0

چگونه با خداوند صحبت کنیم (جلسه دوم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

گاهی وقت‌ها دلت می‌خواد بشینی و بی‌واسطه با خدا حرف بزنی ✨ همون‌جوری که با صمیمی‌ترین دوستت گپ می‌زنی. شاید برات سوال باشه چگونه با خداوند صحبت کنیم وقتی که نه صدایی از او می‌شنویم و نه زبان خاصی برای ارتباط لازم است؟ 🤔

حقیقت اینه که خداوند همیشه منتظر شنیدن دل ماست 💖، نه لحن رسمی می‌خواد و نه واژه‌های سخت. کافیست با زبان خودت، همون‌جوری که راحتی، احساساتت رو براش بگی. 🌿

تصور کن در سکوت شب، وقتی همه خوابیدن، تو با خدا نجوا می‌کنی و آرامشی عمیق مثل نسیم ملایم روی دلت می‌نشینه 🌙💫.

چگونه با خداوند صحبت کنیم 🙏✨

از همون کودکی به من یاد داده بودن که برای دعا کردن یا صحبت با خداوند باید حتماً به زبان عربی باشه.

برای همین همیشه دنبال دعاها و نوشته‌هایی به عربی می‌گشتم تا خواسته‌هام رو به خدا عرضه کنم 📜.
ولی راستش رو بخواید، از زبان عربی خوشم نمی‌اومد 😅.

چگونه با خداوند صحبت کنیم

فقط از سر اجبار سعی می‌کردم متن‌ها رو بخونم و حواسم باشه که تلفظم دقیق باشه؛ چون شنیده بودم یک اشتباه کوچیک توی فتحه و کسره می‌تونه کل معنی رو عوض کنه!
همین دقت و وسواس باعث می‌شد کمتر به سراغ دعا کردن برم، چون حوصله این همه سخت‌گیری رو نداشتم.

تا اینکه به لطف خدا 🌿 وقتی مسیر تغییر در زندگی‌م شروع شد، با یه حقیقت مهم درباره چگونه با خداوند صحبت کنیم روبه‌رو شدم: اینکه می‌تونم به زبان خودم، ساده و راحت، با خداوند صحبت کنم. باور کنید اولش برام عجیب بود! هم ذوق‌زده بودم، هم گیج 🤯.
نمی‌دونستم باید دقیقاً چی بگم یا چطور حرف بزنم.

چون تا اون موقع فقط دعاهای آماده رو تکرار کرده بودم، بدون اینکه معنی‌شون رو بفهمم. حالا که نوبت خودم بود تا با خدا حرف بزنم، انگار زبونم بند اومده بود 😶. هر جمله‌ای که می‌گفتم، سریع خودمو سرزنش می‌کردم:

«این چه حرفی بود؟! چرا اینو گفتی؟ چرا خودمونی حرف زدی؟ مگه نباید رسمی‌تر باشه؟» 🤦‍♂️

خیلی وقت‌ها شک و تردید می‌کردم که نکنه اشتباه می‌کنم. چون بارها شنیده بودم که صحبت کردن با خدا آداب خاصی داره و من هیچ اطلاعی از اون‌ها نداشتم.

اما چیزی که بالاخره بهم آرامش داد 🌸 این بود که فهمیدم خداوند فقط به زبان کلمات گوش نمی‌ده، بلکه به زبان دل و احساسات ما توجه می‌کنه 💖.
فهمیدم مهم نیست فارسی بگم یا عربی، رسمی باشه یا صمیمی؛ مهم اینه که دلم آروم باشه و با خدای خودم حرف بزنم.

از اون موقع، هر وقت بخوام با خدا ارتباط می‌گیرم، با زبان خودم و به هر شکلی که راحت‌ترم. نه استرس دارم و نه نگران اشتباه بودن حرف‌هام هستم. چون مطمئنم خداوند بی‌نهایت مهربون، صدای دل همه بندگانش رو می‌شنوه ✨.

پس اگر می‌خوای بدونی چگونه با خداوند صحبت کنیم، یادت باشه هیچ زبانی بهتر از زبان دل خودت نیست ❤️. هیچوقت با خدا از گله و شکایت‌ها نگو، همون‌جوری که احساس خوبی داری، باهاش حرف بزن و مطمئن باش می‌شنوه.

دعا و راز و نیاز

نقش احساس در گفتگو با خداوند 💖✨

وقتی صحبت از دعا و راز و نیاز میشه، بیشتر ما ذهنمون میره سمت کلمات: چه جمله‌ای بگم؟ مودبانه‌تر باشه یا صمیمی‌تر؟ عربی بگم یا فارسی؟ 🤔

اما حقیقت اینه که اصل ماجرا کلمات نیستند؛ اصل، احساس ماست.

تصور کن 🌿 وقتی با یه دوست خیلی صمیمی صحبت می‌کنی، اون بیشتر به لحن و حس پشت حرف‌هات توجه می‌کنه تا به خود کلمات. حتی اگه جمله‌هات ناقص یا ساده باشه، چون از دل اومده، تأثیر خودش رو می‌ذاره.

ارتباط با خدا هم همینطوره، با این تفاوت که خداوند بی‌نهایت عمیق‌تر و کامل‌تر از هر کسی، دل ما رو می‌شنوه ✨.

شادی، غم، امید، ناامیدی… همه این‌ها زبان مشترک بین انسان و خداست. خداوند نیازی به گوش برای شنیدن یا مغز برای تحلیل جمله‌ها نداره؛ او مستقیم با قلب و احساس ما ارتباط می‌گیره 💫.

پس وقتی از خودت می‌پرسی چگونه با خداوند صحبت کنیم، بدون که مهم‌ترین نکته اینه که با چه احساسی صحبت می‌کنی، نه با چه زبانی.

🔸 اگر با دلی پر از امید و آرامش دعا کنی، یعنی ایمان داری که خدا توان تغییر شرایطت رو داره.

🔸 اگر با حس ناامیدی یا اضطراب حرف بزنی، یعنی هنوز اعتماد قلبی‌ت کامل نشده.

این احساس درونی، همون معیار واقعی ایمان و توکل ماست. ایمان یعنی اینکه هر بار یاد خدا می‌افتی، دل‌ت سبک بشه، آروم بشه، لبخند روی صورتت بیاد 😊.

و توکل یعنی اینکه حتی وقتی شرایط بیرونی سخت و پرچالش باشه، درونت همچنان مطمئن باشی که خداوند همراهته 🌙🌸.

پس برای چگونه با خداوند صحبت کنیم مهم نیست چه جمله‌ای می‌گی؛ چه فارسی، چه عربی، چه ساده و چه شاعرانه. مهم اینه که از دل و با عشق بگی. 💖.

بررسی نگرش خود درباره خداوند 🔍✨

برای اینکه بفهمیم واقعاً چگونه با خداوند صحبت کنیم و ارتباطی عمیق‌تر با او داشته باشیم، قبل از هر چیز باید یه نگاه صادقانه به نگرش فعلی خودمون بندازیم. چون نوع نگاه و باوری که به خدا داریم، مستقیم روی کیفیت رابطه‌مون با او تأثیر می‌ذاره 🌿.

گاهی ما فقط چیزهایی رو درباره خدا شنیدیم، بدون اینکه واقعاً باورشون کرده باشیم. مثلاً همه‌مون بارها شنیدیم که “خداوند رزاق است” 🙏. اما سوال مهم اینه: آیا این جمله رو فقط شنیدیم یا واقعاً توی عمق وجودمون بهش ایمان داریم؟

اگه ایمان واقعی داشتیم، باید نشونه‌های رزق و روزی گسترده رو توی زندگی‌مون هم حس می‌کردیم 💰✨.

واقعیت اینه که خیلی وقت‌ها فقط به شکل زبانی خدا رو توصیف می‌کنیم: خدا مهربونه، خدا رزاقه، خدا توبه‌پذیره… ولی وقتی شرایط سخت پیش میاد، واکنش‌هامون نشون می‌ده که این‌ها بیشتر شنیده‌هامون بوده، نه باورهای ریشه‌ای ما 😔.

پس لازمه از خودمون بپرسیم:

  • وقتی می‌گم خدا مهربونه، آیا واقعاً در لحظه‌های سخت این مهربونی رو حس می‌کنم؟ 💖
  • وقتی می‌گم خدا روزی‌دهنده‌ست، آیا نگرانی‌هام رو درباره آینده رها می‌کنم یا همچنان پر از ترس و تردیدم؟ 😟
  • وقتی می‌گم خدا شنونده دعاهاست، آیا راحت و صمیمی با او حرف می‌زنم یا هنوز دنبال جمله‌بندی درست و رسمی هستم؟ 🤔

اینجا همون جاییه که باید تمرین کنیم نگرش‌هامون رو با واقعیت زندگی‌مون مطابقت بدیم. یعنی اگر چیزی رو درباره خدا شنیدیم و تکرار می‌کنیم، اثرش رو در زندگی واقعی هم ببینیم.

به مرور که این تطبیق اتفاق می‌افته، هم ایمانمون واقعی‌تر میشه و هم یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم بدون استرس، بدون اجبار به قالب‌های خاص و فقط با دل ساده خودمون 🌸.

این نگاه تازه باعث میشه ارتباط با خدا از یه وظیفه خشک و پر از ترس، به یه رابطه صمیمی و آرامش‌بخش تبدیل بشه 💫.

🌿 چگونه با خداوند صحبت کنیم (تمرین روزانه)

اگر تا حالا با خودت فکر کردی که چگونه با خداوند صحبت کنیم و به جواب درستی نرسیدی، بدون که تنها نیستی 🌿.

وقتی به خدا فکر می‌کنی، او بیشتر از همه به قلبت گوش می‌ده نه به واژه‌هایی که انتخاب می‌کنی.
یعنی مهم نیست لحن رسمی باشه یا دوستانه، طولانی باشه یا کوتاه؛ مهم اینه که از دل بیاد ✨.
اگر باور داشته باشی که خدا همیشه کنارت هست، متوجه می‌شی که هر لحظه می‌تونی با او صحبت کنی.

برای همین می‌خوام اینجا سه تمرین ساده و شیرین بهت معرفی کنم تا راحت‌تر یاد بگیری چگونه با خداوند صحبت کنیم و این ارتباط رو به بخشی از زندگی روزمره‌ات تبدیل کنی.

 

۱. یک دقیقه سکوت در آغاز روز ⏳✨

صبح که بیدار می‌شی، قبل از هر کاری چشماتو ببند و چند نفس عمیق بکش. در دل بگو: «خدایا! ممنونم که امروز رو به من دادی.» 🌸 همین گفت‌وگوی ساده شروعی عالیه برای حس کردن حضور خدا و یاد گرفتن چگونه با خداوند صحبت کنیم در طول روز.

۲. نجوای دوستانه در لحظه‌های عادی 💬💖

وقتی داری کارهای روزمره‌تو انجام می‌دی، مثل رانندگی 🚗، آشپزی 🍳 یا راه رفتن 🚶، چند جمله کوتاه با خدا بگو. لازم نیست رسمی باشه؛ مثل حرف زدن با دوست صمیمی بگو: «خدایا مراقبم باش» یا «ممنونم که کنارمی». این تمرین بهت کمک می‌کنه چگونه با خداوند صحبت کنیم رو به یک عادت روزانه تبدیل کنی.

۳. دفترچه سپاسگزاری شبانه 📓🌙

قبل از خواب چند خط توی دفترچه بنویس از چیزایی که امروز به خاطرشون شکرگزاری کردی 🙏. این کار مثل یه پلی می‌شه که روزتو با آرامش به پایان برسونه و با لبخند به خواب بری. همزمان یاد می‌گیری چگونه با خداوند صحبت کنیم حتی در سکوت شبانه و با قلبی پر از احساس.

🌸 نتیجه‌گیری: گفت‌وگو با خدا، پلی به آرامش و عشق بی‌پایان

وقتی یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم، در واقع پلی می‌سازیم میان قلب پر از دغدغه‌های دنیایی‌مان و دریای بی‌کران آرامش الهی 🌊✨.

صحبت با خدا یعنی آزاد کردن دل از ترس‌ها و نگرانی‌ها، یعنی سپردن خودمان به منبع بی‌پایان عشق و رحمت.

هرچه بیشتر این ارتباط را تمرین کنیم، بیشتر حس می‌کنیم خداوند واقعاً نزدیک‌تر از هر چیزی است؛ از نفس کشیدن، از تپش قلبمان… 💓 و آن‌وقت است که زندگی رنگ دیگری می‌گیرد: سبک‌تر، روشن‌تر و پر از اعتماد و ایمان 🌈🌟.

پس بیایید از همین امروز، هر لحظه بهانه‌ای برای گفت‌وگو با خدا پیدا کنیم. چه در شادی و چه در غم، چه در آرامش و چه در آشوب.
چون حقیقت این است: وقتی خدا را در کنارمان حس کنیم و بدانیم چگونه با خداوند صحبت کنیم، هیچ کوهی از مشکلات نمی‌تواند جلوی ما بایستد ⛰️💪✨.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.98 از 349 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12200
415 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار yalda
      yalda
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۶ ۱۶:۳۸
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 264 کلمه

      A. H.GH:
      سلام به استاد گرانقدرم وبه همه دوستان همراه امیدوارم زندگیتون سرشار از حس با خدا بودن باشه از بچگی همیشه همه بهم گفتن خدا خوبه مهربونه بخشندس خدا هوای آدمهای خوب رو داره آدم هر چی مومنتر باشه خدا بیشتر دوستش داره حتی گفتن دروغگو دشمن خداس همیشه فک میکردم اگه دروغ گفتم دیگه از چشم خدا افتادم وجالبه همیشه موقع استغفار خیلی گریه وزاری میکردم ولی ته دلم انگار یه حسی میگفت خدا دیر میبخشه یا تلاشت کمه هنوز باید تضرع کنی میدیدم کسانی رو که شاید با خدا بودن کلی با گریه ودعا از خدا چیزی رو میخوان ولی توی زندگیشون کلی دردسر بود جای ابهام تو ذهنم بود مگه خدامهربونو بخشنده نیس چرا اینقدر اطرافیانی که میبینم وگاها خودم نباید در آرامش باشیم یا میگفتم خوب چرا بعضی دزدها وخلافکارها میتونن فرار کنن چرا خدا کاری نمی کنه که دستگیر بشن آخه مگه اینجور نیس که خدا آدمهای بد رو دوست نداره و…. ولی الان هم که ۳۶ سالم هست باور دارم که خدا بخشنده ومهربان هست ولی گاها یادم میره که فقط از خودش بخوام وطلب روزی کنم هنوزم جاده خاکی میزنم وگاها به جای اینکه خودم رو به خدا بسپرم ونگرانیهام بیشتر دامن میزنم با وجود بیماری خاصی که دارم گاها استرس دارم بیماریم بیشتر بشه ومیرم جاده خاکی در صورتیکه خداوند هست که همه جا حواسش به بنده هاش هست به نظر من خداوند به همه بنده هاش لطف بیکران داره فقط هر کسی باید سهم خودش رو بتونه دریافت کنه هر کسی باید نسبت به خودش وخداوند شناخت درست پیدا کنه .

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گل نرگس (هما)
      گل نرگس (هما)
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۶ ۱۱:۰۷
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 257 کلمه

      به نام خدای بخشنده ومهربان♥️
      سلام به استاد عزیزودوستان هم مسیرم????
      من چند مدتی هست که بدنبال جستجوی حقیقت وراز این جهان و…هستم همیشه عاشق این بودم که به این لذتی که حضرت علی علیه السلام می فرمایند برسم من تنها عبادت خدایی رومی کنم که او را می بینم وعاشقانه دوستش دارم به خاطر همین اینقدر محودر عبادت می شدن من همیشه اینطوری دوست داشتم خدا رو عبادت کنم بدون ترس وعاشقانه که خدارو شکر احساس می کنم خدای مهربان هدایتم کرده به این دوره تابه این لذت برسم????
      ازبچگی شنیده بودم هرکه دراین بزم مقربتراست جام بلا بیشترش می دهند
      هرگز این شعر رو دوست نداشتم چون اصلاعاقلانه نبود مگه می شه یه کسی روعاشقانه دوست داشت واونوقت بلاسرش بیاره از زجر کشیدنش لذت ببره نه این غیرمنطقیه ??
      به خاطر همین همیشه فکر می کردم به این دنیا اومدیم که آزمایش بشیم ومن همیشه از خدا می خواستم امتحان سخت ازم نگیره با بچه هام وخانوادم منو امتحان نکنه چون می دونم مردود میشم چه استرسی تمام زندگیمو گرفته بود
      ولی چند وقتی هست که متوجه شدم خدا انسانها رو به زمین آورده تا از زندگی لذت ببرن وخداروشکر کنن وهی لذتشون بیشتر بشه این میشه رابطه ی عاشق ومعشوق از لذت بردن طرفت لذت ببری نه از درد ورنج کشیدنش
      من معشوقه ومخلوق خدایی مهربان هستم من هرلحظه به عشق بازی باخالقم می اندیشم وسرتسلیم به درگاهش دارم واز دیدنش وظهورش درلحظه لحظه ی زندگیم لذت می برم
      خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت به خاطر هدایتم به سوی خودت???????⚘⚘⚘????????

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار خدیجه اکشته
      خدیجه اکشته
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۶ ۰۱:۴۳
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 348 کلمه

      به نام خدای مهربانم سلام دوستان عزیزم سلام استاد وممنون بابت فایل قسمت دوم من یکم از دوستان عقبم اون هفته ناگهان خبر فوت دختر عمه جوان دادن که خیلی ناراحت شدم به خاطر اینکه هنوز از فوت خواهرش دوماهی نگذشته بود وقتی که دو ماه پیش دختر عمه ام مرد خیلی ناراحت بودم اگه پیر زنی رو میدیم میگفتم خدایا حکمتت شکر و واقعا حکمت خدا روبای شکر کنیم چون همه چی دسته خدای بزرگه اگه بخواد عمر طولانی میشه اگه نه عمر کوتاه ….من از بچگی تصورم این بود که اگه گناه کنم خدا نمیبخشدم یکبار تو ماه رمضان اوایل صبح باند شدم وشیرینی بامیه خوروم وتظا هر کردم که روزه هستم ولی تا خود شب عذاب وجدان داشتم که چرا اینکار کردم وتا چند وقت پیش بهش فکر میکردم این چه کاری بود کردم همش مترسیدم که خدا از سر تقصیرات وگناهامون نگذره ویک اتفاق بدی ۴ سال پیش تو زندگیمون افتاد دخترم تو زندگیش مشکل پیدا کرد با اینکه مدت ۸ ماه از زندگیش نمیگذشت به جدایی رسیدن ودایم کفر میگفتم البته قبل از این که به جدایی برسه همش میگفتم چرا من چرا بچه من خدای من که لنده بدی نبودم من که نماز میخوندم عبادت میکردم یک جورایی کم اورده بودم بعد از مدتی پی به این موضوع بردم که هر کار خدا بی حکمت نیست واز ته قلبم مطمءنم که بهترینها روخدا برای من ودخترم وخانوادهام رقم خواهد خورد خیلی گوش دادن به فایلها به ادم ارامش میده میگه تا حالا کجایی کار بودیم ایا واقعا زبونم با عملمون یکیه ؟
      اگه میدونم خدا غفاره خدا ستاره خدا رزاقه پس چرا خودمون به هر دری میزنیم پس ایمان قوی نداریم فقط لق لق زبانمون امشب از خدای بزرگ میخواهم که واقعا با تمام وجود نور ش به قلبم بتابانه منه به ارامش کامل برسونه واطمینان دارم که به ارامش میرسم در زندگیم ممنون دوستان که همه نوشته هاتون عالی بود ببخشید متنم طولانی شد خدایا سکرت از این که مرا در این مسیر قرار دادید شب همه دوستان مهتابی بازم از خدایا خودم سپاسگزارم از استاد هم ممنونم بابت فابل زیباتون

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیما
      شیما
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۵ ۱۴:۵۹
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 344 کلمه

      سلام به ستاد گرامی…??
      من و قتی خیلی کوچیک بودم خدا رو ترسناک میدیم بهم میگفتن که اگه موهات بیاد بیرون خدا تو رو از یه تار مو آویزون میکنه یا اگه گناه کنی خیلی باید التماس کنی تا تورو ببخشه و جهنم فلانه و کلی چیزای ترسناک که منو خیلی ترسوند و همین طوری با همین فکر پر از ترس و وحشت بزرگ شدم تا این که وارد دبیرستان شدم اونجا یه معلم داشتیم به اسم آقای طارمیان خدا خیرش بده انقدر زیبا در مورد خدا با ما حرف زد که واقعا جملاتش به دلم نشت و هنوزم یادم نمیره و ایشون اولین کسی بودن که خدای واقعی رو بهم نشون دادن و از اون روز به بعد عشقم به خدا بیشتر و بیشتر شد خدا برام مث یه رفیق شد که همیشه اماده که به حرفام گوش بده یه جورایی حس میکنم خدا دو تا دستاش ریز چونشه و با اشتیاق نشسته و داره حرفام رو گوش میده …اره درسته که خدا رو واقعا قبول دارم از ته دلم ولی وقتی فایل شما رو استاد گرامی گوش دادم دیدم یه کمبود هایی تو وجودم هست درسته که خدا رو از ته قلبم دوسش دارم و قبولش دارم اما وقتی کارم جایی گیر میکنه میگم چه طوری کارم درست میشه اصلا درست میشه و از این چیزا…واقعا خیلی ناراحتم که فکرم در مورد خدا با عملم یکی نیست …همیشه میگفتم من درست دارم عمل میکنم ولی میبینم اعتمادم و باورم خیلی کمه …استاد واقعا از شما ممنونم که چشم منو باز کردین …خیلی دارم تلاش میکنم که بتونم فکرم و عملم رو یکی کنم یه کم سخته واسم ولی تمام تلاشم رو میکنم چون واسه خودم خیلی خوبه ….
      خدای مهربونم به من کمک کن که تو رو اون طوری که واقعا هستی بشناسم و بهت ایمان کامل و باور کامل داشته باشم …خدا جونم واقعا از این که تو کارام وقتی مشکلی هست بهت باور ندارم خیلی اذیت میشم کمکم کن خدا جونم کمکم کن ..خیلی دوست دارم …❤
      از شما استاد گرامی به خاطر این همه حال خوب واقعا سپاسگزارم …حال دلتون عالی??❤❤

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shiva
      shiva
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۵ ۱۴:۴۷
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 441 کلمه

      با سلام خدمت شما دوستان عزیز واستادگرامی
      من از وقتی یادم میاد پدر مادرم به منو خواهرم تاکید میکردن که باید نماز بخونیم و منم میخوندم وگاهی وقتا هم احساس خوبی از این کارم نداشتم واز روی اجبار وترس میرفتم سر سجاده.خیلی کم پیش اومده تو این چهل و چند سال که از خداوند عمر گرفتم با عشق برم سر سجاده وبا خدام رازو نیاز کنم همیشه از روی عادت، رفع تکلیف،ترس واینکه کسی بخاطر نماز نخوندن سرزنشم کنه نماز میخوندم و اون احساس خوب و ارامش رو که باید در نماز خوندن تجربه کنم موخیلی کم تجربه کردم و میخوام از این به بعد نمازمو به فارسی بخونم و احساس خوبی از نماز خوندن بهم دست بده واحساس عالی پیدا کنم واز روی اجبار ،ترس،تذکر اطرافیان نباشه…
      فکرم درباره ی خدا با عمل ام خیلی فرق داشت
      مثلا خدارو روزی رسان میدونستم ولی وقتی بهم اون رزق و روزی که طلب میکردم و نمیدادباورم نسبت بهش عوض میشدوشاکی میشدم که چرا خدایی که منبع رزق و روزی بنده هاشه ولی من الان گرفتارم وازش درخواست میکنم پس چرا بهم نمیده و منو محتاج نگه میذاره و اطرافیان بهم میگفتن حتما صلاح نیست وتو هم راضی باش به رضای خدا ومن میگفتم من الان نیاز دارم خدا صلاح نمیدونه پس کی صلا ح میدونه حتما باید از مشکلات خفه بشم
      من خداوند رو منبع سلامتی میدونستم ولی خودم سالها از بیماری رنج میبردم و روز به روزم بیمارتر میشدم وبه تعداد قرص هام اضافه میشد
      خداوندوبخشنده میدونستم ولی وقتی یه گناهی میکردم دیگه نمیتونستم خودمو ببخشم باور کنید خداوند از اولین باری که توبه میکردم منو میبخشید ولی من نمیتونستم خودمو ببخشم بخاطر اینکه بهمون گفته بودن باید ریاضت بکشی عرق بریزی وزن کم کنی تا اثرات اون گناه ازبین بره
      وپاک بشی

      خداوند درنظرم خشمگین، انتقام گیر،عصبانی،جبار،عذاب دهنده جلو داده بودن واینجوری بود که من همیشه از خداوند به این مهربانی و بخشنده گی ترس داشتم ولی با شرکت در دوره ی خدا هرگز دیر نمیکند و زندگی به طعم خدا دارم خدای واقعی رو میشناسم و بهش ایمان بیشتری پیدا میکنم و دوستش دارم و ارتباطم روز به روز داره قوی تر میشه و اینو اول از خدا بعد از استادم بسیار سپاسگزارم دیگه به حرفها و باورهای غلطی که از بچگی به من القا کردن مثل معلم ،پدر مادر،اساتید،علامه های دینی ومساجد دیگه توجه نمیکنم وفقط به احساسم توجه کنم و امید وارم روز به روز بهتر خدای خوبم رو بشناسم و باهاش ارتباط قوی تری برقرار کنم و میخوام نمازمو به زبان فارسی بخونم وبفهمم به خداوند چی میگم واز ش چی میخوام وطعم لذت بخش خداوند رو در زندگیم بچشم ونهایت لذت ببرم امین

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیلا
      شیلا
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۵ ۱۲:۱۹
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 336 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان
      سلام به استاد گرامی وبزرگوار
      یادمه از بچگی بهمون گفتن بلند نخند گناه داره دختر که نباید بلند بخنده یا اگه یه تار موت بیرون بیاد خدا اون دنیا تو رو به یه تار مو آویزون میکنه همیشه از این حرف وحشت داشتم یا میگفتن اگه میخوای دعات مستجاب بشه باید چهل روز به در گاه خدا گریه کنی تا خدا گناه تورو ببخشه تا دعات مستجاب بشه یا باید متوسل به اماما بشی تا اون امام از خدا بخواد تابه هاجتت برسی یا میگفتن خدا هر کسی رو بخواد بهش بیشتر روزی میده
      طوری بهم میگفتن که من همیشه ترس از خدا تو دلم بود میگفتم یعنی خدا من نو دوست نداره ازاین افکار پوچ ولی یک روز خودم معجزه خدا رو دیدم خیلی گرفتار شده بودم
      من مستقیم با خدا بدونه کسی رو واسطه کنم تنها مستقیم با خدا صحبت کردم با خدا درد دل کردم بعد دو روز بعد دعام مستجاب شد
      وفهمیدم چه قدر راحته چیزی رو فقط تنها از خود خدا بخوای
      من همیشه بازبان عربی در دعا کردن مشکل داشتم بیشتر معنی دعا رو میخوندم میخواستم بدونم چی دارم به خدا میگم ولی پدرم میگفت درست نیست که خود عربی رو نخونی فقط معنی رو بخونی ولی من این باور رو قبول نداشتم ولی یک نگرانی رو داشتم نکنه دارم اشتباه میکنم ولی وقتی فایل استاد گوش دادم خیلی به آرامش رسیدم که میشه به زبان فارسی وخیلی راحت با خدا خوبیها خدای عشق خدای روزی دهنده خدای مهربان خدای بخشنده خدای شفا دهنده صحبت کرد حتی من تصمیم گرفتم نمازم رو بصورت فارسی بخونم تا بفهم دارم چه به خدام میگم وازش چی میخوام سپاس گذارم ای خدای مهربان که من رو در مسیر زندگی با طعم خودت قرار دادی وسپاس فراوان از استاد گرامی که ما رو به این راحتی به خدا نزدیگ کردمن خودم کاملا به آرامش روح وجسم رسیدم واحساس سبکبالی میکنم وبا تمام وجودم خدا رو حس میکنم وخودم وفرزندانم وتمام زندگیم رو در پناه او میسپارم سپاس

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Bsh
      Bsh
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۴ ۲۲:۱۷
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      با سلام بر خداي هستي بخش و رحمان و با تشكر از بيانات ارزشمندتون.من هميشه به خداوند در تمامي زمينه ها قلبا توكل ميكنم و معتقد هستم كه بالاترين نيروي الهي بهترينها را براي بندگانش مقدر مي نمايد شايد گاهي از اوقات ما را به خواستمون نرسونه كه حتما در اين مورد حكمتي عظيم وجود دارد كه در آن لحظه ما انسانها توانايي درك آنرا نداريم ولي به مرور زمان متوجه مي شويم و در آن زمان شاكر خدا ميشويم كه چنين آرزوي را بر اورده نكرده است رو اين اساس هميشه بايد از خداوند بخواهيم خواسته هاي ما را بر آورده بخير نمايد كه اين بهترين راه مي باشد.استاد گرامي اميدوارم از طريق فرمايشات حضرتعالي و تماريني كه انجام ميدهم بتوانم به ايماني قويتر ،توكلي مستحكم تر و شناختي بيشتر از خالق تمام هستي بدست آورم.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      مریم
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۴ ۲۱:۳۶
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      سلام.از زمانی که خودمو شناختم شنیدم که میگن خدا بزرگه خدا کریمه خدا رزاقه خدابخشندس و….ولی متاسفانه فقطو فقط درکلام این حرفا رو میزنیم وهروقت پای عمل بشه ازانجام هرکاری واهمه داریم ومیترسیم وشک بدلمون راه میدیم ونگران فردا هایمان هستیم غافل ازاینکه اینهمه صفات والایی که خداوند داردوماهم روزانه بزبان میاوریم کوها وحتی آسمان را میتواند دگرگون کند ازخداوند سپاسگزارم که مرا دراین مسیر قراردادتا بتوانم خدای واقعی را بشناسم وتوکل قلبی به اوداشته باشم وبدانم که یکی هست که درهرشرایطی یاروپشتیبانم باشد همانطور که الان میفهمم چرا وبه چه علتی اینهمه شکست خورده ام وبعداز هرشکست وسختی که کشیده ام به یاری اواز زمین بلندشد ه ام وقویتراز گذشته بوده ام اگر ستارو العیوب نبود ازخجالت وشرمساری نمیتوانستیم لحظه ای به چهره همدیگر نگاه کنیم خدایا العفو..

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مرضیه
      مرضیه
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۴ ۱۴:۲۲
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 200 کلمه

      به نام خداوندی که همیشه هست طعمش و دست یاریش از لحضه ای که بوجود میایم بوده و هست ولی بعضی از ما نمی بینیم توجه نمی کنیم و می گیم خوش شانسیم و یا بد شانسی آوردیم .

      درکنار تمامی توصیفات زیبایی که دوستان درباره شناخت خودشون از خدا داشتن من هم همیشه این جمله رو شنیدم و ایمان داشتم که خدا می گه از تو حرکت از من برکت و اگر به خواسته ای توی زندگیم نمی رسیدم فکر می کردم حرکتم درست نبوده ولی الان مدت هاست که دست های خداوند رو توی زندگیم با قرار دادن به موقع انسان ها در زندگیم و سر راهم به خوبی حس می کنم من عمل خارق العاده ای انجام نمی دم فقط با نیت خوب و از ته دل ازش می خوام و همش می گم نمی دونم به چه طریقی ولی اگر به صلاحم هست می خوام .

      من چه در مسیر مهاجرت چه در مسیر پیدا کردن شغل در کشوری که زبونشون رو نمی دونستیم و چه در مسیر تناسبم دستای قدرتمند و حامیگر خداوند رو می بینم و حسش می کنم و خیلی اطمینان دارم که به تمام خواسته های خودم می رسم چون خدا هست .

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      فاطمه
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۴ ۰۹:۵۸
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 110 کلمه

      به نام خدای بخشنده مهربان
      سلام. من ی دفتر دارم به نام دفتر آرزوها چیزهایی ک دوست دارم بهشون برسم تواون دفتر مینویسم و عکس میچسبونم خیلی خوبه هم آرامش بخشه و هم زودتر ب خواسته هام میرسم.
      از بچگی همیشه ما رو ترسوندن از خدا، مثلا اگه نماز نخونی اینطوری میشه، اگه موهاتو بزاری بیرون اونطور میشه وخیلی کم از بخشندگی های خدا والطافی ک داره حرف زدن. گفتن خدا بخشندس ولی نگفتن چجوری. الان دارم باشنیدن این فایل ها بهتر خدارو درک میکنم وقتی ب خدا فکر میکنم ته دلم ی حس خوبی دارم ک قابل گفتن نیست. خدارو شکر ک مارو تواین مسیر گذاشت وممنون از شما استاد عزیز?

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا