آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید که چند درصد از زندگیتان را بر اساس علایق واقعی خودتان پیش بردهاید؟ 🤔❤️
بیشتر ما در جریان زندگی با انتخابهایی روبهرو میشویم که یا از سر اجبار بودهاند یا تحت تأثیر نظر دیگران. 😞📢
اما زندگی بر اساس علایق شخصی، همان مسیر جادویی است که احساس ✨رضایت، 😄 شادی و حتی 💪 انگیزه برای تغییر عادتهای ناسالم را به همراه دارد.
در این جلسه میخواهیم بررسی کنیم که چطور انتخابهایی که با قلبمان هماهنگاند ❤️🧭 میتوانند زندگیمان را متحول کنند – از احساس خوشبختی 🌈 گرفته تا سبک زندگی سالم و متناسب 🥗🧠
وقتشه دست از زندگی کردن بر اساس بایدها ❌ برداریم و به سمت خواستنها و علاقهها ✅ قدم برداریم. 🚀❤️
🌟 زندگی بر اساس علایق شخصی؛ شروعی برای بازگشت به خودت
🎢 بیشتر ما در مسیر زندگی وارد جادههایی شدیم که شاید هرگز انتخابِ دلمون نبوده.
گاهی از سر اجبار 💼
گاهی برای رضایت دیگران 🤷♀️
و گاهی فقط چون یادمون رفته بود چی میخوایم… 🫤
اما خبر خوب اینه که هنوز هم میتونی فرمان زندگیتو بچرخونی به سمتی که واقعا دوستش داری! 💖
🌈 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
- با انتخابهای قلبی زندگی کردن
- با احساس رضایت بیدار شدن
- تجربهی شادیهای سادهای که از درون میجوشه
- و مهمتر از همه، پیدا کردن انگیزهای پایدار برای تغییر عادتهای ناسالم 🧠🥗
در این جلسه، قراره با هم کشف کنیم که چطور تصمیمهایی که با دل و علاقههامون هماهنگ باشن، میتونن مثل یک جرقه، کل زندگیمون رو روشن کنن 💡🔥
از احساس خوشبختی واقعی گرفته تا رسیدن به یک سبک زندگی سالم، متناسب و آزاد 🧘♀️🕊️
🛑 دیگه وقتشه دست از زندگی کردن طبق بایدها برداری ❌
و از امروز، با آغوش باز به سمت خواستنها و علاقهها قدم برداری ✅🚀
چون این زندگی، فقط یه بار اتفاق میافته… و تو شایستهای که با عشق زندگی بر اساس علایق شخصی رو تجربه کنی 💫💖

🧠 بخش اول: علایق شخصی از کجا میآیند؟
شاید برات جالب باشه بدونی که خیلی از علایقی که امروز در وجودت هست، ریشهشون به دوران کودکی برمیگرده 👶🎨
📌 مثلا:
- رنگی که همیشه دوستش داشتی 🟣
- غذایی که از بچگی باهاش خاطره داری 🍚
- موسیقیای که بدون دلیل عاشقشی 🎶
- یا حتی نوع پوشش، دکور خونه، بازیهای قدیمی و…
اینها چیزهاییان که کسی بهت تحمیل نکرده، بلکه از درون خودت اومدن ❤️
بهش میگن: علاقه ذاتی یا درونی.
اما با گذر زمان و تأثیرپذیری از محیط (مثل خانواده، مدرسه، جامعه، رسانه و…) بعضی از این علایق:
- یا زیر خاک پنهان شدن 🫣
- یا جای خودشون رو به علاقههای مصنوعی دادن 🎭
💬 یعنی چی علاقه مصنوعی؟
یعنی چیزی که شاید دوستش نداری ولی چون همه گفتن خوبه، یا چون مد شده، مجبوری بگی که دوستش داری!
🔍 شناخت علایق واقعی یعنی برگشتن به ریشه
بخش مهمی از زندگی بر اساس علایق شخصی اینه که اول بفهمی واقعاً چی رو دوست داری و چی رو فقط از سر عادت یا فشار جامعه پذیرفتی. 🧭
این بازگشت به علاقههای واقعی، یه جور «خودشناسی» محسوب میشه.
وقتی بفهمی چی خوشحالت میکنه، تازه میتونی مسیر زندگیت رو با حس لذت و رضایت بسازی.
🟨 مثال واقعی:
یادته وقتی بچه بودی عاشق طراحی بودی؟ ولی بزرگترها گفتن «با نقاشی که نمیشه پول درآورد»…
حالا سالها گذشته و حس میکنی یه چیزی تو زندگیت کمه!
اون «چیز»، احتمالاً همون علاقهی سرکوبشدهست… 🎨😔
علایق واقعی ما از درونمون میان؛ نه از بیرون. و زندگی بر اساس علایق شخصی، یعنی کشف و بازگرداندن این علاقهها به مسیر زندگیمون.
🌱 وقتی بدونی واقعاً چی میخوای، تازه میتونی با ذهنی آرامتر، تصمیمهای بهتری بگیری و مسیر رو برای شادی و حتی تناسب اندام هموار کنی.

💖 بخش دوم: چرا زندگی بر اساس علایق شخصی اینقدر مهمه؟
تا حالا شده یه روزِ کاری سخت رو با انجام یه کار مورد علاقهت به پایان برسونی؟
مثلاً:
- یه فنجون چای داغ کنار پنجره 🍵
- گوش دادن به یه موسیقی دلچسب 🎧
- یا حتی پوشیدن لباسی که تو رو یاد خاطره خوبی میندازه 👗✨
همین لحظههای کوچیک، نشون میده که علایق شخصی ما منبع قدرتمندی از انرژی، شادی و احساس رضایتان.
🔥 وقتی از دل انتخاب میکنی، زندگی میدرخشه
زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
- به خودت احترام میذاری 🫶
- اجازه نمیدی دیگران برات تصمیم بگیرن 🛑
- حس آزادی رو در عمق وجودت تجربه میکنی 🕊️
- تصمیمهات با حس رضایت درونی همراهه، نه با «مجبور بودم!» 😣
📌 وقتی کارهایی رو انجام میدی که واقعاً بهشون علاقه داری:
- انگیزهت برای ادامه دادن بیشتره 💪
- احساس شکستپذیری کمتر میشه 🛡️
- و مهمتر از همه، از درون حالِ خوب داری! 🌈
😢 حالا برعکسشو تصور کن…
زندگیای که توش هر روز باید کاری انجام بدی که باهاش ارتباطی نداری
یا لباسی بپوشی که فقط چون عرف گفته مناسبه، مجبوری بپوشیش
یا غذایی بخوری که باب میلت نیست ولی چون باید رژیم بگیری، خودتو مجبور میکنی 😓
اینجا زندگی، تبدیل میشه به مجموعهای از «تحملها»
و وقتی زندگی بر اساس تحمل باشه، شادی جای خودش رو به فرسودگی ذهنی و احساسی میده. 🧱🧠
✨ چرا زندگی بر اساس علایق شخصی برای لاغری ذهنی هم مهمه؟
افرادی که به خودشون اجازه میدن با علاقه غذا انتخاب کنن، و خودشون رو با علاقههاشون هماهنگ میکنن، خیلی راحتتر از دیگران به تناسب میرسن.
📍 اونها یاد گرفتن که:
تغییر سبک زندگی = فشار نیست، بلکه سازگاری با علایق درونی + انعطاف ذهنیه.
زندگی بر اساس علایق شخصی، نهتنها ما رو شادتر و راضیتر میکنه، بلکه توان و انگیزهمون رو برای تغییر عادتهای ناسالم چند برابر میکنه.
🧭 وقتی با علاقه مسیرتو انتخاب میکنی، دیگه هدفهاتو با زور پیش نمیبری، بلکه با عشق دنبالشون میری. ❤️🚶♀️

🔄 بخش سوم: رابطه علایق شخصی با تغییر عادتها
حتماً شنیدی که «ترک عادت موجب مرض است!» 😅
اما واقعیت اینه که ترک عادت فقط زمانی سخت و آزاردهندهست که اون تغییر، برخلاف علایق درونی ما باشه.
📍 یعنی چی؟
یعنی اگر بخوای یه عادتی رو فقط از روی اجبار یا ترس تغییر بدی، مغزت مقاومت میکنه! 😬
ولی اگه اون تغییر با چیزی که دوستش داری همراستا باشه، خیلی راحتتر و بدون دردسر انجام میشه 💡
🧠 ذهن ما انعطافپذیره… اما به شرطی!
ذهن انسان مثل یه ماهیچهست؛ میتونه تغییر کنه، کش بیاد، شکل جدید بگیره.
اما این اتفاق وقتی بهتر میافته که بهجای شکستن عادتها، اونها رو با علاقههای جدید و جذابتر جایگزین کنیم 🎯
و این دقیقاً همون چیزیه که زندگی بر اساس علایق شخصی به ما یاد میده:
تغییر رفتار از روی علاقه، نه اجبار.
🟨 مثال ساده:
فرض کن عاشق شیرینی هستی 🍰
اگه یهشبه تصمیم بگیری همه شیرینیها رو حذف کنی، احتمالاً بعد از چند روز دوباره با ولع به سراغشون میری 😩
اما اگه بهجای اون شیرینی، یه دسر سالم و خوشطعم مثل اسموتی یا شکلات تلخ رو که دوست داری جایگزین کنی، مغزت خیلی راحتتر میپذیره 🍫🍓
چون این انتخاب، در راستای همون علایق توئه؛ یعنی یه قدم واقعی در مسیر زندگی بر اساس علایق شخصی ✅
💬 چرا بیشتر افراد متناسب، راحتتر عادتهای خوب رو حفظ میکنن؟
چون انتخابهاشون:
- بر اساس شناخت از خودشونه 🔍
- با علاقه همراهه ❤️
- و در چارچوبی انعطافپذیر قرار داره 🔄
بهجای اینکه خودشون رو مجبور کنن غذای خاصی بخورن، یاد گرفتن طبق زندگی بر اساس علایق شخصی عمل کنن.
نتیجه؟ یه سبک زندگی پایدار، خوشایند و بدون افراط یا رنج. ✨
🔥 اما افراد چاق معمولاً چی کار میکنن؟
اونها بیشتر از روی عادت، احساس یا فشار اجتماعی غذا میخورن.
و به جای توجه به علاقه واقعیشون، اجازه میدن استرس و احساسات منفی انتخابهاشون رو کنترل کنن 😔🍟
📌 اینجاست که «زندگی بر اساس علایق شخصی» وارد میشه تا مسیر زندگیات رو عوض کنه! 🛤️
نهتنها در غذا خوردن، بلکه در همه تصمیمهای روزانهای که کیفیت زندگیتو میسازه.
✨ راهکار طلایی برای تغییر عادت:
بهجای حذف مطلق، از علاقههات کمک بگیر و نسخه سالمترش رو انتخاب کن.
✅ عاشق مزهی تند هستی؟ سس تند خانگی درست کن
✅ دلت شکلات میخواد؟ شکلات تلخ با مغزها عالیه
✅ عاشق چیپس و کراکر هستی؟ سیبزمینی یا نان سبوسدار برشته انتخاب کن
تغییر پایدار زمانی اتفاق میافته که با علایق هماهنگ باشه، نه در تضاد با اون.
📍 ذهن ما آماده تغییره، فقط لازمه اون تغییر رو با چیزی که دوست داریم مزهدارش کنیم 😋🧠💛

🍽️ بخش چهارم: نقش علایق شخصی در انتخاب غذا
حتماً برات پیشاومده که تو یه مهمونی، بین کلی غذا و دسر وسوسهانگیز، فقط به سراغ یکی دو مورد خاص بری…
اونهایی که نهتنها خوشمزهان، بلکه یه حس خوب هم درونت ایجاد میکنن ❤️😋
این دقیقاً یعنی:
انتخاب غذا بر اساس علاقه شخصی، نه از روی اجبار، چشم و همچشمی یا عادت.
🧠 ذهن و علاقه، دست در دست هم
ذهن ما علاقههامون رو خیلی خوب میشناسه.
وقتی غذایی رو واقعاً دوست داریم، مغز بهطور خودکار سیگنال لذت ترشح میکنه 😌
و این یعنی انتخابی که با لذت درونی و هماهنگی ذهنی همراهه، خیلی موندگارتر از انتخابهای اجباریه.
نکته جالب اینجاست:
ذهن ما میتونه به غذاهای جدید هم علاقهمند بشه، به شرطی که تجربهی مثبتی از اون غذا داشته باشه.
یعنی اگه یه بار سالاد خوشمزهای بخوری که با ذائقهت جوره، ممکنه کمکم عاشقش بشی! 🥗💚
و این همون چیزیه که توی زندگی بر اساس علایق شخصی معنا پیدا میکنه؛
تجربههای جدیدی که با علاقه همراه میشن، و کمکم بخشی از سبک زندگیت میشن. ✨
💬 تفاوت افراد متناسب و افراد چاق در این زمینه چیه؟
🟢 افراد متناسب:
- طیف انتخاب غذاییشون محدودتره، ولی انتخابهاشون دقیقتره 🎯
- معمولاً غذاهایی رو میخورن که دوست دارن و حالشون رو بد نمیکنه
- ناخودآگاه بین علاقه و سلامت تعادل برقرار کردن 🧘♀️
🔴 افراد چاق:
- تنوع غذایی بالاتری دارن، ولی بیشتر از روی احساس، فشار، یا عادت انتخاب میکنن
- گاهی اصلاً از غذایی که میخورن لذت نمیبرن، فقط چون جلوی چشمشونه، میخورن 😟
- معمولاً علاقه واقعی رو از اشتهای کاذب تمایز نمیدن
🍫 مثال واقعی:
فرض کن تو عاشق مزه کاکائو هستی
حالا دو انتخاب داری:
- شکلات شیری پر از شکر و چربی
- شکلات تلخ با درصد بالا + مغز بادام یا پسته
✅ هر دو کاکائو دارن
✅ ولی دومی هم سالمتره، هم قابلپذیرش برای ذهنت چون علاقهت به کاکائو رو تأمین میکنه
این یعنی زندگی بر اساس علایق شخصی + انتخاب آگاهانه = تناسب پایدار ✨
🛠️ راهکار ساده و عملی:
- لیستی از غذاهایی تهیه کن که هم دوستشون داری و هم سالمترن
- در شرایط استرسی یا پرخوری، از خودت بپرس: واقعاً به این غذا علاقه دارم؟ یا صرفاً عادت یا اجباره؟
- گزینههای سالم و موردعلاقهت رو همیشه در دسترس نگه دار 🧺
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی رو در انتخاب غذا مورد علاقه شخصیات وارد کنی، نهتنها لذت میبری، بلکه تغییراتت ماندگارتر میشن.
📌 ترکیب “علاقه + آگاهی + انعطاف ذهنی” میتونه مهمترین ابزار تو برای لاغری ذهنی و سبک زندگی متناسب باشه 🧠🥗🎯

🌟 بخش پنجم: زندگی با آزادی انتخاب چه طعمی دارد؟
تصور کن صبحها چشمهات رو باز میکنی و به جای احساس خستگی و بیحوصلگی، با یه حس رضایت و آزادی از خواب بیدار میشی 🌞🛌
چون میدونی هر چیزی که قراره در طول روز انجام بدی، انتخاب خودته — نه اجبار، نه وظیفه، نه فشار دیگران. فقط و فقط انتخاب از روی علاقه ❤️
🍀 زندگی بر اساس علایق شخصی چه ویژگیهایی داره؟
✅ لباسهایی میپوشی که دوستشون داری، حتی اگه با سلیقه بقیه فرق داشته باشه 👚🌈
✅ غذایی میخوری که هم سالمه، هم واقعاً لذتبخشه 🍲😋
✅ با آدمهایی معاشرت میکنی که بهت حس خوب میدن، نه فقط اونهایی که باید تحملشون کنی 👥✨
✅ شغلی داری که برات معنا داره، حتی اگه پولش کمتر باشه ولی عشق توش بیشتره 💼🔥
✅ در شهری زندگی میکنی که با روحیهت سازگاره، نه صرفاً شهر تولدت یا محل کارت 🏞️🌇
🔄 حالا برعکسشو تصور کن…
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی نباشه، هر کاری که میکنی، از روی بایدهاست:
- باید این لباس رو بپوشی چون عرف جامعهست
- باید این غذا رو بخوری چون رژیمته
- باید تو این شهر بمونی چون خونوادهت اینجان
- باید این شغل رو داشته باشی چون پر درآمده، هرچند ازش متنفری…
😔 این زندگی یه جور اسارته.
آرومآروم احساس خستگی، بیهدفی و فرسودگی میاد سراغت.
نه بهخاطر شرایط سخت، بلکه چون در تضاد با علاقههات زندگی میکنی.
✨ حال خوب از درون شروع میشه
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی رو در پیش میگیری:
- نیازی به تأیید دیگران نداری ✅
- احساس قدرت درونی پیدا میکنی 💪
- تصمیمهات رو با اعتماد به نفس میگیری 🎯
- و مهمتر از همه، خودت رو دوست داری 💗
💬 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
«من خودم رو به رسمیت میشناسم. به خواستههام احترام میذارم. و اجازه میدم خودِ واقعیم مسیرم رو بسازه.»
🌈 جمعبندی نهایی:
🔑 اگر به دنبال تغییر واقعی در سبک زندگی، شادی پایدار، یا حتی کاهش وزن ذهنی هستی،
اولین و مهمترین قدم اینه که:
شروع کنی به زندگی بر اساس علایق شخصی.
نه فقط در انتخاب غذا،
بلکه در سبک فکر کردن، تصمیمگیری، معاشرت، زمانبندی، و حتی استراحت!
📍 هر چه انتخابهای روزانهت بیشتر با علایق واقعیت هماهنگ باشه،
زندگیت شیرینتر، سبکتر، و پر از احساس رضایت میشه 😍✨
🪞 از خودت بپرس:
«امروز چند تا از تصمیمهام رو از روی علاقه گرفتم؟»
اگه جوابت مثبته، بدون که داری قدم به قدم وارد مسیر زندگی بر اساس علایق شخصی میشی؛
همون مسیری که تو رو به آرامش، انگیزه و رضایت واقعی میرسونه. 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.44 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلااام.
این ازون فایل هاییه که قراره بعدش بفهمیم قضیه کلا از چه قراره .من خیلی برای فایل بعدی که قراره این آگاهی رو توجیه کنه اشتیاق دارم.
خب من خیلی طول کشید تا چیزایی رو پیدا کنم که شما در موردش توضیح دادید، نمیدونم این برای ترک عادتا بده یا خوبه یا اصلا شاید ربطی بهش نداشته باشه ولی من همیشه دقیقا همون چیزی رو که میخوام میخرم و خیلی کم پیش اومده که چیزی رو که مورد نظرم نبوده بخرم. ولی خب البته خیلی وقت ها هم شده که این اتفاق بیوفته و این سبب شده من چیزای جدید رو تجربه کنم.
مثلا من میخواستم یه میز بزارم توی اتاقم و میخواستم هم رنگ تختم ، سفید باشه ولی وقتی بابام برام یه میز چوبی قهوه ای گرفت. اولش اصلا دوسش نداشتم و کلی به بابام غر زدم و میخواستم روش یه کاغذ سفید ازونایی که چسبین بزنم ولی بعد از چند روز دیدم اونقدرام بد نیست و منصرف شدم والانم خیلی دوسش دارم.
یه بار دیگم که این تجربه رو داشتم در باره ی غذا بود. من اصلا نودل دوست نداشتم و از قیافش خوشم نمیومد ولی وقتی مریم یه بار درست کرد و خوردم از مزش خوشم اومد.
و یه چیز خیلی جالب دیگه؛ من از همه ی کره ای ها بدم میومد. لباس پوشیدنشونو دوست نداشتم ، از قیافه هاشون خوشم نمیومد ، آهنگاشونو اصلااا دوست نداشتم و همچنین موزیک ویدیو هاشونو، تنها چیزی که دوست داشتم سریال یانگوم بود که وقتی بچه بودم میدیدم.. ولی یه شب مریم منو با کره ای ها آشنا کرد و منم با اکراه نشستم موزیک ویدیو هاشونو دیدم و اصلا خوشم نیومد و همش مسخرشون میکردم که موهاشونو رنگ کردن و چه لباسای مزخرفی پوشیدن ولی بعد از یه مدت رفتم راجبشون سرچ کردم و کلی چیز ازشون دیدم و کم کم طرفدارشون شدم. مریم همیشه منو به خاطر اینکه اول ازشون بدم میومد و بعد طرفدارشون شدم دست میندازه و به نظرم این مصداق خیلی خوبی برای تمرین امروز بود.
همگی موفق باشید.
ممنون استاد..
نشان های دریافت شده
سلااام
من وقتی تمرین دیروز رو انجام دادم دیگه دوستم که پرخوریه نیومد سراغم اصلا انگار تا بهش گفتم بیا با هم دوست بشیم دست از سرم برداشت حالا من نمیدونم کی دوباره قراره بیاد ولی هر وقت بیاد قدمش به چشممه چون من قرار نیست دیگه چپ چپ نگاهش کنم وقتی درک کردم چقدر برام خوبی و آرامش داشته معلومه که دلم نمیخواد باهاش سر جنگ داشته باشم.
درباره ی تمرین امروز هم خیلی فکر کردم من خیلی آدم غد و یه دنده ایم که این خیلیم خوب نیست و مطمعنم رو مخ خانوادمه ولی من دوست دارم دقیقا اون چیزی که توی ذهنمه رو داشته باشته باشم مثلا یه بار یه تابلو میخواستم برای توی اتاقم بگیرم و این تابلو یه طرح خاصی داشت که همه پسند نبود ولی من عاشقش شده بودم اگه همون روز که توی تابلو فروشی سر خیابونمون بودیم و به مامان بابام میگفتم یه تابلو با طرح طبیعت و چمیدونم از این جور طرحا میخوام حتما برام میخریدنش ولی چون اون تابلو خیلی براشون جالب نبود به منم گفتن نخرش ولی من ۶ ماه پولامو جمع کردم و همه ی عیدیامو گذاشتم بعدش رفتم دقیقا همون تابلوعه رو گرفتم . کلا توی چیزایی که میخوام بخرم انعطاف پذیریه بالایی ندارم اما الان که دارم با خودم مرور میکنم میبینم که بعضی وقتا هم اینطوری بوده ولی نه به خاطر اینکه خودم میخواستم معمولا به خاطر اینکه بقیه از دستم عصبانی نشن یا ناراحت نشن این کارو کردم ولی بعد از یه مدت به خودم گفتم اونقدرام بد نیست مثلا یه بار با مامانم رفتیم مانتو بخریم و من یه مانتوی رنگ مشکیه ساده میخواستم ولی وقتی رفتیم اونجا مامانم به من یه مانتو سیاه سفید که توی قسمتای سفیدش یه طرحایی داشت پیشنهاد کرد و بعد من توی رو در بایستی خریدمش نمیدونم چرا فکر میکردم اگه چیزی که مامانم بهم پیشنهاد داده رو نخرم ناراحت میشه چون در واقعیت این طوری نبود اون فقط یه پیشنهادی داده بود و منم میتونستم ردش کنم اما چون بچه بودم این تو ذهنم بود که به حرفش گوش بدم خوشحال میشه و خلاصه خریدمش و تا یه مدتی استفادش نمیکردم اما بعد از چند وقت با یه شال صورتی پر رنگ و شلوار لی آبی پررنگ پوشیدمش و دیدم اونقدرام بد نیست.
یه بارم بابام برام یه تخته ام دی اف روکش شده خرید که رنگشو دوست نداشتم میخواستم به عنوان میز بزنمش به دیوار اتاقمو و مصمم بودم که رنگشو سفید کنم بعد رفتم رنگ فروشی گفت چون چوبش روکش داره رنگ روش نمیخوابه بعدش بابام گفت روش یه چسب سفید میزنیم و حتی چسبه رو هم خرید اما من چند روز که گذشت دیدم رنگش اونقدرام بد نیست و همون موقع ها بود که به خودم گفتم بهتره یکم انعطاف پذیر باشم و ازون به بعد تصمیمای بیشتری شبیه این گرفتم .
مثلا من خیلی برام مهم بود که آیکنای همرنگ گوشیم حتما پیش هم دیگه و و کنار هم باشن یا حتما صفحه قفل گوشیمو چند روز به چند روز عوض کنم ولی الان کل این حساسیتام از بین رفته و ممکنه فقط یه ردیف از آیکنا رو همرنگ کنار هم بزارم و حالا اگه حتما قفل صحه رو عوض نکردم هم اشکالی نداره.
اینا تجربه های من بود .
چه قدر مشتاقم برای جلسه های بعد
خدایا شکرت