تا حالا شده یه لقمه غذا رو با ترس بخوری؟ 😟 لقمهای که شاید مزهش خوب باشه، ولی مزهش تو ذهن تو با عذاب وجدان، ترس و نگرانی قاطی شده باشه.
📍 این جلسه ادامه گام ۹۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
این احساس آشنا برای خیلی از افراد چاق اتفاق میافته، چون باور ذهنی درباره خوردن و چاقی طوری شکل گرفته که غذا رو دشمن بدن میدونه! 🍕💣
سالها بهمون گفتن که «اگه میخوای لاغر شی، باید کمتر بخوری یا رژیم بگیری». و همین جمله ساده، باور عمیقی تو ذهن ما ساخت که *“غذا خوردن مساوی چاق شدن”*ه.
حالا دیگه ذهنمون از هر قاشق غذا یه هشدار چاقی درمیاره! 🚨🧠 اما واقعاً آیا غذا مقصره؟ یا ذهن ماست که فرمول اشتباهی براش نوشته؟ 🤔
در این جلسه میآموزیم:
آ🍽️ اهمیت موضوع خوردن در ذهن افراد چاق
برای یه فرد متناسب، خوردن یه کار طبیعی و بیدردسره. ناهارشو میخوره، میره سر کارش. شام میخوره، میخوابه. همینقدر ساده.
اما برای خیلی از افراد چاق، خوردن یه موضوع جدی و حساسه؛ انگار باید برای هر لقمه تصمیمگیری مهمی انجام بدن! 🤯

اگر تا حالا از یه فرد متناسب پرسیدی که چطور غذا میخوره، احتمالاً جواب داده: “وقتی گرسنهم، میخورم؛ وقتی سیر میشم، دیگه نمیخورم.”
اما اگه از یه فرد چاق همین سؤال رو بپرسی، وارد دنیایی از سردرگمیها، فرمولها و نگرانیها میشی:
- هرچی میخورم، چاق میشم 😩
- چی بخورم لاغر بشم؟ 🥦
- چی نخورم که لاغر شم؟ ❌🍞
- چطور بخورم که لاغر بمونم؟ 🤔
- برای صبحانه چی بخورم که چاق نشم؟ 🍳
- اگه گرسنهام، چی بخورم که آسیب نرسونه؟ 🍌
این جملات نشونههایی از وجود باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن؛ باورهایی که سالها تو ذهنمون جا خوش کردن و باعث شدن هر قاشق غذا با استرس و تردید همراه باشه.
🔁 چرخه تقویت باورهای ذهنی
وقتی ما بارها پرخوری میکنیم و بعدش احساس گناه یا ترس از چاق شدن داریم، همون احساس منفی، مثل یه کود تقویتی عمل میکنه و فرمول ذهنی چاقی رو قویتر میکنه.
و ذهنی که پر شده از باورهای چاقکننده، دستورش رو به مغز میده، و مغز هم با قدرت کامل اجرا میکنه: چاق شو! 🧬📢
بنابراین، تا وقتی که فرمولهای ذهنی درباره خوردن اصلاح نشن، هیچ رژیمی جواب نمیده. چون اصل ماجرا نه تو معده، بلکه تو ذهن ماست… جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی جا خوش کرده!

🧠 منبع دستور خوردن از کجاست؟ ذهن یا بدن؟
هر کاری که ما انجام میدیم — از راه رفتن تا حتی پلک زدن — یه فرمان از طرف مغز پشتشه.
مغز ما از همون روزای اول شکلگیری، یه بسته اطلاعات اولیه با خودش داره؛ اطلاعاتی که به بدن کمک میکنه زنده بمونه و عملکردش رو تنظیم کنه، مثل:
⏱️ تنظیم ضربان قلب
🌬️ کنترل تنفس
💧 تعادل مایعات
🍽️ و البته… زمان خوردن!
اما ما انسانها فقط برای زندهبودن به دنیا نیومدیم؛ اومدیم تا تجربه کنیم. برای همین بخشی از مغز ما مثل یه فضای باز باقی مونده که منتظره با تجربههای جدید پُر بشه—مثل هارد خالی یه لپتاپ 💽
📂 وقتی یه “پوشه جدید” توی مغزت باز میکنی…
فرض کن دلت میخواد یاد بگیری گیتار بزنی 🎸 توی مغزت یه پوشه جدید باز میشه: «تجربه نواختن گیتار».
حالا هر بار که تمرین میکنی، اطلاعات جدید وارد این پوشه میشه و رفتهرفته مهارتت بیشتر میشه.
همین اتفاق دقیقاً برای باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هم میافته، اما این بار بهجای گیتار، موضوع “چاق شدن”ه! 😬
🔁 چطور یه ذهن چاق ساخته میشه؟
اکثر ما بدون اینکه بفهمیم، یه پوشه تو ذهنمون ساختیم به اسم:
“من ممکنه چاق بشم” یا حتی “قراره چاق بشم!”
این پوشه با هر جملهای که از بزرگترا شنیدیم، هر تبلیغ رژیمی، هر تجربه شکستخورده از لاغری، پُر و پُرتر شده:
- “اگه زیاد بخوری چاق میشی”
- “فلانی هر چی بخوره باز لاغره، اما تو نه!”
- “فقط رژیم بگیر تا لاغر شی”
این اطلاعات بارها و بارها در ذهن ما تکرار شده و کمکم به باور ذهنی درباره خوردن و چاقی تبدیل شدن. حالا ذهن ما بهجای اینکه غذا رو یه نیاز طبیعی بدونه، اونو تهدیدی برای تناسب اندام میدونه! 🚨🍞🍕
🎯 نتیجهگیری این بخش:
وقتی اطلاعات کافی درباره یه موضوع تو مغز ذخیره بشه، مغز شروع میکنه به اجرای اون اطلاعات.
و اگر این اطلاعات درباره باور ذهنی درباره خوردن و چاقی، ذهن تو دستور چاق شدن میده—حتی اگر غذات خیلی هم زیاد نباشه!
پس اگه میخوای مسیر رو برعکس بری، باید آگاهانه شروع کنی به ساختن یه پوشه جدید تو مغزت:
“من میتونم با آرامش و بدون ترس، بخورم و متناسب بمونم.” 💪🌱✨

🍽️ همه میخورن، اما همه یه جور فکر نمیکنن!
شاید بارها با خودت گفتی “دیگه پرخوری نمیکنم!”
اما دوباره و دوباره اتفاق افتاده. چرا؟ چون احساسی که بعد از پرخوری تجربه میکنی، باعث تقویت همون فرمول ذهنی قبلی میشه.
شاید خندهدار بهنظر برسه، ولی واقعیت اینه که افراد چاق و افراد متناسب از نظر عملی، هر دو دارن میخورن!
یعنی غذا توی بشقاب، قاشق توی دست، دهان باز، لقمه پایین… هیچ تفاوتی نیست! 😅🥄
اما تفاوت اصلی اون پشت اتفاق میافته… جایی در ذهن! 🧠✨
جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی ساکت و بیصدا داره رفتارها رو جهت میده، احساسات رو شکل میده و حتی نتایج فیزیکی رو در افراد تعیین میکنه!
🎯 چرا من چاق میشم، ولی اون نه؟
سؤالی که ذهن خیلیها رو درگیر میکنه اینه:
“چرا من هر چی میخورم چاق میشم، ولی فلانی هر چی میخوره لاغر میمونه؟”
جواب سادهست: تفاوت در ذهن و باوره، نه در غذا!
🔍 اون فرد متناسب، وقتی غذا میخوره:
- با خیال راحت میخوره
- خودش رو سرزنش نمیکنه
- باور داره که بدنش متناسب باقی میمونه
ولی فردی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی داره، از همون لقمه اول تو ذهنش فیلم چاق شدن پخش میشه! 🎬🍕😨

🌀 وقتی احساس، نتیجه رو میسازه…
ما فکر میکنیم غذا خوردن یه کار فیزیکی صرفه. اما احساسیه که بعد از خوردن تجربه میکنی، نتیجه رو میسازه.
اگه بعد از خوردن احساس رضایت و آرامش داشته باشی، بدن هم تو هماهنگی و تعادل قرار میگیره.
ولی اگه با استرس و گناه غذا بخوری، مغز هم اون استرس رو تبدیل میکنه به دستور چاقی 🚨
و اینجاست که نقش باور ذهنی درباره خوردن و چاقی روشن میشه.
🧩 همهچیز از ذهن شروع میشه
بدنها تفاوت زیادی ندارن، ولی ذهنها چرا!
تفاوت بین چاقی و تناسب معمولاً توی صفحه ترازو نیست، توی “صفحه ذهن” ماست!
هر کسی که باور داره غذا خوردن چاقش میکنه، در واقع قبل از خوردن غذا، ذهنش رو پر از دستورهای چاقکننده کرده!
🧠💭 پس وقتشه ورق رو برگردونی…
✅ نتیجهگیری:
اگه میخوای مثل آدمهای متناسب غذا بخوری، فقط کافیه مثل اونا فکر کنی و باور بسازی.
یعنی ذهنت رو از باورهای قدیمی و سنگین پاک کنی، و فرمولهای جدیدی توش بنویسی:
- “من از غذا خوردن لذت میبرم، نه ترس!”
- “بدن من توانایی حفظ تناسب داره!”
- “غذا منبع انرژی و زندگیه، نه دشمن!”
و این یعنی شروعی برای ساختن یه باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که منجر به کاهش وزن میشه 🌟💚
💡 حالا اگه میخوای این مسیر رو سریعتر، عمیقتر و مؤثرتر طی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز داری 🎯
✍️ در ادامه هم توی گام ۹۶ سراغ «برای کنترل اشتهای خود چه کنم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.26 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام🙂
اصل و اساس لاغری با ذهن همین فایله…
بسیاری از نکات مبهم که همه ما یه جورایی باهاش درگیریم یا درست درکش نکردیم.
نوشته های ابتدای فایل که فوق العاده مطلب رو توضیح دادین و سه جزئ اصلی رو در هر مهارت رو کامل شرح دادین
با همون نوشته های ابتدای فایل متوجه میشیم که اصلا خوردن نیاز اساسی و لازم ما است برای زندگی در این دنیا و این چیزی نیست که بشه حذفش کرد ….چیزی که خیلی از افراد چاق در ذهنشون دارن که کاش میشد من هیچی نمیخوردم تا لاغر شم یا حداقل چاقتر نشم پس این مساله کلا منتفی هست و خوردن لازمه زنده بودن ما است.انرژی ما برای حتی متابولیسم خود بدن و برای فعالیتهایی مثل نفس کشیدن و فکر کردن و ضربان قلب و کلا کار تک تک سلولهای بدن لازمه چه برسه به فعالیتهای روزانه جسمی….
پس این آرزوی اشتباه و محال رو از سرمون بیرون کنیم وبه جای اینکه خوردن رو دلیل چاقیمون بدونیم بیایم ریشه یابی کنیم چطور ما به این باور رسیدیم که علت اصلی چاقی ما خوردنه…..؟؟؟؟
اولا که بیایم فکر کنیم چطور ممکنه عمل خوردن در یکسری آدمها باعث چاقیه ولی در یکسری ادمها تاثیری در افزایش وزن نداره؟؟؟؟
همین مشخص میکنه که یه جای کار ایراد داره و ثابت کردیم که خوردن نیاز بدن تمام آدمهاست پس این ایراد در خوردن نیست در نظری هست که افراد به خوردن داره (همون باور) آدمای چاق باور دارن خوردن باعث چاقی میشه آدمهای لاغر همچین نظری نسبت به خوردن ندارن..اصلا در ذهن اونا وزن و خوردن کاملا به هم بی ربطه…. خوردن در پاسخ به پیغام گرسنگی بدن هست و جهت رفع نیاز بدن….همییییییین
حالا چی شده که افراد چاق همچین باوری دربارا خوردن دارن؟؟؟؟؟
میدونیم که همه چی آموزشه …آموزشی که ما با تکرار به ذهن ناخودآگاه سپردیم…
در مورد خوردن همه افراد چاق از بچگی بارها شنیدن که خوردن باعث افزایش وزن میشه
یا هر کسی خواسته توصیه ای بکنه برای لاغر شدن دست گذاشته روی مقدار و نوع و دفعات خوردن
اصلا رژیمها با این هدف بوجود اومدن که در خوردن تغییرات ایجاد کنن تا افراد لاغر بشن و به نظر من اصل و اساس رژیم درمانی اصلا زیر سواله…چرا باید درباره اینکه یه آدم چی بخوره…کی بخوره….چقدر بخوره ….بقیه نظر بدن؟؟؟؟؟؟!!!!چرا علم تغذیه به جای اینکه تمرکزش رو بذاره روی خواص غذاها و تاثیری که انواع گروههای غذایی دربدن دارن اومده کالری هر ماده غذایی رد در آورده و مشخص کرده که هر آدم با توجه به قد و وزنش چقدر کالری باید دریافت کنه؟؟؟؟
خود این کار باعث گسترش چاقی در دنیا شده و مردم تمان توجه شون رو گذاشتن روی کالریهای دریافتی…که در نهایت هم کمکی که نکرده هیچچچچچ افراد چاق رو نا امید تر و افسرده تر کرده …
خود من بارها از بچگی تذکرهای پدرم رو موقع غذا خوردن به مادرم شنیدم که خانوم کمتر بخور فلان چیز رو نخور جلوی شکمت رو بگیر…مادر من هم همواره درسیکل همیشگی و معیوب رژیم گرفتن و خسته شدن و رها کردن و مجدد رژیم گرفتن
الانم هم به مادر و هم به ماها دارن تذکر میدن که کمتر بخورین آدم باید کم بخوره برنج چاق میکنه اینقدر شیرینی نخورین و….از این حرفا که نه تنها باعث لاغری مادرم نشده ما بچه ها رو هم چاق کرده ماهایی که هممون تا بیست و چند سالگی کاملا متناسب بودیم…..
خوب تکرار هزاران باره این جملات باعث شده که همه ما باور کنیم که این خوردن هست که ما رو چاق کرده و همیشه گیر دادیم به مقدار و نحوه خوردنمون و همیشه فکر کردیم خوردن ما یا زباده یا غیر معموله و این هم تقصیر ما نیست و قابل کنترل توسط ما نیست…مقدارش رو کم کردیم دیدیم یا تاثیری نداشته یا حتی چاقتر شدیم
از بعضی از خوراکیهای مورد علاقه مون گذشتیم و دیدیم نه تنها کمکی نکرده بلکه حتی حرص و ولع ما رو هم به خوردن اون ماده غذایی زیاد کرده
خلاصه که هر کاری کردیم دیدیم نه میتونیم از خوردنمون خلاص بشیم نه هر کاری میکنیم این چاقی از ما جدا نمیشه خلاصه که اتفاقا این باور ما رو ناتوانتر و نا امیدتر کرده…
حالا که میدونیم که تنها چیزی که باعث تفاوت نتیجه جسمی ما با افراد لاغر شده در همین باور ما است که همون انتظار ما است از نتیجه خوردن…
و با آموزش و با ذکر مثالهایی که این باور رو نقض میکنه کم کم باور جدیدی رو ایجاد کنیم که نتیجه جسمی متفاوتی هم بگیریم
در مسیر آموزش ذهنی گاهی از تاثیر عملکرد و احساس تجربه ناشی از اون عملکرد بر فکر اولیه هم استفاده میکنیم چون تجربه و احساسی که ناشی از اون تجربه است خیلی واقعیتر و ملموستر از تنها تجسم کردن و فکر کردن به اون تجربه است و احساس قدرتی که با دستکاری اون عادت در ما ایجاد میشه کمک میکنه ذهن برای ایجاد عادت جدید خیلی مشتاقتر بشه چون طعم شیرین و لذت بخش تغییر عادت رو هم زیر دندونش رفته پس همکاری اش برای تغییر باور و درنهایت تغییر عادت خیلی بیشتر میشه🙂
و وقتی موافقت ذهن ناخودآگاه رو جلب کنیم دیگه مسیر خیلی روانتر و راحت تر طی میشه👌👌
نشان های دریافت شده
سلام🙂
یادمه این فایل در طول چالش من اینو نخوردم ضبط شد در پاسخ به سوال یکی از دوستان که اتفاقا از دوره ورود به سرزمین لاغرها نتیجه گرفته بودن و الان سوالشون این بود که چرا شما که همیشه میگین خوردن ترس نداره و مواد غذایی ادم رو چاق نمیکنه داری روی قضیه خوردن کار میکنید؟؟؟
بله درسته خوردن آدم رو چاق نمیکنه
مواد غذایی جهت تامین انرژی بدن هستن ونمیشه برای لاغر شدن خوردن رو حذف کنیم
شاهد این قضیه افراد لاغری هستن که اتفاقا خیلی هم پرخورن ولی متناسبن و افراد چاق زیادی رو هم میبینیم که اتفاقا خیلی کم میخورن ولی چاقن و نهایت میتونن وزنشونو ثابت نکه دارن یا روند چاق شدنشون رو کند کنن🤨😶
از همین مثال نقض میشه فهمید که قانون خوردن مساوی چاقی اصلا وجود نداره و نمیشه برای لاغر شدن خوردن رو کم کنیم یا حذف کنیم
همه آموزشهای لاغری با ذهن بر این اساسه که چاقی ناشی از یکسری فرمول اشتباه ذهنی هست که از بچگی به خاطر دیده ها و شنیده هامون درباره چاق شدن و افراد چاق از اطرافیان دریافت کردیم که در زمان مناسبش باز شده و ما رو چاق کرده
و تنها تفاوت افراد چاق و افراد لاغر در وجود همین فرمولهای چاق کننده در ذهن هست که منجر به ایجاد تصاویر چاق کننده در ذهن افراد چاق شده و در نهایت مغز هم دستوراتی صادر کرده که منطبق با اون تصاویر باشه و این دستورات منجر به عمل و رفتارهایی شده که برای ما احساس خوب یا بد داشته و هر دوی این احساسات اون فکر اولیه و فرمول اصلی رو تقویت کرده و ما باز از اون رفتار بیشتر انجام دادیم و در واقع تکرار اون رفتار برای ما تبدیل به عادت شده
عادتهایی که ما اونا رو مسئول چاقیمون میدونیم در مورد من خوردن شیرینی و هله هوله و شکلات یه رفتار چاق کننده بود یا خوردن بیش از حد در مهمانیها و دورهمیها که منجر به فشار شکم میشد و سنگینی و نفخ شکم و درنهایت عذاب وجدان و سرزنش خودم بابت اینکه نتونستم جلوی شکمم رو بگیرم
و حالا در روش رژیم گرفتن روی میزان خوردن تعداد دفعات خوردن و اینکه چی بخوریم چی نخوریم مانور میدیم و توی ذهنمون به یه عالمه خوراکی برچسب چاق کنندگی و لاغر کنندگی میزنیم و میخوایم بر اساس کم کردن چاق کننده ها و افزایش مصرف لاغر کننده ها وزن رو کاهش بدیم در صورتیکه در لاغری با ذهن یاد میگیریم که غذاها همشون جهت رفع نیازهای بدن ما به انرژی هستن وما بهشون برچسب زدیم و بر اساس اون برچسب هم در جسم ما عمل میکنن مثلا وقتی ما برنج رو چاق کننده میدونیم هر بار که برنج بخوریم چاقتر میشیم بر این اساس خیلی از افراد چاق رو میشناسیم که برنج رو در هفته نهایتا یکی دو بار اونم به مقدار کم میخورن و باز هم چاقنولی افراد لاغری رو میشناسیم که هر روز روزی ۲ بار برنج میخورن ولی متناسبن😏
در ذهن ما خیلی از لذت ها مساوی با خوردن تعریف شده که همین در افراد متناسب اصلا اینطور نیست مثلا تفریح کردن برای ما حتما معادل خوردنه سفر کردن معادل خوردنه دورهمی مساوی خوردنه حتی زیبا بودن و توی چشم اومدن و مورد تایید دیگران بودن هم مساوی خوردنه
همینه که ما موقع سفر سبد داخل ماشین رو از خوراکیهای مختلف پر میکنیم یا در دورهمی های دوستانه حتما شیرینی کیک وآجیل و میوه و…رو فراهم میکنیم تا به اصطلاح خودمون بیشتر خوش بگذره😁😁
در لاغری با ذهن ما درک میکنیم که حتی رفتارهای پرخورانه ما هم ناشی از اون فرمولهای ذهنی ما است که منجر به عا تهای پرخوری شده و ما لازمه اونو تغییر بدیم تا رفتار تغییر کنه ولی از اونجاییکه رفتار هم منجر به احساس میشه و احساس ناشی از اون رفتار منجر به تقویت اون فرمول میشه (چون به صورت تجربه در اومده )میشه با مهندسی معکوس رفتار غذایی رو هم تغییر داد تا فرمول راحت تر سست بشه و تغییر کنه👌👌👌
البته این کار برای کسانی هست که از رفتار غذایی خودشون راضی نیستن و اون رفتار تکرار شونده رو عامل چاق شونشون میدونن و بعد از این رفتار غذایی عذاب وجدان میگیرن و احساس بد و خودشون رو سرزنش میکنن پس این رفتار در ذهن اونا تجربه ای هست که منجر به تقویت فرمول ذهنی چاق کننده (خوردن=چاقی)میشه
ودر چالش من اینونخوردم به صورت خیلی مویرگی روی اون عامل خوردن کار میکنیم و اونو کمرنگ میکنیم تا از اثر احساس ناشی از تجربه خوردن برفرمول اصلی که خوردن رو عامل چاقی میدونه استفاده کنیم و فرمول رو هم ضعیف تر کنیم
خوب در مورد افرادی که با خوردنشون مشکلی ندارن و از نحوه خوردنشون راضی هستن و احساس خوبی دارن لازم نیست که از این تمرینها استفاده کنن چون احساس ناشی از خوردن روی اونا تاثیری نداره
تجربه من از شرکت در این چالش
این بود که میل من به شیرینی وهله هوله کم شده و کلا شیرینی زیاد دلم رو میزنه 😊
هله هوله دیگه توی خونه ما خورده نمیشه و حتی پسرم هم دیگه نمیخوره و خریدش کلا کنسل شده😊
دیگه میلی به خوردن شکلات بعد از غذا ندارم🙂
و اگه میلم بکشه کیک یا شکلات با چاییم بخورم به میزانی که دوس دارم میخورم اونم بدون ترس از چاق شدن😊😊