هر روز جهان در حال گسترش است و این خواست و اراده خداوند است که جهان مادی در تمام ابعاد خودش گسترده تر شود.
بسیاری از انسانها از گسترش جهان مادی بهره چندانی نمی برند اما در مقابل با گسترش دنیای ذهن شان از مزایای قدرت آن مند می شوند.
گسترش دنیای مادی
به هر طرف نگاه کنید شاهد رشد و گسترش آن خواهید بود. از طبیعت گرفته تا ساخت و سازهای بشر و گسترش بی سابقه در تولید و تنوع مواد غذایی.
همه این تغییرات نتیجه رشد و گسترش توانایی ذهن بشر است. انسان به عنوان تنها موجودی که مجهز به قدرت ذهن و تفکر شده است می تواند با اندیشیدن در حل مسائل و بهبود آنها باعث رشد و گسترش دنیای پیرامون خود شود.
عده اندکی از انسانها از قدرت ذهن شان برای بهبود زندگی شخصی و دنیای مادی بهره می برند اما عده بسیاری از آنها ناآگاهانه از قدرت ذهن خود برای تخریب احساس، گسترش ترس و نگرانی در وجود خود و اطرافیانشان استفاده می کنند.
از آنجا که دنیای ذهن انسان بی نهایت است می تواند بسیار فراتر از دنیای مادی را تصویرسازی کند و کشف و اختراع بسیاری از مادیات جهان مادی به واسطه بی نهایت بودن قدرت ذهن بشر است.
گسترش دنیای ذهن
دنیای ذهن انسان در هر لحظه از زندگی در حال رشد و گسترش پیدا کردن است.
گسترش دنیای ذهن از طریق حواس پنجگانه انجام می شود که گوش و چشم سهم بیشتری در مقایسه با حواس دیگر دارند.
انسان از طریق دیدن و شنیدن به شکل توقف ناپذیر در حال ورود اطلاعات به دنیای ذهن خودش می باشد.
نکته جالب اینکه دیدن سهم بیشتر از شنیدن در جمع آوری اطلاعات برای ذهن ایفا می کند چون شما می توانید از طریق دیدن صحنه ها از فاصله ای که حتی صدایی از آن به گوش شما نمی رسد اطلاعات وارد ذهن خود کنید.
اگر گوش و چشم را برترین حواس انسان در جمع آوری اطلاعات و رشد و گسترش ذهن در نظر بگیرم میزان تاثیر آنها در مقایسه با قدرت تفکر و نماسازی ذهن بسیار ناچیز می شود.
دنیای ذهن انسان از طریق مرور افکار، تجسم و تصویرسازی همواره در حال رشد و گسترش خود می باشد.
مرور افکار نیاز به هیچکدام از حواس جسمی ندارد و فقط از طریق مرور اطلاعاتی که از قبل وارد ذهن شده است انجام می شود.
توانایی خارق العاده دیگر دنیای ذهن در ترکیب اطلاعات با یکدیگر و استخراج اطلاعات جدید است.
بسیاری از پیش بینی های ما برای نتیجه کارها از این طریق انجام می شود.
تصور کنید فرد یا مجموعه ای از افراد که در طراحی و تولید دستگاهی مشارکت دارند از طریق این توانایی دنیای ذهن خود بسیاری از حالت ها و شرایط احتمالی که ممکن است زمان کار کردن با دستگاه رخ دهد را پیش بینی کرده و برای آن راهکار در نظر می گیرند.
نکته جالب توجه اینکه همه انسانها در هر سن و شرایطی همواره در حال استفاده از این توانایی دنیای ذهن خود هستند.
ممکن است شما نیاز باشد فردا در مکانی حاظر شوید. انبوهی از افکار و حالت های مختلف احتمالی در ذهن تان مرور می شود که نتیجه اطلاعاتی است که از قبل وارد ذهن خود کرده اید.
تصور کنید قرار است در یک مصاحبه شغلی شرکت کنید. از ساعت ها یا روزها قبل از موعد مقرر مرور افکار و پیش بینی حالت های مختلف در ذهن شما مرور خواهد شد.
- اگه نتونستم به سوالات جواب بدم چی؟!
- اگه پذیرفته نشدم چی؟!
- من که می دونم پذیرفته نمی شم!!
- خدا کنه سوال چرت و پرت ازم نپرسند!
تمام پیش بینی هایی که در ذهن شما برای نتیجه مصاحبه شغلی شکل می گیرد با استغاده از اطلاعاتی که از قبل در دنیای ذهن خود ذخیره کرده اید ایجاد و مرور می شوند.
- مصاحبه ها همه فرمالیته است. نور چشمی ها از قبل انتخاب شدن.
- انقدر متقاضی زیاد شده که به این راحتی کسی پذیرفته نمی شه.
- تو این مملکت پارتی نداشته باشی همیشه حقت خورده می شه.
- اگه خانواده شهدا یا ایثارگران بودی راحت پذیرفته می شدی ولی الان نه.
اینها نمونه هایی از اطلاعاتی است که از مدت ها قبل از طریق شنیدن و گفتگو بین افراد وارد دنیای ذهن شما شده است و موقع قرار گرفتن در موقعیت مصاحبه یا آزمون استخدامی باعث شکل گیری انواع حالت های ممکن و غیرممکن می شود که معمولا در اکثر مواقع باعث ایجاد ناامیدی و احساس نگرانی در شما خواهد شد.
پردازش اطلاعات واردشده و استخراج بی نهایت نتیجه احتمالی از توانایی های خارق العاده دنیای ذهن است که همه ما به آن مجهز هستیم.

ذهن شما سرنوشت شماست
همه ما مثال های زیادی در زندگی مان داریم که انجام کاری را متوقف کرده این یا اصلا آن کار را شروع نکرده ایم یا نتیجه کار آنطور که مورد انتظار ما بوده است نشده است.
اینها همه به دلیل قدرت ذهن ما در پردازش اطلاعات وارده و ارائه احتمالاتی است که معمولا منجر به بی اراده و انگیزه شدن ما می شود.
ایده های زیادی در زندگی داشته ام که هیچکدام به مرحله اجرا نرسیدند چون بلافاصله بعد از شکل گیری ایده، احتمالات مختلف درباره نتیجه آن ایده در ذهن من شکل می گرفت که باعث ایجاد ترس و نگرانی از شکست یا نتیجه نگرفتن من می شد و ترجیح می دادم ایده های خودم را یکی پس از دیگری به فراموشی بسپارم.
همین الان هر ایده ای که در دنیای ذهن من ایجاد می شود بلافاصله توسط تجزیه و تحلیل های ذهنم مردود و شکست خورده جلوه داده می شود و چه بسیار ایده هایی که در همین چند ساله هرگز به مرحله اجرا نرسیده اند و از ترس نتیجه نگرفتن یا شکست خوردن رها شده اند.
تمام تغییراتی که در زندگی من ایجاد شده است به واسطه اهمیت ندادن آگاهانه به تجزیه و تحلیل های دنیای ذهنم بوده است که باعث شده برای عملی کردن آنها قدم برداشته و مرحله به مرحله پیش رفتم.
تنها عاملی که باعث شد در طی سالها اخیر برخی از ایده های ذهن ام را اجرا کنم تغییر آگاهانه ورودی ها و خروجی های ذهنم بوده است.
با اینکه اطمینان دارم در این کار عالی عمل نکرده ام و جای کار و اصلاحات بسیار دارد اما به همان اندازه ای که در کنترل ورودی ها و خروجی های دنیای ذهن ام تغییر ایجاد کرده ام عملکرد و نتایج زندگی من تغییر کرده است.
آنچه وارد دنیای ذهن تان می کنید فقط چند دقیقه گفتگوی خودمانی یا چند دقیقه تماشای ویدیو نیست بلکه اطلاعاتی است که در ذهن تان برای محاسبات روز مبادا ذخیره می کنید.
رشد و گسترش شبکه های مجازی و دنیای ارتباطات باعث سرعت پیدا کردن روند رشد و گسترش دنیای اطلاعات ذهن بشر شده است.
شما دیگر برای مطلع شدن از هر چیزی نیاز به حرکت کردن هم ندارید. فقط کافی است گوشی خود را بردارید و موضوع مورد نظر را جستجو کنید. در کسری از ثانیه بی نهایت اطلاعات به شکل های مختلف در دسترس شما قرار می گیرد.
گسترش امکانات گوشی های همراه و همه گیر شدن آن در جهان در کنار رشد و گسترش راه های ارتباطی باعث شده است که هر انسان تولید کننده و گسترش دهنده اطلاعات در دنیای مادی شود.
در گذشته فقط شبکه های تلویزیونی قادر به تولید و گسترش اطلاعات بودند اما امروزه هر انسان به تنهایی می تواند موثرتر و فعال تر از هر رسانه ای در امر تولید و گسترش اطلاعات نقش ایفا کند.
آنچه از طریق مختلف وارد ذهن خود می کنید، آنچه به طریق مختلف از طریق شما وارد جهان مادی می شود همه و همه بر عملکرد ذهن تان در تجزیه و تحلیل اطلاعات برای ادامه روند زندگی تان مورد استفاده قرار می گیرد.
افزایش سرعت زندگی و بی حوصله شدن انسانها از عواقب گسترش پیدا کردن دنیای ذهن بشر است.
افزایش احساس ناامیدی و گسترش ترس و نگرانی در بین انسانها از دیگر عواقب گسترش پیدا کردن ذهن بشر است.
اتخاذ تصمیمات اشتباه و تخریب زندگی شخصی و دنیای پیرامون از دیگر عواقب گسترش پیدا کردن ذهن بشر است.
اگر از شرایط و روند زندگی خود راضی نیستید و دوست دارید شرایط متفاوتی را تجربه کنید به شما اطمینان می دهم تنها راهکار مناسب برای آن تغییر دادن ورودی ها و خروجی های ذهن تان است.
در غیر اینصورت مهم نیست چقدر برای تغییر زندگی تات تلاش میکنید چون در نهایت زندگی توام با آرامش و احساس خوب را تجربه نخواهید کرد.
توجه داشته باشید نگفتم هرگز موفق نخواهید شد، به هر حال به شکل های مختلف می توان شرایط زندگی خود را تغییر داد و احساس موفقیت داشته باشید اما احساس آرامش را هرگز به این طریق در زندگی تان نمی توانید تجربه کنید.

هجرت از دنیای بزرگ به دنیای کوچک
آنچه باعث تغییر شرایط زندگی من شد هجرت از دنیای بزرگ و پهنار دریافت اطلاعات و آگاهی های نامناسب به دنیای کوچک اما سرشار از اطلاعات و آگاهی مناسب بود.
شاید مرسوم باشد انسانها برای رشد و پیشرفت به شهر بزرگتر یا کشور بزرگتر مهاجرت کنند اما مطمئن باشید برای تجربه آرامش و احساس خوب و در نتیجه روان شدن چرخ زندگی فقط باید از دنیای بزرگ و پهنار اطراف خود به دنیای کوچکی که برای خود می سازید مهاجرت کنید.
برای من سایت تناسب فکری دنیای کوچکی است که در دل هیاهوی دنیای بزرگ پیرامونم خلق کردم و سالهاست در دنیای کوچک خودم زندگی می کنم.
هرآنچه در دنیای بزرگ اطرافم دهان به دهان و دست به دست می شود در دنیای کوچک من خبری از آن دیده یا شنیده نمی شود.
من به سلیقه خودم با استفاده از الهامات الهی که در این سالها دریافت کردم دنیای کوچک و شخصی خودم را به شکل دلخواهم ساخته ام و از زندگی در آن لذت می برم.
جالب اینکه دنیای کوچک من اکنون از هر زمان دیگر شلوغ تر و پر رفت و آمد تر شده است اما با این تقاوت که همه آنهایی که مجوز حضور در دنیای کوچک من را دریافت می کنند فارغ از آنچه در دنیای پیرامون خود مشاهده و تجربه می کنند علاقمند به دریافت و گسترش آگاهی های دنیای کوچک تناسب فکری هستند.
من و شما به لطف خداوند صاحب دنیای کوچکی هستیم که می توانیم با خیال راحت در آن زندگی و رفت و آمد کنیم و از آنچه در این حین دریافت میکنیم برای ساختن دنیای شخصی خود استفاده کنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.43 از 80 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
استاد جان سلام صبحتون بخیر وشادی
امیدوارم چطورتون عالی باشه وصبحتون پرانرژی
امروز صبح خیلی حالم بد بود
چندتایی از فایل های شمارو دیدم حالم جا اومد
دقیقا مشکل منم همین
از وقتی اومدم خونه پدرم همین مشکل دارم
از یه طرف پدرو مادرم از طرف دیگه فامیل پدریم شب ها دورهمند از طرف دیگه فامیل مادرم آخر هفته ها دور همند
چیزی که استاد شما سالی یک بار تجربه میکنید من روزی چند بار
اما با این حال منم تصمیم گرفتم دوری کنم ودر دنیای کوچک خودم زندگی کنم تازه فهمیدم ساعت ها پیش مادروپدرم بودن باهاشون حرف زدن اشتباه هر شب دیدن فامیل پدریم اشتباه هر هفته دیدن فامیل مادریم اشتباه
از این روز تنهایی رو انتخاب کردم
تصمیم گرفتم نگذارم حالمو خراب کنن بعضی وقتا میگم چقدر سمی اند آدمها
البته من دوستشون دارم ولی باید برای محافظت از خودم دیر به دیر وتایم کم برم پیششون باهاشون کمترین حرف وتعامل داشته باشم وخداروشکر که اینجا هست وگرنه که دق میکردم
از بس نمیشه با آدمها حرف زد نمیشه بهشون فهموند که اشتباه فکر وحرف وعمل دارند
منم نمیخوام بهشون بفهمونن فقط میخوام تنها باشم
تا شاد باشم ،خوشحال باشم برم طبقات بالاتر
سلام و درود فراوان
خدهی مهربانم را بی نهایت سپاس می گویم که من رو به این فایل هدایت کرد چقدر بهش نیاز داشتم
دقیقا من هم تجربه استاد رو دارم همین الات تجربه میکنم از این فضای عالی و پر از آرامش مدتهاست دور شدم و چقدر انجام ندادن تمرینات و تمرکز نداشتن در سایت احساس بد و حال بد رو نصیبم کرده دقیقا باز هم ناخودآگاه ذهنم و گفتگوی ذهنی من در تنهایی هایم شده توجه به اتفاقات روزمره و اوجه به رفتار و گفتار دیگران !!!!!!! علی رغم اینکه آگاهی دارم این حال بد مت هز کجادنشات میگیره اما سعی و تلاش من برای حال خوبم بسیار کم هست سعی چند دقیقه ای من به گونه ای ۶ست که نمیتونم حتی یک دسدگاه رو هم بخونم . خیلی جالبه همین الان هم که دارم این فایل رو گوش میدم ذهنم داره میره طرف رفتارهای چند سال پیش اطرافیان !! در واقع یک رفتار کوچک اکنون من رو به سالها پیش برده . این ویژگی رفتار ی در من با حضور در سایت خیلی بهبود یافته بود اما با دوری از سایت یا بهتره یگم تمرکز نکردن در سایت دوباره اون بذری که کاشته بودم متاسفانه خدشه دار کرده
که مقصر اول و آخر این اوضاع خودم هستم چون ورودی ها یی که وارد کردم افتضاح بوده !!!
یه نکته جالبی که همین الان به فکرم رسید و چند ثانیه ای به اون موضوع فکر کردم این بود که مانند زملن رژیم گرفتن که مدام میگفتم از شنبه رژیم رو شروع میکنم این!مدتی دارم به خودم میگم از شنبه تمرکز میکنم خیلی جالبه از شنبه تمرکز میکنم و جالبتر اینکه چند تا شنبه داره میره و من به قول خودم تمرکز رو شروع میکنم و بعد دوباره یادم تو را فراموش !!!! من در شرایطی قرار گرفتم دقیقا از ساعت ۷ شب تا ۳ و نیم نصف شب حرف و حدبث از غیبت و گرانی و سیاسی و بعد هم زیر و رو کردن خاطرات تلخ گذشته از مرگ و میر گرفته تا هر موضوع تلخ دیگه که دلت بخواد و شرایطی بود که نمیشد محیط رو ترک کنم چون مدام میگفتن بخاطر تو این دور همی رو گرفتم . نتیجه اون دور همی که به قول خودشون به خاطر من یود تاول زدن دهنم از شدت ناراحتی و تب کردن به مدت چند روز واقعا حالم بد شد و هنوز هم ادامه داره متاسفانه تاثیر شدیدی گذاشت و هر چقدر هم وارد سایت میشدم
نتونستم کنترل کنم این پراکندگی ذهن و تمرکز نداشتن نمیزاره خوب پیش برم . . باید ادامه بدم انقدر ادامه میدم تا دوباره به لطف خدا حال خوب و احساس خوبم رو به دست بیارم . مثل الان که از خدا خواستم حال من رو خوب کنه توان نوشتن به من بده . که خدای مهربانم خدای بی همتایم خدای بزرگ و بی شریکم فرشته درونی من (کریم ) قشنگ من رو مثل همیشه به بهترین شکل هدایت کرد .
اصلا نمیدونم چی نوشتم واقعا نمیدونم فقط میدونم احساس خوبی از این نوشتن دارم ولو اینکه چرت و پرت باشه . همین گه این محیط امن و شگفت انگیز و معنوی هست قابل ستایش نیست قابل وصف نیست مهم اینکه که من با سردرد شدید چشم درد شدید دارم مینویسم هر از گاهی چشمانم رو از شدت درد میبندم دوباره ادامه نوشتن .
خدایا شکر که این فضا رو به من هدیه دادی چه هدیه ای !!! چه فضایی !!چه دنیتی کوچک و امنی
خدایا چطور و چگونه از تو و از فرستاده ات استاد عطار روشن تشکر کنم!!!!!!!!
خدای من از این
استاد من از این
دنیای کوچک و امن .
دنیای کوچک و امن
دنیای گوچک و امن
سپاسگزارم
سلام به استاد عطار روشن
استاد اینجا دنیای کوچک شما نیست اینجا خونه پدری من وتمام اعضا این سایته
خونه پدری که هر موقع از شبانه روز دلت گرفت میتونی دم صبح ،نیمه شب ،سر ظهر،هروقت هرموقع راحت کلید بندازی وبیای تو
حیاط این خونه همیشه آب پاشی شده است
گلهای شمعدانی لب حوضش سرحال سرحاله
سماورش همیشه قل قل میکنه وچای تازه دم بی بی جون همیشه به راهه
به قدر خستگی هات به قدر دلتنگیهات میمونی و یه چای تازه دم میخوری و بوی عطر گل یاس روی دیوار رو با تمام وجودت نفس میکشی و هوایی تازه میکنی و دلتنگیهات رو زیر فرش لاکی پنهان میکنی و با یه دل آرومی محض میزنی به کوچه وخیابون وشهر شلوغ زندگیت اما میدونی یه جایی هست که تا دلت از کسی گرفت تا رنجشی دیدی میتونی کلید بندازی و بیای صفایی به دلت بدی و خودت رو جلوی آینه ی آویزون بالای طاقچه ایوون خونه پدری راس وریس کنی و برگردی
اینجا خونه پدریه که به اندازه کل کره زمین بزرگه
با صفاست
مهموناش گرم وصمیمین
شیشه دل کسی ترک برنمیداره حتی شیشه شکسته ها روترمیم میکنه
اینجا مهمونیا آداب داره قراره فقط شاد باشن حرفهای خوب خوب بزنن
از نعمتهای سر سفره آقاجون تعریف کنن و سپاسگزاری کنن
واسه غم همدیگه غصه نخورن و باهمدیگر راه روبهش نشون بدن
قران توی طاقچه این خونه سال به سال خاک نمیخوره بلکه هر روز آقاجون خونه برش میداره و همه رو با خوندن آیه ها با تفسیرشون به فیض میرسونه
روسردراین خونه کاشی لعابی فیروزه ای زده شده وروش نوشته فقط خدا
جانماز این خونه همیشه پهنه و پراز گلبرگهای خشک شده گل محمدیه
اینجا همه میشینن پای فواره آب و صدای پای آب رو میشنون
اینجا همه از خوبی میگن واز خوبی میشنون
اینجا همه دور هم نشستن کسی بالا دست کسی نمیشینه کسی زیر دست کسی نیست
اینجا هروقت بیای همه منتظران با دل وجون
اینجا حرف حرف خداس
اینجا حرف حرف ایمانه
اینجا حرف حرف توکله
اینجا همه به خواست خدا زندگی میکنن
اینجا قیچی آقاجونش شاخ وبرگ اضافه ذهن همه رو حرص میکنه تا همه رشد کنن قد بکشن گل بدن رنگ وارنگ از همه نوع
اینجا گل شبدر چیزی از گل لاله کم نداره
اینجا همه پای سپیدار بلند نشستن و از سایه اون لذت میبرن
اینجا کسی آب حوض رو گل نمیکنه شاید یکی خاست وضو بگیره شاید یکی خاست اشک صورتش رو بشوره
اینجا همه حوله بدست دم حوض وایسادن تا خشک کنن آبی که پاک کرده اشک رو صورت رو
اینجا خونه پدریه که یه داداش مهربون داره اون رو آب وجارو میکنه
خاک باغچه رو عوض میکنه
گل وگلکاری میکنه
آب حوض رو تازه میکنه
درختهاش رو حرص میکنه
آیینه رو دستمال میکشه
آب سماور رو تازه میکنه
واسه هممون کلید ساخته
تا هرکی هروقت هرجایی بود سرش رو بندازه پایین کلید بندازه وبیاد تو
واون داداش شمایین استاد عطار روشن
بابت این خونه پدری این خونه پراز لطف وصفا ازتون ممنونم
من امشب مهمون این خونه بودم ساعت ۲:15
بابت چای تازه دم بابت حیاط باصفا بابت گلهای زیبا بابت حوض قشنگ بابت نور خدا و بابت همه چی ممنونم 🙏
سلام ليلابانو
فقط خواستم تشكر كنم كه حق مطلب رو ادا كرديد و با ياد سهراب اين خونه رو منور كرديد
من هم از شما سپاس گرارم
نشان های دریافت شده
سلام به شما استاد عزیز و گرامی و همه دوستان ساکن دنیای کوچک تناسب فکری
در درجه اول از شما استاد عزیز تشکر میکنم که این دنیای کوچک و زیبا را برای خودتان خلق کردید و در درجه دوم درهای آنرا باز گذاشتید تا دوستانی که با شما همفکر هستند وارد این دنیا شوند و از بودن در آن لذت ببرند
من از تجربه مشابهی که داشتم برایتان بگویم
چند هفته پیش پدر شوهر دخترم و برادرش به خانه ما آمدند
بعد از احوالپرسی و ردو بدل کردن اخبار خانوادگی سر صحبت از اوضاع و احوال ایران باز شد
ناگفته نماند که این صحبت را همسر من شروع کرد
او با من در این موارد نمیتواند حرف بزند یعنی من به او گفتم که هیچ علاقه ای به شنیدن اتفاقات ناگوار و یا اینکه سیاستمداران ایرانی چکار میکنند و یا چه حرفی میزنند ندارم
برای همین فکر میکنم اون وقتی کس دیگری را پیدا میکند که به او اجازه حرف زدن که همه آنها منفی و استرس دار هست میدهند دلی از عزا در می آورد
خلاصه صحبت ها از مطالبی بود که من از شنیدنش حالم بد میشد
چند بار مسیر صحبت را عوض کردم اما طولی نکشید که دوباره حرفها به همان مسیر نادرست و بیخود کشانده شد
واقعا احساس بدی در من بوجود آمده بود پیش خودم میگفتم چکار کنم آیا خودم را کنار بکشم و به اطاق دیگر بروم با اینکار ممکن بود به آنها که سالی یکبار می دیدمشان بر بخورد ولی گفتم این ریسک را میکنم چون این من هستم که انتخاب میکنم چه ورودی هایی را به ذهنم بدهم و این حرفها که حالم را بد میکند اجازه ورود به ذهنم را ندارند
یکبار پیش خودم گفتم خدا کنه تلفنم زنگ بزنه تا به این بهانه از آنجا خارج شوم ولی این اتفاق نیافتاد
من یک ببخشید گفتم و از جمع آنها بیرون رفتم
بعد از چند دقیقه که برگشتم پدر شوهر دخترم گفت مثل اینکه تو علاقه ای به این صحبتها نداری
من گفتم نه راستش را بخواهید نه تنها این موضوعات را دنبال نمیکنم و حتی اخبار گوش نمیدهم بلکه شنیدن این حرفها حالم را بد میکند
این موضوعات منفی جز اینکه ذهن ما را آشفته کرده و احساس ترس و ناامنی در ما ایجاد کند کار دیگری نمیکند چون ما نمیتوانیم تغییری در این شرایط ایجاد کنیم و فقط خودمان را آزار میدهیم
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️🌹
سلام
دنیای کوچک من و شما
تمرین آموزشی ✍️
از خوندن مطالب و گوش دادن به فایل این قسمت واقعا لذت بردم نکات آموزشی فوق العاده ای در اون گنجانده شده ممنون از زحمات تون 🙏
منم از دید و بازدید های عید نوروز که مصادف شده بود با ماه مبارک رمضان لذت که نبردم هیچ تازه یه جاهایی حس و حالم واقعا بد میشد
هر جا که میرفتیم همش صحبت از گرونی و بی پولی و بی احترامی جوونا به بزرگترها و غیبت افرادی که در اون جمع نبودن و نا امنی جامعه و بی کفایتی مسولین مملکت …… بود
جالبه که هر جایی هم که میرفتیم همه پذیرایی های شیک و با کلاس داشتن و لباسهای و شیک و گرون تن خودشونو بچه هاشون و ……. بود
ولی با این وجود بازم همه شون بیشتر از گرونی و کمبود پول گله و شکایت داشتن اتفاقا یه جایی من گفتم خدارو شکر مردم همه دست به جیبن و فراوانی پول و نعمت همه جا هست که
یهو با هجوم افراد مواجه شدم که نه بابا دلت خوشه پول کجا بود مردم با سیلی صورت شونو سرخ نگه میدارن ، همه بدبخت و بیچاره ان ، مردم همه سر بی شام زمین میزارن ، نون پیدا نمیکنن بخورند …. دیدم کوچیک و بزرگ بهم حمله کردن لبخند زدم گفتم درسته حق با شماست و دیگه سکوت کردم
ولی وقتی نگاه میکنی همه خیلی شیک و به روز هستند هر جا میری همه سفره ها پر و پیمان ، هفت سینای شیک و گرون قیمت چیده بودن قبل عید که واسه خرید به بازار میرفتیم مردم همه درحال خرید و دستاشون پر از کیسه های خرید بود حتی مغازهها و بوتیک های لباس این قدر شلوغ بود که باید تو صف می ایستادی تا نوبتت بشه و از شلوغی ازدحام جمعیت همه بهم میخوردند و از هم عذر خواهی میکردند و من تو دلم میگفتم خدارو شکر به این همه فراوانی پول و نعمت و خرید مردم
ولی نمیدونم چرا همین مردم که تا آخرین لحظات پایانی تحویل سال مشغول خرید و پاساژ گردی بودن ولی وقتی پای صحبت هاشون میشینی حرف از نداری و بی پولی و کمبود همه چیز میزنن و حال آدمو بد میکنند
واقعاً نزدیک ترین افراد که حتی عزیز ترین افراد زندگیت هستند وقتیکه حتی بعد از مدتها ندیدی شون و دیدار تازه میکنی وقتی با هاشون همکلام میشی فقط حال تو بد میکنن
امسال من این تجربه رو داشتم چند جا خونه نزدیکترین افراد فامیل مون که رفتیم با دید و بازدید فقط حس و حال مون خراب شد با حال خوب به نیت دید و بازدید رفتیم با حال بد و خراب برگشتیم یه جایی که حتی نزدیک بود دعوا بشه وقتی اونجا بودیم بعد از سلام و احوال پرسی سر صحبتا شروع شد یهو یکی از اعضای اون خانواده شروع به صحبت کرد و گفت از فلانی ها چه خبر و ما گفتیم خبری نیست سلامتی یهو گفت شما مگه با هم مشکلی چیزی دارین گفتیم نه چه طور مگه گفتند پس این حرفا چیه که پشت شما گفتن
که من همون جا ناراحت شدم ولی زیاد به روی خودم نیاوردم و سعی کردم خودمو کنترل کنم ولی همسرم چون آدم واکنشی هستش سریع عصبانی شد و شروع به واکنش دادن کردو ….محفل دید و بازدید تبدیل به جنگ اعصاب شد و من اون لحظه تنها کاری که میتوانستم بکنم به گوشی همسرم پیامک زدم که خودشو کنترل کنه و ازش خواستم که برگردیم خونه و
بعد از برگشت به خونه تا ساعت ها حال همه مون خراب بود و من خودم ساعتها گفتگوی درونی و درگیری ذهنی داشتم
آخر به همسرم و بچههام گفتم والا تو خونه بشینی و جایی نریم خیلی بهتره
دیگه حداقل جنگ اعصاب نداری
ممنون استاد که این دنیای کوچیک و زیبا رو برامون ساختین که هر وقت میاییم اینجا حال مون خوب میشه اینجا همه با هم هم مدار و هم فرکانس هستیم و از صحبت با همدیگه حال مون خوب میشه و با اینکه اصلا همدیگر و نمیشناسیم و یکبارم همو ندیدیم ولی حرفای هم و خیلی خوب میفهمیم و درک میکنیم
ولی نزدیک ترین افراد اطراف مون که حتی با هم نسبت خونی داریم با رفت و آمد و صحبت کردن و ارتباط کلامی بعضیا شون از روی حسادت و کینه به عمد و بعضیا از روی دل سوزی حال مونو خراب میکنند
مثلاً یکی از عزیز ترین افراد نزدیک من کلا فازش منفیه همیشه موقعی که حالش بد ، خودش یا همسرش یا بچه هاست مریض میشن یا اتفاق بدی براشون می یوفته سریع گوشی شو میگیره و عالم و ادم و از اون اتفاق باخبر میکنه و بیشتر مواقع اولین نفر به من زنگ میزنه و اون اتفاق و با حال بد و گریه برای من تعریف میکنه و خیلی هم دلش میخواد که باهاش هم دردی کنی و مرتب بهش زنگ بزنی و پی گیری باشی و مدام در مورد اون اتفاق ازش سوال کنی و خودش مو به مو با جزییات برات توضیح میده و اگه تا چند روز بعد از اون اتفاقی که براش افتاده بهش زنگ نزنی و حال شو نپرسی دیگه وا ویلا این قدر با آه و ناله ازت گله و شکایت میکنه که نگو به هرحال منم چون این فرد برام خیلی عزیزه نمیتونم قید شو بزنم یا بهش بی احترامی کنم ، یا تلفن شو جواب ندم قبلاً که با هاش هم کلام میشدم و هم دردی میکردم ولی الان دیگه تا خودش چیزی نگه من شروع کننده موضوع صحبت نمیشم ولی ماشاالله خودش دیگه تا آدم و میبینه شروع میکنه به صحبت کردن از همه جا زمین و زمان و بهم میدوزه و همش دوست داره باهاش همدردی کنی و مدام میگه من درد دلمو به شما نگم به کی بگم و توقع داره که همه حرفای منفی و بی سر و ته شو تایید کنی
خدایا خودت کمکم کن یه راه حل برای این مسئله پیدا کنم خدایا خودت همه رو هدایت و راهنمایی کن
استاد ممنون از زحمات تون 🙏🌹
سلام استاد
خدارا شاکرم که توانستم من هم جزء افرادی باشم که در این دنیای کوچک با شما استاد عزیز و دوستان زندگی کنم و در کنار دوستانی که برای متناسب شدن و شناخت بیشتر خداوند و راههای رسیدن به آرزوهایشان تلاش می کنند هرروز به اگاهیهای خودم بیفزایم به فرموده پیامبر اکرم (ص)
زگهواره تا گور دانش بجوی
استاد من ۵ روز دیگر یکسال تمام می شود که دراین سایت آمده ام و چقدر هرروز با گوش دادن به فایلهای شما و خواندن نظرات دوستان باورها و اعتقادات من تغییر کرد مثل
۱_ رها شدن از گروههای مجازی به درد نخور و دروغگوچون همه ی آنها احساس ما را بد می کنند
۲_ کنترل ورودی ذهن خودم برای داشتن آرامش بیشتر ذهن
۳_ اصلاح بسیاری از باورهای اشتباه در مورد چاقی
۴_ اصلاح بسیاری از باورهای اشتباه در مورد لاغری
۵_ اصلاح بسیاری از باورهای و اعتقادات خودم در مورد خداوند و محیط پیرامون اطرافم
۶_ اصلاح بسیاری از باورها برای اینکه بدانم همیشه خودم مقصرم و در هر جایی هستم حق من همین است
۷_ یادگیری که با ذهنم اتفاقات اطراف من رقم خواهد خورد و به شانس و یا چشم زخم ربطی ندارد
۸_ یاد بگیرم که دیگر به دیگران کینه نداشته باشم چون به خودم ضربه میزنم
۹_ با محبت و بدون چشم داشت به دیگران کمک کنم
۱۰_ از خداوند درخواستهای زیاد داشته باشم و برای درخواستهایم قناعت نکنم
۱۱_ در زندگی ایمان داشته باشم خداوند سریع الحساب است ودر همه حال از او بخواهم کمکم کند
۱۲_ ایمان داشته باشم که خداوند در هر حالتی به من نزدیک است
۱۳_ یاد گرفتم اگر خواستم موضوعی من را ناراحت نکند اصلا به آن موضوع فکر نکنم تا به آرامش روحی و ذهنی برسم
۱۴_ من فقط با ایمان به خداوند و استمرار دراین مسیر لاغر خواهم شد
۱۵_ برای بودن دراین مسیر بهانه تراشی نکنم تا کم کم از مسیر خارج نشوم وخیلی چیزهای دیگر و….
استاد دقیقا چند روز پیش من در منزل مادرم داشتم یکی از فایلها را گوش می دادم یکی از آشناها بهم گفت چقدر حوصله داری که اینها را گوش میدهی من خو حوصله ندارم فایلی را به مدت ۲۰ دقیقه ببینم در حالی که ساعتها می شینه و فیلمهای ترکی زیرنویس را می بینه و یادم در بعضی از مواقع بقدری ناراحت میشه و بارها در مورد اتفاقات فیلم صحبت می کند استاد الان من و اطرافیانم مثل افرادی شدیم که هر کدام فکر میکنی از یک کره دیگر برای یک مهمانی و دورهمی به زمین دعوت شدیم و در این مهمانی متوجه شدیم که الان چقدر افگار و عقاید ما با هم فرق دارد چون آموزشها در من اثر کرده و من دیگر ورودیهای ذهنم را کنترل می کنم و به این حرفها گوش نمی دهم گاهی اوقات اطرافیان هم می گویند چقدر تو تغییر کردی دیگر در مورد سیاست ، گرانی ، طلاق ، مریضی ، جنگ ، بالا رفتن طلا و دلار ، حتی همکاران و….صحبت نمی کنی چون یاد گرفتم دیگران را قضاوت نکنم و به جای کمبودها بیشتر به فراوانی نعمتهای خداوند توجه کنم تا بیشتر نعمتها را جذب کنم و بیشتر وقتم را دراین سایت و در دنیای کوچک خودم باشم چون علاوه بر غیبت نکردن ، ایمان خود را نسبت به خداوند قوی تر میکنم و از خداوند متعال سپاسگزارم که من را با این دنیای کوچک استاد عطاری روشن آشنا کرد تا از این همه هیاهوی اطرافم کناره گیری کنم و علاوه بر متناسب شدن بسیاری از چیزها را یاد بگیرم که در هیچ کتاب و دانشگاهی به این خوبی تدریس نشده است
استاد از شما ممنون که ما را به این دنیای کوچک خودتان دعوت کردید تا عمرم را بیهوده و باطل نگذرانیم و بعدها افسوس بخوریم 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🤲🤲🤲🤲🤲
نشان های دریافت شده
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
بله استاد واقعا قبول دارم جهان هر روز در حال گسترش من اینو بخوبی تجربه کردم گاهی بعد از چند وقت از یک خیابونی عبور میکنم با خودم میگه عه چه خوب اینجا نانوایی باز شده عه چه خوب اینجا بوتیک باز شده و…این نشان دهنده اینکه جهان در حال گسترش
یا وقتی میبینی در فلان خیابان ساختمانی ساخته شده طبقیه پایین ساختمان تجاری کردن و کلی مغازه ایجاد میشود این نشان دهنده گسترش جهان مادی
یا میریم سوپر مارکت میبینی یه مدل جدید از ماکارانی اومده چند مدل جدید کیک اومده و…هم نشان دهنده گسترش جهان مادی
چقدر خوبه آدم از دنیای مادی بهره زیادی نبره اما از دنیای ذهنی خودش بهرمند بشه
بله این و من بخوبی درک میکنم نگاه ماشین جدید میکنم میگم این قدرت ذهن بشر که تبدیل به ماشین شده یا یه ساختمان زیبا و بزرگ میکنم میبینم این قدرت ذهن بشر
پس هر چیزی که ببینیم ک بشنویم بو کنیم بخوریم لمسش کنیم و به وسیله اینها داریم اطلاعات وارد ذهنمون میکنیم
کاملا میپذیرم زمانیکه من از یک تصویر نگاه میکنم و این تصویر لذت میبرم باعث میشه من بیشتر به اون تصویر نگاه کنم لذت ببرم اطلاعات اون تصویر وارد ذهنم میشه
پس قدرت تفکر و تصویر سازی ذهنی خیلی بیشتر از از دیدن و شنیدن و جمع آوری اطلاعات بیشتر
من این موضوع درک میکنم چون دید ن و شنیدن مثلا یه فیلمی میبینیم یه سری اطلاعات و آگاهی جدید به مغزشون میدیم ولی قدرت تفکر بسیار قدرتمند ما میتونیم در لحظه هزاران فکر داشته باشیم بریم به ۱۰۰۰ سال پیش یا بریم به ۱۰۰۰ سال بعد کلی فکر مرور کنیم که چی شد چی نشد ولی با قدرت دیدن و شنیدن خیلی کمتر
مثلا میخوایم بریم مسافرت
من از چند هفته قبلش در حال آماده شدن هستم خوب برای تو راه چی درست کنم که زود فاسد نشه برای شام چی درست کنم برای فردا صبحانه و…و تمام وسایل از همین جا تهیه میکنم که هزینه کمتری متحمل بشم
حالا رسیدیم مثلا شمال بریم فلان جا یه اتاق کنار دریا بود اونو اجاره کنیم برای اقامت شب
بریم فلان بازار یکم سیر خام زیتون پرورده ماست چکیده بگیریم
خلاصه کلی فکر در ذهنم مرور میشه و به ترتیب اجدادشان میکنم
تمام اطلاعات از قبل در ذهن من بوده من فقط تکرار میکنم اونها رو
منم افکاری دارم
که شمال آنقدر جنسهاشونو گرون میدن که سه ماه کار میکنن ۹ ماه میخورن
شمالیها به ما تهرانیها و کرجیها جنسهای نو گرون میدن اگر هواست نباشه کلاه سرت رفته
شمال که میری هزینه ات زیاد میشه
اینها چیزهایی که میگن من بارها شنیدم
قبلنای من همیشه همین طور بوده من کاری رو شروع میکردم یکی میگفت نه بابا این چه کاری مگه عقلتون از دست دادی درصورتی فکر بدی نبوده منم سریع بیخیال اون فکر شدم
خوب وقتی کاری رو نصفه و نیمه رها کنی طبیعی که نتیجه ای که من دوست داشتم تجربه کنم به من نمیده
.
استاد اینجوری بگم که هر وقت یعنی هر وقت حرف کسی رو گوش کردم به ضررم تموم شده
من داشتم زندگیم میکردم راحت بچه هام بزرگ میکردم یکی گفت نه دختر ۷ ساله مگه دوچرخه سواری میکنه دختر ۷ ساله رو مگه میفرستن خرید از محل مغازه سر کوچه کنه دختر ۷ ساله رو اسکیت سواری کنه و الان من مصبب تمام آرزوهای دخترم هستم که نتونسته تجربش کنه
بارها این اتفاق برای من افتاده که هدایت شدم رفتم کاموا فروشی یه کاموا قیمت مناسب هم پیدا کردم ولی گفتم این حدا اقل ۱۲ تا کاموا مصرف میکنه میشه آنقدر پس ولش کن الان پول ندارم در صورتی که دارم به اندازهایکه اونو بگیرم اما میگم اگر بخرم دیگه پولی ندارم در نتیجه بیخیال ایده الهی خودم میشم
و بارها هم شده انجام دادم لذت بردم که مثلا من صداها یواش نمیشنوم و صدای قل زدن برنج هم نمیشنوم میام میشینم تمرین مینویسم بعد یهو یه حسی میگه ببین غذا در چه حالی میرم میبینم به موقع به موقع اومدم یکم دیرتر میشد سوخته بود دمش کردم و خدایا شکرت که به من ایده دادی من اجراش کردم لذتشو بردم خدایا ممنون و سپاسگزار و قدر دانم
من کاملا میپذیرم میدونم مطمئنم که تمام تغییرات زندگی منم بخاطر اجرا کردن یا نکردن ایدههاست
اما استاد یه سری فکر اشتباه دارم تو ذهنم که من نمیتونم ایدهای الهی دریافت کنم در طول روز خداوند به من این همه ایده میده چرا من متوجه نمیشم
وقتی فکر میکنم میبینم متوجه میشم ولی تنبلی میکنم اجرا نمیکنم نمیشه که من ایدهای خداوند متوجه نشم
همین امروز من ساعت ۱۲ از خواب بیدار شدم البته یکم حالم خوب نبود دوست داشتم بخوابم یه خواب با آرامش بدون کابوس خواب دیدن نگرانی غذا درست نکردم و اینا
و چند بار چشمام باز کردم ساعت دیدم ولی دوباره گفتم حالا بیست دقیقه به ۹ من ۹ بیدار میشم و به همین شکل بهانه حال ندارم شد ۱۲ اینها ایدهای الهی بورن من توجه نکردم
پس اینکه من متوجه نمیشم کاملا غلط و از نظر من رد شد من متوجه میشم اما عمل نمیکنم خدایا منو ببخش که به ایدهای الهی تو توجه نکردم خدایا میخوام کمکم کنی که یادم بیافته اینها ایدهای از طرف تو خدای مهربانم هستند و به من کمک کنی ایدها رو اجرا کنم الهی آمین
استاد اینم هست ها من خیلی زیاد سعی میکنم هر چیزی کارد ذهنم نکنم اجازه نمیدم هر چیزی وارد ذهنم بشه مراقب ورودیهام هستم ولی گاهی هم میشه که وارد میشه ولی آگاهانه اصلا وارد نمیکنم
نه تلوزیون میبینم خیلی کم گاهی به ندرت پیش میاد من یه فیلمی ببینم مثلا دیشب یه فیلمی دیدم اسمشو نمیدونم یه سگ مهربانی بور که به صاحبش وفادار بود من عاشق سگ هستم در عین اینکه ازشون میترسم و اون فیلم دیدم متوجه شدم نژاد گرگ خاکستری از ترکیب سگ با گرگ سفید بوجود میاد و خیلی لذت بردم از تماشای اون فیلم
وگرنه دیگه حوصله دیدن تلوزیون ندادم شیکهای اجتماعی دنبال نمیکنم مگر اینه موضوعی ذهن منو درگیر خودش کنه من بخوام تحقیق کنم اونم در مورد مسائل سایت
واقعا اینو قبول دارم که اون چیزی که وارد ذهنم میکنم فقط چند دقیقه دیدن فیلم نیست اون آگاهی که وارد ذهنم شده بعد از فیلم به گفتگو ذهنی تبدیل میشه خدایا چقدر بزرگی چقدر خوبه چقدر این حیوان نجیب و مهربان چقدر درک داره چقدر حرف انسانها رو میپذیرم چقدر احساس آرامش میکنه در کنار اون پیر مردی که بعدا صاحبش شد و چقدر این دو همدیگر رو درک میکنن پیر مرد گفت حالا اینجا تشکیل خانواده دادی بهتر با من نیایی بمونی زندگیت ادامه بدی تو مال طبیعت هستی حقته اینجه زندگی کنی
اینا همه در دهنم مرور شد بعد از دیدن فیلم
من دارم میبینم دخترم خیلی زیاد وابسته شبکه مجازی اینستا هست خیلی میبینه بیشتر اوقاتشو داره کلیپ میبینه هی لایک هم میکنه
گاهی قهقهه میزنه گاهی بشدت ناراحت میشه و گاهی میگه مامان اینو ببین برای اون خنده داره برای من اصلا خنده نداره
من الان داره چهار سال میشه که مهاجرت کردم اومدم عضو سایت تناسب فکری شدم استاد سایت دنیای منم هست منم زمانهاییکه در اینجا هستم حالم خوبه آرامش دارم لذت میبرم و وقتی از سایت میام بیرون مثلا میرم شهرستان برام تازگی داره آنگاه که تازه میبینم اونجا رو همش لذت
واقعا همین جور استاد من در سایت حرفهایی زدم با خیال راحت که بخدا به مادرم به همسرم به هیچ کس نگفتم
اینجا خانه امن منه من درکنار استادم و دوستانی که حتی عکس بعضی هاشونو ندیدم ولی خیلی مکان سرشار از آرامش لذت آگاهی دانایی امید شادی سلامتی تجربه کردن آرزوها خلق کردن خلاصه استاد دنیایی دارم برای خودم
استاد اینجا جا داره یکبار دیگه از شما تشکر و قدردانی کنم برای دنیایی که برای خودتون ساختین ما رو هم عضو سایتتون کردید بینهایت بینهایت بینهایت بار به توان هزار از شما ممنون و سپاسگزار و قدرانم و همین طور از خدای مهربان بزرگ قدرتمند توانمندم ممنون و سپاسگزارم که هر لحظه منو هدایت و حمایت میکنه و منو به این سایت شگفت انگیز خارق العاده معجزه آسا هدایت کرده خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم خدایا دوستت دارم
.
استاد منم اینجوری فکر میکنم و میبینم که نسبت به اطرافیانم چقدر احساس آرامش دارم چقدر انسان آرامتر شدم
استاد امروز بعد از ظهر یه مراسم ختمی بود در شهرستان ما با همسرم و دخترم رفتیم تو راه هم خواهر همسرم با خودمون بردیم
خلاصه موقع برگشتن خواهر همسرم دوست خودش هم آورده بود واقعا میدیدم دوستش یه انسان تنهاست میگفت نشسته بودم فکر میکردم دیدم در شهرستان ما همین امسال ۳۳ نفر طلاق گرفتن از اول تا آخر صحبت میکرد همش از ناراحتی ها میگفت دیدی فلانی سر قبر بچه اش بود دیدی چقدر قبر بچه اش تزئین کرده بود دیدی زنش رفت و….دوباره رفت روی یه شخص دیگه رفت رو زندگی بردارش همش از بدیها و طلاق مرگ اینا حرف میزد خواهر همسرم ما داشتیم گوش میدادیم
من خیلی گوش نمیدادم یه همچین موقعی میشه خداوند هم به من کمک میکنه تا چیزهای که خوب نیستن وارد ذهن من نشه من همش هواسم بود عه چرا این درخت رشد کرده انگار خشک شده عه جه برگی داره من تا حالا این مدلی برگ ندیده بود جرا رودخونه آبش گل آلود و…و اینجوری نصف بیشتر حرف این خانم نمیشنیدم چون مخاطبش من تنها نبودم خیلی راحت میتونستم به حرفش گوش ندم اطلاعات بد وارد ذهنم نکنم
منم همین طور حالم خوبه کمتر گیر میدم به آدمها کمتر نق میزنم سریع مسائل میپذیرم سعی نمیکنم حالم بد کنم حالا ذوق و شوق خیلی ندارم حالم بد نیست ولی دوست دارم ذوق و شوق هم داشته باشم و اونم در طی این دوره بدست میارم
ولی اطرافیانم اینجوری نیستن سرعت زندگیشون خیلی زیاد حوصله نمیکنن امروز جاده چالوس ترافیک بود ما به موقع رسیدیم ولی خیلی ترافیک بود همش همسرم غر میزد نا آرام بود ولی من اصلا برام مهم نبود راحت بودم چون میدونم که دارم میرم از طبیعت لذت ببرم چون میدونم که دارم میبرم دوستان و آشنایان ببینم از دیدنشون لذت ببرم پس آرام بودم
منم سعی کردم ورودیهای خوب دریافت کنم یا دارم فایل گوش میدم یا تمرین مینویسم یا دارم نکات مهم مینویسم یا دارم اونها رو میخونم یا دارم سرگرم رسیدگی به امور خانه هستم سعی نمیکنم آگاهیهای نامناسب یا بی فایده وارد ذهنم کنم کلا خیلی کم حرف هم شدم بقول معروف سرم تو لاک خودم و این تغییر بزرگ مدیون شما و دنیای شما هستم که من هم عضو دنیای کوچک شما هستم خدایا شکرت
استاد من نمیتونم وقتی میرم بیرون کسی هست از فایلهای استفاده کنم چون هم بد میدونن میگن بی احترامی به من کرد هم اگر بپرسم نمیدونم چی بگم بهشون و برای همین گوش نمیدم
میدونید استاد به نظر من دلیلش اینکه اونها آگاهی اینو ندارن که الانکه من دارم این فیلم میبینم حالم بد میشه میترسم وحشت میکنم یا ناراحت میشم غصه میخورم و…اینا چه عواقبی برای من داره اونا اینو نمیدونن ما چون میدونیم برای همین برامونوخیلی مهم که ورودیهای خوب به ذهنمون بدیم سعی کنیم زیبایی های دنیا رو ببینم سعی کنیم به چیزهای خوب فکر کنیم اما
.
این خانم امروز میگفت دلم میسوزه برای برادرم که همسرش رفته اون منتظره برگرده هیچ وقت فکر اینو نمیکنن که چرا همسرش گذاشته رفته و اونا نمیدونن که دلسوزی برای دیگران چه عواقبی داره طوری بود که داشت اشک از چشمانش سرازیر میشد
میدونی استاد الان که با مسائل روبه رو میشم میبینم و درک میکنم نتایجی که دوره خدا هرگز دیر نمیکند برای من به ارمغان داشته پن خیلی چیزها رو با آگاهیهای ادن جلسه کاملا درک میکنم اصلا برام مهم نیست مثل اینکه چرا اون فرد با اون خانم که دوست داشت ازدواج نکرده با شخص دیگه از
دواج کرده یا چرا این اتفاقات براش رخ میده و سعی میکنم توجه نکنم الانم دارم تمرین مینویسم دیگه اصلا بهش فکر نمیکنم
من گاهی همسرم میخواد درباره کسی صحبت کنه الکی میگم نمیشناسم گاهی هم واقعا نمیشناسم اونم زود حرفشو تموم میکنه
من تجربه کردم تاثیر گذاشتن فیلمی که دیدم و گفتگو دهنی که بعدش داشتم اون روزا فیلم اوشین میگذاشتند که آخر بدبختی بود وقتی تمام میشد چقدر خانوادگی دربارش صحبت میکردم و چقدر غصه میخوردیم
بازم اون طرف شما والا برای ما که میریم تلوزیون ال ای دی ۵۰ میخریم که سریال هندی ببینیم حالا خدایی همسر من دور میزنه هر جا مستندی باشه میبینه گاهی اخبار گوش میده
من دورهای آنچنانی نداشتم در ایام نوروز خونه خواهرم و مادرم رفتم با دخترم مادر شوهرش همین بعد آنقدر زمان طولانی نموندم نهایت ۴ الی ۵ ساعت کلا شده که تو خونه خواهرم یکی دوساعت فیلم دیدم آقایون با هم صحبت میکردن
ولی خونه مادرم صحبت مشکلات و اینا داغ بود که من فقط گوش کردم و بعدش سعی کردم یادم بره
استاد حرفهای انسانها با هم تفاوت داره برای خانواده ما اینجوری حرف نمیزنن به سیاست جنگ اینا کاری ندارن به گرونی بیماری فلانی طلاق فلانی دیدی فلانی گفتن مریض داره میره و…صحبت میکنن اینکه دیدی اون چی گفت به من و…
واقعا استاد ما خیلی متفاوت هستیم زمین تا آسمان با اطرافیانمون تفاوت داریم و همه بخار وجود شماست که این دنیای کوچیک بوجود آوردید استاد دنیای کوچیک شما دنیای کوچیک منم هست من خیلی راحت اینجا حرف میزنم
منم از شما تشکر میکنم که دنیای کوچک خودتون ساختین که منم بیم عضو دنیای کوچک شما بشم ممنونم که هر چیزی خودتون تجربه میکنید مییاین به ماهم میگید تا ما هم بتونیم دنیای کوچک خودمونو بسازیم ممنونم که کلی زمان صرف میکنید دیکاه منو میخونید و من همیشه براتون بهترین ها رو آرزو دارم
واقعا اینو درک میکنم که آنقدر آگاه شدم که انتخاب کنم چه چیزی میخوام وارد ذهنم کنم من اصلا فیلم نمیبینم شاید حدا اقل یکسال بود فیلم ندیده بودم چند روز پیش یه فیلم خوب دیدم
هواسم هست که اینو میگه چی اطلاعاتی دارم وارد ذهنم میکنم گاهی هم مجبور هستم فقط گوش میکنم زورم بهشون نمیرسه که تموم کنن
و همه اینها رو مدیون شما استاد عزیزو گرامی و عالیقدرم هستنم بینهایت سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام
این فایل بیشتر حرف دل من بود
واقعا ی جا ندارر م تو دورو ورم ک برم حرف بزنم دلم باز بشه تمام اطرافیانم از مشکلاتشون دم میزندد و میریم خونه مادرشوهر از نداری ودین ونماز اینکارو بکنید ایمو نکنیده
میرم خونه مامانم از اخبار حمله اینو دولت
وافعا استاد من تو جمع هامو حس خفگی بهم دس میده از اونجایی ک هفته یبار خونه مامانم ی بار خونه مادرشوهر
وخونه خودمم نگم همسرم کوهی از فاصله رو بینمون حس میکنم کتفیه همسرم خونه باشه همش کنترل تلوزیون دستشه از این اخبار از این فیلم مزخرف ب اون فیلم
امان از حرفهاش همش منو مقصر بدبختی هاش میدونه و تجربه هاش
فک کن دیروز اونقدر سقفم پر شد ک رفتاری رو از خودم نشون دادم ک الان ک بهش فک میکنم باکرم نمیشه ک من بودم اون کار گردم
من نمیتونم واقعا دوکلمه با همسرم حرف بزنم هیم ن حرف رو عوص میکنم هی هی
اما باز نهایتش میبرم
نمیدومم چیکار کنم
نمیدونم تو این جمع ها چیکار کنم کاون حرفها رو نشنوم
چرا وقتی زیبایی هس خوبی هس جور دیگه نمیبینیم
من ندیدم همسرم یبار خودشو مقصر بدونه ندیدم یبار شک کنه همش منو مقصر تموم زنگیش میدونه مم خب قبل من چی چرا اون موقع حالت خوب نیود
کوهی از فاصله بین ما دو تاست
همسر من انسان خوب زحمتکش و خانواوه دوست هس ولی نمیدونم دوسال زندگی من اینه دوسال
خستم واقعا خستم
استاد عزیز خوشحال میشم راهنمایی کنید منو
ممنونم از این فایل چن واقعا من احساس بدبخنی میکردم از این جمع ها ادمها
بخصوص ک پور شوهر پن باع داره و همسرم حتما هر جمعه میبره مارو اونجا و این بحثها ب شدت زیاده جوری ک زیبایی اون باغ ک بهشته اصلا ب چشم نمیاد
دیدم دیگرانم چنین تجربه ای دارن فقط من نیستم
حالامن خیلی سعی میکنم تمرکزم ببرم جای دیگه اما باز در رابطه با همسرم گاهی واقعا نمیتونم نمیکشم
دارم رو خودم کار میکنم انتظار نداشته باشم واز این حرفها
اما اگه راهنمایی هس خوشحال میشم بشنوم
واقعا زنی زیباست این ماییم ک زهر مارش میکنیم ی پیشنهاد میدم ی چیزی باشه تو سایت ک مابیایم بگیم باورهای تو مهمونی هارو و تجربه مونوبگیم چیکار میکنیم تو این جمعها بنظرم خیلی کمکم کننده هس واقعا
ممنون و سپاس از شما استاد عزیز
سلام به فریبای عزیز
وقتی کامنتت رو خوندم یاد چند وقت پیش خودم افتادم تمام تجربیات تورو داشتم با توجه به اینکه شوهر من چند سالی هست که بازنشست شده خیلی زود در سن ۴۷ سالگی تقریبا ومن هم یه خانم خانه دار
حالا تصورش رو بکن من میخاستم مثبت اندیش باشم واون یه آدم واقع نگر منفی بین
خلاصه دیدم اینجوری نمیشه وما قراره یک عمر کنار هم توی خونه اونم ۲۴ساعته زندگی کنیم پس باید یه فکری کنم ومن تصمیم گرفتم حال وهوا رو عوض کنم
شروع کردم به دیدن خوبیها و نکات مثبت همسرم
کم کم فهمیدم همه چی در نگاه ماست
همه چی بستگی به زاویه دید ما داره
شروع کردم به شمردن مزیتهای شوهرم وبودنش تو خونه
هر وقت بحثی پیش میومد با خودم میگفتم بگرد دنبال خوبیهاش بگرد دنبال چیزهایی که میتونی بابتش سپاسگزار باشی
و کم کم تونستم اوضاع رو تودست بگیرم
یه راه کار دیگه که دارم این هست که وقتی خوابه به صورتش نگاه کنم و بابت تمام خوبیهاش از خداوند تشکر کنم اینجوری یهو برنمیگرده بگه چیه چرا زل زدی به من 😅😅😅
یه تسبیح بگیر دستت بابت هر چیزی که میبینی شکر کن بابت چیزهای کوچیک تا بزرگ مثلا خدایا شکرت دیدی همسرم کمکم کرد و سفره رو پهن کرد
خدایا شکرت دیدی برام چای آورد
خدایا شکرت دیدی چه راحت منو برد تا خرید کنم
خدایا شکرت دیدی چقد صبوری کرد تو ماشین نشست تا من خرید کردم
خدایا شکرت چقد خوبه آقامون تو خونه اس و میتونم باهاش برم پیاده روی
خدایا شکرت اگه واقع بین نبود و بفکر ما نبود الان این حقوق و دستمزد رو نداشتیم و اینقدر راحت زندگی نمیکردیم
خدایا شکرت که …
خلاصه انقد تمرین کردم تا جایی که همه بهم میگن لیلا تو چطور میتونی شوهرت رو تو خونه اونم ۲۴ ساعته تحمل کنی دعواتون نمیشه؟خسته نشدیو….ومنم با افتخار میگم نه اتفاقا خیلی خوبه عالیه تازه منتظرم بچه ها رو سر وسامون بدیم وبعد خودمون دوتایی بریم دنیا رو بگردم 🤗🤗🤗
خلاصه خواهر من همه چی به دید ما به زندگی به دنیا به آدمها برمیگرده و طبق قانون هم وقتی به چیزی توجه کنی از همون هم بیشتر دریافت میکنی فقط باید تمرین کنیم همیشه همه جا همه وقت تا وقتی زنده ایم
درپناه الله مهربان شاد باشید وشکرگزار
نشان های دریافت شده
سلام عزیزم ممنون از راهنمایی و تجربه زیبات خوشحالم ک فربانی بودن رو قبول نکردی و ب فکر حل مسئله بودی
و حتما پیشنهاد شمارو ب کار میگیرم ممنون
با سلام به دنیای زیبای تناسب فکری که پر از افکار و نگرش مثبت و شور و ذوق زندگی می باشد . با سلام به استاد عزیز که این دنیای شاد و بسیار متفاوت و پر از نور الهی و برکات خداوند را در دل دنیای دیگری که انسانهای دیگر ساختند بنا کرده و ما همشهریان تناسب ذهنی در آن ساکن هستیم . در واقع مسیر تناسب ذهنی بهشتی است در این زمین که ما خودمان را با تغییر نگرش و افکار و نزدیکتر شدن به خدای مهربان بیشتر و بیشتر راز خلقت خودمان را در می یابیم و از زندگی کردن در این دنیا لذت می بریم لذت روح و شادی درونی که خداوند برای ما انسانها مقزر فرموده و ما با آگاهی یافتن از این موهبت الهی و آموزش در مسیر تناسب ذهنی قادر به شادی و زندگی بهشتی در این دنیا هستیم ولی متاسفانه خیلی از انسانهای دیگر که هیچ آگاهی و اطلاعی ندارند خودشون رو در جهنمی که خودشان با افکار و نگذشته و حرفهای منفی می سازند زندگی می کنند . راستش را بگم من اصلا حتی با نزدیکترین اعضای خانوادهام که بسیار زیاد دوستشان دارم نمی تونم مکالمه طولانی داشته باشم چون اونها همش منفی صحبت می کنند و هر قدر من تلاش می کنم موضوع را عوض کنم هیچ فایلهای نداره و باز هم همون آش و همون کاسه . حتی دخترم و همسرم و خیلی نزدیکان دیگر . من خیلی تغییر کردم و احساسم خیلی پاک و مثبت شده و افکار و نگرش و گرفتارم همش مثبت . اصلا خوشم نمیاد از شنیدن اخبار منفی دیدن حوادث ناراحت کننده و شنیدن حرفهای منفی و جز و بحث . یک جور حالت خفتی به من دست میده و انرژی منفی را اصلا نمی تونم تحمل کنم و دلم می خواد پا به فرار بگزارم و تا اونجایی که می تونم این کار را انجام میدم ولی بعضی اوقات مجبورم برای احترام دیگران بشینم و به حرفهای بیهوده و منفی آنها گوش بدم ول وقتی از آنها پور میشم یکی دو روز باید فایلهای تناسب ذهنی را گوش کنم تا باز حال دلم خوب بشه و احساس خوبم به من برگرده . تناسب ذهنی یعنی آشتی کردن بارندگی و عاشقانع زندگی کردن. الهی شکرت که من در این مسیر هستم و تا عمر دارم در این مسیر خواهم بود چون این مسیر تناسب ذهنی بهشت تو بر روی زمین است و استاد عزیز پیام اور هدایت و شادی و سلامتی از جانب تو ای خداوند و دوستان عزیز هممسیر م همه منتخبان و شهروندان این بهشتیم . الهی امین خدایا تو را روزی هزار میلیارد مرتبه شکر چون من بعد از هنر جو بودن در این مسیر دیگر به هیچ عنوان تحمل زندگی در دنیای بیرون ارا ندارم و تنها با بودن در دنیای زیبای خودم تناسب ذهنی برای چند ساعت طاقت و تحمل سخنان و انسانها و دنیای بیرون از این بهشتم را دارم . سپاس بی پایان به استاد بسیار گرامی و عزیز برای این همه آموزش ناب و بی همتا . الهی شکرت
نشان های دریافت شده
به نام خالق زیبایی ها
با سلام و درود
مثل همیشه این فایل هم پر از نکته های مفید و کاربردی بود. دنیای کوچک من وشما
حتی انتخاب اسمش هم جالبه دنیایی که ما در اون به سر می بریم شاید دنیای کوچکی از دید دیگران باشه اما دنیایی که ما رو با درون خودمون آشتی داده و تغییرات زیادی رو برامون به ارمغان آورده.
تغییر در ورودی ایجاد کردن باعث میشه حال وهوای بهتری داشته باشیم.
وقتی زمانمون رو صرف دیدن چیزای بیخود می کنیم تاثیر روی مغزمون میذاره و تو زندگیمون هم حتما اثر میذاره
خیلی وقتا زمان و وقتی که باارزش هست رو با دریافت اطلاعاتی که مفید نیست از بین می بریم.
وقتی توی یه جمعی هستیم بیشتر روی چه موضوعاتی تمرکز هست؟! قضاوت دیگران،غیبت کردن،اشتراک حس وحال بد، گرانی،جنگ،ناامنی جامعه و…وتموم این ورودی های منفی روی زندگیمون تاثیر مستقیم داره و حال و هوامونو حسابی خراب می کنه. و هیچ نکته مفیدی بهمون اضافه نمی کنه.
حرفای بیخود سروته نداره و همین جور سلسله وار ادامه پیدا می کنه و تنها دستاوردی که همراه داره خراب شدن حس و حال آدمه.
استاد من اینو تو مدرسه و درجمع همکاران خیلی بیشتر متوجه میشم محور حرفا بیشتر در مورد وضعیت نامناسب تحصیلی،کمبود امکانات مدارس،بی. نظمی دانش آموزان،گرانی، حقوق کم و…
قبلا که خودم با این موضوعات مثبت اندیشی آشنایی نداشتم در این بحث ها شرکت می کردم و کلی انرژی منفی رو با خودم به خونه منتقل می کردم.اما خدا رو شکر الان خیلی تغییر کردم گاهی حتی زنگ تفریح ترجیح میدم توی دفتر نمونم یا خودمو با گوشی سرگرم می کنم که توی این بحث ها شرکت نکنم.
تو خونه هم بودن تو سایت حس و حال خوبی بهم میده.هم اطلاعات و ورودی های مناسب دریافت می کنم هم با آدمای های هم فرکانس ارتباط برقرار می کنم و اینجوری انرژی مثبت بقیه رو هم دریافت می کنم.
داشتن فضای مناسب سایت، خوندن نظرات دوستان و فایل های ناب استاد باعث میشه فضای ارتباطی فکری خوبی برای خودمون فراهم کنیم و نتایج این دنیای کوچکی که برای خودمون ساختیم بی نظیره و متوجه میشیم که دنیایی که برای خودمون ساختیم با دنیای عموم مردم متفاوته.
همین تغییر در ورودی های ذهنی مون باعث نتیجه بخشی در زندگی مون میشه اینطوری می تونیم خوشحال تر،خوش برخوردتر،بدون استرس و با حال خوب روزامون رو بگذرونیم.
برام جالب بود که تو ایام عید کسانی که قبلا بهم می گفتن این رژیمو بگیر که وزنتو بیاری پایین یا ورزش برو و… الان از من می پرسیدن تو چیکار می کنی این چند سال همش روی همین وزن موندی و متناسبی رژیمتو به ما هم بده و من گفتم من رژیم ذهنی دارم میدونم باورش برای اونا سخته ولی من این حس و حال خوب رو مدیون بودن تو سایت میدونم.
این جمله استاد هم خیلی به دلم نشست
هیچ کسی مسئول این نیست که حالتونو خوب کنه و هیچ کسی هم نمی تونه حال شما رو خراب کنه بلکه این ورودی ذهنی خودمونه که پاسخ دهنده همه چی هستش.مراقبت در دریافت ورودی های مناسب برای ما حس و حال خوب و شادی درونی به همراه داره.