✨ تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی مثل عینکیست که روی چشمهایمان میزنیم! 🕶️
یعنی چی؟ یعنی فرمولهای ذهنی مثل فیلترهایی هستند که طرز دید ما به خودمون و دنیای اطرافمون رو شکل میدن. 👀 این فیلترها اونقدر قدرتمندند که میتونن انتظارهای ما رو بسازن؛ انتظارهایی که مثل قطبنما مسیر زندگیمون رو تعیین میکنن. 🧭
پس وقتی نگرشمون رو با فرمولهای ذهنی مثبت و درست پر کنیم، داریم عملاً مسیر زندگیمون رو با دست خودمون میسازیم! 💪✨
تاثیر فرمول های ذهنی
حتما با عملکرد عینک آشنایی دارید.
اگر شما عینکی با شیشه های آبی رنگ بر چشمان خود بزنید همه دنیا را به شکلی می بینید که رنگ آبی آن غلیظ تر از دیگر رنگ هاست و اگر عینکی با شیشه های رنگ قرمز به چشمان خود بزنید دنیای قرمز رنگی را خواهید دید.
دلیل آن تغییر کردن رنگ دنیا نیست بلکه تاثیری است که شیشه های رنگی بر نوری که از دنیا به چشمان شما می رسد می گذارند.

وقتی نوری که به چشمان شما میرسد به واسطه شیشه های رنگی تغییر رنگ می دهد، تصویری که توسط شما دیده می شود غیرطبیعی و به رنگ آن شیشه خواهد بود.
تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 🧠⚖️
فرض کنید ذهن ما مثل یک عینک رنگی باشد که دنیا را از پشت آن میبینیم. 👓 وقتی این عینک شیشه رنگی دارد، هر چیزی که میبینیم رنگ همان شیشه را میگیرد.
در ذهن یک فرد چاق، فرمولی مانند «چاقی من ارثی است» ذخیره شده است.
این مثال روشنی از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است؛ یعنی هرچقدر هم تلاش کند، چون این فرمول در ذهنش فعال است، ذهنش به گونهای برنامهریزی شده که نتیجه نمیگیرد و در نهایت همان چاقی برایش شکل میگیرد.
✋💭 تلاش جسمی به تنهایی کافی نیست، چون سرنوشت واقعی توسط فرمولهای ذهنی رقم میخورد، نه فقط رفتارهای ظاهری.
مثال دیگر تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی فرمول «خوردن باعث چاقی میشود» است که تقریباً در ذهن همه افراد چاق ثبت شده است.
این فرمول آنقدر قدرتمند است که میتواند باعث شود فرد تا همیشه چاق بماند و حتی وزنش افزایش یابد! 🍔🚫
دقیقاً مثل وقتی که عینک شیشه رنگی روی چشم میگذاری و همه چیز به رنگ همان شیشه دیده میشود، فرمولهای ذهنی هم دید ما به دنیا و غذا را تغییر میدهند.
وقتی باور داشته باشی «خوردن باعث چاقی است»، حتی نگاه کردن به غذا هم باعث میشود ذهنت آن باور را پررنگتر کند و آنجاست که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی شرایط چاقی را برایت بسازد. 👀🍽️
مثال نان و باورهای ذهنی 🍞❌✅
مثلاً کسی که باور دارد «نان خاصیت چاقکنندگی دارد»، هر بار که نان میخورد انگار این فرمول ذهنی را در ذهنش پررنگتر میکند و پیشاپیش قبول کرده که چاق میشود! 🤯 این دقیقا نمونهای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است.
اما واقعیت چیست؟ خیلیها نان میخورند و همیشه متناسب هستند. این یعنی خود نان باعث چاقی نمیشود، بلکه باور و فرمول ذهنی ما درباره آن است که میتواند چاقمان کند.
اگر از افراد متناسب درباره نان بپرسیم، میبینیم نگاهشان به نان و غذای کلی کاملاً متفاوت است. آنها نان را منبع انرژی، لذت و سیر شدن میبینند؛ در حالی که فرد چاق آن را به عنوان یک عامل چاقکننده باور کرده است. 🍞❤️ vs 🍞😟
راز تفاوت بین افراد چاق و متناسب چیست؟ 🕵️♂️
وقتی که مواد غذایی یکسان است، پس چرا برخی چاق میشوند و برخی نه؟
تنها تفاوت، فرمولهای ذهنی است که در ذهن هر فرد ذخیره شده. ذهنی که پر از باورهای محدودکننده و منفی باشد، باعث چاقی و ماندگاری آن میشود.
جالب است بدانید حتی وقتی به غذا نگاه میکنید، بدون اینکه بخورید، ذهنتان افکاری را مرور میکند که از همان فرمولهای ذهنی ناشی میشود. 👁️💭 این یعنی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار عمیقتر از آن چیزی است که فکر میکنیم!
نتیجهگیری 🌟
اگر میخواهیم وزن خود را تغییر دهیم، باید اول تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را شناسایی و اصلاح کنیم. چون این فرمولها مسیر زندگی و وضعیت جسمی ما را تعیین میکنند.
مثل اینکه عینک شیشه رنگی را برداریم و دنیای واقعی را همانطور که هست، ببینیم و باور کنیم. 👓💡

تاثیر فرمول های ذهنی بر عملکرد ذهنی و جسمی 🧠✨
از بچگی عاشق کلوچه با چای بودم. 🍪☕ مادرم تو پختن کلوچههای خانگی مهارت خاصی داشت و همیشه چند مدل مختلف کلوچه در خانه بود. خوردن کلوچه با چای برای من یک لذت بینظیر بود!
اما در ذهنم فرمولی نادرست شکل گرفته بود: «کلوچه چاقکننده است.» 😔 این باور اشتباه نمونهای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بود که مثل یک برچسب روی کلوچه چسبیده بود و هر بار که کلوچه میخوردم، مطمئن بودم دارم چاقتر میشوم.
وقتی رژیم میگرفتم، تلاش میکردم کلوچه نخورم، ولی به محض اینکه رژیمم تمام میشد یا عصبی میشدم، اولین چیزی که سمتش میرفتم همان کلوچه بود! 🍪😅
حتی وقتی از جلوی مغازه کلوچهفروشی رد میشدم و بوی کلوچهها به مشامم میرسید، ذهنم همزمان به لذت خوردن کلوچه و هم به چاقکننده بودنش فکر میکرد؛ نمونهای واضح از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی در زندگی روزمره.
این دو فکر متناقض، دقیقاً نتیجهی فرمولهای ذهنی اشتباهی بودند که در ذهنم ذخیره شده بودند. 💭⚔️
این تجربه نشون میده که فرمولهای ذهنی چقدر روی رفتار و حتی احساسات ما تاثیر میگذارند؛ طوری که حتی وقتی کاری نمیکنیم، فقط فکر کردن به آن موضوع، واکنشهای ذهن و بدن ما رو شکل میده.

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی: داستان من و دوستم 🍪🧠
نکته جالب این است که یکی از دوستان متناسب من، درست مثل من عاشق کلوچه بود، اما هرگز باورهای ذهنی من درباره چاقکننده بودن کلوچه را نداشت! 🤔
نه تنها فرمولهای ذهنی ما درباره کلوچه فرق داشت، بلکه نحوه خوردنمان هم کاملاً متفاوت بود.
دوستم همیشه کلوچه را بعد از ناهار و فقط برای لذت بردن با چای میخورد، اما من سالها همین کار را تکرار میکردم، حتی زمانی که واقعاً سیر بودم! 🍽️🍪
او هر وقت کلوچه میخورد، میگفت: «من کلوچه خوردم، سیرم!» و دیگر غذای اضافه نمیخورد، اما من کلوچه را اصلاً به عنوان غذا حساب نمیکردم؛ فقط یک خوراکی خوشمزه بود که برای تفریح و لذت بردن میخوردم. 😋
ترکیب فرمول های ذهنی و تاثیر آن بر اضافه وزن ⚖️
فرمولهای ذهنی ما مثل قطعات یک پازل هستند که وقتی کنار هم قرار میگیرند، رفتار و احساس ما را شکل میدهند.
تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار مهم است و میتواند حتی روی کوچکترین انتخابهای غذایی ما اثر بگذارد.
من باور داشتم که کلوچه غذا نیست، بلکه فقط یک خوراکی خوشمزه و تفریحی است، اما همزمان باور داشتم که «کلوچه خاصیت چاقکنندگی دارد».
این دو باور با هم ترکیب شدند و باعث شد بارها کلوچه را حتی وقتی سیر بودم بخورم، و هر بار این باور تقویت شود که چاق شدن من طبیعی و اجتنابناپذیر است. 😞🍪
راهکار من در دوره «ورود به سرزمین لاغرها» 🎯
اولین قدم این است که هنرجوها یاد بگیرند فرمولهای چاقکننده ذهنشان را شناسایی کنند. اینجا دقیقاً همان جایی است که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی خودش را نشان میدهد.
بعد از آن، فرمولهای صحیح و متناسبکننده را جایگزین کنند.
مثل اینکه عینک چاقی را از چشمان خود بردارند و به جای آن عینک تناسب اندام را بزنند! 👓💚
وقتی این کار را انجام دهید، به تدریج تجربه تناسب اندام در زندگیتان شروع میشود.
این اتفاق برای من و همه دوستانی که با اشتیاق و انگیزه مسیر آموزشی را طی کردهاند، رخ داده است. 🙌😊
چرا این فایل برای شما مفید است؟
در این فایل، تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به زبان ساده و روشن توضیح دادهام.
بعد از مطالعه این توضیحات، کاملاً متوجه میشوید که چطور فرمولهای ذهنی در نتایج زندگی شما نقش دارند.
این آگاهی به شما کمک میکند که در مسیر تناسب اندام، دقیقتر به فرمولهای ذهنی خود توجه کنید و برای تغییر آنها قدم بردارید. 🚀✨
✍️ تمرین آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 📖
بارها تاکید کردهام که با رفع موانع ذهنی برای لاغر شدن میتوانید لاغر شوید. بنابراین شناسایی موانع ذهنی اهمیت بسیار زیادی دارد.
موانع ذهنی بر اساس فرمولهای ذهنی ایجاد میشوند، بنابراین برای شناسایی موانع ذهنی باید مهارت شناسایی فرمولهای ذهنی را کسب کنید. پس با دقت تمرینات مربوطه را انجام دهید.
ابتدا متن نوشتاری را مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات پاسخ دهید.
- درک و نگرش شما از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی چیست؟ شرح دهید.
- مواردی از تاثیر فرمولهای ذهنی در جنبههای مختلف زندگیتان را نام برده و شرح دهید.
- تاثیر فرمولهای ذهنی در روند چاق شدن خود را شرح دهید.
- اگر از روشهای مختلف برای لاغر شدن استفاده کردهاید، تاثیر فرمولهای ذهنی در نتیجهای که کسب کردید را شرح دهید.
- آیا استفاده از روشهای قبلی برای لاغر شدن باعث تغییر فرمولهای ذهنی شما شدهاند؟
- لاغری با ذهن چگونه میتواند باعث تغییر فرمولهای ذهنی شما و تغییر نتیجه جسمی در شما شود؟
- درک خود از توضیحات ویدیوی آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به صورت انشایی شرح دهید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.21 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام همگی دوستان
گام بیست و هفتم فرمول های ذهنی و تاثیر در چاقی:
یکی از حربه های شیطان ناامیدی است و همه تلاشش را میکنه که مسیری که در پیش داریم را برای ما طولانی و دور از دسترس جلوه بده! شما یک روزی در وزن ایده آل بودین و مهم نیس چه زمانی و همه را گرم به گرم خودت بدست آوردی. و چیزی که برای بدن شما نیست و خودت بدست آوردی را الان هم میتونی از دست بدی فقط یک ایمان یک باور یک نگرش مثبت میخواد که بگی من به اون چیزی که میخوام میرسم و نکته مثبت اینه که تغییر کردن به سمت ایده آل خیلی سرعتش بیشتر از رفتن به سمت غیر ایده آله یعنی استاد ۵۰ کیلو اضافه وزن را طی سی سال اضافه کردن ولی با اموزش ذهنی با ۱۵-۱۶ ماه به تناسب رسیدن و تا به امروز هم شرایط خیلی بهتر داره میشه و لاغرتر میشن!
دلایل چاقی اصلا مهم نیست مهم زمانیه که از چه زمانی تصمیم به تغییر کردن بگیری مهم اینه که ذهنت را در مسیر لاغری قرار بدی و گام اول هم باور کردن این مسیره👍✔️
افرادی بودن که تا سی کیلو هم کاهش داشتن اما برگشت داشتن و یا افرادی که عمل جراحی کردن و بازم برگشتن و مشکلشون فقط یه چیز بوده: فرمول ذهنی!
فرمول ذهنی یه مسیره که شما طبق اون دارین حرکت میکنید و نتیجه را فرمول رقم میزنه اصلا مهم نیست که شما چقدر داری تلاش میکنی که لاغر بشی و از چه روش هایی داری استفاده میکنی نتیجه نهایی را فرمول ذهنی داره براتون رقم میزنه!
مثال: با فیلتر آبی همه رنگ ها را آبی میبینیم و رنگ واقعی را نمیبینیم حالا هر چی هم بمون توضیح بدن رنگ اصلیش را بازم همون رنگ آبی را میبینیم! فیلتر قرمز هم همین طوره و رنگ واقعی نیست، واقعیت الان چیزی که شما میبینید این چیزی نیست که الان میبینید اما بدلیل اینکه از یک فیلتر رنگی استفاده شد شما تمام رنگ ها را بر مبنای اون فیلتر می بینید و کل نتیجه را تغییر میدن!
فیلتر ها باورهای ذهنی اند، کدهای ذهنی هستن، وقتی فرمول ذهنی شما این باشه که مثلا چاقی من ارثیه دیگه تفاوتی نداره که چقدر تلاش کنی برای لاغر شدن چون نتیجه نهایی رو اون فرمول داره رقم میزنه که چاقی شما ارثیه و شما تا ابد باید چاق بشی!!! فرمول ذهنی همینه و کارش با فیلتر رنگی مشابهه که تمام نتیجه را تغییر میده!
در تمام جنبه های زندگی به همین شکله کسی که باور داره درس خوندن ادم را به جایی نمیرسونه تا مقطع دکترا هم ادامه بده با درسش به جایی نمیرسه یا کسی که میگه دختر و پسر خوب برای ازدواج نیست اصلا مهم نیست که چقدر دقت نظر به خرج میده برای اینکه همسرشو انتخاب کنه چقدر داره جستجو میکنه داره درباره اون خانواده تحقیق میکنه در نهایت نتیجه زندگی اون فرد نتیجه مناسبی نخواهد بود چون که جهان بر اساس فرمول های ذهن هر فردی داره به اون پاسخ میده و اون فرمول ها عین فیلتر های رنگی هستن!!!
تصویری که میبینید طبیعت ذهن شما شده و مهم نیس که چقدر تلاش میکنی و سخته مهم فرمول های ذهنی هستن که نتیجه را براتون رقم میزنن!
وقتی فرمول های ذهنی را تغییر بدیم در واقع عینک چاقی را بر میداریم و اونوقته که ذهن لاغری را میبینه و بدن به صورت طبیعی به سمت متناسب شدن حرکت میکنه چون شما فرمول ها رو تغییر دادین و لنز های رنگی رو از جلوش برداشتین و طبیعت را میبینه واقعیت را میبینه، شفافیت،زیبایی زندگی را میتونه ببینه!!!
تلاش ما تلاش کمی نبوده و فقط مشکل از فرمول ها بوده!!
حرف رسانه ها و پزشک خیلی تاثیر میذارن روی فرمول های ذهنی افراد چون در ذهنشون یه آدم مهم بهشون گفته! و خیلی افراد بخاطر حرف پزشک درباره عوارض یک قرص که باعث چاقی میشه چاق شدن یا اختلال در عملکرد تیروئید!
برای ورزش کردن هم همینه وقتی فرمول های ذهنی برای ورزش کردن اشتباه باشه هر چقدر هم تلاش کنی هیچ تاثیری نداره و خسته و ناامید و کسل میشن!!
در مسیر لاغری هر چه فرمول ها درست بشن در ادامه تغییرات عالی خواهند گرفت مثلا ده برابر سه ماه اول دوره میشه!!!
لاغر شدن خیلی راحته کافیه باور کنی ، ایمان داشته باشی و ادامه بدی این مسیر رو🥰
مه تاب متناسب با فرمول های درست در مسیر زندگی😍💖
نشان های دریافت شده
سلام سلام گام ۲۷در مسیر لاغری من
فرمول ها ذهنی و تاثیر درچاقی
فرمول ها ذهنی هدایت گر ما در زندگی هستند به طور ساده تر الان در هر شرایطی که هستیم بخاطر فرمول ها ذهنی خودمان هستیم
ما افراد چاق سالها تلاش کردیم که شرایط بیرونی خود راتغییر بدهیم تا جسم مان تغییر کنید و همواره شکست میخوردیم و روی همه زندگی ما تاثیر میذاشت چون وقتی شکست میخوردیم احساسمان بد میشد خودمان را ناتوان ضعیف میدیدیم ،اعتماد بنفسمان پایین میومد ،تو خوردن با ترس همراه بود ،تو خرید کردن لباس اصلا قدرت انتخاب نداشتیم ،از خودمان متنفر بودیم عکس نمینداختیم از خودمان ،همش سرکوب میشدیم توسط دیگران خودمان همه این موارد برجنبه ها دیگه زندگیمان تاثیر میذاشت و باعث افسردگی ناراحتی چاقی بیشتر و اتفاقات بدتر در زندگیمان میشد که دیگه از خدا هم فاصله میگرفتیم من خودم اینجور بودموچون فک میکردم تقصیر خداست اگه اون بخواد میتونه من لاغر کنه پس چرا لاغرم نمیکنه
من فرمول زیادی در ذهنم بود که چاقی برام طبیعی کرده بود مث ارثی بودن چاقی،کم تحریکی ورزش نکردن پیاده روی نرفتن،خوردن برنج بستنی شیرینی،بعدنهار خوابیدن ،اب کم خوردن،…..همه این ها تو ذهنم بود
ولی میومد به اجبار رفتارم تغییر میدادم چون در ذهن ناخوداگاهم فرمول ها چاقی بود من نمیتونستم دوام بیارم و خسته میشدم رها میکردم و چون نتیجه چاقی بیشتر بود چون من که ذهنم تغییر نداده بودم فقط رفتارم به زور فشار تغییر میدادم که تو اون مدتم بیشترین توجه میکردم به چاقی پس راحت چاق میشدم چون من باورهام فرمول ها ذهنی ام رو تغییر نداده بودم
برای رسیدن به هر خواسته ای در زندگی باید فرمول ها ذهنی که مانع رسیدن به هدفت میشن تغییر بدی این ذهن است که کنترل کننده هدایت کننده ما در زندگیمان است هرچیزی وارد ذهن کنی به عنوان فرمول ذهنی ثبت میشه و محتوا ذهن پر میکنه حالا کار جهان چیه میاد کارهایی میکنه که تو بیشتر بیشتر شبیه محتوا ذهنت بشی این یک قانون است که این جور برنامه ریزی شده که هرچی وارد ذهن کنی به عنوان فرمول ذهنی ثبت کنه و تورو تو اون شرایط موقعیت قراره بده کاری نداره که تو اون شرایط میخواه یا نهه یا تصمیمت چیه یا چقدر تلاش فیزیکی میکنی فقط با ورودی ها ذهنت ایندت شرایطتت میسازه پس باید خیلی خیلی مراقب ورودی ها ذهنمان باشیم😊☺😉
ذبرای تغییر شرایط مان باید ذهنمان را تغییر بدیم نه با تلاش فیزیکی نه با زور فشار اجبار نه با خیال پردازی و تجسم کردن بلکه با تغییر فرمول ها ذهنی و به ذهن اموزش بدیم ورودی ها صحیحی به ذهن بدیم تا خروجی ان در زندگیمان رسیدن به شرایط دلخواهمان باشد😍😍😍
باید خودمان رو باور کنیم ذهن مان رو باور کنیم که باهمین ذهن میشه هر شرایطی تغییر داد باید از درون شروع کنیم به تغییر دادن وخروجی ان در بیرون شرایط مان خودش نشان میدهد ما همیشه برعکس عمل میکردیم میومدیم شرایط بیرونی تغییر میدادیم تا به هدفمان برسیم که در اینجا تناسب اندام است ولی فرقی نمیکنید برای رسیدن به هرچیزی من خودم به شخصه میومدم خودم تحت فشار محدودیت قرار میدادم تا برسیم به هدفم و همیشه شکست خوردم در همه موارد نه فقط لاغری ولی الان یاد گرفتم که باید از درون از ذهن خودم تغییر بدم با ورودی ها صحیح اموزش ادن ذهن در مسیر صحیح باورها صحیح به ذهن دادن و بعد به صورت خودکار رفتار من تغییر میکنه و در اخر شرایط بیرونی من در هرجنبه ای چون کار جهان همسو کردن خودت با محتوا ذهنیت است همواره در تلاشه تورو شبیه باورهات فرمول ها ذهنیت کنه😊
نتیجه نهایی رو فرمول ها ذهنی تعیین میکنه اصل تلاش ما مهم نیست که چقدر داریم تلاش میکنیم یا در چه مسیری هستیم نتیجه نهایی رو فرمول ذهنی تعیین میکنه☺😊😉
واقعیت زندگی ما چیزی نیست که الان داریم زندگی میکنیم اگه چاقیم ،اگه کار درست نداریم ،بیماریم ،ارامش رفاه اسایش نداریم، اگه فرد مناسب در زندگیمان نیست ،اگه پول ماشین خونه نداریم واقعیت وجود ما نیست بلکه بخاطر باورها ذهنی خودمان است که داریم تجربه میکنیم این شرایط رو باید باورها فرمول ها ذهنی تغییر بدیم تا شرایط ما تغییر کنه
وقتی باورت این باشه مهم که چاقی من بخاطر کم تحرکی ورزش نکردن یا ارثی است مهم نیست داری چقدر تلاش میکنی لاغر بشی لاغر نمیشی چون این باورها تو هستند که شرایطتت میسازند☺
در همه جنبه ها زندگی این اصل برقرار است مثلا فردی که باور داره پول کم است کار نیست شبانه روزم تلاش کنه پولدار نمیشه چون باورها ذهنی فرد است که شرایطش براش به وجود میاره در مورد همه جنبه ها زندگی این اصل برقرار است
وقتی فرمول ذهنی چاق کننده شناسایی بشه تغییر کنه طبیعی است که متناسب بشیم پس باید فرمول ها ذهنی تغییر بدیم تا شرایط بیرونی ما تغیبر کنه در همه جنبه ها
به نام خداوند جان و خرد
سلام و درود
فرمول های ذهنی و تاثیر آن بر تمام جنبه های زندگی…
❤️ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئیای آینهٔ جمال شاهی که توئیبیرون ز تو نیست هرچه در عالم هستدر خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی❤️
این چند بیت شعر گویای تمام مطالب هستش…که هر چی هست در درون ما،توی ذهن ما هستش و ما هر چه تلاش کنیم و بیرون دنبال چیزی باشیم به نتیجه نمیرسیم…
رژیم های سخت،ورزش های سخت،قرص و دارو و عمل و…کارهایی هست که بیرون خودمون انجام میدیم برای لاغر شدن…
هیچ وقت درون خودمون دنبال لاغر شدن نبودیم…
لاغر شدن رو به غذا نخوردن،به ورزش سنگین انجام دادن میدیدیم و این بیرون از خودمون گشتن بود…
چاق بودن خودمون رو تقصیر زمین و زمان میانداختیم و این بیرون خودمون گشتن بود…
هیچ وقت به این فکر نمیکردیم که چرا یکی متناسبه یکی نه…هیچ نشستیم منطقی درموردش فکر کنیم…یه زمانی هم این فکر میومد تو ذهنمون با عوامل بیرونی خودمون رو قانع میکردیم…
هیچ وقت فکر نکردیم این غذایی که ما داریم میخوریم تمام انسان ها میخورن چرا یه عده لاغرن یه عده چاق و اگرم فکر میکردیم سریع میانداختیم تقصیر غذا که پر کالری هستش،روغنش زیاده و هزاران دلیل…
به این نگاه نمیکردیم ما چه دیدی به غذا داریم…
به چه دلیلی غذا میخوریم…
به رفتار و افکار خودمون توجه نمیکردیم…
توجهمون جلب شده بود رو عوامل بیرونی…
هیچ وقت به این فکر نکردیم که چرا یه آدم متناسب خیلی راحت میگه من این غذا رو دوست ندارم و نمیخوره،،،چرا ما نمیتونیم تشخیص بدیم کدوم غذا رو دوست داریم کدوم رو دوست نداریم…
هیچ وقت به این فکر نکردیم که چرا یه آدم متناسب خیلی راحت غذا هم تو بشقابش باشه ولی سیر بشه دیگه نمیخوره ولی ما باید ته بشقاب رو دربیاریم…
یادمه چند سال پیش یه دوره همی داشتیم و عصرونه رفتیم نان بربری تازه با پنیر و گوجه خیار گرفتیم و دور هم نشستیم به خوردن…یه نفر برای همه مون لقمه میگرفت و میداد دستش…یکی از اون افراد اون جمع متناسب تر از بقیه بود،تمام لقمه اش رو خورد و دقیقا دو تا گاز مونده بود تموم بشه آورد داد به مامانش و گفت من نمیخورم دیگه و با تمام مسخره هایی که شد که این دیگه چیه بخور و…نخورد و رفت کنار نشست ولیییی افراد دیگه با عنوان های مختلف که دور همیم،حیفه،نون تازس تا ته لقمه هاشون رو خوردن…
الان که توجه میکنم تفاوت رفتار یه آدم متناسب و چاق رو میفهمم…الان درک میکنم که همون دوتا گاز مازاد بدن انسان هستش،،،و یه آدم متناسب هیچ وقت سراغش نمیره و یه آدم چاق اون دوتا گاز مازاد رو میزنه…
تازه توی ذهن آدم چاق پر از ترس و نگرانی و تصور ذهنی چاقی هستش…
چرا هیچ وقت فکر نکردیم که تو درون ما یه چیزی وجود داره که ما چاقیم🤔🤔🤔
رفتار خودمون رو نگاه نمیکنیم که داریم کاری میکنیم که از پرخوری نمیتونیم نفس بکشیم…
بعد میگیم فلانی ارثی لاغره ما ارثی چاقیم🙄🙄🙄
هیچ چیزی بیرون ما وجود نداره هر چیزی هست در درون ما و توی ذهن ما هستش…
این فرمولهای ذهن ما هستن که مارو هدایت میکنن…
این فرمولهای ذهن ما هستن که با این که میدونیم یه غذا مونده هستش و هیچ کس نمیخوره،ما میخوریم…
این فرمول ذهن ما هستش که وقتی میریم مهمونی انگار رفتیم جنگ و داریم غنیمت جنگی جمع میکنیم و چند برابر خونه خودمون میخوریم…
این فرمولهای ذهن ما هستن با اینکه غذا خوردیم و به میزان زیاد هم خوردیم ولی همینکه از سرسفره پامیشیم احساس گرسنگی داریم…
این فرمولهای ذهن ما هستن که مارو هدایت میکنن به سمت مواد غذایی و تا یه ماده غذایی میبینیم هول میشیم و جوری میخوریم که نفسمون بند میاد و غذارو نجویده میدیم پایین…
این باورها تو تمام مسائل زندگی مارو هدایت میکنن…کسی که باور داره میتونه هر کاری رو انجام بده واقعا میتونه…و کسی که باور داره نمیتونه واقعا نمیتونه و فقط درجا میزنه تو زندگی…
الان داستان همینه ما وقتی باور چاقی داشته باشیم هر چقدر هم تلاش کنیم رژیم بگیریم،ورزش کنیم فقط و فقط درجا میزنیم و هیچ پیشرفتی نمیکنیم…
ولی خدارو صدهزار مرتبه شکرررر خداوند ذهن انسان رو انقد قدرتمند آفریده که اگه انسان بخواد راهی رو که کل عمرش اومده و فرمولهای ذهنی خودش رو هر روز ثبیت کرده با تلاش و اشتیاق و استقامت و عمل خیلی خیلی خیلیییییی کمتر از اون میتونه عوض کنه و به خواسته خودش برسه…
فرمولهای چاقی و تاثیرش در چاقی؟واقعا چقدرررر تاثیر داره؟؟؟
اگه ذهنی نیست پس چرا یه عده لاغرن یه عده چاق؟؟؟
مگه مواد غذایی باهم فرق داره؟
مگه ورزش کردن ها با هم فرق داره؟
چی باهم فرق داره که یه عده غذا میخورن تازه چند برابر یه آدم چاق ولیییی همیشه و تا آخر عمر لاغر هستن؟
این ذهن ما هستش که با هم فرق داره…
درون ما فرق داره…
بیرون هر چی هست یکی هستش،مواد غذایی یکی هستش،تحرک ها یکی هستش و…
فرمولهای ذهنی،باور هامون،تصویرهای ذهنیمون،حرف هامون،عمل هامون همه در راستای چاق شدن هستن…
ما هر چی بیرون داریم اول در درونمون بوده بعد به بیرون رسیده…
یه نگاه اجمالی به مدل غذا خوردنمون بندازیم…غذا رو میخوریم تموم میشه به جای اینکه بگیم خدایا شکرت میگیم واااای چاق میشم کالریش زیاد بود و هزاران حرف دیگه…خوب ما داریم چاقی رو به واقعیت تبدیل میکنیم…
ما انتظار چاق شدن داریم…
با یکم تمرین با یکم ثابت قدم بودن با یکم عملکرد انتظار خودمون رو به لاغری تبدیل میکنیم…
فرمول هامون رو به لاغری تبدیل میکنیم….
مثل همین الان که تا اینجای مسیر پیش اومدیم نتیجه های بی نظیری رو خلق کردیم…
پس هر چقدررررر بیشتر ثابت قدم باشیم نتیجه بیشتر و بیشتر و نمایان تر میشه و ما تا آخر عمر از همه چی لذت میبریم😍😍😍
با سلام خدمت دوستان سرزمین لاعری وشما استاد گرامی اولش بگم یادیدن این فایل واون ورقهای رنگی که روی دوربین میزاشتید انگار اون تکه از فایل روی ذهنم بدای همیشه درج شد واز صبح که گوش دادم دارم توی همه موارد زندگی فکر میکنم که چه فیلتری دارم ایا اصلا فیلتری دارم یا نه یا اگه دارم چه رنگی ایا بارنگ خود اون چیز تفاوت داره یا نه پس کلا هر ادمی برای هر موصوع زندگی اش یک عینکی داره که ممکن رنگش با واقعیت موضوع تفاوت داشته باشه اصلا خود واقعیت هم میشه بگی از نظر هرکسی فرق میکنه چون هرکسی با عینک خودش به مسئله نگاه میکنه پس حالا باید ببنیم این عینکها درحقیقت چیه واز کجا رنگشون تشکیل میشه در دهن ما این عینکها همون فرمولهای دهنی وباورهای ما هستند که از طریق ورودی های ذهنمون وارد میشن ووقتی این اطلاعات وارد میشن به صورت باور مبشن وعینکی از رنگ باور مورد نطر ساخته میشن ودرمورد اون موصوع وقتی در زندگی ما بهش فکر کنیم یا به خواهیم کاری انجام بدیم بلافاصله ذهن عینک مورد نطر همون باور رو استفاده میکنه وطبق اون نتیجه به همون رنگ حاصل میشه حالا ماهر کار عملی و فیزیکی انجام بدیم تهش به همون رنگ نتیجه اش میشه پس ما در زندگی تا حالا در مورد چاقی فقط داستیم عمل بیخود فیزیکی انجام میدادیم ولی تهش همون نتیجه عینک رنگی ذهنمون میشد یعنی در اخر چاقی بیشتر میشد اخه ما در مورد چاقی فرمولهای زیادی داریم که تقریبا همه اشتباه بوده ودر دهن ما متاسفانه بیستر اون به صورت باور شده مثل از ۵داخوردن ترسیدن مثل اینکه بی تحرکی عامل چاقیه مثل غداب وجدان بعداز خوردن مثل اینکه به بعصی از ۵دا ها ومواد ۵دایی قدرت چاق کنندگی میدیم مثلا نون ویا ماکارونی ویا بدنج خوردنشون چاقت میکنه یا مثلا میگیم اگه چایی روبا قند بخوریم بیماری دیابت میگیریم یا مثلا من برای پادردم به دکتر رفتم وبه من تقویتی داد ولی مربی باسگاهم گفت اونها اشتهوتو زیاد میکنه منم از اون روز بیشتر میخوردم ومیگفتم تقصیر من نیست که این قرصها ویزگیشون اینه خلاصه ما باورهای اشتباه زیادی داریم که باعث شده که ما چاق شویم وچاق بمانیم اگه این باورها روداشته باشیم انگار یک فیلتر روی ذهنمون رو گرفته ونمیتونه درست وطبیعی تصمیم بگیره وهمش دستوراتی منطبق با اون فیلتره میده که بدور از ذات اصلی دهنمون است یعنی اگه ما در ظاهر وطبق روال قدیم که رژیم وورزش میکردیم که لاعر بشیم فایدهای نداره چون اون قسمت که باید پردازش کنه وطبق کد های نوشته شده خودش عمل میکنه وما هی شاید لاعر میشدیم ولی چون او ن فیلتر ه روی ذهنمون بود براش سخت بود این روشها چون روی چشمهای دهنمون اون لنزهای رنگی وعینک چاقی در ذهنمون قرار داره ودر نهایتاول ما باید اون باورهایی که تبدیل به عینک دائمی شدهاند رو پیدا کنیم وکمکم وبا استمرار وتمرین زیاد ما فرمولهای جدید ودرست وطبیعی را وارد ذهنمون کنیم واون عینکها رو کنا بزنیم وکلا دیگه ذهنمون نیازی به عینک ندارد زیرا به صورت طبیعی ودرست ذهنمون احتیاج به هیچ عینکی نداره اخه اگه در روال عادی وطبیعی که خداوند برامون بوجود اورده برگرده نیازی به هیچ فیلتر ولنزی وعینکی نداره وخداوند اون رو طوری افریده که اگه فرمول درست در اون جای بدیم سریعتر کارهاشو انجام میده چون کارهای درست وطبیعی انجامش برای ذهنمون راحتر چون اصلا این جوری افریده شده ما با ورودی اشتباه چشهایش را۱عیف کردیم وعینکهایی با رنگهای مختلف بر چشمهای ذهنمون زدیم که او حتی نمیتوانست چیزی رو بدرستی ببینه ودستور درست بده حتی در مورد ورزش هم ما ورودی اشتباهی داده ایم و در مورد ورزش هم باید اول فرمولهای دخیره شده را بررسی کنیم ببینیم چه عینکی با چه رنگی بر چسمهای ذهنمون زدیم وسعی کنیم با استمرار و تمرین زیاد اونها رو کسف کرده وبه جایش فرمول وکد درست وارد کنیم تا از ورزش هم بهره درستی ببریم در مسیر لاعری با دهن خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام🙂
امروز برام واضح شد وقتی اساتید موفقیت میگن دنیایی که هر فردی داره تجربه میکنه متفاوت از دنیای دیگرانه و همه هم دارن واقعیت رو میگن
و این جمله که انسان ماشین اثبات باورهاشه
فرقی نمیکنه چه تلاشی داریم انجام میدیم فرقی نمیکنه چقدر زمان میذاریم فرقی نمیکنه کدوم شهر و کدوم کشور هستیم فرقی نمیکنه چند سالمونه در نهایت نتیجه رو باورهای ما رقم میزنن
باورها مثل عینک مثل لنز و مثل فیلتری هستن که حقیقت رو متفاوت جلوه میدن و بستگی داره من چه فیلتری زده باشم واقعیت دنیای من با شما متفاوته
اینجاست که حرف و نظر ادمها میتونه روی زندگی ما تاثیر بذاره چون اون فرد داره از پشت عینک باورهای خودش دنیا رو میبینه و هر آنچه میگه از زاویه دید خودش هست
و دقیقا همینجاست که باید هوشیار باشیم هر حرفی رو نشنویم هر تصویری رو نبینیم
اینجاست که باید برای ورودی ذهنمون فیلتر بذاریم
اینجاست که نقش رسانه ها در سرنوشت ما خودش رو نشون میده
چی داریم وارد ذهنمون میکنیم وقتی دنیایی که رسانه ها معرفی میکنن یه دنیای پر از جنگ و خشونت و بیماری و فقر و بی رحمی هست اونوقت من چطور میتونم با دیدن تصاویر این دنیا و شنیدن درباره این مسائل باور کنم که دنیایی که خدا آفریده پر از زیبایی و صلح و فراوانیه🤨🤨🤨🤨
برای همه قسمتهای زندگیمون ما یه عالمه باور داریم در مورد چاقی هم اینطوره….
و درنهایت این باوره که نتیجه جسمی ما رو مشخص میکنه
وقتی من باور دارم چاقی من ارثی هست دیگه هر تلاشی برای لاغر شدن انجام بدم سالها باشگاه برم سالها توی بشقاب میوه خوری غذا بخورم ……باز هم نتیجه جسم چاق منه چون من با اون کارها نتونستم ژنم رو تغییر بدم که….😬پس تلاش فیزیکی من مهم نیست و تا زمانی که این باور تغییر نکنه جسم من به سمت چاقی حرکت میکنه😑😑😑
وقتی باور دارم برنج ،نان،ماکارونی، شیرینی،شکلات،سیب زمینی ،فست فودها …. چاق میکنن هر بار که از اونا مصرف میکنم یا حتی وقتی فقط چشمم به اونا میخورن افکار چاق کنندگی اونها رو مرور میکنم پس چاقتر میشم😮😮😮😮
یه جمله ای که خیلی توی فایل نوشتاری برام جذاب بود این بود که باور چاق کنندگی نان باعث پر رنگ شدن باور “چاق شدن من طبیعی است”میشه دقیقا مثل وقتی که فیلتر زرد بذاریم روی چشممون و اونوقت یه قسمتهایی از تصویری که میبینیم زردتر و پر رنگتره😶😶😶😶😶
پس باورهای ما حتی باعث تقویت همدیگه هم میشن و باورهای ریشه ای ما سختتر تغییر میکنن
الان درک میکنیم که چرا همه ما داریم از یه نوع غذا میخوریم ولی من چاقم و دوستم لاغره👌👌👌
من درباره خوردن نوع خوردن نوع خوراکی ژنتیکم متابولیسم بدنم و……هزاران فرمول ذخیره شده دارم که او نداره پس نتیجه جسم من چاقیه ولی او تناسبه👌👌👌
اینجاست که به اهمیت تغییر ذهن پی میبریم
اینجاست که میفهمیم تنها راه لاغری صحیح و ماندگار تغییر ذهنه
اینجاست که میفهمیم هییییییچ رژیمی فایده نداره
ساعتها باشگاه رفتن بی فایده است
ساعتها پیاده روی مسخره است
اعمال جراحی کاملا بی نتیجه است
دمنوشها ،قرصها وگنهای لاغری ،ژلهای لاغر کننده یه شوخی بیشتر نیستن😏😏😏😏
تنها راه لاغرشدن در مسیر تناسب فکری موندنه و چقدر این عنوان پر مفهوم و زیباست 👌👌👌تا زمانی که فکر ما متناسب نشه جسم ما هم متناسب نمیشه😏😏😏
ودر کدوم یک از روشهای دیگه ذهن رو به تناسب میرسونیم….هیچ کدوم👌👌 و این دلیل موندگار نبودن لاغری با بقیه روشهاست
تناسب ابتدا باید از ذهن شروع بشه تا زمانی که ذهن تغییر نکنه جسم تغییر نخواهد کرد و تنها راه نغییر ذهن یادگیری است که بصورت شناسایی باورهای چاق کننده و جایگزینی اونا با باورهای لاغر کننده صورت میگیره و آنقدر این روند باید تکرار بشه تا شبکه سیناپسی جدیدی که ساختیم قوی و محکم بشه تا به جای شبکه قبلی عمل کنه و فرمانهای مغز متفاوت بشه و ما رفتارهای متفاوتی رو در رابطه با غذاها نشون بدیم این روند در افراد مختلف با هم تفاوت داره بسته به حجم باورهای قبلی و بسته به درگیریهای ذهنی هر انسان ،وتمرکزی که بر آموزش لاغری داریم زمانها فرق میکنه ولی نتیجه برای همه هست وهرکس وارد این سرزمین شد در نهایت به تناسب اندام مورد نظرش میرسه به شرطی که تا آرزوش رو کسب نکنه کوتاه نیاد👌👌👌
نشان های دریافت شده
با سلام حضور محترم استاد عزیز وهمراهان گرامی،
در اینجا واین سرزمین لاغر ها هر کس که وارد می شود، با دنیایی بسیارمتفاوت آشنا می شود ،همه چیز آموختنی و در عین حال حیرت آور است ،، پر از آگاهی واموختنی همراه با لذت،
یادمه که من وقتی برای اولین بار با سایت لاغری با ذهن توسط استاد عزیز آشنا شدم آنقدر هیجان زده شده بودم بی اختیار اشک می ریختم ،چون هرچه استاد می گفت با طبیعت من سازگار بود ،انگار سالها درانتظار شنیدن این حرفها بودم، هم ذوق زده بودم وهم متحیر ،حال غریبی داشتم واشتیاقم بی نظیر بود که همچنان هم هست بطوریکه خیلی سریع هر کسی مرا می دید می گفت چقدر لاغر شدی، هنوز اول راه بودم وهنوز اموزشهارا بطور اصولی فرا نگرفته بودم ولی حالم بی نهایت خوب بود ، و به نظر من در مرتبه اول اون حس وحال وشور واشتیاق بود که اثر واقعی خودش را گذاشته بود ومن بی اختیار میلم به غذا خوردن کم شده بود توجه کنید دوستان بی اختیار میگم ،برای اینکه بدانید چقدر تمرکز واشتیاق وتوجه در مورد چه لاغری ویا موارد دیگر در زندگی تاثیر گزار می تواند باشد . برای من کاملا محرز شده که فرمولهای چاقی ،مثل باور چاق کنندگی مواد غذایی، یا داشتن استعدادچاقی،ویا خوابیدن وبی تحرکی ،شام خوردن ،صبحانه خوردن ، وغیره همه اینها موارد وموضوع چاق کننده ای بود که من به آنها معتقد بودم ولی نمی دانستم که همه اینها تنها باورهای اشتباهی بود که خودم برای خودم ساخته وپرداخت بودم ،ولی در حال حاضر با تکرار مکرر میثاق نامه هرروز صبح در جلوی آینه نه تنها فرمولهای لاغری در ذهنم به خوبی جای گرفته بلکه به عمل تبدیل شده است، همینکه هدف من تنها لاغری وتناسب اندام همیشگی است ،که قبلا هم همین بود ،قبل از شرکت در دوره ،ولی باور نداشتم ،! ویا توجه کردن به آنچه می خواهم : خوب معلومه ،تناسب اندام همیشگی! ولی قبلا ،توجه من به چاقتر نشدنم بود! ویا من از امروز سعی می کنم به انسانهای متناسب توجه کنم ، کاری که قبلا از این توجه بدم می آمد وازش به نوعی فرار می کردم، ولی حالا از دیدنشون لذت می برم وبه خودم مرتب یادآوری می کنم که اولا تو هم می توانی متناسب باشی ،دوما به خودم یادآوری کنم که طبیعیه که هر انسانی متناسب ولاغر باشد، ما برای قانع کردن ذهنمان هم برای لاغری باید اورا قانع کنیم، با اودر گفتگو باشیم ،ودر حال سوال وجواب باشیم ،مثل این می ماند که دوستی تازه کشف کردیم که خیلی در تمام ابعادزندگیمان تاً ثیر گذاره! وقدرتمنده ، با کاروحرفه اش آشنایی پیدا کردیم ودر یافتیم که اگر با او در صلح باشیم ، هم حالمون خوب می شود وهم رفتارمان ،! کم کم فیلترهای اشتباهی که مانع دید ن دنیای واقعی وزیبا بود از روی چشمانمان برمی داریم ، کم کم رنگها وباورهای اشتباه را ازجلوی دیدگانمان به کناری می زنیم وبا تکرار ویاداوری که دقیقا چه می خواهقم کدهای جدید را با می دهیم، آنه از غذاها دیگر ترسی داریم ونه حرص وولع می خواد که داشته باشیم ،اندازه نیاز جسمی امان را داده ایم که اون با توجه به عدد ترموستات که در ذهنمان وارد کردیم کار خودش را بلد است ،مثل این می ماند که سفارش یک فنجان قهوه بدهی وطرف بیش از اندازه وظرفیت فنجان بریزد ،که خوب در نعلبکی می ریزد وهمه جارا کثیف می کند ، اندازه نیاز من یک فنجان بود ،نه بیشتر اتفاقا دیروز با یکی از آشنایان در ایران صحبت می کردم واو تعریف می کرد که فلان دوستش بعد از ۷ سال از آمریکا آمده ایران ووقتی اورا دیده بود خیلی چاق شده بود بطوریکه تعریف می کرد ا شدت چاقی پاهایش منحنی شده بود وقرار بود که در آنجا عمل کوچیک کردن معده را انجام بده پرسیدم چی شد ،عمل کرد ،؟ گفت آره عمل کرد ولی چه فایده ! پرسیدم چرا ،گفت خودش تعریف می کنه که حالا فرقی که کردم پیتزا ویا هرخوراکی را دلم می خواد بازم مثل سابق بخورم ومی خورم ولی فرقش آینه که ببخشید دوستان البته ،بالا میارم !!! خندیدم وگفتم ،بابا اون فایده نداره به قول معروف ،خانه از پای بست ویران است!!! اون باید بره مغزشو عمل کنه وکلی هم خنده ام گرفته بود وهم خوشحال بودم که چقد خوب می توانم الان تشخیص بدم که مشکل افراد چاق در کجاست ،استاد در اینجا ،جا داره که از شما یک تشکر ویژه بکنم ،چون نه تنها شما به ما اموزش لاغری می دهید ،بلکه ما را تبدیل به افراد کارشناس،لاغری می کنید، !
خلاصه اینکه دنیا وزندگی خیلی زیباست ،وزیباتر هم خواهد شد اگر پرده ها ی ابهام ونا باوری به ان چه پس می شود.اما کنار بزنیم وقدرتمند وتوانا وبا اعتماد به نفس ،به خواسته های خود توجه کنیم ، وانتظاری جز موفقیت وپیروزی ولیاقت در رسیدن به آرزوهایمان نداشته باشیم ، واین را یقین بدانیم که هر خواسته ای زمان خودش را می طلبد ،کافی است که صبور باشیم ومشتاق !
سلام دوست عزیز
ازاینکه با این اشتیاق و احساس خوب در سرزمین لاغرها حضور دارید خوشحالم
اگه درنوشتن دیدگاه از اینتر کردن برای پاراگراف بندی نوشته ها استفاده کنید بسیار زیباتر و خواندن آن راحت تر می شه
مرسی
نشان های دریافت شده
با سلام حضور محترم استاد عزیز ،
ممنونم استاد از لطف شما ،در ضمن حتما در نوشتنم دقت بیشتری می کنم وانجام خواهم داد،
با سپاس
نشان های دریافت شده
باسلام این گام هم مثل همیشه عالی بود.
گام۲۷فرمولهای ذهنی و تاثیر در چاقی:
نکاتی که از این گام یاد گرفتم.
۱ فرمول ذهنی در عمل کردن ذهن مثل زدن یک عینک بر چشمان ما هست که دنیارو به شکل غیرطبیعی و مجازی میبینیم.
۲ در ذهن فردی که فرمول ذهنی اون اینکه که چاقی ارثی است تجربه اون در زندگی همیشه چاقی خواهد بود چون این فرمول ذهنی است که نتیجه را تعیین می کند.
۳ مثال دیگر این است که افراد چاق همیشه فکر می کنند که خوردن باعث چاقی میشود واین یک فرمول اشتباه است و با آوردن دلیل منطقی که افراد لاغر و متناسب هم می خورند ولی چاق نمیشوند پس این فرمول چاق کننده و اشتباه است. واین فرمول به این راحتی رد صلاحیت شد.
۴ من هم این عقیده وباور چاق کننده را داشتم که نان خوردن دلیل چاقی من هست وچند بار هم سعی کردم که امتحان کنم و نخورم ولی نتیجه باز هم چاقی بود و الان فهمیدم که من باور چاق کنندگی به نان داشتم درصورتی که این باور برای افراد متناسب اینجوری نیست و ازشون بپرسید میگن ما نون رو میخوریم که سیر بشیم و لازم هست که خورده بشه.
۵ نکته قابل توجه این است که تاثیر فرمولهای ذهنی این است که وقتی فرمول اشتباه در ذهن ایجاد شود نه تنها وقتی که مشغول خوردن هستیم افکار تحت تاثیر اون فرمولها قرا میگیرند بلکه موقع نکاه کردن به اون ماده غذایی هم یه سری افکار در ذهن ما مرور میشه که ناشی از همون فرمولهای چاق کننده است.
۶ فرمولهای ذهنی در تمام جنبه های مختلف زندگی وجود داره که از طریق شنیده ها و دیده ها این فرمولها ایجاد می شوند که در نهایت نتیجه زندگی ما در جنبه های مختلف زندگی رو رقم می زنند.
۷ مثالهایی از فرمولهای ذهنی اشتباه که من هم داشتم:من آدم بدشانسی هستم.زندگی همیشه و برای همه سخت است من کار مورد علاقه ام رو پیدا نمیکنم یا فرد مورد علاقه ام برای زندگی پیدا نمی شودیا خوابیدن باعث چاقی می شود وخیلی فرمولهای دیگه که الان در خاطرم نیست وسعی خودمو میکنم که با این مسیر ذهنی عینک ذهنی یا فرمولهای اشتباه خودم رو یکی پس از دیگری تغییر بدهم و بردارم.
۸ اصلا مهم نیست که چقدر فاصله دارم برای داشتن اندام دلخواهم واین از حیله های شیطان است که باعث میشه این فاصله رو برای ما بزرگتر بکنه و دور از دسترس قرارش بده.
۹ نکته مثبت و مهم این است که در این راه ایمان و امید و باور داشته باشیم که این مسیر میتونه مارو نه تنها به لاغری بلکه به کلی از رویاهامون برسونه فقط باید همت کنیم ووشروع کنیم به تغییر دادن شرایطی که ازش راضی نیستیم.
۱۰ اصل و اساس لاغرشدن فرمولهای ذهنی است که اگه ازش اطلاع داشته باشیم می تونیم لاغر بشیم و اگه با خبر نباشیم باعث چاقی می شود،البته در تمام جنبه های زندگی هم این صدق می کنه.
۱۱ فرمول ذهنی درواقع یک مسیر است که ما داریم در اون حرکت میکنیم واصلا مهم نیست که چقدر تلاش می کنید مهم اینکه که نتیجه آخر رو فرمول ذهنی عوض می کنه.
۱۲ جهان براساس فرمولهای ذهن هر فرد داره بهش پاسخ میده این نکته خیلی برام مهم است.
۱۳ وقتی ذهن رو برای کاری آماده کنید نتیجه فراتر از حد تصور و تلاشی است که انجام دادین.
۱۴ و در نهایت لاغرشدن آسان ترین کار دنیاست فقط باید اصولشو یاد بگیریم و اصولشم راحته چون با لذت و اشتیاق همراه است فقط باید باور کنیدو بهش عمل کنید.
سلام استاد عزیز وبزرگوار
خداوند رو سپاسگزارم که من رو که مشتاق لاغری واگاهی هستم در این مسیر قرار داد 💞💖
من تازه وارد این مسیر شدم الان گام ۲۷ هستم خدا رو شکر چه مطالب آموزنده ای یاد گرفتم 😇😇😇😇
من فهمیدم ذهن من مثل صفحه ای سفید وپاک هست وما در طول مسیر زندگی روی این صفحه فیلتر های پر از شک. ترس. نا امیدی و فرمول های اشتباه پر میکنیم. این ما هستیم که باید درست بخواهیم وبا عشق و توکل به خدا بریم در مسیر موفقیت و شادی ولاغری
نشان های دریافت شده
سلام بر همگی
منم تا یه سنی متناسب بودم ویادم میاد که تو اون دوران هیچ وقت به هیچ غذایی باور غلط نداشتم اینطوری بگم صبحانه همیشگی ما یا کره یا خامه بود و ناهارمون هم اکثرا خامه با نون و ماست خامه ای . از شیر گاو کره و خامه و ماست خامه ای درست میکردیم و استفاده میکردیم با مربا .
مامانم هم مرتب کیک و کلوچه درست میکرد و میخوردیم .
اصلن سر سوزنی هم به اینکه چی چاق میکنه و چی نمیکنه فکر هم نمی کردیم و بعدش که چاق شدیم تحت تاثیر اطرافیان و دوستان نسبت به غذاها حساس شدیم و روز به روز باورهای غلط چاقی بیشتر شد و روز به روز چاق تر .
پس اگه کره و… میخواست چاق کنه ما چندسال ۱۰ سال مرتب استفاده میکردیم متناسب بودیم حتی یادم میاد هیچکدوم از اعضای خانواده نه بیماری کبد چرب و… داشتند نه به الان که خواهر زادم ۶ سالش بود زرده تخم مرغ رو می انداخت و سفیدشو میخوره .
خودمون به خودمون بد کردیم و اینجور غذا خوردنها رو فرهنگ سازی کردیم . و غذاها رو به دو دسته چاق کننده و خوب جا انداختیم و هم خودمون این باورها رو قبول کردیم و هم بین فرزندان و عزیزانمان جا انداختیم .
رسانه ها هم که هر روز دارند روز به روز کانالهای آشپزی رو گسترش میدن وهم دستگاه ورزشی رو تبلیغات میکنند .با دست پس میزنند و با پا پیش می کشن.
بعضی اوقات که پای برنامه کودک خواهر زادم میشینن میبینم تو برنامه کودک هم یه مجری و دوتا کودک میارن و آشپزی آموزش میدن .
به نظر من این موضوع لاغری با ذهن آنقدر مهم هست که در دوره دبستان یه کتاب آموزشی درنظربگیرن و عزیزانمان از پایه با قدرت ذهن آشنا بشن . اعتماد به نفس که پایه هر موفقیتی هست وقتی با فرمولهای غلط ذهنی کمرنگ بشه دیگه چی جوری توقع پیشرفت و یک جامعه سالم و موفق رو داشته باشیم .
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام استاد عزیز و دوستان گرامی گام بیست و هفتم ،فرمول هایی ذهنی و تاثیر در چاقی ،فرمول هایی چاقی در ذهن ما مثل عملکرد اون طلق ب اون کو چکی هستند ک استاد جلوی لنز دوربین گذاشتند و تمام تصویر ب رنگ غیر طبیعی تبدیل شدن و هیچ چیز رنگ طبیعی خودش رونداشت و فرمول های چاقی هم مث چاقی من ارثیه ،چاقی من ب خاطر رسیدن ب سن بلوغه ،ب خاطر زیاد خوابیدنه ،ب خاطر بی خیال بودن ی دلیلایی ک الان خودم بهشون فک میکنم میگم چرا من اینا رو باور کردم واقعا وقتی این دلیلا تبدیل ب باور شدن در من دیگه من هر چی تلاش کردم نتیجه ی جز شکست برای من نداشته ،ما در این راه اول باورهاای ک باعث چاقیمون شده رو شناسایی میکنیم بعد حذفشون میکنیم بعد باورهای متناسب شدن رو در ذهنمون بذر شو میکاریم و بعد کاشتن این باورها مثل باغبانی ک از درختاش مراقبت میکنه ک جون بگیرن درختاش تا ب ثمر بشینن ما هم باید تقویت کنیم این باور ها رو استمرار داشتن در این راه باعث میشه ما افرادی متناسب بشیم مثل استاد عزیز و شگفتی سازان با اراده عاشقتونم 🌹🌹🌹🌹🌹.
نشان های دریافت شده
سلام بر همگی.
هرچقدر جلوتر میریم بیشتر موانع ذهنی که ایجاد کردیم و از آن غافل بودیم شناسایی میکنیم .
تو خانواده ما هم کلی از این رفتارها و باورهای غلط فراوان یافت میشه . اینکه آش رو هر کدوم از ما چند تا کاسه میخوریم درحالی که اون رو پیش غذا میدونیم و حتما بعدش ناهار و شام درست میکنیم ومیخوردیم. یا خوردن شیرینی اختیار و گوجه و کلوچه و ساندویچ وذرت مکزیکی اینا رو اصلن جزء غذایی که سیر کنه نمیدونستم .
یه روز با دوستم بیرون بودیم دیدم میگه بزار چندتا ساندویچ بگیرم برای شام و یه نوشابه بزرگ . کلی تعجب کردم . آخه تو خونه ما اصلن اینا شام محسوب نمیشه و جزو دلضاف محسوب میشه . وقتی میشه باورمان رو نسبت به کلوچه ودیگر خوراکیها عوض کردو جز و وعده غذایی درنظر گرفت پس چرا من سعی نکنم که باورهام رو نسبت به باقی غذاها عوض کنم و یه بیسکویت یه کلوچه یه ساندویچ یا آش یا شعله زرد ویا حتی نون و پنیر وسبزی … رو در ذهنم وعده غذایی حساب کنم.
چقدر زندگی کردن راحته و ما فقط چقدر با باورهای غلطمون سختش کردیم.
اینها درس امروز منه . دیگه هر چیز خوردنی در ذهنم غذای بدنم هست و پیش غذا و… نداریم .و باور میکنم که با خوردن همینا احساس سیری رو بدنم میده .
به قول سهراب سپهری گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
دیده ها رو باید شست و جور دیگر باید دید.