0

چگونه به خدا نزدیک شویم (جلسه پانزدهم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

آیا تا به حال این حس به سراغتان آمده که هر کاری می‌کنید، باز هم احساس می‌کنید فاصله‌ای بین شما و خداوند وجود دارد؟ 😔

این حس غریبه نیست. بسیاری از ما سال‌هاست که در مسیری اشتباه به دنبال نزدیکی به خدا می‌گردیم. شاید فکر می‌کنید باید کارهای بزرگی انجام دهید تا نظر او را جلب کنید، اما حقیقت چیز دیگری است 💖.

در این جلسه، می‌خواهیم این نگاه را کاملاً تغییر دهیم و با هم به سفری درونی برویم تا بفهمیم چگونه به خدا نزدیک شویم و چگونه به آرامش قلبی واقعی برسیم و عشق بی‌قید و شرط او را درک کنیم ✨.

بیایید برای همیشه این دیوار نامرئی را برداریم و در مسیری قدم بگذاریم که سراسر لذت و آرامش است 🧘‍♀️.

ریشه شک و تردید کجاست؟ 🤔

آیا تا به حال به این فکر کرده‌ای که چرا گاهی وقت‌ها جواب سؤال چگونه به خدا نزدیک شویم آنقدر پیچیده و دور به نظر می‌رسه؟ 🤔

چگونه به خدا نزدیک شویم

خیلی وقت‌ها حس می‌کنیم خدا خیلی از ما دوره و برای رسیدن بهش باید کارهای عجیب و بزرگی انجام بدیم.
اما واقعیت این نیست. این احساس فاصله، بیشتر از یک باور اشتباه میاد: اینکه “خدا فقط وقتی از ما راضی میشه که کارهای خاصی انجام بدیم.”

این باور، مثل یه سایه سنگین روی قلبمون می‌مونه 😔 و باعث میشه فکر کنیم همیشه باید تلاش کنیم تا خدا رو راضی کنیم . این نگرش در نهایت منجر به تلاش برای چگونه به خدا نزدیک شویم می شود.

از بچگی با جمله‌هایی مثل “خدا قبول کنه” یا “برای رضای خدا این کارو بکن” بزرگ شدیم. این حرف‌ها ناخواسته این پیام رو به ما دادن که رضایت خداوند مشروطه و ما همیشه باید در حال اثبات خودمون باشیم.

اما همین طرز فکر اشتباه، به جای اینکه ما رو به خدا نزدیک کنه، بیشتر ما رو غرق در شک و تردید می‌کنه 😟. مدام از خودمون می‌پرسیم:

  • آیا عبادتم قبول شد؟
  • آیا کافی بود؟
  • نکنه به اندازه‌ی لازم خوب نبودم؟

این تردیدها باعث میشن احساس نکنیم لایق رحمت و نعمت‌های خدا هستیم، در حالی که حقیقت برعکسه 🌸.

پس اولین قدم برای جواب دادن به پرسش چگونه به خدا نزدیک شویم اینه که نیت و نگاه‌مون رو درست کنیم.
به جای اینکه فکر کنیم باید کارهای سخت انجام بدیم، باید بفهمیم خدا همین الان هم نزدیکه.
کافیست هر کاری که می‌کنیم، حتی کارهای روزمره مثل آشپزی 🍳 یا درس خوندن 📚 رو با نیت و حال خوب انجام بدیم.

همین تغییر زاویه دید، همون پل طلاییه که به جواب واقعی پرسش چگونه به خدا نزدیک شویم می‌رسونه.

حقیقت عشق الهی: خداوند به خود احسنت گفت 💖

در دل تمام شک‌ها و تردیدهایی که مثل یک دیوار بین ما و خدا قرار می‌گیرن، یک حقیقت بزرگ و آرامش‌بخش وجود داره؛ حقیقتی که اگر درست درکش کنیم، جواب خیلی از سؤال‌ها رو پیدا می‌کنیم. یکی از مهم‌ترینش اینه که چگونه به خدا نزدیک شویم.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید که پس از خلقت انسان، به خود «احسنت» گفت ✨.

این فقط یک جمله ساده نیست؛ این یعنی خداوند از آفرینش ما چنان لذت برده و رضایت داشته که خودش رو تحسین کرده.

فکر کن! 🤯 خدایی که بی‌نقص‌ترین خالق جهانه، وقتی تو و من رو آفرید، اونقدر به وجد اومد که به خودش آفرین گفت. این یعنی ما از همون اول با عشق ساخته شدیم، بدون هیچ قید و شرطی.

وقتی باور کنیم که خلقت ما اون‌قدر ارزشمند بوده که خداوند به خودش «احسنت» گفته، دیگه لازم نیست با ترس زندگی کنیم. نیازی نیست نگران باشیم که آیا عبادتمون قبول میشه یا نه، آیا کافی هست یا نه. ما از همون ابتدا پذیرفته شدیم.

پس اگر می‌پرسی چگونه به خدا نزدیک شویم، یکی از عمیق‌ترین جواب‌ها اینه که این حقیقت رو بارها با خودت مرور کنی: “من همون کسی هستم که خداوند از خلقتش لذت برده. من بی‌نقص آفریده شدم.” 🌸

گفتگو با خدا – دعا و راز و نیاز

یکی از صمیمی‌ترین و شیرین‌ترین راه‌ها برای پیدا کردن جواب سؤال چگونه به خدا نزدیک شویم، اینه که با خدا مثل یک دوست صمیمی حرف بزنیم.

  • “خدایا، دلم اینو می خواد…”
  • “خدایا، امروز احساس آرامش می‌کنم، شکرت…”
  • “خدایا، ممنونم برای خانواده و دوستانم…”
  • “خدایا، کمکم کن تصمیم درستی بگیرم…”
  • “خدایا، احساس سردرگمی دارم، راهنماییم کن…”

همین حرف زدن ساده با خدا، همان راز و نیاز است و باعث می‌شود رابطه‌ات با خدا نزدیک‌تر شود. 🌱
لازم نیست کلمات پیچیده باشه، حتی لازم نیست صدات بلند بشه. خدا صدای قلبت رو بهتر از هر کسی می‌شنوه.

خیلی وقت‌ها ما دنبال این هستیم که چگونه به خدا نزدیک شویم، اما غافل می‌شیم از اینکه خدا همین الان هم نزدیک‌تر از هر کسی به ماست.
اون خودش گفته: “من از رگ گردن به شما نزدیک‌ترم.” 🕊️ پس چرا فکر کنیم که فاصله‌ای هست؟

راز و نیاز فقط برای وقت سختی‌ها نیست؛ حتی وقتی خوشحال و سرحالی هم می‌تونی با خدا حرف بزنی. بگی: “خدایا، دیدی امروز چقدر خوشحال بودم؟ دیدی تونستم لبخند بزنم؟ شکرت.” 🌸
همین گفتگوهای کوچک، رابطه‌ات رو با خدا شیرین‌تر می‌کنه و باعث میشه عملاً بفهمی چگونه به خدا نزدیک شویم.

پس دعا رو سخت نگیر. نه نیاز به مکان خاصی داره، نه زمان خاص. هر جا و هر وقت که دلت لرزید، خدا همون‌جا شنونده‌ی مهربونت خواهد بود. 🫶

تغییر مسیر: از اثبات لیاقت به اثبات عشق به خدا ✨

مسیر واقعی برای نزدیکی به خدا، یک تغییر جهت ۱۸۰ درجه‌ای است: به جای نگرانی مداوم از اینکه آیا او ما را دوست دارد یا نه، باید تمام تمرکز خود را بر روی اثبات عشق ما به او بگذاریم. 💖
این راه، ما را از ترس و تردید رها می‌کند و به سمت آرامشی عمیق و واقعی هدایت می‌کند.

نزدیکی به خدا با انجام کارهای سخت و طاقت‌فرسا به دست نمی‌آید؛ بلکه با تغییر نگرش و رفتارمان در زندگی روزمره امکان‌پذیر است.

در این بخش، راهکارهای عملی و ساده‌ای را بررسی می‌کنیم که به شما کمک می‌کند عشق خود را به خداوند نشان دهید و چگونه به خدا نزدیک شویم را به شکل واقعی تجربه کنید.

۱. توجه آگاهانه به نعمت‌ها و زیبایی‌های جهان:

اولین گام برای نشان دادن عشق خود به خداوند، توجه آگاهانه به نشانه‌های او در اطرافمان است. هر روز، وقتی چشم‌هایتان را باز می‌کنید، به این فکر کنید که یک فرصت تازه برای زندگی به شما داده شده است. 💛

به جای تمرکز بر نداشته‌ها، به زیبایی‌های کوچک طبیعت، به مهربانی و لطف اطرافیان و به نعمت‌های روزمره‌ای که دارید توجه کنید.
وقتی با دیدن این نعمات، با شکرگزاری قلبی و کلامی، به خداوند احسنت می‌گویید، در واقع عشق خود را به او نشان می‌دهید. 🙏✨

این تمرین ساده، یکی از بهترین راه‌ها برای چگونه به خدا نزدیک شویم است، زیرا حضور او را در تمام لحظات زندگی شما زنده می‌کند و حس آرامش و ارتباط قلبی با خدا را تقویت می‌کند.

تمرین مداوم این توجه آگاهانه، بالاترین سطح بندگی و سپاسگزاری است و باعث می‌شود هر روز احساس نزدیکی بیشتری با خداوند داشته باشید. 🌱

۲. عمل کردن به افکار و رفتارهای نیک:

عشق به خداوند تنها یک حس درونی یا یک عبارت زیبا نیست؛ بلکه باید در عمل نیز نمایان شود.
وقتی با دیگران مهربان هستید، بخشش را تمرین می‌کنید، به نیازهای اطرافیان توجه می‌کنید و کارهای درست را انجام می‌دهید، در واقع در حال اثبات عشق خود به خدایی هستید که شما را به بهترین شکل آفریده است. 💖

این کارهای ساده و عملی، به شما کمک می‌کند تا به جای اینکه دائماً به دنبال این باشید که “آیا خدا مرا دوست دارد؟”، به اطمینان قلبی برسید که من خدا را دوست دارم. همین اطمینان، کلید رهایی از شک و تردید و راهنمای اصلی چگونه به خدا نزدیک شویم است ✨.

وقتی این روش را در زندگی خود پیاده می‌کنید و با عمل خود عشق به خداوند را نشان می‌دهید، در واقع در مسیر واقعی چگونه به خدا نزدیک شویم قدم برداشته‌اید و هر روز احساس آرامش و رضایت بیشتری خواهید داشت. 💖

نتیجه‌گیری: آرامش قلبی واقعی 🧘‍♀️

در پایان این سفر درونی 🌟، به مهم‌ترین نتیجه می‌رسیم: کلید واقعی نزدیکی به خدا و رسیدن به آرامش قلبی 💖است.

وقتی این باور در وجودتان ریشه می‌دواند، دیگر به دنبال جلب رضایت او با کارهای سخت و طاقت‌فرسا نخواهید بود.
در عوض، تمام تمرکزتان بر روی اثبات عشق خود به او معطوف می‌شود.

این تغییر نگاه، یک آرامش عمیق و پایدار در وجودتان ایجاد می‌کند که بالاترین پاداش الهی است 🌈.

شیطان تنها زمانی می‌تواند ما را در مسیر چگونه به خدا نزدیک شویم گمراه کند که ما خودمان به این اطمینان نرسیده باشیم که او را دوست داریم 😌.
اما وقتی با تمرینات آگاهانه 💡، عشق خود را به خداوند ثابت کنیم، هیچ قدرتی نمی‌تواند این حقیقت را از ما بگیرد. 💪✨

برای عمیق‌تر شدن در این مسیر و تبدیل این آگاهی به عمل، می‌توانید از دوره‌ی “خدا هرگز دیر نمی‌کند” استفاده کنید 🌟📖.
این دوره به شما کمک می‌کند تا با تمرینات عملی 🏃‍♂️💭، قدم به قدم باورهای غلط خود را شناسایی و با باورهای قدرتمند جایگزین کنید، تا در نهایت نزدیکی به خدا را تجربه کنید و طعم‌های بی‌نظیر زندگی 🌸🌞 را بچشید.

اگر به دنبال راهی برای رهایی از شک، رسیدن به آرامش درونی 🧘‍♀️💖 و یادگیری چگونه به خدا نزدیک شویم هستید، این دوره می‌تواند راهگشای شما باشد 🌟.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.16 از 118 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12524
122 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ارامش
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۱ ۱۵:۳۳
      مدت عضویت: 1198 روز
      امتیاز کاربر: 27135 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 223 کلمه

      منم همیشه فکر می کردم که چکار کنم که خداوند ازم راضی باشی چون فکر می کردم خدا سخت از کسی راضی میشه همیشه دنبال اعمالی بودم که انجام بدم تا خدا ازم راضی باشه نمازهای مستحبی روزههای مستحبی انواع زیارتها رو انجام میدادم برای رضای خدا بازم همیشه فکر می کردم خدا من و خیلی دوست نداره چون بهم توجه نمی کنه چون وضع مالی خوبی ندارم پس حتما خدا ازم راضی نیست اگه خدا دوستم داشت و ازم راضی بود زندگیم این نبود من هیچ وقت به این فکر نمی کردم که خدا رو دوست داشته باشم همیشه فقط به فکر این بودم که چه کاری کنم تا خدا ازم راضی باشه تل زندگیم خوب بشه همیشه عقط ترس از خدا داشتیم الان به این آگاهی رسیدم که من باید خدا رو دوست داشته باشم چون خدا انسان رو به این زیبای و شگفتی خلق کرده وجهان رو مسخر انسان قرار داده پس حتما عاشق آفریدش که انسان بوده هست که براش این همه نعمت آفریده بدنی به این هوشمندی آفریده که تک تک سلولهای بدنمون به این خوبی دارن کارهاشون و انجام میدن و خللی در کارشون پیش نمیاد دنیا به این زیبای وشگفتی خلق کرده پس باید شکرگزار باشیم با شکرگزاری حالمون و احساسمون خوبه آرامش داریم هم ما از خدا راضی هستیم هم خدا از ما راضی هس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه صدقی
      ۱۴۰۳/۰۷/۲۲ ۰۹:۱۶
      مدت عضویت: 1005 روز
      امتیاز کاربر: 4591 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 117 کلمه

      به نام خدای مهربونم،

      این جمله فوق العاده بود “شما نمیتونید کاری انجام بدید که خدا رو از خودتون ناراضی کنید” چه لبخند عمیقی روی صورت نشست وقتی شنیدم قلبم اکلیلی شد و خدارو چقدر در قلبم دلنشین‌تر کرد و احساسم به خدای خودم صدبرابرش قشنگتر کرد.

      به جای اینکه دنبال رضایت خدا از خودم باشم به دنبال احساس رضایت خودم از بنده خدا بودم باشم و با تغییر نگاهم به اتفاق هایی که میفته با تغییر نگاهم به نعمت های که خدا داده و توجه به زیبایی ها و نعمت های خدا با توجه به رفتارهای خوب و با انجام دادن تمارین قبلی میتونم بیشتر اطمینان پیدا کنم از این احساس رضایت و اینکه من خدارو دوست دارم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۰ ۲۳:۵۱
      مدت عضویت: 2219 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,209 کلمه

       خدایا شکرت که سلامت هستم 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد واقعا خیلی دوست دارم محتویات ذهنی ام فرمول‌های ذهنی ام کلا نه چون خیلی از این محتوا جدید هستند همه اون قدیمی ها رو تغییر بدم به روز رسانی شون کنم 

      واقعا عاشق اینم که مدارم تغییر کنه بره بالاتر این نعمتهای متفاوتی رو تجربه کنم اینکه بدونم در مدار بالاتر چه چیزهایی چه نعمتهایی خداوند برای من در نظر گرفته تا وقتی من باورهام تغییر بدم یکی ی

      یکی او ن هدایا رو وارد زندگی من کنه 

      استاد منم همین طور بودم کلی اعمال واجب و مستحب و اعمال شبهای قدر و ….انجام می‌دادم ولی آخر ش هم میموندم که امشب که من تا صبح بیدار بودم آیا خداوند منو بخشیده یا نه هنوز هم بلاتکلیف بودم 

      بله دیگه ما شنیده بودیم این کارو کن اون کار و کن که بنده خوبی باشی پیش خداوند که خدا ند هم تو رو وارد بهشت کنه 

      هنوزم انسانها رو قضاوت می‌کنیم به خوب یا بد اما الان بر اساس رفتار اونها قصاوت می‌کنیم و فرقی نمیکنه قضاوت کردن دیگه 

      خداوند از خلق کردن من بخودش احسنت گفته پس خداوند خیلی منو دوست داره که اینقدر باعث افتخارش شدم و خودش تحصین  کرده 

      خیلی عالی کل عمرم بجز این ۴ سال هدر دادم که ثابت کنم به خودم به خودم به خودم که آیا خدا منو دوست داره یا نه صد بار هم این آیه رو تو قرآن خونده بودم ولی درکی ازش نداشتم شما توضیح میدید من درکم بیشتر میشه .

      منم بارها دیدم و شنیدم که وقتی خدا ندانستن خلق کرد و از روح خودش در او دمید به خودش احسن گفت و به فرشتگان گفت که به انسان سجده کنن داستان سجده نکردن شیطان پیش اومد 

      من الانم ایمانم به خدا بیشتر شد که خدا منو دوست داره بارها وقتی بچه بودم شنیده بودم که آنقدر که یه مادر یا پدر فرزندشون و دوست دارن خداوند هزاران هزار برابر بیشتر از اونها بنده شو دوست داره ولی درک نکرده بودم خیلی 

      و میخوام بجای اینکه فکر کنم ببینم که خدا منو دوست داره یا نه الان ایمان دارم که خدا منو دوست داره عاشق منه بدون قید و شرط منو دوست داره 

      پس وظیفه منه که به خودم اثبات کنم که منم خداوندم دوست دارم بدون قید و شرط قسمت دومش یکم برام گفتنش هم سخت بود چون درکش نکردم درک کنم آسونتر میشه 

      من گام اول برداشتم مطمئن شدم که خدا ند عاشق منه بدون قید و شرط 

      الان یادم اومد منم بارها بارها بهش تبریک گفتم تعجب کردم از خلقت خداوند 

      من هر وقت انار بخورم انگور یاقوتی یا هر مول بخورم بلال بخورم خوشه گندم ببینم 

      به عظمت بزرگی خداوندم پی میبرم بارها بارها با خودم به خدا گفتم خدایا تو چقدر بزرگی که این دانه ها رو چنین زیبا با نظم و ترتیب کنار هم جمع کردی تازه برای هر کدام طعمی انتخاب کردی یکی شیرین مثل قند یکی ترش یکی نه خیلی شیرین نه ترش به عظمت و بزرگی پی میبرم 

      بارها گفتن خدایا تو یه بذر بلال کاشتی من شمردم هر بلال تازه کمترین اش ۳۰۰ دانه است و بزرگترین اش ۵۰۰ خورده‌ای دانه اش چطور که از یک بذر بلال آنقدر بذر دیگه بوجود آوردی تازه یه بذر بلال که یکی دو تا بلال نمیده حد اقل ۵الی ۷  تا بلال میده حالا حساب کنیم هر بلایی ۳۰۰ دانه هم حساب کنیم از یک دانه ذرت ۲ هزار و صد تا اگر اشتباه حساب نکرده باشم دانه بدست میاد 

      گندم همین طور انار همین طور 

      فقط گیاهان که نیستند درختان هم همین طور یه دونه بذر میلونها بذر تولید میشه میدونید یک دونه بذر گیلاس که تبدیل به یک درخت پیشه چقدر گیلاس تولید میشه حد اقل هر درخت ۱۰ تا سبد گیلاس میده حالا نمیدونم هر کیلو چند تا گیلاس 

      خدایا منم به بزرگی و عظمت تو میاندیشم ولی درک نکرده بودم این یعنی این که منم تو رو دوست دارم منم عاشق تو هستم 

      خدایا میدونی که بارها بارها به عظمت تو پی بردم وقتی الان نگاه به آسمانت کردم یه شکلی بوده  و چشم برگردوندم یه شکل دیگه بوده 

      خدایا تو میدونی بارها بارها به این فکر کردم که تو چطور تونستی در مدت ۶ روز این دنیا رو با این همه مخلوقاتی در آسمان و زمین هستند و میان آن دو هستند رو بیافرینی و همه را کنترل و مدیریت کنی 

      خدایا منو ببخش اگر متوجه نشدم که تو منو بدون قید و شرط دوست داشتی منم تو رو بدون قید و شرط دوست دارم وقتی به عظمت تو بزرگی تو نزدیک بودن تو وفاداری تو فکر میکنم خدایا مرا ببخش که دیر درکت کردم 

      َخدایا من الان همین الان درکت کردم و خجالت میکشم بگم که چند درس قبل‌تر بهت ایمان قلبی پیدا کردم ولی متوجه شدم که تو منو دوست داری منم تو رو دوست داشتم اما نمیدونستم این یعنی دوست داشتن .

      خدایا میدونی که هر وقت غروب آفتاب  تو دیدم بهت تبریک گفتم گفتم خدایا چه زیبا نقاشی کردی الحق بهترین نقاش دنیا هستی هیچ کس نمیتونه به این زیبایی نقاشی کنه 

      خدایا یادت هست که بهت گفتم من هم دوست دارم نقاشی کنم این خصوصیت به منم بده 

      خدایا یادته وقتی تو زمستون گلی رو میدیدم به بزرگی و عظمت تو پی می‌بردم یا وقتی یه گلی مثل شاهپسند  میدیم که هر گلبرگ اون یه رنگ میگفتم خدایا چقدر بزرگی این گل چجوری خلقش کروی چجوری ساختی که ۵ تا گلبرگ کوچیک کنار هم جا دادی تازه هر کدوم یک رنگ کردی 

      پس منم در چنین مواقعی با این رفتارم به تو میگفتم خدایا دوستت دارم خدایا عاشقتم خدایا به بزرگیت شکر خدایا به عظمتت شکر به این معنی بوده منم تو رو بدون قید و شرط دوست دارم‌

      خدایا من فکر میکردم درخواست‌های من میشه قید و شرط ولی منم خو رو بدون قید و شرط دوستت دارم خدااااااااااااایا شککککککککککرت 

      خوب استاد ۴۸ سال از عمرم به من گفتن باید کاری کنی که خدا از تو راضی باشه ببرتت  بهشت  و الان در این ۴ سال دارم اینها رو بعنوان آگاهی جدید میپذیرم دارم درک میکنم که خدا منو دوست داره ایمانم به خودم ثابت کردم که خدا رو دوست دارم 

      قضاوت کردم دیگه 

      اطمینان دارم الان یعنی درک کردم که خداوند منو بینهایت دوست داشته چون دوبار از مرگ حتمی نجاتم داده عمر دوباره به من هدیه داده خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم .

      اطمینان دارم که خدا منو بینهایت دوست داشته داره چون منو بارها بارها شفا داده 

      من از جاریم جدا کرد که راحت زندگی کنم 

      به من خونه خوب داد تا بهتر زندگی کنم 

      به من آرامش الهی داد احساس خوب دا حال دلم خوب کرد که راحتر زندگی کنم ایمانم بهش بیشتر بشه کلی من درک نکردم خدایا منو ببخش الان درکت کردم از الان دیگه سعی میکنم بجای اینکه بگم خدا از من راصی یا نه بدنبال نشانه های تو در زندگیم و در دنیای پیرامونم  هستم که به خودم ثابت کنم من خدای خودم بدون قید و شرط دوستش دارم 

      پس از الان بیشتر سعی میکنی دنبال نشانه‌ای خداوند در زندگیم باشم که به خودم ثابت کنم منم خدای خودم دوست دارم اجازه به شیطان ندم که بیاد به من بگه چون فلان کارو نکردی خدا تو رو دوستت نداره

      و سعی میکنم هیچ چیزی ر  بین خودم و خدا قرار ندم من میدونم کهخدا از روح خودش در من دمیده و من و خدا به هم چسبیده هستیم ولی بازم میشه چیزهایی که شیطان میگه بیاد بین ما قرار بگیره وقتی ما حرف اونو گوش کنیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ط.ه
      ۱۴۰۳/۰۵/۲۳ ۰۰:۰۳
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 283 کلمه

      به نام خدای مهربان و بی‌همتا و با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم استاد 

      امروز این فایلو گوش دادم خیلی حس قشنگی بود حس کردم الان خدای خودم رو شناختم واقعاً قبلاً عاشقش نبودم اگر گفتم شاید همین تاثیر  صحبت‌های اطرافیان بوده که باعث شده ما هم کلماتی رو به کار ببریم که خدامونو دوست داریم ما اگر خدامونو دوست داشتیم و زندگیمون ناشکری نمی‌کردیم

      از وقتی تو این سایت اومدم و نوشته های باورساز و زندگی با طعم خدارو خوندم با خدای خودم راحت شدم اینقدر راحت که احساس میکنم هر کجا میرم باهامه و مرتب ازش نژر میخوام که این کار رو انجام بدم درسته یا نه قشنگ باهام حرف میزنه قشنگ راهنماییم میکنه از یلحظات زندگیم لذت میبرم و بهش میگم جقدر  ممسن رو دوست داشتی  و من از دوست داشتنت خبر نداشتم  

      بهش میگم اوس کریم چکار کردم که دوسم داشتی من نه آدم  مذهبی بودم نه مکه رفته بودم نه نه چادری هستم نه خیر هستم نه مرتب روزه گرفتم نه مرتب نماز خوندم پس به این خاطر بوده که اون برای آفریدن من خودش رو تحسین کرده و من با شکرگزاری‌هایی که انجام میدم دوسش دارم من با احساس خوبم دوسش دارم من از درگاهش نا امید نمیشم و همیشه فکر میکردم افرادی که کنارم هستن مثلا کار خوب انجام نمیدن یا بدجنسی میکنن یا برای کسی خوب نمی‌خوان رو خدا دوست نداره در صورتی که خدا همه رو دوست داشته ولی هرکس با تفکر خودش خدای خودش رو میشناسه و دوست داره 

      من درسته هیچ کار مهمی انجام ندادم ولی در زندگیم برای همه خوب خواستم و سعی کردم از خوشحالی دیگران خوشحال باشم شاید خدا به این خاطر من رو هدایت کرده اینجا ممنونم ازت خدایا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نادیا همتی
      ۱۴۰۳/۰۴/۲۳ ۱۳:۳۲
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 103 کلمه

      به نام الله یکتا با سلام 

      دورود به استاد عزیزم 

      از اونجایی که خداوند زمین و زمان و مسخر انسان قرار داده شکی تو عاشق ما بودن وجود نداره این همه نعمت بی کران نشان از عشق بی نهایت خداوند به ماست 

      این از عشق خداوند به ما 

      حالا عشق ما به خداوند مونده که باید نشون بدیم با اعمال و احساس مون که میتونه با شکرگزار واقعی بودن با احساس عالی داشتن با افکار همسو با اراده خداوند داشتن و با توجه و تمرکز بر نعمت های بی نهایت خودمون و افراد دیگر و زیبایی های جهان این عشق خودمون نسبت به خداوند و نشون بدیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ندرلو
      ۱۴۰۳/۰۴/۰۳ ۱۹:۳۶
      مدت عضویت: 1191 روز
      امتیاز کاربر: 6545 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام بر همگی 

      امروز چندین بار فایل این جلسه رو گوش کردم و هنوزم مقاومت دارم نسبت به آگاهی های که تو این فایل گفته شد 

      سالها شنیدم به خاطر رصایت خدا این کارو کن

      و هر کاری خواستی بکنی نیتت رضایت خدا باشه 

      و خوب دربیشتر مواقع موفق نبودم 

      و همیشه با خودم میگفتم چقدر جلب رصایت خدا سخته 

      مخصوصا تو انجام اعمال دینی 

      این باور که خدا منو دوست داره رو تا حدودی دارم برای ذهنم منطقی میکنم 

      ولی این باورکن خدا از من رصایت داره رو نمیتونم 

      از خدا هدایت میخام که کمکم کنه 

      یه حس ترسی دارم که نکنه من فک‌کنم خدا راصی ازم و دست از همین مقدار کارهایی که میکنم بردارم 

      انشا الله بتونم این باور رو در خودم بسازم چون وقتی بهش فک‌میکنم حسم خوب میشه ولی همزمان نجواها میاد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رویا سعیدی
      ۱۴۰۳/۰۳/۰۷ ۲۲:۰۵
      مدت عضویت: 1011 روز
      امتیاز کاربر: 7825 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 79 کلمه

      سلام ودرود خدمت دوستان

      من خودم رو دوست دارم چون خدای مهربان بعد از خلقت من به خودش احسنت گفته،روحش خودش رو در من دمیده پس جزئی از اویم.

      منو بی قید وشرط دوست داری ،منم تلاش میکنم  باورهای غلطی که از کودکی یاد گرفتم  رو پاک کرده وعاشقانه دوست داشته باشم  وسپاسگزار داشتنت باشم.

      من هرروز هزاران بار سپاسگزار نعمات تو هستم واز زیباییها ونعمتهای بی حد تو استفاده میکنم تا رضایت خودم رو از داشتن همچین خدایی اعلام کنم

      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۸ ۲۳:۳۵
      مدت عضویت: 1321 روز
      امتیاز کاربر: 85901 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 845 کلمه

      سلامی خدایی مهربان. 

      سلام بر. آقای. عطار. روشن 

      وفتی قصد نیت کسب رضایی خدا باشه اون‌حس رو به من‌ که نداد   هرکسی یی روش برای رضایت خداوند  رو انجام‌میداد  وچون  من‌ نمتوانم به تعداد انسانها روش به کاره ببرم که خداوند رو راضی کنی  من‌ که توان انجام این همه کارها رو  ندارم و چون  حس حال اون فرد رو نمیدونم‌ به  جه  شکل  اون  ارتباط رو  برقرار  کرده که حسش به جه شکل هست  دریافتی اون بهش  رسیده 

      چه کارهایی یبایدانجام بدم‌که خدایی من‌ رو دوست داشته باشه این فبلا اولین فکر بود که ونام خداوند رو یبردم‌ اولین رضایت خداوند که من بنده خوبی هستم وبنده متفاوت هستم وحس خودم هم خوب باشه ولی کل درست. نبود که اصلا درستی ونادرستی رونمیدوستم ورضایت رو توافکار از عمل دیگران حساب می کردم 

       اگه اون فرد ادم‌  موفق هست تو نگاهم‌ فردی مومن هست پس عبادت اون درست هست من‌ مثل اون فرد رفتار کنپم که تو نگاه خداوند کارم درست باشه  

      از زمانی که تو مسیر و دوره خدا  هرگز دیر نمیکند اون از هدایت خداوندم دارم  شرکت کردم دیدم اصلا کل این باوره همه وهمه تو ذهن من بوده 

      واین باوره که  من‌کاریی روانجام بدم که خدا وند ازمن راضی بشه نبوده چوم من بنده خداوند هستم اون من‌ به این جهان فرستاده همه وسایل مورد نیاز رو هم همراه من بوده همه توبخش ذهن ناخداگاه  بوده دستور عمل زندگی خوب رو داشتم‌ 

      اگه من ویا ا طلاعات اشتباه اطراف اون تغییر. نمیدادم  طبق همون دستور عمل  اون درست عمل رفتارعمل کرده بودم‌حالا من‌ فردی کاملا متناسب بود 

      بازم اگه دین کاری نشده بود من فردی باایمان بودم نه نیاز به کاره خواستی نبود ونه نیاز به کپی کاری ازیی فرده دیگه پس مشکل توبخش آموزش هست که روی کل بخشهای بدون مشکل من‌ کلی مشکلی ایجادشده اون خودم‌ ایجاد کردم  بجای طعم خوبی که خداوند به من داد آنها رو اصلا بهش توجه نکردم رفتم توبخش انسانها ازآنها آمورش دیدم وتغییردادم

       برنامه درست  رو که خدا به من داده بود پس خدادوند عزیرم همون زمانی که من به این دنیا فرستاد ازمن راضی  بوده وهست این نه به عبادت بخصوص ونه کاره بخصوص نیازه هست اگه من عبادت روانجام‌میدم اون برای حس خودم‌ هست که با خدایی که از من راضی هست بهتر باشم عبادت کنم‌ 

      لذت  این عبادت روببرم بخش خدای عزیزم که چه من عبادت کنم نکنم رضایت دورنش هست من با خواند نماز و کارهای  دیگه اون  حس رو  میخوام‌  بیشتر تو بخش خودم باشه که‌کل توجه همیشه پیش خدایی خودم‌ موج بزنه به شکر خدایی عزیزم 

      این مسیرمن‌ اول رفتم توبخش لاغری طعم تناسب به ذهنم روح وجسم دادم هنوز زمان نیازهست که تناسب کامل برسم دوباره اون دوره رو با اشتیاق کامل هم یاد گرفتم‌و هم‌ تکرار کردم  وهم انجام دادم اون به شکل  ولی این بازم دلیل نمیشه بازم باید بد. از ایام عید این کاره تکرار رو برای باره سوم‌ هم‌ تکرار کنم تواین زمانی که تومسیر هستم بازم کارهای همسو با این‌ مسیر رو برای من چیده شده ازجمله زندگی با طعم خدا ومسیر. کمک‌ گرفتن از خداوند  به شکرخدا دوران دورام  به آخرهای خودش میرسه 

      ج

      حدود هفت ماه پر ارزش تو اون. مسبرطی کردم. بازم اون‌ مسیرنیاز هست که باره کاره تگراربشه حتی فایلهای اون روهم برایتان انتخاب گردم تا فایل ۳۵ آمد ه زمان که فابلهای جدید رو  گوش میکنم  از اون  فایلها رو هم‌ تکرار. دارم‌.  هم گمک‌ دریافت میکنم چون خدابی عزیزم رو  دارم بهش یی شناخت خیلی کوچک اون خیلی کوچک تو عقل و ذهنم من اون انجام میدم من ونه هیچ کس دیگه شناخت کاملی ازخداونند نداره   

       شناخت کامل برای هیج انسانی امکان پذیر نیست بازم یی جای اون‌دشناخت کم‌هست حتما پیا مبران  وامامان اوشناخت رو کاملترین تو کل انسانها دارن‌ 

      جون آنها کل وجود خودشون رو در پیش خدایی  خود قرار دادن  ردید نگاه عالی رو به کل خودشون وفرزنداتشو داد 

       من به اندازه که اطلاعات خوب رو تو مسیر درست به ذهم‌ بدم کلی رشد وپش رفت رو اوهمین زمان به کل وجودم هدیه میدم 

      من‌ کلی شک و. تردید. داشتم‌ که کاری آیا کاریی که دارم انجام  داد م اون اطمینان که آیا فبول. شده یا نشد من از گفته خود خدا در قرآن باید استفاده کنم نظر خداوند  درمورد من جی هست 

      وفتی خدادند بداز خلقت انسان به خودش احسن گفته این‌ نشان ازرراضی بودن خداوند از خلقت بنده هست اگه من‌ اون شک ترید رو برای خودم ایجاد نکنم که  آیا خدا از من راضی یا نه وفتی ایمان داشته باشم‌که حداوند  همیشه از. هر بنده راضی هست   اون بنده کاریی بکن‌که‌حسش بد بشه تو نگاه خدادند تاثیریر ایجا نمیشه اون بنده خودش خودش داره به این شکل با حس بد به خودش آسیب میزنه هرچی حال حس من‌. بنده خوب باشه اون  ارتباط با خالقم  هم به شکل بهتری صورت میگره حالم خوب هست الهامات رو بهتر متوجه میشم بهش ایمان داره که از طرف خداوند هست وزمانی که اون اجرایی کنم‌ آز. ایدهای خدا استفاده  کنم‌،  زندگی بهتری رو هم دارم جون اون شک که آیا این حرف واین ایده ازطرف خودم‌ نیست ازطرف خداوتد هست بهش عمل کرده نتیجه  بهتری رو  برای خودم ایجاد میکنم

      خدا پشت و پناهتون. یا حق حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Zahra
      ۱۴۰۲/۰۷/۲۵ ۲۰:۱۲
      مدت عضویت: 1125 روز
      امتیاز کاربر: 10555 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 410 کلمه

      به نام خدای بخشنده و مهربان

      سلام

      اولین باری که حس نارضایتی خدا و اینکه من رو دوست نداره، داشتم خیلی خوب یادمه کلاس پنجم ابتدایی بودم که همکلاسیم بهم گفت موهات بیرونه می‌دونی چه گناهی می‌کنی خدا خیلی از این کار بدش میاد، همون موقع خیلی از خودم متنفر شدم از همون روز تمام سعی و تلاشم این بود که خدا رو از خودم راضی نگه دارم  

      نمی دونم در مدت کی خدا ازم راضی بوده اما نارضایتی خدا رو در مشکلات مختلفی که در زندگیم داشتم برای خودم اینجور تفسیر می کردم که می بینی خدا ازت ناراضیه این مشکل هم نشانه نارضایتی خداست هر بار که نمازم رو تموم میکردم اولین دعام این بود که خدایا به بزرگی خودت این نمازم رو قبول کن، شک و تردیدها از رضایت خدا وجودم خیلی زیاده

      با گوش دادن به این فایل فهمیدم که تا وقتی دیدگاهم نسبت به خدا تغییر نکنه، شرایط زندگیم تغییر نخواهد داشت چون خودم رو با دیدگاه فعلی لایق جذب خواسته هام نمی دونم چون فکر میکنمخدا از من راضی نیست من باید بدون قید و شرط بپذیرم که خداوند من رو دوست داره، خداوند هیچ شرطی برای دوست داشتن من قرار نداده من نمی تونم کاری انجام دهم که خداوند از من ناراضی باشه فقط می توانم کاری انجام بدم که مورد رحمت خداوند قرار بگیرم من باید به این اطمینان برسم که خدا رو دوست دارم و این دوست داشتن باید در عمل ثابت بشه 

      خداوند هنگام خلقت من که یکی از بنده هاش هستم به خودش احسنت گفته همون خدایی که در قرآن بارها اشاره کرده که جهانی آفریده بدون هیچ عیب و نقصی دیگه انسان جای خود داره چون اشرف مخلوقات خداوند هست مگه میشه چنین خدایی بنده هاش رو دوست نداشته باشه اگر خدا انسانها رو به خوب و بد تفکیک می کرد هیچ وقت راه توبه رو باز نمیذاشت 

      حالا وظیفه من چیه؟ وظیفه من اینه که به جای اینکه دنبال این باشم که خدا ازم راضیه یا نه، باید دنبال این باشم که من چقدر خدا رو دوست دارم و اعتماد کاملی به خدا داشته باشم 

      از امروز به رفتارهای خوب دیگران توجه می کنم به نشانه های حضور خداوند در زندگی توجه کنم و باید بدونم خدا حواسش به شرایط جسمی و خواسته هام هست و به طعم های خوب توجه داشته باشم این روش بالاترین حد بندگی خداوند هست

       نباید بزارم شیطان شک و تردید از خداوند رو وارد ذهنم کند من هیچ چیزی رو نباید واسط بین خداوند و خودم قرار بدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۲/۰۷/۲۱ ۱۳:۲۷
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 921 کلمه

      سلام و درود چقدر خوب که بخش حال خوب رو به سایت اضافه کردید .

      اینجوری روزانه میتونیم یه مطلب بنویسیم 

      و  ذهنمون رو در مدار لاغری نگه داریم . 

      من این مبحث رو به لاغریم ربط میدم  .

      دقیقا اون حس رضایته رو از خودم و رفتارهام داشتم که  تونستم انگیزه داشتم جهت ادامه دادن این مسیر . 

      بهترین ویژگی این مسیر قشنگ اینه که هر روز به ما انگیزه میده تا مسیر رو ادامه بدیم .

      ما همواره در حال تکامل و ترقی هستیم . 

      آگاهی خیلی خوبه .

      پذیرش آگاهی خیلی خوبه .

      من همیشه طالب آگاهیهایی هستم که حال دلمو خوب می کنه و بهم انگیزه میده تا در جهت آرزوهام حرکت کنم . 

      چون اگاهیهای که از شیطان میاد جنسش معلومه .

      حال منو بد می کنه . گرچه اگه همونم تحلیل کنم میتونم به نفع خیر ازش استفاده کنم . برای همین یاد گرفتم که چطور از همه چی به نفع خودم استفاده کنم و ازش نیروی خیر بگیرم . 

      و من با همین فرمولها خیلی راحت تونستم خودمو لاغر کنم ‌ 

      من برای لاغر شدنم هر فرمولی که بهم حال بد میداد رو یا کنار میزاشتم و  کنارل ورودی میکردم یا در ذهنم تغییرش میدادم و کنترل ذهن می کردم .

      من با همین دو ابزار خیلی راحت دارم زندگی می کنم .

      احساس رضایتمندی یکی از احساسهای خوبیه که از کنترل ذهن در خودم ایجاد کردم .

      من انتخابهامو تغییر دادم .

      انتخاب کلمات و گفتگوهای ذهنم رو .

      من یاد گرفتم که از همون سر منشاء خلق که فکرم هست فکرم رو جهت بدم .

      حالا چه افکاری حس رضایتمندی در من تولید میکرد ؟ 

      اولین مورد دست برداشتن از قضاوت رفتارهام .

      معمولا افرادی که اندیشه های مذهبی دارند به شدت رفتارهاشون رو انتقاد می کنند . به شدت عذاب وجدان دارند . به شدت خودشون رو سرکوب می کنند . به شدت اعمال رو به بد و خوب تفسیر می کنند . 

      من هم عضو خانواده ی مذهبی هستم و این قصاوتها از بچگی در وجودم ریشه کرده بود . 

      من اول از این کار دست برداشتم و خدای خودم رو طور دیگه ای پیدا کردم . 

      خدای من دیگه خدای مجازات گری نبود که نشسته اون بالا ببینه من  یه قطره نجاست روی پام اومد پس نمازم باطل شده . 

      خدایی که بهمون معرفی کردن این نیست . 

      خدا رو خودم باید پیدا میکردم . هر آنچه در بیرون من بود فقط معرف خدا بود نه خود خدا . 

      هرکسی خدا رو از زاویه نگاه خودش میدید . 

      و حالا من باید خودم خدای خودمو انتخاب کنم .

      خدای بی شکلی که فقط انرژی هست . 

      نیروی عظیمی که من در هر کاری میتونم ازش استفاده کنم . 

      این نیرو هیچ و هیچ و هیچ قضاوتی در مورد من نداره فقط آنطور میشود که من بخواهم . 

      این منم که این نیرو رو با قضاوت بد کردن نسبت به اعمالم   تبدیل به عذاب وجدان می کنم  یا با تایید اعمالم تبدیل به حس رضایتمندی می کنم . 

      من انتخابم رو تغییر دادم 

      و حاصل تغییر انتخابهام تناسب اندام منو به بار آورد .

      من برای تناسب اندامم کاری نکردم .

      فقط دست از قضاوت خودم برداشتم . 

      و تبدیل کردم حس  عذاب وجدان رو به حس رضایتمندی . 

      من از خودم در هر حالتی راضی شدم 

      و موفقیتم رو نه تنها در تناسب اندام که در سایر جنبه های زندگیم به دست آوردم . 

      من زندگی کردن رو آموختم و عمل کردم . 

      هر وقت حرف از عمل میاد همه فکر می کنند عمل کردن یعنی کاری بر خلاف خواسته و میل درونی انجام دادن . 

      اما من تمام اعمالم رو مطابق خواست درونیم انتخاب کردم  و کاملا با خواسته هام در هر لحظه همسو و هم جهت شدم . 

       هیچ کدوم از رفتارهام رو قضاوت نکردم که باهاش ناهمسو بشم . 

      گفتم من هر رفتاری انجام بدم چون خودم در اون لحظه اون خواسته رو داشتم انجامش دادم . پس تمام کارهام درسته چون در اون لحظه کاملا همسو با خواسته ام بوده .

      و خواسته ی من چیزی بوده که بر مدار راحتی عشق آرامش امید امنیت و … بوده . پس هر آنچه انجام میدهم خیر است و به نفع من است . 

      من اینطوری هر لحظه حس رضایتمندی رو از خودم ایجاد می کردم وقتی از خودم راضی بودم از خدا هم راضی بودم .   قدر دان خدا میشدم . 

      وقتی از خودم راضی بودم از اطرافیانم هم راضی بودم چون هیچ کسی رو قضاوت نمیکردم . میگفتم همه اونها دارن کاری همسو با خواسته شون انجام میدن پس رفتار همه شون درسته . 

      نهایتا وقتی با من همسو نبود ازشون فاصله میگرفتم و کنترل ورودی می کردم . 

      من خیلی احساس خودم رو در این ۹ ماه مدیریت کردم  . حتی حدودا ۳ ماهی هم که فرصت نوشتن نداشتم اما کاملا از نظر ذهنی و از نظر عملی با خواسته هام همسو و هم جهت بودم . 

      و در نتیجه خیلی راحت در مسیر تناسب اندامم قدم برداشتم . 

      چون اصل نکته رو آموخته بودم . کنترل ورودی و کنترل ذهن .البته من خودم وقتی میگم مدیریت ورودی و مدیریت ذهن حس بهتری دارم . 

      حس رضایتمندی  از مدیریت ذهن و تغییر جهت نیروی خداوند در وجودمون میاد .

      من وقتی خودم از خودم راضی باشم دارم نیروی خدا رو در جهت رضایت خودم میارم  . دارم بهش جهت میدم  . پس کاملا انتخاب منه و هر لحظه خودم دارم این کارو می کنم . 

      چقدر عزت نفس و اقتدار در این جهت دادنه بالا میره .

      استاد گرامی و ارجمند ممنون که هر روز مارو راهنمایی می کنید که در جهت حال خوب قدم برداریم و بتونیم خود رضایتمندانه تری از خودمون خلق کنیم . 

      این بخش سایت خیلی خوبه و من به عنوان یه کاربر میتونم هر روز آرام و با خیال راحت در این قسمت بنویسم و ذهنمو در مسیر نگهدارم . ممنون از شما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10