0

چاقی فقط یک فکره! نه ژن، نه غذا! (گام ۶۵)

موانع ذهنی لاغری
اندازه متن

تا وقتی هر روز جلوی آینه می‌ایستی، به شکمت زل می‌زنی و آه می‌کشی، یا هی از خودت می‌پرسی “پس کی لاغر می‌شم؟”، بدون اینکه بفهمی داری توی دام یکی از بزرگ‌ترین موانع ذهنی لاغری می‌افتی. 😓🪤

📍 این جلسه ادامه گام ۶۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

انگار ذهن تو می‌گه: “بیا هی به چاقی‌مون فکر کنیم، بلکه لاغر شیم!”

اما زهی خیال باطل! 😅 چون تا وقتی تمرکزت روی شرایط فعلی بدنت باشه، راهی برای رسیدن به تغییر باقی نمی‌مونه.

🌱 لاغری از جایی شروع میشه که ذهن اجازه‌ی رهایی از “چاق بودن” رو بده.

پس لطفاً قبل از اینکه بخوای وزنتو کم کنی، بیا با هم این مانع ذهنی رو کنار بزنیم… و تازه بعدش ببین چه اتفاق‌هایی می‌تونه بیفته! ✨

🎯 اهمیت موانع ذهنی لاغری؛ همون چیزی که نمی‌ذاره لاغر شی!

هرچی بیشتر توی مسیر ✨ لاغری با ذهن ✨ جلو می‌رم، بیشتر به یه حقیقت عجیب ولی ساده می‌رسم:

✅ متناسب بودن روند طبیعی بدن ماست!

موانع ذهنی لاغری

بله، درست شنیدی! لاغر بودن یه چیز کاملاً طبیعی برای جسم ماست. مثل همون حالتی که گوشی موبایل رو از کارخانه می‌گیری: همه‌چیز بی‌نقص و آماده‌ست…

تا وقتی خودمون با باورها و فکرهای اشتباه، یه عالمه ویروس فکری توش نریختیم! 📱🧠

🧱 اما چرا چاق شدیم؟ چون موانع ذهنی لاغری ساختیم…

اگه الان اضافه‌وزن داریم، دلیلش یک چیزه:

ما موانع ذهنی لاغری در ذهنمون ساختیم. با دست خودمون! 😬

کافیه یه لحظه به حیوانات نگاه کنی… 🐕🐎🐒

هیچ‌کدومشون چاق نیستن، چون ذهنشون با افکار محدودکننده شلوغ نشده!

نه رژیم دارن، نه ترازو، نه اپلیکیشن کالری‌شمار. ذهنشون سبک و آزاده، واسه همینه که بدنشون متناسبه. 🌿🕊

😵 ما انسان‌ها چی؟ ذهن‌مون شده فرودگاه افکار مزاحم!

ما مدام درباره‌ی بدنمون فکر می‌کنیم، نگرانیم، تئوری می‌سازیم، با بقیه بحث می‌کنیم، گوگل می‌کنیم، دکتر می‌ریم…

و حاصلش می‌شه یه ذهن شلوغ، پر از باورهای محدودکننده که نمی‌ذاره بدنمون به حالت طبیعی خودش برگرده.

فقط یه نگاه بنداز به بعضی از موانع ذهنی لاغری رایج:

  • 🌀 سوخت‌وساز من کمه
  • 🌀 سنم بالا رفته، طبیعیه چاق شم
  • 🌀 تحرکم کمه، پس لاغر نمی‌شم
  • 🌀 آفتاب باعث شل شدن پوستم شده
  • 🌀 چون خانواده‌م فقیر بودن، بدنم ضعیفه

هر کدوم از اینا، یه تله‌ست؛ یه مانع ذهنی لاغری که جلوی حرکتت به سمت متناسب شدن رو گرفته.

🔁 باور = واقعیت (حتی اگه اشتباه باشه!)

ممکنه بگی: «خب اینا واقعیته!»

ولی موضوع اینه که حتی اگه باورت اشتباه باشه، اگه باورش کرده باشی، تبدیل می‌شه به واقعیت زندگی‌ت!

🎞 بذار یه داستان واقعی بگم:

پدر من از بچگی باور داشت که سکته‌ی قلبی تو خانواده‌ش ارثیه.

سال‌ها غذای سالم خورد، آزمایش داد، ورزش کرد، اما همیشه این ترس باهاش بود که بالاخره یه روز قلبش از کار می‌افته.

و خب، در نهایت هم همین شد.

در سن ۶۴ سالگی، بدون هیچ علامت قبلی، سکته کرد و رفت…

❗️اون باور، حتی اگه از نظر علمی غلط بود، اما توی ذهن پدرم به یه «حقیقت غیرقابل تغییر» تبدیل شده بود… و بدنش هم تسلیم اون باور شد.

✨ وقتشه ذهنت رو تمیز کنی…

💡 حالا فکر کن… اگه تو هم باورت اینه که: «من نمی‌تونم لاغر شم چون فلان مشکل رو دارم…»

این جمله، داره مثل یه دیوار جلوی مسیر لاغری‌تو می‌گیره. پس اولین قدم برای لاغر شدن، رژیم نیست!

اولین قدم، پاکسازی ذهن از باورهای چاقی و از این موانع ذهنی لاغریه! 🧹🧠

🧠 چاقی فقط یک فکر است؛ همون فکری که توی ذهنمون ریشه داره!

اگه ازم بپرسن چاقی دقیقاً چیه، یه جواب دارم که شاید عجیب باشه ولی واقعیه:

چاقی فقط یک فکره!

نه یه ژن ارثیه، نه یه بیماری لاعلاج… یه فکره که از یه جایی توی ذهن ما کاشته شده!

🌱 چاقی مثل یه بذر توی ذهن کاشته می‌شه

فکر چاقی درست مثل یه بذر کوچیکه… یه روزی، یه جایی، یه حرف، یه نگاه، یا حتی یه جمله باعث می‌شه این بذر توی ذهن ما کاشته بشه. مثلاً:

👩‍👧 مامان می‌گه: “اگه زیاد بخوری چاق می‌شی!”

👨‍🏫 معلم می‌گه: “بعضیا از بچگی چاقن دیگه، طبیعیه!”

👨‍👩‍👧 بقیه می‌گن: “تو هم مثل بابات چاقی، ارثیه!”

این بذر کوچیک، کم‌کم آب و نور می‌گیره (از تکرار فکرها) و تبدیل می‌شه به یه درخت قوی با شاخه‌های پر از باورهای محدودکننده درباره بدنمون.

🍃 و میوه‌ی این درخت چیه؟ اضافه وزن!

🔁 تکرار = فرمول = واقعیت

اگه یه فکر بارها تکرار بشه، ذهن اون رو به‌صورت یه فرمول قطعی ثبت می‌کنه. و بعد، طبق اون فرمول عمل می‌کنه.

مثلاً اگه ذهنم باور کرده که “چاقی ارثیه”، دیگه هر چقدر تلاش کنم رژیم بگیرم یا ورزش کنم، باز هم ته ذهنم یه صدا می‌گه:

“تو هیچ‌وقت لاغر نمی‌شی، چون این سرنوشتته…” 😞

و خب اینجاست که موانع ذهنی لاغری شکل می‌گیرن. موانعی که از پشت پرده، مسیر لاغر شدن رو سخت یا حتی غیرممکن می‌کنن.

🎯 پس چطور لاغر بشیم؟ اول باید فکر چاقی رو ریشه‌کن کنیم!

مگه می‌شه بدون کندن ریشه، درختو قطع کرد؟! ❌ نه!

همین‌طور هم نمی‌شه بدون اصلاح فکرها، بدن رو متناسب کرد.

✅ باید اول اون فکرهای چاق‌کننده رو شناسایی کنیم

✅ بعد فرمول‌های ذهنی رو بازنویسی کنیم

✅ و به ذهن یاد بدیم که لاغری هم مثل چاقی، یه فکره…

یه فکری که می‌تونه رشد کنه، قوی شه، و تبدیل بشه به واقعیت جدید ما!

چاقی ارثی است یا عادتی

🤔 چاقی ارثیه یا عادته؟ مسئله این است!

خیلی‌ها فکر می‌کنن دلیل چاقی‌شون اینه که بابا یا مامانشون چاق بودن. ژنتیکه دیگه! کاریش نمی‌شه کرد! 😶‍🌫️ و این یکی از قوی‌ترین موانع ذهنی لاغری محسوب میشه.

اگه یه سر به سایت‌ها، مجله‌ها یا حتی مقاله‌های علمی بزنین، می‌بینین تقریباً همه می‌گن: «ژنتیک یکی از مهم‌ترین عوامل چاقیه.» ولی خب… بیاین یه کم دقیق‌تر بهش نگاه کنیم.🔍

توی خیلی از خانواده‌هایی که پدر و مادر چاقن، بچه‌هایی هستن که کاملاً متناسبن.
حالا بعضی‌ها می‌گن: «خب اون دیگه ژنش نرفته!» 😅 ولی آیا واقعاً همه‌چیز تقصیر ژنه؟ یا اینکه یه چیز مهم‌تر توی ذهنمون داره فرمان چاقی صادر می‌کنه؟ 🤯

💡 عادتی که مثل ارث می‌رسه…

من اعتقاد دارم که چاقی ارثی نیست، عادتیه.

بله درست خوندی! 🤓

چاقی از طریق ژن منتقل نمی‌شه، بلکه از طریق الگوهای ذهنی و رفتاری والدین به بچه‌ها منتقل می‌شه. یعنی چی؟ یعنی:

👂 بچه از وقتی چشم باز می‌کنه می‌شنوه:

  • “اگه زیاد بخوری چاق می‌شی!”
  • “چاقی تو خون ماست!”
  • “ما از اوناییم که با آب خوردن هم چاق می‌شن!”

و این شنیدن‌های تکراری تبدیل می‌شن به فرمول‌های ذهنی چاقی… 📥🧠

🧩 فرمول‌های چاقی + تکرار = موانع ذهنی لاغری

همین فرمول‌ها، کم‌کم باعث می‌شن که فرد انتظار چاق بودن از خودش داشته باشه.

یه جور پیش‌فرض ذهنی! مثل اینکه مغزت بگه: “تو قراره چاق باشی، چون ما خانوادگی اینجوری‌ایم!” 😤

و این‌جاست که دیگه فرقی نمی‌کنه چی بخوری یا چه ورزشی بکنی… چون ذهن، کنترل اوضاع رو دست گرفته!

و این‌جاست که موانع ذهنی لاغری شکل می‌گیرن. ⛔🧠

همون صداهایی که توی سرت می‌گن:

  • “لاغری کار تو نیست!”
  • “تو همیشه چاق می‌مونی!”
  • “حتی اگه کمم بخوری، بازم چاقی!”

🔥 فرمول ذهنی لاغری = منبع گرما در سرمای چاقی

بذار برات یه مثال ساده بزنم:

سرما و گرما هیچ‌وقت با هم تو یه فضا جمع نمی‌شن. اگه یه اتاق سرد باشه، تنها راه گرم شدنش اینه که یه منبع گرما بیاری توش! 🥶➡️🔥

تو هم اگه توی ذهنت پر از فرمول‌های چاقی باشه، لاغر نمی‌شی. هرچقدر هم رژیم بگیری یا ورزش کنی، فایده نداره چون اون منبع سرما (فرمول‌های چاقی) هنوز فعاله!

برای همین اول باید موانع ذهنی لاغری رو برداری، بعدش بری سراغ ساختن فرمول‌های ذهنی لاغری. اون وقته که ذهن آروم‌آروم شروع می‌کنه به تغییر دادن جسم… و لاغری خود به خود اتفاق می‌افته! 🌱🧠➡️💃

✅ پس اگه فکر می‌کنی چاقی‌ت ارثیه، یه بار دیگه با خودت رو راست باش!

ببین کدوم افکار، باورها یا جملات تکراری توی ذهنت دارن ناخودآگاه مانع لاغری‌ت می‌شن؟

اون‌ها دقیقاً همون موانع ذهنی لاغری هستن که باید پاکسازی‌شون کنی! 🧼🧠✨

🌟 یادت نره! تغییر ذهن، کلید تغییر جسمه!

با استفاده از آموزش‌های دوره ورود به سرزمین لاغرها شروع کن به ساختن نسخه جدیدی از خودت… از ذهنت شروع کن! 💫

✍️ در ادامه هم توی گام ۶۶ سراغ «چرا افراد چاق لاغر نمی‌شوند؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 159 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.46 از 74 رای

https://tanasobefekri.net/?p=27457

159 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

159 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Salimeh
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۸ ۰۳:۰۲
      مدت عضویت: 2167 روز
      امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,445 کلمه

      بنام حق❤

      به هر اندازه چاقی، هیچ چیز نیست!

      ممنونم از استاد عزیز بابت این فایل بسیار ارزشمند، آموزنده و ۱۰ ریشتری☺

      ✅ پروردگار عالم تمام جهان هستی و آنچه در آن است را بر اساس یه سری قوانین خاص و منظم و روی حساب و کتاب دقیقی آفرید که هیچ ایراد و نقصی در آن نمیتوان یافت، این آدمی است که همیشه با دخالت های بی موقع و نابجای خود در ذات و طبیعت خیلی چیزها اختلال ایجاد میکند.

      هر جایی که پای دخالت های بشر باز میشود یک جای کار بزودی می‌لنگد…💯

      چرا ما اینقدر مغرور هستیم که همیشه میخوایم به جسممون بگیم ما بیشتر بلدیم و بیشتر میفهمیم و تو نه⁉️🤔

      چرا با جسمم بد اخلاقی و بد رفتاری میکنیم و اینقدر توی فشار میگذاریم و اذیتش میکنیم⁉️🤔

      پس کی میخوایم با جسممون آشتی کنیم و دوست باشیم⁉️🤔

      مگه ما تعیین میکنیم و میگیم که چقدر ناخن های ما رشد کنند و کدوم ها بیشتر و کدوم مقدار کمتری رشد کنند⁉️🤔

      مگه ما تعیین میکنیم و میگیم که موهای ما چقدر رشد کنه و کجاها بیشتر و کجاها کمتر رشد کنه⁉️🤔

      مگه ما تعیین میکنیم و میگیم که قلب ما چه زمان های بیشتر بتپد و چه زمان هایی آهسته تر⁉️🤔

      ولی برای چاقی و لاغری ما همیشه دخالت میکنیم و تصمیم میگیریم و حتی مشخص و تعیین میکنیم که مثلا به مربی باشگاه میگیم میخوایم فقط سایز شکم و باسن کم بشه، یا به دکتر تغذیه،عطاری،فلان فروشنده دمنوش میگیم میخوایم صورتمون  و فلان جا لاغر نشه ولی شکم و باسن لاغر بشه😂😂😂😂 تازه میفهمم چقدر این حرفها و فکرها مسخره و خنده داره….

      🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅

      از دوران بچگی چاق و دارای اضافه وزن بودم، و همیشه با انواع روش های مختلف لاغری اشتباه، با دخالت های بی جا، با بهم زدن نظم و طبیعت و ذات اصلی خودم، با فشار به جسم خودم،با ایجاد محدودیت ها و‌‌.‌..‌ سعی در برطرف کردن این اضافه وزن یا نقص بودم در حالیکه فراموش کرده بودم که 

      1️⃣ اولا مقصر اصلی چیزی که الان هستم فقط خودم هستم نه شخصی دیگه، نه دلیل و دلایل دیگه ای،نه هیچ عامل بیرونی

      2️⃣ و اینکه لازم نیست که من تصمیم بگیرم و کاری انجام بدم، همینکه کاری نکنم،دخالت نکنم،این نظم رو برهم نزنم، بگذارم جسمم استعداد و توانایی های خودشو نشون بده، اجازه بدهم جسمم کار خودشو انجام بده و خودشو ترمیم کنه، قبول کنم جسمم میتونه خودشو ترمیم کنه و به تنظیمات اصلی کارخانه خودشو برگردونه…

      🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅

      🔷️داستان واقعی من🔷️

      از بچگی چاق بودم و خیلی وقته که دچار دیسک کمر شدم دقیقا یادم نیست از چه زمانی شروع شد ولی شاید ۱۸_۲۰ سالم بود، اوایل زیاد اذیتم نمیکرد و بهم فشار نمی اورد

      اما کم کم دردهای کمر و پام زیاد و زیادتر شد و همش دکتر و فیزیوتراپی و دارو و کیسه آبگرم و… و هر چی دکتر میرفتم میگفتن دیسک کمرت خیلی شدید هست و نیاز به عمل هست، بخاطر افزایشی وزنی که داری تشدید میکنه و وزنت رو کم کنه و… تا ۱ماه مونده بود به عروسیم به حدی رسیده بود که از درد هم گذشته بود و پای راستم کاملا بی حس شده بود و هیچ حسی در پای راستم احساس نمیکردم و نمیتونستم تنهایی و بدون کمک کسی راه برم، دکتر به پدر و مادرم گفت من که چند ماه پیش گفتم باید عمل بشه، شما گوش نکردید و الانم دیسکش پاره شده و داره فلج میشه و باید فوری عمل بشه که بدتر نشه

      پدر و مادرم و خانواده ام همش ناراحت و نگران و گریه، حالا ۱ ماه مونده بود به عروسی چون راه دور از دو استان جدا یکی شمال و یکی جنوب بودیم از قبل تاریخ عروسی رو تعیین و به تمام اقوام اطلاع داده بودیم و هتل رزو شده و وقت آرایشگاه و تمام تدارکات عروسي انجام شده بود اما پدرم میخواست به همسرم و خانواده اش بگه که باید عروسی عقب بندازیم، ولی من نگذاشتم

      چون اصلا حرف دکتر رو قبول و باور نکرده بودم و غصه نمیخوردم و ناراحت نبودم، و مطمئن بودم توی همین ۱ ماه خوب میشم و نیاز به برهم زدن تاریخ عروسي نیست، حتی راضی به عمل هم نشدم، همین هم شد و با چند جلسه ماساژ درمانی خوب و سر پا شدم و مراسم عروسی هم بخوبی و سر موعد تعیین شده قبلی برگزار شد😍👰‍♀️

      شاید ۱۵ تا دکتر بیشتر رفتم و همه شون به غیر از یکیشون بهم گفته بودند باید وزنت کم کنی و اینکه  اینقدر پیشرفت کرده که دیسکت پاره شده و ما موندیم و تعجب میکنیم که تو چطور اصلا راه میری و چطور سر پا هستی😁 و باید فوری و اورژانسی عمل بشی

      و منم همیشه به حرف هاشون اهمیتی نمیدادم، فقط میخندیدم و میگفتم باشه

      شاید پیش خودتون بگید پس چرا اینقدر دکتر میرفتم، بخاطر اینکه گاهی دردم خیلیییییی شدید میشد و نیاز به دارو و فیزیوتراپی پیدا میکردم، اما هیچوقت راضی به عمل نبودم و نشدم

      چون دو بار باردار شدم و نیاز بود چکاپ بشم، از متخصص نامه برای سزارین بگیرم که البته این بهونه ای بود برای چیزی که خودم انتخاب کرده بودم😄 شاغل بودم و توی هر دو تا بارداریم  چند ماه مرخصی استعلاجی بخاطر دیسک کمرم گرفتم😁 هر وقت دکترهای کمیسیون عکس ام ار آی منو می‌دیدند یه نگاه عجیبی بهم میکردند و میگفتن تو توی این شرایط با این دیسکت سر پا هستی الان؟!!!!!!!

      من به چشم خودم عاجز شدن علم پزشکی رو در برابر توانایی جسم و ذهنم در مقابله با بیماریم و ترمیم اون دیدم

      توی بارداری اولم همون ماه دوم پزشک متخصص بهم گفته بود همین الان سریع و اورژانسی باید عمل کنی وگرنه به ماه پنجم نرسیده بخاطر افزایش وزنت حتما فلج میشی🤨

      دکتر زنانم گفت این عمل برای جنین خطر داره و ۵۰/۵۰ احتمال سقط جنین وجود داره، من که همیشه مخالف عمل بودم اینو که شنیدم گفتم اصللللللللا و توکل به خدا

      با سلامتی و بدون فلج شدن😂 زایمان کردم و ۷سال بعد هم با همون شرایط و دیسک دوباره باردار و زایمان کردم

      و تا الان که ۳۵ سالم هست هنوز فلج نشدم😅

      چون هیچوقت اینو باور نکردم، اصلا توجهی به حرف دکترها و عکس ام ار آی ام نکردم داره چی نشون میده و چی میگه…

      🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅

      اما هیچگاه و قبلا از قدرت ذهن و جسمم نسبت به لاغری و چاقی فکر نکرده بودم

      مهم نیست من الان چقدر اضافه وزن دارم

      مهم نیست من تا حالا چقدر تلاش های بیخودی با روش های دیگه انجام دادم و به نتیجه نرسیدم

      مهم نیست که عدد روی ترازو چی داره نشون میده

      مهم نیست که دکتر و مشاوره‌ای تغذیه و دیگران چی میگن

      اینکه نیاز نیست من تلاش و کار خیلی خاص و خارق العاده ای برای کاهش وزن و سایزم انجام بدم و جسمم خودش اینکارو بخوبی انجام میده

      جسمم من عاشق متناسب شدنه

      جسم من ذات و طبیعت اصلیش متناسب بودنه

      بیشتر از من علاقمند هست که این بی نظمی و اختلال و نقص رو برطرف کنه

      فقط من باید بهش فرصت و اجازه بدم که توانایی هاش نشون بده و شکوفا بشه

      جسم من خیلی توانا و قدرتمنده این افزایش وزنی که دارم در برابرش هیچچچچچچچ هست

      🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅

      قبلا خیلییییییی دلایل و بهتره بگم بهانه برای چاقی و اضافه وزنم داشتم یکی از اون بهانه این بود که چون یبوست دارم و خیلی کم گاهی هفته ای ۱_۲ اجابت مزاج دارم پس طبیعیه چاق باشم، گاهی میگفتم من که همیشه باشگاه نمیرم و فعالیت خیلی زیاد ندارم از طرفی هم این همه میخورم، پس دفع نمیشه، پس چطور میشه؟🤔 همش میشه چربی و توی بدنم میمونه،مگه من چقدرش رو میتونم بسوزونم

      این باور زمانی قدرت پیدا کرد که من باور کردم که مشکل یبوست که دارم منو چاق میکنه چون دکتر و حکیم عطاری،مربی باشگاه،و چند نفر دوستان هم بهم گفتند دیگه کامل باورش کردم

      چه فکر مسخره ای،تا چه اندازه خنده دار و بی ربطه😂😂😂

      بر فرض که من تا حالا ۳۵ تن غذا خورده باشم که اگه بدن من دفع یا تبدیل به انرژی نمیکرد و نمی سوزاند که من الان بجای ۴۰ کیلو اضافه وزن باید چند تن اضافه وزن داشتم😂😂😂😂

      استاد چقدر این فایل و این مثال تون قشنگ بود پر از آگاهی و نکات طلائی

      من سلیمه ۳۵ ساله و تا حالا حداقل ۳۵ تن غذا مصرف کردم که جسم عزیزم اونا رو یا دفع کرده و یا به انرژی تبدیل کرده و سوزانده و فقط و فقط ۴۰ کیلو از ۳۵ تن باقی مونده اونم بخاطر خودم با باورها و رفتارها و عادات اشتباهم که این مقدار اضافه وزن هم در برابر ۳۵ تن واقعا هیچ هیچ هیچ هست و حالا که در این مسیر شگفت انگیز قرار گرفتم مطمئن هستم با کم و کمتر کردن قدرت فرمول های چاقی ام با کمتر و حذف کردنشون، باورها و فرمول های اصلی و لاغرکننده من از بند زنجیر رها میشن و قدرت میگیرند و منو به اوج می رسانند…..

      Empty your mind of all bad thoughts
      Let your heart be at peace
      مغزت رو از فکرهای بد خالی کن
      اجازه بده قلبت در آرامش باشه

      با آرزوی تناسب افکار و اندام برای تمامی دوستان عزیز🫀💪🧠

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم