0

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی | چرا ذهن ما غذا را عامل چاقی می‌داند؟ (گام ۹۵)

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
اندازه متن

تا حالا شده یه لقمه غذا رو با ترس بخوری؟ 😟 لقمه‌ای که شاید مزه‌ش خوب باشه، ولی مزه‌ش تو ذهن تو با عذاب وجدان، ترس و نگرانی قاطی شده باشه.

📍 این جلسه ادامه گام ۹۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

این احساس آشنا برای خیلی از افراد چاق اتفاق می‌افته، چون باور ذهنی درباره خوردن و چاقی طوری شکل گرفته که غذا رو دشمن بدن می‌دونه! 🍕💣

سال‌ها بهمون گفتن که «اگه می‌خوای لاغر شی، باید کمتر بخوری یا رژیم بگیری». و همین جمله ساده، باور عمیقی تو ذهن ما ساخت که *“غذا خوردن مساوی چاق شدن”*ه.

حالا دیگه ذهن‌مون از هر قاشق غذا یه هشدار چاقی درمیاره! 🚨🧠 اما واقعاً آیا غذا مقصره؟ یا ذهن ماست که فرمول اشتباهی براش نوشته؟ 🤔

آ🍽️ اهمیت موضوع خوردن در ذهن افراد چاق

برای یه فرد متناسب، خوردن یه کار طبیعی و بی‌دردسره. ناهارشو می‌خوره، می‌ره سر کارش. شام می‌خوره، می‌خوابه. همین‌قدر ساده.

اما برای خیلی از افراد چاق، خوردن یه موضوع جدی و حساسه؛ انگار باید برای هر لقمه تصمیم‌گیری مهمی انجام بدن! 🤯

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی

اگر تا حالا از یه فرد متناسب پرسیدی که چطور غذا می‌خوره، احتمالاً جواب داده: “وقتی گرسنه‌م، می‌خورم؛ وقتی سیر می‌شم، دیگه نمی‌خورم.”

اما اگه از یه فرد چاق همین سؤال رو بپرسی، وارد دنیایی از سردرگمی‌ها، فرمول‌ها و نگرانی‌ها می‌شی:

  • هرچی می‌خورم، چاق می‌شم 😩
  • چی بخورم لاغر بشم؟ 🥦
  • چی نخورم که لاغر شم؟ ❌🍞
  • چطور بخورم که لاغر بمونم؟ 🤔
  • برای صبحانه چی بخورم که چاق نشم؟ 🍳
  • اگه گرسنه‌ام، چی بخورم که آسیب نرسونه؟ 🍌

این جملات نشونه‌هایی از وجود باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن؛ باورهایی که سال‌ها تو ذهنمون جا خوش کردن و باعث شدن هر قاشق غذا با استرس و تردید همراه باشه.

🔁 چرخه تقویت باورهای ذهنی

وقتی ما بارها پرخوری می‌کنیم و بعدش احساس گناه یا ترس از چاق شدن داریم، همون احساس منفی، مثل یه کود تقویتی عمل می‌کنه و فرمول ذهنی چاقی رو قوی‌تر می‌کنه.

و ذهنی که پر شده از باورهای چاق‌کننده، دستورش رو به مغز می‌ده، و مغز هم با قدرت کامل اجرا می‌کنه: چاق شو! 🧬📢

بنابراین، تا وقتی که فرمول‌های ذهنی درباره خوردن اصلاح نشن، هیچ رژیمی جواب نمی‌ده. چون اصل ماجرا نه تو معده، بلکه تو ذهن ماست… جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی جا خوش کرده!

تاثیر مغز بر کاهش اشتها

🧠 منبع دستور خوردن از کجاست؟ ذهن یا بدن؟

هر کاری که ما انجام می‌دیم — از راه رفتن تا حتی پلک زدن — یه فرمان از طرف مغز پشتشه.

مغز ما از همون روزای اول شکل‌گیری، یه بسته اطلاعات اولیه با خودش داره؛ اطلاعاتی که به بدن کمک می‌کنه زنده بمونه و عملکردش رو تنظیم کنه، مثل:

⏱️ تنظیم ضربان قلب

🌬️ کنترل تنفس

💧 تعادل مایعات

🍽️ و البته… زمان خوردن!

اما ما انسان‌ها فقط برای زنده‌بودن به دنیا نیومدیم؛ اومدیم تا تجربه کنیم. برای همین بخشی از مغز ما مثل یه فضای باز باقی مونده که منتظره با تجربه‌های جدید پُر بشه—مثل هارد خالی یه لپ‌تاپ 💽

📂 وقتی یه “پوشه جدید” توی مغزت باز می‌کنی…

فرض کن دلت می‌خواد یاد بگیری گیتار بزنی 🎸 توی مغزت یه پوشه جدید باز می‌شه: «تجربه نواختن گیتار».

حالا هر بار که تمرین می‌کنی، اطلاعات جدید وارد این پوشه می‌شه و رفته‌رفته مهارتت بیشتر می‌شه.

همین اتفاق دقیقاً برای باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هم می‌افته، اما این بار به‌جای گیتار، موضوع “چاق شدن”ه! 😬

🔁 چطور یه ذهن چاق ساخته می‌شه؟

اکثر ما بدون اینکه بفهمیم، یه پوشه تو ذهن‌مون ساختیم به اسم:

“من ممکنه چاق بشم” یا حتی “قراره چاق بشم!”

این پوشه با هر جمله‌ای که از بزرگترا شنیدیم، هر تبلیغ رژیمی، هر تجربه شکست‌خورده از لاغری، پُر و پُرتر شده:

  • “اگه زیاد بخوری چاق می‌شی”
  • “فلانی هر چی بخوره باز لاغره، اما تو نه!”
  • “فقط رژیم بگیر تا لاغر شی”

این اطلاعات بارها و بارها در ذهن ما تکرار شده و کم‌کم به باور ذهنی درباره خوردن و چاقی تبدیل شدن. حالا ذهن ما به‌جای اینکه غذا رو یه نیاز طبیعی بدونه، اونو تهدیدی برای تناسب اندام می‌دونه! 🚨🍞🍕

🎯 نتیجه‌گیری این بخش:

وقتی اطلاعات کافی درباره یه موضوع تو مغز ذخیره بشه، مغز شروع می‌کنه به اجرای اون اطلاعات.

و اگر این اطلاعات درباره باور ذهنی درباره خوردن و چاقی، ذهن تو دستور چاق شدن می‌ده—حتی اگر غذات خیلی هم زیاد نباشه!

پس اگه می‌خوای مسیر رو برعکس بری، باید آگاهانه شروع کنی به ساختن یه پوشه جدید تو مغزت:

“من می‌تونم با آرامش و بدون ترس، بخورم و متناسب بمونم.” 💪🌱✨

🍽️ همه می‌خورن، اما همه یه جور فکر نمی‌کنن!

شاید بارها با خودت گفتی “دیگه پرخوری نمی‌کنم!”

اما دوباره و دوباره اتفاق افتاده. چرا؟ چون احساسی که بعد از پرخوری تجربه می‌کنی، باعث تقویت همون فرمول ذهنی قبلی می‌شه.

شاید خنده‌دار به‌نظر برسه، ولی واقعیت اینه که افراد چاق و افراد متناسب از نظر عملی، هر دو دارن می‌خورن!

یعنی غذا توی بشقاب، قاشق توی دست، دهان باز، لقمه پایین… هیچ تفاوتی نیست! 😅🥄

اما تفاوت اصلی اون پشت اتفاق می‌افته… جایی در ذهن! 🧠✨

جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی ساکت و بی‌صدا داره رفتارها رو جهت می‌ده، احساسات رو شکل می‌ده و حتی نتایج فیزیکی رو در افراد تعیین می‌کنه!

🎯 چرا من چاق می‌شم، ولی اون نه؟

سؤالی که ذهن خیلی‌ها رو درگیر می‌کنه اینه:

“چرا من هر چی می‌خورم چاق می‌شم، ولی فلانی هر چی می‌خوره لاغر می‌مونه؟”

جواب ساده‌ست: تفاوت در ذهن و باوره، نه در غذا!

🔍 اون فرد متناسب، وقتی غذا می‌خوره:

  • با خیال راحت می‌خوره
  • خودش رو سرزنش نمی‌کنه
  • باور داره که بدنش متناسب باقی می‌مونه

ولی فردی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی داره، از همون لقمه اول تو ذهنش فیلم چاق شدن پخش می‌شه! 🎬🍕😨

🌀 وقتی احساس، نتیجه رو می‌سازه…

ما فکر می‌کنیم غذا خوردن یه کار فیزیکی صرفه. اما احساسیه که بعد از خوردن تجربه می‌کنی، نتیجه رو می‌سازه.

اگه بعد از خوردن احساس رضایت و آرامش داشته باشی، بدن هم تو هماهنگی و تعادل قرار می‌گیره.

ولی اگه با استرس و گناه غذا بخوری، مغز هم اون استرس رو تبدیل می‌کنه به دستور چاقی 🚨

و اینجاست که نقش باور ذهنی درباره خوردن و چاقی روشن می‌شه.

🧩 همه‌چیز از ذهن شروع می‌شه

بدن‌ها تفاوت زیادی ندارن، ولی ذهن‌ها چرا!

تفاوت بین چاقی و تناسب معمولاً توی صفحه ترازو نیست، توی “صفحه ذهن” ماست!

هر کسی که باور داره غذا خوردن چاقش می‌کنه، در واقع قبل از خوردن غذا، ذهنش رو پر از دستورهای چاق‌کننده کرده!

🧠💭 پس وقتشه ورق رو برگردونی…

✅ نتیجه‌گیری:

اگه می‌خوای مثل آدم‌های متناسب غذا بخوری، فقط کافیه مثل اونا فکر کنی و باور بسازی.

یعنی ذهنت رو از باورهای قدیمی و سنگین پاک کنی، و فرمول‌های جدیدی توش بنویسی:

  • “من از غذا خوردن لذت می‌برم، نه ترس!”
  • “بدن من توانایی حفظ تناسب داره!”
  • “غذا منبع انرژی و زندگیه، نه دشمن!”

و این یعنی شروعی برای ساختن یه باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که منجر به کاهش وزن میشه 🌟💚

💡 حالا اگه می‌خوای این مسیر رو سریع‌تر، عمیق‌تر و مؤثرتر طی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز داری 🎯

✍️ در ادامه هم توی گام ۹۶ سراغ «برای کنترل اشتهای خود چه کنم؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 100 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.26 از 65 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22769

100 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

100 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مینا
      ۱۴۰۳/۱۰/۱۱ ۱۸:۳۸
      مدت عضویت: 917 روز
      امتیاز کاربر: 6520 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 801 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان که من را در مسیر متناسب شدن قرار داد تا به سمت متناسب شدن با حال خوب قدم بر دارم.

      سلام استاد روزتون بخیر چند روز هست که این فایل را گوش می کنم.این فایل در حالی که خیلی روان توضیح داده شده ولی به خاطر داشتن مطالب زیاد سنگین هست و فقط باید آن را درک کرد.

      خداوند مهربان همه‌ی جهان هستی را در بدن انسان هم قرار داده است من فکر می کنم اگر همه چیز را به عهده‌ی خود بدن قرار بدهیم ما را دوباره در مسیر تناسب می برد.من هر وقت بدن آلارم گرسنگی داد باید غذا بخورم و زمان بندی خودم را کنار بگذارم و هر چیزی که میل بدنم بود وبا خوردن آن لذت می‌برم را بخورم و دوباره آلارم سیری که اعلام شد از خوردن دست بکشم من صحیح غذا خوردم و بدنم هم در مسیر متناسب شدن پیش می رود.من نباید به خاطر حال دیگران و زیاد بودن خوراکی و… مواد غذایی را به زور وارد بدنم کنم و از آن احساس و حال بد بگیرم..

      همه کارهایی که ما انجام می دهیم یک فرمول در ذهن ما داشته است که باعث تصمیم ما برای انجام آن کار می‌شود دستور مغزی به اضافه عمل کردن مساوی است با انجام یک رفتار..در واقع عملی که از ما سر می زند نتیجه ی فکری است که در مغز ایجاد می شود و رفتار ماست که عمل کردن ما بر اساس آن فکر است.

      درست غذا خوردن باعث چاقی نمی شود.در واقع خوردن ارتباطی با چاقی ندارد اما تعریفی که ما از خوردن در ذهن مان داریم ما را چاق می‌کند و بخشی از آن هم مربوط به رفتار اشتباه ماست.درست است که ما روی فرمول‌های ذهنی باید کار کنیم تا رفتار ما صحیح شود ولی وقتی در حین کار روی فرمول ها رفتار غذایی انجام می دهیم که حالمون بد می شود پس باید روی این رفتار اشتباه هم کار کنیم تا قدرت پیش رفتن به سوی تناسب بیشتر شود ما موقع رژیم فقط روی بخش اجرا کننده یعنی خوردن کار می کنیم و قسمت دستور دهنده را رها می کنیم که باعث شکست می شود ولی در تناسب فکری اول فرمول‌های ذهنی صحیح ایجاد می کنیم بعد روی رفتار غلط کار می‌کنیم تا به کمک ذهن صحیح شوند واین باعث می‌شود که نتیجه یک حس خوب باشد و حس خوب باعت تقویت فکر و فرمول ذهنی می شود و باور صحیح بوجود می آید.

      دستور مغزی به اضافه عمل کردن به اضافه باور مساوی است با نتیجه ای شگفت انگیز 

      هم افراد لاغر غذا می خورند هم افراد چاق ولی دو جسم متفاوت دارند که نتیجه ی نگرش آنها هست.افراد لاغر خوردن غذا را عامل چاقی نمی دانند حتی اگر رفتار غذایی درستی هم نداشته باشند باز هم به خاطر نگرششان چاق نمی شوند ولی افراد چاق غذا را عامل چاقی می‌دانند و هر چه غذا را هم کم می کنند باز هم به خاطر نگرشی که دارند چاق می‌شوند.

      این اطلاعات مربوط به نگرش تاثیر خوردن با چاقی و لاغری از طریق شنیدن صحبتهای اطرافیان و پدر و مادر و رسانه‌ها در ذهن ما شکل می‌گیرد و در زمانهای مربوط به آن فکر فرمول ها فعال می‌شوند.

      من می‌دانستم که رفتار غذایی درستی ندارم ولی نمی‌دانستم چطور باید آن را درست کنم وقتی رژیم گرفتم حجم زیادی خوراکی از نوع درجه یک به من گفتن بخور و با آن حجم خوردن من ۱۵ کیلو کم کردم ولی وقتی دوره تمام شد وزن من برگشت.من فهمیدم که خوردن من را چاق نمی‌کند تا اینکه با لاغری با ذهن آشنا شدم ودانستم هر چه هست مربوط به فکر و ذهن خودم هست.

      من چند بار تصمیم گرفتم خودم غذام را کم کنم ولی به شدت دچار ولع می‌شدم و اصلأ نمی‌توانستم ادامه بدهم و شکست می خوردم و و ناامید از لاغر شدن.

      نتیجه ی لاغری من سه سال طول کشید و به‌خاطر دیسک کمر خوابیدم و این فکر که کم تحرک شدم باعث چاق شدن دوباره ی من شد.

      من هر کاری را که بخواهم انجام بدهم باید اول فکر آن در ذهنم شکل گرفته باشد و بعد مغزم دستور انجام آن را صادر کند تا دست یا پا یا هر عضو دیگری آن را انجام دهد واین کاملآ واضح است.خوردن هم یک دستور مغزی است که صادر می شود و من شروع به خوردن غذا می‌کنم و حالا نگرش من اضافه میشود و اگر حال من بعد خوردن خوب باشد باعث پر رنگ شدن فرمول ذهنی من می‌شود و آن را تقویت می کند و با تقویت آن فکرم تبدیل به باور می شود و روند لاغری من شروع می‌شود.

      در افراد چاق بعد از غذا خوردن حال خوبی ندارند و نگرش غذا باعث چاقی می‌شود باعث تقویت این فکر میشود و فرد چاق تر میشود.

      من هیچوقت با نخوردن لاغر نشدم.

      فرد متناسب باید فرمول‌های ذهنی صحیح با رفتار غذایی درست داشته باشد تا جسم و روحی متناسب داشته باشد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم