0

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی | چرا ذهن ما غذا را عامل چاقی می‌داند؟ (گام ۹۵)

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
اندازه متن

تا حالا شده یه لقمه غذا رو با ترس بخوری؟ 😟 لقمه‌ای که شاید مزه‌ش خوب باشه، ولی مزه‌ش تو ذهن تو با عذاب وجدان، ترس و نگرانی قاطی شده باشه.

📍 این جلسه ادامه گام ۹۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

این احساس آشنا برای خیلی از افراد چاق اتفاق می‌افته، چون باور ذهنی درباره خوردن و چاقی طوری شکل گرفته که غذا رو دشمن بدن می‌دونه! 🍕💣

سال‌ها بهمون گفتن که «اگه می‌خوای لاغر شی، باید کمتر بخوری یا رژیم بگیری». و همین جمله ساده، باور عمیقی تو ذهن ما ساخت که *“غذا خوردن مساوی چاق شدن”*ه.

حالا دیگه ذهن‌مون از هر قاشق غذا یه هشدار چاقی درمیاره! 🚨🧠 اما واقعاً آیا غذا مقصره؟ یا ذهن ماست که فرمول اشتباهی براش نوشته؟ 🤔

آ🍽️ اهمیت موضوع خوردن در ذهن افراد چاق

برای یه فرد متناسب، خوردن یه کار طبیعی و بی‌دردسره. ناهارشو می‌خوره، می‌ره سر کارش. شام می‌خوره، می‌خوابه. همین‌قدر ساده.

اما برای خیلی از افراد چاق، خوردن یه موضوع جدی و حساسه؛ انگار باید برای هر لقمه تصمیم‌گیری مهمی انجام بدن! 🤯

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی

اگر تا حالا از یه فرد متناسب پرسیدی که چطور غذا می‌خوره، احتمالاً جواب داده: “وقتی گرسنه‌م، می‌خورم؛ وقتی سیر می‌شم، دیگه نمی‌خورم.”

اما اگه از یه فرد چاق همین سؤال رو بپرسی، وارد دنیایی از سردرگمی‌ها، فرمول‌ها و نگرانی‌ها می‌شی:

  • هرچی می‌خورم، چاق می‌شم 😩
  • چی بخورم لاغر بشم؟ 🥦
  • چی نخورم که لاغر شم؟ ❌🍞
  • چطور بخورم که لاغر بمونم؟ 🤔
  • برای صبحانه چی بخورم که چاق نشم؟ 🍳
  • اگه گرسنه‌ام، چی بخورم که آسیب نرسونه؟ 🍌

این جملات نشونه‌هایی از وجود باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن؛ باورهایی که سال‌ها تو ذهنمون جا خوش کردن و باعث شدن هر قاشق غذا با استرس و تردید همراه باشه.

🔁 چرخه تقویت باورهای ذهنی

وقتی ما بارها پرخوری می‌کنیم و بعدش احساس گناه یا ترس از چاق شدن داریم، همون احساس منفی، مثل یه کود تقویتی عمل می‌کنه و فرمول ذهنی چاقی رو قوی‌تر می‌کنه.

و ذهنی که پر شده از باورهای چاق‌کننده، دستورش رو به مغز می‌ده، و مغز هم با قدرت کامل اجرا می‌کنه: چاق شو! 🧬📢

بنابراین، تا وقتی که فرمول‌های ذهنی درباره خوردن اصلاح نشن، هیچ رژیمی جواب نمی‌ده. چون اصل ماجرا نه تو معده، بلکه تو ذهن ماست… جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی جا خوش کرده!

تاثیر مغز بر کاهش اشتها

🧠 منبع دستور خوردن از کجاست؟ ذهن یا بدن؟

هر کاری که ما انجام می‌دیم — از راه رفتن تا حتی پلک زدن — یه فرمان از طرف مغز پشتشه.

مغز ما از همون روزای اول شکل‌گیری، یه بسته اطلاعات اولیه با خودش داره؛ اطلاعاتی که به بدن کمک می‌کنه زنده بمونه و عملکردش رو تنظیم کنه، مثل:

⏱️ تنظیم ضربان قلب

🌬️ کنترل تنفس

💧 تعادل مایعات

🍽️ و البته… زمان خوردن!

اما ما انسان‌ها فقط برای زنده‌بودن به دنیا نیومدیم؛ اومدیم تا تجربه کنیم. برای همین بخشی از مغز ما مثل یه فضای باز باقی مونده که منتظره با تجربه‌های جدید پُر بشه—مثل هارد خالی یه لپ‌تاپ 💽

📂 وقتی یه “پوشه جدید” توی مغزت باز می‌کنی…

فرض کن دلت می‌خواد یاد بگیری گیتار بزنی 🎸 توی مغزت یه پوشه جدید باز می‌شه: «تجربه نواختن گیتار».

حالا هر بار که تمرین می‌کنی، اطلاعات جدید وارد این پوشه می‌شه و رفته‌رفته مهارتت بیشتر می‌شه.

همین اتفاق دقیقاً برای باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هم می‌افته، اما این بار به‌جای گیتار، موضوع “چاق شدن”ه! 😬

🔁 چطور یه ذهن چاق ساخته می‌شه؟

اکثر ما بدون اینکه بفهمیم، یه پوشه تو ذهن‌مون ساختیم به اسم:

“من ممکنه چاق بشم” یا حتی “قراره چاق بشم!”

این پوشه با هر جمله‌ای که از بزرگترا شنیدیم، هر تبلیغ رژیمی، هر تجربه شکست‌خورده از لاغری، پُر و پُرتر شده:

  • “اگه زیاد بخوری چاق می‌شی”
  • “فلانی هر چی بخوره باز لاغره، اما تو نه!”
  • “فقط رژیم بگیر تا لاغر شی”

این اطلاعات بارها و بارها در ذهن ما تکرار شده و کم‌کم به باور ذهنی درباره خوردن و چاقی تبدیل شدن. حالا ذهن ما به‌جای اینکه غذا رو یه نیاز طبیعی بدونه، اونو تهدیدی برای تناسب اندام می‌دونه! 🚨🍞🍕

🎯 نتیجه‌گیری این بخش:

وقتی اطلاعات کافی درباره یه موضوع تو مغز ذخیره بشه، مغز شروع می‌کنه به اجرای اون اطلاعات.

و اگر این اطلاعات درباره باور ذهنی درباره خوردن و چاقی، ذهن تو دستور چاق شدن می‌ده—حتی اگر غذات خیلی هم زیاد نباشه!

پس اگه می‌خوای مسیر رو برعکس بری، باید آگاهانه شروع کنی به ساختن یه پوشه جدید تو مغزت:

“من می‌تونم با آرامش و بدون ترس، بخورم و متناسب بمونم.” 💪🌱✨

🍽️ همه می‌خورن، اما همه یه جور فکر نمی‌کنن!

شاید بارها با خودت گفتی “دیگه پرخوری نمی‌کنم!”

اما دوباره و دوباره اتفاق افتاده. چرا؟ چون احساسی که بعد از پرخوری تجربه می‌کنی، باعث تقویت همون فرمول ذهنی قبلی می‌شه.

شاید خنده‌دار به‌نظر برسه، ولی واقعیت اینه که افراد چاق و افراد متناسب از نظر عملی، هر دو دارن می‌خورن!

یعنی غذا توی بشقاب، قاشق توی دست، دهان باز، لقمه پایین… هیچ تفاوتی نیست! 😅🥄

اما تفاوت اصلی اون پشت اتفاق می‌افته… جایی در ذهن! 🧠✨

جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی ساکت و بی‌صدا داره رفتارها رو جهت می‌ده، احساسات رو شکل می‌ده و حتی نتایج فیزیکی رو در افراد تعیین می‌کنه!

🎯 چرا من چاق می‌شم، ولی اون نه؟

سؤالی که ذهن خیلی‌ها رو درگیر می‌کنه اینه:

“چرا من هر چی می‌خورم چاق می‌شم، ولی فلانی هر چی می‌خوره لاغر می‌مونه؟”

جواب ساده‌ست: تفاوت در ذهن و باوره، نه در غذا!

🔍 اون فرد متناسب، وقتی غذا می‌خوره:

  • با خیال راحت می‌خوره
  • خودش رو سرزنش نمی‌کنه
  • باور داره که بدنش متناسب باقی می‌مونه

ولی فردی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی داره، از همون لقمه اول تو ذهنش فیلم چاق شدن پخش می‌شه! 🎬🍕😨

🌀 وقتی احساس، نتیجه رو می‌سازه…

ما فکر می‌کنیم غذا خوردن یه کار فیزیکی صرفه. اما احساسیه که بعد از خوردن تجربه می‌کنی، نتیجه رو می‌سازه.

اگه بعد از خوردن احساس رضایت و آرامش داشته باشی، بدن هم تو هماهنگی و تعادل قرار می‌گیره.

ولی اگه با استرس و گناه غذا بخوری، مغز هم اون استرس رو تبدیل می‌کنه به دستور چاقی 🚨

و اینجاست که نقش باور ذهنی درباره خوردن و چاقی روشن می‌شه.

🧩 همه‌چیز از ذهن شروع می‌شه

بدن‌ها تفاوت زیادی ندارن، ولی ذهن‌ها چرا!

تفاوت بین چاقی و تناسب معمولاً توی صفحه ترازو نیست، توی “صفحه ذهن” ماست!

هر کسی که باور داره غذا خوردن چاقش می‌کنه، در واقع قبل از خوردن غذا، ذهنش رو پر از دستورهای چاق‌کننده کرده!

🧠💭 پس وقتشه ورق رو برگردونی…

✅ نتیجه‌گیری:

اگه می‌خوای مثل آدم‌های متناسب غذا بخوری، فقط کافیه مثل اونا فکر کنی و باور بسازی.

یعنی ذهنت رو از باورهای قدیمی و سنگین پاک کنی، و فرمول‌های جدیدی توش بنویسی:

  • “من از غذا خوردن لذت می‌برم، نه ترس!”
  • “بدن من توانایی حفظ تناسب داره!”
  • “غذا منبع انرژی و زندگیه، نه دشمن!”

و این یعنی شروعی برای ساختن یه باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که منجر به کاهش وزن میشه 🌟💚

💡 حالا اگه می‌خوای این مسیر رو سریع‌تر، عمیق‌تر و مؤثرتر طی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز داری 🎯

✍️ در ادامه هم توی گام ۹۶ سراغ «برای کنترل اشتهای خود چه کنم؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 100 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.26 از 65 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22769

100 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

100 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      ۱۴۰۰/۰۱/۱۹ ۲۱:۴۱
      مدت عضویت: 2619 روز
      امتیاز کاربر: 21568 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,571 کلمه

      آیا خوردن در چاقی ونخوردن در لاغری موثر است ؟بیشتر افراد چاق خوردن را  اصلی ترین عامل در چاقی خود میدانند  و  از کلمه خوردن  هم لذت میبرند وهم میترسند  لذت را وقتی دارند که خوردن اشان شروع میشود  ودر هنگام خوردن به هیچ چیز جز خوردن فکر نمیکنند ولی ترس از خوردن هم قبل از خوردن را دارند وهم بعد از خوردن   در واقع ترس از خوردن جنبه بزرگتری نسبت به لذت از خوردن   را برای افراد چاق در برمیگیرداکثر افراد چاق سوالاتی در ذهن خود مطرح میکنند از قبیلچرا من هرچی میخورم چاق میشوم ؟ چی بخورم که چاق نشوم ؟ چی بخورم لاغر شوم ؟ چطور بخورم که لاغر شوم ؟ به چه اندازه از چه مواد غذایی بخورم که چاق نشوم ؟ چیکار کنم زودتر لاغر شوم ؟ چه راهی را پیدا کنم  که هم خوب بخورم وهم لاغر شوم ؟در مسیر لاغری با ذهن ما یاد گرفتیم که افکاری که در ذهن امان داریم که از کودکی تا به حال با آنها سر کردیم واین افکار از جهتهای مختلف وارد ذهن ما شده اند وپس از انباشته شدن آنها در ذهن امان به شکل فرمول در آمده اند وبا کد بندی  دستوراتی برای مغز ما صادر کرده اند که بعد از آن به شکل تصاویر در مغز نمودار شدند وآنگاه رفتار ها وعادتهای ما را تشکیل داده اند  یکی از این فرمولها کلمه خوردن یا نخوردن استاگر  بخواهیم بر سر این فرمول خوردن بحث کنیم باید از سه جهت آن را مورد بررسی قرار دهیممنبع دستور خوردن ( متافیزیکی )عمل خوردن ( فیزیکی )تجربه خوردن ( متافیزیکی )تجربه خوردن  و دستور خوردن که هردو متافیزیکی است  میتواند عمل خوردن را پر تکرار کند وتاثیری قوی برخوردن داشته باشد که عملی فیزیکی است زیرا این دو دستور متافیزیکی با احساس ما سرکار دارد واحساس چه به صورت خوب وچه به صورت بد میتواند بر اعمال فیزیکی ما تاثیر گذار باشد  وباعث تقویت وگسترش عمل مربوطه گردد  مانند تجربه ایی که از خوردن کسب میکنیم  باعث گسترش عمل خوردن یا همان فرمول و فکر اصلی خوردن میشود   با این که بعد از خوردن ما ناراحت ومعذب هستیم ولی بخاطر تجربه خوردن که احساس خوب ولذت موقع خوردن داشتیم  وذهن بخوبی این احساس خوب موقع خوردن را به یاد دارد  آن عمل خوردن را درما گسترش میدهد  واحساس بد بعد از خوردن بدست میاید  برای همبن افراد چاق به پرخوری خود ناخودآگاه باز هم ادامه میدهند  واحساس عذاب وجدان آنها بعد از پرخوری است   چون  تجربه هر بار  پرخوری  باعث تقویت  فرمول ایجاد کننده آن میشود    همان فرمولی که موقع خوردن از آن لذت میبرند  واین لذت باعث گسترش فرمول پرخوری میشودمنبع دستور خوردن را بشناسیممنبع تمام دستورات فیزیکی که برای جسم صادر میشود  مغز میباشد  مغز به شکل یک فرمانده برای تنظیم  اعمال جسم عمل میکند این فرمانده نیاز به اطلاعاتی دارد که طبق آن دستورات مورد نظر را برای اعضای داخلی وخارجی جسم صادر میکنداطلاعاتی که از بدو تولد بصورت کد به مغز داده شده مثل تنظیم فشار خون  . ضربان قلب . پلک زدن چشم . حرکات دست ویا پا  وغیره …..بعد از ورود به جهان مادی خداوند بخاطر حق انتخابی که به انسان داده قسمتی از مغز را  برای برنامه ریزی دلخواه انسان  به خود انسان واگذارده  تا انسان بتواند استقلال و آزادی برای برنامه ریزی مغز خود داشته باشد   در واقع این آزادی به ذهن ناخودآگاه وذهن آگاه انسان داده شده  تا بتواند آن را برنامه ریزی کند  هردو ذهن  خود آگاه وناخود آگاه به مغز بطور متافیزیکی متصل است ومیتوانند بر بخشهایی از مغز تاثیر گذار باشند  بطور مثال ما میخواهیم تجربه ایی در مورد خواسته خود بدست آوریم   اطلاعاتی از آن خواسته را به مغز  و ذهن خود آگاه خود میدهیم البته تصمیم تجربه کردن در ذهن خودآگاه ما صورت میگیرد و دخیره اطلاعات در مغز ما انجام میپذیرد  وسپس آن را به صورت فیزیکی  به عمل در میآوریم و تجربه آن عمل را به صورت متافیزیکی  درک میکنیم  واین تجربه به شکل احساس خوب ویا بد صورت میگیرددر این موقع برای آن خواسته مورد نظر ما  یک پوشه در مغز باز میشود  تا اطلاعات مورد نظر در آن جای بگیرد  ونیاز ما برای دسترسی به آن اطلاعات سریعتر باشد   وتجربه آن هم در همان پوشه ضبط میشودهرچه ما در یادگیری استمرار به خرج دهیم وبهتر عمل کنیم تجربه خوشایندتر هم خواهیم داشتچاقی وچاق شدن هم به همین شکل استپوشه ایی در ذهن ما  بطور  اگاهانه ویا نا آگاهانه باز میشود  اطلاعات چاقی از کودکی  با شنیده ها ودیده ها  از ااطرافیان ورسانه ها وجامعه  در این پوشه  جای میگیرد  و ذخیره میشود  هر انچه که در باره چاقی شنیده ویا حتی تصاویری از آن چاقی ها دیده باشیم   که احتمال چاقی را درما  افزایش دهد   وحتی تجربه چاقی دیگران وچراهای چاق شدن تماما در ذهن افراد ی که این پوشه چاقی در ذهن اشان باز شده ذخیره میگردد  بعد از انباشته شدن این اطلاعات حالانوبت واحدی است که این اطلاعات را پردازش ودسته بندی وحتی زمان بندی کند  وبه صورت فرمول ویا کد در بیاورد   بعد از این پردازش ها   کد های دستوری برای مغز از طریق ذهنی که اطلاعات را پردازش کرده میرود در این زمان مغز  این اطلاعات  کد ها ویا فرمول ها را به شکل تصاویر ی که برای مغز قابل شناسایی باشد  در میآورد  وبعد طبق آن تصاویر دستوراتی صادر میکند که رفتارها طبق همان دستورات باشد   در این زمان ذهن ناخود آگاه هم به کمک مغز میاید  واین دستورات را به شکل عادت در میآورد تا برای مغز  و ذهن مصرف انرژی کمتر شود    به همین شکل یک فرد از اطلاعاتی که وارد ذهن اش میشود تا چاق شدن پیش میرودحالا در پروسه لاغر شدن هم به همین شکل این روند صورت میگیرد ابتدا باید اطلاعات لاغر شدن  را به ذهن  بدهیم وچنان در گسترش این اطلاعات کوشا باشیم تا ذهن مملو از اطلاعات لاغری گردد  وبعد طبق این اطلاعات داده شده  واحد پردازش شروع به دسته بندی وکد بندی میکند  و به مغز میدهد مغز هم تصاویر لاغر ی ولاغر شدن را ایجاد میکند وطبق آن تصاویر دستورات لاغری را صادر میکند  واین دستورات به شکل رفتاری در جسم نمودار میشود باز هم به کمک ذهن که مملو از اطلاعات لاغری شده این رفتار ها به شکل عادت ذخیره میشود  و جسم طبق عادت های جدید غذایی به سمت لاغر شدن پیش میرودهر عملی که از ما سر بزند به دستور مغز است که اطلاعات در آن وجود دارد و مغز طبق آن اطلاعات دستور برای عمل کردن را صادر میکند  مانند خوردن مواد غذایی  که به صورت پیش فرض در ذهن ما گنجانده شده  زمانی که یک کودک پابه جهان مادی میگذارد اولین حرکت کودک بعد از تنفس اولیه   خوردن است که به صورت بردن دست خود به دهان است   ومیخواهد خوردن را تجربه کند   تمام انسان ها برای تحربه خوردن ومهارت در خوردن باید سیر تکاملی  دست ها وانگشتان وبه دست  گرفتن را طی کنند آنگاه بتواند در خوردن مهارت لازم را بدست بیاورند  باید به این نکته توجه کامل داشته باشیم چه افراد چاق وچه افراد متناسب   از عمل خوردن استفاده میکنند  ولی سوال پرتکرار در ذهن افراد چاق این است که چرا من هرچه میخورم چاق میشوم ؟ ولی افراد لاغر هر چه میخورند چاق نمیشوند ؟ما الان کاملا واقفیم که تمام دستوارات مغز براثر اطلاعاتی است که در ذهن ما ذخیره شده وبه صورت فرمول دستورات مغز صادر  میشود وتبدیل به عمل میگردد وتجربه عمل کردن را بوجود  میاورددر مورد خوردن هم به همین شکل است طبق اطلاعات در ذهن دستورات خوردن صادر میگردد و عمل خوردن صورت میگیرد وبعد از آن تجربه خوردن ویا احساس بعد از خوردن بوجود میاید   حالا این احساس تگر خوب ورضایت بخش باشد ویا احساسی بد و ناخوشایند  این احساسات  میتواند در ما سلامتی وتناسب ایجاد کند ویا بیماری و چاقی را پدید بیاورد که تعیین کنتده این عوامل در خوردن همان احساس ما میباشد   یعنی حسی که بعد از خوردن در ما ایجاد میشود چه خوب ویا چه بد رابطه مستقیم با  خوردن آن مواد غذایی دارد  که اطلاعات  در قبل آن در ذهن ما انباشته شدهمانند خوردن برنج   افرادی که  فکر میکنند برنج آنها را چاق میکند  بخاطر اطلاعاتی است که از قبل در ذهن اشان راجع به ماده غذایی برنج ذخیره شده مانند برنج چاق کننده است برنج کربوهدراتش بالاست و باعث چاقی میشود شب برنج نخورید چاق میشوید ویا بیشتر از ۵ قاشق برنج چاقی میآورد این اطلاعات اولا باعث ترس از چاقی فرد نسبت به برنج میشود دوما وقتی شروع به خوردن برنج میکند هر آن انتظار چاقتر شدن دارد وهمین انتظار تجربه چاقی را برایش به ارمغان میآورد چون احساسش بعد از خوردن برنج خوب نیست  وهمان حس را تجربه میکند  در افراد متناسب این تجربه به شکلی است که تفاوتی بین برنج وریگر مواد غذایی نمیبینند و از برنج فقط برای رفع نیاز بدن اشان استفاده میکنند و احساسشان هم بعد از مصرف برنج خوب است  وانتظار تناسب را هم از خودشان دارند وهیچ حس چاق کنندگی نسبت به مواد غذایی ندارندتمام این اطلاعات ذخیره شده در ذهن از الگوهایی است که از کودکی در معرض یاد گیری از آنها بودیم این الگوها از طرق مختلف مانند والدین مدارس جامعه رسانه در معرض دید و شنید ما بوده  واین اطلاعات به جا مانده از آن دوران تا کنون نقشه ذهنی  ما را ترسیم کرده  وباعث این که هستیم در هر شرایط و مکان واحساسی قرار داریم تماما از این الگوهای ذهنی میباشد واگر در راستای خواسته های الان ما نیست   ما میتوانیم طبق اختیاری که خداوند در ذهن ما نهاده  برنامه ریزی جدید ونقشه ذهنی جدید را بوجود بیاوریم  ولی ترسیم نقشه های ذهنی جدید  به اطلاعات درست بستگی دارد که از طریق آموزش صحیح ذهنی  صورت میگیرد تا بتوانیم به خواسته مورد نظر خود دست پیدا کنیم موضوع خوردن ویا نخوردن وارتباط این موضوع با چاقی چیست ؟برای لاغر شدن باید چه کاری انجام بدهیم ؟آیا رژیم ونخوردن ومحدوییت میتواند راه حل باشد ؟بالاترین باور افراد چاق  خوردن است  ودلایل دیگر مانند ارثی بودن چاقی  و یا کم بودن سوخت وساز و عوامل دیگر تحت تاثیر  فرمول خوردن  کمرنگتر میگرددعمل کردن وفکر کردن  دو رابطه متقابل است  یعنی ما وقتی اقدام به عملی میکنیم قبل آن در مغز خود به طور آگاه ویا نا آگاه فکر میکنیم   وبعد عمل را انجام میدهیم    وبرای این فکر کردن آگاهی وداده هایی از قبل به مغز داده شده  وبا تکرار واستمرار در آن عمل مهارت پیدا میکنیم وتجربه به دست میآوریم واز آن تجربه احساس  بدست میاید   اگر این استمرار ادامه پیدا کند   تجربه بهتر وخالص تر میگردد چون دانشی که در آن خواسته داریم  خالص وفیلتر میشود   پس مهارت بهتری را در آن عمل بدست میاوریم  ود واقع تجربه  فرمول ذهنی را تقویت میکند   وبهترمیتوانیم مهارت  پیدا کنیم ودارای احساس خوب وبهتری داشته باشیم     وحالا همین پروسه میتواند در پرخوری هم شکل بگیرد بدین شکل  که فرمول چاقی در ذهن شکل میگیرد  و تبدیل به رفتار پرخوری میشود  و این رفتار با تکرار واستمرار  به عادت تبدیل میشود وتجربه چاقی را بدست میاوریم وبعد در ذهن آن فرمول تقویت میشود   وچاقتر میشویم  واحساس در اینجا بد میشود    وقتی اقدام به رژیم میکنیم چون فقط به عمل رژیم گرفتن توجه میکنیم وبه دستور مغزی که باید برای عمل  کم خوردن بی توجه هستیم   رژیم ما با شکست روبه رو میشود چون فقط به عمل رژیم گرفتن توجه داشتیمچون فقط به جسم توجه کردیم نه به  مغز و دستور صادر کنتده است  پس فکر وعمل در این موضوع و یا هر موضوعی در زندگی لازم وملزوم یک دیگرند  ولی در این بین عامل سومی دیگر هم وجود دارد که باعث تفاوت در  رسیدن به هر خواسته ایی است که آن باور و انتظار ما از رفتارمون وعملکردمون هستیم  این باور وانتظار تعیین کننده  موفقیت یا نا موفقیت ما میشوددر افراد چاق وافراد متناسب   همین تفاوت باور وانتظار است که باعث جاقی ویا لاغر ی میشود  فکر یک فرد متناسب نسبت به مواد غذایی این است که هیچ چیز باعث چاق شدنش نمیشود ولی در فکر یک فرد چاق بیشتر مواد غذایی باعث چاقی اش  میشود  مثل برنج چاقم میکنه روغن چافم میکنه فست فود چاقم  میکنه  نان چاقم مبکنه چون انتظار فرد چاق از مواد غذایی چاق شدن است حتی اگر کم هم بخورد چاق میشود ولی یک فرد متناسب چون انتظار چاقی از مواد غذایی ندارد  وبه غذا به عنوان سوخت وانرژی برای رفع گرسنگی نگاه میکند هر چقدر که نیاز بدنش است میخورد وچاق هم نمیشودپس تعیین کنتده چاقی  انتظاری است که افراد  از خودشان دارند  ونتیجه فرمول ذهنی وعملکرد را انتظار وباور  تعیین میکنداین پروسه در تمام جنبه های زندگی  وجود دارد در کسب وکار وتحصیل و روابط هم میتواند باشد  فکری که درمغز بوجود میایید وفرمولی که در ذهن دارد و عملکردی که نشان مبدهد تحت تاثیر آن فکر و فرمول  اما انتظار و باور است که نتیجه را رقم میزند   اگر باور ها وانتظارات تغییر کند میتواند فرمول و عملکرد را تغییر داد   وقتی فرمول ذهنی  چاقی میخواهد تغییر کند وبه فرمول درست وعملکرد درست برسد اول باید باور وانتظار خود را در باره آن فرمول تغییر دهیم وباور داشته باشیم که از مسیر درست حرکت میکنیم وداده های درست را به ذهن بدهیم وبعد  طبق آن فرمولهای صحیح دستورات مغز تعییر میکند وعملکرد  خوردن هم تغییر میکند  ولی اگر باور وانتظار ما تغییر نکند  این فرمولهای جدید نمیتواند کارساز باشد باید انتظار امون هم به لاغر شدن  تغییر کندیک فرد لاغر  هر چقدر هم که بخورد چون باورش این است که چاق نمیشود  چاق هم نمیشودولی رفتار درست این است که از هر چیری که دوست داریم به وقت خودش به اندازه بخوریم  ما نمیتوانیم مثل یک فردی که پیش فرض ذهن اش لاغری است  بخوریم وانتظار لاغر شدن داشته باشیم  چون فرمولهای چاقی هنوز در ذهن ما وجود دارد و تا این فرمولها کم رنگ شود  زمان میبرد  وباید به اندازه نیاز امان بخوریم  و  پرخوری نکنیم   تا فرمولهای جدید در ذهن تثبیت شودوقتی خوردن باعث چاقی نمیشود که رفتار غذا خوردن ما درست باشد   یعنی وقتی گرسنه هستیم بخوریم وبه حد نیاز بخوریم وبعد از سیر شدن  غذای اضافه نخوریمعملکرد خوردن را باید اصلاح کنیم تا به احساس خوب برسیم  وفرمول ذهنی جدید را  جایگزین کنیم  عملکرد   باعث  بهتر تغییر کردن فرمول ذهنی میشود   ودر واقع هردو فکر وعملکرد هر دو به هم ربط دارد گاهی با فکر و باور میتوان فرمول را تغییر داد  وگاهی با عمل کردن میتوان فرمول را تغییر داد   ولی در هردو مورد باید انتظار وباور ما رسیدن به خواسته مورد نظرمون باشه   تا فرمول اصلی ذهن تقویت بشود و گسترش پیدا کندموضوع خوردن هیچ ارتباطی با  چاقی ندارد بلکه تعریف  وباوری که در ذهن داریم  وخوردن را به چاقی ربط میدهیم باعث  چاقی در ما میشود  وانتظار ما وباور اشتباه ما در باره خوردن ما باعث چاقی میشودباید خوردن در ذهن ما   اصلاح شود   ودرک کنیم که خوردن   باعث چاق شدن نمیشود بلکه عملکرد و رفتار است که باعث چاقی میشود وانتظار از این که خوردن  باعث چاقی میشود  تجربه چاقی را به همراه میآورد  وقتی تحت آموزش ذهنی صحیح لاغری با ذهن  قرار میگیریم   به راحتی ارتباط بین فکر وعملکرد و تجربه  واحساس و باور  را برای تغییر فرمولهای اشتباه وتبدیل آن به فرمولهای درست   وگسترش وتقویت آن فرمولها  ذهنی انجام دهیم  واین کار حتما باید با تکرار واستمرار  در آموزش ذهنی   همراه باشد   تا به نتایج دلخواه دست پیدا کردموفق باشید استاد عزیزم  امیدوارم که این فایل را خوب درک کرده باشم  سپاسگذارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم