0

چگونه با خداوند صحبت کنیم (جلسه دوم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

گاهی وقت‌ها دلت می‌خواد بشینی و بی‌واسطه با خدا حرف بزنی ✨ همون‌جوری که با صمیمی‌ترین دوستت گپ می‌زنی. شاید برات سوال باشه چگونه با خداوند صحبت کنیم وقتی که نه صدایی از او می‌شنویم و نه زبان خاصی برای ارتباط لازم است؟ 🤔

حقیقت اینه که خداوند همیشه منتظر شنیدن دل ماست 💖، نه لحن رسمی می‌خواد و نه واژه‌های سخت. کافیست با زبان خودت، همون‌جوری که راحتی، احساساتت رو براش بگی. 🌿

تصور کن در سکوت شب، وقتی همه خوابیدن، تو با خدا نجوا می‌کنی و آرامشی عمیق مثل نسیم ملایم روی دلت می‌نشینه 🌙💫.

چگونه با خداوند صحبت کنیم 🙏✨

از همون کودکی به من یاد داده بودن که برای دعا کردن یا صحبت با خداوند باید حتماً به زبان عربی باشه.

برای همین همیشه دنبال دعاها و نوشته‌هایی به عربی می‌گشتم تا خواسته‌هام رو به خدا عرضه کنم 📜.
ولی راستش رو بخواید، از زبان عربی خوشم نمی‌اومد 😅.

چگونه با خداوند صحبت کنیم

فقط از سر اجبار سعی می‌کردم متن‌ها رو بخونم و حواسم باشه که تلفظم دقیق باشه؛ چون شنیده بودم یک اشتباه کوچیک توی فتحه و کسره می‌تونه کل معنی رو عوض کنه!
همین دقت و وسواس باعث می‌شد کمتر به سراغ دعا کردن برم، چون حوصله این همه سخت‌گیری رو نداشتم.

تا اینکه به لطف خدا 🌿 وقتی مسیر تغییر در زندگی‌م شروع شد، با یه حقیقت مهم درباره چگونه با خداوند صحبت کنیم روبه‌رو شدم: اینکه می‌تونم به زبان خودم، ساده و راحت، با خداوند صحبت کنم. باور کنید اولش برام عجیب بود! هم ذوق‌زده بودم، هم گیج 🤯.
نمی‌دونستم باید دقیقاً چی بگم یا چطور حرف بزنم.

چون تا اون موقع فقط دعاهای آماده رو تکرار کرده بودم، بدون اینکه معنی‌شون رو بفهمم. حالا که نوبت خودم بود تا با خدا حرف بزنم، انگار زبونم بند اومده بود 😶. هر جمله‌ای که می‌گفتم، سریع خودمو سرزنش می‌کردم:

«این چه حرفی بود؟! چرا اینو گفتی؟ چرا خودمونی حرف زدی؟ مگه نباید رسمی‌تر باشه؟» 🤦‍♂️

خیلی وقت‌ها شک و تردید می‌کردم که نکنه اشتباه می‌کنم. چون بارها شنیده بودم که صحبت کردن با خدا آداب خاصی داره و من هیچ اطلاعی از اون‌ها نداشتم.

اما چیزی که بالاخره بهم آرامش داد 🌸 این بود که فهمیدم خداوند فقط به زبان کلمات گوش نمی‌ده، بلکه به زبان دل و احساسات ما توجه می‌کنه 💖.
فهمیدم مهم نیست فارسی بگم یا عربی، رسمی باشه یا صمیمی؛ مهم اینه که دلم آروم باشه و با خدای خودم حرف بزنم.

از اون موقع، هر وقت بخوام با خدا ارتباط می‌گیرم، با زبان خودم و به هر شکلی که راحت‌ترم. نه استرس دارم و نه نگران اشتباه بودن حرف‌هام هستم. چون مطمئنم خداوند بی‌نهایت مهربون، صدای دل همه بندگانش رو می‌شنوه ✨.

پس اگر می‌خوای بدونی چگونه با خداوند صحبت کنیم، یادت باشه هیچ زبانی بهتر از زبان دل خودت نیست ❤️. هیچوقت با خدا از گله و شکایت‌ها نگو، همون‌جوری که احساس خوبی داری، باهاش حرف بزن و مطمئن باش می‌شنوه.

دعا و راز و نیاز

نقش احساس در گفتگو با خداوند 💖✨

وقتی صحبت از دعا و راز و نیاز میشه، بیشتر ما ذهنمون میره سمت کلمات: چه جمله‌ای بگم؟ مودبانه‌تر باشه یا صمیمی‌تر؟ عربی بگم یا فارسی؟ 🤔

اما حقیقت اینه که اصل ماجرا کلمات نیستند؛ اصل، احساس ماست.

تصور کن 🌿 وقتی با یه دوست خیلی صمیمی صحبت می‌کنی، اون بیشتر به لحن و حس پشت حرف‌هات توجه می‌کنه تا به خود کلمات. حتی اگه جمله‌هات ناقص یا ساده باشه، چون از دل اومده، تأثیر خودش رو می‌ذاره.

ارتباط با خدا هم همینطوره، با این تفاوت که خداوند بی‌نهایت عمیق‌تر و کامل‌تر از هر کسی، دل ما رو می‌شنوه ✨.

شادی، غم، امید، ناامیدی… همه این‌ها زبان مشترک بین انسان و خداست. خداوند نیازی به گوش برای شنیدن یا مغز برای تحلیل جمله‌ها نداره؛ او مستقیم با قلب و احساس ما ارتباط می‌گیره 💫.

پس وقتی از خودت می‌پرسی چگونه با خداوند صحبت کنیم، بدون که مهم‌ترین نکته اینه که با چه احساسی صحبت می‌کنی، نه با چه زبانی.

🔸 اگر با دلی پر از امید و آرامش دعا کنی، یعنی ایمان داری که خدا توان تغییر شرایطت رو داره.

🔸 اگر با حس ناامیدی یا اضطراب حرف بزنی، یعنی هنوز اعتماد قلبی‌ت کامل نشده.

این احساس درونی، همون معیار واقعی ایمان و توکل ماست. ایمان یعنی اینکه هر بار یاد خدا می‌افتی، دل‌ت سبک بشه، آروم بشه، لبخند روی صورتت بیاد 😊.

و توکل یعنی اینکه حتی وقتی شرایط بیرونی سخت و پرچالش باشه، درونت همچنان مطمئن باشی که خداوند همراهته 🌙🌸.

پس برای چگونه با خداوند صحبت کنیم مهم نیست چه جمله‌ای می‌گی؛ چه فارسی، چه عربی، چه ساده و چه شاعرانه. مهم اینه که از دل و با عشق بگی. 💖.

بررسی نگرش خود درباره خداوند 🔍✨

برای اینکه بفهمیم واقعاً چگونه با خداوند صحبت کنیم و ارتباطی عمیق‌تر با او داشته باشیم، قبل از هر چیز باید یه نگاه صادقانه به نگرش فعلی خودمون بندازیم. چون نوع نگاه و باوری که به خدا داریم، مستقیم روی کیفیت رابطه‌مون با او تأثیر می‌ذاره 🌿.

گاهی ما فقط چیزهایی رو درباره خدا شنیدیم، بدون اینکه واقعاً باورشون کرده باشیم. مثلاً همه‌مون بارها شنیدیم که “خداوند رزاق است” 🙏. اما سوال مهم اینه: آیا این جمله رو فقط شنیدیم یا واقعاً توی عمق وجودمون بهش ایمان داریم؟

اگه ایمان واقعی داشتیم، باید نشونه‌های رزق و روزی گسترده رو توی زندگی‌مون هم حس می‌کردیم 💰✨.

واقعیت اینه که خیلی وقت‌ها فقط به شکل زبانی خدا رو توصیف می‌کنیم: خدا مهربونه، خدا رزاقه، خدا توبه‌پذیره… ولی وقتی شرایط سخت پیش میاد، واکنش‌هامون نشون می‌ده که این‌ها بیشتر شنیده‌هامون بوده، نه باورهای ریشه‌ای ما 😔.

پس لازمه از خودمون بپرسیم:

  • وقتی می‌گم خدا مهربونه، آیا واقعاً در لحظه‌های سخت این مهربونی رو حس می‌کنم؟ 💖
  • وقتی می‌گم خدا روزی‌دهنده‌ست، آیا نگرانی‌هام رو درباره آینده رها می‌کنم یا همچنان پر از ترس و تردیدم؟ 😟
  • وقتی می‌گم خدا شنونده دعاهاست، آیا راحت و صمیمی با او حرف می‌زنم یا هنوز دنبال جمله‌بندی درست و رسمی هستم؟ 🤔

اینجا همون جاییه که باید تمرین کنیم نگرش‌هامون رو با واقعیت زندگی‌مون مطابقت بدیم. یعنی اگر چیزی رو درباره خدا شنیدیم و تکرار می‌کنیم، اثرش رو در زندگی واقعی هم ببینیم.

به مرور که این تطبیق اتفاق می‌افته، هم ایمانمون واقعی‌تر میشه و هم یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم بدون استرس، بدون اجبار به قالب‌های خاص و فقط با دل ساده خودمون 🌸.

این نگاه تازه باعث میشه ارتباط با خدا از یه وظیفه خشک و پر از ترس، به یه رابطه صمیمی و آرامش‌بخش تبدیل بشه 💫.

🌿 چگونه با خداوند صحبت کنیم (تمرین روزانه)

اگر تا حالا با خودت فکر کردی که چگونه با خداوند صحبت کنیم و به جواب درستی نرسیدی، بدون که تنها نیستی 🌿.

وقتی به خدا فکر می‌کنی، او بیشتر از همه به قلبت گوش می‌ده نه به واژه‌هایی که انتخاب می‌کنی.
یعنی مهم نیست لحن رسمی باشه یا دوستانه، طولانی باشه یا کوتاه؛ مهم اینه که از دل بیاد ✨.
اگر باور داشته باشی که خدا همیشه کنارت هست، متوجه می‌شی که هر لحظه می‌تونی با او صحبت کنی.

برای همین می‌خوام اینجا سه تمرین ساده و شیرین بهت معرفی کنم تا راحت‌تر یاد بگیری چگونه با خداوند صحبت کنیم و این ارتباط رو به بخشی از زندگی روزمره‌ات تبدیل کنی.

 

۱. یک دقیقه سکوت در آغاز روز ⏳✨

صبح که بیدار می‌شی، قبل از هر کاری چشماتو ببند و چند نفس عمیق بکش. در دل بگو: «خدایا! ممنونم که امروز رو به من دادی.» 🌸 همین گفت‌وگوی ساده شروعی عالیه برای حس کردن حضور خدا و یاد گرفتن چگونه با خداوند صحبت کنیم در طول روز.

۲. نجوای دوستانه در لحظه‌های عادی 💬💖

وقتی داری کارهای روزمره‌تو انجام می‌دی، مثل رانندگی 🚗، آشپزی 🍳 یا راه رفتن 🚶، چند جمله کوتاه با خدا بگو. لازم نیست رسمی باشه؛ مثل حرف زدن با دوست صمیمی بگو: «خدایا مراقبم باش» یا «ممنونم که کنارمی». این تمرین بهت کمک می‌کنه چگونه با خداوند صحبت کنیم رو به یک عادت روزانه تبدیل کنی.

۳. دفترچه سپاسگزاری شبانه 📓🌙

قبل از خواب چند خط توی دفترچه بنویس از چیزایی که امروز به خاطرشون شکرگزاری کردی 🙏. این کار مثل یه پلی می‌شه که روزتو با آرامش به پایان برسونه و با لبخند به خواب بری. همزمان یاد می‌گیری چگونه با خداوند صحبت کنیم حتی در سکوت شبانه و با قلبی پر از احساس.

🌸 نتیجه‌گیری: گفت‌وگو با خدا، پلی به آرامش و عشق بی‌پایان

وقتی یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم، در واقع پلی می‌سازیم میان قلب پر از دغدغه‌های دنیایی‌مان و دریای بی‌کران آرامش الهی 🌊✨.

صحبت با خدا یعنی آزاد کردن دل از ترس‌ها و نگرانی‌ها، یعنی سپردن خودمان به منبع بی‌پایان عشق و رحمت.

هرچه بیشتر این ارتباط را تمرین کنیم، بیشتر حس می‌کنیم خداوند واقعاً نزدیک‌تر از هر چیزی است؛ از نفس کشیدن، از تپش قلبمان… 💓 و آن‌وقت است که زندگی رنگ دیگری می‌گیرد: سبک‌تر، روشن‌تر و پر از اعتماد و ایمان 🌈🌟.

پس بیایید از همین امروز، هر لحظه بهانه‌ای برای گفت‌وگو با خدا پیدا کنیم. چه در شادی و چه در غم، چه در آرامش و چه در آشوب.
چون حقیقت این است: وقتی خدا را در کنارمان حس کنیم و بدانیم چگونه با خداوند صحبت کنیم، هیچ کوهی از مشکلات نمی‌تواند جلوی ما بایستد ⛰️💪✨.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.98 از 349 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12200
415 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار آرسس
      ۱۳۹۸/۰۷/۰۵ ۰۳:۲۴
      مدت عضویت: 2471 روز
      امتیاز کاربر: 209 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 182 کلمه

      سلام استاد
      اینجا ساعت پنج صبحه الان از خواب پا شدم درس بخونم و اول یه نصف خربزه خوردم و گفتم از فرصت استفاده کنم و این فایلو گوش بدم بعد به این فکر کردم که خدا روزی مارو میده و این خربزه روزی من و خدا بهم داده .ولی یه لحظه این فکر برام پیش اومد که اگه کار نمیکردم پول نداشتم اینو که نمیتونستم که بخرمو بخورم.واقعا از ته قلب به خدا اطمینان ندارم من فکر میکنم اگه پول نداشته باشم از گرسنگی چیکار کنم پول ندارم که غذا بخرم .من اعتمادم به پول بیشتر هست تا خدا .اگر من صددرصد ایمان داشتم که خدا روزی ما رو میرسونه بخشش برام اسون میشد میتونستم همه پولمو ببخشم و ایمان داشته باشم که فردا خدا روزیمو میده اگرچه هیچ پولی برای خرید نداشته باشم و وقتی پول جمع میکنم نگه میدارم پس انداز میکنم معنیش اینه که اگه خدا روزی نداد حداقل پول هست .ایمان من اینه که پول مشکلاتمو حل میکنه نه خدا
      عجیبه چقدر رفتارم با ایمانم فرق داره و تا حالا اینقد عمیق نگاه نکرده بودم بهش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرسس
      ۱۳۹۸/۰۷/۰۱ ۰۷:۰۵
      مدت عضویت: 2471 روز
      امتیاز کاربر: 209 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 12 کلمه

      استاد خودمو دقیق موشکافی میکنم میبینم که باورهام همه تو خالی هستش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرسس
      ۱۳۹۸/۰۶/۳۱ ۲۲:۴۲
      مدت عضویت: 2471 روز
      امتیاز کاربر: 209 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      من باورم اینه که به خدا میشه اطمینان کرد ولی اگه بگم از ته قلبم صددرضد بهش اطمینان دارم توی رفتارم اخلاقم اینو میشه پیدا کرد ،دروغ گفتم فقط زبونی میگم .بیشتر ب پولم اطمینان دارم تا خدا .پول داشته یاشم خیالم راحته پولم کم شه نگران میشم ایمانم قوی نیست ک بگم خدا هست از گرسنگی نمیمیرم .پول باشه خیالم تخته پول نباشه برای وعده غذایی بعدم عزا میگیرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرسس
      ۱۳۹۸/۰۶/۳۱ ۲۲:۲۷
      مدت عضویت: 2471 روز
      امتیاز کاربر: 209 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 99 کلمه

      من باورم اینه که خدا از ماها جدا نیست .فقط با ما انسانها نیست درون همه چی همه جا هست.همه تیکه ای کوچیک از خدا هستن.ولی من اینجا با مردمی از ۱۸۰ کشور دنیا زندگی میکنم بعد این سیاهپوُتها رو میبینم یا از کشورهای دیگه مردمی که با من فرق دارن با خودم میگم چقدر زشتن بابا اونم خدا افریده خدا زیباست و عاشق زیبایی و زیبا میافرینه و این نشون میده که من از ته قلب ایمان بهش ندارم
      با همین جمله من توهین بهش کردمه و چطور میتونم از کسی که بهش توهین میکنم انتظار چیزی داشته باشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرسس
      ۱۳۹۸/۰۶/۳۱ ۲۲:۱۳
      مدت عضویت: 2471 روز
      امتیاز کاربر: 209 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 173 کلمه

      سلام استاد گرامی
      من چند روزی ننوشتم چیزی فکر کنم نه بار فایل رو گوش دادم و نگاه کردم.نزدیک امتحاناتم هستم و واقعا وقتم خیلی کمه.
      من خودمو زیر ذره بین ک میذارم میبینم بعضی رفتارهام و حرفهایی ک میزنم نفهمیده کل باورهام و خدا رو زیر سوال میبرم بدون اینکه متوجه ضد و نقیض بودن حرفم با باورم بشم.مثلا من باورمه که افریدگار همه چیزو بینقص افریده و غیر این نمیتونه باشه ولی میبینم وقتی میگم “هوا امروز بده ” درون جمله این نهفته هست که خدا امروز اشتباه کرده هوا اینجوری شده یا حالیش نیست هوا باید چجوری باشه.اینجا خودمو داناتر از اون میدونم .بعد توی عمق ذهنم دلخوری پیش میاد که امروز ضد حال زدی من دوستت ندارم بهت اعتماد ندارم وووو.من قاضی میشم اونو قضاوت میکنم محکوم میکنم این تو لایه های ذهنم میمونه و یهو میبینیم ک کلی فاصله داریم ازش و نمیدونم چرا از کجا شروع شد .
      واقعا برام سخته الان ایمان بیارم ک میتونه کمکم کنه
      یا یدف عوض شم بگم من مثل دودقیقه پیش فکر نمیکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین محصلی
      ۱۳۹۸/۰۶/۲۷ ۱۰:۵۳
      مدت عضویت: 2483 روز
      امتیاز کاربر: 17423 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 82 کلمه

      قسمت دوم ،خب به خیلی از چیزهایی که از بچه گی راجب خدا بهم گفتن اعتقاد دارم وراستش رو بخواید بعضی وقتا دچار تردید می شم وقتی دعایی مکنم وچیزی رو از خدا می خوام حس می کنم یا لیاقت اجابت دعا رو ندارم یا اینکه خدا از من راضی نیست وبنده خوبی براش نیستم واینکه اجابت دعا به خودش بستگی داره قبول کنه یانه من بیشتر توی این موضوع دچار شک می شم وگرنه یقین دارم به بزرگی وعظمتش ومهربونی وبخشش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین محصلی
      ۱۳۹۸/۰۶/۲۷ ۰۹:۰۷
      مدت عضویت: 2483 روز
      امتیاز کاربر: 17423 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 71 کلمه

      من از بچه گی خدا رو خیلی بزرگ وباعظمت شناختم که خیلی مهربونه ولی اگه ناراحت وعصبی بشه دیگه هیچی،وهمیشه من روازش ترسوندن که اگه این کار رو بکنی یا این حرف روبزنی گناهه وخدارو ناراحت می کنی واینکه برای هرچیزی باید بهش حساب پس بدی واینکه هرکسی رو دوست داشته باشه بیشتر سختی می کشه ،مریض می شه وغیره.ولی باوجود همه ی این حرفها من خیلی دوستش دارم وعاشقش هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Parivash
      ۱۳۹۸/۰۶/۰۵ ۰۲:۴۸
      مدت عضویت: 2483 روز
      امتیاز کاربر: 629 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 133 کلمه

      از نظر من خداوند محبت است من سالهاست كه اينگونه با خدا حرف ميزنم و به نظرم هيچ چيز لذت بخش تر از گفتگو با خدا نيست و شنيدن صداى او .هميشه حفاظت او با من بوده و كارهاى عجيب در زندگى من انجام داده ولى با تمام اين اوصاف خيلى از صحبت هاى شما لذت بردم و به نقطه ضعف هايم در دعا پى بردم .
      ميدونيد گاهى اوقات ما با ايمانان فكر ميكنيم اگر از خدا ثروت طلب كنيم يعنى طمعكار هستيم و قانع بودن به بركت اندك خداوند رو نشانه ايمان ميدانين ولى ديگه بسه من از خداوند ميخواهم از ثروت بى كران خود به من بدهد و من ازش لذت ببرم و از ان جهت بهبود زندگى اطرافيانم نيز استفاده ميكنم و با قلبى بخشنده امادگى خود را إعلام ميكنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار hedieh
      hedieh
      ۱۳۹۸/۰۴/۳۰ ۰۶:۲۵
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 201 کلمه

      خداااا…..یادمه از بچگی درگیر مفهوم خداا بودم یه روز ابتدایی که بودم تونمازخونه مون یه حس عجیبی رو تجربه کردم که الان به شناختش رسیدم (فقط شناختش )یه حس حضور …….واقعا فکر میکردم آدم باخدایی هستم…..وبسیااار هم قانع ….ادعام بود من از خدا هیچ چیز نمیخوام…..باور میکنید …وقتی قرآن میخوندم… شب قدرها….تو امامزاده ها ….زبونم بسته بود وهیچ نمیخواستم…..وفکر میکردم چهههه دختر بی نیازی ام من…..ودر مقابله بازندگیم همش درگیر بووودم وچه بلاهایی سرم نیومد وهمش سرم پایین بود وشرمنده …..شرمنده ی دخترام خانوادم وحتتی خووودم…عرفان رو هم گذروندم بلکه پیدا کنم علت همه ی نداشته ها ونشدنهارو ….به طرز معجزه آسایی سلامتی رو با تمام وجودم لمس کردم ۱۰سالی هست که دفترچه ی بیمه مون پاک پاکه….روابطم آنقدرزیبا وقشنگه که فقط میتونم شکر کنم وشکر کنم….تو یه سال ونیم گذشته با فایلهایی که سرراهم قرار گرفت مفهوم درخواست رو شنیدم ……آنقدر هنگ بودم که نگو…..شنیدم که خدااا وظیفشه بهمون بده…..وظیفشه ….توبااید بخوای……ومن چقدر نخواسته بودم …چووون خداارو جور دیگه ای شناخته بودم……الان هم بعد یه سال ونیم فقط شناخته…..ودرکی حاصل نشده که اگر شده بود درگیریهای مااالی ام بهبود یافته بود….هرروز دارم میشنوم…..ومینویسم از خدااا ولی هنوز هم هنگم…..خدا عاشق منه وهرلحظه منو هدایت وحمایت میکنه…..ووظیفشه نیازهای منو اجابت کنه…….ممنون….

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Zahra
        Zahra
        ۱۳۹۸/۰۵/۰۵ ۱۰:۰۳
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        زندگی با طعم خدا
        محتوای دیدگاه: 127 کلمه

        سلام به استاد عزیزم و تمام دوستان خوبم
        من در دوره خدا هرگز دیر نمیکند شرکت کردم ،و میتونم بگم چیزهایی که من در این دوره یاد گرفتم درست صد و هشتاد درجه با چیزهایی که در کتابها و معلم ها و باورهای عموم بود ،فرق داشت ،،،من تازه فهمیدم که چقدر اشتباه کردم و چقدر راه را اشتباه رفتم ،،،بعضی وقتا آنقدر ناراحت میشم که با خودم میگم پس این عمرم که به هدر رفت رو چیکار کنم،
        ولی فقط یک چیز خوشحالم میکنه و اونم اینه که هنوز زنده ام ،و میتونم جبران کنم ،خدا رو شکر میکنم که با استاد و این دوره ها آشنا شدم ،و دیگه نمیخوام حتی یک روز عمرم را به هدر بدم ،استاد عزیز باز هم ازتون تشکر میکنم

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محدثه
      محدثه
      ۱۳۹۸/۰۴/۰۷ ۱۰:۲۴
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      از روزی که فکر کردن رو یاد گرفتم همیشه شنیدم که میگن خدا بخشنده اس خدا روزی رسونه خدا خودش شفا میده اگه قسمت باشه جور میشه توکل کن به خدا کارتو به خدا بسپار خودش درست میکنه گناه کردی حتی لحظه مرگم توبه کنی خدا میبخشه
      حقیقتش اینه من همه ی اینارو قبول کرده بودم ولی در همون لحظه یعنی میگفتم ببخش خدا توبه میکنم یک لحظه آروم بودم و دوباره حالم بد بود از گناهم همیشه میگفتم خدایا به توکل کردم ولی لحظه بعد آروم و قرار نداشتم همیشه میگقتم خدایا به تو سپردم خودت بهم این چیزو بده ولی باز استرس دلشوره بهم میگرفت که اگه بهت نده چی و متاسفانه متاسفانه هیچوقت به چیزی که میخواستم نرسیدم با این طرز فکرم و همیشه خودمو بدبخت میدونستم که ای وای من باید تا آخر عمر فقط گریه کنم ولی از وقتی که خدا این راهو جلوم گذاشته حال روحیم عوض شده اگه ذره ای واقعیت نداشت شاید بیخیال این راه میشدم
      ولی یه داستان بگم از زندگیم و از واقعیت من تو یه قرعه کشی خونگی شرکت کرده بودم و خیلی به پولش نیاز داشتم رفتم اتاقمو گریه و زاری که خدا این دفعه تو این ۶ تا قرعه به اسم من در بیاد انقد بی تاب و بی قرار بودم که در آخر به اسمم در نیومد و کلی هم گریه کردم که من به آرزوهام نمیرسم بدبختم و فلان بعد ۶ ماه دوباره قراره بود قرعه کشی بشی اینبار بازم نیاز داشته ولی از گریه و بی تابی خبری نبود فقط با دل خیلی آروم سپردم به خدا و در کمال ناباوری به اسم من در اومد الان میفهمم چرا چون من به خدا اعتماد کرده بودم و استرسی نداشتم
      الان تو این راه مصمم هستم و این راهو میرم تا بی نهایت تا به آرزوهام برسم به عشقم که یه زمانی فکر میکردم محاله ولی الان مطمئنم که میرسم با ایمان به خودم و خدای خودم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا