0

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی | چرا ذهن ما غذا را عامل چاقی می‌داند؟ (گام ۹۵)

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
اندازه متن

تا حالا شده یه لقمه غذا رو با ترس بخوری؟ 😟 لقمه‌ای که شاید مزه‌ش خوب باشه، ولی مزه‌ش تو ذهن تو با عذاب وجدان، ترس و نگرانی قاطی شده باشه.

📍 این جلسه ادامه گام ۹۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

این احساس آشنا برای خیلی از افراد چاق اتفاق می‌افته، چون باور ذهنی درباره خوردن و چاقی طوری شکل گرفته که غذا رو دشمن بدن می‌دونه! 🍕💣

سال‌ها بهمون گفتن که «اگه می‌خوای لاغر شی، باید کمتر بخوری یا رژیم بگیری». و همین جمله ساده، باور عمیقی تو ذهن ما ساخت که *“غذا خوردن مساوی چاق شدن”*ه.

حالا دیگه ذهن‌مون از هر قاشق غذا یه هشدار چاقی درمیاره! 🚨🧠 اما واقعاً آیا غذا مقصره؟ یا ذهن ماست که فرمول اشتباهی براش نوشته؟ 🤔

آ🍽️ اهمیت موضوع خوردن در ذهن افراد چاق

برای یه فرد متناسب، خوردن یه کار طبیعی و بی‌دردسره. ناهارشو می‌خوره، می‌ره سر کارش. شام می‌خوره، می‌خوابه. همین‌قدر ساده.

اما برای خیلی از افراد چاق، خوردن یه موضوع جدی و حساسه؛ انگار باید برای هر لقمه تصمیم‌گیری مهمی انجام بدن! 🤯

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی

اگر تا حالا از یه فرد متناسب پرسیدی که چطور غذا می‌خوره، احتمالاً جواب داده: “وقتی گرسنه‌م، می‌خورم؛ وقتی سیر می‌شم، دیگه نمی‌خورم.”

اما اگه از یه فرد چاق همین سؤال رو بپرسی، وارد دنیایی از سردرگمی‌ها، فرمول‌ها و نگرانی‌ها می‌شی:

  • هرچی می‌خورم، چاق می‌شم 😩
  • چی بخورم لاغر بشم؟ 🥦
  • چی نخورم که لاغر شم؟ ❌🍞
  • چطور بخورم که لاغر بمونم؟ 🤔
  • برای صبحانه چی بخورم که چاق نشم؟ 🍳
  • اگه گرسنه‌ام، چی بخورم که آسیب نرسونه؟ 🍌

این جملات نشونه‌هایی از وجود باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن؛ باورهایی که سال‌ها تو ذهنمون جا خوش کردن و باعث شدن هر قاشق غذا با استرس و تردید همراه باشه.

🔁 چرخه تقویت باورهای ذهنی

وقتی ما بارها پرخوری می‌کنیم و بعدش احساس گناه یا ترس از چاق شدن داریم، همون احساس منفی، مثل یه کود تقویتی عمل می‌کنه و فرمول ذهنی چاقی رو قوی‌تر می‌کنه.

و ذهنی که پر شده از باورهای چاق‌کننده، دستورش رو به مغز می‌ده، و مغز هم با قدرت کامل اجرا می‌کنه: چاق شو! 🧬📢

بنابراین، تا وقتی که فرمول‌های ذهنی درباره خوردن اصلاح نشن، هیچ رژیمی جواب نمی‌ده. چون اصل ماجرا نه تو معده، بلکه تو ذهن ماست… جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی جا خوش کرده!

تاثیر مغز بر کاهش اشتها

🧠 منبع دستور خوردن از کجاست؟ ذهن یا بدن؟

هر کاری که ما انجام می‌دیم — از راه رفتن تا حتی پلک زدن — یه فرمان از طرف مغز پشتشه.

مغز ما از همون روزای اول شکل‌گیری، یه بسته اطلاعات اولیه با خودش داره؛ اطلاعاتی که به بدن کمک می‌کنه زنده بمونه و عملکردش رو تنظیم کنه، مثل:

⏱️ تنظیم ضربان قلب

🌬️ کنترل تنفس

💧 تعادل مایعات

🍽️ و البته… زمان خوردن!

اما ما انسان‌ها فقط برای زنده‌بودن به دنیا نیومدیم؛ اومدیم تا تجربه کنیم. برای همین بخشی از مغز ما مثل یه فضای باز باقی مونده که منتظره با تجربه‌های جدید پُر بشه—مثل هارد خالی یه لپ‌تاپ 💽

📂 وقتی یه “پوشه جدید” توی مغزت باز می‌کنی…

فرض کن دلت می‌خواد یاد بگیری گیتار بزنی 🎸 توی مغزت یه پوشه جدید باز می‌شه: «تجربه نواختن گیتار».

حالا هر بار که تمرین می‌کنی، اطلاعات جدید وارد این پوشه می‌شه و رفته‌رفته مهارتت بیشتر می‌شه.

همین اتفاق دقیقاً برای باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هم می‌افته، اما این بار به‌جای گیتار، موضوع “چاق شدن”ه! 😬

🔁 چطور یه ذهن چاق ساخته می‌شه؟

اکثر ما بدون اینکه بفهمیم، یه پوشه تو ذهن‌مون ساختیم به اسم:

“من ممکنه چاق بشم” یا حتی “قراره چاق بشم!”

این پوشه با هر جمله‌ای که از بزرگترا شنیدیم، هر تبلیغ رژیمی، هر تجربه شکست‌خورده از لاغری، پُر و پُرتر شده:

  • “اگه زیاد بخوری چاق می‌شی”
  • “فلانی هر چی بخوره باز لاغره، اما تو نه!”
  • “فقط رژیم بگیر تا لاغر شی”

این اطلاعات بارها و بارها در ذهن ما تکرار شده و کم‌کم به باور ذهنی درباره خوردن و چاقی تبدیل شدن. حالا ذهن ما به‌جای اینکه غذا رو یه نیاز طبیعی بدونه، اونو تهدیدی برای تناسب اندام می‌دونه! 🚨🍞🍕

🎯 نتیجه‌گیری این بخش:

وقتی اطلاعات کافی درباره یه موضوع تو مغز ذخیره بشه، مغز شروع می‌کنه به اجرای اون اطلاعات.

و اگر این اطلاعات درباره باور ذهنی درباره خوردن و چاقی، ذهن تو دستور چاق شدن می‌ده—حتی اگر غذات خیلی هم زیاد نباشه!

پس اگه می‌خوای مسیر رو برعکس بری، باید آگاهانه شروع کنی به ساختن یه پوشه جدید تو مغزت:

“من می‌تونم با آرامش و بدون ترس، بخورم و متناسب بمونم.” 💪🌱✨

🍽️ همه می‌خورن، اما همه یه جور فکر نمی‌کنن!

شاید بارها با خودت گفتی “دیگه پرخوری نمی‌کنم!”

اما دوباره و دوباره اتفاق افتاده. چرا؟ چون احساسی که بعد از پرخوری تجربه می‌کنی، باعث تقویت همون فرمول ذهنی قبلی می‌شه.

شاید خنده‌دار به‌نظر برسه، ولی واقعیت اینه که افراد چاق و افراد متناسب از نظر عملی، هر دو دارن می‌خورن!

یعنی غذا توی بشقاب، قاشق توی دست، دهان باز، لقمه پایین… هیچ تفاوتی نیست! 😅🥄

اما تفاوت اصلی اون پشت اتفاق می‌افته… جایی در ذهن! 🧠✨

جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی ساکت و بی‌صدا داره رفتارها رو جهت می‌ده، احساسات رو شکل می‌ده و حتی نتایج فیزیکی رو در افراد تعیین می‌کنه!

🎯 چرا من چاق می‌شم، ولی اون نه؟

سؤالی که ذهن خیلی‌ها رو درگیر می‌کنه اینه:

“چرا من هر چی می‌خورم چاق می‌شم، ولی فلانی هر چی می‌خوره لاغر می‌مونه؟”

جواب ساده‌ست: تفاوت در ذهن و باوره، نه در غذا!

🔍 اون فرد متناسب، وقتی غذا می‌خوره:

  • با خیال راحت می‌خوره
  • خودش رو سرزنش نمی‌کنه
  • باور داره که بدنش متناسب باقی می‌مونه

ولی فردی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی داره، از همون لقمه اول تو ذهنش فیلم چاق شدن پخش می‌شه! 🎬🍕😨

🌀 وقتی احساس، نتیجه رو می‌سازه…

ما فکر می‌کنیم غذا خوردن یه کار فیزیکی صرفه. اما احساسیه که بعد از خوردن تجربه می‌کنی، نتیجه رو می‌سازه.

اگه بعد از خوردن احساس رضایت و آرامش داشته باشی، بدن هم تو هماهنگی و تعادل قرار می‌گیره.

ولی اگه با استرس و گناه غذا بخوری، مغز هم اون استرس رو تبدیل می‌کنه به دستور چاقی 🚨

و اینجاست که نقش باور ذهنی درباره خوردن و چاقی روشن می‌شه.

🧩 همه‌چیز از ذهن شروع می‌شه

بدن‌ها تفاوت زیادی ندارن، ولی ذهن‌ها چرا!

تفاوت بین چاقی و تناسب معمولاً توی صفحه ترازو نیست، توی “صفحه ذهن” ماست!

هر کسی که باور داره غذا خوردن چاقش می‌کنه، در واقع قبل از خوردن غذا، ذهنش رو پر از دستورهای چاق‌کننده کرده!

🧠💭 پس وقتشه ورق رو برگردونی…

✅ نتیجه‌گیری:

اگه می‌خوای مثل آدم‌های متناسب غذا بخوری، فقط کافیه مثل اونا فکر کنی و باور بسازی.

یعنی ذهنت رو از باورهای قدیمی و سنگین پاک کنی، و فرمول‌های جدیدی توش بنویسی:

  • “من از غذا خوردن لذت می‌برم، نه ترس!”
  • “بدن من توانایی حفظ تناسب داره!”
  • “غذا منبع انرژی و زندگیه، نه دشمن!”

و این یعنی شروعی برای ساختن یه باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که منجر به کاهش وزن میشه 🌟💚

💡 حالا اگه می‌خوای این مسیر رو سریع‌تر، عمیق‌تر و مؤثرتر طی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز داری 🎯

✍️ در ادامه هم توی گام ۹۶ سراغ «برای کنترل اشتهای خود چه کنم؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 100 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.26 از 65 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22769

100 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

100 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۵/۰۱/۲۹ ۱۶:۲۷
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 917 کلمه

      به نام خدایی مهربان 

      سلام خدمت استاد عژار روشن  وهمه‌دوستان هم مسیر 

      چرا افراد جاق مقصز اول وخیلی مهم‌ رو‌ غذا میبن 

      سابق کل روزم‌ درگیر خودرن و نخودرن بدا خودرن اصلا نخودرن طی ،میشد ولی افکار چی بود اگه می خوردم ارامش نداشتم که چرا خوردم بازم چاق میشم زمانی که رژیم می کرفتم از خودرن دوری مب کرد ارامش نداشتم اصحبت ذهنی که حس افسوس اذیت توش بود چشم از همین خودرن اصلا سیر نیود ته ذهنم تمایل بی نهایت بود که‌ای کاش، میشد غذا بخورم‌ وقتی نون اندازه می کرفتم حسرت اه نکاه با حسرت که این  نعمت هست ولی صد حیف من نباید بخورم وجقدرحس بدی داشتم زمانی که بازم به خودم فشار میاوردم غذا میزاشتم که بد بخورم هی تو ذهن تکرار میشد برو بحور کسی نره غذات بخور حیف هست غذا بمونه کهنه میشه باید داغش کنی از مزه می افته

       وقتی با افراد متناسب ولاغر مقایسه می کنم یه چیزی مثل این نوشته تو‌ ذهن افراد لاغر خالی خالی هست کرسنه هست می خوره سیر شد تمام هست حتی یه قاشق خودرن ممنوع  هرجی تو بشقاب مودن خاش تو سطل زباله باشه مهم‌ نیست 

      جون فرد لاغر سیر شده براش غذا خودرن تمام هست  تا کرسنگی  بدی همبن قانون انجام‌ میشه این  صحبت ذهنی اه حسرت افسوس هیج جای نداره راحت باقی مونده  غذا اهمیت نداره اسون با خودرن برخورد داران 

      به یاد دارم یکی ازاقوام ما چهار دختر داره  که سه تایی انها لاغر بودن بارها با مادرشان دعوا داشتن چرا  غذای مونده تو‌ رستوران ظرف می خواد که با خودش بیاره منزل من متوجه نمی شد این رفتار چرا انجام‌ میشه ته ذهن می گغتم‌ مادرشون که کار بدی انجام نمیده غذا خودشون رو میاره منزل بد میل میکن کناه اسراف کاری نداران ولی این صحبت تو ذهن من بود

       تو ذهن اون دخترها چون سیر شدن  نیازنیست اضافه غذا رو بیاران عذای مونده انها رو  بریزن تو سطل  زباله اشکالی نداره یه با یادم هست با هم بودیم  عمه این ذخترها باانها همراه بود 

      نصف غذا میل شد نصف غذاش،موند مادر دختره به عمه بجه پشناهد داد غذا اضافه ببره به کربه خونکی خودس بده عمه بجه ها  گفت فکر خوبی،هست اضافه غذای دختر  بردارش،کتارش،غذای خودش ریخت که گربه بخوره فبل ازاین پشناهدقصدش،کراشتن غذا تو رستوران بود راحت اسون ساده 

       پس،تمام صحبت رفتار ما برای،خود ماست نه برای افراد لاغر یخاطر همین افکا رفتار عمل کرد متقاوت هست که انها همیشه لاغر ومن جاق بود م نتواستیم  لاغر بشیم 

      بالترین  امتیاز،باوررایی برای چاقی داشتم همیشه برای خودرن بود باوره که بهش امیتاز اخر میدادم 

      وفتی به هرچیری عمل می کنم فبلش بهش فکر کردم یا اگاهانه وبا نااگاهانه هست ولی فکرش قبلا انجام دادم 

      مغز اموزس مبینه دست اون عمل می کنه  تجربه برای من‌می سازه تجربه که‌کسب میکنم باعث تقویت وخالص شدن فکر من میشه و دانش خالصتر و عمل کردم بهتر میشه 

      وقتی از تجربه راضی نیستم حالم خوب نبست از تجربه غذاب وحدان بگیرم باعث تقویت ریشه چاقی خودم خواهم‌ بود 

      حالا وقتی تمایل دارم از هرتجربه مسیر لذت ببرم کاملتر تجربه کسب کنم پس بابد رفتار های  اشتباه ترمیم کنم 

      دوست دارم بخش لاغری تقویت کنم

       این ربط دادن کاهش بدم ریشه لاغری تقویت می کنم صحبت ذهنی دیکه نداشته باشم عمل گرد درست خودم‌ تقویت کنم 

       امروز هدایت شدم به چالش من  این نخودرم خوب صبح زود ساعت پنچ خوردی بیدار شدم فایلش دیدم  چندین ایده کاربردی پشت هم‌ ارسال و من دریافت کرد جندتای رو‌ فوری انجام دادم یکی مونده اون باید انجام بدم  ازنوشتن صبح خسته شدم خواب برد وقتی بیدار شدم ساعت ۹ نیم  بود 

      خو د به خود  سرگرم کارهایی مونده نطافتی متزل شدم زمان برد ساعت ۱۲ نیم‌ نهار اماده کردم برنج دم  زدم ساعت ۱ نهارحاضر شد من نهارم طبق ایده مکان مصرف غذا تغییرپیدا کرد بد یه پیش دستی برنج اوردم‌ تو ظرف که قصد داشتن غذام بخورم‌ مقداریش ریختم‌ 

      غذای خودم با ارامش،خوب درست مثل افراد لاغر ارام‌ ارام‌ جویدم هی به بشقاب برنج اصافه نکاه می کرد لذت می بردم که برنج کم‌کشیدم وفتی که کاملا سیر شدم به برنج‌ تو پیش دستی گفتم‌ لذت بردم‌ ار خودرن خوب خودم‌  سیر هم شدم 

       بالترین لذت ابن شد که به صبحانه نیاز نداشتم نخوردم  تاره تو رو هم‌ نخودرم چون‌ نیاز نداشتم حس رصایت این دو وعده غذایی امروز عالی درسترین بود

      چون فرمول ذهنی تغییر پیدا کرده حالا سمت دستور دهند تغیبر پیدا کرد با حس خوب دستورات درست مغزم دارم‌ عمل می کنم و قسمت سوم تقاوت بین من و افراد لاغر باور هست که ساخته تو‌ رفتار تغییر خوب بدن  همه پخش اون حس رضایت تکامل پیدا کنه پس هم‌ اندازه بخور ونه زیاد نه کم اندازه بعضی  زمان بعضی غذا  که دوست ندارم اجباری بخورم من فقط،برای خودم‌ غذا می خورم برای جند نفرخودرن به شکر خدای عزیزم جهار سال هست کلا تعطیل شده وحالا  حس رضایت دارم تکمیل وتجربه هم تقویت می کنم 

      فکر عمل باور میشه تقویت شخصیت لاغری و لاغر شدن  واصلاح عمل کردم و فرمول ذهنی تاثیر خوب می زاره چون‌حس خوب هست فرمول ذهنی تاثیر خوب میزارم وتغییر فرمول هم پیدا میکنه وعلاقه مندی من تغیبر پیدا میکنه وهرتعارف ازمیزان کمش لذت تجربه خوب به خودم میدم‌ وروی ذهنم تاثیر مثبت  می زار چون‌انجام دادن تکرا. کردم تمان  بتد بند این فایل کامل متوجه شدم که مفهوم درستش درک گردم خدابا شکرت 

       تصمیم دورنی  قادر هستم تغیبر غذایی بهش عمل کنم وحس لذت وحس قدرت به من داد خودرن ارتباطی با چاقی  نداره من باید اپن تعریف و رفتار اشتباه رو بهبود بدم این رصایت خودرن واصلاح تمربن کنم  که حسش  نادرستش از خودم بگیرم تحربه قویتر از عمل کردن تاثیر داره 

      در پناه ارامش الهی قرار بکیریم امین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۱/۱۶ ۱۲:۳۷
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 831 کلمه

      سلام براستاد وهمسیران پرناش وپر توان در راه تناسب فکر 

      منبع ایجاد دستو رخوردن + تحربهای که ازخوردن به دست میاد = تقویت و وضوح کسترش فکر اصلی = فرمولهای اصلی ذهن 

      برای تجربه کردن نیاز به حق انتخاب داریم

      ااطلاعات لازم تجربه کردن به مغز میدیم به اموختهای خود عمل کرده وتحربه میکنیم با این کار یی پوشه حدید درست میکنیم درخقیتبااین کار مبگیم من میخوان چاق شم 

      واحد دریافت اطلاعات + پردازش + ساختن تصاویر ذهنی + ایجاد فرمول حهت دخیره سازی = عضو متا فیزیکی غیر فابل لمس 

       اطلاعات ذخیره شده درپوشه چاقی که در مغز ایجا کردیم 

      بعه حد نصاب برسه به مروری عمل کردن شما بر اساس اون اگاهی شروع میشه واحساس چاق شدن وبعد ترس از چاق شدت وبعد چاق شدن شروع میشه 

      ابتدا اطلاعات لازم برای لاغر شدن در ذهن ایجاد وسپس درمغز ذخیره واین روند ادامه داشته تا میزان اگاهی واطلاعات لازم مغز به حد نصاب لازم رسیده وعمل لاغر شدن شروع بشه 

      اولین گناه کار چااقی تو ذهن ما خودن هست اون باعث چاقی میدونیم با سوالی که دخترم روز گذشته ازمن کرد ابن جواب به ذهنم رسید 

      تقصیر کار خوردن هست که ما چاق شدیم چون باورش داریم که اون تقصیر داره باید تو ذهنمون به خودمون ثابت کنیم که این فکر اشتباهی بیش نیست و ثابت کردن به نظر من زمان بر هست 

      اول فکر وبعد عمل کردن   هر عملی یی فکری جلوتر بوده چه اگانه وچه نااگانه 

      حدود ۲۸ سال پش  باره اول ویدیو برای منزل گزفتیم بچه خودم کوچک بودن اطلاعاتی در این زمینه من نداشتم روز اول  فرشنده امد تو خونه کل کار کرد شو گفت رفت دریافت اون همه اطلا عات تو نبم تایی ساعت کار اسونی نبود همسر که اصلا از این دستگاه سر نر نمی اورد من جوان بودم شروع کردم با دستور عمل این دستگاه کارکردن به مرور به حدی خرفه ای با دستگاه کار می کردم ضبط کردن از نمایشکر خذف کردن یی بخش ار نوار اگاهی ضبط کردن روی نوار خلاصه برای همسر ودیگران که به منزل ما میموندن کار مردونه وکاره زنانه حساب  نمیشد تعحب میگردن چطور من این کارهارو انجام دادم حتی اقایون ازمن یاد می گرفتن شاید افراد حوان تعجب کنن عزیزم ما چیزی به اسم گو گل واینترنت نداشیم 

      خودمون بودیم خودمون با اطرافیان که بهتر بلد بودن یاد گیری توزمان ما به این شکل انجام میشد تو اون زمان واون مکان من اولین وتنهاتربن خانمی بودم تو کل فامیل  ابن تجربه خودم به دست اورده بودم وبرام بسیار لذتبخش بود 

      اگه من فقط دستور عمل خونده بودم ولی انجامش نمیدادم

      که یاد گیری کاملی نداشتم اول تو  فکرم وتو ذهنم یادش گرفتم با عمل کردن وتکرار وخطاباعث شد کارم کامل انجام بشه وتجربه که کسب کردم باعث تقویت فکرم شد 

      این قمست باورم داشتم که میتونم انجامش بدم تو مرحله سوم  اینم به اضافه شد اگه باور نداشم حتما خرابش میکردم

      حالا من میومد بدون دستور عمل ویادگیری با دستکاری ویدیو شاید بی بخشی متونستم را بندازم ولی بادستکاری دوباره اون خراب میکردم مثل اون  رزیماهی ما  گرفتیم برای لاغریی قسمت ذهن یادگیری لاغریی اول نداشتیم به هیچ عنوان وخذف کردن فکر وذهن تو هر برانامه رژیمی ورزشی خوردن دارو  عمل کردن وهر روش اشتباهی که انجام دادیم  

      اصلا ذهن وفکر براش تو هیج برنامه جای وجود نداره خذف کامل این بخش حزو بدن ماحساب نشده است تو کل برنامه اشتباه

      تو جاق اول تو فکر اموزش میبنیم عمل کردا وتجربه به دست میاریم وبی بخش سوم باوره وانتظار که فیزکی نیست   هم بهش اضافه شده درنتیجه ما با تکرار این سه کار به مرو چاق میشیم 

      بر ای خوردن هزارن مدل تعریف داریم که مساوی باچاق شدن تو ذهنم ما 

      افراد لاغر دوبخش اول با ما شریگ هستن ولی تو بخش سوم باورشون با ما متفاوت هست ودلیل چاق نشون این افراد همبن بخش سوم هست 

      فرد لاغر هیچ اره هیچ تعریف از غدا تو ذهنش نیست واین رمز لاغریز این افرادهست

      من تو قسمت عمل کردن درس وکامل انجام میدام باره تو یی بهشی میدیم افراد تاره وارد دارن همراه این مسیر رژیم میگیرن کم خوری دارن من ابن کار رو نکردم تو ذهنم به خودم میگفتم اگه قرا بود رژیم من نجات بده که تا حالا داده بود اینجانبودم پس به انداز ه خوردم کم خوری نکردن تو یادگیری بسیا ر خوب عمل کردم نتبجه من دارم وزنم سبک میکنم لاغر شدن مرحله اخر هست من دارم وزنم کم میکنم

      جسمم داره کم کم وزن از دست میده وچه کاری زیبایی داره براز تلاش من جایزه میده من تونستم با تجربه این همه سال که کسب کردم تا ابنجای صد گام هرکدوم تو یی بهشی به کارم امد از خداودند عزیر تشکر دارم که من رو به اینسو هدابت کرد که ازتجربیاتم استفاده کنم برای نجات خودم شماگفتید افراد  متناسب تو سن من شروع چاقی دارن پس من خودم دارم معکوس عمل میکنم تو این سن خلاف سرعت اب شنا میکنم بسیار دلچسب وگوارست این قسمت من حسم وحالم هر روز بهتیر بهتر میشد ولی حالا فکرم وفکرم هی داره باز وبازتر ودرکم کامل کاملتر میشه اول احساسم درست شدو وحالا افکارمورفتارم وعمل کردم درست میشه انشالله 

      خداوند پشت وپناهتون یاحق حق نگه دارتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم