این مطلب، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر پیوستی، خوش اومدی! 🌱
✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسه بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) عمیقتر به دلایل ریشهای چاقی میپردازیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 688 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
بارالها شکر که دوره رو دوباره شروع کردم.قصه ی چاقی من چی بوده؟؟یادمه همیشه از خوندن داستان و قصه لذت میبردم،برام جالبه که همه آدمها ی قصه توی زندگیشون دارن ولی خودشون خبر ندارن و با ی سوال ساده میشه فهمید زندگی شون چطور گذشته و این گقتن از زندگی و تجربه هاشون میشه قصه نوشتن یا قصه گفتن.چقدر شیوا و ساده از ما خواسته شد که برگردیم به گذشته و ریشه یابی کنیم که چه اتفاقی افتاد و ما به این درجه از جاقی،حالا یه یکی زیاد داره یا یکی مثه من ی کم چاقی داره،رسیدیم.استاد وقتی به این دست از سوالات فکر میکنم متوجه میشم روانشناسی شما بسیار بالاست و بعد از این همه تجربه شما،واقعا به درک و آگاهی بالایی از آدم شناسی دیگران دست پیدا کردید و جالبترش اینه که هر کسی میتونه مشاور و روانشناس خودش باشه و اگر همه آدمها به این نقطه برسن،تمام مراکز مشاوره و روانشناسی باید درشون تخته بشه و پرسنل شون باید برن خونه نشین بشن من واقعا به این درک رسیدم برای هر مشکلی که به وجود میاد با چند سوال آگاهانه میشه رفع مشکل کرد.من از شما ممنونم که اطلاعات و تجربیات تون رو با عشق در اختیار ما قرار میدید.سپاس از خدای شما و خود شما.
قصه ی چاقی من.یادمه تا سن ۱۳ سالگی بسیار لاغر و ظریف و به قول داداشام دوپاره استخون بودم و بهم لقب اسکلت برقی میدادن و این حرف بهم مزه نمیداد با اینکه به راحتی توی بغلشون جا میگرفتم و میگفتن مثه پر کاه می مونه و سبک وزنه ولی از طرفی هم این حرفها رو وقتی بهم میزدن که در حال بازی بودم و یه جورایی منو از بازی کردن با وزن سبکم انگاری عقب مینداخت یعنی در واقع برام اینجوری بوده که فکر میکردم خونواده م ازم راضی نیستن چون لاغری با اینکه خیلی آدمهای چاقی نبودن ولی از دوپاره استخونی بودن منم راصی نبودن و کم کم حرفهای مادرم و خواهرام و اطرافیانم به ذهن من سپرده شد و برای مدت طولانی ورق زندگی فیزیکی و جسمی من برگشت.ی کم که بزرگتر شدم،از اطرافیانم میشنیدم که میگفتن مهدیه هم چاق میشه،چون ما ژنتیکمون چاقه،چون ما استعداد چاقی داریم،نمیدونم چرا انقدر اصرار داشتن که حرف از توانایی و استعداد توی چاقی بزنن؟؟والا بخدا،یکی نبود بگه بچه ما استعداد پولدار شدن رو داره،بچه ما استعداد قهرمان شدن رو داره،استعداد آدم بزرگ شدن رو داره،فقط اصرار داشتن بگن و توی ذهن ناخودآگاه من ملکه کنن که ما هیچ قدرتی نداریم بخ جز قدرت چاق شدن و همین چند جمله شنیدن باعث شد که فرمولها و عقاید من نسبت به جسمم عوص بشه و کم کم تسلیم شدم در برابر چاق شدن و پذیرفتم من متهم هستم به چاق شدن.من لایق چاق شدن هستم.چه میشه کرد؟؟باید تن داد به چاق شدن،بله به همین سادگی و اسونی،کم کم نحوه غذا خوردنم عوض شد،کم کم درسهای جدید چاقی شروع شد و توی خونه به زور و از ترس پدرم و از ترس حرفهای دیگران درباره مواد غذایی شروع شد،اینکه میگفتن برای لاغر شدن باید تحرک داشت و چون ما اهل ورزش نیستیم پس طبیعیه چاق شدنمون و بارها رفتم باشگاه ثبت نام کردم و بعد از گدشت چند هفته میدیدم نه تنها لاغر نشدم بلکه چاق تر هم شدم و دست از پا درازتر باشگاه رو میذاشتم کنار.گاهی رژیم میگرفتم یعنی میتونم بگم در طول یکسال چندین مرتبه رژیم میگرفتم ولی با شکست مواجه میشدم و خیلی راحت عطای رژیم رو به لقاش میبخشیدم و دوباره به وزن قبلی و گاهی بیشتر از وزن قبلی برمیگشتم.به همین سادگی مدادم در حال بالا و پایین برون وزنم بودم تا اینکه با سایت استاد آشنا شدم و به دنیای تازه ای پا گذاشتم که بارها از خدا درخواستش کرده بودم،میگفتم خدایا خسته شدم از این اضافه وزن الکی،از این نخوردنها و حسرت داشتن ها داغونم، کاش میشد چاقی مد بشه،کاش میشد منم مثه آدمهای لاغر استعداد لاغری داشتم،کاش منم هرچی میخوردم چاق نمیشدم و گاهی آنقدر ناشکری میکردم و دنبال ساده ترین روش بودم از خدا میخواستم ی مریضی بگیرم که نتونم غذا بخورم و لاغر بشم،وای چقدر نادان بودم که این درخواست رو داشتم ولی به لطف خدا هرگز مستجاب نشد و در صحت و سلامتی کامل،با استاد عزیز آشنا شدم و دارم فرمولهای ذهنم رو تغییر میدم.الهی شکر از این درک و آگاهی های جدید.الهی شکر
یا حق
نشان های دریافت شده
سلام ب دوستان و استاد عزیزم.
من حدود شصت و چهار کیلو هستم ولی دلم میخواد ک ب وزن پنجاه و چهار یا پنجاه و دو برسم از دیروز ب این سایت هدایت شدم و خیلی مشتاقم ک راه رو ادامه بدم و نتایج شگفت انگیز بگیرم و ایمان دارم ک میشود.چون با تغییر باورهام نتایج خوبی گرفتم و این بار هم حتما موفق خواهم شد.
دلایل چاقیم:
ممکنه خنده دار باشه ولی واقعیت اینه ک وقتی ی غذایی یا خوراکی توی خونه باشه من فک میکنم ک تموم میشه و ب من نمیرسه و میرم زود میخورمش درصورتی ک اصلا اینطور نیست و همسرم آدمی هست کم غذا.و علاقه ای ب خوردن غذا و…مونده نداره.دومین دلیل چون تحریم کمه اینطوری وزن آضافه کردم همیشه.درصورتی ک فضای کافی دارم برای تحرک توی محل کارم.دلیل بعدی حتما باید زیر نظرپزشک باشم ولی این غلطه چون من خودم مسئول چاقی هستم و خودم بهترین پزشک برای خودمم.دلیل بعدی اگه قحطی بیاد اولین نفر منم ک بمیرم اینو بابای خدابیامرزم میگفت و منم باور کرده بودم ولی الان میگم من اراده خوبی دارم من ساعت گرسنگی و سیری خودمو خوب میشناسم
دلیل بعدی ب نظرم من آدمی هستم ک بسیار ب خوردن غذا و هله هوله اشتیاق نشون میدم و بالاترین لذت برام غذا خوردنه ولی الان میگم ک بالاترین لذت لاغر بودن و تناسب اندام هست.
اینا چند تا دلیل من بودن فقط چندتا وقتی داشتم مینوشتم از باورهای غلط هم خنده م میگرفت هم میترسیدم و ناراحت میشدم ک من چقدر ب خودم ظلم کردم و نمیدونستم.ولی خدارو شکر میکنم ک راهمو پیدا کردم در کنار شما دوستان و استاد عزیز ب بهترین نتیجه برسم با لطف الله یکتا.سپاس و روز خوش