0

تاثیر فرمول‌های ذهنی بر چاقی و لاغری (گام ۲۷)

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی
اندازه متن

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی مثل عینکی‌ست که روی چشم‌هایمان می‌زنیم! 🕶️

یعنی چی؟ یعنی فرمول‌های ذهنی مثل فیلترهایی هستند که طرز دید ما به خودمون و دنیای اطرافمون رو شکل میدن. 👀 این فیلترها اونقدر قدرتمندند که می‌تونن انتظارهای ما رو بسازن؛ انتظارهایی که مثل قطب‌نما مسیر زندگی‌مون رو تعیین می‌کنن. 🧭

پس وقتی نگرش‌مون رو با فرمول‌های ذهنی مثبت و درست پر کنیم، داریم عملاً مسیر زندگی‌مون رو با دست خودمون می‌سازیم! 💪✨

تاثیر فرمول های ذهنی

حتما با عملکرد عینک آشنایی دارید.

اگر شما عینکی با شیشه های آبی رنگ بر چشمان خود بزنید همه دنیا را به شکلی می بینید که رنگ آبی آن غلیظ تر از دیگر رنگ هاست و اگر عینکی با شیشه های رنگ قرمز به چشمان خود بزنید دنیای قرمز رنگی را خواهید دید.

دلیل آن تغییر کردن رنگ دنیا نیست بلکه تاثیری است که شیشه های رنگی بر نوری که از دنیا به چشمان شما می رسد می گذارند.

تاثیر فرمول های ذهنی

وقتی نوری که به چشمان شما میرسد به واسطه شیشه های رنگی تغییر رنگ می دهد، تصویری که توسط شما دیده می شود غیرطبیعی و به رنگ آن شیشه خواهد بود.

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 🧠⚖️

فرض کنید ذهن ما مثل یک عینک رنگی باشد که دنیا را از پشت آن می‌بینیم. 👓 وقتی این عینک شیشه رنگی دارد، هر چیزی که می‌بینیم رنگ همان شیشه را می‌گیرد.

در ذهن یک فرد چاق، فرمولی مانند «چاقی من ارثی است» ذخیره شده است.

این مثال روشنی از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است؛ یعنی هرچقدر هم تلاش کند، چون این فرمول در ذهنش فعال است، ذهنش به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده که نتیجه نمی‌گیرد و در نهایت همان چاقی برایش شکل می‌گیرد.

✋💭 تلاش جسمی به تنهایی کافی نیست، چون سرنوشت واقعی توسط فرمول‌های ذهنی رقم می‌خورد، نه فقط رفتارهای ظاهری.

مثال دیگر تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی فرمول «خوردن باعث چاقی می‌شود» است که تقریباً در ذهن همه افراد چاق ثبت شده است.

این فرمول آن‌قدر قدرتمند است که می‌تواند باعث شود فرد تا همیشه چاق بماند و حتی وزنش افزایش یابد! 🍔🚫

دقیقاً مثل وقتی که عینک شیشه رنگی روی چشم می‌گذاری و همه چیز به رنگ همان شیشه دیده می‌شود، فرمول‌های ذهنی هم دید ما به دنیا و غذا را تغییر می‌دهند.

وقتی باور داشته باشی «خوردن باعث چاقی است»، حتی نگاه کردن به غذا هم باعث می‌شود ذهنت آن باور را پررنگ‌تر کند و آنجاست که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی شرایط چاقی را برایت بسازد. 👀🍽️

مثال نان و باورهای ذهنی 🍞❌✅

مثلاً کسی که باور دارد «نان خاصیت چاق‌کنندگی دارد»، هر بار که نان می‌خورد انگار این فرمول ذهنی را در ذهنش پررنگ‌تر می‌کند و پیشاپیش قبول کرده که چاق می‌شود! 🤯 این دقیقا نمونه‌ای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است.

اما واقعیت چیست؟ خیلی‌ها نان می‌خورند و همیشه متناسب هستند. این یعنی خود نان باعث چاقی نمی‌شود، بلکه باور و فرمول ذهنی ما درباره آن است که می‌تواند چاقمان کند.

اگر از افراد متناسب درباره نان بپرسیم، می‌بینیم نگاهشان به نان و غذای کلی کاملاً متفاوت است. آن‌ها نان را منبع انرژی، لذت و سیر شدن می‌بینند؛ در حالی که فرد چاق آن را به عنوان یک عامل چاق‌کننده باور کرده است. 🍞❤️ vs 🍞😟

راز تفاوت بین افراد چاق و متناسب چیست؟ 🕵️‍♂️

وقتی که مواد غذایی یکسان است، پس چرا برخی چاق می‌شوند و برخی نه؟

تنها تفاوت، فرمول‌های ذهنی است که در ذهن هر فرد ذخیره شده. ذهنی که پر از باورهای محدودکننده و منفی باشد، باعث چاقی و ماندگاری آن می‌شود.

جالب است بدانید حتی وقتی به غذا نگاه می‌کنید، بدون اینکه بخورید، ذهن‌تان افکاری را مرور می‌کند که از همان فرمول‌های ذهنی ناشی می‌شود. 👁️💭 این یعنی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار عمیق‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنیم!

نتیجه‌گیری 🌟

اگر می‌خواهیم وزن خود را تغییر دهیم، باید اول تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را شناسایی و اصلاح کنیم. چون این فرمول‌ها مسیر زندگی و وضعیت جسمی ما را تعیین می‌کنند.

مثل اینکه عینک شیشه رنگی را برداریم و دنیای واقعی را همان‌طور که هست، ببینیم و باور کنیم. 👓💡

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی

تاثیر فرمول‌ های ذهنی بر عملکرد ذهنی و جسمی 🧠✨

از بچگی عاشق کلوچه با چای بودم. 🍪☕ مادرم تو پختن کلوچه‌های خانگی مهارت خاصی داشت و همیشه چند مدل مختلف کلوچه در خانه بود. خوردن کلوچه با چای برای من یک لذت بی‌نظیر بود!

اما در ذهنم فرمولی نادرست شکل گرفته بود: «کلوچه چاق‌کننده است.» 😔 این باور اشتباه نمونه‌ای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بود که مثل یک برچسب روی کلوچه چسبیده بود و هر بار که کلوچه می‌خوردم، مطمئن بودم دارم چاق‌تر می‌شوم.

وقتی رژیم می‌گرفتم، تلاش می‌کردم کلوچه نخورم، ولی به محض اینکه رژیمم تمام می‌شد یا عصبی می‌شدم، اولین چیزی که سمتش می‌رفتم همان کلوچه بود! 🍪😅

حتی وقتی از جلوی مغازه کلوچه‌فروشی رد می‌شدم و بوی کلوچه‌ها به مشامم می‌رسید، ذهنم همزمان به لذت خوردن کلوچه و هم به چاق‌کننده بودنش فکر می‌کرد؛ نمونه‌ای واضح از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی در زندگی روزمره.

این دو فکر متناقض، دقیقاً نتیجه‌ی فرمول‌های ذهنی اشتباهی بودند که در ذهنم ذخیره شده بودند. 💭⚔️

این تجربه‌ نشون می‌ده که فرمول‌های ذهنی چقدر روی رفتار و حتی احساسات ما تاثیر می‌گذارند؛ طوری که حتی وقتی کاری نمی‌کنیم، فقط فکر کردن به آن موضوع، واکنش‌های ذهن و بدن ما رو شکل می‌ده.

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی: داستان من و دوستم 🍪🧠

نکته جالب این است که یکی از دوستان متناسب من، درست مثل من عاشق کلوچه بود، اما هرگز باورهای ذهنی من درباره چاق‌کننده بودن کلوچه را نداشت! 🤔

نه تنها فرمول‌های ذهنی ما درباره کلوچه فرق داشت، بلکه نحوه خوردنمان هم کاملاً متفاوت بود.

دوستم همیشه کلوچه را بعد از ناهار و فقط برای لذت بردن با چای می‌خورد، اما من سال‌ها همین کار را تکرار می‌کردم، حتی زمانی که واقعاً سیر بودم! 🍽️🍪

او هر وقت کلوچه می‌خورد، می‌گفت: «من کلوچه خوردم، سیرم!» و دیگر غذای اضافه نمی‌خورد، اما من کلوچه را اصلاً به عنوان غذا حساب نمی‌کردم؛ فقط یک خوراکی خوشمزه بود که برای تفریح و لذت بردن می‌خوردم. 😋

ترکیب فرمول‌ های ذهنی و تاثیر آن بر اضافه وزن ⚖️

فرمول‌های ذهنی ما مثل قطعات یک پازل هستند که وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، رفتار و احساس ما را شکل می‌دهند.

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار مهم است و می‌تواند حتی روی کوچک‌ترین انتخاب‌های غذایی ما اثر بگذارد.

من باور داشتم که کلوچه غذا نیست، بلکه فقط یک خوراکی خوشمزه و تفریحی است، اما همزمان باور داشتم که «کلوچه خاصیت چاق‌کنندگی دارد».

این دو باور با هم ترکیب شدند و باعث شد بارها کلوچه را حتی وقتی سیر بودم بخورم، و هر بار این باور تقویت شود که چاق شدن من طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است. 😞🍪

راهکار من در دوره «ورود به سرزمین لاغرها» 🎯

اولین قدم این است که هنرجوها یاد بگیرند فرمول‌های چاق‌کننده ذهن‌شان را شناسایی کنند. اینجا دقیقاً همان جایی است که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی خودش را نشان می‌دهد.

بعد از آن، فرمول‌های صحیح و متناسب‌کننده را جایگزین کنند.

مثل اینکه عینک چاقی را از چشمان خود بردارند و به جای آن عینک تناسب اندام را بزنند! 👓💚

وقتی این کار را انجام دهید، به تدریج تجربه تناسب اندام در زندگی‌تان شروع می‌شود.

این اتفاق برای من و همه دوستانی که با اشتیاق و انگیزه مسیر آموزشی را طی کرده‌اند، رخ داده است. 🙌😊

چرا این فایل برای شما مفید است؟

در این فایل، تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به زبان ساده و روشن توضیح داده‌ام.

بعد از مطالعه این توضیحات، کاملاً متوجه می‌شوید که چطور فرمول‌های ذهنی در نتایج زندگی شما نقش دارند.

این آگاهی به شما کمک می‌کند که در مسیر تناسب اندام، دقیق‌تر به فرمول‌های ذهنی خود توجه کنید و برای تغییر آن‌ها قدم بردارید. 🚀✨

✍️ تمرین آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 📖

بارها تاکید کرده‌ام که با رفع موانع ذهنی برای لاغر شدن می‌توانید لاغر شوید. بنابراین شناسایی موانع ذهنی اهمیت بسیار زیادی دارد.

موانع ذهنی بر اساس فرمول‌های ذهنی ایجاد می‌شوند، بنابراین برای شناسایی موانع ذهنی باید مهارت شناسایی فرمول‌های ذهنی را کسب کنید. پس با دقت تمرینات مربوطه را انجام دهید.

ابتدا متن نوشتاری را مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات پاسخ دهید.

  1. درک و نگرش شما از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی چیست؟ شرح دهید.
  2. مواردی از تاثیر فرمول‌های ذهنی در جنبه‌های مختلف زندگی‌تان را نام برده و شرح دهید.
  3. تاثیر فرمول‌های ذهنی در روند چاق شدن خود را شرح دهید.
  4. اگر از روش‌های مختلف برای لاغر شدن استفاده کرده‌اید، تاثیر فرمول‌های ذهنی در نتیجه‌ای که کسب کردید را شرح دهید.
  5. آیا استفاده از روش‌های قبلی برای لاغر شدن باعث تغییر فرمول‌های ذهنی شما شده‌اند؟
  6. لاغری با ذهن چگونه می‌تواند باعث تغییر فرمول‌های ذهنی شما و تغییر نتیجه جسمی در شما شود؟
  7. درک خود از توضیحات ویدیوی آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به صورت انشایی شرح دهید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.23 از 87 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=14080
172 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۲/۰۶/۱۲ ۱۵:۳۱
      مدت عضویت: 2284 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 597 کلمه

      سلام  خدمت استاد عزیز و دوستان همراه

      یکی از موانع ذهنی لاغرشدن در ذهنم آرامش بود یعنی به هرنسبت که من در وضعیت روحی خوبی باشم به همان نسبت چاق ترم .

      چون پدرم که فردی چاق بود و تو خونه بهش میگفتن علی بی غم دنیایی و به خاطرهمین چاقی . و نگران آینده بچه ها نیستی پدرم هم میگفت خوب من که دارم کار میکنم گرونی هست و… من باید چی کارکنم و چون پدرم کمتر از اعضای خانواده نگران فرداها بود و کمترشکایت میکرد به اینکه تو مسولیت پذیرنیستی دغدغه بچه ها رو نداری  لااقل ازش انتظار داشتند که غصه بخوره وپدرم از این کارا بلد نبود . 

      کارش روانجام میداد ولی غصه خواری نمیگرد و… .

      وشنیدن این جمله تو ذهنم باعث شد که من با این باور غلط که فردی که آرامش داره چاق هست واین باور باعث شد که من بعد کنکور سراسری یا بعد امتحانات مدرسه و ترم یا بعد طی کردن هرچالشی من چاق تر شوم .

      تا اینکه با دوره لاغری با ذهن آشنا شدم موانع های دیگه رو شناسایی کردم و برای ذهنم منطقی کردم که من تا حالا اشتباه فکر میکردم و … و وزنم از ۷۴ به ۶۰ رسید و من ارامش زیادی گرفتم. اما انتظار داشتم باز هم لاغرتر بشم اما کلا استپ خورد. 

       چون لاغرشدن یکی از دغدغه های زندگیم بود که برطرف شد و من آرامش زیادی گرفتم و چون این کد برابر با چاقی بود من دیگه نتونستم لاغر تربشم و شاید هم داشت باسرعت بسیار پایین تری نسبت به قبل روتد چاقیم به خاطر این آرامش شکل میگرفت .

      بعد مدتی با کار کردن روی ذهنم یکی از مشکلات دیگه چندساله من هم برطرف شد و من آرامش زیادی رو تجربه کردم یهو دیدم رفتارغذاییم تغییر کرد و ترس از چاقی دوباره تو ذهنم مرور شد.

      یه دوماهی سپری شد مرتب فکرم درگیر بود خدایا من که دلایل چاقی رو برطرف کردم دیگه برای چی دارم آلارم چاق شدن رو دریافت میکنم به اتفاقات این دوماهه فکر کردم یهو مغزم سوت کشید وای خدای من .

      من دارم آرامش رو تجربه میکنم و کد آرامش تو ذهنم چاقی بود همون کدی که نزاشت من وزنم از ۶۰ پایین تر بره واستپ بخوره و همون کد الان داره بیشتر خودشو باحل موضوع دیگه زندگیم خودشو نشون میده . 

      دوباره دوره رو شروع کردم و چندتا موانع جدید دیگه  رو پیدا کردم بعد چند روز ترس از چاقی در ذهنم از بین رفت و رفتارغذاییم حتی بهتر از گذشته شد .

      و میخام بگم چقدر نامحسوس این کدها دارن کارخودشون رو میکنن و اگه حواسم به این آلارم ترس از چاقی نبود من چاق میشدم و اخرش هم میگفتم ای بابا لاغری با ذهن هم مثل رژیم و ورزش و… موقتی هست و دیدی این روش فایده نداره . چرامن دوباره چاق شدم .🙃

      من چون مطمن بودم که این روش ذهنی درسته دنبال نقض این روش نرفتم بلکه درون خودم رو کنکاش کردم و کد مخرب رو پیدا کردم .

      حالا متوجه شدم چون من زنده هستم و دارم زندگی میکنم و من باافکارم دارم زندگیمو خلق میکنم  و کدهای مخرب ممکنه هنوز هم تو ذهنم باشه و بسته به شرایط زندگی رونمایی کنه پس من باید درونم رو کنکاش کنم نه اینکه بیام قانون جهان هستی که من خالق زندگیم وجسمم هستم رو نقض کنم .

      ومن از خداوند شاکرم که اول این آلارم رو در بدنم قرلرداد که منو اگاه کنه که درونم رو واکاوی کنم بعد هم شاکرم بابت هدایت به این مسیر زیبا و راحت .

      تشکر ازاستادعزیز بابت انتشار این آگاهیهای ناب که علاوه بر درمان درد .پیشگیری کردن درد رو هم بهمون یاد داد تا راحت تر زندگی کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۲ ۰۸:۵۶
      مدت عضویت: 2284 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 319 کلمه

      سلام بر همگی

      منم تا یه سنی متناسب بودم ویادم میاد که تو اون دوران هیچ وقت به هیچ غذایی باور غلط نداشتم اینطوری بگم صبحانه همیشگی ما یا کره یا خامه بود و ناهارمون هم اکثرا خامه با نون و ماست خامه ای . از شیر گاو کره و خامه و ماست خامه ای  درست میکردیم و استفاده میکردیم  با مربا .

      مامانم هم مرتب کیک و کلوچه درست میکرد و میخوردیم . 

      اصلن سر سوزنی هم به اینکه چی چاق میکنه و چی نمیکنه فکر هم نمی کردیم و بعدش که چاق شدیم تحت تاثیر اطرافیان و دوستان نسبت به غذاها حساس شدیم و روز به روز باورهای غلط چاقی بیشتر شد و روز به روز چاق تر .

      پس اگه کره و… میخواست چاق کنه ما چندسال ۱۰ سال مرتب استفاده میکردیم متناسب بودیم حتی یادم میاد هیچکدوم از اعضای خانواده نه بیماری کبد چرب و… داشتند نه به الان که خواهر زادم ۶ سالش بود زرده تخم مرغ رو می انداخت و سفیدشو میخوره . 

      خودمون به خودمون بد کردیم و اینجور غذا خوردنها رو فرهنگ سازی کردیم . و غذاها رو به دو دسته چاق کننده و خوب جا انداختیم و هم خودمون این باورها رو قبول کردیم و هم بین فرزندان و عزیزانمان جا انداختیم . 

      رسانه ها هم که هر روز دارند روز به روز کانالهای آشپزی رو گسترش میدن وهم دستگاه ورزشی رو تبلیغات میکنند .با دست پس میزنند و با پا پیش می کشن. 

      بعضی اوقات که پای برنامه کودک خواهر زادم میشینن میبینم تو برنامه کودک هم یه مجری و دوتا کودک میارن و آشپزی آموزش میدن .

      به نظر من این موضوع لاغری با ذهن آنقدر مهم هست که در دوره دبستان یه کتاب آموزشی درنظربگیرن و عزیزانمان از پایه با قدرت ذهن آشنا بشن . اعتماد به نفس که پایه هر موفقیتی هست وقتی با فرمولهای غلط ذهنی کمرنگ بشه دیگه چی جوری توقع پیشرفت و یک جامعه سالم و موفق رو داشته باشیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۱ ۱۸:۵۰
      مدت عضویت: 2284 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      سلام بر همگی. 

      هرچقدر جلوتر میریم بیشتر  موانع ذهنی که ایجاد کردیم و از آن غافل بودیم شناسایی میکنیم .

      تو خانواده ما هم کلی از این رفتارها و باورهای غلط فراوان یافت میشه . اینکه آش رو هر کدوم از ما چند تا کاسه میخوریم درحالی که اون رو پیش غذا میدونیم و حتما بعدش ناهار و شام درست میکنیم ومیخوردیم. یا خوردن شیرینی اختیار و گوجه و کلوچه و ساندویچ وذرت مکزیکی اینا رو اصلن جزء غذایی که سیر کنه نمیدونستم .

      یه روز با دوستم بیرون بودیم دیدم میگه بزار چندتا ساندویچ بگیرم برای شام و یه نوشابه بزرگ . کلی تعجب کردم . آخه تو خونه ما اصلن اینا شام محسوب نمیشه و جزو دلضاف محسوب میشه . وقتی میشه باورمان رو نسبت به کلوچه ودیگر خوراکیها عوض کردو جز و  وعده غذایی درنظر گرفت  پس چرا من سعی نکنم که باورهام رو نسبت به باقی غذاها عوض کنم و یه بیسکویت یه کلوچه یه ساندویچ یا آش یا شعله زرد ویا حتی نون و پنیر وسبزی … رو در ذهنم وعده غذایی حساب کنم.

      چقدر زندگی کردن راحته و ما فقط چقدر با باورهای غلطمون سختش کردیم. 

      اینها درس امروز منه . دیگه هر چیز خوردنی در ذهنم غذای بدنم هست و پیش غذا و… نداریم .و باور میکنم که با خوردن همینا احساس سیری رو بدنم میده .

      به قول سهراب سپهری گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد 

      دیده ها رو باید شست و جور دیگر باید دید. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 16