بخون که بهت زن بدن
- درس بخون که جلوی بچه هات شرمنده نشی
انسان های زیادی سالهای زیادی از عمر خود را صرف موفقیت در درس خواندن، کسب مهارت، یافتن شغل عالی و … می کنند. بنابراین به طور طبیعی باید فردی که در جنبه های مختلف موفقیت هایی کسب کرده است در نهایت زندگی توام با احساس آرامش و احساس خوب داشته باشد اما چرا در اکثر موارد اینگونه نیست؟!
اگر پزشک، مهندس، کارخانه دار، معلم، استاد دانشگاه، وکیل، کاسب، دانشمند و …. باشید اما از زنده بودن و زندگی کردن لذت نبرید و احساس آرامش نداشته باشید، این همه تلاش و تمرکز برای کسب موفقیت چه فایده ای داشته است؟!
همه ما در کودکی زندگی سرشار از شادی و احساس آرامش را تجربه کرده ایم اما هرچه بزرگتر شدیم درگیر تلاش و کوشش برای موفقیت و اثبات ارزشمندی خود شدیم تا بتوانیم دوباره آن آرامش و شادی که از ابتدا داشتیم را به دست بیاوریم.
همه تلاش های روزمره ما در زندگی برای چیست؟ غیر از این است که می خواهیم به احساس آرامش برسیم؟
اگر در زندگی احساس آرامش و شادی نداشته باشیم چه اهمیتی دارد چقدر املاک و دارایی و پس انداز داشته باشیم؟! تا وقتی احساس آرامش نداشته باشیم نمی توانیم از دارای و امکانات خود استفاده کنیم.

در جستجوی احساس آرامش و شادی
سال های زیادی از زندگی ام درگیر مسائل و مشکلات مختلف بودم. از چاقی گرفته که از کودکی همراه همیشگی من بود تا مشکلات سلامتی، کار، شرایط مالی، روابط خانوادگی و … که به مرور به زندگی من اضافه می شدند.
زندگی توام با مسائل گوناگون سبب شده بود که آرزوی من در زندگی رسیدن به احساس آرامش باشد.
زمانی که ازدواج کردم و زندگی توام با مسائل مختلف در روابط را تجربه می کردم دوست داشتم در شرایطی باشم که احساس آرامش داشته باشم.
زمانی که در شرکت دولتی مشغول کار بودم و هر روز درگیر مسائل و مشکلات بودم، دوست داشتم کاری داشته باشم که در حین انجام آن احساس آرامش داشته باشم.
زمانی که در کسب و کار آزاد هر روز درگیر مسائل چک و بدهکاری و طلبکاری و … بودم دوست داشم در شرایطی باشم که آرامش داشته باشم.
در هر جنبه از زندگی ام نیاز به احساس آرامش داشتم.
آن زمان تصور من این بود که اگر خانواده ثروتمندی داشتم که به اندازه کافی پول در اختیار من قرار می دادند می توانستم احساس آرامش در زندگی داشته باشم.
همچنین فکر می کردم اگر مدرک تصحیلی بالایی داشتم یا کسب و کار موفقی داشتم یا با فرد دیگری ازدواج کرده بودم قطعا می توانستم در زندگی احساس آرامش داشته باشم.
این طریق زندگی که احساس می کردم هر روز زندگی من آشفته تر می شود تا سن سی و چند سالگی ادامه داشت تا به لطف خداوند به مسیر تغییر زندگی هدایت شدم.
در همان ماه های اول به این درک رسیدم که تلاش برای رسیدن به پول بیشتر، ماشین بهتر، خانه بزرگتر و … نمی تواند منجر به داشتن احساس آرامش در زندگی شود. چون در همان شرایطی که از همه چیز ناراضی بودم بالاخره یه چیزهایی داشتم که قبلا نداشته بودم ولی داشتن همان ها هم باعث ایجاد احساس آرامش در من نشده بود.
بنابراین تعریف من از خوشبختی به شکل کلی تغییر پیدا کرد و از آنچه فکر می کردم اگر خانه و پول و ماشین و … داشته باشم احساس خوشبختی در زندگی خواهم داشت به این نگرش که اگر من در زندگی آرامش داشته باشم احساس خوشبختی خواهم داشت تغییر پیدا کرد.

چرا احساس آرامش ندارم
بعد از اینکه مطمئن شدم تنها راه رسیدن به احساس خوشبختی داشتن آرامش است این موضوع برای جالب شد که چرا در زندگی آرامش ندارم؟!
سی و چند سال از عمر من گذشته بود و بالاخره یه چیزهایی در زندگی کسب کرده بودم.
مدرک تحصیلی، مهارت های زندگی و شغلی، ازدواج کرده بودم، بچه داشتم، مغازه داشتم، سرمایه داشتم اما چرا با همه این ها آرامش نداشتم؟!
رسیدن جواب این سوال که چرا احساس آرامش ندارم برای من خیلی مهم شده بود بنابراین سعی کردم مطالب و محتوایی را دنبال کنم که در جهت رسیدن به آرامش باشد.
در ابتدا تصور می کردم اگر به مقدار مشخصی از پول یا دارایی برسم بعد از آن احساس آرامش در زندگی خواهم داشت اما متوجه شدم که این نگرش صحیح نیست چون هم خودم در طی چند سال کار و زندگی چیزهایی در زندگی ام اضافه شده بود و هم در افرادی که خیلی از من بیشتر داشتند می دیدم که همچنان احساس آرامش ندارند.
مواجه شدن با افرادی که از نظر دارایی و ثروت خیلی فراتر از آرزوی من بودند اما در صحبت هایشان اعلام می کردند که آرزوی آنها آرامش داشتن در زندگی است برای من واضح کرد که دارایی و پول و … در نهایت نمی تواند منجر به آرامش شود.
بنابراین به دنبال پیدا کردن عامل اصلی رسیدن به آرامش بودم. از طرفی برای من جالب بود که همه انسانها در کودکی سرشار از احساس آرامش هستند پس چرا هرچه بزرگتر می شوند بیشتر احساس می کنند که آرامش ندارند و آرزوی آنها رسیدن به آرامش است؟!
نکته جالب توجه اینکه بیشتر انسانها در جستجوی آرامشی هستند که زمانی سرشار از آن بوده اند اما اکنون هرچه به دنبال آن می گردند ظاهرا پیدا شدنی و دست یافتنی نیست.
به این درک رسیدم که اگر هرآنچه به دنبال آن هستیم ولی هرگز پیدا نمی شود به این دلیل است که اصلا گم نشده است که از طریق جستجوی ما پیدا شود.
این نگرش که انسان در جستجوی احساس آرامش در لابلای مسائل دنیاست نگرش اشتباهی است که هرگز به نتیجه نخواهد رسید.
دقیقا مشابه موضوع لاغری که همه افراد چاق جهان سالهای زیادی از زندگی خود را در جستجوی راه و روشی برای لاغری هستند چون تصور می کنند لاغری را از دست داده اند اما هرگز لاغری را پیدا نمی کنند و لاغر نمی شوند به این دلیل که آنها به اشتباه تصور می کنند که باید لاغری را پیدا کنند.
درحالی که لاغری در وجود آنها از قبل بوده است و فقط شکل گیری مانعی به اسم چاقی در برابر لاغری سبب شده است که آنها از لاغری محروم و به چاقی مبتلا شوند.
در مورد آرامش در زندگی هم دقیقا به همین شکل است و ما به دلیل شکل گیری مانع در برابر آرامش ذهنی خود را از آن محروم کرده و به تنش و اضطراب گرفتار شده ایم و اکنون هرچه به دنبال احساس آرامش در دنیای پیرامون خود می گردیم هیچ نشانی از آن یافت نمی کنیم.
همه تلاش های ما برای رسیدن به درآمد بیشتر، ماشین بهتر، خونه بزرگتر و … فقط برای چند ساعت یا چند روز می تواند باعث بهبود روحیه و احساس شادی ما در زندگی شود و پس از مدت کوتاهی دوباره به همان شرایط احساسی قبل برمی گردیم.
دقیقا مشابه تلاش های ما برای لاغر شدن از طریق رژیم گرفتن و ورزش کردن و … که در نهایت برای مدت کوتاهی منجر به لاغری نسبی در ما می شد اما دوباره به شرایط قبل بر می گشتیم.
در موضوع شرایط جسمی شکل گیری مجموعه از افکار چاق کننده در ذهن منجر به از دست رفتن تناسب جسمی و گرفتار شدن به چاقی می شود.
در موضوع شرایط احساس آرامش شکل گیری مجموعه ای از افکار منفی در ذهن منجر به از دست رفتن احساس شادی و آرامش درونی در انسان می شود.
نکته حائز اهمیت اینکه در بحث چاقی تنوع افکار چاق کننده مربوط به مواد غذایی، عوامل چاقی و … است اما در بحث نداشتن آرامش در زندگی تنوع افکار منفی به بی نهایت شکل ممکن می باشد.
بنابراین عامل اصلی سلب آرامش در زندگی افکاری است که در طی زندگی کردن وارد مخزن ذهن می شود.
برخی افکار وقتی وارد ذهن می شوند ماندگار هستند و تبدیل به نگرش ما در زندگی می شوند.
برخی افکار گذرا هستند و مربوط به مقطع خاصی از زندگی هستند و فقط مدت مشخصی بر ما تاثیر می گذارند.
برخی از افکار هم هرگز هنوز به تجربه زندگی ما تبدیل نشده اند اما همیشه در ذهن ما وجود دارند و موجب سلب آرامش ما می شوند.
اینکه بخواهیم افکاری که باعث سلب آرامش ما می شوند را شناسایی و از ذهن خود حذف کنیم کار غیرممکنی است چون در طی زندگی روزمره به طور پیوسته ما در معرض ورود افکار به ذهن خود هستیم و هرگز نمی توانیم جلوی ورود افکار به ذهن خود را بگیریم.
انسان تا وقتی زنده است در معرض ورود افکار به ذهنش می باشد بنابراین این نگرش که چگونه از ورود افکار به ذهن خود جلوگیری کنیم عملا غیرممکن است.
تنها راه حل رهایی از شر افکار و تجربه آرامش پایدار در زندگی یادگیری مهارت فکر نکردن است.
به این شکل که افکار در ذهن ما وجود دارند اما ما می توانیم از آنها استفاده نکنیم.
به اندازه ای که در زندگی بتوانیم از افکار خود استفاده نکنیم یا کمتر فکر کنیم به شکل خودبخودی آرامش را در زندگی تجربه خواهیم کرد.

منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.50 از 72 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام خدمت استادبزرگوارودوستان عزیز، ماکه به دنیاآمدیم یک لوح پاک بودیم چی شدکه لوح سفید باافکارمنفی پرشد!؟غیرااینکه هرپیامی روکه دریافت کردیم درحافضه خودنگه داشتیم واین افکاریه شب به وجود نیامده تا یه شب ازبین بره باید تکامل روطی کنیم همین الان که کامنت مینویسم تکاملمو طی میکنم خدایا سپاسگزارم ، خدایا شکر که درجستجوی حقیقت وموفقیت هستم، نه موفقیتی که ازبچگی باافکارمنفی پرشده درواقع حقیقت که بوده هست وخواهدبود موفقیت یک مقصد نیست یک سفر است . سفروجستجو به درون خود پیدا کردنه احساس آرامش وشادی درون یعنی چشم گفتن ،سکوت کردن ،تسلیم شدن، نظاره گر بودن ،اعتمادکردن،لبخندزدن…پرودگارا سپاسگزارم . چرا احساس آرامش نداشتم !؟ چون باخدابودم. اما الان خدا بامن هستش تمام. استادواقعا سپاسگزارم ازشما دری ازدرهای رحمت روبه روی ما بازکردین سپاس فراوان…
باسلام بله درسته افکار منفی باعث نگرش منفی و در نایجه احساس بد و اتفاقات بد میشه
ما باید تا میتونیم روی نگرش و افکار مون کار کنیم تا به احساس عالی برسیم و اتفاقات عالی
حداوند بی نهایت است و ما از خداوندیم
پس چرا فکر منفی در خود جای بدهیم
چرا به کمبود و اندوه و بیماری در جای بدهیم
چرا کینه و نفرت غیبت قضاوت
همه ما پاره ی تن خداوندیم پس باید به این دید به همگان نگاه کرد
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
همه ما انسانها در بچگی شاد و آرام بودیم اما وقتی بزرگ تر شدیم تلاش کردیم موفق بشیم و نشون بدیم که من ارزشمندم تا بتونیم دوباره آرامش و شادی رو که از اول داشتیم بدست بیاریم
ما هر کاری که انجام میدیم برای زندگی بهتر اعم از درس خوندن ،کار کردن،بدست آوردن پول ،ازدواج ،لاغر شدن،روابط خوب همه و همه برای داشتن احساس خوب هست ولی آرامش و احساس خوب یه چیز درونی هست که با تغییر شرایط بیرونی به صورت پایدار بدست نمیاد
من هم بایه چالشی بزرگ در زندگیم روبرو شدم که فقط دلم خال خوب و آرامش میخواست
ما به دنبال آرامش گمشده مون هستیم در صورتی که آرامش در وجود ماست فقط به مرور موانعی در ذهنمون ایجاد کردیم و اجازه نمیدیم که در وجودمون جاری بشه
ما با اطلاعات و افکاری که خودمون از اطرافیانمون و رسانه ها ،… جمع آوری کردیم در ذهنمون و مدام اونا رو مرور میکنیم و بعضی هاشون رو هم به عقیده و باور در خودمون تبدیل کردیم باعث ترس و ناراحتی خودمون میشیم و دیگه نمیتونیم آرامشی رو که در ما هست رو تجربه کنیم
حالا باید یاد بگیریم از این اطلاعات و افکاری که در ذهن ما هستند استفاده نکنیم و خودبخود آرامش رو تجربه کنیم
بارها شده وقتی به سفر و یک جای جدید رفتم حس خوبی داشتم ،یا حتی تا چند سال گذشته و بخصوص اوایل ازدواجم وقتی میرفتم خونه مادرم و خواهرهام میومدن و دور هم جمع میشدیم حال خوبی داشتم ولی وقتی میخواستم برگردم خونه ،حالم دوباره بد میشد
حتی وقتی بچه بودم پنجشنبه بعدازظهرها خوشحال بودم ولی جمعه بعدازظهرها نه
اینا همه به این دلیل هستند که لحظاتی فکر ما خاموش میشه و توجه مون میره روی اون شرایط ،توجهمون میره روی لحظه حال و اونجاست که دیگه افکار منفی مرور نمیشه و ما حال خوبی رو تجربه میکنیم
و حالا وقتی ما نوشته های دوره زندگی با کمک خداوند رو میخونیم و مینویسیم لحظاتی افکار منفی در ذهن ما مرور نمیشه و ما آرامش رو تجربه میکنیم ولی وقتی تموم میشه دوباره حس بد و مرور افکار منفی میاد سراغمون و دوست داریم بیایم و نوشته ها دو بخونیم
وقتی افکار ما خاموش بشن و توجه ما از آینده و گذشته برداشته بشه،در لحظه حال میمونیم و توجه مون میاد به درون خودمون جایی که خداست در وجود ما در همین لحظه
خدایی که در وجود ماست و ما به دنبالش میگردیم ،خداوند همیشه ثابته و در دسترس ماست
وقتی ما بتونیم مرور افکار منفی رو کنترل کنیم آرامش و اشتیاق در ما بیشتر میشه و عملکرد ما هم بهتر میشه و بازخورد بهتری هم میگیریم
چند روز پیش که خونه مادرم بودم کسی باهاش تماس گرفت و گفت فردا میایم خونه تون و مادرم وقتی گوشی رو قطع کرد بعد از ۵ دقیقه حالش دگرگون شد به صورتی که ما همه که اونجا بودیم متوجه حال بدش شدیم ،من ازش پرسیدم چی شده و متوجه شدم مادرم اونقدر از اون فرد در گذشته خاطره منفی داره و توی اون پنج دقیقه مرورشون کرده و به شدت حالش بد شده و گفت که اصلا دوست نداره که اونا رو ببینه و حتی چند تا مسئله از گذشته شاید بیست سال پیش رو تعریف کرد !!
این کاریه که من هم قبلا خیلی انجام میدادم مرور خاطرات منفی گذشته به قدری که همیشه در دسترس بودن و خیلی وقتا به خاطر اونا حال خودم رو بد میکردم و یا ترس از آینده و اتفاقاتی که هنوز نیوفتاده
و الان به لطف استاد عزیز و آموزشها شون خاطرات گذشته دیگه خیلی کمتر مرور میشن ولی بازم افکاری هستند که حس منو بد میکنن که دوست دارم بهشون مسلط باشم و بتونم کنترلشون کنم
و میدونم که لازمه که آموزش ببینم لازمه که آگاهی های درست به خودم بدم لازمه که اطلاعات منفی به خودم ندم و لازمه که مدام روی ذهنم و افکارم کار کنم
افکار همیشه هستند و مرور میشن و من باید افکاری رو که حس بد به من میدن با افکاری جابجا کنم که حس خوب به من میدن پس باید آگاهی های صحیح رو وارد ذهنم کنم که یه فکری داشته باشم با فکر منفی جابجا کنم چون قبلا افکار منفی در ذهنم غالب بودن و اگه هم میخواستم اونا رو با هم جابجا کنم چیز زیادی از مثبت ها نداشتم ،بنابراین حجم بسیار بالایی فکر منفی داشتم و واکنشم هم بر اساس همون افکار منفی بود
خداوند در قرآن میفرماید:
مؤمن کسی که به خدا ایمان داره نه ترسی داره نه غمی
یعنی نه به گذشته فکر می کنه،نه به آینده و در لحظه حال زندگی میکنه
مؤمن کسی هس که خدای درونش رو درک میکنه و این بهش حس قدرت میده
و میدونه که اومده تا تجربه کنه ،زندگی کنه پس نه به گذشته فکر میکنه که غمگین بشه و نه با فکر به آینده میترسه، در لحظه حال زندگی میکنه جایی که خدا هست و همیشه با خدا تجربه میکنه
ما وقتی بینهایت فکر در ذهنمون داریم همین افکار ما رو کنترل میکنن ،وقتی قبلا فکرم همش روی خوردن و نخوردن و چاقی و غذا ها بود ،همون افکار کنترل منو بدست میگرفتن و مدام واکنش من خوردن بود ولی الان که کمی از افکار چاقی در من کم شدن خودبخود من بهتر عمل میکنم و بیشر وقتا به اندازه نیازم میخورم
ما گیرنده هستیم و هر اون چیزی که به عنوان و فکر و احساس و انتظار ارسال میکنیم همون رو دریافت میکنیم و حالا هر چقدر هم که بخوایم شرایط بیرونی رو تغییر بدیم فرقی نمیکنه ،ما اگه بریم یه کشور دیگه هم طبق افکارمون دریافت میکنیم مگر اینکه به مرور افکارمون تغییر کنه
یکی از نزدیکانم ده ساله که به یه کشور دیگه رفته ولی میبینم که زندگی مشابهی رو با وقتی که اینجا بود تجربه میکنه
پس ما باید از درون خودمون رو تغییر بدیم
باید یاد بگیریم که افکار منفی رو در ذهنمون متوقف و افکار مثبت رو گسترش بدیم اینطوری وقتی این کار رو ادامه بدیم امیدوار تر و آرام تر میشیم و همین فرکانس ارسالی ما رو تغییر میده و ما نتیجه ای متفاوت از قبل خودمون رو دریافت میکنیم
و این روند مرحله به مرحله اتفاق میوفته و ما مدام باید در مسیر تغییر روی خودمون وار کنیم با احساس خوب
استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم
خدای مهربانم بینهایت سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
. به نام الله توانا
سلامی به زیبایی میوههای لذیذ تابستونی به همه دوستان خدایی👋🏻
سلام به استاد عزیز و مهربون👋🏻🌷
(در جست و جوی آرامش)
الهی بابت برداشتن یک گام دیگه به سوی زیباییهای مسیر زندگی تو را سپاس میگویم
ما بارها گفتیم که زندگی ما در گرو افکارمون هستش
یعنی ما هر طور که فکر کنیم زندگی میکنیم اگر به چیزهای خوب فکر کنیم زندگی خوبی داریم و اگر به چیزهای بد فکر کنیم زندگی ما طبق همان فکر ماست
برای همینه که بارها گفتن و در حدیثها اومده که فکر کردن به گناه باعث میشود که گناه ما را به سوی خود بکشه و این واضح نشون میده که فکر کردن به هر چیزی باعث میشه که همون چیز وارد زندگی ما بشه این قانون جذب زندگیه حالا بحث امروز درباره آرامش داشتن بود زمانی که ما آرامش داریم در اون لحظه به چیزی فکر نمیکنیم و اگر فکر میکنیم خیلی سطح پایینی داره برای همینه که اون لحظه احساس خیلی عالی به ما دست میده🥰
خب من این رو هم فهمیدم که ما اسم اون کاری رو که میذاریم آرامش بخش در اصل این آرامش مال اون کار نیست این آرامش برای اینه که ما وقتی که به اون کار یا به اون شئ یا هر چیز دیگهای… توجه میکنیم باعث میشه که افکار ما کمتر بشه و باعث آرامش ما بشه و ما به اون لقب آرامش بخش بدیم حالا آرامش و اون عاملی که باعث کمتر فکر کردن میشه در افراد متفاوته یکی با دیدن سریالهای خندهدار افکارش کمتر میشه، یکی با گوش دادن موسیقی بیکلام حالش خوب میشه ،یکی با نقاشی ، یکی با خوندن قرآن، یکی با شعر خوندن و کلی… چیزهای دیگه که وقتی اون کار رو انجام میدیم باعث میشه که کمتر فکر کنیم
خب الان میگید جریان چیه که باید فکر کرد تا لاغر شد ولی الان میگید فکر نکن ؟!
من نمیگم فکر نکن من میگم به چیزی های الکی و حال بهم زن فکرنکن ،به چیزی هایی که حالتو میگیره ،به چیزی هایی که باعث کینه ،حسادت،تنفر،و..بیشتر درون تو میشه ،به این چیز ها فکر نکن عزیزمن !
حالا که ما فهمیدیم با فکرمون زندگیمونو میسازیم حالا که فهمیدیم فکر ما باعث میشه که همون وارد زندگی بشه پس به چیزهایی فکر کنیم که باعث بشه چیزهای خوبی وارد زندگیمون بشه چیزهای الکی فکر نکنیم به چیزهایی که واسه تنفر بیشتر بشه فکر نکنیم چون خدای ما مهربونه و از تنفر خوشش نمیاد
اصلاً مگه تنفر و حسادت و اینا تو رو به آرزوت میرسونه؟! نمیرسونه دیگه بیفایده است ،پس دست بردار از فکر کردن به چیزهایی که هیچ فایدهای برای زندگی ندارند که هیچ بلکه باعث اینکه حالت بد هم بشه میشه😥
من از همین الان میخوام به خودم یک قولی بدم میخوام به خودم قول بدم که با تمام وجودم سعی کنم دیگه به چیزهایی که حالمو بد میکنه فکر نکنم همش اون موقعها به فکر آرامش پیدا کردن باشم حالا بعضی وقتا با گوش دادن یه موسیقی ساده افکارم رو کمتر کنم و همیشه با خودم بگم که آیا این فکری که دارم بهش میکنم به نفع منه یا ضرر من میدونم سخته اما امیدم به همون خداییه که منو آفرید میخوام تمام تلاشمون بکنم که به چیزی های خوب فکر کنم😍
به لاغری فکر کنم چون دوست دارم لاغر بشم و از فکر کردن درباره چاقی کناره کشی کنم و واقعاً فکر کردن بهش حال آدمو بد میکنه
از این به بعد میخوام تمام تلاشم رو بکنم به اذن الله بتونم کمتر به شرایط فعلی فکر کنم و اگر فکر میکنم بگم که قراره چه اتفاقهای قشنگی براش بیفته و چه تغییرای شگفتانگیزی داشته باشم آره میخوام از همین الان به اون آینده نزدیک که رویایی هست فکر کنم تا حالم خوب باشه و با حالی پر از انرژی جلو برم یا علی مدد زینت👊🏻اره من یک هدفمند سرشار از انرژی مثبت الهی هستم😍😎
این گام پر بود از قشنگیها و سخنهایی پر از انرژی که هرچی بگم و بنویسم کم گفتم و کم نوشتم خب یه جایی باید تموم بشه دلم میخواد با کلی فکر خوب تمومش کنم میخوام با چند تا از افکاری که باید بهشون فکر کنم خاتمه بدم این بحث رو :
من از افکار منفی آدمای منفی فاصله میگیرم و تمام وجودم رو به افکار مثبت میبندم😊
من به لاغری فکر میکنم به زیبایی، پاکی، رعنایی و کلی چیزهای قشنگ…😍
من به یه شغل عالی فکر میکنم، من به یه تحصیل عالی فکر میکنم، من به یه زندگی عالی فکر میکنم، به آینده نزدیکی که قراره شگفتی ساز بشم فکر میکنم ،آره من به خدایی فکر میکنم که همه این زیباییها رو به من خواهد داد در آیندهای بسیار نزدیک😍😍😍
و یه عالم افکار قشنگ دیگه که از خدا میخوام کمکم کنه تا دونه دونشون رو توی ذهنم جا بدم و عادتم بشه فکر کردن به چیزهای قشنگ و به وجود آوردنشون توی زندگیم و ترک همه افکار منفی😍😍😍😍😍😍😍انشاالله🤲🏻
الهی زندگیاتون همیشه در موج آرامش باشه🤲🏻
استاد خیلی خیلی ممنونم ازتون اجرتون با خود خود خدا🌹🌺🌷
الهی بیکران شکرت که هرچی از این زیباییهایی که بهم دادی بگم کم گفتم شکرت که قدرت بهم دادی منو در راه سعادت قرار بده الهی آمین🤲🏻
یاحق مدد👋🏻
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
همه انسانها فکر میکنند اگر به جایی برسند یا به خواسته های مهمی که در زندگی دارند برسند خوشبخت میشوند واحساس شادمانی دارند واحساس آرامش میکنند .
خیلی ها فکر میکنند از جمله من اگر لاغر بشم تمام مشکلات من تمام میشود وطعم خوشبختی را می چشم یا خیلی ها دوست دارند مهاجرت کنن تا طعم خوشبختی وحس خوب وآزادی وآرامش را بچشند با خیلی ها دوست دارند صاحب فرزند بشند تا طعم خوشبختی وحال خوب را بچشند درحالی که هیچ کدام از اینها مایه ی خوشبختی نیست خوشبختی واقعی زمانی هست که انسان ارامش ذهنی ودرونی داشته باشد آرامش واقعی در بیفکری هست یعنی اینکه سکوت ذهنی را تجربه کنی وبه هیچ چیز فکر نکنی
خیلی از ماها به خیلی از آرزوهایمان دست یافتیم ولی احساس خوشبختی فقط در چند روز اول رسیدن به آن آرزو را حس کردیم وبعد از چند روز آرزوی جدیدی در ما شکل گرفت وما بی صبرانه دنبال آرزوی بعدیمان رفتیم و آرزوی قبلیمان را که سالها بود به آن فکر میکردیم را فراموش کردیم واحساس بدبختی کردیم دوباره .
من قبلا فکر میکردم اکر پایان نامه ام را تمام کنم طعم خوشبختی وآرامش را میچشم وبی صبرانه منتظر روز دفاعم بودم ولی بعد از روز دفاع فقط چند روزی خوشحال بودم وروزهای دیگر باز هم دنبال آرزوی دیگرم بودم وحس خوشبختی از وجودم محو شد یا من خیلی دوست داشتم به زودی زایمان کنم تا از سنگینی بارداری راحت بشم ولی بعد زایمان آنقدر مسئولیت بچه داری برای من فشار اورد که اصلا طعم خوش بچه دار شدن وسبکی بعد زایمان را نچشیدم ونفهمیدم
انسانها تا لحظهی مرگ آرزوهاي دور ودرازی دارند ولی مهم این هست که در مسیر رسیدن به اهداف آرام باشند واز زندگی لذت ببرند وآرامش خودشان را به هیچ وجه فدای رسیدن به خواسته هایشان نکنند .
من الهام هستم به خودم وخدای خودم قول میدهم در زندگیم مهمترین اصل رسیدن به آرامش درونی باشد دوست دارم زندگی آرام وساده وبی هیاهو داشته باشم .وبرای رسیدن به خواسته هایم تقلا نکنم
دوست دارم سرم گرم زندکی خودم باشد دوست دارم دیگران را قضاوت نکنم در زندگی دیگران دخالت نکنم دوست دارم دیگران راورفتارهایشان راتحلیل نکنم
دوست دارم در دنیای کوچکی که برای خودم ساختم زندگی کنم دوست دارم آرام باشم و عجله نکنم دوست دارم آرام آرام به خواسته هایم برسم دوست دارم نگران قضاوت دیگران نباشم دوست دارم زمانم را به بهترین شکل سپری کنم دوست دارم در تنهایی خودم با خدا خلوت کنم
دوست دارم هر جایی که هستم را بهترین جا برای ماندن بکنم دوست دارم در جایی که هستم آرامش رو در خودم حفظ کنم دوست دارم با خودم در صلح باشم وبا دیگران هم به صلح برسم
دوست دارم حرفهای منفی نزنم و گوش نکنم واز افراد منفی به دور باشم دوست دارم احساس ارزشمندی داشته باشم و در وجودم این حس رو نهادینه کنم.دوست دارم هر روز کمی تغییر کنم دوست دارم بهشت را درین دنیا تجربه کنم
خدایا کمکم کن تا به حس آرامش واقعی درونی برسم واین حس را به دیگران هم انتقال بدهم دوس دارم منتقل کننده ی حسهای خوب وارامش به دیگران باشم .دوست دارم ارامش را همواره در وجودم حفظ کنم .خدایا تو یار ویاورم باش و کمکم کن.
زندگی یعنی آرامش الهام یعنی آرامش ودیگر هیچ
نشان های دریافت شده
به نام پروردگار یکتا
سلام به استاد عزیز و دوستان هم مسیرم
زندگی با کمک خداوند ، توضیحات تکمیلی ۳ :
✓فکر داره زندگیمون رو میسازه ✓
✓فکر داره جسممون رو کنترل میکنه ✓
این جمله رو خیلی وقته مرور نکرده بودم :«به اندازه ای که بتونم کمتر به چاقی فکر کنم لاغر میشم»
خیلی لذت بردم از فایل جدید و بازم تاثیرات مثبتی روی افکارم گذاشت .
از وقتی در این مسیر هستم خوشبختی و بد بختی افراد رو خیلی بهتر درک میکنم و وقتی صحبت می کنند کاملا مشخصه افراد خوشبین ،امیدوار، با ایمان ، مطمئن ،خیلی سالم ترند از لحاظ مالی هم ثروتمند حساب میشن .چند نفر از افرادی که باهاشون بودم و ارتباط خانوادگی داریم میبینم این مثبت اندیشی چقدر تاثیرات خوبی داشته در زندگیشون ، اونها فقط یه دختر دارن که ازدواج کرده و وقتی با دخترشون صحبت کردم دیدم دقیقا مثل پدر و مادرش فکر میکنه و شکر خدا خیلی سالم و سرحال هست ،میگفت دوست دارم عمرم خیلی طولانی باشه ،این جمله یعنی این شخص از زندگی کردن در این دنیا لذت میبره و هر وقت باهاشونم خیلی حال آدم رو خوب میکنند .
✓این آیه از قرآن کریم رو خیلی دوست دارم و کاملا آرامش روحی و روانی پیدا میکنم باهاش :انسان مومن نه غم گذشته رو میخوره و نه نگران آینده است .✓
شکر خدا خیلی وقته به افکار شوم گذشته فکر نمی کنم و کلا اگر برم در گذشته خیلی زود میام بیرون و رهاش میکنم و تاثیرات فوق العاده خوبی روی ذهن من گذاشته مسیر تناسب فکری .
از وقتی هم زندگی با کمک خداوند رو شروع کردم خیلی امیدوارم که خداوند زندگیمون رو هموارتر و بهتر خواهد کرد خیلی خوشحال تر هستم نسبت به گذشته چون ایمانم بیشتر شده به لطف و معجزات الهی .
آرامش درون ماست و لازم نیست دنبالش بگردیم و ما فقط بخاطر ریختن افکار زیاد و منفی در ذهنمون که همیشه در زندگی وجود دارند نمیتونیم به آرامش برسیم پس تنها راه رسیدن ما به خوشبختی اینه که دنبال اخبار و موضوعات حال بد کن نریم و تا جایی که امکان داره به اینستا و دنیای مجازی وارد نشیم چون جز اینکه کلی آگاهی نامناسب ، ناخوشایند و بدون فایده وارد ذهنمون میشه و از لحاظ فکری خسته میشیم هیچ سودی برامون نداره ،من خودم همیشه میگم تاثیرگذارترین و بهترین آگاهی ها رو فقط از سایت تناسب فکری میتونم بدست بیارم .
اینکه من فکر کنم تنها راه خوشبختی من اینه که چندین برابر الان ثروت داشته باشیم و بهترین ماشین و خونه و … کاملا اشتباه هست من باید احساس خوشبختی و آرامش رو با ذهنم ایجاد کنم و همیشه سعی کنم و مواظب افکارم باشم ،چون خیلی از افراد هستند از لحاظ ثروت بسیار در سطح بالایی هستند ولی کاملا مشخصه که احساس خوشبختی ندارد ،۲سال پیش یکی از فامیلهامون که خیلی ثروتمند بود فوت کرد ،هیچ وقت احساس آرامش رو در فرزندانش ندیدم و من در گذشته هم دوست نداشتم برم خونشون ،دخترهاش خیلی حالت افسرده ای داشتن ،الان بعد دو سال هم هنوز نتونستن اونجوری که درسته ارث شون رو تقسیم کنند و از هم گلایه مند هستن و با اینکه هر کدوم این همه زمین و خونه به ارث بردند ،خیلی ناراضی هستند و قدر این همه پول رو که بدون زحمتی بدست آوردن نمیدونند .
✓ در کل باید بگم این کنترل افکار در من خیلی برام جذاب و لذت بخش هست ✓
{خدایا شکرت و خوشحالم که دارم رشد میکنم از نظر ذهنی .}
« استاد گرامیم سپاسگذارم .»
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد گران قدر و دوستان هم مسیرم
همه انسان های دنیا در زندگی همواره به دنبال کسب موفقیت هستند وقصدشون ازموفق شدن رسیدن به آرامش است تصور می کنن اگر در زندگی به موفقیت برسند چه در زمینه تحصیل چه در زمینه مالی وکسب وکار یا داشتن همسر وفرزند از این طریق به آرامش دست پیدا می کنن اما همیشه اینطور نیست
ما از دوران بچگی نوزادی آرامش داشتیم چون به خداوند متصل بودیم وهنوز تحت آموزش قرار نگرفتیم ولی با گذشت زمان بالارفتن سن از این آرامش فاصله گرفتیم وغرق مشکلات روزمرگی زندگی شدیم حالا به هر دری می زنیم تا دوباره آرامش از دست رفته رو پیدا کنیم اما موفق نمی شیم چون آرامش از دست نرفته در وجود ماست فقط کافیه مانع های سر راهش رو برداریم تا خودش رو نشون بده
چیزی که باعث شده ما آرامش رو پیدا نکنیم در وجود خودمون حجم افکاری است که در ذهن ماست افکاری که کنترل ما رو به دست گرفتن افکار روی هم در ذهن ما جریان دارن وهر ثانیه اززندگی ما مشغول فکر کردن هستیم این افکار نمی گذاره ما آرامش داشته باشیم اگر برای کسب آرامش مسافرت میریم مهمانی شرکت می کنیم به تماشای مناظر طبیعت میریم معنیش این نیست که اون مکان یا اون جمع باعث آرامش ما می شه در واقعه ما برای لحطاتی ذهنمون رو مشغول دیدن شنیدن اون مناظر می کنیم وتوجه ما از افکار مختلف برداشته می شه همین که چند لحظه فکر نکنیم می بینیم آرامش داریم در واقع مانع بزرگ بر سر راه آرامش ما افکار هستند افکاری که دست ما نیست وهرگز متوقف نمی شوند اما دست ماست که نوعش رو انتخاب کنیم نگذاریم افکار منفی جولان بدن وغرق بشیم در این افکار چون وقتی به خودمون میایم می بینیم همه اعمال ورفتار ما وکلام ما رو تحت تاثیر خودش قرار داده
ترجمه این آیه از قرآن چقدر برای من روشن شد وچقدر آرامش گرفتم
مومن واقعی کسی است که نه غم دارد ونه ترس
من قبلا وقتی معنی این آیه رو می خوندم می گفتم منطور از غم اینکه غمگین نباشم وغصه نخورم وبرای مرگ عزیزی یا ضرر مالی یا بیماری عزیزی ناراحت نشم یا می گفتم منطور از ترس اینکه از مرگ نترسم یا ازبلاهای طبیعی تاریکی وبیماری نترسم
اما حالا چقدر زیبا تفسیر کزدن استاد وواقعا این بهترین معنی است برای این آیه
اینکه غم نداشته باشیم یعنی به گذشته فکر نکنیم درسته ما از فکر کردن به گذشته غمگین می شیم از ناکامی ها از کارهایی که نباید می کردیم از حرف هایی که نباید می زدیم از شکست هایی که خوردیم از حرف هایی تلخی که شنیدیم من خودم همیشه از فکر کردن به گذشته غمگین می شم وناراحت حتی مدتی اونقدر غرق گذشته می شدم وزندگی به کامم تلخ می شد که آرزو می کزدم آلزایمر بگیرم وکل گذشته رو فراموش کنم اونقدر این آرزو رو می کزدم تا اینه متوجه شدم دارم با دست خودم خودمو بدبخت می کتم توبه کزدم واز خدا طلب عفو کردم
وترس هم باز بخاطر فکر به آینده است ما همیشه از آینده که هنوز نیامده می ترسیم می ترسیم فلان اتفاق نیفته فلان حادثه پیش نیاد
ومومن واقعی کسی هست که در حال زندگی کنه نه از گذشته غمگین باشه نه از آینده بترسه تا وقتی در حال زندگی کنی در آرامشی ودنبال اون نمی گردی
خدایی که منبع آرامش هست در وجود ماست وما نیازی نداریم نگران چیزی باشیم
بهترین راه رسیدن به آرامش اینکه به دنبال راهی باشیم که کمتر فکر کنیم یا اگه حجم افکارمون زیاد شد افکاری رو دنبال کنیم که متبت باشه حالمون رو خوب کنه افکار مناسبی باشه مثل همین افکاری که در دوره زندگی با کمک خداوند وارد ذهن ما می شه این افکار باعث می شه در اون لحظاتی که ما مشغول آن هستیم به گذشته فکر نکنیم وبه فکر آینده هم نباشیم
تماشای سریال های تلوزیون دنبال کردن اخبار واینستاگرام باعث می شه حجم زیادی از افکار در دسترس ما باشه وبه راحتی این امکان به ما داده بشه اوقاتمون رو بگذرونیم چون یکی از راه های ما برای گذراند اوقات خالی یا زمان هایی که به خواب نمی ریم فکر کردن است اگر آگاهانه دنبال این باشیم افکار مناسب را دنبال کنیم یا در حالتی که غرق افکار منفی هستیم زود به خودمون بیایم فکرمون رو مشغول چیزی دیگه ای کنیم کم کم مهارت کنترل افکار رو به دست می گیریم
وقتی گیرنده های ما روی امواج منفی تنطیم شده باشه ما در هر مکان وهر شرایطی باشیم افکار منفی وحال بد رو به خودمون جذب می کنیم اگر فکر می کنیم با جابجایی یا تعقیر دکوراسیون منزل یا تعقیر طاهر می تونیم حالمون رو بهترکنیم یا به آرامش برسیم در اشتباه هستیم چون ما مثل یه گیرنده رادیویی عمل می کنیم فرقی نمی کنه کجا باشیم تا وقتی روی دریافت حال بد وافکار منفی تنطیم شده باشه ذهنمون همواره در حال تجربه حال واحساس بد هستیم
من خودم مدتی حالم خیلی بد بود گیر دادم به همسرم خونه رو عوض کنیم شاید محیط زندگیمون عوص بشه حالم بهتر بشه یه خونه دیگه گرفتیم خیلی بزگتر وشیک تر با امکانات بیشتر حال خوبم فقط همون یکی دو روز اول بود بعد دوسه روز برام عادی شد وبازم حالم بد شد حالا به این خونه گیر می دادم اون چیزایی که خونه قبلی نداشت رو این خونه داشت حالا ولی یه چیزای دیگش کم بود متلا نزدیک خیابون اصلی بود وسر وصدای ماشین ها تا دیر وقت اذیت می کزد وهمین جوری یه نواقصی داشت در واقعه کا اگه آرامش درونی نداشته باشیم وروی ورودی های ذهنمون کنترل نداشته باشیم هر کجا ودر هر حالتی باشیم آرامش نداریم حتی اگه دکتر باشیم واز نظرموقعیت اجتماعی ومالی در بهترین شرایط باشیم
من قبلا می گفتم اگه ماشین داشته باشیم دیگه چیزی کم نداریم تا حالمون گرفته بشه می تونیم راحت بریم مسافرتی یا بیرون شهری یا حتی توی شهر دوری بزنیم و لمون باز بشه اما حالا که داریم اصلا این جوری نیست یا اگه باشه فقط برای اون لحطات کوتاهی است که بیرون هستیم در واقعه همه این چیزها موقت است ونمی تونه به طور داعم حال ما رو خوی کنه
خدایا هزاران بار تو را سپاس می گویم برای درک این آگاهی
سلام استاد
کلمه رسیدن به آرامش برای همه انسانها و درطول تاریخ بسیار خوب و لذت بخش هست و گفته شده وقتی فرد به آرامش میرسد بسیار خوشحال و سرزنده خواهد بود ولی نقشه رسیدن به آرامش را بد ترسیم کردند خیلی سختی و فشار جسمی و روحی به خود میآورند که درنهایت به آرامش برسند ولی این سرابی بیش نیست و هرگز به آرامش همیشگی نمیرسند
درطول زندگی همیشه درسخوان باش تا مهندس شوی و به ارامش برسی
درطول زندگی قناعت پیشه کن تا بتوانی سرمایه ای داشته باشی و به آرامش برسی
درطول زندگی کاررسمی پیدا کن تا امنیت شغلی داشته باشی و به آرامش برسی
درطول زندگی با افراد موفق دوست شو و رابطه داشته باش که تو به آرامش برسی
درطول زندگی از خداوند به اندازه ای درخواست کن که با آن بتوانی به آرامش برسی
درطول زندگی درمورد گذشته فکر نکن و صحبت نکن تا به ارامش برسی
در ازدواج با کسی ازدواج کن که سرمایه دار باشد تا از نظر مالی تامین باشی و به آرامش برسی
درزندگی زیاد بحث نکن تا آرامش داشته باشی
و درنهایت همه ی این کارها به این ختم میشود که انسان درهیچ کدام ازاین شرایط درزندگی به آرامش ذهنی و جسمی نمیرسد چون درمورد آنها فکر میکند حالا خاطرات ممکن است خوب باشد یا بد ودرصورتی میتوانی به آرامش برسی که درهرشرایطی بودی از ان لحظه لذت ببری و به گذشته و آینده و افکار منفی فکر نکنی یعنی به نوعی از الان ورودیهای منفی ذهن برای گفتگو با خود را ببندی ووقتی خانم منفی باف خواست شما را ازطریق فکر به جاهای دور و گذشته و یا در آینده درذهن ببرد شما با او همراه نشوی و با قاطعیت بگو من الان درزمان حال هستم و باید نهایت آرامش روحی و جسمی را الان تجربه کنم
استاد خیلیها به من میگفتند که درمورد گذشته و ناراحتیهای گذشته فکر نکن ولی نمیدانم چرا ذهن من ان را قبول نمیکرد و گذری از ان عبور میکرد ولی وقتی دراین سایت خواندم مثل یک پنجره ی تازه ای که برای من باز شده باشد یک آگاهی جدید برای من بود و از امروز سعی میکنم اصلا درمورد اتفاقات گذشته و اتفاقات آینده فکر نکنم چون دردو حالت کاری الان ازمن بر نمیاید و فقط استرس و ناراحتی را برای من میآورد و چقدر خوشحال شدم که الان دانستم راه رسیدن به آرامش فکری و جسمی ان است که درمورد آن موضوع فقط فکر نکنیم
من ار امروز باید یاد بگیرم که مهارت فکر نکردن به موضوعی که حال و آرامش من را بهم میزند را انجام ندهم وفقط اینکار توسط خود من و با ذهن خودم امکانپذیر خواهد بود
به اندازه ای که در زندگی بتوانیم از افکار خود استفاده نکنیم یا کمتر فکر کنیم به شکل خودبخودی آرامش را در زندگی تجربه خواهیم کرد.و چقدر این فرمول ساده و آسان است و ما درهرشرایطی که هستیم حتی آرامش روحی داریم ولی با فکر کردن به گذشته و یا آینده آن آرامش را از خودمان سلب میکنیم و احساس خود را بد میکنیم
استاد از شما ممنون که راه حلی به این راحتی به ما یاد دادید که فقط با تمرین و استمرار دراین مسیر میتوانیم با فکر نکردن به موضوعاتی که حس مارا بد میکند از آن جلوگیری کنیم و بیشتر به تواناییها و خاطرات خوب گذشته اگر خواستیم فکر کنیم تا احساس آرامش و سبکی و رها داشته باشیم و با این کار فشار عصبی بر ذهن و جسم خود وارد نکنیم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
دریا زیباست یا چشمان ما زیبا میبیند؟
هر وقت میرفتم دریا، اولش ساعت ها خیر میشدم به این تصویر زیبا و بارها از اطرافیان شنیده بودم این دریا عجب آرامش داره
یا جایی که آبشار هست ک صدای گنجشک هااین حس رو بیشتر به دریا داشتم توی جنگل و غروب سادهداز کنارش رد میشدم غروب برام زیبایی داشت ولی توجه آنچنانی بهش نمیگردم و شنیده بودم که دریا چون تداعی صدای داخل رحم رو برامون داره آرامش بخش
ولی امروز چیزی متفاوت شنیدم
هر تصویر ،هر اتفاق یا هر مطلبی گه باعث بشه ما فکر نکنیم بهمون حس آرامش میده
بو ئیدن زیر گلوی نوزاد زیر باران بودن بوی نم خاک بعد باران بازی کردن با بچه ها همه اینا اتفاقاتی بود که حالمو خوب میکرد ک امروز فهمیدم بخاطر اینه که اینا باعث میشه دقیقا در لحطه باشم فکری نکنم
خیلی وقتا که وسیله نویی میخریم و حالمون همون اولش خوبه بخاطر این بود ما اون لحطه هیچ فکری نمیکنیم دقیقا وسط وسط لحطه حال هستیم
حالا میفهمم چرا خیلی وقتا بیرون رفتن و به طبیعت رفتن هم نمیتونه حالمون رو خوب کنه چون ما جدا نمیشیم از افکار همیشه شنیده بودم طبیعت انرژی دیگه ای داره و دلیل همه اینها ار درون من بود من هر چقدر موقع دیدن هر تصویری نتونم فک کنم بهم حال خوب میده
برای همینه وقتی رویاهامون رو تجسم میکنیم و تا اون موقعی که سر و کله افکار منفی پیدا نشدن حالمون خوبولی با پیدا شدن افکار منفی تجسم همون رویاها هم حالمون رو بد میکنه
استاد تو این فایل بهترین مثال ها رو زدید
برام سوال بود چی میشه که یه فایل یا مطلب این قدر حال آدم رو خوب میکنه
و امروز دلیلش کاملا تو این فایل توصیح داده شد دقیقا منم اینجور فکر میکردم که این مطالب و فایل ها منو به خدا نزدیک میکنه دز صورتی که خدا نزدیک هست هجم زیادی از افکار منفی اجازه دیدنش رو بهم نمیداد
ما خدا رو گم نکردیم که بخواهیم پیدا کنیمبارها شده با گوشی ام دارم صحبت میکنم و در همون حین در حال پیدا کردنش هستم همه جا رو میگردم و پیداش نمیکنم بخاطر اینه که من گمش نکردم بعد که به خودم میام میبینم تو دست خودمه
اون لحظه ای که دنبالش هستم هزارتن فکر داره تو سرم مرور میشه تو لحطه حال نیستم
پس برای اینکه بفهمم خدا هم در وجودم هست نیاز نیست جایی دنبالش باشم خدا درونم فقط باید سعی کنم فکر نکنم
در اون لحظاتی که کمتر فکر میکنیم احساس خوشبختی داریم
انسان عاشق فکر کردن و دنبال راهی برای فکر کردن فکر از گدشته و آینده میاد
لحطه حال فکری نداره
استاد این جمله بی نظیر بود
و سوالی که پرسیدیدزینب بودن چه حسی داره ؟
تا اون موقعی که دارم به این جمله فکر میکنم یعنی در گذشته و آینده هستم
و استاد بهتر درک میکنم چرا وقتی یه دوره ای رو رو شروع میکنم حسم خوبه پر از انرژی ام چون اون لحطه فکری نمیکنم ولی هی که میگذره افکار میان سراغم بازمثل همون دیدن تصویر دریا چند دقه اولش خوبه ولی بعدش بازم برمیگردم به فکر کردن
مومن نه غمی دارد نه ترسیو هر دوی اینا از فکر کردن میاد
په مثال های عالی زدید تو این فایل مخصوصا مثال گیرنده بودن
من وقتی گیرنده ام رو سختی و افکار منفی باشه هر جای دنیا برم همونا رو میشنوم
خیلی وقتت شنیدیم که شما یا اساتید دیگه میگن فرصت ها زیاد ایده ها فراوانولی من همش با خودم میگفتم چرا من ایده ندارم چرا فرصتی برای من نیست و دلیلش اینه که گیرنده من رو این موج نیست و تا وقتی نباشه نمیشنوم و نمیبینم من با دادن آگاهی های مناسب میتونم این گیرنده و موجش رو تغییربدم
استاد بی نهایتتت سپاسگزارممم بی نظیر بود این فایل
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️
سلام
تمرین آموزشی ✍️
زندگی با کمک خداوند: توضیحات تکمیلی ۳ : داشتن احساس آرامش
از خوندن مطالب و گوش دادن به فایل فایل آموزشی لذت بردم
آرامش داشتن دقیقا همون چیزیه که همه انسانها به دنبال ان هستند
همه ما فکر میکنیم که اگه خونه بزرگ و زیبا و ماشین کلاس بالا ثروت آنچنانی ….
داشته باشیم دیگه به آرامش میرسیم ولی من افراد زیادی و می شناسیم که همه چیز دارند ولی آرامش ندارند یکی از اطرافیان نزدیک مون خیلی وضع مالیش خوبه و میشه گفت که ثروتمنده
چند تا خونه ، ماشین ، زمین ، باغ …..داره ولی چه فایده که هیچ لذتی از زندگی شون نمیبرند
من از نزدیک دیدم که همیشه سر موضوعات الکی با خانمش جر و بحث میکنند و بچه ها شون همیشه غمگین و افسرده اند به خصوص دختر شون همیشه تو خودشه و از رفتار پدر و مادرش تو جمع خجالت میکشه شاید از بیرون هر کس زندگی شونو ببینه حسرت داشته ها شونو بخوره ولی اگه در جریان باطن زندگی شون قرار بگیره صد فرسخ فرار میکنه
آرامش در وجود مونه گم نشده که بخواییم پیداش کنیم منم قبلا غمگین و افسرده بودم هیچ
چیز خوشحالم نمیکرد ولی الان با استفاده از آگاهی هایی که دریافت کردم
یاد گرفتم که قدر زنده بودنم و زندگی و داشته هامو بدونم و تقریباً میشه گفت به آرامش رسیدم الان حتی از دیدن وسایل خونه ام ، همسرم ، بچه هام …..خوشحال میشم
حتی از دیدن گلدونای حیاطم که کنار گلهاشون پاجوش جدید زده هیجان زده میشم از دیدن اونا خوشحال میشم برگا شونو بوس میکنم کنار شون میشینم با ذوق نگاشون میکنم
و یا صبح ها که از خواب بیدار میشم اول شکر گذاری میکنم برای زنده بودنم و از شنیدن صدای پرندهها لذت میبرم
دریافت این آگاهی جدید برام خیلی جالب و لذت بخش بود قبلا که طبیعت و میدیدم مثلاً وقتی از دیدن جنگل و کوه و دریا و درختان و گلها …..لذت میبردم و اون لحظه حالم خوب و عالی میشد فکر میکردم که طبیعت و زیبایی های اون باعث حال خوبم شدن ولی الان فهمیدم که حال خوب من ربطی به وجود اونا نداره حال خوب من به خاطر اینه که اون لحظه فکر من خاموش بوده و علت حال خوب من اون فکر نکردن به موضوعات دیگه در اون لحظه بوده
پس یاد گرفتن فکر نکردن و خاموش کردن فکر بالا ترین هنر هستش اگه من یاد بگیرم که
مدام به موضوعات منفی و از همه مهمتر موضوعاتی که مربوط به دیگرانه و هیچ ربطی به من نداره و باعث صلب آرامش من میشه فکر نکنم علی میشه ومن میتونم آرامش بیشتری داشته باشم
و این طوری لبخند همیشگی نصیبم میشه و این طور شاد بودن و لبخند رضایت داشتن ارزشمنده نه اینکه درون مون پر از تنش ، در گیری ، آشوب و اظطراب باشه ولی به ظاهر الکی بخندیم و این طور خندیدن میشه به قول شاعر
خنده تلخ من از گریه غم انگیز ترست
یعنی درونم آشوب است به ظاهر میخندم تا کسی از درونم با خبر نشود و این یعنی نداشتن آرامش
ان شا الله که آرامش واقعی شامل حال همه مون بشه