هدفی مقدس تر از تغییر کردن در زندگی وجود ندارد و انسان هایی که در مدت حیات خود به دنبال شروع تغییر در زتدگی خود هستند، تاثیری ماندگار در زندگی خود و جهان اطرافشان ایجاد کرده اند.
شروع تغییر کردن
تغییر، همانند جریان آب، بخشی جداییناپذیر از زندگی است.
جهان پیرامون ما دائماً در حال تحول است و برای سازگاری با آن، ما نیز باید تغییر کنیم.
شروع تغییر میتواند کوچک و تدریجی باشد، مانند یادگیری یک مهارت جدید، یا بزرگ و ناگهانی، مانند تغییر شغل یا نقل مکان. در هر صورت، تغییر فرصتی برای رشد، یادگیری و کشف جنبههای جدید از خودمان است.
به عقیده من شروع تغییر به دو شکل در زندگی هر انسانی ایجاد می شود:
1- شروع تغییر بر اساس دنیای پیرامون
2- شروع تغییر بر اساس دنیای درون
بسیاری از ما تجربه شروع تغییر کردن بر اساس دنیای پیرامون را داریم.
زمانی که هوا سرد می شود طریق لباس پوشیدن خود را تغییر می دهیم.
زمانی که به خاطر تکرار یک رفتار نادرست به خودمان آسیب وارد می کنیم تصمیم می گیریم آن عادت را تغییر دهیم.
وقوع زلزله یا سیل یا هر اتفاقی که در دنیای پیرامون اتفاق می افتد و باعث بروز خسارت می شود، انسان را ملزم به تغییر روش زندگی خود می کند.
نکته جالب توجه اینکه شروع تغییراتی که به واسطه تغییر دنیای بیرون در خود ایجاد می کنیم همواره سخت و مستلزم تحمل رنج و سختی فراوان است.
نوع دیگری از شروع تغییر بر اساس دنیای درون صورت می گیرد.
این طریق نیاز به درک توانایی های درونی و ایجاد نگرش صحیح در رابطه با خداوند به عنوان خلق کننده دارد.
شروع تغییراتی که بر اساس تمرکز بر تغییر دنیای درون در زندگی ایجاد می شود همواره ساده، لذتبخش و بدون سر و صدا می باشد و این از ویژگی های منحصربفرد این طریق تغییر کردن است.
در شروع تغییر بر مبنای دنیای بیرون نیاز است تا جوانب زیادی را مدنظر قرار داده و همواره مراقب باشیم تا مرتکب اشتباه نشویم اما در شروع تغییر بر مبنای دنیای درون، نیاز نیست تا نگران جوانب و چگونگی شکل گیری تغییرات باشید. فقط لازم است با آرامش و اطمینان به قدرتی که خداوند در وجود شما قرار داده است به مسیر خود ادامه دهید و از تغییرات ایجاد شده در زندگی تان لذت ببرید.
تغییر، یک فرصت است نه یک تهدید. با پذیرش تغییر و تلاش برای رشد و بهبود، میتوانیم زندگی پربارتر و رضایتبخشتری داشته باشیم. به یاد داشته باشید که شروع تغییر، بخشی طبیعی از زندگی است و مقاومت در برابر آن، تنها باعث ایجاد استرس و ناراحتی میشود.

نقطه شروع تغییر
تغییر، همانند نسیمی تازه، میتواند زندگی را دگرگون کند. این دگرگونی میتواند هم چالشبرانگیز باشد و هم فرصتساز. اما نتایج نهایی شروع تغییر، اغلب به سمت رشد، پیشرفت و رضایت بیشتر سوق مییابند.
به طور خلاصه، تغییر یک نیروی قدرتمند است که میتواند زندگی ما را به سمت بهتر شدن سوق دهد. با پذیرش تغییر و تلاش برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی، میتوانیم به رشد شخصی، بهبود روابط و افزایش رضایت از زندگی دست پیدا کنیم.
نقطه شروع تغییر دنیای درون از تغییر افکار شروع می شود.
اکنون که شما در حال مطالعه این نوشته هستید اطمینان داشته باشید در نقطه شروع تغییر شرایط زندگی خویش یا همان سرنوشت خود قرار دارید.
در این روش نیاز است تنها بر آنچه در ذهن خود مرور می کنیم توجه داشته باشیم.
فقط کافی است مهارت شناسایی و مدیریت افکار را بیاموزید تا بتوانید به افکاری که نتیجه احساسی خوبی در شما ایجاد می کند اجازه مرور شدن بدهید و مانع مرور افکاری شوید که نتیجه احساسی آنها ناامید کننده است.
به این ترتیب شما دنیای درون خود را از هرگونه افکار نامناسب پاکسازی می کنید و به شکل مستمر در احساس خوب قرار می گیرید.
احساس خوب، فراتر از یک احساس گذرا است. این احساس، تأثیرات عمیقی بر زندگی ما میگذارد و به بهبود کیفیت زندگیمان کمک میکند. به جرأت می توان گفت که احساس خوب داشتن مهمترین پارامتر برای شروع تغییر است.

در کل، احساس خوب یک چرخه مثبت را ایجاد میکند. وقتی احساس خوبی داریم، رفتارهای مثبتی از خود نشان میدهیم که به نوبه خود، احساس بهتری را در ما ایجاد میکند. این چرخه مثبت، به ما کمک میکند تا زندگی شادتر و موفقتری داشته باشیم.
نتیجه احساس خوب داشتن، تغییر نگرش به دنیای پیرامون است و نتیجه تغییر نگرش، تغییر انتظار از زندگی است.
خداوند به عنوان پاسخ دهنده و برآورده کننده آرزوها به انتظار شما از دنیایی که در آن زندگی می کنید پاسخ می دهد و اتفاقاتی را وارد زندگی شما می کند که از قبل انتظار آن را دارید.
از آنجا که از کودکی در معرض افکار نامناسب قرار داشته ایم طبیعی است که اکنون گرفتار مرور افکار نامناسب و در نتیجه شکل گیری انتظار نامناسب از زندگی در ذهن خود باشیم.
اما نکته امیدبخش این است که هربار تصمیم به شروع تغییر بگیریم و شرایط زندگی خود را از طریق تغییر دنیای درون آغاز کنیم این فرصت برای ما مهیاست و از طرف خداوند مورد تایید و تحسین قرار می گیرد.
تحسین خداوند را از طریق هدایت شدن به مسیرهای درست دریافت می شود و این تجربه ای است که در انتظار شماست.
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
متن فایل تصویری برای ناشنوایان 🧏
متن فایل تصویری شروع تغییر: (توسط خانم نگار ملکزاده عزیز)
اگر مراقب ذهنمون نباشیم همیشه دوست داره به اون چیزی توجه کنه که اصلاً به درد ما نمیخوره اصلاً باهاش حال نمیکنیم اصلاً لذت نمیبریم و این اشتباهیه که همهمون داریم هر روز مرتکب میشیم که به گذشتهمون توجه میکنیم به اون چیزی که توی زندگیمون هست توجه میکنیم و انتظار داریم که خداوند آینده ما رو تغییر بده.
انتظار داریم که خداوند روزهای جلوی روی ما رو تغییر بده و این اتفاق رخ نخواهد داد تا وقتی که ما داریم به اشتباه هر روز به اون چیزی که دوست نداریم توجه میکنیم.
اون چیزی که من دیروز تجربه کردم چیزی بوده که من خودم در دنیا خلق کردم و تجربهاش کردم اگر بخوام به اون توجه کنم برای امروز، من روزهای بعدم رو هم مثل روزهای قبل تجربه خواهم کرداین اتفاقیه که داره توی زندگی همهمون میفته اما اگر آگاه باشیم و بدونیم که امروزِ من یک روز جدیده و هیچ ربطی به گذشته تو نداره.
امروز تو میتونی بهتر فکر کنی، میتونی شروع کنی به اون چیزی که دوست داری توجه کنی، میتونی کتاب خوب بخونی، میتونی آهنگ خوب گوش کنی، میتونی از محتواهای خوب استفاده کنی، هیچ ارتباطی به گذشتت نداره.
فکر نکن که اگر تو امروز تصمیم بگیری که زندگیت رو تغییر بدی خدا میگه نه تو ۳۰ ،۴۰ سال بد زندگی کردی دیگه تموم شد، دیگه من به تو این اجازه رو نمیدم، خیلیهامون اینجوری فکر میکنیم.
فکر میکنیم اگر من امروز تصمیم گرفتم خوب زندگی کنم پس گذشتم چی میشه؟! پس گناههایی که انجام دادم! نمازهایی که نخوندم! روزههایی که نگرفتم! چطور ممکنه خدا به من اجازه بده که من زندگیم رو تغییر بدم یا زندگی بهتری داشته باشم؟!
خدا هیچ چیزی از گذشته تو رو برات حساب نمیکنه، فکر نکن اگر تو امروز بخوای بهتر زندگی کنی خدا میگه نه بزار حالا من بررسی کنم ببینم تا دیروز چطور زندگی میکردی. اصلاً اینجوری نیست، هیچ وقتی خداوند به گذشته شما کاری نداره به همین دلیله که در قرآن خدا میگه که شما هر بار که توبه کردید دیگه تموم شد، بارها به پیامبر توصیه میکنه که اگر این افراد اینجوری کردن باهاشون برخورد میکنی و هرجا این افراد توبه کردن تمام شد دیگه، باید ببخشید چون خدا رئوف و بخشنده است.
چرا میگه هر باری که هرجا که کافران یا هر کسی اشتباهی کرده توبه کرد دیگه تمام شد دیگه حق نداری به اونها حمله کنی یا اونها رو اذیت کنی یا اسیری،،،چرا میگه؟؟ به خاطر اینکه هر لحظهِ تو ارتباطی نداره به گذشتت.
اگر الان تصمیم گرفتی بهتر زندگی کنی این نیست که خدا بگه نه تو دیگه چند روزه داری بد میگی چند روزِ خوب زندگی نکردی شما ۴۰ سال افکار نامناسب داشتی و من دیگه نمیذارم تو خوب زندگی کنی.
به هیچ وجه اینجوری نیست. ذهن شما هر روز خالیه، خداوند هر روز نگاهش به شما به عنوان یک انسان پاکِ، یک انسانی که میخوام ببینم امروز چطور میخواد زندگی کنه، چه چیزی برای من میفرسته، آیا افکار مناسب میفرسته یا همون افکار نامناسب دیروزی رو میفرسته و ادامه میده.
هیچ انتخابی از طرف خداوند برای من و شما نیست که بگه نه این دیگه از اون آدم بدهاست دیگه اینو نمیذارم خوب زندگی کنه یا هرچی نعمت داریم بره سمت اون افراد اصلاً همچین چیزی نیست. هر چیزی که خودت میخوای رو خدا میگه باشه من حرفی ندارم که.
چون همه این شرایط رو داره، کسی که همه چی داره چه فرقی براش میکنه که تو از چی استفاده کنی، مشکل اینه که ما نگاهمون به خدا انسانیه و فکر میکنیم که همون جوری که خود من که فلانی از من یه چیزی خواست گفتم نه، یادته اون دفعه به تو چیزی دادیم تو تشکر نکردی پس دیگه نمیدم. فکر میکنی خدا هم با ما اینجوری رفتار میکنه. در حالی که اینجوری نیست.
خیلی از ما در مورد اضافه وزنمون هم همین فکرو داریم، فکر میکنیم دیگه ما لاغر شدنی نیستیم چرا؟؟ چون ۴۰ ساله من چاقم، خب ۴۰ ساله اونجوری فکر کردی اونجوری رفتار کردی نتیجهات هم همینه که الان هست، خب الان میخوای لاغر بشی باید جور دیگه فکر کنی، باید جور دیگه رفتار کنی، باید جور دیگه ببینی و نگرش داشته باشی.
اگر میخواهی همون افکار و رفتار گذشته رو داشته باشی و آرزوت هم این باشه که لاغر بشی هرگز لاغر نمیشی. کسی که تعارف نداره، به گریه و زاری و اینا نیست. خدا که نمیاد که بدن شما رو امروز بتراشه تحویل شما بده. کاری بوده که خودت کردی بپزیریدش. حالا اذیتی، ناراحتی، باشه، بپذیر که خودم بودم اگر بپذیری خودم بودم حتی اذیتم بشی دیگه خیلی برات سخت نیست.
همه اون چیزی که ما امروز در زندگی داریم و باعث اذیتمون میشه چیزیه که خودمون به وجود آوردیم چیزیه که خیلی وقتها شاید خودمون از خدا خواستیم و یادمون رفته که ما اینو از خدا میخوایم حالا که توی زندگیمون هست این دفعه داریم از این گله و شکایت میکنیم.
امروز داشتم با خودم فکر میکردم که اول صبحی افکار منفی داشت میومد برام، راه حلش این بود که بیام فکر کنم چه چیزی توی زندگی من الان هست که قابل لذت بردن و سپاسگزاری کردنه؟! دیدم اول اینکه من امروز صبح لازم نیست برم سر کار بیرون از خونه، دارم میام سر یه کاری که عاشقشم و با خودم فکر کردم گفتم تا همین چند سال پیش من هر روز که داشتم میرفتم کارخونه از خدا میخواستم که خدایا یه شرایطی رو جور کن من از این کارخونه فلان فلان رها بشم، من از این کار لعنتی بیام بیرون.
خب دو سه سال بعد من اومدم دزفول، رفتم نجاری کار کردم توی اون شرایط، بعد دوباره از اون کار خوشم نیومد بعد اومدم رفتم ابزار یراق کار کردم، چند سال بعد از اون کار خوشم نیومد الان این چیزی که الان هستم اون چیزیه که خودم از خدا خواستم.
میلیونها بار به خدا گفتم خدا شرایطی باشه من برای خودم کار کنم الان همون شرایطِ، چرا بازم ناراحتم! پس چرا باز گله و شکایت دارم! این چیزیه که خودم یه زمانی آرزو داشتم. فکر میکردم اگر این باشه دیگه تمام، من خوشبختترین آدم روی زمینم.
اومدم از پله پایین، دیدم این همون ماشینیه که من چند سال پیش رویاشو داشتم، الان تو پارکینگ خونم هست این همون چیزیه که خودم از خدا خواستم و الان دارمش پس بابت این هم باید سپاسگزار باشم.
بابت همین خونهای که هست درسته الان من مادرم نیست ولی خب خونش هست من هر روز میام اینجا از فضای این خونه از اون کارهایی که انجام داده از اون چیزهایی که توی خونه داره من لذت میبرم و دارم باهاش زندگی میکنم و چه چیزی برای من ارزشمندتر و لذت بخشتر از اینه که صبح بیام اینجا توی فضایی که من حسش میکنم، هست همه کارهایی که انجام داده، همه نظمی که توی این خونه هست، چیدمان خونه، همه کار مادرمه و میام اینجا از وسایلش استفاده میکنم و لذت میبرم.
سکوت فوق العاده، چه چیزی میتونه ارزشمندتر و بالاتر از این باشه! این چیزیه که شاید زمانی توی رویای منم نبود من خودم هزاران بار از خدا خواستم که اینجور باشه.
چند سال همسرم میگفت کاش یه جور بشه تو همش خونه باشی الان همون جوریه ولی به راحتی میتونه این ذهن کاری کنه که همین چیزی که تو از خدا خواستی را برات سیاهش کنه برات زندگی رو تیره و تار کنه و یه لحظهای میرسه که واقعاً زندگی برای همیشه تیره و تار میشه و چشای ما بسته میشه و ما از این دنیا میریم و دیگه هیچ چیزی رو نخواهیم دید. هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت. هیچ فکر منفی وجود نخواهد داشت و اون وقتم تازه ما دوباره حسرت میخوریم.
چیزی که قرآن میگه، خدا میگه، که اسم قیامت را گذاشته یوم الحسرت، که آدمها حسرت میخورن که چرا زندگی نکردم! حالا به ما گفتن که حسرت میخوری که چرا نماز و روزه بیشتری نگرفتی و نخوندی ولی من عقیدم اینه که اونجا هم ما تازه دوباره حسرت میخوریم که ای دل غافل زندگی تموم شد چشام رو بستم اونم دوباره حسرت میخوریم و کل زندگیمون داره با حسرت میگذره.
حسرت زندگی این، حسرت اینکه چرا فلانی اینجوریه، حسرت اینکه چرا اون لاغره، چرا اون پولداره، چرا اون خونش چند تاست و هر روزمون داره با توجه کردن به اون چیزی که نمیخواهیم از زندگی خودمون و دیگران میگذره و آینده ما هم به همین شکل داره رقم میخوره.
بازم تاکید میکنم اون چیزی که الان هستی رو اینو بپذیر شاید نتونی براش دلیل پیدا کنی اون چیزی که الان هستی رو یقین داشته باش که خودت از خدا خواستی. شاید ندونی چطور و کی خواستی ولی خودت از خدا خواستی و الان داری تجربش میکنی.
اگر از تجربهاش راضی نیستی اشکال نداره تغییرش بده چرا چسبیدی به این تجربه چرا چسبیدی به این چهار تا فکر منفی چرا چسبیدی به اون رفتارهای بدی که فلانی باهات کرده اون حرفهایی که به تو زده بیا زندگیت رو تغییر بده بیا از نگرشت شروع کن و اونو تغییر بده انتخاب کن چی میخوای چی نمیخوای فکرت رو درست کن و این نیاز به آموزش داره این نیاز به آموزش داره.
این نیست که تو بخوای بگی باشه من امروز میخوام فکرم رو عوض کنم پس چرا فردا زندگیم تغییر نکرد سالها برای من طول کشید خداوند اینجوری رویای شما را برآورده میکنه رویای منو برآورده کرده چندین سال طول کشید تا از اون کارخونه من اومدم بیرون رفتم کار نجاری انجام دادم دو سال نجاری کردم بعد اومدم ۵، ۶ سال مغازه ابزار یراق داشتم و الان چهار پنج ساله دارم همین کارو انجام میدم
چندین سال زمان برد تا اون رویای من تکمیل شد و من نمیدونستم اصلاً قرار تکمیل بشه من اصلاً چرا هر روز از خدا میخواستم که خدایا شغل منو عوض کن کاری کن من از اینجا از این کار لعنتی بیام بیرون برم واسه خودم کار کنم چون اصلاً فکر نمیکردم بشه ولی هر روز از خدا میخواستم فکر نمیکردم که اصلاً همچین شرایطی بشه رخ بده تو زندگیم،
چرا؟! چون فکر میکردم خب من چطوری میتونم زندگی بهتری داشته باشم من که مدرک ندارم من که پول ندارم من که سرمایهای ندارممن که پارتی ندارممن که هیچی ندارمو چطور خدا میخواد زندگی من عوض بشه و من اصلاً نمیدونستم که وقتی تو بخوای خدا عوضش میکنه.
برای جسمم هم همینجور بود من نمیدونستم واقعاً میشه لاغر شد و لاغری با ذهن رو شروع کردم به عنوان یه تفریح عشق بود وگرنه هیچ عقیدهای هم نداشتم که میشه از لاغری با ذهن لاغر شد چون اصلاً تجربهای برای لاغر شدن نداشتم اگر کسی از من درباره چاقی میپرسید بله ذهن من پر بود از خاطرات چاقی از موفقیتهام در چاقتر شدن ولی من اصلاً هر چقدر هم تلاش کرده بودم برای لاغر شدن مقطعی بود و دوباره از بین میرفت و اصلاً من امیدی نداشتم که بخوام لاغر بشم.
اما بازم شد بازم رویای من الان در حال زندگی کردنشم و دوباره دارم اون چیزی رو که بهم لذت میده استفاده میکنم و لذتش رو میبرم.
اون چیزی که الان هست چه جسمته چه شرایط زندگیته چه هر چیزی که هست چیزیه که خودت از خدا خواستی و الان توی زندگیته شاید نتونی دلیلش رو پیدا کنی شاید نتونی بگی خب من کی خواستم من نمیدونم کی خواستی و چطور خواستی برای خودمم نمیدونم کی خواستم ولی میدونم که اینو پذیرفتم که اون چیزی که الان هست اون چیزیه که خودم قبلاً از خدا خواستم و الان توی زندگیمه و بیام به خاطرش سپاسگزار باشم حتی اگر فکر میکنم خوب نیست سپاسگزار باشم که اون چیزی که میخوام الان بهم داده شده.
خیلیا هستن از خدا بچه میخوان سالهاست بهشون داده میشه چند ماه بعد شروع میکنن به گله و شکایت. خیلیا هستن دنبال خونه هستند خونه بهشون داده میشه از چند وقت بعد فقط شروع میکنند گله و شکایت که جاش بده فلانه همسایهام اینجوریه دم درش اینجوریه فروشگاه دوره اینجا اینجوریه نزدیک اصلیه تو فرعیه میلیاردها دلیل میتونی پیدا کنی برای اینکه حالت رو بد کنی اما فقط یه دلیل کافیه برای اینکه خوب زندگی کنی اونم به نظر من این دلیله که شاید امروز روز آخر باشه.
هر وقتی تو خیابون دارم میگذرم اعلامیههای فوت افراد رو میبینم به خودم یادآوری میکنم که این فرد دیروز زنده بود امروز نیست شاید فردا تو نباشی پس سعی کن خوب زندگی کنی یه روز خوب زندگی کن لااقل که اگر فردا من نبودم بگم من یه روز خوب زندگی کردم اگر چشای من بسته شد دیگه باز نمیشه.
بنابراین خدا هم کاری نداره به اینکه تا دیروز شما چیکار کردید چه کارهایی کردی اون چیزهایی که بهت گفتن آیا اینجوری زندگی کردی دعا کردی فلان کردی التماس کردی نمازت رو خوندی نخوندی خدا نمیدونه که شما چی تا دیروز فرستادی امروز میخوای تغییرش بدی بفرست. فکر جدید، فرکانس جدید بفرست و این نیاز به آموزش داره روی هوا نمیشه چیزی رو درست کرد.
این ذهن ما پر از افکار منفی پر از اشتباهاتیه که فکر هم میکنیم تازه صحیحه ولی غلطه وقتی میای چهار تا کتاب بخونی چهار تا فایل گوش بدی یواش یواش یه چیزایی دستگیرت میشه و میفهمی که چطور باید ذهنت رو تغییر بدی و از مطالب سایتم میتونید بیشتر استفاده کنید.
نوشتههای زندگی با اراده خداوند فوق العاده است و فایلهایی که توی بخش تغییر زندگی هست فوق العاده است فایلهای تناسب که بینظیرن و تصمیم بگیر هر روز محتوای جدید به خودت بده به اینم فکر نکن که چطور؟! مهم نیست کجای دنیایی، مهم نیست چقدر ناراحتی از وضعیتت، مهم نیست چقدر چاقی، مهم نیست چقدر اوضاع مالیت خرابه، همه اینا رو من بودم.
مهم اینه که تصمیم بگیری زندگی رو تغییر بدی خود خداوند راهش رو هم بهت میگه یواش یواش پیدا میکنی فقط تو شروع کن قدمهات رو بردار خودش بهت میگه که چطور باید بهتر زندگی کنی.
امتیاز 4.55 از 83 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



امروز که از خواب بیدار شدم به این فکر کردم که من از زمانی که با این دوره ها اشنا شدم تا الان ۹۶ روز میشه و من چقدر از این تغییرات خودم خوشحالم و احساس خوبی دارم و دوست دارم همیشه ادامه بدم هر تایمی که خالی بود و فرصت کردم بیام ادامه بدم گوش بدم و از همه مهمتر عمل کنم به این تمرینات خوب و مفید،
من از این لحظه به بعد رو دارم زندگی میکنم و نباید به گذشته ی خودم و حتی دیروز خودم فکر کنم به حرف های گذشته ی ادم های رو مرور کنم که بهم احساسات بدی وارد میکرد ،
امروزم رو با افکاری جدید شروع کنم و به افکار قدیم خودم کار نداشته باشم یادآوری نکنم اون ها رو رد پایت را رها کنیم افکار گذشته و ذهنیت مسموم قدیم خود را و در افکار جدیدی را داشته باشیم ،
امروز را با افکار جدید و نگرش درست آغاز کنیم و افکار درست داشته باش من هم با افکار جدید می خواهم که زندگی جدیدی را داشته باشم و مراقبت کنم از ذهن چون اگر مراقب افکار و ذهنمون باشیم همش توجه میکنه به چیزهایی که دوست نداریم هیچ وقتی خدا به گذشته ماه کاری نداره و لحظه ها رو نگاه میکنه و به افکار ما و ما در گذشت زمان و فرکانس هایی که میفرستیم توجه دارد و هر روز به یک چیزه جدید در افکار مان فکر کنیم و با احساس خوب به این زندگی لذت بخش ادامه بده و اینکه از همه مهمتر این است که ما نباید به خدا دید انسانی داشته باشیم و نباید افکار اشتباه رو باز هم تکرار کنیم همه اون چیزی که ما رو ناراحت میکنه اون چیزی که خودمون بهش فکر می کنیم و باید متوقف کنیم و فکر جدیدی را بسازیم توجه به داشته ها و اون چیزی که در زندگی داریم همون فکری بوده و خواسته ای بوده که در گذشته از خدا میخواستیم چیزی که الان داریم نتیجه افکاری بوده که از خدا میخواستیم و نباید در دنیا حسرت چیزی رو در زندگی بخوریم و جوری زندگی کنیم که حسرت ای برای ما وجود نداشته باشد چیزی که الان هستی رو بپذیر و خودت و خواسته هایت را در مسیر خوب تغییر کردن بخواه و بهترین زندگی کن و به اون چیزی که باعث لذت بردن از زندگی ات میشود فکر کن ،زمانی که از خداوند یک خواسته خوب را با احساس خوب بخواهیم مطمئن باشید که در آینده و لحظه هایی که حواستان نیست به این خواسته میرسید و خودتان هم فکرش را نخواهید کرد، جهان به افکار ما با واکنش نشان میدهند و به آنچه توجه می کنیم به ما میدهد ،
مسیری که خودت خواستی از خدا که قبلاً بهش فکر میکردی و الان چیزهایی رو که داریم خودمان از خدا خواستیم،خدا به این کاری نداره که تو دیروز چه کار کرده ای و الان تورو میبینه حس خودت را با فرستادن افکار مثبت و ایجاد احساس خوب توجه به خواسته هایت سفارش به خدا با احساس خوب داشته باش و در مسیر تغییر افکار ای مثبت و جدید هر روزت را آغاز کن و با ایمان داشتن و توکل به خدای مهربان با شادی و شوق و ذوق زندگیت را در راستای اهداف بگذران،
با تشکر از شما
نشان های دریافت شده
♡ به نام خدا♡
عرض درود و سلام▪︎
>جلسه ۹ تکرار▪︎
بخش ۷ از هفتموضوع :
نقش پذیرش مسئولیت در کاهش وزن▪︎
۱۸ دقیقه فایل صوتی ، انگیزشی ▪︎
از لحظه ای که از خواب بیدار میشیم زندگی جدیدی رو شروع می کنیم که می تونیم بدون ارتباط دادنش به موضوعات منفی و ناراحت کننده ، روز خوبی رو شروع کنیم ▪︎
چطور ؟ با تغییر فکر و نگرش ▪︎ برای شفاف شدن این موضوع استاد از خودشون گفتن :ایشون شب قبل چند دقیقه ای به شکل ناخواسته و ناخودآگاه به یکسری افکار منفی توجه نشون دادن که حالشونو گرفت …اما فقط چند دقیقه ادامه پیدا کرد و ایشون برای منحرف کردن افکار منفی به مثبت می آن یک فایلی که مورد علاقه اشون هست گوش می دن و به خواب میرن ….اما وقتی اول صبح فردا چشمشونو باز کردن فورا دوباره همون افکار ناراحت کننده وارد ذهنشون میشه …افکاری که راجع به خواسته هاشون نبود بلکه دنباله افکار روز و شب قبل بود …اما بلافاصله به خودشون تذکر دادن که : نه امروز نمی خوام مثل دیروز و دیشب باشم ….می خوام روزمو با افکار امید بخش و صحیح که حالمو خوب می کنه شروع کنم ….به دنبال مرور این افکار از خونه خارج میشن ..دوتا نون گرم تهیه می کنن و به منزل دنج و ساکت مادر میرن و قبل از صبحانه فایل انگیزشی امروزو برامون ضبط می کنن و بعد از صرف صبحانه میرن برای گوش دادن به فایلهای روز نهم تکرار و نوشتن تمریناتش …به فرمایشات استاد گرامی گوش می کنیم :اگر مراقب ذهنمون نباشیم دائم می خواد مارو به سمت افکاری ببره که به اصطلاح باهاشون حال نمی کنیم بلکه حالمونو می گیره (غم میده ، نا امیدی میده ، اضطراب و ترس میده ، دلتنگی میده) خلاصه کلی حس بد میدهاین اشتباه رو همه امون زیاد مرتکب میشیم که به گذشته توجه می کنیم و می چسبیم ، و به نکات منفی درحال حاضرمون توجه می کنیم اونوقت انتظار داریم که خدا تغییر مثبت در آینده امون ایجاد کنه ▪︎
اما این اتفاق رخ نخواهد داد ▪︎وقتی داریم هر روز به اون چیزی که دوست نداریم فکر و توجه می کنیم اتفاق خوبی در روزهای آینده نخواهد افتاداون چیزی که شب و روز قبل باعث ناراحتی فکری واسه استاد شده به عقیده خودشون مسئولش خودشون بودن که تجربه اش کردن .اگر بخوان در روز جدید دوباره به همون افکار فکر کنن نه تنها امروزشون بلکه روزهای آتی هم با همین تجربه نامناسب روبرو خواهند شد و چیزی عوض نخواهد شد ▪︎
اما اگر آگاه باشیم و هر روز با خود بگیم : امروز می تونم بهتر فکر کنم ، می تونم به چیزی که دوست دارم توجه کنم ، می تونم کتاب خوب بخونم ، می تونم آهنگ خوب گوش کنم ، می تونم برقصم و شاد باشم ، می تونم از محتواهای خوب استفاده کنم ▪︎
چرا که امروز من هیچ ارتباطی به گذشته من نداره ..اگر امروز تصمیم بگیرم واسه تغییر زندگیم اقدام کنم خدا بهت نمیگه نه دیگه ،تو سی چهل ساله بد زندگی کردی دیگه تموم شد فرصتت تموم شده باید تا آخر دنیا و زندگیت بد زندگی کنی ، نمیگه من دیگه بهت اجازه نمی دم خوب زندگی کنی تو باید برای همیشه چوب گذشته خودتو بخوری …نه خدا اینجور نمیگه ….(خدا توبه ارو واسه همچین وقتهایی گذاشته و گفته در خونه من برای همیشه به رووت بازه هر موقه فهمیدی اشتباه کردی برگرد می پذیرمت کمک می کنم گذشته اتو جبران کنی و دوباره خوب و صالح زندگی کنی و اصلا اگر توبه ات واقعی باشه خطاهاتو به حسنات و خوبی ها تبدیل می کنم .▪︎
) پس من نباید به خودم بگم اگر امروز بخوام خوب زندگی کنم پس گذشته ام چی میشه ؟ اون گناهام چی اون نمازا و روزه های نگرفته چی (اون عیاشی ها چی ؟؟؟ با این همه قصور و تقصیر و پیروی از هوای نفس و شیطان) چطور ممکنه اجازه بهم داده بشه دوباره بیام خوب زندگی کنم و زندگیمو تغییر بدم ؟( این حرفا ، حرفای شیطانه و درستش اینه که بدونی در صورتی که خودت بفهمی اشتباه کردی و مسئولیتشو بپذیری و بخوای درستش کنی خدا میگه بنده ی من ، هییییچ چیزی از گذشته تو نمی دونم ، از این به بعد درست فکر و رفتار کن .غصه گذشته اتو نخور و اونارو رها کن ، ) ▪︎
چرا که خدا آمرزنده و مهربانه &اگر از خدا می خوای که کمکت کنه واسه تغییر جسم و زندگیت ، خدا هیچوقت نمی آد بررسی کنه که تا دیروز چطور زندگی می کردی که حالا بخواد بر اساس همونا باهات رفتار کنه ▪︎
;در قرآن هست برید ببینید که بارها به پیامبر توصیه کردن که اگر افراد ستیزه جو با کلی اعمال و رفتار بد اومدن و اظهار پشیمانی کردن اونارو ببخش و دیگه تمومش کن ( و بهشون کاری نداشته باش ▪︎)
چون انسان در هر لحظه می تونه در لحظه کاملا جدید قرار بگیره و به گذشته اش هیچ ارتباط نداشته باشه ▪︎ذهن ما هر روز که از خواب پامیشیم خالیه … باید همین امروز با افکار و احساسات خوب و امید بخش شارژش کنیم▪︎
اونوقت می بینیم که چه تاثیر مثبت و سازنده ای در کل روز برامون خواهد داشت ▪︎ حواسمون باشه حال امروز رو به حال دیروزمون، اگر خوب نبوده ربط ندیم ▪︎
نگاه خدا در هر روز به یک انسان یکنگاه کاملا پاکه .منتظره ببینه امروز چه می کنه امروز چی می فرسته امروز چطور زندگی خواهد کرد ▪︎
آیا افکار مناسبی خواهد فرستاد یا همون افکار دیروزی رو ؟اول هر روز هر چی از خدا بخوای ، خدا هیچ مخالفتی باهاش نخواهد داشت به دیروزت کاری نداره چون خدا همه چی داره براش فرقی نداره که امروز چی ازش می خوای ▪︎ باید نگرش خودتونو به خدا عوض کنید ..نگرش و دید ما به خداوند انسانیه نه خدایی …ماها وقتی کسی ازمون چیزی بخواد فوری می خوایم باهاش تصفیه حساب کنیم مثلا میگیم ( عه این همون آدمه که شعور نداره ) و فلان وقت محبتش کردم یه تشکر نکرد ..( من بیام به این نمک نشناس کمک کنم .) خیر نمی کنم ….اما خدا با بندگانش اینطور معامله نمی کنه ▪︎
خیلی هامون در مورد اضافه وزنمون فکر می کنیم نه دیگه ما لاغر شدنی نیستیم چون که چهل ساله که چاقیم …دیگه فکر نمی کنیم که خیلی طبیعیه ۴۰ ساله اونجوری فکر کردیم اونجوری رفتار کردیم شدیم اینی که هستیم▪︎
حالا که می خوایم لاغر شیم خوب بازم طبیعیه که باید جور دیگه فکر و رفتار کنیم نگرشهامونو عوض کنیم نسبت به خود ، خدا ، زندگی و جهان▪︎
اگر می خوای همون افکار و رفتار دیروز ، و گذشته خودتو داشته باشی ولی لاغری آرزوته هرگز لاغر نمیشی ▪︎ به گریه زاری وگله و شکایت نیست ▪︎
خدا کهنمی آد امروز پیکرتراشی کنه جسمتو تحویلت بده …( مگه خدا تو رو اینجور کرده که از خدا همچین توقعی داری ؟ ) کاری بوده که خودت کردی ، بپذیر خودت کردی اما حالا که از انتخاب خودت داری اذیت میشی خودت هم باید اقدام کنی برای تغییر دادن افکار و رفتارت ( از خدا و فرشته درونت هم کمک بخوای ).▪︎
( اگر از وضعیت اکنون خودت ناراحتی و داری خیلی اذیت میشی فقط خودتو مقصر بدون نه هیچکس دیگه ای رو اینجوری آروم می گیری ،تحمل شرایط برات آسون میشه و برای عوض کردن شرایط تلاش می کنی میگی خودم خراب کردم خودمم درستش می کنم ).▪︎
هر آنچیزی که امروز در زندگی باهاش مواجهی و باعث اذیت و آزارت شده چیزیه که خودت بوجود آوردی و حتما یادت رفته یه روزی خودت همینو از خدا خواسته بودی . این همه گله و شکایت نکن .▪︎ به جای گله و شکایت و گریه و زاری ، اولین قدم صحیح برای پایان دادن به این اوضاع ناخواسته و نامطلوب اینه بیایی از اونچیزی که در زندگی ازش برخورداری و لذت می بری و کلی برات فایده داره و ازش راضی هستی بابتش از خدا سپاسگزاری کنی .▪︎
خصوصا دقت و سپاسگزاری از چیزایی که یه زمانی آرزو بوده براتون و دعا کردی و خدا بهت داده ولی الان به دلایلی ازش ناراضی شدی …باید از خدا تشکر کنی که آرزوتو بهت داده و گله و شکایت رو متوقف کن …نمونه روشنش پدر مادرایی هستن که مدتها آرزوی فرزند داشتن و به هر دری زدن که خدا بهشون بچه بده …خدا لطف کرده داده اما حالا همین پدر و مادر دارن می نالن ( که اینجور اونجور ، حتی میگن کاش از خدا یه چیز دیگه خواسته بودیم …)…( القاء این حالتها و ناله ها و ناراحتیا از طرف شیطانه از طرف ذهنمنفی بافه که دنیارو برامون تیره و تار می کنه و فراموشکار میشیم و ناسپاسی می کنیم ) ▪︎
حواستون باشه که عمر داره میره سعی کنید دایم در حسرت داشته های دیگران نباشید . به داشته های خودت فکر و تشکر کن ..خدا بهت چیزای بهتری رو خواهد داد …توصیهدمهم اینه : اون چیزی که الان هستی رو بپذیر و قبول کن خودت خواستی ▪︎
حالا یا یادت نیست یا نمی تونی دلیلی براش پیدا کنی اما حالا چیزی که یه روز به انتخاب خودت اومده توو زندگیت بهش انتقاد شدید داری و حتی داری خودتو سرزنش می کنی که چرا همچینچیزی رو خواسته بودی اما قطعا بدون ، هیچ چیزی تا اراده و خواست خودت نباشه وارد زندگیت نمیشه ▪︎
( یکسری چیزایی که الان توی زندگیمونه اینارو با نوع فکر و اعمالمون جذب کردیم حواسمون نبوده که اگه اینجوری فکر کنیم اینجوری رفتار کنیم حاصلش میشه این ▪︎
اعمال و رفتار و افکار، نوعی دعای پنهانی قلبی برای رسیدن به یکسری از خواسته هاست چون همیشه اتفاقات بر مبنای دعای زبانی وارد زندگی ها نمیشن … خیلی وقتها با در خواست غیر مستقیم وارد میشن و اتفاق میفتن ▪︎ )
.( مثل همین چاقی و اضافه وزن فعلی که دارید….. بگذریم که یه تعدادی واقعا دوست داشتن چاقی رو تجربه کنن ولی بقیه با پذیرش باورها و افکار چاق کننده به وزن اضافی رسیدن …اینها هم نوعی از خواستن بوده …اینو باید قبول کنید …اون کسی که شنید کم تحرکی و پشت میز نشینی چاقی می آره و بعد کم تحرک شد و پشت میز نشست و چاق شد این خودش غیر مستقیم گفته من می خوام که چاق بشم و شده …)▪︎
اگر از تجربه چنین درخواستهای مستقیم و غیر مستقیم که به کائنات فرستادی رضایت نداری ،اشکالی نداره تغییرش بده چرا چسبیدی به این چهارتا فکر منفی ، چرا چسبیدی به این تجربه ناراحت کننده ، چرا چسبیدی به رفتارای بد یا حرفای بد فلانی که فلان روز باهات کرده و بهت گفته ؟؟؟ بیا رها کن اینارو و زندگیتو تغییر بده ▪︎
افکار و رفتارتو تغییر بده ..انتخاب کن چی می خوای چی نمی خوای . این نیاز به آموزش داره …بچسب به این آموزشا …¤¤¤¤¤ اما اینم بدونید اینجور نیس که امروز بیایی بگی می خوام فکرمو عوض کنم و یه خورده روی خودت کار کنی بعد عجولانه بخوای روزای آینده اتو تغییر بدی و اگر نشد بگی په چی شد چرا هیچی عوض نمیشه ؟ ▪︎
برآورده شدن رویاها و آرزوها زمان می بره ولی اگر آرزوتو کنار نذاری و ازش نگذری بالاخره محقق میشن ..( خدا وسیله سازه از راههایی که فکرشو نمی کنی تو رو به آرزوهات می رسونه ) ▪︎
جناب استاد هم وقتی لاغری با ذهنو شروع کرون اصلا و ابدا نمی دونستن و عقیده ای نداشتن که اینجوری هم میشه لاغر شد .به شکل یه تفریح شروعش کردن .نه فایلی بود نه سایتی نه دوره ای نه استاد و راهنمایی …..ذهنشون پر بود از خاطرات چاقی که می تونستن ساعتها راجع بهشون سخنرانی کنن ولی از لاغری جز چند خاطره شکست از اضافه وزن چیزی در ذهن نداشتن …هیچ امیدی هم به لاغر شدن در خود نمی دیدن …ولی با تمام این احوالات بازم عاشق لاغری بودن و رویای خودشونو در ذهن خط نزدن و این عشق ، کار خودشو کرد و به آرزوشون رسیدن و تصمیم گرفتن راز و رمز رسیدن به این رویارو به علاقمندان آموزش بدن و بیاموزن و لذت آموزش رو هم تجربه کنن …به ایشون ثابت شد به دیگران هم ثابت کردن که بدون رژیم و ورزش هم میشه به تناسب اندام رسید …فقط باید بخواهیم و قدمهای اول رو برداریم ….▪︎
استاد یکدنیا تشکر از این همه حرفای خوب و قشنگ که با این فایل صوتی در اختیار ما گذاشتید …
نشان های دریافت شده
سلام استادگرامی ، سلام دوستان همراه ،
امروز به این فایل فوق العاده هدایت شدم ..چند ثانیه اولشو که گوش دادم متوجه شدم این همون فایل انگیزشی هست که در روز نهم تکرار از دوره گام اول ورود به سرزمین لاغرها برامون در نظر گرفته شده ..من این فایلو به عنوان تمرین روز نهم دوبار گوش داده بودم و بعدم ریز به ریز بازنویسی کردم با اینکه زمان برد و انرژی ازم گرفت اما خوشحال بودم و چقدر دوست داشتم دوباره در اولین فرصت اونو گوش بدم و امروز به یه شکل عجیب اومدم به این قسمت و دوباره گوش دادم و نگاه کردم و هر ۷ دیدگاهی که دوستان براش نوشته بودن رو خوندم دیدگاه خانم فروغ و خانم متعهد عالی بود مدال طلا هم از استاد دریافت کردن ….مطالبی به ذهنم رسید که به عرض می رسونم :
یکی از قسمتهای این فایل ، احساس خیلی خوبی در من برانگیخته کرد ، احساس امید و قدرت کردم و خوشحال شدم .
قسمتی که میگه : شمایی که در وضعیت اضافه وزن هستی و داری اذیت میشی ،باید بپذیری که این انتخاب خودت بوده ،یه زمانی که یادت نیست چه وقت و کجا بوده درخواست چاق شدن رو به کائنات فرستادی … باید قبول کنی که این خودت بودی که یه روز یا آگاهانه یا غیر از اون اینو خواستی که بهت داده شده ، همینکه حرفایی که درباره چطور چاق شدن شنیدی و باور کردی این یعنی درخواست . این یعنی اگر من در این شرایط قرار بگیرم می خوام که چاق بشم و چاق بمونم ….این قدرت باور ماست که هرچیزی خوب یا بد ، باورش کنیم در زندگی به دستش می آریم ……تو با باور کردن افکار مربوط به اضافه وزن ، اونو خواستی و به دستش آوردی …قانون باورهارو چه کسی در جهان برقرار کرده ؟ خدا .
لازم نیست من برای داشتن هر خواسته ای دستمو به آسمون بگیرم و زار بزنم بگم خدایا اینو به من بده …یا من فلانچیزو می خوام خدایا حاجتمو بده ..بری نذر و نیاز کنی و از خدا طلبکار بشی ….فقط کافیه با باورهای مرتبط با اون خواسته هم فرکانس بشی .به عبارتی شایسته آرزوهات بشی ،،،انتظارت از خدا و زندگی و آدمها ، مطابق با خواسته ات باشه ….
اگر من یه روزگاری باور کردم که در فلان موقعیت چاق میشم و چند وقت بعد در وضعیت اضافه وزن قرار گرفتم پس حالا که از این موقعیت ،دچار رنج و سختی و بیماری وحال بد شدم اشکال نداره ،باورهامو تغییر میدم رفتارها و نگرشهامو تغییر میدم لاغر میشم ….نمیشه که همون باورها ،افکار ،رفتار و نگرشهای سابق رو داشته باشم ولی آرزوم لاغری باشه ….خدا نمیگه من بهت اجازه تغییر زندگی و تغییر جسمت رو نمی دم چون سی ساله چهل ساله تو چاقی لیاقتت همینه ولی اگر تصمیم بگیری افکار و رفتارتو تغییر بدی و به قوانین حهان هستی احترام بذاری و بپذیری حتما که می تونی لاغر بشی …..
استاد در قسمت دیگه فرمودن که بابت همینی که هستی سپاسگزار باش حالت خوب باشه شاد باش چون پیام وضعیت اکنونت اینه که هر گاه هر خواسته ای رو باور کنی که بهش می رسی و منتظرش باشی بهت داده میشه ….مطمین باش که در مسیر تناسب اندام ،اگر باور کنی که می تونی لاغر بشی و خودت رو شایسته این آرزو بدونی و در عمل هم اینو به اثبات برسونی صد درصد ، متناسب میشی ،،، من باید بابت چاق بودنم خوشحال و سپاسگزار باشم و خودمو عمیقا دوست داشته باشم و سپس به سمت متناسب شدن حرکت کنم …اگر چاق نشده بودم و ازش در رنج و عذاب قرار نگرفته بودم محال بود الان اینجا باشم و این آگاهی های الهی به من منتقل می شد …خدایا سپاسگزارم … اضافه وزن من سبب خیر کثیر خواهد شد … پس باید خوشحال و سپاسگزار باشم وگرنه از نعمات الهی بی نصیب خواهم ماند .
استاد عزیز بارها متذکر شدن کار عملی که ما باید برای رسیدن به تناسب اندام بهش بپردازیم گوش دادن ، خوندن و نوشتن و سپس تغییر رفتار به شکل مستمر و با انگیزه و اشتیاق هست … این تمام کاریه که ما باید برای این خواسته در نظر بگیریم ….
من چاقی رو خواستم ، باور کردم بهم داده شد حالام باید بعد از خواستن تناسب اندام تحت آموزش ،ادامه بدم تا بتونم باور کنم که میشه ذهنی لاغر و متناسب شد اونوقت اینم بهم داده میشه ….
ما برای متناسب شدن باید عاشق تغییر کردن باشیم در عمل نشون بدیم که لایق این عشق هستیم عشق جاذبه داره و بهش می رسیم .
مثالی به ذهنم رسید
من مثلا می خوام دکوراسیون خونه امو عوض کنم می دونم که اگر تغییراتی در چیدمان خونه ام ایجاد کنم خونه ام خیلی قشنگتر میشه آرامشم بیشتر میشه اصلا تحسین برانگیز میشه …آیا اینکه فقط بخوام ولی دست به عمل نزنم چیزی عوض میشه ؟ خوب مسلما نه … اگر بخوام اساسی در خونه ام تغییرات ایجاد کنم باید زحمت خیلی بیشتری بکشم مثلا اسباب اثاثیه ارو حسابی جابجا کنم تا دیوارهارو نقاشی یا کاغذ کنم کابینتهارو خالی کنم و بکنم بریزم دور و یه جدید و شیک و خوشگل بگم بیان برام بسازن ..اینو میگن تغییرات اساسی ..که خوب مستلزم زحمت ، خستگی یه مدت تحمل به همریختگی ها و صرف هزینه اس…..من در اینصورت ثابت می کنم عاشق تغییر دادنم …اقدام می کنم نتیجه هم عالی خواهد بود … خدا هم در جهان خلقت عاشق تغییر دادنه یک نمونه اش تغییر فصلها طلوع و غروب و …و…و….
پس حالا که من می خوام از وضعیت چاق به لاغر تغییر کنم اولا حتما خدا پشتیبانی می کنه و البته موانع ایجاد شده توسط ذهنمنفی باف رو هم خواهیم داشت دوم اینکه این تغییر مستلزم هموار کردن زحمتای خاص خودشه و از همه مهمتراینکه من باید خودمو شایسته متناسب شدن بدونم و دست از تفکر ضعف و ناتوانی در مقابل اضافه وزن بردارم ….باید با گامهای استوار ، محکم و پی در پی به سمت آرزومون حرکت کنیم امدادهای الهی هم خواهد رسید متناسب شدن عبادته ، و ذات و فطرت همه انسانها بر تناسب قرار داده شده ….و خیلی طبیعیه که وقتی خوب آموزش ببینیم ، درک و سپس عمل کنیم صد در صد به هدفمون خواهیم رسید …..
در پناه خداوند باشیم در مسیر تغییر کردن .
استاد با اجازه شما حالت نوشتاری کامل این فایلو برای استفاده هر چه بیشتر دوستان به دیدگاه این فایل می فرستم …
با سلام واقعا فایل پربار و پرمحتوایی بود پر از امید برای شروع دوباره شاید خیلی از ما فکر کنیم برای تغییر حتما باید اتفاق خاصی بیفته تا تغییر انجام بدیم ولی این فایل خیلی راحت و با زبانی که به دل بنشینه ما رو به تغییر هدایت میکنه .
این فایل رو برای دومین بار هست که گوش میکنم و لذت میبرم . با تشکر
سلام چهل روز بعد از بیدار شدن از خواب به توصیه یک استاد یک صفحه نوشتم افکار روح وجان دارند کلمات روح وجان دارند احساسات روح وجان دارند به لطف خدای مهربان الان پرداختن به افکار یا احساسات منفی یا گفتن جملات منفی برام مثل لمس کردن سیم بدون روکش برقه
تصورم اینه که اشنا شدن با پیچ شما یکی از جوایز این نگرش جدیدم هست ممنون ازشما
نشان های دریافت شده
سلام استاد
چقدر این آرامشتونو دوس دارم، چقدر این تغییر نگاهتون کنترل رو افکارتون، جمع کردن فکر منفیتون و دوس دارم، چقدر خوب تونستین قانون و درک کنین و بهش عمل کنین، واقعا هم فکر منفی رو باید در نطفه خفه کرد وگرنه معلوم نیست تا کجاهارو که تو آینده برای آدم ترسیم نمیکنه و ادم رو دچار ترس و نگرانی یا خشم و کینه یا نا امیدی و یاس نمیکنه، یادمه قبلا که از قانون چیزی نمیدونستم تا یه فکر بد میومد تو ذهنم فوری سرم و تکون میدادم که مثلا اون فکر و از سرم پرت کردم بیرون و زندگی خیلی خیلی بهتری داشتم، اصلا مریض نمیشدم سالها دفترچه بیمم گوشه کمدم خاک میخورد و هی دست نخورده اتقضاش تموم میشد، خطاهایی رو داشتم ولی یه اطمینانی به خدا داشتم که اصلا اتفاق بدی رو تجربه نکردم، به ادم خوش شانس تبدیل شده بودم و خودم باورم شده بود هرچیز خوب و خدا بمن میده، من داشتم ندونسته قانون و اجرا میکردم و چقد اتفاقای خوب برام میفتاد، وقتی ازدواج کردم افتادم تو مسایل حاشیه که همه ازش خبر دارین این استرس ها و افکار منفی کم کم من و از اون شرایط خوش شانسی دور کرد و دور کرد تا اینکه بعد چند سال با قانون جهان آشنا شدم کم کم ارامش برگشت به زندگیم کم کم استرس هام کم شد کم کم وضعیت مالی مون بهتر شد وصعیت روابطمون عالی شد ولی از یه جایی من قانون و درست اجرا نکردم و باعث شد نتایج دلخواه نبینم به افکار منفی بال و گر میدادم اونم تا میتونست میتاخت، دیدم ای بابا من مجردیم که از قانون خبر نداشتم بهتر اجراش میکردم الان چرا اینجوری شدم، نگاه به دفتر هدف گذاریم کردم دیدم به اهداف مهمی که تعیین کردم نرسیدم، چرا چون تمام مدت ذهنم منو با افکار مختلف مشغول میکرد و من روزهارو یکی بعد از دیگری از دست میدادم و از فرصتی که خدا برای تغییر بهم هر روز میداد در جهت منفی استفاده میکردم تا اینکه استاد تو فایل لیز خوردن گفتن ترمز (فکر منفی) تا وقتی ترمزه که تو پاتو گذاشتی روش، پاهاتو از روش بردار خودش گازشو میگیره میره تو اصلا نمیخواد کاری کنی، در واقع همون قانونه که افکار میان و میرن تو فقط نظاره گر باش بهشون نچسب بزار برن، وقتی میزاری برن هیچ اتفاقی نمیفته چون تو نچسبیدی بهش، چون افکار منفی در هر صورت میان واسه پیامبرشم میومده واسه من و شما هم میاد ولی اونها کنترلش میکردن و میزاشتن بره، ولی ما چون بلد نیستیم قانون و درک نکردیم میچسبیم بهش و میخوایم برا ذهنمون دلیل بیاریم که نه اینجوری نیست، اخه مگه ذهن دلیل حالیش میشه اون کارش اینه حالتو بد کنه با نشون دادن نمونه های واقعی که تو دنیا هست، اونا هم نتونستن جلوی حرف زدن ذهن و بگیرن وگرنه الان در وضعیت نرمال و طبیعی خودشون بودن پس نمونه ها واقعی نیستن حقیقت ما نیستن حقیقت ما سلامتی و تروت و ارامش و شادی و آسایشه، هرکی اینارو نداره پشت سر ذهنش راه رفته واقعیت چیز دیگه ایه، پس سعی نکن قانعش کنی، فقط ولش کن، بقول استاد عزیزی وقتی به چیزی چسبیدی یعنی باور نداری که وجود داره فراوونه رهاش کن تا خودش بیاد سمتت
همه این حرفارو به خودم زدم و امیدوارم برای دوستانم هم مفید باشه
به امید اینکه هممون یاد بگیریم هر روز رو برای همون روز زندگی کنیم بدون نگرانی اینده و غم و اندوه گذشته
آمین
شگفت انگیز استاد تمام اینها رو از خدا عمیقا خواستم
و الان که توشم اونجور که باید سپاسگزار نیستم یک روز خوب زندگی کن واقعا چه جمله عجیبی
از صبح لذت میبرم از خرید نان تازه از لحظات این ها محصول شرکت در دوره است
سلام استاد چقدر این مبحث عالی بود .
راستش شما در فایلهای قدیمیتر به اصل موضوع اشاره نمیکردید و همواره ما رو ارجاع میدادید به دوره های آموزشی .
ولی این فایلهای جدید شما اونقدر سرشار و پر هستید از آگاهیهای خداوند که دارید همه رو به زبان میارید .
واقعا که این گفته ها بیان شما نبود بلکه بیان خداوند بود که دیگه اونقدر عاشقانه داره از وجودتون خارج میشه که دیگه توجه نداره داره اصل موضوع رو میگه .
یعنی گفته های شما برای رساندن پیغام الهی به گوش ما مشتاقتر از گوشهای ما برای شنیدن شده .
واقعا اینجا میشه فهمید
یار بی پرده از در و دیوار
متجلیست یا اولی الابصار
فقط میتونم بگم احسنت بر شما که همانند نی شدید که گفته های الهی رو به گوشهای مشتاق ما میرسانید .
خداوند رو بابت دریافت چنین نکات فوق العاده ای سپاسگزارم .
به نام خدای مهربان
سلام و درود خدمت همراهانم
نمی دونم چند مرتبه است که دارم این فایل رو نگاه می کنم..
از شنیدن این حرف ها سیر نمی شم.
از احساس خوبی که در من ایجاد میکنه لذت می برم و دوست دارم هر روز این حرف ها رو بشنوم.
شنیدن اینکه هر وقت بخوام می تونم زندگیم رو تغییر بدم به من احساس قدرت میده.
شنیدن اینکه خداوند سابقه منو تو سرم نمی زنه و بجاش دست منو میگیره بهم احساس آرامش میده.
شندین اینکه اگه حتی یک روز خوب زندگی کنم بازم بهتر از اینکه که تا آخر عمر در گمراهی و تاریکی باشم بهم امید و انگیزه می ده.
شنیدن اینکه تا وقتی چشمام بازه یعنی فرصت دارم، یعنی می تونم زندگی کنم، می تونم بندگی کنم، می تونم از زندگی لذت ببرم بهم ذوق و شوق زندگی کردن میده.
شنیدن اینکه در هر شرایطی هستم، آرزویی بوده که خودم از خدا خواستم حتی اگه به یاد نیارم و ندونم کی و چطور این کار رو کردم بهم احساس آرامش میده و منو از درگیری با دنیا و گله و شکایت کردن رها می کنه.
شنیدن اینکه می تونم بارها تجربه های جدید داشته باشم خیلی لذت بخشه
اینکه خداوند منو بخاطر گذشته ام از داشتن زندگی بهتر محروم نمی کنه
اینکه خداوند نه تنها منو سرزنش نمیکنه بلکه هدایت و حمایت می کنه
اینها حرف هایی است که هر روز دوست دارم بشنوم و بهش عمل کنم
خدا رو شکر برای این لحظه مقدس و برای فرصت زندگی که در اختیار داریم.
سلام و درود بی کران بر استاد ارجمند
اول از همه باید بگم نمیدونم با چه زبانی از خدای خودم سپاسگزاری کنم که من رو در این راه قرار دارد اصلا خوشحالم که درگیر چاقی و مشکلات اون شدم که بهانه ای شد که من به این راه هدایت بشم اصلا عاشق گذشته ی خودم با اون همه تضاد و مشکلات شدم و میشم که باعث شدن من با این قوانین ثابت جهان آشنا بشم .اگرهر چقدر من از خدای خودم سپاسگزاری کنم بازم کم هست و طبق همین قوانین یاد گرفتم که برای تشکر از خدای خودم نیاز به هیچ کار خاصی نیست مگر احساس خوب داشتن ،مگر احساس رضایت داشتن .مگر حال خوب داشتن اونم در هر لحظه از زندگی که این خودش بالاترین نوع سپاسگزاری هست .
پس به پاس قدرانی از خدای خودم و به خاطر اینکه جواب تمام خوبیهای خدای خودم رو بدم و به خاطر اینکه بنده ی لایقی برای اون باشم دارم سعی میکنم آگاهانه و با تمام وجودم از لحظه به لحظه ی زندگیم استفاده کنم و هر کاری رو که لازم هست در زندگی انجام بدم با عشق و با حال خوب انجام میدم .
استاد این حرفهای شما فوق العاده ارزشمند هست و فوقالعاده نکات اساس اما در عین حال ساده ای رو میگید که من مطمعنم هر کسی این حرفها رو نمیشنوه و یا اگر بشنوه به اونها عمل نمیکنه یا اصلا براش جالب نیست و خلاصه اگر در مسیر نباشه به راحتی از اونها میگذره اما من همینکه اسم فایل رو دیدم که نوشته بودید تغییر را آعاز کنید چشمام برق زد انگار دل تو دلم نبود که گوش بدم ببینم شما چی میگید و زمانی که فایل رو دیدم در اون اخرهای فایل از شدت خوشحالی برای اینکه انسان لایقی هستم که این حرفها رو بشنونم اشک داخل چشمام حلقه زد اما خب چون داخل جمع خانواده بودم نزاشتم اشکام پایین بیان که مورد تمسخر کسی قرار بگیرم ولی در دلم غوعا شد و من تصمیم گرفتم یک بار دیگه این فایل ارزشمند رو گوش بدم و نکات ارزنده ی اون رو بنویسم .
هر روز برای من یک فرصت جدید هست برای زندگی کردن و هیج ربطی به دیروز من نداره پس به بهترین شکل ممکن روز جدیدت رو زندگی کن و فارغ از دیروز خودت باش و کاری به گذشته ی خودت نداشته باش تا در مسیر پیشرفت قرار بگیری و من بارها به خودم میگم دیروز ، دیروز بود و گذشت و من باید لحظه ی حال خودم رو با عشق سپری کنم .حقیقتا من مدتها هست سعی میکنم با این نگاه زندگی کنم و از وقتی این تصمیم رو گرفتم دیگه انسان شادتری شدم ،انسانی آرام تر شدم ،انسانی با گذشت تر شدم ، انسانی با ایمان قویتر شدم انسان توحیدی تر ی شدم دیگه هر حرفی و هر کاری ناراحتم نمیکنه شاید هم با حرفی از کسی ناراحت بشم ولی آگاهانه تلاش میکنم از اون حال و هوا بیرون بیام و اون حس بد رو با خودم حمل نکنم برای همین انگار با همه اطرافیانم در صلح بیشتری هستم از هیچ کس کینه و نفرت و عصبانیت خاصی ندارم انگار مسول هیچ کس حتی فرزندم نیستم و طبق این قوانین میگم من باید روی خودم کار کنم و جهان آدمها و اتفاقهای خوب رو به سمت من هدایت میکنه انگار خیلی رها تر از قبل شدم ،انگار برای خودم ارزش بیشتری قایلم انکار خیلی بیشتر مراقب حال خوب خودم هستم و اصلا انگار ذهن من شرطی شده (به حال خوب داشتن )و هر چیزی که باعث بشه حال خوب من رو از بین ببره سریع پسش میزنه و دوستش نداره و اگر کمی به خاطر یه چیزی حالم بد باشه انگار چیزی رو در وجودم گم کردم و همش به دنبال گمشده ی خودم (که همون حال خوبم هست )میگردم انگار سریع برای اون آرامشم و شادی درونیم دلم تنگ میشه دوست ندارم هیچ چیز بین من و این آرامشم فاصله بندازه برای همین به راحتی از اخبار ،فیلم ها و حادثه ها و حرفها و حدیثها میگذرم و خودم رو درگیر اونها نمیکنم و اگر یه جایی درگیر حرفی بشم فرق من با گذشته ی من این هست که تلاش میکنم آگاهانه از اون حال و هوا بیرون بیام و هر دفعه من در مدت زمان کمتری در اون حال و هوا ی بد میمونم و این یه پیشرفت بزرگ برای من هست .
زندگی برای من رنگ و معنای دیگه پیدا کرده حتی خودم برای خودم معنای جدیدی پیدا کردم که خیلی خیلی متفاوت از قبل خودم هست (من عاشق خودم شدم ،من از تنها بودن و با خودم خلوت کردن به شدت لذت میبرم برعکس گذشته ی خودم )در صورتی که من در گذشته هم خیلی افکار وحشتناک و ناجوری نداشتم یه فرد معمولی بودم مثل خیلیها ولی الان دیگه مثل خیلیهای اطرافم نیستم و واقعا این بزرگترین نعمتی بود و هست که من در این دنیای مادی با این راه زیبا آشنا شدم .
استاد اطرافیان من در هر جنبه ای که حرف میزنن انگار من از چندین سطح بالاتر به اون موضوع نگاه میکنم انگار من در دنیای دیگه ای هستم و در دلم میگم اخه چرا این افراد اینطور زندگی میکنن این جه نگاهی به زندگی هست؟؟ .
حتی در مورد چاق و لاغری اینقدر من از سطح بالایی به این قضیه نگاه میکنم که واقعا وقتی میبینم بقیه هنوز به دنبال استفاده از کرم لاعری و رژیم و …هستن در دلم تاسف میخورم و اما برای خودم خوشحال میشم و وقتی میبینم باشگا های شهرم تبلیغ میکنن تا عید فقط دو ماه زمان هست با فلان ورزش سنگین بیا و خودت رو لاغر کن در دلم به حال افراد چاق تاسف میخورم که ببین چطور بازیچه ی دست همه میشن و چقدر باید سختی بکشن و درنهایت هم دردی ازشون دوا نمیشه نمیدونم ،نمیدونم واقعا نمیدونم چی بگم همین امروز من جایی بودم که دو خانم با هم داخل آیینه رفتن که ببین کدوم لاغرتر هست و اون یکی گفتش،بابا کرم لاغری استفاده کن خیلی خوبه و من وقتی مکالمات اون دو فرد رو دیدم واقعا تعجب کردم و در دلم گفتم که این راهش نیست و یا جای دیگه بودم و شخصی خبر خوبی رو داشت به من میداد و یکی دیگه میگفت نگو اگر خیلی درموردش حرف زدی بد میبینی و من در دلم گفتم وای نه چرا برعکس قانون میگن باید در مورد خوبیها حرف زد و تمرکز کرد و یه شخص دیگه داشت از کارهایی که قراره در آینده انجام بده حرف میزد و بقیه میگفتن نه بابا رویا پرداز نباش اینقدر الکی فکر نکن ولی من در دلم گفتم نه رویاهای بزرگ داشته باش و بگو تا بهشون برسی و یا مادر چاقی در جمع بود که دختر لاعر اندام خودش رو که شامش رو خورده بود و فقط دو لقمه مونده بود رو مجبور کرد که عذاش رو بخوره در حالی که بچه میگفت جا ندارم و نمیتونم بخورم چیکار کنم من دیگه اینجا طاقت نیاوردن و گفتم مجبورش نکن خب سیره ولی مادر چاقش گفت نه الکی میگه سیرم باید بخورش و من بازم در دلم تاسف خوردم و یا شخص بسیار چاقی همش از بیماریهاش در جمع ،میگفت و با حسرت به بقیه میگفت که وای باید خیلی حواسمون رو بدیم و مرتب چکاب بشیم که جلوی خیلی از بیماریها رو بگیریم ولی من در دلم گفتم چکاب فایده نداره سلامتی روحی سلامتی جسمی و تناسب اندام به همراه خودش میاره که نیاز به هیچ قرص و دوایی دیگه نداشته باشی پس حال خوب خودت رو چک کن و مراقب اون باش که اون سرچشمه ی همه موفقیتها و سلامتی ها هست .
و یا اینکه دخترم امروز به کافه با دوستاش رفته بود و وقتی برگشت از یه دوستی تعریف میکرد که میگفت مامان فلانی رابطه ی بسیار بد و نامناسبی با پدر و مادرش داره و هر روز مشاجره و دعوا میکنن تا جایی که اون طرف کلی گریه و زاری کرد ه و ناراحت بوده و من در دلم چون اون خانواده رو میشناختم پس میدونستم آشنا نبودن با قوانین و خلاف اونها در جهان حرکت کردن واقعا زندگی خیلی ها رو سخت میکنه (مثل همین دوست دخترم ) که شاید اونها بیدار بشن ولی ای دل عافل اگر کسی اسیر نجوای های شیطانی بشه به جای اینکه بیدار بشه بدتر گرفتار شیطان میشه و این دنیا و اون دنیا براش جهنم میشه خوشبختی فقط به پول نیست به دارایی نیست خوشبختی و سعادت یه پکیج کامل از سلامتی و ثروت و ارامش و خواب راحت و روابط زیبا و اعتماد به نفس و شادی درونی و .. هست که تو باید در مسیر درست باشی تا همه به تو داده بشن .
عجب هم زمانی زیبایی بود من با گوش دادن به این فایل به این همه مورد عجیب و غریب امروز برخورد کردم و متوجه شدم که چقدر دارم از بقیه جلوتر از زندگی میکنم و دلم خولست بازم با تعهد بیشتر در مسیر بمونم تا زندگی در مدارهای بالاتر رو بازم تجربه کنم و خود من خیلی چیزها الان در زندگیم دارم که در گذشته ی من آرزوم بودن و من الان همه رو دارم فقط امیدوارم هیچ وقت فراموششون نکنم و با حال خوب بابت همه ی اونها از خدای خودم سپاسگزاری کنم .در واقع من هرشب با توحه به داشته هام و با فکر کردن به اونها فرکانسم رو بالا میبرم و نمیزارم با توجه به نداشته ها که کار شیطان هست حالم بد بشه و از مسیر خارج بشم . چون اگر من حواسم نباشه و کنترل ذهن نداشته باشم خیلی راحت فقط حسرت نداشته ها رو میخورم که چرا این و اون رو ندارم و اون موقع هست که زندگی برای ما جهنم میشه .
زندگی الان من چیزی هست که من خودم از خدا خواستم که اون رو تجربه کنم در واقع من در هر جایی هستم در جای درست خودم هستم و اگر من از جایگاهم در این دنیا راضی نیستم باید خودم تغییرش بدم فقط کافیه من بخوام خدا من رو هدایت میکنه تا به اون خواسته هام برسم .
پس خواسته های جدید داشته باش تا خدا اونها رو وارد زندگیت بکنه و من هم جسم جدید لاغر اندام میخوام ،فرزند صالح و موفق میخوام روابط عاشقانه میخوام ،محبوبیت و ثروت میخوام ،استقلال مالی میخوام ،مهاجرت عالی میخوام ،عزت نفس میخوام ،سلامتی کامل جسمی میخوام ،شخصیت زیبا میخوام ، ارامش ،خوشبختی و سعادت ،آزادی زمانی و مکانی میخوام و کلی چیزهای دیگه میخوام که از وقتی که در این مسیر هستم یاد گرفتم همه چیز رو با هم بخوام و کلی خواسته داشت باشم و هم زمان در مسبر درست هم باشم تا به اونها برسم
.واقعا استاد من از شما بابت سایت عالیتون سپاسگزارم .
در پناه خداوند باشید که بهترین پناهگاه جهان هست
نشان های دریافت شده
سلام فروغ جان الان که اینو مینویسم تازه چند پاراگ راف از متنت رو خوندم رفیق آگاهم
باور نمیکنی که چقدر خوشحال شخص آگاهی چون تو در کنارم هست
یعنی فروغ جان با تمام وجودم درکت میکنم و عاشقت شدم دختر
ازین همه تجربه احساس خوب در درونت واقعا و از صمیم قلبم برات خوشحالم منم دقیقا مثل تو همون تجربه ها رو این روزا احساس میکنم رفیق قشنگم
خواستم بدونی که شاید من چندین بار احتمالا نوشته ی تو رو خواهم خواند و اشک ذوق میریزم
فروغ جان تو اشک منو درآوردی چقدر متنت قشنگ و از دل بود
برای اولین باره با یه متن اینقدر گریه م گرفته
هیچ کس خبر ندارد در درون من چه آتشی به پاست فروغ جان
منم این روزا حال و احوالی در درون دارم که نمیتونم با هرکسی در میان بگذارم
خدا رو به شدت در درونم احساس میکنم هر ثانیه و نمیتونم احساساتم رو بیان کنم با کلمات
چنان احساس لذت آرامش خوشبختی رو در تنهایی هام حتی در درونم احساس میکنم که نگوووو
کلی با خدا حرف میزنم در همه چیز میبینمش حتی در همین آفتابی که الان از پشت پنجره به پاهایم تابیده
فروغ جان حال عجیبی دارم
و احساس میکنم تو حال مرا خوب میفهمی
دوست دار تو
مژگان
سلام مهربان مژگانم
الان من خوشحال ترینم که میبینم یه دوست مجازی دیگه هم دارم که این قدر با هم ،هم مدار و هم فرکانس هستیم .خدا رو شکر بابت حضورمون در این سایت و بابت وجود استاد که همچین فضایی رو ایجاد کرده تا در کنار هم باشییم
مژگان جونم میدونم چه حال و احوالی داری و این شروع نقطه ی موفقیت تو هست پس این همه حال خوب و ذوق و شوق تو سوخت تو هستن برای حرکت در این مسیر و ادامه دادن تو بدون توقف رو به جلو حرکت کن .
به تمام آرزوهای قشنگت برسی