تا وقتی هر روز جلوی آینه میایستی، به شکمت زل میزنی و آه میکشی، یا هی از خودت میپرسی “پس کی لاغر میشم؟”، بدون اینکه بفهمی داری توی دام یکی از بزرگترین موانع ذهنی لاغری میافتی. 😓🪤
📍 این جلسه ادامه گام ۶۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
انگار ذهن تو میگه: “بیا هی به چاقیمون فکر کنیم، بلکه لاغر شیم!”
اما زهی خیال باطل! 😅 چون تا وقتی تمرکزت روی شرایط فعلی بدنت باشه، راهی برای رسیدن به تغییر باقی نمیمونه.
🌱 لاغری از جایی شروع میشه که ذهن اجازهی رهایی از “چاق بودن” رو بده.
پس لطفاً قبل از اینکه بخوای وزنتو کم کنی، بیا با هم این مانع ذهنی رو کنار بزنیم… و تازه بعدش ببین چه اتفاقهایی میتونه بیفته! ✨
در این جلسه میآموزیم:
🎯 اهمیت موانع ذهنی لاغری؛ همون چیزی که نمیذاره لاغر شی!
هرچی بیشتر توی مسیر ✨ لاغری با ذهن ✨ جلو میرم، بیشتر به یه حقیقت عجیب ولی ساده میرسم:
✅ متناسب بودن روند طبیعی بدن ماست!

بله، درست شنیدی! لاغر بودن یه چیز کاملاً طبیعی برای جسم ماست. مثل همون حالتی که گوشی موبایل رو از کارخانه میگیری: همهچیز بینقص و آمادهست…
تا وقتی خودمون با باورها و فکرهای اشتباه، یه عالمه ویروس فکری توش نریختیم! 📱🧠
🧱 اما چرا چاق شدیم؟ چون موانع ذهنی لاغری ساختیم…
اگه الان اضافهوزن داریم، دلیلش یک چیزه:
ما موانع ذهنی لاغری در ذهنمون ساختیم. با دست خودمون! 😬
کافیه یه لحظه به حیوانات نگاه کنی… 🐕🐎🐒
هیچکدومشون چاق نیستن، چون ذهنشون با افکار محدودکننده شلوغ نشده!
نه رژیم دارن، نه ترازو، نه اپلیکیشن کالریشمار. ذهنشون سبک و آزاده، واسه همینه که بدنشون متناسبه. 🌿🕊
😵 ما انسانها چی؟ ذهنمون شده فرودگاه افکار مزاحم!
ما مدام دربارهی بدنمون فکر میکنیم، نگرانیم، تئوری میسازیم، با بقیه بحث میکنیم، گوگل میکنیم، دکتر میریم…
و حاصلش میشه یه ذهن شلوغ، پر از باورهای محدودکننده که نمیذاره بدنمون به حالت طبیعی خودش برگرده.
فقط یه نگاه بنداز به بعضی از موانع ذهنی لاغری رایج:
- 🌀 سوختوساز من کمه
- 🌀 سنم بالا رفته، طبیعیه چاق شم
- 🌀 تحرکم کمه، پس لاغر نمیشم
- 🌀 آفتاب باعث شل شدن پوستم شده
- 🌀 چون خانوادهم فقیر بودن، بدنم ضعیفه
هر کدوم از اینا، یه تلهست؛ یه مانع ذهنی لاغری که جلوی حرکتت به سمت متناسب شدن رو گرفته.
🔁 باور = واقعیت (حتی اگه اشتباه باشه!)
ممکنه بگی: «خب اینا واقعیته!»
ولی موضوع اینه که حتی اگه باورت اشتباه باشه، اگه باورش کرده باشی، تبدیل میشه به واقعیت زندگیت!
🎞 بذار یه داستان واقعی بگم:
پدر من از بچگی باور داشت که سکتهی قلبی تو خانوادهش ارثیه.
سالها غذای سالم خورد، آزمایش داد، ورزش کرد، اما همیشه این ترس باهاش بود که بالاخره یه روز قلبش از کار میافته.
و خب، در نهایت هم همین شد.
در سن ۶۴ سالگی، بدون هیچ علامت قبلی، سکته کرد و رفت…
❗️اون باور، حتی اگه از نظر علمی غلط بود، اما توی ذهن پدرم به یه «حقیقت غیرقابل تغییر» تبدیل شده بود… و بدنش هم تسلیم اون باور شد.
✨ وقتشه ذهنت رو تمیز کنی…
💡 حالا فکر کن… اگه تو هم باورت اینه که: «من نمیتونم لاغر شم چون فلان مشکل رو دارم…»
این جمله، داره مثل یه دیوار جلوی مسیر لاغریتو میگیره. پس اولین قدم برای لاغر شدن، رژیم نیست!
اولین قدم، پاکسازی ذهن از باورهای چاقی و از این موانع ذهنی لاغریه! 🧹🧠

🧠 چاقی فقط یک فکر است؛ همون فکری که توی ذهنمون ریشه داره!
اگه ازم بپرسن چاقی دقیقاً چیه، یه جواب دارم که شاید عجیب باشه ولی واقعیه:
چاقی فقط یک فکره!
نه یه ژن ارثیه، نه یه بیماری لاعلاج… یه فکره که از یه جایی توی ذهن ما کاشته شده!
🌱 چاقی مثل یه بذر توی ذهن کاشته میشه
فکر چاقی درست مثل یه بذر کوچیکه… یه روزی، یه جایی، یه حرف، یه نگاه، یا حتی یه جمله باعث میشه این بذر توی ذهن ما کاشته بشه. مثلاً:
👩👧 مامان میگه: “اگه زیاد بخوری چاق میشی!”
👨🏫 معلم میگه: “بعضیا از بچگی چاقن دیگه، طبیعیه!”
👨👩👧 بقیه میگن: “تو هم مثل بابات چاقی، ارثیه!”
این بذر کوچیک، کمکم آب و نور میگیره (از تکرار فکرها) و تبدیل میشه به یه درخت قوی با شاخههای پر از باورهای محدودکننده درباره بدنمون.
🍃 و میوهی این درخت چیه؟ اضافه وزن!
🔁 تکرار = فرمول = واقعیت
اگه یه فکر بارها تکرار بشه، ذهن اون رو بهصورت یه فرمول قطعی ثبت میکنه. و بعد، طبق اون فرمول عمل میکنه.
مثلاً اگه ذهنم باور کرده که “چاقی ارثیه”، دیگه هر چقدر تلاش کنم رژیم بگیرم یا ورزش کنم، باز هم ته ذهنم یه صدا میگه:
“تو هیچوقت لاغر نمیشی، چون این سرنوشتته…” 😞
و خب اینجاست که موانع ذهنی لاغری شکل میگیرن. موانعی که از پشت پرده، مسیر لاغر شدن رو سخت یا حتی غیرممکن میکنن.
🎯 پس چطور لاغر بشیم؟ اول باید فکر چاقی رو ریشهکن کنیم!
مگه میشه بدون کندن ریشه، درختو قطع کرد؟! ❌ نه!
همینطور هم نمیشه بدون اصلاح فکرها، بدن رو متناسب کرد.
✅ باید اول اون فکرهای چاقکننده رو شناسایی کنیم
✅ بعد فرمولهای ذهنی رو بازنویسی کنیم
✅ و به ذهن یاد بدیم که لاغری هم مثل چاقی، یه فکره…
یه فکری که میتونه رشد کنه، قوی شه، و تبدیل بشه به واقعیت جدید ما!

🤔 چاقی ارثیه یا عادته؟ مسئله این است!
خیلیها فکر میکنن دلیل چاقیشون اینه که بابا یا مامانشون چاق بودن. ژنتیکه دیگه! کاریش نمیشه کرد! 😶🌫️ و این یکی از قویترین موانع ذهنی لاغری محسوب میشه.
اگه یه سر به سایتها، مجلهها یا حتی مقالههای علمی بزنین، میبینین تقریباً همه میگن: «ژنتیک یکی از مهمترین عوامل چاقیه.» ولی خب… بیاین یه کم دقیقتر بهش نگاه کنیم.🔍
توی خیلی از خانوادههایی که پدر و مادر چاقن، بچههایی هستن که کاملاً متناسبن.
حالا بعضیها میگن: «خب اون دیگه ژنش نرفته!» 😅 ولی آیا واقعاً همهچیز تقصیر ژنه؟ یا اینکه یه چیز مهمتر توی ذهنمون داره فرمان چاقی صادر میکنه؟ 🤯
💡 عادتی که مثل ارث میرسه…
من اعتقاد دارم که چاقی ارثی نیست، عادتیه.
بله درست خوندی! 🤓
چاقی از طریق ژن منتقل نمیشه، بلکه از طریق الگوهای ذهنی و رفتاری والدین به بچهها منتقل میشه. یعنی چی؟ یعنی:
👂 بچه از وقتی چشم باز میکنه میشنوه:
- “اگه زیاد بخوری چاق میشی!”
- “چاقی تو خون ماست!”
- “ما از اوناییم که با آب خوردن هم چاق میشن!”
و این شنیدنهای تکراری تبدیل میشن به فرمولهای ذهنی چاقی… 📥🧠
🧩 فرمولهای چاقی + تکرار = موانع ذهنی لاغری
همین فرمولها، کمکم باعث میشن که فرد انتظار چاق بودن از خودش داشته باشه.
یه جور پیشفرض ذهنی! مثل اینکه مغزت بگه: “تو قراره چاق باشی، چون ما خانوادگی اینجوریایم!” 😤
و اینجاست که دیگه فرقی نمیکنه چی بخوری یا چه ورزشی بکنی… چون ذهن، کنترل اوضاع رو دست گرفته!
و اینجاست که موانع ذهنی لاغری شکل میگیرن. ⛔🧠
همون صداهایی که توی سرت میگن:
- “لاغری کار تو نیست!”
- “تو همیشه چاق میمونی!”
- “حتی اگه کمم بخوری، بازم چاقی!”
🔥 فرمول ذهنی لاغری = منبع گرما در سرمای چاقی
بذار برات یه مثال ساده بزنم:
سرما و گرما هیچوقت با هم تو یه فضا جمع نمیشن. اگه یه اتاق سرد باشه، تنها راه گرم شدنش اینه که یه منبع گرما بیاری توش! 🥶➡️🔥
تو هم اگه توی ذهنت پر از فرمولهای چاقی باشه، لاغر نمیشی. هرچقدر هم رژیم بگیری یا ورزش کنی، فایده نداره چون اون منبع سرما (فرمولهای چاقی) هنوز فعاله!
برای همین اول باید موانع ذهنی لاغری رو برداری، بعدش بری سراغ ساختن فرمولهای ذهنی لاغری. اون وقته که ذهن آرومآروم شروع میکنه به تغییر دادن جسم… و لاغری خود به خود اتفاق میافته! 🌱🧠➡️💃
✅ پس اگه فکر میکنی چاقیت ارثیه، یه بار دیگه با خودت رو راست باش!
ببین کدوم افکار، باورها یا جملات تکراری توی ذهنت دارن ناخودآگاه مانع لاغریت میشن؟
اونها دقیقاً همون موانع ذهنی لاغری هستن که باید پاکسازیشون کنی! 🧼🧠✨
🌟 یادت نره! تغییر ذهن، کلید تغییر جسمه!
با استفاده از آموزشهای دوره ورود به سرزمین لاغرها شروع کن به ساختن نسخه جدیدی از خودت… از ذهنت شروع کن! 💫
✍️ در ادامه هم توی گام ۶۶ سراغ «چرا افراد چاق لاغر نمیشوند؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.46 از 74 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به هر اندازه چاقی ،هیچ چیزی نیستسلام استاد عزیز و اگاه و دوستان عزیزمنم هر چقدر در مسیرهای ذهنی قرار میگیرم بیشتر متوجه میشم که آلودگی های ذهنی من باعث شده که قبلا شرایط چاقیو تجربه کنم ،من خودمو چاق پذیرفته بودم و انتظاری جز چاقی نداشتماستاد آگاهی های جدیدی که در لایوهای جدید و فایل های جدید ضبط میکنید ،یه حس دیگه ای داره ،چونکه من در تمام دوره هاتون هستم ،از فایلهای قدیمی تون تا به الان و مخصوصا فایلهای دوره خلق آرزوها ،یه قدرت متفاوتیه در شما حس میکنم که در هر فایلتون مشخصتر نشون داده میشهیعنی احساس قدرتو بمن منتقل میکنید و این نشانه تکامل شما در گرفتن و انتقال این آگاهی هاست ،انگار خودتون هم پخته تر شدید و مطمئنم این فایلهای جدید حرف های جدیدتری خواهند داشت ،شاید دیگران فکر کنن که دیگه چه آگاهی میخواد گفته بشه ولی من میدونم دامنه اگاهی ها بینهایته و ما در جهانی پر از تغییر و پیشرفت قرار داریم که باید مدام اپدیت بشیم ، وقتی فکر میکنم به پرنده ها که برای پروازشون و موندن تو آسمون نیازه که مدام بال بزنن و اگر بال نزنن سقوط میکنن ،ما هم نیاز داریم مدام وسعت پیدا کنیم تا سقوط نکنیم، ، ،همیشه سراپا گوش هستم برای دانستن و عمل کردن منهم تفکرات ناخوب زیادی نسبت به بدن خودم داشتم ویکی از فانتزی هام قبلا همین بود که من از بدن و عملکردهاش بد بگم و دیگران هم تایید کنن ویا دیگران هم از عملکردهای بد بدن خودشون بگن و به این کارهای تکراری بشدت عادت کرده بودم و تصور میکردم کار درستیه ،من باور کرده بودم که سوخت و ساز بدن من خیلی پایینه ، به محض رسیدن به سن بالای ۳۵ ،روند چاقتر شدن من بیشتر شد و روند کم کردن وزنم متوقف شد و من در تعجب بودم که چرا دیگه نمیتونم وزن کم کنم ؟ و همه یکصدا میگفتن سنت بالاتر بره دیگه میری تو چاقتر شدن ،این طبیعت بدن ماست 😏چند ماه پیش که خودم به چاقی م خیلی توجه میکردم، متوجه شدم ناخوداگاه دارم به توپر تر شدن دخترمم توجه میکنم و احساس میکردم اون هم داره چاق میشه ،بعد از چند ماه به خودم اومدم و دیگه به بدن دخترم توجه نکردم ،یعنی حواسمون نباشه سر خوردیم و تا بیاییم برگردیم تو مسیر یه مدتیو از دست دادیم
سالها در مسیر اشتباه بودم و مدام فرمول های چاقی در من قوی و قویتر شدن،من تصور میکردم کارم درسته و دارم وزن کم میکنم ،ماه ها درگیر کم خوردن و نخوردن بودم که شبانه روز نگران نوع مصرفیم بودم و وقتی هم لاغر میشدم نگران چاقتر نشدن و حفظ لاغریم بودم ،در هر صورت چه در چاقی و چه در لاغر شدن ،ذهن من در حال تقویت چاقی من بود یکی از نشانه هاش حال بد و اضطراب دائمی من بودهیکی از باورهایی که به ما کمک زیادی میکنه در روند سلامتی و متناسب بودن همینه که بپذیریم ،پیش فرض بدن ما در سلامتی و تناسب بوده و هست ،اگر الان شرایط خوبی ندارم بخاطر داده های قبله و این نیاز به تکرار و قبول کردن و در انتها انتخاب کردن های ما داره ،قبلا انتخاب های دیگه ای داشتیم که نتیجه ش چاقی شد و الان انتخاب های متفاوتی داریم که نتیجش بخواییم نخواییم متناسب بودنه(من براحتی چاق میشم )باور مخربی بود که منو مدام در مسیر چاقتر بودن ،نگه میداشت ،هر چقدر من تلاش میکردم،کمتر غذا میخوردم،قرص و دمنوش میخوردم ولی اثری نداشت تک تک سلول های ما قادر هستند خودشونو ترمیم کنن ،تقویت کنن ،مثل زمانیکه جایی از بدنمون زخم میشه و بدون دخالت ما ،ترمیم انجام میشه ،این برنامه ریزی دقیق از طرف سیستم خداوند در ما کار گذاشته شده و این اتفاق بارها رخ داده نکته قابل توجه برای خود من اینه که ،من اصلا قبول نداشتمو باور نمیکردم که چاقی هم مسئله ایه که بدن قادر به رفع اون هست ،مدام تو کارهاش دخالت میکردم ،به امید ترمیم و لاغر شدنبرای ذهن من ،لاغر شدن مساوی بود با انجام کارهای سخت و رنج آور گشاد شدن لباسها یکی از موردهاییکه من عاشقشم و میدونم افراد چاق بینهایت این اتفاقو دوست دارند و تبریک میگم استاد بهتون برای موفق تر بودنتون در مسیر لاغری با ذهن ،شما نمادی از کاری هستید که دارید فریادش میزنید یکی از ترس های آدم های چاق ،وقتیکه لاغر میشن ،نگه داشتن اون وزنه جدیده که ۹۰ درصد آدم ها نمیتونن بمونن و برگشت مجدد وزن دارن اتفاقا پارسال که به این ویروس خوردیم و منهم سایز کم کرده بودم ،اطرافیانمم که نمیدونستن چکار میکنم ،مدام میگفتن فریده چونکه رستوران نمیره ،لاغر شده ،منم تو دلم میخندیدم 😁 منم نمیگم تمام موانع ذهنیم برطرف شده ولی به اندازه ای که دارم تمرین میکنم حتما جواب میگیرماوایل که همه از چاقتر شدنشون مینالیدن بخاطر بی تحرکیشون در اون ایام ،یادمه اول مرداد پارسال که تولد دوستم رفته بودم ،بیشتر خانم هاییکه وارد اون تولد میشدن ،از چاقتر شدن خودشون خجالت میکشیدن و غر میزدن ،بعد دیدن من چاق نشدم هیچ، تازه لاغر هم شدم ،و از اونجاییکه نمیدونستن من چکار میکنم، ازم میپرسیدن ،چه رژیمی گرفتی؟ موقع شام هم که مدام حواسشون بمن بود ،در انتها هم گفتن ،فریده که هیچی نمیخوره ،واسه همین لاغر میشه تمام این باورهایی که الان داریم میسازیم ،در آن واحد ،عمل نمیکنه ،اوایل فقط بشکل دانسته در ذهن ما ثبت میشه اگر بهش عمل کنیم ،تکرار کنیم و زندگیشون کنیم ،میشه باور ما ،اینکه خوراکی ها چاق کننده نیستن ،باور ما آدم های چاق نبوده و به تازگی در حال یاد گرفتنش هستیم ،پس در وجود ما هنوز خوراکی ها چاق کننده هستن هر چند با اثر تخریب کمتر ولی زمانی طول میکشه تا بصورت باور در ما در بیاد،اونوقت که باور شد در ما ،،اون باور در ما عمل میکنه و خودمون متوجه میشیم که دیگه از خوراکی ها نمیترسیم و چاق هم نمیشیم برای منهم ۵ یا ۱۰ کیلو کم کردن آخرش سخت بود و باور داشتم که کیلوهای اولو راحتر کم میکنم ،فهمیدن اینکه بدن من تونسته ۴۰ تن غدارو از بدن من خارج کنه ،یعنی ۱۵ کیلو کم کردن منهم براش کاری نداره اگر بتونیم باور کنیم که جسم من بسیار قدرتمنده و میتونه ۱۵ کیلورو براحتی از بدن من کم کنه ،لاغر شدن برامون خودبخود بوجود میاد ،مهم اینه که ذهن ما انتخاب کنه که لاغر بشه ،بخواد که لاغر بشه ،یعنی بازدارنده هامون کمتر و کمتر بشه ،و سرشت و فطرت طبیعی ما بیاد به کمکمون و به اصلمون که سلامتی و تناسب بوده برسیممنم سالها عادت کرده بودم چند قاشق برنج با کمی خورشت بخورم ولی مدام چاق و چاقتر میشدم و این سئوال برام پیش اومده بود که من چرا مرتب چاق میشم ؟ و به جواب درستی هم نمیرسیدم برای همین چنگ مینداختم روی عوامل بیرونی مثل سن ،ارثی بودن،استخون بندی درشت وووووویه موردی که منو هنوزم اذیت میکنه ،حس سیر بودنه که کمی با نفخ شکم همراهه ،وقتی احساس سیر بودن میکنم حس میکنم دارم چاقتر میشم و وقتی گرسنه میشم خوشحالترم و حس میکنم دارم لاغرتر میشم و این حس سیر شدن ،بمن احساس ترس میده و باید به خودم بگم که منم حق خوردن غذارو دارم برای ادامه زندگیم و برای داشتن انرژی لازمدقیقا با حس هایی بدی که به خودمون میدیم ،ذهنو مقاومتر میکنیم برای موندن در چاقی بیشتر ،چک کردن چندین بار در روز جلوی آینه ،چک کردن سایز با پوشیدن لباس های قدیمی ،سرزنش کردن،مقایسه کردن ناامید شدن،تنفر از خود ووووو باعث میشه اجازه ندیم که بدنمون اضافات خودشو دفع کنه خوشحالم که دارم قدرت چاقی ذهنمو کمو و کمتر میکنم و شنیدن و درک کردن این آگاهی ها ،منو به مسیر لاغرتر شدن میبره یادمه چندین سال پیش که بشدت ورزش میکردم ،یکی از ورزش هام ،۱ساعت شنای کرال ،بدون استراحت میرفتم، به دستم ساعت کالری سنج میبستم و شروع میکردم ،اوایل بهم فشار میومد ولی به مرور ۱ ساعتو راحتر شنا میکردم ،در انتها ۴۰۰ کالری میسوزندم ،غریق نجات های اون استخر،فکر میکردن من دارم برای رکورد زدن تمرین میکنم ،ازم میپرسیدن ،برای مسابقات آماده میشی؟😐 خجالت میکشیدم بگم از ترس چاقتر نشدن ، به خودم انقدر فشار میارم
بدن من انقدر قدرتمنده که اینهمه خوراکیو از بدنم دفع کرده،براش ۱۵ کیلو کاری نداره ،بدن من سالهاست داره خودشو ترمیم میکنه دفع ۱۵ کیلو در برابر ۴۰ تن برای بدن من هیچی نیست ،مثل قطره ایه در مقابل دریا و براحتی از بین میرهمن فریده ،۴۵ سالمه که تا حالا ۴۵ تن غذا خوردم و الان ۱۵ کیلو اضافه دارم که این ۱۵ کیلو (هیچ چیزی نیست) ،این بدن که ۴۵ تنو تونسته کم کنه ۱۵ کیلورو براحتی کم میکنه بشرطی که من باور کنم ( من باور کنم)استاد با اینهمه انرژی و لبخند و اشتیاقی که شما برای ما فایل ضبط میکنید ،لاغر شدن حق مسلم ماست و باید لاغر بشیمبنظر من صحبت هاییکه استاد یا مربی با هنرجوهاش داره ،یعنی استحکامی که توی گفته های مربی هست و اون اطمینانی که به شاگرداش میده ،انگار سوخت حرکت اون هنرجو میشه و با قوت قلب بیشتری ادامه میده ،زمان هاییکه مربی تنیسم از اول تمرینم شروع میکنه به ایراد گرفتن ازم ،منفی بافم بیدار میشه و مرتب سرزنشم میکنه که تو نمیتونی یک تنیسور قوی بشی و تا آخر تمرین گند میزنم و در طول بازی هم بازم مربی م ناراحت میشه و ازم ایراد میگیره ،ولی اون هفته که از اولین ضربه تمرینم ،مربی م بهم گفت آفرین چه خوب بازی میکنی ، انگار یه انرژی قوی وارد دستان و ذهن و قدرت بدنی من شد ،توی تمرین پرواز میکردم ،فکر میکردم درست ترین ضربه هارو میزنم و واقعا هم درست میزدم ،داشتن کوچ مناسب بسیار ارزشمندهزمان هاییکه استاد توی فایل هاشون محکم میگن ،اصلا شما باید لاغر بشید ،شما لاغر نشید پس کی لاغر بشه ، خود من انرژی مضاعف میگیرم و با ایمان و باور بیشتری به راهم ادامه میدم انگار منتظرم استادم تاییدم کنه یجورایی یه هول بزرگ بمن داده میشه ،این فایل هم حکم همون هل بزرگه است
استاد ما هم احساس خوشبختی میکنیم که جایی به این عالی هست که میتونیم حرف بزنیم،تمرین کنیم،لذت ببریم،لاغر بشیم،شاد باشیم و حالمون خوب باشه
*این اضافه وزن در مقابل قدرت بدن من هیچی چیزی نیست*