تا حالا شده جلوی یخچال بایستی و با خودت بجنگی که “نخورمش”… اما آخرش تسلیم شی؟ 😓
منم سالها همینطوری بودم! هر بار تصمیم میگرفتم فلان خوراکی رو نخورم، ولی یه چیزی از درون، دستمو میبرد سمتش!
اما یه روز با روش ذهنی برای ترک عادت آشنا شدم و همهچی تغییر کرد 🎯🧠
الان وقتی یه وسوسه سراغم میاد، یه گفتوگوی درونی قوی دارم که دستمو کنترل میکنه، نه هوسمو! 💪✨
تو این دوره قراره همین مسیر رو با هم قدمبهقدم یاد بگیریم…
داستانی واقعی از یک تصمیم متفاوت 🌱
سالها با چاقی زندگی میکردم…
لباسهام یکییکی تنگ میشدن، از آینه فرار میکردم، خرید لباس جدید برام مثل کابوس بود.
هر بار جلوی آینه میایستادم، زیر لب میگفتم:
«از فردا دیگه رژیم میگیرم!»
ولی فردا که میاومد، باز همون من بودم، با همون عادتها، همون وسوسهها، و همون شکستها… 😞

ذهنم مثل یه نوار تکراری مدام عقب و جلو میشد:
میخوردم ← پشیمون میشدم ← تصمیم میگرفتم ← باز همون رفتار تکرار میشد… ♻️
یه چرخه بیپایان، بیرحم و خستهکننده!
تا اینکه یه روز خیلی ساده، اما خیلی مهم، با قدرت ذهن و رفتارهای ناخودآگاه ذهنی آشنا شدم.
اون لحظه یه چیزی درونم روشن شد ✨
فهمیدم برای تغییر واقعی، به جای جنگ با غذا یا بدنم، باید برم سراغ ریشه افکار و باورها…
و اینجا بود که با مفهوم قدرتمند روش ذهنی برای ترک عادت روبهرو شدم 💡
همون لحظه فهمیدم که مشکل از کماراده بودنم نیست! مشکل اینه که ذهنم، سالها با فرمولهای چاقکننده برنامهریزی شده.
و حالا تنها راه واقعی رهایی، شروع با روش ذهنی برای ترک عادته… نه رژیم، نه قرص، نه دستگاه لاغری، نه ممنوعیت…
فقط و فقط تغییر مسیر ذهن، بازنویسی افکار، و ساختن عادتهای جدید.
تصمیمی گرفتم که شاید بهظاهر مثل همه تصمیمهای قبلی برای لاغر شدن بود، اما فرقش این بود که اینبار از درونم جوشیده بود.
نه از سر ترس، نه از حس گناه، نه از فشار جامعه… بلکه از یه باور روشن:
«من میتونم با روش ذهنی برای ترک عادت، خودمو از این چرخه رها کنم.» 💪🧠
از اون روز، مسیرم تغییر کرد.
نه به خاطر یه رژیم معجزهگر، بلکه چون تصمیم گرفتم ذهنم رو عوض کنم، افکارم رو آگاهانه انتخاب کنم، و برای ساختن یه منِ جدید، از روش ذهنی برای ترک عادت به عنوان ستون اصلی زندگیم استفاده کنم.
✅ چالش «من اینو نخوردم»
یک تمرین ساده اما قدرتمند برای ترک عادتهای غذایی
روش ذهنی برای ترک عادتهایی که باعث ایجاد عذاب وجدان و انتظار چاقی در ذهن ما می شوند.
وقتی فهمیدم چاقی فقط یه اتفاق فیزیکی نیست، بلکه نتیجه مستقیم افکار، احساسات و عادتهای ذهنی ماست، تازه یه دریچه جدیدی رو دیدم… 🚪✨
یه جور روشنایی توی ذهنم روشن شد که بهم گفت:
«تو اگه بتونی فکرتو تغییر بدی، رفتارت خودش درست میشه!» 💭➡️🧠
و همینجا بود که چالش «من اینو نخوردم» به دنیا اومد! 💡

یه تمرین ساده، بدون زور، بدون اجبار، بدون شمردن کالری یا خطزدن غذاهای خوشمزه از زندگی!
📌 توی این چالش، قراره فقط یه کار کوچیک انجام بدی:
وقتی خواستی یه خوراکی رو بخوری، ولی حس کردی فقط از روی عادت یا احساسات سراغش رفتی، یه لحظه مکث کنی و بگی: «من اینو نخوردم.»
همین! نه محرومیت، نه تنبیه… فقط یه لحظه آگاهی! 😌🛑
شاید بگی: «آخه مگه این چیزی رو تغییر میده؟»
اما باور کن، این جمله ساده جرقه یه تغییر عمیق ذهنیه.
چون هر بار که اون جمله رو میگی، یه مسیر جدید تو مغزت ساخته میشه. یه انتخاب تازه. یه قدرت کنترل از درون! 💪🧠🌱
اگه تا امروز بارها تلاش کردی یه عادت غذایی رو کنار بذاری و موفق نشدی، بدون مشکل از بیرون نبوده؛
ریشهش توی ذهنته…
و حالا وقتشه با روش ذهنی برای ترک عادت، از درون شروع به بازسازی کنی.
💫 روش ذهنی برای ترک عادت از رژیم مؤثرتره
شاید تا حالا دهها بار با خودت عهد بستی که دیگه فلان خوراکی رو نخوری…
یه برنامهی سفتوسخت نوشتی، اراده کردی، حتی با هیجان شروع کردی، ولی بعد از چند روز… 💥 همهچی پاشید!
حقیقت اینه که رژیم گرفتن فقط سطح رفتار رو نشونه میگیره، نه ریشهی اون رفتار رو!
رژیم میگه چی نخور… ولی ذهن هنوز داره با همون دلایل قدیمی، تو رو سمت خوردن هل میده.
و اینجاست که «اراده» کم میاره، چون ذهن هنوز به همون باورها و احساسات چاقکننده وصله 😣🌀
اما وقتی از روش ذهنی برای ترک عادت استفاده میکنی، داری مستقیماً میری سراغ ریشهها.
میری سراغ اون صدای درونی که میگه:
«الان ناراحتی… یه چیز شیرین بخور حالت بهتر شه!»
یا اون ذهنی که شرطی شده:
«همیشه شبها جلوی تلویزیون باید چیزی بخورم!» 📺🍪
با این روش، تو یاد میگیری چطوری این باورها رو شناسایی، خنثی و جایگزین کنی…
و بهجای سرکوب کردن میل به خوردن، اونو از پایه تغییر بدی. ✨🔁
💡 این یعنی نهتنها رفتار تغییر میکنه، بلکه این بار واقعاً از درون خودت خواستی که تغییر کنی
و این همون تغییریه که موندگاره، چون از ذهن و باور شروع شده، نه از اجبار و محدودیت! 💫💛

🔍 در این دوره آموزشی دقیقاً باید چیکار کنی؟
حالا که فهمیدی چرا روش ذهنی برای ترک عادت قدرتمنده، وقتشه وارد عمل بشی 💪✨
قراره یه تمرین خیلی ساده اما مؤثر رو شروع کنیم که مثل دونهدونه آجرهای یه خونه، ذهن جدیدی برات بسازه!
🎯 قدم اول: آگاه شو!
قبل از هر واکنش به خوردن، فقط یه لحظه مکث کن و از خودت بپرس:
«الان واقعاً گرسنمه؟ یا یه حس، یه فکر یا یه عادت داره منو هل میده؟»
این مکث ۳ ثانیهای یعنی زدن ترمز روی عادت ناخودآگاه ذهنی! ⛔🧠
📝 قدم دوم: جملهی طلایی رو بگو!
اگه فهمیدی از روی عادت یا احساس سراغ خوردن رفتی، با صدای آروم به خودت بگو:
«من اینو نخوردم.»
باور کن همین یه جمله ساده، قدرت توقف و انتخاب رو بهت برمیگردونه 🔁💬
📒 قدم سوم: ثبتش کن!
آخر شب، توی یه دفتر یا نوت گوشی، بنویس:
- چند بار امروز از این جمله استفاده کردی؟
- حسوحالت بعد از گفتنش چی بود؟
- تونستی خوردن رو متوقف کنی یا نه؟
این کار باعث میشه ذهن ناخودآگاهت جدیتر با موضوع برخورد کنه، چون داره تغییر رو میبینه و ثبت میکنه. 🧾🖊️
🔄 قدم چهارم: بدون قضاوت ادامه بده!
اگه یهجا نتونستی جلوی خودتو بگیری، اشکالی نداره!
هدف این چالش، سرزنش نیست؛ آگاه شدن و تکرار تمرین ذهنیه.
هر بار که تکرار میکنی، یه مسیر عصبی جدید تو مغزت تقویت میشه 🧠🌱
✅ این یک روش ذهنی برای ترک عادتهای خیلی ساده است که کمکم عادتهایی که فکر میکردی «هرگز نمیتونی» تغییرشون بدی، آرومآروم کمرنگ میشن…
و یه نسخهی جدید از خودت متولد میشه؛
کسی که انتخاب میکنه، نه کسی که اسیر عادته. ✨🕊️
💌 دعوت به چالش؛ از امروز شروع کن و تفاوتو احساس کن!
اگه تا اینجای مقاله اومدی، یعنی یه جایی درونت آمادهست برای تغییر ✨
و حالا وقتشه که به خودت یه فرصت واقعی بدی…
نه برای لاغری سریع، نه برای حذف غذاها…
بلکه برای ساختن یه ذهن جدید با کمک روش ذهنی برای ترک عادتهایی 🧠💫 که خودت از انجامشون رضایت نداری.
چالش «من اینو نخوردم» منتظرته…
قراره با همین جمله ساده، روز به روز قدرتمندتر شی، با آگاهی بیشتری انتخاب کنی، و با آرامش بیشتر غذا بخوری 😌🍵
📌 پیشنهاد من:
- امروز فقط یکبار این تمرین رو انجام بده.
- فردا دوتا…
- و بعد کمکم بذار این جمله بشه همراه همیشگیت!
باور کن طولی نمیکشه که حس کنی کنترل زندگیت برگشته دست خودت 🕊️
همونجا که همیشه باید میبود! 💪❤️
🎯 تو انتخاب میکنی:
آیا میخوای همچنان با جنگ و اجبار دنبال تغییر باشی؟
یا میخوای با استفاده از روش ذهنی برای ترک عادت هایی که همیشه باعث آزار و اذیتت می شن ذهنی آزاد و آگاه، یه مسیر لذتبخش و واقعی رو شروع کنی؟
✋ من این مسیر رو رفتم… و حالا نوبت توئه!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.22 از 168 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



فایل “تعیین رفتار شونده(قسمت اول):”
در حین دیدن اين فایل، یاد داستان هنرمندي افتادم که چند وقت پیش ازبین ما رفت. این جوان هنرمند که در سن ۵۰ سالگی فوت کرد ، ۲۰ سالی بود که درگير اعتیاد به مصرف مشروبات الکلی شده بود.
این طور که من برداشت کرده ام ، ادمهایی معتاد میشوند که همیشه در زندگي خلاو کمبودعاطفی دارند و چون این هنرمند فرزند طلاق بود.او از همان سن کودکی که حدود ۶ سالگی بود ،دیگر وجود پدر را در کنار خودش حس نکرده بود.
برای ما ایرانیها مخصوصا؛ پدر نماد قدرت است و در خانه به ما احساس امنیت میدهد. نکته ای که استاد به ان اشاره کردند را من کاملاً در زندگي این هنرمند خواندم، دیدم و حسش کردم.
این هنرمند در طول ۲۰ سال بیماری اعتیادش، با انکه از استفاده مکرراز مصرف و نوشیدن مشروبات الکی پشیمان میشد؛ ولی باز به سراغش میرفت چونکه از نوشیدن ان درکنارادمهایی به ظاهر دوستانش، لذت میبرد.
نکته جالب دیگری که من به ان پی بردم اين بود که، هنرمندان ديگر بارها او را به محل ترک اعتیاد برده بودند ، حتی خانه ای با اشپز مخصوص ، مربی ورزش ، مربی شنا ، نگهبان و غیره در اختیار او گذاشته بودند، ولی باز او نتوانست هیچوقت به ترک اين اعتیاد رو بیاورد.
میدانید چرا؟
چون کسی برای اموزش فرمولها ی ذهنی این شخص اقدام نکرد. مثل همه ما که رژیم گرفتیم ، برنامه غذایی داشتيم ، پا به پای مربی ورزشی عرق ریختیم و ورزش کردیم ،ولی الان همه اینجا هستیم که باهم با تغییر فرمولها ی ذهنی، برای همیشه لاغر شویم.
این هنرمند ۲۰ سال کبد خودش را از بین برد، با انکه هر دفعه ازتکرار نوشیدن الکل، پشیمان میشد. وقتی کرونای دلتا امد ، کبد او که از تکرار رفتارهای اشتباهش به ستوه امده بود ، بیش از ان نتوانست تحمل کند و او در سن جوانی و حدود ۵۰ سالگی فوت کرد.
الان من خوب میفهمم که چقدر اسان از شهریور ۹۹ تا الان از سایز Large به سایز Small رسیده ام و چقدر لاغر شدن برایم اسان است و چقدر تکرار تمرینهای ذهنی برایم لذت بخش است.
من با افتخار تصميم میگیرم که از امروز موقع خوردن چای ، فقط یک برش از کیک و یایک عدد خرما و یا یک عدد بیسکویت و یایک برش donut یا یک عدد شیرینی بخورم.
من هر موقع بیشتر از یک برش از موارد فوق، میخورم احساس پشیمانی دارم ، بنابراین خودم را به این چالش زیبا از همين الان دعوت میکنم.
بسیار ممنونم و سپاسگزارم استاد بابت این دوره “چالش من اینو نخوردم.”
درضمن ،استاد متاسفانه بعد از دقیقه ۱۷ فایل تصویری برای من دیگر ،اپلود نشد و من مجبور شدم که ۲ دقیقه اخر را فقط از فایل صوتی استفاده کنم.
لطفاً بررسی کنید و بهم خبر دهید. ممنونم از شما.
سلام به همگی من با خودم خیلی فکر کردم و ازامروز ممتعهد میشوم که آرام تر غذا بخورم وبیشتر از طعم غذا لذت ببرم من عادت ریزه خواری وناخونک زدن به غذا راتغییرمیدهم چون بعد انجامش عذاب وجدان میگیرم حالم بد میشه
سلام عزیزان من اول هر چی فکر می کردم نمی تونستم عادتهایی را که باعث چاقی می شه را پیدا کنم بعد به یکی یکی رفتارهای در روز فکر کردم اولین خوردن یک لیوان بزرگ جایی شیرین با نان وپنیرم که لذت خیلی زیادی هم می برم وبه خودم تلقین کرده بودم که حسابی نشاط بهم می ده اما تمام روز عذاب وجدان دارم که نکنه باعث چاقیم بشه بعد تصمیم گرفتم که لیوانم را کوچکتر کنم و این که عادت داشتم عذاب وجدان بگیرم راهم از تو ذهنم حذفش کنم وبا خودم بگم من در عوض اهل نوشابه و شیرینی وبیسکویت برای عصر و کره و مربا نیستم شربت هم دوست ندارم پس بدنم به یک ذره آنرژی را داره واقعا آروم شدم خیلی ممنون از پیشنهاد تون
نشان های دریافت شده
با سلام ودرود خدمت استاد گرامی و همنوعان همراه
من از امروز عادت الکی خواری را ترک میکنم و دوست دارم فقط موقع نیاز بدنم بخورم و درصورت رفع نیاز کاملا بی میل باشم و با قدرت بتونم بگم میل ندارم
نشان های دریافت شده
با سلام
همه ی ما میدانیم که رفتار ما خواه درست ، خواه نا درست نشات گرفته از ذهن ماست و این رفتارها کم کم با تکرارشان در ما تبدیل به عادت میشوند
عادت کردن به چیزی با تکرار یکی دو بار هر گز شکل نمی گیرد
افرادی که در رشته ایی موفق هستند هرگز با یکی دو بار انجام ان کار موفق و خبره و ماهر نشده اند و سالها تکرار و تمرین داشته اند از طرفی برای خبره شدن در حرفه ای قطعا. عشق و انگیزه وجود دارد برای آنها انجام تمرینها هرگز ناراحت کننده و عذاب اور نبوده و طبیعی ست که نیروی محرک آنها به جلو فقط عشق بوده و عشق اتفاقا چند روز پیش یک برنامه ی ورزشی را میدیدم که در ان ورزشکاران ، ورزشهای بسیار سنگینی انجام میدادند ،
و من با خودم گفتم چه زحمتی برای این کار میکشند اما همانجا گفتم اگر این کارها برایشان سخت و عذاب اور بود قطعا انها هرگز به این کارهای سنگین روی نمی اوردند و هرگز جزو عادات انها نمیشد، پس حتما لذت
و عشق پشت همه ی این عادات وجود داشته
پس نتیجه میگیریم اولین فرمول ذهنی که در ما ایجاد میشود بدنبال آن رفتاری شکل میگیرد که اگر این رفتار با ذوق و شوق و عشق باشد قطعا تکرار و تکرار میشود و در ما عادتی را ایجاد میکند
خب بر میگردیم سر بحث خودمان لاغری زمانی من چاق بودم طبیعی بود با فرمولای نادرستی که برای لاغر شدنم بکار گرفتم ،و این فرمولها رفتارهای تکرار شونده ای را در من ایجاد کرد پس این رفتارها در من تبدیل به عادت شد و مرا روزبروز چاقتر کرد
اولین فرمول من ترس از غذا بود که از بس رژیم گرفته بودم واقعا از غذا میترسیدم همین فرمول غلط باعث رفتار اشتباه من میشد که هیچ وقت نمی توانستم سیر غذا بخورم و دچار وسوسه های خوردن بودم و به غذاهایی که نمیتوانستم بخورم فکر میکردم
و از طرفی اگر هم حد نیازم میخوردم عذاب وجدان بعدش مرا واقعا ناراحت و عصبی میکرد و این فرمول تا وقتی در ذهن من باشد و کار کند رفتار من همان میشود
ولی خب خدا رو شکر از وقتی وارد مسیر ذهنی شدم کلی از این ترسها و عذاب وجدانهایم کم شده
و چون پسرم بسیار متناسبهو همیشه رفتارش الگوی من می باشد☺️☺️ وقتی میبینم که او خوردنش خیلی بیشتر از من هست ولی کاملا لاغر و متناسب مهر تایید بر این باور میخورد که غذا اصلا چاق نمیکند،«« تا زمانیکه فرمولای ذهن درست باشند و توسط اطلاعات نا صحیح تغییر نکند»»
و همین الگو کلی ترسهای مرا از غذا کم کرده است
یک باور دیگر که من دارم و حس میکنم باید ریشه کنش کنم این است که من قبلا فکر میکردم من تا دو وعده ی غذایم را کم نکنم لاغر نمیشوم والان هم باز گهگاهی این فرمول و باور در من روشن میشه و روزی که یک وعده غذا میخورم خیلی از خودم راضی تر هستم ،
البته اگر الان بعضی از وعده های غذایم را نمیخورم اصلا از روی عذاب و رنج نیست چرا که واقعا به میل و رغبت خودم این کار را میکنم چون حس میکنم اصلا نیازی ندارم
چون نگاهم به غذا در حال تغییر است و غذا را فقط بعنوان یک انرژی دهنده میبینم وبر این باور هستم که من میتوانم از جاهای دیگر مثل فایل گوش کردن ، مطالعه کردن و … هم این انرژی را تامین کنم
خدا رو شکر بعد از این سه سالی که از هدایتم به مسیر ذهنی میگذرد غیر از مواردی که ذکر کردم عادات ناخوشایند دیگری ندارم که باید حتی الامکان به ترک این عادات که از ریشه های ذهنی ام می آید بپردازم
لاغر شدن تنها از مسیر لاغری با ذهن میسر است .
هر اتفاقی در بدن ما رخ میده بر اساس دستورات مغزیست .
هر دستاوردی بر اساس تکرار عادت ها صورت میگیره بر اساس برداشتن قدمهای متوالی انجام میشه .
دلیل موفق نشدن در تصمیمات قبلی ما برای لاغر شدن برنامه ریزی ذهن برای چاقتر شدن و تکرار اعمالیست که در آن مسیر بود و نهایتا نتیجه ای که برای ما رقم میزد چاقی بیشتر بود .
نمونه ای از رفتار چاق کننده : پرخوری هایی که بعد از آن عذاب وجدان می گرفتیم .
فرد متناسب و یا چاق دارن هر روز یک رفتاری رو تکرار میکنن که منشاء اون رفتارها فرمولهای ذهنی هستند و فرمولهای ذهنی هم حاصل آموزشهای ذهنی هستند . خانواده رسانه ها و اطرافیان معلم ما بودند .
چطور باید ابتدا برنامه ریزی ذهن رو تغییر بدیم و بعد یواش یواش عادت رو تغییر بدیم .
تا زمانیکه لاغر شدن در ذهن ما سخت باشه ما لاغر نخواهیم شد .
اگر ما چاق شدیم چون تکرار عمل چاق کننده برای ما لذتبخش بوده شاید بعدش عذاب وجدان گرفتیم ولی هنگام انجامش اون کار برای ما لذت بخش بوده .
شاید نتیجه برای ما لذتبخش نبوده ولی از انجام اون کار کار لذت بردیم .
ذهن کار لذتبخش رو تکرار می کنه .
ما باید عادت لاغر کننده ی لذت بخش در خودمون ایجاد کنیم .
قدم اول : یک عادت که تکرارش احساس شما رو بد می کنه رو مد نظر قرار بدید تا تغییرش بدید .
وقتی خوب فکر می کنم میبینم من از رفتارهای خودم رنج نمی کشم . از نظر من هیچ کدوم از کارهای من بد نیست . چرا باید بعد از خوردن عذاب وجدان بگیرم .
مگه من بعد از شنیدن عذاب وجدان می گیرم مگه از دیدن عذاب وجدان می گیرم . مگه از بوییدن عذاب وجدان می گیرم . پس چرا بعد از خوردن عذاب وجدان می گیرم .
پس عادتی که باید ترک کنم عذاب وجدان بعد از لذت هست .
من از غذا خوردن لذت میبرم . اما بعدش عذاب وجدان میگیرم .
من از عذاب وجدان حالم بد میشه نه از خوردن . پس چیزی که حال منو بد می کنه عذاب وجدان هست .
یا چیزی که حال منو بد می کنه ترس از غذا هست نه لدت بردن از غذا .
چیزی که حال منو بد می کنه قضاوت دیگران نسبت به رفتارهایی هست که من به خودی خودم باهاشون هیچ مشکلی ندارم . پس چیزی که حالم رو بد می کنه و باید در من تغییر کنه ترس از قضاوت شدن هست .
من برای لذت بردن بیشتر از زندگیم دوست دارم لاغر بشم .
من چاق نیستم اما دوست دارم متناسب تر بشم .
در حقیقت هدف من رهایی از چاقی نیست . هدف من متناسب تر شدن و متناسب ماندن هست .
تناسب اندام از نظر من یعنی چربی به اندازه ی نیاز . حجم عضله برای زیبایی بیشتر . کمر و شکم تخت و بدون چربی . سالم بودن اندامهای داخلی و چربی نداشتن .
به نظر من چیزی که باید برای من تغییر کنه حسی هست که خروجی اون شده آزاد نشدن انرژی چربیها . ما مثل رودخانه هستیم . انرژی الهی در ما جاریه . انرژی که همواره هست جاریه و از درون و برون در وجود ما جریان داره . این انرژی هرگز متوقف نمیشه .
اما ما یه فکر و الگوی فکر تکرار شونده داریم و اونم ترس تمام شدن این انرژی هست .
چون این ترس رو داریم به انرژی می چسبیم و نمیزاریم آزاد بشه . پس اینجا ما این باور رو داریم که انرژی تمام میشود .
وقتی این الگوی تکرار شونده ی ذهنی رو رها کنیم و به جای اون فراوانی رزق و برکت و غذا رو در نظر بیاریم کم کم ترس تمام شدن غذا ترس از ترک غذا ترس از رژیمها و محدودیتها ترس ازدست دادن انرژی از ما جدا میشه . اون وقت این چربیها که شکل بیرونی باور ماست خودبخود اصلاح میشه . رفتارهایی که مثل قحطی زده ها به جان غذاهای بدبخت می افتیم تمام میشه . چون انرژی رو همواره در دسترس میبینیم .
یه ترس دیگه هم هست . ترس از دست دادن لذت .
اینکه همواره افراد چاق رو از لذت خوردن محروم کردن و همواره بهش تلقین کردن که عذاب وجدان داشته باش . این چه هیکلیه . چرا انقدر تو میخوری .
به نظر من عادتی که باید تغییر کنه اینها هستند .
غذا همیشه هست .
غذا برای من همیشه هست .
هیچ کس نمیتونه این غذاهای خوشمزه رو از من جدا کنه .
من همواره اجازه دارم که غذارو بخورم و لذتشو ببرم .
دستگاه هضم من خیلی خوب میتونه این غذاها رو جذب و دفع کنه .
چرا فکر میکنیم هر کی بیشتر از غذا خوردن لذت ببره داره خودشو چاق می کنه .
اینا عاداتیه که حال آدم رو بد می کنند و بدن رو وادار می کنند که انرژی رو نگه داره .
باورهای محدود کننده سبب رفتار محدود کننده میشود .
رفتار محدود کننده چیست ؟ حمله بردن به سمت غذا
لذت بردن از غذا چیست ؟ آیا لذت بردن از غذا در ذهن ما با حس ولع تعریف شده است ؟
حس ولع یعنی فقدان ، یعنی محدودیت و محرومیت .
در حایکه لذت بردن از غذا یعنی آزادی ، یعنی هر چقدر دلت میخواد بخوری بخور .
یعنی جسم تو قادره تمام این غذایی رو که خوردی خیلی راحت به انرژی تبدیل کنه و جاری بشه .
ما محل نگهداشت انرژی نیستیم . ما محل عبور انرژی هستیم .
خوردن رفتار زجر آوری نیست . خوردن رفتار لذت بخشیه . من خوردن رو دوست دارم . حتی چاقی رو هم ازش بدم نمیاد . چون چاقی یعنی نگهداشتن انرژی برای مواقع مورد نیاز . خب وقتی من باورم اینه انرژی همیشه هست و من هر وقت بخوام میتونم به کائنات درونی و بیرونی متصل بشم و از منبع انرژی درونی و بیرونی بهره مند بشم دیگه احساس روز مبادایی در من شکل نمیگیره که بخوام انرژیها رو ذخیره کنم .
پس در ذهنم با احساس پر بودن دیگه حس محرومیت و محدویت ایجاد نمی کنم که ذهنم به خاطر جبران این حس بخواد انرژی رو نگه داره و جسم من متعاقب دستور ذهنم چربی اندوزی کنه .
طبیعت بدن همه ی ما متناسب شدن هست و هر لحظه این اتفاق داره میفته .
پس فقط باید به خودمون حس خوب بدیم و دست از قضاوت خودمون برداریم .
من در این چالش نمیخوام هیچ کدوم از عادتم رو تغییر بدم . چون همش رو دوست دارم و از همشون لذت میبرم و دوست دارم لذت بیشتری رو تجربه کنم .
من برای بیشتر لذت بردن در این چالش شرکت کردم و برای بیشتر لذت بردن دوست دارم چیزای بیشتر یاد بگیرم .
نشان های دریافت شده
سلام و عرض ادب
بسیار عالی بود نکاتی که نوشتید یک جمله شما واقعا تاثیر گذار بود
بدن ما محل ذخیره و نگهداری انرژی نیست بلکه محل عبور انرژی هست
با این جمله کلی ذهنم آروم شد . چون با این تفسیر غذاها دیگر حق ماندن ندارن ، و یجورایی میشه همون دستور ایست به کارخانه ی چربی سازی و کلا تعطیل کردنش ککه استاد در فایل مربوط به یکی از گامها توضیح داده بودند
بدن من برای انباشتگی ساخته نشده بلکه برای جریان دادن انرژی ساخته شده و الگوی اصلیش همینه . متشکرم دوست عزیز
ورودتون و به سایت تناسب فکری تبریک میگم
سلام و عرض ادب
سپاسگزارم .🌹🌹🌹
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز ،
لذت بردماز نوشته ات .
علاوه بر نظر عالی استاد عزیز ، منم با ایشون همنظرم . بسیار عالی نوشتی و به نکته خوبی اشاره کردی .به این نکته که یکی از دلایل تجمع چربی ها و در حقیقت تجمع انرژی های اضافی ،وجود باور محدودیتانرژیست .غذا منبعی از انرژی برای ادامه حیات انسانه .باید بعد از دریافت جاری بشه در انبارهای بدن تجمع نکنه .جریانانرژی غذاها متوقف نشه و بعد از استفاده لازم در کار سوخت و ساز سلولهای بدن ،اضافی اون از بدنخارج بشه و جور دیگری وارد چرخه حیات بشه .
ما باید بتونیمبه باور فراوانی انرژی در جهان برسیم.نتیجه این باور ،اینمیشه که سیستم بدن اقدام به ذخیره سازی انرژی نخواهد کرد .
همینطور باید به باطل بودن تک تک امتیازات اضافه وزن برسیم .
کسی کهچاقه لزوما آدم قدرتمندی نیست .کسی کهچاقه جوانتر با پوست روشنتر نیست .و کلا هر امتیازی که قبل از چاق شدن در ذهنما نسبت به چاقی توسط خانواده و رسانه وجامعه و هر راه دیگه ای پرورش پیدا کرد .
من قسمتی از متن زیبای شمارو انتخاب کردم و برای تاکید بر صحیح بودنشون دوباره ارسال می کنم :
غذا همیشه هست .
غذا برای من همیشه هست .
هیچ کس نمیتونه این غذاهای خوشمزه رو از من جدا کنه .
من همواره اجازه دارم که غذارو بخورم و لذتشو ببرم .
دستگاه هضم من خیلی خوب میتونه این غذاها رو جذب و دفع کنه .
چرا فکر میکنیم هر کی بیشتر از غذا خوردن لذت ببره داره خودشو چاق می کنه .
اینا عاداتیه که حال آدم رو بد می کنند و بدن رو وادار می کنند که انرژی رو نگه داره .
باورهای محدود کننده سبب رفتار محدود کننده میشود .
رفتار محدود کننده چیست ؟ حمله بردن به سمت غذا
لذت بردن از غذا چیست ؟ آیا لذت بردن از غذا در ذهن ما با حس ولع تعریف شده است ؟
( من هر وقت غذایی رو با لذت و بدون ترس می خورم احساس خوبی دارم احساس اینکه سوخت و ساز بدنم بالاتر میره و چربی اضافی رو می سوزونه 🙂 )
حس ولع یعنی فقدان ، یعنی محدودیت و محرومیت .
در حایکه لذت بردن از غذا یعنی آزادی ، یعنی هر چقدر دلت میخواد بخوری .( وچاق نشی )
یعنی جسم تو قادره تمام این غذایی رو که خوردی خیلی راحت به انرژی تبدیل کنه و جاری بشه .
ما محل نگهداشت انرژی نیستیم . ما محل عبور انرژی هستیم .
مانا وموفق باشید
سلام دوست زیبانگرش
منم خیلی زیاد باهاتون موافقم وقتی داشتم حرفای استاد رو میشنیدم باخودم خیلی فکر کردم من چه رفتار بدغذایی یا چاقی دارم هیچی به ذهنم نیومد چون من همیشه کمتر از همه خانواده ک لاغرن غذا میخورم اما بازهم چاقم و با اگاهی از تناسب فکری متوجه شدم مشکل از خوردن و نخوردن من نیست بلکه همش تو ذهنمه با باورهای که تو ذهنم ساخته شده اما وقتی دیدگاه شما را خوندم چراغ سبز تو ذهنم روشن شد که دقیقا منم همینطورم اون حس عذاب وجدان بعد غذا بزرگترین عاملیه که باید این عادت رو ترک کنم چون خودم اگه بخورم یا نخورم یا با لذت بخورم یا با اشتهای کم و یا زیاد اخرسر اون عذاب وجدان بعدش همش بامنه قبلا نمیدونستم هرجوره این عذاب وجدان چاقی بامنه و ولم نمیکنه فهمیدم الان که این عذاب وجدان هم یک باور اشتباه و عادت اشتباهیه ک از بچگی با تکرارمستمر در ذهنمون شکل گرفته بنظرم اگه همین یک عادت عذاب وجدان رو ترک کنیم بیشترمسیر رو رفتیم چون بعدش همه چی برامون با انتخاب اگاهانه و درست خودمون همیشه لذتبخشه
خیلی سپاسگزارم برای اگاهی های خیلی خوبی که در دیدگاه برامون گذاشتین
نشان های دریافت شده
سلام
استاد عزیز واقعا چالش زیبا یی هستش
ممنون برای این چالش
من عادتهای بددارم ولی اونی ک بیشتر تو مخمه و هروز انجامش میدم
موقعی ک عدا درست میکنم ناخنک میزنم
میوه خیلی دوس دارم و بیش از اندازه نیازم میخورم طوری ک خودم میفهمم
واینک تا از خواب بیدارمیشم عصر میرم سراغ خوردنی
من امروز۶مرداد متعهد میشم ک عادت اینک عصربیدار میشم با اینک گرسنه نیستم یا احساس سبکی ندارم میخورم رو تغییر بدم
ب امید موفقیت
سلام به همگی
امروز تاریخ ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ هست و من متعهد میشم که چالش تغییر عادت های چاق شونده رو با اشتیاق انجام بدم
من عادت های زیاد تکرار شونده ای دارم از جمله : پرخوری و خیلی هول هولی غذا خوردن که تند هست و حجم بالایی خورده میشه
غذاهایی که خوب نیست از فکر اصراف و اینکه خیلی زحمت کشیدم درست کردم میخورم .ناخنک زدن زیاد حین غذا
ترس از اینکه سیر نشس غذا زیاد درست میکنم و یا حتما نان میخورم با غذا ها
غم
سلام دوستان گل و اقای عطارروشن عزیز
عادت های اشتباه چاق کنننده من:
هر چیزی که در یخچال باشه چه خراب و چه خوب میخوردم
ریزه خواری میکردم و زمان هایی که گشنه نبودم به اسرار مامانم چیزی میخوردم.
وقتی سفره رو جمع میکردم در آشپزخانه به همه چیز ناخنک میزدم.
یواشکی غذا و خوراکی با خودم به اتاقم میبردم و همراه با فیلم میخوردم.
سر سفره خودم رو سیر نمیکردم و این باعث ریزه خواری من شده .
وقتی میرفتم خرید عادت داشتم بستنی و تنقلات بخورم.
در روزهایی که عادت ماهیانه داشتم برای رفع دل درد چای نبات میخوردم.
بعضی از غذاهایی که میشه خالی و بدون نون خورد رو از ترس گشنه شدن با نون میخورم.
به قول یکی از دوستان بر اثر عادت های رژیمی در مصرف بعضی مواد غذایی زیاده روی میکنم_با اینکه سیر هستم.
خونه همسایه برای خوردن خوراکی هاش میرفتم
وقتی برای تفریح بیرون شهر میرفتیم به جای گشت و گذار و لذت بردن از هوا و طبیعت مینشستم و تنقلات میخوردم.
برای ترس از قضاوت دیگران که نگن مگه رژیمی خیلی از مواد غذایی رو میخوردم.
شاید تا حالا فکر نکرده بودم که من چه غذایی رو دوست دارم و چی رو دوست ندارم.اما خداروشکر الان به راحتی تفکبک میکنم چیزهایی رو دوست دارم و چیزهایی که دوست ندارم.
در مهمانی هرچیزی که به من تعارف میکردند برمیداشتم و کلمه میل ندارم رو بلد نبودم.
اگر غذا نذری یود یا غذای حرم،میگفتم غنیمته و پیدا نمیشه بخورم بهتره.
و بسیاری از عادات که ریز و درشت هستند من باید انقدر بگردم تا پیدا کنم.
(از فعل گذشته استفاده میکنم تا بدونم که میتونم عادت هام رو در گذشته دفن کنم)
من امروز ۳۱ تیرماه سال۱۴۰۰ تعهد میدم که عادت ریزه خواری رو ترک کنم و تا زمانی که گشنه نشدم چیزی نخورم.
در اخر یک سوال داشتم استاد،این چالش هم مثل بقیه فایل ها باید روزی یکی گوش کنم؟
سپاس از شما بابت آگاهی های عالی و فوق العاده
سلام دوست عزیز
بهتره روزی یک فایل باشه و سعی کنید به آنچه گفته شده فکر کنید و اگه فرصت داری یک جلسه رو چندبار در روز گوش کنید و روز بعد جلسه دیگری استفاده کنید.
نشان های دریافت شده
با سلام
عادتهای غذایی من:
_تند غذا خوردن
_موقعی که بیمارمیشم حتی سرماخوردگی یا درد معده و… حتما نبات داغ میخوردم بعد قرص میخوردم که فشارم تنظیم بشه .بعدشم غذای مقوی میخورم.
_ناخنک زدن به غذا
_خوردن زیاد آب لیمو ترش خالی بدون قند که لذت عجیبی برام داره در تابستان و فکر میکنم باعث گرسنگی بشه و ترک این عادت برام خیلی خیلی سخته.
_خوردن یه استکان چای با کلی قند. چون چای من حتما بایستی پررنگ باشه
_خوردن آش ترش مامانم که کلی ملات داره توش به مقدار خیلی زیاد با اینکه دلم درد میگیره بازم میخوردم .
_تو خونه حجم غذایی ام کمه اما در مهمانی ها خیلی زیاد میخورم.
_دوره عادت ماهیانه چون تصورم اینه خانم ها بدنشان سست و ضعیف میشه احتیاج به خوردن غذا بیشتری داره تا خودش رو بازسازی کنه و زیادتر و غذای مقوی تر میخورم .
_موقعی که حوصله ام سر میره میرم آشپزخونه و با خوراکی ها سرگرم میشم .
_موقعی که سیر بودم و مامانم صدام میزد که بیا باهم غذا بخوریم با اینکه سیر بودم میخوردم .
_هر غذایی چه گرم چه سرد و چه برای چند روز پیش بود میخوردم که اسراف نشه .
عادت های رفتاری:
_همش با بازوهام پیش داداشم ادا درمیاوردم که شما پسرها میخاین برین باشگاه تا بازوتون پر باشه و قوی به نظربیاین و این رو با حالت بازوهام نشون میدادم.
_و یه چیزی که همین الان یادم اومد واشکم دراومد اینکه من همش وقتی کوچیک بودم کلی پارچه میزاشتم زیر پیرهنم بالای شکم و میگفتم چاق شدم و با خواهر زادم بازی میکردم و میگفتم یه بچه میخاد دنیا بیاد.
_و صورتم رو همش باد میکردم و باخواهرزادم بازی میکردم و میگفتم صورت منه و اون هم کلی باصورتم بازی میکرد.
_یکی از بازیگران معروف و سرشناس که تپل بود ولی اعتمادبه نفس بالایی داشت ومن خیلی دوسش داشتم و می خاستم جای اون باشم و مرتب بهش توجه میکردم .
من از امروز ۲۸ تیر ۱۴۰۰ متعهد میشم که تمامی تلاشم رو میکنم تا این عادت های بد غذایی و رفتاری خودم رو کنار بزارم و گام به گام با این دوره پیش برم تا به هدف متناسب شدنم برسم .
به نام خدا سلام
من از امروز اضافه خواری و الکی خواری رو میخوام که برطرف کنم در این مسیر صحیح تلاش خودم رو بزارم تا نتیجه بگیرم
باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی
من عادت به مصرف آلبالو دارم یعنی اینقدر میخورم تا حالم بد بشه وبعد از آن عذاب وجدان میگیرم .عادت بعدی ریزه خواری هست .امیدوارم بتونم با کمک شما این عادتها برطرف بشن خیییلی از شما سپاسگذارم