0

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی | چرا ذهن ما غذا را عامل چاقی می‌داند؟ (گام ۹۵)

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
اندازه متن

تا حالا شده یه لقمه غذا رو با ترس بخوری؟ 😟 لقمه‌ای که شاید مزه‌ش خوب باشه، ولی مزه‌ش تو ذهن تو با عذاب وجدان، ترس و نگرانی قاطی شده باشه.

📍 این جلسه ادامه گام ۹۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

این احساس آشنا برای خیلی از افراد چاق اتفاق می‌افته، چون باور ذهنی درباره خوردن و چاقی طوری شکل گرفته که غذا رو دشمن بدن می‌دونه! 🍕💣

سال‌ها بهمون گفتن که «اگه می‌خوای لاغر شی، باید کمتر بخوری یا رژیم بگیری». و همین جمله ساده، باور عمیقی تو ذهن ما ساخت که *“غذا خوردن مساوی چاق شدن”*ه.

حالا دیگه ذهن‌مون از هر قاشق غذا یه هشدار چاقی درمیاره! 🚨🧠 اما واقعاً آیا غذا مقصره؟ یا ذهن ماست که فرمول اشتباهی براش نوشته؟ 🤔

آ🍽️ اهمیت موضوع خوردن در ذهن افراد چاق

برای یه فرد متناسب، خوردن یه کار طبیعی و بی‌دردسره. ناهارشو می‌خوره، می‌ره سر کارش. شام می‌خوره، می‌خوابه. همین‌قدر ساده.

اما برای خیلی از افراد چاق، خوردن یه موضوع جدی و حساسه؛ انگار باید برای هر لقمه تصمیم‌گیری مهمی انجام بدن! 🤯

باور ذهنی درباره خوردن و چاقی

اگر تا حالا از یه فرد متناسب پرسیدی که چطور غذا می‌خوره، احتمالاً جواب داده: “وقتی گرسنه‌م، می‌خورم؛ وقتی سیر می‌شم، دیگه نمی‌خورم.”

اما اگه از یه فرد چاق همین سؤال رو بپرسی، وارد دنیایی از سردرگمی‌ها، فرمول‌ها و نگرانی‌ها می‌شی:

  • هرچی می‌خورم، چاق می‌شم 😩
  • چی بخورم لاغر بشم؟ 🥦
  • چی نخورم که لاغر شم؟ ❌🍞
  • چطور بخورم که لاغر بمونم؟ 🤔
  • برای صبحانه چی بخورم که چاق نشم؟ 🍳
  • اگه گرسنه‌ام، چی بخورم که آسیب نرسونه؟ 🍌

این جملات نشونه‌هایی از وجود باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن؛ باورهایی که سال‌ها تو ذهنمون جا خوش کردن و باعث شدن هر قاشق غذا با استرس و تردید همراه باشه.

🔁 چرخه تقویت باورهای ذهنی

وقتی ما بارها پرخوری می‌کنیم و بعدش احساس گناه یا ترس از چاق شدن داریم، همون احساس منفی، مثل یه کود تقویتی عمل می‌کنه و فرمول ذهنی چاقی رو قوی‌تر می‌کنه.

و ذهنی که پر شده از باورهای چاق‌کننده، دستورش رو به مغز می‌ده، و مغز هم با قدرت کامل اجرا می‌کنه: چاق شو! 🧬📢

بنابراین، تا وقتی که فرمول‌های ذهنی درباره خوردن اصلاح نشن، هیچ رژیمی جواب نمی‌ده. چون اصل ماجرا نه تو معده، بلکه تو ذهن ماست… جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی جا خوش کرده!

تاثیر مغز بر کاهش اشتها

🧠 منبع دستور خوردن از کجاست؟ ذهن یا بدن؟

هر کاری که ما انجام می‌دیم — از راه رفتن تا حتی پلک زدن — یه فرمان از طرف مغز پشتشه.

مغز ما از همون روزای اول شکل‌گیری، یه بسته اطلاعات اولیه با خودش داره؛ اطلاعاتی که به بدن کمک می‌کنه زنده بمونه و عملکردش رو تنظیم کنه، مثل:

⏱️ تنظیم ضربان قلب

🌬️ کنترل تنفس

💧 تعادل مایعات

🍽️ و البته… زمان خوردن!

اما ما انسان‌ها فقط برای زنده‌بودن به دنیا نیومدیم؛ اومدیم تا تجربه کنیم. برای همین بخشی از مغز ما مثل یه فضای باز باقی مونده که منتظره با تجربه‌های جدید پُر بشه—مثل هارد خالی یه لپ‌تاپ 💽

📂 وقتی یه “پوشه جدید” توی مغزت باز می‌کنی…

فرض کن دلت می‌خواد یاد بگیری گیتار بزنی 🎸 توی مغزت یه پوشه جدید باز می‌شه: «تجربه نواختن گیتار».

حالا هر بار که تمرین می‌کنی، اطلاعات جدید وارد این پوشه می‌شه و رفته‌رفته مهارتت بیشتر می‌شه.

همین اتفاق دقیقاً برای باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هم می‌افته، اما این بار به‌جای گیتار، موضوع “چاق شدن”ه! 😬

🔁 چطور یه ذهن چاق ساخته می‌شه؟

اکثر ما بدون اینکه بفهمیم، یه پوشه تو ذهن‌مون ساختیم به اسم:

“من ممکنه چاق بشم” یا حتی “قراره چاق بشم!”

این پوشه با هر جمله‌ای که از بزرگترا شنیدیم، هر تبلیغ رژیمی، هر تجربه شکست‌خورده از لاغری، پُر و پُرتر شده:

  • “اگه زیاد بخوری چاق می‌شی”
  • “فلانی هر چی بخوره باز لاغره، اما تو نه!”
  • “فقط رژیم بگیر تا لاغر شی”

این اطلاعات بارها و بارها در ذهن ما تکرار شده و کم‌کم به باور ذهنی درباره خوردن و چاقی تبدیل شدن. حالا ذهن ما به‌جای اینکه غذا رو یه نیاز طبیعی بدونه، اونو تهدیدی برای تناسب اندام می‌دونه! 🚨🍞🍕

🎯 نتیجه‌گیری این بخش:

وقتی اطلاعات کافی درباره یه موضوع تو مغز ذخیره بشه، مغز شروع می‌کنه به اجرای اون اطلاعات.

و اگر این اطلاعات درباره باور ذهنی درباره خوردن و چاقی، ذهن تو دستور چاق شدن می‌ده—حتی اگر غذات خیلی هم زیاد نباشه!

پس اگه می‌خوای مسیر رو برعکس بری، باید آگاهانه شروع کنی به ساختن یه پوشه جدید تو مغزت:

“من می‌تونم با آرامش و بدون ترس، بخورم و متناسب بمونم.” 💪🌱✨

🍽️ همه می‌خورن، اما همه یه جور فکر نمی‌کنن!

شاید بارها با خودت گفتی “دیگه پرخوری نمی‌کنم!”

اما دوباره و دوباره اتفاق افتاده. چرا؟ چون احساسی که بعد از پرخوری تجربه می‌کنی، باعث تقویت همون فرمول ذهنی قبلی می‌شه.

شاید خنده‌دار به‌نظر برسه، ولی واقعیت اینه که افراد چاق و افراد متناسب از نظر عملی، هر دو دارن می‌خورن!

یعنی غذا توی بشقاب، قاشق توی دست، دهان باز، لقمه پایین… هیچ تفاوتی نیست! 😅🥄

اما تفاوت اصلی اون پشت اتفاق می‌افته… جایی در ذهن! 🧠✨

جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی ساکت و بی‌صدا داره رفتارها رو جهت می‌ده، احساسات رو شکل می‌ده و حتی نتایج فیزیکی رو در افراد تعیین می‌کنه!

🎯 چرا من چاق می‌شم، ولی اون نه؟

سؤالی که ذهن خیلی‌ها رو درگیر می‌کنه اینه:

“چرا من هر چی می‌خورم چاق می‌شم، ولی فلانی هر چی می‌خوره لاغر می‌مونه؟”

جواب ساده‌ست: تفاوت در ذهن و باوره، نه در غذا!

🔍 اون فرد متناسب، وقتی غذا می‌خوره:

  • با خیال راحت می‌خوره
  • خودش رو سرزنش نمی‌کنه
  • باور داره که بدنش متناسب باقی می‌مونه

ولی فردی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی داره، از همون لقمه اول تو ذهنش فیلم چاق شدن پخش می‌شه! 🎬🍕😨

🌀 وقتی احساس، نتیجه رو می‌سازه…

ما فکر می‌کنیم غذا خوردن یه کار فیزیکی صرفه. اما احساسیه که بعد از خوردن تجربه می‌کنی، نتیجه رو می‌سازه.

اگه بعد از خوردن احساس رضایت و آرامش داشته باشی، بدن هم تو هماهنگی و تعادل قرار می‌گیره.

ولی اگه با استرس و گناه غذا بخوری، مغز هم اون استرس رو تبدیل می‌کنه به دستور چاقی 🚨

و اینجاست که نقش باور ذهنی درباره خوردن و چاقی روشن می‌شه.

🧩 همه‌چیز از ذهن شروع می‌شه

بدن‌ها تفاوت زیادی ندارن، ولی ذهن‌ها چرا!

تفاوت بین چاقی و تناسب معمولاً توی صفحه ترازو نیست، توی “صفحه ذهن” ماست!

هر کسی که باور داره غذا خوردن چاقش می‌کنه، در واقع قبل از خوردن غذا، ذهنش رو پر از دستورهای چاق‌کننده کرده!

🧠💭 پس وقتشه ورق رو برگردونی…

✅ نتیجه‌گیری:

اگه می‌خوای مثل آدم‌های متناسب غذا بخوری، فقط کافیه مثل اونا فکر کنی و باور بسازی.

یعنی ذهنت رو از باورهای قدیمی و سنگین پاک کنی، و فرمول‌های جدیدی توش بنویسی:

  • “من از غذا خوردن لذت می‌برم، نه ترس!”
  • “بدن من توانایی حفظ تناسب داره!”
  • “غذا منبع انرژی و زندگیه، نه دشمن!”

و این یعنی شروعی برای ساختن یه باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که منجر به کاهش وزن میشه 🌟💚

💡 حالا اگه می‌خوای این مسیر رو سریع‌تر، عمیق‌تر و مؤثرتر طی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز داری 🎯

✍️ در ادامه هم توی گام ۹۶ سراغ «برای کنترل اشتهای خود چه کنم؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 100 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.26 از 65 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22769

100 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

100 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۸/۲۷ ۱۷:۴۶
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 997 کلمه

      به نام خداوند قدرتمندم که به من قدرت می‌دهد 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      تاثیرات خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری 

      همه ی ما خیلی خوب می‌دانیم ماجرای خوردن مساوی است با چاقی در ذهن تمام انسانها وجود دارد چه چاق باشند چه لاغر و این مطلب را بارها وقتی افراد لاغر به ما پیشنهاد داده اند که برای رهایی از چاقیمان کمی کمتر بخوریم همگی دیده ایم .

      اما خوردن در ذهن افراد چاق خیلی ریشه ای تر از افراد لاغر است ‌.

      افراد چاق بدلیل فرمول‌های اشتباهی که در ذهنشان دارند از مواد غذایی ترس دارند .به مواد غذایی قدرت چاق کنندگی می‌دهند. و خودشان را برده ک بنده خوراکی ها می‌دانند. 

      حالا یکبار دیگر بررسی کنیم ببینیم این باورهای چاق کننده چگونه در ذهن افراد چاق بوجود آمده است .

      گفتیم مغز ما دو بخش دارد 

      یک بخش آن غریزی و ذاتی است و قابل تغییر نیست و نمی‌توانیم دخل و تصرفی در این امور داشته باشیم و به مرور زمان این امور به صورت خود به خودی به تکامل می‌رسند. مثل پلک زدن ،تنفس کردن ،رشد کردن ،ضربان قلب و غیره 

      بخش دیگر کارکرد مغز هم به گونه ای است که مغز برای دادن فرمان لازم جهت انجام آن امور نیاز به یادگیری آن مهارت دارد که این یادگیری از طرق مختلف کسب می‌شود و با تمرین و تکرار در ذهن انسان ثبت می‌شود. 

      حالا هر چقدر بیشتر از این مهارت استفاده کنیم تجربیات ما بیشتر می‌شود و ما مهارتمان بالاتر می‌رود و آن کار را بهتر انجام می‌دهیم. 

      در اصل وقتی به چیزی فکر می‌کنیم لزوما آن را انجام نمی‌دهیم. 

      اما وقتی عمل یا رفتاری را انجام می‌دهیم حتما و لزوما درباره اش ابتدا فکر کرده ایم .

      وقتی ما بعد از خوردن حالم بد میشود و دچار احساس ناخوشایندی می‌شویم معنایش این است که ما عملکرد صحیحی با مواد غذایی نداشته ایم .

      علت این عملکرد اشتباه هم به خاطر وجود افکار و باورهای چاق کننده ای است که بارها و بارها تکرار شده اند و با احساس لذتی که در ذهن ما از این تجربیات ثبت شده است .تمایلات و عادات ما شکل گرفته است.

       و همین عادات رفتاری اشتباه در ذهن ناخودآگاه ما طوری ثبت شده اند که  بصورت اتوماتیک وار اتفاق می افتند.

       بدون اینکه ما دخل و تصرفی روی آنها داشته باشیم و بخاطر همین عملکرد اشتباه دچار احساس بد می‌شویم و با همین احساس بد آن باورهای اشتباه را قدرتمندتر میکنیم و خیلی راحت چاق می‌شویم. 

      در اصل باور ما تعریفی است که ما از رفتار خودمان داریم .

      انتظاری است که از رفتار خودمان داریم .

      اگر نگاه کنیم تفاوت ما با افراد لاغر در همین باورهاست .

      وگرنه هر دوی ما ابتدا فکر می‌کنیم بعد عمل میکنیم و تنها تفاوت ما با افراد متناسب وجود همین باورهای ذهنی چاق کننده است .این وجه تمایز ما با افراد متناسب است .

      افراد چاق انتظارشان چاقی است و به راحتی رفتارهایی را تکرار می‌کنند که آنها را چاق می‌کند. 

      افراد چاق گمان می‌کنند هر چیزی که قابلیت خورده شدن دارد را باید بخورند .انگار وظیفه شان است .با هر دیدن می‌خورند. با هر تعارف می‌خورند. آن هم نه کم ،زیاد و تا حد خفگی و فشار شکمی .

      اما افراد متناسب به اندازه نیاز بدنشان در زمانهایی که لازم است می‌خورند.

      دیدن برای آنها مساوی با خوردن نیست .

      آنها پرخوری نمی‌کنند.

      به غذاها قدرت چاق کنندگی نمی‌دهند. 

      از غذاها نمی‌ترسند.

      باورهای اشتباه چاقی ندارند .

      ذهنشان پر از مانع لاغری نیست .

      بعد از خوردن احساسشان بد نمی‌شود. 

      اگر بعد از هر بار خوردن دچار احساس چاقی هستیم یعنی یک جای کار می‌لنگد و آن رفتار ماست .

      یعنی ما هنوز داریم به سبک ذهن چاقمان با مواد غذایی رفتار میکنیم .

      یعنی عملکرد ما اشتباه است .

      یعنی پرخوری می‌کنیم. 

      یعنی هنوز باورها و موانع ذهنی ما فعال هستند .

      یعنی داریم به مواد غذایی قدرت می‌دهیم. 

      طوری باید بخوریم که از رفتار غذایی مان راضی باشیم .

      وقتی به اندازه نیاز بدنمان از مواد غذایی مورد علاقه مان بخوریم و درست رفتار کنیم نتیجه ای جز لاغری برای آن وجود ندارد.

      وقتی خوردن ما  اصلاح بشود ،از عمل جدیدمان به احساس خوب میرسیم و عادات بدمان را تغییر می‌دهیم و  روی فرمول‌های  اصلی ذهنمان  تاثیر می‌گذارد و راحت لاغر می‌شویم .چه بخواهیم چه نخواهیم .

      پس مصی جونم 

      مواظب افکارت باش که به گفتارت تبدیل می شوند؛مواظب گفتارت باش که به رفتارت تبدیل می شوند ؛مواظب  رفتارت باش که  به عملکردت تبدیل می شوند ؛مواظب عملت باش که به باورهایت تبدیل می شوند ؛

      خوب چطور باید باور اشتباه پرخوری را  درست کنیم ؟!!

      فرض کنیم غذای فاسدی در برابر ما قرار داده شده است .اگر  بسیار گرسنه هم باشیم ،چون میدانیم آن غذا فاسد است هرگز لب به آن غذا نمی زنیم . چون میدانیم گرسنگی بهتر از این است که با غذای مسموم راهی بیمارستان شویم.پس چطور از انجام کارهایی که می کنیم و میدانیم نتیجه آنها بسیار مضر است لذت می بریم.

      چطور وقتی می‌دانیم خوردنهای اشتباه و عادات غذایی غلط چیزی جز رنج چاقی و تبدیل بدنمان به پارکینگ بیماری ها نتیجه ای ندارد باز هم به آن کدهای مخرب چاقی اجازه اجرا شدن می‌دهیم. 

      آیا یک لذت کوتاه مدت خوردن ،یک خاطره لذت بخش اشتباه آنقدر ارزش دارد که هر بهایی بابتش پرداخت کنیم ؟!!

      نه هرگز 

      وقتی ما با وجود آموزشها ذهنی و حضور در سایت باز هم مثل سابق عمل میکنیم. در واقع هنوز به قدر کافی روی باورهای مان کار نکرده ایم .و  هنوز فشار آن باورهای قبلی روی عملکردمان تاثیر گذارند .و باید بیشتر تمرین و تکرار کنیم تا باورهای ما اصلاح شوند و در نتیجه عملکرد ما هم اصلاح شود و در نتیجه جسم ما لاغر شود .

      تا زمانی که باورهای ما اصلاح نشوند رفتارهای ما تغییر نمی‌کنند. عملکرد ما صحیح نمی‌شود. 

      و زمانی که عملکرد ما صحیح نیست انتظار ما چاقی است .

      و وقتی انتظار چاقی داریم احساسمان بد میشود و در نتیجه با ارسال فرکانس به جهان هستی ما در مدار چاقی قرار می‌گیریم. 

      بار الها از تو سپاسگزارم که امروز توفیق انجام کارهایی که احساسم را خوب می‌کند را به من عنایت کردی .

      بارالها از تو می‌خواهم به من توانی مضاعف و پذیرشی بالاتر عنایت کنی تا بتوانم عملکردم را هر لحظه بهتر از لحظه پیشش کنم الهی آمین 

      استاد بزرگوار سپاسگزارم برای این فایل ارزشمند 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۸/۲۷ ۰۸:۱۸
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,043 کلمه

      به نام خداوند زیبایی ها 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات تاثیر خوردن 

      • نگرش شما درباره تاثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری چیست؟ شرح دهید.
      • در گذشته نگرش من این بود که خوردن من باعث چاقی ام شده است و همیشه علت چاقی خودم یا دیگران را پرخوری کردن می‌دانستم. البته هنوز هم اندکی ار این باور را دارم ولی در تلاش هستم تا اصلاحش کنم .
      • من همیشه فکر میکردم برای اینکه لاغر شوم یا اینکه بتوانم جلوی چاقی ام را بگیرم باید کمتر بخورم 
      • برای همین کلی رژیم‌های من در آوردی روی خودم اجرا میکردم تا بتوانم این جسم بینوا را لاغر کنم .غافل از اینکه لاغری جسم آخرین مرحله است و من باید ابتدا ذهنم را لاغر و متناسب کنم تا رفتاری متناسب گونه از خودم بروز دهم و تکرار عمل لاغر کننده برای من نتیجه خود به خودی لاغری را به همراه خواهد داشت .
      • اطلاعات درباره تاثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری از چه طریق وارد ذهن شما شده است؟
      • اطلاعات تاثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری از طریق شنیده هایم از اطرافیان از پزشکان و مربیان از رسانه های اجتماعی وارد ذهنم شده بود .و هر بار که با انجام روش‌های اشتباه لاغری و رژیم‌های من در آوردی خودم تلاش میکردم تا لاغر شوم در اصل داشتم این باور را در ذهنم قویتر میکردم که خوردن باعث چاقی می‌شود. 
      • چقدر باور دارید یا پذیرفته بودید که برای لاغر شدن باید رژیم بگیرید.
      • من کاملا پذیرفته بودم که تنها راه لاغر شدن رژیم گرفتن و زجر کشیدن و محدود کردن خودم است .و گمان میکردم هر چقدر رژیم سخت تر و محدودتر باشد بهتر من را لاغر می‌کند و نتیجه لاغری آن بیشتر است .برای همین از رژیم‌های سخت که در زمان کوتاه بیشترین کاهش وزن را به همراه داشتند استفاده میکردم .
      • از اینکه نمی توانستید بر اساس برنامه های رژیمی عمل کنید چه احساسی داشتید؟
      • چون معمولا من برنامه های رژیمی را دنبال میکردم که به شدت محدودیت داشت و بر اساس اصول تغذیه نبود و فقط معیار من برای استفاده از آنها سختی و نتیجه لاغری در مدت کوتاه بود بخاطر بی نهایت سخت بودن این رژیم‌ها من احساسم بد میشد و نمی‌توانستم آن رژیم را رعایت کنم د خیلی سریع رها میکردم .
      • یا از بس این نگرش که لاغر شدن نیاز به سختی کشیدن دارد در من قوی بود که وقتی رژیم اصولی هم میگرفتم خودم کلی از خوردنهای آن رژیم را حذف میکردم و یا به دلخواهم جایگزین میکردم .از بس که نگرش لاغری یعنی محدودیت خوردن در من قوی بود .
      • نتیجه ای که از اجرای برنامه های رژیمی کسب می کردید تا چند وقت باقی می ماند؟!
      • نتیجه ای که از برنامه های رژیمی عایدم میشد فقط تا زمانی باقی میماند که من بر همان سبک رژیم میخوردم و به محض اینکه به روال عادی و سبک قبلی خوردنهایم برمیگشتم وزنم به سرعت افزایش پیدا می‌کرد. و من دوباره چاق میشدم و حتی چاقتر هم میشدم .چون از بس خودم را محدود کرده بودم کلی ولع و حرص تمام نشدنی داشتم و به مراتب بسیار بیشتر از قبل رژیم میخوردم و انگار داشتم از خودم و آن رژیم انتقام میگرفتم .
      • نگرش شما درباره نقش مغز در صدور دستور خوردن و عملکرد جسم در اجرای دستورات مغزی چیست؟
      • در گذشته نگرشی درباره دستورات مغز برای خوردن نداشتم و گمان میکردم این معده من است که مسئول پرخوری کردن‌های من است البته از بس راهکارهای لاغری را در دست کاری سیستم معده دیده بودم مثل جراحی و…که این باور را بدست آورده بودم .
      • اما الان که آموزش دیده ام به لطف خدای مهربان و هدایتگرم و راهنمایی ها و آموزش‌های بی نظیر استاد خوبم متوجه شدم که تمام دستورات از مغز صادر می‌شود و جسم فقط یک تجربه گر است که این دستورات را به عمل تبدیل می‌کند. و هر دستوری که مبنی بر خوردن یا نخوردن از طرف مغز صادر می‌شود به واسطه آن دستور اندام‌های لازم حرکت می‌کنند مثلا مغز فرمان خوردن می‌دهد پس دست برمی‌دارد در دهان گذاشته می‌شود و مراحل جویدن و بلعیدن و هضم و جذب و دفع با دستورات مغزی مرحله به مرحله انجام می‌شوند. 
      • چه ارتباطی بین ذهن و دستورات صادر شده از مغز وجود دارد که منجر به پرخوری می شود؟
      • مغز ما فرمانده و پادشاه بدن ماست .
      • اما این فرمانده برای اینکه دستوری صادر کند بدون مشورت وزیر پر اطلاعات و آگاهی خود اقدامی نمی‌کند در اینجا ذهن بدلیل انبوه اطلاعات موجود ذخیره شده مانند همان وزیر است برای مغز .
      • ذهن با توجه به آموزش‌ها و یادگیری های ما که از طرق مختلف کسب کرده ایم کلی اطلاعات در درون خود ثبت کرده است و مغز برای هر دستوری که غریزی نباشد از این اطلاعات ذهن استدلال می‌کند و دستور صادر می‌کند. 
      • چرا در ذهن افراد چاق خوردن برابر با چاقی تعریف شده است؟
      • در ذهن همه افراد چاق خوردن مساوی است با چاق شدن .
      • و حتی در ذهن سایر افراد متناسب و لاغر هم اصلی ترین دلیل چاقی پرخوری است .
      • و به محض اینکه با فرد چاقی روبرو می‌شوند اولین پیشنهاد این است که کمتر بخور تا لاغر شوی .
      • از بس در جامعه درباره پرخوری و چاقی شنیده اند 
      • افراد چاق از بس این باور که خوردن باعث چاقی است در آنها ریشه دوانده است که گاهی واقعا به اندازه یک گنجشک هم نمیخورند ولی باز هم چاق هستند چون این باور قوی در وجود آنهاست و احساسشان را از خوردن همان مقدار اندک هم بسیار بد می‌کند و طبق قوانین جهان هستی فرکانسهای همسو با احساس بدشان آنها را به سمت چاقی بیشتر هدایت می‌کند. 
      • آیا به همان اندازه که خوردن باعث چاقی شما شده است نخوردن باعث لاغری شما شده است؟ تجربه خود را شرح دهید.
      • جواب این سوال کاملا روشن است .
      • هرگز 
      • واقعا آنقدر که من خودم را محروم کردم و نخوردم که لاغر شوم در طول زندگی ام زیاد بوده که واقعا خوردنهایم نبوده من بیشتر عمر خودم را در رژیم بودم اما نباید نادیده بگیرم که زمانهایی هم که رژیم نبودم حسابی از خجالت هر آنچه قابلیت خوردن داشت بر می آمدم .
      • اصلا علت اصلی پرخوریها و همه چیز خوری های من همان محدودیت‌های اشتباهی بود که به خودم میدادم و میخواستم به زور و فیزیکی جلوی خوردنم را بگیرم .
      • خدای دوست داشتنی ام از تو سپاسگزارم که به من سلامتی و آرامش عنایت کردی تا امروز هم گامی در جهت خوشبختی بیشترم بردارم 
      • استاد سپاسگزارم برای این فایل ارزشمند 
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم