0

نزدیکی خدا به انسان (جلسه سوم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

اغلب اوقات فکر می‌کنیم که از خدا دور شده‌ایم، شاید به خاطر کارهایی که کرده‌ایم 😔، یا شاید هم به خاطر دغدغه‌های روزمره زندگی 😩.
اما واقعیت چیز دیگری است.

اگر به دنبال نزدیکی خدا به انسان هستید، باید بدانید که این فاصله فقط یک تصور ذهنی است. ✨ خداوند در قرآن وعده داده که همیشه به ما نزدیک است، حتی نزدیک‌تر از رگ گردنمان!

پس وقت آن رسیده که این باور غلط را رها کنیم و این نزدیکی بی‌نظیر را با تمام وجودمان حس کنیم. ❤️ بیایید با هم به این حقیقت الهی پی ببریم. 🤝

خداوند به ما نزدیک است

اغلب ما فکر می‌کنیم خدا اون بالا، خیلی دور از ما نشسته و ما این پایین، تنها و دست خالی هستیم. 😔 اما اگه به آیه ۱۸۶ سوره بقره نگاه کنیم، می‌بینیم که خدا یه چیز دیگه می‌گه:

نزدیکی خدا به انسان

و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را اجابت مى‌كنم، پس [آنان‌] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.

اینجا خدا نگفته «من بخشنده‌ام» یا «من روزی‌دهنده‌ام»، بلکه گفته «من نزدیکم»! 🤩 یعنی کلید اصلی درک خدا، همین نزدیکیه. این یک نکته خیلی مهم و کلیدیه که همه صفات دیگه رو هم شامل میشه. این آیه، یک انقلاب فکری درباره نزدیکی خدا به انسان به وجود میاره.

فکرش رو بکنید: اگه خدا فقط خودش رو بخشنده معرفی می‌کرد، شاید بعضی‌ها می‌گفتند «خب من که خیلی گناه کردم، حتماً دیگه منو نمی‌بخشه.» 😞 یا اگه فقط می‌گفت «من رزاقم»، باز هم شاید کسی با خودش فکر می‌کرد «من که بنده خوبی نبودم، پس حتماً رزق و روزی منو قطع کرده.» 😔

اما وقتی خدا می‌گه “نزدیکم”، یعنی هیچ فاصله‌ای بین ما نیست. 💖
یعنی مهم نیست چقدر از خودت ناامید شدی، اونجا هست، نزدیک تو. این نزدیکی خدا به انسان، ریشه همه باورهای مثبته.

این عبارت نه تنها شامل بخشش و رزق الهی می‌شه، بلکه به این معناست که خدا همیشه در دسترس است.
به همین دلیل، باید این باور رو در قلبمون جا بدیم و بدونیم که این فاصله فقط یک تصور اشتباهه و بس. ❤️✨

نزدیکی خدا به انسان مهم‌ترین باوریه که برای داشتن یک رابطه سالم و عمیق با خدا به اون نیاز داریم.

خداوند تغییر نمی کند

یکی از مهم‌ترین حقایقی که باید درک کنیم این است که خداوند تغییر نمی‌کند. ⚡️
وقتی خدا در قرآن وعده داده که «من نزدیکم»، این وعده برای همیشه پابرجاست.

خدا مثل انسان‌ها نیست که امروز وعده‌ای بدهد و فردا آن را فراموش کند یا زیرش بزند. این حقیقت به ما آرامش و اطمینان خاطر می‌دهد. 😌
صفت تغییرناپذیری، هسته اصلی وعده‌های الهی است. پس هر زمان که احساس دوری کردید، به یاد بیاورید که این نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت ابدی و ثابت است.

پس اگر فکر می‌کنید به خاطر اشتباهات یا گناهانتان، از خدا دور شده‌اید یا او شما را رها کرده، باید بدانید که این فقط یک تصور ذهنی است. ما به‌عنوان مخلوق نمی‌توانیم اراده‌ی خدا را تغییر دهیم. 🙏

یعنی وقتی خدا اراده کرده که به ما نزدیک باشد، ما نمی‌توانیم با کارهایمان این اراده را نفی کنیم. این ایده که “ما از خدا دور شده‌ایم” در واقع یک فریب شیطانی است، چرا که انسان قادر نیست از وعده‌ی خدای خود تخلف کند.

وقتی خداوند قول داده که به تو نزدیک است، چگونه می‌توانی از او دور شوی؟!
این تصور با ماهیت خداوند و وعده‌های او در تضاد است و مانع درک حقیقت نزدیکی خدا به انسان می‌شود.

درک این حقیقت، اولین قدم برای رهایی از این باورهای اشتباه و در آغوش کشیدن آرامش است. نزدیکی خدا به انسان یک موهبت دائمی است که هیچ‌گاه از ما گرفته نمی‌شود.

نزدیکی خدا به انسان، یک حقیقت است، نه یک نظریه

هر نظری که دربارهٔ رابطه‌ات با خدا داری، تنها یک برداشت شخصی است و در واقع هیچ تأثیری بر ماهیت رابطه‌ی واقعی خدا با تو ندارد.
این‌که فکر می‌کنی او از تو دور شده یا تو را رها کرده، فقط نتیجه‌ی افکار خودت یا تلقین‌های دیگران است.
خداوند این باورها را ندارد؛ او به تو نزدیک است و نزدیکی خدا به انسان به هیچ دلیلی تغییر نخواهد کرد. 💖

برای اینکه یک رابطه واقعی و عمیق با خدا داشته باشی، باید ابتدا این فاصله ذهنی را از بین ببری. ✨
قدم اول این است که خودت را ببخشی و با تمام وجودت باور کنی که خداوند همان‌قدر به تو نزدیک است که در قرآن وعده داده است.

این پذیرش درونی، اولین قدم برای اصلاح نگرش و تجربه یک رابطه متفاوت و لذت‌بخش با خداست.
با حذف این فاصله‌ی خیالی، مسیر برای تجربه‌ی واقعی نزدیکی خدا به انسان هموار می‌شود و درهای آرامش به روی زندگی شما باز خواهد شد.

توبه؛ کلید رهایی و نزدیکی به خدا

برای اینکه بتوانیم آن نزدیکی خدا به انسان را تجربه کنیم، باید اول از همه، گذشته را رها کنیم. 🕊️
گذشته‌ای که پر از حسرت و پشیمانی است و به ما احساس بد می‌دهد، مانع از حرکت ما به سمت جلو می‌شود و یک دیوار نامرئی بین ما و خدا می‌کشد.

بهترین و مؤثرترین راه برای پاک کردن این گذشته و رها شدن از بار آن، توبه است.
این راهی است که خداوند خودش برای ما قرار داده تا بتوانیم به پاکی اولیه خود بازگردیم و از شر گناهان و افکار منفی رها شویم.

در قرآن، بارها از عبارت توبه استفاده شده و انسان‌ها به توبه دعوت شده‌اند. نکته شگفت‌انگیز و بسیار دلگرم‌کننده اینجاست که هر بار پس از دستور به توبه، بلافاصله وعده بخشش و عفو الهی بدون هیچ قید و شرطی داده شده است. ✨

مثال‌هایی از قرآن برای بخشش بعد از توبه

  • سوره نساء، آیه ۱۷:توبه نزد خدا، تنها برای کسانی است که از روی نادانی کار بدی انجام می‌دهند، سپس به زودی توبه می‌کنند. خداوند توبه این افراد را می‌پذیرد و خداوند دانا و حکیم است.
    در این آیه، بلافاصله پس از اشاره به توبه، وعده پذیرش آن بیان شده است.
  • سوره هود، آیه ۳:و از پروردگار خود آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید (و توبه کنید) تا شما را تا مدّت معینی، (از مواهب زندگی) به خوبی بهره‌مند سازد و به هر کس که شایسته نیکی است، از فضل خود عطا کند.
  • در این آیه هم توبه و استغفار مستقیماً به بهره‌مندی از زندگی خوب و دریافت فضل الهی مرتبط شده است.
  • سوره فرقان، آیه ۷۰:مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس خداوند بدی‌های آنان را به نیکی‌ها تبدیل می‌کند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.
    این آیه یکی از قوی‌ترین مثال‌ها است که نه تنها وعده بخشش می‌دهد، بلکه می‌گوید خداوند گناهان را به حسنات تبدیل می‌کند، که نشان‌دهنده عظمت و مهربانی بی‌نظیر اوست.

این آیات به وضوح نشان می‌دهند که توبه دروازه‌ای مستقیم به سوی بخشش الهی است و نزدیکی خدا به انسان نامحدود و در دسترس است.
تنها شرطی که خداوند برای بخشش قرار داده، این است که فرد گناه‌کار واقعاً نیت کند که دیگر آن خطا را تکرار نکند.
همین نیت خالصانه و قلبی، کافی است تا درهای رحمت الهی به رویتان باز شود و شما را از بند گذشته آزاد کند.

پس، برای تمام افکار و احساسات منفی که باعث شده‌اند فکر کنید از خدا دور شده‌اید، توبه کنید. 🤲

از خداوند برای تمام خطاهایی که مرتکب شده‌اید طلب بخشش کنید و سپس با تمام وجودتان، خود را نزدیک او احساس کنید.
با این کار، نه تنها گذشته را رها می‌کنید، بلکه نگرش و احساس شما نسبت به خداوند کاملاً دگرگون خواهد شد.

اینجاست که طعم واقعی ایمان و لذت یک رابطه نزدیک و عمیق با خدا را تجربه خواهید کرد. ❤️

استفاده از توبه، یک ابزار قدرتمند برای رسیدن به این آرامش درونی است و به شما کمک می‌کند تا باور کنید نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت همیشگی است، نه چیزی که به اعمال شما وابسته باشد.

با رها کردن گذشته، آینده‌ای سرشار از نور و آرامش را در آغوش می‌کشید. این تغییر درونی، پلی است که شما را از دنیای تاریک ناامیدی به دنیای روشن امید و اتصال به خالق می‌رساند.
تجربه نزدیکی خدا به انسان، بزرگترین نعمت در زندگی است.

نتیجه‌گیری: از باور دوری به حقیقت نزدیکی

در نهایت، می‌توانیم با اطمینان بگوییم که نزدیکی خدا به انسان نه یک نظریه، بلکه یک حقیقت تغییرناپذیر است. این باور که از خدا دور شده‌ایم، تنها یک مانع ذهنی است که خودمان و جامعه برایمان ایجاد کرده‌ایم.
با پذیرش این حقیقت، دیگر نیازی نیست خود را به خاطر گذشته سرزنش کنیم یا از رحمت الهی ناامید شویم.

درک این موضوع به ما قدرت می‌بخشد تا با آرامش بیشتری به زندگی ادامه دهیم و هر لحظه حضور خداوند را در کنار خود احساس کنیم.

باور به نزدیکی خدا به انسان به ما این امکان را می‌دهد که گذشته را با توبه رها کنیم و با تمام وجود، خود را در آغوش پرمهر خداوند احساس کنیم.
توبه به ما فرصت می‌دهد تا از بند گناه و حسرت آزاد شویم و یک شروع تازه داشته باشیم.

این تغییر نگرش، زندگی ما را دگرگون می‌کند و به ما اجازه می‌دهد طعم واقعی آرامش و ایمان را بچشیم.
این آرامش ناشی از دانستن این حقیقت است که مهم نیست چقدر اشتباه کرده‌ایم، او همیشه نزدیک ماست و منتظر بازگشت ماست.

پس بیایید از همین لحظه، دیوار فاصله را در ذهن خود خراب کنیم و از لذت بی‌نظیر نزدیکی به خالق هستی بهره‌مند شویم. ❤️
این حقیقت، کلید رهایی ما از رنج و ناامیدی است و ما را به سوی یک زندگی پر از نور و امید هدایت می‌کند.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.17 از 196 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12222
297 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار من میتوانم
      ۱۳۹۹/۰۱/۰۲ ۲۱:۰۸
      مدت عضویت: 2385 روز
      امتیاز کاربر: 22343 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 446 کلمه

      سلام. من به خاطر شرايط مالي و بعضي كمبودها خدا رو مقصر ميدونستم ،همش ميگفتم خدايا تو كه بزرگي و قدرتمند حالا زندگي منم خوب و سرشار از ثروت ميكردي چي ميشد. من كه نماز ميخونم چرا اينجوريم و اون ثروتمند كه نماز نميخونه چرا اينهمه نعمت داره؟ و هميشه هم اين جواب رو به من ميدادن كه به آدم بدا و گناهكارا تو دنيا ثروت ميده خدا تا اون دنيا به جهنم برن ? هيچ وقت تو مغزم نميرفت اين حرف و با عقل جور درنمي اومد خب من اين دنيا كه انگار تو جهنمم چي؟، چرا خب ثروتمند بودن نشانه ي گناه كار بودنه؟ اينهمه ثروتمند نيكوكار وجود داره و انسان هاي خيلي خوبي هم هستند يعني اونا ميرن جهنم؟ و…. هميشه جوري جلوه داده شده كه خدا ،نعمت هاشو گذاشته اون دنيا رو كنه. بعدش كه فهميدم خدا از قبل سرنوشتي براي من تعيين نكرده شروع كردم ديگران رو مقصر دونستن. پدربزرگم رو خيلي مقصر ميدونستم و ميدونم ولي الان دارم با خودم فكر ميكنم كه نه خدا نه پدربزرگم و نه هيچ كسي مقصر نبوده اونا طبق شرايط اون زمان انتخاب كردن و خدا نتيجه ي انتخاب شون رو داده. و اينكه انتخاب اشتباه اون دامن گير اين لحظه زندگي من شده به هيچ وجه دليل نداره اجازه بدم در آيندم كوچك ترين تاثيري داشته باشه. من هم انتخاب ميكنم و خدا نتيجه اش رو در زندگيم وارد ميكنه.
      احساس نزديكي به خدا ،حس فوق العاده ايه كه آرامش رو به همراه مياره براي من. نميشه از خدا جدا شد و چه خوب كه نميشه.هيچ كس نميخواد از منبع همه ي خوبي هاي دنيا جدا بشه.
      به نظر من خدا همونيكه ما درباره ش فكر ميكنيم. خوب باشه زندگي هم خوبه. و برعكس

      خدايا من آگاه شدم كه يه سري كارهاي اشتباه در زندگي دارم ،اون موقع هم آگاه بودم اما به خاطر جهلم انجامش دادم نه اينكه تو رو ناديده بگيرم نه اصلا. تو بيناي هرچيزي هستي و من بنده تو هستم و افتخارم اينه كه بنده تو هستم و سرم بالاست. خدايا من ميدونم كه اشتباه كردم و ايمان دارم كه عفو تو خيلي بيشتر و پيشتر از اشتباهات منه. خدايا ميخوام كوله بار سنگين گناه و احساس گناه رو در اين لحظه زمين بذارم و از تو درخواست بخشش دارم و ميدونم كه منو ميبخشي و ازت ميخوام كه در ادامه ي زندگي و سبك جديدي كه شروع كردم هدايت و حمايتم كني.
      ايمان دارم خداي مهربان بلافاصله درخواست مرا تاييد ميكنم. و طبيعي است كه من از اين لحظه بنده ي خوب و پاك خداوند هستم و خداوند بي نهايت مرا دوست دارد مرا ميبخشد و با نگاه مهربانش مرا غرق نعمت و آرامش ميكند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طوبی حاج احمدی
      ۱۳۹۸/۱۲/۲۴ ۰۰:۵۸
      مدت عضویت: 2533 روز
      امتیاز کاربر: 3544 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 165 کلمه

      سلام دوستان عزیز واستاد گرامی
      ب نظر م این خود من هستم ک باید خودمو ببخشیم وخودمو رو ازار ندم چون خداوند خیلی بخشنده ومهربان است عشق و رحمت است
      وبی نیاز از دعا ونماز من است وتمام مسائل ومشکلات من در اینجا ب خاطر ندانستن من است خداوند تمام نعمت ها را برای ما افریده ومن باید بلد باشم ک از انها استفاده کنم ودرست عمل کنم وخوشبخت زتدگی کنم خدایا از تو میخواهم ک مرا ب خاطر نادانی واز تو دور شدن ببخشی من دچار فراموشی شدم وروز ب روز گرفتار افکار منفی خودم شدم وتو را فراموش کردم وهمه جا ب خودم تکیه کردم وموفق نبودم خداوندا از تو میخواهم ک منو ببخشی وبعد از این همیشه وهمه جا وکیل من باشی ومرا راهنمایی کنی ک ب سلامتی وتناسب اندام وخوشبختی وثروت برسم وارامش وتوکل خودت را در من جاری کنی
      خدایا خیلی دوستت دارم و عشق تورا میخواهم
      ک خدایی شوم ???
      خدایا شکرت استاد عزیز سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mojgan
      ۱۳۹۸/۱۲/۰۳ ۱۸:۴۱
      مدت عضویت: 2525 روز
      امتیاز کاربر: 8676 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 230 کلمه

      سلام من از وقتی یادمه خدارو یک موجود ترسناک می دونستن که یه چرتکه دستش هی برامون گناه می ندازه بزرگترم که شدم خدارو یه پدر خشن و ترسناک می دیدم که با کوچکترین اشتباه بدجور تنبیهت می کنه بنابراین کلا خودمو بابت هرکار نکرده و کرده طرد شده می دونستم از اینکه توی زندگیم هر مشگلی داشتم مطمئن بودم نمی تونم از خدا درخواست کنم مگر با التماس و گریه و زاری شاید بهم بده اگر خدا دوستم داشت حتما زندگی بهتری داشتم. فکر می کردم اگه غیبت کردم یا ممکن موهام بیرون بوده باشه یا وقتایی که نماز نخوندم اینا همش دلیل بود برای اینکه خدا دوستم نداشته باشه الان که این فایل گوش کردم واقعا نمیدونم دقیقا چرا فکر می کردم خدا دوستم نداره . البته من چند روز دارم سعی می کنم نگاهمو از روی اینکه خدا عذابت میده بندازم روی بخشندگیش مثلا به خودم می گم خورشید از مخلوقات خداست براشم فرقی نداره کی خوبه کی بده به همه یه جور می تابه یا هوایی که تنفس می کنیم بین آدم خوبا یا بدا یه جور تقسیم میشه اگه خلقتش اینه پس خودش خیلی مهربون . با حرفایی که از این فایل شنیدم خودم رو به خاطر تمام اشتباهاتم و از همه مهم تر به خاطر بی اعتمادیم به خداوند می بخشم و ایمان دارم از این لحظه بنده خاص خدا و محبوبش هستم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.vazan
      ۱۳۹۸/۱۱/۲۹ ۱۷:۳۱
      مدت عضویت: 2385 روز
      امتیاز کاربر: 333 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 938 کلمه

      بخش اول)
      سلام استاد عزیزم، وقت شما بخیر و شادی – اول از اینکه نحوه رفع مشکل ارسال کامنت در قسمت نظرات مربوط به این دوره را برای من توضیح دادید، بینهایت ممنون و سپاسگزارم. دقیقاً مطابق با دستورات شما عمل کردم و الحمدالله مسئله حل شد. در رابطه با تمرین این جلسه (جلسه سوم) باید عرض کنم که من تا حالا چندین بار نماز خواندنم را ترک کردم و باز دوباره شروع کردم به خواندن و دوباره باز آنرا ترک کردم و در حال حاضر هم نماز نمیخوانم. فکر کنم حدوداً 5 یا 6 ماه هست که نماز نمیخوانم. اوایل یک مقداری عذاب وجدان داشتم و با خودم میگفتم: نکنه شیطان گمراهم کرده و از مسیر خداوند خارج شدم؟؟!! اما یواش یواش که بیشتر مطالعه کردم و در این باره بیشتر تحقیق کردم و از خود خدا راهنمایی و هدایت خواستم، دیگه این احساس عذاب وجدان از وجودم رفت و جای خودش رو به آرامش عمیقِ درونی داد، به لطف خدا. اما خود خداوند را شاهد میگیرم که با وجود اینکه نماز نمیخوانم، نسبت به قبل که نماز میخواندم، حالِ روحیِ من خیلی خیلی بهتر شده است و واقعاً از درون و بیرون آرامش بیشتری دارم (اصلاً و ابداً هم اهل مبالغه نیستم و نمیخواهم تارک الصلاة بودن و ترک کردن نماز را تبلیغ کنم و بگویم نماز نخواندن خوب است یا نماز خواندن بد است و فایده ای ندارد!!) اما دروناً احساس میکنم که به یک شکل دیگری با منبع و مبداء الهی و آسمانیِ کائنات یا همان خداوند متعال، ارتباط برقرار کرده ام و به قول معروف دارم جور دیگری و به شکل و صورت متفاوتی با این خدای خوبم عشق و حال میکنم و مدل جدیدی دارم باهاش ارتباط برقرار میکنم. راستش را بخواهید استاد من زمانی که در مقطع دبیرستان (نظام قدیم) درس میخواندم همیشه در مورد نماز خواندن (که آن زمان به نوعی اجباری بود!!) با خودم درگیر و در کلنجار بودم و دائماً با خودم میگفتم: مگر ما عربیم که باید نماز بخوانیم و قرآن عربی را تلاوت کنیم؟؟!! ما ایرانی هستیم و زبانمان فارسی است و از نژاد آریایی هستیم و اجداد و نیاکانِ ما زرتشتی ها و پیروان اهورا مزدا هستند و ما اصلاً مجبور نیستیم جملات غلیظ و نامفهوم عربی که هیچی هم از آنها نمی فهمیم را مثل طوطی الکی روخوانی و تکرار کنیم و آخر سر هم هیچ چیزی از مواردی که خوانده ایم را نه بفهمیم و نه به دردمان بخورد!! به همین خاطر اکثر مواقع وقتی در نمازخانه مدرسه یا در کتابخانه، قرآن میخواندم، فقط ترجمه های زیر آیات رو میخواندم و با اینحال حتی معانی آنها را هم تا حدود زیادی نمیفهمیدم و با خودم میگفتم: من که ترجمه فارسی اینها رو نمیفهمم، وای به حالِ عربی هاش!! البته همونطور که خودتون هم خوب میدونید، این جور حس ها و حال و احوالات درونی رو نمیشه به این راحتی ها برای کسی توضیح داد و به دیگران حالی کرد!! چون دقیقاً یه حس و حال باطنیِ و برای هر کسی هم به صورت اختصاصی و ویژه اتفاق میوفته و توضیحش به افراد دیگه، میشه گفت غیرممکنه!! مخصوصاً که در آن دوران و حتی در همین دوره و زمانه فعلی، صحبت کردن و تحلیل کردن چنین مسائل و مباحثی که درونمایه های دینی و مذهبی دارند، جُرم به حساب می آیند و اگر سوال و یا احتمالاً اعتراضی نسبت به آنها داشته باشی، به تو انگ و برچسب مُرتد بودن و مُلحد بودن میزنند و حالا خر بیار و باقالی بار کن!!
      بخش دوم)
      اما این اصلاً مهم نیست!! مهم این است که حال من و خدای خوبِ درونی ام عالی است و با هم دوست و رفیقیم و همه جوره با هم حال میکنیم و اون خیلی خیلی هوای من رو داره و هر روز که پیش میریم دارم بیشتر درکش میکنم و راه های بیشتری رو برای شناختش جلوی پای خودم میبینم. مثلاً همین آشنایی ام با شما استاد بزرگوارم (از طریق سایت استاد عباس منش) و عضویتم در سایت ارزشمندتان “تناسب فکری” یک نشانه عظیم و یک معجزه آشکار است که به هیچ عنوان، ساده و راحت از کنار آن رد نمیشوم و تک تک جملات و صحبتهای مکتوب و شفاهیِ صوتی و تصویری جنابعالی در مورد موضوعات توحیدی را، با گوش دل و جانم، عاشقانه میبینم و میشنوم و لحظه به لحظه حال و احوال بیرونی و درونی ام بهتر و عالیتر میشود و خیلی از این بابت خوشحالم که در رکاب شما استاد عطارروشن مهربان و خوش اخلاق و با عشق، دارم این تجربیات ارزشمند و بی نظیر را دریافت میکنم و ایمان دارم که سوخت و انرژیِ این حرکات و اتفاقات عالی و فوق العاده را خالق بی همتایم، خودش فراهم میکند و تا آخرِ این مسیر رویایی و جذاب و شگفت انگیز، با قدرت ما را همراهی میکند تا در نهایت آرامش و لذت و شور و شوق، به سر منزل مقصود برسیم. من ایمان دارم که خداوند مهربانم بلافاصله بعد از خواندن این کامنتِ بی نظیر و فوق العادهء من، خیلی خیلی خوشحال میشود و بلند بلند میخندد و طی یکی دو روز آینده، چندین خبر و اتفاق خوب و عالی و شادی آور را به من هدیه میدهد و شور و هیجان و عشق را با قدرت وارد زندگیم میفرماید. بینهایت از شما استاد بزرگوارم ممنونم که کامنت های بچه های سایت را با صبر و حوصله فراوان و تا انتها، مطالعه میفرمائید و با پاسخهای جذاب و شیرین و انگیزه بخشتان، ما را به ادامه این راه و مسیر الهی و خارق العاده، تشویق میفرمائید. خیلی خیلی دوستتان دارم استاد خوبم و برای شما بنده خوب و گرانبهاء خداوند متعال، بهترین آرزوها را دارم. ایام به کام شما و تا درودی دیگر، فعلاً بدرود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیرا
      ۱۳۹۸/۱۱/۲۸ ۰۹:۱۶
      مدت عضویت: 2556 روز
      امتیاز کاربر: 7544 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 302 کلمه

      با سلام خدمت دوستان گلم و استاد عزیز.
      به نام خدایی که به شدت برایم کافی است.
      کاش یه روز بتونم انقدر سیم اتصالم به خدا وصل بشه که این جمله رو فریاد بزنم .
      من هم کارهایی رو انجام دادم که فکر میکردم همیشه منو دور میکنه از خدا مثل نماز نخوندن ،لاک زدن ،روزه نگرفتن ودروغ گفتن .ولی من همیشه خانوادمو میدیدم که هنیشه سختی میکشیدن و به خاطر همین فکر میکردم خدا خیلی ظالمه که این هارو اینقدر اذیت میکنه و همیشه میگفتن تو چه خدایی هستی و همیشه مادرم میگفت خدا خدای ظالماست اگه وجود داشت اینکارو میکرد اون کارو میکرد.خودمو نگاه میکردم و تو یه عالمه مشکلات و همیشه فکر میکردم من حتما لایق هیچی نبودم اگه بودم حتما منو اینجوری نمیافریدو همیشه فقط میگفتم شکر که بدتراز این نشد.و همیشه تا کوچکترین گناه میکردم میگفتم خدا با فلان کار توبیخم میکنه و واقعا اینطوری میشد و همیشه میگفتن خدا به خاطر هر کار بدی ازت تقاص میگیره و من همیشه به خاطر ترس ازش فاصله میگرفتم و میگفتن اگه چیزی ازش بخای باید خیلی التماس کنی و من هروقت یه چیزی میخاستم با التماس و نماز خوندن و زاری کردن ازش چیزی میخاستم که اصلا این حس رو دوس نداشتم.همیشه به خودم میگفتم چرا خدا منو اینجوری افریده چرا همش عذاب چرا همش ناراحتی و هیچ وقت دیگه سراغش نمیرفتم .
      الان میخام کوله بارم رو زمین بزارم و سبک بال بشم .خدای خوبم منو ببخش به خاطر تمام گناهانی که انجام دادم و همیشه فکر میکردم تو اونهارو نمیبخشی.خدایا من امروز در تاریخ ۲۸بهمن نودوهشت از توطلب بخشش میکنم و از تو میخام انقدر منو به خودت وصل کنی که احتیاج به هیچی نداشته باشم .من ایمان دارم که تو گناهان منو میبخشی و منو به خواسته هام میرسونی .خدای مهربونم تمام دل نگرونی هام رو به تو میسپارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بهار تهرانی
      ۱۳۹۸/۱۱/۲۰ ۲۳:۱۳
      مدت عضویت: 2512 روز
      امتیاز کاربر: 891 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 224 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
      من هم سالها به دلایل مختلف خودم را از خدا دور می دیدم و خود را لایق رسیدن به خواسته هایم نمی دانستم .حتی وقتی نماز می خواندم ، بعد از نماز خودم را شماتت می کردم که این چه نمازی بود تو خوندی ؟ نمازت با توجه نبود ، و …..
      استاد حرف قشنگی زدید که گفتید این وزنه های احساس گناه را از پاتون باز کنید .این حرف شما منو یاد بالون انداخت .وقتی در بالون کیسه های سنگین را پائین می اندازند بالون اوج می گیره و بالاتر میره . واقعاً به خاطر این حرفهای خوبتون ممنونم .این احساس عذاب وجدان و به اندازه کافی خوب نبودن سالها ما را رنج داده و این احساس بدترین چیزی است که میتونه در ما باشه .خدای مهربونم .من یک انسان هستم و جایزالخطا ، خدایا می دونم اشتباهاتی در زندگی داشته ام .اما همه اشتباهاتم به خاطر جهل و عدم آگاهی بوده ، ولی من فهمیدم تو خیلی مهربونی و وقتی می بینی بنده ات پشیمونه همون لحظه اونو می بخشی . من می دونم من هم بنده عزیز تو هستم و دوستم داری و می دونم به خاطر روح تو در من ، من باارزش هستم .پس از تو آرزوهایم را بدون خجالت و عذاب وجدان در خواست می کنم وخودم را لایق برآورده شدن می دانم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azita
      ۱۳۹۸/۱۱/۱۲ ۰۶:۳۳
      مدت عضویت: 2540 روز
      امتیاز کاربر: 7923 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 217 کلمه

      تمام این سال ها فقط ازخداترسیدم به خاطرتموم گناهان واشتباهاتی که مرتکب شده بودم از بچگی وقتی حجابموخوب رعایت نمی کردم و میگفتن موهاتو نامحرم دیده پس میری جهنم، کوچک بودم و نمی تونستم روزه بگیرم باز هم ترس از عذاب خداوند منو آزار می داد، گفتن یه دروغ منو از خدا دور ودورتر می کردو فکر می کردم خدا منو دوست نداره وقتی یه خواسته ای از خدا داشتم اونو توی دلم نگه می داشتم ومی‌گفتم من که بنده خوبی براش نبودم چطوری ازش بخوام خلاصه اینکه از همان بچگی من از خدا دور شدم حتی بزرگترهم که شدم احساسم این بود که همین ترس از عذاب و جهنم باعث میشد که من خدا را عبادت کنم.
      من حتی فایل دوم را که گوش دادم هیچ کدام از خواسته هامو از خدا ننوشتم شاید باور اینکه خدا به حرفام گوش میده برام سخت بوده نمیدونم ولی الان که این فایل رو اول صبح گوش دادم حس کردم راهش همینه همین که من به خاطر دور بودنم از خداوند توبه کنم و به سوی خودش برگردم وازش بخوام که اشتباهات وکوتاهی های گذشته منو ببخشه و منو موردلطف وعنایت خودش قرار بده من دوست دارم از این لحظه به بعد فقط رحمت ومهربانی وعفو بخشش خداوند شامل حالم بشه و بهش نزدیک تر بشم و بیشتر درکش کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali13872007
      ۱۳۹۸/۱۰/۲۰ ۱۸:۴۷
      مدت عضویت: 2442 روز
      امتیاز کاربر: 3647 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 220 کلمه

      چه حرفهایی درباره خدا به ما گفتند چه تصوراتی داشتم .الان مدتی است که آرامش دارم ودر حال تمرین حس عشق وآرامش در جوار مهر الهی .چرا فکر کردند باید ذهن ما را از این چرندیات پر کنند همیشه می گفتم زن های خوب چادر سر می کنند آرایش ندارند همیشه باید پنهان باشند صدای خنده آنها نیاید با نا محرم حرف نزنند بدون اجازه شوهر چنین نکنند چنان نکنند .ولی حالا دیگه برام حرف هیچ کس مهم نیست من خدا رو دارم خدا عشق من .اون می دونه من ممکن است اشتباه بکنم پس خودش از قبل اطلاع داره من دیگه نه گریه می کنم نه به چرندیاتی که می گن گوش می کنم حتی شوهرم که خیلی از من سواستفاده کرد از بچگی ونا آگاهی من نهایت استفاده را برد .تازه فهمیدم که همشون برای میل خودشون ما رو مجبور به انجام یکسری کارها کردند که امورات خودشون بگذره تازه دارم حس می کنم که خدا با من است همیشه وهیچ وقت از دست من ناراحت نمی شه همیشه حامی من .دیگه نکران تنهایی بی کسی یا بی پولی نیستم چون اون که باید من رو حمایت کنه همین فقط برام مهم .همیشه یک عالمه آرزو می کنم چون می دونم همش رو به من می ده اصلا برای همین اون رو در دلم انداخته است

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین محصلی
      ۱۳۹۸/۱۰/۰۶ ۱۹:۲۲
      مدت عضویت: 2557 روز
      امتیاز کاربر: 17723 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 77 کلمه

      من چندین ساله به خاطر عدم شناخت کافی ودرست از خدا بیمار هستم وهمیشه توقع اتفاقات بدرو داشتم وفکر می کردم این وضعیت جسمانی من که روز به روز بدتر می شد تقدیر منه وخدا این رو خواسته ونمی دونستم این بخاطر افکار خودم وعدم شناختم از خدای مهربونمه ،ومن اشتباه می کردم واز این لحظه می خوام خدا رو بهتر بشناسم واون رو به خودم نزدیک ببینم وبیشتراز قبل دوسش داشته باشم بجای اینکه ازش بترسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۸/۰۹/۲۹ ۱۲:۴۳
      مدت عضویت: 2464 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 412 کلمه

      سلام به همه دوستان
      از زمانیکه بچه بودم و مرتب اسم خدارو شنیدم چیزی که تو ذهنم ساخته بودم یه خدای بدجنس خشمگین شکنجه گر که مال من نیست ,مال بعضی از آدم هاست,گاهی میشنیدم میگفتن خدا با ظالماست ,خدا مال پولداراست,و من بیشتر وبیشتر ازش ترسیدم ودور شدم و در انتها باور کردم که خدایی اصلا وجود نداره اگر بود که منم میدید,از بچگی چالش های بسیار سختی گذروندم,بی اعتمادبنفسی غوقا میکرد در وجودم,احساس طرد شدن از پدر ومادر واحساس دوست نداشتنی بودن شدید داشتم,ازدواج ناموفق ,دور بودن سالیان سال از فرزندانم ,وضعیت مالی بد,مریضی که بعدش اومد وخیلی مسائل دیگه باعث شده بود که باور کنم که سرنوشت منو از قبل به سیاهی نوشتن وتنفر من از اسمی بنام خدا بیشتر میشد انگار میخواستم تمام تقصیرات بدبختی هامو گردن خدا بندازم ,خب منیکه اصلا خدارو نمیشناختم معلومه ازش چیزی هم نمیخواستم,ازش انتظار کاریو نداشتم ,فکر نمیکردم بتونم باهاش حرف بزنم ودرخواستی داشته باشم,من مرتب گریه های مادرم واطرافیانو میدیدم که وقتی چیزی میخوان با التماس میگن ,با حال بد میگن ,من اون خدای غمگین ظالم دوست نداشتم,خیلی احساس تنهایی میکردم,بچه بودم واز طرف خانواده هیچ پشتیبانی نمیشدم وپر بودم از تنفر از پدر ومادرم وخانواده پدریم وهمشونو مقصر میدونستم,بلخره بزرگ شدم واون مسائل باید حل میکردم,وقتی کارد به استخوان رسید راه ها پیدا شدند,بقول معروف وقتی شاگرد آماده است معلم پیدا میشه,و من آروم آروم با یک انرژی قدرتمند در جهان آشنا شدم البته مطالعه زیاد داشتم ,کلاسای زیادی شرکت کردم,وشبانه روز ورودی های مناسب دادم وتمرین کردم ,وازش خواستم بسمت خودش هدایتم کنه وسپاسگذاری میکنم که به این مسیرهای عالی وارد شدم,از این به بعد میخوام وتصمیم دارم که
      خودمو بخاطر گذشته م ببخشم وطلب بخشش از خداوند مهربان دارم,تصمیم دارم اشتباهات گذشته مو فراموش کنم,مطمئنم خدا منو میبخشه,میخوام این کوله بار سنگینی که سالهاست دارم تحملش میکنم بذارم زمین وخودم سبک وسرحال از بقیه مسیر زندگیم با توکل بر خدا ادامه بدم ولذت ببرم از بقیه زندگیم,من لایق بهترین زندگی هستم ومیتونم هر لحظه با خدای خودم صحبت کنم وچقدر خدا جواب منو قشنگ وراحت وآسون میده ومن شگفت زده میشم
      من مقدس ترین بنده خدا هستم وخدا در هر لحظه با من صحبت میکنه ,هر چقدر که باورش کنم بمن توجه میکنه
      میخوام روی شانه های خدا بشینم و اون منو همه جا ببره
      اگر دست اندازی ,چاله ای باشه اون میپره و منم محافظت میکنه ,میخوام هر لحظه ازش هدایت بخوام ,میخوام بیشتر وبیشتر بشناسمش و اون تو همه مسائل زندگیم کمکم کنه
      که من هر لحظه نیازمند خداوند هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم