آیا تا به حال این حس به سراغتان آمده که هر کاری میکنید، باز هم احساس میکنید فاصلهای بین شما و خداوند وجود دارد؟ 😔
این حس غریبه نیست. بسیاری از ما سالهاست که در مسیری اشتباه به دنبال نزدیکی به خدا میگردیم. شاید فکر میکنید باید کارهای بزرگی انجام دهید تا نظر او را جلب کنید، اما حقیقت چیز دیگری است 💖.
در این جلسه، میخواهیم این نگاه را کاملاً تغییر دهیم و با هم به سفری درونی برویم تا بفهمیم چگونه به خدا نزدیک شویم و چگونه به آرامش قلبی واقعی برسیم و عشق بیقید و شرط او را درک کنیم ✨.
بیایید برای همیشه این دیوار نامرئی را برداریم و در مسیری قدم بگذاریم که سراسر لذت و آرامش است 🧘♀️.
ریشه شک و تردید کجاست؟ 🤔
آیا تا به حال به این فکر کردهای که چرا گاهی وقتها جواب سؤال چگونه به خدا نزدیک شویم آنقدر پیچیده و دور به نظر میرسه؟ 🤔

خیلی وقتها حس میکنیم خدا خیلی از ما دوره و برای رسیدن بهش باید کارهای عجیب و بزرگی انجام بدیم.
اما واقعیت این نیست. این احساس فاصله، بیشتر از یک باور اشتباه میاد: اینکه “خدا فقط وقتی از ما راضی میشه که کارهای خاصی انجام بدیم.”
این باور، مثل یه سایه سنگین روی قلبمون میمونه 😔 و باعث میشه فکر کنیم همیشه باید تلاش کنیم تا خدا رو راضی کنیم . این نگرش در نهایت منجر به تلاش برای چگونه به خدا نزدیک شویم می شود.
از بچگی با جملههایی مثل “خدا قبول کنه” یا “برای رضای خدا این کارو بکن” بزرگ شدیم. این حرفها ناخواسته این پیام رو به ما دادن که رضایت خداوند مشروطه و ما همیشه باید در حال اثبات خودمون باشیم.
اما همین طرز فکر اشتباه، به جای اینکه ما رو به خدا نزدیک کنه، بیشتر ما رو غرق در شک و تردید میکنه 😟. مدام از خودمون میپرسیم:
- آیا عبادتم قبول شد؟
- آیا کافی بود؟
- نکنه به اندازهی لازم خوب نبودم؟
این تردیدها باعث میشن احساس نکنیم لایق رحمت و نعمتهای خدا هستیم، در حالی که حقیقت برعکسه 🌸.
پس اولین قدم برای جواب دادن به پرسش چگونه به خدا نزدیک شویم اینه که نیت و نگاهمون رو درست کنیم.
به جای اینکه فکر کنیم باید کارهای سخت انجام بدیم، باید بفهمیم خدا همین الان هم نزدیکه.
کافیست هر کاری که میکنیم، حتی کارهای روزمره مثل آشپزی 🍳 یا درس خوندن 📚 رو با نیت و حال خوب انجام بدیم.
همین تغییر زاویه دید، همون پل طلاییه که به جواب واقعی پرسش چگونه به خدا نزدیک شویم میرسونه.

حقیقت عشق الهی: خداوند به خود احسنت گفت 💖
در دل تمام شکها و تردیدهایی که مثل یک دیوار بین ما و خدا قرار میگیرن، یک حقیقت بزرگ و آرامشبخش وجود داره؛ حقیقتی که اگر درست درکش کنیم، جواب خیلی از سؤالها رو پیدا میکنیم. یکی از مهمترینش اینه که چگونه به خدا نزدیک شویم.
خداوند در قرآن کریم میفرماید که پس از خلقت انسان، به خود «احسنت» گفت ✨.
این فقط یک جمله ساده نیست؛ این یعنی خداوند از آفرینش ما چنان لذت برده و رضایت داشته که خودش رو تحسین کرده.
فکر کن! 🤯 خدایی که بینقصترین خالق جهانه، وقتی تو و من رو آفرید، اونقدر به وجد اومد که به خودش آفرین گفت. این یعنی ما از همون اول با عشق ساخته شدیم، بدون هیچ قید و شرطی.
وقتی باور کنیم که خلقت ما اونقدر ارزشمند بوده که خداوند به خودش «احسنت» گفته، دیگه لازم نیست با ترس زندگی کنیم. نیازی نیست نگران باشیم که آیا عبادتمون قبول میشه یا نه، آیا کافی هست یا نه. ما از همون ابتدا پذیرفته شدیم.
پس اگر میپرسی چگونه به خدا نزدیک شویم، یکی از عمیقترین جوابها اینه که این حقیقت رو بارها با خودت مرور کنی: “من همون کسی هستم که خداوند از خلقتش لذت برده. من بینقص آفریده شدم.” 🌸
گفتگو با خدا – دعا و راز و نیاز
یکی از صمیمیترین و شیرینترین راهها برای پیدا کردن جواب سؤال چگونه به خدا نزدیک شویم، اینه که با خدا مثل یک دوست صمیمی حرف بزنیم.
- “خدایا، دلم اینو می خواد…”
- “خدایا، امروز احساس آرامش میکنم، شکرت…”
- “خدایا، ممنونم برای خانواده و دوستانم…”
- “خدایا، کمکم کن تصمیم درستی بگیرم…”
- “خدایا، احساس سردرگمی دارم، راهنماییم کن…”
همین حرف زدن ساده با خدا، همان راز و نیاز است و باعث میشود رابطهات با خدا نزدیکتر شود. 🌱
لازم نیست کلمات پیچیده باشه، حتی لازم نیست صدات بلند بشه. خدا صدای قلبت رو بهتر از هر کسی میشنوه.
خیلی وقتها ما دنبال این هستیم که چگونه به خدا نزدیک شویم، اما غافل میشیم از اینکه خدا همین الان هم نزدیکتر از هر کسی به ماست.
اون خودش گفته: “من از رگ گردن به شما نزدیکترم.” 🕊️ پس چرا فکر کنیم که فاصلهای هست؟
راز و نیاز فقط برای وقت سختیها نیست؛ حتی وقتی خوشحال و سرحالی هم میتونی با خدا حرف بزنی. بگی: “خدایا، دیدی امروز چقدر خوشحال بودم؟ دیدی تونستم لبخند بزنم؟ شکرت.” 🌸
همین گفتگوهای کوچک، رابطهات رو با خدا شیرینتر میکنه و باعث میشه عملاً بفهمی چگونه به خدا نزدیک شویم.
پس دعا رو سخت نگیر. نه نیاز به مکان خاصی داره، نه زمان خاص. هر جا و هر وقت که دلت لرزید، خدا همونجا شنوندهی مهربونت خواهد بود. 🫶

تغییر مسیر: از اثبات لیاقت به اثبات عشق به خدا ✨
مسیر واقعی برای نزدیکی به خدا، یک تغییر جهت ۱۸۰ درجهای است: به جای نگرانی مداوم از اینکه آیا او ما را دوست دارد یا نه، باید تمام تمرکز خود را بر روی اثبات عشق ما به او بگذاریم. 💖
این راه، ما را از ترس و تردید رها میکند و به سمت آرامشی عمیق و واقعی هدایت میکند.
نزدیکی به خدا با انجام کارهای سخت و طاقتفرسا به دست نمیآید؛ بلکه با تغییر نگرش و رفتارمان در زندگی روزمره امکانپذیر است.
در این بخش، راهکارهای عملی و سادهای را بررسی میکنیم که به شما کمک میکند عشق خود را به خداوند نشان دهید و چگونه به خدا نزدیک شویم را به شکل واقعی تجربه کنید.
۱. توجه آگاهانه به نعمتها و زیباییهای جهان:
اولین گام برای نشان دادن عشق خود به خداوند، توجه آگاهانه به نشانههای او در اطرافمان است. هر روز، وقتی چشمهایتان را باز میکنید، به این فکر کنید که یک فرصت تازه برای زندگی به شما داده شده است. 💛
به جای تمرکز بر نداشتهها، به زیباییهای کوچک طبیعت، به مهربانی و لطف اطرافیان و به نعمتهای روزمرهای که دارید توجه کنید.
وقتی با دیدن این نعمات، با شکرگزاری قلبی و کلامی، به خداوند احسنت میگویید، در واقع عشق خود را به او نشان میدهید. 🙏✨
این تمرین ساده، یکی از بهترین راهها برای چگونه به خدا نزدیک شویم است، زیرا حضور او را در تمام لحظات زندگی شما زنده میکند و حس آرامش و ارتباط قلبی با خدا را تقویت میکند.
تمرین مداوم این توجه آگاهانه، بالاترین سطح بندگی و سپاسگزاری است و باعث میشود هر روز احساس نزدیکی بیشتری با خداوند داشته باشید. 🌱
۲. عمل کردن به افکار و رفتارهای نیک:
عشق به خداوند تنها یک حس درونی یا یک عبارت زیبا نیست؛ بلکه باید در عمل نیز نمایان شود.
وقتی با دیگران مهربان هستید، بخشش را تمرین میکنید، به نیازهای اطرافیان توجه میکنید و کارهای درست را انجام میدهید، در واقع در حال اثبات عشق خود به خدایی هستید که شما را به بهترین شکل آفریده است. 💖
این کارهای ساده و عملی، به شما کمک میکند تا به جای اینکه دائماً به دنبال این باشید که “آیا خدا مرا دوست دارد؟”، به اطمینان قلبی برسید که من خدا را دوست دارم. همین اطمینان، کلید رهایی از شک و تردید و راهنمای اصلی چگونه به خدا نزدیک شویم است ✨.
وقتی این روش را در زندگی خود پیاده میکنید و با عمل خود عشق به خداوند را نشان میدهید، در واقع در مسیر واقعی چگونه به خدا نزدیک شویم قدم برداشتهاید و هر روز احساس آرامش و رضایت بیشتری خواهید داشت. 💖

نتیجهگیری: آرامش قلبی واقعی 🧘♀️
در پایان این سفر درونی 🌟، به مهمترین نتیجه میرسیم: کلید واقعی نزدیکی به خدا و رسیدن به آرامش قلبی 💖است.
وقتی این باور در وجودتان ریشه میدواند، دیگر به دنبال جلب رضایت او با کارهای سخت و طاقتفرسا نخواهید بود.
در عوض، تمام تمرکزتان بر روی اثبات عشق خود به او معطوف میشود.
این تغییر نگاه، یک آرامش عمیق و پایدار در وجودتان ایجاد میکند که بالاترین پاداش الهی است 🌈.
شیطان تنها زمانی میتواند ما را در مسیر چگونه به خدا نزدیک شویم گمراه کند که ما خودمان به این اطمینان نرسیده باشیم که او را دوست داریم 😌.
اما وقتی با تمرینات آگاهانه 💡، عشق خود را به خداوند ثابت کنیم، هیچ قدرتی نمیتواند این حقیقت را از ما بگیرد. 💪✨
برای عمیقتر شدن در این مسیر و تبدیل این آگاهی به عمل، میتوانید از دورهی “خدا هرگز دیر نمیکند” استفاده کنید 🌟📖.
این دوره به شما کمک میکند تا با تمرینات عملی 🏃♂️💭، قدم به قدم باورهای غلط خود را شناسایی و با باورهای قدرتمند جایگزین کنید، تا در نهایت نزدیکی به خدا را تجربه کنید و طعمهای بینظیر زندگی 🌸🌞 را بچشید.
اگر به دنبال راهی برای رهایی از شک، رسیدن به آرامش درونی 🧘♀️💖 و یادگیری چگونه به خدا نزدیک شویم هستید، این دوره میتواند راهگشای شما باشد 🌟.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.16 از 118 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
به نام عزت عزتمندان❤️❤️❤️
با سلام خدمت استاد ارزشمند و دوستان گلم🌹
چقدر به خودم می بالم برای داشتن استادی ناب و مسلط بر شناخت خداوند و از خالق مهربانم عاشقانه سپاسگزارم و راضی هستم که همچین استاد بی نظیری را برایم گلچین کرده و درمسیر هدایتم قرار داده است❤️🙏
آگاهی های این فایل عزت نفس مارو به زیبایی و خیلی ساده و قابل فهم احیا میکنه من به شخصه مطالعات زیادی درمورد عزت نفس داشتم و نظر اساتید مختلف را در این خصوص شنیدم ولی هیچ کدام نتوانستند به این شیوایی و روانی عزت نفس را برایم توضیح دهند وقتی خداوند از خلقت ما به خودش احسنت گفته یعنی از همان بدو تولد لباس زیبای عزت نفس رو بر تنِ روح ما کرده است
مشکل بزرگ ما آدما نداشتن عزتِ نفسه و همین کمبود باعث میشه ما خودمون رو کامل و کافی نبینیم و شروع کنیم به سرزنش و تحقیر خودمون که ما بندهٔ خوبی نیستیم و خدا ما رو قبول نداره و با این نگرش شروع میکنیم به قضاوت دیگران که کی خوبه و کی بَده و مرتب خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم و خودمون رو نسبت به دیگران کم میبینیم و شیطان هم در این وسط تا میتونه حال و احساس ما رو نسبت به خودمون بد میکنه که تو بندهٔ خوب و لایقی نیستی و خدا دوستت نداره و از تو راضی نیست و تا جایی که میتونه عزت نفس ما رو تخریب میکنه
قدرتمندترین صلاح ما در مقابل وسوسه های شیطان، عزت نفس ماست و قویترین پادزهر در مقابل نجوا های شیطان شکرگزاری با احساس خوب و توجه به زیباییها و ونعمت هایی است که خداوند به ما عطا کرده است
شکرگزاری یعنی راضی بودن من از خلقتِ خودم و کل نعمتهایی که خداوند برایم خلق کرده که بالا ترین روش بندگیه که باعث میشه من مطمئن شوم که خدا رو دوست دارم و ازش راضی هستم
چقدرما به خاطر نگرشِ اشتباه و ناآگاهنهٔ خانواده و اجتماع در مورد ارتباط با خداوند و احساس ارزشمندی از اصل خودمون دور شدیم و این دوری باعث شد عزت نفسمون رو از دست بدهیم و از خودمون راضی نباشیم و در نتیجه از خدا راضی نباشیم
و این نوع نگاه به خودمون و خداوند باعث شد که جهان ما را در شرایطی قرار بده که همیشه از خودمون و زندگیمون ناراضی باشیم و این نارضایتی در ما احساس بد و خودکم بینی بوجود آورد و هر بار که شکایت کردیم از اوضاع زندگیمون و نداشته هامون، رسماً به خدا اعلام کردیم که ازت راضی نیستیم و درنتیجه جهان مرکز توجه ما یعنی احساس بَد و شرایط سخت را در زندگیه ما گسترش داد
تازه الان درک میکنم که چرا شکرگزاری و توجه به نعمتها و زیباییهای جهان اینقدر حس و حالمون رو خوب و ما را آرام میکنه چون توجه به این موضوعات یعنی توجه به طعم های خوب و لذت بخشه خدا و ما با انجام این کارها داریم به خدا میگیم که دوستت داریم و از تو راضی هستیم و در واقع داریم از خداوند تعریف میکنیم و خدا از این تعریف و تحسین ما لذت میبره و گسترش پیدا میکنه و این یعنی خدا از طریق رضایت ما میتونه رشد کنه و هر بار که ما لذت میبریم از نعمتها و داشته هایمان خدا خودشو با احساس لذت و رضایت به یاد می آورد و از طریق رضایت ما خودشو تجربه میکند و گسترش پیدا میکند
پس ما باید به خودمون احسنت بگوییم که باعث گسترش خداوند میشویم و از خدا راضی هستیم که به زیبایی در ما رشد میکند و عالی ترین طعم ها را وارد زندگیمان میکند
با برطرف شدن موانع ذهنی و احیاء شدن عزت نفس مان ارتعاشمون بالا میرود و ما براحتی وارد مدار خواسته هامون میشویم
بسیار سپاسگزارم استاد جان واقعاً آموزشهای شما بسیار ساده و روان و در عین حال قدرتمند و تاثیر گذار هستند و پیچیده ترین مانع های ذهنیِ ما را براحتی بر طرف میکند بینهایت سپاسگزاری میکنم از زحمات بی دریغِ شما و ایمان دارم که خداوند عالی ترین طعم ها را به شما عطا میکند🙏❤️
خدایا از تو راضی هستم و مشتاقانه ادامه میدهم❤️
باسلام خدمت شما استاد عزیز
من هم سال ها بدون اگاهی احساس میکردم که خدا رو باید از خودم راضی کنم باید برای رضای خدا اعمالی مختلف انجام بدیم که خدا قبول کنه و از ما بپذیرد و از ما راضی و قبول کنه ،
مدت ها مثلا من فکر میکردم باید برای راضی بودن خدا نماز بخونی و اگر نخونی خدا نمیبخشه و مدت ها در اشتباه بودم و نمیدونستم که خدای واقعی چقدر مهربان است و خیلی از بنده های خوبش راضی هست و همه ی انسان ها رو دوست داره ، زیرا که ما خالق او هستیم،
فکر میکردم که نماز نخونم در اون روز خدا دیگه منو دوست نداره و نمیتونم خدا رو از خودم راضی کنم و همیشه باید فقط موقع نماز خوندن انسان خوش رفتاری باشم و در بقیه روز رفتارم بد بود اخلاقم بد بود و بیانم در رابطه با خودم بد و منفی بود و اصلا خودم رو دوست نداشتم،
یا برای مثال روزه گرفتن رو به این دلیل میگرفتم که خدا ازم راضی باشه ولی اشتباه میکردم وقتی خدا برای بنده ها خوبی و طعم های خوبی قرار داده چرا باید به گرسنگی یا حال بد بنده راضی باشه،
فک میکردم من با گشنه موندن درک میکنم که ایمانم قوی ولی برعکس بود و من از لطف خدا غافل بودم و برای این روزه میگرفتم که نکنه گناه کنم و انسان گناه کاری باشم و خدا ازم راضی نباشه ،
یا برای حجاب همه میگفتن خدا زنی رو که موهاش بیرون باشه از زیر روسری یا یک مکانی باشه که دیده بشه در اون دنیا از موهاش اویزون میشه و خدا اونو به جهنم میبره و از موهاش اویزون میکنش و من مدت ها شک داشتم که پس اگه میگن خدا مهربان هست این که بخاطر دیده شدن موهام منو بخواد آویز کنه از موهام اصلا با مهربانی خدا جور در نمیاد پس این هم باعث میشه من به اجبار و ترس از عذاب در اون دنیا حجاب کنم و فکر من این بود که خدا منو میبره جهنم و در اشتباه گم شده بودم ،
ولی خدای مهربونم منو دوستم داره و در هیچ شرایطی از من ناراحت یا دلخور نمیشه یا نارضی باشه و بخاطر ناراضی بودنش منو ببره جهنم این خدای من نیست ،خدای من مهربان و بخشنده است و منو دوست داره بدون غیدوشرط هم منو دوست داره،
و من ایمان داشتن رو در رفتارم پیدا کردم در افکارم در توکل واقعی و در دوست داشتن و راضی بودن از خودم و به دنبال خوبی ها بودن من خوشحالم که با این سایت خوب اشنا شدم تمرین کردم عوض شدم و الان شادم ارامش دارم و از احساس خوب خودم به خدا مطمعنم که اون منو دوست داره و من وقتی میدونم که خالقم منو دوست داره که به خودش احسنت گفته پس تصمیم گرفتم که بهترین خودم رو هر روز برای سپاسگزاری و حال خوب داشته باشم و با این که به دنبال احساس خوب هستم من ایمان و اطمینان داره به خدای خوبم و میدونم اون از این انسان جدیدی که من هستم و دنبال خوبی ها و طعم های خوبم و باور دارم که من با افکارم میتونم لذت ببرم و خوشبختی زو بدست بیارم و از این اگاهی خودم خوشحالم و راضی هستم و خدایا دوست دارم و ممنونم که دستم رو گرفتی و صدای خواسته ی منو شنیدی تا در راه درستی تغییر کنم و انسان بهتر و بهتری باشم و امروزم میخوام بهترین خودم باشم،
باتشکرازشما
نشان های دریافت شده
این فایل رو باید با آب طلا نوشت و هزاران بار گوش کرد.
خدا وقتی منو خلق میکرد به خودش احسنت گفته پس منم هرروز به خودم روزی هزار بار احسنت میگم چون من از ذات خدا هستم
سلام استاد صبح شما بخیرو شاد
وقتی این فایل را گوش دادم دیدم من در تمام مراسمهای مذهبی که شرکت میکنم طبق عادت همه مردم به بانی به جای تشکر میگویم قبول باشه ، خدا قبول کنه ، یعنی همه باید این را بگوییم که بانی خیالش راحت بشه که نذرش مورد قبول بنده و خداوند قرارگرفته است
و یا وقتی که کاری را انجام میدهیم و فکر میکنیم که آیا خداوند از کار ما راضی است یا نه؟ برای اینکه خیالمان راحت باشد که کارمان درست است و می دانیم که افرادی هستند که دراین راه با ما مخالف هستند و برای اینکه خودمان به اطمینان قلبی برسیم میگوییم
با خدا باش و پادیشاهی کن بی خدا باش و هرچه خواهی کن
و یا در عبادت کردن اگر نمازمان را سر وقت نخوانیم خیلی ناراحت هستیم که خداوند مار ا نمی بخشد . در حالی که نماز خواندن یا نخواندن ما ضرریا منفعتی برای خداوند ندارد . و ما باید با اطمینان برسیم که خداوند ما را دوست دارد و ما باید رفتار و افکاری را داشته باشیم که خداوند ما را دوست دارد در هر شرایطی که باشیم فقیر – متوسط – ثروتمند
وخودمان آگاهانه با توجه به نشانه ها در خداوند متوجه می شویم که خداوند هرروز حواسش به سلامتی و رزق وروزی ما است و فقط ما با احساس رضایت برای نعمتها به بالاترین مقام بندگی خواهیم رسید .
و چقدر حضرت علی (ع) قشنگ فرمودند هرگز بین خود و خدایت هیچ فاصله ای قرار مده چون کسی که خداوند را دوست داشته باشد هرگز خود را مورد غضب خدا نمی بیند
من هرروز وقتی از خانه بیرون میآیم فاصله از خانه تا محل کار روزی 10 بار میگویم ( خدایا سپاسگزارم – خدایا دوستت دارم – خدایا عاشقتم – خدایا مرا ببخش ) و بابت تمام نعمتهایی که ب من دادی و خواهی داد سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
💟به نام خدای بی نهایت و مهربان و گستراننده 💟
درود و احترام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم مسیر 🌷
خدایا سپاسگزارم که در مسیر آگاهی مشتاق و مستمرم 🌷🌼🌷
چقدر با گوش دادن این فایل، یاد روزهای گذشته ام، پررنگ بود… روزهایی که برای جلب رضایت خدا، در اوج خستگی کاری، دو سه ساعت پای سجاده دعاها و سوره هایی به زبان عربی میخوندم که هیچ دریافته ی خاصی ازشون نداشتم….شاید شاید در تمام دعا و سوره ای که میخوندم یکی دو جمله متوجه میشدم… و چه تلاشی بیهوده تر از این که فکرت به یک زبان فرایند سازی و فعالیت کنه، و به زبانی دیگر مطلبی رو بخونی و توقع درک مفاهیم داشته باشی!
چه ختم ها که برمیداشتم و تمام شبانه روز درگیر این نگرانب بودم که اگه یادم بره و مدیون شم چی!
چه پول هایی اینور و اونور دادم به اسم صدقه و خیرات در راه رضای خدا و بعد خودم مجبور شدم از یک سری هزینه هام چشم پوشی کنم که کم نیارم! و همیشه فکرم درگیر بود…
بدتر از همه اینها، تماااام روزها و لحظه ها و موقعیت هایی بود که از حقم دفاع نمیکردم، حرف نمیزدم، مبادا دل طرف مقابل بشکنه و خدا خشمگین بشه و ازم راضی نباشه، و من به حق الناس مدیون شم، حق الناسی که حتی واژه ش از حق الله هم ترسناک تر و وحشت برانگیز تر بود بس که میگفتن خدا از حق خودش میگذره از حق بنده ش نمیگذره، مبادا حرفی بزنین دل کسی بشکنه که روزگارت سیاه میشه! و من هر بار بخاطر خرافاتی که در مغزم فرو شده بود، و ترس از اینکه حرفی نزنم دل کسی بشکنه، از حق خودم گذشتم، از حقم دفاع نکردم، سکوت کردم صم بکم! و این بین فقط عزت نفسم بود که ذره ذره کمتر و کمتر میشد و اعتماد به نفس و قدرتم که بیش از پیش تخریب میشد و من ترسو تر و ضعیف تر!!!
و جالبه پشت تمام این تلاش ها، نمازها، ذکرها، آسیب ها و…. همیشه یک احساس گناهی با من همراه بود که آیا خدا واقعا راضیه از من؟! آیا تنبیهی در انتظارم نیست؟! آیا چوب بی صدای خدا در آستانه ی فرود آمدن بر سر و روی من نیست؟!
آیا فلان حرف رو زدم، فلان شخص ناراحت نشد؟!
یک لحظه آرامش نداشتم، حتی جمله های عادی میخواستم بگم میترسیدم قبلش چقدر چقدر خودم رو عذاب میدادم سبک سنگین میکردم، وسواس به خرج میدادم حرفی نزنم نارحت شه! که متعابش خدا ازم ناراضی بشه تنبیه و عذاب الهی شم !
رضایت خدا رو از خودم تمام و کمال در گرو دو معیار میدیدم:
-رضایت دیگران از من و طرز برخورد و حرف زدن من!
-نماز و ذکر و دعا و اعمال شاقه ی دینی و گریه ها و ضجه های هق هق در روضه ها و لباس مشکی ماه محرم!
آخه خیلی جالب هم هست واقعا هیچوقت نه آرامش داشتم، نه گرهی از زندگیم باز شد، نه اونطور که ایده آلم باشه به خواسته ای رسیدم اوناییم که رسیدم انقدر با استرس و زجر و گریه زاری و التماس خدا بود که احساس میکردم از نظر روحی صد سال پیر شدم! ، نه با خدا رابطه ی صمیمی داشتم. به زبان و ظاهر بهش عشق می ورزیدم ولی همیشه ازش واهمه و وحشت داشتم. و احساس میکردم همیشه اخم و نارضایتی ش متوجه من و نامه ی اعمالم هست….
حالا همچین آدمی مثل من، که چشمش به روی حقایق باز شده، و به شناخت صحیح خداوند داره میرسه، چقدر میتونه خوشحال و آرام و شاد باشه؟ 🤩
واقعا من روزی چندین و چند بار از خدا سپاسگزاری میکنم که به مسیر درست هدایت شدم و مشتاقانه مشغول کسب آرامش و آگاهی هستم.
این روزها چنان شادی ای رو ته دل احساس میکنم، به جنسی از آرامش رسیدم که هرگز در تمام عمرم نداشتم.
این روزها عاشق خدایی هستم که همیشه نه فقط از من، بلکه از تمام انسان ها و آفریده هاش راضی بوده و هست و خواهد بود…. و این درک، بزرگترین ارمغان این روزهای من و این دوره های ارزشمند هست.
ظهر داشتم یه سطر شعر رو خطاطی میکردم، با خودم فکر میکردم من هر چه رو با هنرم و دستم نوشتم و خلق کردم عاشقانه دوست دارم و راضیم ، حتی اونجاهایی اگه مرکب روی یک حرف هره کرده يا یه جایی به نظرم خوب نشده و دوباره نوشتم، اونا هم با تمام ایرادات شون برام عزیزه و من راضیم ازشون. منی که بنده ی خدام، منی که چند کلمه رو نوشتم و یک ترکیب خلق کردم انقدر راضیم از نتیجه کارم حتی نتایجی که ایده ال خودم نبودن رو دوست دارم و حاضر نیستم حتی دور بندازم شون همه رو تاریخ میزنم فولدر بندی میکنم. بعد این وسط خدایی با این عظمت بی نهایت مهربان ترین مهربانان، انسان خلق میکنه….چطور راضی نباشه؟! چطور خشنود نباشه؟! مگه میشه؟!
خدای مهربان و همیشه راضی من، سپاسگزارم بابت احساس عالی این روزهام…
خدایا سپاسگزارم که به مسیر درک و آگاهی هدایت شدم و مشتاقانه در مسیر کوشا و مستمر و بااراده ام….
خدایا سپاسگزارم بابت نتایج و ثمره هایی که در این روزهام از فرصت سپاسگزاری تو، جاریه…
الهی به امید تو 🌷🌷
سلام و درود بر استاد عزیز و دوستان گرامی 🌹
خدایا شکرت برای آگاهی که از این فایل زیبا آموختم
خدا جونم سپاسگزارم برای اینکه امروز هم اجازه دادی زندگی کنم و از زندگیم لذت ببرم
خدایا شکرت که عاشق منی
خدا جونم من هم بدون هیچ قید وشرطی دوست دارم خیلی زیاددددد
خدا جونم شکرت برای طعم های زیبای زندگیم
خدایا شکرت شکرت شکرت برای بی نهایت طعم های شگفت انگیز در جهان هستی 🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزيزم
من در گذشته اين كار رو زياد انجام ميدادم كه كاري كنم كه خدا راضي باشه
خيلي از آرزوهام در جهت اين بود كه خدا رو راضي كنم
يا وقتي دقيق تر شدم توي رفتارم…ديدم بعضي از آرزوهام اينطوري بوده كه ميخواستم جاي خدا باشم براي اطرافيانم
بعدا كه فهميدم اين درست نيست و من با آرزوهام يا اينكه كاري رو براي رضايت خدا انجام بدهم ريشه در اين داشت كه من انسان ارزشمندي نيستم و ميخوام با كارهايي كه براي انسان هاي ديگه انجام ميدم ، انسان مورد پسند خدا بشم
بعدا فهميدم كه اين رفتار من داره ميگه خدا عدالتش رو براي اطرافيانم اجرا نكرده پس بزار من براي اطرافيانم فلان كارو انجام بدم تا اونا كمتر اذيت بشن در زندگي
من بدون آگاهي اين كارها رو ميكردم
ولي بعدا فهميدم من به تنهايي لياقت دارم كه انسان ارزشمند خدا باشم
فهميدم كه اطرافيانم هم ارزشمند هستند براي خداي خودشون و خدا براشون نعمت رو تمام كرده
اگر من يا اطرافيانم نعمتي رو ميخواهيم و نداريم دنبال اين نباشيم كه بنده خوبي نيستيم بلكه دنبال اين باشيم كه چشم به كدام راه دوختيم براي اومدن نعمت ها
توي فايل خيمه گفتيد كه خيمه تون رو كجا بنا كرديد در سرزمين اميد يا نا اميدي
و چشم دوختن به درهاي ديگر غير از خداوند ، بنا كردن خيمه در سرزمين نا اميديست
متوجه شدم كه اگر من يا اطرافيانم نعمتي نداريم براي اينه كه از خود خدا نخواستيم
اگر از خودش بخواهيم حتما خواهيم داشت اون نعمت رو
و كلي زمان برد تا من ياد گرفتم اگر ميخوام كاري براي اطرافيانم بكنم براي اينه كه ببينم حد من چقدره براي اينه كه نعمت ها رو دريافت كنم و از اونها بگذرم
سد نشم براي نعمت ها
بدون منت ببخشم
براي اين كه خودم خوشحال تر باشم ببخشم
خوشحالي اطرافيانم هم برام مهمه …ولي اينبار با اين ديد نميبخشم كه من گره اي از اونا باز كنم …براي اينه كه اونا همنوع من هستن و اگر اونا خوشحال باشن من خوشحالم
نميبخشم كه صد برابرش بهم برگرده
اينم بگم من كم كم دارم ياد ميگيرم كه خدا من رو دوست داره و نيازي نداره من كاري كنم كه حس گناه رو از خودم بگيرم تا به خدا نزديك بشم
من دارم كارايي ميكنم كه به خدا نزديك تر بشم ولي به اين دليل هست كه ميخوام باهاش يكي بشم
ميخوام ببينم مقامي نزديك به خدا چطوريه
شما گفتيد كه خداوند از خلقت ما به خودش احسنت گفته منم شايد صد بار اينو به خودم گفتم به اطرافيانمم گفتم …ولي ميخوام درك كنم اين جمله رو
از وقتي ميبينم با تغيير افكارم ميتونم اتفاقات رو رقم بزنم…به خودم ميگم اوووووه پس به اين انسان احسنت گفته
به انساني كه ميتونه با ذهنش همه چيو تغيير بده
راه طولاني در پيش روي من هست تا اينايي كه ميشنوم رو درك كنم
ممنونم ازتون استاد عطار عزيز
سلام خدمت همه عزیزان
در مورد محتوای این فایل باید بگم که منم سالها درگیر این طرز فکر بودم مدام اعمالم رو چک میکردم و اگه عمل نادرستی کرده بودم نه خودم رو لایق بخشش میدونستم و تازه خودم برلی خودم هم تنبیه در نظر میگرفتم و ناخوداگاه نلمتهای خدا رو با خودم ممنوع میکردم
خدای من اون روزها خدای منتقم و بهانه گیری بود
که شکر خدا بعد زحمت زیاد تا حدی تغییرش دادم
از طرف دیگه این طرز فکر که خدا به پاداش خوب بودن من فلان نعمت را به من خواهد داد یا فلان دعای مرا براورده خواهد کرد طرز فکر بسیار نادرستی ست که مقام خدا رو در نظر بنده خدا پایین میاره البته خدا بزرگ ازلی ست ولی این طرز فکر طرز فکری حقیرانه ست
حقیفت این هست که هیچ عمل ما در مقابل فضل و رحمت خدا نمی تونه صاحب تاثیر باشه ما هر چه داریم از فضل اوست وقتی بنده ای که اینگونه فکر کنه که باید کار خوبی بکنه تا خدا بهش نعمت بده در واقع دچار کفر شده و این منیت اوست که راهبر او شده
ما فقط به صرف اینکه بنده خالق بی همتا هستیم شایسته و بایسته ببرخورداری از نعمات الهی هستیم و هر چقدر ما بهرمندتر باشیم او راضی تر ست
انشالله این باور در عمق جان ما نفوذ کند
ممنون از شما آقای عطار روشن
نشان های دریافت شده
سلام به استاد ارجمندم و همه دوستان حاضر در این دوره.
گام۱۵ زندگی با طعم خدا:از بچگی به ما گفته بودن این کار نکن خدا از تو ناراحت میشه یا یه کاری کن که خدا دوستت داشته باشه و من همیشه تردید داشتم که خدا من رو دوست داره یا نه و به مرور سوالاتم بیشتر میشد که چرا این دنیا اینجوریه چرا خدا برای دوست داشتن ما قید و شرط تعیین میکنه و اگه اینجوریه خوب ما خیلی از کارهایی که خدا میگه رو انجام نمیدهیم یا از روی اجبار و از سر وظیفه انجام میدیم پس خدا هیچ وقت مارو دوست نداره و باید بنده خوبی باشی تا خدا ازمون راضی باشه حتی تو ماه رمضان وقتی عید میشه همه به همدیگه تبریک میگن و به هم میگن خدا قبول کنه و همیشه هم سوالی بود و من دچار شد و تردید میشدم که ما یک ماه کامل روزه میگیرم بازم شک داریم که خدا قبول میکنه یا نه و فکر میکردم پس خدا خیلی سخت گیره و پس با این تفاصیل همه ما میریم جهنم با سخت گیری های خداوند.الان با برداشتن این گام فهمیدم که خدا مارو بدون قید و شرط دوست داره و اگه کار بدی هم انجام بدیم راه توبه رو برامون قرار داده و این منو خیلی خوشحال کرد که خدا موقع خلق کردن من به خودش احسنت گفت که چه چیزی خلق کرده و این باعث شد به خودم افتخار کنم و حس اشرف مخلوقات بودن بهم دست بده چیزی که قبلاً نداشتم و فکر میکردم ماها عین عروسک و بازیگران در این دنیا داریم بازیگری میکنیم تا به اون دنیا برسیم .یاد گرفتم که حس رضایت خدا از خودم رو داشته باشم تا احساس لیاقت از بهره بردن از طعمهای خدا رو داشته باشم.و اگه این حس نباشه من خودم رو لایق داشتن نعمتهای خدا نمیدونم و حسم بد میشه در نتیجه چیزی هم نصیب من نمیشه.این جمله هم حس خوبی بهم داد که گفتین شما نمیتونی کاری انجام بدی که خداوند رو از خودت ناراضی کنی خیلی لذت بخش.و به جای اینکه دنبال این باشی تا چیکار کنی تاخدا از تو راضی باشه باید به دنبال این باشی که چیکار کنی که تو خدا رو دوست داشته باشی با تغییر نگرش و افکار و رفتارت میتونی این حس خوب رو داشته باشی .باید به خودت ثابت کنی که خدارو دوست داری چطوری؟با توجه به نعمتهای خدا در جهان با توجه به چیزهایی که خلق کرده و تو از دیدنش لذت ببری و شکر کنی با دیدن حضور خدا در هر جنبه از دنیا میتونی این رو تجربه کنی و بهت ثابت بشه که چقدر خدارو دوست داری.خداوند هیچ وقت بنده اش رو قضاوت نمیکنه این انسانها هستند که همدیگه رو قضاوت میکنند و تقسیم بندی میکنند به انسان خوب و بد و براساس معیارهای خودشون تقسیم بندی میکننن.این جمله رو باید همیشه برای خودم تکرار کنم که خلقت من باعث شده خدا به خودش احسنت بگه و این منو به وجد میاره.خدا جسم انسان رو به عنوان شگفت انگیز ترین سیستم خلقت آفریده است چند روزی هست که من در مطب دندانپزشکی مشغول کار هستم و وقتی میبینم که دندان انسان چقدر ارزشمند هست خدارو بینهایت شکر میکنم که همچین سیستمی در بدن ما قرار داده که نه دردی هست و دردسری با بودنش داریم و وقتی کسی میاد که دندون مصنوعی بزاره با کلی درد و ناراحتی خدارو شکر میکنم که همچین نعمت ارزشمند و سالمی به ماها داده و خدارو شکر میکنم بدون منت و بدون هزینه بارها برای ما این دندون کار میکنه و ما قدر همچین نعمتی رو نمیدونیم و از اون روز تصمیم گرفتم بهش احترام بزارم و بهش رسیدگی کنم و بهتر نگهداری کنم ازش خدایا شکرت.
همیشه ما از بچگی تا به الان در ذهنمان این فکر میکردیم که خدا در آسمان هاست و بر تخت پادشاهی اش تکیه زده مشاهده میکند که ما چه کاری انجام دهیم تا از ما عصبانی شود و ما را از بهشت محروم کند و از ما ناراضی باشد و همیشه با این باور اشتباه زندگی کردیم و بزرگ شدیم و همیشه به دنبال این بودیم که چه کاری کنیم که خدا از ما عصبانی و ناراضی نشود و ما را مورد خشم خود قرار ندهد با این حساب اشتباه ما این بوده که باورمان و اعتماد مان و ایمانمان درباره خدا کم بوده است و هرگز به حرف هایمان فکر کردین؟ و از سمت خدا خودمان را قضاوت کردیم ؟که آیا مرا دوست دارد؟ آیا مرا می پذیرد؟ آیا گناهانم را می بخشد؟ آیا برای من طعم های خوبی می خواهد و در دنیا قرار داده است ؟ ،
من هم براین معتقدم که هر وقت و هر زمان و در هر مکان انسان میتواند دارای آرامش ذهنی خودش از درون ذهن خودش باشد و زمانی که ما احساس خوب داریم از درون خودمان و سفارشات خوبی را به انرژی های خوب و به خدا که احساس خوبی برای ما میخواهد میفرستیم اتفاقات خوب خودشان رخ می دهند ،
بعضی افراد هنوزم که هنوزه در میانسالی به این نمی خواند باور پیدا کنند که خدا اون چیزی نیست که آنها فکر می کنند خدا یک حس یک باور و یک نیروی درونی آنهاست خدا در سختی و در رنج و حسرت طمع و در اذیت و آزار و در غصه و غم نیست بلکه خدا در شادی دوست داشتن عشق و محبت لبخند و احساسات خوب ما است و من همیشه وقتی به خانه بزرگترهای مان که می روم به حرفهای آنها که گوش می کنم با خودم می گویم ها اگر به خدا اعتماد دارند پس چرا این حرفها را میزنند وقتی سلامتی را از خدا می خواهند پس چرا از دردو رنج مریض ایشون حرف می زنند چرا دردو دل ها از غم و غصه و ناراحتی شون هست چرا عصبانیتشون از مریضی هاشون هست و به توجه به خوبی ها غافل هستنداونها همیشه افرادس هستنند که مشکلات و شکایت را در زندگی بازگو میکند و سفارش میدن به خدا و خوبیها را می نویسند و در دلشون نگه می دارند چرا خوبی ها را بلند نمی گویند ؟چرا به جای مشکلات خوبی ها را نمی گویند؟ و این خیلی برایم مهم است که بدونم چرا انسانی که از خدا سلامتی میخواهد دائما در حال گفتوگو از دردها و مریضی ها و رنج هایش است ،
با شنیدن این فایل از دوره های شما من به این نتیجه رسیدم که زمانی که از خودم و زندگیم از جسم از روحم احساس خوبی داشته باشم و از زندگی و از خودم راضی باشم اون وقت نمیتونم باور کنم که خدا هم من رو بسیار دوست دارد و مورد رحمتش قرار می دهد خدا ما را دوست دارد و این خیلی زیباست و خیلی جمله قشنگی است که خدا به ما برای خلقت احسنت گفته درست است که ما گاهی یادمان میرود که ما باید خدا را دوست داشته باشیم و همیشه شک می کنیم که نکنه خدا من رو یادش رفته و دیگر من را دوست ندارد اما این اشتباه است و ما هستیم که او را یادمون رفته است و از احساس خودمان کم شده و احساس ماست که به خدا در حال تغییر است و این وسط ما انسان ها قدرت انتخاب داریم بعضی ما انسان ها دوست داریم تغییر کنیم و به درجات بالاتری برسیم و به خدا نزدیک تر شویم و به احساسات خوب در زندگی برسیم و خودمان را تغییر دهیم اما بعضی از انسان ها هم همیشه دائماً در حال ناله شکایت و غیبت است مشکلات خود در زندگی دیگران هستند آنها نمیدانند که خدا چیست و قدرت الهی را باور ندارند،
وقتی که به خدا فکر می کنم در خودم نشانه ها و نعمتهای او را میبینم مانند سلامتی چشم بینا گوش شنوا دست توانا پای سالم و در تمام زندگی مثل خونه ماشین پدر مادر و تمام نعمتهای خدا را دور خودم میبینم به این نتیجه میرسم که خداوند یک احساس بسیار خوب است که من او را خیلی دوست دارم و از او خیلی تشکر می کنم بابت تمام نعمت های زیبایش که در جهان وجود دارند و آنها را نمی شناسند و برای رسیدن به این طعم های خوبش می خواهم تلاش کنم تا آنها را هم تجربه کنم اما ارزش هایی که من در زندگیم دارم هم کم نیست و با وجود دیدن اینها هم میتوانم از خدا سپاسگزار باشم و با حس خوب به او بگویم که من از تو تشکر می کنم
،همیشه باید سعی کنم که از خودم راضی باشد و در همه حال به این فکر کنم که چقدر من خدا را دوست دارم زیرا خدا بدون قید و شرط من را دوست دارد و او احساساش تغییر نمی کند پس من باید حس دوست داشتن خودم را به خدا دائماً یادآوری کنم و به خودم بگویم که تمام چیزهایی که من از زندگی ام دارم از خداوند است و چقدر خوب است که از خودمان راضی باشیم و برای بهتر شدن خودمان و احساس مان تلاش کنیم و به دنبال جلب رضایت خدا نباشیم زیراکه احساس خوب خدا خودش از ما راضی است به دنبال راضی بودن خداوند نباشیم و به دنبال احساس خوب خودمان به خدا باشیم با توجه کردن به زیبایی های جهان با توجه کردن به طعم های خوب با توجه کردن به سلامتی شادی عشق و احساس های خوب در دنیا که میخواهیم و چقدر خداوند مارو دوست داره که برای بهتر شدن مو این احساسات قشنگ و زیبا رو قرار داده پس همیشه من باید یادآوری کند که عاشق خدا هستم و به خدا احساس خوبی دارم بهش اعتماد دارم باور دارم و دوستش دارم و به دنبال رضایت خودم از او هستم و به دنبال اطمینان قلبی از طرف خودم هستم
پس همیشه سعی میکنم که از خودم راضی باشم و باور داشته باشم که خدا را دوست داشتم و دوست دارم و دوست داشته باشم و بدونم که خدا همیشه حواسش به من است و من را دوست دارد
با تشکر از شما