حتماً برات پیش اومده که قبل از خواب یا موقع قدم زدن، خودتو توی یه بدن متناسب و سبک تصور کنی، نه؟ ✨
این دقیقاً همون تصویرسازی ذهنیه! یعنی با قدرت تخیل، بدنی که میخوای بهش برسی رو توی ذهنت بسازی 🧠🎯 توی این بخش از چالش «من اینو نخوردم»،
قراره وارد دنیای تصویرسازی بشیم؛ جایی که رویاها کمکم واقعی میشن! این جلسه از مهمترین مراحل لاغری با ذهنه، پس با دقت و عشق دنبالش کن 💖🌈
تصویرسازی ذهنی
حتماً برای تو هم پیش اومده که تصمیم بگیری لاغر بشی، رژیم بگیری، پیادهروی کنی یا ورزش رو شروع کنی… اما یه چیزی کم باشه! یه جور حس گمگشتگی… چون هر کاری میکنی، باز هم نمیتونی خودتو لاغر تصور کنی 🤔💭
اینجاست که قدرت عجیب و جادویی تصویرسازی ذهنی وارد میشه! 🌟

تصویرسازی ذهنی یعنی قبل از اینکه بدنت تغییر کنه، اول توی ذهنت شکل جدیدی از خودتو بسازی. مثل یه فیلم که توش نقش اول خودتی؛ لاغر، پرانرژی، با لباسی که عاشقشی، با بدنی که سبک و راحته 👗💃
ولی متأسفانه بیشتر افراد، مخصوصاً اونایی که مدت طولانی اضافه وزن داشتن، بهجای ساختن تصویر لاغری، سالهاست که بهصورت ناخودآگاه دارن تصویر ذهنی چاقی رو تمرین میکنن! 😞🍟
مثلاً من خودم از کودکی چاق بودم، هیچوقت تصویری از بدن متناسب خودم نداشتم. برای همین، تصور یه نسخه لاغر از خودم برام عجیب، سخت یا حتی غیرقابل باور بود.
اونهایی هم که قبلاً لاغر بودن، ولی سالها با چاقی زندگی کردن، کمکم اون تصویر قبلی رو فراموش کردن. ذهنشون پر شده از آینههایی که چاقی رو تکرار میکنن… از عکسهایی که حس خوبی نمیدن، از مقایسهها، از سایز کردن لباسها. 🪞📸
اینجا مشکل اصلی پیدا میشه:
ما هیچوقت به ذهنمون آموزش ندادیم که چطور باید تصویرسازی ذهنی لاغری انجام بده. چون تا ذهن نتونه لاغری رو ببینه، نمیتونه به سمتش حرکت کنه.
ذهن با تصویر حرکت میکنه، نه فقط با برنامهریزی یا ارادهی لحظهای. 🧠🎯
خبر خوب اینه که میتونی این مهارت رو یاد بگیری! مثل تمرین عضلهای که قبلاً استفاده نشده، اولش ممکنه سخت باشه، ولی با تمرین، قویتر میشه 💪
✅ هر روز چند دقیقه چشماتو ببند، خودتو با بدن جدیدت تصور کن. لبخند بزن، حس کن سبک شدی، با عشق و اعتماد راه برو… اینا تمرینهایی هستن که به ذهن نشون میدن: “من این مسیر رو انتخاب کردم.”
وقتی تصویر ذهنی لاغری ساخته بشه، همه چیز تغییر میکنه. انتخابهات، رفتار خوردنت، تحرکت، حتی حرفهایی که به خودت میزنی.
✨ پس وقتشه! وقتشه به ذهنمون یاد بدیم دوباره تصویر لاغری رو بسازه… تصویری که نهتنها واقعی میشه، بلکه قراره زندگیمون رو متحول کنه.

تصویرسازی ذهنی چاقی
حتماً تا حالا برات پیش اومده که بری روی ترازو، یه عددی ببینی که دوستش نداری 😣 و بعدش یه حس ناخوشایند تمام وجودتو بگیره.
این احساس ساده نیست، چون پشتش یه ماجرای مهم خوابیده: همون لحظه، ناخودآگاهت داره تصویر چاقی ذهن رو تقویت میکنه. 😔🧠
بارها و بارها وزنکردن، دیدن عدد بالا، تجربهی حس بد، تکرار این چرخه… این یعنی یه جور تصویرسازی ذهنی چاقی! ذهن تو، به زبان خودش داره برداشت میکنه که: «چاقی برای تو مهمه! تو بهش توجه میکنی، پس بذار برات تقویتش کنم!» 🤯💬
ماها گاهی فکر میکنیم چون از یه حس بدمون میاد، ذهنمون باید جلوی اون حس رو بگیره.
اما واقعیت اینه که ذهن هیچ قضاوتی نمیکنه! نه میگه این احساس خوبه، نه میگه بده. فقط نگاه میکنه ببینه چیو بیشتر تکرار میکنی. اونوقت همون حس رو تبدیل میکنه به یه مسیر جدید. 😶🔁
حالا فکر کن تو همزمان با دیدن عدد ترازو احساس بد پیدا میکنی، بعد میری لباساتو امتحان میکنی، میبینی تنگ شدن و بازم همون حس بد چاقی رو تجربه میکنی.
یعنی از دو طرف، داری به ذهنت سیگنال میدی که «چاق بودن مهمه». و اینطوری، داری خواسته یا ناخواسته تصویرسازی ذهنی چاقی رو پررنگتر میکنی. 👖📉
ما هیچ وقت یاد نگرفتیم که چطور باید با ذهنمون کار کنیم. کسی به ما نگفته بود که تکرار احساس، یعنی ارسال دستور به ذهن! یعنی هر چی بیشتر احساس چاقی کنیم، بیشتر توی ذهنمون جا میگیره.
تصویر ذهنیمون تبدیل میشه به یه بدن چاق و ذهن هم شروع میکنه ازش محافظت کردن! 😱🧩
برای همینم هست که خیلیها سالها تلاش میکنن برای لاغر شدن، اما چون تصویرسازی ذهنی لاغری ندارن، نتیجه نمیگیرن. چون ذهنشون هنوز درگیر تصاویریه که با چاقی همراهه.
حتی خیلی از ما از دوران بچگی چاق بودیم. خب طبیعیه که تصویر ذهنیمون از خودمون، یه بدن چاقه. و چون اون تصویر غالب شده، ذهنمون نمیتونه تصویر لاغری رو بسازه یا باور کنه. 😞👶
ترازو و سایز کردن لباسها، از مخربترین عاداتی هستن که ما بدون اینکه بدونیم، باهاشون ذهنمون رو به سمت چاقی برنامهریزی میکنیم. چون هر بار استفادهشون، یه جور تمرین برای تقویت تصویرسازی ذهنی چاقی هست. 😩📏
اگه تجربهای از این ماجراها داری، حتماً برام بنویس. ✍️ با هم مرور میکنیم، چون وقتی آگاه بشی که چطوری تصویر ذهنی ساخته میشه، میتونی برعکسش رو هم بسازی: تصویرسازی ذهنی لاغری 💫
همون مسیری که قراره تو رو به بدنی برسونه که همیشه دلت میخواسته… 💖🎯

تحمل فشار چاقی
حتماً برات پیش اومده که یه روز با انگیزه بری روی ترازو، به امید اینکه یه عدد خوشحالکننده ببینی… ولی عددی که میبینی، تو رو میبره توی یه حس بد و سنگین 😞⚖️ اون لحظه، بدون اینکه متوجه بشی، یه پیام مهم به ذهنت دادی: “من هنوز چاقم!” و ذهن تو با همون یک پیام، شروع میکنه به تقویت تصویرسازی ذهنی چاقی.
💡 تصویرسازی ذهنی چاقی فقط یک تصور گذرا نیست؛ یه نقشهی قدرتمند در ذهنه که هر بار با احساسات منفی تکرار میشه، قویتر و واقعیتر میگرده.
حالا تصور کن:
تو جلوی آینهای و به شکم یا پهلوهات نگاه میکنی، با خودت میگی: “باز چاقتر شدم” 🪞
یا یه لباس قدیمی میپوشی و تنگ شده، با حس بدی اون رو درمیاری 👗😔
یا عکس یه مهمونی رو میبینی و خودتو با بقیه مقایسه میکنی و دلت میگیره… 🖼️💭
همهی اینها یعنی تو ناخودآگاه، بارها و بارها در حال تمرین و تکرار تصویرسازی ذهنی چاقی هستی.
حتی چیزی مثل پیشبینی اینکه دیگران قراره درباره چاقی تو چیزی بگن، خودش یه بازی ذهنیه که به شکل پنهان داره اون تصویر ذهنی رو تقویت میکنه. 😟🗯️
اما نکتهی اصلی اینجاست: وقتی تصمیم میگیری لاغر بشی، آیا همین تمرینها رو برای تصویرسازی ذهنی لاغری انجام میدی؟ نه! 😢
نهتنها تصویری از خودت در بدن متناسب نمیسازی، بلکه همچنان رفتارهایی رو ادامه میدی که ذهن رو به سمت چاقی هدایت میکنه. مثلاً هنوز هم هر روز روی ترازو میری، هنوز هم لباسهاتو سایز میکنی، هنوز هم با عکسهات خودتو سرزنش میکنی…
و اینجاست که نتیجه نمیگیری. چون ذهن هنوز نمیدونه قراره لاغر بشی، فقط میدونه هنوز داری چاقی رو تکرار میکنی. 🧠📉
✋ برای همین یکی از مهمترین دلایل شکست در همهی روشهای لاغری، نبودن تصویرسازی ذهنی لاغری هست.
و نهتنها تصویر لاغری رو نمیسازیم، بلکه با تکرار رفتارهای مخرب، داریم تصویر چاقی رو قویتر و ریشهدارتر میکنیم.
وقتی حس چاقی مدام تکرار بشه، ذهن فکر میکنه این احساس، علاقهی توئه! چون ذهن قضاوت نمیکنه، فقط دنبال تکرارها میگرده تا طبق اونها مسیرتو طراحی کنه.
✅ پس اگر میخوای مسیر لاغری ذهنی رو واقعا طی کنی، باید:
- از رفتارهایی مثل وزنکردن، سایز کردن، مقایسه با دیگران و توجه به حرفهای منفی، دوری کنی
- به جای اون، روزانه تصویرسازی ذهنی لاغری انجام بدی: خودتو توی لباس موردعلاقهات تصور کن، توی آینه لبخند بزن، بدن سبک و متناسبتو حس کن 🌸👗💖
این بخش از چالش تغییر عادت، کمکت میکنه که یاد بگیری چطور تصویر ذهنی رو به نفع خودت بسازی، نه بر ضد خودت. با تمرین، صبوری و آگاهی، ذهن رو از مسیر چاقی بیرون بکش و همراه خودت کن. 🌈✨
یادت نره: ذهن تو، قویترین همتیمی توئه… فقط باید بهش مسیر درست رو نشون بدی. 💪🧠
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.52 از 46 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام
من تا قبل از آشنایی با این دوره به روش رژیم و ورزش میخواستم و تلاش میکردم که لاغر بشم و به نظر خودم داشتم جلوی چاقی رو میگرفتم و تلاش میکردم ولی انگار هر چه بیشتر تلاش میکردم لاغری بدتر از من دور میشد و اما تلاشهام
چی بخور یا چی نخورم
چه موقع چه نوع غذایی رو بخورم
توجه به نوع غذا ها داشته باشم و مقدار کالریشون
توجه به میزان فعالیت بدنم که کم تحرک نباشم
توجه به گشادی و یا تنگی لباسهام و کمر شلوارهام که این اواخر همه تنگ شده بودن
توجه هر روز به وزنم با رفتن روی ترازو =حال بد
رفتن داخل آییینه و تمرکز روی نقاطی که چاق بودن و میخواستم لاغر بشن
فقط حرف و تحقبق در مورد رژیم و نحوه لاغری بقیه که داشتن موفق میشدن چه داخل باشگاه چه اطرافیان
داخل جمع ها فقط حرفم در مورد چاقی خودم بود
حسرت لاعری بقیه رو زیاد میخوردم
سایز کردن دور شکم و باسن
رفتن به دکتر تغذیه و داشتن رژیم
طبق رزیم غذا خوردن
و…..
اگه بخواهم دقیق فکر کنم هنوزم یه کارایی بوده که الان یادم نیست همه رو انجام میدادم که لاغر بشم
ولی خنده داره الان برام چقدر راهم غلط بوده دقیقا داشتم به چاقی توجه میکردم و خودم خبر نداشتم
یادم اواخر دوران رژیم چون به شدت در حال افزایش وزن بودم هر دو سه ماهی از دکتر تغذیه کمک میخواستم که چرا اینجورم و ثابت نمیمونم اونم پیشنهاد داد هر هفته یا هفته ای دو بار روی ترازو برو اگه دیدی افزایش وزن داشتی فلان رژیم رو بگیر سریع وزنت میاد پایین و بماند که یه عالمه محدودیت به محدودیت های غذایی من اضافه میکرد و وای از روزی که من روی ترازو میرفتم و وزنم رو بی دلیل بدون اینکه زیاده روی کرده باشم حد اقل از خیلیا کمتر میخوردم در اطرافم و متناسب هم بودن و حتی اونا من رو عیب میکردن که تو طبق معمول مخالفی با خوردن و غذا نمیخوری و برنامه های بقیه رو هم بهم میزنی چون جرات خوردن در شب و رستوران و غذاهای معمولی رو نداشتم فقط غذاهای خاص رژیمی بد مزه رو میخوردم و اون وقت اون اوضاعم بود که روز به روز در حال افزایش سایز و وزن بودم و من خیلی ناراحت میشدم و حتی روزم هم خراب میشد و بقیه هم میدونستن که علت ناراحتیم چیه و خودم هم کلی حرف داشتم که من چیزی نمیخورم من که رژیم هستم ولی اوضاع جسم ام چرا اینطوز و دوباره برمیگشتم پیش دکتر و رژیم به عنوان های مختلف به من میدادو سفارش بیشتر از ترازو میکرد و نتیجه اش حال بد بیشتر برای خودم بود
پس قشنگ میفههمم که تمام تلاشهای من تمام وزن کردنهای من همه توجه های من و خوردنهای من باعث شده من به سمت چاقی برم چرا ؟
چون تصویر چاقی رو برای خودن روشنتر میکردم و به قول استاد حتی فول اچ دی میکردم کیفیت تصویر رو
حتی یادم این اواخر یه آشنا داشتیم که کارشناس تغذیه بود و من خیلی اون رو نمیدیدم ولی چند برا که اون رو میدیدم میرفتم پیشش و تمام شرایطم رو که چه اوضاع سخت خوردنی دارم ولی چرا وزنم اینطور هست و میره سریع بالا رو میگفتم شاید که چاره ای برام بشه ولی متوجه نبودم دارم تصویر سازی ذهنی میکنم برا خودم با این حرفها چون با حساس ناراحتی همراه میشد برای ذهنم روشنتر میشد که بیشتر به سمت چاقی بره
وای این اواخر با تنگی مانتو لباسهام یه حالی پیدا میکردم که اصلا به زبون اوردنش هم حالم رو بد میکنه همش نگاهم به این بود که چرا اینقد لباسهام تنگه چرا دکمه ها به زور بسته میشه بر عکس خواهر متناسبم که همه چیز میخورد و فقط چهار ماهی با من اومد ورزش و گفت دیگه نمیتونم و نیومد ولی چاقتر که نشد هیچ لاغر تر هم شد و من سالها با تعهد به باشگاه رفتنم ادامه میدادم با کلی رعایت غذایی روز به روزم چاقتر میشدم و خواهرم همیشه میگفت بس که حساسی و چون تو دارو میخوری و …و همیشه هم خواهرم میگفت باید لباسهام رو بدم خیاط تنگ کنه چون خیلی برام گشاد شدن و من یه حرصی میخوردم و با حسرت بهش میگفتم خوش به حالت که یه بار تو یه جمعی به این شکل به یه شخص متناسب دیگه گفتم و مسخرم کردن که چرا اینقد تو با حسرت میگی خوش به حالت
خلاصه من تصویر سازی ذهنی چاقی رو خوب انجام دادم مطمعنم امیدوارم با این دورها و به کمک استاد و و خودم با تعهدم به این دورها تصویر سازی لاغری رو هم خوب یاد بگیریم و کلا از اون موقع هام میخواهم فاصله بگیرم و لاغری با آرامش میخوام لاغری با حال خوب میخواهم و من لاغری با آزادی در انتخابهام و خوردنم میخوام که دارم به دست میارم اگه که هیچ وقت از مسیر قشنگ لاغری با ذهن خارج نشم
و من در مسیرم ولی بقیه چاقهای اطرافم که به همون حال قبلیه من که اول کامنت گفتم دارن خودشون رو لاغر میکنن و من میبینم از نزدیک که چه قدر دارن سختی میکشن امیدوارم وارد این مسیر رویایی بشن و واقعا خوشحالم که دیگه من جز اون دسته نیستم ولی خیلی وقتا دوست دارم بگم بهشون دوست دارم راه درست رو نشونشون بدم ولی چه فایده که در مدار شنیدن این آگاهی ها که نیستن هیچ تازه مسخره هم میکنن و نمیخوام هیچ حرفی در باره این راه قشنگ بشنوم که باورهام رو که تازه جونه زدن مبادا خراب بشن پس ترجیحا این اواخر سکوت میکنم و هیچی چیزی در این باره به هیچ شخص چاقی که داره از راه غلط تلاش میکنه نمیزنم ولی خدا شاهده دلم میخواد همه جا فریاد بزنم که چنین راهی هم هست ولی چون عکس العمل ها رو میتونم حدس بزنم انگیزه ای برای حرف زدن ندارم چون باور نمیکنن از من که این راه درسته
و باید بگم من قبلی با من جدیدم هم در این مسیر هم در بقیه جوانب زندگی خیلی داره تغییر میکنه پس قطعا تصویر ذهنیم هم تا حالا کلی تغییر کرده مطمعنم چون هیچ کدوم از توجه و کارهای قبلی رو الان انجام نمیدم و از لباسهام تغییرات رو میتونم بفهمم و به هیچ عنوان من از ترازو استفاده نمیکنم و مدتهاس که داره خاک میخوره و همین یه کار کلی آرامش و حال خوب میاره و به دنبال این دو لاغری هم میاد چون با حال خوب میتونیم به هدف و موفقیتهامون برسیم و به محض اینکه ببینم چیزی مثل انگشتر یا ساعت یا لباسی برام گشاد شده هر چقدر هم که کم باشه اینقد خوشحال میشم و یاد گرفتم بهش توحه کنم تا با این کارها لاغری رو در جسمم گسترش
بدم اینجوری تصویر ذهنی درست ایجاد میکنم دقیقا برعکس گذشته ام خیلی جالبه
من عاشق لاغری با دهنم و با تعهد مسیرم رو ادامه میدهم
من برای تصویر سازی دهنی برای خودم و موفقیت در تناسب اندام گفتم چند کار رو نباید انجام بدهی و چندتا رو باید انجام بدهی
۱:حسرت لاغری بقیه رو نخور
۲:واکنش لحطه ای به اتفاق و حرف های بقیه نشون نده در مورد چاقیت
۳:هیچ وقت توقع و انتطار از هیچ عامل بیرونی و هیچ چیزی برای اینکه لاعرت میکنه و یا چاقت میکنه نداشته باش
۴:هیچ وقت جسم کسی رو در مورد چاقی قصاوت نکن که بد بخت چقد چاقه و .. .
۵:و هیچ وقت دلسوزی و ترحم نکنم به هیچ فرد چاق با جسم نا متناسب
۶:عاشقانه خودم رو دوست داشته باشم و در آیننه با حال بد به نافرمی ها توجه نکنم انها رو بپدیرم و دوست داشته بام
۷:و هدفم
رو که جسم لاعرم هست رو قشنگ در دهنم ترسیم
کنم و واصح بخواهم که در چه وزنی باشم
۸:خودم رو لایق و ارزشمند و قدرتمند و شایسته برای داشتن جسم لاعر بدونم
۹:به هیچ عنوان از ترازو استفاده نکنم
۱۰دروغ نگم به هیچ کس در زمینه ی چاقی خودم که ..
۱۱ با خدای لاعری خودت گفت و گو کن و هر روز باهاش حرف بزن
من حق ندارم روی ترازو برم
من حق ندارم لباس های داخل کمد رو برگردم تا لباس رنگ تیره و لباسی که من رو لاغر میکنه رو پیدا کنم
من حق ندارم به حرف و یا نگاه کسی در مورد جسم ام واکنش نشون بدم
من حق ندارم داخل آیینه به چاقی خودم نگاه کنم
من حق ندارم
به نوع و مقدار غذام فکر کنم که چه تاثیری بر روی جسم من میزاره من باید فکر کنم میخورم که نیازم بر طرف بشه
اگه انجام بدم حتما جلوی چاقی بیشتر رو میگیرم و به سمت لاغری حرکت میکنم و تصویر جدید از خودم در ذهنم میتونم ایجاد کنم
همه ی افرادی که اضافه وزن دارن از تصویرسازی ذهنی برای چاق شدن استادانه استفاده میکنن اما در متناسب شدن این مهارت رو ندارن چرا ندارن چون مدتها دارن از این امکان فوق العاده برای چاق شدن استفاده میکنن و سمت متناسب شدن کمرنگ شده .و از این توانایی در لاغر شدن استفاده نمیکنن .
چاق شدن باعث ایجاد تصویر ذهنی در ذهن ما میشه هر وقت ما روی ترازو میریم و عدد وزنی خودمون رو میبینیم این تصویر ذهنی رو در ذهن ما پر رنگ میکنه و با این کار ما به وضوح تصویر ذهنی خودمون کمک میکنیم
اوضاعت رو با ترازو نمیشه تعیین کنی ؟اوضاع رو با ذهنت باید ببینی وقتی هنیشه بری روی ترازو و وزنت رو که هی کمی بالاتر نیره رو ببینی به ذهنت تصویر واضح میدی و چون با دیدن عدد روی ترازو حال ما بد میشه این اوضاع رو برای ما خرابتر میکنه و درواقع اون ذهن اون احساس رو به همراه شکل فرد رو ذخیره میکنه .
حالا ساختن تصویر ذهنی طریقهای مختلف دیگه هم داره :
فرد در آینه هی خودش رو میبنه و داره به اندام چاق خودش نگاه میکنه و داره تصویر ذهنی چاق ذخیره میکنه
بعضی ها به حرفها و نگاه های دیگران عکس العمل نشون میدن که میگن این به چاقی من نگاه میکنه و روز ی صد بار چاقی رو به یاد خودشون میارن و این فوق العاده خطر ناکه
و یه کار دیگه که استاد میکرد از تکون خوردن شکمش حین رانندگی بدش میومد و حواسش رو میزاشت روی چاقی شکمش،و میدونست این کار خوبی نیست و تمام حواسش رو از لرزشها و نگاهش برداشت چون این کارها تصویر چاقتر در ذهنش به وجود میاره .
باید بتونی تصویر های ذهنی متناسبتر داشته باشی .
هر کس به هر وسیله ای حال خودش رو بد میکنه باید اول جلوی خراب شدن اوضاع رو بگیری و اوضاع رو کنترل کنی بعد شروع به ساخت و ساز و ترمیم کنی پس اول باید ستاد بحران تشکیل بدی
حق نداری به حرف دیگران واکنش نشون بدی
حق نداری به چاقیهاتو نافرمی های خودت نگاه کنی و تاسف بخوری
حق نداری اگه لباس میپوشی هی اونها رو زیر و رو کنی که لباس رنگ تیره رو پیداکنی که تو رو لاعر تر نشون بده
هر کاری هر فکری که چاقی رو به یاد تو میا ره اون تصویر ذهنی تو رو پررنگتر میکنه و این گام مهمی هست و باید توجهی به علایم اضافه وزن نداشته باشی و بعد خود به خود باید تصاویر لاغری به وجود بیاری باید از درون احساس سبکتری پیدا کنی و از اون موقع به بعد تصویر لاعری هم میتونی به وجود بیاری .
برداشت من از فایل :
هر کاری هر فکری که باعث میشه من چاقی خودم برام پررنگتر بشه رو حق ندارم انجام بدم مثلا :
رفتن روی ترازو ممنوع
رفتن جلوی آیینه و توجه به چاقی اندام هاممنوع
پوشیدن لباسهای رنگ تیره و خاص برای لاعر تر نشون دادن ممنوع
از اینکه فعالیت نکنم و جایی حاضر نشم از ترس حرف مردم که در مورد چاقی من حرف نزنن ممنوع
خوردن غداهای خاص برای اینکه چاقتر نشم ممنوع
خوردن غدا در زمانهای خاص برای اینکه چاقتر نشم ممنوع
ورزش کردن برای اینکه چاقتتر نشم ممنوع
…
و اما هنوز من گه گاهی به چاقی خودم در آیینه و یا لباسها نگاه میکنم و حالم بد میشه اما سریع به خودم میام (همین دیروز موقع رفتن به مهمانی مانتو کوتاه پوشیدم و بعد زیرش جین آبی رنگ روشن پوشیدم و اما رفتم داخل آیینه خودم رو دیدم خواستم سریع عوضش کنم چون از رانهای چاقم که پیدا بودن یکم جا خوردم و اما سریع به خودم گفتم که کار خطر ناکی و غلطی هست باید خودم رو بپدیرم و دوست داشته باشم و به اندام های چاقم خیلی توجه نکنم پس گفتم من با همین مانتو وشلوار میرم مهمونی و بسیار هم اندام خوبی دارم و اندام الان من از گدشته ی خودم بسیار متناسبتر و عالی تر شده پس با همین لباسها میرم و زودی حواسم رو به سمت اینکه الانم خوبم و عالیم و کلی کاهش وزن داشتم و سالم و سلامتم و … بردم و گفتم من که الان حالم خوبه و تا حدی هم متناسب تر شدم و زندم و سلامت هم هستم و هر روز در مسیر لاغری هم دارم قدم برمیدارم پس هیچ عجله ای برای لاعر تر شدن ندارم و من با حال خوب ادامه میدم و در نهایت چه بخوام چه نخوام لاعر تر میشم ) اما به هیچ عنوان خودم رو وزن نمیکنم و خاطره ی خوبی از وزن کردن ندارم چون قبل از اشنایی من با دوره کار من ورزش شدید و غذای رژیمی بد مزه بود و در نهایت عدد روی ترازو همیشه یکم بیشتر از دفعه ی قبل بود و من خیلی زجر میکشیدم و ناراحت میشدم و به همه میگفتم لا اقل ثابت بمونم هم گلایه ای ندارم ای کاش ثابت میموندم و لی نمیشه نمیدونم دیگه چی کار کنم اگر به رزیم و ورزش باشه که من دیگه ته این دو تا هستم اخه باید چی کار کنم و همیشه ترازو حال بد و ناراحتی بیشتر رو به من هدیه میداد و وقتی وارد دوره شدم و از شر این هیولا رها شدم ارامش پیدا کردم و حال خوب پیدا کردم و دیگه استرس و نگرانی نداشتم و هنوز هم بعد گدشت ۱۸ ماه من هیچ وقت به روی ترازو نرفتم و نمیدونم دقیق چند کیلو هستم و تمایلی هم به رفتن روی اون ندارم .
و اما من چون خیلی از وقتها در حال رژیم گرفتن و کم کردن وزن بودم و همیشه موفق هم شدم که بسیار خوب وزن کم کنم اما هیچ وقت ماندگار نبوده و سریع برگشته برای همین خیلی تصویر و فیلم از گدشته ی نه چندان دور خودم دارم که لاغر هستم برام چیز محالی نیست که دوباره به اون اندام برسم و بارها میگم من که تا ۵ سال پیش در این وزن بودم و اما از دستش دادم و حالا دوباره میخوام از راه درست به اون وزن ۵۹ کیلو برسم و بارها به تصاویر لاعر خودم در گذشته نگاه میکنم و لدت میبرم حتی از صورت لاغرم هم لدت میبرم چون اون موقعها واقعا حالم از دیدن صورتم بد میشد و همیشه صورت لاغر و کشیده ی خودم رو دوستش نداشتم و میگفتم خیلی لاعر شده و لی حالا بسیار لدت میبرم
سلام به همگی
من با تصویر سازی ذهنی در گفته های استاد در این مسیر تا حدود زیادی آشنا شدم و متوجه شدم در زمان گذشته که رژیم داشتم چقدر عالی داشتم برای چاقی خودم تصویر سازی ذهنی میکردم یادم هست پس از رسیدن به تناسب اندام زیر نظر کارشناس تغذیه که اون تناسب رو با چنگ و دندون به دستش آورده بودم هر هفته خودم رو وزن میکردم که مبدا از دستش بدم و اما میدیدم که چقدر راحت داره وزنم بالا میره وهمش غصه و نگرانی و ترس از چاقی بیشتر داشتم حتی یادم یه روزهایی بعد از رفتن روی وزنه و دیدن عدد بیشتر با اون همه محدودیت غذایی اینقدر ناراحت میشدم که دیگه اطرافیانم میدونستن چرا من حالم بده و همش به من میگفتن به خاطر حساس بودنت هست. و میدیدم که خواهر بزرگم که با من دو ماه رژیم گرفت و ورزش کرد و دیگه رها کرد و حساس نبود چقدر لاغر تر من شده و همانطور مانده که مانده و خیلی جاها مواد غذایی میخورد که من جرات خوردن نداشتم و خیلی وقتها در زمانهایی خواهرم غذا میخورد که برای من ممنوع بودن و من هرگز جرات این کار رو نداشتم و اما من به خاطر فرمولهای ذهنی اشتباهم و یه سری کارهای اشتباهم هر روز چاقتر میشدم اما خواهرم خیلی راحت بود و هر روز متناسب تر میشد تا با این راه آشنا شدم و متوجه خیلی از خطاهای خودم شدم که به قول استاد اگر من فقط اونها رو انجام ندم خود یه خود لاغر میشم و انصافا با انجام ندادن خیلی از کارهای اشتباهم در اوایل آشنایی با سایت من کلی ریزش سایز و وزن داشتم و اما هنوزم بعد از مدتها که در مسیرم و کاارهای اشتباه گذشته رو انجام نمیدم مثلا هرگز خودم رو وزن نمیکنم ,هرگز در مورد چاقیم با کسی حرف نمیزنم ،هرگز افکار منفی در مورد خوردن رو مرورنمیکنم در آینه به چاقی خودم توجه نمیکنم،مدام خودم رو در آیینه بررسی نمیکنم و….
اما باید بگم همین دیروز یه ست لباس خاص داشتم که برای تفریح در باغ پوشیده بودم که کمرشلوارم روبه نسبت بالا آورده بودم و حین قدمزدن در باغ دستم روی شکمم کشیدم که دیدم به خاطر شلوار شکمم دو تیکه شده و من ناخود اگاه قسمت بالا و پایین شکمم رو در دستم گرفتم و خوب لمس کردم و گفتم وای انگار شکمم برجسته تر شده (تصویر سازی ذهنی کردم ) اما سریع دستم رو برداشتم و گفتم نه خیر عالی هستم و این مقدار شکم در مقایسه با قبل من عالی. و کوچکتر هست پس بی خیال این افکار شدم و متوجه شدم کارم اشتباه هست و امروز دقیقا این فایل تلنگری بود برای من .
و یا اینکه من قول دادم مدام خودم رو داخل آیینه چک نکنم و به اندام های چاقم توجه نکنم برای همین مدتها هست پشت به ایینه لباسم رو عوض میکنم و همچنین با آیینه قدی هم در سالن خونه هم مدتها هست که اوکی شدم و از اون بیشتر برای ارتباط بهتری با خودم برقرار کردن و یا به چهرم نگاه کردن و یا برای اهنگ خوندن وخوشحالی کردن جلوی آیینه میرم و کلا سعی کردم اصلا به دنبال چک کردن اندام خودم در آیینه نباشم و فقط برای ارتباط قوی و دوستانه داشتن با خودم از اون استفاده میکنم و یا از دور و یا نزدیک نگاه کلی به خودم میکنم
یعنی دارم تصویر سازی ذهنی میکنم یعنی میخوام تصویری از اندام های چاق و یا نافرم خودم رو خیلی مرور نکنم تا در ذهنم کمرنگ بشن به جای اون به اندام های زیبا در اطرافم توجه میکنم مثل دخترم و یا خواهرم و یا خواهر همسرم و یا اون اندام های زیبا که در گالری ذخیره کردم نگاه میکنم و یا اینکه عکسی از دوران تناسبم داشتم که تا مدتها به اون نگاه میکردم و اما ظاهراً از گوشیم پاک شده چون دیگه نمیبینمش اما بازم باید بهتر رفتار کنم و هیچ وقت اندام های چاقم رو لمس نکنم .و بارها بگم و نگاه کنم و ببینم که چقدر من با بودن در این راه متناسب تر شدم و به اون اندام های خودم که تغییر کرده نگاه کنم و خوشحال باشم
یا اینکه باید بگم هنوزم بعضی اوقات که در کنار افراد متناسب قرار میگیریم و میخوام لباس تنگی بپوشم و یا مانتوم رو در بیارم کمی میترسم که مبادا از دیدن فلان قسمت بدنم وحشت کنند و یا پیش خودشون بگن فلانی انگار هنوز چاق هست و یا اینکه میترسم پیش خودشون بگن ببین فلانی چه اندام نافرمی داره و خلاصه اینکه اینم یه مانع ذهنی دیگه هست که بهتر از قبل شدم ولی هنوزم باید روی خودم کار کنم و خودم رو همانطور که هستم بپذیرم و کاری به هیچ قسمت بدنم نداشته باشم و با هر پوششی که دلم بخواد در هر کجا حاضر بشم خدا رو شکر همیشه عالی هستم ولی گاهی اوقات در کنار افراد خاص متناسب با لباسهای قالب تن حاضرشدن برای من سخت هست و فکر میکنم الان فلانی که متناسب هست به رانها و یا شکم چاق من نگاه میکنه پس بازم با مرور این دوره کلی از نفطه ضعفهام داره برام مشخص میشه که باید تمام اونها رو بپذیرم و بهتر بشم .
من از این به بعد به خودم قول میدم هیچ قسمت بدنم رو برای اینکه بگم چربی اضافه داره لمس نکنم و به اون توجه نکنم و در آیینه به خودم نگاه نکنم .
و دوم اینکه در جلوی هر فرد متناسبی با هر پوششی. که بودم حاضر بشم حتی لباسهای چسبان و اندامی رو اگه دوست داشتم بپوشم و نگران حرف هیچ کس نباشم که توجه به چاقی هست و هر رنگ شلوار و هر مانتو و هر مدل لباس روبه راحتی به تنم کنم که با این کار به چاقی قدرت ندم پس قول میدم ترسی از دیده شدن اندامم ندارم و به راحتی با پوشش دلخواهم در همه جا حاضر میشم .
و باید بگم به شدت از زمانی که خودم رو وزن نمیکنم ارامش دارم و حال خوب دارم و لاغری بیشتری دارم و برای مزه کردن و چشیدن این همه طعم های ینظیر در این مسیر حاضر نیستم حتی براری یک بار هم که شده به زمان قبل برگردم و اون همه رنج و سختی و ناراحتی و غصه و چاقی رو خودم به خودم با افکار و کارهای نادرست هدیه بدم .
خدا رو بی نهایت سپاسگزارم که در این مسیر عالی با استاد عالی همراه هستم .
به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
سلام و درود فراوان به تمامی اهالی سایت تناسب فکری
تصویر سازی ذهن خیلی موضوع مهمی هست
که همه ی چاق ها به صورت ناخود اگاه در چاق تر شدن از اون استفاده کردن اما برای لاغری بلد نیستن که استفاده کنن .حالا چرا جریان اینطور هست ؟؟ چون چاق ها سالها هست از این توانایی ذهن برای چاقی بیشتر استفاده کردن و اما حالا که خیلی وقته از لاغری فاصله گرفتن تصویر لاغری یادشون نمیاد که از اون استفاده کنن و یا بلد نیستن از اون برای لاغری استفاده کنن .
من از وقتی در سایت هستم یاد گرفتم هرگز روی ترازو نرم و عدد وزنی خودم رو نیینم و هرگز این کار رو نکردم دقیقا برعکس گذشته ام که هر هفته روی ترازو میرفتم و چقدر حالم بد میشد و همون حس بد داشتن نسبت به وزنم باعث میشد هی وزنم بالاتر بره و من اون زمان نمیدونستم عیب کارم کجاس پس اعداد روی ترارو به تصویر تبدیل میشدن و یا اینکه رفتن داخل اینه و نگاه کردن به چربی های اضافه باعث چاقی بیشتر در ما میشه و یا نگرانی و ترس از چلقی باعث چاقی بیشتر ما میشه و این کارها خیلی خطرناک هست و من هرگز نباید اونها رو انجام بدم و من خودمم در گذشته به،شدت به شکم چاقم و یا رانهای چاقم توجه میکردم و هر جای چاق بدنم رو داخل دستم میگرفتم و میگفتم باید این چربی ها اب بشن و اما حالا اگاهم انجام این کار بسیار نادرست هست و نباید انجام بدم من باید حواسم باشه توجهم رو از روی چاقی بردارم پس هدف تمام دوره ها این هست من توجهم رو از روی چاقی که الان همراه من هست بردارم و به لاغری که هنوز برای من به وجود نیومده توجه کنم تا به هدفم برسم و این هنر من هنر جو هست .
من باید بتونم تصویر عالی در ذهنم ایجاد کنم و هرگز نباید سراغ ترازو و اینه و افکار چاقی برم چون اینها باعث تصویر چاقی در ذهن ما میشن .
همه ی اینها و هر کاری که چاقی رو به یاد ما میارن دارن تصویر چاقی رو ذهن ما پر رنگ میکنن و تا من جلوی این تصویرها رو نگیرم به سمت لاغری حرکت نمیکنم .
من نباید تصویر چاقی رو پر رنگ کنم تا خود به خود روند لاغری من شروع به حرکت کند و من مطمعنم به زودی لآغر و لاغرتر میشم .فقط همینجا تعهد میدم از چاقی بیشتر در اندام هام و چاقی در جسمم نترسم و تعهد میدم هر وقت جلوی اینه رفتم عاشق خودم و جسمم باشم و به چاقی توجه نکنم و به اون قدرت ندم و بگم بابا این که چیزی نیست به زودی از جسم من بیرون میره و من تعهد میدم کاری به ترازو و عدد وزنی ام نداشته باشم چون ارامش،من رو از بین میبره و اجازه نمیده من این مهمان ناخوانده رو از جسمم بیرون کنم .